باسمه تعالی: سلام علیکم: انسانها در عالم برزخ و قیامت در عالمی زندگی میکنند که بین آنها و آن جهان، جدایی و دوگانگی نیست آنطور که در این دنیا هست. ولی در هر حال در عالمی زندگی میکنند نه آنکه خودشان آن عالم را ساخته باشند و خلق کرده باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جهان غرب بنا به نظر متفکران غربی مثل جناب رنهگنون و گارودی در عالمی سراسر تهی و پوچ بهسر میبرند. ۲. بد نیست سری به کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سری به جزوهی «حججی، وجدان تاریخیِ ما» بزنید و اگر رسیدید، بر سر مزار آن شهید بعضی از قسمتهای آن را نگاه کنید. راهِ گشودهی امروز ما در لابهلایِ این غوغاهای دوران، بسی از دور سوسو میزند مثل روشنیگاهی در دلِ جنگلی سیاه، باید به سوی آن روشنیگاه قدم زد تا از آفتاب بیکران محروم نشد. موفق باشید
سلام استاد: من حالم خوب نیست. دانشجوی شریف ام. فعال بسیج دانشجویی. روز به روز بیشتر از معارف الهی مخصوصا از سیر شما بهره مند میشوم. ولی همین که کمی در تزکیه نفس جلو میروم سقوط میکنم و در گیر لهو و لعب میشم. استاد من دوست دارم آن حیات طیبه را، آن حقیقت را لمس کنم اما تعلقات دست و پای من را بسته. استاد مثل تشنهای که آب را در چند قدمیاش میبینه اما فلجه و نمیتونه به سمتش حرکت کنه. استاد لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرار سلوک همین است که گاهی ما در «بسط» قرار میگیریم و حضرت ربّ العالمین با نور جواد و درخشش خود به سوی ما میآید و به قول حافظ ممکن است که ما در طمع خام قرار گیریم و گمان کنیم دیگر مطلب تمام شد. ولی بعد از مدتی ما در «قبض» قرار میگیریم به این معنا که «نه هنوز!» راهها در میان است تا با «صبر» و شکیبایی و عدم بیقراری همچنان راه را ادامه دهیم در آن حدّ که به ما فرمودهاند در قیامت آنقدر پاداش پایداری در دین را در شرایط صبر و قبض، به ما میدهند؛ که از خدا میخواستیم ای کاش همیشه در قبض بودیم. هرچه هست به قول جناب مولوی: «ای برادر عقل یک دم با خود آر/ دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید
سلام استاد: من به دلیل اینکه خانواده ام خمس پرداخت نمیکردن الان فکر میکنم اگر بچه دار بشم روی اون بچه تاثیر میذاره. در حال حاضر هم گاهی از غذای اونها استفاده میکنیم. میخواستم بدونم راهی وجود داره که تاثیر تکوینی این مساله روی نسل از بین بره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جلسهای که سالهای قبل خدمت آیت الله حاج آقا شیخ یدالله رحیمیان بودم ایشان با تسلطی که نسبت به نظر فقها داشتند، معتقد بودند در مورد ارحام و نزدیکان نباید این نوع حساسیتها را إعمال کرد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. استاد عزیزم برخی از دوستان ما اینطور فکر میکنند که فقط شیعه اثنی عشری مومن محسوب میشود و اهل سعادت و نجات است و منظورشان از شیعه، اطاعت از ائمه اثنی عشر نیست بلکه مقصودشان، محبت و اعتقاد به ولایت و امامت و خلافت بلافصل امیرالمومنین علی علیه السلام و یازده امام بعد از ایشان و بغض نسبت به خلفاء ثلاثه و سایر دشمنان آن حضرات است. و پیروان سایر ادیان و مذاهب و مکاتب را یا منکر و معاند میدانند که فرجامشان شقاوت و عذاب الهی است یا مستضعفینی میدانند که فرجامشان با خداست و سعادت و نجاتشان معلوم نیست. اما بنده فکر میکنم معصومین علیهم السلام در قله ایمان و سعادت هستند و سایر انسانها به اندازهای که از لحاظ فکری و عملی به آنان نزدیکتر باشند از ایمان و سعادت بهرهمند خواهند بود. چه بسا کسی در ظاهر شیعه باشد یعنی اذعان به امامت ائمه اثنی عشر و بغض غاصبین حق آنان را داشته باشد ولی فرسنگها از خط فکری و عملی معصومین علیهم السلام فاصله داشته باشد یا حتی در تقابل با خط فکری آنان باشد مانند امثال شیرازی و یاسر الحبیب و غیره و چه بسا کسی شیعه نباشد اما از نظر خط فکری و عملی به معصومین علیهم السلام نزدیک باشد مانند شهدای غیر شیعه انقلاب اسلامی. البته مومنترین و سعادتمندترین انسانها بعد از معصومین علیهم السلام، شیعیان واقعی آن حضرات هستند همچون حضرت سلمان و امام خمینی رضوان الله تعالی علیهما لکن سایر انسانها از هر دین و مذهب و مکتبی که باشند اگر نسبت به آنچه از حقیقت و آیات الهی که در زندگی برایش آشکار میشود، انکار و استکبار و تکذیب نداشته باشند و با جان و دل آن را بپذیرد و به آن پایبند باشند، اهل ایمان و سعادت و نجات خواهند بود اگرچه در پارهای از مسائل مستضعف باشند. این فکر بنده است که دوستان آن را انحراف میدانند و اکنون که دستم از دامان پر مهر امام زمانم عجل الله تعالی فرجه الشریف به ظاهر کوتاه است و نمیتوانم همچون اصحاب عصر ائمه علیهم السلام عقیده ام را بر آنان عرضه کنم و صحت و سقم آن را بفهمم خواهشم از شما که عمر خود را در تعلم و تعلیم معارف اهل بیت علیهم السلام گذراندهاید این است که نظر خود را نسبت به ایمان و سعادت و نجات اخروی غیر شیعه با اشاره به ادلهای که در خاطر شریف دارید بفرمایید و اگر اشتباه و انحرافی در فکر بنده ملاحظه فرمودید اصلاح بفرمایید. همواره ارادتمند و دعاگوی شما هستم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که جنابعالی متوجه شدهاید. عنایت داشته باشید که ۴ امامِ اهل سنت در آموزههای خود تحت تعلیم حضرت امام باقر و امام صادق «علیهماالسلام» بودهاند و بهجز وهّابیها بقیه اهل سنت عملاً شیعه و محبّ اهل بیتاند. از طرفی وقتی رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» میفرمایند: «اطلبوا العلم ولو بالصين» علم را طلب کنید ولو اینکه در دورترین مناطق یعنی در چین باشد. و این نشان میدهد که تا این اندازه باید اندیشه و فهم سایر ملل و ادیان و فرق دیگر را مدّ نظر داشت و قابل استفاده دانست. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: ضمن عرض تسلیت ماه محرم و تشکر از تبیین شما در برنامه ی حسینه ی ایران. آیه ایی که از شأن الهی مطرح فرمودید به صورت ویژه توجهم رو جلب کرد. در راستای رسیدن به فرم حقیقی روایتِ سینماییِ داستان های شهادت و تجلی شأن الهی لطفا راهنمایی بفرمایید. خیلی ممنون. متن زیر با عنوان «توفیق صحنه» در کنار بیاناتی که در برنامه فرمودید تهیه شده است. صحنه ی اجرا اگر حقیقی باشد خودش تیم برپایی قصه را برای تجلی حقیقت فرا می خواند. همانطور که دشت کربلا در صحنه ی رویارویی ها و تجلی حقیقت چنین بود. و اینکه آیا حضور در صحنه می تواند پنجره ایی رو به ملکوت باشد و مکان و زمان صحنه تقدیر الهی را بر صحنه، جاری کند، طلب تیم اجرایی ست. صحنه هایی که در بازسازی دفاع مقدس برپا می شود هرچند با شبیه سازی مکان تلاش می کند در فرم روایت داستان صداقت داشته باشد، اما چگونه میتواند روحی که شخصیت ها را در برگرفته است نشان دهد و پدیدار شناسانه داستان را روایت کند، وقتی از اتصال شخصیت با حقیقت زمان غافل است و درک حقیقت فضای جبهه بر عوامل اجرا پوشیده است. اما هرچند این طور به نظر میرسد که حجاب زمان و مکان بر تجلی حقیقت جاری صحنه اثر میگذارد، ولی حقیقت توحید در تاریخ نفوذ دارد و جنس این یگانگی در صحنه ایی که برپا می شود احساس می شود. و اگر تیم برپایی، حقیقت توحید را در زمان خودش احساس کرده باشد می تواند روح توحید قصه را در حجاب تکنیک، جلوه گر کند. تاریخ، گذشته است. اما نگاه حقیقی به گذشته، نشانی از آینده دارد. و برای همین نحوه ی روایت سینمایی که بیانی از شأن الهی را میخواهد به صحنه بیاورد بسیار اهمیت دارد. «کل یوم هو فی شان» انسان آخرالزمانی نمیخواهد وجود خودش را در بعد مادیات و حتی در بعد تخیل احساس کند. بلکه میخواهد وجود خودش را در ابعاد متعالی اش احساس کند. و رجوع به قصه های دفاع مقدس که جزئیات فرم داستانی دارند و شهادت را به عرصه می آورد از این رو مورد توجه است. پدیدار شناسی اکنون و رجوع به سینمای انقلاب اسلامی و در درخواستِ مخاطب، برای رؤیت جلوه شهادت؛ اهمیت استفاده از تکنیک را پر رنگ تر میکند. و همانطور که «ما رأیت الا جمیلا» خبر از نحوه ی بودن و دیدن متعالی میدهد. امید است با تکنیک زیباتر دیدن و به صحنه آوردن خلوص ها، ایثارها و شهادت ها و روایت ابعاد متعالی انسان، آن نحوه بودن متصل به نگاه متعالی برای مخاطب رقم بخورد. با تشکر فراوان از زحمات شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. حقیقتاً میتوان در تاریخی گام نهاد که حضوری باشد کنار شهدای کربلا و روحی را به میان آورد که انسان در هر جای و جایگاهی که قرار میگیرد، مظهر تذکر به آن فکر و فرهنگ باشد، چه در امور اقتصادی و چه در امور فرهنگی. و از این جهت است که اگر انسان با آن روح و روحیه دست به کار امور هنری شود، عملاً نوری را منعکس میکند که انعکاسدهنده انوار کربلا به خانه جان مخاطبان است و لذا مائیم و راهی که در مقابلمان در دل سنتِ حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» به عنوان انقلاب اسلامی در این تاریخ گشوده شده است، حال هرچه میخواهیم باشیم، مهم آن است که در دل چنین حضوری، خود را تعریف کرده باشیم که فرمودند: «من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش/ چون به فکر سوختن افتادهای، مردانه باش». موفق باشید
سلام وقتتون بخیر: میخواستم بپرسم دانشجویی با شرایط من - که خب در رشته سخت و پرکاری هم تحصیل میکنه - اگر که بهطور کاملا جدی دغدغه ظهور رو داشته باشه، چطور میتونه ایفای نقش کنه؟ مثلا چطور میتونه فعالیت فرهنگی داشته باشه در این زمینه؟ آیا لازمه که عضو تشکلها بشه یا نه؟ و نکات دیگهای اگر که لازم میدونید بفرمایید لطفا. و یه مورد دیگه اینکه در صحبتهای بعضی از سخنرانان بزرگ دینی یا سیاسی که در حوزه مهدویت فعالیت میکنن، میبینیم و میشنویم که تاکید دارن کار در زمینه مهدویت باید "اصل" باشه نه در حاشیه زندگی. اما من یه بخشی از سخنرانی حضرت آقا رو شنیدم فرمودن که خروجیهای دانشگاهها باید مثل شهید چمران باشن. حالا سوال من اینه که شخصی با شرایط من که در یکی از بهترین رشتهها و بهترین دانشگاهها درس میخونه و این توانایی رو در خودش میبینه که چه در زمینه درس و چه پژوهش تا حد خیلی زیادی پیش بره، با توجه به دیدگاههای رهبری، آیا درسته که درسش رو فدای انجام این فعالیتهای فرهنگی کنه و مثلا به پاسکردن دروس قناعت کنه بهخاطر کار برای امام زمان؟ یا نه باید تو مسیری قدم برداره که براش ساخته شده؟ با سپاس فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در عین تلاش کامل در رشته تحصیلیتان باید معارف اسلامی را با عمق لازم فرا بگیرید تا زمینه تدبّر در قرآن برایتان فراهم شود. چرا روی خود کم حساب میکنید و ظرفیت جوانان آخرالزمانی را به صحنه نمیآورید؟! ۲. به نظر بنده اگر عملاً در دروس خودتان با عمق لازم حاضر شوید و به نهضت تاریخ دانشبنیانی که مقام معظم رهبری مدّ نظر دارند، ورود کنید بهتر میتوانید در خدمت حضرت صاحبالأمر«عجلاللهتعالیفرجه» قرار گیرید. زیرا ما در این تاریخ باید به صورتهای مختلف، کارآمدی نظام اسلامی را به نمایش بگذاریم و این وظیفه ما در این تاریخ است و عامل یأس دشمن. موفق باشید
سلام علیکم: طاعات و عبادات شما قبول باشه بنده طی چند سوال متذکر مطالبات به حق بخشی از جامعه که نسبت به تصمیمات ستاد کرونا و نوع واکسیناسیون در جامعه شکل گرفته شدم و هر بار شما به نوعی پاسخ دادید که من تصمیم گرفتم پیگیر ادامه این موضوع نشم ولی امروز که دیدم به مناسبت شهادت استاد حاج نادر طالب زاده همگی به سوگ نشستند و فغان از دست دادن ایشان سرداده اند و جلسات مختلف در سوگ چشمان آبی تدارک دیده اند خواستم این مساله گوشزد شود که ما به طور سلیقه ایی و تحریف شده با شخصیت ایشان مواجه نشویم خصوصا در قبال مساله روز ایران و جهان که بحث کرونا و مسائل پیرامون آن است و برخلاف تلقی عوام تازه اول ماجرا هستیم. ایشان بارها از تبعیت بی چون و چرا از نهادهای بین المللی بهداشتی انتقاد کرده و در این دو سال گذشته تقریبا تمام هم خود را به آن اختصاص داده بودند و همچنین مطالبه از ستاد کرونا را مطالبه گری مقدس نامیدند و مستند رمزگشایی از یک پاندمی را ساختند که تحت همین عنوان در فضای سایبر قابل دسترسی ست. ایشان نقد جدی به بحث واکسیناسیون اجباری داشتند و دائما پیگیر راهکارهای طب سنتی در این موضوع بودند براستی چرا وقتی در کتاب هایمان با اشاره به فرمایشات حضرت امام خمینی اذعان به این کرده ایم که تمام نهادهای بین المللی توسط فراماسون ها درست شده است، اکنون روزه سکوت گرفته ایم ایشان حقیقتا مصداق این آیه از قرآن است که میفرماید «یا ایها الذین آمنوا ان جاءکم فاسق بنبا فتبینوا ان تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین» اى كسانى كه ايمان آوردهايد، اگر فاسقى برايتان خبرى آورد، روشن گری و "تبیین" كنيد، مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد،] از آنچه كردهايد پشيمان شويد. خداوند این مجاهد و شهید راه تبیین را با یاران شهیدش محشور کند و به ما توفیق ادامه راه ایشان را بدهد ، آمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم در جریان سخنان ایشان و آنچه ایشان به آن استناد میکنند هستم و بحث در انکار کلی این امور نیست، بحث در مسیری است که ما در مواجه با آن امر باید پیش میآوردیم که به نظر بنده آن مسیر، مسیری بود که رهبر معظم انقلاب طرح کردند و عملاً به نتایج بهتری رسیدیم. موفق باشید
بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و درود: در فلسفه غرب اصل معروفی از راسل هست که میگوید: من گوساله همسایه ام را نمیدزدم تا او گاو مرا ندزدد. و بسیاری از اندیشمندان ما از جمله شما این جمله راسل را نمونه واضحی از انحطاط غرب میدانید که در رعایت اصول خود نیز ریشه ای اومانیستی دارند. حال شما در صحبتی که حضورا با خود بنده داشتید فرمودید: مراقب باش که دغدغه های جهانی و تاریخی ات در حد اخلاقی افول نکند که مثلا از سر دلسوزی بخواهی کاری برای دیگران انجام دهی و مراقب باش این دغدغه ها در راستای بهترین نحوه بودن خودت باشد. حال سوال اینجاست که تفاوت ساحت جمله راسل با فرمایشات شما در چیست؟ آیا هر دو نوعی خودبینی و نظر به خود نیست؟ و مگر وجود پیامبر اسلام آنقدر دلسوز و حریص به هدایت و کمک به بشریت نبود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جمله آقای راسل نوعی معاملهگری و حفظ اَنانیّت در تنگنای خودخواهی در میان است. ولی وقتی به «بودن» خود نظر کنیم، با حضور بیکرانه اکنونِ جاودانه خود روبرو خواهیم بود و این به گفته جناب آقای دکتر داوری: «مردمان در عالم خود آنچه هستند، میشوند و باید به نسبتی که با عالم دارند، آگاهی داشته باشند» (پیام دکتر داوری به همایش آینده فلسفه در ایران، در 19 آبان 1400). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: او میتواند برای خدا کار را انجام دهد و خود را به عنوان تولیدکننده آن کار معرفی نماید و این، مانع تحقق اخلاص او نخواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید مباحث شرح کتاب «مقالات» از آیت الله محمد شجاعی را دنبال کنید، إنشاءالله نتایج خوبی برایتان حاصل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت الله جوادی این موضوع را مکرر مطرح و دنبال میفرمودند. نمیدانم کار به کجا کشید. ظاهراً تغییراتی کرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اگر رابطهمان را با خداوند در میدان گسترده رحمت به او مدّ نظر قرار دهیم و در ظرائف عبادات و رعایت خانواده و ارحام در حدّ متعادل وارد شویم، نتایج بهتر و پایدارتری میگیریم. سادگی و قناعت بسیار خوب، ولی سختگیری به خود و خانواده، نه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مرحومه به عنوان یک تفسیر خوب، نکات خوبی را در آن کتابها مطرح فرمودهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی از آثار ایشان مطالعه نکردهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم به صورت تخصصی وارد این امر نشدهام مگر به صورتهای پراکنده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی بحث در آن است که راه رجوع به حقیقت باید در چشماندازِ انسان با عبادات و نظر به انسانهای معصوم گشوده شود. همهی آن دستورات را باید در این دستگاه دنبال کرد، وگرنه مشغول ظاهر عبادات میشویم و عملاً گرفتار نوعی کبر خواهیم شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال خود را در جهانی باید حاضر کرد که جهان حضور در تاریخ ماورای جهان غرب است. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را اگر با همسرتان دونفری مطالب آن را دنبال بفرمایید، إنشاءالله نحوهای از حضور در جهان معنوی را متذکر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه نشدم چه سؤالی در نوشتهی شما مطرح است که بنده باید نظر بدهم؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در بحث «برهان صدیقین» نظر به امری است بدیهی تحت عنوان «کل ما بالعرض لابد ان ینتهی الی ما بالذات». پس در هر حال هر هستی، از آن جهت که «هست» و عینِ هستی نیست، به عین هستی ختم میشود و معدّات تنها زمینهی ظهور هستها هستند ولی موجودات، همه روشنیگاههای نمایش هستی هستند که در ذات خود عین هستی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. طبق آیهی « قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ» (ذاریات/31) که حضرت ابراهیم به آن دو فرشته فرمودند قصد شما از آمدن چه بوده؟ پس آن حضرت آن دو فرشته را ملاقات کردند و مسلّم رؤیت فرشتگان منحصر به ایشان نیست. ۲. در این مورد تجربه و اطلاعی ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این موارد با نوعی توهّم و القائات روانی همراه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همینطور مثال میزنند که انسان معنایی را در ذهن در نظر میگیرد و سپس وقتی آن را با صوت به ظهور میآورد عملاً تنفسی صورت گرفته که حامل آن معناست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید مطالعهی کتاب «آشتی با خدا» نکاتی را جهت فکرکردن در این امور در مقابل شما بگشاید. موفق باشید
