بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در ادامه سوالات ۳۰۸۱۵ و ۳۰۸۱۶ این سوال رو می‌پرسم (البته ببخشید مزاحم میشم) اطلاع دارید از وضع دانشگاه های ما و اینکه خواندن مثلا ادیان جهان چه توانایی ای رو میتونه در من معلم ایجاد کنه که به نسل آینده کمک کنم. لذا در این زمینه لطف کنید و راهنمایی بفرمایین چون خودم ۱ سال پیش دانش آموز بودم و میدونم پاسخ شبهات ذهنی دانش آموزان در این کتب دانشگاهی یافت نمیشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم به صورت تخصصی وارد این امر نشده‌ام مگر به صورت‌های پراکنده. موفق باشید

30727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: همسر رفسنجانی در مصاحبه ای اینطور گفته اند: عفت مرعشی: «پیش از انقلاب خواب بدی دیدم. خواب دیدم همسرم شاه شده. در خواب گریه می‌کردم که من دوست ندارم تو شاه باشی. این خواب را برایش تعریف کردم. (ادامه مصاحبه را سایت اصلی حذف کرده) او شاه نشد، اما در همه سال‌های پس از انقلاب خدمت کرد، خواستم جویای نظرتان در این مورد شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را چه به این حرف‌ها؟!!! موفق باشید

30707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به سوال قبل در بررسی ادیان در گام اول متون مقدس را بررسی می‌کنیم و کار به روایات فعلا نداریم در آن سوال دو فقره از کتاب مقدس آوردم و شرح و تفسیر از شما نخواستم بلکه گفتم دو آیه از قرآن بیاورید که درین دو مسئله عرفانی برتر از تورات باشد تعبیر خلیفه را قرآن دارد که اگر از نظر برخی از مفسرین بگذریم که نفرمود خلیفتی یا خلیفه الله بلکه بدون اسناد به کسی فرمود خلیفه و مقصود خلیفه موجودات انسان نمای پیش از انسان خردمند است که مورد تایید زیست شناسی هم است و اعتراض ملائکه هم درین راستاست که بدلیل شباهت با انسان نما ها فکر کردند این موجود هم مثل سایر اجداد انسان نمایش است و درک و فهمش در حد همانها یا پسرعموهای میمونش است اگر ازین تفسیر هم بگذریم و قول بعید خلیفه خدا بپذیریم باز به گرد تعبیر صورت الله نمی‌رسد خلیفه لازم نیست هم صورت پادشاه باشد اما تعبیر هستم که هستم که فرمودید ابتدای توحید است انتهای آن را که در قرآن آمده بیان فرمایید دقت شود. فقط قرآن را از شما می‌پذیرم نه روایات و تاویلات محی الدینی را.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرط این کار، بررسی درجه‌ی توحیدی متون مقدس است در مقایسه با قرآن. اگر بتوانید چنین کاری را دنبال بفرمایید به نظر می‌آید نتایج خوبی به‌دست می‌آورید. چند سال پیش آقایی در رادیو معارف به نام آقای توفیقی چنین کاری را کرده بودند و نتایج خوبی را مطرح می‌کردند. البته بنده چنین ورودهایی نداشته‌ام. در ضمن عنایت داشته باشید قرآن هرگز نفیِ اهل کتاب به صورت کلی نکرده است، بلکه آن‌هایی را نفی می‌کند که دینداری را، به حالت قبیله‌ای در آورده‌اند در حالی‌که در مورد بعضی از اهل کتاب تا آن‌جا آن‌ها را تجلیل کرده که می‌فرماید: «لَيْسُوا سَوَاءً ۗ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَائِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللَّهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَهُمْ يَسْجُدُونَ»(آل‌عمران/113) همه‌ی اهل کتاب مساوی نیستند، عده‌ای از آن‌ها افرادی هستند که در نیمه شبان آیات الهی را تلاوت می‌کنند و اهل سجده می‌باشند. و در ادامه می‌فرماید هرگز زحمات آن‌ها نادیده گرفته نمی‌شود. موفق باشید

30276

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد من دو سوال داشتم: 1. در انقلاب سفید دلیل مخالفت امام خمینی (ره) با اصول شش گانه چه بود؟ با توجه به اینکه در همه پرسی هم رأی آورد. 2. در قضیه شهادت آقا مصطفی پسر امام (ره)، شخصی می گفت که آقا مصطفی شهید نشدن و شاهدش هم اینکه خود نزدیکان امام هیچ حرفی از شهادت نزدند و امام هم اجازه کالبد شکافی ندادند. قضیه درست چیه؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» به قسمت بحث «انجمن‌های ایالتی و ولایتی» رجوع فرمایید. جزوه روی سایت هست. ۲. همین‌طور که می‌فرمایید موضوع شهادت حاج آقا مصطفی محل تأمّل است. موفق باشید

29546
متن پرسش
عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز: خدا قوت و آدینه بخیر. در باب برهان صدیقین. در مورد قاعده «کل ما بالعرض لابد ان ینتهی الی ما بالذات» از این برهان برای اثبات هستی بخشی خداوند استفاده می‌کنند مثل برهان صدیقین. سوال اینکه ما در جهان پیرامون خود اصلا رابطه هستی بخشی را نمی‌بینیم و نهایت شاید ایجاد ابتدایی عالم را بتوان مدعی شد. آن هم رابطه هستی بخشی آن به آن که برهان صدیقین مدعی آن است. و لذا همه چیز را به صورت اعدادی و معده می‌بینیم، پس نمی‌توانیم استدلال کنیم این هست ها باید به عین هستی منتهی شود. خب این هست ها همدیگر را تغذیه می‌کنند و چه لزومی دارد که به یک عین ختم شود؟ آنچه مشهود ماست این است که موجودات پیرامونی ناقص اند و عین وجود به معنای عین کمال نیستند. چطور از این قضیه استدلال می‌کنیم که پس وجود اینها باید از عینشان گرفته شده باشد به معنای اینکه چون ناقص اند پس کامل به آنها هستی می‌دهد آن هم آن به آن، در حالی که ما جز اعداد نمی‌بینیم. سپاس از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در بحث «برهان صدیقین» نظر به امری است بدیهی تحت عنوان «کل ما بالعرض لابد ان ینتهی الی ما بالذات». پس در هر حال هر هستی، از آن جهت که «هست» و عینِ هستی نیست، به عین هستی ختم می‌شود و معدّات تنها زمینه‌ی ظهور هست‌ها هستند ولی موجودات، همه روشنی‌گاه‌های نمایش هستی هستند که در ذات خود عین هستی است. موفق باشید    

29315

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید چگونه خودمونو بشناسیم. ثانیا تقریبا چقدر وقت می‌برد تا بتوانیم از طریق معرفت نفس خدا را بشناسیم و با معرفت عبادت کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با مباحث «معرفت نفس» می‌توان این راه را شروع کرد که شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با صوت آن روی سایت هست. «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید

28898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام‌: ببخشید استاد یکسری مباحث در بعضی جاها در حال تدریس است با عنوان ثروت ایمان که گفته میشه یکسری قوانین در عالم هستی هست اگه بهش عمل بشه به هر چیزی بخواهیم می‌رسیم و هر اتفاقی برای ما میفته خودمون رقمش می‌زنیم و اتفاقات ناگوار به خاطر بی قانونی ما هست و قانون اولشون خود مرکزیت هست بعدی قانون انرژی و .... از آیات قرآن و سخن ائمه هم استفاده می شود می‌خواستم نظر شما را راجع به این مباحث بدانم یکسری افراد هم میگن با عمل به قوانینش آرامش پیدا کردن. من خودم میگم اگر همه چیز به خود ما و رفتارمان برمی‌گردد پس امتحان و آزمایش الهی چه نقشی دارد. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این موارد با نوعی توهّم و القائات روانی همراه است. موفق باشید

28837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: استاد شخصیت آدم باید چطوری باشه؟ یه شخصیت وابسته یا مستقل؟ اگه مستقل چطوری مستقل باشه تا با توحید جور در بیاد؟ منظورم از وابسته بودن شخصیت بعد عاطفی نیستا خود هویت و شخصیت به ما هو شخصیت منظورمه! ببخشید! التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در بستر توجه به حضرت حق آنچه را وظیفه می‌بیند، انجام می‌دهد و خودش در این رابطه فکر می‌کند و از نظر بقیه نیز به کمک فکر خود استفاده می‌نماید. موفق باشید

28246
متن پرسش
سلام علیکم: آیا تفکر سنت گرایی و رویکردی که در شاخص ترین فرد حاضر آن یعنی دکتر سید حسین نصر دیده می‌شود، در عین اینکه سخنان مناسب و قابل تامل و تانی در نقد مدرنیته و عالم مدرن دارند، آیا توانایی به صحنه آوردن صحنه ای ماورای مدرنیته و تمدن سازی مقابل تمدن مدرن و مواجهه صریح با عالم مدرن را دارند و از این ظرفیت بهره مند هستند؟ به شخصه علیرغم اینکه در غربشناسی و مدرنیته سخنان سنت گرایان ویژه دکتر نصر را قابل تامل می‌دانم ولی به نظرم این تفکر فاقد ظرفیت برپاکردن پرچمی ماورای مدرنیته و تمدن سازی و گشودن افقی به ظرفیت انقلاب اسلامی برای عبور از مدرنیته است و البته بازگشت به سنت و احیای سنت هم آنچنان متقن و روشن نشده و اینکه چگونه در پی احیای سنت هستند هم دقیقا مشخص نیست و البته در نقد و بررسی مدرنیته حرفهای برای گفتن دارد ولی در عبور و چه باید کرد، آن ظرفیت لازم نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده نیز آن است که برای عبور از مدرنیته، روحیه‌ی انقلابی نیاز است و سنت‌گرایانِ محترم در این قسمت همراهی نمی‌کنند. ولی در فهم مدرنیته از یک طرف، و درک سنت از طرف دیگر، موفقیت‌های چشم‌گیری داشته‌اند که نباید نادیده گرفته شود. موفق باشید

27290

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم: بنده برادری دارم که دچار وسواس در طهارت و نجاست است و البته حدودا بیش از ده سال است که مبتلا به این بیماری است، و متاسفانه پیشرفت وسواسی سبب شده تا تبعات زیانباری در روح و روان وی بگذارد، به نحوی که بسیار لجوج و یک دنده و عصبی است و کمتر حرفی کسی را گوش می کند رفتارش و کردارش اصلا عاقلانه نیست و ریشه های جنون در وی نمایان است. چند سالی است که داروهای روانپزشکی را هم مصرف می کتد، اما تاثیر چندانی نداشته است. از حضرتعالی استدعا دارم بفرمایید چه باید کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود آن فرد باید به این مطلب برسد که یک فرد متدین را ملاک اعمال خود قرار دهد و در اموراتش مانند او عمل کند و نه مطابق توهّمات خودش. موفق باشید

25272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: وقت بخیر. ببخشید کتاب منازل السایرین کدوم ترجمه کامل ترین و بهترینه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان یکی را بر دیگری ترجیح داد، هرکدام حسن خود را دارد. ولی ترجمه‌ی جناب آقای محسن بینا و ترجمه‌ی جناب دکتر شیخ الاسلامی را می‌توان مدّ نظر داشت. موفق باشید

24609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با توجه به اصل مساله امکان ارتقا درجه در عالم ملکوت (وارفع درجته) چگونه با مساله عدم تغییر در آنجا سازگاری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در عالم ملکوت، بحث در رفعِ حجاب است و این به خودی خود نوعی ارتقاء به حساب می‌آید. موفق باشید

24481
متن پرسش
سلام و رحمت بر استاد جان جان: استاد عزیز یک مطلبی ذهن من و بسیاری را به خود مشغول کرده است. ما در نگرش توحیدی خود مشکل داریم. بعضی اوقات از خدا می خواهیم یک مسئله ای را برای ما حل کند و نعمتی به ما ارزانی دارد. بعد که مشکلمان حل شد، فکر می کنیم خودمان آن مشکل را حل کردیم و گویا منتظر معجزه بودیم برای حل مشکل. خودمان می دانیم خدا این وسط کاری کرده است ولی یقین نداریم. می شود در این باره که خدا بود که مشکل ما را حل کرد توضیح دهید. این جمله امام روح الله (ره) را نمی فهمیم که : خرمشهر را خدا آزاد کرد. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید یعنی همین که متوجه باشیم آن‌چه حقیقتاً در صحنه است حضرت ربّ العالمین می‌باشد و همه‌چیز و همه کس مظاهر اراده‌ی اوست. موفق باشید

24328
متن پرسش
با سلام: ربط بین منِ انسان و تشخص انسان و روح و قلب و تن و... او چیست؟ آیا اینها به منزله جسم های مختلفی برای آن تشخص هستند یا اینکه همان من است که به شکل های مختلف ظاهر می شود؟ و اینکه تفاوت نفس و قلب و سر و خفی و اخفی و... با هم و تعابیر نفس اماره و مطمئنه و لوامه چگونه است و ربطشان به دسته بندی اول چیست؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه مراتب و شئوناتی دارد که در هر مرتبه خصوصیاتی خاص به خود می‌گیرد. در این مورد پیشنهاد می‌شود کتاب ده نکته را همراه با شرح صوتی آن و سپس کتاب «خویشتن پنهان» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

34079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت: خواستم نظر شما رو در مورد اینکه می‌گویند بعضی از روزهای قمری ماه انجام فلان کار نحس است و بد است مثلا کوتاه کردن مو و... آیا اینها صحت دارد؟ تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر مرحوم شهید مطهری نسبت به این مطالب چندان مثبت نیست. موفق باشید

32970

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

۱. سلام و عرض ادب. بهترین تفسیر عرفانی مثل تفسیری که امام خمینی از سوره حمد کردند چیست؟ ۲. سیر مطالعاتی عرفان چی هست به جز دروس فلسفی که در اون حرکت جوهری و بحثهای فلسفی شده باشد؟ ۳. کدام یک از سخنرانی های استاد از پایه به بحثهای عرفانی پرداخته اند؟ ۴. آیا استاد کتبی نظیر فصوص و فتوحات ابن عربی هم تدریس کرده اند بفرمایید؟ ۵. برای قوی شدن فضیلت اخلاقی توکل بایستی چکار کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تفسیر قرآن مشهور به ابن عربی که در واقع از آنِ جناب عبدالرّزاق کاشانی است. ۲. «فصوص الحکم» ابن عربی در این مورد مشهور است. ۳. شرح مقالات آیت الله محمد شجاعی ۴. فصوص را آری! ولی فتوحات را نه. ۵. شرح کتاب حدیث «جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که روی سایت هستhttps://lobolmizan.ir/sound/660 . موفق باشید

32204
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: پوزش بابت مزاحمت، بیش از ده ساله که خواننده غالب کتابهای حضرتعالی هستم. تحصیلات دانشگاهی ارشد دارم و در حوزه نظامی فعال هستم. اخیرا یکی از دوستان مذهبی و مخلصم رو که ۲۸ سال با هم ارتباط داشتیم رو در کمال ناباوری به مرگ طبیعی از دست دادم. بعد از گذشت یک ماه هنوز مساله برام حل نشده و شدیدا به فکر مرگ و قبر و قیامت افتاده ام. اگر چه در طول زندگی بعد از بلوغ به لطف خدا به دین و مذهب و نماز و اخلاق توجه داشته ام، ولی حقیقتا با این اتفاق هول کرده ام و نمی دانم چکار کنم، با وجود مشغله کاری زیاد گاهی نهج البلاغه می خوانم، بعد میرم سراغ انس با قرآن، بعدش مفاتیح و ارتباط با اهل البیت، بعدش کتابهای اخلاق، یک مقدار تفسیر قرآن می خوانم، صحبتهای حاج آقای امینی خواه رو در رابطه با سه دقیق در قیامت گوش میدم، گاهی هم کمک به خانواده و ... این حالتم هم از ترس مرگ نیست بلکه متوجه بازی خوردن خودم شده ام، چیزهایی رو جدی گرفته ام که اصلا اهمیتی برای بعد مرگم نداره، به دنیا بی رغبت شده ام و سرمایه حقیقی رو آنطرفی می‌دانم که دستم خالیه. نمی‌دانم در لحظه مرگ، با رحمت خدا روبرو خواهم شد یا با قهر و غضبشان. از طرفی نگران خودخودسازی هم هستم که راه به جایی نبرم. از شما استاد عزیز راهنمایی می خواهم. الان چکار کنم که در فرصتی کم به سرمایه معنوی بزرگی برسم و بعد مرگ با رحمت خدا روبرو شوم. کدام راه خودسازی و سلوک را در پیش بگیرم، مقالات آیه الله شجاعی یا راه دیگر؟ سالهاست که برای اینکه وقت شریفتان را نگیرم سوالی نپرسیده ام. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه باید این امکان را بدهیم که هم‌اکنون ممکن است بمیریم. پس باید خود را در جهانی حاضر کنیم که زندگی دنیایی، قسمتی از آن باشد و در این بستر البته نباید زندگی دنیایی را تعطیل کرد، باید با حضور در جهانی گشوده، هم‌اکنون تا ابد زندگی را ادامه داد. پیشنهاد می‌شود در این رابطه به کتاب «سوره جاثيه و راز زمين‌گيری امّت‌ها» همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

32079
متن پرسش

سلام علکیم استاد: تشکر از پاسخ دادن به سوالات، خداوند به وقت‌تون برکت بیشتر بدهد با توجه به سوال ۳۲۰۶۹ که خودم از شما پرسیدم و اینکه شما فرمودید نکات خوبی در آن هست، آیا درست تر آن نیست که ذوالقرنین را مولا امیرالمومنین علیه السلام بدانیم؟ و اگر حدیثی که در آن نوشتار آمده صحیح است چرا علامه طباطبایی رضوان الله علیه با استناد به این حدیث، ذوالقرنین را حضرت امیر ندانستند؟ امیرالمومنین در این حدیث فرمودن که من ذوالقرنین هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مورد جناب ذی‌القرنین به عنوان شخصی معین و متعیّن، غیر از آن است که در روایات داریم حضرت فرمودند: «كُنْتُ مَعَ الْانبياء سِرّاً و مع محمد جَهْرَاً»[1] با همه انبیاء سراً هستند و با حضرت پیامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آشکارا. و به همین جهت جناب علامه متوجه تعیّن تاریخی جناب ذی‌القرنین بودند و آیه مربوطه نیز از همین زاویه مطلب را به میان آورده. و این غیر از حضور معنوی و تاریخی حضرت علی «علیه‌السلام» است. که در روایتی بدان اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: «کنتُ ولیاً و آدمَ بین الماء و الطّین» من ولیّ خدا بودم در آن وقتی که آدم (علیه السلام) بین آب و خاک بود. موفق باشید      

[1] - سيد جلال الدين آشتيانى، شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ابن عربى، ص 668.

31854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد مهربانم: با تشکر از وجود شما، من نیازی به حرز بستن در خود نمی بینم، اما ممکن است بستن آن در حکم مدارا بگنجد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرز امام رضا «علیه‌السلام» انشاءالله کمک می‌کند. موفق باشید

31655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: درود خدا بر استاد میرباقری که به خوبی در مورد معاد جسمانی مطالب ارزشمندی را ارائه فرمودند آن آیات و روایات کاملا با معاد جسمانی عنصری سازگار است و معاد صدرا راهی جز تاویل ندارد. فقط چون حقیر به روح قائل نیستم بنظرم بعد مرگ انسان به کل نابود می‌شود تا حشر صورت گیرد. البته فرض دیگری هم است و آن روح بخاری که گویا قدیم مطرح می‌شد روحی در وجود آدمی باشد منتها مادی و همان در برزخ باشد تا حشر این فکر کنم با آیات سازگارتر باشد. و بیشتر می توان پذیرفت اگر به این توجه کنیم که طبق نظر آن محدثین عظام ملائکه هم مادی (نه لزوما جسمانی) هستند فقط خدا مجرد است. اما سوال حقیر سابق خوانده بودم صدرا معاد جسمانیش را منحصر در نفوس ناقصه می‌داند و نفوس کامله و مقربین را معادشان را روحانی می‌داند این صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌فرمایید که با توجه به مباحثی که در جواب های قبلی عرض شد، در این مورد تفاوت نظر داریم. موفق باشید

31506
متن پرسش
سلام: خسته نباشید. استاد یه سوال داشتم، اونم مگر بجز این است که (من) انسان فقط وجود دارد، خوب اگر چنین است دیگر چرا در هر عالمی برای من انسان تنی وجود دارد؟ خوب همون منِ انسان در صحنه باشد و من خودم بدون هیچ بدنی در مثلا برزخ حضور داشته باشم، چرا باید من با تن ظاهر شود؟ من، خودم باشم بدون هیچ تنی. چرا خداوند عالم رو طوری قرار داده اند که من باید با تن ظاهر شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هر موجودی در موجودیت خود ظهوری دارد حتی خداوند با اسماء خود در مظاهر مختلف ظهور می‌کند وگرنه موجودی صرفاً ذهنی و انتزاعی بدون هر گونه واقعیت. موفق باشید

31329

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت شما استاد عزیز: بنده پزشک هستم و همانطور که مطلع هستین اوضاع بیمارستان ها وخیم است وزیر بهداشت خطاب به رهبر نامه نوشتن و ازشون مستقیما کمک خواستن خدا بهمون رحم کنه. لطفا و خواهشا در جلسات در سایت تذکر بدین وقت مسافرت نیست. حتی به مشهد وقت مراسم گرفتن نیست. ای کاش همه مسئولین کشور به اندازه رهبر عقل داشتن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است عزیزان با توجه به تأکیدات رهبر معظم انقلاب و توصیه های ستاد کرونا، از رعایت آنچه باید بکنند غفلت ننمایند. موفق باشید

31013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و وقت بخیر خدمت استاد و معلم گرامی: یک مورد مشکلی بود خواستم از شما راهنمایی بگیرم. ما در جوی کار می کنیم که عموما افراد مومن و انقلابی هستند و تلاش برای حل مشکلی از مملکت دارند، اینکه خیلی مادی نباشند و تلاش و همتشان برای رفع مشکل و یا پیشبرد طرح و هدفی در کشور باشه در خیلی از این همکاران دیده می شود. موردی که هست افرادی در مجموعه هستند که خود را با کار تعریف می کنند (همین کارهایی که ذکر شد) و تعادل تهذیب، تحصیل، ورزش و یا بگوییم خانواده، کار، ارتباط با خدا را ندارند. برای مثال اشخاصی بدون چشمداشت مادی خاص و یا با با اندک ضرورت آن که از صبح ساعت ۷ دنبال کارها باشه تا ساعت ۹-۱۰ شب. بقول خودشون کار زیاد و فرصت کم است و ۲۴ ساعت زمان کمی برای یک روز است و مشکلات و کارها بسیار زیاد هستند. این افراد خودشون رو در کار غرق می کنند، نماز رو به سرعت برگزار می کنند، برنامه عبادی خاصی از ایشان نمی بینی ولی از لحاظ کاری و در جامعه در تراز بالایی قرار دارند. خواستم حضرت عالی بیانی و سخنی بفرمایید برای چنین افرادی و ماهایی که شاید بعضی اوقات برنامه زندگیمون از حالت تعادل خارج میشه و به این سمت کشیده میشه چراغ راه همیشگی و راهنما باشه. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر رابطه‌مان را با خداوند در میدان گسترده رحمت به او مدّ نظر قرار دهیم و در ظرائف عبادات و رعایت خانواده و ارحام در حدّ متعادل وارد شویم، نتایج بهتر و پایدارتری می‌گیریم. سادگی و قناعت بسیار خوب، ولی سخت‌گیری به خود و خانواده، نه. موفق باشید

30887

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و قبولی طاعات و عبادات شما: به بهانه روز معلم نمی‌دانم چگونه می‌توان قدردان تعلیم معلمانی بود که با تمام وجودشان درختان این بوستان دنیا را با آب حیاتی که از چشمه قرآن و اهل بیت علیهم السلام است سيراب می‌کنند و مقدمات رشد و شکوفه زدن آنها را فراهم می‌کنند. گرامی باد این روز بزرگ بر شما معلم دلسوز و عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر. عرایضی در این رابطه در جواب سؤال شماره 30894 خدمت عزیزان شده است. امیدوار به موفقیت هرچه بیشتر جنابعالی هستم. موفق باشید

30831
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: نظرتون در مورد این جمله که «زبان مقدر است» و یا «هرچیزی بگیم خدا هم به دهن ما نگاه میکنه» آیا جایگاهی در تفکر دینی و حقیقی دارن؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از آن جهت که انسان با «گفتِ» خود تقدیری را برای خود در بستر سنت‌های الهی می‌تواند رقم بزند، باید سعی کند خود را از طریق «گفتی» که از او صادر می‌شود، در بستر سنت‌های رحمانی قرار دهد. موفق باشید

نمایش چاپی