بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: ذیل یکی از بحث ها فرمودید عمده مشکل این است که فکر ما توحیدی نیست. برای رسیدن به فکر توحیدی چه باید کرد؟ لازم به ذکر است که شرح برهان صدیقین و حرکت جوهری را شرکت کردم ولی هنوز فکر توحیدی را نیافتم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بقیه راه را به لطف الهی با تدبّر در قرآن و تفسیری مثل تفسیر المیزان و تأمّل در خطبه‌های توحیدی نهج‌البلاغه ادامه دهید. موفق باشید

33711
متن پرسش

استاد مهربان، سلام علیکم: سوال ۳۳۷۰۲ رو مطالعه کردم، بخشی از حرفهای سوال کننده درست بود از نظر من....مدتی است می‌خواستم این مطلب رو براتون بنویسم شاید به درد کسی خورد، استاد بزرگوارم، من یک خانم محجبه هستم و چادرم را دوست دارم. اما اگر نور شهدا بر قلب من نتابیده بود، نه تنها حجاب نمی داشتم، حتما خیلی هم بدحجاب بودم! چون ظاهرا بخش عمده ای از مناسک مذهبی و جامعه دینی ما، روح تشنه یک جوان رو اقناع نمی کنه، چیزی فراتر از اون نیازه... من سال‌ها پیش وقتی دبیرستانی بودم اصلا چادری که نبودم هیچ، موهام رو هم کلی بیرون می‌گذاشتم و دوستانم هم همینطور بودن تا اینکه دانشگاه قبول شدم رفتم شهر دیگر، در خوابگاه مسئول بسیج خواهران، خیلی خانم باصفایی بود و با همه خوش خلق. و عجیب روحش عجین با شهدا، یک اتاق کوچیک توی خوابگاه بود، اتاق بسیج که پر از عکس‌های شهدا بود، گاهی که این خانم می‌رفت در اون اتاق، من هم که دیگه باهاش آشنا شده بودم و می‌رفتم در اتاق بسیج و حس می‌کردم روحم سبک میشه، من دانشگاه اهواز بودم و بسیج بچه ها رو می‌برد مناطق جنگی، من هم باهاشون رفتم، نور شهدا، غربت خدا آشنای خوزستان، صفای شهیدگونه آن مسئول بسیج باعث شد جذب حجاب برتر بشم، در جایی که خیلی از دخترهایی که از شهرشان با چادر آمده بودن، آنجا چادر و.... رو کنار می‌گذاشتن... بعد از آن من به دانشگاه امام صادق علیه‌السلام رفتم و کلا خداوند مسیر زیبایی رو جلوی پایم گذاشت. اما با خودم فکر می‌کنم من اگر طعم حضور پررنگ شهدا، طعم حضور در مدرسه عشق بسیج دانشجویی رو نچشیده بودم، هیچ چیزی منو به داشتن این نوع حجاب سوق نمی داد. و بعد از آن بود که فهمیدم واقعا زن وقتی که حجاب دارد به خدا نزدیکتر است. ما داریم راه رو اشتباه میریم، اول می‌خواهیم بچه هامونو باحجاب کنیم تا بعد. ما باید طعم حضور در عالمی که شهداء درش حاضر شدند، آن ولایت پذیری ناب، رو به فرزندانمان بچشانیم، آنها خودشون اسلام عزیز رو رها نخواهند کرد. جبهه ها مدرسه عشق خمینی بوده و این قابلیت را دارد که تا قرنها از این چشمه جوشان نسل‌های مومن و انقلابی تربیت شوند. مگر می شود طعم حضور در دنیای خامنه ای عزیز را بچشی و محجوب و متدین نباشی؟ آه که کاش خداوند ما را در امر به معروف کردن، به راه راست هدایت کند. حاج آقا معمار در یکی از سخنرانیهاشان میگفتن شما روی ولایت پذیری دخترانتون که کار کنید با حجاب میشن، استاد بزرگوارم، نمی دانم تونستم منظورم رو برسونم یا نه؟ ...التماس دعا دارم از حضورتون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات دقیقی است آنچه را می‌فرمایید. حقیقتاً چنانچه انسان متوجه نور حقیقت شود که در این زمانه در آینه سیره و حرکات شهدا به ظهور آمده؛ خود به خود به معنویت و جهان با صفای معنویات، جذب می‌شود و برای باقی‌ماندن در عالم معنویات است که وظایف شرعی خود را با حالت خوش و امیدوارانه انجام می‌دهد و همه حرف برای این نسل و بشر جدید آن است که ظرفیت گسترده آخرالزمانی‌اش را که ظرفیت صعود به سوی عالم عرش است، با گناهان از دست ندهد و رعایت دستورات شرعی برای هرچه بیشتر حاضرشدن در آن عالم بیکرانه است. موفق باشید           

32943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: بعضی از افراد ادعا دارند که برای در مسیر حق بودن، شرط مسلمان بودن حتما لازم است و انسانی می‌تواند در مسیر حق باشد که مسلمان -یا به معنای به خصوصش شیعه- باشد. این افراد راه و روش آقای «امید دانا» را فقط به خاطر مسلمان نبودن نفی می‌کنند. نظر حضرتعالی را در اینباره خواستاریم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که علامه طباطبایی می‌فرمایند در هیچ جای قرآن به اهل کتاب نفرموده است که بیایند و مسلمان شوند، بلکه فرموده است: «يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا» (آل‌عمران/۶۴) به این معنا که همه اهل کتاب را متذکر توحیدی کرده است که بین اسلام و آن‌ها جاری و حاکم است. موفق باشید

32871
متن پرسش

سلام: به نظر شما با شرایط به وجود اومده و عزای عمومی در خوزستان وقت برگزاری و تجمع برای سرود سلام فرمانده است؟ مردم بیشتر عصبانی نمیشن؟ حق دارن هر چی میگن

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سرود «سلام فرمانده» حکایت حضور نسلی است که در عین نوجوانی، آماده حضور بیشتر در تاریخی می‌باشند که دیگر این نوع تفکرها نباشد. مگر سرودی این‌چنین حماسی به معنای جشن و شادی قلمداد می‌شود؟ آیا بیش از همه خود حضرت صادق «علیه‌السلام» مفتخر به چنین شرایطی که در دل مکتب جعفری به ظهور آمده، نیستند؟ که چگونه جوانان ما آنچه را که در این سنین به دنبال آن بودند که خود را در تاریخ حماسی خود بیابند، در این سرود جستجو کردند؟ موفق باشید    

32309

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام وعرض ادب و احترام: جناب استاد بنده واقعا دغدغه ظهور را دارم و به طور جدی تصمیم گرفته ام خود را برای ظهور آماده کنم. شاید اشتیاق بنده را به پای جوانی و... بگذارید اما بنده بارها روی این موضوع دقیق شده ام و فکر کرده ام و متوجه شده ام که نمی‌توان بیشتر از این بدون حضور شخص امام (عج) به زندگی ادامه داد. و وقتی دنیا از اساس مشکل دارد و انحراف دارد، و سبک‌زندگی و تفکرمان از پایه ایراد دارد، نمی‌توان بی تفاوت به زندگی ادامه داد و مشغول اهداف شخصی شد. جناب استاد بنده به لطف خدا رتبه سه رقمی در کنکور کسب کردم و اکنون در رشته و دانشگاهی درس می‌خوانم که آرزوی خیلی‌هاست. و اطمینان دارم اگر توفیق باشد و بر روی درس رشته خود متمرکز شوم، تا آخرین درجات می‌توانم پیش بروم. اما این اهداف و دغدغه‌ها در برابر دغدغه ظهور بسیار کوچک و ناچیزند... خلاصه بگویم، از آرزوهای شخصی خود گذشته ام اما نمی‌دانم چطور باید برای ظهور آماده شوم و مهمتر از آن، چطور در امر ظهور موثر باشم؟ البته بنده کسی نیستم و از حد معمول هم توانم کمتر نباشد، بیشتر نیست. اما می‌دانم اگر انسان خودسازی صحیحی داشته باشد، می‌تواند تا حد فوق‌العاده‌ای در اطراف و اطرافیان اثر بگذارد؛ مانند شهید بهشتی می‌تواند «یک ملت» باشد و مانند شهید سلیمانی «یک مکتب» . بیشتر از عمر و توان و استعدادم هم چیزی ندارم که در این راه بگذارم. اما همین‌ها را نمی‌دانم چطور به کار بگیرم که به درد ظهور آقا بخورد. بارها سیر مطالعاتی یا مراقبه جدی را شروع کرده ام اما از ترس اینکه مبادا راه را اشتباه بروم، متوقف شده ام. آن طور هم که شواهد نزدیک‌بودن ظهور را نشان می‌دهند، زمانی برای آزمون و خطا ندارم. متاسفانه در رشته سخت و پرکاری هم درس می‌خوانم و با اینکه نسبت به دروس دانشگاه بی‌اعتنا شده ام و به «پاس کردن» قناعت می‌کنم (تا بتوانم زمانم را صرف مطالعه و ... کنم) اما باز هم نمی‌توانم تمام وقتم را خالی کنم. به همین دلیل می‌ترسم کند پیش بروم و دیر شود... از خودخوری و سرگردانی خسته شده ام و آمدم از شما راهنمایی بگیرم. لطفا لطفتان را از بنده دریغ نفرمایید و بفرمایید که اکنون دقیقا باید چه کنم؟ مطالعه کنم یا ابتدا به مراقبه و خودسازی اخلاقی بپردازم؟ اگر بناست مطالعه کنم تا چه حد جلو بروم و اگر بنا به مراقبه است با چه روشی؟ و در مورد مطالعه، استاد بنده متوجه شده ام که استعداد کلامی و فلسفی دارم. به همین خاطر گفتم شاید بهتر باشد قبل از یک سیر مطالعه اسلامی، یک سیر مطالعه برای فلسفه اسلامی داشته باشم و با صوت تدریس اساتید پیش بروم. آیا شما این رویه را تایید می‌کنید؟ و از آنجایی که فلسفه خواندن به هر حال زمان می‌برد، به نظرتان برای ظهور «دیر نمی‌شود؟!» با سپاس فراوان از اینکه راهمان را روشن می‌کنید. اجرتان با خدا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده در دنبال‌کردن دقیق قرآن است با کمک‌گرفتن از تفسیر المیزان تا بستر حضور انسانی که تمام وجودش ظهور قرآن است، فراهم شود و او «فهم» گردد و تنها نماند. سیر مطالعاتی سایت می‌تواند مقدمه ورود به فهم تفسیر المیزان باشد. دنبال‌کردن کامل رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به عنوان نایب امام بسیار کارساز است. موفق باشید

32262
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: در تفسیر سوره ی حمد این نکته را متذکر شدید که اگر صراط را بخواهیم باید به دنبال کسانی باشیم که صراط را در شخصیت خود دارند و در قرآن نمی‌شود آن را دنبال کرد چون به هر سوره ای که توجه کنیم به سوره دیگری توجه نکرده ایم، حال سوال این جاست که هنگامی که به وجهی از ائمه نگاه کنیم از وجه دیگر غافلیم، همانگونه که در سوره های قرآن به سوره ای توجه کنیم، سوره ی دیگر را توجه نکرده‌ایم، پس چرا می‌گوییم باید صراط را در شخصیت ائمه جست و جو کرد و در قرآن نمی‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم این‌طور باشد زیرا در رویارویی با افراد، رویهمرفته با شخصیت کلی آن‌ها روبه‌رو می‌شویم و خصوصیات جزئی آن‌ها، شخصیت کلی آن‌ها را به حجاب نمی‌برد. نمونه‌اش توجهی که مردم و شهدا به شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» داشتند و می‌توانستند با نظر به ایشان، خود را معنا کنند و جایگاه آموزه‌های دینی خود را در نسبت با شخصیت ایشان در این زمانه سر و سامان دهند و این‌جا است که در روایات ما نمادِ «صراط مستقیم» را حضرت علی «علیه‌السلام» معرفی می‌نمایند و تعیّن قرآن را در آن شخصیت متذکر می‌شوند و به همین جهت در کنار قرآن، یعنی ثقل اکبر، ثقل کبیر نیز نیاز است. موفق باشید  

32174
متن پرسش

سلام وعرض ادب خدمت استاد بزرگوار: من مباحث ده نکته رو دنبال کردم و روی اونها فکر هم داشتم و تجرد نفس رو تا حدودی متوجه هستم . مخصوصا رویای صادقه هیچ توجیهی نداره به جز مجرد و فرازمان ومکان بودن روح انسان. چند روز پیش اولین پیوند قلب خوک به انسان انجام شد و خبر خاصی هست. قبل تر از اون هم ایلان ماسک پروژه ی نورالینک رو استارت زده و مراحلیش رو انجام داده، هنوز عملیاتی نشده اما خیلی دور نیست که اجرایی بشه. این تصور برای خیلی‌ها بوجود اومده که انسان غربی به کمک تکنولوژی داره انسان رو به سمت نامیرایی پیش میبره، اینکه انسان بر تمام دردها و بیماریها و نقصهای جسم پیروز میشه و عمر همیشگی پیدا میکنه. من متوجه این قضیه هستم که روح متفاوت از مغزه و متفاوت از قلب و حقیقتی ورای اینهاست اما همه ی جامعه توان فهم این موضوع رو ندارن و خود ما هم گاهی دچار سوال میشیم. ۱. اینکه مسیر غرب در پزشکی تا کجا پیش خواهد رفت؟ ۲. اگر قلب تعویض بشه، مغز کنترل بشه، سایر اعضا ترمیم یا تعویض بشه، خب طبیعتا عمرها طولانی میشه آیا این شدنیه و یا موانعی متفاوت از بیماری بر سر راه نامیراییست؟ ۳. آیا انسان به سمت نامیرا شدن پیش می‌رود؟! سیر بشریت و تکنولوژی به گونه ای هست که من خودم نمی تونم بگم صد سال دیگه این اتفاقات نخواهد افتاد و گوشه ی دلمان خالی می‌شود، خدا تا کجا به انسان قدرت تغییر و دستکاری در انسان را می‌دهد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! پزشکی جدید در مسیر آزمون و خطا و آزمایش‌هایی که روی بدن انسان‌ها انجام می‌دهد، تلاش‌های خوبی دارد. ولی جایگاه روح و نفس انسان، ماورای حضور آن در بدن است و لذا بعد از مدتی که بالقوه‌های آن به فعلیت رسید، بدن را ترک می‌کند هرچند که آن بدن سالم باشد. بحث در سلامت بدن نیست، بحث در انصراف روح است از بدن که بالاخره یا با ایستادن قلب، آن انصراف برای ما مشخص می‌شود و یا به اصطلاح با سکته مغزی آن مرگ پیش می‌آید. موفق باشید

32000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: ۱. استاد گاهی در یک جمع در مورد موضوعات دینی حرف زده می شود مسائلی بحث می شود که از نظر عرفانی پاسخ زیباتری دارد و ما در حد خود آ‌ن‌را می‌دانیم، از یک طرف هم نمی‌توانیم بی تفاوت باشیم و از یک طرف دیگر آنها زمینه مناسب برای درک این نوع سخنان را ندارند آیا می توانیم اشاره ایی بکنیم؟ ۲. به چه نیتی هدیه بدهیم و بگیریم؟ ۳. آیا استفاده از تسبیح مزیت یا نیت خاصی دارد؟ با تشکر از راهنمایی های شما، استاد در قسمت سرچ سوالات تا جایی که می توانیم جستجو می کنیم و پاسخ را نمیابیم ولی گاهی همه را نمی توانیم، در آن قسمت که نوشته (پاسخ خود را پیدا نکرده ام) دروغگو شده ایم، حلال کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در فضای محبت و صمیمت، تذکراتی با صفای ایمانی می‌دهیم ولی اصراری نداریم، تنها می‌گوییم در این مورد آن‌ها اگر خواستند فکر کنند. ۲. به نیّت اُنس و محبت و رشد صمیمیت‌ها. ۳. فکر نمی‌کنم. بالاخره تعداد اذکار را باید به نحوی رعایت کرد. بنده در مورد تسبیحات حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» شمارش با انگشتان را ترجیح می‌دهم. موفق باشید 

31812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بنده زندگی پر از پستی و کمی بلندی داشتم، و نظرم اینست که این پستی ها در من نهادینه شده است، هم اکنون در حوزه علمیه تحصیل می‌کنم، شدت علاقه ام به گناه بسیار است، هرچند که حاضر به انجام آنها نیستم، اما به شدت روح و روان من را آشفته کرده و از زندگی باز مانده ام، با متعدد افرادی هم در میان گذاشتم اما جواب نگرفتم، زندگی برایم سرد و سیاه شده، می‌دانم برای عبادت آفریده شده ام اما فقط می‌دانم و ایمان ندارم، کل ماجرای حوزه آمدنم هم معجزه بود، هیچ چیز مرا خوشحال نمی‌کند، فقط به فکر اینم که بروم پی دنیا و اشتباه کردم که اینجا آمدم، اما میدانم که کامل با پوچی روبرو می‌شوم، دلم مرگ می‌خواهد، التماس دعا، خیر خدا سمت شما ریزان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامه حسن‌زاده می‌فرمایند اگر ما خود را با معارف الهی و قرآنی مشغول نکنیم، قوه واهمه ما را با وَهمیات خود مشغول می‌کند. تعمق در معارف الهی کارساز است. موفق باشید

 

31756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام جناب استاد! خدا قوت. منظور از این حدیث چیست؟ عدالت خدا زیر سوال نمی رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام حدیث؟!! موفق باشید

31655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: درود خدا بر استاد میرباقری که به خوبی در مورد معاد جسمانی مطالب ارزشمندی را ارائه فرمودند آن آیات و روایات کاملا با معاد جسمانی عنصری سازگار است و معاد صدرا راهی جز تاویل ندارد. فقط چون حقیر به روح قائل نیستم بنظرم بعد مرگ انسان به کل نابود می‌شود تا حشر صورت گیرد. البته فرض دیگری هم است و آن روح بخاری که گویا قدیم مطرح می‌شد روحی در وجود آدمی باشد منتها مادی و همان در برزخ باشد تا حشر این فکر کنم با آیات سازگارتر باشد. و بیشتر می توان پذیرفت اگر به این توجه کنیم که طبق نظر آن محدثین عظام ملائکه هم مادی (نه لزوما جسمانی) هستند فقط خدا مجرد است. اما سوال حقیر سابق خوانده بودم صدرا معاد جسمانیش را منحصر در نفوس ناقصه می‌داند و نفوس کامله و مقربین را معادشان را روحانی می‌داند این صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌فرمایید که با توجه به مباحثی که در جواب های قبلی عرض شد، در این مورد تفاوت نظر داریم. موفق باشید

31152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه رهبری در انتخاب جناب رئیسی و محسنی اژه ای برای دستگاه قضا کسانی را برگزیدند که سالها درون این قوه بالیده اند و بر مسائلش اشراف دارند و عملکرد بسیار عالی دو سال اخیر رئیسی مهر تاییدی بر این گزینش است سوال پیش می آید که چرا رهبری از ابتدا اینکار را نکردند و افرادی خارج از قوه و ای بسا ناآشنا با مسائل این دستگاه و بعضا با روحیاتی که ابدا مناسب قضا نیست و بهتر بود به مسائل علمی و درس و بحث یا مرجعیت می پرداختند را انتخاب کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در آن زمان چنین افرادی را پیدا نکرده بودند و هنوز در بستر انقلاب چنین افرادی در دستگاه قضایی پرورش نیافته بودند. موفق باشید

30760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتی در فراز های ادعیه و مناجات فکر می‌کنم یه برداشتی می‌کنم که نمی‌دانم آن برداشت درسته یا غلطه (خصوصا برای بنده که مقدمات لازم برای فهم ادعیه را نخواندم) و آن فراز را با نظر به آن برداشتی که کردم می‌خوانم. گاهی مدتها یک فرازی که به دلم نشسته را با آن برداشت می‌خوانم. طوری که حالت قلبم با آن برداشت شکل می‌گیرد. حال سوالم اینه اگه برداشت غلط باشه چی؟ برخورد خدا با من در موقع خواندن آن فراز چطوریه؟ یعنی منظورم اینه خدا کدام را برآورده میکنه؟ حالت قلبیم رو؟ یا خود فراز رو؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شما در دل سنت‌های اسلامی به متون دینی رجوع می‌کنید و به همین جهت رویهمرفته نباید نگران بود که ممکن است برداشت‌هایتان غلط باشد و نتیجه‌ای که به دنبال آن هستید، نگیرید. آری! می‌توان تلاش کرد برداشت‌‌ها را عمیق و عمیق‌تر کرد. خداوند می‌فرماید: من مطابق گمان بنده‌ام با او برخورد می‌کنم. «أنا عند ظنّ عبدی بی». موفق باشید

30617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اینکه ویتگنشتاین امکان زبان خصوصی را نفی می‌کنند و با این نفی سعی در برچیدن بساط شکاکیت می‌کنند بنظرتان چقدر آن انکار زبان خصوصیشان صحیح است من بنظرم می‌توان زبان خصوصی را عقلا متصور شد مثلا در خواب از زبان استفاده می‌کنیم با اینکه فقط من هست و من یا می‌توان تجربه منحصر به فردی را از سر گذراند لغت خودساخته ای برای آن وضع کنیم و به اشتراک بگذاریم و در حوزه زبان بنظر می رسد به تقریب با احساسات مشترک روبروییم نه اینکه احساس افراد و به تبع آن لغات وضع شده بر آن کاملا مساوی باشد. مثلا اگر فلان طعمی برای افراد مطبوع و مثلا شیرین بنظر رسد و برآن لغت شیرین مشترکا وضع کنند لزومی ندارد که طعمهایی که افراد احساس می‌کنند کاملا همانند هم باشد. حتی ممکنست مثلا عسل برای کسی تلخ بنظر رسد ولی طعم تلخی مطبوع او باشد بنابرین چون زبان حوزه ای مشترک است او علی بنای الاجتماع عسل را شیرین خواهد خواند با اینکه تلخ احساسش می‌کند حال با این افاضات حقیر نفی زبان خصوصی را صحیح می‌دانید؟ اگر آری در گام بعد بنظرتان ویتگنشتاین با این نفی توانسته مساله شکاکیت را حل کند یا فقط صورت مساله را پاک فرموده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مسئله‌ی «بازیِ زبانیِ ویتگنشتاین» عمیق‌تر از این حرف‌ها است. او نظر به افقی دارد که «زبان» از آن اظهار می‌شود، که بحث آن مهم و مفصل است. موفق باشید

30545

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. مقام رهبری و ولایت فقیه، حقیقی است یا اعتباری؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که فقیه، کارشناس کشف حکم خداوند است از طریق قرآن و روایات، حکم فقیه رویهمرفته مبتنی بر امور حقیقی است. موفق باشید

30522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: احتراماً پیرو فرمایش شما مبنی بر مدارا کردن با خانواده بخصوص همسر ابهامی برای اینجانب پیش آمده و آن این است که آیا باید مسائل مربوط به سیر و سلوکی مثل نماز شب‌، بیداری بین الطلوعین، گوش ندادن به آهنگ و ... را انجام داد و در مقابل با طعنه ها یا مخالفت ها مدارا کرد و یا این نوع مسایل رو بخاطر رضایت خانواده ترک کرد به امید رضای خدا. با اینکه محرزه بعضی کارها معصیته مثل آهنگای امروزی. قاعده عقلی و حکم کلی در این موارد که مخالفت همسر رو بهمراه داره نه از باب اذیت شدن بلکه از بابت تندرویی و خشک مذهبی دونستن این نوع رفتارها و عقاید چیه؟ اگه با مدارا کردن هم نتیجه مطلوبی حاصل نشه چی؟ اینکه من اجازه هیچ کاری رو نداشته باشم مبادا ایشون ناراحت شن واقعا درک و تحملش سخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مواردی که انسان باید در پیش خود باشد و ربطی به زندگی مشترک ندارد؛ مدارا لازم نیست. آری! در مورد موسیقی می‌توان تا آن‌جا که مطمئن به حرمت آن نیستیم حمل بر صحت کرد. موفق باشید

30212

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: انجام بعضی اعمال انسان را از گناه پاک می‌کند مثل روزی که از مادر متولد شده مثل انجام مناسک حج یا فلان ذکر و نماز در ماه رجب. ولی اینها مشکل رذایل را که حل نمی‌کنند، فرضا شخصی مراسم حج را رفته درست هم انجام داده ولی ملکه حسادت یا بخل در او هست چنین شخصی چطور می‌تواند اهل بهشت باشد هر چند از گناهان پاک شده باشد؟ با توجه یه اینکه انسان در برزخ بیشتر درگیر صفات و عقاید خود می‌باشد نه اعمالی که ملکه نشده اند؟!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید «انّ الحسنات، یذهبن السّیئات» انجام اعمال نیک که شریعت متذکر آن است، انسان را در بستر عنایات الهی قرار می‌دهد و شخصیت او را در ابعاد دیگر نیز متعالی می‌کند. موفق باشید

29696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده: بنده با کتب شما و استاد آیت الله شجاعی رحمة الله علیه آشنایی دارم لیکن در وجودم سالهاست که جمع رذائل اخلاقی و بار گناهان باعث شده هیچ عنایتی از طرف حضرت حق نمی بینم، بر اساس روایت مَنِ اسْتَوَى يَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ كَانَ آخِرُ يَوْمَيْهِ شَرَّهُمَا فَهُوَ مَلْعُون‏، خود را مورد لعنت الهی می دانم، از آنجا که نیاز به ارتباط شخصی اهل دل را برای پاسخ به رفع بعضی آثار گناهان که شاید قابل جبران نباشند در خود بسیار شدید می بینم چه بسا اگر نیابم خود را در هلاکت قطعی می بینم لذا بنده شما را بهترین وسیله برای رسیدن به چنین شخصی یافتم، از شما عاجزانه خواهشمندم اگر چنین فردی را در ارتباط با حل مشکل بنده می شناسید معرفی بفرمایید بلکه امید نجاتی در خود بیابم ان شاء الله امیدوارم در سایه بیکران رحمت منجی عالم مستدام باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شخص خاصی مدّ نظر ندارم مگر علمای جلیل‌القدری که عموماً مشغول درس و بحث خود هستند. با شهدا مسئله‌تان را حل کنید، بالاخره به ما وعده داده‌اند «وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آل‌عمران/170) آن‌ها راه‌های حقیقی را در مقابل ما می‌گشایند. موفق باشید

29518

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: ببخشید تو زندگی ای که مرد میخواد همه ی مسائل از غذا پختن و نظم خونه تا بچه دار شدن طبق میل و سلیقه ی خودش باشه، زن چیکار باید بکنه؟ این زندگی که مدام طبق نظر همسرت باشی خیلی سخته خصوصا اینکه منطقم پشتش نباشه مثلا مرد بگه چون من از بچه بدم میاد نباید بچه دار شیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی زوجین با اشتراک مساعی زندگی را بگردانند، هر دو رشد می‌کنند. با تک‌نظری هیچکدام رشد نمی‌کنند ولی راه حل هم، درگیری نیست. خداوند راه‌های دیگری را مقابل شما می‌گذارد. موفق باشید

29378

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: شب و روز ولادت رسول الله و امام صادق علیهم سلام برایتان پر برکت باشه مطلبی رو در مورد تفاوت استاد سلوک و استاد اخلاق دیدم یه مقدار متنش رو خلاصه کردم به نظرم رسید که شاید برای دوستان دنبال کننده مطالب سایت مفید باشه تفاوت استاد اخلاق و استاد سلوک استاد اخلاق نوعا به صورت کلی یا جزئی موعظه می کند و هدف او حداکثر رفع رذایل اخلاقی و تثبیت فضایل اخلاقی و دادن مشاوره اخلاقی به شماست و به طور طبیعی انتظار اطاعت کامل از شما ندارد گرچه انتظار گوش دادن به نصایح طبیعی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. آری! استاد سلوکی راه را می‌شناسد و متذکر راه می‌شود. موفق باشید

29339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: حضرتعالی در جزوه ای در مورد عرفان نوشته اید و بعض مکتوبات دیگرتان در مبحث عین ثابت فرموده اید که صدام نمی‌توانست امام بشود لکن می‌توانست خرازی یا باکری بشود. حدس حقیر اینست که با توجه به بعد نظامی این سخن را فرمودید والا بسیاری از جنایتکاران تربیت خوبی نداشتند یا حلال زاده نبودند یا لقمه هاشان حلال نبوده است البته در مورد صدام نمی‌دانم وضع چگونه بوده است ولی قطعا شرایط تربیتی شهید خرازی را نداشته پس چگونه قایل شویم عین ثابتش امکان خرازی شدن را بدو می‌داده است و او دست رد بدین امکان زده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در اختیارِ ذاتی انسان است که انسان در ذات خود حتی در مقام عین ثابته‌اش انتخاب‌گر است و لذا امکان انتخاب در هر شرایطی برای او هست، حال چه جایی را برای تربیت خود انتخاب می‌کند، این‌هم مربوط به انتخابِ خود اوست و خود صدام آن موقعیت تربیتی را برای خود انتخاب کرده است. موفق باشید

28816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرق بین خالق بودن و تولید کردن چیست؟ اگر خدا خالق است و لم یولد است و چیزی از او جدا نشده است پس نسبت مخلوفات با حضرت حق چیست؟ موفق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خالق هستی، هستیِ خود را در حدّ ظرفیت ممکن‌الوجودها در آن‌ها جلوه می‌دهد و از این جهت، آن نوع دوگانگی که در تولید مطرح است، این‌جا مطرح نیست. موفق باشید

28403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و وقت بخیر: یک شبهه لطفا جواب دهید. لطفا مبسوط و مستند پاسخ دهید چون مخاطبم قشر دانشجو و پرسشگر است در صورت امکان در اسرع وقت پاسخ دهید. اینکه گفته می شود در چند سال آینده یک انقلاب مانند انقلاب اسلامی که در سال ۵۷ رخ داد اتفاق می افتد و یک دگرگونی در نظام جمهوری اسلامی ایران داریم به چه صورت است؟ سوال دوم: اینکه امام خمینی توسط کارتر علم شده است و با توجه به اینکه محمدرضا شاه قدرت بسیاری پیدا کرده بود آمریکا از ترس نفوذ شاه در جهان امام خمینی را روی کار آورد حال اینکه این با استکبار ستیزی امام اصلا همخوانی ندارد. سوال سوم: مشکلات اقتصاد و گرانی بسیار بیشتر از این می شود تا جایی که سکه بهار آزادی به ۸۰ میلیون تومان می رسد؟ باتشکر و سپاس ل
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این ادعا را باید مدعی اثبات کند، مگر ما باید مسئول حرف‌های بی‌پایه‌ی افراد باشیم؟ ۲. این یک ادعای بدون دلیل است که بیشتر به توهّم و خواب‌زدگیِ افراد نزدیک است. چرا خود را مشغول این حرف‌ها می‌کنید؟! مگر به ما نفرموده‌اند: «اذا مرّوا باللّغو مرّوا کراماً»؟ در این مورد می‌توانید به جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که روی سایت هست، مراجعه فرمایید ۳. این هم یک ادعاست. اتفاقاً با وضع افول آمریکا که کارشناسانِ غربی آن را پیش‌بینی کرده‌اند، سیطره‌ی دلار به شدت از بین خواهد رفت. موفق باشید

28332

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد یه جمله ای از علامه طباطبایی (ره) شنیدم که ایشان می‌فرمودند که هر ذکری را افراد نمی‌توانند بگویند و باید استاد اجازه دهد چون ممکن است آن ذکری که بدون اجازه استاد گفته می‌شود حکم نارنجک در دست را داشته باشد و اینطور برای انسان عمل کند، سوال حقیر این است که منظور علامه دقیقا چه ذکرهایی می باشد و آیا شامل سوره های قرآن و .. هم می باشد و اینکه اعمالی که مفاتیح دارد برای زمان هاس مختلف که شامل بعضی از سوره های قرآن و ... می باشد هم می‌شود؟ و در فرض اگر بشود تکلیف حقیر چیست؟ آیا برای خواندن هر ذکری باید از استاد اجازه بگیرم؟ و اگر منابعی هم وجود دارد محبت بفرمایید معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوک، ذکر عام داریم و ذکر خاص. آنچه در مفاتیح هست و در ماه‌های مختلف توصیه می‌شود، مبروط به ذکر عام است که به طور مستقیم نیاز به استاد ندارد. در ذکر خاص باید استاد توصیه بفرمایند. موفق باشید

27891

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: به آبروی حضرت زهرا جواب سوالم رو دیروز فرستادم ببین شماره فایل سوال من ۲۷۸۸۰ بود همه سوالات رو جواب دادین مال من تو بیستم شمارش نیست. تو رو خدا از حاج آقا بخواین جوابم رو بده خیلی به جوابش الان نیاز دارم مسأله کل زندگیمه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه هستید که مسأله، در حد تصمیم برای یک زندگی است و هر چه انسان در این مورد فکر کند، ضرر نکرده‌است. بنده معتقدم در این مورد با مشاوری که ابعاد مختلف قضیه را چه از نظر دینی و چه از نظر اجتماعی و روانی می‌تواند بررسی کند مشورت شود. بنده جناب آقای دکتر قاسم زاده را معرفی می‌کنم. شماره دفتر: 32306295

نمایش چاپی