بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26480

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در دنیا که هستم اگر خوب دقت کنم می بینم که محبت زن محبت خداست، محبت فرزند نسبت به من محبت خداست. و در پس تمام رخداد ها این خداست. یعنی من در پس این مظاهر فقط با یک حقیقت روبرویم تمام این اخم ها، محبت ها، فقط یک حقیقت است و آن خداست. یعنی محبت زن، فرزند و تمام محبت ها فقط در پس این مظاهر فقط خداست. یعنی در پس تمام رخدادها و مظاهر خداست. نتیجه: در دنیا، برزخ و قیامت من فقط با یک حقیقت رو برویم آن خداست در مظاهر گوناگون. آیا این طرز فکر من درست است؟ هر اشکالی هست لطفا راهنمایی کنید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همه‌ی عالم مظاهر انوار الهی هستند. ولی اگر کسی مشغول همین مظاهر بشود، همان‌ها حجاب او می‌گردد. هنر آن است که دست در کار و دل با یار باشد. موفق باشید

26429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من دنبال کتاب یا منابعی هستم که در آن احادیث (مثلا می گویند نماز به صورت موجودی زیبا و...) در برزخ و یا قیامت ظاهر می شوند اگر ممکن است منابعی بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «معاد» که بر روی سایت هست، روایات مربوطه همراه با سند روایات مندرج است. موفق باشید

25784

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد اینکه فرمودید حضرت رسول (ص) بوسیله نماز و روزه برای قوت نفس ناطقه، نیازمند مدد ملائکه هستند آیا برای وجود آن حضرت عیب و نقص محسوب نمی شود؟ اساساً قوت نفس ناطقه برای شخصی در مقام نبوت با فرد عادی فرق دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به اعتبار «خلق الانسان ضعیفا» هرکس در ذات انسانی‌اش ضعیف است. ولی اولیاء معصوم در هدایت الهی، مؤید به تأییدات حضرت حق می‌باشند. موفق باشید

25522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سکرات مرگ چند ساعت یا چند دقیقه قبل از مرگ است یا می تواند چند روز یا ماه قبل از مرگ باشد؟
متن پاسخ

اسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم بشود در این موارد چیزی گفت. موفق باشید

24856
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به اینکه وجود ما از خداست و دائما در حال شدنیم و در اصل ما هیچ نداریم و بالاترین نعمت هم که وجود است از اوست و هرچه هست آن واحد قهار است و ما فقط تجلی اوییم، پس چرا خود را خود می دانیم و خود را او نمی دانیم و خود را خود درک می‌کنیم نه او؟ درصورتیکه همه تجلیه اوییم و فقیر محض هستیم و خودی در میان نیست. ممنون از لطف شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در نظر به ماهیات یعنی وجوهِ محدود خود، خود را احساس می‌کنیم. در حالی‌که از جهت «وجود» عینِ اتصال به او هستیم. گفت: «سوی دریا عزم کن زین آب‌گیر/ بحر جو، و ترکِ این مرداب گیر». موفق باشید

24677
متن پرسش
سلام علیکم: شما در جواب به سوال ۲۴۱۳۲ فرموده بودید: مسلّم علم به آن‌چه در خارج یافته‌ایم به حکمِ آن قاعده که «هر علم حصولی، مسبوق به علم حضوری است» علمِ ما به خارج برای نفس، حضوری است هرچند که در نسبت به خارج حصولی باشد. ولی بحث بدیهی‌بودنِ اعتماد به علم‌مان به خارج، برمی‌گردد به این‌که نفس ناطقه در پیش خود و بدون هرگونه مقدمه‌ای علمِ خود به خارج را قابل اعتماد می‌داند. حال سوال اینجانب این است که: شما در بخشی از جواب فرمودید (بحث بدیهی‌بودنِ اعتماد به علم‌مان به خارج، برمی‌گردد به این‌که نفس ناطقه در پیش خود و بدون هرگونه مقدمه‌ای علمِ خود به خارج را قابل اعتماد می‌داند)٬ این بدیهی بودن اعتماد نفس به علم مان به خارج یعنی بدیهی بودن تطابق ادراک و شی؟ اگر اینچنین است اینکه فرمودید (نفس ناطقه در پیش خود و بدون هرگونه مقدمه‌ای علمِ خود به خارج را قابل اعتماد می‌داند) چطور می‌باشد؟ شاید بگویید که به دلیل تجرد نفس و احاطه آن به بدن، اگر اینگونه است مگر تجرد نفس چگونه است که این اعتماد به تطابق ادراک و شی به صورت بدیهی برای نفس مسلم است؟ یعنی می خواهم بدانم تجرد نفس چگونه این اعتماد بدیهی را دارد یا ایجاد می کند؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: «بدیهی» که دلیل نمی‌خواهد، امر روشنی است، اگر روشن نبود که بدیهی نمی‌گفتند حتی در استدلال هم مبتنی بر بدیهی، انسان‌ها سخن همدیگر را می‌پذیرند. موفق باشید

24535
متن پرسش
جناب استاد سلام علیکم: چه کار کنیم تا در نماز و عبادات و دعا لذت ببریم و بصورت یک امر که از روی عادت انجام می دهیم نباشد و جوری نباشد که مثلا بخواهیم زود نماز را تمام کنیم؟ چه کنیم تا ولع عبادت بخصوص نماز داشته باشیم و با شوق و ذوق به سوی نماز بشتابیم نه اینکه از روی رفع تکلیف و بی میلی نماز بخوانیم؟ التماس دعا. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه معرفت صحیح است که عبادات را عمیق و لذتبخش می‌کند. پیشنهاد  ما معرفت نفس است. موفق باشید

24245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: طاعات و عبادات قبول حق! می بخشید استاد! اگه بخواهیم بگیم همه افراد از ما بهترند و برتر یه نحو حقارتی در خود احساس می کنیم که آن وقت چون آنها را بزرگتر از خود می دانیم یک سری کارهایمان را برای جلب توجه آنها انجام می دهیم. (بالاخره بزرگند دیگه) یعنی چگونه بین اینکه فقط خدا را عظیم بدانیم و بین تواضع با دیگران جمع ببندیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند بالذات ربّ عظیم است و بقیه به اعتبار نزدیکی به خدا مورد احترام هستند و نه بالاصاله؛ همین که این نکته مدّ نظر باشد مشکلی پیش نمی‌آید. موفق باشید

32904
متن پرسش

سلام بر شما: عرضه دارم که: ۱) بعضی از افراد متخصص معتقدند که در نظام تفکری شیعه، مسئله تمدن سازی مطرح نیست و اکنون بر اساس نیاز های زمان، حضرت آقا مسئله تمدن سازی را مطرح می‌کنند. ۲) اگر مسئله امپراتوری در نظام فکری شیعه مطرح نباشد پس الگویی مذهبی برای ایجاد تمدن نداریم. ۳) حال که الگویی مذهبی نداریم باید از تمدن های موجود به هر صورت الهام گرفت. ۴) به دلیل اینکه تمدن غرب در حال حاضر برخلاف اندیشه های شیعی عملکرد های گوناگونی در مسائل دارد، ما عملا نمی‌توانیم از الگوهای غربی برای تمدن سازی استفاده کنیم. و اما سوال: حال آن الگوی ما برای تمدن سازی چیست؟ آیا بایستی از تمدن ایران باستان بهره ببریم و الگو های باستانی مان را در جامعه کنونی عملیاتی کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در بحث «انقلاب اسلامی و فهم امام خمینی از انسان و جهان مدرن»https://eitaa.com/matalebevijeh/10612 شده. تصور بنده آن است که بتواند به صورت مبنایی در این موضوع، مخاطب را به اندیشیدن دعوت نماید. البته ادامه شرح آن جزوه إن‌شاءالله در ۱۴ و ۱۵ خرداد در شهر زنجان انجام می‌گیرد. موفق باشید

32692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جناب استاد سلام علیکم: ارادتمندیم. سایه اتان مستدام. طی چند سال اخیر مدام در وجودم در کش و قوسم از اینکه چرا شغلی دارم که هنوز مزدورم و کارمند و نتوانستم نجات پیدا کنم. یکبار هم تلاش کردم از این وضعیت شغلی خارج بشم اما وضعیت اقتصادی اجازه نداد. الان تو وضعیتی هستم که از آینده ای که میخوام باهاش مواجه بشم ترس دارم. می‌ترسم نکنه تا آخر کارمند بمونم و مزدور این و آن. لحظه و ساعتی نیست که بهش فکر نکنم. اما انگار توان جدا شدن ندارم. انگار به این جای ظاهرا گرم و نرم عادت کردم. (هر چند قطعا آن را نپذیرفتم و ازش متنفرم) انگار راهی به جدا شدن از این وضعیت نمی‌بینم که بخوام پشت پا بزنم به این سکون و انجماد خودم. گاهی فکر می‌کنم در این مدت شاید خدا موقعیتی قرار داده بود و من استفاده نکردم. اما چیزی بذهنم نمیرسه. گاهی میگم «آقا جان تا وقتی چسبیدی به کارمندی و کارگری، فرد موثری برای این انقلاب و جامعه نیستی. چون زوری نداری. به هیچ دردی نمیخوری» و یاس من رو فرا میگیره. استاد راه برون رفتم از این شرایط چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید خوب است به این نکته فکر کنید که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمودند هرکس هرجا که هست سعی کند به بهترین شکل وظیفه خود را انجام دهد تا مورد رضایت الهی قرار گیرد. موفق باشید

32497
متن پرسش

سلام علیکم: عرض ادب و احترام از محضرتان، خواهشمندم تحلیلتان در مورد حمله به پایگاههای اسرائیل را بفرمایید. با تشکر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله خداوند راه‌های حضور بیشتر نظام اسلامی در این تاریخ و در این جهان را بیش از پیش در مقابل ما گشوده و می‌گشاید و جریان سرکوب‌کردن پایگاه‌های رژیم صهیونیستی یکی از نمونه‌های حضور ما در این تاریخ و در این جهان است و حتماً در جریان هستید که عملیات طوری طراحی شده بود که هیچکس جز مقام معظم رهبری در ابتدای امر در جریان نبودند و حتی ریاست جمهوری را در آخرین لحظه‌ها در جریان گذاشتند و برعکس عملیات عین الأسد که قبل از عملیات به مسئولان عراق خبر دادند؛ در این عملیات برای محفوظ‌ماندن اسرار عملیات به آنان نیز خبر نداده بودند و آن‌ها در ابتدای امر گمان می‌کردند از طریق نیروهای داخلی این عملیات انجام شده. و به همین جهت موضع‌گیری منفی کردند. ولی پس از آن‌که سپاه پاسداران رسماً مسئولیت آن عملیات را به عهده گرفت، آن‌ها نیز دیگر سخنی نگفتند و متوجه جایگاه ایران و حساسیت نظام اسلامی نسبت به آنچه در کشورشان می‌گذرد؛ شدند و ایران عملاً با این کار پیام‌های لازم را به امارات و بحرین و امسال آن‌ها داد و همان‌طور که رهبرِ توحیدی آگاه به زمانه انقلاب اسلامی فرمودند جریان دفاعی که با حمله پیشگیرانه معنا پیدا می‌کند؛ در این صحنه تحقق یافت و قلب مولایمان صاحب الأمر و الزّمان «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» برای هر چه بیشتر به میدانِ ظهور آمدن امیدوارتر شدند. آری! «الیس الصبح بقریب؟» موفق باشید 

32321
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. انسان در سیر زندگی خود مراحل و ادوار متفاوتی را طی می‌کند و هر بار وحدت خود را به نحوی می یابد؛ اما انسان آخرالزمان که مفتخر به درک سوره توحید شده وحدت را در ناب ترین توحیدش می نوشد. در این نحوه حضور دوگانگی دوگانه ها از اعتبار می افتند، دوگانه جسم و جان، ذهن و تن و حتی نظر و عمل. عمیق ترین توحید در این ساحت است ساحتی که علم عمل می شود، بی هیچ واسطی؛ ساحت عقل تکنیک. و البته این محقق نمی شود مگر با حضوری منتظرانه و شاید شاعرانه. بنی آدم در پی وحدت، گذرگاه های متفاوتی را از سر گذرانده، از وحدت های صوری که همراه با طرد یا غفلت از کثرت در ساحت عمل بوده، یعنی صرفا رد آنی که در وحدتش نمی گنجیده بدون هیچ توجیه معرفت شناختی، تا پذیرش کثرت در انحا متفاوت از جمله: دوگانه انگاری و پلورالیسم چه در نظر و چه در عمل. دکارت را می توان مسامحتا بنیان گذار پلورالیسم قلمداد کرد که جواهری متباین را به انسانی که محور عالمش کرده بود، القا کرد، کانت برای جمع این تکثر، غیرانسان را از اعتبار انداخت و وحدت انسانی را به عالم تحمیل کرد. آری او راست می گفت نباید در تاریکی ها عمر خود را تباه کرد، اما وحدتی عمیق تر آن است که هایدگر نشان داد، دا-زاین. در این وحدت چیزی به اعتبار تاریکی حذف نمی شود بلکه به نحوی منتظرانه آشکار می گردد؛ زیرا حقیقت تاب مستوری ندارد. بلی وجودی منتظرانه، منتظر بشر است، این است گمشده این انسان؛ که غفلت از آن، انسان را به وادی پراگماتیسم و عملگرایی می کشاند و انصراف از آن، انسان را در دام سهمگین متافیزیک زدگی و نیهیلیسم گرفتار می کند؛ زندگی ایی بی روح و مملو از شعارزدگی. انسان باید بپذیرد که می خواهد و می تواند به گستردگی عالم گسترش یابد و از این رو باید به این نحو وجود خود متعهد گردد تا عزمش جزم شود؛ عزمی که دانایی و توانایی بودنی این چنینی را به همراه دارد؛ بودنی آماده گر، مادرانه، شاعرانه یا منتظرانه. یا رب عقل تکنیک جز با وجودی شاعرانه، به بیان هایدگر، وجودی منتظرانه، به ادبیات عالم دینی و وجودی مادرانه در بیان عرفی حاصل نمی شود؛ و لازمه آن رسیدن به مقام خیال خلاق است. پر واضح است که منظور از شاعرانگی، وجه رمانتیک ماجرا، و خیالش خیال محصور به کارهای هنری نیست؛ زیرا این نحو وجود را در صنعت و در مواجهه با علم و تکنولوژی باید بیابیم. قاعدتا انتظاری هم که در وجود منتظرانه مدنظر است، منفعلانه و خیالش صرفا ابزاری برای تسکین و امید به آینده ای که خواهد آمد، نیست، زیرا در صحنه عمل دنبال می شود. این وجود نحوی مادرانگی ست که خیالش هنر مادری را به عالم نمایان می کند، هنری که در بطن زندگی ست نه حاشیه زندگی. در انتظار مادرانه وقتی وجودی در وجود مادر در حال خلقت است وجه تفویض ماجرا پررنگ است، گرچه رعایت تغذیه و بهداشت نقش مهمی دارد اما وجه واسپاری رویداد ملموس است. لیکن در عقل تکنیک باید به دنبال وجودی بود که این وجه آن چندان غلبه ندارد؛ گویی در این مواجهه باید مارمیت اذرمیت را تجربه کرد، که نه تفویض است و نه اختیار و هم تفویض است و هم اختیار. اما چگونه؟! آیا وادی تجربه این نحو وجود میز گفتگوست یا باید آن را در جای دیگر جستجو کرد؟ یا باید در جای دیگر چشید و در میز گفتگو به گفت آورد؟ یا باید میز گفتگویی از جنس این نحو وجود محقق کرد؟ یا... تمام ما انسان ها آناتی در زندگی خود تجربه کرده ایم که به نوعی نحو وجود مارمیت اذرمیت بوده، کاری انجام داده ایم اما می دانستیم که آن کار را ما انجام ندادیم اما به هر حال به دست ما انجام شده است. کسانی که روح کودکی در آنان قوت بیشتری دارد تجربه های این چنینی بیشتری را لمس کرده اند. اما در عقل تکنیک صرف تحقق گذرای این نحو وجود نیست که اهمیت دارد؛ در این مواجهه استقرار در این نحو وجود ست که طلب می شود. به بیانی دیگر چگونه می‌توان در کودکی خود بزرگ شد؟ چگونه می توان عالمی این چنینی محقق کرد و در آن مستقر شد؟ عالمی مادرانه که جز به ادراک کودکانه محقق نمی شود. این جاست که انقلاب و نقش زنان در تحقق آن معنا می یابد. آری باید عالم کودکی و مادرانگی را بار دیگر معنا کرد، عالمی فارق از جنسیت و نگاه فمینیستی. شاید از این وجه است که برخی از بانوان طلب و خواست هایی دارند که خود نیز از آن متعجبند. طلب حضور سر چاه نفت، بدون تمنای مرد شدن. شاید این طلب می گوید عالمی در حال تحقق است که با چاه نفت نیز نباید مردانه و سلطه گرانه برخورد کرد، بلکه باید مادرانه از چاه طلبید تا خلقتی دیگر محقق شود و تکنولوژی نه تحت سیطره گشتل که تحت ولایت عقل تکنیک ظهور یابد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در رابطه با آماده‌گری و روحیه مادرانه و شاعرانه و منتظرانه، باید عرض کنم ذات انسان اتفاقاً این چنین است و وقتی در خانه «وجود» سکنی گزیند آن گستردگی که در عالم نیاز دارد را در خود احساس می‌کند.

۲. در رابطه با میزی که باید این نوع گفتگوها در آن انجام گیرد، این بستگی به خود ما دارد که در آن میز چگونه حاضر شویم. آیا سعی می‌کنیم به عنوان حضور در تفرّج‌گاه وجود در صحنه حاضر شویم و خود را در معرض نفحات وجود قرار دهیم تا وجود در گفتِ ما به ظهور آید؟ و یا می‌خواهیم بیاموزیم و بیاموزانیم؟

۳. حضور در میدانی که در عین کودکی و حفظ روحیه ساده کودکی، بزرگ باشیم؛ بستگی دارد به خودآگاهی ما نسبت به این موضوع.

۴. آری! برای معناکردن عالم کودکی و مادرانگی باید به خودآگاهیِ تاریخی و نقشی که این نوع خودآگاهی می‌تواند ایفا کند؛ نظر کرد. کاری که خانم هاناآرنت به دنبال آن بود ولی مرحوم حاجیه خانم مرضیه دبّاغ به آن رسید. و زنان ما می‌توانند در آن حضور یابند، البته به شرطی که خانم مرضیه دبّاغ را درست ببینیم. بنده او را عارفِ سالکِ جلیل‌القدری می‌دانم.

 

32268

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرامی: من در یکی از سایت ها دنبال موضوع بودم عزیزی آدرس اینترنتی شما رو به من داد. امیدوارم مزاحمتون نشده باشم. استاد بزرگوار ببخشید که مزاحمتون شدم. بنده برای یکی از دوستان نیاز به یک موضوع خلاقانه، به روز، عالی و غیرتکراری برای نگارش رساله دکتری (پایان نامه) فلسفه میخوایم که در محدوده فلسفه و موسیقی باشه یعنی بیس اصلی کار ارتباط بین فلسفه و موسیقی شرح بده براساس اون حوزه ولی موضوعی که تا بحال هیچ کجا کار نشده باشه و خلاقانه باشه. ‌موضوعی که درخور رساله دکتری فلسفه باشه و ارزش کار کردن داشته باشه. لطفا اگر میشه محبت کنید در پیدا کردن موضوع کمکمون کنید و اگر امکانش هست یکی دوتا موضوع عالی و درجه یک بهمون معرفی کنید که در این مورد برای رساله دکتری خود نگارش کنیم استاد. محدوده موضوع در باب فلسفه و موسیقی باشه ولی خب با دیتیل بیشتر و مبتکرانه و غیرتکراری که تا حالا در هیچ مقاله ای کار نشده باشه ممنون محبتتون میشم استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار متأسفم که در این رابطه نمی‌توانم در خدمت رفقا باشم و اساساً در هیچ نوع پایان‌نامه‌ای حتی زمانی که استاد راهنما بودم، ورود نداشته‌ام. شاهد این موضوع را می‌توانید در جواب‌های شماره‌  23786 و 23904 بیابید. موفق باشید

32194
متن پرسش

با سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: اگر بخواهیم جایی دمکراسی در جمهوری اسلامی و حکومت های غربی را مقایسه کنید و نتیجه بگیریم آیا توانستیم دمکراسی لازم را در جمهوری اسلامی محقق کنیم یا نه غرب از ما در این مورد پیشی گرفته است. برای بهتر دیدن موضوع چه کتاب و بحثی را پیشنهاد می‌دهید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما هنوز آن‌طور که باید و شاید در دموکراسی به معنای حقیقی آن که رعایت حقوق انسان‌ها را به عنوان شهروند بپذیریم؛ وارد نشده‌ایم و در ابتدای کار هستیم. منتها می‌خواهیم در تاریخ غرب وارد شویم که متأسفانه به جهت غفلت از امر قدسی نسبت به انسان و ابعاد متعالی انسان، گرفتاری‌های فراوانی پیش می‌آورد. این‌جا است که باید به انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» فکر کرد. موفق باشید

31812

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بنده زندگی پر از پستی و کمی بلندی داشتم، و نظرم اینست که این پستی ها در من نهادینه شده است، هم اکنون در حوزه علمیه تحصیل می‌کنم، شدت علاقه ام به گناه بسیار است، هرچند که حاضر به انجام آنها نیستم، اما به شدت روح و روان من را آشفته کرده و از زندگی باز مانده ام، با متعدد افرادی هم در میان گذاشتم اما جواب نگرفتم، زندگی برایم سرد و سیاه شده، می‌دانم برای عبادت آفریده شده ام اما فقط می‌دانم و ایمان ندارم، کل ماجرای حوزه آمدنم هم معجزه بود، هیچ چیز مرا خوشحال نمی‌کند، فقط به فکر اینم که بروم پی دنیا و اشتباه کردم که اینجا آمدم، اما میدانم که کامل با پوچی روبرو می‌شوم، دلم مرگ می‌خواهد، التماس دعا، خیر خدا سمت شما ریزان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامه حسن‌زاده می‌فرمایند اگر ما خود را با معارف الهی و قرآنی مشغول نکنیم، قوه واهمه ما را با وَهمیات خود مشغول می‌کند. تعمق در معارف الهی کارساز است. موفق باشید

 

31152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه رهبری در انتخاب جناب رئیسی و محسنی اژه ای برای دستگاه قضا کسانی را برگزیدند که سالها درون این قوه بالیده اند و بر مسائلش اشراف دارند و عملکرد بسیار عالی دو سال اخیر رئیسی مهر تاییدی بر این گزینش است سوال پیش می آید که چرا رهبری از ابتدا اینکار را نکردند و افرادی خارج از قوه و ای بسا ناآشنا با مسائل این دستگاه و بعضا با روحیاتی که ابدا مناسب قضا نیست و بهتر بود به مسائل علمی و درس و بحث یا مرجعیت می پرداختند را انتخاب کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در آن زمان چنین افرادی را پیدا نکرده بودند و هنوز در بستر انقلاب چنین افرادی در دستگاه قضایی پرورش نیافته بودند. موفق باشید

30760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتی در فراز های ادعیه و مناجات فکر می‌کنم یه برداشتی می‌کنم که نمی‌دانم آن برداشت درسته یا غلطه (خصوصا برای بنده که مقدمات لازم برای فهم ادعیه را نخواندم) و آن فراز را با نظر به آن برداشتی که کردم می‌خوانم. گاهی مدتها یک فرازی که به دلم نشسته را با آن برداشت می‌خوانم. طوری که حالت قلبم با آن برداشت شکل می‌گیرد. حال سوالم اینه اگه برداشت غلط باشه چی؟ برخورد خدا با من در موقع خواندن آن فراز چطوریه؟ یعنی منظورم اینه خدا کدام را برآورده میکنه؟ حالت قلبیم رو؟ یا خود فراز رو؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شما در دل سنت‌های اسلامی به متون دینی رجوع می‌کنید و به همین جهت رویهمرفته نباید نگران بود که ممکن است برداشت‌هایتان غلط باشد و نتیجه‌ای که به دنبال آن هستید، نگیرید. آری! می‌توان تلاش کرد برداشت‌‌ها را عمیق و عمیق‌تر کرد. خداوند می‌فرماید: من مطابق گمان بنده‌ام با او برخورد می‌کنم. «أنا عند ظنّ عبدی بی». موفق باشید

30615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تبریک به مناسبت میلاد حضرت بقیه الله الاعظم (عج). به نظر شما یک نوجوان چگونه می تواند به امام عصر ( عج) و تعجیل در ظهور ایشان کمک کند؟ ان شاءالله بتوانیم لحظه ظهور حضرت را تماشا کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نگاه و نظر و تأکیدات نایب آن حضرت نباید غفلت کرد. موفق باشید

30571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: اینکه در مورد ماه شعبان می فرمایید که شعبه هایی از حقیقت و راه هایی به سوی غیب گشوده می شود، منظور از حقیقت همان باطن هرچیز هست؟ مثلا حقیقت نوری قرآن و باطن قرآن یا حقیقت نوری اهل بیت؟ در مورد باطن عالم چگونه است؟ یعنی توجه به باطن اشیا مطرح است؟ مثل درخت و انسان و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به اندازه‌ای که انسان بتواند رابطه‌ی وجودی با عالَم و آدم برقرار کند، به همان اندازه متوجه‌ی جایگاه هر چیزی در عالَم می‌شود. موفق باشید

30522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: احتراماً پیرو فرمایش شما مبنی بر مدارا کردن با خانواده بخصوص همسر ابهامی برای اینجانب پیش آمده و آن این است که آیا باید مسائل مربوط به سیر و سلوکی مثل نماز شب‌، بیداری بین الطلوعین، گوش ندادن به آهنگ و ... را انجام داد و در مقابل با طعنه ها یا مخالفت ها مدارا کرد و یا این نوع مسایل رو بخاطر رضایت خانواده ترک کرد به امید رضای خدا. با اینکه محرزه بعضی کارها معصیته مثل آهنگای امروزی. قاعده عقلی و حکم کلی در این موارد که مخالفت همسر رو بهمراه داره نه از باب اذیت شدن بلکه از بابت تندرویی و خشک مذهبی دونستن این نوع رفتارها و عقاید چیه؟ اگه با مدارا کردن هم نتیجه مطلوبی حاصل نشه چی؟ اینکه من اجازه هیچ کاری رو نداشته باشم مبادا ایشون ناراحت شن واقعا درک و تحملش سخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مواردی که انسان باید در پیش خود باشد و ربطی به زندگی مشترک ندارد؛ مدارا لازم نیست. آری! در مورد موسیقی می‌توان تا آن‌جا که مطمئن به حرمت آن نیستیم حمل بر صحت کرد. موفق باشید

30379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم: ببخشید استاد اگر کسی تا آخر عمر به خاطر علاقه زیاد و ولع به خواندن و مطالعه، کتاب بخواند برای اینکه بفهمد، آیا در دنیا و آخرت به سعادت می‌رسد؟ آیا در شکل‌گیری شخصیت انسان و جسم برزخی او موثر است یا فقط بار خود را سنگین می‌کند؟ صرفا مطالعه اخلاقی مد نطر نیست بلکه هر نوع کتابی که برای فهمیدن جذاب است. و دوم اینکه این همه اطلاعات کجا می‌رود و وقتی بعد مدتی فراموش می‌شود پس به چه دردی می‌خورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مطالعات، جهت یافتن حقیقت باشد و یا جهتِ رفع مشکلات مردم و یا جهت کسب رزق، مسلّم ارزش دنیایی و آخرتی دارد. ۲. مگر آن‌که نیّت‌های آن اعمال که خیر است، برای انسان بماند. موفق باشید

30006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد مدت دو سه سالی هست که همزمان با ازادواجم به علت شغل و مسائل کاری به تهران آمده ام و ساکن شده ام. خودم و همسرم کارمند هستیم. مسئله ای که دچارش هستم احساس می کنم هرچه تلاش می کنم نمی توانم به دلخواه معنوی ام برسم و در مقایسه با گذشته از معنویات فاصله گرفته ام و در یک افول افتاده ام نقطه ی اساسی چالشم اینجاست که احساس می کنم هم در مسائل مادی و هم در مسائل معنوی دچار یک جور تنبلی و راحت طلبی ام. در مطالعه، در برنامه ریزی، در اجرا، در تفکر. احساس می کنم خدا در حاشیه است و محوریت اعمال و افکار و انگیزه هایم شهوت است. از جهت همسرم و تاثیرگذاری بر او هم می ترسم. نماز صبحهایم اغلب اوقات پشت سر هم قضا می شود در صورتی که قبلا یک روز نماز قضای صبح مرا کاملا بهم می ریخت. نمی دانم مشکل از کجاست. هرچه از خود خدا تقلا می‌کنم و خودش را می خواهم باز پیشرفتی نمی بینم. تنها حاجتم اصلاح رابطه با خداست اما نمی دانم از چه دری وارد شوم. این گل تنبلی و راحتی خواهی مرا گرفتار کرده است. انگیزه ی تکان دهنده ای نمی یابم و به دنبال یک شوک مثبت هستم. گاها با همسرم غضب تند می کنم و ایشان را از خود می رنجانم و می ترسانم. برنامه های معنوی زیارت شهدا و قبور را هم بطور هفتگی در برنامه گذاشتم اما تاثیر آنچنانی نداشت. یک چندباری برای نماز شب برخاستم اما آنچنان بی میل بودم که نتوانستم قامت ببندم. همسرم هم در نمازهایش کاهل شده است. من ۲۸ ساله هستم و نگران از اینکه در این سن هنوز وامانده ام و دچار رذایل اخلاقی. نماز صبحم قضاست چه برسد به نماز شب. لطفا راه نجاتی نشان دهید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال خود را در جهانی باید حاضر کرد که جهان حضور در تاریخ ماورای جهان غرب است. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را اگر با همسرتان دونفری مطالب آن را دنبال بفرمایید، إن‌شاءالله نحوه‌ای از حضور در جهان معنوی را متذکر می‌شود. موفق باشید

29932

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز ادام الله ظلکم: استاد بنده در ۱۴ سالگی حالات خوبی داشتم با غیب ارتباط داشتم معرفت و نفس و بخشی از معاد و ... مباحث حرکت جوهری و ... را با شما کار کردم. گاهی حضرت عزرائیل را درک کردم و خودم را در برزخ احساس کردم و حتی مکاشفهکی هم شاید داشتم جوری بودم که دورم جمع می شدند با بودنم و با حضورم اطرافیان به نماز شب تشویق می شدند نور داشتم چه نوری. الان ۲۰ ساله هستم و طلبه و آن حالات رفته استاد. چرا رفته؟ بی خطا نیستم البته. سوال چرا رفته؟ چکنم برگردد؟ خواهشا تفصیلی فرمایید بنده کتب شما را بعضا مطالعه داشتم مانند عالم طلبگی و ... ارجاع ندهید. لطفا ممنون استاد. این سوال برام خیلی مهمه کمی بیشتر وقت بگذارید برای سئوال ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری که با حاج قاسم پیش می‌اید فکر کنید. إن‌شاءالله مباحث اخیری که در مورد حاج قاسم در کانال «مطالب ویژه» عرض شد مفید خواهد بود. موفق باشید@matalebevijeh

29518

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: ببخشید تو زندگی ای که مرد میخواد همه ی مسائل از غذا پختن و نظم خونه تا بچه دار شدن طبق میل و سلیقه ی خودش باشه، زن چیکار باید بکنه؟ این زندگی که مدام طبق نظر همسرت باشی خیلی سخته خصوصا اینکه منطقم پشتش نباشه مثلا مرد بگه چون من از بچه بدم میاد نباید بچه دار شیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی زوجین با اشتراک مساعی زندگی را بگردانند، هر دو رشد می‌کنند. با تک‌نظری هیچکدام رشد نمی‌کنند ولی راه حل هم، درگیری نیست. خداوند راه‌های دیگری را مقابل شما می‌گذارد. موفق باشید

28523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرانقدر: با توجه به اینکه در عوالم بالاتر عالم ماده، زمان و حرکت جوهری وجود ندارد، باطن زمانهای مقدسه چیست؟ باطن زمانهای مختلف چه تفاوتی با هم دارند؟ می‌توان گفت زمان ظرف ظهور ملکوت است و به قدری که ملکوت بیشتر ظهور دارد زمان نورانی تر می‌شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. نسبت به این عالم، زمان محسوب می‌شود و نسبت به جان ما، ملکوت است که گشوده شده. موفق باشید

نمایش چاپی