بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مورد سوال ۲۹۱۴۲، بنده با خوندن کلمه «میلیونی» تعجب کردم و رفتم بررسی کردم. دیدم ایران طبق آمار جهانی جزو سیرترین کشورهای جهانه. توصیه می‌کنم قبل از درج یک کلماتی قبلش حتما بررسی کنید چون سیاه نمایی توسط اصلاحات تو کشور ما بسیار زیاد انجام گرفته و با استفاده از همین سیاه نمایی های کاذب به دنبال فتنه هستن و بودن. آمار جالبی رو هم دیدم که فقرا و نیازمندان خیابانی معمولا نان و غذا قبول نمیکردن. (تا قبل امسال حداقل)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. بنده نخواستم به سؤال‌کننده نسبت به آن مطلب اشکال کنم، وگرنه اشکال جنابعالی وارد است. بیشتر منظور بنده آن بود که متوجه شویم موضوع رزق، چیز بالاتر از این اموری است که عده‌ای گمان کنند کسی می‌تواند رزق مقسوم آن‌ها را از آن‌ها بگیرد مگر آن‌که خود انسان کوتاهی‌هایی داشته باشد. موفق باشید

28833

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز برای عمل به دستورالعمل اخلاقی آیت الله بهجت (ره) مبنی بر اینکه «علم تو استاد توست» و اینکه «گناه نکن» ملاک تشخیص اولویت های ترک گناه چیه؟ از کجا متوجه بشم که کدام گناه برای ترک شدن باید در اولویت باشه؟ سوال دوم اینکه آیا ترک گناه آداب خاصی داره که با کمک آن آداب ترک گناه آسان تر بشه، یا صرفا کسب معارف و اراده کردن بر ترک گناه کفایت میکنه؟ بنده کتاب های «ادب خیال، عقل و قلب» و «چگونگی فعلیت یافتن باور های دینی» رو قبلا مطالعه کردم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خود انسان بر اساس تشخیص خود باید عمل کند و خداوند در این مسیر کمک می‌کند. ۲. با نظر به حقیقت می‌یابیم که چگونه گناه ما را از عالم متعالی محروم می‌کند و همین امر موجب می‌شود که گناه را نپسندیم. موفق باشید

28660

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سخنرانی آیت الله خزعلی که اخیرا توسط مصاف/رائفی پور منتشر شده، قبل از سال ۱۳۵۷ بوده یا ایشان خاطره آن سال را گفته اند؟ متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان نیستم. موفق باشید

28494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی در راه گذار از تمایز سوبژه و ابژه که ماحصل اندیشه مدرنیته هست، فرمودید راه اینست بجای اینکه دین را در حد دانایی و آشنایی با یکسری مفاهیم بیاوریم، نظر به حقایق قدسی کنیم و آنها را مد نظر بگیریم تا جهت ما در آن راستا باشد. منظور از نظر به حقایق قدسی و مد نظر قرار دادن حقیقت متعالی چیست و چگونه این امر وسیله عبور از تمایز سوژه و ابژه هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، بسیار مهم و قابل بحث است. فکر می‌کنم خوب است مدتی در مباحثی که تحت عنوان «تفکر قرآنی» مطرح شد و به‌خصوص در جلسه‌ی ۲۵ سوره‌ی جاثیه وقت گذاشته شود. موفق باشید

27939

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام. «ان ربک یصلی یقول سبوح قدوس رب الملائکه و الروح» منظور از نماز خواندن خداوند در این حدیث شریف چیست؟ اصول کافی. ج ۱ ص ۴۴۳ به نقل از کتاب امامت و انسان کامل ص ۶۲
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی «یصلی» به همان معنایی است که در آیه‌ی «إنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» آمده که می‌فرماید خدا و فرشتگانش بر (روان پاک) این پیغمبر صلوات و درود می‌فرستند شما هم ای اهل ایمان، بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم و اجلال بر او سلام گویید و تسلیم فرمان او شوید. معنی يَصِلُونَ:  هم به معنای «بپيوندند - می پیوندند» می‌باشد و هم به معنی «درود مي فرستند - دعا مي کنند» (طلب خير مي کنند) (از صلوة و به معناي دعا است). موفق باشید

27876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد‌: استاد ببخشید امثال شما یا رهبر، چجوری انقدر حوصله دارید؟ انقدر تکرار حرفای زمین مونده، صبر، اصرار، انرژی و روحیه؟ استاد من و دوستام که مثلا بچه مذهبیای جامعه ایم انقدر درگیریای درونی و افکار بد میاد سراغمون که اکثر روزا حال ادبار داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه شدید که جبهه‌ای توحیدی مقابل جبهه‌ی استکبار به ظهور آمد، می‌دانید که دیر یا زود جبهه‌ی توحیدی زمینه‌ی افول و نابودی جبهه‌ی کفر را فراهم می‌کند. این‌جاست که هر اندازه صبر و مقاومت در جبهه‌ی توحید بیشتر باشد نه تنها اهل توحید در استقرار روحانی محکمی قرار می‌گیرند، جبهه‌ی کفر نیز سرعت نابودی‌اش بهتر فراهم می‌شود. موفق باشید

27349

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: در متن سوال یکی از دوستان اشاره شده بود به صوتی در مورد برکات انس با دیگران، لطفا در صورت امکان راهنمایی بفرمایید این صوت و مبحث را از کجا میتونم دریافت کنم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم منظور بنده نظر به جلسات ۵ به بعد سوره‌ی جاثیه بوده باشد. موفق باشید

27303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: من با نفسم خیلی درگیرم، و خیلی وقتها متاسفانه موفق نمیشم. میشه بگین چجوری پا روی نفسم بزارم؟ خدا خیرتون بده. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید و بر روی راه‌کارهای آن کمی فکر بفرمایید، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

27135

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیز هزار سال هم بگذرد و بدترین بلا ها هم نازل شود آنها که رشد عقلی نکرده اند باز طلب حضور امام را ندارند. الان هم دایما دعا می کنند که با رعایت کردن خودشان و از خود گذشتگی ملت تمام مشکلات برطرف می شود و دوباره به همان زندگی قبلی برگردند. خوب خود دین هم می فرماید از افراد باید به اندازه عقول آنها انتظار داشت، پس چرا ظهور دائما عقب می افتد؟ آیا این فرصتی نیست برای مومنان که خود را پیدا کنند؟ وگرنه آنها که در پی مادیات و زندگی راحت هستند، در هر شرایطی رویکرد آنها تغییر نمی کند؟ ولی باز هم این سوال پیش می آید که مگر نمی گویند که دعا کنیم ظهور اتفاق بیافتد تا عقل های ما کامل شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مکرراً عرض شده باید مردم به رشدی برسند که زمینه‌ی ظهور فراهم شود وگرنه به همان علت که غیبت واقع شد، غیبت همچنان ادامه می‌یابد. موفق باشید

26718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به کلام خداوند در آیات شریفه ۳۵ و ۳۶ سوره الرحمن، شداید و عقوبتهای روز قیامت را هم از نعمات برشمرده است، چگونه می توان نتیجه گرفت که رحمت رحمانیه و رحمت عام و فراگیر خداوند، در قیامت هم ظهور و بروز دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به نظام حکیمانه‌ی عالم آیا همین‌که ظالم باید به سزای اعمال خود برسد، نحوه‌ای از نشانه‌‌ی حکمت حضرت حق نیست؟ موفق باشید

26645

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: آیا برداشتی که در زیر نوشتم درست است؟ در قرآن راه رهایی از مشکلات و تشخیص راه صحیح از نادرست را میزان هوش و عقل بیان نکرده بلکه میزان را تقوا بیان فرموده چه بسیار افراد باهوش و علی الظاهر زرنگ که به راه نیامده بلکه سد راه دیگران نیز شده اند. با تقوا تشخیص طریق باطل از حق یا به‌عبارتی راه پاکی از ناپاکی داده می شود و یا به‌عبارتی با تقوا به باطن درست هر امری پی می بریم. اما ممکن است که سوال شود مسائلی که ربطی به پاکی و ناپاکی ندارد مثل حل یک مسئله ریاضی چگونه با تقوا حل می گردد در جواب باید گفت اینجا هست که اسباب الهی از جایی که فکرش را نمی کنی بر سر راه قرار می گیرند و شخص را در حل مشکل کمک می کنند. فرضا یک متخصص کشاورزی در فرآیند ساخت یک نهاده کشاورزی مثل کود شیمیایی باید یک مسئله ریاضی را حل کند هزاری هم با تقوا باشد مسئله ریاضی را نمی تواند خودش به تنهای حل کند اما هر چیزی راه خود را دارد خداوند از طریق اسباب اش راهی را برای او فراهم می کند تا به حل مسئله دست یابد فرضا از طریق یه دوست ریاضی دان مسئله ریاضی حل می گردد تا فرآیند ساخت کود تکمیل گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده رویهمرفته می‌توان نکاتی را که فرموده‌اید پذیرفت. می‌ماند که گاهی مسائلی برای بشر مسئله است که حقیقتاً مسئله نیست. آری! در این موارد از تقوا نباید انتظارِ حلّ آن مسائل را داشت، بلکه تقوا موجبِ انصراف انسان از علمِ لاینفع می‌شود. موفق باشید

26207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد عزیز تو کدوم کتابتون میتونیم مبانی اندیشه شما رو پیدا کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سیر مطالعاتی بر روی سایت خوب باشد. موفق باشید

25432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: اگر ممکن است در باره قوه واهمه مد نظر تان توضیحی بدهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرایضی در این مورد شده است. خوب است به آن جا رجوع کنید. موفق باشید

33037

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: ذیل کتاب جایگاه رزق انسان در هستی، آیا استفاده از خدمات شرکت های «بیمه» یک نوع تدبیر معیشت تلقی می‌گردد یا یک نوع غفلت از جایگاه رزق؟ نظر به اینکه شخص مکلف می شود هر ماه مقداری از درآمد خود صرف انواع بیمه کند تا از حوادث غیر مترقبه و پیش آمدهایی در آینده مصون بماند. البته عنایت دارید که بیمه انواع مختلفی اعم از درمان، بازنشستگی، عمر و... که ممکن است بشود بین آنها تفاوتی قائل شد (کما اینکه بعضی بیمه عمر را بیمه سرمایه‌گذاری می دانند) و عنایت دارید که درآمد شرکت های بیمه از ارائه خدمات بیمه ای بسیار بالاست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نتوان نظر صریحی در این موارد داد ولی برداشت شخصی بنده آن است که اگر نیازمندی در این موارد هست که بتوانیم مشکل او را رفع کنیم بیش از آنکه شرکتهای بیمه ما را بیمه کنند حضرت حق و نظام الهی و فرشتگان این کار را خواهند کرد. البته بحث رعایت قانون در رابطه با بیمه شخص ثالث امر جدایی است آن هم به جهت رعایت قانون و نه به جهت امیدهایی که به بیمه داشته باشیم. موفق باشید

32692

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جناب استاد سلام علیکم: ارادتمندیم. سایه اتان مستدام. طی چند سال اخیر مدام در وجودم در کش و قوسم از اینکه چرا شغلی دارم که هنوز مزدورم و کارمند و نتوانستم نجات پیدا کنم. یکبار هم تلاش کردم از این وضعیت شغلی خارج بشم اما وضعیت اقتصادی اجازه نداد. الان تو وضعیتی هستم که از آینده ای که میخوام باهاش مواجه بشم ترس دارم. می‌ترسم نکنه تا آخر کارمند بمونم و مزدور این و آن. لحظه و ساعتی نیست که بهش فکر نکنم. اما انگار توان جدا شدن ندارم. انگار به این جای ظاهرا گرم و نرم عادت کردم. (هر چند قطعا آن را نپذیرفتم و ازش متنفرم) انگار راهی به جدا شدن از این وضعیت نمی‌بینم که بخوام پشت پا بزنم به این سکون و انجماد خودم. گاهی فکر می‌کنم در این مدت شاید خدا موقعیتی قرار داده بود و من استفاده نکردم. اما چیزی بذهنم نمیرسه. گاهی میگم «آقا جان تا وقتی چسبیدی به کارمندی و کارگری، فرد موثری برای این انقلاب و جامعه نیستی. چون زوری نداری. به هیچ دردی نمیخوری» و یاس من رو فرا میگیره. استاد راه برون رفتم از این شرایط چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید خوب است به این نکته فکر کنید که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمودند هرکس هرجا که هست سعی کند به بهترین شکل وظیفه خود را انجام دهد تا مورد رضایت الهی قرار گیرد. موفق باشید

32674
متن پرسش

سلام استاد طاهرزاده، ان شالله پربرکت ترین ماه رمضان را داشته باشد. در مورد صورتِ زندگی شهیدانه و سینما بفرمایید. خیلی ممنونم از راهنمایی های شما.

طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر    کین طفل یک شبه ره صد ساله می‌رود

 شهدای دفاع مقدس ره صد ساله را یک شبه رفتند و شعر جاودانگی را سرودند ولی قصه ی اینکه چگونه طی مکان و زمان کردند، تکنیک هنر قصه گویی سینمایی را به سلوک فرا می خواند. زیرا عبارت «اگر کسی شهید نباشد، شهید نمی شود.» نشان از نحوه ی حضور و زندگی کردنی می دهد که هر لحظه اش شهید بودن است. و اینچنین قصه ی شهید بودن و شهید زندگی کردن سروده می شود و انفطار صورت رخ می‌دهد، همان اتفاقی که در سینما در جستجوی آن هستیم، صورتِ زندگی و تقدیری که رقم می خورد. «سبحانک یا مصوّر، تعالیت یا مقدّر»؛ لحظه ی شهادت بر صورتِ بودن و زندگی کردنی از جنس شهادت رقم می خورد. و حضرت حق در لحظات چنین زندگی حاضر است و انفطار در صورتِ چنین زندگی ایی رخ می‌دهد. «سبحانک یا فاطر، تعالیت یا حاضر». و شهید سلیمانی از این فطر و حضور به گفته ی خودش مانند کبوتر ها از بسیجی ها و شهدا دانه بر می چیند، و چگونه شهید زیستن را به ذهن می سپارد تا باز به گفته خودش بر رقبای عشق پیروز شود. دوربین شهید آوینی هم چنین قصدی دارد، در جستجوی شهیدِ زنده است. شهید زنده خصوصیاتی دارد. اگر شهید «عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ» است، شهیدانه زندگی کردن بودنی است از جنس روزه. عاشقی است که روزه عشق گرفته است برای دیدار معشوق. و دوربین جلوتر از همه می‌رود تا امام باشد در به خاطر سپردن صورتِ فطر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  آری! اگر «دوربین جلوتر از همه می‌رود تا امام باشد» می‌داند که خبری در پیش است و باید به سوی آن خبر حرکت کرد و آن را جستجو نمود مثل آنچه شهدا در آینده حضور تاریخیِ خود یافتند و آن را آنچنان با ارزش دیدند که فداکردن جان را کم‌ترین بهاء برای تحقق آن آینده یافتند. روحىه تاریخی ما حکایت از آن دارد که امروز، تفکرْ تنها با شنیدن و یا مطالعه‌کردن کافی نیست بلکه نوعی تفکر در میان است که با دیدن پیش می‌آید و انسانِ متفکر گاهی از یک صحنه، اموری را می‌یابد که از مطالعه کتاب‌های زیاد، آن امور پیش نمی‌آید. بنده در «بله‌گفتنِ» بدون مقدمه همسر شهید باکری در جواب عاقد، در کنار حرکت قبلی او که پس از شنیدن شرط‌های شهید باکری، بلند شدند تا بدون معطلی در راهی وارد شوند که باید در آن قدم بگذارند؛ آن صحنه را از صدها کتاب که این واقعه را نقل کند، روشن‌تر و بزرگ‌تر یافتم و عزمی که عزم زنان انقلاب اسلامی بود را بدون هر کلامی شنیدم. و این برای هرکسی که آن صحنه را دید، پیش آمد بدون آن‌که حتی نیاز به پرحرفی‌های امثال بنده باشد. موفق باشید      

32497
متن پرسش

سلام علیکم: عرض ادب و احترام از محضرتان، خواهشمندم تحلیلتان در مورد حمله به پایگاههای اسرائیل را بفرمایید. با تشکر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله خداوند راه‌های حضور بیشتر نظام اسلامی در این تاریخ و در این جهان را بیش از پیش در مقابل ما گشوده و می‌گشاید و جریان سرکوب‌کردن پایگاه‌های رژیم صهیونیستی یکی از نمونه‌های حضور ما در این تاریخ و در این جهان است و حتماً در جریان هستید که عملیات طوری طراحی شده بود که هیچکس جز مقام معظم رهبری در ابتدای امر در جریان نبودند و حتی ریاست جمهوری را در آخرین لحظه‌ها در جریان گذاشتند و برعکس عملیات عین الأسد که قبل از عملیات به مسئولان عراق خبر دادند؛ در این عملیات برای محفوظ‌ماندن اسرار عملیات به آنان نیز خبر نداده بودند و آن‌ها در ابتدای امر گمان می‌کردند از طریق نیروهای داخلی این عملیات انجام شده. و به همین جهت موضع‌گیری منفی کردند. ولی پس از آن‌که سپاه پاسداران رسماً مسئولیت آن عملیات را به عهده گرفت، آن‌ها نیز دیگر سخنی نگفتند و متوجه جایگاه ایران و حساسیت نظام اسلامی نسبت به آنچه در کشورشان می‌گذرد؛ شدند و ایران عملاً با این کار پیام‌های لازم را به امارات و بحرین و امسال آن‌ها داد و همان‌طور که رهبرِ توحیدی آگاه به زمانه انقلاب اسلامی فرمودند جریان دفاعی که با حمله پیشگیرانه معنا پیدا می‌کند؛ در این صحنه تحقق یافت و قلب مولایمان صاحب الأمر و الزّمان «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» برای هر چه بیشتر به میدانِ ظهور آمدن امیدوارتر شدند. آری! «الیس الصبح بقریب؟» موفق باشید 

32321
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. انسان در سیر زندگی خود مراحل و ادوار متفاوتی را طی می‌کند و هر بار وحدت خود را به نحوی می یابد؛ اما انسان آخرالزمان که مفتخر به درک سوره توحید شده وحدت را در ناب ترین توحیدش می نوشد. در این نحوه حضور دوگانگی دوگانه ها از اعتبار می افتند، دوگانه جسم و جان، ذهن و تن و حتی نظر و عمل. عمیق ترین توحید در این ساحت است ساحتی که علم عمل می شود، بی هیچ واسطی؛ ساحت عقل تکنیک. و البته این محقق نمی شود مگر با حضوری منتظرانه و شاید شاعرانه. بنی آدم در پی وحدت، گذرگاه های متفاوتی را از سر گذرانده، از وحدت های صوری که همراه با طرد یا غفلت از کثرت در ساحت عمل بوده، یعنی صرفا رد آنی که در وحدتش نمی گنجیده بدون هیچ توجیه معرفت شناختی، تا پذیرش کثرت در انحا متفاوت از جمله: دوگانه انگاری و پلورالیسم چه در نظر و چه در عمل. دکارت را می توان مسامحتا بنیان گذار پلورالیسم قلمداد کرد که جواهری متباین را به انسانی که محور عالمش کرده بود، القا کرد، کانت برای جمع این تکثر، غیرانسان را از اعتبار انداخت و وحدت انسانی را به عالم تحمیل کرد. آری او راست می گفت نباید در تاریکی ها عمر خود را تباه کرد، اما وحدتی عمیق تر آن است که هایدگر نشان داد، دا-زاین. در این وحدت چیزی به اعتبار تاریکی حذف نمی شود بلکه به نحوی منتظرانه آشکار می گردد؛ زیرا حقیقت تاب مستوری ندارد. بلی وجودی منتظرانه، منتظر بشر است، این است گمشده این انسان؛ که غفلت از آن، انسان را به وادی پراگماتیسم و عملگرایی می کشاند و انصراف از آن، انسان را در دام سهمگین متافیزیک زدگی و نیهیلیسم گرفتار می کند؛ زندگی ایی بی روح و مملو از شعارزدگی. انسان باید بپذیرد که می خواهد و می تواند به گستردگی عالم گسترش یابد و از این رو باید به این نحو وجود خود متعهد گردد تا عزمش جزم شود؛ عزمی که دانایی و توانایی بودنی این چنینی را به همراه دارد؛ بودنی آماده گر، مادرانه، شاعرانه یا منتظرانه. یا رب عقل تکنیک جز با وجودی شاعرانه، به بیان هایدگر، وجودی منتظرانه، به ادبیات عالم دینی و وجودی مادرانه در بیان عرفی حاصل نمی شود؛ و لازمه آن رسیدن به مقام خیال خلاق است. پر واضح است که منظور از شاعرانگی، وجه رمانتیک ماجرا، و خیالش خیال محصور به کارهای هنری نیست؛ زیرا این نحو وجود را در صنعت و در مواجهه با علم و تکنولوژی باید بیابیم. قاعدتا انتظاری هم که در وجود منتظرانه مدنظر است، منفعلانه و خیالش صرفا ابزاری برای تسکین و امید به آینده ای که خواهد آمد، نیست، زیرا در صحنه عمل دنبال می شود. این وجود نحوی مادرانگی ست که خیالش هنر مادری را به عالم نمایان می کند، هنری که در بطن زندگی ست نه حاشیه زندگی. در انتظار مادرانه وقتی وجودی در وجود مادر در حال خلقت است وجه تفویض ماجرا پررنگ است، گرچه رعایت تغذیه و بهداشت نقش مهمی دارد اما وجه واسپاری رویداد ملموس است. لیکن در عقل تکنیک باید به دنبال وجودی بود که این وجه آن چندان غلبه ندارد؛ گویی در این مواجهه باید مارمیت اذرمیت را تجربه کرد، که نه تفویض است و نه اختیار و هم تفویض است و هم اختیار. اما چگونه؟! آیا وادی تجربه این نحو وجود میز گفتگوست یا باید آن را در جای دیگر جستجو کرد؟ یا باید در جای دیگر چشید و در میز گفتگو به گفت آورد؟ یا باید میز گفتگویی از جنس این نحو وجود محقق کرد؟ یا... تمام ما انسان ها آناتی در زندگی خود تجربه کرده ایم که به نوعی نحو وجود مارمیت اذرمیت بوده، کاری انجام داده ایم اما می دانستیم که آن کار را ما انجام ندادیم اما به هر حال به دست ما انجام شده است. کسانی که روح کودکی در آنان قوت بیشتری دارد تجربه های این چنینی بیشتری را لمس کرده اند. اما در عقل تکنیک صرف تحقق گذرای این نحو وجود نیست که اهمیت دارد؛ در این مواجهه استقرار در این نحو وجود ست که طلب می شود. به بیانی دیگر چگونه می‌توان در کودکی خود بزرگ شد؟ چگونه می توان عالمی این چنینی محقق کرد و در آن مستقر شد؟ عالمی مادرانه که جز به ادراک کودکانه محقق نمی شود. این جاست که انقلاب و نقش زنان در تحقق آن معنا می یابد. آری باید عالم کودکی و مادرانگی را بار دیگر معنا کرد، عالمی فارق از جنسیت و نگاه فمینیستی. شاید از این وجه است که برخی از بانوان طلب و خواست هایی دارند که خود نیز از آن متعجبند. طلب حضور سر چاه نفت، بدون تمنای مرد شدن. شاید این طلب می گوید عالمی در حال تحقق است که با چاه نفت نیز نباید مردانه و سلطه گرانه برخورد کرد، بلکه باید مادرانه از چاه طلبید تا خلقتی دیگر محقق شود و تکنولوژی نه تحت سیطره گشتل که تحت ولایت عقل تکنیک ظهور یابد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در رابطه با آماده‌گری و روحیه مادرانه و شاعرانه و منتظرانه، باید عرض کنم ذات انسان اتفاقاً این چنین است و وقتی در خانه «وجود» سکنی گزیند آن گستردگی که در عالم نیاز دارد را در خود احساس می‌کند.

۲. در رابطه با میزی که باید این نوع گفتگوها در آن انجام گیرد، این بستگی به خود ما دارد که در آن میز چگونه حاضر شویم. آیا سعی می‌کنیم به عنوان حضور در تفرّج‌گاه وجود در صحنه حاضر شویم و خود را در معرض نفحات وجود قرار دهیم تا وجود در گفتِ ما به ظهور آید؟ و یا می‌خواهیم بیاموزیم و بیاموزانیم؟

۳. حضور در میدانی که در عین کودکی و حفظ روحیه ساده کودکی، بزرگ باشیم؛ بستگی دارد به خودآگاهی ما نسبت به این موضوع.

۴. آری! برای معناکردن عالم کودکی و مادرانگی باید به خودآگاهیِ تاریخی و نقشی که این نوع خودآگاهی می‌تواند ایفا کند؛ نظر کرد. کاری که خانم هاناآرنت به دنبال آن بود ولی مرحوم حاجیه خانم مرضیه دبّاغ به آن رسید. و زنان ما می‌توانند در آن حضور یابند، البته به شرطی که خانم مرضیه دبّاغ را درست ببینیم. بنده او را عارفِ سالکِ جلیل‌القدری می‌دانم.

 

31874
متن پرسش

با سلام: آیا می‌توانیم کتاب برگزیده ترجمه تفسیر المیزان را مطالعه کنیم اگر بله ترجمه چه کسی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «خلاصه تفاسیر» که جناب آقای عباس پورسیف زحمت آن را کشیدند، کتاب ارزشمندی است و حقیقتاً ایشان در نسبت با المیزان دقت‌های خوبی داشته‌اند. موفق باشید

31615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: روز شما بخیر. ان شاء الله در کمال صحت و عافیت باشید و ما را از دعای خیر فراموش نفرمایید. ببخشید قبلا هم مصدع شده بودم در مورد موضوع پایان نامه ام که امکان تمدن سازی شیعه در زمانه فعلی بود از شما راهنمایی خواسته بودم. چون در این پایان نامه بررسی تمدن غرب هم بسیار مهم هست، امکان داره شما کتابهایی که به نظرتون خیلی ساده و روان باشه و من را به هدفم نزدیک کنه به من معرفی کنید؟ کتابهایی می خوام در مورد سیر تحولاتی که منجر به تمدن غرب شد، قطعا مردم چنین طلبهایی داشتند که به سمت آنها حرکت کردند من دوست دارم این طلب های اولیه را بشناسم که مردم غرب دنبال چه جهان و انسانی بودند که تمدن غرب جواب طلب آنها بود. موضع دیگه اینکه هویت انسان غربی چیست؟ خیلی برام مهم هست که هویت انسان غربی را بشناسم تا بتونم با هویت ایرانی قرن دهم هجری و آغاز حکومت صفویه مقایسه کنم. لطفا در مورد فراگیری تمدن غرب و اینکه این تمدن چطور اشکالاتش را داره برطرف می کنه چطور به سوالات و نیازها داره پاسخ می دهد هم اگر کتابی مد نظرتان هست بفرمایید. خیلی ممنون از راهنمایی های شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مجموعه آشنایی با فلسفه غرب» از دکتر مجتبوی و «تاریخ فلسفه غرب» از کاپلستون إن‌شاءالله می‌تواند مفید باشند. موفق باشید

30831
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: نظرتون در مورد این جمله که «زبان مقدر است» و یا «هرچیزی بگیم خدا هم به دهن ما نگاه میکنه» آیا جایگاهی در تفکر دینی و حقیقی دارن؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از آن جهت که انسان با «گفتِ» خود تقدیری را برای خود در بستر سنت‌های الهی می‌تواند رقم بزند، باید سعی کند خود را از طریق «گفتی» که از او صادر می‌شود، در بستر سنت‌های رحمانی قرار دهد. موفق باشید

30798
متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به تذکرات جنابعالی و همچنین بیت «تو مپندار که من شعر به خود می‌گویم» در میابیم که هنگام شعر گفتن اشخاصی مانند مولوی باید شاعر خود هیچ باشد و اجازه دهد حق ظهور کند و از عالم بالا معانی بیایند و شعر بظهور آید. حال آیا در مواجهه با قرآن هم انسان باید خود باشد؟ یا از خود فانی شود و اجازه دهد حق سخن بگوید؟ در جلسات فتح جان برخی دوستان به این اشاره کردند که انسان هنگام مواجهه با قرآن برعکس شعر، باید خود اصیل باشد، آیا این خود اصیل همان هیچ بودن شاعر نیست؟ لطفا توضیح فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از این جهت، آری! مانند شاعر وجه وجودی خود را در معرض نور حضرت حق قرار می‌دهید ولی نه به آن شکل که تنها در موطن خیال متوقف باشیم که البته آن نیز در جای خود ارزش دارد. موفق باشید

30660
متن پرسش
سلام: من در بررسی ادیان به تکافو ادله رسیدم و قادر به انتخاب نیستم تکلیفم چیست؟ هر کدام محاسن و معایبی دارند که دیگری ندارد. مثلا اگر ملاک را محبت خدا به بندگانش بدانیم بنظر می‌رسد مسیحیت سرآمد است چون خداوند برای نجات ما بندگان بالفطره عاصی یگانه فرزندش را به صلیب می‌سپارد اما مسئله تثلیث معقول نیست. ادیان هند بلاشک سرآمد وحدت وجود هستند و برترین توحید را در بین ادیان مطرح می‌کنند. اما مسئله نبوت در آن جایگاهی ندارد. اسلام جامعیت خوبی دارد اما خدایی که مطرح می‌کند خشن است معشوق نیست معبود است، توحیدی که مطرح می‌کند در حد دو تا نبودن خداست و از آن لطافت های توحیدی ادیان هند خبری نیست گرچه از مسیحیت بهتر است همینطور می‌توان در فضل و عیب سایر ادیان سخن گفت و نکته ای که نباید فراموش کرد اینست که بسته به اینکه چه ملاک های برون دینی ای را قبل از انتخاب دین پذیرفته باشیم و ملاک خود این ملاک ها هم خود داستانیست و شاید بیشتر ذوقی باشد پس از آنکه ملاکهایی هم برگزیدیم باز در مقایسه ادیان به تکافو می‌رسیم و هر دینی بخش هایی از ملاکهای ما را دارد و بخش هایی را ندارد چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در جای خوبی ایستاده‌اید و بنده هم چنین تجربه‌هایی داشته‌ام. به هیچ وجه هیچ‌کدام از ادیان را مردود نمی‌دانم ولی به نظر بنده اسلام به جهت آن‌که در عین حضور تاریخیِ آخرالزمانی‌اش که باید جوابگوی نیاز این انسان باشد، جامعیت فوق‌العاده‌ای دارد و واقع‌بینی‌های آن را نباید حمل بر خشونت نمود. کافی است مدتی در آیات آن تدبّر شود تا مُهیمن‌بودن آن نسبت به سایر ادیان احساس گردد. موفق باشید

30522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: احتراماً پیرو فرمایش شما مبنی بر مدارا کردن با خانواده بخصوص همسر ابهامی برای اینجانب پیش آمده و آن این است که آیا باید مسائل مربوط به سیر و سلوکی مثل نماز شب‌، بیداری بین الطلوعین، گوش ندادن به آهنگ و ... را انجام داد و در مقابل با طعنه ها یا مخالفت ها مدارا کرد و یا این نوع مسایل رو بخاطر رضایت خانواده ترک کرد به امید رضای خدا. با اینکه محرزه بعضی کارها معصیته مثل آهنگای امروزی. قاعده عقلی و حکم کلی در این موارد که مخالفت همسر رو بهمراه داره نه از باب اذیت شدن بلکه از بابت تندرویی و خشک مذهبی دونستن این نوع رفتارها و عقاید چیه؟ اگه با مدارا کردن هم نتیجه مطلوبی حاصل نشه چی؟ اینکه من اجازه هیچ کاری رو نداشته باشم مبادا ایشون ناراحت شن واقعا درک و تحملش سخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مواردی که انسان باید در پیش خود باشد و ربطی به زندگی مشترک ندارد؛ مدارا لازم نیست. آری! در مورد موسیقی می‌توان تا آن‌جا که مطمئن به حرمت آن نیستیم حمل بر صحت کرد. موفق باشید

30304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و درود خدمت استاد گرامي: من در حدود بيست و پنج سال با ناراحتي روحي دست و پنجه نرم مي‌كنم و از بيماري اسكيزوفرني و وسواس فكري رنج مي‌برم. با وجود اين بيماري من رشته الهيات خواندم ولي بعد روانشناسها گفتن اين رشته براي شما مضر بوده. من خيلي عالقمند به دانستن به نظريات فلاسفيون و عرفا هستم و خيلي دلم مي‌خواهد به آنچه كه خدا محقق كرده كه بشر بدان برسد قبل از مرگم بدان شهود پيدا كنم من گاهي با تضادهاي دروني مواجه هستم گاهي صفات انساني دارم گاهي شيطان بر من غلبه مي‌كند و من علم به اين دارم كه بايد ارتباطم رو با خدا و علم رو از لحاظ عقلاني زياد كنم با توجه به شرايط روحيم مي‌خواستم بدانم وارد حيطه علم فلسفه و عرفان بشوم با توجه به اينكه روانشناسان منع ميكنن و من را مي‌ترسانند. لطفا راهنمايي نماييد. با تشكر و امتنان از پاسخگويتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود سیر مطالعاتی سایت را ادامه دهید. إن‌شاءالله در فضای تعادل علم و عمل قرار خواهید گرفت. موفق باشید

نمایش چاپی