باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیّات آن نامه را در ذهن دارم. خوب است رفقا آن را دنبال کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید حرف خوبی باشد. آری! ذیل شریعت الهی جنبههای بالقوهی ما بالفعل میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روی سایت هست به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1304
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، همین انسان متوجهی حضور بیکرانهی اصلِ اصلها میباشد و همین امر میتواند راهی باشد تا گرفتار روزمرّگیها و پوچیها نشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصّل است به همین جهت حضرت امام در نامه به گورباچف در رابطه با سخنان ابن عربی فرمودند: سخنان باریکتر از مو. به عنوان نمونه همین آیهای که میفرماید: «وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ» (غافر/۴۰) یا آیه ۴۶ سوره مبارکه غافر که می فرماید: «النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ؛ ابن عربی به ما دقت میدهد که چرا فرمود: «آل فرعون» و نفرمود آل فرعون و خودِ فرعون؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. بنده نخواستم به سؤالکننده نسبت به آن مطلب اشکال کنم، وگرنه اشکال جنابعالی وارد است. بیشتر منظور بنده آن بود که متوجه شویم موضوع رزق، چیز بالاتر از این اموری است که عدهای گمان کنند کسی میتواند رزق مقسوم آنها را از آنها بگیرد مگر آنکه خود انسان کوتاهیهایی داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به این نتیجه رسیدهام که باید جوانان با معارفی آشنا شوند که به کمک آنها امام شهداء را بفهمند. کتابهایی مثل «آشتی با خدا» و یا «ده نکته در معرفت نفس» باب خوبی را در رابطه با فهمِ قدسی از مسائل در مقابل افراد قرار میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که این موارد را انسان امتحان بداند و این نوع افراد را انسانهای ضعیفی بشمارد که در جهان تنگ خود بهسر میبرند و آنها را در جهان تنگ خود به خودشان واگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. نسبت به این عالم، زمان محسوب میشود و نسبت به جان ما، ملکوت است که گشوده شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ربّ ما حضرت «اللّه» است چون انسانها خلیفة اللّه هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه. البته اگر حقالنّاس، مادی باشد و برایتان امکان دارد برایشان صدقه بدهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به نظام حکیمانهی عالم آیا همینکه ظالم باید به سزای اعمال خود برسد، نحوهای از نشانهی حکمت حضرت حق نیست؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده رویهمرفته میتوان نکاتی را که فرمودهاید پذیرفت. میماند که گاهی مسائلی برای بشر مسئله است که حقیقتاً مسئله نیست. آری! در این موارد از تقوا نباید انتظارِ حلّ آن مسائل را داشت، بلکه تقوا موجبِ انصراف انسان از علمِ لاینفع میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در عین اینکه باید مواظب بود فتنهای پیش نیاید، به نحوی جبران کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوهی «نحوهی حیات بدن اُخروی» بحث شده است که حضرت رضا «علیهالسلام» این آیه را از نوع جدال خداوند با طرف مقابل میدانند و میفرمایند همانطور که خداوند به بندهاش دستور میدهد جدال کند، خودش نیز جدال کرده است. خوب است که در مورد دلایل نحوهی بدن اُخروی به آن جزوه رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. زیرا باید جهتگیریها الهی باشد تا برکات معنوی شامل جامعه گردد وگرنه موجب نفس امّاره میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرایضی در این مورد شده است. خوب است به آن جا رجوع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انشاءالله کتاب «معرفت نفس و حشر» که بر روی سایت هست و کتاب «معرفت نفس» آیت الله حسن زاده جوابگوی این امر میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار مفصل و طولانی است. پیشنهاد میکنم از «تاریخ فلسفه» کاپلستون شروع کنید. موفق باشید
💠 سلام استاد: شما در جواب سوال شماره۳۳۴۵۱ از ظهور نور خاص حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه سخن گفتید، من اصلا متوجه نشدم، منظور از نور خاص چیست؟ اصلا ظهور به چه معنا مد نظر این بزرگان بوده؟ جواب خیلی مبهم بوده و من متوجه نشدم، لطفاً بیشتر توضیح دهید.🙏🙏 سلام حاج آقا وقت بخیر: یک مسئله ذهن من را مشغول کرده و جواب برای آن نیافتم شما جوابی متقن در خصوص حکایت ذیل به ما هم بفرمایید استفاده کنیم. حدود ۱۲ یا ۱۵ سال قبل کلیپی از آیه الله ناصری رحمه الله علیه دست به دست شد که از قول آیه الله بهجت رحمه الله علیه ظهور را آنقدر نزدیک میدانند که حتی پیرتر از آن دو بزرگوار هم آن را درک خواهند کرد و حالا آن دو به رحمت خدا رفته اند و خبری نشده البته چون مطمئنا که کلیپ را شما دیده اید فقط به آن اشاره کردم. با توجه به اینکه آن دو بزرگوار از اولیا بوده اند چگونه باید این نقل را هضم کرد؟ بدتر هم اینکه جدیدا کلیپی ساخته اند و براساس آن همه چیز را به تمسخر گرفته اند. البته بعضی افراد می گویند آقای بهجت چنین چیزی نگفته و آقای ناصری اشتباه کرده درحالی که کلیپی منتشر شده و از آقای بهجت سوال می کنند که آقای ناصری از قول شما این مطلب را گفته و ایشان تایید میکنند. حال سوال اصلی این است که چرا این دو بزرگوار که ارادتمندان زیادی دارند مطلبی را مطرح کرده اند که به وقوع نینجامیده و باعث زدگی عده زیادی شده و... ✅باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه سازندگان آن کلیپ بهکلّی از معارف الهی دور میباشند و معنای سخنان اولیای الهی را که ناشی از کشف روحانی آنها است، در نمییابند. بنده همان روزهایی که آن عزیزان آن سخنان را فرمودند عرض کردم منظور، ظهور خاص حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» است. وگرنه آنان به خوبی میدانند که برای ظهور آن حضرت کسی نمیتواند وقت تعیین کند. ننمونهای از ظهور نور خاص آن حضرت را شما در انتخاب دولت اولیه آقای احمدینژاد ملاحظه کردید که چگونه مردم و حتی طلاب با شهریه کمی که داشتند برای آقای احمدینژاد تبلیغ نمودند و البته این بدان معنا نیست که ایشان در دولت دهم از رجوعی که مردم به ایشان کردند، بهره لازم را ببرند. و یا انتخاب دولت آقای رئیسی را نیز میتوان به همان معنای نور خاص حضرت به شما رآورد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نور حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» قلبها را به سوی حقیقت راهنمایی میکند و این نوع راهنماییها برای بعضی از اولیای الهی قابل مشاهده است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: در مورد توحید ماه رجب و ماه شعبان. توضیحات و کلیپ های بسیار خوبی از مجموعه شما هست. ولی در مورد ماه ذلحجه، چیزی در دسترس نیست. اگه ماه رجب فنا بود و احدی بود و نفی کثرات و ماه شعبان بقا بود و واحد و تجلی به اسما و صفات، توحید ماه ذلحجه چه نوع توحیدی است؟ اگر امکانش هست توضیح کاملی ارائه نمایید ممنون می شوم. سوال دوم: در مبحث احدیت جمع اسما ذاتی که می گویند لا شرقی و لاغربی، جایی خواندم که یعنی ظاهر و باطن یکی شود، سر و علن یکی شود. این را هم متوجه نشدم یعنی چی؟ چه تفاوتی است بین اینکه سر و علن یکی شود با جایی که فقط حق فقط در صحنه هست و یا حق به خلق در صحنه هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً توحید ماه ذیالحجه توحید فنایی و عرشی است به همان معنایی که کثرتها در وحدت فانی میشود و انسان به وسعت کثرتها در هویت وحدانی خود را در عالم مییابد به همان معنای معجزهآسای دعای عرفه حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» که چگونه به جزئیترین اجزای بدن اشاره میفرمایند و همه را در توحید فنایی و عرشی مدّ نظر قرار میدهند تا آنکه عالَم آینه نور وحدانی حضرت معبود شود و ما بمانیم و توجه تامّ و تمام به جلوات او. ۲. آری! وقتی هویت اسمائی «لا شرقی و لا غربی» شد آنچه میماند نور است به جامعیت احدی. لذا همه چیز هست و هیچ چیز نیست مانند نور بیرنگ. در این مورد خوب است به مباحث مطرحشده در شرح «برهان صدیقین» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و احترام: جوانی ۳۵ ساله هستم. امسال عازم حج تمتع هستم. مشتاق خواندن نصیحت ها و تذکرات حکیمانه پیر مهربان و دلسوزمان هستم. یا حق
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله با مطالعه جزوات مربوط به حج که در جواب سؤال شماره 32940 معرفی شد، بتوانید با آمادگی بیشتر به زیارت بیت الله الحرام مشرف شوید. سخنان رهبر انقلاب در این مورد با مسئولان مربوطه حقیقتا چیزی کم نگذاشتند. حتما با دقت آن نکات را مد نظر قرار دهید. موفق باشید
سلام خدمت استاد ارجمند: استاد ببخشید وقت ارزشمند شما را میگیرم. اول از شما طلب دعای خیر برای خودم دارم و ثانیا از آن طلبه ای که برای خدا و این انقلاب امام در فضای مجازی کار میکند تشکر مبکنم. در موضوع «علم تو استاد توست» تأملاتی کردم. خواستم ببینم آنچه برداشت کردم را صحیح میدانید؟ آیت الله بهجت اولا فرمودند که علم تو استاد توست اما آیا فرمودند و قید کردند که علم تو برای همیشه استاد توست؟ مثلا آیا نمیشود احتمال داد که شخص مراجعه کننده، مثل منِ حقیر، عامی و تازه به دوران رسیده بوده و آیت الله منظورشان این باشد که، برای تو فعلا عمل به دانسته هایت کافی است تا بعد؟ مثلا ما در حدیث هم شخص مخاطب امام را در نظر میگیریم اینجا هم عقل میگوید باید چنین کنیم. دوماً، آیا لزوما هر علمی علم قابل اعتماد است؟ مثلا نمیشود آن علم خود باعث گمراهی ما بشود و هر چه پیش رویم بیشتر بر گمراهی ما بیفزاید؟ با توجه به آیه وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلَّا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ این احتمال بعید نیست. و من ضعیف از کجا بفهمم که علمم حیلهی شیطان و نفسم نیست؟ چهار روز دیگر هر کس بر اساس علمش رفتار کند چه نتایج بدی که گریبان گیر ما نمیشود مثلا کشف های شیطانی و... سوماً، فرض کنیم علممان درست باشد، منبع علم هم مهم است. بالاخره این علم از کتاب بدست می آید؛ اما برخی علوم را شاید نشود نوشت و گفت بلکه مثلا باید چشاند؛ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ. چه کسی باید این علم را از الله دریافت کند جز کسی که مخلَص باشد؟ اینگونه مواقع منبع علم استاد می شود. در این مرحله، استاد تو علم توست. خیلی ممنون یا علی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید مرحوم آیت الله بهجت در کدام فضا آن سخن را فرمودند. در آن جزوه که حتماً لازم است همه آن مطالعه شود؛ نظر به رهنمودهای علمایی همچون حضرت امام خمینی و علامه طباطبایی و امثال شهید مطهریها شده و در این فضا، خودِ آن علوم برای سیر إلی الله به ما کمک خواهند کرد. موفق باشید
بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و درود. مگر حضور تجلی وجود نیست؟ و مگر حضور، وجودی نیست که به تعین آمده است؟ پس چرا جناب مارتین هایدگر در اواخر عمر شریف خود حضور را مقدم بر وجود میدانست؟ این فیلسوف سلیم النفس در اواخر عمر شریف خود چه پنجره ای میخواست به روی بشر بگشاید که اجل مهلت نداد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب مارتین هایدگر بهخوبی متوجه شده است که در واقع اگر بخواهیم به «وجود» نظر کنیم و از مفهوم وجود، پا را بالاتر بگذاریم، آنچه در میان میآید «حضور» است و «ظهور». و این نکته ارزشمندی است که هایدگر متذکر آن شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب هگل در موضوع روح نکات دقیقی دارد که اقلاً باید با استادی که او را فهم کرده است، مدتی بحث «روح» را دنبال کرد. پیشنهاد اولیه بنده مطالعه هگل است در جزوه «تاریخ فلسفه غرب» و پس از آن کتاب آقای بیزِر در رابطه با هگل نکتههایی را روشن میکند. موفق باشید
