بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: شما قائل به انفتاح باب علم در زمان غیبت هستید یا انفتاح؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه خداوند در تجلی است و بستگی به قبول قابل دارد. موفق باشید

29712
متن پرسش

سلام و وقت بخیر: در مورد شهید عزیز فخری زاده. یک نکته اینکه ایشان را به عنوان دانشمند مطرح می کنند. کشور ما بشکر خدا در جایگاهی نیست که محتاج دانشمند های خاصی باشد، دانشمندان و محققین زیادی در کشور وجود دارند، مشکل کشور ما مشکل مدیریت مجموعه های مختلف است، و شهید بزرگوار از این جنبه که مدیر بزرگ و توانمندی بودند خار چشم دشمنان بودند. کاری که یک مدیر انجام میده شاید صدتا دانشمند نتونن انجام بدن. تا حدودی که آشنایی داریم می بینیم معمولا کارها از این بُعد مشکل دارند «کمبود مدیران توانمند، با اخلاص، مجاهد، انقلابی» نکته دوم زمان ترور شهید بزرگوار هست: اول از نگاه دشمنان، که گمان می کنند می توانند با یک ترور حساسیت بر انگیز و با یک تهییج رسانه ای (رسانه ها بودند که برای شخصی که برای اغلب ما ناشناخته بود لقب معادل سردار سلیمانی در امور هسته ای می دادند و اتفاقا این هماهنگی زیاد و بافاصله زمانی کم خبر از یک کار مشترک می داد) باعث تهییج مردم انقلابی شوند، که نتیجه آن تصمیم و اقدامی از سوی ایران انجام بشه که بتونن از اون سوء استفاده کنند. غافل از اینکه این کشتی را نوح است کشتیبان و ان شاء الله برسیم به آن جایی که فرمود: «وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ وَ كَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا» و نکته دوم که بنظرم می رسه اینکه، گویا چنین انسانهای بزرگی، در سطحی فراتر از زندگی ما، خود تصمیم می گیرند که خودشان را در این شرایط فدای انقلاب کنند. نه اینکه بگوییم دشمن آمد ترور کرد. نه اینکه با پهباد هدف حمله قرار گرفت. در مورد این دو مورد که عرض شد نظر شریفتون رو خواست جویا شوم. با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. وقتی راهی از طرف خداوند به سوی بشر در تاریخی گشوده شود، اگر انسان‌ها در آن راه قدم بگذارند، این خداوند است که مسیر را برای آن‌ها می‌گشاید تا در همه‌ی ابعادی که نیاز آن تاریخ است، رشد کنند و قصه‌ی شهید حاج محسن فخری‌زاده و شهید حاج قاسم سلیمانی قصه‌ی به ظهورآمدن انسان‌هایی است که در همه‌ی ابعاد مناسب این تاریخ و از جمله در مدیریت رشد لازم را داشته‌اند، اینان پروریده‌های دست خداوند هستند. ۲. آری! قبلاً هم عرض شد وقتی ما متوجه باشیم دشمن این انقلاب به تعبیر حضرت سجاد «علیه‌السلام» احمق و جاهل است، حتماً انسان‌های احمق و جاهل نمی‌توانند کاری به نفع خود انجام دهند. موفق باشید      

28424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد خودشناسی چطور حاصل میشه؟ و اینکه آیا خودشناسی مدنظر علم روانشناسی همون خودشناسی مد نظر اسلام (من عرف نفسه فقد عرف ربه) است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. زیرا روان‌شناسی یک علم تجربی در رابطه با اطلاع از عکس‌العمل‌های بدن است. در این مورد پیشنهاد مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست، می‌شود. موفق باشید

28084
متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار، به نظرم یکی از نظریات و بینش های معیوب و غیر دقیق که ما هم از آن ضربه خورده ایم و اتفاقا از جهت تمدنی رویکرد غیر متقن و نازله ای است همین بحث گزینش گری در مقابل تمدن مدرن است. می‌گویند خب مدرنیته و غرب معاصر بعنوان علمدار مدرنیته، بالاخره همه چیزش که بد نیست جاهای خوب را می‌گیریم و قسمت های بد آن را حذف می کنیم مثلا تکنیک غرب را می‌گیریم و خب مبانی اخلاقی و معرفتی مدرنیته و تکنولوژی آن را نمی پذیریم که یادم هست خودتان چندین سال پیش در شبکه سه برنامه گره در نقدش فرمودید تکنیک و ابزار در خدمت اهداف است و بشری که مبتنی بر تصرف در طبیعت به قصد تمتع هر چه بیشتر مبنا می‌گذارد، می آید الکترو پمپ می‌سازد و آن‌را در آن بستر تعریف می‌کند. بانک را میاوریم درونش عقود اسلامی را می‌گذاریم و چند مصوبه خود بانک اسلامی پدید می آید. در روانشناسی و انسان شناسی می آییم با حذف بخشهای مغایر با معارف خود و اضافه کردن چند آیه و حدیث و سخنان حکما که یعنی اسلام هم روانشناسی دارد، روانشناسی اسلامی و مناسب برای دانشگاه ها را مطرح می‌کنیم. این گزینش گری و اینکه بگوییم جاهای خوب تمدن مدرن را می‌گریم جاهای بدش را کنار می‌گذاریم و تکنیک هم مانند چاقو است که اگر در خدمت صالحین بود به عمل خیر می‌رود و اگر در اختیار فرد ناباب آلت قتاله می‌شود، به نظرم واقعا دیدگاه معیوب و ضعیف و بدور از بینش تمدنی و نگرش تمدنی شخصیتهای اصیلی مانند شهید آوینی است که اساسا در برابر این گزینش گری در موضع انتقادی از آن بودند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غرب، به عنوان یک فرهنگ در نگاه به عالم و آدم، یک کلّ واحد است و غفلت از آن غفلت از تهاجم فرهنگی است که از طریق تکنیک غربی نفوذ می‌کند و فرهنگ‌های بومی ملت‌ها را که عامل بقای تاریخیِ آن‌ها است، از بین می‌برد و البته این غیر از عقل تکنیکی است که امروز، غرب با غرب‌زدگیِ خودش آن را زیر پا گذارده است ولی بحمداللّه مراکز دانش‌بنیان در بستر انقلاب اسلامی بنای ادامه‌ی علمی عقل تکنیکی را به عهده گرفته‌اند. موفق باشید   

27542

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: در رابطه با حضور همه جانبه حق در هستی و با توجه به بحث حضور و ظهور و اینکه موجودات حقیقی در وجودشان شدت و ضعف دارند مثل علم (که کسی عالم تر است) و اینکه مادیات شدت و ضعفی در وجودشان نیست؛ اگر کسی در زندگی دنیایی به دنبال تهیه وسایلی برای زندگی باشد در زیر سایه بندگی خدا و برای بندگی خدا در بحث کیفیت آن وسیله (که مثلا عمر بیشتری دارد و یا بهتر است) وظیفۀ بندۀ خدا چیست!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به دنبال بهتر بود مگر آن‌که موجب تقویت کالای خارجی و تضعیف کارخانه‌های ایرانی بشود. موفق باشید

27306
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد بزرگوار: به نظر می‌رسد از طرفی تا به حال انسان غربی این‌گونه به تماشای خوی وحشی‌اش ننشسته است، کرونا نقاب از این جنتلمن ادکلن و کروات زده برداشت و از طرفی مدت‌ها بود که بشریت بدین شکل نیاز به منجی را احساس نکرده بود، استاد بعد از این دو احساس ما با چه جهانی مواجه خواهیم بود؟ نبض زمانه چطور نواخته می‌شود؟ آیا بشریت توبه خواهد کرد و بازگشت به اصل خویش را آغاز خواهد کرد؟ یا این که تایتانیک غرب هنوز فرصت دارد؟ آیا حکمرانی مجازی در پیش است؟ حال که محصول زندگی غرب که خوی حیوانی است به نمایش آمده و محصول انقلاب اسلامی که هم‌دلی و مواسات است به رزمایش در آمده و امت به شکل جمعی در حال مجاهده هستند تغییر رخ خواهد داد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم فرهنگ مدرن و نگاه پوزیتیویسمی از فرعونیتِ «أنا ربّکم الاعلی»ای پایین کشیده می‌شود و تصور جهانی دیگر در تاریخی که انقلاب اسلامی در مقابل بشر است، امر مبارکی است و زبان دیگری که برای اشارت به حقیقت است، ظهور خواهد کرد إن‌شاءاللّه. موفق باشید  

25949

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: در درجه اول باید بگویم مدتی هست که خدمتتان نرسیده ام و بسیار دلتنگ شما هستم. استاد بنده می خواهم به شرح مولوی، چه مثنوی و چه غزلیات بپردازم. خواستم از محضرتان سوال کنم که به چه شرحی رجوع کنم؟ ضمنا استاد بنده مدتهاییست که احوال روحی خوبی ندارم و از این موضوع بیم دارم. خواهش می کنم شاگرد حقیرتان را مورد دعای خیر خود قرار دهید که عاقبتم بخیر باشد و از دست شیطان آزاد شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح جناب آقای کریم زمانی رویهمرفته خوب است. بنده نیز دعاگوی شما هستم. موفق باشید

 

 

33627

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد با توجه به مباحثی که فرمودید از زمان دکارت و ملاصدرا روحی به بشر روی آورد که آنها متوجه آن شدند،۱. سوال اول اینکه آیا این صحیح است که در زمان مثلا حضرت موسی (ع) فرمان هایی از جانب خداوند آمد تا قوم ایشان در آن زمان آنها را انجام دهد اما در زمان پیامبر اسلام (ص) خداوند به پیامبر می فرمایند که تو فقط مذکر دین و مطالب ارائه شده هستی پس در اینجا یک حالت انتخاب شخص پر رنگ تر محفوظ می ماند. آیا در زمان حضرت موسی (ع) هم این نحوه مذکّر بودن ایشان اولویت دارد؟ ۲. اگر ما پر رنگ تر شدن اختیار در انتخاب دین را در زمان پیامبر اسلام ص درست بدانیم، آیا می توانیم بگوییم که با این حالت اختیار، شخص باید خود در درون خود به عمق بالاتر از دین دست پیدا کند و به یقین بالاتری برسد آیا می توانیم بگوییم که آن روحی که عمق بالاتری از یقین را طلب می کند در درون انسانها از صدر اسلام شروع شده نه صرفا از زمان قرن ده میلادی. ممنون از راهنمایی تان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حتماً همه پیامبران متذکر امور فطری هستند. آری! بشر آخرالزمانی ظرفیت بیشتری جهت انتخاب دارد. ۲. حتماً همین‌طور است ولی هرچه‌قدر جلو آمدیم، آزادیِ انتخاب بیشتر از گذشته در بشر جدید خود را نشان داد. در این مورد عرایضی در جلسه ششم «دولت، مردم، آزادی» شد خوب است که سری به آن بزنید. موفق باشید  https://eitaa.com/soha_sima/1656

32487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمت الله. استاد عزیز من بابت پاسخی که به پرسش ۲۷۶۴۵ داده اید حقا تعجب می‌کنم! شما نمی‌توانید این طور صریح بگویید: من نمی‌توانم به این نوع نگاهها فکر کنم. سؤال من از شما این است که آیا این نوع نگاه ها از من درآوردی اساتید است؟! می‌فرمایید خیر. عرض می‌کنیم: آیا این نگاهها که علائم ظهور را بیان می‌کنند از دو لب مبارک معصوم بیرون آمده است؟ می‌فرمایید: بله؛ و روایات ظهور را به ما نشان می‌دهید. با این حال چرا می‌فرمایید نمی‌توانم به آنها فکر کنم؟! نمی‌توانیم که بگوییم این نگاهها دروغ است. چطور است که از مقام معظم رهبری می‌پذیریم وقتی درباره حدیث یتحابون بروح الله بیاناتی دارند؟ ولی درباره دیگر احادیث ظهور از جمله سفیانی که به تعبیر آیت الله بهجت رحمت الله علیه این یک علامت را دیگر نمی‌شود کاری کرد، می‌گوییم نمی‌توانیم فکر کنیم؟! چرا باید میان نگاه خود و نگاهی که معصومین جلوی روی ما گذاشته اند، افتراق و جدایی ببینیم؟! حداقل برای استاد طاهرزاده ای که در قلمروی ناظران از منظر عرفان اسلامی است شاید مناسب نباشد که درباره این مساله ای اینقدر ذهنها را مشوش ساخته بگوید من نمی‌توانم به این نوع نگاهها فکر کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «تحلیل تاریخی نشان‌های ظهور» از حجت‌الاسلام دکتر مصطفی صادقی رجوع فرمایید. زیرا بنا به تحقیق ایشان، این روایات یا اموری است که باید تأویل نمود و یا ریشه در تحریفات عباسیان دارد از آن جهت که می‌خواسته‌اند مهدیِ عباسی را به عنوان مهدی امّت جا بیندازند. و از این جهت عرض شد بنده نباید وارد شوم که نیاز به کار تحقیقی دارد، نه آن‌که با یک سؤال و جواب بتوان مسئله را روشن نمود. موفق باشید

32437

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: اوقات بخیر، می‌خواستم ببینم در جریان دعوای بین آقای رسائی و آقای قالیباف و خبرگزاری های فارس و تسنیم سر ماجرای هلدینگ یاس هستید؟ موضع صحیح چیست؟ مسائل مالی که مدتهاست درباره آقای قالیباف مطرح شده جریان انقلابی را دارد دچار شکاف می‌کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این رسانه‌ها هستند که به این امور به صورت افراطی دامن می‌زنند. سوابق و شخصیت آقای قالیباف نشان داده است که ایشان همواره در خدمت اهداف انقلاب بوده‌اند و از این جهت باید به ایشان خوش‌بین بود. موفق باشید

32393

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم. بی مقدمه میرم سر حرف اصلیم...... دعا کنید. یاعلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر شما باید این باشد که در همین فضای سخت، استعدادهای خود را شکوفا کنید. زنان بزرگ همواره در دلِ سختی‌ها و نداری‌ها توانسته‌اند فرزندان بزرگی همچون علامه طباطبایی‌ها بپرورانند. از طرفی رابطه محبت‌آمیز خود و فرزندان‌تان را به بهانه‌هایی که می‌فرمایید از مادر و پدر خودتان و والدین همسرتان قطع نکنید تا گشایش لازم حاصل شود. با محبت و گشاده‌رویی، کار جلو می‌رود. موفق باشید

32249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: گرایشهای عقل گرا کی در امامیه ظاهر شد و آیا اصیل بود؟ می‌دانم در زیدیه ازتباط با معتزله زیاد بوده اما چرا امامیه با ظاهریه و حدیث گرایان خیلی مرتبط بودند؟ آیا جریان اصحاب امام صادق حدیث گرا بودند؟ کتاب منبعی هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد از عناوین تحقیقیِ بنده نبوده. موفق باشید

31811

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد چطور سوء تفاهمات را رفع کنیم طوریکه به اشتباه نیفتیم؟ گاهی حتی با گفتن حقیقت کسی حرف ما را باور نمی کند!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با ارتباطی نرم و با برخوردی شیرین و با صفا، إن‌شاءالله سوء تفاهم‌ها از بین می‌رود.
فرهنگ «مدارا» که در متون دینی و روایات بر آن تأکید می‌شود، حکایت از آن دارد که انسان‌ها می‌توانند با حضور در سنتی خاص و تاریخی معین به فهمی نائل شوند که محصول و برآیند گفت‌وگوی طرفین است، بدون آن‌که نتیجه نهایی گفت‌وگو از قبل قابل پیش‌بینی باشد. بلکه رابطه‌ای دیالکتیکی در میان است و از این جهت گفته می‌شود «فهم»، یک رخداد است که به گفته جناب گادامر با ادغام افق‌ها پیش می‌آید.
معلوم است که در سنت مدارای مدّ نظر دین، هرکدام از افراد افق‌هایی را مدّ نظر دارند که آن مدارا از سنت و تاریخی که افراد در آن هستند شکل گرفته و در بستر گفت‌وگویی که پیش می‌آید «فهم» رخ می‌دهد و بدین لحاظ فهم، امری است تاریخی و همواره رو به جلو.
با توجه به این امر نظر می‌کنیم به روایات وارد شده از طریق رسول خدا و ائمه معصومین.
روايت شده كه خداوند تبارك و تعالى به رسول گراميش «ص» وحى نمود؛ همچنان كه در برابر فرائض و واجبات مسئوليت دارى و نسبت به آن‌ها مؤاخذه مي‌شوى، در باره مدارا كردن با مردم مؤاخذه خواهى شد. (بحار الأنوار، ج‏68، ص: 90)
رسول خدا«ص» فرمودند: «مُدَارَاةُ النَّاسِ نِصْفُ الْإِيمَانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَيْشِ» ‏(الكافى، ج 2، ص 117.) مدارا با مردم نيمى از ايمان است و نرمش با آن‌ها نيمى از زندگانى. این بدان معنا است که باید اندازه فهم مردم را از دین و وظایف دینی رعایت کرد.
رسول خدا«ص»  می‌فرمایند: «رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِاللَّهِ- مُدَارَاةُ النَّاسِ فِي غَيْرِ تَرْكِ حَقٍّ وَ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ خِفَّةُ لِحْيَتِه‏» ريشه‏ خِرد پس از ايمان به خدا، مدارا كردن با مردم است در غير ترک حق، و از خوشبختى مرد است كمىِ نزاع و جنگ.
از حضرت باقر «ع» هست که: «إِنَّ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قُفْلًا وَ قُفْلُ الْإِيمَانِ الرِّفْقُ»‏ براى هر چيزى قفلى است، و قفل ايمان نرمش است. و یا می‌فرمایند: «مَنْ قُسِمَ لَهُ الرِّفْقُ قُسِمَ لَهُ الْإِيمَان‏» هر كه را نرمش بهره دادند، برای او بهره‌ای از ایمان را مقرر کرده‌اند.
از حضرت صادق «ع» هست که فرمودند: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «رَفِيقٌ يُحِبُّ الرِّفْقَ فَمِنْ رِفْقِهِ بِعِبَادِهِ تَسْلِيلُهُ أَضْغَانَهُمْ». (اصول كافى، ترجمه كمره‏اى، ج‏4، ص: 359) به راستى خدای تبارك و تعالى اهل نرمش است نرمش را دوست دارد و از نرمشِ او با بنده‏ ها است كه كينه‏ ها را از سينه‏ هاى آن‌ها در كشد. مسلّم یکی از موارد رفق با مردم همان است که انتظار نداشته باشیم همه آن‌طور که ما دین را می‌فهمیم آن‌ها هم به همان صورت بفهمند.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ «ص»: «الرِّفْقُ يُمْنٌ وَ الْخُرْقُ شُؤْم»‏ نرمش ميمنت دارد و سخت‌گيرى شوم است. و همچنان حضرت می‌فرمایند: «إِنَّ الرِّفْقَ لَمْ يُوضَعْ عَلَى شَيْ‏ءٍ إِلَّا زَانَهُ وَ لَا نُزِعَ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا شَانَهُ‏» نرمى روى هر چه گذاشته شد، آن را زينت داد و از هر چه برداشته شد، زشتش ساخت. پس در واقع با رفق و مدارا بهتر می‌توان افراد را با خود همراه کرد و نسبت به آنچه حق می‌دانیم وارد نمود.
پیامبر خدا «ص»  می‌فرمایند: «إِنَّ فِي الرِّفْقِ الزِّيَادَةَ وَ الْبَرَكَةَ وَ مَنْ يُحْرَمِ الرِّفْقَ يُحْرَمِ الْخَيْر» در نرمى، زيادى و بركت است و هر كه از نرمى محروم شد از خير محروم گشت. این نشان می‌دهد اگر علامه دهر هم باشیم ولی اهل مدارا نباشیم برکتی برای خود و دیگران نداریم.
امام صادق «ع» فرمودند: «مَا زُوِيَ الرِّفْقُ عَنْ أَهْلِ بَيْتٍ إِلَّا زُوِيَ عَنْهُمُ الْخَيْر» از هر خاندانى كه نرمى دور شد، خير از آن‌ها دور گشت. (الكافي، ج‏2، ص: 119) و رسول خدا «ص» می‌فرمایند: «أَمَرَنِي رَبِّي بِمُدَارَاةِ النَّاسِ كَمَا أَمَرَنِي بِأَدَاءِ الْفَرَائِض»‏ خداوند به همان‌گونه‌ای که به من در مورد واجبات امر کرده، در مورد مدارا با مردم نیز امر فرموده. زیرا در چنین فضایی است که انسان‌ها احساس می‌کنند می‌توانند وارد تاریخی شوند که با انقلاب اسلامی شروع شده و انقلابیون به آن‌ها سخت‌گیری نمی‌کنند. موفق باشید   

 

31809
متن پرسش

سلام: شاید بیش از صد بار برای یک گناه توبه کردم و توبه را شکستم، از خداوند نا امید نیستم ولی از خودم نا امید شدم، خسته شدم از توبه کردن، هر چه می‌خواهم خودم را در جهان انقلاب اسلامی حاضر کنم نمی‌شود دو سوال دارم: ۱. چکار کنم که از این مشکل رهایی پیدا کنم حال خرابی دارم. ۲. آیا این نا امیدی از خودم در اصل همون نا امیدی از خداست؟

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مگر به ما نفرمودند:
باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ
خداوند دوست دارد که توّاب بودن خود را به بندگانش بنمایاند. تعجب نمی‌کنید که چگونه بعد از هر گناهی میل توبه کردن در شما می‌افتد، آیا این قصه تجلی نور حضرت توّاب نیست که می‌خواهد همچنان‌که او به سوی شما می‌آید، شما به سوی او روید تا شما را در بر بگیرد و مزه زندگی را، آری! مزه زندگی را با بندگی او به شما بچشاند؟ همین‌که توبه می‌کنید مطمئن باشید پس خداوند دست از سر شما بر نداشته و شما را به خود وانگذاشته. معلوم است هنوز شمایید و انس با خدا، گناهان، مهمان‌های ناخوانده‌ای هستند که بالاخره نمی‌توانند در قلب شما جا خشک کنند. موفق باشید     

 

31770

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خدا قوت. چرا اجازه گرفتن زن از ولی خود در مواردی واجب هست؟ آیا خود قدرت تصميم گيري ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظام خانواده با توجه به مسئولیت‌هایی که جهت قوام خانواده به عهده مرد گذاشته‌اند، لازم است که زن خانواده در بعضی امور که مربوط به قوام خانواده است با مرد مشورت کند، که این لازمه هر نظامی است که باید با مدیریت آن نظام، سایر اعضاء هماهنگ باشند. در این مورد خوب است به کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» رجوع شود. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

31721

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام استاد: سوالی راجع به اختلاف قرائات قرآن کریم دارم اینکه در آیات دارای وجوه اعرابی مختلف است آیا این را ظرفیت برای قرآن می دانید یا باید بگوییم قرائت یک قرائت است زیرا بالاخره قرآن با یک قرائت نازل شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً ظرفیت قرآن به جهت ابعاد ملکوتی‌اش طوری است که با هر کدام از قرائت‌های پذیرفته شده با ما سخن دارد و چنانچه ملاحظه کنید علامه طباطبایی بعضاً در ارائه مقصد بعضی از آیات از قرائت مشهور استفاده نمی‌کنند. موفق باشید

31395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوالی به شماره 24628 از محضر استاد شده. در جستجوی که داشتم. برای این خاطره تاریخی سابق بر این سایت نیافتم. اما بعد از آن این خاطره دست به دست گشته و بدون سند معتبر منتشر شده.
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: سوال شده بود:

"""سلام علیکم وقتتون بخیر استاد گرانقدرم. نظرتون راجع به این متن چیست؟ به نظرم خیلی زیبا بود. خاطره ای از دکتر زرین کوب:

روز عاشورا بود و در مراسمی به همین مناسبت به عنوان سخنران دعوت داشتم، مراسمی خاص با حضور تعداد زیادی تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و تصویرم را روی آن زده بودند انداختم و وارد مسجد شده و در گوشه ای نشستم، دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی خودم می گشتم، موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز خاص جذب کند، برای همین نمی خواستم فعلا کسی متوجه حضورم بشود، هر چه بیشتر فکر می کردم کمتر به نتیجه می رسیدم، ذهنم واقعا مغشوش شده بود که پیرمردی که بغل دستم نشسته بود با پرسشی رشته ی افکار را پاره کرد:

ببخشید شما استاد زرین کوب هستید؟

گفتم: استاد که چه عرض کنم ولی زرین کوب هستم.

خیلی خوشحال شد مثل کسی که به آرزوی خود رسیده باشد و شروع کرد به شرح اینکه چقدر دوست داشته بنده را از نزدیک ببیند.

همین طور که صحبت می کرد، دقیق نگاهش می کردم، این بنده خدا چرا باید آرزوی دیدن من را داشته باشد؟ چه وجه اشتراکی بین من و او وجود دارد؟ پیرمردی روستایی با چهره ای چین خورده و آفتاب سوخته، متین و سنگین و باوقار.

می گفت مکتب رفته و عم جزء خوانده، و در اوقات بیکاری یا قرآن می خواند یا غزل حافظ و شروع به خواندن چند بیت جسته و گریخته از غزلیات خواجه، و چه زیبا غزل حافظ را می خواند.

پرسیدم: حالا چرا مشتاق دیدن بنده بودید؟

گفت: سؤالی داشتم

گفتم: بفرما

پرسید: شما به فال حافظ اعتقاد دارید؟

گفتم: خب بله، صددرصد

گفت: ولی من اعتقاد ندارم

پرسیدم: من چه کاری میتونم انجام بدم؟ از من چه خدمتی بر میاد؟ (عاشق مرامش شده بودم و از گفتگو با او لذت می بردم)

گفت: خیلی دوست دارم معتقد شوم، یک زحمتی برای من می کشید؟

گفتم: اگر از دستم بر بیاد، حتما، چرا که نه؟

گفت: یک فال برام بگیرید

گفتم ولی من دیوان حافظ پیشم ندارم. بلافاصله دیوانی جیبی از جیبش درآورد و به طرفم گرفت و گفت: بفرما

مات و مبهوت نگاهش کردم و گفتم، نیت کنید

فاتحه ای زیر لب خواند و گفت: برای خودم نمی خوام، می خوام ببینم حافظ در مورد امروز (روز عاشورا) چی می گه؟

برای لحظه ای کپ کردم و مردد در گرفتن فال.

حافظ، عاشورا، اگه جواب نداد چی؟ عشق و علاقه ی این مرد به حافظ چی میشه؟

با وجود اینکه بارها و بارها غزلیات خواجه را کلمه به کلمه خوانده و در معنا و مفهوم آنها اندیشیده بودم، غزلی به ذهنم نرسید که به طور  ویژه به این موضوع پرداخته باشد.

متوجه تردیدم شد، گفت: چی شد استاد؟

گفتم: هیچی، الان، در خدمتتان هستم.

چشمانم را بستم و فاتحه ای قرائت کردم و به شاخه نباتش قسمش دادم و صفحه ای را باز کردم:

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت

گر نکته دان عشقی خوش بشنو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست

کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم

جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ

قرآن   ز بر   بخوانی    در    چارده     روایت

خدای من این غزل اگر موضوعش امام حسین و وقایع روز و شب یازدهم نباشد، پس چه می تواند باشد، سالها خود را حافظ پژوه می دانستم و هیچ وقت حتی یک بار هم به این غزل، از این زاویه نگاه نکرده بودم، این غزل، ویژه برای همین مناسبت سروده شده. بیت اولش را خواندم از بیت دوم این مرد شروع به زمزمه کردن با من کرد و از حفظ با من همخوانی می کرد و گریه می کرد طوری که چهار ستون بدنش می لرزید، انگار داشتم روضه می خواندم و او هم پای روضه ی من بود. متوجه شدم عده ای دارند ما را تماشا می کنند که مجری برنامه به عنوان سخنران من را فراخواند و عذرخواهی که متوجه حضورم نشده، حالا دیگه می دونستم سخنرانی خود را چگونه شروع کنم.

بلند شدم، دستم را گرفت می خواست ببوسد که مانع شدم، خم شدم، دستش را به نشانه ی ادب بوسیدم. گفت معتقد شدم استاد، معتقد بووودم استاد، ایمان پیدا کردم استاد، گریه امانش نمی داد آن روز من روضه خوان امام شهید شدم و کسانی پای روضه ی من گریه کردند که پای هیچ روضه ای به قول خودشان گریه نکرده بودند.

پیشنهاد می کنم هر وقت حال خوشی داشتید، وقایع روز عاشورا و شب یازدهم را در ذهن خود مرور کنید و بعد، این غزل را بخوانید."""

 و بنده در جواب سوال عرض کردم:

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم هیچ راهی جز آن‌چه آن پیرمرد از آن دریافت کرد، نیافتم که همان اشک ریختن است با دیدن این غزل و با توصیفی که در آن شرایط پیش آمده‌است. راستی را آیا جز این است که جناب حافظ لسان الغیب است و غیب، چیزی است که هر جا ظهور کند همه‌ی آن‌چه باید به ظهور آید به میان می‌آورد و چه چیزی زیبا تر از قصه‌ی حضرت سیدالشهدا «علیه‌السلام» وقتی که لسان الغیب از ابعاد غیبیِ آن سخن بگوید؟‌ موفق باشید

----------------------------------------

  حال عرض بنده آن است که این موارد، سند معتبر نمی خواهد بهانه ای است تا با حضور جناب حافظ به کربلا نظر شود. موفق باشید

31394
متن پرسش
سلام: کتاب های مربوط به انقلاب اسلامی شما را مطالعه کردم و بیانات شما در مورد حضرت امام را دقیق و کامل یافتم. با هر بیان شما این فطرت و عقل من بود که مهر تایید بر مطالب شما می زد و اما همزمان یکی دیگر از مصادیقش را رهبری می یافت! آیا حضرت آقا روحی له الفداه هم اینگونه اند یا اینکه صرفا چون در ذیل شخصیت امام قرار گرفته اند واجد بصیرت و عقل لازم جهت مدیریت جامعه هستند؟! یا اینکه در اثر این نسبتی که با امام در ذیل شخصیتش قرار گرفته اند توانسته اند نسبت خود با حضرت حجت را پیدا کنند؟ توضیح بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخی با حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» شروع شده که هرکی هرچه بیشتر در این تاریخ وارد شود، بیشتر در بصیرت تاریخی قرار می‌گیرد و مصداق کامل آن را می‌توانید در مقام معظم رهبری ملاحظه کنید. موفق باشید

30377

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در خصوص سوالات ۳۰۳۳۵ و ۳۰۳۴۴ که این دوستمان پرسیدند ذهن مرا هم به خود مشغول کرده ولی با دو دوتای خودم به این نتیجه رسیدم: اگر حقیقت انسان همان روح خداست و روح خدا «برترین» مخلوق خداست و اهل بیت (ع) هم آن حقیقت انسان که روح خداست را در خود فعلیت بخشیده اند پس دیگر نمی‌توان احتمال این را داد که ملائکه عالین از اهل بیت (ع) برتر می‌باشند. چون مخلوقی برتر از روح وجود ندارد که بگوییم عالین جزء آن مخلوقات هستند. ولی می‌توان احتمال داد که یا مقامی برابر یا پایین تر از اهل بیت‌ (ع) دارند. که در این صورت اگر بگوییم مقامی برابر مقام اهل بیت دارند شاید بتوان نتیجه گرفت که اصلا شاید این عالین خود اهل بیت هستند کما اینکه بعضی روایات گویای این هستند. مطلب آخر اینکه طی یه بررسی که در اینترنت انجام دادم علامه جوادی و علامه حسن زاده قائل به این هستند که مقام اهل بیت (ع) از مقام عالین بالاتر است. لطفا نظرتان را بدهید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد اگر به آیه‌ی مربوطه نظر کنید خداوند در خطاب به شیطان می‌فرماید: «... يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ۖ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ». با این برداشت که باید خطاب خداوند به فرشتگان به «عالین» نرسیده باشد. در حالی‌که ائمه «علیهم‌السلام» مورد خطاب هستند. لذا می‌توان گفت «عالین» واقعاً عالین هستند. موفق باشید

30179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب می-خواستم بدانم آیا «توفنا مع الابرار» با عبور از مرتبه حیوانیت و انسان عادی بودن به مراتب بالاتر مرتبط است؟ چگونه می‌توان این امر را با مودت اهل بیت توجیه کرد یا ارتباط داد؟ ممنون اجرتان با خدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «ابرار»، ذیل مقربون در صدد پاک‌نگه‌داشتن خود هستند و این امر مسلّم با عبور از امیال نفس امّاره از یک طرف، و محبت به مقربون از طرف دیگر ممکن است. موفق باشید

29026

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده در درس خواندن دچار مشکلم. مباحث خیلی خیلی عالی و روحبخش فلسفه و عرفان و کتب معرفتی رو میخونم و در لحظه می‌فهمم ولی بعد از اندکی از حافظه ام میره. مشکل حافظه پیدا کردم. چیکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خاصی لازم نیست انجام دهید. همین‌که مطالب را ادامه دهید خودتان إن‌شاءالله اهل فکر می‌شوید، به جای آن‌که بخواهید آن حرف‌ها در حافظه‌ی شما بماند. موفق باشید

28801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در بحث کربلا مبارزه با پوچی ها اشاره به تعلیم معاویه و یزید در مکتب رُمی و تفکر غربی رُمی داشتید و اینکه روحیه اموی و تمدن جاهلی و انسان محوری غربی رُمی ترکیب و دست به دست هم داد تا خون مقدس ابی عبدالله بر زمین بریزد. چگونه امروز و در صف آرایی تمدن مدرنیته و عالم غربی با تفکر انسان محوری و خود بنیادی انسان و خود فراموشی که از دکارت و کانت و بیکن شروع شد و این متفکران تفکر منقطع از عالم قدس و جایگاه حقیقی بشر و خودبنیادی او را پایه گذاشتند و تا به امروز هم به درازا کشیده است، در برابر انقلاب حسینی ما و در برابر تفکر امام راحل بعنوان احیاگر عاشورا در قرن معاصر، ایستاده است و آیا دوباره تقابل پرچم حسینی در برابر پرچم غربی رُمی به همان موازات و نقطه رسیده است و حال ما در کربلایی دیگر هستیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرهنگ رُمی همان فرهنگ غربیِ امروز است که ما نیز گرفتار آن هستیم. و برای عبور از این فرهنگ بحمدللّه خداوند در این تاریخ راهی که انقلاب اسلامی گوشزد می‌کند را در مقابل ما قرار داده. ولی فکر می‌کنم جایگاه متفکران غربی را که در خودآگاهیِ خود متوجه‌ی نقیصه‌های فرهنگی خود هستند، باید از فرهنگ غربی جدا کرد. موفق باشید

28717

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ضمن تشکر از اینکه برای پاسخ به سوالات وقت می‌گذارید. نظرتان در مورد آزمایشات غربالگری که در دوران بارداری انجام می‌شود چیست؟ آیا آن‌را یک تکنولوژی برای جلوگیری از تولد کودکان ناسالم می‌دانید؟ ظاهرا همه مراجع و حتی مقام رهبری هم موافقند؟ لطف بفرمایید جوابتان را در کانال بفرستید ایمیل گوشی خراب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم. عده‌ای از اهل علم و دارای تخصص لازم نسبت به این امر بدبین هستند آن‌هم از زوایای مختلف. در تجربه هم بعضاً پیش آمده که خطاهای روشنی داشته‌اند. به نظر می‌آید نمی‌توان به این روش چندان اعتماد داشت. موفق باشید

28262

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اگه بخواهیم تفسیر های شما رو به یاری خدا هفته ای ۳ بار گوش بدیم روزی چقدر قرآن تلاوت کنیم با تدبر؟ آیا خوبه ماهی یک بار قرآن ختم کنیم یا کمتر بخوایم با کیفیت بیشتر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا ابتدا بیشتر به تفاسیر قرآن نپردازید و به آیاتی که فکر کرده‌اید، تدبّر کنید؟ و حتی اگر برایتان ممکن بود همان آیات را حفظ نمایید. موفق باشید

27939

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام. «ان ربک یصلی یقول سبوح قدوس رب الملائکه و الروح» منظور از نماز خواندن خداوند در این حدیث شریف چیست؟ اصول کافی. ج ۱ ص ۴۴۳ به نقل از کتاب امامت و انسان کامل ص ۶۲
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی «یصلی» به همان معنایی است که در آیه‌ی «إنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا» آمده که می‌فرماید خدا و فرشتگانش بر (روان پاک) این پیغمبر صلوات و درود می‌فرستند شما هم ای اهل ایمان، بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم و اجلال بر او سلام گویید و تسلیم فرمان او شوید. معنی يَصِلُونَ:  هم به معنای «بپيوندند - می پیوندند» می‌باشد و هم به معنی «درود مي فرستند - دعا مي کنند» (طلب خير مي کنند) (از صلوة و به معناي دعا است). موفق باشید

نمایش چاپی