بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
28174
متن پرسش
سلام علیکم: آیا کشوری مثل چین یا روسیه علیرغم تفاوت و ایستادگی که هم اکنون مقابل آمریکا دارند، اساسا مواجهه جدی با آمریکا و روح آمریکایی دارند و حرفی برای گفتن مقابل روح لیبرال دموکراسی دارند و سخنی و افقی دیگر را باز می‌کنند یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً روح حاکم بر سیاستمداران چینی و روسی همان روح غربی است، ولی از آن‌جایی که روح لائوتسه‌ای در چین و روحِ ارتودوکسی در روسیه نهفته است؛ می‌توان امیدوار بود در نوعی بازگشت به آن خردهای نهفته، آنان را از روحِ غربی جدا کند. موفق باشید

27257

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: برای احیاء شب عظیم نمیه شعبان، توصیه و پیشنهاد حضرتعالی بر روی قرائت و ارتباط با کدام ادعیه و زیارات و اعمال هست ویژه اینکه در این تاریخ بتوانیم خود را ذیل طرح کلان حضرت و مسیر تجلی و طلوع تاریخی حق ببینیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان اعمال شب ۱۵ شعبان در مفاتیح، به‌خصوص دعای کمیل. موفق باشید

26693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: بنده هر موقع چیزی را گم می کنم و یا به دنبال فهم مطلبی هستم با فرستادن صلوات راه حل و یا گمشده رخ نمائی می کند. لطفا تشریح بفرمائید. حقیقت است یا تصورات وهمی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا وهمی باشد؟ مدد الهی است. موفق باشید

25399
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در خصوص پاسخ ۲۵۳۴۷ هدفم بحث کردن و یا جدل نیست صرفا برای روشن شدن موضوع هستش چرا که تحلیل بسیاری از مردم جامعه به این سمت و سو کشیده شده است. بابت کش دادن موضوع عذر خواهی می کنم و اما بعد ...آیا این ذات استکباری را انگلستان، فرانسه، روسیه و حتی آلمان و چین ندارند؟ ژاپن تا پیش از نابود شدن ارتشش توسط آمریکا خودش یک استعمارگر نبود؟ فقط آمریکا بد است؟ مثلاً چین دوست مسلمانان است؟ یا مسلمانان چین هم توسط آمریکا دچار تبعیض و نسل کشی هستند؟ آنچه هند در کشمیر می‌کند چطور؟ آیا فقط سفارت آمریکا فتنه‌انگیزی می‌کرد؟ سفارت فرانسه در کودتای ۲۸ مرداد از مهره‌های کلیدی نبود؟ سفارت انگلستان هنوزم مرکز توطئه نیست؟ حزب توده مجری منویات سفارت شوروی نبود؟ آنچه مسلم است انگلیس و آمریکا به‌طور اخص و دول متحد غربی به‌طور اعم (و از طرف دیگر شوروی (روسیه) و دول متحدش) هرگز نمی‌گذارند جای خالی یکدیگر در جاسوسی و توطئه در کشورهای هدف خالی بماند مثلاً فردوست گفته که سفیر برزیل دوره‌اش تمدید شد چون مأمور سیا بود! اما در مورد پاسخ آن دوست محترم: اگر بنا به ارتباط باشد امام راحل حتی فرانسهٔ متحد آمریکا و انگلیس را به کشور دوست و برادری مثل سوریه که مرکز مقاومت و اجتماع مبارزان انقلابی بود ترجیح دادند یا حتی به کشور بی‌طرفی مثل سوئیس نرفتند آیا همه مثل کویت مانع شدند؟ کسی نمی‌گوید آمریکا دشمن و جانی نیست و خیانت نمی‌کند ولی سرنوشت اشغالگران سفارت و آنچه امروز می‌کنند و بهانه‌هایی که هنوز دست دشمن است جایی برای احساسات نمی‌گذارد! چگونه است ارتباط با شهید بهشتی به‌خاطر تدین اوست ولی با بازرگان چیز دیگری است؟ تأخیر بازگشت به ایران هم که صرفاً به‌خاطر ممانعت بختیار بود و البته لزوم اطمینان انقلابی‌ها از سلامت ایشان چون درهرحال برنامه‌هایی برای ترور یا ربایش مطرح بود که یک نمونهٔ کوچکش توسط جانشین رکن دوی هوانیروز کرمانشاه لو رفت. ما طوطی‌وار بازرگان و یارانش را به لیبرالیسم متهم می‌کنیم همانگونه که زمانی تحت تأثیر همین رسانه‌ ها بخش مهمی از ملت و حتی علما مصدق را کمونیسم می‌دانستند! اما بازرگانی که حتی مخالف بورس بود و از نخستین اقداماتش ملی‌سازی صنایع بود لیبرال بود یا رفسنجانی که افتخارش خوداکتفایی خدمات مرتبط به دستگاه‌های دولتی و تعدیل اقتصادی (برنامهٔ بانک جهانی) بود و امروز مریدانش با افتخار از نوع اسلامی لیبرالیسمشان می‌گویند؟ اول مکاتب و برنامه‌ها و اهداف و نتایجشان را بشناسیم بعد مرگ بر... درود بر... بفرستیم. اگر فکر کنیم آمریکا برای حفظ یا بازگشت مهم‌ترین متحدش برنامه نداشته بچه‌گانه فکر کرده‌ایم و اگر فکر کنیم آمریکا شاه را به صرف حفظ هم‌پیمانی با انگلستان به یک رئیس‌جمهور نظامی ترجیح نداده است باز هم ساده‌لوحانه اندیشیده‌ایم! حالا اگر فکر کنیم یک ابرقدرت نمی‌داند باید همیشه روی آنچه واقع شده سرمایه‌گذاری کند و مطلوب‌ها را برای روز مبادا بگذارد که دیگر باید گفت هیچ از سیاست و روابط بین‌الملل و سازمان‌های جاسوسی و استکبار نفهمیده‌ایم! اما بینی و بین‌الله ما دشمن آمریکا هستیم یا کشوری مثل کوبا؟ آیا غیر این است که حتی مجتهدان ما مدافع سرمایه‌داران و مناسباتی هستند که حتی در کشورهای سرمایه‌داری تعدیل شده یا در حال تعدیل شدن‌اند؟ قدری مطالعات مقایسه‌ای داشته باشیم متوجه می‌شویم ساختار سیاسی و اقتصادی ایران شباهت بیشتری با آمریکا دارد تا کوبا و این کوباست که هر روز موفقیتش شکست آمریکاست وگرنه ایران آمریکا را هم نابود کند فقط یک دولت سرمایه‌داری جای دولت سرمایه‌داری دیگر را گرفته است نه بیشتر! مثلاً همین الآن سرمایه‌داران ایرانی با حمایت دولت و سکوت (اگر نه تأیید) علما و رهبری کالاهای تولید داخل را صادر می‌کنند ولی پولش را برنمی‌گردانند این دقیقاً همان کاری است که انگلستان با کشوری مثل هند می‌کرد و اکنون نمونه‌های آن در آفریقا و آمریکای لاتین کم نیست. برای مردم دنیا چه فرقی می‌کند آمریکا بر سرنوشتشان دست‌درازی کند یا ایران؟ آمریکا به بهانهٔ حفظ امنیت نفتشان را ببرد یا ایران در پاداش حفظ اسد معاندشان را (رجوع به سخنان سردار رحیم صفوی دربارهٔ استفادهٔ ایران از منابع سوریه) کوبای کمونیسم با کدام یک از کشورها چنین مناسباتی دارد؟ حالا ما دشمن آمریکا هستیم یا کوبا؟ ما برای کلیت و ماهیت نظام سلطه مضر هستیم یا کوبا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بسیاری از موارد مذکور، بنده با جنابعالی مشترک هستم. ولی پیشنهاد بنده آن است که در موضوع نحوه‌ی تحقق یک تمدن در تاریخ و فرایند به ظهورآمدنِ آن، با شاخصه‌های خاصی که به میان می‌آورد، فکر کنید. زیرا وقتی تمدنی بخواهد به جای تمدن دیگری بیاید به راحتی از آلودگی‌های تمدنِ قبلی پاک نمی‌شود و لذا فرایندی نیاز است تا چنین جابجایی صورت گیرد. انقلاب اسلامی چیزی در خود دارد که می‌تواند به آن هویتِ تمدنی بدهد و در این هویت تمدنی است که از آن نقص‌ها مبری می‌شود و از نحوه بودنی که هنوز در بستر فرهنگ مدرن قرار دارد، جدا می‌شود. ولی کشور کوبا با همه‌ی ارزشی که برای بزرگانِ آن کشور و مردمِ سخت‌کوش آن قائل می‌باشم؛ یک جزیره‌ای است در همین جهانِ مدرن و با اصالت‌دادن به همان ارزش‌ها. موفق باشید

25124

کدام متن؟!!بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: وقتتون بخیر.نظرتون راجع به این متن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام متن؟!! موفق باشید

34952

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد اوقاتتون بخیر: استاد مسئله برای من پیش اومده در حالی که کتاب جایگاه رزق رو میخوندم و مرتبط با مبتلا به این روزهای زندگی‌ام، در باب مسئله ازدواج با توجه به جایگاه رزق سوالی داشتم، استاد من در خانواده کمتر مذهبی و غیر ولایی زندگی کرده‌ام و در طول مسیر به نور الهی تغییراتی داشته‌ام که مذهبی‌تر و پذیرای ولایت فقیه شدم که جا دارد اول از شما تشکر کنم چون در این مسیر از کتاب‌های شما بهره فراوان برده‌ام، اما اکنون و این سالهای اخیر که به سن ازدواج رسیده‌ام هرچه سعی می‌کنم و از هر واسطه‌ای که کمک می‌طلبم سالهاست اکثر خواستگارانم افراد غیر مذهبی و غیر ولایی هستند یا در معدود افرادی که تا حدودی مذهبی‌تر بوده‌اند در اولین مواجهه با خانواده منصرف شده‌اند. حقیقتا نمی‌دانم چرا تقریبا همیشه با چنین افرادی روبرو بوده‌ام. با وجود اینکه از طریق ازدواج دانشجویی دفتر رهبری دانشگاه‌هایم و دوستان مومنم تلاش‌های زیادی کرده‌ام ینی راه‌های ممکنی که به ذهنم می‌رسیده را به عنوان یک دختر پیموده‌ام، اما نتیجه همین بوده است. شاید افراد مذهبی و ولایی با شنیدن شرایط من پا پیش نمی‌گذارند یا با اولین مواجهه و مثلا مشاهده خانواده منصرف می‌شوند. اکنون اما به خواستگاری برخورده‌‌ام که حداقل بر خلاف افراد قبلی دشمنی و خصومتی با دین ندارد، ائمه را قبول دارد، به اسم ولایی نیست اما حداقل ناکارآمدی تمدن مدرنیته را یافته و درگیر ظواهر تمدن مدرن نیست، هرچند کمتر از افراد قبلی به ظاهر مذهبی ظواهر دین مثلا نماز را عمل کند اما احساس می‌کنم حداقل کنش این فرد از ناآگاهی و جو غالب اطرافش بوده است تا از خصومت و دشمنی بعد از آگاهی... من قصد رد کردن این فرد را داشتم اما همزمان در حال مطالعه کتاب جایگاه رزق بودم و حال استاد سوالم اینجاست آیا با توجه به مسئله رزق و اگر ازدواج را هم یک رزق در نظر بگیریم، اینکه در کتاب فرمودید رزق صحیح ساده و بدون این همه غصه و زحمت اضافه به دست می‌آید، به ذهنم خورده که آیا باید بپذیرم شاید همین نوع افراد رزق من در همسر آینده هستند و تا بیش از این سنم بالا نرفته است ازدواج کنم، یا همچنان به سختی و دشواری قبل سعی کنم و صبر کنم تا خواستگاری ولایی و مذهبی‌تر پیدا کنم که مرا و شرایطم را بپذیرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در ازدواج نباید چندان سخت‌گیری کرد، همین‌که طرف در حدّاقل دین حاضر باشد و مانع دینداری و فعالیت‌های شما نگردد، إن‌شاءالله می‌توانید با همدیگر زندگی کنید. موفق باشید

32655

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: شرمنده از مزاحمت مجدد درباره سوالی که داشتم در سوال ۳۰۹۵۲ تا حدودی پاسخم را پیدا کردم. اما مسئله ام اینست که گویی جنگ بین دنیا و آخرتم مرا سخت گرفتار و ملول کرده، ازطرفی نمی دانم بعنوان یک خانم در جمع ها و جامعه مثلا لباسهای مشکی و ساده باید بپوشم که نظر نامحرم جلب نشود یا لباسی بپوشم که مثلا قشر نوجوان را هم جذب کند و دلزده نکند؟ که در اینصورت حکم آن را در نظر نامحرمان نمی دانم، البته گویا آنچه باید افراد را جذب کند منزلت من باید باشد نه این امور؛ اما من نمی توانم تعادل را دریابم نهایتا این مسئله ی لباس، گاهی برایم وسواس فکری پیش می آورد و خودش غفلتی برایم شده که مزاحم شما شدم راستش حتی مثلا با چادر که هستم روسری غیر از رنگ مشکی جلوی نامحرمان سختم هست و نمی دانم درست است و مشکلی ندارد یا نه، یا من وسواس دارم؟ افسوس ها دارم که چرا اینقدر به جای تعالی، ارزش سیر و بودنم را تخفیف داده ام و می دهم، که به جای کسب لباس تقوی و پیروی از صاحبان سیره، خودم را اسیر خودم کرده ام ، که ندانستم «ان العزه لله جمیعا» استاد اگر بطور مثال عفو کامله ی الهی به من برسد آیا در آنصورت خجلت زدگی کارها و غفلت هایم نابود می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نباید تا این حدّ حساس بود بالاخره مؤمنین باید خوش‌سلیقه باشند و در ظاهر آن‌ها، آن زیباییِ طبیعی و خوش‌سلیقگی معلوم شود. آنچه مورد تأیید نیست حالتی است که به طور غیر طبیعی رنگ‌های لباس ذهن‌ها را به خود مشغول کند مثل آن‌که کسی به جای روسری روشن به رنگ صورتی، روسری روشن به رنگ قرمز جیغ داشته باشد. در این موارد خوب است به جزوات مربوط به «زن» که روی سایت هست رجوع شود. موفق باشید

32630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: سپاه یک سری کارت نماز تهیه کرده برای کودکان ۱۰ و ۱۱ساله، که با این کارت موقعی که در نماز جماعت شرکت کردند، این کارت ها را بدهند امام جماعت حضور آنها در کارت ثبت کند. تا بعد پایان ماه مبارک. کسی که شرکت بیشتری داشته جایزه بگیرد. آیا این کار تشویق بچه ها بجای کار برای خدا، کار برای دیگران است؟ این کار پایین آوردن سطح دین نیست؟ شما تایید می‌کنید؟ یاد مطالب شما در کتاب آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می‌شود افتادم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای این نوع سن و سال‌ها این نوع تشویق‌ها خوب است تا آن‌که عادت کنند به حضور در نماز جماعت و اُنس با امام جماعت و پس از آن‌که به خود آمدند که باید با خدا معامله کنند، همین عادت‌ها کمک‌شان می کند که آن حضور، برایشان راحت‌تر باشد. موفق باشید

32508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد مدتها پیش، مسجد حضرت خدیجه (س) بنده درباره اینکه دوست دارم در انقلاب بمانم نه با مرگ تمام شوم پرسیدم شما پس از توضیحاتی فرمودید شهدا رفتند که بمانند و الان اصحاب کربلا و شهدا حاضر هستند. بعد از بنده پرسیدید مگر اینطور نیست؟ بنده هم نمی دونستم بگم بله یا خیر، چون این را واقعا در درونم نیافتم، یعنی نمی دانم فهمیدم یا نفهمیدم! فقط یکسری اطلاعات دارم که می رسانند اینطور هست. بعد دوباره با این مطلب در کتاب «با دعا در آغوش خدا» برخوردم: «او از اين دنیا رفت، ولی بیهوده نرفت، به چیز پايداری فكر می‌كرد كه در انقلاب اسلامی به ظهور می‌آيد و او تا ابد با آن حقیقت پايدار در اين تاريخ حاضر است.» بازم گیر کردم! میشه لطفا به نحوی این را توضیح بدید که بنده درونی بیابم یا بفهمم. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید به موضوع حیات برتر یا سومین حیات که در آیه ۱۶۹ سوره آل‌عمران مطرح شده؛ خوب است توجه شود. عرایضی در این مورد در لینک زیر در دسترس است. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/9914

32339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: دخترم ۱۲ ساله شون هست چه کتابهایی رو می توانند مطالعه کنند تا از همین سنین نوجوانی بتوانند به این درک و فهم برسند که همه چیز بدن و مادیات نیست؟ اصل انسان فطرت و روح است. سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را اگر در کنارشان با همدیگر بخوانید و سپس این کار را با کتاب «چه نیازی به نبی» انجام دهید مفید خواهد بود. کتاب «داستان راستان» مرحوم شهید مطهری نیز افق خوبی را در مقابل نوجوانان می‌گشاید. موفق باشید

32317

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: غسل کردن یکی از اعمال مستحب ماه رجب می باشد، مثلا شب اول و روز اول ماه رجب، من این سوال برام پیش اومده با توجه به کمبود آبی که الان هست، کدام عمل بهتر است صورت بگیرد غسل کردن یا به خاطر اسراف شدن آب غسل نکردن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید با کمترین مصرف آب در آن حدّ که تنها آب به همه بدن برسد، شاید اسراف نباشد. موفق باشید

32207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم خدمت استاد گرامی: دوست دارم نظر جنابعالی را در خصوص تفسیر نمونه و جایگاه آن در مقایسه با تفسیر المیزان بدانم. رویکرد تفسیر نمونه در مقایسه با تفسیر المیزان در خصوص عرفان و فلسفه چیست و آیا می توان بهره لازم را در خصوص عرفان و فلسفه از تفسیر نمونه برد؟ آیا در خصوص برخورد با مسائل قرآنی همچون نواسخ و محکمات و متشابهات بین این دو تفسیر اختلاف وجود دارد؟ اگر بخواهید شیوه تفسیر و تسلط بر مطالب تفسیری آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله جوادی آملی را مقایسه کنید رویکرد کدام بزرگوار را بهتر می‌دانید؟ نظرتان در رابطه با تفسیر راهنما چیست و آیا مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی را می توان مفسر قرآن دانست؟ از این که وقتتان را برای پاسخ می گذارید. ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفسیر «المیزان» متذکر ظرایفی از معارف هست که قابل مقایسه با هیچ‌کدام از تفاسیری که نام بردید، نیست. ولی آن تفاسیر هم برای عموم مردم که نیاز به آن نوع دقت‌ها را ندارند، لازم است. موفق باشید

31386

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: میشه چند تا از توصیه های حضرت آقا در طول رهبریشون که مسئولین توجه نکردند و کشور آسیب دید مثه عدم اعتماد به غرب و آمریکا را برام ذکر کنید؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سری به سایت حضرت آقا بزنید. إن‌شاءالله چیزهایی به دست می‌آورید. موفق باشید

31371

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: این قوه ایی که ما در ذهن داریم مثلا وقتی یک آهنگ دلنواز گوش می‌کنیم نجوای آن آهنگ را به خاطر می آوریم که در واقع مانند قوه ی وهمیه از جنس صورت نیست نوعی نجوا و صداست، وقتی هم که داریم فکر می‌کنیم گفت و گوی درونی ذهن ماست. این چه قوه ایست آیا از جنس قوه ی وهمیه است؟ و آیا باید آن را هم مانند عقل و قلب و وهم ادب کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت امری است فرا عقلی و حضوری است در عالَمی که در عهد ازلی داشته‌ایم. موفق باشید

31336

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یک حدیثی از حضرت رسول رزق بنده شده است منتها احساس می‌کنم ماورا معنای ظاهری آن را نیاز دارم: رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله: مِن الجَهل أنْ تُظهِرَ كلَّ ما عَلِمْتَ. حديث پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از نادانى است كه هر چه مى دانى فاش سازى. می‌شود راهنمایی بفرمایید که دقیقا منظور حضرت از این کلام در چه فضا و موقعیتی است؟ با کمال تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بالاخره انسان بنا نیست که هرچه می‌داند با هرکس در میان بگذارد و رعایت ظرفیت افراد را نکند. موفق باشید

31291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یه حدیثی از حضرت امیر از کتاب غرر الحکم 6431 هست که دقیقا متوجه نشدم چون معانی گوناگونی رو میشه ازش برداشت کرد. میشه لطف بفرمایید و منظور دقیق حضرت رو بفرمایید: امیرالمومنین: اشتباه انسان در شناخت كسى كه خود را براى او رو مى كند، نارواترين كار و نا بخشودنى ترين خطا است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لطف بفرمایید و متن عربی آن حدیث شریف را ارسال کنید. با تشکر. موفق باشید

31149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
﷽ سلام علیکم و رحمة الله: استاد عزیزتر از جانم، باتوجه به این که در تفسیر سوره مطففین فرمودید؛ نیچه می‌گوید: بعضی ها در طول زندگی طوری خود را نقاشی می‌کنند که بعد از آن که تمام شد نقاشیشون، به تماشای خودشون می‌نشینند← این که می‌فرمایید در جهان مدرن انسان ها دوباره خودشون را دوست دارند نقاشی کنند / احساس تنگنا می‌کند نه گشودگی و نفی خودش را می‌بیند یعنی چی؟! یعنی نسبت به سعه وجودیش غافل بوده و استعداد های توحیدی وجودیش را از دست داده؟! که میگه کنت ترابا؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آری! اگر انسان در بستر توحید و با افقی که شخصیت انسانهای معصوم همچون علی «علیه السلام» در مقابل انسان می گشایند قرار نگیرد همچنان خود را ناکام احساس می کند. موفق باشید

31019

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: عرض ادب خدمت استاد عزیزم. جسارتا جهت تذکر شما مقیدید بعد از نام امام خمینی حتما رضوان الله قید کنید در حالی که بعد از نام آیات بهجت قاضی و علامه و... هیچ پیوندی ذکر نمی‌کنید حتی گاه بعد از نام حضرات معصومین «ص» یا «ع» می گذارید. لطفا یک بازنگری فرمایید. مستحضرید درجه قرب بندگان نزد حق برای ما نامعلومست. با تشکر از شما عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که همه علمای دین محترمند. حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به عنوان روح این تاریخ جایگاهی دارند که حتی موجب معناداریِ سایر علما نیز می‌شوند. در مورد ائمه «علیهم‌السلام» مشی ما آن است که القاب آن بزرگواران را با حروف بنویسیم، ولی در آن‌جایی که از نرم‌افزار مرکز کامپیوتری «نور» استفاده می‌شود، آن‌جا به صورت «ع» و یا «ص» هست. موفق باشید

30755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوار: استاد جان به نظر حضرتعالی نحوه کدام صورت از حضور فیزیکی در اجتماع را بعنوان همراهی دلسوزانه با خلق در این تاریخ در برخوردهای گذرا و برخوردهای طولانی پیشنهاد می‌فرمایید: ظاهر ساده دینی، ظاهر مدرن دینی، ظاهر مدرن شبه دینی (مثلا ریش پروفسوری) گاهی اوقات نماز خواندن و صحبت های یک شخصیت با ظاهر سوم گویا مقاومتی را از نگاه مردم بر نمی انگیزد، مخصوصا در کوتاه مدت و برخورد هایی که کوتاه است و دیگر تکرار نمی‌شود. اما در ظاهر اول چون شخص برای قاطبه مردم، نماد افراد مذهبی نما را تداعی می‌کند کار در برخوردهای کوتاه مدت که شخص فرصت شناخت ندارد را سخت می‌کند. البته اینکه نحوه حضور ما بایستی مطابق روشی که شرع مقدس می‌گوید و وظیفه این را ایجاب می‌کند برای ما اصل است، اما واقعا گاهی اوقات اثر بخشی و حضور در این تاریخ نیاز به نوعی حضور دارد که از ناحیه مردم دارای مقاومت نباشد، چه کنیم؟ سوال دوم حقیر هم این است، چون بنده در مداحی اهل بیت علیه السلام هم به فضل الهی قدمی ناچیز بر می‌دارم، به نظر شما سبک و سیاق کدام یک از مداحان حال حاظر. با نحوه حضور انقلابی در این تاریخ را داراست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده ظاهر دینی ولی همراه با متانت و نظمی که در لباس‌پوشیدن رعایت شود، قابل قبول‌تر است. ۲. در این مورد صاحب‌نظر نیستم. موفق باشید

30241
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به یکی از سوالات فرمودید که وجود و هستی یک عنوان و اعتبار ذهنی است که فلاسفه ساخته اند. سوال بنده هم این بود که بعضی بزرگان خود وجود را اسمی از اسما می‌دانند که شاید عنوان آن با زبان روایات یا آیات چیز دیگری باشد. لذا جمله یکی از همین بزرگان را عینا برای شما ذکر می‌کنم که می‌فرماید: «کنه ذات خداوند فراتر از آن است که ادراک شود لذا وجود نیز اسمی از اسما اوست نه کنه ذات او لذا همانگونه که گفته می‌شود خدا رحمان و رحیم و کریم است گفته می‌شود خدا وجود است.» جنابعالی هم اگر اشتباه نکنم بارها فرمودید که الله مساوی است با وجود نامحدود. لذا نسبت وجود با الله را چطور باید تصور کرد؟ آیا اینها دو اسمند برای یک حقیقت واحد؟ چرا که همانطور که الله همه اسما را در بر می‌گیرد وجود و هستی نامحدود هم همینگونه است و چیزی نمی‌تواند خارج از وجود باشد و آنگونه که به ذهنم میاید الوجود در دعای جوشن کبیر بعنوان یکی از اسما از آن یاد شده پس این کلمه نمی‌تواند ابداع فلاسفه و عرفا باشد. آیا می‌توان گفت کنه ذات غیبیه اولین ظهورش مقام الله است و مقام الله همان وجود نامحدود است و وجود یعنی همه کمالات به نحو جامعیت همانضور که الله هم همینطور است یا اگر وجود و هستی اسمی از اسماست نه جامعیت اسما جایگاهش کجاست؟آیا همان حقیقت محمدیه است که رتبه های بعدی وجود از او منشعب و متجلی شده اند؟ در هر صورت بر اساس توقیفی نبودن اسما ما هر کمالی را می‌توانیم به خدا نسبت دهیم و اگر وجود را هم نوعی کمال بدانیم پس نسبت آن به خدا درست و مطابق با واقع است ولی جایگاهش را در سیر نزول درک نمی‌کنم! جزاکم الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن وجودی که گفته می‌شود خداوند عین وجود است یک موضوع فلسفی است و از این دیدگاه، وجودِ همه‌ی عالم از اوست به همان معنایی که جناب ملاصدرا در «برهان صدیقین» متذکر می‌شوند. آری! وجود مطلق که فلسفه مطرح می‌کند به یک معنا همان مقام اسم «الله» است که در دین مطرح می‌شود از آن جهت که حضرت «الله» خالق کلّ شیئ هستند و به عنوان اسم «الله» در متون دینی مطرح می‌شود که در عین حال، جامع جمیع اسماء می‌باشند. وجود مطلق هم به عنوان «بسیط‌الحقیقه»، کلّ الاشیاء است. این معنا از وجود، یک مفهوم است، ولی اسم «الله»، نورالسموات و الارض است. موفق باشید 

30174

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقتتون بخیر: سوالی داشتم خدمتتون در مباحث حرکت جوهری فرمودین که چون عالم ماده هنوز بالقوه گی هاش تبدیل به بالفعل نشده و هنوز داره فیض میگیره پس هنوز قیامت نشده و حرکت این جهان به سمت قیامته ولی چون هنوز بالفعل نشده نمیتونیم بگیم چقد قیامت شده و... ولی جلسه هفتم معاد فرمودین که برزخ ظهور عالم قیامت هست و میدونیم که همین الان قیامت و برزخ هست پس اونی که در حرکت جوهری گفتین تا دنیا هست و ماده هست و بالقوه هست قیامت نمیشه سوالی که دارم اون قیامتی که در مباحث حرکت جوهری که فرمودین که هنوز اتفاق نیفتاده فرقش با این قیامتی که الان هست و ظهورشم برزخ هست چیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در قیامت‌شدنِ این دنیاست، وگرنه هم‌اکنون هم برزخ هست و هم قیامت. موفق باشید

30157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتاب استاد شجاعی را در باب معاد مطالعه کردم در مورد اینکه آیا در برزخ صبح و شام به چه صورت است هنوز درک و تصور درستی پیدا نکرده ام. عالم انسانی که عوض شده و خورشید و ماه و گردش اینها هم که معنا ندارد لذا چگونه قران کریم می‌فرماید ما فرعون را صبح و شام به اتش عرضه می‌کنیم؟ آیا اصلا شب و روز در برزخ معنا می‌دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ هنوز انسان‌ها نسبت خود را با دنیا قطع نکرده‌اند که نتوانند ناظر به کلیات امور دنیا نباشند. در شرح مباحث کتاب «معاد» در این مورد عرایضی شد. موفق باشید

29879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام استاد عزیز: خدا قوت. اول اینکه در نماز اختصاصی روز جمعه در مورد ساعتهایش سوالمس. در وقتی که آفتاب پهن می‌شود (الان که زمستان است حدود ساعت چند) در وقت چاشت و اگر از وقتش فراموش شد. ساعت ۱۰ خواندیم آیا مشکلی ندارد؟ممنون. دوم اینکه در سوال ۲۹۷۰۶ فرمودید از ملائکه مقرب حضرت عضرائیل از این طریق می‌شود کمک گرفت. حالا می‌شد لطف کنید از آن سه ملائکه مقربمون بعد از نماز بگوییم. ممنون از زحمتای شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چون‌که بنده توفیق این این اعمال را نداشته ام، تحقیقی هم نکرده‌ام. ۲. چرا که نه. موفق باشید

29876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. توی کتاب معاد طبق حدیثی از امام باقر یا امام صادق (ع) شش صورت در برزخ مومن رو اخاطه میکنن که چهره ی سمت چپ زکات هست و طبق فرمایش علامه فرمودید این صورت ها توی همین دنیام همین کار رو میکنن و آنجا که شیطان میگه از سمت چپ یعنی از طریق فحشا به مومن نفوذ می‌کنم با انفاق و ذکات میشه دفعش کرد. همینطور که نماز و روزه جهت آرزو های انسان رو تغییر میده. حالا سوال اینه که چرا با وجود انفاق کردن خیلی ها من جمله خود بنده با اینکه ذکات بهم تعق نمیگیره ولی ماهیانه مقداری در حد وسعم به خانواده های نیازمند کمک می‌کنم ولی همچنان درگیر فحشام (از نوع کبیره)؟ مشکل من چیه که همچنان از ناحیه ی چپ طبق گفتمان بالا بهم نفوذ میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با معرفت بیشتر و دین‌داری همه‌جانبه، اعمال ما تأثیر خود را می‌گذارد. موفق باشید

29555
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: منظور از بیت زیر چیست لطف می‌کنید توضیح جامع بدهید.  ما ز آغاز و ز انجام جهان بی خبریم   اول و آخر این کهنه کتاب افتاده ست
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. ما در بین دو بی‌نهایت حاضریم و تنها می‌توانیم در چنین جهانی طوری با خود باشیم که احساس  پایانی نداشته باشیم. در جهانی بی‌نهایت با حضوری بی‌نهایت و با خودبودن. حال یا با خودی که بر مبنای فطرتش با خودش روبه‌روست، «طوبی له» و یا با خودی که بر اساس هوس‌هایش که در آن‌جا بی‌جواب می‌ماند، روبه‌روست که همان «له عذاب الیم» است. موفق باشید   

نمایش چاپی