بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27225

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و تبریک سال ۱۳۹۹ بعضی وقت ها با دیدن مکانی یا شنیدن مثلا یک موسیقی یک حالت خاصی به من دست می دهد که حالت قشنگی با یک دلگیری زیبایی است. مثلا یک مکانی در ذهنم تداعی می شود که احساس می کنیم قبلاً در آن فضا یا مکان بوده ام. اگر اشتباه نکنم در یکی از کتاب هایتان به این موضوع اشاره کرده اید. ممنون می شوم اگر در کتابتان به این موضوع پرداخته اید. نام آن را اعلام نمایید. همچنین اگر توضیح تکمیلی در این خصوص دارید عنوان بفرمایید. ممنون از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن موضوع در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» مورد بحث قرار گرفت از آن جهت که نفس ناطقه‌ی انسان مجرد است و فوق زمان و مکان می‌باشد. موفق باشید

26705
متن پرسش
سلام علیکم: رهبر انقلاب چند سال پیش فرمودند تقسیم بندی حزبی و جناحی و گروهی یا حتی دو قطبی سیاسی را قبول ندارند و روند حزبی کاری و جناح محوری را برخاسته از فرهنگ احزاب در غرب می دانند که مورد پذیرش ما نیست و برکتی هم در آن نیست. در عوض فرمودند که باید کار جریان سازی فکری در سطح جامعه صورت بگیرد و باید شاهد باشیم مطابق شئون قانون، جریانات و تشکل هایی شکل می گیرند که در صدد احیاء تفکر و ایجاد شاخص و جریان سازی فکری و اجتماعی اند و قصد رشد دهی تفکر عمیق سیاسی و تحلیلی را دارند مثل کاری که شهید مطهری در ابتدای انقلاب انجام می دادند. تفاوت این جریان سازی جریانات بر مبنای رشد فکری_اجتماعی با حزبی محوری و فرهنگ احزاب و جناح ها در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان‌های فکری اصیل نظر به حقیقت در میان است به وسعت انسانیت و تقابل با استکبار به جهت حجاب حقیقت؛ زندگی تنها در این حالت زیبا و شیرین است و ما را از بند نیهیلیسم می‌رهاند. موفق باشید

26677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت امام صادق (ع) به عنوان بصری در آن حدیث معروف عنوان بصری می فرمایند که عزت و تعالی را از جاه و مقام و آنچه در دست مردم است نطلب و تنها بدرگاه الهی متوسل شو. آیا حتی طلب کردن عزت از اهل بیت و احترام گذاشتن و خدمت کردن به مومنین که طبق آیه «و لله العزه و لرسوله و للمومنین» صاحب عزت هستند، با این سخن امام صادق (ع) مغایرت دارد یا اینکه بعلت اینکه خدا به آنها عزت داده، به ایشان خدمت و احترام می کنیم و حتی متوسل می شویم و تنها منشا عزت، ذات قدس الهی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از آن فراز از روایت، به دنبال عزّت بودن از اهل دنیا است و گرنه اولیاء الهی که خودشان واسطه‌ی فیض‌اند جایگاه و موضوع‌شان متفاوت است. موفق باشید

25138
متن پرسش
سلام علیکم: خدمت استاد سوالی داشتم. آیا ما هم می توانیم جزو ۳۱۳ یار اصلی امام زمان (عج) شویم یا ایشان افراد مشخص شده یا خاصی هستند. چرا بعضی افراد سن کمتر بیست سال دارند ولی به اندازه کسی که پنجاه سال سلوک کرده باشد به مقامات رسیده اند؟ در سلوک گفته شده که دو چیز راه را آسان سازد ۱ رفیق راه ۲ استاد. نظر شما در این رابطه چیست؟ آیا شما کسی را می شناسید که برای همراهی مناسب باشد؟ چرا می گویند جنس سلوک آقای قاضی کم نذیر بوده؟ آیا یک فرد ظرفیت مشخصی دارد از لحاظ فهم و دستیابی به مقامات و گردش به دور سرزمین عشق و بقا یا ظرفیت ها متغیر است؟ به نظر شما چند نوع سلوک داریم و عصاره ی سلوک باید از عشق سرچشمه گیرد یا مباحث دیگر و لطفا حقیر را موعظه ای فرمایید. والسلام. اجرکم عند الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که مکرر عرض شده است سلوک حقیقی در این زمانه راهی است که حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در مقابل ما گشوده‌اند که در آن راه، جوانان ما رهِ صد ساله را یک‌شبه طی کردند. در این مورد بد نیست سری به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که بر روی سایت هست بزنید. موفق باشید

25003
متن پرسش
سلام علیکم وقتتون بخیر: استاد گرانقدر با توجه به اینکه قیامت عالم تکوین حساب می شود، نطق اعضای بدن و کلا نطق در قیامت به چه معناست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در آن‌جا القای معانی از طریق قلب‌ها صورت می‌گیرد مثل ارتباطی که عرفا بعضاً با همدیگر دارند. آری! این در عین ظهور صورت‌هایی که مظهر آن معانی است، محقق می‌شود. موفق باشید

34898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: اولا زحمت بکشین فایل تصویری با اقای یامین پور را در سایت قرار دهید تا بتونیم استفاده کنیم و اینکه استاد شما اهل عرفان و گذشت و بخشش هستید اما کارهایی که در سایت انجام میشه نشان از کینه و عقده عوامل سایت دارد. هدف شما از بازخوانی و طرح نامه امام به آقای منتظری چیست؟ شما میدونین که آن فقیه عالیقدر طرفدارن زیادی دارند که هرچه شما و کیهان بد بگویید ثمری ندارد. هرچه دفتر آقای سیستانی و مرحوم بهجت اینکار را می‌کنند شما هم بکنید. چرا از دست از این کارها برنمی‌دارید با کیهان که عقده و کینه ازش می بارد چه فرقی می‌کنید. آقای منتظری و امام هردو اشتباه کردند چرا اشتباه هر دو را نمی‌گویید. به نظرم این با صبغه عرفانی شما اصلا همخوانی ندارد آقای منتظری (ره) در دل خیلی ها جا دارد و متاسفانه جنگ قدرت باعث برکناری ایشان شد به فرض اشتباه دست بردارید و بپردازید به مشکلات روز جامعه. بپردازید به خانه های تیمی و فساد و پارتی های شبانه که در مملکت امام زمان و در بغل گوشتان اصفهان مثل قارچ سبز شده. بپردازید به افزایش پدیده روزه خواری و بی حجابی و فاصله روز افزون مردم و جوانان از دین. مشکل جامعه امروز ما آقای منتظری نیست مشکل دین زدایی و چیزیهایی هست که متاسفانه حضرتعالی به آن نمی‌پردازید و یا مصلحتا چیزی نمی‌گویید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم مواردی که می‌فرمایید چه بوده است؟! به هر حال آنچه امروز جوابگوی این نسل است، حضوری است که با قرارگرفتن در تاریخ انقلاب اسلامی به میان می‌آید تا انسان‌ها در مقام «حق‌الیقینی»ِ خود حاضر شوند. خوب است به عرایضی که تحت عنوان  «جوانان امروز، به کمتر از حق الیقین راضی نمی‌شوند!» https://eitaa.com/matalebevijeh/13479 شده است، نظری بفرمایید. موفق باشید

34681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب بر استاد گرامی: ما در حال مطالعه و مباحثه ویس‌ و کتاب معاد شما هستیم. در صفحه ۷۷ کتاب با سخن امام خمینی پیرامون صورت ملکات انسان مواجه شدیم. ایشان فرموده‌اتد خلق و باطن حیوانی و شیطانی فرد ملکات حیوانی و شیطانی می‌سازد. چگونه ثمثل انسان از جنس جن و شیطان می‌شود؟ لطفا مساله را برایمان روشن کنید. امام خمینی (رحمه‌الله علیه) می‌فرمایند: «اگر خلق و باطن انسان، انسانی باشد، صورت ملکوتی او نیز صورت انسانی است، ولی اگر ملکاتش غیر ملکات انسانی باشد، صورتش انسانی نیست و تابع سریره و ملکه است. مثلا اگر شهوت و بهیمیت بر باطن او غلبه کند و حکم مملکت باطن، حکم بهیمیه شود، انسان صورت ملکوتی‌اش صورت یکی از بهائم است و اگر وهم و شیطنت ملکه شد و باطن و سریره‌اش دارای ملکات شیطانیه شد، از قبیل خدعه، تقلب، سخن‌چینی و غیبت، صورت ملکوتی‌اش، صورت یکی از شیاطین است به مناسبت آن.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان مباحث عرض شد که صورت قیامتی انسان را ملکات او تشکیل می‌دهند و در این رابطه کسی که اهل خدعه باشد، صورت شیطانی پیدا می‌کند، نه آن‌که جنس او، جنس جنّ و شیطان شود! موفق باشید

33651

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: ارتباط مقام جامعیت موجود مجرد با قاعده بسیط الحقیقه کل الشیاء و لیس بشئ منها چیست؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. بحث در آن است که «بسیط الحقیقه» در عین کثرت، در وحدت است و این از عالی‌ترین معارفی است که جناب صدرا تحت عنوان قاعده شریف «وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت» به میان آورده است. نگاهی است که تا انسان در حکمت اسلامی خود را نپروراند، به این راحتی در جمع این موضوع نمی‌تواند وارد شود. موفق باشید

32842

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: استاد عزیز و بزرگوارم خداوند بر توفیقاتتان بیفزاید. سال‌هاست هر کجا در مسیر بندگی حق دچار مشکل می شوم سریع برای شما پیام می‌فرستم و پاسخ شما را به لطف خدا کلید حل مشکل می‌کنم. بر این نعمت خدای را سپاس. استاد جان سوالی برایم پیش آمده. بنده و همسرم هر دو از آثار شما بهره بسیار برده و نظرات صائب شما را قبول داریم. مدتی است همسر من یک استاد پیدا کرده و پیش ایشان می رود ظاهرا استادشان انقلابی و در خط رهبری است اما اینطور است که افراد برای حل مشکلاتشان می آیند نزد ایشان و ایشان نگاه می‌کند و مشکلشان را می فهمد و... امشب همسرم می‌گفت که در جلسه استاد جن آمده همه رو زده به جز استاد و این زدن مثل این است که از چند طبقه به پایین پرت شده باشی و... به همسرم می‌گویم که راه هدایت، رفتن به دنبال این راه ها نیست اینها نتیجه ای برایت به همراه نمی آورد و....اما گوش نمی دهد، بهشون گفتم در کتاب جن و جادو و....استاد طاهرزاده میگن دنبال این مسیر ها نروید و....در نهایت قرار شد شما رو حکم قرار دهیم و از شما بپرسیم، و نظر شما رو راهنمای مسیر قرار دهیم. ممنون از لطف شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً در این جلساتی که جنیّان جرأت می‌کنند حاضر شوند، حتی اگر تأثیر هم نداشته باشند؛ نباید شرکت کرد. نفسِ طمعِ جنّیان برای حضور در این جلسات، نشانه آن است که از معارف توحیدیِ عالیه و سلوک ربّانیِ الهی چندان در میان نیست. موفق باشید

32555
متن پرسش

با عرض سلام خدمت شما استاد عزیز و گرانقدر: ان شاءلله همیشه در پرتوی لطف روز افزون حضرت حق باشید. در راستای جایگاه خلاقیت و طریقت آن، راهنمایی بفرمایید لطفاً. خیلی ممنون. «فتبارک الله احسن خالقین». خلاقیت از حقیقت است و حقیقت خود خلّاق است. خلاقیت از روحی است که در خاک دمیده می شود و در راستای انسانیّت معنی می دهد. و انسانیّت از «فاذا سوّیته نفخت فیه من روحی» است و روح هم مقامی است نزد حقیقت. از آنجایی که تسویه کردن یعنی متعادل کردن، پس ابتدا باید تعادلی برقرار شود تا روحی از نور حقیقت به اثر تعلق گیرد. اما اختلاق نسبتی با حقیقت ندارد. خلقی که با امیال نفسانی صورت می گیرد و نه انسانیت. از طرفی روح بخشی بنیان هنر است و مصنوعی بودن صفتی است که هنرمند از آن دوری می کند، و چنین اثری اگر آراسته هم بشود، تکلّف است و زمینه ی روح بخشی نمی شود. آیه 86 سوره ی صاد می فرماید: «بگو: من از متکلفین نیستم که خود را به چیزی آراسته سازم که در من نیست. و از كسانى نيستم كه چيزى از خود بسازم و به خدا نسبت دهم.» و تکلّف یعنی آراسته شدن اثر به چیزی که حقیقتاً در اثر نیست. و اینکه چگونه سینما و انیمیشن می تواند از تکلّف به دور باشد و فقط تکلیفش را انجام دهد اهمیت دارد. وقتی رجوع حقیقی در مسیر فرایند وجود داشته باشد، خود حقیقت در صحنه است و خلاقیت تجلی اوست و در هر تجلی، غیر از خود او در صحنه نیست و هنرمند فقط تکلیفش را انجام می دهد. از طرفی تصاویر ضبط شده توسط دوربین واقعی نحوه ایی از حضور روح در جهان تکوین و تشریع را به نمایش می گذارد و دوربین «هست» را تصویر برداری می کند. اما دوربین در فضایِ نرم افزاریِ انیمیشن از «نیست» تصویر برداری می کند. دوربین با فضای کمیت گرا و اطلاعات محور نرم افزار درگیر است. و از جهان سراسر کمیّت و کد نویسیِ نرم افزار الهام می گیرد. هر چند می تواند از شبیه سازی تصویر برداری کند، اما با شبیه سازی کمّی نیز به دنبال روح بخشی و جان بخشی کیفی است و شبیه سازی می‌تواند، چشم اندازی بر ساحت تدبیر روح باشد. اما بر مبنای «لیس کمثله شیء» اثر هنری حقیقی فراتر از شبیه سازی است و تجلی و خلاقیت در جلوه ای نو، ظهور می کند. از طرفی یک اثر انیمیشن که بر مبنای کمیّت استوار است برای اینکه به بیان کیفیّت نزدیک شود، می تواند با صفت مبالغه ظاهر شود و در صفتِ بسیار و بی نهایت روح را تجسم بخشد، تا نور حقیقت در او تجلی کند. و همین صفت بی نهایت است که اغراق آمیز جلوه می کند. اغراق نه به معنای افراط و تفریط در ظاهر و باطن که نشان از عدم تعادل دارد، بلکه به معنای غرق کردن در وحدت و تعادلی بی نظیر، که ساحت مخاطب را از کثرت عبور می دهد و به وحدت می رساند. هر چند انیمیشن تلاش می کند از ضرب آهنگ شعر هم استفاده کند تا بر شدت وحدت بیافزاید، اما تعادل صفتی است که در انسانیت و جامعیت تجلی می کند. اغراق در تعادل، به معنی شدت بخشیدن به کمالات انسانی و غرق شدن در حضرت حق که غرق شدنِ حقیقی است. در حرکت شوقیِ عبودیت و حرکت حبّی حضرت حق، عبد فانی می شود و نور «یا خلّاق» تجلی می کند. نگاهی مستغرق در طلبِ تجلیات، افقی را برای خلاقیت حقیقی می گشاید. خلاقیتی از جنس محبّت. و انعکاس چنین محبتی، روح هنرمند را در بیان به جوشش در می آورد و جلوه ایی از حقیقت رخ می نمایاند. و جنس محبت یعنی آیات سوره ی انسان «سه روز روزه داری اهل بیت و اطعام یتیم، مسکین و اسیر با افطار در هر سه روز، فقط به خاطر محبّتِ حقیقت» و چنین محبتی خیال انگیز است و مصرعِ «خیالش لطف های بیکران کرد» از حافظ، نشانی از خلاقیت چنین خیالی است. از طرفی شدت و ضعف از خصوصیاتِ حرکت حبّی است. مانند تجلی حقیقت برای حضرت یعقوب در استشمام بویِ پیراهن از دور و ندیدن چاه کنهان. به هر صورت هنرمند از روحی که در خود می‌شناسد خلق می‌کند و وقتی با نور جامعیت در روح خود آشنا باشد خلاقیت حقیقی رخ می‌دهد. و غرق شدن ضرب آهنگ حقیقی به خود می گیرد. و مخاطب در مواجهه با اثر از خودِ جزئی و یا ناخودش عبور می کند و در جامعیتِ حقیقیِ اثر غرق می شود و خود حقیقی اش را به جامعیت می یابد. و خلاقیت روح بخش و نور بخش انقلاب اسلامی می تواند این چنین باشد.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفته جناب مولوی: «غرق حق خواهد که باشد غرق‌تر». و در این رابطه می‌توان گفت در بستر انقلاب اسلامی شهدا مظاهر فرارفتنِ هرچه بیشتر به سوی حقیقت بوده‌اند هرچند که متهم به اغراق شوند. آری! این‌جا اغراق به معنای غرق‌شدن غیر از اغراق به معنای افراط است و در خلق اثر هنری وقتی که هنرمند اثری را در وجه نهایی آن خلق می‌کند می‌خواهد بنیان‌های آنچه ما در پیش رو داریم را به ظهور آورد، هرچند که مانند شهدا متهم به اغراق شود. نه! این اغراق نیست، این همان بیشتر حضوریافتن است و همان‌طور که متوجه‌اید شعر و یا انیمیشن و یا داستان، بنای توجه به آن حضورِ بیشتر را دارا هستند و اگر شاعر فرمود: «در شعر مپیچ و در فنِ او/ چون اکذب اوست احسن او». همین مطلب را که به یک معنا نفی شعر است با سرودن شعر به ما می‌رسانند و البته شاعر وقتی در حضوری برتر سخن خود را به میان می‌آورد سخن کذبی نگفته است، بلکه وجه متعالی و باطنی موضوع را با ما در میان گذاشته است تا خیال ما را بپروراند همان خیالاتی که «عکس مه‌رویان بستان خدا است». موفق باشید        

32300
متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر.این گفتار صحت داره از نظر شما؟ شیاطین موجوداتی مجردند که از جنس ملائکه هستند ولی ملک نیستند و ماموریت شون وسوسه و امتحان انسانها و حتی اجنه هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در مورد شیطان می‌فرماید: «کان من الجنّ» یعنی از جنس جنّ است و جسم آن لهیبی از آتش می‌باشد که مرحوم شهید مطهری تعبیر به انرژی فرموده‌اند البته روح‌شان مثل انسان که یک جسم دارد و یک روح، مجرد است. در این مورد خوب است به کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

32139

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام: بنده به مباحث تربیتی و آموزش و پرورش علاقه مندم و با گروهی مشغول به تحقیق و پژوهش در رابطه با موضوع کرامت هستم. با توجه به حدیث امام علی (ع) که می فرمایند: «من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه.» «آن کسی که به بزرگی و کرامت نفس خود باور آورده هرگز آن را با پلیدی گناه، پست و موهون نمی‌کند.» به دنبال شناخت کرامت (چیستی کرامت نفس)، ویژگی های شخص کریم، راه بیدار کردن کرامت در افراد و خصوصا در کودکان هستیم. برای شروع هم از قرآن شروع کرده ایم و در حال بررسی آیات دارای ریشه «کرم» هستیم. اگر لطف کنید کتابی، صوت یا دوره ای معرفی کنید و توصیه ای برای انجام این کار علمی به نحو احسن، بفرمایید ممنون می‌شویم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این رابطه مباحث «معرفت نفس» کمک کند و از این جهت خوب است با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که روی سایت هست، کار را شروع بفرمایید. موفق باشید

32119
متن پرسش

با سلام حالتون خوبه حاج آقا؟ سوالم اینه که کدام وجه اسلام ایمان انسان را بیشتر تقویت می‌کند؟ مثلا اگر به وجه تاریخی اسلام که در کتب شیعه و سنی آمده اولا نمی‌توان به طور کامل به صحت آن اعتماد کرد، ثانیا اینکه ما از نظر حضوری خودمان را نسبت به آن تواریخ غایب می‌دانیم فقط در حد اطلاعات اسلامی متوقف می‌شویم. وقتی من مباحث معرفت النفسی و بقیه مباحث فلسفی تان رومطالعه می‌کنم تلاش شما اشاره به یک علم حضوری در آن حس می‌شود ولی باز حقیقت اسلام در آن پیدا نیست!! آن روایتی که در زمان انتخابات آقای احمدی نژاد در مورد پیامبراسلام کلنگی را بر سنگی زدند و فرمودند رم فتح شد را که شما گفتید و مباحثی از این قبیل، بالاخره ما تکلیفمون در این عالم چیه؟ شما میگید بندگی، خب شریعت راه بندگی هستش و شیطان دشمن این شریعت و راه هستش، درسته؟ شما از باب علمی و معرفتی به عالم بزرگ دین نظر می‌کنید ولی در عمل انسان را به اعتقاد نمی‌رسونید البته به نظر من حقیر! از باب اینکه گفته میشه دوست تو کسی هست که از تو انتقاد میکنه انتقاد می‌کنم. حاج آقا دین سیاسی خوبه یا سیاست دینی؟ خدا رحمت کند شهید سلیمانی که با شهادتش قلوب انسانهایی که تشنه حقیقت بودند رو سیراب کرد ولی ما آیت الله جوادی هم داریم، چرا مردمی که درشهادت سردار دلها گریستند پای منبر آیت الله جوادی نمی‌شینند؟ حلقه مفقوده ی این ماجرا چیست؟ آیا فلسفه نمی‌تواند در کوچه و بازار بیاید؟ آیا می‌شود مثل اوایل انقلاب و جنگ که نقل مجلس زن ومرد دعا بود وقرآن و گریه، زمانی بیاد که پیر و جوان، زن و مرد همه دنبال این باشند که بگویند ملاصدرا چنین گفت و ابن سینا چنان؟! وآنقدر زمینه مستعد باشد که هم قلوب مردم وهم عقل هایشان در جستجوی حقیقت باشند تا اینکه آب کم جو تشنگی آور به دست / تا که جوشد آبت از بالا و پست. آری جوینده یابنه است. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت دین که انس با خداوند است از طریق سخن خداوند که همان قرآن می‌باشد و سیره رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» که نمونه عینی انسان کامل است، شکل می‌گیرد. آری! مباحث فلسفی پشتوانه عقلیِ آموزه‌های دینی می‌توانند باشند ولی همان‌طور که عرض شد حقیقتِ دین در جای دیگر است و فطرت ما نیز با حقیقتِ دین آرام می‌شود. امثال حاج قاسم سلیمانی، نمادی از همان دینی است که سیاستش هم دینی است. عمده آن است که متوجه خطاب شهید حاج قاسم شویم، خطاب  به آنانی که می‌رفتند تا در نیمروز انقلاب اسلامی به خواب روند، گفت: هان ای روان‌های آزاده! آزادگی را! گویا زمانی است به تماشای ترفندهای جادوگران مشغول شده‌اید و نمی‌توانید چیزی باشید بیش از آن‌که هستید. گویا جادوگران امید را، این واقعی‌ترین روح در بستر تاریخ توحیدیِ انقلاب اسلامی را، از شما ربوده‌اند. ولی چشم‌های شما گواهی می‌دهد هنوز به دنبال چیزی هستید بیش از آن‌که هستید و اگر هوسی هست برای بدترین و خطرناک‌ترین نوع زندگی، که عبور از انقلاب اسلامی است، هرچند در سجده‌گاه باشید، شهادت من گواهی داد که شما، جادوگران را که تلاش دارند امید را از شما بربایند، دشمن می‌دارید و شما نه آن چیزی هستید که در ورطه حیله‌های جادوگران گرفتارید، ورطه‌ای که می‌خواهد شما را به بیراهه‌ها بکشاند و این در مورد شما ناشدنی است، زیرا از ترس، عبور کرده‌اید و درون ترس است که فضیلت‌ها فرو می‌ریزد و دلیری را از ما می‌ستاند و شما با حضور در انقلاب اسلامی خطر کردید و دلیری را که اصل تمامیِ تاریخ انسان است، تجربه نمودید. دلیریِ لطیفی که شجاعت را با دلسوزی همراه می‌کند و انسان می‌تواند در آن نوع دلیری، دشمنانش را نیز دوست بدارد. آیا ما به آینده‌ای که شرایط ظهور آخرین انسان است، فکر کرده‌ایم که شیطان ما نیز به دست ما مسلمان شود؟ به همان معنایی که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: شیطان من به دست من مسلمان شد. این چه آینده‌ای است و این چه امیدی است؟ آیا حاج قاسم نمادی از این آخرین انسان نبود؟  

موفق باشید

31713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: سوالی داشتم: چند سالی هست که دروس معرفت النفس را دنبال می‌کنم و الان در نیمه های کتاب معرفت النفس الحشر هستیم. استاد در مورد کرونا و واکسن سوالات سایت را مطالعه کردم و بالاخره در پشت این جریان کرونا حتما حکمتی نهفته که شاید بعدا متوجه شویم چون نظرات متفاوته ولی در کل بی ربط به زمانه ما نیست در سایت دیدم که گفته بودید به تبعیت از رهبری واکسن زدید و هر دو دز رو زدید تا بهانه ای دست بدخواهان نماند و در نظر کابران راجع به نظرات طبع سنتی اسلامی و طبع مدرن بالا و پایین زیاد دیده میشه من نظرم اینه تا مجبورمان نکردن واکسن نزنم ولی جمع بندی برایم سخت هست. از طرفی بخاطر شغلم اگر مجبورم کنن ناچار باید واکسن بزنم و واکسن ساخت داخل یعنی برکت و ترجیح می‌دم بزنم. از طرفی هم مشکل مدارس که زمزمه هایی هست در مورد حضوری شدن کلاسها با شرط واکسن این توطئه هست یا نیست؟ آیا طب سنتی اسلامی زیاد از حد حساس نشده مرتب در مورد کرونا و واکسن نظر منفی میدن؟ از اون طرف ارمنستان، ترکیه، دبی، با تست prc دارن میبرن ولی اربعین و داغش را به دل ملت گذاشتن اونم تازه به شرط واکسن. رهبری واکسن برکت زد شایعات درست کردن اب مقطر بوده نه واکسن عده ای میگن واکسن بوده حمایت از تولید داخل. پاک گیج شدیم الان تو جامعه همش حرف واکسن هست که بزنیم یا نزنیم؟ استاد عزیز سوال من این است بالاخره تکلیف چیست واکسن بزنیم یا نزنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که رهبر معظم انقلاب با نظر به مشاوران خوبی که دارند بی‌حساب آن نوع ورود را نداشته‌اند. و در این رابطه به نظر بنده عاقلانه ترین کار، کارهایی است با عقلِ رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی». موفق باشید

31497

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر شما راجع به رد شدن صلاحیت وزیر آموزش و پرورش چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده وزیری تحول‌خواه بود. فکر نمی‌کنم وزیر بعدی که مجلس عملاً مجبور می‌شود به او رأی دهد، بهتر از ایشان باشد. موفق باشید

31436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی: سلام: خدا قوت. مطلبی از شهید شفیعی در گروه دیدم مادر شهید عقیقی داشت که روز خاکسپاری عربی باو میده و میگه با لب شهید متبرک کنند و وقتی مادر میاد اون روبرگردونه از مرد عرب اثری نمیبینه این عقیق به توصیه علما برای شفا باقی میمونه و حکایتهای شفای زیادی ازش هست. کلیپ رو کامل نگاه نکردم چون تحملش نبود. کاش دوربینها می‌تونستند فضای خونه کوچیک شهید که توش بدنیا اومده و همونجا زیارت عاشوراهاش رو خونده و اشک هاش رو به تنش مالیده ضبط کنند. خواستم بگم ماجرای عقیق و کاروانهایی که به بهانه شفا راهی دروازه ری قم می‌شدند و نوع بودن این مادر شهید تا چند سال پیش هم خودش نحوی زندگیست که کاش استاد به اون هم اشاره کنند. شهید چند بار مادر رو شفا میده و برمیگردونه انگار باید در خونه باز باشه با مادر و نقطه عروج و تربیت این شهید خودش کارها بکنه. و رحم مکانی باشه برای ساختن بقیه قلوب
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصه شهدای عزیز ما این‌چنین است با مأموریت‌هایی متفاوت و رجعتی که هرکدام به صورتی در پیش دارند. موفق باشید

31410

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ما چیکار کنیم در مورد امام زمان (عج) یه موقعه اینجوری نباشیم. تو سپاه یزید نباشیم رو در روی اماممون نباشیم؟ ما هم نماز می خونیم ما هم قرآن می خونیم سپاه یزید هم همین کارا رو می کردن. ولی چرا رو در روی امام حسین علیه السلام قرار گرفتن امام رو شهید کردن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفهمیدند نباید در تاریخ جاهلیت نباشند. ما نیز باید در مقابله با تاریخ مدرن در تاریخ انقلاب اسلامی و ذیل رهبری انقلاب حاضر باشیم. موفق باشید

31001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
فقط محتاج اوییم و لاغیر آیت الله شیخ نصر الله شاه آبادی: اگر فقط و فقط خودت را محتاج او دیدی و لاغیر، یقین بدان که زندگی ات می‌گذرد. این به این معنای این نیست که بخوابی؛ خیر؛ او رزاق است و بلندت می کند و راهت می اندازد و کار جلوی پایت می‌گذارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است واقعاً. «بی عنایت حق و الطاف حق / گر ملک باشد، سیه باشد ورق». موفق باشید

30865

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: استاد جان پیوسته نصایح و راهکارهای شما چراغ راهم است و بسیاری از موانع و سردرگمی ها را به لطف عنایت خداوند در بستر سير مطالعاتی شما از پیش برداشته شده و از شما بابت زمانی که اختصاص می‌دهید و دلسوزانه انسانها را یاری می‌فرمایید تشکر می‌کنم. استاد جان، در انجام امور عبادی و مطالعه و برخوردهای اجتماعی و فعالیت های فرهنگی و غیره، خیلی سطح توقعم از خودم بالاست، طوری که هیچگاه لذت بندگی و رضایت از خود و نفس مطمئنه را درک نمی‌کنم، گویی آنچه توقع نفس از من است آن است که بیشتر روزهای عمر را روزه بگیرم، در نمازها همیشه حضور قلب بالا داشته باشم، کم حرف بزنم، خلاصه همه چیز را ۱۰۰ درصدی می‌خواهد، و مشکل اینجاست که یقینا اینچنین و در این سطح نمی‌توانم جواب گوی آن باشم، لذا هر روز حالت قبض پیدا می‌کنم، طوری که دیگران متوجه حالت روحی ام می‌شوند، آیا لذت بندگی و رضایت نسبی از بندگی خدا را می‌توان بدست آورد؟ آیا اینها وسواس است؟ التماس دعا دارم از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بشر امروز چنین ظرفیت‌هایی دارد و باید از طریق تعمق در قرآن و روایات و کتاب‌های عرفانی مثل کتب حضرت امام به عبادات خود عمق دهد. موفق باشید

30768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد: طاعات قبول. ما را در این شبها از دعای خیرتان بی بهره نکنید. داشتم نوشته ای از دکتر داوری راجع به دکتر شریعتی می‌خواندم که ایشان می فرمودند سعی شریعتی آوردن دین در زندگی مدرن جامعه بود و در جمع آن دو می اندیشید و به عرصه عمل دین فکر می کرد آیا شما هم موافقید؟ و آیا در جهانی بین دو جهان از اندیشه های او می‌توان استفاده کرد؟
متن پاسخ

ب تعالی: سلام علیکم: آری! روح انقلاب اسلامی و شخصیت حضرت امام چنین بود و به همین جهت اکثر افرادی که با آثار و سخنان مرحوم دکتر شریعتی مرتبط بودند به خوبی از رهنمودهای حضرت امام استقبال کردند. موفق باشید

30641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: متنی که برای شما می فرستم از صفحه 407 کتاب فرزندم این چنین باید بود _ جلد ۱_ است. و اما متن: «به هر حال عنایت دارید که یگانگی شرط کمال خداوند است چون اگـر دو خـدا در عـالم بود هیچکدام کامل نبودند، زیرا کمالاتی این خدا داشت که آن دیگري نداشـت و بـالعکس و در آن صورت هیچکدام خدا نبودند چون نقص با واجب الوجودبودن و عین وجود بودن خـدا نمی‌سازد.» استاد مگر ما نمی گوییم خداوند صاحب تمام صفات و کمالات است، حالا چطور ممکن است خدایی دیگر بیاید و صفات و کمالاتی غیر از خدای اولی داشته باشد!؟ مگر دیگر صفتی در عالم می ماند که خدای دیگر داشته باشد و خدای اولی نداشته باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین دلیل فرض دو خدا محال است و در آن صورت هیچ‌کدام خدا نیستند و باید بگردیم خدای واقعی را پیدا کنیم. موفق باشید

30568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر، ان شاءالله خوب و سلامت باشین، استاد در جلسه دوم از تفسیر سوره حدید فرمودین که وقتی خداوند نظرش رو از بنده بگیرد، بنده دجار مریضی و بیماری میشه (بیماریهای جسمی)، استاد خوب خیلی از افراد هستن یا کلا رابطه ای با خداوند ندارن یا رابطه ضعیفی دارن و تا حدودی میشه تشخیص داد که این افراد مورد لطف و رحمت خداوند نیستن، پس چرا جسم سالمی دارن؟ حالا بیماریهای روحی بماند، چون بحث روی بیماریهای جسمی بودش، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر تکوینی خداوند به همه‌ی مخلوقات موجب بقاء و حیات آن‌ها می‌شود که در این مورد کافر و مؤمن ندارد. آری! اگر بنا به مصلحتی نظر خود را بازپس گیرد، در آن حدّ که باز پس می‌گیرد، نفس ناطقه‌ی انسان توان تدبیر بدن را نخواهد داشت. موفق باشید

30421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و دوام توفیقات استاد گرامی: در وادی معرفت و سلوک انفسی مطرح می‌شود که شخصی که می‌خواهد وارد این وادی بشود نباید هیچ خواسته ای داشته باشد. سؤالم این است که ۱. چقدر این نظریه قابل قبول است؟ ۲. چه حد و حدودی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جز طلب عنایت حضرت حق سالک، طلب دیگری ندارد و حدّ و حدود آن را شرع منوّر -که فدایش شوم – تعیین می‌کند. موفق باشید

30380

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در بحث برهان صدیقین صرف ادراک وجود مطلق بدون هیچ ماهیتی بوسیله عقل برای درک صحیح این برهان کافی است یا مطلب بالاتر از این حرفهاست؟ یعنی گاهی از وجودات مقید و دارای ماهیت به وجود صرف و هستی مطلق می‌رسیم چرا که هر ما به العرضی در نهایت به مابه ذاتی ختم می‌شود و گاهی هم بدون واسطه مستقیما نظر عقلی و در مرتبه بالاتر شهود قلبی به وجود و هستی داریم و برای مثال نمی‌گوییم چون اشیا را می‌بینم پس نوری هست بلکه فقط نظر به خود نور داریم که چون نوری هست اشیا را می بینم آیا درک صحیح برهان صدیقین همین است؟ جزاک الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال، چه از طریق «برهان لمّی» و چه از طریق «برهان إنّی»، می‌توان عقلاً وجود مطلق را فهم کرد. ولی نظر به او از طریق مظاهر، امر دیگری است که باید قلب در میان باشد. موفق باشید

30132

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: می‌خواستم بدونم چیکار باید کرد که از لحاظ روانی آدم تحت تاثیر محیطش نباشه؟ من با اینکه مطالعاتی در حد کتاب مصباح الهدایه امام و کتب فلسفی دارم اما به راحتی تابع محیط میشم یعنی وقتی تو محیط خونه که دائما حرفای منفی زده میشه منم کلا روحیمو از دست میدم. اگرم تو خانواده نباشم و تنها باشم هجوم افکار منفی و خود سرزنشی شدیدی که دارم تضعیفم میکنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در این مسیر، این موانع هست. به گفته‌ی پیر هرات، صد منزل باید طی شود تا از این مراحل بگذریم. آیت الله بهجت می‌فرمودند آمدن این افکار در اختیار ما نیست، ولی دنبال‌کردنِ آن در اختیار ما است که باید آن‌ها را دنبال نکنیم تا خود به خود، قدرت‌شان ضعیف شود. موفق باشید

نمایش چاپی