باسمه تعالی: سلام علیکم: «آنقدر ای دل که توانی بکوش»، آرامآرام کار حلّ میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده درست بر روی نقطهی اصلی دست گذاشتهاید. اخیراً نیز بنده با مجموعههای تربیتی، صحبتی در مورد «فلسفهی غرب در دو مرحله» داشتهام که فکر میکنم کمک کند. در هر حال باید ما بین جهان مدرن و نظام سلطه تفکیک کنیم و با رویکردی درست در جهان مدرن حاضر شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در آنجا القای معانی از طریق قلبها صورت میگیرد مثل ارتباطی که عرفا بعضاً با همدیگر دارند. آری! این در عین ظهور صورتهایی که مظهر آن معانی است، محقق میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که با نسل سوم، افقهایی برای حضور تاریخی انقلاب اسلامی گشوده شده است و آرزوهایی در آنها به میان آمده است که برای تحقق آنها باید نحوهی دیگری عمل نمود و آن نسل دغدغهی عمل به نحوهی دیگر را دارند که آن، با گشودگیِ انقلاب در این تاریخ همراه است بدین معنا که باید بسیاری از افراد را که رویهمرفته انقلاب اسلامی را در مقابل استکبار پذیرفتهاند، از آنِ خود بدانیم و این معنایی است که بنده با مصاد فشدنِ کسانیکه جهت عرض تسلیت خدمتشان در جلسات ترحیم متوجه شدم و امیدوار به آیندهای گشتم که بزرگتر از گذشتهی ما است. موفق باشید
سلام و عرض ادب بر استاد گرامی: ما در حال مطالعه و مباحثه ویس و کتاب معاد شما هستیم. در صفحه ۷۷ کتاب با سخن امام خمینی پیرامون صورت ملکات انسان مواجه شدیم. ایشان فرمودهاتد خلق و باطن حیوانی و شیطانی فرد ملکات حیوانی و شیطانی میسازد. چگونه ثمثل انسان از جنس جن و شیطان میشود؟ لطفا مساله را برایمان روشن کنید. امام خمینی (رحمهالله علیه) میفرمایند: «اگر خلق و باطن انسان، انسانی باشد، صورت ملکوتی او نیز صورت انسانی است، ولی اگر ملکاتش غیر ملکات انسانی باشد، صورتش انسانی نیست و تابع سریره و ملکه است. مثلا اگر شهوت و بهیمیت بر باطن او غلبه کند و حکم مملکت باطن، حکم بهیمیه شود، انسان صورت ملکوتیاش صورت یکی از بهائم است و اگر وهم و شیطنت ملکه شد و باطن و سریرهاش دارای ملکات شیطانیه شد، از قبیل خدعه، تقلب، سخنچینی و غیبت، صورت ملکوتیاش، صورت یکی از شیاطین است به مناسبت آن.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان مباحث عرض شد که صورت قیامتی انسان را ملکات او تشکیل میدهند و در این رابطه کسی که اهل خدعه باشد، صورت شیطانی پیدا میکند، نه آنکه جنس او، جنس جنّ و شیطان شود! موفق باشید
سلام و ادب و اوقات به خیر: خانم هایی که مشغول تحصیل هستند، آیا باید از تقاضا و دریافت هزینه از والدین خود خجالت بکشند؟ یعنی این احساس شرم و گاهی عذاب وجدان که در مقابل والدین برای دریافت هزینه ای دارد حق است و الهی یا آزار شیطان است؟ آیا حال که وظیفه داشتن درآمد را ندارد باید تمرکز کامل خود را روی معارف و دروس خود بگذارد و یا یافتن و تلاش برای پیدا کردن شغل و درآمد مستقل را جزء اهداف خود قرار دهد؟ یا آینده خود را به خدا بسپارد و وظیفه علمی طلبگی خود را به درستی انجام دهد؟ درآمد مستقل داشتن برای خانم ها چه جایگاهی دارد؟ گاهی حس میکنم باید سریع تر وارد فضای کسب درآمد شد و گاهی به این معارف نگاه میکنم و دو روزه دنیا. راهنمایی راهگشای بفرمایید ممنون میشویم. اصلا باید به پس انداز فکر کرد و یا با همان انفاق ها و قرض های کوچک راه آینده را گشود و تامین کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در اینکه در شرایط خود باید تقدیر الهی را احساس کرد و چندان خود را گرفتار توهّمات ننمود؛ بحثی نیست و از این جهت نباید امثال جنابعالی دغدغه کسب درآمد داشته باشید. زیرا بالاخره خداوند چنین شرایطی را پیش آورده تا بهره لازم را از زندگی خود ببرید و خداوند کسی که در مسیر کسب علم قدم بگذارد نسبت به زندگیِ دنیاییاش تنهایش نخواهد گذارد و لذا جایی برای شرمندگی نسبت به وابسته بودن به درآمد والدین، نمیماند این خداوند است که رزق افراد را بعضاً در سفره دیگران از جمله در سفره والدینشان قرار میدهد. آنها باید شاکر باشند که محل رزق فرزندانشان شدهاند و شما هم باید شاکر باشید که خداوند از طریق والدین که منّتی بر شما نمیگذارند، رزقتان را میرساند. با آرامش و شادی تمام همین نحوه حضور را باید درک کرد.آری! طبیعی است که بعضاً راههای رسیدن رزق، تنگ است و بعضاً گشوده، و این هیچ ربطی به ما ندارد. موفق باشید
سلام و عرض احترام: بنده به مباحث تربیتی و آموزش و پرورش علاقه مندم و با گروهی مشغول به تحقیق و پژوهش در رابطه با موضوع کرامت هستم. با توجه به حدیث امام علی (ع) که می فرمایند: «من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه.» «آن کسی که به بزرگی و کرامت نفس خود باور آورده هرگز آن را با پلیدی گناه، پست و موهون نمیکند.» به دنبال شناخت کرامت (چیستی کرامت نفس)، ویژگی های شخص کریم، راه بیدار کردن کرامت در افراد و خصوصا در کودکان هستیم. برای شروع هم از قرآن شروع کرده ایم و در حال بررسی آیات دارای ریشه «کرم» هستیم. اگر لطف کنید کتابی، صوت یا دوره ای معرفی کنید و توصیه ای برای انجام این کار علمی به نحو احسن، بفرمایید ممنون میشویم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این رابطه مباحث «معرفت نفس» کمک کند و از این جهت خوب است با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که روی سایت هست، کار را شروع بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه عقل و انصاف به ما میگوید باید به جناب آقای رئیسی اعتماد کرد؛ و لذا نباید ضعفهایی که به طور طبیعی پیش میآید را بزرگ کنیم و این در همه موارد در نسبت با مؤمنین صدق میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به صورت مشخص کار نکردهام. میتوانید از کانال امثال آقای دکتر یامین پور دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصه شهدای عزیز ما اینچنین است با مأموریتهایی متفاوت و رجعتی که هرکدام به صورتی در پیش دارند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال قرآن در دل بستر سیرهی نبی الله «صلواتاللهعلیهوآله» به معنای «اطیعواالرّسول» آیات خود را معنا و متذکر میشود و سیرهی پیامبر است که جانب هر آیهای را در کنار آیهای دیگر معنا میکند. با توجه به این امر است که میتوان از افراط و تفریط نسبت به تذکرات قرآنی مصون ماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر تکوینی خداوند به همهی مخلوقات موجب بقاء و حیات آنها میشود که در این مورد کافر و مؤمن ندارد. آری! اگر بنا به مصلحتی نظر خود را بازپس گیرد، در آن حدّ که باز پس میگیرد، نفس ناطقهی انسان توان تدبیر بدن را نخواهد داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جز طلب عنایت حضرت حق سالک، طلب دیگری ندارد و حدّ و حدود آن را شرع منوّر -که فدایش شوم – تعیین میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در چگونگی فرهنگ نرمافزاری است. یکی از شخصیتهایی در این تاریخ از طریق مبارزهی منفی و حرکت نرمافزاری توانسته است کارهایی را انجام دهد؛ جناب مهاتماگاندی است به همین جهت در ابتدای کتاب میفرماید: «در این کتاب دوستی جای دشمنی و گذشت به جای خشونت به کار رفته و قوای نفسانی در مقابل قوای بدنی قرار گرفته است. مطالب کتاب ضربت خورد کنندهای است بر پیکر تمدن جدید.
و میگوید: اگر هند مصمم باشد علیه تمدن جدید مبارزه بکند این کتاب برای وی راهگشا و مفید خواهد بود... میدانم که هنوز هند آمادهی پذیرش آن نیست.
البته همانطور که در جمعبندی نکاتی که در مورد کتاب عرض شد: «بنده سعی کردم مهاتماگاندی را در جملات فوق نشان دهم. چه در آن قسمتهایی که با او موافق هستم و چه در قسمتهایی که با او همراهی ندارم. عرض بنده آن است؛ حال که نمیتوانیم در تاریخی که هستیم، گاندی شویم و از جهان مدرن بهکلّی فاصله بگیریم؛ آیا باید در بستر انقلاب اسلامی چون حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» حاضر شد، آنهم در «جهانی بین دو جهان» و با نظر به حرکتی نرمافزارانه؟ و یا آتاتورک و رضاخان شد؟» موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن و سپس با مطالعهی کتاب «خویشتن پنهان» که هر دو روی سایت هست، شروع کنید إنشاءالله بعداً با کتاب «عیون نفس» از آیت الله حسنزاده ادامه دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل حرف در روحیهای است که در غرب با سیطرهی گشتل، ماهیت تکنولوژی به انحراف کشیده شد. حال با هر ادبیاتی گفته شود ارزش آن را دارد که روی آن تفکر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوهی «انقلاب اسلامی و عصری جدید در گام دوم» که در سایت هست، به آدرس زیر مراجعه فرمایید. موفق باشید
http://lobolmizan.ir/leaflet/1720/%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B9%D8%B5%D8%B1%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%88%D9%85
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته مباحث حاج آقا موسویان مباحثی خوب و با جمعبندیهای دقیقی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث مربوط به آن سوره عرایضی شد و بحث آن زیاد است. میتوان گفت هرکس بر مبنای معنایی که از خود کرده است، عمل میکند. جناب آقای دکتر نصراللّه حکمت در این رابطه نیز کتابی را تألیف کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریانهای فکری اصیل نظر به حقیقت در میان است به وسعت انسانیت و تقابل با استکبار به جهت حجاب حقیقت؛ زندگی تنها در این حالت زیبا و شیرین است و ما را از بند نیهیلیسم میرهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل مدرن وقتی وارد تاریخ ما شد که ما تقریباً از آن نوع زندگیِ اصیلِ خردِ ایرانی و شیعی خود در زمان قاجار غفلت کرده بودیم و لذا به جای برگشت به زندگی اصیل خود، زندگی غربی را که هیچ هماهنگی با روح ایرانی – اسلامیِ ما نداشت پذیرفتیم. راهکار شناخت روحی است که از دست رفته است. در این مورد عرایضی در کتاب «انقلاب اسلامی و جهانِ گمشده» که آرامآرام بنا است به زیورِ چاپ آراسته شود، شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متذکر این امر باشید که «هرعنایت که داری ای درویش / هدیهی حقّ بُود نه کردهی خویش». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم ابتدا برای اینکه در فضای مطالب قرار گیرند، گوش دادن به صوت آن موضوع، شروع خوبی است. ولی در هر حال مطالب نوشته شده با عمقِ بیشتر و استنادات مشخصی نوشته شده و روحیهی علمی افراد را بالا میبرد. از این جهت خوب است که پس از مدتی رفقا بر روی متون نوشتاری نیز تأمل بفرمایند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت شما استاد عزیز و گرانقدر: ان شاءلله همیشه در پرتوی لطف روز افزون حضرت حق باشید. در راستای جایگاه خلاقیت و طریقت آن، راهنمایی بفرمایید لطفاً. خیلی ممنون. «فتبارک الله احسن خالقین». خلاقیت از حقیقت است و حقیقت خود خلّاق است. خلاقیت از روحی است که در خاک دمیده می شود و در راستای انسانیّت معنی می دهد. و انسانیّت از «فاذا سوّیته نفخت فیه من روحی» است و روح هم مقامی است نزد حقیقت. از آنجایی که تسویه کردن یعنی متعادل کردن، پس ابتدا باید تعادلی برقرار شود تا روحی از نور حقیقت به اثر تعلق گیرد. اما اختلاق نسبتی با حقیقت ندارد. خلقی که با امیال نفسانی صورت می گیرد و نه انسانیت. از طرفی روح بخشی بنیان هنر است و مصنوعی بودن صفتی است که هنرمند از آن دوری می کند، و چنین اثری اگر آراسته هم بشود، تکلّف است و زمینه ی روح بخشی نمی شود. آیه 86 سوره ی صاد می فرماید: «بگو: من از متکلفین نیستم که خود را به چیزی آراسته سازم که در من نیست. و از كسانى نيستم كه چيزى از خود بسازم و به خدا نسبت دهم.» و تکلّف یعنی آراسته شدن اثر به چیزی که حقیقتاً در اثر نیست. و اینکه چگونه سینما و انیمیشن می تواند از تکلّف به دور باشد و فقط تکلیفش را انجام دهد اهمیت دارد. وقتی رجوع حقیقی در مسیر فرایند وجود داشته باشد، خود حقیقت در صحنه است و خلاقیت تجلی اوست و در هر تجلی، غیر از خود او در صحنه نیست و هنرمند فقط تکلیفش را انجام می دهد. از طرفی تصاویر ضبط شده توسط دوربین واقعی نحوه ایی از حضور روح در جهان تکوین و تشریع را به نمایش می گذارد و دوربین «هست» را تصویر برداری می کند. اما دوربین در فضایِ نرم افزاریِ انیمیشن از «نیست» تصویر برداری می کند. دوربین با فضای کمیت گرا و اطلاعات محور نرم افزار درگیر است. و از جهان سراسر کمیّت و کد نویسیِ نرم افزار الهام می گیرد. هر چند می تواند از شبیه سازی تصویر برداری کند، اما با شبیه سازی کمّی نیز به دنبال روح بخشی و جان بخشی کیفی است و شبیه سازی میتواند، چشم اندازی بر ساحت تدبیر روح باشد. اما بر مبنای «لیس کمثله شیء» اثر هنری حقیقی فراتر از شبیه سازی است و تجلی و خلاقیت در جلوه ای نو، ظهور می کند. از طرفی یک اثر انیمیشن که بر مبنای کمیّت استوار است برای اینکه به بیان کیفیّت نزدیک شود، می تواند با صفت مبالغه ظاهر شود و در صفتِ بسیار و بی نهایت روح را تجسم بخشد، تا نور حقیقت در او تجلی کند. و همین صفت بی نهایت است که اغراق آمیز جلوه می کند. اغراق نه به معنای افراط و تفریط در ظاهر و باطن که نشان از عدم تعادل دارد، بلکه به معنای غرق کردن در وحدت و تعادلی بی نظیر، که ساحت مخاطب را از کثرت عبور می دهد و به وحدت می رساند. هر چند انیمیشن تلاش می کند از ضرب آهنگ شعر هم استفاده کند تا بر شدت وحدت بیافزاید، اما تعادل صفتی است که در انسانیت و جامعیت تجلی می کند. اغراق در تعادل، به معنی شدت بخشیدن به کمالات انسانی و غرق شدن در حضرت حق که غرق شدنِ حقیقی است. در حرکت شوقیِ عبودیت و حرکت حبّی حضرت حق، عبد فانی می شود و نور «یا خلّاق» تجلی می کند. نگاهی مستغرق در طلبِ تجلیات، افقی را برای خلاقیت حقیقی می گشاید. خلاقیتی از جنس محبّت. و انعکاس چنین محبتی، روح هنرمند را در بیان به جوشش در می آورد و جلوه ایی از حقیقت رخ می نمایاند. و جنس محبت یعنی آیات سوره ی انسان «سه روز روزه داری اهل بیت و اطعام یتیم، مسکین و اسیر با افطار در هر سه روز، فقط به خاطر محبّتِ حقیقت» و چنین محبتی خیال انگیز است و مصرعِ «خیالش لطف های بیکران کرد» از حافظ، نشانی از خلاقیت چنین خیالی است. از طرفی شدت و ضعف از خصوصیاتِ حرکت حبّی است. مانند تجلی حقیقت برای حضرت یعقوب در استشمام بویِ پیراهن از دور و ندیدن چاه کنهان. به هر صورت هنرمند از روحی که در خود میشناسد خلق میکند و وقتی با نور جامعیت در روح خود آشنا باشد خلاقیت حقیقی رخ میدهد. و غرق شدن ضرب آهنگ حقیقی به خود می گیرد. و مخاطب در مواجهه با اثر از خودِ جزئی و یا ناخودش عبور می کند و در جامعیتِ حقیقیِ اثر غرق می شود و خود حقیقی اش را به جامعیت می یابد. و خلاقیت روح بخش و نور بخش انقلاب اسلامی می تواند این چنین باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفته جناب مولوی: «غرق حق خواهد که باشد غرقتر». و در این رابطه میتوان گفت در بستر انقلاب اسلامی شهدا مظاهر فرارفتنِ هرچه بیشتر به سوی حقیقت بودهاند هرچند که متهم به اغراق شوند. آری! اینجا اغراق به معنای غرقشدن غیر از اغراق به معنای افراط است و در خلق اثر هنری وقتی که هنرمند اثری را در وجه نهایی آن خلق میکند میخواهد بنیانهای آنچه ما در پیش رو داریم را به ظهور آورد، هرچند که مانند شهدا متهم به اغراق شود. نه! این اغراق نیست، این همان بیشتر حضوریافتن است و همانطور که متوجهاید شعر و یا انیمیشن و یا داستان، بنای توجه به آن حضورِ بیشتر را دارا هستند و اگر شاعر فرمود: «در شعر مپیچ و در فنِ او/ چون اکذب اوست احسن او». همین مطلب را که به یک معنا نفی شعر است با سرودن شعر به ما میرسانند و البته شاعر وقتی در حضوری برتر سخن خود را به میان میآورد سخن کذبی نگفته است، بلکه وجه متعالی و باطنی موضوع را با ما در میان گذاشته است تا خیال ما را بپروراند همان خیالاتی که «عکس مهرویان بستان خدا است». موفق باشید
سلام و خدا قوت: با توجه به اصالت وجود و تشکیک همانطور که آیت الله جوادی در رحیق مختوم چهار امر را در تشکیک معتبر میدانند: ۱. وحدت حقیقی معنای مشکک ۲. کثرت حقیقی چیزی که به تشکیک متصف میشود ۳. وحدت حقیقی محیط به کثرت و ساری در آن باشد واحاطه و سریان در آن مجازی نباشد بلکه حقیقی باشد ۴. کثرت حقیقی به نحو حقیقت منطوی در تحت آن واحد حقیقی باشد. سوال این است که ملاصدرا در اصالت وجود وبه تبع تشکیک دقیقا چه میگوید و بدنبال اثبات چیست؟ یک وجود اصیل سریانی یعنی یک حقیقت و وجود اصیل مطلق مرسل که هاضم همه کثرات است و تمام کثرات درون آن ظهور میکند حال یا به نحو تشان که بشود کثرت طولی یا به نحو مثلا حیثیت تقییدیه نفادیه که بشود کثرت عرضی این معنای تشکیک برمبنای اصالت وجوداست که مساوق تشکیک در ظهورات و نفس رحمانی عرفان است که ملاصدرا در اصل وجود مطرح کردند؟ - یا اینکه منظور از اصالت وجود و تشکیک وجود ملاصدرا، وجودات اصیل ممتاز (نه یک وجود سریانی اصیل) در کنار هم یا به نحو طولی و یا عرضی باشند که حالا یک وحدت سنخی خارجی هم برایش فرض کنیم. اگر منظور دومی است آیا با تصویر اینچنینی ما قائل به تباین وجودات نشدیم؟ چون هر وجود را اصیل و ممتاز دانستیم. و آیا تصویر اول اشکالی دارد و مردود است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تشکیک وجود در عین ذاتیبودن آن تشکیک به همان معنای «دانٍ فِی عُلُوِّهِ، عالٍ فِی دُنُوِّهِ» که در هر موطنی وجود است که در هویت آن موطن به ظهور میآید؛ به این نکته هم فکر کنید که تشکیک در ظهور است یعنی این وجود مطلق است که در صحنهای حاضر است در عین ظهوری خاص نسبت به کسی که در آن موطن با «وجود» مواجه میشود. موفق باشید
