سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: من قصد دارم یک نفر را به سمت دین و مذهب ترغیب کنم و بهشون پیشنهاد دادم که با هم در جلسات شما شرکت کنیم. چون اهل کتاب خواندن نیستند. البته نیاز به کلاسهایی با بیان آسان دارند. ممکنه راهنمایی بفرمایید چه روزی و چه جلسه ای برای ایشان مناسب است؟ نیاز به اطلاعات و راهنمایی و بیان حقیقت زندگی برای رسیدن به آرامش دارند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید هر دو جلسه شنبه و دوشنبه هر کدام پیامی برای ایشان داشته باشد که خودشان بررسی کنند در کجای عالَم می توانند خود را بیابند وگرنه معلوم نیست که موضوعات جلسات مطابق مسائل ایشان باشد. موفق باشید
سلام استاد: زیارت عاشورا و زیارت امین الله به غیر از آثار مثبت که دارند آیا اثار منفی هم دارند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با این متون مقدس درست برخورد شود، فقط مثبت است. آری! گاهی بعضی از سالکان در سنّ خاصی که عموماً بعد از 60 سالگی است، مقیّداتی برای خود دارند که مثلاً 40 روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام انجام دهند. اشکال در آن است که جوانان ما که باید در مسیر معرفتزایی باشند تا عباداتشان عمق لازم را پیدا کند؛ بدون داشتن معارف کافی، مشغول این نوع اذکار میشوند و معلوم است که قوه واهمه آنها بر تعادل عقلیشان غلبه میکند. موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت شما استاد گرامی: دو سوال داشتم خواهشمندم پاسخ دهید ۱. بنده تفکرم در مورد خدا اشراقی است و معتقدم که خدا نور است و کل عالم هم نور است حال سوالم این است که از کجا معلوم که نور خدا همیشه باشد و چه بسا یک روز نور خدا خاموش بشه و کل عالم خاموش بشه آیا اصلاً چنین چیزی ممکن است؟ نور خدا همیشه بوده و از وقتی که خدا خودش را دیده بود و زمانی نبوده که نباشد آیا ممکن است که نباشد یعنی روزی بعد از قیامت بیاید که نور خدا تمام بشه و همه جا خاموش بشه؟ این سوال مدتی ذهن مرا درگیر کرده و هیچ جوابی مرا قانع نمیکند خواهشاً جواب بدهید تا قانع شوم ۲. اگر شخصی در بیداری برای ما ظاهر شود در قالب نور و بگوید من امام زمان هستم چه نشانه های باید در او باشد تا یقین صد در صد پیدا کنیم که امام بوده و شیطان نیست؟ آیا شیطان می تواند در قالب نور ظاهر شود چون جنس شیطان هم از نور است؟ لطف کنید جواب مرا بدهید چون نمی دانم شخصی که در بیداری دیدم و آرامم کرد بخاطر مشکلاتی که داشتم همان امام بود یا شیطان بود که اذیت میکند. تشکر فراوان از شما عذر میخواهم وقت تون را گرفتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جناب صدرالمتألّهین در برهان حکیمانه و عالمانه خود اثبات میکنند که خداوند عین وجود و عین هستی است و همه هستها پرتو نور او هستند. بنابراین معنا نمیدهد که عین هستی تمام شود. ۲. هر اندازه انسان در توحید رشد نماید بیشتر متوجه خودخواهی و استکبار شیطان که حجاب توحید است میشود. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار و گرانقدر: استاد عزیز خوشحال میشم نظرتون رو در مورد مقاله زیر بفرمایید چون احساس میکنم پایه و اساس تفکر خیلی از جوانان و روشنفکران ما در این مقاله مشخص شده و من مایل بودم علاوه بر اینکه اعتقادات خودم را از انحراف حفظ کنم موضع و استدلال صحیحی دربرابر چنین جریانی داشته باشم خیلی ممنون و متشکرم. رضا بابایی - اخلاق سنت و سنت اخلاق: خطای بزرگ سخنگویان سنت در عصر جدید این است که میخواهند با ابزار سنتی انسان شهری و جامعۀ پیچیدۀ عصر مدرن را اخلاقمدار کنند، بدون اینکه خاستگاههای دروغ و ریا و حقکشی را ببینند و در علاج آن بکوشند. پیشرفت صنعت و مهارت انسان در ابزارسازی، تنها علت ورشکستی سنت نیست. علتهای دیگری نیز دارد؛ همچون ناتوانی سنت در پاسداری از اخلاق در جامعۀ شهری. اخلاق در دوران سنت بهشدت متکی بر وعظ و اندرز بود و این روش با جهان ذهنی و زیستجهان انسان آن دوران، سازگاری داشت. باشندگان در جهان سنت، برای زیست اخلاقی به چیزی بیش از یادآوری فضیلت راستگویی یا ثواب درستکاری و... نیاز نداشتند؛ اما گسترش زندگی شهری و شتاب فزایندۀ رویدادها انسان شهری را وارد چرخهای از الزامات فردی و اجتماعی کرد که فضیلت و رذیلت، معانی اجتماعیتری یافتند. مثلا در کتابهای اخلاقی پیشین (مانند کیمیای سعادت غزالی) سخنی از حفظ محیط زیست یا حرمت حریم خصوصی نیست؛ مگر بسیار ضمنی و گذرا. چون زندگی اخلاقی انسان در جامعۀ سنتی، پیوندی استوار و شبانهروزی با زندگی اجتماعی او نداشت تا حفظ محیط زیست و مانند آن اهمیت امروزین را بیابد. @sokhanranihaa در جامعۀ سنتی، ریا نقص روحی بود؛ اما در جامعۀ شهری ریا نقض قوانین جمعی و اختلال در چرخۀ زیست اجتماعی است؛ زیرا ریاکاران جای شایستگان را میگیرند، و کوچکترین جابهجایی ناروا در مناصب شهری، سلسلهای از رویدادهای تلخ مادی و جانی را در پی دارد. اگر در جهان سنت، زورگویی زبردستان و ریای زیردستان تنها راه رسیدن به قدرت و ثروت بود، اکنون راههای دیگری نیز برای تصدی مناصب اجتماعی اختراع شده است؛ مانند دموکراسی و انتخابات و امکانات بیشمار برای پیشرفتهای علمی و شغلی که در دوران سنت نبود. زندگی شهری به قدری پیچیده و مخاطرهآمیز و آسیبپذیر است که شهروند نمیتواند زندگی خود را به امید تأثیر موعظه بر افراد جامعه استوار کند. او به عاملهای زودبازده و قاطعتر نیازمند است که مهمترین آنها قانون و پیمانهای اجتماعی است. بدین رو بسیاری از کارکردهای اجتماعی اخلاق در جهان سنت، به قانون شهر واگذار شد و احترام به قانون در کنار اهتمام به اخلاق نشست. از سوی دیگر، قانونِ چارهساز، زمینهها و ذهنیتها و عادتهایی را میطلبد که در سنت مفقود است. ورود قانون به حیات اجتماعی انسانها از راههایی ممکن است که در سنت تعریف نشدهاند و انسان سنتی آنها را نمیشناسد. تغییرات ساختاری اجتماع و نیاز بیشتر انسانها به یکدیگر، جامعه را بیش از موعظه، به قانون محتاج کرده است؛ اما قانون در سنت، دخالت در کار خدا و شریعت بود (ر.ک: لوایح شیخ فضل الله نوری در زمان تحصنش در حرم شاهعبدالعظیم و استدلالهای مخالفان مشروطه). سنت میکوشد دروغگو را اصلاح کند، آن هم از راه پند و نصیحت و ترساندن او از کیفرهای اخروی. اما شهروند نمیتواند منتظر اصلاح دیگران بنشیند. پس جامعۀ شهری، «دروغگو» را رها میکند و به سراغ لانۀ «دروغ» میرود. نخست دروغ را که پیشتر رذیلت فردی بود، اختلال در زیست شهری و معضل اجتماعی معرفی میکند؛ معضلی که حیات اجتماعی را به خطر میاندازد، زیرا قانون را نقض میکند. اگر در سنت، دروغگو دشمن خدا بود، اکنون دروغگو دشمن قانون است. دشمنی با خدا در نظر انسان جدید، چنان ذهنی و انتزاعی است که نمیتواند او را به کاری وادارد یا از کاری بازدارد. اما دشمنی قانون با انسان دروغگو عینیتر است. همچنین قانون میکوشد که نیاز انسان را به دروغ به نقطۀ صفر برساند و دلیلی برای آن باقی نگذارد. از فردیتها نیز چنان حراست میکند که ریا راهی فرعی و خاکی محسوب شود؛ نه راه اصلی برای رسیدن به موقعیتها و آرزوها. خطای بزرگ سخنگویان سنت (مانند روحانیان) در عصر جدید این است که میخواهند با ابزار سنتی (منبر و سخنرانی) انسان شهری و جامعۀ پیچیدۀ عصر مدرن را اخلاقمدار کنند، بدون اینکه خاستگاههای دروغ و ریا و حقکشی را ببینند و در علاج آن بکوشند. انگیزههای آنان نیز برای اخلاقیسازی جامعه بیشتر با ساختار جامعه در عصر سنت تناسب دارد؛ نه با جامعهای که بزرگترین فضیلت در آن آزادی است، نه فرمانبری از نمایندگان خدا بر روی زمین. اگر اخلاق سنت هنوز کارایی دارد و اگر سنت اخلاق دیگرگون نشده است، چرا با این همه منبر وعظ و اخلاق در هر کوی و برزن، ما همچنان در شمار بیاخلاقترین مردمان جهانیم؟ به قول آخوندزاده: «اگر ملت با پند و اندرز اصلاح میشد، گلستان سعدی بهتنهایی میتوانست جامعۀ ایرانی را اخلاقیترین جامعۀ جهان کند.» (فریدون آدمیت، اندیشههای فتحعلی آخوندزاده، ص۴۳) . 🆔 @sokhanranihaa 🆑کانال سخنرانی ها 🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنران محترم به نکته خوبی اشاره میکنند. آری! اخلاقی که در سنت مطرح است، اخلاق فردی است. در حالیکه انسان جدید هویت خود را شهروند میداند و لازمه حفظ شهروندی رعایت قانون است و رعایت قانون، امری است اخلاقی ولی ناخودآگاه این اخلاق، اخلاقی سکولار میباشد و در عمل وجه قدسی انسان مورد غفلت قرار میگیرد مگر آنکه جامعه، هویت قدسی و دینی داشته باشد تا انسان در عین رعایت اخلاق اجتماعی وجه معنوی خود را نیز جواب بدهد. به همین جهت در تاریخ جدید باید بر جامعه دینی تأکید کرد تا به یک معنا کمّیتها در دلِ کیفیتها خود را نشان دهند. اخیراً در جلسه چهل و ششم «در_راستای_بنیان_های_حکمت_حضور_در_جهانی_بین_دو_جهان»
Fhttps://eitaa.com/khanehtolab/310
در این مورد نکاتی عرض شده است. فکر میکنم میتواند راهگشایی در رابطه با «تفکر» باشد. موفق باشید
با سلام: همسری دارم مومنه مقید به انجام واجبات. متاسفانه مدتی است خود را مشغول بازی در موبایل خود کرده است. هرآنچه صحبت کردم که به خودت و زندگی ات ظلم میکنی و این کار اثرات مخربی بر ذهن تان میگذارد گوش نمیدند و میگند مدیریت میکنم تا بزارم کنار، ولی متاسفانه بدتر شد. به نحوی که الان روزی 6 ساعت برای بازی وقت میگذارد و از من هم پنهان میکنند البته بازی به نحوی است که بعدا میشود فهمید که چند بازی و چه مدت بازی کرده اند الان دچار مشکل ذهنی نیز شده اند و در تخیلات خود نیز بازی میکنند. الان دیگه کار به دعواهای زیاد کشیده شده الان چند روزی است که گوشی را گرفته ام ولی همش دعوا داریم آیا من باید به هر نحوی ایشان را از این بازی نهی کنم یا تذکر کافی بوده و زیاد فکرم را درگیرش نکنم؟ لطفا راهنمایی ام کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید در این موارد در این زمانه چندان به ایشان سختگیری کنید. بهترین راه، همراهی و مدارا با ایشان است تا خودشان به جهت همان تدیّنشان إنشاءالله متوجه افراط شان خواهند شد و به بهترین نحو از این ابزار استفاده خواهند کرد. موفق باشید
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: صبح جمعه وقتی فهمیدم که برخی از همشهری های ما لوله انتقال آب به یزد رو تخریب کردند یاد این جمله زیبا افتادم که: «کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا» بله همه روز عاشوراست و همه جا کربلاست و این ما انسانها هستیم که در حادثه ها امتحان می شویم و شخصیت حقیقی خودمان را بروز می دهیم و وای بر کسانی که شمر وار آب را بر هم وطنان ما در یزد بستند ما حق کشاورزان اصفهان رو نادیده نمی گیریم اما آیا با این کار احقاق حق شد؟ «إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این موارد بهترین راه آن است که شرایط را طوری فراهم کنیم تا مسئولان، زمینه بهترین تصمیمگیری را داشته باشند. و به نظر بنده با این اقدامات، شرایط را برای بهترین تصمیمگیری سختتر میکنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این موارد، مواردی نیست که امثال بنده بتوانم در آنها ورود کنم و نظر دهم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب مولوی: «وگر حرص بنالد، بگیریم کریها». در مورد عُجب هم قصه همین طور است. آنچه وظیفه است انجام میدهیم و آنگاه که عجب سراغمان آمد خطاب به خود خواهیم گفت: ای احمق! «هر عنایت که داری ای درویش / هدیه حق بُوَد نه کرده خویش». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! شریعت الهی و سیره انبیاء متذکر حقیقت جان انسان میشوند تا انسانها بتوانند در مسیر خودشناسی از فرامین الهی که فطرتشان متذکر آن است، پیروی کنند. ۲. غم انسانها را چه از نظر نیازهای مادی و نیازهای روحانی و معنوی، خوردن، همان راهی است که انبیای الهی در مقابل ما گذاردهاند. ۳. به یک معنا شیطان و شیاطین حجابهای رجوع به حضرت حق هستند و به معنایی دیگر مظهر اسم جلال حقاند تا ناآزمودگان را راهی به آن درگاه نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل کاری که مرحوم آیت الله حسینی تهرانی در کتابهای «معادشناسی» انجام دادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید از این طریق بنا بوده روحیهی سلحشوری و جنگآوری را در جوانان تقویت کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام یادداشت؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده هم در این مورداز قبل کوتاهیهایی شده است. ولی در اینکه پایههای تحول از زمان آقای صادق لاریجانی گذاشته شده، واقعاً اینطور بود و بنده در جریان آن بودم و سالهای قبل در یکی از سؤالها متذکر این امر شدم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن جمله پیشنهاد رئیس مورچهها بود برای اینکه از لگدمالشدن لشکر حضرت سلیمان در امان باشند. نمیدانم اینجا هم مصداق دارد یا نه؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه امکان استفاده هست با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «اصول کافی» و «تحفالعقول» و «بحارالانوار» در این مورد کارسازند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کیفیت فایلهای صوتی آن چندان خوب نیست ولی نزد حاجآقا نظری هست. شرح صوتی کتاب معاد تا حدی مطلب را جبران میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بزرگی است و بسیار زمانبر میباشد. غرب باید درست شناخته شود و معیارهای مواجههی تمدن اسلام با تمدن غرب معلوم شود. به هر حال کار خوبی است ولی نباید سطحی انجام بگیرد. بحث «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» به نظرم افقی را در مقابل شما بگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید متذکر حضور حضرت حق بود مثل ماهی که در دریا است و آبِ سرچشمه آن را احاطه کرده است و در عین حال به سوی سرچشمه در حرکت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صوت جلسات پس از اینکه بر روی سایت لب المیزان بار گذاری گردید در کانالهای سروش و ایتا قابل استفاده خواهد بود.
با سلام خدمت استاد عزیز: ضمن تبریک به مناسبت بعثت پیامبر خدا «صلوات الله علیه و آله». استاد حقیقتش از یک طرف متوجه عظمت پدیده بعثت حضرت رسول «صلواتاللهعلیهوآله» هستم و از طرف دیگر نمیدانم چه نسبتی باید با این پدیده پیدا کنم تا بین خودم و دیگران گفتگویی صورت بگیرد که حاصل آن گفتگو، نزدیکی هرچه بیشتر به شریعت الهی باشد و آن را برای خود یک طراحی بزرگ الهی احساس کنم؟ این روزها احساس میکنم باید موضوع رسالت را با بازخوانیِ جدیدی مدّ نظر قرار دهم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: «جانا سخن از زبان ما میگویی». به نظر بنده شرایط، شرایطی است که اتفاقاً باید مطابق همین شرایط، باز به رسالت نبیّ نظر کرد و همانطور که میفرمایید با نگاهی «پدیدارشناسانه» پدیده را ارزیابی کرد. رهبر معظم انقلاب در روز مبعث در همین رابطه نکات ارزشمندی را نسبت به توحید و تزکیه و تعلیم کتاب و تعلیم استقامت و قسط و عدالت و شدیّت و سختبودن و غیر قابل نفوذبودن در مقابل دشمنان، به میان آوردند که جای تفکر دارد. و بنده نیز اخیراً مطابق همین نگاه و همین دغدغه عرایضی تحت عنوان «ما و نیاز امروزینِ ما به پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در ۱۴ شماره تنظیم شد و محور سخنان روز شنبه ۲۹ بهمن قرار گرفت که ذیلاً متن آن سخنان همراه با فایل صوتی تقدیم میشود. موفق باشید .
بسم الله الرّحمن الرّحیم
السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السِّرَاجُ الْمُنِیرُ السَّلامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا السَّفِیرُ بَیْنَ اللهِ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ، یا رسول الله
2- آیا در این روزها و با نظر به رسالت نبی اکرم «صلوات الله علیه وآله» به آن نوع حضور که سبک زندگی ما را متوجه جهانی کند که محور آن نه غرب باشد و نه زندگی غربی و نه انسان غربی باشد و به انسانیت انسان ها و به عدالتی که با آن حضور پیش می آید فکر کرده ایم؟ در حالی که در آن کتاب که بر رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نازل شده، نوعی ورود در راهی است که هنوز برای بشر این دوران طی نشده و طوری باید در آن ورود کرد که حضور خداوند را در آن مسیر احساس کنیم.
3- با توجه به این امر، یعنی با توجه به حضور خداوند در زندگی، آیا انقلاب اسلامی ادامه نبوت رسول خدا «صلوات الله علیه و آله» و بعثت آن حضرت نیست؟
4- پیامبران همواره متذکر خطر بی دینی در انسان ها بوده و هستند، خطری که انسان را همیشه نه تنها با خود بیگانه می کند حتی با خود درگیر مینماید و آن درگیری در ابدیت به صورت جهنم، انسان را از درون و از بیرون در بر می گیرد.
5- کسی معنای شریعت الهی را درست می یابد و به آن دستورات مقید می شود که خطر بی دینی را درست احساس کند، در آن صورت تلاش می کند در تمام ابعادِ انسانی، چه در ابعاد فردی و چه در ابعاد اجتماعی، انسان متدینی باشد. امری که حقیقتاً در این زمانه، آخرین پیامبر«صلوات الله علیه و آله» از طریق قرآن به خوبی با ما در میان می گذارد.
6- «نبوت» و «نبی» در کنار آموزشهای دینی، نیایش با خدا را به معنای اصیل آن به انسانها متذکر میشود تا انسانها خود را در جهانی بسیار گستردهتر و لطیفتر و آرامشبخش، احساس کنند. آیا جهان انسان هایی که اهل نیایش اند را میتوان با جهان تاریک آنهایی که راه نیایش با خدا را از طریق فرهنگ نبوتِ پیامبران نمی شناسند، مقایسه کرد؟ آیا در همین رابطه متوجه ضرورت ارسال پیامبران برای بشریت از طریق حضرت رب العالمین و ضرورت وجود پیوندی که با نیایش، میتوانیم با پروردگار عالم برقرار کنیم، نمی شویم ؟
7- اگر دیانتی که «عقل» پشتیبان آن باشد و «قلب» آن را احساس کند، نیاز اصلی بشر نبود ، پدیده پوچی در جهان مدرن چرا به سراغ بشری آمد که خود را در نهایت رفاه احساس میکرد و امروزه احساس پوچی به عنوان اصلیترین مشکل زمانه، هرکس را به نوعی به خود مشغول کرده و برای نادیده گرفتن آن و یا عبور از آن، به هر کاری و تلاشی دست میزند. یکی با انواع سرگرمی ها - در عین آن که می داند کارش بیفایده است ولی کار دیگری را نمی شناسد- و دیگری با اتصال به عرفان های کاذب، تا در فرار از پوچی، خود را فریب دهد، زیرا متوجه نبوت به عنوان عطای رب العالمین که رب انسانها نیز هست، نیستند و اینجاست که جایگاه و حساسیت و ضرورت نبوت، بیش از پیش در جوانِ این زمانه خود را نشان می دهد و ما در این زمانه بیش از پیش باید جایگاه «نبوت» را برای این نسل به عنوان «جهاد تبیین» هرچه بیشتر روشن کنیم.
8- آیا جز این است که هر روز بیش از پیش انسان ها متوجه رازهایی در نزد خود می شوند که تنها و تنها از طریق آموزههای انبیا میتوان با آن رازها در وجود خود کنار آمد و از این همه ابعاد پنهانی که در درون انسان ها هست حیرت کرد و تنها با تبعیت از شریعت الهی میتوان در کنار آن رازها و همراه آنها زندگی کرد؟
9- از رازهایی که بین انسان و خدا هست بگیرید، تا رازهایی که بین زن و مرد و یا بین انسان و جهان در صحنه است، تنها می توان از طریق آموزه ها و راهکار انبیا در کنار آن رازها زندگی کرد، بدون آنکه متوجه حقیقت آنها بود. اگر گفتهاند زندگی سراسر راز است و تنها خالق جهان و خالق انسان از آن آگاه است، در نسبت بین دستورات شریعت الهی و نتایجی که بیش می آید بیشتر روشن میشود که مثلاً چگونه میتوان بین صداقت و جهانی که مقابل انسان قرار می گیرد رابطه برقرار کرد؟ زیرا رازی در میان است که ما تنها با رعایت دستورات شریعت الهی در کنار آن رازها قرار میگیریم، وگرنه اصلِ آن رازها بسی مهمتر از ظاهر این دستورات است که ما را دعوت به انجام آن کردهاند.
10- آیا به این نکته فکر کرده ایم که در این زمانه تنها زندگی دینی می تواند ما را در همه ابعاد وجودیمان، به خود آورد و از خیانتی که می توانیم به خود و زندگی خود روا داریم نجات یابیم؟ آن نوع زندگی دینی کدام زندگی است که نه کَرَخیِ دینداران عادی را داشته باشد و نه پوچی زندگی بیدینان را؟ این یعنی با آغازی دیگر به سوی دینداری آمدن، یعنی «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذي أَنْزَلَ مِنْ قَبْل» (نساء/136)
11- آیا به ایمانی که حضرت محمد «صلوات الله علیه و آله» از طریق قرآن و با سیره خود برای ما آورده رسیدهایم؟ یا «هنوز نه!» ولی بنای همدلی با پیامبر خدا «صلوات الله علیه و آله» داریم؟ بخش هایی از وجود ما برای ما چه نوع برخوردی را با دین خدا به ما پیشنهاد میکند تا در عین دینداری، بخش اعظم وجودمان را تاریکی فرا نگیرد؟ آیا بخش اعظم وجود ما «بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا» و «بَشِّرِ الصَّابِرين» و «بَشِّرِ الْمُؤْمِنين» را که حکایت پایداری در دینداری است، با همه مشکلی که به ظاهر در مسیر دینداری پیش میآید را شنیده است؟
12- اگر اختیار آدمی به معنای آن است که انسانها، مجبور در سیطره هوسها نمیباشند، پس اختیار آدمی تنها در پیوند با خداوند از طریق شریعت الهی به ظهور میآید و انسانها حقیقتاً در این رابطه اختیار خود را احساس میکنند و اینجا است که اشاره آیه «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيّ» معنا مییابد. به این صورت که آنچه پیامبران آوردهاند در نسبت با انتخابِ خود انسانها معنا دارد تا بتوانند مسیر رشد و کمال را در مقابل مسیر گمراهی و بیثمری زندگی، خودشان انتخاب کنند تا شخصیت انتخابگریِ آنها به «فعلیت» برسد و در سیطره هوسهایشان نباشند.
13- وقتی متوجه باشیم گشودن قید و بند از پای نفس، برترین فرزانگی است و این کار بهترین و بیشترین بهره را برای انسان دارد؛ میفهمیم چگونه خداوند جایگاه رسول خود را اینچنین معرفی میکند: که او «يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (اعراف/157) انسان ها را از زنجیرهایی که بر پای خود بستهاند آزاد میکند، پس آنهایی که به او ایمان آورند و او را بزرگ دارند و یاری نمایند و از نوری که بر او نازل شده تبعیت کنند؛ آنانی میباشند که حقیقتاً شخصیت خود را رشد دادهاند.
14- تنها با درک حقیقت نبوت است، آنهم نبوتِ آخرین پیامبر که میتوان در مقابل ظلمات آخرالزمان مقاومت کرد. و این بود راز حضور مردم در 22 بهمنماه امسال، که به تعبیر رهبر معظم انقلاب «شنبهای بود تاریخی» و حماسهای بود که مردم با آمدن خود در صحنه حقایق زیادی را بیان کردند، زیرا همین که فهمیدند آمریکا نمیخواسته در این صحنه حاضر بشوند، به میدان آمدند. آیا این نوع حضور، همان حضوری نیست که پیامبر خدا مقابل انسانها گشودند تا نسبت به زمانه خود آگاه باشند و با سیره و آموزههای پیامبران، ماورای تبلیغات دشمنانِ انسانیت، خود را معنا کنند؟
و این است معنای اینکه امروز بیش از گذشته نیاز به وجود پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
https://eitaa.com/matalebevijeh/13005
سلام استاد و پدر معنوی عزیزم: استاد چه خبر است در این عالم؟ چه سریست در این عالم که ما دهه هفتادی ها به بعد باید از حنجره حاج صادقی که همه شهدای دهه شصت راهی میدان عشق کرد (و خداوند با حکمتش حاج صادق تا به امروز نگه دارد) بشنویم که ندا دهد «حاج قاسم دلش اینجاست بیا تا برویم» ما که آرزوی دیدن همت و باکری و خرازی عمری به دل داریم، خداوند حاج قاسمی برایمان تا دهه ۹۰ نگه دارد و چکیده همه شهدا و عاشقان روح الله و مجاهدان راه حق، در شخصیت حاج قاسم این مرد بزرگ به ما بچشاند و قلب و دل و جانمان را یکجا تسخیر خودش کند و آنچنان از فراقش سینه ما تنگ شود که دعای هر روزمان باشد که خدایا بهشت و حور و جنتت برای دیگران همنشینی با حاج قاسم و این روح های پاک رو نصیب ما کن. خداوند چه نقش بزرگ و وسیعی در وجود من جوان دهه هفتادی در این زمانه حساس و در انتظار حکومت مهدوی قرار داده، که همه عالم قدیم و جدید رو یکجا در جانم احساس میکنم که رخوت و درجا زدن و سَیرنکردن و پا در گِل نفس ماندن و حرکت نکردن رو بزرگترین جفا در حق خودم میدانم و بقول عزیزی هر کدامتان یک حاج قاسم کوچک در محله و شهر خودتان باشید و عجیب احساس میکنم مخاطب این سخن ماها هستیم. استاد عزیزم مطلبی بفرمائید و ای دریای مواج و متلاطم وجودمان رو همچون اروند مقداری آرام اما از درون پرخروش نگاه دارید.. سالهاست پای ثابت دعاهایم هستید چرا که هرچه دارم از وجود پر برکتتان هست. التماس دعا. حامد بن علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به خوبی متوجه شدهاید نسیمی وزیدن گرفته و دلهای مردمان را در همه تاریخ که تاریخِ انسانهای قدسی است، حاضر نموده تا در امروز و در این تاریخ در آینه حاج قاسم، نهتنها خرازیها و باکریها و روحهای پاک آنها دیده شود، بلکه معنای نسبتی که مسلمانان صدر اسلام باید با مولایمان پیدا میکردند، فهمیده گردد. زیرا آن حضرت نیز قصه انسانی بود که با اسلام آغاز شده بود و اینجا است که محال بود دلی، دل باشد و از تاریخ جاهلیت عبور کرده باشد، و محبت مولا را در خود احساس نکند. بیحساب نیست که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در مورد حضرت علی «علیهالسلام» میفرمایند: «إنَّ اللهَ أخَذَ مِیثاقَ المُؤْمِنینَ عَلی حُبِّک، وَ أخَذَ مِیثاقَ المُنافِقینَ عَلی بُغْضِک. وَ لَوْ ضَرَبْتَ خَیشُومَ المُؤْمِنِ ما أبْغَضَک، وَ لَوْ نَثَرْتَ الدَنانِیرَ عَلی المُنافِقِ ما أحَبَّک. یا عَلِی، لایحِبُّک إلّا مُؤْمنٌ، وَ لایبْغِضُک إلّا مُنافِقٌ». ای علی! خداوند به دوستی تو از مؤمنان پیمان گرفته و نیز بر دشمنی تو از منافقان پیمان گرفته و اگر تو (با شمشیرت) بر بینی مؤمنی ضربه وارد کنی تو را دشمن نخواهد داشت و دل آزرده نخواهد شد. و چنانچه دینارها را به پای منافق بریزی تو را دوست نخواهد داشت. ای علی! تو را دوست نمی دارد مگر مؤمن (به خدا و رسول) و با تو دشمنی نمی کند مگر دورو و منافق.
گویا با حاج قاسم همان تاریخ تکرار شد که چگونه بعضی به اصطلاح روشنفکران، او را نهتنها به چیزی نگرفتند حتی انکار میکنند و در سالگرد شهادت او کلامی در رسانهها و روزنامههایشان بر زبان نیاوردند!! ولی برعکسِ آنها در آن دوردستها، آنهایی که به ظاهر با ما بیگانه بودند نشان دادند چگونه دلسپرده شخصیت او هستند. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: یه زمانی فقط سیاست مداران جبههی استکبار با انقلاب و نظام دشمنی میکردند اما الان خیلی عجیبه مثلا میبینیم حتی کسانی که سیاست مدار یا سرمایه داران بزرگ نیستند دارند با نظام دشمنی میکنند اون هم چه کسانی؟ مثلا بازیگران فیلم های پورن یا سلبریتی هایی در خارج که زندگی های شخصیشون لجنه. انگار که تمام جنود شیطان در حال مقابله با نظام و انقلاب هستند و چقدر احمقند چون آنهایی که به اسم دین با انقلاب جنگیدند رفتند توی زبالهدان تاریخ اینها که کف روی آب هستند. هرچه میگذرد بر من ثابت میشود تنها با سوار شدن بر کشتی انقلاب و توجه به فرامین حضرت روحالله و حضرت آقا نجات خواهیم یافت. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً این ملاک بسیار خوبی است جهت درک حقّانیتِ نظام اسلامی که دشمنان آن از فاسدترین و باطلترین انسانهای روزگارند. باید به آنها به جهت انتخاب رئیس جمهوری اینچنین مردمی یعنی مریم رجوی تبریک گفت که با رأی اکثریت مردم، آمریکا برای آنها او را انتخاب کرد تا شعار «زن- زندگی- آزادی» به کاملترین شکلش محقق شود!!!! تبریک به همه اغتشاشگران که در بستر انتخابی اینچنین آزاد، توانستند به چنین موفقیتی برسند و هر نوع دیکتاتوری را زیر پا بگذارند. تبریک به رسانههایی مثل اینترنشنال که چنین رئیس جمهور مردمی را برای مردم ایران انتخاب کردند!!!!! تبریک به روشنفکران غربزده و خواص ساکتی که این اغتشاشات را انقلابی ملی نامگذاری کردند و در خطاب به جمهوری اسلامی گفتند جمهوری اسلامی، دیگر مردم را از دست دادهاید!!!! آری! تبریک به آنهایی که حضور مردم ما را نه در ۱۳ آبان دیدند و نه آنها را مردم حساب کردند و نه مردم ما را در تشییع پیکر پاک شهدای اغتشاشات اخیر!!! آیا زمان آن نرسیده است که جوانان فریبخورده ما به خود آیند که اگر هم اعتراض و مطالبهای هست، باید در بستر همین انقلاب و با حضور اسلام ذیل ولایت فقیه صورت گیرد؟ این است گفتگوی ما با جوانانمان. موفق باشید
سلام علیکم: بنده به لطف خدا گاهی اوقات توفیق حضور در جلسات استاد جناب آقای طاهرزاده عزیز را پیدا میکنم، یه سوال داشتم از خدمتتون، دخترم ۱۴ سالشه، متاسفانه نمازهاشو با وجود تذکراتی که بهش میدم بصورت مرتب ادا نمیکنه، اگه لطف کنید و راهنمایی بفرمایید، برای پیگری مباحث استاد، با توجه به سن دخترم، با چه موضوع هایی، شروع کنم تا ان شاءلله قبل از اینکه خدای ناکرده، دیر بشه، مسیر فکری و اعتقادی صحیحی را براش فراهم کنم ان شاءلله، ممنون میشم اگه لطف کنید و راهنماییم بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را که روی سایت هست با او در میان بگذارید تا متوجه شود نفس انسان، امری است مجرد و ابدی و برای رشد امروزین خود و آبادانی فردای خود، عبادات الهی نقش بسیار اساسی دارند. موفق باشید
سلام علیکم: ببخشید خواستم بپرسم اساسی ترین و مهم ترین کتاب که از آثار شماست کدام است؟ اگر ممکن علتشم بفرمایید التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بستگی به ذوق و حالات رفقا دارد. زیرا از نظر بنده هر آنچه را عرض میکنم و عرض کردهام اساسی بوده است وگرنه نمیگفتم. مباحث «معرفت نفس» مقدمات خوبی را پیش میآورد. موفق باشید
