سلام و ادب: ضمن آرزوی محرم شدن در طواف کعبه حقیقت رمضان و نسیم رمضان چنان می وزد که گویی یا باید چنان بال پرواز گشود که تا قرب حق در تمام مراتب و نسبت ها در وقت سحرگاهی انقلاب اسلامی، زمینی آسمانی شد یا که لباس احرام درآورد و به پوچی زمانه دست توافق داد و خود را در حداقل های احساس بودن در رنج بی ثمر دید. گویا یارای قرب از رمضان است در این سحر انقلاب اسلامی اشارتی چند و کنج فراغتی اندک نصیب مردمان شده جهت بازخوانی اندیشه های اصیل تاریخ، شما را تمنایی است ز ایشان مبنی بر اشارت های مواج در دریای طوفانی انقلاب اسلامی در عصر آرام طلب عقل پیشه مدرن تا حاج قاسم وار به دل طوفان های مقدس زمانه زده و بدون دل بستگی به فضیلت های کوچک، موقعیت های تاریخی خود را در «وقت حاضر» بیابند و ساحل های دور و نزدیک انسانیت را در عین پیوند دادن، درنوردد و دیگر بار، بارقه های امید خدایی بودن و خدایی شدن بشر را در آسمان ظلمت زده زمانه مدرن به روشنای چشم دلها بنشاند که نشانده و باز خواهد نشاند تا دلها ببینند که راه تا بی نهایت آسمان گشوده هست حضرت استاد هر کدام که باشد تفسیر، معارف، یا چند اثیر اخیرتان پیرامون نگاه زنده به اسلام در آیینه انقلاب اسلامی را یارای مواج کردن دلهای بیقرار است اما به کدام نظم و سامان باید پیش رفت به نظم جهان بین دو جهان، ندای بی صدا یا حکمت های حضور!؟ در نخستین گام به کدام موج تحول باید که پای دل داد و طوفان عشق را لبیک گفت؟ جان را هر دم طلب تازه خدای دگریست. التماس دعا در لیالی قدر.🙏🌹😍
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به سلوکی باید اندیشید که در این زمانه در دلِ انقلاب اسلامی پیش آمده و حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در افق این تاریخ، ما را «شدنی» میخواند که شخصیت خود او با آن ابعاد گستردهاش، صورتِ متعیَّنِ آن سلوک میباشد؛ در هر کجای انقلاب اسلامی که حاضر شویم، از بیراهههای جهان مدرن به بزرگراهِ اصیل این تاریخ گام نهادهایم تا در خود بیابیم که کدامین سخن را باید زمزمه کنیم تا «خود» باشیم و «خود» شویم. از گوشسپردن به ندای بیصدای انقلاب اسلامی تا آن جهانی که بین دو جهان حاضر شده است و بنا دارد ما را در بر بگیرد و «بودنی» به وسعت بودنِ همه انسانیت آخرالزمانی به ما عطا کند. موفق باشید
استاد ارجمندم سلام و عرض ادب: چند سوال دارم که احتمالا جوابش از آن نمیدانم های پر از دانستن است، همان هم موجب سکینه قلب ما میشود. ۱. چطور میشود شبهای فاطمیه در عزاداریهایی لاکچری با مداحان مشهور که بانیَش مالکان اسنوا هستند شرکت کنیم و شب که به خانه برمیگردیم بنشینیم پای خندوانه و لودگیهای بشدت مسخره که انهم بانیَش اسنوا هست؟ ۲. چگونه مالکان اسنوا با لابی های موجودشان در صدا وسیما، حمایت از مصرف کنندگان و بیت رهبری میتوانند نامه ای مبنی بر ممنوعیت واردات، البته فقط کالاهای کره ای و صرفا لوازم خانگی بگیرند (که بسیار کار درستی است) جالب اینکه واردات لوازم الکترونیکی کره ای آزاد است!!!! ولی تمام لوازم زندگی خودشان خارجی است؟ چرا خودشان لندکروز ژاپنی استفاده میکنند؟ ۳. چطور میشود در طول حدود ۲۰ سال این همه ثروت بدست اورد؟ آیا وقتی یک نفر این همه ثروت بدست می آورد ربطی به فقیر شدن بخشی از جامعه نمیشود؟ ۴. اسنوا در گلستان شهدا موکب چای بر قرار میکند و در بنر پشت صحنه عکس بزرگی که خودش و پدربزرگ مرحومش (مرحوم شیخ مهدی مظاهری) هست میزند، اینها چه ربطی به هم دارند؟ ۵. چرا سرمایه های مردم و امکانات دولتی در اختیار برخی قرار میگیرد و مالکان سیتی سنتر و... میشوند همه کاره فرهنگ و اقتصاد شهر؟ چرا چهره برگزار کنندگان روضه های آنچنانی با واعظان محترمی همچون آقای فاطمی نیا را باید در تلوزیون بعنوان متهمان مفاسد اقتصادی رویت کرد؟ ۶. چرا امکانات شهرداری در اختیار ۵ نفر قرار میگیرد و فروشگاه های بزرگی احداث میکنند و به بهانه ارزان فروشی ذائقه خرید و مصرف زدگی را بالا میبرند، مردم را فقیر میکنند و طبقه ثروتمند جدیدی بنام کوثری ها درست میکنند؟ ۷. از ۱۰ سال گذشته تا به حال ۳ بار طرح ایستگاه های اتوبوس عوض شده، چرا با سرمایه های بیت المال چنین میکنند؟ (جالب اینکه دو مرتبه اش در زمان معاونت آقای قاسم زاده اتفاق افتاده) چرا شهرداری آنقدر از مردم پول میگیرد که نمیداند چکارش کند و مجبور میشود هر روز مثل دوچرخه های برادران افغان زیوری به شهر وصل کند؟ التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید ما هنوز تعریف درستی از حضور خود در این تاریخ نداریم. اکثر سؤالات جنابعالی، سؤالات امثال بنده نیز هست و سختی کار آنجا است که شاید همان لاکچریها هم نمیدانند چه کار میکنند و صاحبان سیتیسنترها گمان میکنند در حال تحول فرهنگی به سوی پیشرفت جامعه هستند که البته سخت در اشتباهند. بعضی از مسئولان از جمله آقای دکتر قاسمزاده هم نگران بعضی از کارهایی هستند که فرهنگ شهر را به سوی هرچه غربزدهشدن جلو میبرند. به هر حال باید در این شرایط تاریخی و با توجه به تجربه چهلسال گذشته، فکر کرد. بنده به این نتیجه رسیدهام که با نظر به مبانی انسانیِ انسان جدید و تاریخی که تحت عنوان انقلاب اسلامی، به سوی ما آمده است باید به جهانی فکر کرد تحت عنوان «جهان بین دو جهان» و در این راستا سه کتاب اخیر تدوین شده است. هرچه هست باید افقی را مدّ نظر قرار داد که در آن به جهان دیگری فکر کرد، جهانی که امثال حاج قاسمها را میپروراند. شاید ۱۶ نکتهای که تحت عنوان «حاج قاسم سلیمانی و معنای حضور تاریخی ما» در بنر سایت هست؛ متذکر افقی باشد که ما در گذرگاه «دیروز» و «فردا» باید مدّ نظر داشته باشیم. موفق باشید
سلام علیکم: پیرامون پاسخی که به یکی از کاربران درباره شخص امید دانا عنوان فرمودید سوال دارم. در پاسختان هتاکی این شخص را به سنین جوانی و سالهای گذشته ایشان مرتبط دانسته اید. آیا شما برنامه های روزانه این شخص را دنبال میکنید؟ ایشان با زیرکی و ترفندی خاص در هر برنامه خود، بیننده را ترغیب به دیدن این ویدیوهای هتاکی کرده که نشان از خصومت مستمری با اسلام و اهل بیت دارد الفاظی چون خر مذهبی، و جملاتی چون (منکه از اسلام خارج شدم و دین ذرتشت را برگزیدم) مثالی هست که با تکرار در هر برنامه، قشر جوان و پرشور را به تمایل برای دیدن کلیپ های هتاکی گذشته خودش میکند ضمنا ایشان بارها از انجمن مخفی ذرتشتیان سخن به میان آورده که هدفی جز رخنه در مراکز قدرت ندارند در صورت قبول توضیحات بنده، ایشان صلاحیت تایید جنابعالی را دارند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بنا نیست پشت سر آقای امید دانا نماز بخوانیم. بلکه بنا بر آن است که سعه صدر و گشودگی انقلاب اسلامی را مدّ نظر داشته باشیم و نسبت خود را با امثال ایشان معنا کنیم. چیزی که متأسفانه بعضی از مذهبیهای ما از آن غفلت کردهاند و موجب تنفر به اصل اسلام گشتهاند و این، فاجعه امروزِ ما است که موجب گسست بین ملتی شده است که با هر دین و آیینی بنا است نسبت به ایران احساس مأوا بکنند و این از خصوصیات انقلاب اسلامی میباشد و حاج قاسم سلیمانی «رضواناللهتعالیعلیه» نمادِ چنین سعه صدری بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اکثر مواردی که فرمودید در جای خود میتواند معنا داشته باشد در صورتی که انسانها خود را در «وجود» یعنی در حضور بیکرانه اکنونِ جاودانه خود احساس کنند که همان حضور در تاریخ انقلاب اسلامی است با همان خصوصیاتی که در مباحث «در راستای بنیان های حکمت حضور در جهانی بین دو جهان» مطالب عرض شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمیکند. به گفته دکتر فردید: «فردید، مفسر هایدگر نیست، بلکه با هایدگر فکر میکند و عملاً حرفهای خود را میزند. مثل کاری که خودِ هایدگر با فیلسوفان میکرده». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جناب حافظ خود را شاگرد قرآن میدانند و در راستای تذکر به وجوه قدسیِ انسان، آن غزلهای ملکوتی را سرودهاند تا رسالت خود را انجام دهند. ۲. هرگز حافظ خود را نهتنها در عرض اولیای معصوم، بلکه در حدّ خاک پای آنها هم به حساب نمیآورد. ملاحظه کردید که در بیت آخر غزل شمارهی ۹۳ چگونه فرمود: اگر قرآن را با ۱۴ روایت یعنی با نگاه چهارده معصوم بخوانید، به عشقی میرسید که آن عشق، فریادرس است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است هرکدام بر اساس شأن توحیدیشان در عوالم بالا حاضر خواهند شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سیر مطالعاتی سایت میتواند راهی را إنشاءالله بگشاید. به خصوص اگر تا بحث معاد کار را جلو ببرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید این موضوع را به فطرت مربوط کنید که انسان فطرتاً به دنبال معارف است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که مدتی بحثهای «تفکر قرآنی» را دنبال بفرمایید. مباحث در کانال مطالب ویژه هست. موفق باشید @matalebevijeh
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در دنیایی زندگی میکنیم که فرهنگ مدرن روحِ واژهها را از بنیادِ تاریخیشان تا اندازهای جدا کرده است و علم هرمنوتیک برای برگشت به روح تاریخی متون، بهخصوص متون مقدس است و از این جهت مسلمان و مسیحی ندارد و فکر نمیکنم تعارضی بین دیدگاهِ اجتهادی و نگاه هرمنوتیک باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید نمیتوان یک نظر شُسته و رُفته در این مورد داد. آری! رگه های از حرّیت در آنها هست که متأسفانه بعضاً گرفتار نفس امّاره شده و از آن بدتر، گرفتارِ حاکمان سیاسی هستند که عملاً آنها گروگان کمپهای صهیونیستی میباشند. ولی به هر حال رگههای هوشیاری و حرّیتی که در آنها هست، امیدِ به آینده را در نسبت با غرب از بین نمیبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. روح استاد است که همراه انسان میتواند کمک لازم را انجام دهد و به همین جهت توصیه میشود ارادت خود را نسبت به استاد حفظ کنید. ۲. کار خوبی است، إنشاءاللّه نتیجهبخش است. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در مأوایِ انقلاب اسلامی با همهی انسانها به حکم انسانیتشان باید رابطه داشته باشیم، ولی اگر بعضیها انتظار دارند که ما از اصلِ انقلابِ توحیدیمان دست برداریم تا متحجر نباشیم؛ محال است. در همین راستا کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» نوشته شد. موفق باشید
سلام استاد گرامیک کتاب «ادب عقل و خیال و وهم» خواندم بسیار زیبا بود. سوالاتی برایم پیش آمد. البته هنوز کتاب جایگاه جن شیطان و ملک رو نخوندم و قصد خواندن آنرا دارم. دو تا فرزند دارم. سوالاتی در مورد جن برایشان پیش آمده پرسیدند من جوابهایی دارم ولی بخاطر اینکه از اینترنت یا شخص خاص یا جایی که معتبر نیست جستجو نکنند و به حقیقت درست نرسند گفتم خودم انجام بدم. روی این حساب خواستم از منبع معتبر راستی آزمایی کنم و بهترین جا سایت شما رو میدانم از این رو لطفا جواب هر سوال را جداگانه بدهید تا بتوانم جمع بندی کنم و به بچه ها بگویم چند سوال راجع به جن داشتم میخواستم بدونم کدام حقیقت داره کدام خرافات یا زاییده وهم خیال هست؟ ۱. چندین بار شنیدم که افراد مختلف گفته اند مثلا کتاب یا شی خواصی را در جایی گذاشتند و بارها مراجعه کردند ولی نبود و بعد از چند روز دیدن سرجایش بوده با اینکه چندین مرتبه اونجا را جستجو کردند حتی با دقت ولی نبوده و بعد از مدتی آنجا پیدا شده خوب آیا این حقیقت داره که اجنه برمیدارند اگر بله چطور؟ آیا مثل تصرف مرتاض ها با قدرت روحی انجام میدهند یا در این عالم تصرف میکنند و با جسمشان مثلا برمیدارند؟ ۲. اگر چیزی را برمیدارند واقعا برای چه منظوری هست مثلا همان کتاب به چه کارشان میآید؟ ۳.چون شنیدم جنس جن از آتش است و قابلت ظاهر شدن با جسم را هم دارند جنس بدن آنها در زمان تصرف در عالم ماده چگونه است آیا هم جنس عالم ماده میشوند؟ ۴. از قدیم میگفتند که جن شبیه انسان ظاهر میشود ولی موهای طلایی با دست و پای شبیه به سم حیوانات و چشمان تیغه ای مثل گربه سانات دارد. آیا این خرافات هست یا زمان ظاهر شدن در عالم ماده به هر شکلی بخواهند درمیایند مثلا شبیه به گربه، پرنده یا حتی انسان؟ ۵. از آنجایی که میدانم کسی که دنبال دیدن جن برود خود را از مقام انسانیت پایین تر میآورد و پست تر میکند تا جن را ببیند و عقیده دارم این کار بیهوده ای هست چرا نزول کنیم؟ صعود کنیم برای مقام دیدن ملک و امام زمان (عج) پس بهتره دنبال معرفت اللهی باشیم تا دیدن جن. حال اینکه میگویند فلانی جن رو دیده و مشکلی برایش حل شده یا برعکس بوجود آمده چگونه است مثل داستان قوز بالا قوز ۶. اینکه میگویند جن ها در خرابه یا در حمامهای قدیمی ظاهر میشوند حقیقت داره؟ ۷. اینکه میگویند جن از فلز مثل سنجاق یا از بسم الله هراس داره چگونه است؟ ۸. اگر در هر شرایطی کسی با جن مواجه شد چکار کند؟ بخاطر این میگویم که شنیدم جن کافر و مسلمان داریم هم خوب هم بد، منظور اینکه آیا آسیب میتوانند بزنند؟ ۹. اینکه گاهی اوقات یک دفعه یه لرز شدید در روح و بدن حس میکنیم و به اصطلاح عامیانه میگویند عزراییل از کنار روحت رد شده واقعیت داره؟ ۱۰. اینکه گوش سوت میکشه میگویند اگه گوش چپ باشه دارن پشت سرت بدیهات و میگن اگه گوش راست سوت بکشه دارن خوبیهات رو میگن درسته؟ ۱۱. منظور از همزاد که از بچگی میگفتند و هنوز میگن چیست؟ استاد بچه ها سوالات زیادی دارن نمیخواهم جواب غلط بدم. الان دوره علم و پیشرفت فکر و عقلانیت است خرافه در زندگیها زیاد آمیخته. لطفا تک تک جواب بدید تا بدونم کدام خرافه یا حقیقت هست و ان شالله جمع بندی کنم که جواب بچه ها را درست و منطقی بدهم تا یک عمر اشتباه فکر نکنند. بسیار تشکر از حوصله ای که به خرج دادید. حلال بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیاری از سؤالها با مطالعه کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» إنشاءالله رفع میشود. در جواب قسمت ۴. سؤال باید عرض کنم، نه. در شماره ۷ نیز، نه. در شماره ۸ با ذکر «لا اله الاّ الله» و ذکر صلوات منصرف میشوند . ۹ و ۱۰ و ۱۱، نه. موفق باشید
با سلام: استاد عزیز درطول تاریخ اگر مقاطع خاص ظهور اسلام و پیامبر (ص) و حکومت امیرالمومنین (ع) و انقلاب اسلامی را بررسی کنیم، اگرچه اینها مانند نوری در تاریخ تابیده و قصد روشن کردن زمین و زمان را داشته اما در هر سه مقطع غالب سبک زندگی و اجتماع و فرهنگ اگر چه در مقطعی تحت تاثیر قرار گرفته ولی چون مدت طولانی تحت آن نبودن غالبا نوع سبک زندگی حکومت ها یا زندگی های فاسد قبل شان مثل زندگی زمان جاهلیت و حکومت معاویه و... ادامه یافت هرچند حاکمان فاسد در تاریخ محو شدند و نور اسلام ادامه پیدا کرد. با این وصف چقدر ایجاد تمدن اسلامی توسط انقلاب اسلامی قبل از ظهور امام عصر عج متصور است؟ آیا صرف ایجاد یارانی خاص و اضطرارِ وضعیت برای ظهور حضرت کافی نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد نشان میدهد که زمینه حضور دین به صورت عمیقتر در بشر امروز بر عکسِ صدر اسلام، بیشتر است و در همین راستا ملاحظه میکنید بعد از رحلت رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» جریانی انحرافی، کار را در دست گرفت. ولی بعد از رحلت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» همان جریان حضرت امام، کار توسط رهبری انقلاب ادامه یافت و إنشاءالله با بلوغِ همین جریان زمینه ظهور حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» فراهم میشود. موفق باشید
سلام استاد: خدا طول عمر بهتون عنایت کنه. استاد من وقتی مباحث عرفانی شما از جمله مصباح الهدایه و پیش مقدماتی که در خصوص این کتاب فرمودید رو مطالعه میکنم کاملا متوجه میشم و انگار گمشده ی خود رو پیدا کردم. اما دو سوالی دارم که عرفان به چه درد میخوره؟ آیا برای کسب مقامات معنویه؟ چونکه ازماهیات جداشدن و نظر به باطن یا ابطن درسته بسیار لذت بخش و آرزوی امثال من هست اما پس از مرگ که این سیر طی میشه و نیاز به این همه زحمت نیست. شاید برای تسریع در رسیدن به مقامات باشه. به هرحال اگر مقدوره منو راهنمایی کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیری که به صورت تکوینی طی شود، سیری که از آنِ ما باشد به حساب نمیآید. ما اگر در این دنیا حضور قیامتی خود را فعلیت بخشیم، در آن جهان، آن جهان برای ما غریبه نیست و از آنِ ما به حساب میآید وگرنه در آن جهان هستیم، ولی طالب دنیا و امیال دنیایی میباشیم و این است که حیات قیامتی را برای اهل دنیا سخت و آزاردهنده میکند. موفق باشید
سلام علیکم و خدا قوت: ۱. میخواستم بدونم به نظر شما دیوان اشعار امام خمینی تا چه حد حاوی و دارای مباحث عرفانی و سلوکی هست یعنی آیا مثلاً اون مراحل سلوک و مباحث غلیظ عرفانی رو میشه در این دیوان پیدا کرد ؟ ۲. به نظر شما برای سلوک و افزایش حب خداوند انس گرفتن با اشعار و دیوان کدام یک از عرفا بهتر هست؟ مثلا بیشتر اشعار (حافظ) رو توصیه میکنید یا اشعار (امام خمینی) یا (علامه حسن زاده آملی) قاعدتاً افراد مذکور شعرهای غنی و عرفانی دارند اما میخواستم بدونم اگر قرار باشه یک کدامش رو توصیه کنید کدوم رو توصیه میکنید؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام ارزش خود را دارند. آری! واقعاً دیوان حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» نکات عرفانی خوبی دارد ولی عنایت داشته باشید زبانِ عرفان در شعر، زبان خاصی است با اصطلاحات خاص. پیشنهاد میشود اگر فرصت کردید مباحث «ما و حافظ» که در سایت هست را دنبال بفرمایید. امید است که شروع خوبی باشد. https://lobolmizan.ir/hafez موفق باشید
سلام و عرض ادب: خدا قوت استاد، ممنون بابت نشرمعارف زیبا با بیان عالیتون، اجرتون با صاحب الزمان. استاد این پیام👇 رو یه بنده خدایی توی کانالشون گذاشته بودن و برای بنده هم سوال شد و از آنجایی که ولادت آقا امیرالمومنین نزدیکه سلسله سخنرانی یا کتابی به بنده معرفی کنید ممنون از لطفتون. «داشتم با خودم فکر میکردم علی (ع) واقعا کیه؟ کیه که ولادتش تو ماه خداست. احتمالا شنیدید میگن رجب ماه امام علی هست، این چه ارتباطه ای است که خدا میگه ماه منه و تو روایتام داریم ماه امام علیه. بعد محل ولادتش کجاست؟ تو خونهی خدا که حتی به حضرت مریم اجازه داده نشد که حضرت عیسی رو اونجا به دنیا بیاره. روز ولادتش کیه؟ با شروع ایام البیض که از خیلی قبلتر از تولد امام علی قدر و قیمت داشته این ۳ روز. کی بوده که تو روایتا خودش به شمشیر خدا معروفه و با ذوالفقارش هرکسی رو میکشته بدون هیچ تردیدی حتما وارد جهنم میشده. کیه که خدا گفته معیار حقه. میدونید که حق یعنی خدا و هرچی که خدا میگه. بعد شهادتشون کِیه؟ تو ماهی که مال بنده هاست و توش به اوج عشقبازی با خدا میرسن. دارم فکر میکنم انگار اینا همه نشونس که میگه علی تو ماه خدا به دنیا اومد، تو ماه شعبان دو تا از بهترین دسته گلاش را هدیه داد به این جهان تو ماه رمضونم که همه به اوج عبودیت میرسن و آخر این سیر و سلوک ۳ ماهست، به کمالی که ازین دنیا میخواست رسید و فزت برب الکعبه شد. و بازم هم تو چه روزایی؟ تو شب و روزای قدر که خدا از اول آفرینش خلقت این روزا رو یه جور دیگه بهشون قدر و قیمت داده بوده. و کجا؟ تو مسجد که مال خداست و برای عبادت شخص خداست. تو چه حالی؟ در نزدیک ترین حالت ممکن به خدا یعنی توی سجدهی نماز. اونم اون ساعتهای سحر که میدونین خدا چه قدرر اون ساعهتا رو دوست داره. علی (ع) واقعا کیه؟ من که به نتیجهای نرسیدم.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است به خلوص آن مولا که منجر به یگانگی عبد با ربّ میشود، فکر کنیم. که نمونه آن را در جنگ خندق مى بينيد، شمشيرى كه صاحب آن در نهايت خلوص آن را به حركت در آورد و مفتخر شدند به «لَضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَين» يعنى آن شمشيرزدن، از عبادت جن و انس برتر مى شود، به جهت خلوص حضرت على عليه السلام، و نه به جهت قدرت آن حضرت. حضرت على عليه السلام متوجّه شدند حالا كه هيچكس در مقابل عَمْروبن عبْدُوَد جلو نمى رود بايد براى خدا جلو بيايند. حضرت در آن جريان نشان دادند كه براى خدا، تمام چيزها را كنار گذاشته اند و حتى مواظب بودند خشمشان عامل تحريكشان نشود. مولوى در رابطه با خشمى كه عمروبن عبدوَد با انداختن آب دهان بر صورت مبارك على عليه السلام مى خواست در آن حضرت ايجاد كند؛ و ملاحظه کنید که در این رابطه حتی مولوی اینچنین مى گويد:
او خدو انداخت بر روى على افتخار هر نبى و هر ولى
او خدو انداخت بر رويى كه ماه سجده آرد پيش او در سجده گاه
در آن حال حضرت با تمام آرامش و وقار از روى سينه عَمْروبْنِ عَبْدوَدْ بلند شدند و چند قدمى حركت كردند و دوباره جنگ را با آن دشمن خدا شروع كردند و در نهايت او را كشتند. وقتى از حضرت علت بلندشدن و دوباره جنگ كردن را پرسيدند و حضرت جريان آب دهانى كه به صورت مباركشان انداخت را مطرح كردند، آنهايى كه اهل دل بودند فهميدند على عليه السلام تا كجا بر شيطان مسلّط است. مولوى ندا سر مى دهد كه اى على!
تيغ حلمت جان ما را چاك كرد آب علمت خاك ما را پاك كرد
يعنى اى على! اين حلم و بردبارى ات تمام وجود ما را در مقابلت، چاك چاك و هيچ و نابود مى نمايد، همچنانكه نور علم تو، زندگى خاكى ما را از انحراف و گمراهى نجات داد. اى على! تو بيش از آنكه با شمشير، دشمنانت را به قتل برسانى، با شكيبايى و صبر آنها را هيچ و پوچ كردى و كشتى، مى گويد:
بازگو، دانم كه اين اسرار هُوست زآنكه بى شمشير كشتن كار اوست
در واقع آن حضرت با عمل خود در مقابل بى ادبى عمروبن عبدود:
گفت من تيغ از پى حق مى زنم بنده حق ام نه مأمور تنم
شير حقّم، نيستم شير هوا فعل من بر دين من باشد گواه
خون نپوشد گوهر تيغ مرا باد از جا كى بَرد ميغ مرا
تا احِبُّ لِلّهْ آيد نام من تا كه ابْغَضْ لِلّهْ آيد كام من
در چنين شرايطى است كه مى توان به آن حضرت گفت:
تو ترازوى احد خُو بوده اى بل زبانِهْ هر ترازو بوده اى
چون قلب حضرت سراسر محل الهام ملك و نمايش حق است، لذا است كه به زبان حال خواهد گفت:
سايه ام من، كدخدايم آفتاب حاجبم من، نيستم او را حجاب
يعنى من سايه اى هستم كه خداوند آفتاب من است و لذا من حجاب نيستم كه خود را بنمايانم و حق را در عمل خود پنهان كنم، بلكه حاجب حقّم و وسيله ظهور و بروز حق مى باشم.
اگر خودمان را اسير جدل و ستيز و عجله و خودنمايى كرديم، از چنين قلبى و از وزيدن الهام ملك محروم مىشويم، از وزيدن انوار ملائكه اى كه به تعبير قرآن: «يَسْتَغْفِرونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا» براى مؤمنان طلب استغفار مى كنند و زنگار كدورت را از قلب آنها مى زدايند تا به راحتى با عالم غيب ارتباط پيدا كنند.
در رابطه با نظر به مقام مولایمان علی «علیهالسلام» خوب است سری به کتاب «حقیقت نوری اهلالبیت «علیهمالسلام» بزنید. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما: استاد نظرتان در باب مدیر شدن آقای علی عسکری در هلدینگ خلیج فارس چیست؟ بعضی مردم می گویند چرا آقای رئیسی با انتصاب آقای علی عسکری موافقت کرده است و یا اینکه ایشان را به چه علت از مدیریت این هلدینگ عزل نمی کند؟ و همین باعث آسیب زدن به اعتماد مردم می شود. امیدوارم مثل همیشه با راهنمایی های دلسوزانِ تان ما را از گمراهی برهانید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال عنایت داشته باشید که تحصیلات آقای دکتر علی عسگری با مسئولیتی که به عهده ایشان گذاشتهاند، همخوانی دارد. ایشان دارای کارشناسی مهندسی برق - الکترونیک از دانشگاه پلی تکنیک تهران، کارشناسی ارشد مدیریت از دانشگاه تهران و دکتری مهندسی صنایع - سیستم و بهرهوری از دانشگاه علم و صنعت است. موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد گرانقدر: نظر شما بزرگوار در مورد قانون جذب و متافیزیک چیه؟ آیا واقعیت داره که جهان خلقت بر پایه ارتعاشات بنا شده و زمانی که دغدغه ذهنی فرد مورد خاصی باشه ارتعاش اون به جهان هستی داده میشه وانرژی هم نوع خودش رو جذب میکنه البته اینو تو شعر مولانا و تفسیر مرحوم علامه جعفری خوندم اما واقعیت امرو دقیق و درست درک نکردم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این از مباحث مهم است و فیزیسینهایی مثل وایتهد نکات دقیقی در این رابطه فرمودهاند. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز و گرامی: کتاب تاریخی چی بخونیم در رابطه با بعد اسلام و قبل از اسلام که جامع باشد و به معارف دقیقی دست یابیم و همچنین کتاب برای عقاید خیلی دقیق اما از ابتدا، ان شاءالله خدا عاقبتتان را خیر نماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «فروغ ابدیت» از آیت الله سبحانی برای شروع خوب است. موفق باشید
با عرض سلام واحترام خدمت استاد عزیز: استاد تکه ایی از متن یک کتاب خدمت حضوراتان میگردد خواهشمند است در رابطه ی با نوع فکر ارئه شده در این متن اظهار نظر فرمایید، با کمال تشکر: *مغزهای کوچک زنگ زده* بگذارید اول نگاه کنیم که در دنیا چه تغییری رخ داده. بعد می آییم سراغ خودمان. قبلا شرکت های بزرگ واحدهای تحقیق و توسعه داخلی داشتند و به آن می بالیدند و البته مزیت رقابتی شان هم بود. مثلا شرکت آی.بی.ام (که برادر بزرگ صنعت فناوری اطلاعات جهان محسوب میشود) تحقیقات سنگین انجام می داد و سود خوبی هم می کرد. اما امروزه داستان عوض شده است! شرکتهای پیشرو در کنار تحقیق و توسعه داخلی، توجه زیادی به بیرون دارند. بد نیست یک نمونه را با هم بررسی کنیم: شرکت لوسنت تکنولوژی مالک بیشترین سهام آزمایشگاههای تحقیقاتی بل پس از جدا شدن از شرکت ای.تی.اند.تی (AT&T) بود. قرن بیستم، آزمایشگاههای تحقیقاتی بل قطعا برترین واحد تحقیقات در صنایع تجهیزات مخابراتی بود. اما شرکت دیگری وجود داشت به نام سیسکو! سیسکو فاقد آزمایشگاههای مدرن و قابلیتهای درونی تحقیق و توسعه مانند آزمایشگاههای بل بود رقابتی بسیار نزدیکی با شرکت لوسنت داشت و گاهی از این شرکت پیشی میگرفت. ●هر دو شرکت سیسکو و لوسنت در یک صنعت فعالیت میکردند اما دارای استراتژیهای متفاوتی در زمینه نوآوری بودند. شرکت لوسنت منابع عظیمی از ظرفیتهای خود را به تحقیق و توسعه داخلی (همه چیز را خودم تولید کنم) بود. اما آن طرف سیسکو استراتژی متفاوتی داشت، این شرکت هر فناوری را که نیاز داشت از خارج از مجموعه خود بدست میآورد که عموما حاصل همکاری با یا خرید شرکت های کوچک فناور بود. از قضا برخی از همین شرکت ها توسط کارکنان قدیمی شرکت لوسنت راهاندازی شده بودند (سایت تجاری سازی فناوری نانو مچ). آنچه خواندیم نمونه از نوآوری باز است. نوآوری باز به زبان ساده این است که ما در جستجوی نوآوری در سطح محصولات، فرآیندها و کسب و کار هستیم. همه این نوآوری ها که به ذهن/عقل ما نمی رسد! همچنین نمیتوانیم همه ایده های نوآورانه را عملیاتی کنیم. پس مرزها را باز می کنیم و با دیگران همکاری می کنیم. این می شود هم آفرینی! دو نوع نوآوری باز وجود دارد: ▪︎ نوآوری باز از داخل به بیرون: ایده و دانش از درون مجموعه شما به بیرون منتقل و منجر به نوآوری می شود. ▪︎ نوآوری باز از بیرون به درون: ایده و دانش، از بیرون به داخل جذب میشوند. ■ در نوآوری بسته همه کارها درون مجموعه و توسط خود مجموعه انجام می شود. شما در نوآوری باز می توانید با گروه های زیر همکاری کنید و نوآوری ایجاد کنید: مصرفکنندهها و مشتریها؛ تأمینکنندهها؛ دانشگاهها و سازمانهای تحقیقاتی؛ رقبا؛ مخترعین؛ استارتاپها و مشاوران تکنیکی. □ نوآوری باز یعنی باز کردن مرزها برای همکاری با دیگران برای هم آفرینی در محصولات، فرایندها و کسب و کارها با و از طریق دیگران. ● یک یادآوری مهم: قرار نیست همه امور را از طریق نوآوری باز پیش ببریم. در برخی حوزه ها و زمینه ها، قطعا باید از همان روش نوآوری متعارف (یا به اصطلاح بسته) استفاده کرد. *تجویز راهبردی:* ■ وقتی شما مرزهای سازمان و کشورت را می بندی، وقتی با دیگران، تبادل ایده و نوآوری و فناوری نداری، وقتی در کلوب بزرگان دنیا عضویت نداری، وقتی تمام انتصاباتت از دور و بری هایت است. وقتی درب اتاقت، سازمانت و دانشگاهت را به روی دیگران می بندی، بعد از مدتی هر چقدر هم باهوش باشی میشوی یک *«مغز کوچک زنگ زده»*. اندازه مغز ما، به اندازه جهان ماست. دقیق تر بگویم: وسعت فهم ما به اندازه وسعت شبکه ماست. شبکه کوچک، مغز کوچک تولید می کند. وقتی با استارتآپها، های تکها، بیگتکها، زنان و مردان بزرگ تعامل نمی کنی، زنگ میزنی! □ بسیاری را به دلایل امنیتی و غیرامنيتی و ایدئولوژیک کنار میگذاریم. محدود مواردی هم که ما میخواهیم با آن ها ارتباط برقرار کنیم به خاطر تحریم ها پذیرفته نمی شویم. ● چند دانشگاه «واقعا» بین المللی در ایران داریم؟ چند استاد غیرایرانی جهانتراز در ایران فعالیت میکنند؟ چند پروژه مشترک تحقیقاتی جدی با ده شرکت هایتک دنیا داریم؟ چند شرکت ایرانی در بازارهای بورس جهانی لیست شده اند (پذیرفته شده اند)؟ کدامیک از ده شرکت برتر جهان در ایران کارخانه، آموزشگاه، آزمایشگاه اصلا نه یک کارگاه ساده صد نفره دارند؟ ● جواب همه این سوالات آیا عددی غیر از «صفر» است؟ سخت امیدوارم که باشد! این ایده بیمارگونه که همه چیز را خودمان اختراع و تولید کنیم بسیار خطرناک است. قرار نیست همه چیز را خودمان تولید کنیم. اصلا در ۹۵٪ موارد مهم نیست که چه چیزی را خودمان تولید کنیم. مهم این است که منفعتش به جیب چه کسی می رود؟ جهان تغییر کرده و مغزهای کوچک زنگ زده هر روز که دیرتر غار تنهایی خود را ترک کنند، بیشتر عقب می مانند. *سرآغاز نوآوری باز، ذهن باز و مغز باز است!*
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که نباید در محدوده فکر و فهم خود متوقف شد و همچون طالبانیسم، دیگری را چه از نظر فکر و چه از نظر علم به حساب نیاورد و به نظر بنده هنر انقلاب اسلامی نیز در همین است که در عین حضور در جهان، بنا ندارد به بهانه حضور در جهان خود را ذیل استکبار معنا کند و بعضاً عدهای به بهانه حضور در جهان، طوری حضور ما را برنامهریزی میکنند که عملاً مانند کره جنوبی ذیل جهان استکباری قرار میگیریم که حتی اختیار معامله با کشور مستقلی مثل ایران ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم بد نیست سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به یاد ندارم. موفق باشید
