بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32568

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر شما: با دنبال کردن مباحث آشتی با خدا (شنیدن صوت حضرتعالی) به این نتیجه رسیدیم که رسیدن به حقایق چیزی است که به جز خواندن درسهای مدرسه محقق می‌شود و درس هایمان (میزان سوادمان) نقشی در کمال و قرب الهی ندارند. حال ما با چه رویکردی، با چه انگیزه ای و با چه هدفی درسهایی مثل (زیست شناسی، ریاضی، شیمی و...) را بخوانیم که آن احساسِ پوچی و حس نومیدیِ ناشی از نرسیدن به هدف عالی برایمان ایجاد نشود؟ و اصلا آیا این نگاه ما نسبت به این علوم صحیح است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انسان دارای ابعاد گوناگونی است که بعضی از ابعاد، اصالت خاص خود را دارند مثل عقاید حقّه. که در این مورد انسان باید در هر شغل و جایگاهی که هست نسبت به کسب عقاید حقّه تلاش نماید تا جایگاه خود را در هستی چه در دنیا و چه در آخرت به بهترین شکل بیابد و در کنار چنین حضوری معلوم است که باید نسبت به زندگی دنیایی و اموری که دنیای انسان را سر و سامان می‌دهد، نیز تلاش کند. و این‌جا است که علومی مثل علومی که فرمودید، معنا و جایگاه دارند. موفق باشید

32499
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی، و با تشکر از زحمات شما، لطفا در راستای رسیدن به «سینما، ایوان نظر» در انقلاب اسلامی راهنمایی بفرمایید. می‌دانیم بیان سینمایی حال مخصوص به خود را دارد و حال حسی است که در نسبت با وجود صورت می گیرد. فرم، جهت و نحوه ی حرکت در رجوع به حقیقت در بیان سینمایی، اگر با نظر به مقام جامعیت صورت گیرد، مظهر اسم «الصمد» یعنی «به سوی او» می شود. و اگر در فیلمنامه و کارگردانی رجوع به حقیقت در مقام جامعیت نباشد و اگر حیات حقیقی دیده نشود، شرّ ما خلق (آنچه فیلمنامه و کارگردانی خلق کرده) مخاطب را گرفتار می کند، زیرا هر حقیقتی در مقام جامعیتش خودش است و اگر هر چیزی از جامعیت جدا شد از حقیقتش خارج می شود. وقتی فیلمنامه و کارگردانی وجود خاصی نباشد، نه خودش را ببیند و نه غیر را، و فقط حق ببیند. خدا خودِ رجوع به حق «الصمد» را به او می دهد. و تا وقتی بقیه چیزها را حس می کند و وجود برایشان قائل است، توحید اش کامل نیست. از طرفی صحنه های فیلمنامه اشاره ایی است به پایگاه وجودی ایی که فیلمنامه نویس در خود، آن پایگاه را می شناسد. پایگاه قرب به حق. و فیلمنامه نویس برای نوشتن صحنه ها در عالم خیال، عقل و یا قلب خود مستقر شود و مخاطب را با خود در همان لایه از وجود حاضر می‌کند و با حرکت بین صحنه ها مخاطب را در لایه های وجودیِ حس، خیال، عقل و قلب عبور می دهد تا به جامعیت برساند. مبنای این حرکت در لایه های وجودی، جاذبه و کششی است که در معنا و حقیقت داستان وجود دارد و در تطبیق با جذابیت های تکنیک سینما به تصویر در می آید. رسیدن به نوع و جنس چنین جذابیتی در تصویر بسیار اهمیت پیدا می کند زیرا جذابیت سینمایی تحریک ایجاد می کند و این تحریک منشا حرکت می شود و اگر دقت نشود جذابیت در بیان تصویر به سمت تحریک غرایز و یا تحریک احساسات می رود. در صورتی که جذابیتی از جنس انقلاب اسلامی که بر جامعیت قلب استوار است خودش محرّک است و ریشه در محبت انسانِ کامل دارد، چنین حرکتی، حرکت شوقیِ شخصیت داستان و حرکت حبّیِ حضرت حق را تعریف می کند. از آنجایی که با حرکت حبّی، تجلی حقیقت رخ می دهد، جامعیت نشانه ها و جاذبه های چنین حرکتی در تصویر بسیار اهمیت پیدا می‌کند. محبت به جنبه ی وحدانی در عالم حاضر است و اگر در قلبِ فیلمنامه و کارگردانی نور محبت انسان کامل (مقام جامعیت) باشد، جذبه های چنین نوری در بیان سینمایی، قلب مخاطب را تسخیر می کند و محرّک او برای عمیق شدن در لایه های وجودی می شود. ظهور محبت به انسان کامل با اجتناب از صفاتی که متضاد با این محبت است صورت می‌گیرد. سفر شخصیت اصلی داستان در ابعاد وجودی او در عالم حس، خیال و عقل می گذرد تا در حیات انقلاب اسلامی به قلب برسد. اینکه حضور در هر کدام از این ابعاد وجودی، منجر به رفتارهای مخصوص به خود از شخصیت می شود، فیلمنامه و کارگردانی را هدفمندتر می کند و مستقل ندیدن شخصیت ها و حرکات و تاکید کردن بر حالات وجودی نه بر حالات نفسانی از ویژگی هایی است که در نظر گرفته می شود. از طرفی شخصیت اصلیِ تنها وجود ندارد. شخصیت اصلی به نور جامعیت در صحنه است. هویت شخصیت اصلی که در نسبت حق و خلق تعریف می شود در گفتار و رفتار و حالات او منعکس می شود. او که مأوایی در حقیقت یافته، برای اینکه همواره خودش را در آن مأوا بیابد، ایستادگی و مقاومت می‌کند. او که به علم حضوری می رسد، هم رجوع دارد و هم تحقق. مخاطبی که با شخصیت اصلی (مجلای کمالات الهی) همراه می شود، هر لحظه خود را در عین ربط بودن، محتاج بودن، فقیر بودن و مضطر بودن به حق احساس می کند و از طریق وجود او به همه ی حقیقت منتقل می شود. وقتی رجوع به حقیقت در فیلمنامه و کارگردانی باشد، کثرت ها شخصیت دار نمی شوند و ترکیب بندی صحنه چشم ها را به حضور حق می اندازد و بر ماهیات تأکید نمی کند. زیرا صورت ماهیات که در ذهن واقع می شود، سایه علم حق است که از طریق حق در کارگردانی اشراق می شود. و تصاویر آن طور که هستند جز برای قلبی که به حقایق منور شده و حجاب ها بر طرف شده محقق نمی شود. و اگر کارگردانی خلوص قلب نداشته باشد و مقصدش حق نباشد، عالم داستان چهره اش را به او نشان نمی دهد. زیرا نفس با "واهب صُوَر" صورت ابداع می‌کند و کارگردانی از تعلقات عقلی، خیالی (ذهنی) عبور می کند و با تمام وجود به حق رجوع می کند و از واهبِ صور طلب می کند که صورت های داستان را که اصالت دارد به او نشان بدهد تا جزئیاتی که متصل به مقام کلی است در تصویر ظهور کند. زیرا عالم مثال، علم است و انسان را با حقیقت مرتبط می کند و از آنجایی که وجود علمی همان وجود ذهنی است، سینما باید بر بنیان علم باشد، علمی که با قرب به حضرت حق آشکار شود تا بتواند وارد عالم مثال شود و شهود صورت گیرد. نفس با مقام علمی آنچه می بیند متصل می شود و با نازل شدن در عالم مثال صورت وجودی را در موطن خیال می بیند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در تاریخی هستیم که با تصاویر و صحنه‌های سینمایی اموری را می‌توانیم به مخاطبان‌مان بنمایانیم و گوشزد کنیم که مقصد و مقصود انبیای الهی بوده است چیزی که ملاحظه کردید اخیراً آقای شهاب حسینی متذکر آن شدند. و البته نباید وقتی می‌خواهیم معانی قدسی را در قالب داستان و فیلم آوریم، به صورتی سطحی و حالت مستقیم اخلاقی درآوریم؛ بلکه باید آن مفاهیم حالت «اشارت» داشته باشد و نه صراحت.

آنچه در متن جنابعالی مطرح است، امری است که خواهی نخواهی باید در این تاریخ مدّ نظر فیلم‌سازان ما باشد هرچند همه آن محقق نشود. ولی نباید به صرف آن‌که این امور به قول آن‌ها «انتزاعی» و قابل تحقق نیست به‌کلّی از تحقق آن‌ها منصرف شد. سینمای فاخر نیاز ما جهت ارائه اهداف انقلاب اسلامی می‌باشد. موفق باشید     

32409

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: با آرزوی سلامتی برای استاد عزیزم، می‌خواستم تفاوت «واقعیت» را با «حقیقت» بدانم این دو چه فرقی با هم دارند؟ (در فلسفه) لطفا مثال هم بزنید استاد با تشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه را که با آن روبه‌رو هستیم به اصطلاح آن را واقعیت می‌گویند که ممکن است آن واقعیت، باطنی داشته باشد و آن حقیقتِ آن واقعیت به حساب می‌آید مثل انقلاب اسلامی که واقعیتش همان چیزی است که امروز در تاریخ واقع شده، ولی حقیقت آن بسی بالاتر از آن است که فعلاً ما با آن روبه‌رو هستیم و آن حقیقت، اراده الهی است جهات نفی استکبار. موفق باشید

32301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر.اینکه شیاطین در ملکوت سفلی هستند یعنی در طبقات پایین عالم مثال قوس نزولند؟ اصلا این مطلب صحت داره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است زیرا اگر به بالاتر روند، شهاب‌های فرشتگان آن‌ها را طرد می‌کند. نکاتی در این مورد در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» و شرح سوره جن گفته شده است. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/781?mark

32133
متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: در کتاب «معرفت نفس و‌حشر» صفحه ۷۶ می‌خوانیم: «کلیه قوا و نفوس همواره در صراط استکمالند و چون نفس انسانی از قوه به فعلیت رسید خواه در سعادت عقلی یا در شقاوت حیوانت، به ناچار از نشئه ی دنیا به نشئ ی آخرت منتقل خواهد شد» آیا این در مورد نفس مطهر امام مهدی علیه السلام هم صادق است؟ آیا ایشان هنوز به فعلیت تمام وکمال نرسیده اند و در راه استکمال قدم بر می‌دارند؟ ان‌شاالله سوال این حقیر جسارت به محضر مقدس امام به حساب نیاید و اعوذ بالله من هذا

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» عرایضی در این راستا شده است مبنی بر آن‌که ائمه «علیهم‌السلام» در مقام حقیقت نوری خود در کمال انسانی حاضرند و از این جهت امام ما و همه بشریت هستند. ولی در مقام نفس ناطقه، آن‌ها با عبادات خود کامل می‌شوند. از طرفی آن بزرگان همواره به تعبیر علامه طباطبایی در آیه ۳۳ سوره احزاب در عصمت تکوینی خود هستند و آن را حفظ می‌کنند و ما با نظر به سیره و توصیه آن‌ها سعی می‌کنیم از گناه فاصله بگیریم تا به آن‌ها نزدیک شویم. موفق باشید

32130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم محضر استاد طاهر زاده: چند سوال دارم که ذهنم رو مشغول کرده: پیشاپیش بابت گرفتن وقت ارزشمند تان عذر می‌خواهم. ۱. چرا حضرت موسی علیه السلام با آن مقام توحیدی که موجب رسیدن جنابش به رسالت بود، برای رفتن به سوی فرعون و ارشادش، یک کمک و پشت گرمی مثل حضرت هارون علیه السلام را مسئلت کرد؟ اگر برای وصایت بود، خب بعد از ارشاد فرعون هم می‌شد یا اگر بحث تعداد مطرح بود آیا گروهی از افراد صالح و مومن بهتر نبودند؟ ۲. چرا ایشان خودشان شخصا اسم شخصی را برد؟ منظور آنکه چرا نگذاشتند خدا انتخاب کند؟ ۳. استاد عزیز با مطالعه پرسش ها احساس می‌کنم برخی عزیزان دل کم کم دارند نسبت به عرفا کمی بی مهر می‌شوند! و این خیلی خطرناک است. من بی سواد و هیچ، فکر می‌کنم جریان عرفانی که از زمان استادِ مرموز و ناشناس سید علی شوشتری قدس سره، به راه افتاده را نمی‌توان با جریان های تصوف و عرفان هایی که پیش از ایشان مرسوم بوده مقایسه کرد. اگر بحث بر سر حضور تاریخی مورد تأکید جنابتان است، بنظر شما ایجاد عرفان فقهی و اهل بیتی که باعث پیرایش دستورات و منش سلوکی سنتی از هر گونه ناپاکی و انحراف بود، یک انقلاب خاموش و عظیم تر از انقلاب امام نیست؟! با انقلاب امام، تنها وظیفه ای به وظایف سالکان افزوده شد و آن حمایت از نظام جمهوری اسلامی و تلاش برای رشد آن است. آیا اینها قابل جمع نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این جمله حضرت موسی «علیه‌السلام» در نسبت با حضرت هارون«علیه‌السلام» فکر کنید که آن حضرت فرمودند: «وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا». ۲. تقاضایی بود برای مأموریتِ بهتر.۳. مسلّماً میراث عرفانی ما، رمز بقای امروزین ما است ولی اگر از حضور تاریخی خود غفلت کنیم آن حالت عرفانی، حالت حضوری خود را از دست می‌دهد. در حالی‌که آن بزرگان در تاریخ خود با حالت حضوری، آن معارف را گزارش داده‌اند و درک کرده‌اند. موفق باشید

30637

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام وقت به خیر: می‌خواستم بدونم برزخ و قیامت روحانی هستن یا جسمانی؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جسمانی هستند ولی جسمِ برزخی و قیامتی، مثل جسمی که در خواب از اشیاء می‌یابیم. در این مورد جزوه‌ی «چگونگی حیات بدن اُخروی» که روی سایت هست می‌تواند کمک‌کار باشد. http://lobolmizan.ir/leaflet/1295/ . موفق باشید

29817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: بنده مردی ۴۲ ساله، متاهل با دو فرزند هستم. اینجانب هیئت علمی دانشگاه بوده و قریب به ۲۵ سال است از آموزه های کلامی، فقهی، تفسیری و عرفانی اساتید بزرگواری همچون شما و دیگر عزیزان بهره برده ام. با جنابعالی از سال ۹۲ آشنا شده ام و بسیاری از فرمایشات شما رو در حوزه سلوک دینی گوش کرده ام. با وجود پشتکاری که داشته ام، افسوس و صد افسوس هنوز اون اتفاقاتی که باید بیفتد نیفتاده است و بنده دچار نوعی یاس و نا امیدی در سلوکم شده ام. لطفا راهنمایی فرمایید. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به فرمایش حضرت فیض کاشانی:

گفتم به کام وصلت خواهم رسيد روزي

گفتا که نيک بنگر شايد رسيده باشي

سلوک، همین استقرار در نظام الهی است. خوب است در این رابطه به مباحث مربوط به سوره‌ی فتح که روی سایت هست، بپردازید. موفق باشید

29814

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: رهبر انقلاب در مراسم سردار سلیمانی فرمودند غیر از مسلمانان، ایرانیان هم ارزشهای ایرانی را در شهید سردار سلیمانی متبلور دیدند و به او افتخار کردند. سوال بنده اینست که این ارزشهای ایرانی چه ارزشهایی است که غیر از ارزشهای دینی می‌باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حضرت آقا «حفظه‌الله» فرمودند شجاعت و مقاومت و نوع‌دوستی و فداکاری به طور شاخص در روح ایرانی متبلور است، وگرنه سایر ملل نیز از آن بی‌بهره نیستند. موفق باشید

29133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جلسه ای پیرامون کتاب شرح جنود عقل و جهل حضرت امام خمینی (ره) در مسجد آغاز کرده ایم. آنچه در خود حس می کنم احساس رضایت وافر و شوق بی حد برای ارائه مطالب استاد و خود کتاب در این جلسه برای دوستان است. به نظرم این لذت حاصل شهوت خفیه داشتن مستمع باشد. استاد عزیز جلسه را تعطیل کنیم یا به مثابه دارو برای درمان رذائل به درمان خود امیدوار باشیم و جلسه را ادامه دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود را در مسیر اراده‌ی حضرت ربّ العالمین قرار دهید که او با ربوبیتش در صدد تربیت خلق است و آن کار را از طریق بندگانش انجام می‌دهد. موفق باشید

28577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد در پاسخ به سوال ۲۸۵۵۵ این دستورالعمل تا چند روز باید عمل شود؟ و اینکه می شود تقسیم کرد در طول ۲۴ ساعت گفته شود یا اینکه پشت سر هم باید گفته شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً بحث در تداوم آن ذکر است در روز. فکر می‌کنم بهتر است مثلاً صبح بعد از نماز صبح و یا بعد از نماز عشاء باشد. موفق باشید

28499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خیلی معذرت میخوام که وقتتون را می‌گیرم شرمندم‌. استاد اگر یه اشتباهی انجام بدیم، و بعدش از مخاطبمون چندبار عذرخواهی کنیم ولی اون رابطه به حال اولش برنگرده، توبه هم بکنیم ولی مدت طولانی یاد این اشتباه و اون فرد در ذهنمون هر روز بیاد و شرمنده بشیم، ریشه ی این عذاب چیه؟ آیا خوبه که فکر کنه آدم به اون فرد و یا بده و غفلته؟ من خیلی ناراحتم استاد از این باب. اون اشتباه چیز خاصی هم نبود البته فقط یه حرف خوب ولی بی موقع بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شما نباید در ذهن‌تان وقتی به یادتان می‌آید، دنبال کنید. موفق باشید

28077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عرض می کنم خدمت استاد عزیزم: بنده طلبه ای حافظ قرآن هستم و پس از انس با قرآن به دنبال فهمی از قرآن هستم که اولا بتوانم امتداد عملی موضوعات مختلف خود و اجتماعم را بتوانم از قرآن استنباط کنم و همچنین تمام شئون زندگی خود را در قرآن بیابم لطف کنید در این راستا کمکم کنید و روشی را پیش رویم بگذارید همچنین در حال حاضر توفیق معلمی قرآن را پیدا کرده ام و با تمام وجود دوست دارم شاگردانم لذت زیادی از ارتباط با قرآن بگیرند و همانطور که خودم از نهایت وجودم از قرآن و مباحث شما که آنها هم ریشه در قرآن دارد آنها هم بتوانند از قرآن بهره مند شوند ولو که بنده طهارت باطنی کافی را برای این امر خطیر نداشته باشم. از پر حرفی خود عذر می خواهم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که مدتی بحث‌های «تفکر قرآنی» را دنبال بفرمایید. مباحث در کانال مطالب ویژه هست. موفق باشید @matalebevijeh

27906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: طاعات و عبادات قبول باشد.چرا دولت ما هیچ واکنشی به جنایات علیه مسلمانان چین توسط دولت کمونیستی آن نشان نمی دهد؟ اوضاع آنها به مراتب بدتر از مسلمانان فلسطین است!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نمی‌دانیم که واقعاً دولت، موضع‌گیری نکرده باشد. احتمالاً با توجه به رویکرد کلّی نظام، بیشتر به روش دیپلماسی حساسیت خود را نشان می‌دهند. موفق باشید

26827

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید: من در اصفهان هستم، استاد مؤسسه ندارند که بتونیم در اونجا سیر کتب رو بگذرونیم و از کلاس استفاده کنیم چون من دنبال گذروندن سیر از اول تا آخر کتب هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همان سیر مطالعاتی سایت، شروع خوبی باشد. موفق باشید

25955
متن پرسش
سلام علیکم: رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم، مهم ترین جهاد را پرورش نهال امید به آینده می دانند و نشانه ها و علائمی از رشد را هم تبیین می کنند. آیا با وجود آلام و مشکلات و مصائبی که امروز مردم را درگیر کرده که هنوز پس از چهل و یک سال، دغدغه اصلی بجای فرهنگ و تمدن انقلابی، تهیه اقلام ضروری و گرانی و بیکاری است و از طرفی رفتارها و مفاسد اخلاقی که نقیض شریعت هست را در جامعه ملاحظه می نماییم، آیا امید رهبر انقلاب، مبتنی بر یک پیش بینی و پیشگویی با نظر به دوردست و یک پیش گویی پیامبر گونه است یا با همین محاسبات ساده و محسوس ایشان امید دارند یا اینکه با نظر به حکمت و سنتی الهی از رشد و امید صحبت به میان می آورند؟ آیا با وجود این تلاطمات، می توان نشانه های رشد که مبنای امیدواری است را پر رنگ و قوی دید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که آمریکا در تحقق اراده‌های خود در این زمانه موفق نمی‌شود، حکایت از آن دارد که آینده از آنِ جبهه‌ی ضد استکباریِ انقلاب اسلامی است. موفق باشید

25915

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرق جسمانیه الحدوث با جسمانیه الظهور چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روح در موطنِ جسمانیه الحدوث حادث شود، به همان صورت ظهور می‌یابد. موفق باشید

25468

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! آیا جنابعالی با برگزاری مسابقات کتابخوانی موافقید؟ بنده بنا دارم کتاب آشتی با خدا را به مسابقه بگذارم، آیا خروجی مدنظر ما که معرفت و معنویت دینی در خوانندگان این کتاب هست، با این مسابقه حاصل می گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تجربه نشان داده است کار خوبی است. سال‌های گذشته چندین بار در دانشگاه علوم پزشکی رفقا این کار را بر روی کتاب مذکور انجام دادند و سؤالاتِ تستی آن را بنده در آوردم و در اختیارشان گذاشتم. فکر می‌کنم هنوز آن سؤالات را دارند. موفق باشید

39907
متن پرسش

سلام علیک استاد عزیز: در مورد زندگی پس از زندگی سوالی مطرح شد که مجموعه جوابهای شما را در این مورد که در ایتا ارسال شده بود مطالعه کردم از توجه شما ممنونم جزاک الله خیرا. برداشت بنده این از آنها این شد که شما آن مشاهدات را یک تجربه شخصی می‌دانید و... ولی چه اشکال دارد بگوییم حقیقتا این افراد با برزخ حقیقی متصل شده و واقعیاتی از نعمت‌ها و ثواب و عقاب را نسبت به خود و دیگران دیده اند و چشیده اند. فرموده بودید چون نکیر منکر و پاسخ به سوالات نبوده جنبه شخصی داشته که مثلا در ذات خود اموری را مشاهده کرده‌اند در حالی که به گفته آیت الله فاطمی نیا با استناد به روایات سوال و جواب قبر مربوط به کسانی است که یا ایمان را کامل کرده اند و یا کفر را کامل کرده اند و اکثر انسانها به حال خود رها شده و با صور اعمال و اخلاق خود سرو کار دارند خصوصا اینکه بعضی از اینها در سرد خانه و غسالخانه بوده و حقیقتا مرده‌اند و گزارش از اقوام گذشته و حالت‌های آنها داده اند و حتی پیام‌ها و کمک‌ها و رفع بعضی مشکلات و بدهی‌ها را درخواست کرده اند که کسی از آن خبر نداشته و همگی مطابق با واقع بوده اند مثل جریان معراج که برای پیامبر اکرم پیش آمد که به خاطر لطافت و پاکی نفس بود یا آنچه برای آیت الله قوچانی و خیلی از اولیا در اثر ریاضتهای شرعی نسبت به مرتبه آنها پیش میاید ولی همین ادراکات برزخی و فوق طبیعی به دلیل قهری و مثلا تصادف و بیماری و انصراف نفس از بدن برای افراد عادی هم ممکن است پیش بیاید حضرت آیت‌الله حسن زاده رحمت الله علیه در کتاب انسان در عرف عرفان دلایل معرفت النفسی آن را بیان کرده و جمله ای در این رابطه دارند که / نوم و نوم مغناطیسی بیهوشی. کما مرگ طبیعی و مرگ ارادی هیچکدام موضوعیت در تمثیلات برزخی ندارند بلکه اصل انصراف نفس از بدن است و به هر دلیل این انصراف صورت گیرد تمثیلات برزخی و ادراکات فوق طبیعی شروع می‌شود و خصوصا اینکه پرده و حجاب اصلی برای مشاهدات برزخی همین بدن و تعلق به آن است «لقد کنت فی غفلت من هذا فکشفنا عنک غطایک.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این احوال، حضورِ برزخی و احتضارِ قبل از آن که هویت انسان را از هویت دنیا به هویتِ برزخی تبدیل می‌کند، برای حضور در جهانی دیگر؛ بحثِ دیگری است. و این‌که طرف در برزخ می‌گوید: «حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ (99) لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ (100) مؤمنون) از این جهت مسلّم این حضور که در برنامۀ خوب «زندگی پس از زندگی» مطرح است، حضور برزخی نیست و بحث ملکین نکیر و منکر و یا بشیر و مبشّر، بسیار عمیق‌تر از این حرف‌ها می‌باشد. و در این مورد فکر نمی‌کنم بیان این مباحث به این سادگی‌ها باشد. عرایضی در این رابطه در کتاب «معاد...» که روی سایت هست، شده است. موفق باشید

33995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر. بنده چند وقتی هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بعضی موارد روانپزشکان در این مورد کارهایی کرده‌اند که خوب است نسبت به پیشنهادهای آن‌ها فکر کنید. ولی از ورزش و مطالعه و انس با دوستان غفلت نشود. پیشنهاد می‌شود سری هم به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

33781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام محضر استاد طاهرزاده: در آیاتی از سوره بقره که به آیت الکرسی معروف است، خداوند می‌فرمایند «لا اکراه فی الدین» (اجباری در دین نیست) ولی در آیات بعد درباره کسانی که آزادانه راه کفر را انتخاب کردند می‌فرمایند: اولیا آنها طاغوت است و وارد ظلمات می‌شوند و همچنین درباره کسانی که آزادانه راه ایمان را انتخاب کردند می‌فرمایند آنها را وارد حیات نورانی می‌کنند. پس می‌شود نتیجه گرفت انسان در انتخابش آزاد است ولی این را هم بداند با انتخاب خود چه سرنوشتی برای خود رقم می‌زند و بعبارتی درست است در انتخاب آزاد است ولی سرنوشت انسان دست خداست و اخیرا هم در تفسیر سوره صف فرمودید همین الان به نوعی روح انسان را بهشت یا جهنم فرا می‌گیرد. الان در این عصر مصداق حیات نورانی سیر در مسیر انقلاب اسلامی است و مصداق حیات ظلمانی خارج شدن از نور انقلاب اسلامی است و تو این جریانات اخیر و اغتشاشات مشخص است چه کسانی اولیا خود را اپوزیسیون و رسانه های بیگانه قرار داده اند. ۲- امام حسین خطاب به کفار زمانه فرمودند اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید. یعنی به تعبیر بنده اگر آزادانه راه کفر را انتخاب کردید لا اقل آزاد مرد باشید و اینجا شاید منظور رفتار آزاد مردانه یعنی طبق وجدان انسانی خود عمل کنید باشد حالا این از اغتشاش گران که ندای آزادی سر می‌دهند باید پرسید این اعمال (تخریب اموال عمومی و کشتار و زخمی کردن مردم) کجایش مصداق آزاد مردی است و در کشور ما عده زیادی موافق جمهوری اسلامی هستند این اسائه ادب به نظام و رهبری (که از دید ما حسین زمان هستند) کجایش مصداق آزادی خواهی و آزادگی است؟ سوال من از حضرتعالی این است: این که امام حسین فرمودند اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید مصداق رفتار آزاد مردانه در این عصر برای افرادی که جمهوری اسلامی (جلوه ظهور دین در این زمان) را قبول ندارند چیست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار خوبی فرمودید. نمونه آزادگی که حضرت امام حسین «علیه‌السلام» می‌فرمایند همان افرادی هستندکه اسلام را قبول ندارند و معتقدند حال که مردم جمهوری اسلامی را با رأی خود پذیرفته‌اند به احترام انتخاب مردم، نظام را پذیرفته‌اند و یا آن عده‌ای که معتقدند اگر در این شرایط خاص و با فتنه‌هایی که دشمنان ما دارند، جمهوری اسلامی در میان نباشد، ایران تکه پاره می‌شود. موفق باشید

33206
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: در رابطه با واقعه ی کربلا و امام حسین علیه السلام پارادوکس عجیبی وجود دارد به این صورت که از یک سو عشق و شور و سلحشوری و نشاط در میان است و از یک سو حزن و عزا و ماتم است که از بچگی با همین عزا آشنا شدیم. چگونه این دو با هم جمع می‌شوند؟ چرا شیعه در قضیه ی کربلا توصیه به عزا و حزن و اشک شده؟ مگر غیر از زیبایی در صحنه ی کربلا در نظر امام معصوم و اولاد و اصحابش بود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً عظمت کربلا در همین است که نظر به همه ابعاد انسانیِ انسان دارد از عواطف بگیر تا عقل و قلب. و این‌جا است که از یک طرف سوک را به «حماسه» تبدیل می‌کند و از طرف دیگر ترور را به «شهادت».

عاشورا همانند قرآن که متنی است دارای حقیقت، می‌توان متوجه‌ باطن آن شد و سعی کرد جهانِ آن واقعه را شناخت وگرنه با جمع قسمت‌های متکثر یک واقعه، حقیقتِ آن واقعه بر ما رُخ نمی‌نمایاند و از این جهت اگر در مورد کربلا نتوانیم بین قسمتی از آن رخداد که امام به سوی عراق حرکت می‌کنند، و بین آن‌که از ابتدا خود را برای شهادت آماده کرده‌اند، و بین آن‌که در مقابل لشگر حرّ و لشگر عمرسعد می‌فرمایند: «اگر می‌خواهید برمی‌گردم»؛ جمع کنیم جهانِ واقعه‌ کربلا را نیافته‌ایم، جهانی که مافوق قدرت‌طلبی به دنبال احیای انسانیت و شور ایمان است. ایمانی که ابعاد فراموش‌شده انسان را به او برمی‌گرداند. آری! در نگاهِ پدیدارشناسانه، کربلا و عاشورا متنی است که حقیقت آن در همه ابعادش، احیای انسانیت و شور ایمان است، ایمانی که ابعادِ فراموش‌شده انسان را به او برمی‌گرداند. موفق باشید       

33119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: یکی از اقوام مون با ارتباط تلفنی با یک نفری که آن شخص با اینکه مکان سکونتش خیلی دور تر از روستای ما است ولی با انجام کارهایی مثلا مکان اشیا را می فهمد و... چه کاری انجام دهم که دست آن شخص از آنجا کوتاه شود و دیگر از فهمیدن آن مطالب عاجز بماند و... ۲. حرز امام جواد چه تاثیری در جادو داره؟ چه اذکاری و سوره هایی برای بسته شدن راه جادو خوبه؟ ۳. در جایی خواندم ذکر هو ظاهر و باطن.... را به تعداد دفعاتی بگیم راه مکاشفه و شهود باز می شود آیا درست است؟ ۴. برای گفتن ذکرها به چه کتاب معتبری رجوع کنیم؟ ۵. بعضی از مواقع سوره الرحمن را می خواندم چیزهای عجیبی می دیدم در خانه یمان دلیلش چیست؟ ۶. برای تسلط و اراده ام در خواب چه کار کنم؟ ۷. بنده نسبت به خوابیدن شهوت دارم یعنی خوابیدن را دوست دارم و وقتی می خوابم خوابم طولانی میشه چه کار کنم تا از این عادت بیرون بیام؟ سپاس و تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مواردی که می‌فرمایید مواردی نیست که بنده در آن وارد باشم. موفق باشید

32644
متن پرسش

با سلام و قبولی طاعات و عبادات و التماس دعای مخصوص به مناسبت ایام لیالی مبارک قدر. استاد گرامی مطلبی در جایی مشاهده نمودم که گفته بود خواندن آیه مبارکه ۲۹ سوره مومنون فلان تعداد و بعد از نماز صبح و یا به گمانم عصر باعث خانه دارشدن و یا اگر کسی قصد جابجایی دارد برای او کارساز است سوالم اینه چه اتفاقی در نفس فرد می افته با خواندن أین آیه که باعث خانه دارشدن او میشه؟ و اینکه در زمینه مسکن یه نظراتی هست هرکس یه چیز میگه یکی میگه بحث خانه های مهر صحیح نیست یکی بحث بنیاد مسکن امام ره را مطرح میکنه و آیا میشه از این مطلب یعنی خواندن این آیه استفاده کرد برای بحث ساماندهی به بحث مسکن به صورت صحیح؟ آخه یه جورایی خیلی مبحث حول بحث مسکن وجود داره از یه طرف ساماندهی دلال ها از یه طرف دولت از یه طرف حاشیه نشینی از یه طرف از بین رفتن بحث خانواده در اثرعملکرد غلط دولت های قبلی از یه طرف بالا رفتن سن ازدواج که یکیشم خودم باشم به خاطر عدم توانایی تهیه مسکن و اجاره بالا برای آقایان که زیربارازدواج نمیرن.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع مسکن بسیار پیچیده‌تر از این حرف‌ها است. آری! اذکار و ادعیه در کنار برنامه‌های دینی و عقلانی کارساز است. ولی امروز ما با بحران مسکن روبه‌رو هستیم و اگر موضوع با جدیّت تمام دنبال نشود با یکی از خطرات بزرگ خود نسبت به آینده روبه‌رو خواهیم شد در آن حدّ که انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را تهدید می‌کند. باید بسیار زیربنایی‌تر از این حرف‌ها به مسکن فکر کرد. به نظر بنده یادداشت آقای دکتر سید مهدی ناظمی قره‌باغی که در کانال تلگرامی ایشان مطرح است، نکات قابل تفکری را در مقابل ما می‌گذارد. موفق باشید

چند سطری از یادداشت «پدیداری به نام خانه به دوشی»

🔴 سید مهدی ناظمی قره باغ

🔶«...«خانه به دوشی» غیر از مستأجری است. مستأجر می تواند محترم و با آرامش زندگی کند. خانه به دوشی، یک مسأله اقتصادی نیست. همچنان که هیچ یک از معضلات بزرگ اجتماعی که رویکرد سرمایه سالارانه آفریده است، اقتصادی نیست. اقتصاد، پوششی است تا مانع فهم ماوقع این بحرانها گردد. ...»

🔶«... خود خانه، با هر کیفیت و سبکی که باشد، حداقل به چند سال زمان نیاز دارد تا انسان بتواند با آن انس بگیرد و اعضای خانواده متناسب با نیازهای خود و متناسب با تغییرات در زمان، زیر و بم آن را بشناسند و در فرآیند آزمون و خطا، با آن انس بگیرند. خانواده ای که اجازه نداشته باشد با محل زندگی خود انس بگیرد، یکی از اساسی ترین وجوه انسان بودن خود را، یعنی انس گرفتن را، مخدوش و محقر می بیند و از عوارض متعدد و خطرناک این مخدوش شدن، متأثر می گردد....»

🔶«... بحران مسکن در ایران، که برآمده از تلقی برساخته شده سرمایه ای نسبت به زمین و مسکن است، اولاً فاقد پایگاه تئوریک است، زیرا از نظر فقهی، زمین مالکیت پذیر نیست، ثانیاً فاقد توجیه اقتصادی است زیرا این انباشت سرمایه هیچ تأثیر مثبتی در اقتصاد کلان کشور ندارد. بحران مسکن بطور کلی و بحران شدید اجاره نشینی بطور خاص، ناشی از پدیده سرمایه داری افسارگسیخته جهان سومی در ایران است. این سرمایه داری بعد از افول چند ساله، سال ۶۸ با سیاستهای راستی-رانتی-امنیتی مجدداً زنده شد و به تدریج با بحرانی شدن اقتصاد و تثبیت ادبیات سرمایه داری در فضای اقتصاد و سیاست کشور، بسط پیدا کرد و با بحران سیاسی رها کردن کشور طی سالهای ۹۲ تا ۱۴۰۰ به اوج خود رسید ...»

متن کامل در فایل پی دی اف بعدی همین کانال

@sayyedmahdinazemi

 

32315
متن پرسش

سلام علیکم استاد: گفته میشه که ماه رجب ماه لطف و رحمت خدا و ماه نزول رحمت هست. منتها نمی‌دانم چرا برای من عکس این است با آمدن ماه رجب در قبض و گرفتگی عجیبی هستم و احساس بی توفیقی می‌کنم. آن حس حضور حضرت حق ، سوز و مراقبه را که قبل از رجب داشتم و در روز های آخر جمادی الثانی بیشتر شده بود، با آمدن رجب کاملاً از بین رفت. سوالم این است که چرا با آمدن رجب بجای آنکه احساس حضور قوی تر شود و.... دقیقا برعکس آن اتفاق افتاده و دچار سردی و قبض و بی میلی در عبادت شدم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً این حالت هم در جای خود حکمتی دارد تا بیشتر از قبل متوجه خودآگاهی نسبت به خود گردیم و بفهمیم «در بلا هم می‌چشم الطاف او». این حالت منحصر به شما نیست، ولی چیز خوبی است از آن جهت که نمی‌دانیم «زیر دریا خوش بُوَد یا روی او / قهر او دلگش بود یا لطف او». موفق باشید

نمایش چاپی