بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34209
متن پرسش

سلام: پیرو پاسخی که به پرسش شماره ۳۴۱۸۱ داده اید که ایشان صریحا از شما خواسته اند در چه صورت دست از طرفداری نظام ایران بر می دارید؟ و آیا طرفداری از نظام اسلامی ابطال پذیر است؟ پاسخی مرقوم فرمودید که ظاهرا در هیچ حالتی دست از طرفداری نظام بر نخواهید داشت. سوال من این است که یعنی در برخورد با نظام ایران شما عقل را تعطیل کرده اید؟ آیا وقتی یک دروغ واضح از مسئولین رده بالا می بینیم باید به آن توجه نکنیم و یا مانند خیلی از طرفداران نظام آن را برای خود توجیه کنیم و در نهایت عقل در برخورد با نظام ایران تعطیل است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه که برای ما حجت است کلیت نظام و جهت گیری اصیل انقلاب اسلامی و شخصیت فوق العاده نایب الامام حضرت آیت الله امام خامنه ای است. حال هرکس باید خودش انتخاب کند در این تاریخ در کجا باید قرار گیرد. در حالیکه به خوبی روشن است جهت گیری نظام اسلامی در تقابل با کسانی است که سراسر گرفتار هزاران بطلان و آلودگی است. آیا در صدر اسلام می‌توانستیم به بهانه بعضی از چهره هایی که سقیفه را شکل دادند از کلیت اسلام منصرف شویم؟ در حالیکه حضرت علی علیه السلام در همان فضا هم سعی داشتند خلفا را کمک کنند تا روح اسلام بماند (هرچند که به خوبی متوجه ضعف هایی بودند که بسیار باسیره پیامبر صلوات الله علیه و آله و قرآن فاصله داشت) تاریخی آغاز شده است به نام انقلاب اسلامی که حضور در این تاریخ تنها راه نجات است و این با دقت و حکمت پیش می آید و هرکس باید خود را در طوفان فتنه ها حفظ کند. موفق باشید

33706

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: میدونم متنم طولانیه و حوصله میخواد ولی شما همیشه آخرین پناهگاه من بودید. استاد یه روزی با قرآن لذت می‌بردم، تو نماز محو می‌شدم، عاشق روزه بودم در به در لا به لای کتابا و نمازا و عبادت ها دنبال حقیقت بودم و خلاصه بی خدا نبودم. آروم آروم سنم که بیشتر شد و موعد ازدواج نزدیک شد و رسید و به تاخیر افتاد منم بیشتر دچار شهوت و گناه شدم و هر بار توبه کردم و به خدا و تواب بودنش امید داشتم و از ته دل بر می‌گشتم. اما بالاخره بدترین نوع گناه شهوانی را کردم که روم‌نمیشه بگم. الان که می‌نویسم دارم اشک می‌ریزم و قبلش ام می‌دونستم دارم چه اشتباهاتی می‌کنم ولی زورم به خودم نرسید. من ضعیف شدم، خرد شدم، شکست خوردم و شیطان و نفش هر جوری که میخوان با من برخورد میکنن و بدتر از همه لذت گناه های آخر جوری تو وجودم رفته که نمیتونم از ته دل توبه کنم و توبه ای که از ته دل نباشه پذیرفته نیست! من دلم برای خدام خیلی تنگ شده! دلم برای نماز شب داره میترکه!‌ دلم واسه اهل بیت تکه تکه میشه ولی زورم کم شده و نمیدونم چه کنم! میدونیم شاید بگید خدا توبه پدیره و توبه کنم ولی اراده ام نابود شده و لذت گناه توان توبه را گرفته و نمیتونم قطع رابطه کنم! ولی من دلم برای خدام و تنهای های با اون خیییییییلی تنگ شده خیییییلی!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین حال به عفت از گناه توجه کنید که چه جهانی را مقابل شما می‌گشاید و چه نوع عصمت زیبایی را به شما برمی‌گرداند که از همه آن لذّات، نورانی‌تر و آرامش‌بخش‌تر است. موفق باشید

33513

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

خوف آن‌دارم که محدود کردن خود از فهم و اندازه در مناسبات اجتماعی که خداوند برای هدایت و رشد بشر رقم می زنند باعث شود عمرمان‌کفاف ندهد آنچه را که استعدادش را داشتیم و ندیده گرفتیم، زیان کنیم. مثلا حاج قاسم سلیمانی که چه اندازه هنوز هستند و مردم گوششان به دهان سخنورانیست که بزرگی مردم را نمی شناسند و خود و دیگران را محدود می کنند. اصلا همین اتفاقاتی که این روزها برای آزادی دارد می افتد! انقدر عظیم است و خدا در کار است که باید به خود گفت: (کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش/ کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی چون باشی...). باید گفت مردم ما همه جایگاه والایی داریم به اسم نفس واحد توحیدی چرا از آن غافلیم؟ جایگاهی که حتی از اسرائیل مردمی به‌ما می پیوندد و از منافقان داخلی به دشمن! جایگاهی که به درستی دشمنش هویداست و ذلیل شده و نابود شده... . همه اینها به کنار که رنج عظیمیست؛ به من بگو چرا با مسلمانان و با خانواده و دوستان خود بدیم؟ چرا آنقدر باید بشر آخرالزمان را غریب گیر بیاوری؟ بیا تا قدر یکدیگر بدانیم که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم / چو مؤمن آینه مؤمن یقین شد چرا با آینه ما روگرانیم / کریمان جان فدای دوست کردند سگی بگذار ما هم مردمانیم / فسون قل اعوذ و قل هو الله چرا در عشق همدیگر نخوانیم / غرض‌ها تیره دارد دوستی را غرض‌ها را چرا از دل نرانیم / گهی خوشدل شوی از من که میرم چرا مرده‌پرست و خصم جانیم / چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد همه عمر از غمت در امتحانیم / کنون پندار مُردم آشتی کن که در تسلیم ما چون مردگانیم / چو بر گورم بخواهی بوسه دادن رخم را بوسه ده کاکنون همانیم / خمش کن مرده‌وار ای دل ازیرا به هستی متهم ما زین زبانیم...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه خوب متوجه شده‌اید که ظرفیت مردم این زمانه را بایستی بزرگ داشت. در همین راستا بستری فراهم می‌شود که هرکس «جهانی است بنشسته در گوشه‌ای». در این فضا است که انسان‌های کوتوله، کوتوله‌بودن‌شان معلوم می‌شود و انسان‌های با ظرفیت‌های بزرگ هرجا هستند با بزرگی خود ظهور می‌کنند. این یعنی همان حضور در جهان یکدیگر، وقتی تاریخی شروع شود که همه را در بر گرفته باشد.  موفق باشید

33131

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: چند وقته فکر می‌کنم خیلی چیز بلدم و مغرور شدم و همیشه دنبال تشویق و تایید بقیه هستم چکار کنم تو رو خدا کمکم کنید!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در رجوع به حقیقت، قضیه فرق می‌کند. در این مورد خوب است سری به کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» و به شرح صوتی آن کتاب که هر دو روی سایت هست؛ بزنید. موفق باشید

33014

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب و احترام: اگرخواستیم جلسه هفتگی برگذار کنیم اگر این جلسه مثلا زیارت عاشورا ثابت باشد یا نه هفته دیگر حدیث کساء، زیارت جامعه و غیره.  کدام روش خیلی بهتره و اگر همسرم یا پدر و مادرم گفتند این هفته نگیر اینجا حکم چیه چکارکنیم؟ مثالی بزنید. می‌دانیم که هر چی یا خدای مهربان یا مجلس اهل البیت باشد خوب است اما از نظر شما که استاد هستید کدام بهتراست؟ ممنون ازلطف شما التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. متنوع باشد بهتر است بخصوص زیارت جامعه عزیز که با معنا مدّ نظر قرار گیرد و هر هفته‌ای قسمتی از آن خوانده شود. ۲. بر نظر خود اصرار نداشته باشید، نظر همسر و والدین خودتان را نیز محترم بشمارید. موفق باشید

32964

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و خدا قوت: خواستم اگر امکانش باشه فایل تصویری یا صوتی از همایش «امام خمینی (ره) و تقدیر تاریخی عصر» که در تاریخ ۱۱ و ۱۲ خرداد ۱۳۹۳ برگزار شده و استاد و آقایان رحیم پور ازغدی و کچوئیان و... در اون سخنرانی داشتند رو بفرستید تا دانلود کنیم. چون هرچی گشتم چیزی پیدا نکردم نه در سایت شما و نه در جاهای دیگه. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در کتاب «انقلاب اسلامی و خودآگاهی تاریخی» و با نظر به مقدمات کتاب، بشود چیزهایی پیدا کرد. چیز دیگری به یاد ندارم. موفق باشید

32622

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد ارجمندم سلام علیکم و رحمه الله: استاد از وقتی آقای قاسم زاده شهردار شدند، امیدوار شدیم که شهر به سمت حکمت و تعالی پیش خواهد رفت ولی متاسفانه ظاهرا هر که در این پست قرار گیرد در فضای فاسد شهرداری استحاله خواهد شد. در طول ۸ سال گذشته دفعه سوم است که ایستگاه های اتوبوس تعویض می‌شوند، در باغ رضوان متاسفانه دیدم که یک چرتکه بزرگ و یک صندوق بزرگ درست کرده اند که نمی‌دانم معنا و مفهومش چیست؟! آیا به آقای قاسم زاده هم باید گفت که این هزینه های چند میلیاردی حق مردم است، مصداق اسراف است و اسراف حرام است؟ آیا ایشان نمی‌دانند در اموال مسلمین در قیامت از ایشان سوال خواهد شد؟ آیا برای اینکه انسان لوس مدرن را خوشحال کنیم باید این همه خرج های بیهوده در خیابان هشت بهشت، در میدان امام و خیلی جاهای دیگه انجام بدیم؟ البته فعلا در مورد فساد، رشوه و باند بازی که در شهرداریها وجود دارد صحبتی نمی‌کنم. حقیر بی سر و پا احساس می‌کنم حضرتعالی باید متذکر این موضوعات به آقایان بشوید، تمام سرمایه انقلاب همین بچه های فرهنگی و انقلابی هستند، نگذارید از دست بروند. از اینکه بعضی جملات امری شد بنده را عفو بفرمائید استاد. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت قضیه آن است که جناب آقای دکتر قاسم‌زاده از جهات مختلف فردی قابل اعتماد و از جنس انقلاب اسلامی هستند، با حکمت‌هایی که لازمه یک فرد انقلابی و دلسوز است. می‌ماند که باید حوزه فعالیت‌های ایشان را مدّ نظر قرار داد به این معنا که مردم شهر اصفهان احساس کنند شهردار، شهردارِ همه مردم است با همه سلائق، و در عین حال و در دل مدارا با همه سلائق، خطِ انقلابی و جهت‌گیری‌های ارزشی را باید به صورتی نرم جلو برد. و از این جهت به نظر می‌آید تا آن‌جا که ممکن است باید محذورات ایشان را در نظر گرفت و در عین حال، طبیعی است که نه ایشان و نه بنده و نه شما معصوم نخواهیم بود و می‌توان با تذکراتی که به ایشان داد، ایشان را متوجه نظرات خود نمود. موفق باشید

32413

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: با تو جه به اینکه تاریخ متافیزیک به اواخر خود رسیده و جهان آینده با توجه به انقلاب اسلامی می‌تواند جهان محبت باشد آیا کسی مثل آقای دولابی در آینده ی تاریخی ما (که انگار این آینده با عقل تکنیکی هم همراه است منتها عقل تکنیکی ای که با هویت ما نسبت دارد) نقش اساسی داد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم جناب آقای دولابی در مواجهه با آنچه نسبت با جهان مدرن متوجه شدند که جهان کینه‌مندی و کمّیّت‌گرایی بود، بابِ محبّت را و طوبای محبّت را برای افراد گشودند. البته بیشتر در امور فردی مدّ نظر هست و امری لازم و مفید می‌باشد. می‌ماند که ما امروز با حضور تاریخی انقلاب اسلامی همان موضوع را در امور اجتماعی و جهانی باید حاضر کنیم. عمده توجه به ضرورت گشودگی نسبت به سایر انسان‌ها و رویکرد محبّت‌آمیز به آن‌ها است که موجب حضور تاریخیِ خُلق محمّدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» خواهد شد. موفق باشید

32398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: اگر چنانچه مادری فرزند کوچک و نادان خود را (که طبق مقتضای کودکی یا نوجوانی شیطنتی دارد) را چند بار در اثر عصبانیتش نفرین کند مثلا بگوید که ان شا الله سرطان بگیری ... حالا ۲ سوال هست خواهشا به دو سوال جواب جدا و مکفی فرمایید که باعث ارسال مجدد نشه ۱. اگر چنانچه نفرین مادر عملی شود یعنی بچه سرطان بگیرد و بعد مادر پشیمان شده حال اگر مادر دعا کند برای شفا فرزندش و راضی شود و پشیمان شود و نذر کند و خیرات فراوان کند و توسل کند آیا فرزندش که با نفرین مادر سرطان گرفت خوب می‌شود؟ در احادیث مشابه اینکه نفرین پس گرفته می‌شود هست؟! ۲. گناه بچه چیست که چون کودک بوده یا نفهم بوده شیطنت کرده باید متاثر از نفرین مادر شود؟ چرا خدا این نفرین را در حق کودک عملی کرده و کودک تا بزرگسالی باید از این رنج ببرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اساساً مادر به جهت تعلق فطری که به فرزندش دارد از عمق دل نفرین نمی‌کند تا نفرین‌اش کارگر بیفتد. می‌ماند که دعای مادر برای فرزند چه اندازه مؤثر است. بسیار مؤثر خواهد بود. ۲. هیچگاه صرف نفرین کردن به کسی نفرین او موثر نخواهد بود مگر آن‌که زمینه آن نفرین در فرد نفرین‌شده به حکم سنن الهی موجود باشد. موفق باشید

31840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد گرامی. ببخشید یک سوال داشتم راجع به آیه مربوط به سوره بلد که عبارت «فک رقبه» در آن آمده. سوال من اینجاست که در دنیای کنونی و در عصر حاضر که برده داری منسوخ شده، مصداق این عبارت چه چیزی می‌تواند باشد تا ما آن را دستاویزی برای خودمان قرار بدهیم و بی بهره نمونیم. آیا آزاد کردن زندانی هم جزو فک رقبه حساب می‌شود یا چیز دیگری مد نظر است؟ متشکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! امروز «فک رقبه» آزادکردنِ گردن‌ها از زیر بار قرض‌ها است و آزادکردن گردن‌ها از زیر بارِ باورهای غلط تا انسان بتواند بهترین انتخاب‌ها را داشته باشد. موفق باشید

31136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز می‌خواستم نظرتون رو درباره سبک زندگی و افرادی که از نظر اعتقادی فقط میدونن که خدایی هست و به مرتبه باوری که در زندگی کاربردی باشد نرسیده اند و از لحاظ احکامی و واجبات گاهی نماز می خونن و از نظر اخلاقی بیشتر روزمره با بداخلاقی های غیبت و تهمت و حق و ناحق کردن می گذرانند و گرفتاران روزگار که فرصتی رو درباره بدگویی از نظام اسلامی و... از دست نمیدن، انسانهایی که زندگی عادی دارند و فقط اینکه مثلا دزدی نمی کنند والحق و الانصاف جدیدا سد زندگی توحیدی دیگران هم می شوند، این مدل ها در اطرافیان کم نیستند حالا ۵۰ الی ۶۰ سال سن هم دارن. حال جدای از اینکه اینها دیگری هستند اما نه از نوع کافر و... آیا خداوند به اندازه عقل اینها با آنها برخورد می کند؟ جایگاه اینها در دستگاه الهی کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ما نباید در این موارد با این افراد درگیر شویم. به ما فرموده‌اند: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» مؤمنین وقتی با امور لغوی روبه‌رو می‌شوند با بزرگواری از این موارد عبور می‌کنند. موفق باشید

31129

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
محضر مبارک استاد حضرت آیت الله حسن زاده بنده چند ماهی است گرفتار مشکلات اقتصادی ناخواسته ای شدم. در همین ایام شبی بعد از شرکت در جلسه حدیث کسا در عالم خواب دیدم وارد غاری شدم که تاریک بود و هیچ روزنه ای به بیرون نداشت ناگهان با ذکر الله اکبر از غار خارج شدم و در همین ایام اخیر هم شبی خواب دیدم اندوه و دلهره فراوانی بر من مستولی شد ناگهان با ذکر یا صاحب از زمان از خواب بیدار شدم هنوز هم در گیر مشکلات هستم. مستدعیست حضرتعالی جهت برون رفت از این وضعیت حقیر را راهنمایی بفرمایید. سایه حضرتعالی مستدام ان شاءالله هی هی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اولاً: بنده طاهرزاده هستم. ثانیاً: علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

30791
متن پرسش
سلام علیکم: در کتاب ده نکته فرمودید ما در عالم ماده بوسیله چشم می‌بینیم. یعنی من اگه بخوام در عالم ماده قوه بیناییم رو ظهور بدم در موطن چشم این ظهور اتفاق میفته. خواستم بگم‌ اون کسی که پشت دیوار رو میبینه (با اینکه پشت دیوار هم عالم ماده می باشد)، ولی با چشم نمیبینه، این اشخاص در عالم ماده قوه بینایی را در چشم ظاهر نکردن. پس در چه موطنی یا چه چشمی ظاهر کردن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت تجرد نفس خود، با نفس خود در آن‌جاها حاضر می‌شود مانند آن‌که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» رحلت نجاشی را در حبشه دیدند با آن‌که حضرت در مدینه بودند. موفق باشید

29644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خسته نباشید: کتاب های شما که در کتابخانه های اینترنتی (کتابراه، طاقچه، فیدیبو) به صورت رایگان عرضه شده است، مورد رضایت کامل شما برای عرضه و دانلود هست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر بنده بلا مانع است. موفق باشید

29059
متن پرسش
سلام علیکم: استاد با توجه به سوابق مبارزاتی و اِشرافی که بر حوادث انقلاب دارید خواستم از خدمتتون سوالی بپرسم. با یکی از افراد سن و سال دار که در زمان انقلاب هم جزو مبارزین بوده ولی هم اکنون با انقلاب زاویه پیدا کرده، صحبت می‌کردم، می‌گفت که مردم سال ۵۷ بخاطر رهایی از استبداد و مشکلات حکومت پهلوی با امام خمینی همراه شدند و قصدشان آزادی و استقلال از استبداد و مفاسد بود و بیشتر بدنبال یک حکومت دموکراسی محور و با حضور هر فردی اعم از مجاهدین و نهضت آزادی و غربگراها و همگان بودند تا حکومت اسلامی و با محوریت تفکر توحیدی در حکومت و یک حکومت دین محور. از سال ۵۹ هم که مشخص شد روند جمهوری اسلامی روند حکومت اسلامی است مردم زاویه گرفتند و با جمهوری اسلامی مخالفت کردند و البته جنگ هم که شد بالاخره وحدت لازم بود و لذا سکوت کردند و همکاری داشتند. در پاسخ و بررسی این مطلب اگر ممکن است نکاتی را بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم اقشار مختلف با انگیزه‌های مختلف وارد انقلاب شدند. ولی شعارهای انقلاب، روح اصلی انقلاب را روشن می‌نمود. یکی از اصلی ترین شعارهای انقلاب «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود که از واژه‌ی جمهوری اسلامی می‌توان همان معنای مردم‌سالاری دینی را مدّ نظر داشت بخصوص که در رفراندم تعیین نظام نیز بیش از 90 در صد به همین جمهوری اسلامی رأی دادند که به معنای آن است که مردم در بستر سنت اسلامی نظام خود را پایه‌گذاری کردند. البته طوری عمل نشد تا اسلام به وسعت خود به میان آید و بعضاً تنگ‌نظری‌هایی به نام اسلام شد و بیانیه‌ی گام دوم که رهبر معظم انقلاب مطرح فرمودند جهت بازخوانیِ راهی بود که در این 40 سال طی شد. و به هر حال روح انقلاب، روح حضور در جهانی بود و هست که آموزه‌های اسلامی برنامه‌ی اداره‌ی کشور باشد. موفق باشید   

27231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام خدمت شما استاد محترم: استاد من پايان نامه اي با موضوع غيب دارم. با وجود اطلاع از مشغله ي بسيار شما، چون با چارچوب فكري شما در برابر انديشه هاي مادي تا حدي آشنايي پيدا كردم، بسيار مشتاق دريافت نظرات محترمتان در مورد پايان نامه ام هستم. يك ايميل درخواست دارم تا بتوانم فايل پايان نامه ام را بفرستم خدمتتان. با تشكر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده نمی‌توانم ورود کنم. همین نکته در جواب سؤال شماره‌ی ۲۳۷۸۶ عرض شده است. موفق باشید

27186

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد بزرگوار: جواب پاسختان را دریافت کردم. واقعا همینطور است ولی با توجه به اینکه ایشان از تموم فعالیتها کناره گرفته و به خاطر یکسری مسایل اصلا دوست ندارد افراد فکر کنند جز گروهای مذهبیه و در شهر ما هم بستر هیچ گونه فعالیت مذهبی نیست ما چگونه می توانیم به ایشان کمک کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که در مسیر رشد معارف، خود را تقویت کند تا خداوند راهِ اصلی را در مقابلش بگشاید. سیر مطالعاتی سایت، إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

26156

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: یکی از فعالان فرهنگی ادعا کرده بودند که حکومت جمهوری اسلامی و به تعبیر بهتر حکومت با محوریت ولی فقیه، می خواهد مردم مانند خودشان فکر کنند و پوشش مطلوب آنها را داشته باشند و مطابق خواست آنها فعالیت اجتماعی کنند و یا رسانه ها را دنبال کنند لذا کانالیزه و تک صدایی را حکومت می طلبد و می خواهد مردم در همان کانال و صدا باشند و خارج از آن را نمی پذیرد. آیا چنین مطلبی ویژه ناظر به شرایط کنونی کشور و جامعه با حکومت جمهوری اسلامی و رهبری ولی فقیه صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. نظام اسلامی قواعد و سننی را که در عالم هست، متذکر می‌شود ولی انتخاب را به عهده‌ی مردم می‌گذارد مگر آن‌که کار بعضی‌ها هنجارشکنی باشد که حکم آن جدا است. موفق باشید

37187
متن پرسش

سلام علیکم: باعرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده. امام خمینی بیت شعری دارند که: درِ میخانه گشایید به‌رویم، شب و روز که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم که حضرتعالی بارها شرح این بیت را بیان فرمودید ولی حضرت امام بیت شعری دیگری دارند: ماه رمضان شد می و میخانه برافتاد عشق و طرب و باده به‌ وقت سحر افتاد از حضرتعالی خواستم اولا شرحی بر بیت دوم بفرمایید و بیان نمایید چرا حضرت امام که قبلا فرمودند درِ میخانه گشایید شب و روز، اکنون با حلول رمضان می‌فرمایند (میخانه برافتاد) با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بیت اخیر، متذکر می‌شوند حتی همان میخانه‌ای را که در زندگی به دنبالش بودند، میخانه‌ای که حضوری است در راستای عبور از معلومات و عبادات انتزاعی و مفهومی و عادتیِ مسجد و مدرسه. حال با رمضانی‌شدنِ زمان، صورتی بسی برتر و زنده‌تر به میان آمده و آن همان شروع روز است در شبانگاهِ رمضان با احوالاتی که سراغ انسان می‌آید. موفق باشید

34354
متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد شما در پاسخ به سوالات پیرامون حجاب بانوان در جامعه فرمودید صبور باشید و این افراد سرخورده و افسرده می‌شوند. واقعا بنده برایم سوال شده که چه وظیفه ای در مقابل دختر بد حجاب و خواهر بد حجابم دارم؟ بعضی مواقع دیگه صبرم لبریز میشه و دقت کرده ام دخترم زمانی که قاتلان رو اعدام می‌کنند لجوج تر میشه و حس بدی نسبت با من پیدا میکنه. لطفا راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «حجاب یک ضرورت شرعی است؛ ...، منتها آن کسانی که حجاب را به طور کامل رعایت نمی‌کنند، اینها را نباید متّهم کرد به بی‌دینی و ضدّانقلابی.. اینها دخترهای خودمانند... در این قضایای اخیر دیدید علیه حجاب خیلی کار شد؛ چه کسی ایستادگی کرد در مقابل این تلاشها و فراخوان‌ها؟ خود زنها؛ زنها ایستادگی کردند. آنها امیدشان به همین زنهایی بود که شما به آنها می‌گویید بدحجاب؛ امیدشان به اینها بود. اینها امیدشان این بود که همینهایی که حجاب نیمه‌کاره دارند بکلّی کشف حجاب کنند، [ولی] نکردند؛ یعنی زدند تو دهن آن تبلیغ‌کننده و فراخوان‌فرستنده. »

ملاحظه می‌فرمایید که ایشان بر بی‌دین نبودن و ضد انقلابی‌نبودنِ این افراد تأکید فرمودند و این بسیار مهم است که خدای ناکرده این افراد را ما خارج از دین ندانیم. در حالی‌که یکی از وظایف دینی خود را به طور کامل عمل نکرده‌اند و نظر ایشان مربوط به حادثه‌های اخیر نیست، ایشان در سال ۹۱ در جمع علمای خراسان جنوبی این نکته را متذکر شدند. با توجه به این امر که ما این افراد ضعیف‌الحجاب را از نظر مقام معظم رهبری از خودمان می‌دانیم، نباید نسبت به ضعف حجاب آن‌ها حساسیتی نشان داد حاکی از آن‌که آنان از ما نیستند. در مورد آن‌هایی که کشف حجاب کرده‌اند نیز باید تأمّل کرد. بسیاری از آن‌ها معاند نیستند، اغفال شده‌اند و یقیناً با فرونشستن تشنجات به خود می‌آیند و مرز خود را از معاندینی که با کشف حجاب بنای مقابله با نظام مقدس اسلامی دارند، جدا می‌کنند. زیرا بعضی از آن‌ها اصلاً نمی‌دانند معنی کشف حجاب آن‌ها در این شرایط چیست. با حوصله باید قضیه را برایشان تبیین کرد آن‌هم در شرایطی که هنوز به وجود نیامده است وگرنه جبهه‌گیری می‌کنند. موفق باشید

34070

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ببخشید دوباره مزاحم شدم اگه میشه لطفا نقشه راه تربیتی که خداوند طراحی فرموده اند و در انتهای آن، انسان یکی از ۳۱۳ یاران با وفای حضرت امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف می‌شود را برایمان روشن بفرمایید چون همان طور که می‌دانید این عزیزان اکثرا جوان هستند، فقیه هستند و من فکر می‌کنم که دارای مقام فنا فی الله وبقا بالله نیز هستند، لطفا بفرمایید که چگونه می‌توان به یکی از بهترین ۳۱۳ یاران با وفای حضرت امام زمان عزیز تبدیل شد. حقیقتا وقتی انسان به شخصیت حضرت عباس علیه السلام و حضرت علی اکبر علیه السلام نظر می‌کند خیلی دلش می‌خواهد شبیه آن عزیزان شود ولی اینکه دروان نوجوانی را در گناه سپری کرده ام و زمان طلایی آن دوران را از دست داده ام، قدری بنده را ناراحت می‌کند، به نظر شما از کجا باید شروع کرد؟ آیا به سراغ طلبگی بروم با سن ۲۳ سالگی یا کاری دیگر؟ واینکه متاسفانه بنده دچار خودبینی و غرور هستم لطفا دستورالعمل بفرمایید. اگر سوال تکراری است بخاطر گرفتن وقتتان بنده را حلال بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد اولیه آن است که نظر به توصیه‌های مولایمان علی «علیه‌السلام» به امام حسن «علیه‌السلام» در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» باشد و پس از آن با مطالعه کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» إن‌شاءالله در جهانی که باید قدم بگذارید، حاضر می‌شوید. در این‌جا است که می‌توان گفت: «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

34015
متن پرسش

سلام استاد جان: دلشکسته ام و خسته از شنیدن شنیدن شعار توهین به رهبری قلبم به درد آمده. دعایم کن استاد جان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل روز برای هرکس روشن است که در زیر این آسمان جدای از حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه»، انسانی به تقوا و بصیرت و دلسوزی برای مردم مثل شخص رهبر معظم انقلاب وجود ندارد. حال در نظر بگیرید چه چیزی پیش آمده است که عده‌ای درست بغض ایشان را در خود پرورانده‌اند. آیا بدتر از این می‌شود که انسانی با چنین توهین‌هایی به چنین شخصیتی تا این اندازه سقوط کند؟! آیا این حکایت مقابله ظلمات آخرالزمانی در مقابل حقیقت آخرالزمانی نیست؟!! و ما را به آن فکر نمی‌اندازد که همان‌طور که عده‌ای در صدر اسلام گرفتار بغض نسبت به حضرت علی «علیه‌السلام» بودند، در این زمانه پیش آمده است؟ خوشا به حال آنانی که تمام وجودشان محبت به حضرت آیت الله خامنه‌ای«حفظه‌الله» شده است و مانند حاج قاسم فهمیدند رمز عاقبت بخیری در این تاریخ را در کجا پیدا کنند. آن‌جایی که آن شهید بزرگوار فرمود : «واللّه واللّه واللّه از مهمترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. موفق باشید        

33582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده گرامی: استاد من به دور و اطرافم که نگاه می کنم خیلی از زوج هایی که ازدواج کردند، الان یا طلاق گرفته اند یا اگر طلاق هم نگرفته اند دچار طلاق عاطفی شده اند و متاسفانه از زندگی خودشون راضی نیستند. بنده قراره به زودی ازدواج کنم. خواهشا نصیحتی بفرمایید در باب ازدواج و در باب این موضوع که چه طور دچار طلاق عاطفی نشیم و تا آخر عمر هم دیگر رو دوست داشته باشیم و این که اگر سخنرانی یا کتاب یا هر منابعی بفرمایید تا مطالعه کنیم در مورد همین موضوع ممنون میشم. در ضمن من طلبه هستم و خانمم دانش آموز

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده درک همدیگر است در بستر تاریخی که با انقلاب اسلامی ذیل رهبری انقلاب در حال وقوع و پیشرفت است. در این مورد خوب است  کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» و جزوات «حضور نرم و نقش مؤثر زن در این تاریخ» و «هویت قدسی زن و حضور در جهان گسترده‌ی امروز» که روی سایت می‌باشد را مطالعه فرمایید. موفق باشید

33294
متن پرسش

استاد بزرگوار سلام: در اطرافیان من کسی هست که در هر دیدار احتمالا بدون هیچ سوءنیت و در کمال سادگی به من طعنه می‌زند یا جملاتی می‌گوید که دلم را شدیداً می‌شکند. از آنجایی که بزرگتر هست و در بحث کردن با او و ابراز ناراحتی هم سودی نمی‌بینم معمولا در مقابل حرفهایش می‌خندم انگار صحبت بانمکی کرده است. اما بعد از دیدارمان تا دیدار بعدی با تمام وجود با قلب و مغزم کلنجار می‌روم که با یادآوری حرفهایش کینه پیدا نکنم. تازه وقتی کمی آرام می‌گیرم دوباره دیدار بعدی پیش می‌آید و حرف‌های دل‌شکننده محتمل بعدی. نسبتم هم با او طوری نیست که بتوانم محدودتر از این با او در ارتباط باشم. این را هم بگویم که از دل‌شکستگی‌هایم تقریبا به هیچکس نمی‌توانم بگویم. اگر با خانواده و اقوام حرف بزنم غیبت می‌شود و با دوستانم هم سختم هست حرف‌هایی از این جنس بزنم پس در این جدال بسیار هم تنها هستم و یک‌نفره و بی هیچ یاوری با خودم مبارزه می‌کنم. استاد من از سینه‌ای که پر از کینه و احساس منفی به دیگران باشد می‌ترسم. حدیثی از اهل‌بیت شنیده‌ام که شیعیان ما قلب‌شان از هر غل و غش و دغلی پاک است اما من پر از غل و غشم. عاجزانه از محضر شما درخواست دارم راهنمایی‌ام کنید که با چه فکر یا عملی نسبت به حرف‌هایی از این جنس بی‌تفاوت بشوم و بتوانم کینه به دل نگیرم و در مقابل او و دیگرانی شبیه او بداخلاقی یا بی‌محلی نکنم؟ استاد دوست دارم ظرفم را بزرگ کنم اما خیلی کوچکم. مثلا تقریبا مطمئنم که او قصد شکستن دل من را ندارد اما به واسطه سن و تفاوت فرهنگی و فاصله‌ای که بین دنیاهایمان هست این حرف‌ها را به من می‌زند، اما هرچه این موضوع را پیش خودم مرور می‌کنم باز هم دلم قانع نمی‌شود که از حرفهایش نشکند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر این سخن بزرگ و بزرگ‌تر از بزرگِ حضرت معبود را فراموش کرده‌اید که می‌فرماید: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» (فرقان/63) بندگان خدای رحمان که وسعت رحمانی‌اش شامل عموم بندگان است، انسان‌هایی می‌باشند که بدون هیچ تکبرّ و با فروتنی تمام روی زمین حرکت می‌کنند و چون در صحنه‌های مختلف با افرادی روبه‌رو شوند که جاهلانه با آنان برخورد می‌کنند، در مقابل، گفتگویی همراه با سلام و سلامتی با آنان در میان می‌گذارند. و نیز در جای دیگر می‌فرماید: اینان « وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» چون با امری لغو و غیر منطقی روبه‌رو شوند با بزرگواری از آن امور می‌گذرند و خود را همسنگِ سخنان پوچ و لغو و بی‌ثمر نمی‌کنند. موفق باشید  

33271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: گروهی هستیم قصد داریم در راستای جهاد تبیین که حضرت آقا فرمودند به صورت خانوادگی در پارک ها و فضاهای عمومی با مردم صحبت کنیم. آیا جنابعالی با این شیوه ی عملکرد موافق هستید؟ اگر ممکن است راهنمایی بفرمایید. با تشکر فراوان التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که باید مخاطبان ما احساس تحقیر نکنند، تصور می‌شود جهاد تبیین به آن معنا است که مسئولین فرهنگی با تولید مفاهیمی فاخر، موضوعات دینی را تبیین کنند تا انسان‌ها متوجه عظمت آن موضوعات بشوند و خود به خود به سوی آن حقایق گرایش پیدا کنند. موفق باشید

نمایش چاپی