سلام علیکم: استاد بزرگوار لطفا نظرتان را راجع به چنین برداشت و تفسیری از قرآن میفرمایید چون امکان کپی متن و یا ارسال عکس نبود لینک را قرار دادم https://www.instagram.com/p/CXCHPQQo5tE/?utm_medium=copy_link
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه امکان دسترسی به اینستاگرام برایم نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی از اساتیدی که میفرمایید، ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در شرایطی هستیم که قضیه همینطور است که ملاحظه میفرمایید. علت مشکل، شما نیستید، روحیهی مردم طوری شده که به جای تذکر به خودشان و توجه به نفسِ لوّامه، بقیه را مقصر میدانند. مطمئن باشید با برخورد خوب شما، خود شما گسترش مییابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که تکالیف دینی به اعتبار آنکه فرمود: «لا إکراه فی الدین» با جان انسان همراه است؛ اگر هم ابتدا حالت تکلیف به خود میگیرد، بعد از مدتی رعایت همان تکالیف، حالت لذّت برای انسان پیش میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به او متذکر شد خداوند در کنار این مصائب میخواهد او را متوجهی راهی دیگر و جهانی دیگر بکند. در جواب سؤال شمارهی ۲۷۶۵۶ عرایضی و اشاراتی در این رابطه شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه عرض شد مربوط به عزیزانی است که بنا دارند زندگی را شروع کنند. اما امثال جنابعالی با عمیقکردن مطالعات دینی و رعایت اخلاق فاضله، إنشاءاللّه میتوانید در حوزهای دیگر نقشآفرینی کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» در این مورد شده است که چگونه از ابتدای کودکی تا حال، متوجهاید که خودتان، خودتان هستید و در عین حال، تغییر کردهاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: دردی که در سلوک مطرح است با نظر به جایگاهی است که آن درد، در راستایِ امتحان الهی برای سالک پیش میآید لذا میگوید: «در بلا هم میچشم الطاف او». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی، بانک بلند توحید در این زمانه است. این انسانها هستند که باید ببینند چه اندازه در رجوع به آن دعوت موفق بودهاند. البته رویهمرفته انسانها نسبت به صدای توحید زمانهی خود بیتفاوت نبودند. موفق باشید
روز سوم و روز آخر و به تعبیری روز وداعِ اعتکاف مصادف شده است با وفات حضرت زینب (سلام الله علیها) گویا باید دستی از جنس دستی که بر قلب بانو گذاشته شد بر قلب معتکفین واقعی گذارده بشه تا صاحب قلبی صبور از جنس قلب زینبی شوند تا بتوانند وداع جانسوز رو انجام دهند و با تاسی به بانو رسالتی سنگین که همان دعوت به توحید هست را به خوبی بر دوش گیرند و با قلبی صبور از معشوق جدا شوند تا بروند که هر کدام رهبری شوند برای جاماندگان این طریق، تا آنان را نیز به این وادی عشق و عاشقی بکشانند. بر معتکف واقعی خیلی سخت است که بخواهد از حریم امن و نورانی الهی جدا بشود و حقا که صبری زینبی میطلبد برای این وداع.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. ملاحظه میکنید ما در این صحنهها با زینبی روبهرو هستیم که نهتنها حضرت سجاد «علیهالسلام» در وصف او میفرمایند: «أنتِ بِحَمدِ الله عالِمَةٌ غَيرُ معلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيرُ مُفهَّمَةٍ» شما بحمدلله عالمی هستید بدون آنکه از معلّمی تعلیم گرفته باشید و فهمی دارید بدون آنکه انسانی به شما آن فهم را داده باشد؛ بلکه آن حضرت همینکه به مدینه آمدند متوجه شدند با نور شهادتی که در نهضت اباعبدالله «علیهالسلام» پیش آمد وجدان جهان اسلام را آماده کرده است تا رسالت دیگری به عهده بگیرند و آن، حضورِ غلبه نرمافزاری بر نظام استکباریِ امویان بود[1]. لذا بعد از حضور در مدینه در راستای حرکت نرم خود، طوری در جهان اسلام حاضر شدند که درست در حساسترین مناطق یعنی در شام و در مصر که هر دو تحت تأثیر امویان بود، آنچنان نقشآفرینی کردند که ما در مصر شاهد جریان فاطمیون و علاقه شدید مردم مصر به اهل بیت «علیهمالسلام» هستیم و در شام با جریان علویون روبهرو میباشیم. حرکت نرم حضرت زينب «سلاماللهعلیها» بعد از رفتن از مدینه آنچنان عمیق و دقیق است که حتی مزار آن حضرت به طور مشخص معلوم نیست در مصر است یا در شام، و این معجزه حضور نرم است تا همه روحها و وجدانها خود را متعلّق به حضرت زینب «سلاماللهعلیها» یعنی بانویی بدانند که قهرمان نهضت کربلا است.
حال آیا این ما نیستیم که با شهادت فرزندان ناب انقلاب اسلامی از جمله حاج قاسم سلیمانی باید زینبوار وجدانهای مردممان و مردم جهان را متوجه جریانی کنیم که قاتلان بهترین انسانها در ایران بودند؟ تا از این طریق جهتگیریِ فرهنگ مدرن که همراه با کفر و خشونت است، تغییر کند؟
در بستر نهضت نرمافزاری انتقام آری! ولی خشونت نه. مانند اشعاری که در جای خود انتقام است و شمشیر تیزی هستندکه بدون خونریزی دشمن را میکُشد. به گفته مولوی که در وصف حضرت علی «علیه السلام» میگوید:
تیغ حلمت جان ما را چاک کرد آب علمت خاک ما را پاک کرد
بازگو دانم که این اسرار هوست زانک بی شمشیر کشتن کار اوست
با توجه به این امر یعنی در نسبت بین حقیقت و قدرت میتوان به کربلا فکر کرد و شب عاشورا، که از یک طرف حضرت اباعبدالله«علیهالسلام» فرمودند: همه افراد فردا شهید خواهند شد. زیرا حضرت خود را در بستر حقیقتی یافتند که شهادت آن را معنا میکرد و از طرف دیگر فردا با تمام نیرو جنگیدند و نشان دادند دارای قدرت روحی بزرگی هستند که ترس در آن راه ندارد. راستی! بین شهادتِ حتمیِ حضرت اباالفضل «علیهالسلام» که از قبل میدانستند و آنهمه دلاوری و قدرتنمایی، پیچیدهترین رازی نیست که میتواند مرز بین قدرت و خشونت را از هم جدا کند تا معلوم شود چگونه خشونت با ترس همراه است ولی قدرت، با پشتوانه حقیقت، شجاعتآفرین است؟ و راهی میشود تا وجدان جامعه برای درک حقیقت به جوش آید.
باید به این نکته فکر کرد که انتقام سخت اگر انتقامی است پایدار و موجودیتِ دشمن را نشانه میگیرد، حتماً انتقامی است که در بستر حرکتی نرم نتیجه نهایی خود را آشکار میکند تا هویت تاریخی دشمن استکباری بیمعنا گردد. مانند حرکت حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» بهخصوص آنجایی که حضرت وصیت فرمودند مرا شبانه غسل دهید و کفن و دفن کنید. تا جریان مقابل هیچ کاری نتواند بکند، مگر آنکه ناظر آبشدن و تبخیرِ به مرورِ خود در تاریخ باشد. «امّ ابیها»بودنِ حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» یعنی بعد از رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نیز باید این نهضت با روحِ مادرانه آن حضرت ادامه یابد و پایدار بماند. لذا یک طرف خشونت است و جسارت به آستانه آن حضرت، و یک طرف حقیقت است و شجاعت، و این است که شیعه در ذکر مصائب آن حضرت متوجه رنجی میباشد که در مسیر بهظهورآوردنِ حقیقت در مقابل خشونت باید تحمل کرد تا معلوم شود پیروزی اصلی و انتقام سخت در حرکات نرمافزارانه نهفته است و هرکس باید در هر زمان مطابق دشمنی که در مقابل خود دارد، آن حرکت را به میان آورد.
در این مورد باز باید به حضور و نقش حضرت زینب «سلاماللهعلیها» بعد از حضور در مدینه در جهان اسلام فکر کرد و معجزه حضور نرم نسبت به وجدانهایی که پس از شهادت بیدار شدند و امکان گفتگو با آنها در راستای درک حقیقت فراهم گشت. موفق باشید
[1] - در این مورد خوب است به سخنان رهبر معظم انقلاب بعد از شهادت حاج قاسم سلیمانی و حضور میلیونی مردم در تشییع پیکر آن شهید توجه فرمایید که فرمودند: «البتّه آنچه در شهادت او اتّفاق افتاد، اوّلین سیلی سختی بود که به آمریکا زده شد و تا آن زمان، مهمترین سیلی به آمریکا همین حرکت مردمی عظیمی بود که انجام گرفت؛ بعد هم که خب برادرها یک سیلیای زدند؛ لکن سیلی سختتر عبارت است از غلبه نرمافزاری بر هیمنه پوچ استکبار که نیازمند همت جوانان انقلابی و نخبگان مؤمن ما است .
به نام حق سلام و درود خداوند خدمت شما: ببخشید استاد نظر شما در مورد شخص ابن عربی چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است. همین اندازه متوجه باشید که حضرت امام در نامه خود به گوباچف او را دعوت به فهم معارف بلند ابنعربی میکنند. راستی! در ابنعربی چه چیزی نهفته است که علمای شیعه این اندازه به او رجوع دارند در حدّی که آیت الله حسینی طهرانی در کتاب «روح مجرد» میفرمایند مرحوم آیت الله قاضی فرموده بودند ابنعربی از نظر عقیده، شیعه است هرچند از نظر فقهی حنفی باشد. موفق باشید
با سلام: استاد بعد از نفس کلیه الهیه چیه؟ مراتب پیدا میکنه؟ و آیا میشه آخرین خاصیت نفس کلیه را که تسلیم و رضا هست، وجود مرتبه از وجود مقدس امام رضا (ع) دانست؟ ۳. شهدای دفاع مقدس مشهد و شاید هم مردم ایران به سبب ارادت به وجود مقدس این امام جزو این دسته بودن و هستن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همینطور است و مقام همه ائمه «علیهمالسلام» مقام نفس کلیه الهیه میباشد. ۲. آری! هرکس به اندازهای که متوجه حقیقت وجودی اولیای الهی باشد از آن مقام بهره میبرد. موفق باشید
سلام علیکم: در مقام رسالت وحی الهی به صورت مشافهی یا با واسطه به رسول القاء می شود. با توجه به اینکه مقام امامت والاتر از مقام رسالت است در مقام امامت ارتباط امام با خدای سبحان چگونه است؟ حضرت ابراهیم علیه السلام در مقام رسالت از خدای سبحان به صورت مشافهی یا با واسطه وحی دریافت میکردند. آیا وقتی به مقام امامت رسیدند ارتباطشان با خدا در مقام اخذ وحی مانند اخذ وحی در مقام رسالت بود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که باطن نبوت و امامت، ولایت به معنای قرب الهی است و از این جهت در هیچکدام از شرایط امامت و نبوت، مقام قرب از میان نمیرود. آری! در مقام امامت، مأموریت تمدنسازی برای پیامبر و امام در میان میآید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: سوالاتی از خدمتتان داشتم. ۱. در مورد کلمه تاریخ که مکرر از آن در بیانات و کتب خود استفاده می کنید، اگر تعریف تاریخ را به آنچه مرسوم است حساب نکنیم، آیا می توانیم بگوییم که تاریخ در بیان شما به این معنی است که اگر تاریخ را با اجزا آن بخواهیم تعریف کنیم، هر تاریخ جدید یعنی یک استکبار جدید و یک نماد جدید اراده خدا و لوازم و اشخاص آن در اجتماع؟ و اگر اینگونه است زمان مثلا آیت الله قاضی را باید چگونه بنامیم؟ ۲. در بررسی افراد و رفتار افراد جامعه این را کنجکاو بودم که مثلا چه می شود که یک نوع پوشاک، یک نوع بیان و گویش، یک نوع سبک زندگی و... به سرعت در جامعه باب می شود، با دقت در افراد متوجه میشم که اکثرا هرچند آنچه در سطح جامعه، باب شده را ناخوشایند می دانند ولی برای هم سطح شدن و به نظر آنها عقب نماندن از یک رسم خود را با آن رسم هماهنگ می کنند.حال در بیان شما جمله ای با عنوان اینکه بشر این دوران میخواهد با "بودِ"خود زندگی کند وبه کمتر قانع نمی شود، حال که بود هر شخص به وسعت جهان است، سوال اینکه ما تا چه حد می توانیم تبعیت افراد از مُد را تقلای آنها برای زندگی با بود خود بدانیم، وآیا اصلا این تبعیت از رسم باب شده هر روز در جامعه را می توانیم در این حوزه بحث کنیم یا نه صرفا تبعیت از دنیا طلبی و... است که قبلا هم بوده. ۳. در ادامه مطلب و سوال دوم آیا وجهی از این زندگی با بود خود منتهی کم رنگ تر را در دوران انسانهای قدیم هم داریم؟ ۴. آیا می توانیم یکی از علل حوالت بشر این دوران به ساخت ابزار برای زندگی خود را علت زندگی در بود جهانی خود بدانیم؟ ۵. در آخر اینکه خواست سوال کنم که چه کتابی را به عنوان منبع موثق مطالعه تاریخ ایران و اسلام معرفی می کنید؟ ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به این نکته توجه شود که «وجود» در هر عصری حضور و ظهوری مناسب آن عصر و تاریخ دارد، این نکتهای است که میتوان از آیه «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْن» مدّ نظر آورد. این خدا همواره در هر تاریخی به صورتی زنده و فعّال در صحنه است، از جمله در انقلاب اسلامی. خدایی که نیچه مرگ آن را مطرح میکند، خدای مفهومی است که به عنوان واجب الوجود در ذهنها جای دارد ولی خدای پیامبران و در این زمان خدای امام خمینی «رضواناللهتعالیعليه»، خدای دیگری است و این است، خدایی که عین بقا و حضور است. انقلاب اسلامی متذکر این شأن از حضور خداوند در این تاریخ میباشد. ۲. بشر آخرالزمانی آزادی را جزو ذات خود میداند و اگر آن را با هویت قدسیاش همراه نبیند، گرفتار نوعی پوچی و سرگردانی میشود و عملاً تن به هر کاری میدهد که در بشر جدید ملاحظه میکنید. ۳. بشر دیروز بیشتر با باورهایش زندگی میکرد و نسبت به این امر در آرامش بود. ۴. همینطور است. ۵. به نظر میآید کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهان بین دو جهان» و جزوه «انقلاب اسلامی و فهم امام خمینی از انسان و جهان مدرن» https://lobolmizan.ir/leaflet/1005?mark=%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C در این مورد کمک میکند. موفق باشید
با سلام: استاد من برهان صدیقین، سی جلسه حمد و چندین دور مصباح الهدایه رو خدمتتون بودم و کتاب مصباح الهدایه اکثرا کنار منه در همه جا. استاد معنی اسم شریف مرید رو میشه برام توضیح بدید در ومیض ۶ هست. یعنی با رعایت همه ی موارد و نکاتی که در توحید باید رعایت بشه و پس از تنزیه، تقدیس و تحمید و تهلیل واقعا حضرت حق (جل جلاله و عظم شانه) مرید خواسته های موحدین هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! مگر در حدیث گرانقدر «قرب نوافل» نداریم که سالک در فنای خود تا آنجا جلو میرود که به لطف الهی حضرت معبود چشم و گوش او میشود و او به نور حق میبیند و میشنود؟ بدین معنا که سالک اراده کند همان میشود که حضرت حق اراده کرده است و یا حضرت حق اراده کند، عملاً سالک است که در خود چنین ارادهای را مییابد. امری که ما در این تاریخ در حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» یافتیم که چگونه به اراده الهی، آن کرد که حضرت ربّ اراده کرده است. موفق باشید
با عرض سلام و ادب: جوانی ۱۹ ساله هستم که الحمدلله توفیق بوده مشغول فعالیت های فرهنگی و طلبگی میباشم. بنده از کودکی عواطف خود را بروز میدادم و روحیه احساسی زیادی داشتم به شدت به دوستان و برادران دینی خودم عشق میورزم و آنها را از صمیم قلبم دوست دارم اما راستش مدتی هست در شک و عذاب وجدان قرار دارم از طرفی نمیدانم آیا این موضوع هم جز مواردی هست که باید با نفسم مبارزه کنم و خودم را از ابراز محبت منع کنم؟ از طرف دیگر میترسم ابراز محبت هایم خدایی نکرده از روی نفس و شهوت بوده باشد و مثلا هربار که دوستان خود را در آغوش میگیرم مرتکب فعل حرام شده باشم و اثر و صور جهنمی در نفس خودم ایجاد کرده باشم به شدت این موضوع مرا اذیت میکند. لطفا مرا راهنمایی کنید چطور تشخیص بدهم و بفرمایید اگر کار اشتباهی انجام میدادم چطور اثرات آن را از بین ببرم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره محبت به مؤمنین از الطاف الهی است ولی باید سعی کرد در این امور، افراط نکنیم تا واهمه به میان آید و مسیر ورود شیطان را هموار کند و به همین جهت ما را توصیه به تقوا میکنند به معنای آنکه احساسات خود را کنترل کنیم تا از مرز تعادل خارج نشویم. موفق باشید
سلام استاد: در منابع تاریخی معتبر اول ذی القعده واقعا روز ولادت حضرت معصومه هست یا جهت گرامیداشت اون حضرت به این نام نامگذاری شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تحقیق خاصی در این مورد نداشتهام ولی بالاخره عزیزانی که اهل تحقیق در این مورد بودهاند به چنین نتیجهای رسیدهاند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به صحبت های اخیر حضرت آقا برای معلمان و تاکید بر اندیشه های امام در آموزش و پرورش در مقطع ابتدایی از چه سنی شروع کنیم و با کدام کتاب امام شروع کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده حضوری است که معلمان باید با احساس مسئولیت نسبت به نسلی که در مقابل خود دارند، برای خود شکل دهند و زندگی را در همین حضور و احساس مسئولیتْ احساس کنند که موجب رضایت درونی غیر قابل توصیفی خواهد شد. در مورد حضرت امام عمده توجه به شخصیت تاریخی ایشان است که باید از این جهت الگو و اسوه باشد. موضوع معارف عرفانی حضرت امام «رضوان اللهتعالیعلیه» امر دومی است که به نظر میآید کتاب «مصباحالهدایه» مبنای خوبی را به مخاطبان میدهد. شرح آن کتاب را در سایت میتوانید دنبال بفرمایید. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/sound/653
بسمه تعالی سلام علیکم: ضن عرض تشکر، نظر شما درباره سخن زیر چیست؟ «هم در روایات و هم در بیانات رهبری عزیز اینطور بر می آید که اصل زمینه سازی ظهور که ان شاءالله نزدیک است، به دست ما ایرانیان خواهد بود. با این حال این طور به نظر می رسد که بخشی از مردم و نه همه، در این راستا در حال انجام وظیفه هستند. به عبارتی بسیاری هم هستند چه در بین مسئولین و چه مردم، که سطحشان از سطح معیارهای اسلام و اصول جمهوری اسلامی پائین تر است. و حیف از جمهوری اسلامی و رهبری است که یک چنین افرادی زیر پرچم آن باشند و بخواهند در زمینه سازی ظهور نقشی داشته باشند.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال آنهایی که در بستر فرهنگ انتظار در امروز و فردایِ جهان مهدوی، ذیل ولایت نایب الإمام در حال انجام وظیفهاند، بهترین نحوه بودن را تجربه میکنند و در همان راستا سعی در عمقبخشیدن به آن دارند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد در کتاب اسرار نماز آیت الله جوادی بین آداب و حکمت و اسرار نماز تفاوت قائل شده است و حکمت را به نتایج عمل، آداب را به مسائل اجرایی نماز و اسرار را به عوالم وجودی بالاتر که باطن عمل است ربط می دهد اما در کتاب حکمت عبادات، حکمت و اسرار را یکی می داند! راز این تناقض چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در آنجایی که بین حکمت و اسرار تفکیک کردهاند، خواستهاند مطلب را دقیقتر بیان کنند از آن جهت که حکمت عبادات را میتوان با مخاطب در میان گذارد، ولی راز آنها را هرکس در نزد خود مییابد به همان معنایی که جناب مولوی میفرمایند: «هرکه را اسرار حق آموختند / مُهر کردند و لبانش دوختند». موفق باشید
سلام: کتاب شناخت اهل بیت علیهم السلام به نورانیت ، رو خوندم بسیار مطالب زیبایی داشت. تشکر میکنم از آقای طاهرزاده. سئوالم اینکه در دو روایت داریم که ایمان ابوذر و سلمان به یک اندازه نبوده. چه طور حضرت علی علیه السلام به هر دو نفر که ظرفیت و تحمل یکسان ندارند، حدیث نورانیت را بیان کرده است؟ سوال ۲: راوی این حدیث از نظر رجال حدیث فرد مورد اعتماد نیست و ۳۰۰ سال بعد از سلمان رحمت الله علیه در قرن ۴ این حدیث را آورده است. شما چگونه مطالب او را تایید میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید از این جهت هر دو آن بزرگوار ظرفیت چنین سخنانی را داشته باشند. ۲. شواهد و روایات دیگری داریم که در مجموع میتوانیم نکات این روایت را نیز تأیید کنیم. موفق باشید
سلام استاد: وقتتون بخیر برای ماه رجب چه اعمال و ادعیهای پیشنهاد میکنید؟ یه سوال دیگه داشتم. بنظرتون صوت های تفسیر المیزان را هم زمان با صوت موضوعات دیگه مثل انسان شناسی گوش بدم اشکال داره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده کتاب «ماه رجب، ماه یگانه شدن با خدا» که روی سایت هست، راههای خوبی را در مقابل انسان میگشاید. ۲. فکر نمیکنم اشکال داشته باشد. ولی پیشنهاد بنده آن است که با سیر مطالعاتی سایت جلو بروید. موفق باشید
سلام: من میخاستم کتاب های علامه حسن زاده رو تا حدودی خریداری کنم کتاب هزار و یک کلمه که هفت جلدی هست رو سفارش دادم فروشنده گفتن یه سری از کتابای کوچیک علامه توی این هفت جلد هست مثل طب و طبیب اما اینکه کامل کدوم کتابا هست رو نمیدونستن میخاستم بپرسم شما میتونید راهنمایی کنید که من کتاب تکراری نخرم. دیگه مثلا مراتب رویا نامه برنامه ها بر نامه ها دستورالعمل های اخلاقی و سیر و سلوک، سر اجابت دعا، صد و ده اشاره، نور علی نور در ذکر و ذاکر، در اسمان معرفت، طب و طبیب، قران و لیله القدر الاوبه الی توبه رساله رابط و رابطی ولایت تکوینی اینا رو میخام ببینم کدوماش توی اون هفت حجد مطالبش هست و اینکه هزار و یک نکته با هزار و یک کلمه یکیه؟ ی فروشنده گفت متفاوته و جلدها رو هم که دیدم متفاوت بود منتهی یه فروشنده دیگه گفتن یکیه ببخشید من قم هم نیستم که بتونم حضوری برم برای خرید این شهری هم هستم نه کتابفروشی هست که داشته باشه این کتابارو نه استادی رو میشناسم ببخشید اگه امکانش هست راهنمایی بفرمایید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم به راحتی بتوانید به نتیجهای که جنابعالی به دنبال آن هستید برسید. مهم آن است که بالاخره از جایی شروع کنید که پیشنهاد میشود با مباحث «معرفت نفس» که ایشان در این مورد زحمات زیادی کشیدهاند، شروع کنید نتیجه میگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم، اول، پدری آن را ثابت کنید که بنده حقیر یعنی اصغر طاهرزاده، استاد حسن زاده عزیز هستم؟! تا بعد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سایت در این موارد ورود ندارد. موفق باشید
