بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: «حتی تخرق ابصارالقلوب حجب النور» تداخلی با حقیقت نوری ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این فراز از خداوند می‌خواهید تا شما را از حجاب‌های نوری مثل عقل استدلالی نیز عبور دهد و به نور قلب، با خدا مأنوس شوید. تازه در این مرحله است که اتفاقاً می‌توان حقیقت نوری اهل بیت را که آینه های نمایش اسما، الهی هستند، درک کرد. موفق باشید

34136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ان شاءالله حالتون خوب باشه. استاد توی این اوضاع کشور که فشارها از داخل و بیرون هست می‌خواستم نظر شما رو در مورد این موضوعات بدونم و اینکه برداشتن روسری داره عادی میشه. آینده رو چطور می‌بینید آیا همون پیش بینی هایی که اهل بیت (ع) از آخرالزمان کردند باید درانقلاب ما رخ بده یا...؟ ممنونم 🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره 34127 عرض شد اتفاقاً این افراد با سرخوردگیِ شدیدی روبرو خواهند شد. مگر تا حال شده است که انسان‌ها با بی‌حجابیِ سیاسی کاری از پیش ببرند؟ جز شکستی که آن‌ها را گرفتار بی‌تصمیمی و افسردگی می‌کند؟ آری! می‌توان گفت قصه آخرالزمان در میان است به همان معنایی که ظلمات محض در مقابل نور محض قرار دارد.

با توجه به دروغ‌های فوق‌العاده جریان مقابله با نظام جمهوری اسلامی، وظیفه همه معتقدین به نظام جمهوری اسلامی این است که اولاً: در جریان آن دروغ‌ها و تهمت‌ها باشند. و ثانیاً: مخاطبان خود را متوجه دام‌های فریب‌کارانه دشمنان بنمایند. و این‌که امیدوار باشیم آن‌گاه که دشمنان این نظام تا این اندازه در جایگاه باطل قرار دارند، مسلّماً این نظام آینده‌ای بس متعالی دارد و در دل خود کوتاهی‌هایی که دشمنان بر آن انگشت می‌گذارند را در خود مرتفع می‌سازد. موفق باشید

34025

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: از کجا باید فهمید که ملکات نفس ما چی هست؟ چه خوب چه بد؟ همون ملکاتی که تا قیامت همراهمون هست. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملکات یعنی آن حالات و احوالاتی که به عنوان منش و شخصیت در انسان با تکرارهایی که در موضوعاتی داشته، پیش می‌آید. مثل ملکه خوش‌رویی و خوش‌اخلاقی که با مقابله با غضب در موارد متعدد، آن خوشرویی ملکه انسان می‌شود یا مثل مقابله با بخل در مسیر ادامه مکرر ایثار و بخشش. موفق باشید

33961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: پدر بنده مدتی هست که از دنیا رفتند. می‌خواستم بدانم حال ایشان چطور هست و چه کاری می توانم برای ایشان انجام دهم؟ راهی هست که بفهمم چه حالی دارند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفه ما آن است که با صدقه دادن و برای او نماز خواندن، آرزوی رحمت بیشتر برایشان داشته باشیم. بقیه موضوع به ما ربطی ندارد. موفق باشید

33762

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: سرنوشت یهودیان اطراف مدینه چه شد؟ لطف بفرمائید اگر در مورد این سوال منابعی می شناسید معرفی بفرمائید. بسیار سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از جنگ احزاب و خیانتی که یهودیان از پشت جبهه به مسلمانان کردند، پس از جنگ با آن‌ها برخورد شد و اکثراً مجبور به ترک مدینه شدند. در این مورد می‌توانید به تفاسیری که جریان جنگ احزاب را شرح داده، رجوع فرمایید. موفق باشید

33553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: با توجه به اینکه شما می فرمایید که هرچه شدت بردار باشد وجودی است، آیا می‌توان گفت که تلخ، شور و ترش، می شود تلخ‌تر،شورتر؟ آیا می‌توان گفت که از مقوله وجود می‌باشند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به خودی خود تلخی و یا شیرینی نداریم، بلکه چیزهایی هستند که تلخ و شیرین‌اند. پس در این موارد پای ماهیت در میان است. در حالی‌که در مورد علم و یا حیات، خودِ علم و حیات شدت و ضعف برمی‌دارند. موفق باشید

33516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و دعای فراوان خدمت استاد: ۱. استاد رنگین کمان کدام حقیقت است که تنزل یافته و به صورت رنگین کمان نمایان شده است؟ ۲. استاد عزیزم که قلبا شما رو دوست دارم؛ شما فرمودید وقتی بدون هیچ نسبتی وعاری از خود به حضور یک حقیقت می‌رویم به میزانی که توجه مان از خودمان دور شده باشد به محضر آن حقیقت شرف یاب می‌شویم. مثلا در مصباح الهدایه در توضیح فیض اقدس فرمودید «ببینید چقدر به محضرش می‌روید». استاد من باورم نمیشه که واقعا به محضر این حقایق بروم. لب اللباب، ده نکته در معرفت نفس، برهان صدیقین، معاد، مصباح الهدایه ،عرفان نظری فص آدمی و شیثی رو هم بارها گوش دادم. الان باب توبه منازل هستم. خداحفظ تون کنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که جنس حقیقت همواره به گفته جناب حافظ این‌چنین است که:  شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو      ابرو نمود و جلوه‌گری کرد و رو ببست

تا همواره در افق جان خود به سوی او باشیم و در عین حال در اکنون خود با او زندگی کنیم و او را بیرون از خود ندانیم؟ موفق باشید

33463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: صوت های معاد را هرچه به آخر آن نزدیکتر می‌شوم بیشتر ناامید می‌شوم. ای کاش این حرف های شما در مورد معاد اشتباه باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر فرصت کردید مطالعه جلد هشتم و نهم «اسفار» و یا کتاب «معاد یا بازگشت به خدا» را از آیت الله شجاعی دنبال فرمایید. و اگر احساس می‌کنید این مباحث برای جنابعالی مشکل است، به کتاب «معاد شناسی» از آیت الله حسینی طهرانی رجوع فرمایید.  موفق باشید

33384

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

ضمن عرض سلام محضر شما استاد عزیز و التماس دعا در سفر اربعینی که در پیش دارید. سوال بنده اینست که برای اربعین تا کجا جا دارد با زن و بچه برویم؟ در پرسشهای قبلی جواب حضرتعالی را دیدم ولی هنوز ابهاماتی در ذهنم هست شما فرمودید اگر دچار رنج و مشقت غیر قابل تحمل می‌شوید و ممکن است نتوانید بهره ببرید، نروید بهتر است و.... این برای خود پدر و مادر صادق است برای فرزند چطور است؟ مثلا یک کودک ۴ ساله آیا فرقی می‌کند این فضا را ببیند یا نبیند؟ آیا پدر و مادر باید به این فکر کنند که بردن این فرزندان خردسال بجز دست و پاگیری برای خود و همراهان نتیجه دیگری ندارد؟ یا نه ممکن است نتایجی برای آنها هم داشته باشد؟ اگر پدر و مادر تقسیم وقت کنند مثلا به صورت دو نیمه ۷ روزه یکی برود و دیگری فرزندان را نگه دارد و بعد دیگری برود و چون زمان را کوتاه می‌کنند باز هم ممکن است به نتایج مطلوب و بهره زیارت نرسند، کار خوبیست؟ به طور کلی از طرفی عشق می‌گوید در هر صورت برو و عقل می‌گوید تدبیر کن شما بودید چه می‌کردید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کودک خردسال ۴ ساله توان درک و حفظ خاطره‌های آن سفر مبارک را دارد. آری! مگر آن‌که به زحمت بیفتد و آن بیشتر مربوط به کودکان یکی دو ساله است. إن‌شاءالله سفری است بسی مبارک و زندگی‌ساز. موفق باشید

33359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرانقدر طاهرزاده: و تشکر و قدردانی می‌کنم از اینکه به ما وقت می‌دهید و جواب های ما را می‌دهید. بر حسب اطلاعی که دارم حضرتعالی به تفسیر المیزان خیلی علاقه دارید بنده هم برنامه مطالعه آن تفسیر را دارم ولی به دلیل عبارات سخت تفسیر نیاز به شرح و تدریس داره. می‌توانید یک مدرس و سایتی و یا دوره ای برای بنده معرفی کنید؟ مطلب دوم به کتب آیت الله مصباح یزدی علاقه دارم و از کتاب فلسفه و خداشناسی شروع کردم می‌خواستم بدونم از این کتابها اطلاع دارید و می‌توانید یک مدرس برامون معرفی کنید البته اگر کسی رو سراغ دارید؟ البته خیلی ضروری و لازم دارم با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کنید که علاقه شما را به نوشته‌هایی مثل المیزان و آثار آیت الله مصباح انداخته است. به نظر می‌آید اگر سیر مطالعاتی سایت را دنبال بفرمایید، مقدمه‌ای خواهد شد برای درک بهتر المیزان. و برای فهم آثار آیت الله مصباح، همان پشتکارتان کافی است. موفق باشید

32868
متن پرسش

با سلام خدمت استاد: سوالی که در جلسات مطرح شده این هست که انقلاب اسلامی برای جهانی شدن باید علم تولید کند و وجه علمی خود را به ظهور آورد تا بتواند تمدن سازی کند. چرا انسان عالم و ذوالفنونی مثل علامه حسن زاده آملی علم خود را به صحنه و میدان عمل نیاورد مثل تهرانی مقدم ها و به دنیا نشان نداد تا انقلاب وجه علمیش دیده شود ودر جهانی شدن انقلاب انقلاب را یاری کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» در این تاریخ و برای این تاریخ، رازهای نهفته فراوانی در خود دارد تا شخصیت خود را در فضایی دانش‌بنیان، اموری را به صحنه بیاورد که همه چیز در عین قدسی‌بودن، کاربردی باشد و در عین کاربردی‌بودن، قدسی. به همین جهت در جواب سؤال شماره 32866 به موضوع جناب شیخ بهائی تذکر داده شد. آن عزیزانی را هم که در سؤال خود نام بردید، نمونه‌هایی هستند از کاری بزرگ‌تر که در پیش است و مسلّم در آینده، شیخ بهایی‌ها و آیت الله حسن‌زاده‌ها و تهرانی‌مقدم‌ها در پیش داریم. موفق باشید

32683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: بنده سالهاست در رکعت اول نماز سوره کوثر را می‌خوانم. دلیلش هم اینست که طبق تفسیر بعضی مفسرین این سوره در شأن حضرت زهرا سلام الله علیها نازل شده است و بنده به جهت ارادت به بانوی دو عالم سلام الله علیها این سوره رو در نماز می‌خوانم. به نظر شما ۱. این نیت و فعل درست هست؟ ۲. یا من باید به نیت دیگری این سوره را بخوانم؟ ۳. یا کلا بهتر هست سوره دیگری مثل سوره قدر بخوانم که بسیار سفارش شده به مداومت قرائت آن در نماز؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کار خوبی است البته این کار خوب مانعی برای خواندن سایر سوره‌ها نمی‌باشد. موفق باشید

32604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید من دانشجو_معلم الهیات هستم و کتب زیادی در زمینه اطلاعات دینی اعم از اصول عقاید، عرفان و اخلاق و ... وجود داره و انسان در مواجهه باهاشون بکلی گیج میشه. میشه تفسیر المیزان رو محور مطالعات خود قرار داد؟ یعنی تا حدی این جامعیت بین موضوعات رو داره؟ و اینکه شرح سوره هایی که توسط استاد طاهرزاده مطرح میشه به نوعی شرح المیزانه یا چیزی جدای اون؟ متشکر از لطفتون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده فکر خوبی کرده‌اید که بنا دارید با المیزان مأنوس شوید. جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» که روی سایت هست می‌تواند إن‌شاءالله کمک‌کار باشد. https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D

8%B2%D8%A7%D9%86  آری! رویهمرفته بنده نیز در فضای تفسیر قیّم المیزان عرایض خود را نسبت به سوره‌های قرآن مطرح می‌نمایم. موفق باشید

32394

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد: با توجه به این که مطالعات عمیقی در زمینه سلوک داشتید و کتاب هایی هم نوشته اید و خوانده ام، می خواستم چند منبع دیگری که به نظرتون خیلی مفید استخراج کردند در مقاله و کتاب درباره موضوع مشخص کیفیت وصول به معرفت الله از منظر امام و علامه بیان کنید (موضوع رساله من همین عنوان است کیفیت وصول به معرفت الله از منظر امام خمینی و علامه طباطبایی) با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به کتاب «مصباح الهدایه» از حضرت امام و کتاب «انسان از آغاز تا انجام» از علامه طباطبایی سری بزنید. موفق باشید

32376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا داشتن حس برتری طلبی نسبت به دیگران و یا کشورهای دیگر و دنبال بهترین بودن ایرادی دارد؟ اینکه سعی کنیم از دیگران بهتر باشیم مثلا توس کلاس درس سعی کنیم بهترین دانش آموز باشیم و با دیگران رقابت کنیم ایرادی در این کار هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به معنایی که قرآن می‌فرماید: «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا» به سوی خیرات و خوبی‌ها بشتابید، هرکجا که هستید. آری! این‌طور فعالیت برتری‌جویی نیست. ولی اگر منجر به خودبزرگ‌بینی و تکبّر بر دیگران شود، خوب نیست. موفق باشید

32252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: بر فرض که یهودیت به پیامبر اسلام بشارت داده باشد با وجود بدآموزی فراوان عهد عتیق چه دلیلی هست که یهوه را خدا بدانیم و بشارات را تایید بدانیم چون اثبات دین یهودی امکانش کم است اگر هم قرآن فصیح باشد ادیب مسلمان اعجازش را تایید می‌کند و ادیب مسیحی اگر از جانش نترسد رد می‌کند و... پس راهی برای اثبات اسلام باقی نمی ماند و فتاوای غلط مذاهب اسلامی هم زیاد بوده: کنیزداری، کشتن بت پرستان، حلال بودن حرمسرا، مخالفت با هنر موسیقی و... جوابی هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در«قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» است و اعجاز قرآن از دریچه‌های مختلف خود را به میان آورده. در این رابطه عرایضی که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود:

دريچه‌هاي اعجاز قرآن

قرآن مي‌فرمايد: «وَ اِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه»[1] اگر در معجزه‌بودن آنچه بر بنده‌ي ما نازل شده شك داريد، سوره‌اي مانند آن بياوريد. مبناي برهان اين است كه او يا به‌واقع پيامبر است و اين آيات از طرف خدا بر او نازل شده و يا پيامبر نيست و با استعدادهاي بشري‌اش اين آيات را تنظيم کرده است. در حالت دوم این می‌شود که از آن جهت كه بشر است اين آيات را آورده، پس شما هم كه بشر هستيد، مسلم اگر همه‌ي شما جمع شويد مي‌توانيد يك سوره ‌مثل سوره‌هاي اين قرآن بياوريد و اگر نمي‌توانيد، معلوم مي‌شود كه او از جنبه‌ي بشري‌اش به چنين توانايي نرسيده، پس او پيامبر خدا است.

در رابطه با معجزه‌بودن قرآن نمونه‌هايي مورد اشاره قرار مي‌گيرد:

1 - از نظر فصاحت و بلاغت: قرآن از نظر هندسه‌ي كلمات و نظم خاصي که کلمات دارند، نه سابقه دارد و نه لاحقه، به طوري‌که نه تا آن زمان بشريت با اين ترکيب و نظم سخن گفته و نه بعد از آن انسان‌ها توانسته‌اند از آن تقليد کنند و با آن نظم و هندسه سخن بگويند. قرآن داراي آهنگ خاصي است که در عين دارا بودن مفاهيم معنوي، بدون تكلّف و تصنّع، عالي‌ترين معاني را در عالي‌ترين قالب‌هاي لفظي اظهار مي‌کند به طوري‌که معلوم نيست الفاظ تابع معاني‌اند و يا معاني تابع الفاظ.

قرآن در زماني به صحنه آمـد و مبـارز طلبيـد كه اوج تكامـل فصاحت عرب بود. از آن عجيب‌تر بعد از آمدن قرآن نيز سخن رسول خدا(ص)و حضرت‌ علي(ع) در عين فصاحت زيادي که دارد، اصلاً شكل و هندسه‌ي قرآن را ندارد. و لذا اين مبارزه طلبي هنوز هم به قوت خود باقي است که اگر می‌توانید یک سوره مثل سوره‌های قرآن بیاورید. مضافاً اين‌که تا حال كسي نيامده بگويد قبل از قرآن چنين كلماتي به اين شكل در فلان كتاب بوده ‌است. همچنان‌كه كسي نيامده بگويد من مثل آن را آورده‌ام و اتفاقاً هر قدر انسان فصيح‌تر باشد بيشتر متوجه مي‌شود كه فصاحت قرآن از نوع فصاحت بشر نيست. همچنان‌كه جادوگران متوجه شدند كار حضرت‌موسي(ع)از نوع سحر نيست.

2- از نظر عُلوّ معني و محتوي: بي‌گمان مطمئن‌ترين راه براي شناخت حقيقت قرآن، رجوع به متن قرآن و تأمل در توصيف‌ها و تعبيرهاي آن در باره‌ي خود مي‌باشد، توصيف‌هايي از قبيل «هُديً للنّاس»، «هُديً للمتّقين»، «تبياناً لكلّ شَيئ»، «حكيم» و «فرقان» که همه حکايت از آن دارد که وقتي مي‌فرمايد: اگر مي‌توانيد مثل آن را بياوريد، يعني آن چيزی که می‌آورید مثل قرآن از حيث هدايت‌گري و آوردن معارفِ هدايت‌گر و از حيث مطالب حكمت‌آميز، همسنگ دانش‌هاي قرآن باشد و از اين زاويه بشر را به آوردن چنين انديشه‌هايي در حد قرآن دعوت مي‌كند.

جامعيت و كمال قرآن بدين معني است كه قرآن مجيد تمامي مواد و مصالح علمي جهت رسيدن انسان به سعادت فردي و اجتماعي را دارا است و با معارف خود رابطه‌ي انسان با «خدا»، «خود»، «انسان‌هاي ديگر» و با «جهان» را تبيين مي‌كند و همه‌ي اين معارف داراي سطوح و لايه‌هاي متكثر هستند و در آن براي هرموضوعي بطن‌ها وجود دارد. در پايين‌ترين سطح با مردم عادي صحبت مي‌كند و هرچه مخاطب خود را دقيق بيابد، بطني از بطون خود را براي او مي‌گشايد و آوردن سوره‌هايي با اين حدّ از علوِّ در معاني به هيچ‌وجه در حدّ بشر نيست.

انساني که قرآن طرح مي‌کند وسعتي از قبل از تولد تا بعد از مرگ دارد و دستورات قرآن همه‌ي ابعاد اين انسان را با همه‌ي دقايق روحي‌اش فرا گرفته است، در حالي كه انسان معرفي شده از راه حس و انديشه‌ي بشري در ميان دو پرانتز (تولد) تا (مرگ) قرار دارد.

در قرآن همه‌ي اصولِ معارف قرآن از توحيد استنتاج شده و سپس گسترش يافته و به صورت اخلاق و عقايد و احكام در آمده به اين معني که هر حكمِ فرعيِ آن اگر تحليل شود به «توحيد» باز مي‌گردد و توحيد نيز اگر تفريع و باز شود، همان احكام و مقررات فرعي را تشكيل مي دهد. مي‌فرمايد: «كِتابٌ اُحْكِمَتْ اياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبير»[2] قرآن كتابي است با آيات محكم که سپس به صورت تفصيل درآمده، يعني اين كتاب با آيات متعدد داراي غرض واحدي است كه وقتي به تفصيل در آيد، در يك مورد به صورت «اصول دين» و در مورد ديگر به صورت موضوعات «اخلاقي» در مي‌آيد و در جاي خود به صورت احکام شرعي ظاهر مي‌شود، به اين معني که هرچه نزول كند و از اصل به فرع برسد از آن غرض اصلي خارج نمي‌شود و از مسير توحيدي خود عدول نمي‌کند. به عنوان مثال: توحيدِ خدا در مقام اعتقاد عبارت است از اثبات «اسماء حسني» و «صفات عليايِ» الهي و در مقام اخلاق عبارت است از دارا شدن اخلاق كريمه مثل رضا، شجاعت و دوري از رذايل و همان توحيد در مقام اعمال عبارت است از به جاآوردن اعمال شايسته و پرهيز از محرمات و رعايت حلال و حرام. همه‌ي اين‌ها به توحيد برمي‌گردد و انسان را به توحيد مي‌رساند زيرا آيات قرآن يك جهت وحدت دارند و يك جهت كثرت، از جهت صدور از طرف خدا به سوي بشر، سيري از وحدت به سوي كثرت را دارا مي‌باشند ولي از جهت سير از طرف انسان به سوي خدا، سير از كثرت به وحدت را دارا هستند.

قرآن كتاب انسان شناسي است، اما آن‌گونه كه خدا انسان را آفريده و در همان راستا انسان را تفسير مي‌كند تا انسان از خود بيگانه نشود، به طوري‌که در تمام فرهنگ بشر– و نه در فرهنگ انبياء – انسان در حدّ سوره‌ي العصر هم مطرح نيست، یعنی انديشه‌ي بشر نسبت به انسان به اندازه‌ي تبييني که يك سوره‌ي كوچك قرآن در مورد انسان دارد گسترش ندارد.

قرآن پيوند با خدا را در همه‌ي شئون زندگي جريان مي دهد و انسان را در حد يك باور تئوريك متوقف نمي كند، بلكه خداي حاضر و محبوب را معرفي مي‌نمايد كه مي‌توان به او نزديك شد و با او انس گرفت. مرز ايمان و شرک در آن است که انسانِ موحّد توانسته است حقيقت وَحداني عالم را در هر مخلوقي بيابد و انسان مشرک پديده‌هاي عالم را مستقل از حقيقت وحداني مي‌نگرد.

3- اعجاز قرآن از جهت نبودن اختلاف در آن: قرآن در طول 23 سال بر پيامبر خدا(ص) نازل شد، آن هم در شرايط اجتماعي و روحي متفاوتي که براي رسول خدا (ص) پيش مي‌آمد، بدون آن که رسول خدا پيش‌نويسي داشته باشد و يا پس از نزول آن به حكّ و اصلاح آن بپردازند با اين همه هيچ‌گونه تناقض و اختلافي در ميان مطالب آن نيست. هرگز كسي نديد كه مثلاً پيامبر (ص) يادداشتي داشته باشند و مطابق آن يادداشت آيات را قرائت كنند و يا طوري آيات را بخوانند كه بعداً معلوم شود يك كلمه را اشتباه گفته‌ و بخواهند آن را تصحيح کنند، آن هم آياتي كه قبلاً هيچ‌كس چنين كلماتي در هيچ كتابي نگفته بود و بعداً هم كسي نيامد ادعا کند شبيه آن كلمات در كتاب‌هاي رومي‌ها و يا ايراني‌هاي متمدن آن زمان ديده شده است.

قرآن طوري است که آيه‌اي مفسّر آيه‌اي ديگر و مجموعه‌ي آن شاهد بر مجموع آن است و در عين تنوع - حتي در يك موضوع – وحدت نگاه کاملاً درآن حاكم است. مثلاً در مورد عبادت و يا تقوا هزاران نكته‌ي متنوع دارد ولي همه با يك بينش و يك جهت و يک نگاه.

خودِ قرآن مي‌فرمايد: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً» [3] آيا اين منكران قرآن در قرآن تدبّر و تفكر نمي‌كنند تا متوجه شوند اگر از طرف غيرخداوند صادر شده بود، حتماً در آن اختلاف و تضاد مي‌يافتند؟ زيرا: اولاً : فكر انسان دستخوش تحول و تكامل است ، و در آخر عمر عموماً اشتباهات اول را ندارد. ثانياً: افکار انسان در طول زندگي تحت تأثير حالات متفاوت روحي‌اش قرار دارد و سخنانش هماهنگ آن حالات، و گاهی متفاوت و بعضاً متضاد خواهد بود. ثالثاً: كسي كه كارش بر دروغ باشد در طول عمر حتماً به تناقض و اختلاف مي‌افتد، در حالي‌كه هيچ‌كدام از موارد بالا در قرآن نيست و يگانگي و وحدت کاملي بر آن حاکم است.

4- اعجاز قرآن از نظر جاذبه: قرآن در معرفي معني حيات و آزادشدن از اسارت نفس و خرافات آنچنان سخن مي‌راند كه انسان به هيچ‌وجه آن را از جان خود جدا نمي‌بيند و به‌خوبي جذب آن مي‌شود. قرآن انسان را بر عقده‌هاي دروني‌اش پيروز مي‌كند، مرگ را برايش معني مي‌نمايد، او را دعوت به تدبر در آياتش مي‌كند، مي‌گويد: «اَفَلا يَتَدَبَّروُنَ الْقُرانَ اَمْ عَلي قُلُوبٍ اَقْفالُها» آيا تدبّر در قرآن نمي‌كنند و يا بر قلب‌هاشان قفل زده شده است كه حقايق آن را نمي‌فهمند؟ به همين جهت عقل انسان در حين تدبّر در قرآن از عمق جان، حقانيت آن را تصديق مي كند و خودِ قرآن شرط تشخيص حقانيت خود را تدبّر در خودش قرار داده است. آيا تا حال ديده‌شده كسي در قرآن تدبّرِ لازم را كرده باشد و براي او در حقانيت آن ذره‌اي شك باقي بماند؟ و يا بيشتر كساني گرفتار شك نسبت به قرآن هستند كه از دور و بدون تدبّر در آن نظر مي‌دهند؟

5 - اعجاز قرآن از نظر اخبار غيبي: مثل آن واقعه‌هايي كه در حين نزول قرآن با فكر بشري درستي و نادرستي آن معلوم نبوده و در قرآن مطرح شده به طوري‌که بشر پس از سال‌ها به درستي آن پي‌برده است مثل: پيش‌بيني غلبه‌ي روم بر ايران در شرايطي كه در آن زمان چنين غلبه‌اي به ذهن‌ها هم خطور نمي‌كرد.[4]  و یا مثل حفريات باستان‌شناسان، كه پس از سال‌ها داستان حضرت يوسف و طوفان حضرت نوح و قوم سبأ را تأييد كرد. و يا اين‌كه قرآن براي فلك، مدار قائل است، برعكسِ پيشينيان كه فلك را جسم مدوري مي دانستند كه ستارگان در آن ميخكوب شده‌اند ولي بعدها معلوم شد که ستاره‌ها داراي مدار هستند و در مدار خود در گردش‌اند.

6- اعجاز قرآن از نظر وسعت معارف و پهناوري مطلب: از طريق كسي كه برتري فوق العاده‌اي از نظر اطلاعات نسبت به ديگران نداشت و در محيطي آنچنان محدود زندگي مي‌کرد که از نظر عقب ماندگی  مثال زدني است و از آن طرف آن شخص ثلث آخر عمرش تماماً مشغول جنگ با دشمنان دين بود، چنين قرآني با اين وسعتِ علمي و دقت روحي مطرح شود حکايت از آن دارد که از طرف خداي حکيم و عليم بر او نازل شده است.

دكتر واگليري، استاد دانشگاه ناپل مي‌گويد:

«كتاب آسماني اسلام نمونه اي از اعجاز است... قرآن كتابي است كه نمي‌توان از آن تقليد كرد... چطور ممكن است اين كتابِ اعجاز آميز كار محمد باشد؟ در صورتي كه او يك نفر عرب درس ناخوانده بوده است... ما در اين كتاب مخزن‌ها و ذخايري از دانش مي‌بينيم كه مافوق استعداد و ظرفيت با هوش‌ترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قوي‌ترين رجال سياست است».[5]

موفق باشید

[1] - سوره‌ي بقره، آيه‌ي 23.

[2] - سوره‌ي هود، آيه‌ي 1.

[3] - سوره‌ي نساء، آيه‌ي 82.

[4] - در سال 617 ميلادي يعني هفتمين سال بعثت پيامبر اکرم(ص) ايران بر روم پيروز شد و تا نزديک پايتخت روم پيش‌روي کرد، در همان سال قرآن پيش‌بيني پيروزي روم را در کم‌تر از ده سال نمود.(به آيات اوليه‌ي سوره‌ي روم رجوع شود).

[5]- كتاب «پيشرفت سريع اسلام »، ترجمه‌ي سعيدي، ص 49.

32109

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: گاهی انسان نیازهایی دارد که از جهت مشخصی که فکر می کند به صلاح اوست بر آورده می شود ولی در شرایطی قرار می گیرد که اقدامی که باید انجام دهد دقیقا منطبق بر سخن افرادی است که جای مدارایی باقی نگذاشته اند یا اینکه مجبور به کسب اجازه در مواردی از آنهاست یا اینکه در برخی موارد نیاز هایی دوطرفه هست که نمی شود انجام نداد، در این صورت چه باید کرد که دفع ضرر شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال پیامبر ما که رحمة للعالمین هستند با مدارا کارها را جلو می‌بردند. موفق باشید

28422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد؛ خدا قوت: شما در پاسخ به سوال ۲۸۳۲۴ فرمودید که: «همه‌چیز برای حضور در جهانی است که از یک طرف با خرد جدید و اجتماعی خاص باید روبه‌رو شد، و از طرف دیگر باید در چنین تاریخ و جهانی به قدسی‌بودن فکر کرد...». برای فهم این مهم، پیگیری کدام یک از موضوعات موجود در این سایت را پیشنهاد می‌دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم مباحث «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی میان دو جهان» راهگشا باشد. موفق باشید

http://lobolmizan.ir/sound/1310

28280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت: ضمن تشکر از وقت گرانبهایی که برای ما می گذارید و آرزوی جزایی در خور از حضرت باری تعالی برای جنابعالی می خواستم اگر مقدور است تفاوت نیت با عمل (البته در جایی فرمودید نیت همان عمل است) و تفاوت عمل با فعل و صالح و غیر صالح بودن و فاعل و غیر فاعل بودن آن بیان کنید ممون می‌شوم. اگر مبحث جوابش طولانی است رفرنس بدهید سپاسگزار خواهم بود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در ذات خود وسعتی در حدّ حضور در همه‌ی عوالمِ وجود دارد و باید خود را از نظر شخصی و با اختیار، سعی کند در همه‌ی آن عوالم حاضر نمایند و از این جهت اعمالِ صالح این حضور را فعلیت می‌بخشد. پس در واقع انسان با آن نیّت و با عمل مناسب آن نیت، خود را بسط می‌دهد و به ذات خود نزدیک می‌شود. موفق باشید

27870

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید سوره نور شرح صوتی نداره؟ رو سایت نبود. می‌خواستم اگر ممکنه یه توضیح یا منبع در مورد آیه «و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور» بدین. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمد الله سال‌های قبل سوره‌ی نور بحث شده‌است. احتمالا صوت‌ آن را بتوانید از حاج آقا نظری بگیرید. در مورد آیه ی مورد بحث، عنایت داشته‌باشید که یکی از اسماء الهی «نور» است و آیه می‌فرماید اگر از طریق حضرت رب العالمین نوری و بصیرتی به کسی نرسد او را بصیرت و نوری نخواهد بود زیرا جز حضرت رب العالمین صاحب نور نیست. موفق باشید

27413
متن پرسش
سلام علیکم: آیا این جمله و عبارت می تواند صحیح باشد که: عقیده و افکار تمام احاد جامعه محترم است لذا نباید راه قرائت های متکثر را بست و در عین حفظ امنیت و عدم اجازه به ایجاد بستر بر هم خوردن آرامش جامعه، افکار مختلف جامعه که محترمند مطرح شود و لذا باید حتی مخالفان اندیشه و ولایت اسلامی یا سایر قرائت های دینی بتوانند آزادانه نظرات و عقاید خود را ابراز کنند و اجازه راه اندازی شبکه تلویزیونی و رادیویی به احزاب و اقلیت های دینی داده شود و افکار آزادانه اعلام نظر و مطالب نقادانه صریح اعلام کنند و رسانه ها و ظرفیت های تبلیغی جامعه ها در اختیار یک قرائت مکتبی و مذهبی از شریعت توحیدی قرار نگیرد تا فضا برای قرائت های متکثر بسته شود و یک قرائت و طرح اجتماعی حاکم شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرایضی در این مورد شده است. از آن جهت که اسلام و نظام اسلامی چنین اجازه‌ای ندارد تا به جریان‌هایی که باطل می‌داند، اجازه دهد از امکانات جامعه‌ی اسلامی استفاده کنند. ولی در عین حال، مانعِ آن‌ها نیز نمی‌شود که خودشان با امکانات خود فعالیت کنند مگر آن‌که قصد براندازی داشته باشند، که محارب محسوب می‌شوند. موفق باشید

36010

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: اضافه وزنی که دارم گاها در مسیر بندگی برایم مشکل ساز می‌شود. خواب و خوراکم زیاد می‌شود برای نماز خواندن خسته می‌شوم به زانوهام فشار میاید و... سوالم این است که با توجه به اینکه شما خیلی از جریانات حاکم بر جامعه رو دستپخت مدرنیته می‌دانید و درست هم هست، برنامه های کاهش وزن در غالب رژیم های غذایی که بالاخره توجه انسان را به خود می‌کشاند و تا حد زیادی ناخوداگاه توجه به تن رو برای انسان افزایش می‌دهد می‌تواند روش مناسبی برای کاهش وزن باشد؟ یا پیشنهاد دیگری دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه باید در این مورد مدّ نظر قرار داد اولاً: کنترل غذا و ثانیاً: تنقلات نخوردن و ورزش و پیاده‌روی داشتن است. چیز دیگری نمی‌دانم. موفق باشید

34549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

روز سوم و روز آخر و به تعبیری روز وداعِ اعتکاف مصادف شده است با وفات حضرت زینب (سلام الله علیها) گویا باید دستی از جنس دستی که بر قلب بانو گذاشته شد بر قلب معتکفین واقعی گذارده بشه تا صاحب قلبی صبور از جنس قلب زینبی شوند تا بتوانند وداع جانسوز رو انجام دهند و با تاسی به بانو رسالتی سنگین که همان دعوت به توحید هست را به خوبی بر دوش گیرند و با قلبی صبور از معشوق جدا شوند تا بروند که هر کدام رهبری شوند برای جاماندگان این طریق، تا آنان را نیز به این وادی عشق و عاشقی بکشانند. بر معتکف واقعی خیلی سخت است که بخواهد از حریم امن و نورانی الهی جدا بشود و حقا که صبری زینبی می‌طلبد برای این وداع.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. ملاحظه می‌کنید ما در این صحنه‌ها با زینبی روبه‌رو هستیم که نه‌تنها حضرت سجاد «علیه‌السلام» در وصف او می‌فرمایند: «أنتِ بِحَمدِ الله عالِمَةٌ غَيرُ معلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيرُ مُفهَّمَةٍ» شما بحمدلله عالمی هستید بدون آن‌که از معلّمی تعلیم گرفته باشید و فهمی دارید بدون آن‌که انسانی به شما آن فهم را داده باشد؛ بلکه آن حضرت همین‌که به مدینه آمدند متوجه شدند با نور شهادتی که در نهضت اباعبدالله «علیه‌السلام» پیش آمد وجدان جهان اسلام را آماده کرده است تا رسالت دیگری به عهده بگیرند و آن، حضورِ غلبه نرم‌افزاری بر نظام استکباریِ امویان بود[1]. لذا بعد از حضور در مدینه در راستای حرکت نرم خود، طوری در جهان اسلام حاضر شدند که درست در حساس‌ترین مناطق یعنی در شام و در مصر که هر دو تحت تأثیر امویان بود، آن‌چنان نقش‌آفرینی کردند که ما در مصر شاهد جریان فاطمیون و علاقه شدید مردم مصر به اهل بیت «علیهم‌السلام» هستیم و در شام با جریان علویون روبه‌رو می‌باشیم. حرکت نرم حضرت زينب «سلام‌الله‌علیها» بعد از رفتن از مدینه آن‌چنان عمیق و دقیق است که حتی مزار آن حضرت به طور مشخص معلوم نیست در مصر است یا در شام، و این معجزه حضور نرم است تا همه روح‌ها و وجدان‌ها خود را متعلّق به حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» یعنی بانویی بدانند که قهرمان نهضت کربلا است.

حال آیا این ما نیستیم که با شهادت فرزندان ناب انقلاب اسلامی از جمله حاج قاسم سلیمانی باید زینب‌وار وجدان‌های مردممان و مردم جهان را متوجه جریانی کنیم که قاتلان بهترین انسان‌ها در ایران بودند؟ تا از این طریق جهت‌گیریِ فرهنگ مدرن که همراه با کفر و خشونت است، تغییر کند؟

در بستر نهضت نرم‌افزاری انتقام آری! ولی خشونت نه. مانند اشعاری که در جای خود انتقام است و شمشیر تیزی هستندکه بدون خونریزی دشمن را می‌کُشد. به گفته مولوی که در وصف حضرت علی «علیه السلام» می‌گوید:

تیغ حلمت جان ما را چاک کرد              آب علمت خاک ما را پاک کرد

بازگو دانم که این اسرار هوست              زانک بی شمشیر کشتن کار اوست

با توجه به این امر یعنی در نسبت بین حقیقت و قدرت می‌توان به کربلا فکر کرد و شب عاشورا، که از یک طرف حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» فرمودند: همه افراد فردا شهید خواهند شد. زیرا حضرت خود را در بستر حقیقتی یافتند که شهادت آن را معنا می‌کرد و از طرف دیگر فردا با تمام نیرو جنگیدند و نشان دادند دارای قدرت روحی بزرگی هستند که ترس در آن راه ندارد. راستی! بین شهادتِ حتمیِ حضرت اباالفضل «علیه‌السلام» که از قبل می‌دانستند و آن‌همه دلاوری و قدرت‌نمایی، پیچیده‌ترین رازی نیست که می‌تواند مرز بین قدرت و خشونت را از هم جدا کند تا معلوم شود چگونه خشونت با ترس همراه است ولی قدرت، با پشتوانه‌ حقیقت، شجاعت‌آفرین است؟ و راهی می‌شود تا وجدان جامعه برای درک حقیقت به جوش آید.

باید به این نکته فکر کرد که انتقام سخت اگر انتقامی است پایدار و موجودیتِ دشمن را نشانه می‌گیرد، حتماً انتقامی است که در بستر حرکتی نرم نتیجه نهایی خود را آشکار می‌کند تا هویت تاریخی دشمن استکباری بی‌معنا گردد. مانند حرکت حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» به‌خصوص آن‌جایی که حضرت وصیت فرمودند مرا شبانه غسل دهید و کفن و دفن کنید. تا جریان مقابل هیچ کاری نتواند بکند، مگر آن‌که ناظر آب‌شدن و تبخیرِ به مرورِ خود در تاریخ باشد. «امّ ابیها»بودنِ حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» یعنی بعد از رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نیز باید این نهضت با روحِ مادرانه‌ آن حضرت ادامه یابد و پایدار بماند. لذا یک طرف خشونت است و جسارت به آستانه‌ آن حضرت، و یک طرف حقیقت است و شجاعت، و این است که شیعه در ذکر مصائب آن حضرت متوجه‌ رنجی می‌باشد که در مسیر به‌ظهورآوردنِ حقیقت در مقابل خشونت باید تحمل کرد تا معلوم شود پیروزی اصلی و انتقام سخت در حرکات نرم‌افزارانه نهفته است و هرکس باید در هر زمان مطابق دشمنی که در مقابل خود دارد، آن حرکت را به میان آورد.

در این مورد باز باید به حضور و نقش حضرت زینب «سلام‌الله‌علیها» بعد از حضور در مدینه در جهان اسلام فکر کرد و معجزه حضور نرم نسبت به وجدان‌هایی که پس از شهادت بیدار شدند و امکان گفتگو با آن‌ها در راستای درک حقیقت فراهم گشت. موفق باشید

[1] - در این مورد خوب است به سخنان رهبر معظم انقلاب بعد از شهادت حاج قاسم سلیمانی و حضور میلیونی مردم در تشییع پیکر آن شهید توجه فرمایید که فرمودند: «البتّه آنچه در شهادت او اتّفاق افتاد، اوّلین سیلی سختی بود که به آمریکا زده شد و تا آن زمان، مهم‌ترین سیلی به آمریکا همین حرکت مردمی عظیمی بود که انجام گرفت؛ بعد هم که خب برادرها یک سیلی‌ای زدند؛ لکن سیلی سخت‌تر عبارت است از غلبه نرم‌افزاری بر هیمنه پوچ استکبار که نیازمند همت جوانان انقلابی و نخبگان مؤمن ما است .

34361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا حقیقت هستی یعنی آن مصداق خارجی وارد ذهن می‌شود؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. حقیقت هستی اساساً قابل تصور نیست. برای درک بهتر این موضوع بهتر است به مباحث «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن که هر دو روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

33894

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت استاد: در منزل ریاضت بجز روزه چه ریاضت های دیگه ای میشه کشید؟ من تا بشه نمازها رو با نافله میخونم و معمولا از نماز خسته نمیشم بعضا یک ساعت مشغولم و سیر نشده دست می‌کشم ولی نماز شب رو هنوز نتونستم به صورت مرتب شروع کنم. کم حرف می‌زنم فقط با همسرم زیادتر صحبت می‌کنم. غذاهای ساده می‌خورم، لباس ساده می‌پوشم، همیشه سعی می‌کنم دل در حضور دوست داشته باشم تا خیال واهی به سراغم اومد بهش توجه نمی‌کنم. فکر می‌کنم فقط مونده روزه بگیرم و قرآن زیاد بخونم، اکثراً سخنرانی گوش میدم و فکر می‌کنم. می‌خواستم از محضرتون راهنمایی بگیرم که چه ریاضتی بکشم؟ استاد حضور تان برای ما غنیمته، الهی زیر سایه امام زمان (عج) باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز در موضوع قرآن و تدبّر در آن حاضر شوید. در این مورد خوب است که صوت‌های بحث در مورد سوره آل‌عمران را دنبال بفرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/644?mark=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87

و از صله رحم نیز غفلت نشود و دل، همواره در گرو انقلاب اسلامی و رهبر معظم باشد. موفق باشید

نمایش چاپی