باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور به صورت شخصی جواب داده شد: ۲۸۴۰۶ - باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد با داشتن مدرک، راحتتر انسان کارهایش را انجام میدهد، ولی ضرورتی در میان نیست. منظور از مراکز کاربردی مثل مراکز پیام نور که چندان در دادن مدرک سخت نمیگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از حجابهای دنیا از طریق تقوا آزاد شود، شور اُنس با خدا در او شعلهور میگردد. بد نیست سری به کتاب «آشتی با خدا» که روی سایت هست اگر میلتان اجازه داد، بزنید. موفق باشید
با سلام: استاد عزیز به نظر شما در مورد جهاد تبیین و در میان گذاشتن اصل و اصول این تاریخ با عده ای از مردم در یک نشریه یا رسانه دیگر چه راهی بهتر است؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هر راهی که موجب شود تا به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب پروپاگانداها و دروغهای رسانههای دنیا را افشاء کند، راهی است که باید در آن قدم زد. تصور بنده آن است که فعلاً صحبت روبهرو میتواند مؤثرتر باشد به روشی که امثال آقای حجتالاسلام محسن مجتهدیزاده مشهور به شیخ قمی عمل میکند. مثل صحبتی که با دختران دبیرستانی داشتند. https://eitaa.com/TablighGharb/3768موفق باشید
سلام استاد: بنده با قرائت آیه سیزدهم سوره ممتحنه وجوهی از آیه به نظرم آمد که مقداری با تفاسیر علما تفاوت دارد آیه می فرماید: يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَوَلَّوۡاْ قَوۡمًا غَضِبَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمۡ قَدۡ يَئِسُواْ مِنَ ٱلۡأٓخِرَةِ كَمَا يَئِسَ ٱلۡكُفَّارُ مِنۡ أَصۡحَٰبِ ٱلۡقُبُورِ (١٣) اى كسانى كه ايمان آورده ايد! گروهى را كه خداوند بر آنان غضب كرده به سرپرستى (يا دوستى و يارى) نگيريد، آنان از آخرت مأيوسند همان گونه كه كفّار از اهل قبور مأيوسند تفسیر المیزان می فرماید: «يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اَللّٰهُ عَلَيْهِمْ...» مراد از اين «قوم» يهود است كه در قرآن مجيد مكرر به عنوان " اَلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ " از ايشان ياد شده، از آن جمله در باره آنان فرموده: «وَ بٰاؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اَللّٰهِ» شاهد اينكه منظور يهود است ذيل آيه است كه از ظاهر آن برمىآيد كه غير از كفار سابق الذكر است. «قَدْ يَئِسُوا مِنَ اَلْآخِرَةِ كَمٰا يَئِسَ اَلْكُفّٰارُ مِنْ أَصْحٰابِ اَلْقُبُورِ» مراد از آخرت، ثواب آخرت است، و مراد از «كفار» در اين جمله همان طور كه گفتيم كفار در آيه قبلى است كه منكر خدا و قيامت بودند مىفرمايد: يهوديان مغضوب عليهم مانند كفار مشرك بتپرست منكر معادند. بعضى از مفسرين گفتهاند: مراد از اين كفار فقط مشركين مكهاند، چون الف و لام در «الكفار» الف و لام عهد است، و حرف «من» در جمله «مِنْ أَصْحٰابِ اَلْقُبُورِ» براى ابتداى غايت است. خداى تعالى مىخواهد در اين آيه شقاوت دائمى و هلاكت ابدى يهود را به ياد مؤمنين بياورد تا از دوستى با آنان و نشست و برخاست با ايشان پرهيز كنند، مىفرمايد: يهوديان از ثواب آخرت مايوسند، همان طور كه منكرين قيامت از مردگان خود مايوسند، يعنى براى آنها وجود و حياتى قائل نيستند، چون مرگ را هيچ و پوچ شدن مىدانند. بعضى از مفسرين گفتهاند: مراد از كفار، معناى معروف آن نيست، بلكه منظور همه مردگان است كه در قبر نهفته شدهاند، چون كلمه «كفر» به معناى ستر و نهفتن است. در نتيجه به قول اين مفسرين معنا چنين مىشود: همانطور كه نهفته شدگان در قبر مايوسند. بعضى ديگر گفتهاند: مراد از كفار همان كفار اصطلاحى است، و كلمه «من» بيانيه است، و معناى جمله اين است كه: يهوديان از ثواب آخرت مايوسند، همانطور كه كفار مدفون در قبور از ميان همه أهل قبور مايوس از آنند، چون در آيهاى ديگر فرموده: «إِنَّ اَلَّذِينَ كَفَرُوا وَ مٰاتُوا وَ هُمْ كُفّٰارٌ أُولٰئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اَللّٰهِ» و تفسیر نمونه می فرماید: تفسير: با اين قوم مغضوب عليم طرح دوستى نريزيد چنان كه ديديم اين سوره با مساله قطع رابطه از دشمنان خدا آغاز شد و با همين امر نيز پايان مى گيرد، و به تعبير ديگر پايان سوره بازگشتى است به آغاز آن، مى فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد با قومى كه خداوند آنها را مورد غضب قرار داده دوستى نكنيد «يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اَللّٰهُ عَلَيْهِمْ» شما نبايد آنها را به دوستى برگزينيد و اسرار خود را در اختيار آنها بگذاريد در اينكه قوم مغضوب عليهم چه اشخاصى هستند بعضى صريحا آن را ناظر به يهود مى دانند چرا كه در آيات ديگر قرآن از آنها به اين عنوان ياد شده است (چنان كه در آيه ۹۰ بقره در مورد يهود مى خوانيم: «فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلىٰ غَضَبٍ» اين تفسير با شان نزولى كه براى آيه ذكر كرده اند نيز سازگار است چه اينكه گفته اند جمعى از فقراء مسلمين بودند كه اخبار مسلمانان را براى يهود مى بردند و در مقابل آنها از ميوه هاى درختان خود به آنان هديه مى كردند، آيه فوق نازل شد و آنها را نهى كرد ولى با اينهمه تعبيرات آيه مفهوم وسيع و گسترده اى دارد كه همه كفار و مشركين را شامل مى شود، و تعبير به غضب در قرآن مجيد منحصر به يهود نيست، بلكه در مورد منافقان نيز آمده است (فتح ۶) و شان نزول نيز مفهوم آيه را محدود نمى كند بنا بر اين آنچه در آيه آمده هماهنگ با مطلب گسترده اى است كه در نخستين آيه سوره تحت عنوان دوستى با دشمنان خدا آمده است سپس به ذكر مطلبى مى پردازد كه در حكم دليل بر اين نهى است، مى فرمايد: آنها به كلى از نجات در آخرت مايوسند همانگونه كه كافران مدفون در قبرها مايوس مى باشند «قَدْ يَئِسُوا مِنَ اَلْآخِرَةِ كَمٰا يَئِسَ اَلْكُفّٰارُ مِنْ أَصْحٰابِ اَلْقُبُورِ» زيرا مردگان كفار در جهان برزخ نتائج كار خود را مى بينند و راه بازگشت براى جبران ندارند لذا به كلى مايوسند، اين گروه از زندگان نيز به قدرى آلوده گناهند كه هرگز اميدى به نجات خويش ندارند، درست همانند مردگان از كفار چنين افرادى مسلما افرادى خطرناك و غير قابل اعتمادند، نه به قول آنها اعتمادى است، و نه براى صداقت و صميميتشان اعتبارى، آنها مايوس از رحمت حقند و به همين دليل دست به هر جنايتى مى زنند، با اين حال چگونه بر آنها اعتماد مى كنيد، و طرح دوستى با آنان مى ريزيد؟! خداوندا! هرگز ما را از لطف بى پايانت محروم و مايوس مگردان پروردگارا! چنان توفيقى رحمت فرما كه هميشه با دوستانت دوست و با دشمنانت دشمن و در طريق دوستيت ثابت قدم باشيم بارالها! ما را به تاسى كردن به اولياء و انبياء گرامت موفق دار آمين يا رب العالمين ولی برداشت بنده با تفاسیر بالا مقداری فرق داره آنجایی که می فرماید آنهایی که خدا بر آنها غضب کرده از آخرت مایوسند، بنده فکر می کنم آخرت دراینجا همان قیامت کبری باشد و آنجا که می فرماید همانگونه که کفار از اهل قبور مایوسند منظور از کفار همه کسانی است که نه بخدا و پیامبرانش و نه به معاد باور دارند و مقصود از اصحاب قبور همه امواتی هست که در طول تاریخ وفات کرده اند چه مومن چه کافر، و اینکه کفار از حیات برزخی اصحاب قبور به کلی مایوسند بر خلاف ما شیعیان و مسلمانان که برای اصحاب قبور حیات قائلیم و معتقدیم که اصحاب قبور می توانند ما را ببینند و صدای ما رو بشنوند و درین حیات مادی تصرف کنند به اذن الله، ولی تفاسیر بالا کفار من اصحاب قبور را اموات کافران در برزخ می دانند که از برگشت به این دنیا مایوسند که کمی با بقیه آیات قرآن در تضاد هست چون در بعضی آیات قرآن می بینیم که در آن دنیا بسیاری از اموات درخواست برگشت به دنیا را می کنند که نشان می دهد هنوز امیدی به برگشت به دنیا را دارند، هرچند که بنده جرات نمی کنم تفاسیر علما رو رد کنم ولی میگم شاید برداشت بنده هم وجهی از وجوه مد نظر آیه باشد. عذر خواهم که وقت مبارکتون رو گرفتم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید با توجه به اینکه شأن نزول، آیه را محدود نمیکند به هر حال سخن در آن است که ما نبایدبا جریانهایی که با انکار حقایق و انکار مقام اولیای الهی مورد غضب حضرت ربّ العالمین قرار میگیرند، دوست باشیم زیرا آنها اساساً متوجه افقهای معنوی که با شریعت الهی پیش میآید، نیستند و از این جهت به کسانی که متوجه سنتهای حضور در آیندههای توحیدی و در ابدیت نیستند، نباید هیچ علاقهای نشان داد وگرنه به نحوی با حضور خود و با روحیه مادیگرایشان جهت روحانی انسان را تیره و تار میکنند. موفق باشید
سلام: چند وقتیست در به در دنبال شرحی، تفسیری میگردم که بشود از آن آیههای قرآن یا دعاها یا نهجالبلاغه و یا به هرحال متونی که از معصومین باشد رو شرح بدهند. خستهام از اینکه قرآن میخونم ولی نمیدونم واقعا چی میگه. دنبال فهم قرآن هستم که البته میدونم طبعا آسان نیست. دعا میخونم همینطور، احادیث و... اما چاره چیست!؟ تا کنون ۲۳ سال از خدا عمر گرفتم اما هنوز درکی از قرآن و نهجالبلاغه و سایر ادعیه و اینکه چه میگویند ندارم. مسیر طولانیست و عمر دنیا کم و یک بار بیشتر فرصت زندگی نداریم. در حالیکه اینا محتوای اصلی ما هستند برای رسیدن به حقیقت ولی نمیدونیم چطور باید بخونیم و استفاده کنیم و بفهمیم. خواستم تفسیرالمیزان شروع کنم منتها گیر آوردن کتابش در شرایطی که هستم فعلا سخت هست و اینکه نمیدونم چقدر اصلا میتونم با این تفسیر پیش برم. از طرفی میدانم که جانم بیشتر و بالاتر از کتب متفکرین و... میخواد (در عین اینکه دارم میخونم) اما از طرف دیگر ذهن جاییرو قد نمیده. چرا که نمیدانم چه بخوانم که پاسخ جانم باشد و چگونه بخوانم. در این مورد راهنمایی بفرمایید. ممنون میشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین دغدغهها، بحثهای مطرحشده در سیر مطالعاتی سایت پیشنهاد میشود تا آرامآرام کاربران محترم را به سوی قرآن و نهجالبلاغه و روایات سوق دهد. موفق باشید
سلام و رحمت خدا بر شما: برداشتم از دنبال کردن مباحث مربوط به انقلاب اسلامی و امام خمینی را در نکات زیر خلاصه کرده ام، ممنون میشوم ایرادات و نکات تکمیلی را بفرمایید: بسم الله الرحمن الرحیم ۱. انقلاب اسلامی تجلی اراده خدا در این تاریخ است. ۲. خداوند عین هستی است و از هستی، هستی صادر می شود. ۳. خداوند در قید زمان و مکان نیست. انقلاب اسلامی نیز، مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است. ۴. انقلاب اسلامی مسیری است که از غدیر، بلکه از بعثت، آغاز گشته و به ظهور منتهی می شود. ۵. قبل از تجلی اسمی از اسماء الله، انسان مسوولیتی نسبت به آن ندارد و مخاطب آن اسم نیست، اما پس از ظهور آن اسم، انسان با اختیار و انتخاب خویش، آیینه ای از این اسم میشود. خواه مکدر باشد و نور را پس زند، خواه صیقلی باشد و همه نور را یکجا از آن خود کند. ۶. انقلاب اسلامی به حکم «هو الاول و والاخر»، ازلی و ابدی است. شاید منظور سید شهیدان اهل قلم، از «کرانه وجود» نیز همین باشد که «ای شهید ، ای آنکه بر کرانه ابدی و ازلی وجود برنشسته ای. دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.» ۷. شهدا با درک این چنین ، مرزهای زمان و مکان را در نوردیده و از یک سو با شهدای صدر اسلام، و از دیگر سو با شهدای وقت ظهور، بل؛ رجعت، احساس یگانگی کرده اند. ۸. انقلاب اسلامی مثل هر امر وجودی و مجرد دیگری، هر ماهیت و وجودی را که جز جنس خود (وجود) نیست، پس میزند. شهید دیالمه میفرمایند: «هر از گاهی انقلاب موجی میزند و زباله هایش را بیرون می اندازد.» ۹. مسوولیت و نقش تاریخی هر فردی، بنابر تقدیر الهی در آن تاریخ، رقم میخورد. قبل از بعثت، مسوولیت ابوطالب ها، با بعد از آن تفاوت داشت و نیز مسولیت و نقش عمارها، قبل و بعد غدیر، و نیز مسولیت و نقش عباس بن علی ها، قبل و بعد از کربلا، و نیز مسولیت و نقش مطهری ها و سلیمانی ها، قبل و بعد از انقلاب... و این تجلی های پی در پی و نقش های به ظاهر متفاوت، اما در باطن، یگانه را بروز میدهد. «جلوه کند نگار من، تازه به تازه، نو به نو / دل برد از دیار من، تازه به تازه، نو به نو» ۱۰. آنگاه که اسم مرید خداوند به صحنه می آید، آزادی و اختیار انسان نیز، ذیل این اسم، تجلی میابد. به عبارتی خداوند، تقدیر انسانها را به دست خود انسانها رقم میزند. در بستر ظهور تقدیری جامعتر، یا همان اجتماع. «ان الله لایغیرما بقوم حتی لا یغیر ما بانفسهم» ۱۱. هر سیر توحیدی نیاز به زعیمی دارد، که در سفر از خلق بسوی خلق با حق، آنهایی را که عزم سفر دارند، با وِلایت و وَلایت، تا سرچشمه خورشید برساند. من به سرچشمه خورشید، نه خود بردم راه ذره ای بودم و مهر تو مرا بالا برد و حضرت روح الله در چنین زمانه ای، زعیم امتی است که روح خدا را در او دیدند و با او بسوی «الله»، رهسپار گشتند. ۱۲. هر حرکت توحیدی ظاهری دارد و باطنی، «هو الظاهر و والباطن». واگر علمدار اسم ظاهر انقلاب اسلامی، حضرت روح الله هست، علمدار اسم باطن آن، مقام معظم رهبری است. که او مامور به تنزیل بود و این مامور به تاویل. ۱۳. هنگامه طلوع، وقت تفکری انتزاعی درباره نور نیست. فقط باید خاموش بود و ناظر. ناظری که نور را محیط بر خود میبیند، با آن متحد گشته و یکی میشود. دیگر نه نور بر او سبقت دارد و نه او بر نور. این نسبتی است که شهدا با انقلاب اسلامی یافته اند. شهدا با انقلاب، تعریف می شوند و انقلاب با شهدا. دوئیت و بینونیتی در کار نیست. ۱۴. نسبت شهدا با امام و رهبری، دلدادگی است. اما نه یک دل و یک دلبر. بلکه از هر دو سو چنان جذبه ای به یکدیگر دارند، که از هر ولیجه ای در این راه دل میکنند. اگر تنها وصیت شهدا، تنها نگذاشتن امام و رهبری است، آرزوی امام نیز، چنین است: «خدایا مرا با بسیجیانم محشور گردان» و این معجزه انقلاب اسلامی است.: ظهور عشق در زمانه ای که همه چیز هست، جز عشق. ۱۵. و اینک ماییم و انقلاب اسلامی و شهدا: اگر نسبتمان استدلال و بحث و اغنا باشد، در تاریکستان خویش، فرو میمانیم. و اگر ناطر خلوت شهدا و انقلاب و دلدادگی آنها با زعیم دوران باشیم، خویش را فانی در این سیر میابیم. من خس بی سرو پایم که به سیل افتادم او که میرفت، مرا هم به دل دریا برد. والسلام علی من اتبع الهدی
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به تکتک نکاتی که فرمودهاید، کار مشکلی است. ولی بحمدلله متوجه نکات خوبی شدهاید و چه خوب است که کاربران محترم نسبت به نکاتی که مطرح شده توجه لازم را بنمایند. موفق باشید
سلام استاد: ممنون که با سخنان پر گوهرتان ما را کمک میکنید. استاد من همیشه عاشق میهمان بودم و به خیر و برکتی که مهمان با خودش می آورده ایمان داشتم. چند وقتی است که جلساتی در منزلمون برقرار است و با حضور استادی کتاب معرفت نفس شما را پیش میبریم و گاها میهمانی های دور همی و دعوت کردن اقوام هم داریم. راستش من اخیرا چیزی شنیدم که یکم از این دورهمی های خانگی ترسیده ام. اینکه بعضی میگویند کسانی که به خانه آدم میآیند ممکنه اهل سحر جادو باشن و یا حسادت کنند و یا... و روی زندگی اون صاحب خانه اثر منفی بذارن. آیا این صحبت ها درسته؟ و ما باید میهمانی های کم با افراد کم و افراد شناخته شده بگیریم؟ لطفا کمکم کنید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً اینطور نیست. برکات کاری که میکنید آنقدر زیاد است که حتی اگر بر فرض هم سحری در میان باشد به کلّی باطل میشود. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحيم. با سلام و آرزوي توفيق به استحضار مي رساند واحد پژوهش مدرسه علميه حضرت رقيه سلام الله عليها كاشمر در نظر دارد در يك گروه هم انديشي كتاب «زن آنگونه كه بايد باشد» را مورد مطالعه قرار دهد. و اين كتاب را براي اساتيد و طلاب به مسابقه بگذارد و در هفته كتابخواني در نشستي به معرفي كتاب با حضور استاد طاهرزاده يپردازد. درخواست مي گردد شماره تماس استاد در اختيار اين مدرسه قرار گيرد تا هماهنگي هاي لازم براي برگزاري نشست علمي و معرفي كتاب براي حوزه علميه خراسان واحد پژوهش كاشمر انجام گيرد. قبول اين دعوت از سوي استاد بزرگوار مزيد امتنان است. با تشكر
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه موقعیت بنده طوری نیست که بتوانم دعوت رفقا را بپذیرم ولی جهت تهیه کتاب مذکور میتوانید با جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید
سلام جناب استاد: سوالی هست که به روحم و مغزم فشار می آورد و نمی توانم جوابی برایش درک کنم. مگر شاید جوابم به روش ابراهیمی و رب ارنی باشد. قبلا درباره پرسشم این جواب را گرفته ام که آیا اگر در لذتی باشی بعد بگویند لذت بیشتری هست؛ خسته میشوی؟ یا اگر علم گوارایی داشته باشی بعد بگویند علم بیشتری هست خسته میشوی؟ که پاسخش خیر است و خیر است و خیر این هاست که ابدیت بهشت را گوارا می کند و لذیذ و... اما جناب استاد این پاسخ ها مغزم و فکرم را قانع می کند اما هنوز نتوانسته روحم را قانع و مجاب کند؛ واقعا ابدیت ما یعنی چه؟ شوخی که ندارد این تا همیشه بودن و تا هرگز تمام نشدن! هرچقدر هم لذتی افزون بر لذتی الهی باشد اما تا کی، تا کجا؟ آخرش آخر چه خواهد شد بالاخره؟ زمان که مربوط به این دنیاست و گردش کرات و... ؛ پس حالا ابدیت در عین بی زمانی مادی یعنی چه؟ آن «همیشه ی بی هرگز» چه نوع زمانی است؟ گاهی در ذهنم تصور می شود که خدا همینطور دارد میرود و ما هم در مسیر او میرویم ولی خب به او نمی رسیم چون این حرکت برای هر دو است اما خدا که نمی رود؛ (اصلا کجا برود!؟) پس چطور است که نهایتا به او نمی رسیم؟ این بی پایانی خدا یعنی چه؟ و سوال دیگرم اینکه ابعاد جهان مادی آخرش چه هست و کجاست؟ آیا جهان ماده نسبت به درک مادی ما وجود دارد و درواقع حقیقتی ندارد؟ آیا «شدّت» اجسام کثیف باعث تصور درک ما می شود که ماده اند یا واقعا ماده حقیقت دارد؟ اگر دارد پس آخر عالم ماده کجاست؟ طبق علم فیزیک هم که ماده نابودشدنی نیست. کمکم کنید. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این بیت فکر کنید که میفرماید: «چو رسی بر بامهای آسمان / سرد باشد جستجوی نردبان». آری! «سوار چونکه به مقصد رسد پیاده شود». وقتی انسان در ابدیت خود به اصیلترین بودنش در مأوای الهی حاضر شد، مگر امکان دارد که چیزی برایش مانده باشد که بخواهد باز برود تا برسد؟ بخصوص که فراموش نکنید خداوند مقصد است و از این جهت حضرت سجاد «علیهالسلام» در خطاب به حضرت حق عرضه میدارند: « يَا أَمَلِي وَ بُغْيَتِي، وَ يَا سُؤْلِي وَ مُنْيَتِي،» ای آرزویم و مرادم و خواسته ام و امیدم. موفق باشید
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی آیات ۵۰ تا ۷۰ سوره نساء با مد نظر داشتن احادیثی که داریم ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی در این مورد به نظر بنده نمیرسد مگر همان عرایضی که در شرح سوره نساء شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود آن کسی که در جهانِ کیفی حاضر میشود، متوجهی این امر میگردد. توصیه میشود مباحث مطرح در سورهی جاثیه که صوت آن روی سایت هست، در این رابطه با حوصله و پشتکار دنبال شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب سوال بطور خصوصی برای ایمیل شما ارسال شده است،مجددا نیز ارسال شد.اگر جواب به دستتان نرسیده است مشکل مربوط به ایمیل و یا سیستمی که با آن کار میکنید میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک احتمال آن است که واژهی «بشارت» به معنای صرف خبر باشد و نه خبر خوب و یک احتمال هم هست که طعنهای باشد مبتنی بر این که آنچه به دنبال آن بودید و امید نتایج داشتد، بفرمایید این هم نتایج آنچه میخواستید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخی دیگر، امری است فراآیندی که در جزوهی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» کمک میکند که چگونه برای عبور از تاریخی دیگر باید فکر کرد. موفق باشید
سلام علیک و رحمت الله: با آرزوی توفیق روز افزون برای شما. با توجه به رشته تحصیلی شما آیا تا به حال به این نتیجه رسیدهاید که از قدمت بشر کنونی چند سال است که میگذرد و حدیثی دیدم از امام جعفر صادق که قبل از نسل کنونی خداوند ۶ یا ۷ نسل آفریده که ظاهرا همه منقرض شدهاند و استخوانهایی پیدا شده که تا یک ملیون و بعضا تا ۴ ملیون سال قدمت دارد اما آلمانها به این نتیجه رسیده اند که دی ان ای آنها با بشر کنونی فرق دارد اگر وجود آنها قطعی است هدف از خلقت آنها چه بوده با اینکه به مرز حیوانات بیشتر نزدیکند تا انسان کنونی و حتی از روی جمجمه آنها بدست آورده اند که حجم مغز آنها حدود ۳۵۰ گرم بوده است و مسلما بحث خلیفه اللهی در مورد آنها مطرح نبوده. جزاک الله خیرا
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار است و از نظر زمینشناسان نمیتوان گفت حضور اولین انسان تا امروز چندسال بوده است و آن نظریهای که مدعی است انسان از نسل انسانهای میموننما بوده؛ کاملاً از نظر زمینشناسان ردّ شده است. عرایضی در جلسۀ سوم شرح سوره «سجده» در این رابطه شده استhttps://lobolmizan.ir/sound/1250?mark=%D8%B3%D8%AC%D8%AF%D9%87#sound-row-4607 . بهترین نظر همانی است که ما متوجه شویم اولین انسان حضرت آدم بودهاند که در ضمن اولین پیامبر نیز همان اولین انسان است. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: استاد بزرگوار قبلا هم این سوال را پرسیدم اما جوابی ارسال نشد و آن اینکه وقتی خداوند میفرماید «انی جاعل فی الارض خلیفه» اراده خداوند آنگونه نیست که محل تصمیمات جدید قرار گیرد و نمیتوان تصور کرد در مقطعی صادر اول یا نور محمدی نبوده و بعد خداوند تصمیم میگیرد همچو چیزی ایجاد کند چرا که به فرموده شما خاصیت و ذاتی موجودات مجرد از ماده آن است که تجلی و ظهور دارند بنا بر این نمیشود الله جل و جلاله باشد ولی خلیفه الهی و صادر اول که ظهور اوست نباشد که تا اینجا بحث زمان مطرح نبوده و یک حقیقت ازلی است ولی چون قرآن کریم با زبان ما سخن میگوید خود بخود و بطور قهری این حقیقت ازلی حالت زمانی و ماضی بخود میگیرد ولی همین حقیقت وقتی میخواهد در عالم ماده ظهور کند نیاز به یک بدن عنصری هست که آن در بستر زمان و با مقدماتی که از جمله آنها خلقت عالم ناسوت است ایجاد میشود که البته این بدن از آدم تا خاتم اشکال و صورتهای خاصی دارد و اوج ظهور آن حقیقت در ولی الله اعظم و پیامبر خاتم است و به قول علی (ع) ما الف الف عالم و الف الف آدم داشتیم و ظهور آن حقیقت فقط مخصوص دوره زمانی ما نیست و در هر دوره ای بصورتی ظهور کرده و ظاهرا ابو علی سینا گفته که ما قیامتها داشتیم و این مسئله یک امر تکرار پذیر است. آیا این برداشت درست است؟ جزاک الله خیرا
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» عرض شده؛ آیۀ «انّی جاعل فی الارض خلیفه» حکایت ارادۀ تکوینی خداوند را متذکر میشود، ربطی به زمان و یا آغاز زمانی ندارد که در این رابطه میتوانید به مباحث «حرکت جوهری» رجوع فرمایید. موفق باشید.
سلام علیک بجوامع السلام: با عرض پوزش از حضرت استاد و کاربران بابت زحمت و اذیت مطالعه ی مطلبی که قرار داده می شود.
کربلا و صیرورت تاریخی انسان
همچنان که انسان در سیر الی الله در ذیل تاریخ توحیدی از مقطعی یا از طوری در طور دیگر حاضر می شود و خود را پیش از گذشته در تعیین حقانی می یابد و احساس می کند که از آن به شدنی بعد از شدن یا بودنی پس از بودن می گوییم این صیرورت تاریخی که ذیل تاریخ قدسی معنا میشود از حضور آدم ابو البشر آغاز و تا حضور ختمی نبوی ادامه یافت و بعد همین صیرورت با حسین علیه السلام در تاریخ تعینی دیگر یافت و معنایی دیگر از انسان را به تاریخ گمگشته و حیرانی بشر امروز بخشید تا انسان در عمق معنا بخشی خودش در دل حضور تاریخی حسین علیه السلام بودنی دیگر را تجربه کند و خود را در ساحتی از عالم و نسبت عمیقتر از مناسبات مادی و مدرنیته بیابد و این صیرورت تاریخی را به تماشا بنشیند و احساس کند. اربعین، همان صیرورت تاریخی است که با حسین علیه السلام شروع شد تا دستِ افتاده ی انسان زمینگیر این تاریخ و زمانه را بگیرد و در افقی و ساحتی حاضر کند که طلب پنهان و نهفته ی وجودی هر انسانی است که در این تاریک خانه ی وهم آلودِ این سویی گم شده، یا غبار شهوتها و غضبها آن را مسکوت گذاشته است و اما اربعین آغازی بر پایان همین سکوت تاریک خانه ی عالم غبار آلودی است که بشر می خواهد از پوستین دروغین دیروزش به در آید و در فهمی جدید و عالمی جدید در نسبتی جدید با خودش روبرو شود و اربعین بستر چنینی بودن و شدنی است که از آن تعبیر به صیرورت تاریخی انسان می کنیم صیرورتی که انسان در عالی ترین نحوه ی حضور خودش با حقیقت قرار می گیرد همان حس حضور و شهود حق که تماماً بودن و هستی است و دیگر معنایی از کنید و یا دوگانگی در میان نیست همانی که محی الدین از آن تعبیر به حق الیقین می کند و یا صدرا آن را رهایی انسان از قیود و مقام اطلاقی انسان تعبیر می کند و این همان افقی است که با اربعین به روی انسان گشوده شده است تا خود را و بقیه را در وجه اطلاقی یک حقیقت قدسی به تماشا بنشیند و اگر بپرسی چیست؟ بایست بگوییم که فقط هستی است باید به افق شهودی اربعین حسینی نظر کرد و نظر بازی را از همین بستر شروع کرد آنگاه فقط تماما حقیقت است و حقیقت و لذت تماشای آن و حضور در بیگرانگی و دوری از بیگانگی های قیودات و مناسبات و شئونات شهر مدرن ..... شاید کسی بپرسد که در مسجد چه باید کرد؟ این پرسشی است که جواب دادن به آن انسان را در مسجد متحیر می کند عوض آنکه راهی جلوی روی او قرار دهد در حالی که مسجد محل حضور و شهود و رویارویی و انس حضور است و اعمالی که در مسجد انجام میشود جهت تقویت این حسِ حضور و رویت و لقاء حق است نه آنکه برای خود معنایی مستقل داشته باشد. بنابراین در مسجد باید حاضر شد و به این حضور شدت بخشید تا بودن و هستی یافت شود و حس پوچی و بیهودگی و گمگشتگی را از خود برانیم و در یک حیات متعالی و حضور بیکرانگی و قدسی در مسجد خود را احساس کنیم یک حس حضوری در عین بودن در نسبت با احدیت و گزنه هر چه از مسجد بگوییم یا برای شخص معین کنیم که باید در مسجد چه بکند او را متحیرتر کرده ایم! اعتکاف نیز از همین جنس است روزه در مسجد همراه با خلوت و سکوت و اعمالی که در اعتکاف دنبال می شود سنخ شدت حضور دارد تا آنکه بخواهد کار خاص مستقلی باشد. اربعین هم به شرح ایضاً یافتنی است بعد از یافتن، و شدنی است بعد از شدن. باید در مسیر اربعین حس حضور را شدت بخشید و پیاده روی خود عمل مستقل نیست! بلکه در مسیر صیرورت انسان در تاریخی است که از حسین علیه السلام میگذرد و بایست در این طریق و مشی کردن حضوری بعد از حضوری برایمان تثبیت شود و شدت بودن در ما بیش از پیش شود. اربعین، قدم زدن در ساحت قدیم الاحسانی (حضرت احدیت) عالم توحید است که انسان در این تاریخ طلب آن را در وجودش احساس کرده است و به سوی آن قدم برداشته است و نشانه ی این طلب، حضور شهدایی است که در این سالهای اخیر در ما ظهور کرده است و تشییع شهدایی که انسانهابی با آرمان و اندیشه ی همان طلب در زیر این تابوتها حاضر شدهاند. آری شهدا این طلب و این حقیقت را پیش روی ما نهاده اند و ما مشتاقانه به استقبال این حقیقت تاریخی افتاده ایم تا ما هم جزو این قافله ی قدسی در دل تاریخ توحیدی حسینی باشیم و اربعین، جواب عطش تاریخی انسان آخرالزمانی است که هیچ چیز جز اصیلترین بودنها (بودن با حق) و حقیقیترین انسانها (انسان کامل) او را اشباع و ارضاء نمی کند. باید به استقبال حضور اربعین رفت تا حقیقت ما را دربرگیرد و آنگاه است که انسان در صیرورت تاریخی خود حاضر شده است.... این مطلب را در آستانه ی حرکت به کربلا در کنار موکب چایی حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام نگاشتم همراه با چای عزای سیدالشهدا علیه السلام و شاید آنگاه که این مطلب خوانده شود این کمترین در مسیر زیارت سیدالشهدا علیه السلام باشم و امیدوارم دعای خیر جناب استاد و دوستان بدرقه ای باشد تا در این سفر شهودی حضوری اربعین بیش از پیش حاضر شویم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید به لطف الهی در منزلی حاضر شدهایم که ذیل نظر به حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» در حال تجربه بودنی هستیم که این، نهاییترین بودن است تا خود را و بقیه حاضران در صحنه اربعینی را آینه نمایش حقیقت قدسی بنگریم آن هم وقتی ماورای کثرتها به هستیِ جانها نظر کنیم، در آن صورت است که حیرت میکنیم چه اندازه خداوند در این عالَم و در این جانها به ظهور آمده است.
همانطور که فرمودید و خوب هم فرمودید این اربعین، جوابِ عطش تاریخی انسان آخرالزمانی است که هیچ چیز جز اصیلترین بودن که بودنِ «بالحقّی» است او را راضی نمیکند. به این فکر کنید وقتی رغبت به زندگی در انسان میمیرد که زندگی را به پایینترین شکل آن که فروافتادن در توهّمات دنیایی است، تقلیل دهیم و متوجه حضوری که حضور در بیکرانه توحید است، در میدانهای ظهور انوار توحید، نگردیم و این یعنی عدم حضور در حماسهای که تندبادِ طلب، در نهاییترین حضور در این زمانه با انقلاب اسلامی و پیرو آن در رخداد اربعینی پیش آمده است. تندبادی که خداوند به حرکت در آورده تا هرکس خواست در زمانه ظهور ایمان در ایمان وارد شود، خود را به آن بسپارد بدون آنکه تفصیلاً بداند بنا است تا کجاها جلو برود. همین اندازه میتوان احساس کرد که: «پرّ کاهی است در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.»
در سه جلسهای که در خدمت رفقا تحت عنوان «باز اربعین» بود عرایضی شد، آن نکات میتواند إنشاءالله همچنان ما را متوجه افق گشودهای بنماید که در آن از یک طرف انسان را در نهاییترین حضور مدّ نظر قرار دهیم و از طرف دیگر تاریخی را که اشاره به نهاییترین تاریخ که طلوع ظهور حضرت ولی عصر«عجلاللهتعالیفرجه» است رامدّ نظر آوریم. https://eitaa.com/matalebevijeh/14529موفق باشید
با سلام خدمت استاد: با توجه به متن یکی از دوستان که برای شما فرستاده بودند که از استاد ملکیان بود پس چرا مسلمانی را اختیار کنیم و یا چرا اصلا بر اعمال یک دین باقی بمانیم نه از روی شهوت مثلا آیا نمیشود بر فقه دیگر ادیان بود و یا اصلا فقه اهل سنت؟ واقعا با این طرح که شما داشتید چرا نباید دست را بست یا باز گذاشت؟ اصلا چرا باید در این امور غور کرد و فقه را کشف کرد آیا این مقدار همه چیز را به باطن بردند درست است با توجه به اینکه ظاهر در دین اسلام بر خلاف مسیحیت قدرت مند است و پیامبر ما توجه جدی داشتند و از این جهت دین ما دارای فقه شد دینی که اگر دو تا سجده بیشتر انجام بدهیم حکم به اعاده میکند!!! به نظرتان به این راحتی می شود این مقدار ظاهر را کم شمرد؟ از متن شما احساس کردم با توجه به تمرکز شما روی فلسفه یا عرفان و... کمی از ظاهر شرع روی گردان می شوید، برخی اوقات بوی مسیحی بودن اسلامتان را حس میکنم. اینقدر تلاش برای اینکه ظاهر را به باطن حوالت دادن آیا از اثرات فهم مسیحی از دین نیست؟ من از اسلام فهمیدم آنچه آقای بهجت فرمود نماز اول وقت شما رو به اوج می رساند، این چه دینی است که خم و راست شدن در زمانی مشخص ما را به حقیقت دین نزدیک می کند در اسلام راه باطن از راه ظاهر نیست؟ البته که شما موافق هستید و درست است که اصل و اساس باطن است اما آیا در اسلام خود ظاهر ذاتا محل توجه نیست ؟؟!! و کلی دقت های ریز فقهی در کلام ائمه که با نظر عرفی اصلا اهمیت ندارد آیا در منطق دین اسلام اگر مسیحی به اسلام برسد می تواند باز بر توحید دین خود بماند و اعمال آنرا انجام دهد و مثلا نماز اسلام را نخواند و...؟؟!!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ظاهر دین و شریعت الهی دریچههای حضور در باطن دین است و لذا نباید از ظاهر دین عدول کرد. ولی از آن طرف نباید در ظاهر دین نیز متوقف شد. در این مورد پیشنهاد میشود حدیث ۱۲ از کتاب «چهل حدیث» حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» مربوط به جایگاه تفکر مطالعه شود. موفق باشید
سلام و عرض ادب. چقدر عیار ما انسان ها در بزنگاه ها نمایان میشود! چقدر بندگی خدا در حال عادی و چه بسا در حال شکم سیری راحت است. اما امان از بزنگاه هایی که حقیقت باطنمان رو میشود و تازه متوجه میشویم چقدر سست و کم اراده بوده ایم و جنس اصلی مان چقدر مغشوش بوده. عاجزانه از شما استاد عزیز در این شب و روزهای مهمانی خداوند خواستارم راهکارهایی بفرمایید تا خودمان را در بزنگاه ها جمع و جور کنیم تا نه به گناه آلوده شویم و نه به توبه شکنی و افسوس بر از دست رفتن فرصت ها و روز از نو و روزی از نو دچار شویم. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا از توصیههای فوقالعاده همهجانبه مولای متقیان علی «علیهالسلام» به فرزندشان در نامه ۳۱ نهجالبلاغه که تحت عنوان کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» و روی سایت هست؛ در این ماه غافل باشیم؟!! در کنار انس طولانی با آن توصیههای فوقالعاده، خوب است نظری نیز به کتاب «روزه؛ دریچهای به عالم معنا» انداخته شود. موفق باشید
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد طاهرزاده: لطفا اگر ممکن است راجع به متن زیر نظرتان را بفرمایید که آیا از فضای پیش آمده در کشمکش های سیاسی و فرهنگی و فوتبالی، این نوع نگاه به قضیه درست است؟! متن: 🇮🇷 برای ایران 🇮🇷 خداقوت برغیورمردان ایرانی مستطیل سبز. آنچه به ذهن میرسد این است که این جوان ها همگی دنبال افتخار آفرینی برای کشوراند لکن خب تحت تاثیر رسانه ها و یا به دلایلی دیگر این نقص عدم قرائت سرود ملی در تیم ملی کشورمان دیده شد اما دلیل نمیشود که این جوانان فداکار و پرشور را متهم به بی غیرتی و .. کنیم، در ضمن این برخورد پیش آمده در بازی و مسدومیت آقای بیرانوند ما را ناراحت کرد و این حادثه بوجود آمده را انشاءالله تفعُّل به خیر میدانیم و به نظر می آید که عدم قرائت سرود ملی توسط بازیکنان را نمیتوان علت کم کاری و باخت تیم ملی و یا مسدومیت آقای بیرانوند دانست و این نوع نگرش و برخورد را میتوان از روی تعجیل افراد و یا جهل افراد و حتی در حالت دشمنانه و مرض، تهمت ناروا دانست و ظاهرا این قضیه، یک «قضیه ی اتفاقی» است و نمیتوان علت تامه باخت تیم ملی ایران و مسدومیت آقای بیرانوند عزیز را، به خاطر عدم قرائت سرود ملی دانست و قضاوت عجولانه و ناروا کرد . برای_ایران پرچم_ایران_بالاست
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصحیح بنده: با این نگاه کاملاً موافق هستم از آن جهت که بالاخره ورزشکاران با تمام وجود مقابل تیم کشور انگلستان بازی کردند و نشان دادند میتوان به تیمی گل زد که فوتبال در آن کشور، بنیانگذاری شده است و فرهنگ آنها با فوتبال عجین است و البته در عین آنکه در مثال مناقشه نیست، میتوان از آن صحنه این نتیجه را گرفت که مانند دفاع مقدس با آنهمه هجومی که از همه جوانب به ما شد و به یک معنا ضربه محکمی در ابتدای حمله به ما زدند، ولی طوری به خود آمدیم که با جمع بین وسایل نظامی ساخته و پرداختهشدن جهان مدرن و روحیه قدسی و معنوی، صحنه را به پیروزی تبدیل کنیم و این نشان میدهد که حتی میتوان با پشتکار در این نوع صحنهها نیز از جهان مدرن عقب نیفتاد. و این عرض بنده با توجه به جواب سؤال شماره 34035 میباشد که از قول جناب آقای دکتر رضا داوری عرض شد فوتبال اگر عملاً به دین تبدیل شده است، ولی دین توهّمی است آیا میتوان این فضای توهّمی را طوری مدیریت کرد که نوعی عقلانیت در آن حاضر شود و در این راستا به فضای مجازی نیز ورود کرد و عبرتی را برای آینده خود مدّ نظر آورد و در این راستا فهمی را در میدان فضای مجازی به میان آورد؟ موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: در باب ضرورت نبوت مطلبی متاثر از اندیشه ملاصدرای بزرگ خواندم بدین شرح؛ «هستی بدون نبوت ناقص میشود نقص هم که در هستی راه ندارد پس ضرورت وجود انبیا اثبات شد.» استاد بزرگوار با دقت در منابعی همچون برهان صدیقین و مبانی نظری نبوت و امامت نتوانستم استدلال ایشان را بیابم اگر ممکن است استدلال ایشان را شرح بفرمایید؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست در این راستا نکاتی به میان آمده مبنی بر آنکه ربوبیت حضرت حق اقتضاء میکند که عالَم وجود در کمال خود سیر کند و لازمه آن ربوبیت، نبی و نبوت است تا عالَم در سیر کمالی خود نسبت به کاملترین انسان که شریعت پیامبران مدّ نظرها میآورند، ناقص نباشد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: جوانی هستم که تاکنون موفق به ازدواج نشدم و هر بار به بهانه ای که عمدتا از خانواده خانم بوده موفق به این امر نشدم. چون انتظارات و توقعات بالاست؛ از طرفی حامی مالی در خانه ندارم و مجبورم روی پای خودم بایستم حال با توجه به این شرایط اقتصادی تورم زا واقعا کلافه شدم. مدام در فکرم کی قراره سر و سامان بگیرم ناامید نیستم میدانم ازدواج باید قسمت فرد شود ولی خوب آخه صبر تا کی؟ فرق من با کسی که هم سن من بوده ولی حامی مالی داشته و شرایط براش فراهم بوده الان هم بچه دار هست در چیه؟ لابد میخاهید بگید امتحان هر فرد مخصوص به خودش هست ولی بنظرم جوان های مثل من فکر یه زندگی ساده هستن و به این چیز ها اصلا فکر نمیکنند. انتظار زیادی هم نیست. قبول کنید خیلی سخته تو این سن با این شرایط اقتصادی با این همه ابزار گناه طرف بتونه خودش رو نگه داره. خودم رو با کسی مقایسه نمیکنم ولی دارد دیر میشود. کمی سخن بگوید تا آرام شویم و از این افکار برای همیشه خلاص شویم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری برادر! این غصه بزرگ کسانی است که میدانند مسئله شما مسئله همه انسانها و انسانیت است. مثل همان فاجعهای که با تهاجم صدام حسین، جوانان ما را پر پر کرد. این ظلم، کمتر از آن نیست، با این تفاوت که آن ظلم را دشمن بیرونی بر جوانان ما تحمیل کرد و این ظلم را کسانی شکل دادهاند که به ظاهر دشمن به حساب نمیآیند ولی دشمنترین دشمنان هستند. امید است به همان صورت که نظام اسلامی توانست در مقابل آن فاجعه به هر صورت اگر تلفاتی هم داد؛ از مشکل عبور کند، در این معضل نیز جوانان ما را از این گرداب بیرون آورد. تصور بنده آن است که دولت در زوایای مختلف تلاش دارد از این مشکل ما را عبور دهد، کار آسانی نیست ولی شما نیز خود را به عنوان یک رزمنده تصور کنید که تلاش میکند به هر صورتی شده خود را از این مهلکه نجات دهد. آری! با سادهگرفتن زندگی از یک طرف، و رجوع به خانوادههای سادهزیست از طرف دیگر شروع خوبی است. بخصوص که میتوان به خانواده آن دختر توصیه کرد جهیزیه محدودی تهیه کنند تا در یکی دو اطاق فعلاً بشود زندگی را شروع کرد. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی و عرض تبریک ایام. یه سایت انجمن گفتگو دینی راه اندازی کردیم (با هدف بحث و گفتگو حول مباحث معرفتی دینی - بعضی وقت ها بحث های شیعه سنی و یا مسلمان و غیر مسلمان هم پیش میاد) (دوستان در گروه های تلگرامی فعالند و کم کم برنامه ریخته شده به سوی این فضا هم بیایم) در شروع کار خواستیم ابتدا از شما راهنمایی و رهنمود بگیریم - برای مباحث ، ... برای اینکه برای شخصی که می خواد بیاد و در اینجا فعال باشه، چکار کنیم که استفاده مفید برده باشه و فردای قیامت برای ما این عمل نشر معارف اسلامی نوشته بشه و همچنین برای مباحث دفاع از رهبری و انقلاب برای مورد دوم می خواستیم کسب اجازه کنیم یک ایدی با نام شما و لینک سایت لب المیزان ایجاد کنیم و صرفا بعضی از مطالب همین سایت و یا کانال تلگرامی شما رو با اون ایدی در گروه ارسال کنیم ، quran-hadis.com
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده در این مسیر ارائه معارف الهی و اخلاق و موضوعاتی که مربوط به عظمت انقلاب اسلامی است کارساز میباشد بخصوص که امامینِ انقلاب که جلوههای عزم توحیدی این زمانه میباشند باید مدّ نظر قرار گیرد و همه این تلاشها وقتی مؤثر است که با زبان مناسب این نسل ارائه شود. موفق باشید
سلام علیکم: ضمن عرض ارادت و احترام لطفا نظر شریفتان را در مورد یافته های افرادی که خاطراتشان در کتاب آن سوی مرگ ثبت شده است اعلام کنید. این کتاب ثبت یافته های چند نفر است که تجربه شبیه به مرگ داشته اند و حتی عالم ذر و ملائکه، شیاطین و ... را نیز دیده اند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موضوع عرایضی در پرسشهایی که در سایت شده است، شده. خوب است که از طریق جستجوی سایت سری به آنها بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی اینطور جواب داده شد: 30720- باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! چرا از رحمت خدا مأیوس باشیم؟ موفق باشید
