سلام استاد عزیزم: استاد جان راستش من دوست دارم عمل لیزیک چشم انجام بدم تا دیگه عینک نزنم (به علت ضعیفی چشمم) اما وقتی عمیق به این موضوع فکر میکنم پر از شک و تردید میشم برای عمل کردن. علت اصلی اینکه میخوام عمل کنم اینه که از عینک خسته شدم و برای بچه داری عینک یکم سخته و یکم هم برای زیبایی ظاهری. از طرفی میترسم در امر خدا دخالت بیجا کرده باشم و این کار مورد رضای خدا نباشه از وقتی با کلام و فکر شما آشنا شدم به مسایل اطرافم ریزبین تر و دقیق تر نگاه میکنم و البته گاهی وقتها اینقدر وسواس و دقیق میشم که حس میکنم از تعادل خارج میشم . لطفا کمکم کنید با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که این نوع حضور در جهان، حضوری نیست که مقابل اراده الهی قلمداد شود. زیرا نظام ارگانیکی خود را از آن طریق به هم نمیزنید. موفق باشید
سلام استاد: کوتاه عرض میکنم وقتی بعضی مراجعه میکنند و راهکار میخواهند برای نماز خوان کردن شخص تارک نماز، راهکار قرآنی و روایی چیست؟ خودمان چه صحبتهایی با تارک الصلوة داشته باشیم که نماز خوان شود؟ ممنون خدا حفظتون کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید این افراد را متوجه حضور ابدیشان نمود که مباحث «معرفت نفس» چنین توانی را دارد. پیشنهاد میشود مباحث مطرح در کتابهای «جوان و انتخاب بزرگ» و «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» که همه در سایت موجود است؛ را با آنها در میان بگذارید. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: انسان همینکه می داند یکی در گوشه ای از دنیا او را دوست دارد در تمام ناملایمات زندگی هم حال اش خوب است، خوشحال است و در واقع احساس رضایتی دارد. حال همین انسان می داند یک هستی بی نیاز همیشه بی نهایت دوستش دارد اما این باعث نمی شود حالش خوب باشد. به نظر می رسد یک جای کار می لنگد. در صورت امکان راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمیدانم. موفق باشید
سلام: آیا میشود درموقع بیداری وهوشیاری روح ازبدن جدا شود وعالم دیگری برود اما هم زمان جسم خودش رو احساس کند و اطراف خودش رو حس کنه و این اتفاق هرازگاهی بیفته و دست خود انسان نباشه و فقط نیمه شب اتفاق بیفته و اگرمیشود این موضوع میتونه چی باشه؟ میشه کامل توضیح بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان حکایت تجرد نفس است با ساحات مختلفی که دارد. مفصّل آن را در کتاب «خویشتن پنهان» میتوانید دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم. موفق باشید
سلام استاد: همه مان راجع به غرب و بخوصوص آمریکا میدانیم. اما چگونه هرگز از این فکر بیرون نیاییم که باید آمریکا و سگ زردش در فلسطین را سر تا پا آتش بزنیم. جامعه بسیار عجیب است اگر یک نگاهی بیندازیم میبینم چقدر ماهرانه و نامرئی، آمریکا و غرب دارند همین جا یعنی کف جامعه و اجتماعات علمی و بخوصوص فرهنگی ما، به طرز وحشیانه ای فکر ما برای نابودی شان را سر می برند آن هم به یک روش بسیار عجیب. مثلا احساسات، تردید ها، بلند پروازی ها تمام وقت هایی که میبینم یک سری جملات مزخرف از قبیل دین از سیاست جداست. مقداری که من از این اجتماعات یا قتلگاه برخور دار هستم فضای مدرسه است. آیا تا بحال انیمیشن I , Pet Goat II را دیده اید ؟ برای این انیمیشن 7 دقیقه ای که در سال 2012 ساخته شده است حدود 18 ساعت تحلیل درست کرده اند، من که اصلا نمی دانستم و هنوز هم نمی دانم Illuminati چیست، جالب اینجاست که من فقط زمان هایی که تا می آیم با خدا حال کنم، با حاج قاسم باشم، سریع بعد از این توسط همین فضای به ظاهر ناخواسته تشکیل شده ترور فکری میشوم به وسیله چالش های مزخرف مثل پول در آوردن در زاویه موفقیت و آدم سعادت مندی بودن. خب اینها برای شما هم پیش آمده، میخواهم بپرسم چه فکری به صورت بسیار درست و خیرخواهی اش ذهن شما را در بر گرفته؟ چه کسی به این فکر میکند که آمریکا بازی اش داده است. داشتم میگفتم و به اینجا رسید که چگونه این ها را همیشه با خود داشته باشیم چون برایم به خوبی روشن شده است که قرار است کوچک ترین نابودی خواهی من برای اسرائیل، به صورت نامرئی و غیر قابل توجهی مسموم و زمین گیر کند، چه کسی فکرش را میکرد که وضعیت جامعه و اجتماعات فردی و جمعی به نحوه های مختلف که همه برایشان سوال باشد چرا نمی شود در پی علم بود به معنای دانشمندان اصیل ایرانی همچون ابوعلی سینا و شیخ بهایی و... ، زیر سر غرب و آمریکا باشد؟ میخواهم یک خواسته ای از شما داشته باشم، آن هم این است که تحلیل و رمزگشایی انیمیشن I, Pet Goat II را به آن نظری انداخته و واکنشتان را برایم بگویید چون من این کار را کردم و بسیار عجیب بود برایم. در ادامه می خواهم نحوه ی حفظ کردن این را بدانم به این معنا که هرگز از فکر نابودی آمریکا بیرون نخواهم آمد چون مشخص شده او چه جنگ وحشیانه ای را علیه من راه انداخته است. فعلا بحث تا اینجا. انشاالله دوباره راه هایی برایم گشوده خواهد شد که از ان طرف برایم مسئله میشود، مسئله به تازگی برایم اهمیت بسیار پیدا کرده و میدانم حتما بعد آن گشودگی خواهد بود. و من الله توفیق
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب است که متوجه ظلماتی به نام روح آمریکایی شدهاید. جواب اصلی که باید به خودتان بدهید در نسبتی است که باید با فکری حکیمانه نسبتی با رهبر معظم انقلاب به عنوان زبانِ این تاریخ پیدا کنید که باید در این مورد اندیشه کرد. پیشنهاد میکنم بحث «رهبر انقلاب و زبان تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/matalebevijeh/17990 را مدّ نظر قرار دهید تا ان شاءالله میدان تفکر در این مورد در مقابلتان گشوده شود. همینطور که میفرمایید انیمیشن مذکور اشارات خاصی دارد که هرکس با پیشفرضهای خود آن را دنبال میکند. بنده نتوانستم رابطهای که منجر به تفکر شود با آن انیمیشن برقرار کنم. موفق باشید
سلام: من متولد ۱۳۷۱/۰۳/۱۴ از شهر اصفهان. بنده از زمان فارغالتحصیلی رشته معماری در سال ۱۳۹۵ افرادی در فامیل پدر و مادر بشدت حسادت کردند و هم دچار چشم زخم شدم و هم برای بنده طلسم کار کردند و علائم را داشتم و مهر خداوند از دلم بیرون رفت و چندین بار به خودکشی فکر کردم و به انجام این عمل نزدیک شدم که هزاران شکر بحول و اراده الله از این شرایط خارج شدم و لطف خدا شامل حالم شد. اما از همان سال ۹۵ دست به هرکاری زدم نشد و مجبورم همچون نیازمندان دستم رو جلوی دیگران دراز کنم برای تامین مخارج خیلی کم مثل اینترنت و شارژ و .... خیلی هم دلم میخواهد روی خود کار کنم و بعد ازدواج کنم که بخاطر تنگ دستی امکانش نیست. از حضرت استاد عاجزانه تقاضا مندم که در حق این بنده حقیر لطف کنند و بنده را راهنمایی کنند که بحول و قوه الهی از این مشکلات خارج شوم و افکار شومی که شیطان هر روز در ذهنم به واسه بیکار و مجرد بودنم ایجاد میکند خلاص شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به حکم وظیفه دعاگو خواهم بود و إنشاءالله به لطف الهی مشکل حل میشود. خودتان هم جهت سلامتی بدنتان با ورزش و جهت سلامتیِ افکارتان با دنبالکردن معارف الهی همّت لازم را به کار ببندید. نکاتی در کانال https://eitaa.com/man_video هست که میتواند مقدمه خوبی باشد. موفق باشید
سلام علیکم: در رابطه با این نوشتار که از یکی از گروه های روایی هست و البته وزین، در رابطه با برداشت جناب سوری نجفی از روایات قیام قبل ظهور. خواهشمندم نظرتان را در رابطه با برداشت ایشان مبسوط بفرمایید. یادداشت کوتاه _ ۱۵ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِين، خاستگاه روایی ضد انقلاب، در دوگانه انقلابی _ضد انقلاب! تذکر: در این نوشتار «قیام» در روایات را به معنای انقلاب سیاسی، و اصطلاح «ضد انقلاب» را با فرض وجود عداوت عملی و اراده براندازی در نظر گرفته ایم. 🌐 @GHMaariz ______________________ دستهای از روایات با محتوای نهی از قیام، حاکی از وظایف، منش و روش متفاوت مومن در عصر غیبت میباشند. نوشتار پیشرو به دنبال بررسی سندی و دلالی این دست از روایات نیست، و علیه یا له آن موضعی نخواهد داشت. اما به نکتهای اشاره میدهد که کمتر بدان توجه شده است و آن بررسی نقطه مقابلِ قیام و انقلاب، یعنی ضدیت و دشمنی با انقلاب، و پشتوانه روایی آن است. در ابتدا نمونه ای از «روایات قیام» تقدیم میشود: 1⃣ الصحيفة السجادية، ص ۲۰ : ... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ- عَلَيْهِ السَّلَامُ- : مَا خَرَجَ وَ لَا يَخْرُجُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ إِلَى قِيَامِ قَائِمِنَا أَحَدٌ لِيَدْفَعَ ظُلْماً أَوْ يَنْعَشَ حَقّاً إلَّا اصْطَلَمَتْهُ الْبَلِيَّةُ، وَ كَانَ قِيَامُهُ زِيَادَةً فِي مَكْرُوهِنَا وَ شِيعَتِنَا. 2⃣ الكافي، ج8، ص264، ح382 : ... عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع قَالَ: وَ اللَّهِ لَا يَخْرُجُ وَاحِدٌ مِنَّا قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ ع إِلَّا كَانَ مَثَلُهُ مَثَلَ فَرْخٍ طَار مِنْ وَكْرِهِ قَبْلَ أَنْ يَسْتَويَ جَنَاحَاهُ فَأَخَذَهُ الصِّبْيَانُ فَعَبِثُوا بِهِ. 3⃣ الكافي، ج8، ص274، ح412 : ... عَنِ الْفَضْلِ الْكَاتِبِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَتَاهُ كِتَابُ أَبِي مُسْلِمٍ فَقَالَ لَيْسَ لِكِتَابِكَ جَوَابٌ اخْرُجْ عَنَّا فَجَعَلْنَا يُسَارُّ بَعْضُنَا بَعْضاً فَقَالَ أَيَّ شَيْءٍ تُسَارُّونَ يَا فَضْلُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِكْرُهُ لَا يَعْجَلُ لِعَجَلَةِ الْعِبَادِ وَ لَإِزَالَةُ جَبَلٍ عَنْ مَوْضِعِهِ أَيْسَرُ مِنْ زَوَالِ مُلْكٍ لَمْ يَنْقَضِ أَجَلُهُ ... . 4⃣ الكافي، ج8، ص295، ح425 : ... عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: كُلُ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. 5⃣ علل الشرائع، ج2، ص467، ح22 : ... عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَارَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع يَقُولُ ... الْمُؤْمِنُ مُجَاهِدٌ لِأَنَّهُ يُجَاهِدُ أَعْدَاءَ اللَّهِ تَعَالَى فِي دَوْلَةِ الْبَاطِلِ بِالتَّقِيَّةِ وَ فِي دَوْلَةِ الْحَقِّ بِالسَّيْفِ. فارغ از سند و اعتبار، از مجموع روایات چنین برداشت میشود که قیام کنندگانِ غیر معصومِ قبل از ظهور، مطلقا (در عصر حضور ائمه و عصر غیبت) یا محکوم به شکستاند _خاصه اهل حقی که برای احقاق حق و رفع ظلم اقدام کرده باشند _، یا در صورت استقرار و موفقیتهای جزیی، باز هم جمع جبری عملکرد ایشان بدتر شدن شرایط شیعیان خواهد بود. ممکن است برخی با این قرائت موافق یا مخالف باشند؛ مهم نیست! آنچه مهم است، این است که در صورت موافقت و همسویی با برداشت فوق و معتبر دانستن ادله، باید به سایر لوازم آن نیز پایبند شد. بر این اساس، دست کم بعد از استقرار انقلاب و پایگاه یافتن آن هر کس مجددا برای دفع ظلم و احقاق حق، علیه ایشان خروج کند باز هم مصداق این روایات قرار خواهد گرفت. هر ضد انقلابی که از قِبل روایاتِ ضد قیام عناد ورزد _ در ادبیات دینی و روایات مورد پذیرشش، خود نیز _ شخصی انقلابی و اهل قیام محسوب میشود، خاصه وقتی ضدیت او بعد از ظهور و استقرار تام انقلاب پیشین ابراز شود. البته تفاوت دیدگاه و عدم همکاری و همراهی، مورد بحث نیست بلکه مقصود، کارشکنی، عدوات عملی و براندازی است. اگر چه، ممکن است بعد از استقرار و موفقیت قیام، به جهت تحفظ بر منافع مذهب حقه، همکاری با ایشان نیز در مواردی ارجح و اولی باشد. بنابراین دوگانه انقلابی _ غیر انقلابی، تنها میتواند دوگانهای دینی و برخاسته از نصوص تلقی گردد، نه دوگانه انقلابی _ضد انقلاب و نه چندگانه انقلابی _ غیر انقلابی _ ضد انقلاب، که بر اساس عرف و منطق، قابل فرض و تصور میباشند! ملخص کلام: تلقی ضد انقلابی خاستگاه روایی ندارد. پس اگر روایات قیام را بپذیریم، دوگانه انقلابی _ غیر انقلابی شکل خواهد گرفت و انقلابیون و ضد انقلاب (براندازی، ضدیت عملی و احتمالا موارد خلاف تقیه)، همگی تحت عنوان انقلابی (اهل قیام) در روایات قرار گرفته و تحلیل میشوند. در نتیجه هر ضد انقلابی، انقلابی است و هر غیر انقلابی قطعا ضد انقلاب نیست! 🖊 محمد سوری شهر رمضان 1442 نجف اشرف 🌐 @GHMaariz
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در کتاب ارزشمند «ولایت فقیه» به طور مبسوط، جواب این موارد را دادهاند که این روایات در این رابطه میباشد که کسی قبل از قیام حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» به عنوان مهدی قیام کند. در حالیکه انقلاب اسلامی حرکتی است در راستای امر به معروف، و هرگز تعطیلبردار نیست. موفق باشید
با سلام: ۱. ببخشید برای وارد شدن به حکمت متعالیه و کار و سیر در کتاب اسفار اربعه جناب ملاصدرا، چه منابعی از شما را باید استفاده کرد؟ یعنی چه کتاب هایی؟ چه صوت هایی؟ کدام تفاسیر قرآن کریم؟ و کدام شروح نهجالبلاغه؟ و... ۲. کسانی که در حال حاضر پزشک هستند نیاز خود دیده اند که علاوه بر الهیات صدرایی، فلسفه طبیعی را هم کار کنند. برای فلسفه طبیعی چه منابعی را پیشنهاد میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ده نکته» و «برهان صدیقین» و کتاب «معاد، بازگشت....» با شرح صوتی آن إنشاءالله میتواند ورود خوبی جهت درک الهیاتِ صدرایی باشد. ولی بنده در مورد فلسفه طبیعی تخصصی ندارم. موفق باشید
با سلام و عرض ادب! آیا میتوان گفت که خدا چشم و گوش ندارد اما قوه بینایی و شنوایی دارد؟ (چون خدا سمیع و بصیر است)
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حضرت ربّ العالمین به عنوان علیم مطلق، علمِ به دیدنیها و علم به شنیدنیها دارد. موفق باشید
با سلام: آیا همان گونه که در برهان صدیقین از اشدالوجود، خفیف الوجود تجلی می کند، در تشکیک در مظاهر (منظور در عرفان) آیا میشود یک مظهر واسطه ظهور مظهر دیگر شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «تشکیک در مظاهر»، حضرت حق به جلوات مختلف در میان هستند. موفق باشید
با سلام: آیا جملات زیر درست است؟ «عالم خدا نیست اما عالم جدای از خدا نیست.» با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همه عالم، مظاهرِ انوار اسماء الهی هستند و از این جهت مولایمان علی «علیهالسلام» میفرمایند: «مَا رَأَيْتُ شَيْئاً الّا وَ رَأَيْتُ اللّه قَبْلَه وَ بَعْدَه وَ مَعَهُ» [1] من هرگز چيزى از موجودات را نديده ام مگر آن كه خدا را قبل از او و بعد از او و با او ديده ام. ولی این به معنای دیدن ذات خداوند نیست. از این جهت هرگز کسی عالَم را ذات خداوند نمیداند. موفق باشید
[1] ( 1)- مصباح الهداية، ص 89 88.
با عرض سلام خدمت استاد عزیزتر از جانم استاد طاهرزاده: 🔖عنوان: : ای معلّم عزیز 💓 روز معلم مبارک ✨ اگر معلمی، نظر کردن بر افقهای دور حیات انسانها و نمایاندن راهها و بیراهههاست، تا انسانها در مسیر حیات خود به بیراهه نروند و از پای نیفتند، این گونه معلمی بودن، همان امتداد راه انبیاست. جان من و هزاران دانش آموز به فدای چنین معلمانی. التماس دعا ✨┈•
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «طالب مردی چنینم کو به کو». حقیقتاً حرکت توحیدی انقلاب اسلامی آیندهای را نوید میدهد که نه حضور در گذشته است و نه حضور در جهان سکولارزده؛ بلکه حضور در آیندهای است که نام آن را میتوان «جهان بین دو جهان» گذارد. جهانی که نه جهان گذشته است و نه جهان سکولار، بلکه حضور در امروز است ولی با هویت قدسی، راهی که معلّمان میتوانند نسل امروز و فردای ما را در آن جهان حاضر کنند و از این جهت هنوز میتوان درباره تعهد به انسان فکر کرد و هنوز میتوان به ذات عاشقانه انسان فکر نمود و هنوز میتوان معلّمی را یک «عشق» دانست. موفق باشید
سلام عليكم: لطفا در مورد استنشاق روح در متون دینی و تغالیم اسلامی شرحی نموده و راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلوب روح انسان به حکم فطرت الهیاش، اُنس با حضرت حق است و آلودهشدن به گناهان، این شوق را به حاشیه میبرد و با رعایت دستورات شرع، آن شوق به میان میآید و در همین رابطه قرآن میفرماید: « «فَاقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لَا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيّمُ وَ لَكِنَّ اكْثَرَ النَاسِ لَايَعْلَمُونَ»[1]پس به پا خيز و جهت خود را در جهت دينِ حنيف قرار ده كه آن همان سرشت و فطرتى است كه خداوند انسانها را بر اساس آن خلق نموده، اين فطرت در بين انسانها يكسان است، اين دين و راه پايدارى است ولى اكثر مردم متوجه اين موضوع نيستند. درنتيجه به زندگى خيالى و كارهاى ناپايدار خود را مشغول مىكنند و با پوچى و بى ثمرى زندگى روبه رو مى شوند. انسان بايد به پا خيزد و جهتش را جهت پيامبران بزرگ قرار دهد. چون جهت آنها بر اساس دين خدايى است كه سرشت آدميان را نيز بر آن اساس سرشته اند. اينكه مى گويد سرشت انسانى به دست خدا سرشته شده يعنى گرايش «جان» انسان به سوى خداست. به عبارت ديگر بنيان «جانِ» انسانها الهى است. پس كسى كه به خدا رجوع كند به بنيان جان خودش رجوع كرده است و كسى كه از خدا دور شود از «جانِ» خودش دور شده است. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره روم، آيه 30.
سلام استاد عزیز و گرانمایه: در این روزهای پایانی شعبان المعظم ما رو از دعای خیرتان بی نصیب نفرمایید. استاد جان، یک سوال داشتم و شاید سوال خیلی ها باشه، بنده روی همرفته، نسبت به این موضوع که دنیا را نباید جدی گرفت و نباید تمام ذهن و ذکر و فکر رو روی دنیا گذاشت مشکلی ندارم، اما از آنطرف انگیزه و اراده ای برای کار دیگه ای ندارم، گاهی به خودم میگم باز هم به اهل دنیا، خیلی با شور و نشاط تر از ماها هستن، واجبات رو انجام می دم و یکسری کارهای خونه، البته ۴۰ ساله هستم، مطالعاتی دارم اما هیچ کدوم من رو راضی نمی کنه. توسل کردم به شهید حججی که من هم در جایی قرار بگیرم که مثمرثمر و مؤثر باشم، توسل کردم به شهید سلیمانی که من هم مخلص باشم، اما هیچی نیستم. یعنی اصلا از خودم رضایت ندارم، استاد لطفا منو راهنمایی کنید. من چه کنم که از عمرم بهترین بهره رو ببرم؟ چه کنم که برنامه ریزی داشته باشم و از اون مهمتر برای اجرای برنامه ها انگیزه و توان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در مسیری که باید آن را طی کند قرار بگیرد، از آن به بعد باید اجازه دهد تا اینکه چه پیش میآید و در این تاریخ آن مسیر و راهی که باید در آن حاضر باشیم پس از کسب معارف توحیدی و رعایت دستورات شرعی، حضور در تاریخ انقلاب اسلامی میباشد با همه لوازمی که این حضور در بر دارد.
آری! اگر اهل دنیا به توهّمات خود مشغولند از تنهاییهایی که برایشان پیش میآید مصون نیستند و سخت در زحمتند زیرا تمرین نکردهاند تا تنهاییهای خود را با محتواهای اصیل مدیریت کنند. به ما فرمودهاند: «به تنهایی بکن عادت که در گور/ بخواهی ماند تنها تا دَم صور» و این نوعی با خود بودن است، خودی که در اصالتِ خود نظر به حضرت حق دارد، خداوندی که ما با بودن و با منِ خود میتوانیم حضور او را در افق حضور خودمان احساس کنیم. به گفته جناب آقای ناصر فیض:
مَن اگر با مَن نباشم میشَوَم تنهاترین
کیست با مَن گر شوم مَن باشد از مَن ما ترین
مَن نمیدانم کیام مَن، لیک یک مَن در مَن است
آن که تکلیف مَنَش با مَن مَنِ مَن، روشن است
موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد سوالی داشتم از محضر تان: آیا در مسیر سلوک شخص در برهه ای از زمان دارای روحیات لطیف و رفتار زنانه میشود؟ یا این مسئله یکی از آفات این مسیر است؟ یا اصلا تغییر رفتار مردانه به زنانه ارتباطی به سیر و سلوک نداره و علت را در جای دیگر باید جستجو کرد؟ در هر حال به مردی که رفتار منفعلانه دارد، روحیه ای لطیف و شکننده دارد، و اخلاق و رفتار زنانه دارد ، برای عبور از این مشکل چه راه حلی را پیشنهاد میکنید؟ متشکرم التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در روح زنانه و مردانه نباید باشد. ملاک، سیره و اخلاقیات اولیای الهی است و نظر و تأمّل در شخصیت آنها، چه در آن مواقعی که روحیه آنها بسیار لطیف و عاطفی است و چه مواقعی که روحیه آنها «اشداء علی الکفّار» میباشد. موفق باشید
سلام استاد: با نظر به «ذاتِ» درنده و خوی مکّار استکبار، حقیر احساس می کنم باز شدن باب مذاکرات با ایران صرفاً به این خاطر هست که دست ایران را زیر سنگ نگه دارند تا در این فرصت ایام مذاکرات، با تمام توان به حساب جبهه مقاومت (غزه و یمن و...) برسند!!😔 نظر حضرتعالی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با بصیرت رهبر معظم انقلاب نمیتوان چنین فکر کرد همانطور که در یکی از جوابها عرض شد نهایتاً از طریق این نوع مذاکرات میتوان نشان داد که تاریخِ استکبار با ادعای دوستیاش به کلّی به انتها رسیده است. جناب آقای دکتر سعدالله زارعی در یادداشت امروز کیهان تحت عنوان «تفاوت نگاه ما و آمریکا به مذاکره» نکات دقیقی را فرمودهاند که در جای خود قابل تأمّل است بخصوص در آخرین جملهای که میفرمایند: «اما البته واقعیت این است که هیچ نتیجهای منجر به تغییر دشمنی استکبار علیه مردم حقطلب ایران نمیشود و هیچ چیزی مردم ایران را به اشتباه نمیاندازد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: عذرخواهم. برای رفع حجاب، اگر بین اذکار صلوات و استغفار و تسبیحات اربعه مخیر باشیم، کدام ارجحیت دارد؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه هستید هر کدام از اذکار جای خود را دارد و برکات فراوانی در پیش میآورد. پیشنهاد میشود سری به کتاب «صلوات بر پیامبر (ص) عامل قدسی شدن روح» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید
سلام علیکم: پیرامون مباحثاتی که از پرسش ۳۸۲۴۵ آغاز شد مطالب و سوالاتی هست: ۱. اگر حضرتعالی اشعار ملای رومی را ناشی از کشف میدانید و اگر اعتباری که برای فتوحات و شطحیات منصور و عین القضات قائلید و آن ها را اصول اصول اصول دینی دانسته که لا یمسه الا المطهرون بر آن ها صادق است معیار صحت و سقم مکاشفات، را چه میدانید؟ مکاشفات را از جنس علم حضوری تلقی میکنید که خطایی در آن راه ندارد؟ کشف و شهود و شبه یقینِ شخصی را مطابق نفس الامر تلقی میکنید؟ اگر چنین است، تناقضات مکاشفات و شهودات را چگونه توجیه میفرمایید؟ اگر چنانچه صدرا و ابن عربی و تمهیدالقواعد و... ، یکی از راه های اعتبار کشف و شهودات را همان وحی میدانند، دسترسی ما به وحی مگر جز همان نصوص وحیانی و الفاظ نورانی حضرت صاحب الوحی ست؟ اگر می توان تفسیر و تاویل آن الفاظ را کاملا عکس و ناقضِ خود الفاظ دانست، مبنا و معیار صحت و سقم مکاشفات دوری نمیشود؟ به عنوان مثال وحی میگوید (الف ب است و ج نیست). آن فردی که عارف کامل دانسته اید میگوید الف ج است و ب نیست و این بطن همان وحی است. از طرفی تضاد ظاهر و باطنِ وحی را پذیرفته اید. لذا هیچگاه وحی قابلیت تفکیک میان مدعیِ کاذب و عارف حقیقی، عرفان صادق و کاذب را ندارد. چون عارفِ ۱ وحی را به خود تفسیر کرده و خود را ناقضِ وحی نمیداند ، عارف ۲ نیز همینطور. میان عارف ۱ و عارف ۲ نیز تضاد و تباین و تناقض است. ۲. چرا وحی اساسا معیار سنجش دیگر گزاره هاست؟ اگر وحی نیز کشفی ست بالاتر از دیگر تجربه ها و مکاشفات، چه کسی گفته کشف پیامبر معیار کشف دیگران ست؟ مگر جنابعالی کشف پیامبر را تجربه کردید که بدانید کشف او معیارست؟ اختلاف مکاشفاتی که میان اهل علم و عرفان و معنویت بوده و هست و خواهد بود از چه روست؟ اگر مدعی باشید اختلافات مکاشفات تشکیکی ست که به سادگی قابل رد است، چرا که تناقض بودن بسیاری از آن ها به سادگی قابل فهم است و حتی خود مکاشفه کننده ها نیز با همدیگر تفاوت تشکیکی ندارند بلکه درگیری و نقض و ضدیت ظاهری و باطنی دارند، یکی دیگری را خوک میبیند، آن یکی او را سگ. اگر فرضا تشکیک را بپذیریم، با این حال نشانه ی نقص و کمال که هست. اگر نقص و کمال را بحث کنیم، فهم این نقص و کمال اگر قبل از پذیرشِ گزاره های آن عارف باشد عقلانی و انسانی است، اما اگر بگویید فهمِ همان وحی اکمل نیز مشروط ست به اینکه گزاره های آقای الف را بپذیری و نه گزاره های آقای ب را، باز از کجا معلوم منی که ناقص تر از هر دوی آن دو نفر باشم، به وسیله ی عینک ناقص فرد ناقص تر، گزاره های وحی را یا اکمل را ناقص یا خطا تفسیر کنم و نتیجتا آقای اکمل را ناقص تر فرض کنم. لذا چاره ای از رجوع ابتدایی به همان وحی نیست، و چاره ای از حجیت ظاهر نداریم، و این تنافی با فرض وجود بطن و تاویل ندارد که باز همان وحی، صاحب تاویل و تفسیر و معیار صدق و کذبش را به ما میدهد، با این تفاوت که در نگاه شما، فرد ناقص تر میتواند اکمل معرفی گردد اما در روش عقلانی و انسانی، فرد اکمل کشف شده و معیار برای انقص قرار میگیرد. پس بر مبنای حضرتعالی که میتوانید وحی را خلاف و متباین و متضادِ ظاهرش ترجمه و تفسیر کنید سنگ روی سنگ بند نمیشود که هیچ، هر کسی می تواند تفسیر خودش از قرآن را ارائه کند، و به این روش نص وحی را که معیارست تغییر دهد، سپس خود را اعرف عارفان بنمایاند. این دور ست جناب استاد. دور است و دور است و دور... تمنا دارم از کپی کردن نامه ی گورباچوف نیز صرف نظر کنید که ایراد به خویش را مجدد تقویت میکنید و نتیجه همینست که شاهدید .
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این موارد بسیار بیش از حرفها است که در این میدان بتوان از آن گفتگو کرد. موفق باشید
سلام استاد: یه مدت من زیاد افکار غلطی نسبت به امور جنسی داشتم. الان بشدت پشیمانم. میترسم قیافه برزخی بنده بد شده باشد و بمیرم و بی آبرو شوم و در پیشگاه امامان و خدا تا ابد شرمنده بمانم. یا اگرخدا من را کلا نبخشد چی؟ مدام خود را سرزنش میکنم. عذاب وجدان دارم. و مدام گریه میکنم. بی نمازی ها داشتم. خشم و بد دهنی. سوء ظن به همسرم. اصلا یه روح آشفته که بهتره نگم چطور آدمی (هیولا) بودم!! . معلوم نیست چه چهره و بدن قیامتی برای خود ساخته ام. آیا با یه توبه ما سریع برمیگردیم به یک بدن برزخی و قیامتی خوب؟ یا زمان میبرد که بدن بد ما به خوب تبدیل شود؟ ذکری راهی نمازی چیزی نداره؟ دارم دیونه تر میشم از این افکار. عده ای هم که این وسط اذیت شدن. میگن هرگز نمیبخشیمت. که دیگر حال من رو بد از بدتر میکنه حرفاشون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عظمت توبه با نظر به سیره انسانهای کامل همچون علی «علیهالسلام» غوغا میکند و بهکلّی شخصیت انسان را تغییر میدهد و جهان و ساحت او را متفاوت میگرداند؛ وقتی انسان در میدان توبه همچنان خود را حاضر نگه دارد. ملاحظه نکردهاید معجزه توبه را که چگونه از آن «حرّ»، حرّی ساخت که به گفته حضرت صادق «علیهالسلام» أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّ اَلْحُرَّ حُرٌّ عَلَى جَمِيعِ أَحْوَالِهِ إِنْ نَابَتْهُ نَائِبَةٌ صَبَرَ لَهَا وَ إِنْ تَدَاكَّتْ عَلَيْهِ اَلْمَصَائِبُ لَمْ تَكْسِرْهُ وَ إِنْ أُسِرَ وَ قُهِرَ وَ اُسْتُبْدِلَ بِالْيُسْرِ عُسْراً كَمَا كَانَ يُوسُفُ اَلصِّدِّيقُ اَلْأَمِينُ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ لَمْ يَضْرُرْ حُرِّيَّتَهُ أَنِ اُسْتُعْبِدَ وَ قُهِرَ وَ أُسِرَ وَ لَمْ تَضْرُرْهُ ظُلْمَةُ اَلْجُبِّ وَ وَحْشَتُهُ وَ مَا نَالَهُ أَنْ مَنَّ اَللَّهُ عَلَيْهِ فَجَعَلَ اَلْجَبَّارَ اَلْعَاتِيَ لَهُ عَبْداً بَعْدَ إِذْ كَانَ لَهُ مَالِكاً فَأَرْسَلَهُ وَ رَحِمَ بِهِ أُمَّةً وَ كَذَلِكَ اَلصَّبْرُ يُعْقِبُ خَيْراً فَاصْبِرُوا وَ وَطِّنُوا أَنْفُسَكُمْ عَلَى اَلصَّبْرِ تُوجَرُوا .
آزاد مرد در همه احوال آزاد مرد است اگر گرفتارى برايش پيش آيد، صبر كند، و اگر مصيبتها بر سرش ريزد، او را شكسته نكند، اگر چه اسير شود و مغلوب گردد و سختى جايگزين آسايشش شود، چنان كه يوسف صديق امين صلوات اللّه عليه را بردگى و مغلوبيت و اسارت زيان نبخشيد، و تاريكى و ترس چاه و آنچه بر سرش آمد زيانش نزد تا خدا بر او منت گذارد و ستمگر سركش را بنده او كرد، بعد از آنكه مالك او بود، خدا او را برسالت فرستاد و بسبب او به امتى رحم كرد، صبر اين چنين است، و خير در پى دارد، پس شكيبا باشيد و دل بشكيبائى دهيد تا پاداش بينيد.
و این به جهت آن بود که در منظر خود، شخصیت امام حسین «علیهالسلام» را احساس کرد و دید باید کسِ دیگری باشد. موفق باشید
سلام: خسته نباشید، ببخشید صوت استاد فیاض بخش رو که توی کانال ارسال فرمودید، توی صوت استاد اشاره داشتند که رشد عقول و معرفت داشته باشید، میخواستم بپرسم بنظرتون چه کارهایی باعث رشد عقل میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل مباحث «معرفت نفس» و یا مثل مباحث صدرایی در رابطه با «وجود» در برهان صدیقین و از همه مهمتر مثل تأمّل در خطبههای توحیدیِ نهج البلاغه و عرایض صوتی که در شرح کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود». موفق باشید
با سلام: استاد متاسفانه یه آسیب جدی که داره به خانواده و بچه های شهدا و ایثارگران میخوره ازسمت جامعه هست، گاه گمان میکنم حساسیت بعضیشون اونقدرزیاده ولی چون داخل اجتماع و بین مردم هستن بهشون آسیب میزنن، از آنطرف هم اگر با نشانه ای شناخته بشن یه مدل دیگه بهشون آسیب میزنن، چندین مورد به شخصه حتی توسط قشرمذهبی و طلاب در زمینه ازدواج به اینها آسیب شدید رسیده دیدم، یا بعضا اینها را بی دلیل رد کردن, یا بی احترامی و توقع زیاد داشتن، یا به دلیل عدم شناخت روحیات و ظرافت اینها مشکلات متعدد ایجاد کردن، استاد از یه طرف آسییب پذیری زیاد را میبینیم از یه طرف واقعا نمیشه فهمید راهکارها چی باید باشه، یه ذره اینطرف یا اونطرف کنی چپه میشه و انگار داری رو یه لبه راه میری. من نمیتونم اینقدر رعایت کنم و در توانم نیست واقعا مراعات میکنم مراعات میکنم بعد خسته میشم میزنم زیرپل همه چیز.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد عملاً رسالتهایی در میان است، رسالتی که از یک طرف به عهده جریانهای فرهنگی بخصوص در قسمت فرهنگی بنیاد شهید است که باید به صورتی حکیمانه با چنین مواردی برخورد کنند که به آن نوع تبعاتی که متذکر شدید، منجر نشود. و از طرف دیگر نیروهای متدیّناند که باید وظیفه خود را نسبت به خانواده شهدا و ایثارگران فراموش نکنند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: چند سوال از خدمتتان داشتم: ۱. استاد به نظر شما ما باید نگاه و هدف و انتظارمان برای اصلاح کلی جامعه و زمینه سازی ظهور این باشد که منتظر باشیم و امیدوار به اینکه در آزمون و خطاهایی که در زندگی شخصی و جامعه و ادارات و مملکت داری مان می کنیم تا پیدا کردن راه درست، ظرفیت برگشت دوباره روح انقلاب اسلامی به سطح جامعه و زندگی ها برگردد و امید به اینکه هرچند ما مشکلات را میبینیم و می شماریم و راه رفع آن را در زمین جستجو می کنیم، اما خداوند دائما در حال بررسی ظرفیت پذیرش روح انقلاب توسط جامعه و اشخاص است تا بیاید و فضا طوری شود که نخواستن ها بالاتر از داشتن ها دانسته شود نه اینکه صرف بخشنامه و از این دست امور کافی باشد. استاد عزیز لطفا بفرمایید که آیا اینکه وقتی دقت می کنیم به اخلاق و رفتار و روح حاکم بر بخشی از افراد و جامعه می فهمیم و می بینیم که آنها در صدد نگهداشتن خودشان در یک سطح و یک ترازی هستند یا مثل یک نخ تسبیح یک روحی آنها را به نظم می آورد که آن روح جامعه اگر باشد، آیا اگر خدا بیاید این فضا و روح حاکم طوری می شود که نخواستن ها بالاتر از داشتن ها دانسته شود؟ آیا خدا از جمع ما رفته که این فضای حرص ایجاد شده؟ آیا به نظر شما ما باید توجه مان به ساخت ظرفیت برای آمدن خدا باشد؟ ممنون میشم کمی توضیح بفرمایید. ۲. استاد با تفکر در مورد دین و عقل می فهمیم که رعایت حقوق دیگری را کردن، حال انسان باشد یا حیوان و... که گویا همه چیز را به یک نظمی می آورد و همه چیز همان جا که باید قرار می گیرد و اینکه مثال شخصی رو زدید که بنده در سوالم از آن کمک می گیرم شخصی که فرمودید شب درِ خانه تان را زده و پشیمان از اینکه غیبت شخصی را تایید کرده بود و به شدت پشیمان از کارش بود، استاد عزیز با دقت در حالات این شخص گویا احساس به هم ریختگی یک نظم و ایجاد یک فساد یا بیرون انداخته شدن از فضای نظم روحی درونی را داشته، حال سوال اینکه فکر می کردم که اگر از این دست اشخاص در ادارات کار کنند آن اداره را بجای بیست شخص با ده شخص اداره می کنند و خود شخص یک اداره می شود و دلسوزانه کارها جلو می رود تا جایی که اداری گری رنگ می بازد و اگر در صنعت و... هم باشد برای جلو بردن کارهایش آن رعایت حقوقی را که می کند گویا طوری می شود که همه چیز به یک نظمی در آمده و هر چیز همانطور که خدا تعیین کرده میشود، به نظر شما سهم اینکه امروز در حداقل ابتدای راه جهان بین دو جهان صنعتگر و اداری و معلم و... ما باید این حد از رعایت را داشته باشند در ورود به تمدن و جهان دیگری چیست؟ آیا این ابزاری که ما امروز می سازیم در بحث نظامی و پزشکی و... که شاید گاهی درهمان ریل تکنیک غربی باشد هر چند نیت استفاده فرق کند آیا این فقط شروعی برای ورود به عرصه دیگری است یا اینکه با توجه به اهمیت علم و فناوری امروز برای اینکه اسیر و مستعمره غرب نشویم لازم است؟ ۳. در آخر اینکه استاد عزیز به نظر شما شرایط امروز ایجاب می کند که بحث دانش بنیان و علم و فناوری بیشتر پیگیری شود؟ آیا اوایل انقلاب این امکان وجود نداشته است؟ ممنون از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! به خوبی متوجه شدهاید که ظرفیتی در پیش است تا انسانها بیش از نیازهای دنیایی خود با معنویتی که به سراغشان میآید، احساس بینیازی کنند. در این رابطه اخیراً عرایضی ارائه شده تحت عنوان «نسبت عقل با قناعت نسبت به آنچه داریم» https://eitaa.com/matalebevijeh/12803 از این جهت اگر خدا را در زندگی رانده باشیم، به خود میآییم تا با بهرهمندی از زیستِ دینی، خدا را به زندگی برگردانیم. ۲. همین توجه به حضوری که با شهدا پیش آمده و وجدان مردمان، آن را درک کرده به نظر میآید نقشآفرین باشد. کافی است نوع گفتگوها، گفتگو نسبت به آینده قدسیِ انقلاب اسلامی باشد و با امید، این نوع گفتگو نقش خود را ایفاء خواهد کرد و البته بنا نیست ما از جهان جدید خارج شویم. ۳. آری! قبلاً با جدیّتی که این سالها متوجه ضرورت علم و فناوری در افق فرهنگ دانشبنیان دنبال میشود، دنبال نمیشد و هنوز هم البته ما در ابتدای راه هستیم، زیرا فرهنگ دانشبنیان بیش از آنکه یک دانش باشد، یک روح است. موفق باشید
با سلام: وقت بخیر. آیا اداراک من از جهان درست است؟ ببینید وجود انسان محدود است به حدود جسمانی، در مماس با این وجود فضای اطراف ما قرار دارد ولی وجود انسان متصل به این فضاست اینطور نیست که بین انسان و فضای اطرافش نیستی حاکم باشد، فرشتگان هم به نحوی در این عالم متصل به وجود انسانند و اینطور نیست که بین انسان و فرشتگان نیستی فاصله انداخته باشد. حالا فرض کنید یک مجموعه از انسان و فرشتگان و فضای اطراف انسان داریم جمعا این مجموعه چون به تصور در میایند محدودند یعنی فرض کنید موجودی است که یک قسمتش انسان است یک قسمتش فرشتگان یک قسمتش فضا. کل این مجموعه اگر به تصور دراید حدودی دارد. پس خدا مجموعه این موارد نیست. حالا خدا چیست؟ اگر وجود را گسترش دهیم مثلا وجود انسان را هیچگاه این وجود به عدم نمیرسد تا در جایی تمام شود این وجود بینهایت خداست و انسان قسمتی از این وجود است که قابل رویت شده فقط قسمتی از کمالالت این وجود را نشان میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که وجود به اعتبار وجود، تقسیمبردار نیست، آنچه در صحنه شامل کثرت میشود مظاهر وجود است. در مورد انسان هم اگر انسان بتواند در وجود خود حاضر شود، خود را در بیکرانگیِ وجود احساس میکند در عین محدودیتی که در وجود خود دارد که عین ربطبودن به وجود مطلق است که بیکرانه میباشد. موفق باشید
سلام علیکم: بنده بازنشسته سپاه هستم. کارم در سپاه درمانی بوده. حال بنظر شما بهتر است همان خدمت کار درمانی در یکی از مراکز درمانی شهر و یا سپاه را ادامه بدهم و یا اینکه دیگه کارم را رها کنم و بروم دنبال معارف دین و باقیمانده عمرم را صرف قیامتم کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع هر دو بهتر است و البته فرصتهای تأمّل در معارف دین و تفسیر قرآن را از دست ندهید. موفق باشید
