بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33891

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: در لشکر دوم جنود عقل و جهل، حضرت امام در بخشی می‌فرمایند: «با ذکر حقیقی، حجابهای بین عبد و حق خَرْق شود، و موانع حضور‏‎ ‎‏مرتفع گردد، و قسوت و غفلت قلب برداشته شود، و درهای ملکوت اعلی به‏‎ ‎‏روی سالک باز شود و ابواب لطف و رحمت حق به روی او گشوده گردد.» و در ادامه می‌فرمایند: «برای زنده نمودن دل، ذکر خدا و خصوص اسم مبارک ‏‏«یا حَیُّ یا‏‎ ‎‏قَیُّوم» ‏‏با حضور قلب مناسب است.» من که هر چه تلاش می‌کنم در طول روز یادآوری خدا را در دل داشته باشم، باز هم حواسم جای دیگر است و پی دلخوشی خودش می‌رود. مدتی که می‌خواهیم هی یاد خدا کنیم، حواسمان پرت اینور و آنور است. راهی سریعتر و شتابان تر برای حضور یاد خدا وجود دارد؟ برای دل مرده ی ما که قرار است با ذکر خدا زنده شود، چه راهکار عملی وجود دارد؟ آیا مقصود همین اذکار و اوراد است که با تسیبیح بگوییم؟ در وادی عمل راهکاری وجود دارد تا بهتر به این امر دست یافت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اذکار دینی در جای خود دل را متذکرِ مذکور می‌کند. مثل ذکر «یا حیّ و یا قیّوم» که حیّ حضرت حق دل را متوجه حیات‌بخشی او در همه عالم می‌نماید تا دل انسان زنده بماند و قیّوم‌بودنش، انسان را در عزم و اراده و در میدان‌ماندن کمک می‌کند. با این‌همه همین عبرت‌گرفتن‌ها که انسان‌های اهل ایمان نسبت به حادثه‌ها به‌دست می‌آورند، در جای خود توجه به حضور خدا و نوعی ذکر است. امام صادق (ع) در توصيف اباذر «رضوان الله تعالى عليه» مى‏‌فرمايند: «كَانَ أَكْثَرُ عِبَادَةِ أَبِى‏ ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّه خَصْلَتَيْنِ، التَّفَكُّرَ وَ الِاعْتِبَار»[1]

بیشترين عبادت اباذر دو خصلت بود يكى تفكر و ديگر عبرت‏ گرفتن از حادثه ‏ها. چشم بصيرى مى ‏خواهد كه آدم متوجه شود در همه‏ ى واقعه‏ هاى عالم جاى عبرت‏ گرفتن است، به معنىِ عبور از ظاهر يك حادثه به سنتِ باطنى آن حادثه. ملاحظه مى ‏فرمائيد كه حضرت مى‏ فرمايند: اباذر اهل تفكر بود و اين بيشترين عبادت اباذر بود و اين را امام معصوم مى‏ فرمايند و آن كار را تأييد مى‏ كنند. از خود بايد پرسيد اباذردر اين كار به چه چيزى رسيده و اين تفكر چه تفكرى است كه بيشترين عبادات اباذر را تشكيل مى ‏داده است؟ اين همان تفكرى است كه با ورع و از طريق ورع به دست مى ‏آيد . موفق باشید

 

[1] ( 1)- الخصال، شيخ صدوق، ج 1، ص 42.

33871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر: در حال تنظیم پژوهشی هستیم با محوریت موضوع آزاد اندیشی. پرسش هایی طراحی شده است که تحت عنوان مصاحبه در پژوهش قرار داده می‌شود. لذا از شما استاد عزیز تمنا می‌کنم منت بگذارید و پرسش ها را جواب بدهید. ممنون از توجه شما. مقدمه زندگی بشری با گره، معضل و مسأله همراه است، به ویژه اگر در اندیشۀ تعالی باشد، خاص‌تر این که این تعالی در اندازه های یک تمدن باشکوه دیده شده باشد. دیدن این گره ها و معضلات اول گام پژوهش است. پژوهش زمانی آغاز می شود که معضلات را به مسأله تبدیل کنیم. طبیعی است جامعۀ مسلمانی که با شعار و نگاه توحیدی برخاسته است و این خواستۀ بزرگ را مطمح نظر خویش قرار داده به مسأله هایی بربخورد که در این مسیر قرار می گیرند و باعث رکود و باعث آزار می شوند. بلیه ای که در روزگار ما گریبانمان را گرفته این است که ما بدون توجه به زیست موحدانۀ تمدنی و بدون در نظر گرفتن مسأله های واقعی این حیات نوین به طرح اموری می پردازیم که در حیات غربی مسأله است و مربوط به آن سوگیری و آن بوم و اقلیم است. این اتفاق آنقدر طبیعی تکرار می شود که فرصت هشیاری به انسان مسلمان برخاسته نمی دهد. جهان غرب پس از اعراض از دین به یک زندگی مدرن رو آورد که خصیصۀ اصلی آن رها کردن همۀ دغدغه های ماورائی و عطف توجه به زندگی مادی بود. طبیعتاً این انسان جدید (مدرن) مسأله های خاص خود را داشت و با آنها معرفی می شد. این مسأله ها در دفتر فاخری به نام علم ثبت افتاده است و با چهره ای موجه و خواستنی خود را به جوامع دیگر حتی جوامع اسلامی تحمیل می کند. غربزدگی بالاترین محمل ناهشیاری علیه این نامسألگی است. «آزاداندیشی» در جهان غرب به عنوان یک مطلوبیت حیات مدرن مورد رصد قرار گرفته است؛ هم به خاطر توجه به «اندیشه» و هم به خاطر توجه به «آزادی». نگاه مادی انسان‌گرای غربی تفسیری خاص خود از حقیقت و مرتبت «اندیشه» دارد و وقتی آن را به عنوان یک ارزش و مطلوبیت مطرح می‌کند چیزی را رصد می‌کند که با نگاه الهی و توحیدی نمی‌توان آن را دید یا به رسمیّت شناخت. همچنین است، آنگاه که از «آزادی» نام می‌برد و سود یا زیان آن را برمی‌شمرد. حال پرسش ما از شما فرهیخته گرامی این است که: • آیا با دوگانه مسئله توحیدی (اسلامی)/ مسئله مدرن همراه هستید؟ اگر نه به نظرتان چه دوگانه‌ای اصالت دارد؟ • تعریف جوهری مسئله مدرن چیست؟ به عبارت دیگر مقوم مسئله مدرن بودن به چیست؟ • به چه مناطی ما مسائل را به مسئله توحیدی/مدرن تقسیم کنیم؟ • آیا «آزاداندیشی» در حیات مدرن از چنین موقفی برخوردار بوده است (یک مسألۀ مدرن بوده است)؟ • آیا «آزاداندیشی» می‌تواند یک مسألۀ توحیدی باشد؟ • آیا می‌توان همان چیزی که در آن جامعه و آن تاریخ و آن زندگی منتخب به عنوان یک مطلوبیت مطرح می‌شده است را در حیات اسلامی نیز به عنوان یک مطلوب قرائت نمود؟ • آیا امکان این هست که اندیشمند مسلمان یا جوان جویای سعادت در این زندگی الهی در تعریف مسأله و بیان مطلوبیّت آن از ادبیات غیراسلامی و زاویه‌نگاه‌های مادی و غربی استفاده نماید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم! حتماً عنایت دارید که این سؤالات و مباحثی که به میان آورده‌اید نیاز به یک مثنوی هفتاد من دارد و اتفاقاً با توجه به وسعت این مباحث در همین راستا یادداشت‌های «رابطه مردمی‌بودن نظام اسلامی و آزادی» https://eitaa.com/matalebevijeh/11928  تنظیم گشت و جلساتی در همین رابطه برقرار شد که جلسه یازدهم آن در روز سه شنبه 17 آبان‌ماه برقرار شد

https://eitaa.com/matalebevijeh/11995 . إن‌شاءالله با دنبال‌کردن مطالبی که در یادداشت مذکور هست و شرح صوتی آن مباحث، بتوانیم جوابگوی نکاتی باشیم که مطرح کرده‌اید. موفق باشید

33508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بنده بازنشسته سپاه هستم. کارم در سپاه درمانی بوده. حال بنظر شما بهتر است همان خدمت کار درمانی در یکی از مراکز درمانی شهر و یا سپاه را ادامه بدهم و یا اینکه دیگه کارم را رها کنم و بروم دنبال معارف دین و باقیمانده عمرم را صرف قیامتم کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع هر دو بهتر است و البته فرصت‌های تأمّل در معارف دین و تفسیر قرآن را از دست ندهید. موفق باشید

33234

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: بنده چند وقتی بود شدیدا دعای شهادت می‌کردم، بالاترین دعای مدنظرم، دعای عاقبت به خیری و بالاتر از اون عاقبت به شهادت بود. خیلی ضجه می‌زدم برا طلب شهادت، شب قدر امسال بود که احیا رو در کنار شهدا بودم تو شب سوم و در اوج ضجه زدن و طلب شهادت، انگار یهو حالم عوض شد و اینجوری برداشت کردم که این حرفا چیه، تا کی خود خواهی، تا کی فقط خودتو ببینی. مگه کسی که همه چیزش معشوقه، همه کسش اربابشه، مگه میشه برا خودش چیزی بخواد. گیرم که شهیدم شدی، خب که چی؟ اربابت چی و یهو تو حالات خودم همه وجودم طلب و دعای سلامتی امام زمان شد و دیگه هیچ جوره نمیتونم دعا کنم برای خودم، هیچ جوره نمیتونم هیچی برای خودم بخوام، حتی شهادت رو، فقط و فقط دعا برای سلامتی امام زمان. حتی تو دهه محرم هم تو هیئت نمیتونم هیچی بخوام به جز دعای سلامتی آقا، فقط به فکر اونم، تا امشب که یهو دعام و طلبم شد اینکه یجورایی یکاری کنم برای دغدغه های آقا... یعنی دعا برای سلامتی ایشون به تنهایی فایده نداره باید یکاری کنم برای جلو افتادن کاراش. در کل سوالم اینه، اشتباهی نرم جلو، انحراف نباشه؟ درسته مسیرم؟ ممنون از شما دعاگوتونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه این موارد إن‌شاءالله با رعایت تقوا محقق می‌شود و به لطف الهی می‌توانید برای این انقلاب امام زمانی و رعایت رهنمودهای نایب‌الامام، مؤثر باشید. موفق باشید

32600

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده گرامی: امیدوارم لحظات فوق العاده پربرکتی در این ماه داشته باشید. لطفا در مورد بشارت شهید آوینی بفرمایید و نحوه ی حرکت در هنر انقلاب اسلامی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظورتان کدام جمله ازشهید آوینی است؟ موفق باشید

32538

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من از تو از بودنت در جايي كه من و امثال من هستيم و سير مي كنيم پرسيدم و نوشتم و تو مرا دعوت به حضور شهدايي كردي و از پس فردايي گفتى كه متصل به آن است، اما حالِ منِ اسيرِ در اين دوران را نديدي يا شايد هم نخواستي كه ببيني. نديده اي كه من محو آن حضور عاشقانه، آن زيبايي هاي عارفانه ام و نمي توانم اينجا اكتفا به ديدن و شنيدن كنم، نمي توانم اكتفا به رفتن و بازديد كردن كنم، من آن حال را نه در فاصله، نه در گاهى از اوقات كه نسيمي وزيدن مي كند، نه در آمدن و رفتن، در همه ى ثانيه هايم، همه ي ثانيه هايي كه پاي جان در ميان است، همه ى آنچه بايد زندگى مي بود و نيست، همه ى راه رفتنم، خوردنم، خوابيدنم، همه و همه و همه مي خواهم. طلب من از روزگار پس فردا نمي فهمد، پس فردا در شوق و انتظار معنايي ندارد، انتظار من كالمح البصر است، يا حتى نزديك تر فرداي من گويي يك ثانيه بعد است و حتى آن زمان هم برايش دير است، خيلي دير انگار كه زمان آن گذشته است، انگار بايد ميشد و نشده، و من نشدنش را جار مي زنم. براي من از دور تر از فردا نگو! اكنونِ من شاهد سيل روان عمري است كه دارد در طلب زندگى جان مي دهد. براي من از گذشتن از عمر نگو! طول عمر هر ثانيه آنقدر زياد هست، آنقدر دشوار هست كه نتوان از گذشتن حرفي زد پيش چشم من انباشته اي از ثانيه هايي است كه جز نگاه كردن به آن ها، جز داغ بر دل شدنشان، جز التماس هايي براى نرفتن جوانى، نرفتن عمر هيچ ندارند. من ديگر نه «حضور» را ميفهمم نه تمايلي براي خواستنش و براي درك كردنش دارم. در اين حضورى كه مدام و مدام پيش چشممان مي آورى نسبتي هست، فاصله اي هست، دورى اي هست كه ديگر اين جان تاب آن را ندارد. اين «حضور» را آميخته به هر چه كنى براي من جز بيانِ نبودن و نداشتن آن چيز، عايده اي ندارد. كاش جسارتى در عالم بود كه همه ى نسبت ها را، فاصله ها را، دور ها را، دير ها را به آتش مي كشيد تا ببينيم چه نداريم، تا خالي بودنمان را ببينيم تا جز دست هاي تهي هيچ چيز پيشمان نباشد. تا براي يك بار هم كه شده بتوانيم التماس كنيم. تاكنون التماس كرده اي؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کاش خالی‌بودن‌مان را می‌دیدیم تا متوجه حضوری شویم که به صورت تکوینی در آن مستقر هستیم و آن، همه بودن ما می‌باشد و این با تقوایی محقق می‌شود که شریعت الهی متذکر آن است و با همین تقوا می‌توان آن حضور را پاس‌داشت. زیرا ذاتی ما می‌باشد. موفق باشید

32510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و وقت بخی! استاد عزیز! این چه احساسی ست که در اثر فشار و مشکلات دنیایی بیش از پیش دچار قبض می شوم؛ تا حدی که نمی‌توانم با ائمه و شهدا ارتباط قلبی بگیرم! اما همین قلب، سخت این احساسات و افکار را منکر می‌شود و این دوگانگی به شدت من را آزار می‌دهد. می‌دانم نباید اینچنین باشم اما هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفته جناب مولوی: «ای بردار عقل یک‌دم با خود آر/ دم به دم در تو خزان است و بهار» از یک طرف باید آن‌گاه که قبض ما را فرا می‌گیرد سعی کنیم معارف الهیه خود را وسعت دهیم، و از طرف دیگر متوجه باشیم آن‌گاه که بسط و بهاری به سراغ ما می‌آید، در بهره‌برداری از معارف و تقوای خود بیشترین تلاش را داشته باشیم. موفق باشید

39920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود بر استاد عزیزم: امیدوارم در مسیر یاری امام زمان سالم و با نشاط باشید گستاخی من رو ببخشید اگر سوالهام زیاده یا بهم ریخته‌ست، اصلا حال خوشی ندارم و اونقدر مغزم رو مشغول کردن که حقیقتا حس می‌کنم حالت تهوع دارم (برای پاسخشون از افراد متعددی پرس و جو کردم اما قانع نشدم و در ضمن سیر مطالعاتی شما رو هم دارم با دقت و جدیت تمام هر روز دنبال می‌کنم) خواهش می‌کنم حداقل شما بی توجه نباشید به سوالاتم واقعا فلج کننده ان، کسی رو جز شما ندارم ۱. اگر امام زمان اونقدر قدرت دارن که قراره پس از ظهورشون با صلح و عدالت بر کل دنیا حکومت کنن، پس چرا تامین حفاظت جانی‌شون باید توسط شیعیان انجام شه؟ که تازه ما نیاز به انرژی هسته ای داشته باشیم برای حفظ جانشون... این با چه منطقی جور در میاد؟! ۲. قرآن می‌فرمایید انسان هدایت نمی‌شود و حقیقت را نمی‌بیند مگر اینکه خدا بخواهد. پس اختیار انسان چی میشه؟ ۳. از طرفی تمام آدم ها با یک دینی به دنیا میان. منم اگه تگزاس به دنیا اومده بودم الان کافر بودم. این عادلانه نیست، حقیقت و آیات خدا به طور مساوی به افراد نشون داده نمیشه. شیعه بودن من ارزشی نداره! ۴. اگر خدا میدونه یکسری انسان ها شر هستن و این مقدر شده، پس چرا اصلا اجازه میده به دنیا بیان تا سپس به جهنم برده شن؟ مگه مهربون نیست؟ ۵. میگن خدا میدونه نتیجه آزمایش بنده چیه، ولی همچنان آزمایشش میکنه تا رشد کنه. آیا نمیتونه این رشد و آزمایش رو از طریقی به غیر از مشکلات و رنج کشیدن رقم بزنه؟ ۶. اسلام چه توجیهی داره برای تولد کودکانی با بیماری خاص نظیر پروانه ای ها یا سرطانی ها که از بچگی درحال عذاب کشیدن هستن؟ خواهش می‌کنم نگید رشد و کمال و آزمایش و... الان فردی که تن سالم داره و در مسیر کسب علوم دینی و مددرسانی به مردم و... قدم بر میداره بیشتر رشد کرده یا اون بنده خداها که اصلا چیزی از دنیا نمیفهمن؟! ۷. من متوجهم که جریانات غزه برای بقیه مردم جهان یک آزمایش و معیار سنجشه، اما برای خود غزه ای ها چی؟ بچه ای که کل خانوادشو از دست داده باید چطوری به زندگیش ادامه بده؟ چرا خداوند داره تماشا میکنه آخه تا کی؟ ۸. بسیاری از تبهکارها و بزهکارها کودکی وحشتناکی داشتن، بنابراین نمیتونیم تمام بار گناهانشون رو اختیار خودشون بدونیم. منم اگه جای اون بودم همینجور میشدم. این چطور در حیطه سنجش خداوندی میگنجه؟ ۹. وقتی یک دختر در خانواده ای معتاد به دنیا میاد و پدرش او رو مجبور میکنه از بچگی برای تامین پول موادش تن فروشی کنه، این چطور در عدالت خداوند قابل توضیحه؟ میلیاردها مصداق این شکلی وجود داره که بنظر میاد خدا فقط ناظره یا براش اهمیتی نداره. ۱۰. اینما تولوا فثم وجه الله. خب پس نتانیاهو هم وجهی از خداست؟! چطور ممکنه از خداوندی بی نهایت مهربان و بی نهایت بخشنده، چنین بندگان شر و شیطانی خلق شده باشن؟! ۱۱. اصلا مگه نمیگن «بیده ملک السماوات و و الارض»؟ اگه اراده خداوند بی نهایته و همه جا هست پس چطور ممکنه اراده انسان خارج از حیطه اراده خدا باشه؟ منظورم اینه که میگید انتخاب دین یا کافر شدن به خود انسانه. یعنی خدا نقشی در این انتخاب انسان نداره؟! مگه همه چیز دست او نیست؟ اندیشه های بودایی یا هندوئیسم که رنج ها رو نتیجه ی کارما و زندگی های قبلش شخص میدونن خیلی بیشتر با عقل جور در میاد. ببخشید استاد من دارم دیوانه میشم. یعنی شدم. خیلی وقته.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی خوب است که ذهن جنابعالی دارای چنین سؤالاتی است و مسیر دینداری آن است که انسان بتواند بالاخره جواب این نوع سؤالات را بدهد. خود بنده نیز در چنین شرایطی بودم. ولی اولاً: متوجه هستید که جواب به هر کدام از این سؤالات نیاز به زمان زیادی دارد و ثانیاً: مانند کاری است که شهید مطهری عزیز در کتاب‌هایی مثل «عدل الهی» و «انسان و سرنوشت» انجام دادند. به همین جهت پیشنهاد بنده آن است که در مسیر مطالعاتی که شروع کرده‌اید، متوجه معارفی خواهید شد که در دل آن معارف، جواب بسیاری از سؤالات خود را خودتان خواهید داد بخصوص وقتی خود را با عبادات الهی مأنوس کنید که در آن صورت قصۀ «خود، راه بگویدت که چون باید رفت» به ظهور می‌آید. به عنوان مقدمه، علاوه بر سیر مطالعاتی سایت، مطالعۀ کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را که روی سایت هست شروع بفرمایید خوب است. موفق باشید

38913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: همه مان راجع به غرب و بخوصوص آمریکا می‌دانیم. اما چگونه هرگز از این فکر بیرون نیاییم که باید آمریکا و سگ زردش در فلسطین را سر تا پا آتش بزنیم. جامعه بسیار عجیب است اگر یک نگاهی بیندازیم می‌بینم چقدر ماهرانه و نامرئی، آمریکا و غرب دارند همین جا یعنی کف جامعه و اجتماعات علمی و بخوصوص فرهنگی ما، به طرز وحشیانه ای فکر ما برای نابودی شان را سر می برند آن هم به یک روش بسیار عجیب. مثلا احساسات، تردید ها، بلند پروازی ها تمام وقت هایی که می‌بینم یک سری جملات مزخرف از قبیل دین از سیاست جداست. مقداری که من از این اجتماعات یا قتلگاه برخور دار هستم فضای مدرسه است. آیا تا بحال انیمیشن I , Pet Goat II را دیده اید ؟ برای این انیمیشن 7 دقیقه ای که در سال 2012 ساخته شده است حدود 18 ساعت تحلیل درست کرده اند، من که اصلا نمی دانستم و هنوز هم نمی دانم Illuminati چیست، جالب اینجاست که من فقط زمان هایی که تا می آیم با خدا حال کنم، با حاج قاسم باشم، سریع بعد از این توسط همین فضای به ظاهر ناخواسته تشکیل شده ترور فکری می‌شوم به وسیله چالش های مزخرف مثل پول در آوردن در زاویه موفقیت و آدم سعادت مندی بودن. خب اینها برای شما هم پیش آمده، میخواهم بپرسم چه فکری به صورت بسیار درست و خیرخواهی اش ذهن شما را در بر گرفته؟ چه کسی به این فکر می‌کند که آمریکا بازی اش داده است. داشتم می‌گفتم و به اینجا رسید که چگونه این ها را همیشه با خود داشته باشیم چون برایم به خوبی روشن شده است که قرار است کوچک ترین نابودی خواهی من برای اسرائیل، به صورت نامرئی و غیر قابل توجهی مسموم و زمین گیر کند، چه کسی فکرش را می‌کرد که وضعیت جامعه و اجتماعات فردی و جمعی به نحوه های مختلف که همه برایشان سوال باشد چرا نمی شود در پی علم بود به معنای دانشمندان اصیل ایرانی همچون ابوعلی سینا و شیخ بهایی و... ، زیر سر غرب و آمریکا باشد؟ می‌خواهم یک خواسته ای از شما داشته باشم، آن هم این است که تحلیل و رمزگشایی انیمیشن I, Pet Goat II را به آن نظری انداخته و واکنشتان را برایم بگویید چون من این کار را کردم و بسیار عجیب بود برایم. در ادامه می خواهم نحوه ی حفظ کردن این را بدانم به این معنا که هرگز از فکر نابودی آمریکا بیرون نخواهم آمد چون مشخص شده او چه جنگ وحشیانه ای را علیه من راه انداخته است. فعلا بحث تا اینجا. ان‌شاالله دوباره راه هایی برایم گشوده خواهد شد که از ان طرف برایم مسئله می‌شود، مسئله به تازگی برایم اهمیت بسیار پیدا کرده و می‌دانم حتما بعد آن گشودگی خواهد بود. و من الله توفیق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب است که متوجه ظلماتی به نام روح آمریکایی شده‌اید. جواب اصلی که باید به خودتان بدهید در نسبتی است که باید با فکری حکیمانه نسبتی با رهبر معظم انقلاب به عنوان زبانِ این تاریخ پیدا کنید که باید در این مورد اندیشه کرد. پیشنهاد می‌کنم بحث «رهبر انقلاب و زبان تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/matalebevijeh/17990 را مدّ نظر قرار دهید تا ان شاءالله میدان تفکر در این مورد در مقابل‌تان گشوده شود. همین‌طور که می‌فرمایید انیمیشن مذکور اشارات خاصی دارد که هرکس با پیش‌فرض‌های خود آن را دنبال می‌کند. بنده نتوانستم رابطه‌ای که منجر به تفکر شود با آن انیمیشن برقرار کنم. موفق باشید 

38896

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیزتر از جان: لطفاً در جلسه ای راجع به ابیات مذکور در سوال 38390 مبحثی را آماده کنید و اشعاری از امام خمینی (ره) شرح دهید که به جناب حلاج از دیدگاه حضرت امام نظری به میان آید تحت عنوان «باز خمینی و باز حلاج و باز ادامۀ راه»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در شرح غزل حضرت امام که در آن می‌فرمایند: «همچو منصور خریدار سرِ دار شدم» عرایضی شده است. خوب است که به آن غزل رجوع شود. موفق باشید

34941
متن پرسش

سلام استاد: خداوند به لطف و کرمش بر توفیقات جنابعالی بیفزاید. استاد بنده وقتی به فعالیت های جبهه مقابل اسلام و انقلاب و نظام نظر می کنم گاهی دچار وحشت و نگرانی میشم! واقعاً نظام و انقلاب‌ در برابر این همه هجمه و تقابل فکری و رسانه ای و انبوه شبهاتِ دشمنان بر ضد اسلام و انقلاب و نظام، تا کجا دوام خواهد آورد؟ مثل موریانه های بیشماری به جان ریشه ی درخت نظام افتاده اند و همچنان مشغول جویدن هستند. آیا در جهان حکومتی وجود دارد که به اندازه جمهوری اسلامی در معرض فشار و تنگنا از تمام جهات باشد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عقیده بنده بحث در کلیّت‌اش تقابل جبهه باطل با جبهه حق است و حقیقتاً این بهترین شرایط برای تعالی جبهه حق می‌باشد از آن جهت که در این موارد است که خداوند به صورت خاص به صحنه می‌آیند و با توجه به این امر رهبر معظم انقلاب در این رابطه موضوع «انتظار» را به‌خوبی و به صورت همه‌جانبه در دیدار رمضانی با دانشجویان مطرح فرمودند که خوب است کمی به جمله ایشان توجه شود:  موفق باشید

مسئله‌ی «انتظار فرج»؛ یکی از مبانی مهمّ این مبانی فکری و دینی ما انتظار فرج است. انتظار فرج یعنی همه‌ی سختی‌ها قابل برداشته شدن و برطرف شدن است. نه اینکه بنشینید انتظار بکشید؛ [بلکه] دل شما  گوش‌به‌زنگ باشد. همین‌طور که در قضیّه‌ی حضرت موسیٰ به مادرش گفته شد: اِنّا رادُّوهُ اِلَیکِ وَ جاعِلوهُ مِنَ المُرسَلین‌؛(۷) این بچّه را به تو برمی‌گردانیم و او را هم از مرسلین قرار می‌دهیم و نجاتتان خواهد داد؛ این، بنی‌اسرائیل را مستحکم کرد. بنی‌اسرائیل در مصرِ فرعونی، سالهای متمادی، مقاومت کردند؛ البتّه بعد خراب شدند، امّا سالها مقاومت کردند. همین مقاومت بود که موسیٰ را آورد و حرکتش را آغاز کرد و دنبال او راه افتادند و به نابودی فرعون و فرعونیان منتهی شد؛ این، انتظارِ فرج است. انتظار فرج یعنی انتظار برطرف شدن همه‌ی نقصهایی که شما الان گفتید؛ ده برابر این هم نقص وجود دارد که شما نگفتید. انتظار فرج یعنی این، یعنی آماده بودن، فکر کردن، بن‌بست نپنداشتن؛ بن‌بست‌انگاری خیلی چیز بدی است. این معنای انتظار فرج است؛ اینها را بایستی در نظر داشته باشید.
البتّه خدای متعال در قرآن مکرّر گفته؛ «کَتَبَ اللهُ لَاَغلِبَنَّ اَنا وَ رُسُلی». «کَتَبَ اللَه» یعنی قانون قطعی خدا است که راه پیغمبران غلبه پیدا خواهد کرد و دیگر بحثی ندارد.

34862

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: خواستم بدونم چطوری باید خودسازی کنیم؟! یا چه کتابی باید بخونیم؟! خدا قوت التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود با «ده نکته در معرفت نفس» و سپس با «برهان صدیقین» مبانیِ فکری خود را شکل داده و سپس با مباحث اخلاقی مثل شرح کتاب «جامع السعاده» نفسِ ناطقه خود را منوّر به فضائل اخلاقی بنمایید. هر سه موضوع همراه با شرح صوتی آن‌ها روی سایت هست. موفق باشید

34432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام سوال: چه دلیلی دارد که معصومین در دعا ها به گناهان شخص خودش اعتراف می کنند؟ دقیقا لفظ «لی» می آورد یعنی گناه من. نمونه اش دعای عرفه، دعای ابوحمزه و.... از چند منظر پاسخ شنیده ام قانع نشده ام. متشکرم

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه نسبت انسان با خدا نزدیک و نزدیک‌تر شود متوجه شأن حضرت پروردگار می‌گردد که نسبت به آن شأن، حقِ ربوبیت او با عبودیتِ ما رعایت نشده است. در آن حدّ که حضرت رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» عرضه می‌دارند: «مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ وَ مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ» ما تو را چنان كه حق معرفتت مى‌باشد نشناختيم، و ما تو را آن گونه كه حق عبادت تو است پرستش نكرديم. وامام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «وُجُودُکَ ذَنبٌ لا یُقاسُ بِهِ ذَنب» (الوافی، ج 1، ص 103.) وجود تو گناهی است که هیچ گناهی با آن مقایسه نمی‌شود. در این رابطه حتی نظر به وجود خود را در محضر حق گناه احساس می‌کنند. موفق باشید

33679

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خدا قوت ارتباط با معلوم زنده . ۱. انسانْ اُنسِ خدایی دارد و خدا، آن بی نهایتِ بی حدِ و مکان است که غربی ها از جهتی که نمی‌خواهند متقبّلِ بی مرزیِ خود باشند، نهایتاَ انسان را ربات فوق پیشرفته می‌دانند. اما می‌دانیم که اینگونه نیست، با سواد و علم و کتاب هم نه، با جانمان می‌دانیم که حرف از اینها گذشته و دیگر روزگارْ روزگارِ گناه و مواخذه نیست روزگار کم طلبی نیست و همچنین از آن طرف هم نادانیم به اینکه در این روزگار گناه آلود، حضرت رب العالمین منتظر چه ظهوریست که عذاب قوم نوح و لوط علیهم السلام را مانع می‌شود و منتظر آن ابرانسان هایی است که بنا دارد زندگی مهدوی را تشکیل دهند. ما در رابطه با خدایی سخن می‌گوییم که خدای دیروزین و فردایی نیست بلکه خدای امروز و به تعبیر دقیق تر خدای همین لحظه است؛ شاعر می‌فرماید: بیزارم از این کهنه خدایی که تو داری. هر روز مرا تازه خدایی دگرهست و به طَبَع این خالقِ عظیم، مخلوق نیز وجود آن به آن و همین لحظه ای دارد. ۲. امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند: من خدایی را که نمی‌بینم عبادت نمی‌کنم. و واقعاً هم همینطورهست، اگر این فرمایش نورانی را در دست نداشتیم، می‌افتیم که از عبادتِ خدایِ انتزاعی خسته می‌شویم و غایتِ عبادت که رشد و تعالی بود، حاصل نشد؛ مشخص است که هنوز در بت پرستیِ مدرنیته غرقیم و خدا را نمی پرستیم، مگر اینکه با شرک (آیه قرآن کریم) ۳. مالکیت و ربانیت حضرت الله را که قرآن حکیم می‌فرماید: هیچ چیزی نیست مگر اینکه خدا از آن خبر دارد و برگی از درختی نمی افتد، مگر اینکه خدا آن‌را می داند؛ پس توجه ما باید به این سمت برود که عالم و هرچه که هست در قبضه حضرت رب العالمین است. ۴. حضرت محمد صلوات الله علیه می‌فرمایند: بهترین نعمت خدا کشته شدن در راه اوست. خدای تعالی این نعمت و موهبت را در دل شر و فتنه قرار می‌دهد و حکمت خود را به گونه ای به رخ می‌کشاند، مگر نه اینکه در دفاع مقدس در این وضعِ هولناکْ چه شهیدان اولوالعظمی پرِ پرواز گشودند. همزمان با این همه لطافتی که از حق در جلوه گاه نمایش است، صدام نیز صدام گری می‌کند و تا توان دارد پستی خود را به ظهور می‌رساند. ۵. در جامعه مدرنیته ای که هم اکنون در حال گذر از آن هستیم، غربْ غرب گرایی خود را هر روز بیشتر به نمایش می‌گذارد و هر روز در پی جستجوی خود در پوچیِ بزرگ‌تر و بیشتری است که مشاهده می‌کنیم هر سال بهترین ماشین و بهترین ابزار را به رخ ‌جهانیان می‌کشاند، اما نفسِ تشنه باز از پا نمی ایستد و دوباره برای یافت بهترْ یا جستوجوی حقیقت جسم را شبانه روز به کار می‌بندد و بهترین ورژنِ سال جدید میلادی را عرضه می‌کند، اما نه، باز هم نبود آن چیزی که در جستجوی آن است. ۶. قرآن کریم می‌فرماید: «کل یوم هو فی شان» و نیز: «علم آدم اسماء کلها» در ادامه امیرالمومنین نیز می‌فرمایند: تمام جهانِ کبیر، نمودِ آن، جهان صغیری در درون آدمیزاد است عرض من اینجاست که کل هستی ظهور اسماء الهی است. غرب هم کار خود را بکند. ما اگر به این بلوغ نرسیده باشیم که نتوانیم با ظواهر دنیایی مرتب شویم و حضرت رب العالمین را همچون فرمایش حضرت علی علیه السلام همراه آن بعد از آن و قبل از آن ظواهر نبینیم، مسیر را منحرف می‌کنیم و بر سر زبان ها می اندازیم که با زهد در باب تزاهم است و باید دست کشید. این محروم کردن خود از ظواهر دنیایی نشان از عدم کسب ظرفیت است که جای تعامل دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به همان معنایی که می‌فرمایید «غرب‌گرایی خود را هر روز بیشتر به نمایش می‌گذارد» و از این جهت مواجهه با چنین غربی لازم است. مواجه‌شدن با آن به معنای حاضر شدن در همان جهان و همان تاریخ است ولی با حضوری قدسی و عالمانه. و این است معنای زمان‌شناسی که اهل تفکر بدان می‌پردازند و در موقعیت خود به مسائل زمانه‌شان فکر می‌کنند. موفق باشید

33619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در بحث حرکت جوهری، که ماده عین حرکت است، آیا می توانیم بگوییم که حرکت جوهری آغازی ندارد؟ چون عین حرکت است نه اینکه چیزی باشد که حرکت می‌کند؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آریً ماده از نظر حرکت، آغازی ندارد ولی وجودی است که عین حرکت است بنابراین از نظر وجود، آغاز برایش مطرح است نسبت به عدم. موفق باشید

33605

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیم: در برهان صدیقین که توی کتاب شرح براهین صدیقین و جوهری، تقریر فرموده اید بدون استدلال، کمال را عین وجود می دانید. مفهوم وجود را می دانیم اما کمال به چه معناست؟ نقص و کمال مبهم هستن و باید تعریف درست و حسابی داده شود. مثلاً ارسطو مثال میزنه میگه نطفه ناقص هست و وقتی تبدیل به انسان شد کامل میشه. همینکه «ماهیت» گرفت میشه کامل.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای کمال و نقص را هرکس به صورت بدیهی درک می‌کند و به خودی خود تعریف‌بردار نیست مگر در مقایسه و نسبت. آری! می‌توان گفت که نطفه یک موجود نسبت به فعلیت‌یافتنِ آن موجود، ناقص است. موفق باشید

33395
متن پرسش

با سلام و عرض ادب خدمت استاد ارجمند: سوالی از محضرتان داشتم و اینکه اگر با توجه به محدودیت های شرعی که بعضا برای بانوان وجود دارد در سفر اربعین شرکت کنیم، چگونه می توانیم بیشترین بهره مندی را با توجه به اینکه از انجام یک سری عبادات محروم می شویم، بدست آوریم؟ با تشکر از محضر حضرتعالی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در راهی قدم گذاشته‌اید که سراسر حضور است و همه‌جا قبله است و همه‌چیز حکم عبادت دارد. در چنین حضرت، بحث محرومیت معنا ندارد! موفق باشید

33289

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. کمی که فکر کردم در جهت تبیین حقایق انقلاب اسلامی دیدم خوب است بعض از جملاتی که شما در این سالهای اخیر به اشاره فرمودید و در قلب بنده نقش بسته است را (با زبان خودمان که جوانان امروز جامعه جهانی هستیم) بازگو کنم و در اول برای روشن شدن اینکه در چه شرایطی هستیم به دو حدیث که حضرت رسول فرمودند اشاره می کنم: از پیامبر (ص) نقل شده که فرمود: «به این دلیل آن دوران خاص، دوران جاهلیت نامیده شده است که اهل آن نادان بودند و اعمال نادرست انجام می دادند.»1 همچنین پیامبر(ص) فرموده است: «من میان دو جاهلیت برانگیخته و مبعوث شده ام و جاهلیت دوم، بسیار سخت تر و مصیبت بارتر از جاهلیت اوّل است.». و در همین شرایط نوع حضور تاریخی و فرا تاریخی (که انقلاب اسلامی و امروز ماست یعنی آخرالزمان) حضرت را در آیه ۱۲۸ سوره توبه می آورم: اعوذ بالله من الشطان الرجیم [لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ (یقینا فرستاده ای به اراده الهی بسوی شما آمد که از خود شماست و شما را بهتر از هر کس می شناسد و مسائل شما عینا مسائل اوست و ازین رو رنج های شما رنج اوست و بسیار بر او سخت است مشکلات شما و اشتیاق شدیدی به یگانه تر شدن با شما دارد تا با هر نفر که قلبا حقیقیت توحید (که حقیقی ترین خود شماست) را پذیرفته با محبت در جای خود حقیقی اش نگه دارد و همواره رشد کند تا زنده بودن را زندگی کند). در جملات بالا فهمیدیم زمانه ای را سپری می کنیم که گمگشتی از خود حقیقی مان که همان توحید است با ظلمات بوجود آمده ازین رو مردم نمی دانند کسیتند تا نشان دهند چگونه اهل توحیدند و در شرایطی که خدا بسوی مردم می آید و مردم به خود می آیند خود را نشان خواهند داد، برای روشن شدن این موضوع به یوم الله ها نگاه می کنیم مثل شهادت حاج قاسم رضوان الله علیه که حضرت الله به ظهور در خلق آمدند و مردم گمگشته خود را یافتند هرچند در گیر ظلمات و جهل آخرالزمان هستند  مثال هایی که شما فرمودید را که ببینیم روشن کننده تر است که در جایی فرمودید: «این جوانها گناه می کنند اما می بینیم که باز هم شادند!» و جایی دیگر فرمودید: «که طبق حدیث گناهانی را بعضی مرتکب می شوند اما در قیامت از آن آنها نیست و به صاحبان اصلی اش خواهند داد!» و اضافه فرمودید: «ظاهر و رفتار نادرست مردم تصمیات عقلی آنهاست (عقلی که در گروِ اجتماع جاهل و ظلمات لیل و نهار و رفتار و کردار مردم عامه است) اما باطن آنها که حقیقت آنهاست پذیرنده توحید است تنها توحید حامل اراده های عظیم الهی تاریخ همان انقلاب اسلامی» حضرت آقا حفظه الله فرمودند جنگ امروز جنگ نرم افزاریست و فرمودند من شبانه روز در جنگم و شما در تفسیر این فرموده گفتید یعنی جنگ باطنی (که البته‌گاهی در ظاهر هم به نمایش درآمد مثل تشیع پیکر شهیده عزیز شیرین ابوعاقله و بی حرمتی های اسراعیلی ها به پیکر مطهر شهیده که نشان دهنده ناکامی نظام کفر و استکبار جهانی در برابر حقایق و اراده های در حال تحقق توحیدی انقلاب اسلامی است) و اشاره فرمودید: دیگر نمی‌توان زندگی کرد و خود بود مگر با تاریخ حق الیقینی که انقلاب اسلامی با آن همه وسعت جهانی اش که حزب الله لبنان و یمن و بحرین و قلبا هر آزاده ای که پی زندگی و بودن حقیقی است با هر دین و تفکری را شامل است در تمام وسعت مردم دنیا. ازین رو حضرت آقا حفظه الله فرمودند قطعا ما (هم اکنون) پیروزیم (چون داریم می‌بینیم) و امید دهید و تبیین کنید تا مردم ازین تنگنا ها و ظاهر به باطن توجه کنند؛ تا ما بدانیم با جوانانی که عقلشان دست استکبار جهانیست و آنها را به گمگشتی های تاریک از خود توحیدیشان کشانده و گاهی اشتباه می کنند تند روی نکنید که حضرت آقا در دیدار با اعمه جمعه فرمودند: «مثل پدری دلسوز با جوانان و مردم برخورد کنید آنها از شمایند». تیر خلاص این جمع بندی را می‌توان به گفته ای که در جلسه ای داشتید اضافه کنم تا همه بدانند یقینا امید وار و پیروز (اراده خدای حاضر تاریخ همراه با حضور خود پیامبر و اهل بیت پیامبرشان که همان انقلاب اسلامیست) است: فرمودید حتی مسیح علینژاد هم با حجاب خواهد شد و طبق حدیث همه چیز یک شبه عوض خواهد شد همچون شهادت حاج قاسم سلمانی رضوان الله علیه که روز شهادت مردم گریان بودند و یکشبه همه چیز عوض شد. هرچند گوش خشک مذهب های ظاهر بین بدهکار نیست اما جوانان و آزادگان که سلام بر آنها این جملات را آشنا و شنیده می داند تا نهراسند و غمگین و نا امید نباشند و بدانند کافر شدن از خدای عقلی و عینی برای مقصود حق الیقینیست تا «خود» توحید را احساس کنند. پس با این شعر تمام می کنم: ندید او از بت الا خلق ظاهر / بدین علت شد اندر شرع کافر / ز اسلام مجازی گشت بیزار / که را کفر حقیقی شد پدیدار / درون هر بتی جانی است پنهان / به زیر کفر ایمانی است پنهان / همیشه کفر در تسبیح حق است  / و «ان من شیء» گفت اینجا چه دق است / چه می‌گویم که دور افتادم از راه / «فذرهم بعد ما جائت قل الله» بدان خوبی رخ بت را که آراست / که گشتی بت‌پرست ار حق نمی‌خواست / هم او کرد و هم او گفت و هم او بود / نکو کرد و نکو گفت و نکو بود / یکی بین و یکی گوی و یکی دان / بدین ختم آمد اصل و فرع ایمان /  نه من می‌گویم این بشنو ز قرآن / تفاوت نیست اندر خلق رحمان. ۳. پی نوشت ها: ۱. (تاریخ المعرفه) ۲. الامالی، ج ۲. ص ۲۷۷. ۳.شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۵۹ - جواب

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که می فرمایید. به لطف الهی حضور در آینده با درک زمانه و روشن‌کردن راهی که در پیش است، فراهم می‌شود و غفلت از حضوری که در پیش است، همان بی‌خردی و جهل و نشناختن زمانه است که در روایات از قول حضرت صادق «علیه‌السلام» داریم: «عَلَى‏ الْعَاقِلِ‏ أَنْ يَكُونَ بَصِيراً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِه حَافِظاً لِلِسَانِه»  لازم است بر عاقل كه نسبت به زمانه خود بصیر باشد و با پیش‌آمدها مطابق شأن و بصیرتی که دارد برخورد کند و حافظ زبان خود باشد تا مطابق زمانه‌اش سخن بگوید.
آیا جز این است که اهل نظر باید به امکان‌های زمانه بیندیشند و در طلب چشم‌انداز آینده باشند؟ زیرا بدون آن چشم‌انداز، آینده معنا ندارد و گرفتار تکرار زمانه می‌شویم. موفق باشید

 

33161

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: تا حالا هرچی خوندیم صرفا شده حصولی. یعنی کلی دانایی گرفتیم ولی می‌بینم به جز پز دادن اینکه فلان چیزا رو خوندیم دیگه بهیچ دردمون نمیخورن. آخر اینکه همین‌هارو به دیگران منتقل می‌دیم و حالا ثوابی شاملمون بشه ولی از درون یا همون حضوری چیزی حاصلمون نشده و از این حالت احساس بیهودگی دارم. در مباحثتون فرمودید راه و درمانش علم حضوریست نه حصولی. حالا سوالی که هست اینکه چطور میشه از علم حصولی به حضوری رسید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب ملاصدرا، بالاخره آگاهی از حقایق با علم حصولی، مقدمه است تا همان حقایق در جان ما به علم حضوری جلوه کند. پس هر علم حصولی، مقدمه علم حضوری می‌تواند باشد. موفق باشید

33127

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با عرض ادب و احترام برای کسب ازدیاد محبت امام زمان (عج) و اینکه مورد عنایت و نظر حضرتش واقع شویم، چه توصیه ای دارید؟ و در امورات زندگی و تصمیم گیری ها چه معیار و شاخصی پیدا کنیم که بدانیم این کار و رفتار ما مورد تایید حضرت است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. رعایت دستورات الهی، انسان را هرچه بیشتر به ملکه عصمت نزدیک می‌کند و همین امر موجب نزدیکی به امامی است که سراسر در مقام عصمت هستند. ۲. حضور ذیل نایب الإمام یعنی رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» و دقت در رهنمودهای ایشان. موفق باشید

32828

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: روایتی هست از پیامبر که مسلمانان را از مصاحبت با کسی که او را همسنگ خود نمی‌داند منع کرده اند اینجا دقیقا معنای همسنگ و مصاحبت چیست؟ ضمن این که روایاتی هست با بهتر از خودت نشست و برخاست کن این مسئله ایست که ذهن تعدادی را درگیر کرده. ممنون میشم پاسخ بدید اجرتون با امام حسین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متن روایت در میان بود، بهتر می‌شد نظر بدهیم. شاید منظور آن باشد که انسان مؤمن همواره باید نظر به وجه متعالی خود داشته باشد. موفق باشید

39895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من مدتی است که دنبال سلوک هستم و خیلی تلاش می‌کنم. ولی یه سری امور را نمی فهمم و مستقیما در سخن عرفا به آن اشاره نمیشه. مثلا دست زدن برای سالک اشکال داره؟ آیا کتابی هست که آداب معاشرت یه سالک در قرن ۲۱ که سبک زندگی های خاص خودشو داره، با جزئیات توضیح بده چطور زندگی کنیم و چطور با دیگران رفت و آمد کنیم؟ مثلا اگه تولدی دعوت شدیم که سالم بود یا اصلا تعریف تولد سالم از ناسالم چیه و خیلی سوالات دیگه. من خواب دیدم حضرت زهرا رو صدا می‌زدم ولی فایده نداشت و فهمیدم سبک زندگیم با چیزی که ایشون بخواد سازگار نیست یعنی لابد اثری از ایشون در سبک زندگیم نیست. سلوک فردی رو نمیگم این رو می فهمم و برنامه مطالعاتی و تقریبا عبادی دارم. ولی سلوک جمعی، با دیگران چطور باشم کجا برم کجا نرم، حتی صحبت عرفا رو بشنوم نمیدونم اون رو برای رتبه من میگن یا برای رتبه خودشون. و اون هم خیلی کمه. یه مثال میزنن که اصلا برام اتفاق نیفتاده ولی ده مثال که اتفاق افتاده در صحبتاشون ندیدم و واقعا سواله برام که چطور زندگی کنم. ممنون میشم چند کتاب معرفی کنید برای آداب معاشرت و آداب بقیه امور زندگی برای یه سالک و به من توصیه کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به همان معنایی که فرموده‌اند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت» ان شاءالله با تدبّر در قرآن خودِ قرآن راهنمایی می‌کند و در آن رابطه می‌توانید سؤالات خود را بیابید. نکته‌ای که سؤال‌کنندۀ محترم شمارۀ 39896 در قسمت چهارم سؤال خود متوجۀ آن هستند. ۲. به هر حال طبق روایات صادره از معصوم نمی‌توان به صِرف خواب اعتماد کرد. ۳. حرکات طرب‌انگیزی که خلاف شأن مؤمن نباشد، اشکال ندارد مانند دست‌زدن در برنامۀ محفل. ولی همان‌طور که بزرگان ما فرموده‌اند دست‌زدن در مسجد ظاهراً با شأن مسجد و فضایی که باید در مسجد جاری باشد؛ نمی‌خواند.  موفق باشید

38899

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: عذرخواهم. برای رفع حجاب، اگر بین اذکار صلوات و استغفار و تسبیحات اربعه مخیر باشیم، کدام ارجحیت دارد؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه هستید هر کدام از اذکار جای خود را دارد و برکات فراوانی در پیش می‌آورد. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «صلوات بر پیامبر (ص) عامل قدسی شدن روح» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

36511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت: استاد کانال مطالب ویژه رو چگونه باید مطالعه کنیم؟ آیا از اولین پیام شروع کنیم؟ استاد ما دلمون می‌خواهد با دل این مطالب را قدم به قدم پیش بیایم ولی نمیشه. خدا قوت

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه که می‌فرمایید خوب است با سایت «لب المیزان» مرتبط شوید و موضوع مورد نظر خود را با توجه به تقسیماتی که نسبت به موضوعات در آن سایت شده است، گزینش نمایید. خوب است که در این مورد بحث « شرح دعای مکارم الاخلاق» که روی سایت هست را دنبال بفرمایید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/leaflet/206

35941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: از چند روز پیش عکس کودکان گرسنه ی سومالی را که دیدم اصلا یه حال بدی دارم. آیا نهاد و خیریه ای در کشور وجود داره که کمک مالی ما را هرچند اندک به آن کودکان مظلوم برساند؟ همسرم میگه اگه بخوای پول واریز کنی باید به حساب دولتهای آنها واریز کنی. و آن دولتها به دست کودکان که نمی‌رسانند. استاد نکنه آن دولتمردان به اصطلاح بیزینس راه انداختند و اصلا این کودکان را اینگونه در اینترنت به نمایش گذاشته اند تا کمکهای خیریه مردم خیِر دنیا را جمع کنند ولی به خود کودکان ندهند؟ به هر صورت، در ایران کجای معتبر سراغ دارید. لطفا معرفی کنید که ما به آنجا مراجعه کنیم حداقل  و از این طریق کمک کنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال «کمیته امداد» همان طور که شعبه‌ای جهت مردم یمن دارد شعبه ای هم باید جهت همین امورداشته باشد و قابل اطمینان نیز می‌باشند. موفق باشید

نمایش چاپی