بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33355

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: بنده ۱ سال است مغزم درگیر این موضوع هست که چرا فردی نابغه مثل آقای جلیلی نباید در شاکله دولت بوده و تحقق تحول بنیادین نظام اداره کشور را سرعت به سزایی ببخشد. آیا خود ایشان حاضر نبوده پستی از معاونت اول گرفته تا پایین تر را بپذیرد یا دولت انقلابی حاضر به استفاده موثری از ایشان نبوده که هر دوی این دلایل برای جبهه حزب الله افت و آفت و قُبح است، هر چند نمی‌دانم دلیلی سوم و دیگری دارد یا خیر... حالا استاد بزرگوار شما فانظر ماذا تری

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید خود جناب آقای دکتر جلیلی صلاح نمی‌دانند که به عنوان عضوی از دولت وارد هیئت دولت شوند از آن جهت که ممکن است رئیس دولت مأخوذ به حیاء گردد و عملاً نظریات‌شان به ظهور نیاید. بهترین راه همین است که جناب آقای جلیلی به عنوان دولت در سایه، رهنمودها و پیشنهادهای خود را ارائه دهند و بحمدلله کارها به خوبی جلو می‌رود. موفق باشید

33136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: تو کتاب کیمیای سعادت توی بخش علاج شهوت، یجایی اش داستانی از عمر هست که عمر میگه: «از رسول (ص) شنیدم : هرکه را آرزویی باشد و بخرد و آنگاه دست بدارد، از برای حق تعالی، خدای تعالی وی را بیامرزد.» و توی ادامه هم مثال های زیادی از افراد بزرگ دیگر میاره که جلوی میل خود را گرفتند (البته تمام مثال ها درباره خوراکی ها بود) خداوند نیازها و میل هایی درما قرار داده برای زنده موندن و راه کارهای صحیح آنها هم گفته، حال پس این گفته پیامبر رو من متوجه نمیشم. میشه لطفا نظرتون رو راجب این گفته پیامبر بگید🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جوابگویی به میل‌ها در حدّ برآورده‌شدنِ نیازهای منطقی، غیر از جوابگویی به هوس‌ها می‌باشد که در واقع جوابگویی به نفس امّاره است که انسان را گرفتار توهّم می‌کند. موفق باشید

33093

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به حرکت جوهری و اینکه تقدم و تاخر ذاتی حرکت است و حرکت مربوط به عالم ماده می‌باشد چرا در قرآن می‌فرمایند «والجان خلقناه من قبل من نارالسموم» تقدم و تاخر در برزخ نزولی یا قبل از وجود انسان و همچنین شش هزار سال عبادت شیطان با اصل فوق در تضاد است. اگر ممکن است توضیحی در این باره بفرمایید با تشکر و سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید باید به این نکته قرآنی توجه کرد که می‌فرماید: «سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» یعنی با توجه به نسبتی که با دنیای شما پیش می‌آید این اندازه زمان می‌برد. موفق باشید

32856
متن پرسش

باسمه تعالی. سلام علیکم: ببخشید استاد وقت شریفتان را می گیرم. می خواستم درد دلی کنم، من از ملامت های دوست و دشمن که امروزه زیاد شده، احساس ناراحتی نمی کنم بلکه این روز ها حس و حال عجیبی دارم مثل ایام شهادت سردار بزرگ اسلام شهید سلیمانی عزیز، به عنوان نمونه وقتی سرود سلام فرمانده را می شنوم، حس می کنم زبان فطرت با ما سخن می گوید و گویی عالم غیب و عالم مثال به ما نزدیک تر شده است، این تحولات اخیر که به فرموده مقام معظم رهبری دام ظله ما در شرایطی مثل شرایط جنگ احزاب هستیم، جنگی که به ظاهر بالاترین فشار را بر مسلمانان و مومنان وارد کرد و همه دشمنان علیه آن ها متحد شدند، اما خداوند در نهایت شدت، فرجی حاصل کرد که «عند تناهی الشده تکون الفرجه و عند تضایق حلق البلا یکون الرخا» ، ما هم امروز زیر شدیدترین آماج حملات به ویژه جنگ روانی رسانه ای هستیم، اما من امید زیادی دارم و گویی می بینم که ما در آستانه یک پیروزی بزرگ و فتح قدس قرار داریم. می خواستم درخواست کنم نکته ای و نصیحتی بفرمایید که توشه این روزهای ما باشد. التماس دعا 🌸🌸🌸

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که می‌فرمایید. اگر راهِ درازی در پیش داریم، مطمئن باشید بزرگ ترین عطای الهی در همین مسیر با همه این سختی ها به سوی ما روان است و آن، یک کلمه بیشتر نیست و آن شکستِ دشمنان توحید و انسانیت است با همه تلاشهایی که انجام می‌دهند. و آنان به خوبی متوجه این شکست شده اند و لذا با امپراطوریِ رسانه ای خود تلاش می کنند به خود روحیه دهند. ولی مگر به جنگ ما آمده اند که گمان کنند با پیروزی بر ما، پیروزی خود را شکل می‌دهند؟ نه! در دلِ مقابله با نظام اسلامی، به جنگ خدا آمده اند. و یقیناً عطای بزرگ این تاریخ که شکست دشمنان توحید است در دلِ تاریخ انقلاب اسلامی به ظهور خواهد آمد. موفق باشید
 

 

32485

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در پیام رهبری به معلمان در سال ۹۹ یا ۹۸، عامل اصلی پرورش انسانها در قرآن را کتاب و حکمت دانسته اند، استادی در این موضوع به من می‌گفت که قسمت اول یعنی انس داشتن با قرآن، و سعی کن تفسیر قرآن هم علاوه بر تلاوت و ترجمه قرآن خواندن داشته باشی، برای شروع به نظر شما تفاسیر شهید مطهری خوانده بشه یا معارف قرآن آیت الله مصباح یا تفاسیر سوره ای که شما داشته اید؟ یا چه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به ذوق خودتان دارد که با کدام یک از افراد بیشتر می‌توانید مأنوس شوید و تذکرات آن‌ها نسبت به آیات، برایتان موثر می افتد. موفق باشید

32372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: بنده بعضی وقتها شک می‌کنم که نکنه ایمان محکمی نداشته باشم و درحال شک نسبت به عقاید باشم و اعمالم سودی به من نبخشه. اخیرا هم بیشتر شک کردم که نکنه یقین یا ایمان محکمی ندارم و بدون یقین پذیرفتم عقاید رو چه کنم؟ اگر توصیه ای دارید بفرمایید خیلی ممنون🌹🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره این احوال چیز بدی نیست. زیرا منجر می‌شود تا نسبت به آنچه داریم بهتر و بهتر بازخوانی کنیم. پیشنهاد بنده دنبال‌کردنِ کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن است. موفق باشید

32331

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: نظر جنابعالی درباره کتب دکتر علیرضا آزاد که پیرامون مبانی هرمنوتیک است، چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آشنایی به کتب استادی که می‌فرمایید، ندارم. موفق باشید

39895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من مدتی است که دنبال سلوک هستم و خیلی تلاش می‌کنم. ولی یه سری امور را نمی فهمم و مستقیما در سخن عرفا به آن اشاره نمیشه. مثلا دست زدن برای سالک اشکال داره؟ آیا کتابی هست که آداب معاشرت یه سالک در قرن ۲۱ که سبک زندگی های خاص خودشو داره، با جزئیات توضیح بده چطور زندگی کنیم و چطور با دیگران رفت و آمد کنیم؟ مثلا اگه تولدی دعوت شدیم که سالم بود یا اصلا تعریف تولد سالم از ناسالم چیه و خیلی سوالات دیگه. من خواب دیدم حضرت زهرا رو صدا می‌زدم ولی فایده نداشت و فهمیدم سبک زندگیم با چیزی که ایشون بخواد سازگار نیست یعنی لابد اثری از ایشون در سبک زندگیم نیست. سلوک فردی رو نمیگم این رو می فهمم و برنامه مطالعاتی و تقریبا عبادی دارم. ولی سلوک جمعی، با دیگران چطور باشم کجا برم کجا نرم، حتی صحبت عرفا رو بشنوم نمیدونم اون رو برای رتبه من میگن یا برای رتبه خودشون. و اون هم خیلی کمه. یه مثال میزنن که اصلا برام اتفاق نیفتاده ولی ده مثال که اتفاق افتاده در صحبتاشون ندیدم و واقعا سواله برام که چطور زندگی کنم. ممنون میشم چند کتاب معرفی کنید برای آداب معاشرت و آداب بقیه امور زندگی برای یه سالک و به من توصیه کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به همان معنایی که فرموده‌اند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت» ان شاءالله با تدبّر در قرآن خودِ قرآن راهنمایی می‌کند و در آن رابطه می‌توانید سؤالات خود را بیابید. نکته‌ای که سؤال‌کنندۀ محترم شمارۀ 39896 در قسمت چهارم سؤال خود متوجۀ آن هستند. ۲. به هر حال طبق روایات صادره از معصوم نمی‌توان به صِرف خواب اعتماد کرد. ۳. حرکات طرب‌انگیزی که خلاف شأن مؤمن نباشد، اشکال ندارد مانند دست‌زدن در برنامۀ محفل. ولی همان‌طور که بزرگان ما فرموده‌اند دست‌زدن در مسجد ظاهراً با شأن مسجد و فضایی که باید در مسجد جاری باشد؛ نمی‌خواند.  موفق باشید

38902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض خدا قوت: با توجه به کاهش رشد جمعیت و مطالبه جدی رهبری در مورد فرزند آوری بنده خیلی دوست داشتم در این جهاد شریک باشم با اینکه در ابتدای زندگی مشترک قرار دارم اما نگرانی که وجود دارد این است که همسرم علی رغم اینکه انسان متشرعی است اما در پایبندی به اصول و احکام به نظرم در سطح بالایی قرار ندارد و فکر می‌کنم اگر صبر کنیم این مسئله اصلاح شود و بعد اقدام به فرزند آوری کنیم بهتر باشد. به نظر شما اهم و مهم در این مسئله کدام است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر نگران رزق او هستید، آن فرزند، رزق خود را با خود می‌آورد حتی زودتر و بیشتر. و اگر نگران تربیت او هستید کافی است ما خودمان امور اخلاقی را رعایت کنیم، او خودش انتخاب می‌کند و این برای ما هم خوب است. موفق باشید

38238
متن پرسش

با سلام: استاد بنده مدتی بین بچه های این گروه که در دفاع مقدس بودن بودم، استاد گمانم بهترین نوع مدیریت بر اینها همون معرفت نفس هست و گمانم دستاورد خیلی خوبی هم داره چون از عقبه فرهنگی پدرانشان هم میتونن استفاده کنن گاها دیدم افرادی اینها را مدیریت میکنن در حالی که اینها خودشون بالاترن و اون گروهها دارن آسیب میزنن و در مواردی باعث از بین رفتن اینها که یا ضعیفن و ناتوان وسایلی لطیف میشن و یا باعث سرخوردگی اینها میشن. استاد بنده صدایم به اون افراد که کار فرهنگی میکنن نمیرسه و از طرفی حرف من رو اصلا قبول ندارن برحسب وظیفه این را گفتم گرچه شاید خودتان متوجه باشید الحمدلله ولی شاید شما بتونید این مطلب را اگر صحیحه به گوش افراد برسانید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است تا با حوصله و بدون نفی دیگر جریان‌های فرهنگیِ حاضر در انقلاب، به سبک خودتان یعنی معرفت نفس ادامه دهید به امید آن‌که انسانِ این دوران متوجه «حضور اکنون بیکرانه جاودانه» خود بشود و خود را جهانی بیابد که باید نسبت به دیگر انسان‌ها گشوده باشد. در مباحث جناب حاج آقا نجاتبخش تحت عنوان «غزه، آری! کربلا گشته» طی بیش از ۲۰ جلسه، نکات حکیمانه و عمیقی مطرح می‌شود. جلسه اول آن بحث https://eitaa.com/soha_sima/4056 . موفق باشید  

38125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد سلام علیکم: می‌خواستم نظر شما را راجع به آیه ای که هنگام تفال پزشکیان به قرآن کریم هنگام ورود به ساختمان ریاست جمهوری باز کرد را بدونم که اون آیه به شرح زیر است: قال ادخلوا فی امم قد خلت من قبلکم من الجن والانس فی النار کلما دخلت امة لعنت اختها حتی اذا ادارکوا فیها جمیعـا قالت اخر هم لاولـهم ربنا هـؤلاء اضلونا فـاتهم عذابـا ضعفـا من النار قال لکل ضعف ولـکن لا تعلمون. اعراف۳۸ [خدا] مى‌فرمايد: شما هم در ميان امت هايى از جنّ و انس كه پيش از شما در گذشتند داخل آتش [برزخ] شويد هر گاه گروهى داخل آتش شود هم كيش خود را لعنت مى‌كند تا هنگامى كه همگى در آن آتش به هم بپيوندند [درآن هنگام] پيروانشان در مورد پيشوايان خود گويند : پروردگارا، آنها بودند كه ما را گمراه نمودند، پس عذابى دو برابر از آتش نصيبشان كن [خدا] مى‌فرمايد: براى هر كدام از شما عذابى دو برابر خواهد بود ولى نمى‌دانيد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید در این مورد ورود کرد چون آن آیات، وجوه متفاوتی دارد با نسبت‌های متفاوت. موفق باشید

37899

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خسته نباشید. خدا قوت. استاد سوالی دارم. می‌خواستم بعد انتخابات بپرسم نتونستم نیهیلیسم نمیذاره🤣🤣 من احساس می‌کنم مباحث معرفت نفس انطور که باید باشد مطرح نشده. البته شما هم ادعا نداشته اید که تمام اشارات و مباحث معرفت النفس را گفته اید ولی با توجه به ملاصدرا و امام خمینی و هایدگر احساس می‌کنم باید بنشینید و مباحث معرفت النفسی که برای امروز هست را بگید. البته تمام مباحث شما را من معرفت النفس می‌دانم حتی مباحث سیاسی را اما نیاز هست، من نتوانستم در مباحث شما آنچه جانم می‌طلبد به تمام و کامل پیدا کنم. منظورم این نیست که شما باید یک دستگاه واضح و مفهومی طراحی کنید بلکه یک نحوه پدیدارشناسی دین و معرفت النفس آنگونه که الان نیاز هست می‌خواهیم صرف ده نکته و خویشتن پنهان الان کافی نیست. جزوه چگونگی تبیین معارف دینی رو هم مطالعه کردم شاید هم من متذکر اون حضور شما نیستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که می‌فرمایید. به نظر بنده تا بحث «وجود» به قرائت جناب صدرالمتألهین و جناب هایدگر خوب مطرح نشود، ما در نسبت بودن خود یا با هویت «عین الربطی» و یا با هویت «دازاین» نمی‌توانیم حاضر شویم. مباحث «انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی»https://lobolmizan.ir/sound/1096?mark=%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C که در ۳۰ جلسه عرض شد، با افقِ نگاه هایدگر و مباحث «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» که در ۸ جلسه باب آن گشوده شد؛ مقدماتی است تا عرایضی که تحت عنوان «انسان! و باز انسان!» تنظیم شده است، بتواند به میان آید. موفق باشید

36400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: بنده مدتیه هر کاری میخوام کنم یه حسی از درون باعث میشه از خود راضی شم و کلی کیف می‌کنم کسی ازم تعریف کنه. بعد فکر می‌کنم حالا چقدر اخلاص وجود داره در این بنده. حتی این رو هم که می نویسم میگم چه آدمِ خوبی که از این حالت ناراحتم و مشخص میشه اخلاص درش هست. مشکلم رو هم با علما در میون بزارم که ذکری بگن. باز حسِ خوبی دارم که من لابد خیلی خوبم که میتونم بیام این مشکلم رو بگم. و اون عالم الان میگه ببین چه بنده ایه که ناراحته از این ناخالصی و نفاق. باعث شده حسِ پوچی بهم دست بده چون انرژیم رو برای کارای خوب ازم گرفته. مثلا میرم حرم امام رضا همش افکارم پریشانه. از چیزای دیگه لذت می‌برم و حالِ مناجات ندارم. بزور نماز میخونم. لطفا راهِ رهایی از این بی اخلاصی رو بفرمائید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان در معارف توحیدی تعمق بیابد، افق حضور او متعالی می‌گردد. در این رابطه هست که «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» نقش‌آفرین خواهد بود. موفق باشید

34951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و وقت به خیر: حال که دارم می‌نویسم تکلیفم با دلم معلوم نیست، لحظه ای عاشق است و از غم عشق می‌سوزد و می‌نالد، لحظه ای دیگر انگار که فارغ از عالم و آدم است. انگار من و دلم دو آدم متفاوت هستیم که هر یک در دنیای خودمان سیر می‌کنیم و این اذیت کننده است. معلوم نیست از این دنیا چه می‌خواهم. یک روز انگار باری روی دوشم نهاده اند و مسئولیت تاریخی ای دارم که باید بدوم و برای ظهور آماده بشوم و انقدر این مسئله برایم جدی و دور از شعار و ادعا می‌شود که شب هم نمی‌خوابم غذا هم نمی‌خورم تا قدمی در این راه بردارم چند روز که می‌گذرد انگار یک ادم دیگر می‌شوم و اصلا دلم نمی‌خواهد نماز هم بخوانم و از مطالب مذهبی می‌گریزم و دوست دارم زندگی را از افق دید گنهکاران ببینم در این حالت افسردگی و خستگی و خواب روز و شب و عذاب وجدان و...به سراغم می آید و انگار که حس کنم خدا در این حالت از من روی برگردانده من هم دیگر نمی‌توانم کار نیکی انجام دهم و از خودم بدم می آید... این حالت بلاتکلیفی که آخر من در سپاه شیطانم یا در خیل سربازان خدا را چه کنم استاد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که همین امروز در جواب سؤالات شماره 34944 و 34947 و 34948 عرض شد، این مشکل شما نیست، این پیش‌آمدِ مبارکی است که امثال جنابعالی با وسعت بیشتری در دینداری خود حاضر شوید. این تنها مشکل جنابعالی نیست. این قصه روح بشر جدید است که برای هرکس به نوعی ظهور می‌کند و در این رابطه بنده در سال اخیر بیشتر از قبل با رفقایی که در این نحوه از حضوروارد شده‌اند، روبرو شده‌ام. نه! قصه، قصه دیگری است و آن این‌که بنا است در جهانی بسی گشوده‌تر با هستی خود روبرو شویم، وگرنه در دل حرکات مذهبی و فعالیت‌های دینی به بودنی که وسعت ما را با انسانیت انسان‌ها یگانه کند، نمی‌رسیم. موفق باشید

34170

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: دوستی مذهبی دارم که خدا و معاد و حکومت اسلامی و چادر و.... همه چیز را قبول دارد و طرح ولایت هم رفته است اما از همان ۹ سالگی با مشکل عدم میل به نماز اول وقت مواجه است و سال هاست نمازهایش قضا می شود و عذاب وجدان دارد، بارها چهله برای ترک نیز گرفته اما پس از مدتی دوباره شکست خورده است. لطفا راهنمایی بفرمایید چه کند؟ این روزها ترس دارد که بیشتر از این در گناه بیافتد و راه را کج برود و خیانت کار شود، مخصوصا که پیشنهاد مسئولیتی نیز گرفته که در آن تخصص دارد اما از خودسازی نداشتن و بی نمازی خود می ترسد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید متوجه شویم با حضور در نماز، آن‌هم در وقت معین است که برکات خاص نماز نصیب انسان می‌شود و از این جهت بهتر است مطالعاتی در راستای برکات نماز داشته باشند تا اتفاقاً ساعت‌شماری بکنند تا وقت نماز فرا برسد. در این مورد پیشنهاد می‌شود به کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» رجوع شود. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/674?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD%20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8

34138

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیز: استاد من در جلسات شنبه و دوشنبه شرکت می‌کنم. برای اینکه بتوانم نمازی با حضور قلب داشته باشم چه بکنم؟ خیلی ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال به ما فرموده‌اند: «آن‌قَدَر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهد». باید امیدوارِ رحمت الهی بود. «هم‌چو چَه کَن خاک می‌کن گر کسی / زین تن خاکی که در آبی رسی». موفق باشید

34119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم خدمت استاد گرامی: در مورد عالم تکوین و عالم تشریع می‌خواستم بیشتر بدونم. استاد میشه منبع مطالعاتی معرفی کنید و اینکه بفرمایید فرق عالم تکوین و تشریع چیست؟ راضی بودن به فعل خدا در عالم تکوین و تشریع چه فرقی دارد؟ خیلی ممنونم🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عالم تکوین مربوط به موجودیت عالم و آدم است و در آن اختیار، راه ندارد. برعکسِ عالم تشریع که مربوط به اختیار و انتخاب انسان است. کتاب «عدل الهی» مرحوم شهید مطهری در این مورد نکاتی را متذکر هستند. موفق باشید

33679

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خدا قوت ارتباط با معلوم زنده . ۱. انسانْ اُنسِ خدایی دارد و خدا، آن بی نهایتِ بی حدِ و مکان است که غربی ها از جهتی که نمی‌خواهند متقبّلِ بی مرزیِ خود باشند، نهایتاَ انسان را ربات فوق پیشرفته می‌دانند. اما می‌دانیم که اینگونه نیست، با سواد و علم و کتاب هم نه، با جانمان می‌دانیم که حرف از اینها گذشته و دیگر روزگارْ روزگارِ گناه و مواخذه نیست روزگار کم طلبی نیست و همچنین از آن طرف هم نادانیم به اینکه در این روزگار گناه آلود، حضرت رب العالمین منتظر چه ظهوریست که عذاب قوم نوح و لوط علیهم السلام را مانع می‌شود و منتظر آن ابرانسان هایی است که بنا دارد زندگی مهدوی را تشکیل دهند. ما در رابطه با خدایی سخن می‌گوییم که خدای دیروزین و فردایی نیست بلکه خدای امروز و به تعبیر دقیق تر خدای همین لحظه است؛ شاعر می‌فرماید: بیزارم از این کهنه خدایی که تو داری. هر روز مرا تازه خدایی دگرهست و به طَبَع این خالقِ عظیم، مخلوق نیز وجود آن به آن و همین لحظه ای دارد. ۲. امیرالمومنین علیه السلام می‌فرمایند: من خدایی را که نمی‌بینم عبادت نمی‌کنم. و واقعاً هم همینطورهست، اگر این فرمایش نورانی را در دست نداشتیم، می‌افتیم که از عبادتِ خدایِ انتزاعی خسته می‌شویم و غایتِ عبادت که رشد و تعالی بود، حاصل نشد؛ مشخص است که هنوز در بت پرستیِ مدرنیته غرقیم و خدا را نمی پرستیم، مگر اینکه با شرک (آیه قرآن کریم) ۳. مالکیت و ربانیت حضرت الله را که قرآن حکیم می‌فرماید: هیچ چیزی نیست مگر اینکه خدا از آن خبر دارد و برگی از درختی نمی افتد، مگر اینکه خدا آن‌را می داند؛ پس توجه ما باید به این سمت برود که عالم و هرچه که هست در قبضه حضرت رب العالمین است. ۴. حضرت محمد صلوات الله علیه می‌فرمایند: بهترین نعمت خدا کشته شدن در راه اوست. خدای تعالی این نعمت و موهبت را در دل شر و فتنه قرار می‌دهد و حکمت خود را به گونه ای به رخ می‌کشاند، مگر نه اینکه در دفاع مقدس در این وضعِ هولناکْ چه شهیدان اولوالعظمی پرِ پرواز گشودند. همزمان با این همه لطافتی که از حق در جلوه گاه نمایش است، صدام نیز صدام گری می‌کند و تا توان دارد پستی خود را به ظهور می‌رساند. ۵. در جامعه مدرنیته ای که هم اکنون در حال گذر از آن هستیم، غربْ غرب گرایی خود را هر روز بیشتر به نمایش می‌گذارد و هر روز در پی جستجوی خود در پوچیِ بزرگ‌تر و بیشتری است که مشاهده می‌کنیم هر سال بهترین ماشین و بهترین ابزار را به رخ ‌جهانیان می‌کشاند، اما نفسِ تشنه باز از پا نمی ایستد و دوباره برای یافت بهترْ یا جستوجوی حقیقت جسم را شبانه روز به کار می‌بندد و بهترین ورژنِ سال جدید میلادی را عرضه می‌کند، اما نه، باز هم نبود آن چیزی که در جستجوی آن است. ۶. قرآن کریم می‌فرماید: «کل یوم هو فی شان» و نیز: «علم آدم اسماء کلها» در ادامه امیرالمومنین نیز می‌فرمایند: تمام جهانِ کبیر، نمودِ آن، جهان صغیری در درون آدمیزاد است عرض من اینجاست که کل هستی ظهور اسماء الهی است. غرب هم کار خود را بکند. ما اگر به این بلوغ نرسیده باشیم که نتوانیم با ظواهر دنیایی مرتب شویم و حضرت رب العالمین را همچون فرمایش حضرت علی علیه السلام همراه آن بعد از آن و قبل از آن ظواهر نبینیم، مسیر را منحرف می‌کنیم و بر سر زبان ها می اندازیم که با زهد در باب تزاهم است و باید دست کشید. این محروم کردن خود از ظواهر دنیایی نشان از عدم کسب ظرفیت است که جای تعامل دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به همان معنایی که می‌فرمایید «غرب‌گرایی خود را هر روز بیشتر به نمایش می‌گذارد» و از این جهت مواجهه با چنین غربی لازم است. مواجه‌شدن با آن به معنای حاضر شدن در همان جهان و همان تاریخ است ولی با حضوری قدسی و عالمانه. و این است معنای زمان‌شناسی که اهل تفکر بدان می‌پردازند و در موقعیت خود به مسائل زمانه‌شان فکر می‌کنند. موفق باشید

33557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: می‌خواستم بدونم که الان که من کتابهای شما را می خوانم این عمل من به خودی خود سبب می‌شود که از نظر وجودی شدید تر شوم، یا باید کار دیگری هم انجام دهم؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» تأکید شده، اگر مطالعات ما، ما را نسبت به مفهوم موضوعات آگاه کند، آن نتایج اصیلی که باید بیابیم را نخواهیم یافت. ولی اگر مطالعات ما، راهی باشد در راستای اُنس با حقیقت، آری! آن گشودگی وجودی و شدّیّت در شخصیت را در ما شکل می‌دهد. در این رابطه خوب است به تذکرات کتاب مذکور توجه شود. موفق باشید

33471

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: پس از شنیدن صوت بدن اخروی، سوالی دارم و آن اینکه: زیباترین جلوه ای که برای انسان در قیامت تجلی می کند چه صورتی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. هرچه در موردش بگوییم بالاخره مربوط به تصوراتی که ما از دنیا داریم. موفق باشید

33302

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

زهره: سلام علیکم: سئوالی داشتم از استاد عارف اصغر طاهر زاده، نمی توانم این مبحث زمین هیچوقت از حجت خدا خالی نیست را درک کنم چرا فیوضات الهی باید بواسطه امام علیه السلام به ما برسه در حالی که خدا در قرآن فرمود: «انی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان» حس می کنم بین من و خدا با این تفکر فاصله می افته و انگار خداوند را قدرتمندی می بینم که از شدت وجود باید ازش فاصله بگیرم از طرفی بلد نشدم با امام غایبم انس پیدا کنم واز هردو طرف دست خالیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید خداوند می‌فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» بدین معنا که فلسفه خلقت در راستای ظهور عبادت و بندگی انسان‌ها است. حال اگر در زمین کسی نباشد که مظهر آن عبادت کامل و تامّ باشد، دیگر خلقت زمین و آسمان معنا نخواهد داشت و این‌جا است که بحث واسطه فیض به میان می‌آید و حضور واسطه فیض در زمین، حال چه او حاضر باشد و چه از منظر ما، غایب. در این مورد به نظر می‌اید کتاب «واسطه فیض» که روی سایت هست، کمک بکند. موفق باشید

33196

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در مورد پرسش 33188 بنده نتوانستم منظورم را برسانم، منظورم از تبدیل علم به عمل، علم به اینکه باید درس بخوانم، ولی نمی‌توانم عمل کنم یعنی درس بخوانم، با اینکه می‌دانم الان باید درس بخوانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما توصیه شده است از طریق آزادکردن خود نسبت به آرزوهای بلند دنیایی و نیز با کم‌حرفی، اراده انسان به سوی عملش سوق پیدا می‌کند. موفق باشید

32935

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و تشکر فراوان: استاد محترم برای مراقبه مخصوصا در مورد خطورات قلبی چه راهی توصیه می فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه در معارف توحیدی عمیق‌تر شویم، به همان اندازه خطورات، ضعیف‌تر می‌شوند. مباحث «معرفت نفس» جهت این امر می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

32844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام حق. سلام استاد: خدا قوت. استاد در اوایل شرح مقالات درباره ی ذکر یونسیه فرمودین و بنده در طول روز به صورت پراکنده می گفتم ولی رساله ی لقاءالله مرحوم ملکی تبریزی را هم مطالعه کردم و تصمیم به مداومت بر این ذکر داشتم اما با دیدن پرسش های سایت متوجه شدم که باید استاد اجازه دهند، حالا استاد اجازه می دهید؟ یا باید برای شروع التماس خروج از ظلمات ۱۲_۱۳ سال صبر کنم؟ مدتی ذکر اللهم اغننی بحلالک عن حرامک... را ده مرتبه بعد از نماز صبح برای تقرب می گفتم نه به نیت خاصی، بعد از مدت کوتاهی حالم بسیار دگرگون شد مدام گریه می کردم و بسیار بیتابی می کردم و خودم را به نحو عجیبی از همه جز خدا بی نیاز می دیدم، دوست داشتم یک گوشه بنشینم و فقط برای خدا اشک بریزم و اصلا دلیلش را نمی دانستم که یک لحظه انگار کسی به من گفت که به خاطر آن ذکر است و پس از مدتی خود به خود آن ذکر از سرم افتاد. به نظرتان اگر ادامه می دادم برای انقطاع بهتر نبود؟ و درباره ی ریاضت شنیدم که قبل از چهل سالگی وهم را تقویت می کند، بنده خیلی به خوردن تنقلات عادت داشتم، از اول ماه رمضان برای تضعیف نفس شکر خدا ترک کرده ام آیا اینطور کارها ریاضت است؟ بعد استاد از سال ها پیش گاهی با کسی در ذهنم صحبت می کنم که مرا راهنمایی می کند و گاهی دعوایم می کند او از من بهتر و انسان تر است و بیشتر از من می داند، ولی خجالت می کشیدم به کسی بگویم. برایم سؤال بود که این کیست دیشب موقع خواب او که صورت و جسمی ندارد به من گفت که او همان خود بالاتر من است و برایم سؤال شد که من او هستم یا او من است؟ و او گفت تو من هستی یعنی او اصل است و منِ فعلی فرع، و من باید بروم تا او بیاید و من های دیگری هم بالاتر از او منتظر هستند. اصلا منِ برتر آدم با آدم حرف می زند یا من توهم می زنم؟ ببخشید که مزاحمتان می شوم ولی این حرف ها را زیر آسمان خدا و سایه ی مولایمان به چه کسی می توان گفت جز شما؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد ذکر یونسیه و آن نوع مداوتی که اساتید تأکید بر ۴۰۰ مرتبه و یا نیم ساعت به صورت مستمر را مطرح می‌کنند , باید بعد از سن چهل سالگی و آن هم به نظر میآید  بهتر است از طریق استادی که روحیه شما را میشناسد, انجام شود. ولی ذکر مشهوری که بعد از نماز دارید ذکر خوبی است. در مورد آن احوالاتی که می‌فرمایید کسی با شما صحبت می‌کند, سعی کنید منصرف شوید زیرا خطر ورود شیطان با همان مقدس مآبی هایش هست بالاخره ما معارف و روایات و آیات را برای خود حجت می‌دانیم. موفق باشید

36385
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: من از سال ۹۴ با آثار شما محشورم و تقریبا همه کتابهاتون رو دارم، امسال توفیقی داشتم که کتاب رساله الولایه علامه رو، رو حساب ذوق شخصی و احساس اینکه لازمه اطرافیانم یا جامعه فرهنگی ما با این کتاب آشنا باشن ترجمه کردم و اسمش رو گذاشتم راز ولایت. برای شرحش جهت استفاده شخصی از شرح شما و آثار استاد یزدان پناه و امینی نژاد استفاده کردم یه چیز جالب این بود که اواخر ترجمه این کتاب با کتاب «سرباز روز نهم» که زندگی نامه شهید صدرزادست آشنا شدم و به این نکته هدایت شدم که رساله الولایه چشم اندازی برای معنویت مطلوب در گام دوّمه و باید درست مناسب تاریخ بهش نگاه بشه تا امثال این شهید ثمرش باشند و خیلی جاها در این کتاب احساس کردم که ظهورات سلوکی که در رساله الولایه ترسیم می شه دیده می شه. استدعا داشتم برای مقدمه این کتاب ترجمه، چند جمله ای جهت نشون دادن اهمیتش بنویسید اگر خواستید خود ترجمه رو هم براتون می‌فرستم میدونم وقتتون کمه ممنون ضمناً پاسخ این سوال لطفا، خصوصی برای من فرستاده بشه

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که خوب است کاربران محترم نسبت به اهمیت کتاب «رسالۀ الولایۀ» آگاهی بیشتری داشته باشند؛ اجازه بدهید تا موضوع را با همه کاربران در میان بگذاریم.
در مورد کتاب شریف «رسالۀ الولایۀ» به این نکته باید اندیشید که حضرت آیت الحقّ سید حسین طباطبایی «رحمۀ‌الله‌علیه» به کدام افق چشم دوخته‌اند که برای گزارش نسبت به آنچه یافته‌اند؛ کتاب «رسالۀ الولایۀ» را در مقابل ما گشوده‌اند؟ آیا حکایت، در آن کتاب حکایتِ نظر به انسانی نیست که باید در این آخرین دوران، همه ابعاد خود را در نزد خود بیابد و تجربه کند و وجهِ زمینی خود را به آسمان معنویت متصل گرداند؟
بی‌حساب نیست که حضرت علامه طباطبایی «رحمۀ‌الله‌علیه» میدان نظر به انسان را از طریق معرفت نفس در مقابل مخاطبان‌شان گشوده‌اند تا معلوم شود انسان در جدّی‌ترین برخوردی که باید با خود داشته باشد، باید وسعت خود را به علم حضوری در خود تجربه کند و در این‌جا است که آری! خود را عین ربط به حضرت حق یعنی به وجود مطلق می‌یابد و این، بلندترین سخنی است که جناب علامه طباطبایی در افقِ «حکمت متعالیه» جناب صدرالمتألهین به روشن‌ترین شکل با ما در میان می‌گذارند تا ما در این آخرین دوران، که از یک طرف ظلمات و خودبنیادیِ انسان به اوج رسیده است و از طرف دیگر، خود را در عالی‌ترین حضور دریابیم و احساس کنیم. این است رازی که کتاب شریف «رسالۀ الولایه» با ما در میان می‌گذارد. امید است با دقت و حساسیت لازم در آن کتاب، در جستجوی این «راز» باشیم. موفق باشید          

 

نمایش چاپی