سلام و عرض ادب و احترام من هم کودک دوسه ساله ام، در غفلت و جهل من، پناه آورد به تبلت و موبایل. و من هم (واقعا از سر ناآگاهی، از محتوای کارتونها) کلی برنامه کودک و انیمیشن و.. دانلود کردم و در گوشی به دستش میدادم. و او که با ذوق و شوق نگاه میکرد، خیالم اینجوری راحت بود، که حداقل گوشی جای منو براش پر کرده!! و غرق در افسردگی و تلاطم روحی خودم و رنج های درونی ام، بی توجه به او، روزگار میگذراندم. که قطعا کارم فقط بودن با او بود، و اسمش رو نمیشد بذاری تربیت! این مادری نبود! این توهم مادری کردن بود. خلاصه بعد از گذشت تقریبا دو سال از سن او، متوجه رفتارهای عجیب غریب فرزندم شدم، اون خیلی کارتون باب اسفنجی میدید. باورتون نمیشه استاد، نمیدونم کارتون باب اسفنجی دیدیدن یا نه؟ (خخخ) البته الان میخندم. اینها همه درد است... وقتی موضوع خنده داری پیش میومد، پسرم، مثل شخصیت پاتریک در آن کارتون، خودش رو مینداخت رو زمین و قل میداد و میخندید! یا دقیقا مثل شخصیت بختاپوس شانه هاشو میداد جلو و راه میرفت! تمام مدتا!! کلا وجودش و کلامش، و دیدگاهش به دنیا، و حرکات و سکناتش شده بود مجموعه ای از شخصیتهای اون کارتونها که دیده بود. نه یک انسان معمولی! حتی زمانیکه رفت پیش دبستانی، زنگ میزدن میگفتن بیا ببرش خونه، این همه ی بچه ها رو مثل خودش باب اسفنجی کرده، و کلاس چون بچه های دیگه هم مثل اون میشن، از کنترل خارج میشه!! حالتی بیش فعال، با انجام حرکات و راه رفتن تند و حرف زدنهای خشن شخصیتهای خشن کارتونهای دیگر و... اصلا باید میدید چه شده بود، در کلام و گفتار نمیگنجد و از حوصله خارج است که بخام کلی توضیح بدم، کمی توضیح دادم که بگم و متوجه عمق فاجعه و تاثیر کارتون در روح و روان یک بچه بشین که واقعا تاثیرگذاره. تاثیری که به شخصه مشاهده کردم و بشدت پشیمون و ناراحت بودم که چرا اینجور چیزا رو اصلا دادم دستش دیده. که حالا بماند با چه رنج و زحمتی باز الگوی رفتاری جدید پیش روی او گذاشتیم و سالیان طول کشید که عادی و معمولی بشه. بازم خوب شد کرونا اومد، نخواست حضوری بره مدرسه که دیگه حتما کار ما صد چندان سخت میشد! الان الحمدالله همه چیز آرومه. و طوفانی که به پا خواسته بود نشست، ولی چون خودم این تجربه را از سر گذرانده ام، و نظر شماره ی 35014 را خواندم، خواستم منم در پی آن نظر مطلبی بیفزایم. قبلترها، مطلبی خواندم که این تعلیم و تعلم است که فرهنگ جامعه را رشد می دهد و انسانها را به سوی کمال رهنمون می سازد. این تعلیم و تعلم است که آدمیان را از اخلاق ناپسند دور می کند و به سوی اخلاق پسندیده فرا می خواند . این تعلیم و تعلم است که عمل مردم را پاک و خالص می گرداند و انسان از شرک و ریا دور می سازد. استاد، والا بخدا ما دستمان حرفمان به مسولان نمیرسد. همین شبکه ی شاد که درسی است. بهترین موقعیت است کارتونهای با محتوای خوب برای بچه ها تولید و پخش کنند. یا حداقل معرفی کنند. که البته گروه سنی هر کارتونی، مشخص شده باشد و با نظارت پدر و مادر دانلود شود. میگویند برای کارتون گروه سنی نمیشود مشخص کرد. مگر بدست آوردن خیلی از علوم چیزی جز نظریه و امتحان نیست؟ پس بنده هم نظرم رو طبق تجربه ای که در زندگیم داشتم که در بالا عرض شد، میگم. شاید مثمر ثمر واقع شود. بنظر بنده. میتوان کارتونها را اینطور طبقه بندی کرد. کارتون زیر هفت سال. کارتون مخصوص سن بالای هفت سال. کارتونهای زیر سن هفت سال اصلا و ابدا نباید حرف و دیالوگ و رفتار بدی داشته باشند. چون در سنین زیر هفت سال، کودک تمرکز و فهم به کل موضوع کارتون را ندارد. و فقط تقلید است. همان چند تا دیالوگ بد یا رفتار بد را که در لحظه مشاهده کرده است را حفظ، و درونی سازی، میکند و شخصیتش میشود، چون او تجزیه و تحلیل نمیکند و اساسا قدرتش و منطق آن را ندارد. عرض کردم که فقط تقلید محض است! پس باید مطلقا فقط بهترین و مثبت ترین دیالوگها در کارتون این سنین، بکار برده شود. تا کودک دیگه هر دیالوگی را گرفت و تکرار کرد مشکلی بوجود نیاید. مثل کارتون قصه های ریرا که صد قسمت، یا شب بخیر بچه ها از خاله رعنا که سیصد قسمت ساخته شده. که قدم مثبت و شروع خوبیست و تولیدات داخلی است. خیلی ها شنیدم میگن بچه هامون، کارتون هیجانی میخان، ولی باید گفت: عزیز دل این هیجان خواهی کاذب رو تو خودت داری در وجود کودکت نهادینه میکنی!! اون طفل معصوم، وقتی کلا ندیده همچین کارتونهای هیجانی اصلا هست، از کجا بدونه هست که اصلا بخاد؟! شمای مادر دانلود میکنی خب نکن. توجه داشته باشیم کودکی که مهارگسیخته پای گفتار تلویزیون وهر کارتونیست، آن گفتار، افکار او میشوند وآن افکار درونی شده و شخصیت و رفتار او میشوند. البته بهتره بگیم اختلال شخصیت او میشوند تا شخصیتش!!! پس آیا ارزشش را دارد که بی توجه و بی خیال بود؟ واقعا چرا نباید مهم باشد، که هر کارتونی لیبل سن داشته باشد؟ این درد است... و اما، کارتونهای مناسب سن هفت سال به بالا. در این سن به بعد، چون کم کم کودک خواه ناخواه، وارد گروه همسالان و مدرسه ی خود هم میشود، و با بچه های بد رفتار در مدرسه و محیط های اجتماعی هم مواجه میشود پس، نیاز به الگو های کلامی و رفتاری بیشتری دارد. و چه عالی که اکنون در کودک منطق و استدلال و الگوهای رفتاری بیشتری، را نهادینه کرد. پس از هفت سال به بعد، وقت دیدن کارتونهاییست که یک یا چند شخصیت منفی هم، دارد. تا کودک عکس العمل درست در مقابل آن شخصیتهای منفی را ببیند، بفهمد و الگو برداری کند. البته اینکار نیاز به همراهی و همکاری والدین دارد که سر بزنگاه به کودک تفهیم کنند که ببین قهرمان داستان با مواجهه با رفتار بد، چطور رفتار کرد. پس باید همپای کودک بزرگ شد... و خود نیز همواره مثل یک معلم کنار کودک باشیم.. . واینجاست که نقش مادری باید بسیار پر رنگ اجرا شود. و مادران متوجه نقش و اهمیت نقش خود در این صحنه ی گیتی باشند. که این است که مهمترین کار آنهاست. یعنی تعلیم و تربیت... که اگر حوصله ی این کار را ندارند، با عرض معذرت پس، لطفا لطفا از مادری استعفا بدهند!... اغلب کارتونهای تولید شده به تازگی، فرهنگ و اخلاق را وارونه نشان داده اند وروی مسائل جنسی فوکوس کرده اند و یا فضای کلی القا شده به کودک، از او، کودکی قانون گریز تربیت میکند. در اغلب دیالوگها به گوش میخورد ما قانون نمی خواهیم. یا ما قانون خودمونو داریم. ویا بسیار تخیلی ست که با پرورش وهم و خیال و افسانه، کودک را از واقعیات دنیا جدا میکند. البته انیمیشنهای خوبی هم به تازگی ساخته شده. که برای سن بالای ۷ سال. بسیار عالیست. بنظرم پینوکیو البته محصول ۲۰۲۲ آن است. این انیمیشن، حاوی پند اخلاقی مهمیست، شخصیت اصلی که پینوکیوست با رها کردن وجدانش و خانواده. و همراهی با روباه و گرگی مکار، و دوستان بدون خانواده ی دیگر، و رفتن به شهر لذت و شادی، آخر داستان تبدیل به حیوان و چون خر میشوند. این انیمیشن بسیار واقع بینانه و جذاب ساخته شده است. من که به شخصه اگر مدیر آموزش پرورشی چیزی میشدم، زیاده روی نیست اگر یکی دو زنگ در روز اختصاص میدادم به بچه های پیش دبستان و دبستان که در کلاس درسی فقط کارتون خوب، مناسب سن خود، ببینند.به جای اینهمه تنبیه و کتک و مواخذه! در مورد رفتار بدشان، اونم تو اون سن، که باز با تنبیه بد از بدتر میشه. یا بزرگتر که شدند، ساخت این همه ندامتگاه برای جوانان و برای پیری آنها ساخت آسایشگاه روانی!! (خواهشا سرچ کنید آسایشگاه روانی، و در چهره بیماران در عکسها، نگاه کنید، آیا چیزی جز شناخت و فکر و بینش آنهاست که آنها را به این حال و روز انداخته است؟). شناخت و بینشی که در کودکی آنها پی ریزی شده است؟ و چه روشی راحت تر از دیدن کارتون، برای گرفتن الگوی کلامی رفتاری درست، در کودکی برای آموزش میبود؟ پس اگر کسی بخواهد خدمتی به نسل آینده بکند باید در این زمینه هزینه کند که بنظرم مهمترین کار است. حتی اگر یک کودک کمی شناختش درست شکل بگیرد، ارزشمند است، چون تمام نسل بعد از او شناختشان صحیح پیش میرود و درست شکل میگیرد. چون بالاخره آن کودک، پدر یا مادر نسل بعد میشود و حامل این شناخت صحیح است دیگر! پس آتش به اختیار کار فرهنگی باشیم در این زمینه. ببخشید پرحرفی کردم. گفتم شاید در مباحث تربیت کودک جای بگیرد. و تجربه ام به درد مادری بخورد. و تشکر از صبوری و همراهی شما. که این فرصت رو در اختیار ما قرار دادین که نظری بدیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی را متذکر شدهاید بخصوص آن نکتهای که در مورد تقلید صرفِ کودکان کمتر از ۷ سال را به میان آوردهاید. نکاتی که برای مادران و مسئولان تربیتی خوب است به آن توجه نمایند و به همین جهت بهترین جواب در رابطه با نکاتی که فرمودهاید را این میدانم که کاربران محترم دعوت شوند به مطالعه مطالبی که فرمودهاید. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: خواستم بدونم چطوری باید خودسازی کنیم؟! یا چه کتابی باید بخونیم؟! خدا قوت التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود با «ده نکته در معرفت نفس» و سپس با «برهان صدیقین» مبانیِ فکری خود را شکل داده و سپس با مباحث اخلاقی مثل شرح کتاب «جامع السعاده» نفسِ ناطقه خود را منوّر به فضائل اخلاقی بنمایید. هر سه موضوع همراه با شرح صوتی آنها روی سایت هست. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. استاد عزیز سلام علیکم و رحمت الله: شما به بنده فرموده بودید تفسیر سوره زمر و عنکبوت را گوش بدم. خدا شما را به بالاترین درجات بندگی برساند. واقعا عجیب است قرآن. حاج آقا سوال بنده این است. خداوند را که نمیشود با چشم دید و گمان کرد خب پس این من جسمانی که از بین میرود. پس این من من چیست که می بیند؟ چگونه انسان با قلب خدا را میبیند. استاد عزیز زمانی که در نماز بفضل خدا رکوع می روم خود را هیچ میپندارم و زمانی که سجده میروم خود را هیچ هیچ .....میدانم. آری به راستی دوست ندارم از سجده بلند شوم. چقدر زیباست انسان برای محبوبش هیچ شود خاکستر شود. استاد محترم چه کنم که به حقیقت دعای سحر برسم؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مباحث «معرفت نفس» روشن میشود که قوای بینایی و سایر قوا مربوط به نفس است و ما به نور آن قوا میتوانیم انوار الهی و اسماء ربّانیِ او را حتی بعد از مرگ در مظاهر بنگریم. ۲. عرایضی تحت عنوان «شرح دعای سحر» https://eitaa.com/matalebevijeh/13362 و در کتاب «اسماء حسنا، دریچه های نظر به حق» در مورد «دعای سحر» شده است. خوب است که به آنجا رجوع شود. موفق باشید
سلام استاد خوبید: ببخشید راجع به هواپیمای اوکراینی که سپاه زد، آیا ما موضعمان نسبت به سپاه چه باید باشد؟ بعضی ها نسبت به سپاه و نظام بدبین شده اند و خانواده هایشان دل خوشی ندارند و می گویند چرا به ما رسیدگی نمی کنند و چرا کسی از سپاه را بر نمی دارند و از این جور سؤالها و... ما هم نمی توانیم حرفی بزنیم و قانعشان کنیم و خودمان هم نسبت به کار سپاه قانع شویم. چکار کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس در آن فضا و در آن روزها در جریان امر بود، متوجه میشد این نوع خطاها بعد از بمبباران پایگاه آمریکایی عین الأسد و خبر شلیک دو موشک به سوی پایگاههای حساس ایران، امری است طبیعی و در هر جنگی پیش میآید و به همین جهت رهبر معظم انقلاب کشتهشدگان آن هواپیما را شهید محسوب کردند و معلوم است که هزینه سنگینی بود، ولی چرا متوجه نباشیم مسئله را بیش از پیش، جریانهای معاند نظام بزرگ کردند وگرنه هزاران هزار مرتبه از این خطاها در هر جنگی پیش میآید و دیرخبرکردنِ قضیه به جهت آن بود که خود مسئولان نیز از این مسئله به شدت جا خوردند و علیالقاعده نمیتوان از نقش آمریکا، چه نسبت به نفوذیهایی که در فرودگاه بودند و چه نسبت به، بههمریختن فضا توسط دولتهای منطقه و در نتیجه به خطاانداختنِ سربازی که به هواپیما شلیک کرد، غفلت نماییم. موفق باشید
سلام استاد خدا قوت: راسیاتش من برای بحث مطالعاتم برنامه ای که ریختم به این صورت بود که قسمتی از مطالعه ام برای قرآن و المیزان، قسمتی برای بحث های شما و قسمتی برای بحث های شهید آوینی و دکتر داوری. الان هم دارم این سیر رو میرم جلو ولی یکسری از اطرافیانم میگن که اینطوری ذهنت ثبات پیدا نمیکنه و متحیر میشی و اینا. میگن بحث های آقای داوری و اینا تحیر میاره. ولی من با همین سیری که گفتم حال میکنم و با بقیه چیزایی که میگم یا متفکرای دیگه اصلا نمیتونم ارتباط برقرار کنم. اطرافیانم میگن بیا برو طرحولایت ولی دوست ندارم. حالا میخواستم ببینم نظر شما چیه؟ و درباره اون نکاتی هم که توی کتاب ادب خیال عقل و قبل گفتین درباره مطالعه یه سوالی داشتم که الان مثلا من با این سیر که گفتم شروع کنم و برم جلو و بعد برم سراغ مباحث امام خمینی (ره) و امام خامنه ای خوبه یا همین الان بجای این سیر اونارو کار کنم؟ بازم ببخشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر ذوق شما فعلاً با ارتباط نسبت به اموری است که میفرمایید آن امور شما را فعلاً اقناع میکند؛ بهتر است همین حالات را با دنبالکردن همان مطالب حفظ کنید. إنشاءالله این مسیر کار را به سوی انس با مباحث حضرت امام و امام خامنهای به نحو عمیقتری میبرد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: استاد من چند سال هست که در قنوت همه نمازها دعای سلامتی فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را میخوانم، چون نظرم این است که همه دعاهای ما در پرتوی دعا برای امام زمان تحقق مییابد و در طول روز هم همیشه مواظب هستم در هر نیت و کاری رضایت امامم را مد نظر قرار بدهم. استاد میخواستم نظر شما را در این مورد بدانم و بیشتر راهنمایی فرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالیِ عالی است. چه خوش میگذرد که فکر و ذکر ما در نسبت با کاملترین انسان، زنده و زندهتر باشد، بخصوص که آثار آن نورانیت را انسان در نایب ایشان تجربه میکند. موفق باشید
سلام و عرض احترام خدمت استاد بزرگوار: - سوالی که داشتم خدمت تون این هست که بنده طلبه سطح ٢ حوزهٔ علمیه خواهران هستم. و دروس معرفت النفس و فلسفی رو خارج از حوزه دنبال میکنم. استاد، بنده حس میکنم فقط در سیر نظری متوقف شدم و از جمع آوری یکسری اصطلاحات و شنیدنی ها و خواندنی ها در زمینه معرفتی و عرفانی / سلوکی فراتر نمی روم. و در سیر عملی (منازل سلوکی) شهودی بسیار ضعیف و حتی شاید صفر باشم. استاد بنده نمیدونم مشکل از کجاست که حس میکنم علمی که دنبال میکنم چه در حوزه و چه در خارج از حوزه ثمره ی چندانی ندارد و هم چنان سر گردان و تشنه هستم گویا از مرحله علم عبور نکرده ام و وارد سیر عملی نشده ام. استاد بفرمایید بنده باید چه کنم که از این سردرگمی نجات پیدا کنم؟ واقعا خسته شدم که فقط خوندم و شنیدم اما در مقام عمل وارد منازل توحیدی و سلوکی نشده ام. سطح مراقبات روزانه بنده هم در حد معمول هست. و مراقبات خاصی ندارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نباید از خود انتظار بیش از حدّ داشت و به خود سختگیری نمود بالاخره «المعرفة بذر المشاهده» همین معارف إنشاءالله منشأ ظهور انوار الهی میشود. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: در اربعین امسال که پیاده روی کردیم از نجف تا کربلا. برای من جالب بود که در بین راه، صدای همخوانی کربلا کربلا ما داریم می آییم که اولین بار سال شصت دو یا شصت و سه شنیده بودم در پیاده روی اربعین پخش می شد. البته آن موقع کودک من بسیار کوچک بود، شاید حدود دو سال داشت ولی بعد ها آن را تکرار میکرد و شعر کودکی او شده بود و امسال اولین بار بود که خداوند توفیق زیارت ائمه (ع) را نصیب او کرده بود و شنیدن این صوت پیاد روی و در راه کربلا بسیار جالب بود. من متوجه شدم که بعد از اینکه کتابی یا مطلبی خوانده یا دیده و یا شنیده میشود، بعد از سال ها به آن می رسد. آیا همینطور است؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین مواردی بعضاً پیش میآید ولی نمیتوان آن را یک قاعده دانست. موفق باشید
با سلام: آیا این جملات درست است: عالم وجود به مانند مجنون است و خدا لیلی است و مجنون هیچ گاه به وصال لیلی نمی رسد. آنچه که در عالم وجود میبینم پرتو وجود لیلی است. مجنون(ماسوی الله) پرتوهای وجود لیلی (غیب الغیوب) است. بین لیلی و مجنون رابطهای است که مجنون الی الابد در فراق لیلی خواهد بود واین بزرگترین مقام است. مجنون در سوختن وصال لیلی هم می سوزد و ازین سوختن لذت می برد. توجه: لیلی، مقام غیب الغیوب مجنون، ما سوااالله. آیا مطالب بالا با وحدت وجود میسازد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اگر مطلب را به صورت جدّیتر در موضوع «امکانِ ذاتی» موجودات دنبال بفرمایید نتایج بهتری مییابید. کتاب «بدایة الحکمه» علامه طباطبایی در این مورد نکات خوبی را مطرح فرموده. موفق باشید
سلام علیکم و رحمة الله خدمت استاد گرامیک بنده طلبه هستم و پایه ۲، بنده کاملا میدانم که الان باید درس بخوانم و خوب هم بخوانم ولی این علم تبدیل به عمل نمیشه، هر کاری که میکنم نمیتونم، میخوام با توسل به ائمه تکلیفم مشخص بشه که اگر به درد حوزه و طلبگی نمیخورم یک جوری به من بفهمونن که از حوزه و طلبگی بیا بیرون، خواستم از شما استاد گرامی بپرسم در این شرایط کار درست چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول اساتید قدیمی «اَلا یا ایّهاالطلاّب ناشی/ علیکم بالمتون و لا بالحواشی». وظیفه شما در این موقعیت با جدیّت تمام و پشتکار و با تکرار، دنبالکردنِ درسهایتان میباشد و بحث تبدیل علم به عمل، بحث دیگری است و در جایی دیگر. موفق باشید
سلام استاد: وقتتون بخیر. به کسانی که خلبان و ملوان شدن یک خانوم رو نشانه تمدن اسلامی میدونند و وقتی اعتراض میکنیم بحث حلیت و حرمت نداشتن این کار رو مطرح میکنند چه باید گفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در تبرّجی است که موجب خودنمایی زنان نسبت به ظرایفی میباشد که سرمایه روحی و معنوی آنها است و از این جهت فرمودهاند خانمها در موقعیتهایی که موجب آن نوع خودنمایی میشود، خود را محفوظ نگه دارند و معلوم است که بستگی به زمان و زمانه دارد به طوریکه در زمانهای رانندگی زنان ممکن بود مصداق تبرّج حساب شود زیرا ضرورتی در آن کار نبود. در حالیکه امروزه هرگز رانندگی زنان حکم تبرّج و خودنمایی ندارد و جزو زندگی آنها به حساب میآید. موفق باشید
سلام و درود بر استاد عزیزم: امیدوارم در مسیر یاری امام زمان سالم و با نشاط باشید گستاخی من رو ببخشید اگر سوالهام زیاده یا بهم ریختهست، اصلا حال خوشی ندارم و اونقدر مغزم رو مشغول کردن که حقیقتا حس میکنم حالت تهوع دارم (برای پاسخشون از افراد متعددی پرس و جو کردم اما قانع نشدم و در ضمن سیر مطالعاتی شما رو هم دارم با دقت و جدیت تمام هر روز دنبال میکنم) خواهش میکنم حداقل شما بی توجه نباشید به سوالاتم واقعا فلج کننده ان، کسی رو جز شما ندارم ۱. اگر امام زمان اونقدر قدرت دارن که قراره پس از ظهورشون با صلح و عدالت بر کل دنیا حکومت کنن، پس چرا تامین حفاظت جانیشون باید توسط شیعیان انجام شه؟ که تازه ما نیاز به انرژی هسته ای داشته باشیم برای حفظ جانشون... این با چه منطقی جور در میاد؟! ۲. قرآن میفرمایید انسان هدایت نمیشود و حقیقت را نمیبیند مگر اینکه خدا بخواهد. پس اختیار انسان چی میشه؟ ۳. از طرفی تمام آدم ها با یک دینی به دنیا میان. منم اگه تگزاس به دنیا اومده بودم الان کافر بودم. این عادلانه نیست، حقیقت و آیات خدا به طور مساوی به افراد نشون داده نمیشه. شیعه بودن من ارزشی نداره! ۴. اگر خدا میدونه یکسری انسان ها شر هستن و این مقدر شده، پس چرا اصلا اجازه میده به دنیا بیان تا سپس به جهنم برده شن؟ مگه مهربون نیست؟ ۵. میگن خدا میدونه نتیجه آزمایش بنده چیه، ولی همچنان آزمایشش میکنه تا رشد کنه. آیا نمیتونه این رشد و آزمایش رو از طریقی به غیر از مشکلات و رنج کشیدن رقم بزنه؟ ۶. اسلام چه توجیهی داره برای تولد کودکانی با بیماری خاص نظیر پروانه ای ها یا سرطانی ها که از بچگی درحال عذاب کشیدن هستن؟ خواهش میکنم نگید رشد و کمال و آزمایش و... الان فردی که تن سالم داره و در مسیر کسب علوم دینی و مددرسانی به مردم و... قدم بر میداره بیشتر رشد کرده یا اون بنده خداها که اصلا چیزی از دنیا نمیفهمن؟! ۷. من متوجهم که جریانات غزه برای بقیه مردم جهان یک آزمایش و معیار سنجشه، اما برای خود غزه ای ها چی؟ بچه ای که کل خانوادشو از دست داده باید چطوری به زندگیش ادامه بده؟ چرا خداوند داره تماشا میکنه آخه تا کی؟ ۸. بسیاری از تبهکارها و بزهکارها کودکی وحشتناکی داشتن، بنابراین نمیتونیم تمام بار گناهانشون رو اختیار خودشون بدونیم. منم اگه جای اون بودم همینجور میشدم. این چطور در حیطه سنجش خداوندی میگنجه؟ ۹. وقتی یک دختر در خانواده ای معتاد به دنیا میاد و پدرش او رو مجبور میکنه از بچگی برای تامین پول موادش تن فروشی کنه، این چطور در عدالت خداوند قابل توضیحه؟ میلیاردها مصداق این شکلی وجود داره که بنظر میاد خدا فقط ناظره یا براش اهمیتی نداره. ۱۰. اینما تولوا فثم وجه الله. خب پس نتانیاهو هم وجهی از خداست؟! چطور ممکنه از خداوندی بی نهایت مهربان و بی نهایت بخشنده، چنین بندگان شر و شیطانی خلق شده باشن؟! ۱۱. اصلا مگه نمیگن «بیده ملک السماوات و و الارض»؟ اگه اراده خداوند بی نهایته و همه جا هست پس چطور ممکنه اراده انسان خارج از حیطه اراده خدا باشه؟ منظورم اینه که میگید انتخاب دین یا کافر شدن به خود انسانه. یعنی خدا نقشی در این انتخاب انسان نداره؟! مگه همه چیز دست او نیست؟ اندیشه های بودایی یا هندوئیسم که رنج ها رو نتیجه ی کارما و زندگی های قبلش شخص میدونن خیلی بیشتر با عقل جور در میاد. ببخشید استاد من دارم دیوانه میشم. یعنی شدم. خیلی وقته.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی خوب است که ذهن جنابعالی دارای چنین سؤالاتی است و مسیر دینداری آن است که انسان بتواند بالاخره جواب این نوع سؤالات را بدهد. خود بنده نیز در چنین شرایطی بودم. ولی اولاً: متوجه هستید که جواب به هر کدام از این سؤالات نیاز به زمان زیادی دارد و ثانیاً: مانند کاری است که شهید مطهری عزیز در کتابهایی مثل «عدل الهی» و «انسان و سرنوشت» انجام دادند. به همین جهت پیشنهاد بنده آن است که در مسیر مطالعاتی که شروع کردهاید، متوجه معارفی خواهید شد که در دل آن معارف، جواب بسیاری از سؤالات خود را خودتان خواهید داد بخصوص وقتی خود را با عبادات الهی مأنوس کنید که در آن صورت قصۀ «خود، راه بگویدت که چون باید رفت» به ظهور میآید. به عنوان مقدمه، علاوه بر سیر مطالعاتی سایت، مطالعۀ کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را که روی سایت هست شروع بفرمایید خوب است. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما: آیا این که خداوند تو قرآن از خانه و درخت مثال زده این خانه و این درخت مطابق با جسم آخرتیمونه؟ و اصلا منظور از درخت و خانه چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سوره واقعه در این مورد شده است که خوب است به آنجا رجوع شود. https://lobolmizan.ir/sound/689?mark=%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87 . موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: الان که درگیری و نزاع تاریخی جمهوری اسلامی و اسرائیل تا حدودی جدی تر شده و به نقطه خاصی رسیده، این بحث در برخی از اذهان مطرح هست که ایران صرفاً با اسرائیل مواجه نیست. بلکه در واقع با آمریکا و ناتو مواجه هست. هم خطر حمله اتمی از جانب این سگ هار و رها و درنده وجود دارد، و هم پشتیبانی جبهه غرب با سلاح های فوق مدرن شان از او. از طرفی ایران هم به تنهایی مگر توان جنگیدن با چند کشور را دارد؟ از لحاظ داخلی هم شرایط نظام ایران از لحاظ اقتصادی و مقبولیت مردمی تا حدودی با مشکلاتی مواجه شده. در یک چنین شرایطی پشتوانه و مبنای تهدید و حمله سخت و دردناک ایران به اسرائیل چیست؟ عذرخواهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته کارشناسان متعلق به جهان استکباری، نه آمریکا و نه اسرائیل توان جنگ با ایران را ندارند. حتماً آن جمله بایدن را ملاحظه کردهاید که از او میپرسند چرا با ایران وارد جنگ نمیشوید؟ و او او میگوید ایران قدرت زیادی دارد. البته ما بنا نداریم با اسرائیل مستقیماً وارد جنگ شویم زیرا آنچه پیش آمده است، همانطور که رهبر معظم انقلاب متذکر شدند، اسرائیل در حال ذوبشدن است. مهم آن است که بر عهد خود نسبت به حضور در تاریخ انقلاب اسلامی پایدار باشیم. موفق باشید
با سلام و خدا قوت: استاد کانال مطالب ویژه رو چگونه باید مطالعه کنیم؟ آیا از اولین پیام شروع کنیم؟ استاد ما دلمون میخواهد با دل این مطالب را قدم به قدم پیش بیایم ولی نمیشه. خدا قوت
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه که میفرمایید خوب است با سایت «لب المیزان» مرتبط شوید و موضوع مورد نظر خود را با توجه به تقسیماتی که نسبت به موضوعات در آن سایت شده است، گزینش نمایید. خوب است که در این مورد بحث « شرح دعای مکارم الاخلاق» که روی سایت هست را دنبال بفرمایید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/leaflet/206
سلام و عرض ادب: سوال های سایت را راجع به استخاره خواندم ولی جوابی نگرفتم. نوشته بودید که به وسیله ی عالمان دینی، عقل و قرآن هدایت ما محقق میشود. اولین مسئله برای عالمان دینی اینکه اولا به کدام عالم میشود اعتماد کرد و مطمئن شد که اشتباه نمیرود فقط به رهبری میشود اعتماد کرد که ایشان هم در دسترس ما نیستند و چقدر علما بودند که با ملاک های دین سازگاری داشتند و یکدفعه سقوط کردند. دسترسی به علمای خوب هم واقعا سخت هست. الان من با اینهمه اطلاعات به کدام طرف بروم؟ چه کنم تا به سمت خدا بروم؟ هر کس یه چیز میگوید. سردرگمی دارم که نمیدانم چطور حل بشود. خدا به من عقل داده تا درست انتخاب کنم ولی عقل من هم که نمیتواند راهنمای خوبی باشد. عقل و ذهن من کاملا در گرو اطلاعات ورودی من است. خدا در سوره یوسف مگر نمیگوید شیطان از ذهنش برد که فلان مسئله را بگوید پس به ذهن و عقل هم که نمیشود اعتماد کرد. یک بار فکر میکنم اگر کار فرهنگی کنم خوب است یک بار اگر فرزندآوری، یک بار... عقلم نمیتواند پاسخگوی سوالاتم باشد. نمیتواند مسیرم را درست مشخص کند می ماند قران. قبلا قرآن میخواندم، هم تفسیر، هم حفظ. اما چیز زیادی دستگیرم نمیشد، تا اینکه اربعین امثال پیش آمد، همه مخالف رفتن من و پسرم کوچکم بودند عقل و مشورت و اینا هم تایید میکرد که نباید این سفر رو بروم ولی از خدا خواستم که من بگوید نطرش چیست و او از من چه میخواهد، استخاره کردم و صفحه ۳۱۳ قران آمد و من با هر سختی بود رفتم و خیلی هم خوب بود بعد از آن خیلی حال خوش معنوی داشتم و خیلی با قران انس گرفتم، قبل از هر کاری قران میخواندم و برداشت میکردم انتطار خدا در این کار از من چیست و اصلا هم برایم مهم نبود سود دنیایی دارد یا ندارد. فقط میخواستم کاری کنم که خدا دوست داشته باشد. با همبن کار به سمت جهاد تبین سوق داده شدم و بعد به سمت تشکیل یه گروه برای اینکه کاری برای انقلاب و ظهور کنیم. دوستانم رو جمع کردم. یک سری از این چیزها را تعریف کردم برایشان، آیه ها را یکی یکی میخواندم و ازشان خواستم بر اساس توانایی هایشان بیایند در گروه تا در جهت ظهور رشد پیدا کنیم و ان شاءلله یار آقا شویم ولی دوستم میگفت ادبیاتت اصلا شکل علما نیست و مثل رهبران فرقه های عرفانی منحرف است. میگفت نباید استخاره کنی و فقط در موقع ضروری، میگفت برداشت هایت میتواند تاثیر شیطان باشد و شاید به جای اینکه در مسیر هدایت الهی باشی در مسیر هدایت شیطانی. من هیچ وقت برای دنیا استخاره نکردم فقط میخواستم کاری را انجام دهم که خدا دوست دارد خودم را و همه چیزم را ( که خدا به من داده) میخواستم وقف خودش کنم. این حرف ها را که زده خیلی ترسیده ام از اینکه نکند به جای رفتن به سمت خدا به سمت شیطان رفته ام. نکند روی من تسلطی دارند؟ من استخاره میکردم دلم آرام میشد که خدا همین را از من میخواهد. اما الان باز پر از سردرگمی شده ام. خب اگر من میخواستم بر اساس مشورت و عقل و... برای اربعین تصمیم میگرفتم نباید میرفتم چون استخاره حجت نیست اما به خدا و قران اعتماد کردم و رفتم و نتیجه اش را هم دیده ام حالا اینکه بخواهم فکر کنم همین هم ممکن است تحث تاثیر شیطان بوده باشد خیلی مرا ترسانده. اینطور دیگر نمیشود به فکر کردن به ایه های قران و تصمیم برای خدا هم اعتماد کرد. ترسیده ام، سردرگمم که کدام راه خوب برای من مناسب است تا به خدا برسم و میخواهم به طنابی دست بیندازم که مطمئن شوم به خدا میرسد نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همین قرآن وقتی میفرماید: «افلا تعقلون» ما را دعوت به تعقل میکند و عقل، نوری است که اگر اشتباه هم بکنیم متذکر اشتباه هم میشود به همین جهت حضرت صادق «علیه السلام» روایت مشهور «جنود عقل و جهل» را به میان آوردند. از طرفی معلوم است که عدهای امثال حضرت امام و رهبر معظم انقلاب و علامه طباطباییها با دقتهای قرآنی خود، معارف ارزشمندی را در اختیار ما گذاشتهاند. چه اندازه خوب است با مطالعه آثار چنین علمایی بیشتر و بیشتر به قرآن نزدیک شویم. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: حلول ماه مبارک رجب المجرب را به شما تبریک عرض میکنم. ۱. در این ماه دعاها و نماز هایی وارد شده اگر مقداری از آنها را خوندیم و نتوانستم تمام ماه روزه بگیریم چون فرمودند وارد این دین اگر بشویم با رفق مدارا باید باشد. ۲. برای فهم بیشتر این دعاها باید چه کنیم؟ ۳. -سوال سیاسی داشتم در این اغتشاشات اخیر من بجز گریه و ناراحتی هیچ کاری نکردم. فقط دلم به حال آن روحانی بی گناه سوخت و نیروی امنیتی بی گناه کشته شدند به دست این یزیدیان وشمر خولی سنان زمانه بودند اینها حرام لقمه حرام زاده بودند. حالا در این شرایط فتنه وظیفه ما مردم عادی چیست؟ آیا باید ما هم برویم در صحنه دفاع کنیم؟ ولی ازاین فتنه گران خیلی می ترسیدم ولی در دلم آرزوی شهادت دارم و این روایت شامل حال این فتنه نبود چون من این جور فکر می کنم یکی عالم متهک و جاهل متنسک بود دو طایفه کمر پیامبر را شکسته اند یا اینکه عالمان بد عمل کردند یا اینکه امرا بد عمل کردند. الناس اعلی ملکهم چون زورشان به آنها نرسید تلافی را تو سر مردم و روحانی درآوردند و خواص بد حرف زدند ابوموسی اشعری زمانه، حسن کلید نباید حرف می زد، بد حرف زد و دیر و خاتمی همین طور چون هیچ کدام از مردم از دست روحانی راضی نیستند و به او چیز می گویند. تو قضیه بنزین و فتنه تو برجام لعنتی، تو بی سی لعنتی، تو قضیه واکسن در تاریخ ثبت شد، تو پیشانی ماند، در تاریخ ثبت شد این دولت ننگین سیاه که داشت. آقای سید حمید روحانی گفتند دولت حسن کلید دولت مثل خلفا عباسی وبنی امیه عمل کرد عوضی توسرش بزند برای بنزین اظهار بی اطلاعی کرد، مردم رو عصبانی کرد، یکی از کارهای که کرد مردم را از انقلاب و انقلاب را از مردم جدا کرد، ولی خلاصه به این ملت شهید داده ظلم کرد، دست با این اجنبی ها دست داد و به سردار سلیمانی توهین کرد، به رهبری توهین کرد، علیه لعنه نسبت ناروا به اهل بیت داد و بدعت گذاشت که خود مقام معظم رهبری به اعتراض برخاست مقایسه کرد مذاکره با آمریکا را و گفت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام با عمر سعد علیه لعنت بند و بسط کرد و کنار آمد، با کدخدا بست و ده چاپید و دل رهبری را خون کرد و رهبری از اینها راضی نیستند. من نظرم این هست حضرت آیه الله امام خامنهای نسبت به مرحوم رفسنجانی و خاتمی و روحانی و موسوی نظر منفی دارند، رفسنجانی تهمت بزرگی به آقای کروبی زد و با کمال بی شرمی و بی حیایی نسبت بدی داده که زنی بچه بغل میرود این ور و آن وراز کروبی هست و آن را رها کرد رفته، اینها سید حمید روحانی گفته تهمت به رفیق ۷۰ ساله اش زد به خاطر اینکه انتقاد کرده از ایشان به هم زندانیش این جور زجرش داد، مثل یک دیکتاتور مثل صدام عمل می کرد و غرور او باعث شد به این وضع دچار شود و موسوی آقای کروبی را مسخره می کرد و موسوی اصلا اعتقاد به روحانیت نداشت، فراماسونی و التقاطی بود و این شهید دیالمه گفته من هم از وقتی از حجت الاسلام و المسلمین سید حمید روحانی زیارتی که تاریخ نهضت امام سلام علیها را نوشته شنیدم دیدم نسبت به اینها بد شده، قبلاً زیاد قبول نداشتند اینها را رفسنجانی مردود نظام بود به خاطر فرزندانش، به خاطر اینکه بی بی سی و جبهه ملی نهضت آزادی از او حمایت کردند، به خاطر اینکه برجام را تحمیل ملت کرد، فیضیه شعارهای خوبی دادند این گفته امام هست مذاکره حرام هست، ای آنکه مذاکره شعارت استخر فرح در انتظارش و غیره... حالا با این تصاویر چه سرنوشتی برای انقلاب و نظام می شود و وظیفه مادر مقابل اینها چیست؟ و این خواص نآگاه و بی بصیرت، دوست نادان و دشمن دانا و مردم بی آگاه باید چه کرد؟ هر اینتر اشغال گفت مردم خواص دیکته کردن و اغتشاشگران تبل رسوایی زدند «و مکرو و مکرالله و الله خیر ماکرین» دیری نپایید رسوا شدند، ننگ ابدی در دنیا و آخرت برای خودشان خریدند ولی تمام برای این بود دولتی سر کار آمد انقلابی و جهادی برای همین می خواستند این ام قرا را از ریشه بزنند ولی این دفعه نتوانستند رسوا شدند. عرض خود می برند و زحمت به ملت می دارند. ببخشید خیلی اطاله کلام کردم
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. و ۲. به هر حال «آنقدر ای دل که توانی بکوش» در مورد دعا نیز شرح ادعیه و تأمّل روی معانی آن در تعالی روح انسانی بسیار مؤثر است. میتوانید به «شرح دعای توقیع شریف در ماه رجب» در کانال مطالب ویژه رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/12757 3- به این فکر کنید که رهبر معظم انقلاب چگونه با درایت و صبر استراتژیکی خود بدون درگیری مستقیم با افکار انحرافی بعضیها که خود را به انقلاب تحمیل کرده بودند، انقلاب را از آنها عبور دادند و بحمدلله نظام جمهوری اسلامی هر روز بهتر از روز قبل در حال عبور از تنگناهایی است که موجب ایجاد مشکلات برای مردم شده است. موفق باشید
سلام علیکم: وقتتون بخیر. استادی «من عرف نفسه فقد عرف ربه» را اینگونه مطرح کرد که هرکس خودش را شناخت به تحقیق قبل آن خدا را شناخته. یعنی خودشناسی را قبل از خدا شناسی مطرح نکرد بلکه خدا شناسی را قبل از خودشناسی مطرح کرد. نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از وجهی میتوان آن روایت را همینطور فهمید که حقیقتاً تا انسان خدا را نشناسد، خود را درست نمیشناسد. ولی روایاتی هم که علامه طباطبایی در رابطه با «معرفت نفس» در کتاب «رسالة الولایه» آوردهاند، آنطرف قضیه را هم آن روایات، متذکر میشوند که با شناخت خود به معنایی که در معرفت نفس مطرح است، راهِ شناخت خداوند فراهم میشود.
با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز: استاد در موضوع امر به معروف و نهی از منکر چند مورد دیدم که درباره ی امر به معروف زنان بی حجاب مطالبی فرمودید از طرفی با فتاوای مقام معظم رهبری درباره وجوب تذکر لسانی و وجوب امر به معروف در همه شرایط مواجه شدم و اینکه همه جا احتمال تأثیر هست https://www.google.com/amp/s/farsi.khamenei.ir/amp-content%3fid=27746 شما این صفحه را مطالعه بفرمایید خب با توجه به فتوای ایشان تعارض این موضوع با بیانات شما که الآن شرایط متفاوت شده و تذکر لسانی به حجاب مثل گذشته کارایی ندارد چگونه است؟ در آخر بنده به عنوان یک شهروند که مدام با این موضوع سر و کار دارم چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همانطور که میدانید اگر احتمال تأثیر در امر به معروف و نهی منکر بدهید، چرا از حدّاقل آن که تذکر لسانی است، کوتاهی کنیم؟ مگر آنکه احتمال تأثیر ندهیم. تصور میشود فعلاً در اکثر موارد نهتنها احتمال تأثیر نیست، بلکه بیشتر، طرف مقابل حالت تهاجمی به خود میگیرد. اینجا است که باید حوصله کرد تا او احساس نکند ما نیز بنای تقابل با او داریم. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر. سوالی مطرح شد، با این مضمون که تا کی پای این انقلاب خواهید ماند، پاسخی ارائه دادین و شرایط سقیفه را مثال زدین ماها که تا حدودی تکلیف خودمان را می دانیم و راهمان عوض شده است، البته امید اصلاح داریم ولی دیگر نه اینکه چشم بر مفاسد ببندیم و خودمان را کور و کر کنیم، علاقه ای هم به طرفداری شما از نظام یا مخالفتتان نداریم، به هرحال حساب کار شما را ماها نخواهیم داد، و اگر ما را در مسیر اشتباهی بیاندازید، شما توان پاسخگویی به عملکرد ما را در روز قیامت نخواهید داشت، (این دوره هیچ علاقه ای به شرکت در انتخابات نداشتم ولی نظر شما را بر نظر و تشخیص خودم ترجیح دادم) سوال اول: تا کی پای آقای خامنه ای خواهید ماند؟ سوال دوم از شما: واقعا تغییر موضع پیشکش، در چه موقعی از قسمتی از عملکرد نظام انتقاد خواهید کرد (انتقاد از اصل بدنه حاکمیت) دقت شود پرسش من این نبود که با همان معیاری که عملکرد دشمن و بیگانه را می سنجید با همون معیار عملکرد نظام را بسنجید، سوال این بود که یک انتقاد؟ سوال سوم: واقعیت این است مشکل من نه آقای خامنه ایست نه حکومت، من با این وزارت اطلاعات سپاه و خود سپاه که اومده در عرصه اقتصادی و کشور رو امنیتی کرده مخالفم، توضیح: از اصطلاحات مغلوب شده جناح طرفدار حکومت استفاده کردم وگرنه هر کسی می داند حمایت از یک شخص، سازمان، کشور و غیره به معنای پوشاندن گندکاری آن و زیبا جلوه دادن زشتیهای آنان نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله از سر تفکر سخن گفتهاید. در این شرایط هرچه عمیقتر رخدادها و مشکلات را مدّ نظر آوریم و به آنها فکر کنیم، به همان اندازه اندیشمندانه با پدیدهها روبهرو میشویم. در این رابطه نظر به کلیت نظام و حضور تاریخی آن داریم که در مقابل استکبار است و استکبار نیز بر همین مبنا با نظام اسلامی مقابله میکند و رهبر معظم انقلاب در چنین جایگاهی نسبت به حفظ کلیت نظام در مقابل فتنهها بسیار موفق بودهاند در آن حدّ که توانستند انقلاب اسلامی را از جریانهای فکریِ آقای هاشمی و آقای روحانی عبور دهند. و حتماً متوجه هستید که از بیانیه گام دوم به بعد، مکرر متذکر بازبینی کوتاهیها داشتهاند. عمده آن است که آیا شرایط تاریخی ما و فرهنگ دینی ما، اگر مردم راهی جز اصلاح در بستر حفظ جمهوری اسلامی را مطالبه کنند تا با هر قدمی و تلاشی به جلو بیایند، درست است؟ کاری که دولت آقای رئیسی در حال انجام آن است و یا بحث در نفی کلی نظام اسلامی باشد تا ایران به عنوان کشوری که با قامت افراشته و سابقه فرهنگیاش در این منطقه موجب نشاندادن بیریشهگی کشورهای قبیلهای اطراف ما نباشد.
در مورد مخالفتهایی که امثال جنابعالی دارید، شاید در بعضی موارد امثال بنده نیز همان مخالفتها را داشته باشم. ولی با ادامه انقلاب و جمهوری اسلامی به سوی اهدافی که در ذات خود دارد میتوان از این مشکلات و تنگناها عبور کنیم و این به جهت ذات انقلاب است و در همین رابطه حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» مکرر میفرمودند ما هنوز در ابتدای راه هستیم.
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز که معرفت های عمیق عمیق عمیق دین رو لقمه لقمه در دهن ما گذاردند که اجر آن فقط در خزانه ی الهی یافت می شود. استاد عزیز به لطف الهی در سال های اول جوانی در کنار مباحث شما به معرفت های عمیقی از توحید اسلام رسیدم و برهان صدیقین من را تا اوج به پرواز درآورد که تا کنون که سال هایی از آن دوران می گذرد با اینکه عین حقیقت را در حضور ندارم ولی هر متنی که بوی معرفت بدهد یاد آن روزها را برایم زنده می کند ولی گرفتاری های تحصیل و بچه داری و متاسفانه عدم برنامه ریزی من را از آن دوران دورکردن است. حال سوالم این است که: این که بوی هر سخن بامعرفتی من را مست و مشتاق می کند این نشان می دهد که چیزی از آن معرفت موجود هست یا همه اش شده ذهن و خیال؟ جواب این سوال از جهت اینکه به من امید میدهد برایم مهم است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نه آن است که حضرت حق عقل را حجّت درک حقیقت قرار داده و این عقل است که مرز بین واقعیت و توهّم را مشخص میکند؟ با توجه به این امر هر اندازه ما بر اساس عقل زندگی کنیم و نظر به سنن الهی داشته باشیم، از توهّمات آزاد خواهیم شد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: در کتاب خویشتن پنهان فرمودید: اگر با ریاضت های شرعی توجه خود را به عالم غیب و معنویت معطوف کنید، خود را در آن عالم احساس می کنید. منظور از ریاضت شرعی چیه، یعنی باید چیکار کنیم که خودمون درآن عالم احساس کنیم؟ سوال بعدی که دارم اینه: با توجه به اینکه اصل انسان «من انسان» است و در خواب انسان با من خود روبه رو است، پس چرا من انسان به هرجا که دوست دارد در خواب سیر میکند و چرا از اراده ما بیرون است، به عنوان مثال من دوست دارم در خواب بروم کربلا ولی وقتی میخوابم «من» از اختیار من بیرون است و هرجا خودش دوست داشت می رود؟ آیا امکانش به وجود میاد که در اختیار خودمون باشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ریاضتهای شرعی همان رعایت دستورات واجب الهی است و انجام مستحبات در حدّی که برای انسان امکان دارد. ۲. در خواب و در برزخ و قیامت، ملکات انسان در صحنه است و انتخاب و اختیار، مربوط به دنیا میباشد. موفق باشید
با سلام: برای اینکه من خودم را به عنوان وجود حس کنم، منظورم آن است که برای درک اینکه من فقط هستم، آیا باید از طریق رعایت حلال و حرام به این چنین درکی (اینکه فقط هستم)، برسم؟ ممنونم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً هر اندازه انسان به تقوا مقیّدتر باشد، بودن خود را که عین ربط به حضرت حق است، بهتر احساس میکند. موفق باشید
سلام استاد عزیز: بنده معلول هستم و از ویلچر استفاده میکنم. چگونه میتوانم تسلیم باشم؟ خیلی استرس دارم استرس مدام. حتی این مشکل تمرکز من را گرفته است و نمیتوانم یک خط کتاب را دنبال کرده و حفظ کنم. چه کنم؟ حتی در نماز مقداری تمرکز ندارم. احساس میکنم زندگی را باخته ام. اگر روی این ویلچر نبودم حتما شرایط بهتر و لذتهای بیشتری از زندگی را تجربه میکردم! خشم و نارضایتی زیادی از شرایط و موقعیت و واقعیتی که با آن روبه رویم، دارم که برایم غیرقابل کنترل است. از آن طرف عشق و علاقه ی شدیدی به اهل و بیت و خدا دارم و زبانم از شکایت به آنها بسته است. ولی این احساسات درونم را ضد و نقیض کرده است. در درونم همواره جنگی به پاست! چه کنم!؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این امر بسیار مهمی است که انسان بتواند در هر موقعیتی که به هر حال برایش پیش آمده است، خود را در همان موقعیت بپذیرد تا حضور او برایش حضوری الهی شود. در این مورد به سخن رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نظر کنید که میفرمایند: «لَأَنْ تَصْبِرُوا عَلَى مِثْلِ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يُوَافِيَنِي كُلُّ امْرِئٍ مِنْكُمْ بِمِثْلِعَمَلِ جَمِيعِكُمْ وَ لَكِنِّي أَخَافُ أَنْ تُفْتَحَ عَلَيْكُمُ الدُّنْيَا بَعْدِي فَيُنْكِرَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَ يُنْكِرَكُمْ أَهْلُ السَّمَاءِ عِنْدَ ذَلِكَ فَمَنْ صَبَرَ وَ احْتَسَبَ ظَفِرَ بِكَمَالِ ثَوَابِهِ ثُمَّ قَرَأَ «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا» (بحار الأنوار، ج79، ص: 138) و اگر شما بر آنچه هستيد صبر كنيد در نزد من بهتر است از اين كه هر يك از شما به اندازه همه، عمل انجام دهد ولى مىترسم بعد از من دنيا بر شما گشوده شود، آنگاه يك ديگر را انكار نماييد. در آن وقت اهل آسمان شما را انكار نمايند. پس هر كه در راه خدا صبر كند به كمال ثواب و پاداش خويش نايل مىگردد.» سپس حضرت اين آيه را قرائت فرمود: «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (نحل/96) بنابراین پیامبر اکرم «صلواتاللهعلیهوآله» میفرمایند اگر بر آنچه هستید شکیبا و پایدار باشید برای من پذیرفتنیتر و دوست داشتنیتر است تا آنکه عبادات همه اصحاب را داشته باشید، زیرا شکیبایی در آن «بودن» که برایمان پیش آمده، عملاً انسان را در مرکز «وجود» حاضر میکند. موفق باشید
سلام وقت بخیر: میخواستم بپرسم کتاب های تازه نشر و چاپ اول کجا بارگذاری میشه ابتدا؟ داخل سایت بخشی به عنوان تازه های نشر ندیدم. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور کلی هر کتابی که چاپ شود داخل سایت قرار میگیرد و در بالاترین ردیف کتابها آن را ملاحظه میکنید. موفق باشید
