بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34020

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض شد: ما صور جزئی (حس مشترک! و یا...) و معنای جزئی (وهم) و معنای کلی (عقل) داریم. اما در نیافتم و ندیدم که درباره صور کلی بحثی و ذکری شده باشد در متون آنلاین که جستجو کردم و اینکه کدام قوه آن را دریافت و یا با کدام قوه در ارتباط است؟ ممنون می‌شوم اگر لطف کرده واضح و به تفصیل وقت خودتان و علاقه این قضیه را به ما توضیح دهید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که پای «صورت» در میان باشد حضور در موطن خیال مطرح است. آری! اگر خیالِ انسان نورانی باشد، آن صور را در اتصال با مبانی عقلی‌اش می‌یابد و از آن جهت آن صور کلّی است که در هر صورتی، حقایق کلّی و جامع را می‌یابد. بد نیست در این مورد سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

34013

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: خسته نباشید. من یک خدمتگزار آموزش و پرورش هستم. چند تا مشکل داشتم. نیروهای خدماتی حرف های بد و کارهای زشت می کنند چه کار کنم و کار بد انجام می دهند و اکنون در مدرسه خدمتگزار هستم. خانمها که می آیند اکثر بی حجاب هستند من هم مدام چشمم به اینها بر می خورد چه کارکنم؟ شغلم رو نمی توانم عوض کنم. سوال دیگه داشتم کسی مبتلا به اینترنت و فیلم بد دارد و استمنا می کند و چندین سال گرفتار شده چه کار کنم طرف این کارها نرود چگونه اینترنت رو ترک کند؟ بهتر نیست و متاهل هست دنبال این کارها می رود و جذابیت دارد برایش اگر می شود اگر می شود راهنمایی کنید. من چندین سال پیش جلسات شما را می آمدم کتاب و جزوه و سی دی شما را دارم نمی دانم از کجای آن بخوانم، بعضی از آنها سخته فهمیدنش و بعضی از آنها را هم خواندم و یادم می رود حافظه ام ضعیف هست و خیلی سال نیامدم جلسات شما را، چون راه دورهست کار و خستگی دارم گفتم از کدام کتابها شما شروع به مطالعه کنم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. جنابعالی با توجه به موقعیت خودتان وظیفه کاری خود را باید به خوبی انجام دهید آن‌ها خودشان مسئول اعمال خود هستند. ۲. این افراد باید متوجه شوند با این نوع کارهای خلاف شرع، نورانیتی که می‌توانند با آن به‌سر ببرند را، از دست می‌دهند. ۳. همین‌که با گوش‌دادن صوت‌های مربوط به سوره‌های قرآن مشغول باشید، برکات خود را پیش می‌آورد و در ضمن از ارادت به مقام معظم رهبری نباید غفلت کرد. موفق باشید

33971

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: توی هر خانواده و فامیل مشکلاتی وجود داره. من توی زمانه حاضر چقدر باید احساس مسئولیت کنم؟ و چگونه باید به حدی قوی بشم که بتوانم موثر بشم!؟ از اینکه حرفم گاهی موثر نیست و گاهی حرف ندارم که بزنم و کاهی حرف نمی‌زنم ناراحتم و احساس ضعف می‌کنم؟ به نظرتون وظیفه بنده چیه که هم بتونم توی مشکلات موثر باشم که هم خودم راضی باشم از نقش خودم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با رفاقت و دلسوزی اگر شرایط مناسب بود توصیه‌های خود را انجام می‌دهید بدون انتظار به این‌که همان موقع آن‌ها قبول کنند. به هر حال نباید مشاجره‌ای در میان باشد. موفق باشید

33775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من یه ضعف شخصیتی دارم که خیلی بده و اجازه دفاع از حق رو بهم نمیده. من یه حالت ضعف و ترسی در وجودم غالبه که حتی نمیتونم جواب آدمایی که اطرافم هستن و وهمیات فضای مجازی رو باور کردن بدم. دقیقا مصداق مومن ضعیف هستم. علی رغم اینکه از نظر علمی و مطالعاتی خیلی فعالیت دارم. و این خیلی عذابم میده. لطفا منو راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که در ابتدای امر با آن‌هایی که گرفتار توهّمات فضای مجازی شده‌اند، همراهی نمی‌کنید نصف راه را رفته‌اید. در کنار این حضور اگر شرایط تذکری دوستانه پیش آمد، تذکر می‌دهید. ولی جدال، نیاز نیست. موفق باشید

33759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: از طرف چند جوان، خدمت استاد عرض ادب می‌کنم شاید دغدغه ای که امروز از زبان خودم و از درد دل دوستان هم سن و سالم با شما می‌کنم دغدغه اغلب جوان‌های این نسل باشد. در هنگامه کار که می‌رسد، کاردانی و شناخت اولویت برای بنده سخت می شود یعنی توانایی تشخیص صحیح بهترین فعل را از دست می دهم. حتی قبل از این مرحله، مسئله های نوین را هم به طور واضحی درک نمی‌کنم و دقیق نمی‌دانم که بشر کنونی چه مسائلی دارد. در درجه سوم نمی‌دانم که در حد و اندازه یک انسانی که در عالم آخرالزمان است - با آن‌همه پتانسیل و با آن‌همه توانایی اللهی بالقوه- چگونه باید عمل کنم و چگونه در حوزه کاری خودم به طور صحیحی ظاهر بشوم! در صورتیکه اگر بتوانم مسئله را خوب درک کنم به احتمال زیاد در حد خودم می‌توانم در آن مسئله اثرگذار باشم. ما کارهای زیادی شاید در طول روز انجام بدهیم اما اینکه این کار بنده چقدر در پیشروی در حل مسائل بشری سهیم است یا اینکه اصلا تاثیر دارد یا نه ذهنم را مشغول کرده است. آیا راهکاری هست که یک انسان مسئله شناس خوبی بشود و بتواند به طور کافی نقش خود را در حل آن مسئله ایفا کند؟ در ذهنم هست که حتی این مسئله شناسی به امور غیبی نیز می‌تواند وابسته باشد همانند الهامات اللهی بر قلب مؤمنین. لطفا راهنمایمان باشید. با تشکر 🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که مدتی با قرآن از طریق تفسیر قیّم المیزان مأنوس شوید، به لطف الهی مأمنی که اگر در آن قرار گیرید؛ احساس وجود و حضور و تأثیر می‌کنید، پیش می‌آید. عجله نکنید. قرآن، دریای وسیعی است که می‌توانید در آن گوهرهای بی‌حسابی به‌دست آورید. موفق باشید

33746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: بین آیه تطهیر و آیه صد سوره یونس ارتباطی قابل تعریف است؟ درصورت امکان تبیین کنید. با سپاس فراوان از وجودتون. «وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر خدا می‌خواهد زمینه آلودگی و رجس را از جان انسان‌هاپاک کند، شرط آن را تعقل نسبت به حقایق قرار داده است. بنابراین هرکس در تعقل بیشتر نسبت به امور حاضرتر باشد، نسبت به پاکی و درک حقیقت حاضرتر است. این‌جا است که می‌فهمیم آنانی که عین طهارتند یعنی اولیای معصوم (ع)، عین عقل‌اند. موفق باشید

33671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من امسال برای دبیری فلسفه قبول شدم. می‌خواستم یه منابعی معرفی کنید برای دبیران خصوصا دبیران معارف که با وجود وضعیت فعلی آموزش و پرورش و کتابهای درسی موجود باید چه رویکردی رو دنبال کنند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است ابتدا پس از مطالعه کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن‌ها که روی سایت هست؛ به جزوه «تاریخ فلسفه و کلام اسلامی» https://lobolmizan.ir/leaflet/233  رجوع شود و سپس به «بدایة الحکمه» از علامه طباطبایی با شرح استاد امینی‌نژاد بپردازید. موفق باشید

33620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: دربحث برهان صدیقین، شما می‌گویید که وجود است که شده درخت یا شده انسان و... منظور شما همان عین هستی است که شده درخت، انسان و...؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود است که دارای شدت و ضعف است و مرتبه‌ای از آن وجود، وجودی است که به صورتِ ماهیتی خاص ظهور می‌کند در حالی‌که عین وجود، مقام اشدِّ وجود است و موجودات دیگر هر کدام در مرتبه خاص خود هستند. موفق باشید

33529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: من دختری ۲۱ ساله هستم می‌خواهم شروع کنم به خوندم کتاب های معرفتی و دینی کتاب معاد شما رو هم خوندم معاد بازگشت به جدی ترین زندگی که واقعا هم عالی بود خدا قوت میگم بهتون. شما برای شروع چه کتاب هایی رو پیشنهاد می‌دید؟ قبلا سپاس از پاسخگویی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. إن‌شاءالله که شرح صوتی آن کتاب را نیز دنبال کرده باشید. زیرا در شرح صوتی آن کتاب نکات ظریفی پیش آمده که إن‌شاءالله برای درک عمق مطلب، لازم است. ۲. پیشنهاد ما سیر مطالعاتی سایت می‌باشد. موفق باشید

33387

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: موفقیت شما را روز به روز از خدا خواستارم. استاد یه قضیه ای هست خیلی ذهنم رو درگیر کرده حدیثی داریم میگه «أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ اَلْعَبْدُ اَلصَّلاَةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا.» من دارم می‌بینم خیلی از نمازگزاران نمازشون ظاهرا به صورت صحیح ادا نمیکنن یعنی مثلا رکوع و سجود یا قرائت «عمدا» به خوبی ادا نمیکنن و اعمال صالح زیادی دارن به زیارات ائمه (ع) میرن حتی تو دنیا عنایت خاصی دارن انگار مورد توجه خدا به صورت خاص هستند... می‌خواستم بدونم جریان اینا در روز بعد فوتشون و روز قیامت چطور محاسبه میشن وقتی که به نماز اهمیت نمیدن؟ چطور مجازات میشن؟ اعمالشون چطور محاسبه میشن؟ آیا مورد قبول خداوند میشه نمازشون؟ در روز آخرت چطور؟ عزیزمی استاد با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که نمازگزار با نیّت انجام نماز، نماز را شروع می‌کند إن‌شاءاللّه مورد قبول خواهد بود. ولی هر اندازه آداب را بدون افراط و وسواس رعایت کند و سعی نماید حضور قلب و یاد خدا را در نماز زنده نگه دارد، به همان اندازه برکات بیشتری از نماز نصیبش می‌شود. موفق باشید

33372

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در بیانیه کناره گیری آیت الله حائری از مرجعیت آمده است على جميع المؤمنين إطاعة الوليّ قائد الثورة الإسلاميّة سماحة‌ آية الله العظمى السيّد عليّ الخامنئي (دام ظلّه)، فإنّ سماحته هو الأجدر والأكفأ على قيادة الاُمّة وإدارة الصراع مع قوى الظلم والاستكبار في هذه الظروف التي تكالبت فيها قوى الكفر والشرّ ضدّ الإسلام المحمّدي الأصيل یک) آیا حوزه ولایت رهبری محصور در ایران است یا جهانی است؟ دو) به نظر می رسد آیت الله سیستانی در عراق ولی فقیه نباشند بلکه شان مرجعیت دارند و ولی قائد آیت الله خامنه ای است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. البته مستحضر هستید که این نظر و پیشنهاد حکیمانه آیت الله حائری مربوط به مقلدین خود ایشان می‌باشد و موجب دفع فتنه بزرگی در عراق شد. ۲. همین‌طور است که می‌فرمایید و آیت الله سیستانی خودشان هم ادعای ولایت فقیه به آن معنا که برای مردم عراق بخواهند إعمال ولایت بکنند؛ ندارند. موفق باشید

33321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام استاد عزیز: آیا بر اساس مبانی دین و حکمت متعالیه طی الزمان امکان دارد؟ آیا برای عرفایی این امر اتفاق افتاده است؟ آیا در مقامات بالای عرفانی می‌توان به گذشته سیر کرد اشتباهی را نکرد یا خطری را به کسی گوشزد کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. زیرا اساساً بنا نیست که با حضور در دین و عرفان، انسان به این امور فکر کند. هرچند ممکن است برای بعضی پیش بیاید. موفق باشید

33213

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ضمن تشکر از بحث های عاشورایی شبکه ۱ حسینیه ایران. آنطور که من برداشت کردم حضور تاریخی امروزمان باید در مواجهه با استکبار تعریف شود و این اصل اساسی انقلاب است. سوال من این است که افرادی مانند بن لادن و امین الظواهری از سرکردگان القاعده که بنام اسلام با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا مبارزه کرده و به منافع آنها آسیب زده اند و هردو بدست نیروهای آمریکایی کشته شدند نیز آیا در این حضور تاریخی که شما تعریف کردید حاضرند؟ لطفا توضیح بفرمائید با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل آن‌ها سلفی‌گری و تحجّر است. لذا به جای حضور در جهانی که دیانت، جوابگوی بشر جدید و در این تاریخ باشد تلاش می‌کنند انسان‌ها را به گذشته و تاریخ را به گذشته برگردانند و عملاً مجبور به نوعی خشونت می‌شوند زیرا بشر جدید بنا ندارد به گذشته خود برگردد و از بودن امروزین خود منصرف شود. این‌جا است که بحث انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» پیش می‌آید. موفق باشید

34883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و ارادت و ضمن قبولی طاعات: با توجه به احادیثی مثل «اول ما خلق الله روحی» آیا این روح همان حیقیقت نوری اهل بیت (ع) و پیامبر(ص) می باشد؟ و اینکه اگر این روح همان حقیقت ست چرا در شب قدر نازل می شود؟ منظور از نازل شدن چیست؟ مگر همیشه این حقیقت موجود نیست چرا باید بر قلب پیامبر نازل شود؟ مگر همیشه پیامبر (ص) در اتصال با حق (واسطه فیضی) نیست؟ و اینکه نسبت حقیقت نوری اهل بیت (ع) با این روح در آیات و روایات چیست؟ چرا در سوره قدر می فرماید ملائکه و روح (تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ) نازل می شود ولی در سوره نحل می فرماید ملائکه به وسیله روح (يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ...) نازل می شوند؟ تفاوت و جدایی این دو مسئله در چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در شب قدر، اولیای الهی با نزول ملائکه و روح در نزد خود و در باطن خود، بیشتر و بیشتر حاضر می‌شوند و این در واقع، نوعی نزول یا سیر به باطن به حساب می‌آید. ۲.  شب قدر دارای ظرفیت فوق‌العاده‌ای است که حتی روح هم نازل می‌شود، روحی که از سایر فرشتگان برتر است حتی به نعبیری فرموده‌اند: اعظم فرشتگان است. و لذا در آیه  (يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ) متذکر این امر است که در غیر از شب قدر، بعضاً به نورِ روح، سایر فرشتگان نازل می‌گردند. موفق باشید

34869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض می‌کنم خدمت استاد گرامی، می‌بخشید استاد ممکنه کارهای لغو را مثال بزنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مانند سخن بی‌جا، و یا مانند تجملات و آنچه لازم نیست بگوییم و یا داشته باشیم و یا انجام دهیم و ما را از حضور توحیدیمان باز می دارد. موفق باشید

34832

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

درود استاد: خسته نباشید. استاد من دوست دارم مسیر سیر و سلوک عرفان رو طی کنم و شروع کنم ولی سوال برام ایجاد شده و ابهاماتی دارم ممنون میشم پاسخ بدهید. خیلی ممنون. ۱. آیا این مسیر و هدف درست هستش؟ (قصد نیت من تقرب الی الله و خشنودی خداوند هستش) (منظور از این مسیر مسیر سلوک عرفان هستش) ۲. سوال دیگرم این هستش چرا عارفان بزرگی مثل مرحوم آیت‌الله قاضی، سید هاشم حداد طهرانی و...... از لحاظ روحی و بدنی خیلی اذیت میشدن؟ مثلا آیت‌الله قاضی می‌گوید بعد از۴۰ سال عبادت به عالم غیب دست پیدا نکردند رفتند حرم فتح باب اتفاق افتاد و رسید خانه از حال رفتن و همش از حال میرفتن و مرحوم سید حداد که از لحاظ روحی اذیت میشدن مگر تقرب الله سختی دارد؟ مگر هر کس هدفش خشنودی خداوند باشد روحش آرام نمی‌شود پس چرا این بزرگواران اذیت میشدن؟ ۳. و سوال دیگری این هستش این عارفان بزرگ خودشان درخواست چنین قدرت از خداوند داشتن یا خداوند این قدرت ها رو بهشون عطا می‌کرد؟ چون قاضی فرمودن ۴۰ سال عبادت کردم اما به عالم غیب دست پیدا نکردن و.... و یا سید حداد موت اختیاری داشتن آیا این موارد به خواست خداوند بدون اینکه خود آن بزرگواران درخواست کنن؟ ۴. سوال آخرم این هستش چگونه کتاب های عرفانی واقعی و شبه عرفانی و مطالب و افرادی از این قبیل را تشخیص دهیم؟ خیلی ممنون دعا گوی شما هستم استاد. ان شاءلله خداوند به شما عمر و سلامتی عطا بفرمایید. خیلی ممنون در پناه خدا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر عرفانی مسیری است که به گفته آیت الله حسن‌زاده، «حلوای تن‌تنانی تا نخوری ندانی». آری! باید وارد آن میدان شد تا این نوع سؤالات برای‌مان جواب خود را بیابند و این‌طور نیست که آن انتظارها و سختی‌ها برای آن‌‌ها شیرین نباشد و خود آن‌‌ها انتظار داشته باشند خودشان می‌توانند برای خودشان کاری بکنند. کتاب‌های مطمئن در این مسیر همان آثار مشهور عرفانی یعنی آثار ابن عربی و خواجه عبدالله انصاری است. موفق باشید

34753

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد طاهرزاده ارجمند: چرا مباحث شرح کتاب مصباح الهدایة امام خمینی (ره) به صورت کتاب منتشر نشده؟ مشتاقانه منتظریم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار آسانی نیست و نیاز به فرصت کافی دارد. به نظر می‌آید اگر به کمک صوت شرح کتاب در متن تمرکز لازم انجام گیرد، إن‌شاءالله نتایج خوبی حاصل می‌شود. موفق باشید

34291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: بنده کتاب «آشتی با خدا»، «چگومگی به فعلیت یافتن باورهای دینی»، «هنر مردن» و همچنین یه مقدار از «جوان و انتخاب بزرگ»، «ده نکته در مورد نفس» و خود، رو خوندم واقعا عالی بودن اما هنوز یه خلا و مشکل وجود داره که به نظرم میتونید به آن بپردازید. متاسفانه بسیاری از جوانان درگیر شهوات هستن و و اگر تصمیم بگیرن وارد چنین مسیر نورانی بشن، از آنجایی که گناه های جنسی در روح و روان شأن تاثیر منفی گذاشته، در طول این مسیر دچار وسوسه های جنسی و گناه میشن، چون وقتی یه انسان فعل را انجام میده چه خوب چه بد، وقتی انسان تصمیم به تغییر می‌گیرد اما تاثیرات گناه و فعل گناه همچنان در روح انسان هست و در طول شبانه روز بارها وسوسه می‌شود که فعل گناه را دوباره انجام بدهد. من و بسیاری از جوانان واقعا نیاز به یه راهکار عملی برای رهایی از شهوت ها داریم. ما می‌دانیم این شهوت ها مانع مسیر قرب الی الله هستن و سعی می‌کنیم آنها را کنار بگذاریم اما دوباره خواه یا ناخواه به گناه می‌افتیم چون یه راهکار اصلی نداریم. اگه کتابی در مورد رهایی از شهوات دارید لطفاً معرفی کنید و اگر ندارید لطفاً در موردش فکر کنید. هیچ قلمی نتوانست مرا به اندازه ی کتاب شما به وجد بیاورد. یقینا تالیف چنین کتابی تاثیرات بسیار مثبتی خواهد داشت و ان‌شاء الله خداوند در این دنیا و آن دنیا خیر به شما عطا کند. ببخشید زیاد شد پیامم. بسیار سپاسگزارم. خدا نگهدار

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال مسئله حساسی است و اگر ذهن و روح خود را مشغول اموری بس متعالی نگردانیم توهّمات انسان، انسان را گرفتار چنین مشکلاتی که در جای خود اصالتی اساسی ندارند، می‌کند و در همین رابطه کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» تنظیم شده. امید است که راه‌کارهای پیشنهادی در آن کتاب، مفید افتد. موفق باشید

33341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام و ادب: پیام آخرتان بسیار تند بود و متأسفانه اولین بار نیست که افرادی را با یک اشتباه کوچک به کلی طرد می کنید و به جبهه مقابل می فرستید. از آن فیلم سخنرانی امید دانا مشخص است حرف او برای حفظ منافع جمهوری اسلامی است. همانطور که خودش چندین بار به این موضوع اشاره کرد. آیا بهتر نیست به جای تکرار فتوای امام در این باره، تحلیل هایی ارائه دهیم که حکم ایشان را مربوط به شرایط خاصی بدانیم و در چنین مقطع حساسی برای جمهوری اسلامی، هزینه برای کشور درست نکنیم؟ کاری که امید دانا می کند ولی عده ای ناخواسته متوجه جهت گیری او نمی شوند و با ساده لوحی در زمین مخالفین انقلاب بازی می کنند. ممنون و ببخشید از صراحت در کلام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با دقت آن سخنان را دنبال فرموده باشید عنایت خواهید کرد که حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» محور انقلاب اسلامی و عامل موجودیتِ ما می‌باشند و تقابل مستقیم و اعلان تضاد با حضرت امام، یعنی مقابله با کلیّت نظام اسلامی. این‌جا است که دیگر تعریف‌های ایشان از بعضی از ابعاد نظام و حتی مقام معظم رهبری، جایگاهی نخواهد داشت. این مثل انجام بعضی امور اخلاقی است همراه با شرک کامل. موفق باشید

33310

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: استاد رجبی دوانی در مباحث مربوط به بررسی حوادث قبل و بعد از بعثت نکته ای رو میگن و اون اینکه بعد از هجوم سپاه ابرهه وی سنتهای نیکی از خود به جا گذاشت که این سنتها با ظهور اسلام جزو احکام اسلام شد, مانند بریدن دست دزد, حرام دانستن زنا و شراب و... حال سوال اینحاست که اگر ما میگیم همه احکام اسلام ریشه در باطن عالم داره و همگی وحی بر پیامبره و پیامبر هیچ سخنی رو از خودشون به نام اسلام مطرح نکردن, چطور قواعدی که حضرت عبدالمطلب قبلا گذاشته میتونه جزو احکام اسلام باشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که بعضی از احکام و معارف پیامبران قبلی در اقوام قبل از اسلام به صورت عادت و یا فرهنگ باقی مانده بود و اسلام و پیامبر اسلام از این جهت آن احکام را امضاء فرموده‌اند به آن معنا که عملاً جزو اسلام به حساب می‌آید. موفق باشید

33113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: لطفا جلسات دوشنبه ها رو نیم ساعت تا چهل و پنج دقیقه قبل از اذان قرار دهید، بعد از اذان خیلی دیر میشود می‌توانید در کانال مطالب ویژه هم نظرسنجی بگذارید یا در مسجد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحث شده. متأسفانه امکان چنین پیشنهادی نیست. البته بعد از جلسه امشب تا بعد از روز عاشورا، جلسه دوشنبه‌ها تشکیل نمی‌شود. موفق باشید

32912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً متوجه هستید که این موارد، مواردی نیست که این سایت بتواند در این موارد ورود کند. با این‌همه تصور بنده آن است که راه خوبی را دنبال کرده‌اید و إن‌شاءالله نتیجه خواهید گرفت. موفق باشید

37354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: وقتی ما گناه کارا تکیه می کنیم به غیر و خوشیم و با زندگی حال می‌کنیم هنوز نمک اهل بیت و‌ خدا زیر زبونمونه ولی اون غیر پشتمونا خالی میکنه شدیدااااا تو این دنیا احساس تنهایی می‌کنیم نه راه پس داریم نه راه پیش. خدا را که از دست دادیم و‌ دل خوشی ای تو‌این دنیا نداریم که بهش تکیه بزنیم وقتی توبه می‌کنیم و بر می‌گردیم سراغ خدا بیشتر اوقات از گناه توبه می‌کنیم و این احساس تنهایی هنوز هست حالا ما نه خدا را داریم و نه دنیا و ادماش رو اونجا انگار صد تکه شدیم و قلبمون می‌خواد از جا کنده بشه اونجا باید چیکار کنیم!؟ من هیچ وقت نتونستم بدون عشق زندگی کنم و حالا در این برهوت بی عشق باید چیکار کنم؟ هیشکی نیست تغذیمون کنه و خلاصه اون صبر بر طاعت برای بازگشت خدا را نداریم و انگار محبوریم برگردیم به همون ادمای دنیا و‌ وقتی این قصه بارها و سال ها تکرار شده قلبم انکار زنگار زده و‌ چه سخت و چه سخت حالا هر بار میخوام برگردم و توبه می‌کنم به هفته و روز نکشیده که برمی‌گردم به همون عالم قبل چون خدایی ندارم و این قلب پر ازگناه و پر از ادم اشتباهی ظرفیت پذیرش خدا را نداره جوری توی گل گیر کردم که خیال می‌کنم تا الان کسی شبیه من نبوده چه کنم استاد عزیز!؟ چه‌کنم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در راستای حضوری متعالی با خود باید به قرآن رجوع کرد. در این رابطه پیشنهاد رجوع به عرایضی است که در سوره «بلد» شد. https://lobolmizan.ir/sound/1065?mark=%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87%20%D8%A8%D9%84%D8%AF. موفق باشید

36340
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب استاد محترم.
 مدتی است مسئولیتی به بنده داده شده هم احساس می کنم باید برم هم دو دل و مضطربم برای از دست دادن معارفی که خدا به من عنایت و فضل کرده و می‌ترسم در این شلوغی و همهمه شیطان در منیت ها و حب جاه ها گم شود حیران یک قدم می‌رفتم و یک قدم می ماندم و از خودم می پرسیدم ادامه بدم؟ و چند روز پیش جمله ای از شما نجاتم داد به فضل الهی که فرمودید در سفر اربعین امسال نمی‌دانم چرا اینجا هستم اما می‌دانم نمی توانم اینجا نباشم پس می روم و برای عرض تشکر و مشورت این دل نوشته را تقدیمتان می کنم. در دوران پزشکی وقتی رشته ای قبول شدم که ظاهرا تاپترین رشته بود و شهرت و پول و... داشت فهمیدم گمشده ای دارم که اینا در بالاترین حدش نمیتونه جوابم رو بده. رفتم حوزه دنبال گمشده ام گشتم وقتی دین رو در ظواهری دیدم که باید توضیح و تفسیرش می‌کردیم اما در رفتارها نبود فهمیدم گمشده ام کیه اما ندیدمش. رفتم سیر مطالعاتی شهید مطهری خوندم چیدمان فکری ام کمی مرتب شد حالا فهمیدم کج و راستی های خودمه که نمیذاره گمشده رو ببینم. خدا لطف کرد بحثهای معرفت نفس رو دنبال کردم. گمشده ام خیلی نزدیک شده بود دانسته هام قابل رویت شده بود نیاز نبود بیرون از خودم دنبال گمشده حقیقی باشم تا اینکه خداوند فرمود وقت کارزار فرا رسیده این همه درس خوندی حالا فصل امتحاناته چه ادعاهایی کرده بودی این مدت؟ بیا خودت ببین مرد ادعاهات هستی؟ اما خدای ارحم الراحمین هرجا کم آوردم خوابی هدیه کرد، جمله ای برام فرستاد یا هزاران چشم روشنی که برم تا برسم به گمشده. وارد حیطه مسئولیت در نظامی که ادعای پیاده سازی حکم خدا را در اجرا داشت فقه و اجتهاد صرف نبود اجتهاد نوع دوم بود می‌خواست احکام فقهی رو در جامعه اسلامی پیاده کنه خیلی سخت بود از این وادی به اون وادی گشتم از صفا به مروه دویدم و از مروه به صفا گاهی افتادم اما خدا بلندم کرد. گاهی حیران شدم و خداوند راه باز کرد نگران شدم نا امید شدم خسته شدم از جلسات بی فایده ببش از ۲۰۰ جلسه از حرفهای بی فایده و غیر عملیاتی و رهنمودهای به ظاهر زیبا از آدمهایی که دنبال حب جاه بودن به اسم اسلام از آدمهای ترسویی که پشت اسلام قایم شده بودن، از آدمهای دورویی که هر بار رنگی عوض می‌کردن. اولا باورم نمی‌شد این همه سال سختیهای انقلاب و این همه جانفشانی امروز به کجا می‌رویم بعد دیدم همه در امتحان بزرگ الهی هستیم و غافل. کم کم نا امیدی تبدیل به امید حقیقی به انقلاب حقیقی شد. خستگی تبدیل به تلاش برای ظهور حقیقت شد. نگرانی تبدیل به آرامش حضور خورشید پشت ابر شد. حالا دیگه میتونستم عین الله ناظره رو ببینم ادن الله واعیه رو بشنوم همه جا بود در جلساتی که مسئولین به امید مشکل گشایی کشور می‌آمدند اما شیاطین با حب جاه و منیت و ... سعی در ربودنشان می‌کردن در جلساتی که مردم به امید کمک و قدم در راه حق میامدن اما شیاطین از خدا بی خبر با عدم پیگیری و سست همتی، نامید و سستشان می‌کردن حتی امام علیه السلام در ان شالله های جوابهای معترضین به جمهوری اسلامی بود همه گمشده داشتند و گمشده شان را گم کرده بودن و من به نور خورشید پشت ابر در هیاهوی هلهله شیاطین از خدا بی خبر و وحشت زده و عصبانی، کم کم داشتم جان می‌گرفتم حالا دیگه حیرانی و بی تابی، حیران و بی تابم می‌کرد اشکهای روضه جد غریبش تبدیل به اشکهای روضه غریبی خودش شده بود اما شاکر خداوندی که وعده داده و وعده اش حق است و این آیه حالم را خوب می‌کرد «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا لنجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین» یا الله یا محمد یا علی یا فاطمه دلم سخنرانی حضرت زهرا سلام الله علیها در مسجد کوفه می‌خواهد. دلم سخنرانی زینب کبرا سلام الله علیها در مسجد کوفه و مسجد شام می‌خواهد. دلم تنگ انا المهدی است دلم انا المهدی می‌خواهد. خدا را شاکر این قربم که فرجم را در انتظار فرج دیدم. دلم سرگشته و عاشق شده و هر روز او را می جوید در همهمه های دنیایی آدمهایی که غرقه گشتند در نگرانی ها و سختی های آدمهای رنج کشیده از محنت دوران در فشارها و اضطرابهای امتحانات و می‌دانم که می‌بیند و می‌بینم که می‌داند و می آید «اللهم بحقه عجل لولیک الفرج و سهل له المخرج و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره و الفایزین بلقایه» لطفا اگر صلاح دانستید در سایت نگذارید پاسخ را در شخصی بفرمایید هر طور صلاح دیدید یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب مولوی:
گفت پیغامبر که چون کوبی دری
عاقبت زان در برون آید سری
چون نشینی بر سر کوی کسی
عاقبت بینی تو هم روی کسی
چون ز چاهی می‌کنی هر روز خاک
عاقبت اندر رسی در آب پاک
و این قصه تنها شما نیست تا از دیگر کاربران دریغ شود. قصه انسانی است که به دنبال جهان دیگری است و نه به دنبال معلومات بیشتر. باید به حضوری فکر کرد که از یک طرف، خود را در قلمرو «وجود» احساس کنیم و از طرف دیگر در آن قلمرو، افقی گشوده شود تا انتظار، معنای حضوری وجودی پیدا کند و نه امیدواری به وعده فردا، بلکه به هرچه بیشتر شدیدشدن آن وجود. توصیه بنده دنبال‌کردن مباحث «انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی» که در سایت «لبّ المیزان» می‌باشد. https://lobolmizan.ir/sound/1096?mark=%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C  موفق باشید                 

 

35885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

من در شرف جدا شدن از همسرم هستم و دو دختر ۱۴ و ۷/۵ دارم و همسرم در قبال حضانت و طلاق خواستار بخشیدن کل مهریه و سه دونگ خانه ای است که به نام من هست و متاسفانه پدرم فوت کردن و برادرم با این درخواست موافق است و مسر هستند که من موافقت کنم و طلاق خود را از این طریق بگیرم و به دلیل اینکه من هیچ منبع درآمد و حقوقی ندارم، ایشان (برادرم) می‌گویند من خرجی تو و فرزندانت را من بعد می‌دهم به نظر شما این کار درست است یا نه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی نیست که ما بتوانیم نظر صریح بدهیم. بهتر است به افرادی رجوع فرمایید که طرفین را می شناسد.  البته به نظر می آید تا آنجا که ممکن است کوتاه بیایید و زندگی خود را ادامه دهید و اگر واقعاً نمی توانید نباید از حقوق خود بگذرید. موفق باشید

نمایش چاپی