بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: [جمهوریت و گشودگی در تاریخ فردا]
«رأس الاستبصار الفكرة» اساس بينايي فكر كردن و تأمّل است. تامل و فکر در بن بست های تاریخ معاصر و حضور در گشودگی های پیش رویمان شعله های امید را زنده می کند تا برای گذر از رنج هایی که بدان گرفتار شدیم بن بستی نخواهد بود ولو همراه با شکست هایی باشد. اما باید متوجه این امر شد که در دل شکستهایی که ما در بستر یک نظام اسلامی با تمام بدخواهی ها و دشمنیها داشتیم، امید پیروزی فردا همیشه پیش رویمان بوده است و گرنه عبور از گردنههای سخت و سهمگینِ مکر و نیرنگ تاریخِ کفر و پر مظلمهی استکبار جز با امید به روح الله برایمان محقق نمیشد. به هر حال شکستهایمان جنس عبور داشت و نه ایستایی و عقب گشت، و نه هضمشدن در چرخ گردون تجدد و یا پا پس کشیدن از افقهای تعالی و پیشرفت، کما اینکه ظهور این پیروزیها در بسیاری از جبههها و زمینههای حضور ملی و انقلابیمان کاملا ملموس و مشهود است. چه آن روز که با دستان خالی در دو جبههی نفاق درونی و مبارزه با استکبار بیرونی میجنگیدیم و چه امروز که با جبههی سخت لیبرالهای درونی با اندیشههای روشن فکرانه و متجدد مآبانه و غرب زدهای که انتقادشان نه تنها بوی راستی و درستی نمیدهد، که نمایشی است از خوش رقصی برای جریانی که نه آن را میشناسند و نه بدان تعلق دارند، و فقط بازیگری شده است در میانهی میدانِ ساز و آوازی که از دور خوش است. اما این خلاصهی جبههی مبارزهی ما نیست، ما در وسط جنگ عربده کشانی افتادهایم که امپریالیسم رسانهای به راه انداخته اند و جمهوریت را نشانه گرفته اند، همان خط مقدم نظام در عرصهی سیاست را، همان که اگر تضعیف شود تضعیف نظام را در پی دارد، همان جبهه ای که با آن تا به امروز انقلاب اسلامی از شکست هایمان پل بزرگ پیروزی را خلق کردیم، همان مرکز ثقلی که با آن خطاهای محاسباتیمان را تبدیل به حماسه های امیدآفرین تبدیل کردیم. همان شعفی که از دلش معنویت ساختیم، صنعت آفریدیم، خلاقیت به بار آوردیم، شعر گفتیم و ترانه سرودیم و شهیدانی را بالای دست تشییع کردیم و میدان های مقاومت را فعال کردیم و آب حیات حماسه و ایثار را به رودهای منطقه سرازیر کردیم. مبادا از این نقطه ی عظیم غفلت کنیم و خطاهای محاسباتیمان را خطاهایی غیر قابل ترمیم بدانیم و با آن معامله ی خطای راهبردی کنیم. نه! ما اشتباه کردیم و اشتباه داشتیم و چه بسا اشتباهاتی در پیش روی مان بوجود آید، اما بدانیم خطای جمهوری اسلامی، ذاتیِ آن نیست بدین معنا که از دل نهضت و افق قدسی آن و اندیشهی مکتبی این نظام و آن نظرگاههای بلند خطی که امتداد مسیر شهیدانمان است خطا در نمی آید (خطای راهبردی)؛ بلکه اشتباه و خطا، عارضی ماست، آنچنان که دفاع مقدس ما هم دچار بسیاری از این خطاها شد اما جبهه ی پیروزی رزمندگان مبتنی بر اصولی بود که خطاها را در خودش هضم و حذف می کرد و نه آنکه با خطاها و اشتباهاتش بخواهد پا پس بکشد و زمین گیر شود. آنهم در آن تاریخی که جبهه ی کفر تمام قد برای موجودیت این جمهوریت به پا خاسته. امروز هم دست کمی از دیروز نیست و جنگ در ساحتهای بیشتری از زندگی بشر ورود کرده است. و ما در یک جبهه با او درگیر نیستیم، بلکه در یک جنگ ترکیبی که تمام تمرکزش بر همین اساس جمهوریت است که بر پایه ی استقلال شکل گرفته است و مگر غیر از این است که تمام شبکه ها و تمام جبهه های نظامی حاضر در منطقه علیه موجودیت تو قیام کرده اند و نشستن در این قیام دشمن همان پا پس کشیدن از جبهه های است که حاج قاسم و بچه هایش و همت و باکری و خرازی و زین الدین و بچه هایش در میدان جنگیدند. امروز خطاهای نظام اسلامی را قیاس به خطای غیر قابل ترمیم کردن؛ همان راهبردی است که دشمن در پس آن به دنبال یک جنگ روانی و ترسیم یک نظامی است که به بن بست رسیده است که دیگر توان ادامه ی حیات اجتماعی و سیاسی را ندارد آن هم در روزگاری که غرب دچار پوکی استخوان شده است. و کافی است تا ما در این جنگ روانی تسلیم افکاری شویم که امید به فردا را در دل صحنه های بزرگی که بارها و بارها از پیش روی گذراندیم نمیبینند و نادیده می انگارند آنگاه نه دیروزمان را خواهیم داشت و نه فردایی که بخواهیم برای بهبودی اش اندیشه کنیم.
حیات تاریخی یک ملت در گرو تقدیری است که با اندیشه ی فردایشان می سازند آنچنان که مرگِ یک ملت نیز اینگونه است. اگر امروز از تقدیر تاریخی که می توانیم در دل جمهوریت بسازیم غفلت کنیم از فردای خودمان پا پس کشیدیم و خطری که امروز ما را تهدید می کند، خطر غفلت از تقدیری است که تاریخ ساز خواهد بود. ملتها آنگاه گم خواهند شد که، یا تقدیرشان را نشناسند و یا در تقدیری که رخ داده است حاضر نشوند. حلقه ی میانی یا امامان یا معلمان اجتماعی بشر وظیفه شأن درست در همین نقطه است که باید متذکر حضور تاریخی و حاضر شدن در دل تقدیری باشند که باید برای حیات انسانی مان رقم بزنیم و اگر آنها هم غفلت کنند و فریاد بیداری سر ندهند شاید خواب سنگین بی احساسی و بی مسئولیتی نسبت به فردای آدمی که این هم از لوازم عالم مدرن و دنیای غرب است ما را در گرداب پوچی و بی معنایی از پا در آورد. اما باید دانست و باید گفت که نقطه ی عزیمت به سوی تعالی از جمهوریت میگذرد آنهم در صورت قدسیاش، نه آن جمهوریِ بزک شدهی غرب که خیال جمهوری است نه خود جمهوری!! وقتی سخن از جمهوری می شود همانی است که دفاع مقدس را مدیریت کرد، همانی است که حکومت استبداد را به زیر کشید، همانی است که پوزه ی منافقین را خاکی کرد، همانی است که خمینی را به امامت جامعه پذیرفت، همانی است که سردارش را به تشییع به خاک سپرد، همان حضور سر صحنهی مبارزه ی با قدرت نرم و سخت دشمن است، همانی است که تمام هزینه ی دشمنیِ دشمن صرف زمین زدن او میشود.
اگر جمهوری اسلامی حرم است، حرمْ مَحْرم میخواهد و جمهوری در ایران همان محرمِ حَرم است که اگر بماند دیگر حرمها نیز خواهد ماند. مبادا از وجه حضور دیگر باره ی انسانی که با جمهوری اسلامی ایران قامت برآورده و سر برافراشته غفلت کنیم و از طعم شیرین پیروزی فرداهایی که وعده ی نصرت مقاومت و حضور سر صحنه ی ملت هاست از جانب خدا محروم بمانیم. خودمان را امروز در قامت همت، باکری و خرازی، و چمران سر صحنه ی خاکریز تاریخی ببینیم که در مقابل دشمنی ایستاده که خواسته اش تمامیت جمهوری اسلامی است آنگاه نگاهمان را به خطاهای اشتباه و یا فاحش پشت خاکریز نمی کنیم بلکه صحنه ی اصلی درگیری را نشانه می رویم و میدانیم گذر از خطا و اشتباه مان ما را از صحنه ی نبرد اصلی غافل نمی کند، اما این به معنای چشم پوشی بر خطاها نیست، این به منزله تاکتیک جنگی است که در آن قرار گرفته ایم و ذره ای از مسئولیت مان نسبت به فریاد و تصحیح اشتباهات درون خاکریز نمی کند، اما عذری هم برای خالی کردن میدان نبرد نخواهد بود.
بایست صحنه را خوب فهمید، جای مان را تشخیص دهیم و آنگونه که باید در میدان عمل کنیم و گرنه دچار خطای راهبردی شده ایم آنهم بخاطر اشتباه ها و خطاهای محاسباتی پیرامون مان. عزیزان! خطای جمهوری اسلامی محاسباتی است، خطای در میدان عمل است که برای هر میدان داری رخ می دهد آنهم با چنین حجم آتشِ همه جانبه از سوی دشمن، اما قرار نیست ما تاکتیک را از دست بدهیم و اسیر تکنیک های روانی دشمن شویم و از گذر و گذار اشتباهاتمان کوتاه بیاییم.
بزرگترین خطا امروز، خالی کردن خیمه ای است که دشمن قصد جان ستون خیمه اش را کرده است. امروز حیثیت انسانی مان گره خورده است به این جمهوریت چه آنکه اسلام را قبول داشته باشیم یا آنکه ایران را عزیز جان بدانیم. این جاست که تفکر و تأمل بهترین هادی بیدار کننده ی انسانی است که راه را گم کرده است و به دنبال حقیقت می گردد. بگذارید راحت تر بگویم تقدیر تاریخی و توحیدی آخرالزمان به ایران و اسلام گره خورده است چه بخواهیم این را بفهمیم و یا آنکه بخواهیم مشغول تحلیل های سیاست زده و پیشگویی های تاریخ دانان کلاسیک عالم مدرن و یا غرب زده ی خودی شویم. وصیت نامه ی سرداران بروزرسانی نسخه ی وصیت نامه ی امام بود بر این مهم که امروز تاریخی دیگر به میان آمده و انسانی دیگر در حال تولد است و حوادث این سال ها گواهی بر آن سخنان است اگر گوش جان بسپاریم و یا چشم دل بگشاییم..... و من الله توفیق
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم در مواجهه با متنی چنین فاخر و جامع چه میتوان گفت! مگر جنابعالی چیزی برای گفتن باقی گذاردهاید؟!! خدا میداند سخن همان است که فرمودید با حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده است، بنبستی نخواهد بود ولو آنکه با شکستهایی روبهرو شویم. آری! شکستهای ما از جنس عبور است و نه هضمشدن و پاپسکشیدن از افقهای متعالی. چه اندازه این گفته شما به دل مینشیند که میفرمایید جریان روشنفکریِ متجددمآبانه غربزده اگر انتقاد هم میکند، بوی راستی و درستی نمیدهد؛ نمایشی است از جنس خوشرقصی برای جریانی که آن را درست نمیشناسند. به یاد آقای زیدآبادی و آقای صادق زیباکلام افتادم که نخواهند فهمید چگونه ما حتی از شکستهایمان پل پیروزی خلق کردیم و از خطاهای محاسباتیمان خود را ترمیم نمودیم.
از نگاهی سخن گفتید که رو به آینده دارد و مبتنی بر اصولی است که خطاها را در خود هضم کرد و باز هضم میکند ولی از آن حضور تاریخی پا پس نمیکشد. جناب حجت الاسلام حاج آقای نجاتبخش در جلسه دوم «ما و انقلاب» نکاتی در این رابطه فرمودند که خوب است بدان نیز توجه شود. https://eitaa.com/forsat_soha/513
فرمودید که اگر تسلیم جنگ روانی غربی شویم که خودش گرفتار پوکی استخوان شده؛ نه دیروزمان را خواهیم داشت و نه فردایی که بخواهیم برای بهبودیش اندیشه کنیم. و این همان گمکردنِ تقدیری است که می توانیم خود را از آن طریق در آیندهای حاضر کنیم که بودنمان با شدن همراه است. از جمهوری گفتید و چه خوب گفتید و از حرم گفتید که تنها محرمها را در خود جای میدهد، نه غربزدگان گرفتار روزمرّگی را! فرمودید: «امروز حیثت انسانیمان به همین جمهوریت گره خورده است، چه آنکه اسلام را قبول داشته باشیم و یا آنکه ایران را عزیز جانمان بدانیم». ای کاش! ما مذهبیها با چنین وسعتی با افرادی برخورد میکردیم که چه در داخل کشور و چه در بیرون آن، به ایران عزیز میاندیشند ولی ما متأسفانه از آنها انتظار داریم که حتماً باید شریعت اسلام را بپذیرند. در حالیکه آنها ایرانی را میفهمند که با تشیع یکی شده است. آنچه جنابعالی در این متن فرمودید همه حرفی بود که باید زده میشد. موفق باشید
با سلام استاد طاهرزاده: خواستم نظر حضرتعالی رو هم بدونم با تشکر. آیندۀ حکومت دینی در جدال پیشبینیها - در حاشیۀ پیشبینی آقای دکتر رنانی دربارۀ سقوط حکومت دینی در فاصله پنج تا ده سال آینده 1️⃣ پیشبینی دکتر رنانی دربارۀ حکومت دینی. آقای دکتر محسن رنانی هرازگاهی پیشبینیهایی را به عمل میآورد که قرین تحقق واقع شده است. پیشبینی اخیر ایشان این است که حکومت دینی بین پنج سال تا ده سال دیگر یا سقوط می کند یا سر عقل میآید. 🔻بیان ایشان از این قرار است: «فقط اندکی عقل سلیم لازم است که حضرات بفهمند نباید به جنگ ریاضیات بروند: ▫️نسل اولشان که اگر حالا بودند ۱۰۰ تا ۱۲۵ ساله بودند که همه رفتهاند؛ ▫️نسل دومشان که حالا ۷۵ تا ۱۰۰ سالهاند چقدر دیگر فرصت دارند؟ ۵ تا ده سال دیگر بیشترشان نیستند؛ نسل سومشان که ۵۰ تا ۷۵ سالهاند، اکثریتشان یا توّاباند یا اخراجی. تعداد کمیشان به زور رانت هنوز حامی ماندهاند. اینها هم دیگر از رده خارجند. نسل چهارم یعنی ۲۵تا ۵۰ سالهها «اکثریتشان» یکی از اینهاست: یا منتقد یا معترض یا مخالف یا معارض. نسل زیر ۲۵سال را هم که خدا برکتشان بدهد؛ تنها نامی که برازنده آنهاست «نسل عصیان» است. اما جذابیت مساله این جاست: ▫️نسلهای یک تا ۵۰ سال، سالی یک میلیون و صدهزار نفر به جمعیتشان افزوده میشود؛ و نسلهای ۵۰ تا ۱۰۰ سال، سالی ۶۰۰ هزار نفرشان کم میشود. به زودی ترازوی نسلها از ناترازی سرنگون میشود. ترازوی اقتصاد و فرهنگ و سیاست و فناوری هم از سالها پیش دارد به نفع نسل نو کفّه عوض میکند. همه این تحولات در بدبینانهترین حالت در زیر ده سال رخ خواهد داد؛ اما شهود من میگوید برای پنج سال هم انرژی ندارند که با همین روش ادامه بدهند، یا سَرِعقل میآیند یا فرومیریزند». 2️⃣ مبنای پیشبینی آقای دکتر رنانی پیشبینی آقای دکتر رنانی مبنی بر این که حکومت دینی ظرف پنج تا ده سال دیگر سقوط می کند یا سر عقل میآید، مبتنی بر این استدلال است که حکومت دینی یک حکومتی ایدئولوژیک است؛ یعنی به جای تکیه بر آخرین دانش ها و تجربیات آکادمیک به میراث دینی کهنه و فرسودۀ قرون گذشته تکیه زده است و شناختها و ارزشهایش را به جای این که از دنیای مدرن بگیرد، از دنیای کهن گرفته است. بیان ایشان چنین است: «نمیدانم چرا متوجه نمیشوند! چهل سال است دارند دانشگاه ایدئولوژیک درست میکنند آخرش چه شد؟ آیا موفق شدند؟ فقط باختند. حالا میخواهند نسخۀ کاریکاتوری همان چهل سال پیش را تکرار کنند؛ اما با کدام دانش با کدام منابع با کدام مشروعیت با کدام فرصت؟ شک نیست که خطا میکنند، شک نیست که این جا هم میبازند. در سال ۱۳۹۴ در مناظرهای در شبکه چهار سیما، به فرد مقابلم که میگفت «تا حالا نتوانستهایم؛ چون الگو نداشتهایم»، گفتم که اگر در چهار دهه گذشته نتوانستهاید، دیگر نمیتوانید؛ چون دیگر منابع ندارید. حالا میگویم منابع هم که داشته باشند، دیگر نمیتوانند چون به قول انیشتین «همان اندیشهای که بحرانهای امروز را ایجاد کرده است، نمیتواند آنها را حل کند.» اینان به خاطر نداشتن اندیشهای منسجم و سازگار با دنیای نو، بیشتر پروژههای حیثیتیشان یکبهیک شکست خورده است؛ و حالا دوباره رفتهاند سرخط تا از نو شروع کنند؛ اما یادشان نیست که هم پیر شدهاند، هم نخبۀ اندیشمند ندارند که برایشان فکر کند، هم چاههای نفت خالی است، هم فساد تا سراپردهشان پیش رفته است، هم منابع آبی کشور نابود شده است، هم بحران پشت بحران در راه است، و هم نسل نو در پشت سر آنها نیست تا در این ناداری و نادانی حمایتشان کند». 3️⃣ نگاه حاکمیت نسبت به آیندۀ حکومت دینی حاکمیت بر این عقیدۀ جازم است که در زمانۀ حاضر وعدۀ آخرالزمانی ظهور امام زمان و حکومت جهانی او محقق خواهد شد؛ به این نشانه که کشور کمونیستی شوروی از هم پاشید و شماری ازحکومتهای عربی سرنگون شدند و آمریکا ازکشورهای افغانستان و عراق بیرون رفت. به نظر حاکمیت، این دگرگونیها همگی حاکی از شکست مکاتب بشری کمونیسم و لیبرالیسم و قدرت گرفتن اسلام است. پیش بینی حاکمیت این بوده است که اسرائیل و آمریکا به زودی شکست خواهند خورد و کشور ایران در قطب کشورهای جهان واقع خواهد شد. به همین رو، علیرغم این که کشور گرفتار مصیبتهای تورم بیسابقه و تحریم جهانی و فقر و بیکاری و کاهش نفت و آب کشور واقع است، حاکمیت از قریب الوقوع بودن پیروزی خبر میدهد. منتها مستند حاکمیت بیش از آن که بر دستاوردهای علمی استوار باشد، بر میراث دینی آخر الزمانی استوار است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که به خوبی نبض فکری جریانی را که امثال آقای رنانی نیز منسوب به آن هستند را تشخیص دادهاید؛ مییابیم اینان خود را در تاریخی احساس میکنند که ابداً تاریخی نیست که با انقلاب اسلامی شروع شده و با روح حماسی شهدای بزرگ ادامه یافته. تاریخ روشنفکری غربزده هر روز خود را با بحرانی روبهرو میبیند که حاصل دیروز و امروز و فردای افکار خودشان است و اتفاقاً آقای رنانی نمونه خوبی از جریان بیهویتیِ جبهه روشنفکری است. ملاحظه کنید بیتاریخی، انسان را تا کجا از متن واقعیت اصیل جدا میکند و دچار توهّمات مینماید. اینان مصداقِ همانهایی میباشند که حضرت امام فرمودند یک شبه کشور را تقدیم آمریکا میکردند و از عظمت انقلاب اسلامی همین بس که با سعه معنوی خود، امکان سخنانی اینچنین را به این افراد میدهد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: فایل صوتی مبحث آداب صلوه حضرت امام خمینی رحمهالله علیه را گوش می دهم. در مبحث وضو و غسل که در وضوفرمودید رحمت هست و نظر به رحمت خداوند متعال باید بکنیم و آن روایت که یهودی سوال کرد از پیامبر علیه السلام راجع به وضو غسل روزه علت آن برمی گردد به قضیه حضرت آدم و حوا و پدرمان که شجریه ممنوعه خورد تفاسیر مختلف گفتند گندم گفتند میوه یا غیره بوده است به خاطر آن باید وضو و غسل روزه بگیریم تا آخر که در دنیا هستیم. آیا آنجا که بودند بهشت برزخی بوده که در آن مقام بودند و حضرت امام فرمودند توجه به کثرت متوجه اسما الهی بودند که از بهشت بیرون شدند آیا توجه به درخت در ظاهر توجه به غیر خدا هست و آیا توجه اسماء الهی چی می شود چون تمام اسماء مگر در خود الله نیست و خداوند متعال جامع جمیع اسماء مگر نیست پس توجه به اسماء حجاب شد و حضرت آدم که عصمت مطلق و طهارت مطلق داشت چرا این خطیه را انجام داد و یا می گویند ترک اولی داشته آیا این دورست یا خیر؟ علت طهارت فرمودند خلاصه کردند که باید منیت و انانیت برود بیرون از وجودمان حضرت امام گفتند آن عارف بزرگ محی الدین ابن عربی راجع به طهارت دویست چیز گفته امام در یک جمله عرفان و معرفت به خداوند را بیان کردند چکیده خلاصه قصه قصه منیت و خودخواهی بشر هست. باید منیت نداشت تا آن طهارت ایجاد شود که وصل به غیب شویم و چرا اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام باید وضو و غسل بگیرید آنها عصمت مطلق و طهارت مطلق و بی نهایت داشته در زیارت جامعه کبیره هم اشاره کردند امام هادی علیه السلام در معرفی شناخت اهل بیت علیه السلام اینکه پیامبر صلیالله علیه وآله و سلم درمستراح رفته بودند کسی پیامبر ندید که به دست شویی برود و بوی مشک و عنبر می دادند همیشه معطر بودند و مردم می فهمید از بوی پیامبر که از اینجا رد شدند و آنها همیشه در بی نهایت فنا فی الله بودند و دایم توجه به خدا داشتند و حضرت زهرا علیه السلام مسأله زنانه نداشتند و داری طهارت مطلق و رجس و پلیدی وقاذورات نداشتند با همه فرق داشتند ولی در وضو غسل در چه مرتبه ای بودند آیا همان گرد غبار دنیایی بوده چون نه پیامبر نه حضرت علی ذره ای به این دنیا دل بسته نبودند چون حضرت آن زندگی زاهدانه که داشتند بسنده به نان جو خشکیده و خیلی ساده زیست بودند ولی زمان امام باقر و صادق علیه السلام و سایرین این طور نبوده. دارد حضرت لباس فاخر پوشیدند چون زمانه فرق کرده اینها استاد مطهری در کتاب سیر در سیره اهل بیت خوندم این سوال شد که اهل بیت در وضو توجه به کثرت نعوذبه الله که نیست و توجه اسما نیست چون همه غیر خدا هست پس چی می شود گفت و انبیا اینگونه بودند عصمت مطلق و بی نهایت توجه به فنا که قابل وصف و توصیف نیست و داریم وقتی وضو می گرفتند امام حسن علیه السلام رنگ از رخسار مبارک می رفت و حالات لرزش داشتند و دگرگونی در وجود مبارکشان بود و یا حضرت علی علیه السلام و یا امام سجاد علیه السلام داشتند توجه دیگر نه به دنیا و غیر خدا داشتند در نماز و عبادات خودشان چون مدام یاد حق بودند و متصل پی درپی وصل به غیب بودند و اینها معنا مفهومی ندارند که در حریم اهل بیت راه ندارد و شیطان هم همین طور نعوذ بالله راه ندارند چون شیاطین تسلیم شدند در مقابل حضرات معصومین علیه اسلام و راجع به خودمان توجه به اسما برای ما چطوری جلوه دارد و چون فرمودید همه ما جنب هستیم چون خودی در صحنه هست منیت هست باید برود کنار غسل باطنی و وضو باطن آن منیت باید برود اگر می شود توضیح بدهید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در مسیر حقیقت، حضور صفر یا صد بودن نیست بلکه حضوری است که همواره میتواند شدت و شدت یابد و در همین رابطه از رسول خدا «صلوات الله علیه و آله» داریم: ««إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي وَ إِنِّي لَأَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً » . به درستی که قلب من زنگارآلود میگردد [از این رو] در هر روز هفتاد بار از خدا طلب مغفرت میکنم»؟! این بدان معنا است که در هر حال همین که حتی در امور خیر انسان در این دنیا وارد شود به هر حال نوعی در محدوده کثرات وارد میشود و هنر اولیای الهی آن بود و هست که در عین حضور در کثرات، وسعت شخصیت وحدانی خود را شدت می بخشند و اگر در عالم کثرت وارد نمی شدند عملا در آن وجه وحدانی اولیه خود می ماندند. موفق باشید
سلام: نظرتان در مورد نسبت بین اخلاق و دین چیست؟ آیا دیدگاه استاد پناهیان در این زمینه درست است؟ آیا اخلاق همان دین نیست؟ آیا تقوا (که آقای پناهیان روی ش خیلی تاکید دارند)، رعایت اخلاق نیست؟ خدا به شما خیر کثیر عنایت کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه خداوند میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (بقره/۲۱) پس با حضور در میدان دینداری، شخصیت انسان، شخصیتی میشود که خود را نسبت به درههای سقوطِ انسانی حفظ میکند و این همان تقوا است و این همان دین است و دین و اخلاق و تقوایی که موجب بصیرت انسان میشود. موفق باشید
سلام استاد: مشغول مطالعه تفسیر تسنیم هستم و همزمان صوتهای استاد جوادی آملی را هم گوش میکنم آیا این تفسیر مرا از معارفی که در فلسفه و عرفان هست بی نیاز میکنه یا نه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست در کار خوبی حاضر شدهاید و برکات زیادی نصیب شما میشود. در ادامه، در فهمِ فلسفه صدرایی و عرفان، آمادهتر خواهید شد. موفق باشید
سلام علیکم: خسته نباشد. با تشکر از زحمات شما عزیزان. حقیر فایل های استاد ارجمند آقای طاهر زاده را گوش دادم، در ارتباط با تجلیات حق تعالی و مراتب نازله سوالی در ذهنم هست که فضای خالی از مقررات چگونه جهت رتبه ای دارد چگونه وجودی است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور شما را از فضای خالی از مقررات متوجه نشدم. احتمالاً منظور جنابعالی اعتباریات باشد که از موضوع بحث خارج است زیرا اعتباریات ربطی به عوالم وجود ندارد. موفق باشید
سلام علیکم: با توجه به اینکه استنداپ کمدی با هدف خنداندن مردم و از فرهنگ غرب وارد فرهنگ ما شده است و مختصات خاص خود را دارد و از طرفی مدل تفریح در غرب قابلیت رومی سازی دینی ندارد از طرفی اسلام ظرفیت مدل سازی متناسب برای انتقال مفاهیم و معارف دین با زبان شیرین طنز را دارد در فضای مجازی نوشته ای از حضرتعالی منتشر شده مبنی بر تایید و تشویق روحانی که استنداپ کمدی اجرا میکنند و در کنار خاطرات طنز که البته برخی آنرا مناسب لباس روحانیت نمیدانند والبته اجرای بعدی توسط روحانی دیگری علاوه بر به تمسخر گرفتن پدر بزرگها و استفاده از شوخیهای جنسی درآنتن زنده، ادامه همون مدل غربی است آیا این تایید و تشویق منسوب به حضرتعالی صحت دارد؟ ثانیا تایید و تشویق و ترویج این مدل آیا در آینده برای تبلیغ دین آسیب زا و هزینه ساز نخواهد بود؟ ممنون از پاسخگویی جنابعالی
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم کدام متن را میفرمایید؟! البته که وظیفه روحانیت است تا نشان دهند اسلام، دین زندگی است و زندگی بدون نشاط و شادی نیست. ولی باید وقار و متانت شخصیت دینی بخصوص شخصیت روحانی فرد رعایت شود. به همان معنایی که در وصف حضرت حق داریم: «وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى». موفق باشید
سلام: میخواستم زبان عربیم قوی بشه که بتونم تفسیر المیزان و اسفار و از این جمله کتاب ها رو بخونم باید چه سیری رو پیش بگیرم؟
باسمه تعالی سلام علیکم: به نظرم غیر از روش سنتی برای آموختن عربی که از جامعالمقدمات شروع میشد و سپس هدایه و صمدیه و سیوطی، امروزه روشهای جدیدی هست که بنده از آنها اطلاع ندارم. احتمالاً در فضای اینترنتی میتوانید آن روشها را بیابید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: امسال که به لطف خدا قسمت این کمترین شد در سالگرد مرد بزرگ حاج قاسم عزیز حضور داشته باشم و فقط به قصد در راه بودن هم باشم شعری از حافظ در جوار آن بزرگوار آمد که گفتم شاید خوب باشد برای شما هم بفرستم: سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم / که من نسیم حیات از پیاله میجویم / عبوس زهد به وجه خمار ننشیند مرید / خرقه دردی کشان خوش خویم شدم / فسانه به سرگشتگی و ابروی دوست کشید / در خم چوگان خویش چون گویم / گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید / کدام در بزنم چاره از کجا جویم / مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی / چنان که پرورشم میدهند میرویم / تو خانقاه و خرابات در میانه مبین / خدا گواه که هر جا که هست با اویم / غبار راه طلب کیمیای بهروزیست / غلام دولت آن خاک عنبرین بویم / ز شوق نرگس مست بلندبالایی / چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم / بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک / غبار زرق به فیض قدح فروشویم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حرف در رابطه با این غزل بسیار است. حقیقتاً حاج قاسم همان پیالهای است که نسیم حیات را بر جانها میوزاند و راهی است تا پیر مغان که مولایمان باشد، دری به رویمان بگشایند. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: صریح و دقیق نظر شما را درباره سادگورو و آکهارت توله می خواستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: از هیچکدام از افراد مذکور اطلاع خاصی ندارم. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: من ناچیزتر از اینم که بخوام تذکری بدم و خودتون حتما مستحضر هستید که قضیه چیه ولی برای یاداوری به برخی مخاطبین کانال خواستم بگم در پاسخ های شما به سوالاتی درباره موسیقی مثل سوال شماره۳۴۱۱۷ کاش غیر از حکم فقهی درباره اثرات حقیقی موسیقی هم میگفتید که اگر انسان عاقل بررسی کنه قطعا به این نتیجه میرسه که بفرض حرام نبودن یه موسیقی بازم هرگز ارزش نداره بخواد گوش بده چون شاید حرام عرفانی باشه و شخص رو بجای تقرب به خدا از هدف خلقتش و قرب الهی دور کنه. بنظرم اکثر مردم از مسائل سطح بالاتری که موسیقی در اون اثر داره شدیدا غافل هستن و فکر میکنن صرفا با یه حکم فقهی دیگه با خیال راحت میشه موسیقی گوش کرد درحالیکه بنده سالها مفصل تحقیقات جامعی درباره موسیقی کردم و نهایتا به این نتیجه رسیدم که اصلا سمت هیچ موسیقی حتی حلال نروم چون قطعا ضررش بیشتر از نفع احتمالی اش هست. هیچ کدام از عرفای حقیقی اهل هیچگونه موسیقی نبودن و اون رو مانع سلوک و عامل غفلت و دوری از حق میدونستن و مثلا امام خمینی و اساتید دیگر هم فرمودن که یکی از بدترین چیزها برای اراده ی انسان موسیقی هست که خیلی اراده رو ضعیف میکنه. یا مثلا عرفای دیگری که به این مضمون فرمودن حتی اون موسیقی و ساز و ...که بخواد به ما به ظاهر حال عرفانی بده هم نباید استماع بشه چون خدا نمیپسنده که از چنین راهی بهش نزدیک بشیم و.... بعلاوه وقتی انسان میتونه قران گوش بده یا حتی از فضای ساکت و بیصدا که مناسب تفکر و تعمق هست بهره های فراوان ببره چرا باید نفس خودش رو مشغول به چنین چیزی کنه که ضرورتی نداره و مضراتش هم سالهاست در علوم مختلف دینی و روانشناسی و غیره توسط متخصصینی در علوم و ادیان و کشورهای مختلف اثبات شده؟ متاسفانه دردی که سالهاست من دارم ازش میسوزم سطحی نگر بودن اکثر مذهبی ها و توجه به پوسته ی دین و رها کردن مغز دین هست و این پرداختن به احکام و عدم توجه به مسائل والاتر و عمیق تر ما رو خیلی گرفتار و بدبخت کرده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید اگر انسانها بنا داشته باشند تا با تلاش خود حقیقت بر جانشان تجلی کند، هرگز به دنبال امور لغو نمیروند از آن جهت که قرآن در مورد مؤمنین میفرماید: «وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ» ولی اگر کسی احساس کرد با استماع موسیقی گناه میکند و نتوانست از آن عبور کند و گمان کند از میدان ایمان خارج شده است؛ اینجا است که فقه، جایگاه اموری مثل موسیقی را تعیین میکند. موفق باشید
سلام: گزاره ۱. خداوند حکیم است. گزاره ۲. خداوند از خلق جهان هدفی داشته است. گزاره ۳. هر هدف در اثر احساس نیاز معرفی و پیگیری میشود. سوال: خداوند که جهان را آفریده خودش چه هدفی داشته است؟ اگر هدف داشته است پس احساس نیاز کرده است و بی نیازی او زیر سوال میرود و اگر بدون هدف خلق کرده پس حکمت خدا مورد تردید واقع میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که: «خداوند خودْ هدف است» و خلقت او در إزاء جوادبودنِ اوست که نیازهای مخلوقات را که همان امکان ذاتی آنها است بیجواب نگذارد. موفق باشید
من دانشجوی دکتری شهرسازی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران هستم. دوست داشتم برای پایان نامه موضوعی انتخاب کنم که مشکلات شهر و شهروندان را بتوانم به اندازه ی وسع خودم برطرف کنم. به نظر شما در چه حیطه ای از مسائل مربوط به شهر بهتر است پایان نامه ام را تنظیم کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه قبلاً نیز عرض شده است در رابطه با موضوعات پایاننامهها صاحبنظر نیستم. به نظر میآید خوب است در این مورد به کتاب «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» که روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام: ببخشید پاسخ برخی سوالات را که مطالعه میکنم در آنها پختگی کلام استاد را حس نمیکنم. احساس میکنم استاد شخصاً پاسخ نمیدهند آیا من دارم اشتباه میکنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باور بفرمایید خودم که همان طاهرزاده هستم، جواب میدهم. البته شاید بستگی به سطح سؤالات داشته باشد و شاید هم که بالاخره پیری است و معرکهگیری!! موفق باشید
با سلام به استاد عزیز و گرامی: ۱. اگر کسی حجاب را قبول نداشته باشد آیا اوکافر هست؟ ۲. اگر کسی نماز نخواند و پایبند به دین نباشد و یا پای ماهواره هستند از فامیل هستند اگر رفت و آمد نکنیم آیا گناه هست زیاد با آنها رفت و آمد نمی کنیم؟ باتشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این راحتیها نمیتوانیم به جهت این امور بحث کفر این افراد را به میان آورد. آنچه در اصل، موجب کفر است نفی اصول دین است به همان معنای توحید و نبودت و معاد. فاصلهگرفتن از فضای این افراد، رویهمرفته خوب است ولی اولاً: منجر به قطع رحم نشود ثانیاً: اگر با زمینههای گفتگو و از سر دلسوزی میتوان تذکراتی به آنها داد، کوتاهی نگردد. موفق باشید
بسم الله سلام علیکم: چگونه می توان از خدای ذهنی عبور کرد و به خدای واقعی رسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با «معرفت نفس» این مسیر شروع میشود و سپس با «برهان صدیقین» و درک وجود خود و ربطی که آن وجود به عین وجود دارد؛ إنشاءالله انسان خود را در آغوش خدا احساس میکند. موفق باشید
سلام استاد: اگر برایتان امکان هست و فرصت دارید مقداری دستنوشته هست برایتان ارسال کنم که بفرمایید چه کنم، اگر نه هم که ممنون. استاد یک مشکل خطرناکی هم که دارم اینست که بعضی اوقات فکر می کنم ایمان خوبی دارم و به خودم مطمئن می شوم و از خودم راضی؛ مگر اینکه گناهی که می کنم به خودم می توانم نهیب بزنم که چه زشتی هایی در ایمانم هست وگرنه اکثراً نمی توانم عیب ایمان خودم را ببینم و از این بابت در خطرم. لطفا مرا فرو بریزید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نمیدانم آن دستنوشتهها در باره چیست و چه نسبتی میتواند با بنده داشته باشد که بنده نظر بدهم. ۲. هرکس باید اندازه ایمان خود را در نسبت با انس با حضرت حق و انوار اسمای الهی او در نظر بگیرد و اینجا است که حتی پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» عرضه میدارند: «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ.» یعنی نه آن اندازه که شأن تو بود، تو را عبادت کردیم و نه آن اندازه که شأن تو بود، تو را شناختیم. موفق باشید
با سلام و خداقوت و تشکر فراوان از این مطالب ناب که باعث میشود انسان از باورهای یخ زده نو به نو عوض شود. سوالم اینه که در شرح فصوص تعبیر انسان الاعین و توضیحاتش که مردمک چشم برای چشم و... آیا این میشود انسانهای دیگر هم به این مقام برسند یا فقط مشمول انسان کامل است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: این انسان است که در ذات خود مردمک چشم حضرت حق محسوب میشود و خداوند خود را با انسان که در حکم مردمک چشم حضرت حق است، مینگرد همانطور که انسان با مردمک چشم خود هر چیزی را میبیند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمت الله: استاد گرامی تاریخ را چگونه بخوانیم تا بتوانیم تقدیر زمانهها را دریابیم و بفهمیم در زمانهها و دورانها چه استعدادهایی و چه تجلیاتی متناسب با آن استعدادها بوده است؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بستگی به خود ما دارد که با چه رویکردی تاریخ را بنگریم. به عنوان اتفاقاتی از سرِ اتفاق پیش آمده، و یا صحنهها و آینههایی که محل نمایش اراده الهی هستند. بر این مبنا که خداوند در هر دوران و روزگاری به شأنی از شئونات اسماء الهیاش به ظهور میآید. موفق باشید
سلام استاد: خسته نباشید. استاد با توجه به این مطلب که خداوند میفرمایند چهار چیز رو در چهار جا قرار دادم انسان در چهار جای دیگه آن رو جستجو می کند. آرامش رو دربهشت ولی انسان در دنیا آن را جستجو میکند. و با توجه به اینکه انسان همیشه در مسیری هست که ممکنه مورد آزمایش الهی قراربگیره و گناهانی هم هستند که باعث تغییر سرنوشت می شوند. چند سوال دارم اگر آرامش نباشه اون عبادت عمیق و صحیح انجام نمیشه و شاید روح عبادت شکل نمی گیره. منظور از آرامش در حدیث قدسی چیست؟ سوال بعد سختی های دنیا گاهی انسان رو از همه چیز باز میداره بطور مثال در روایت داریم فقر از یک در وارد و ایمان از درب دیگه خارج میشه. البته با این مضمون. از کجا تشخیص بدهیم مورد آزمایشیم یا بواسطه گناهان دچارمشکل شدیم؟ راهی رو به بنده پیشنهاد بدید در برابر سختیها دچار تزلزل نشوم. چن اونقدر دچار سختی هستم دیگر در خودم توان تحمل نمی بینم. خواهش میکنم راهنمایی کنید چه کنم و راه درست بیرون رفت از مشکلات رو چطور پیدا کنم. ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. دنیا محل آزمایش است و تلاش، و نباید گمان کنیم زندگی را که محل آزمایش و تلاش است تا هرچه بیشتر پرورش یابیم تبدیل به شرایط رفاه صرف نماییم که در آن صورت به قول متفکران غرب، خواستیم آنچه که پیامبران در بهشت به ما وعده داده بودند در دنیا شکل دهیم و از سختیهای دنیا آزاد شویم، دنیای خود را به جهنم تبدیل کردیم. ۲. مهم اعتقاد به خداوند و توکل به او است در آن صورت سختیها و مشکلات هر اندازه هم که باشند، افقِ حیات برتری را در مقابل ما میگشایند. موفق باشید
سلام وقت بخیر: اگرصلاح میدونید حاج آقا یه جلساتی برای متن دکتر داوری و کلا نحوه نسبت گیری با این قبیل سخنان ایشون بذارید چون فکر کنم برای علاقمندان مباحث استاد مسئله لازمی از جهت خود تفکر باشه. فکر کنم اگر استاد حالا یا در جلسه یا خصوصی صوتی شرحی را مفصلا بحث کنید میدان تفکر بازتر میشه. در سوال هم اشاره شده بود که جلساتی ظاهرا قراره صحبت کنند (البته در این موارد باید در جلساتی که پیش می آید فکر کرد، آن هم به انقلابی که بنا است در منظر شخصیت حضرت روح الله به گفته آقای نجاتبخش، ما بسیجی حضرت روح الله باشیم) خود صحبت آقای نجات بخش که استاد به آن ارجاع دادید هم مجمله. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده نیز چنین نظری دارم و در همین رابطه عرایضی در جواب رفیق عزیزمان در سوال و جواب شماره 37893 مطرح شد که راستی! نسبت ما با آقای دکتر داوری باید چه نسبتی باشد؟ نسبتی که بعضی با ایشان دارند و بدون هرگونه اندیشه آزادی، صرفاً نگاه ایشان را پذیرفته اند؟ و یا نسبتی که امثال آقای عبدالکریم سروش در نهایت بی انصافی با ایشان پیش آورده اند؟ و یا نسبتی که میتوان آقای دکتر داوری را به عنوان یک متفکر مدّ نظر آورد و در عین حال در هویت دینی و معنوی خود با ایشان رابطه برقرار کرد؟ تعبیری که ایشان سالهای قبل در نسبت با بنده ایراد فرمودند عنوان «معلم دین» بود و احترام فوق العاده و تواضع بیش از حدی که برای بنده قائلند که بنده را حقیقتاً شرمنده میکنند؛ و نامه ای که سالهای اخیر برای بنده نوشتند حکایت از آن دارد که میتوان فهمید که آقای دکتر داوری در عین حضور در تاریخی که به اصطلاح، تاریخِ اصلاح طلبی قلمداد میشود، به جای دیگر و به حضور دیگر نیز نظر دارند. و این نکته بسیار ظریفی است که باید برای فهم آقای دکتر داوری به آن فکر کرد و او را در پیامی که در رابطه با آقای دکتر پزشکیان داده اند، خلاصه ننمود. موفق باشید
سلام علیکم: ارادتمندم استاد گرامی. مرحوم امام خمینی در صفحه ۳۱۰ تعلیقات فی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، روایتی میآورد که دال بر وجود صفات نیکو در خلیفه اول ابوبکر است. علی الظاهر در اثبات بحث وحدت وجود به روایتی که پیغمبر خطاب به ابوبکر میگوید همگی صفات بهشتیان در توست، استناد میکند. آیا این روایت جای توجیه دارد؟ چرا که ما معتقدیم تا روز قیامت هر ظلمی بشود ایشان در آن ظلم شریکند و خلود در جهنم دارند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت بفرمایید که در آن متن، بحث در «وحدت وجود» است و اینکه هر موجودی به اعتبار وجه تکوینی او همه کمالات را دارا میباشد. به همین جهت در جملات قبل متذکر میشوند: «جمعها بین الوحدۀ و الکثرۀ من اثر الجمعیۀ البرزخیۀ الکبری» و در آخر متن، نکتهای را که به حضرت موسی «علیهالسلام» وحی شده است را میآورند به معنای «موجودٍ اخس». موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد: بنده سالهاست که گندم می خرم و برای پرنده هایی به نام پاخترو یا به اسم یاکریم در باغچه منزل می ریزم. اخیرا چندین نفر بهم انتقاد کردن که این پرنده ها شوم هستن و به روایت امام جعفر صادق (ع) به اهل خانه نفرین می کنند و در کتاب بوعلی سینا در مورد حیوانات هم اومده. مثل اینک خرگوش فقر می اورد. یا جغد شوم است. یا سگ هم ملایک را دور میسازد. حال نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟ من برای ثوابش آب و دانه می ریختم حالا نگران شدم و شک کردم. ممنون میشوم راهنمایی بفرمایید. نزد خدا ماجور باشید. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا بیشتر نگهداشتن این نوع حیوانات نهی شده، ولی کار شما چیز دیگری است و إن شاءالله ثواب خود را دارد. موفق باشید
سلام: خلاصه کلام اینکه راستش من نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم و شهوتم رو کنترل کنم ولی باز از سر هوسرانی به سمت شهوات میرم وظیفه من چیه؟ باید چیکار کنم؟ یه مدت مثلا یه هفته خوب میشم باز روز هشتم نهم روم فشار میاد و اثراتش تا دو سه روز هست و بعد اون باز تا حدود هفت هشت روز میتونم خودم رو کنترل کنم. در فضایی قرار دارم که غالبا آدم های صالح و پاکی هستن و این وضعیت خیلی من رو اذیت میکنه و نماز شب هم ازم فوت میشه و توفیق قرآن خوندن هم پیدا نمیکنم. لطفا کمکم کنید کم کم دارم مایوس میشم و این خیلی بده و تا مدت زیادی روی آدم تاثیر میزاره.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً شرایط برای جوانان عزیز ما بسیار سخت و بحرانی است ولی لطف الهی هم در این شرایط در صحنه است. و در همین رابطه خداوند میفرماید اگر شرایط ازدواج برای جوانان فراهم نبود؛ «يُغنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ ﴿۳۲/ نور) خداوند به فضل خود به نحوی جان آنها را نسبت به آن میل، مستغنی میکند به آن معنا که آن میل، قدرتِ خود را از دست میدهد به نور واسع و علیمبودن حضرت حق. مطمئن باشید اگر عفت خود را محفوظ بدارید برکاتی در روح و روانتان جاری میشود که تصور آن را هم نمیکردید. به همین جهت فرمودهاند: «در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است / ورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار»
از آنجا که جوانی فصل نشاط و هیجان است، شیطان می خواهد که جوان شور و نشاط خود را در معصیت خدا صرف کند و به احادیثی همچون حدیث ذیل از رسول خدا صلی الله علیه و آله ــ که جوان را به اطاعت خدا دعوت می کند ــ بی اعتنا باشد. «إنَّ اللّه یُحِبُّ الشّابَّ الَّذى یُفنى شَبابَهُ فى طاعَةِ اللّه؛ خداوند جوانى كه جوانى اش را در اطاعت از او بگذراند دوست دارد.»
از راههای عبور از چنین خیالات، جایگزینیهای مثبت است مانند مطالعه و ورزش و حضور در جلسات مذهبی و اُنس با رفقایِ ایمانی. موفق باشید
سلام: در اندیشه بودم چرا انبیا در زمانی که فناوری فیلم برداری پیشرفت نموده است نیامدند و همانطور که مثلا در مورد امام خمینی چندان دغدغه ی اینکه چه فرموده اند نداریم و اسناد و فیلم هایش موجود است ولی در مورد ائمه باید رجوع کرد به احادیث معنعن و آخر هم صد در صد نمی توان گفت چه فرمودند مگر آنکه متواتر باشد که آنهم اندک است و همان اندک هم باز معلوم نیست یقین آور باشد این شبهه با من بود و بعضا تدینم را تضعیف نموده بود اخیرا که شیادی های هولناک هوش مصنوعی علیه ما علیه را شاهد شدم می گویم چه هوشمندانه ائمه هیچ فیلم و عکس و حتی نقاشی از خودشان باقی نگذاشتند که به دست این شیاد بیفتد در تمام امور الکترونیکی خوف دخل و تصرفش وجود دارد (البته تبعات این مکر، وحشتناک می تواند باشد یک مورد را مثال بزنم فرض کنید هوش مصنوعی بتواند جواب سوالات شما را اندک تغییر بدهد البته به صورت هوشمندانه که شما هیچ وقت ملتفت نشوید این تغییر گرچه کوچک است اما نتیجه اش سترگ است و آن از بین رفتن حجیت پاسخ های شما است دیگر ما از کجا بدانیم کدام کلمه را شما نوشتید و کدام را هوش مصنوعی) ولی احادیث در کتاب های کاغذی موجود است و فعلا این ناهوش نمی تواند دخل و تصرفی به عمل آورد البته فغان از آن روز که پیشرفت های علمی آنچنان رشد یابد که قدرت یابد جمیع اسناد را مورد دخل تصرف قرار دهد مثلا تمام نسخه های فلان کتاب در سراسر دنیا در کتابخانه ها و ... تغییر دهد و نیز بتواند در حافظه جمیع انسان ها تصرف به عمل آورد درین حال باب علم بسته خواهد شد و کبریت احمر یقین اسود خواهد شد از چنین هوشی به ذات حق پناه آرم پناه
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز به توجه نسبت به سنن الهی تأکید دارم از آن جهت که اگر انسان متوجه سنتهای جاری در عالم باشد، به جای آنکه خود را در اختیار اموری مانند هوش مصنوعی قرار دهد و بازیچه آن شود، خود را در سنن الهی حاضر میکند. آری! ما در این تاریخ با دو نوع انسان روبروییم. یکی انسانی که زندگی خود را در اختیار فضای مجازی و نگاه محاسبهگرانه کامپیوتر و هوش مصنوعی قرار میدهد و دیگر انسانی که ماورای این امور در دل سنتها و تدبیرات الهی، خود را حاضر مییابد. موفق باشید
