بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34545
متن پرسش

با سلام به استاد گرامی: با توجه به صحبت‌های اخیری که داشته‌اید در مورد «به خودآمدنِ انسان» و این‌که انسان باید «خود» را در «خود» و در هستی خود تجربه کند، به نظر می‌آید موضوعی بسیار حساس و لازمی است. چنانچه بخواهیم مطلب را با وسعت بیشتر دنبال کنیم، چه کتابی از کتاب‌هایتان و یا سخنرانی‌هایتان را پیشنهاد می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید مسئله بشرِ جدید، انسان‌بودنِ خودش است و معنایی که باید نسبت به انسان‌بودنِ خود دنبال کند و به همین جهت متفکران عالَم، بحثِ «بحران در انسانیت» را در این دوران پیش کشیده‌اند و بدین لحاظ چنانچه ملاحظه می‌فرمایید با طرح سوره «دهر» یا سوره «انسان» و سپس با بحث سوره «التین» که موضوع خلقت انسان در «احسن التقویم» را به میان آورد و بحث سوره «الشمس» که سوگند به نفس و تعادل آن را مطرح فرمود؛ خواستیم حساسیت موضوع را با مخاطبان در میان بگذاریم. در این مورد پیشنهاد اصلی بنده آن است که کتاب «تفسير انفسی سوره مرسلات و اشاره‌های قدسی » که اخیراً از زیر چاپ خارج شده، همراه با شرح صوتی آن می‌تواند شروعی جدّی در مورد انسانی باشد که نسبت به حضور نهایی خود می‌اندیشد. و بنده نیز امیدوار هستم رفقا در محافل خود نسبت به موضوعات مطرح‌شده در آن کتاب، بحث و بررسی مفصلی را دنبال بفرمایند. و این مشروط بر آن است که صوت مربوط به متن را نیز استماع فرمایند و پس از آن در جمع خود برداشت‌های همدیگر را تقویت نمایند. موفق باشید

34396

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله. بنده صبح امروز، شنبه با آیت الله جوادی آملی در بیت ایشان دیدار داشتم و در انتهای دیدار از ایشان خواستم که همانطور که صدیقه‌ی شهیده شهید شدند؛ دعا بفرمایید که بنده؛ هم‌عالم بشوم و هم شهید و ایشان سه بار الهی آمین گفتند. بنده همنام با حضرت فاطمه هستم و ۱۹ سال دارم؛ بعد از این دیدار احساس می‌کنم از لحاظ روحی سبک شده‌ام و در قلبم حرارتی وجود دارد که باید کاری انجام دهم تا ثمره‌ی این دیدار بیشتر شود. لطفا بفرمایید چه کار کنم که خداوند توفیق درک عالمان را بدهد و بنده نیز عالم شوم و جزو ورثه‌ی انبیا قرار بگیرم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم:همان افکار آن استاد فرهیخته را در کنار نظر به زندگی شهداء دنبال کنید. موفق باشید

34081

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود خدا: ۱. زندگی را کجا باید جست؟ چگونه مفهوم زندگی روشن می‌گردد؟ آیا برای قدم بر داشتن، نیازِ نفس برای زندگی در بستری مناسب را باید در نظر گرفت یا بودن در بستری برای خوب قدم بر داشتن؟ ۲. دل و جانم بی حد و اندازه نیاز به حضور در طبیعت را حس می‌کند کماکان از کودکی زندگی در طبیعت آرزویم گشته و اکنون نیز... حال که در قم به طلبگی مشغول هستم و آرامشم حاصل نگشته، تغییر شهر و رفتن به شمال کشور چه اندازه موثر و مانع می‌تواند باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چرا هر دو نباشد؟ زیرا باید زندگی را در خود جستجو کرد که چه اندازه انسان می‌تواند نزد خود گشوده و گسترده باشد به وسعت انس با خداوند. ۲. این گرایش، گرایشی است طبیعی. ولی ما چاره‌ای نداریم که بر اساس عقل و مصالح بزرگ‌تری که جامعه ما بدان نیازمندند و در مقابل داریم؛ عمل کنیم. موفق باشید

33757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: اشخاصی نورانی مثل شهید حججی یا حاج قاسم با شهادت جریان مثبت در جامعه ایجاد می‌کنند در مورد مهسا امینی که با مرگش فتنه به پا می‌شود. آیا می‌توان با اطمینان گفت ایشون شخصیت پلیدی داشته یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در این موارد نباید قضاوتی داشته باشیم. به خودشان مربوط است. موفق باشید

33034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: پیرو ارسال سوال شماره۳۳۰۳۰ باطلاع میرسونم در آن موقع عنان قلم از کف برفت و مطالبی مطرح شد که نباید. لذا بدینوسیله عذرخواهی می‌کنم. موفق و موید باشید. ان شاءالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله همین روحیه پاک و صفای باطنی شماها است که خداوند عنایاتش را پس از امتحان کردن صبر ما به این ملت لطف می کند. الیس الصبح بقریب؟ موفق باشید

39317

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و عرض ادب: بنده در حال مطالعه کتاب «چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی» هستم، فرمودید حرکت ویژگی عالم ماده است و زمان نیز از حرکت فهم می‌شود و اگر انسان بخواهد راهی به مراتب قرب و رشد و کمال بیابد باید از قید زمان آزاد شود. اینکه می‌گویند آدم حسود اولین ضربه را به ایمان خود می‌زند به این دلیل است که دائماً حسرت گذشته را می‌خورد و نگران آینده است. و راهش رها کردن خود از بند زمان گذشته و آینده و نظر به اکنونیت و حضور خویش در کران هستی است. سؤالم این است که چگونه برخی می‌گویند همانطور که انسان ها و اشیاء طبیعی نشان دهنده وجهی و وصفی از وجوه و اوصاف خداوند متعال هستند، ماه ها و روزها و قطعات زمان نیز همین‌گونه اند. اگر زمان معنایی در عالم ملکوت ندارد و آنچه هست بی زمانی و بی مکانی ست و حضور است و حضور چگونه این با بیان قبل جمع می‌شود؟ اینکه برخی ماه ها و روزها قوت و شدت و ظهورشان بیشتر از بقیه ماه هاست، حال آنکه اصلاً زمان در عالم غیرماده معنا ندارد، این بیان و اشاره به قطعه ای از زمان دقیقاً چه معنایی دارد؟ آیا از باب تسامح است؟ آیا اینکه گفته اند از دست رفتن فرصت رجب و شعبان و رمضان موجب افسوس و حسرت آدمی ست و باید منتظر سال بعد باشد که از دست ندهد. منافات ندارد با رهاشدن از بند زمان و حسرت گذشته و آینده را نخوردن؟ معنای زمان چیست؟ بی زمانی و بی مکانی عالم مجردات چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در «برهان صدیقین» و «برهان حرکت جوهری» روشن می‌شود که بعضی صفات، ریشه در مرتبۀ وجودی نازلۀ آن‌ها دارد مانند شوری در نمک، که به جهت مرتبۀ نازلۀ وجود است در این مرتبه. و در مرتبۀ بالاترِ وجود، این شوری وجود ندارد. و در این رابطه هرجا حرکت هست، زمان مطرح است و در مرتبۀ عالیۀ وجود، حرکت، معنا ندارد تا زمان، معنا پیدا کند. ۲. در این‌که مراتب پایین وجود از جمله زمان، ظرفیت‌های متفاوتی در ظهور انوار الهی دارند اخیراً عرایضی در مقدمۀ بحث «ماه رجب و اخلاص و درک امکانات تاریخی» در این مورد شد. خوب است که به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید

https://cdn.lobolmizan.ir/uploads/ayam/rajab/speech/Twt_mahe_rajab_va_ekhlas_va_darke_emkanat.MP3 

39311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: سخت ترین کار دنیا! حال که فکر می کنم و اندکی تلاش، می یابم که سخت تر از زندگی در زمان اکنون، چیزی وجود ندارد! زندگی در اکنون یعنی؛ بودنی فارغ از آینده و گذشته؛ بودنی تحت تأثیر گذشته و تحت فرمان آینده، در قوام وجودیت اکنون؛ بودنی همراه با فهم اکنون؛ با درک ارادة الهی، در پی تحقق بخشیدن اراده الهی؛ إراده ای که غیر از إراده دیروزین و غیر از حد نهایی آن، که آن برای حضور حضرت مهدی علیه السلام است، بل إراده ای که جز با نفحات بر انسان روشن نخواهد گشت... وا مصیبتا از این زندگی! از من بخواهید تا از شدت کار و بیخوابی و گرسنگی و تشنگی بمیرم اما هرگز لحظه ای در اکنون نباشم...! وای من از رجبی که همان رجب سال پیش باشد! وای من از نگاهی که نگاه سال پیش باشد!؛ طبیعتی که ادعا می کنیم شعور ندارد هرسال خود را تازه و در وسعت گستردگی تازه ای با بهار و پائیزش حاضر می گردد اما من همچنان در تفکری بسر می برم که نه تنها در این ۲۳ سال زندگی جسمی ام، بلکه در قدمتی چند صد ساله که از أجداد فسیل گشته بمن رسیده إدّعاء هویت و زنده بودن دارم! وای من از روزی که همان روز گذشته باشد وای من از لحظه ای که همان لحظه گذشته باشد. بعد هم انتظار دارم حس نشاط و جوانی در منی که در اوان جوانی بسر می‌برم همچون آتش فشان فوران کند، تمام مرا جاری کند! بعد هم انتظار دارم که انقلاب اسلامی را ببینم، حال یا در آن تنفس کنم و از آن رنگ گیرم و یا حتی جزء کسانی باشم که آن را نقد می‌کند (با فرض محالش...)!!!! بعد هم انتظار دارم در نسبتی بی پایان با خلائق باشم!! بعد هم تمام انتظاراتی را دارم که داشتنش جز تمسخر نیست و جز به بن بست نمی رسد!!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که شب گذشته عرض شد مهم رویکردی است که باید در این ماه با شرایط بسیار حساس و ارزشمندی که پیش آمده به استقبال ماه رجب رفت. عرایضی شب گذشته تحت عنوان «ماه رجب، ماه اخلاص و درک امکانات تاریخی» شد امید است مفید افتد. 
ماه رجب، ماه اخلاص و درک امکانات تاریخی 
بسم الله الرّحمن الرّحیم
۱. پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «إِنَّ هَذَا شَهْرٌ قَدْ فَضَّلَهُ اللَّهُ وَ عَظَّمَ حُرْمَتَهُ وَ أَوْجَبَ لِلصَّائِمِينَ فِيهِ كَرَامَتَه‏.» اين ماهي است كه خدا او را فضيلت داده و احترامش را عظيم كرده و كرامت خود را براى روزه ‏دارانش ارزانی داشته است.
۲. ماهی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می‌شود و غضب الهی از او دور می‌گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می‌شود. زیرا ظرفیت ظهور و حضورِ الطاف الهی را به صورت خاص دارا می‌باشد تا آن‌جایی که انسان به هویتی نایل می‌گردد که در ابدیت، آن هویت، هویتِ «رجبیون» است و به طور خاص، آنان به عنوان «این الرّجبیون» مورد خطاب قرار می‌گیرند.
۳. ماهی که رهبر معظم انقلاب در وصف آن فرمودند: «ماه دعا، ماه عبادت، ماه توسّل الی‌الله. از فرصت این ماه استفاده کنیم، دل‌هایمان را، جان‌هایمان را، نیّت‌هایمان را وصل کنیم به دریای بی‌کرانۀ رحمت الهی. کارها دست خدا است؛ از خدا همّت بخواهیم، از خدا توان بخواهیم، از خدا توفیق بندگی بخواهیم. و این یعنی منوّرشدن به روحیۀ اخلاص، اخلاصی که انسان متوجه شود خداوند چه راه‌های مهمی را در مقابلش گشوده است تا قدمی بس جلوتر برای حاضرشدن در راه‌های پیشِ رو که تاریخِ توحیدی گشوده است؛ بردارد.

۴. باید از خود پرسید حاج قاسم سلیمانی چگونه نسبت خود را با خدا شکل داده بود که نماد بزرگ اخلاص شد و رهبر معظم انقلاب در وصف او به خانواده آن شهید فرمودند: «می‌بینید مردم چه کار دارند می‌کنند برای حاج قاسم؛ این برای شما تسلّا است... بدانید که مردم قدر پدر شما را دانستند و این ناشی از «اخلاص» است؛ این «اخلاص»است. اگر «اخلاص» نباشد، این جور دل‌های مردم متوجّه نمی‌شود؛ دل‌ها دست خدا است؛ این‌که دل‌ها این جور همه متوجّه می‌شوند، نشان‌دهندۀ این است که یک «اخلاص بزرگی» در آن مرد وجود داشت.»
راستی! آن مرد الهی چه نسبتی در راستای درک «اخلاص» با خدا داشت که ما در نسبت با او راهِ ورود به «اخلاص» را مدّ نظر آوریم؟ آیا این همان درک امکاناتی نبود که در دل انقلاب اسلامی در مقابلش گشوده شده بود؟
۵. اگر عبادت حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» عبادتی بود به سوی نهایتِ نهایت‌ها و هرچه بیشتر حاضرشدن به آن نهایتی که در متن اسلام نهفته است و بدین سبب آن حضرت آنچه بعد از رحلت پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» پیش آمد را نپذیرفتند؛ پس باید رازِ عبادت‌های آن حضرت را در «اخلاص» به معنی واقعی آن دنبال کرد. اخلاصی که آن حضرت متوجه بودند در اسلام امکاناتی برای تعالی بشر هست بیش از آنچه در سقیفه شکل گرفت.
۶. آری ! اگر عبادت حقیقی، عبادتی است که خداوند راهی را  به سوی کبریایی‌اش مقابل انسان بگشاید تا انسان متوجه تاریخی شود که در اسلام پیش آمده  و حقیقتِ آن راه  با عبادات تفصیل می‌یابد؛ این حاج قاسم سلیمانی است که با درک مکتب فاطمی در عبادات خود متوجه بوده است چگونه نسبت خود را با خداوند برقرار کند تا افق آیندۀ توحیدی و امکان حضور در آن افق را خداوند برایش بگشاید. این است معنای اخلاصی که امروز هرکس با درک آیندۀ انقلاب اسلامی می‌تواند همچون شهید حاج قاسم سلیمانی در ماه رجب به دست آورد و ما را دعوت می‌کند که در این ماه با اعمال مربوطه به دنبال چه حضوری باشیم که منجر به آن «خلوص» شود.
۷. ماه رجبی که از خداوند انتظار دارید تا همه خیرها و خوبی‌هایش را به شما عطا فرماید به همان معنایی که تقاضا می‌کنید: «یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ» و این حکایت از آن دارد که این ماه ظرفیتش چه اندازه گسترده است تا آن‌جایی که حتی اظهار می‌دارید: «يَا مَنْ يُعْطِي مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً» به این معنا که حتی امیدوار هستید خداوند شما را به احوالاتی و حضوری نایل گرداند که حتی تصوری از آن نداشته‌اید.
۸. اینجاست که باید معنای «مراقبه» در ماه رجب را مدّ نظر قرار دهید، به معنای توجه و انتظار نسبت به آینده‌ای که در پیش است و خداوند می‌تواند ما را نیز مانند حاج قاسم متوجه امکاناتی گرداند که این تاریخ با انقلاب اسلامی برای عبور از نظم استکباری پیش آورده و این یعنی «اخلاص» و این یعنی امیدواری به «مقاومت» و توجه به فرصتی که ما را متوجه نهایی‌ترین حضور برای آخرالزمان می‌کند. آری!  ماه رجب «شهر اللّه الأصب» ماه سرازیر شدن آبشار رحمت الهی است برای کسانی که متوجه چنین امری شده‌اند.
۹. ماهی که رسول خدا «صلى‌الله‌عليه‌وآله» فرمودند: «إنّ لِرَبِّكُم في أيّامِ دَهرِكُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ»  از سوى پروردگار شما در طول عمرتان نسيم هايى مى‌وزد، پس خود را در معرض آن‌ها قرار دهيد، و مسلماً ماه رجب یکی از آن موقعیت‌ها می‌باشد، به عنوان یکی از ماه‌های حرام که قرق‌گاه کنترل خود از گناه است و این یعنی شرایطی حساس برای تعالی انسان.
۱۰. شرایط حساسی که با ماه رجب میدان حضور خالصانه در این تاریخ در مقابل ما گشوده شده است تا متوجه امکاناتی شویم که در این تاریخ برایمان پیش آمده، برای حضور در آینده‌ای که حاج قاسم سلیمانی با درک امکانات تاریخ انقلاب اسلامی متوجه  آن شده بود و هیچ مانعی برای به فعلیت‌رساندن آن آینده  برای او معنا نداشت و این یعنی باز «اخلاص» و درک امکاناتی که در این تاریخ برای تحقق نظام توحیدی پیش آمده است.  شرایطی که جوانان ما چون در آن قرار گرفتند با خلوص خود ره صد ساله را یک شب طی کردند و مورد حسرت شب زنده‌داران و اهل عرفان شدند و امام شهیدان در مورد آن‌ها فرمودند: «همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت، مزار عاشقان و عارفان و دل سوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.»
والسلام

 

 

38900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: ممنون بابت وقتی که برای بنده قائل شدید. یک سوال داشتم از خدمتتون درباره توبه. راستش من فصل توبه کتاب آزادی معنوی شهید مطهری را که مطالعه کردم یک حدیث دیدم که امیرالمومنین (علیه السلام) به شخصی که ظاهرا درحال توبه است می‌فرمایند که مادرت به عزایت بنشیند که فکر می‌کنی توبه فقط گفتن ذکر استغفار است(حدیث با این مضمون) و اینکه باید حبی که نسبت به گناه داری را از دل بیرون کنی تا توبه تو پذیرفته شود حال می‌خواهم بپرسم که من با خود که فکر می‌کنم می‌بینم یکسری خطاها در من هست که باید از آنها توبه کنم اما نمی‌توانم حب آن را از دل بیرون کنم و از طرفی هم می‌ترسم که توبه زبانی کرده باشم و عمل خود را تباه کرده باشم و یا مشمول نفرین امیرالمومنین (علیه السلام) باشم. لطفا در این مورد بنده را راهنمایی بفرمائید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که انسان بنا داشته باشد به آن اعمال پشت کند و سعی در عدم تکرار آن اعمال را در خود تقویت کند. در این حالت آن توبه در محدوده زبان نمی‌ماند و ان شاءالله به مرور، قلب از تعلق به آن‌ها منقطع می‌شود. موفق باشید

36427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد طاهرزاده گرانقدر: به جملات ذیل توجه فرمایید: پس هر چیزی که بر موجودی عارض شود و احوال و تجلیاتی که بر مخلوقات می‌گذرد؛ نظیر کفر و ایمان، سعادت و شقاوت، با وجود اختیار انسان در انتخاب این امور، همه طبق اقتضا و طلب خود آنها می‌باشد که ناشی از اقتضای نفوس آنها بوده و خداوند چیزی را خارج از ذاتشان بر آنها تحمیل نمی‌کند، از این‌رو کسی که در حال ثبوت و پیش از تحقق در خارج، مؤمن و طالب هدایت بود، هنگام وجود هم هدایت یافته و مؤمن خواهد بود و حق‌تعالی به این حال او در حال عدم و ثبوت علم دارد شرح فصوص الحکم داوود قیصری می فرمایند ذات خود فرد سعید طالب هدایت و ذات فرد شقی طالب ظلالت است. صحیح، ولی اصل خود ذات که از طرف خدا به شخص داده شده و فرد در پذیرش اصل آن دخالتی ندارد؟ این که جبر است؟ شخص بدون هیچ اختیاری به دنیا می آید و بعد می گویند تو از اول در علم خدا ذاتت خراب بوده!!! پس شقی هستی!!! و حالا اینجا: و در حقیقت در عین ثابت شخص شقی تقدیر شده‌است که او با اختیار و اراده خود آن را انتخاب می‌کند امام خمینی تعلیقات فصوص اینجا می فرمایند در عین ثابته شخص نوشته شده که در تقدیر اوست که با اختیار خود شقی باشد!!! هر چقدر فکر می کنم هیچ چیز این داستان درست در نمیاد یا داستان اعیان ثابته ناصحیح هست یا اگر درست هست همه اش جبر است و عدالتی در کار نیست!!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شماره 36422 عرض شد از آنجایی که امکان، ذاتیِ هرکس می‌باشد و مربوط به خود اوست، بنابراین انتخابِ هرکس مربوط به خود اوست و عین ثابته او همان انتخاب اولیه‌اش می‌باشد که یا آن را ادامه می‌دهد و یا نه. و علم خدا و علم امام، به انتخاب آن شخص، موجب جبر نمی‌شود. موفق باشید

36072

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: برای تفسیر نهج البلاغه منبع پیشنهادی شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح‌های فارسی به نظر می‌آید شرح مرحوم علامه محمد تقی جعفری که بعضی از خطبه‌ها را شرح فرموده‌اند، مفید باشد. موفق باشید

35725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: این همه افراد داریم که چشم برزخی میگن دارن و از بزرگان دین اسلام هستند. چطور بود اگر کتاب‌هایی در این مورد می‌نوشتند؟ دیگه تخیلی تر از کتاب‌های هری پاتر که نمی‌شد. و مردم قطعا استقبال می‌کنند. و اگر کسی بخواهد بفهمد می‌فهمد، که بخواهد باعث شک و تردید عده ای شود. برایم واقعا جای سوال است چرا چنین کتاب‌هایی نیست یا انگشت شمارند مثلا مثل کتاب سیاحت غرب. قطعا باید بیشتر از اینها می‌بود. مگر حقیقت نیست؟ چرا باید اینچنین پنهان بماند؟ حداقل اگر کسی خواند و گفت و به آن موضوعات اشاره داشت، اشاره به حقیقت دارد. آیا بخاطر اینکه توهمات و خیالات ممکن است در این زمینه زیاد شود، بزرگان نگفته اند؟ یا چه؟ مورد دیگر اینکه، من خیلی خود خوری می‌کنم. ۱. فکر می‌کنم هر روز دنیایی ما در برزخ یک به یک به نوبت در قالب برزخی آن باز برای ما تکرار می‌شود؟ آیا این فکر درسته؟ آخه من خیلی از روزهامو هدر دادم که. و کلا بگم عمرم به بیکاری گذشته. چون یه خانم خانه دار بودم کار خاصی در طی روز نداشتم. پس برزخمم پوچه و بیکاری و هیچی؟ ۲. یا این فکر رو بکنم درسته، که با توجه به کل زندگی شخص و عقایدش و شخصیتش، برزخی برای او شکل می‌گیرد نه تک تک روزها که حالت برزخی اش به نوبت برای او بعد از مرگ نمایان شود. چون خیلی اشتیاق پیدا کردم باقی عمرم را به عبادت بگذرانم و برزخ و قیامت و آن دنیا را حداقلی بسازم. ولی این فکر وسواس گونه ی شماره ی یک خیلی ذهن بنده را مشغول کرده که چه فایده، ۳۵ سال بیکار گشتی الان دیگه چه فایده؟ بعضی وقتا هم می‌بینم در برنامه ی زندگی پس از زندگی فرد میگه بخاطر مثلا یک نیکی کوچک مخلصانه بهم گفتن تو جهنمی نیستی دیگه. پس کل عمر طرف که به بطالت گذشته چطور نمود پیدا می‌کند و چه می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در اسلام مهم است معارف است نسبت به حقایق و علمای ما از این جهت در چنین میدان‌هایی برای ما راهنما هستند. برای عبور از این دغدغه‌ها پیشنهاد می‌شود بحث «ده نکته در معرفت نفس» و سپس در راستای انس با قرآن صوت سوره‌های یس و عنکبوت و کهف را استماع فرمایید. همه موارد روی سایت هست. موفق باشید

35696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: از زندگی خود خسته شده ام از غوطه ور شدن در گناهان، گویا در باتلاقی فرو رفته ام که خروج از آن ممکن نیست هرچه توبه می کنم دوباره گناه می کنم، چه کنم؟ چگونه توبه کنم که دیگر برنگردم؟ چه کنم تا گناه طعم و لذتش را برایم از دست بدهد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از راز توبه و برکات آن حتی اگر چندین بار گناه کرده باشیم نباید غفلت کرد که چگونه جهان انسان را تغییر می‌دهد و افقی نورانی در مقابل انسان می‌گشاید. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره 35675  رجوع فرمایید. موفق باشید

34990

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جناب آقای طاهرزاده سلام و درود: شما را به امام زمان قسم، به امام حسین قسم درد مردم را به گوش این رهبر برسانید. یکسر به خیابانها بزنید به بنگاه املاکی ها سر بزنید به درد دل مردم توجه کنید مگر شما عارف نیستید؟ به داروخانه ها تشریف ببرید به بیمارستان ها مگر شما از درد دل مردم خبر ندارید؟ بخدا قسم این تشکیلات دست همه ظالمان تاریخ را از پشت بستند. شما هم علنا حمایت میکنین یک مقدار درد دل مردم را به گوش مسوولین برسانید این هم کمتر از عرفان نیست. مردم دیگر توان ندارند. از دین بریدن، ایام تعطیلات امامزاده ها خلوت بود، نماز جماعتها خلوت شده بهترین ذکر خدا و عرفان حقیقی همین است الهی به حق امام حسین کسانی که به مردم ظلم می‌کنند و دین و عقیده مردم را به بازی گرفتند و آن هایی که حمایت می‌کنند به سزای عمل خودشون برسند هرچه سریعتر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور که متوجه هستید بالاخره عده ای زالوصفت داخلی همراه با دشمنان اسلام بنا دارند نگذارند مردم ارزش این انقلاب اسلامی و ولایت فقیه را بچشند. ولی مطمئن باشید «إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا» و این جا است که صبر و شکیبایی و مقاومت برکات خاص خود را دارد، ان شاء الله. موفق باشید

34950

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: برای طالبان حقیقت که با فلسفه آشنایی ندارند چه سیر مطالعاتی پیشنهاد می فرمایید؟ با تشکر فراوان از پاسخگویی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود با دنبال‌کردن  سیر مطالعاتی سایت، إن‌شاءالله مسیر جنابعالی به سوی اُنس بیشتر با قرآن کشیده می‌شود. موفق باشید

34782

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من چند وقتیه در صدد این هستم که وقت هام رو بیشتر به یاد خدا و اهل بیت به خصوص حضرت زهرا اختصاص بدم، با حضرت حرف می‌زنم گاهی، ولی چند روزه حس خستگی دارم حس اینکه انگار یقین ندارم که حضرت زهرا منو میبینه و پیشمه، یا خدا حضور داره و پیشمه، انگار حس می‌کنم مثلا حضرت زهرا یه جایی اون دنیاس و از من دوره و قابل دسترس نیست، یا حتی راهیان نور که رفتم حس می‌کردم بقین ندارم به چیزایی که راجب شهدا میگفتن. نگرانم بابت این حال. همش میگم کاش می‌شد با چشم مادی دید حضرت زهرا رو. حس خستگی دارم از اینکه هیچ نشونه ای از حضرت، از خدا، از شهدا ندارم. با خودم میگم خب من باید ببینم. آخه نمیشه که اصلا هیچی ندید با چشم ولی یقین داشت! میگم وقتی من هیچ علامت و نشونه و ... ندارم باعث شده همه چی برام در حد حرف باشه، نه شهودی، نه چشم بصیرتی، نه چیزی. البته فکر می‌کنم به خاطر گناهانمم هست که پرده ی شک و عدم یقین رو قلبم اومده ولی انگار با استغار و کمک از شهدا و ... باز هم این حجاب رفع نشده. خواستار کمک شما هستم. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد، دنبال‌کردن مباحث معرفت نفس کمک می‌کند و در این رابطه پیشنهاد می‌شود کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن را که هر دو روی سایت هست؛ دنبال بفرمایید تا إن‌شاءالله تصور خوبی نسبت به درک حضوری حقایق برایتان پیش آید. موفق باشید

34723
متن پرسش

سلام بر شما: راجع به اصالت در تولیدات انقلاب اسلامی ایران سؤالی داشتم: وقتی به هنر انقلاب در اوایل شروع این پدیده نظر می‌کنیم متوجه نوعی جدید از رخ نمودهای عالم هستی می شویم. مثلا وقتی به موسیقی انقلاب گوش می‌کنیم، نوای آهنگران و کویتی پور مصداق اصالت در هنر عصر انقلاب اسلامی است. ولی کار به کجا می رود که آن اصالت فرهنگی که در هنر وجود داشت به تقلید کورکورانه از غرب مبدل می شود؟ چنانچه در ترانه های انقلابی چند سال اخیر، چیزی که گوش ها را پر می‌کند سبکهای غربی و ملودی های بیگانه است. راز تبدیل «اصالت» به «تقلید» چیست؟ آیا جز این است که انقلاب فهمید که آن فرهنگی که برای خودش تعریف کرده بود، قابل پسند دنیای مدرن نیست و حال برای جذب مخاطب، به صورت کورکورانه هم که شده باید از غرب تقلید کرد؟ آهنگ زیبای «سلام فرمانده» با آن محتوای دلنشین، مجبور است که از موسیقی و ملودی غربی استفاده کند چون رسانه اینگونه می پسندد. یا در سینما بعد از آوینی کسی متولد نشده است که آوینی باشد و روح انقلاب را در قالب مستند ارائه کند. و باز باید کورسوی امید نسبت به آینده‌ای داشت که می آید و آوینی ها در قالبی نوین رجعت می کنند. ولی گویا سلیقه انقلابی مردم هم عجیب است؛ در ایام دهه فجر، ترانه «الله الله» آقای رویگری از هر چیز برای مردم جذابیت بیشتری دارد منتها از آن سمت در ظاهر، مردم میلی به چنین سبک هایی ندارند و جبهه انقلاب برای برآوردن طلب هوادارانش مجبور می شود روبه چیز هایی بیاورد که اصالتا برای انقلاب نیست و یک کپی برداری از کار های شکست خورده غربی هاست! تحلیل شما برای این هجمه فرهنگی چیست و برای روشن شدن مطلب و بررسی و عمل در این حوزه چه توصیه ای دارید؟ با تشکر 🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هنوز آثار دیروزینِ غرب‌زدگی ما در ما خانه کرده است، ولی ملاحظه می‌کنید که راهی نیز گشوده شده، هرچند در این راه نیز دیروزِ ما خود را نشان می‌دهد. به نظر می‌آید بحثْ در تقلید غرب نیست، بحثْ در دیروزی است که هنوز سایه‌هایش بر ذهن و روان ما سیطره دارد، ولی به هر حال آهنگ «سلام فرمانده» نشان داد که ما جاهای دیگری را که آن‌جاها، غرب نیست، می‌فهمیم. و این یعنی «شروع».

در این‌که تقابل دو نوع معنا از انسان در میان است، بحثی نیست. ولی در نظر بگیرید چگونه انقلاب اسلامی در مقابل تمدنی که ۴۰۰ سال است خود را شکل داده و سایه خود را در اذهان و در جان‌ها جا انداخته، می‌تواند تعریف دیگری از انسان و از هنر را به میان آورد. و این حکایتِ همان آغازی است که بالاخره منجر می‌شود تا سلیقه‌ها و مذاق‌ها به سوی امر دیگری تغییر کنند و وجدان تاریخی دیگری غیر از وجدان تاریخیِ غرب‌زدگی را به میان آورد. بنده آن را «وجدان تاریخیِ شهیدان» نام می‌نهم. موفق باشید   

34472

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: این درگه ما درگه نومیدی نیست ، صد بار اگر توبه شکستی باز آی. استاد ببخشید که مزاحمتون شدم. بنده از اون آدمهایی هستم که همش در حال گناه کردن هستم، بعد از گناه سخت پشیمان میشم استغفار می‌کنم، ولی بازم گناه می‌کنم، و بخاطر اینکه خدا فرموده از درگاه من ناامید نباشید بازم استغفار می‌کنم، ولی انگار دارم خدا رو مسخره می‌کنم، بنده سیر مطالعاتی شما رو هم گوش میدم، موقعی که احساس می‌کنم از لحاظ معنویت دارم به سوی خدا سیر می‌کنم، بازم تسلیم هوای نفس میشم. واقعاً از این وضع خودم خسته شدم، به خودم میگم یا بشو رومی روم یا زنگی زنگ، استاد یه راهنمایی به بنده حقیر کنید که بتونم از بند گناهان و نفس اماره نجات پیدا کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیه فکر کنید که شیطان در جواب حضرت حق می‌گوید: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» حتماً در راهی که آن راه به سوی تو ختم شود، می‌نشینم و سعی می‌کنم انسان‌ها را از آن راه منصرف نمایم. با توجه به این امر در نظر بگیرید که قصه هر رونده‌ای آن‌گاه که به سوی حضرت معبود در حرکت است، گرفتارشدن به این نوع گناهان است، برای آن‌که از ادامه مسیر مأیوس شود و با توبه، آری! با توبه، شیطان را باید مأیوس کرد و از شرّ گناهان آزاد شد. موفق باشید

34190

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: «فَقَالَ أَحَطْتُ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ» مطلبی که هدهد در داستان حضرت سلیمان علیه السلام می دانست لطمه‌ای و ضعف و نقصی و تضادی با رسالت و علم و عصمت و علم باطنی و ماموریت و علم به نبوت و علم به جزئیات و مسئولیت حیطه نبوت پیامبر دارد یا ندارد؟ ممنونم و متشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! زیرا علم پیامبران در همان حدّ است که خداوند برای هدایت بشریت به آن‌ها داده و از این جهت گفته می‌شود علم آن‌ها بالذات نیست، بلکه موهبی است. به همین جهت خداوند به پیامبر خود می‌فرماید: «قُلْ مَا كُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَمَا أَدْرِي مَا يُفْعَلُ بِي وَلَا بِكُمْ ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ وَمَا أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ» بگو: من از بین رسولان، اولین پیغمبر نیستم (که تازه در جهان آوازه رسالت بلند کرده باشم تا تعجب و انکار کنید) و نمی‌دانم که با من و شما عاقبت چه می‌کنند؟ من جز آنچه بر من وحی می‌شود پیروی نمی‌کنم و جز آنکه با بیان روشن (خلق را آگاه کنم و از خدا) بترسانم وظیفه‌ای ندارم. موفق باشید

33673

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام‌‌علیکم و وقت بخیر استاد 🌸: در شرح ١٠ نکته از معرفت النفس در نکته سوم فرمودین که عقل = بُعدِ فهم حقایق قلب = بُعدِ کشف حقایق وهم = بُعدِ صورت حقایق. سوال بنده این هست که چطور می توان از بعُد عقل که (فهم حقایق) هست به مرتبه و مقام قلب (کشف حقایق) برسیم؟ و حقایق معرفتی رو به صورت کشفی بفهمیم و درک کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که در دل عبادات، مبانی معرفتی و عقلی پشتوانه آن باشد و آن عبادات همراه با تقوای لازم در زندگی ادامه یابد؛ به لطف الهی خود به خود آن معارف عقلیه، حالتِ قلبی به خود می‌گیرد به همان معنایی که جناب صدرالمتألّهین فرمودند: «المعرفة بذر المشاهده». موفق باشید

33672

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی با سلام وعرض خدا قوت به استاد بزرگوار حاج آقای طاهرزاده: سوال بنده این است که در جایی بیان کرده بودید قریب به این مضمون که نماز خوب نمازی است که اسما الهی در آن فرو بریزد حال این حقیر سوالم این است از کجا بفهمیم که اسما در نمازمان فرو می ریزد؟ آیا شاخصه و ملاک خاصی وجو د دارد برای فهم این مطلب؟ ثانیا از کجا بفهمیم که کدام اسما بر ما تجلی می کند و این تجلی را چگونه قوی تر کنیم؟ با تشکر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌که با رویکرد نظر به حضرت حق به لطف الهی وارد نماز شوید از آن‌جایی که قرآن در مورد خداوند فرمود: «له الأسماء الحسنی» خود به خود تجلیات اسماء بر قلب نمازگزار جاری می‌شود. ۲. شاید این مربوط به ما نباشد از آن جهت که حضرت خداوند است که می‌داند ما ظرفیت کدام اسم و نیاز به کدام نور را داریم. موفق باشید

33266

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: آیا انسان می تواند مظهر اسم الله بشود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! مگر معنای خلیفة الله بودن جز این است؟ موفق باشید

33160

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در مواد ثلاث موضوع بحث چیست؟ اگر مفهوم است، آن معنایی که مفهوم اسباب حکایتش می‌شود، اگر عدم باشد که سالبه موضوع است و اگر وجود باشد تقسیم اعم از موارد می شود (چون ممتنع هم دخیل می‌شود). در کل اگر قضیه ذاتیه منطقی باشد که حتما باید ذات داشته باشد، تقسیم بندی دارای اشکال می‌شود، و قضیه ازلیه هم که موضوعش معدوم است. خلاصه کلام که این تقسیم رابطه مفهوم با وجود و عدم به واجب و ممکن و ممتنع وقتی تام و درست است که اصلا امکان تقسیم وجود داشته باشد. وقتی موضوم معدوم است، دیگر چه تقسیم بندیی معنا پیدا می‌کند؟ متشکرم اگر جواب تفصیلی دهید.(و در ضمن قضیه ذاتی فلسفی رو بنده قبول دارم اما حکم به ضروری الوجود بودنش رو مورد سوال قرار دادم)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امور، ورود چندانی ندارم. موفق باشید

38886

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: فرموده بودید مجسمه حتی مجسمه شهدا در شهر ملکوت شهر رو خراب می‌کنه عکس رهبری یا شهدا هم در منزل داشتن مثل تندیسشونه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از آقایان عکس را بخصوص عکسی که کشیده نشده و از طریق دوربین گرفته شده است را کوتاه می‌آیند و حتی رهبر معظم انقلاب بر نظر قبلی خود که عکس و مجسمه را نفی می‌کردند، تأکید ندارند. با این‌همه بالاخره ما در نسبتی که باید با انسان‌ها داشته باشیم، نسبتی است که با ابعاد معنوی و روحانی آن‌ها باید در میان باشد بخصوص هنگامی که بر سر مزار افراد می‌رویم که در آن صورت عکس‌هایی که با جذابیت زیاد از متوفی بر سر مزار او نصب می‌شود؛ عملاً روح ما را بر همان عکس‌ها متمرکز می‌کند و رابطه روحی و روحانی تقلیل می‌یابد. موفق باشید

37085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیا و لیس ...» در ذات خدا یعنی مقام غیب الغیوبی هم جاری است؟ اگر آری، کل الاشیا در آنجا یعنی جامع بودن چه چیزهایی؟ به سختی توانستم منظورم را برسانم. با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که گفته می‌شود «اتحاد بین ذات الهی و صفات او هست». پس در واقع در آن مقام همه اسماء به جامعیت، عین ذات می‌باشند. موفق باشید

35988
متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد عزیز و فرهیخته: ضمن تشکر از همت عالی و فرآورده های متعالی حضرتعالی، کتاب های شما بسیار و به لطف خدا روز به روز بیشتر و تخصصی تر می شوند و سیر مطالعاتی که قبلا در کانال بارگذاری شده بود مفصل است لذا اگر کسی بخواهد فقط ۱۰ کتاب از جمع کتب ارزشمندتان را مطالعه نماید، به نظر خودتان و لحاظ جمیع جهات، کدام کتبتان را معرفی می فرمایید؟ ممنون از محبت و راهنمایی آن استاد شایسته و پر مهر و صفا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و سپس «آشتی با خدا» و پس از آن «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» و «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی» و کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» و «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» و «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» استفاده کرد. ان شاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید

نمایش چاپی