بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: برهان حرکت جوهری و صدیقین را گوش دادم و نحوه هستی و قیومیت خدا را متوجه شدم و لکن ارتباط اون رو با واسطه فیض متوجه نشدم؟ ممنون راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در «برهان صدیقین» متوجه شویم که هستی عالم، عین ربط به عین هستی است که عین کمال است، پس «بودن» و قیامِ هر مخلوقی به فیض الهی است که حیِّ قیّوم است. همچنان در «حرکت جوهریِ» عالم ماده متوجه می‌شویم عالم ماده عین حرکت است و بقاء عین حرکت، به تجلی فیض دائمیِ حضرت فیاض علی الاطلاق است و موجب بقاء و قیام عالم ماده می‌باشد. موفق باشید

34323

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: آیا با پشیمان شدن از انجام عمل حرام یا قبیح و تصمیم قاطع بر ترک آن و تنفر پیدا کردن از حرام یا قبیح، صُوَر برزخی و قیامتی آن نیست می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! تماماً محو می‌شود در آن حدّی که به ما فرموده‌اند: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آن‌کس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. موفق باشید

34231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: در فیزیک عنوان می‌کنند که انرژی نه بوجود می آید نه از بین می رود بلکه از صورتی به صورتی دیگر تبدیل می‌شود بعد عده ای نقبی می‌زنند که در این صورت مبدا جهان انرژی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفته لاوازیه همواره انرژی تبدیل به ماده و ماده تبدیل به انرژی می‌شود. ولی بحث در این است که ماده اولیه‌ای که این تبدیل در آن صورت می‌گیرد، نمی‌تواند به خودی خود و بدون علت باشد. موفق باشید

34227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد روزتون بخیر: یه سوال داشتم. من به تازگی به لطف خدا و راهنمایی شما سیر مطالعاتی رو سایت شروع کردم. در قسمتی از کتاب «فرزندم این چنین باید بود» اشاره فرمودید به این نکته که تا آگاه نشدیم سکوت اختیار کنیم و یا کم صحبت کنیم و فرمودید ابتدا باید درس بخوانیم و تعلیم ببینیم. بعد از اون تفکر و تدبر و ذکر خدا و ان‌شاءالله اگر قبلمون به حکمت الهی نورانی شد اون زمان میتونیم به تعلیم دیگران زبان باز کنیم. حال سوال بنده اینه حال که اسلام و حکومت اسلامی مورد هجمه بی رحمانه رسانه های دنیاپرست غربی قراره گرفته و می‌بینیم که خیلی از هموطنانمون و یا حتی اطرافیانمون دارن به گمراهی کشیده میشن و فریب این اکاذیب رو میخورن وظیفه منی که تازه ابتدای راه یادگیری هستم و کمترین آگاهی نسبت اسلام و حکومت اسلامی دارم اما به حق بودنشون شکی ندارم چی هست وقتی می‌بینم جبهه ای حقه اما آگاهی زیادی ندارم وظیفه ی من دفاعه یا سکوت؟ و نکته ی دیگه در مورد اجباری بودن حجابه که شبهه ایه که مطرح شده ممنون میشم در مورد این موضوع هم شفاف سازی کنید تا اگاهانه تر عمل کنیم. عذر خواهی می‌کنم طولانی شد قبلا از پاسخگویی شما ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال در حدّی که جدالی پیش نیاید و جنابعالی هم از موضوعی که بنا دارید بفرمایید اطلاعات مفیدی داشته باشید، با آن‌ها در میان بگذارید. ۲. در این مورد خوب است به مباحثی که تحت عنوان «تقابل حجاب و آزادی، چرا؟» شد، رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/11593. موفق باشید

34151

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: یکسال در اعتکاف ۶ جلسه بحث تحت عنوان برکات نظر به نسبت بین وجود خود و صرف الوجود فرمودید. آیا قصد ندارید آن جلسات را بسط و تفصیل بدهید یا به نظرتان همان ۶ جلسه کفایت می‌کند؟ کاش متن این جلسات پیاده سازی و تبدیل به کتاب می‌شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن جلسات بحثی بود در نسبتی که می‌توان بین «اصالت وجود» جناب صدرالمتألّهین با «دازاین» جناب هایدگر برقرار کرد بدون آن‌که بخواهیم یک نگاه را در نگاه دیگر ادغام کنیم. بحث در «اشاره» به انسان بود با دو افقی که آن دو بزرگ در مقابل ما گشوده‌اند. به نظر می‌اید مباحث «بنیان‌های حکمت حضور در جهان بین دو جهان» و مباحثی که در کتاب صد پرسش از حکمت‌های حضور در «جهان بین دو جهان» پیش آمده، جوابگو باشد. البته کتاب اخیر در دست چاپ است و هنوز در معرض نظر کاربران محترم قرار نگرفته است. موفق باشید

34057

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: من یه کارگر ساختمان هستم. گاهی اوقات اتفاق افتاده که دستمزدم را به هر دلیلی غیرموجهی نمیدن و توان گرفتن اون رو هم ندارم. آیا میتونم به نیت رد مظالم و یا کفاره نماز و روزه محسوب کنم؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند توفیق کامل را نصیب جنابعالی بفرماید. عنایت داشته باشید که این نوع سؤالات، سؤالاتی است که باید از مرجع تقلید خود و یا نماینده ایشان سؤال بفرمایید. موفق باشید

38905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

پدرجان راجع به حرف های فتنه انگیز جناب پالیزدار در مصاحبه دیدبان نظرتان چیست؟ این چنین افراد چرا زمانه شان را نمی‌شناسند و با خلط درست و غلط، ارکان انقلاب اسلامی را در نظر مردم کثیف و فاسد و... معرفی می‌کنند، و از طرفی می‌گوید از فساد سیستماتیک عبور کردیم و الان غرق در فسادیم. چرا با این افراد برخورد نمی‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً سواد رسانه‌ای اقتضاء می‌کند که ما به راحتی در این نوع جوّسازی‌ها قرار نگیریم بخصوص در مورد آیت الله یزدی «رحمت‌الله علیه» با آن سوابق خوب قبل و بعد از انقلاب. مهم شعور سیاسی مردم است که بنگرند این نوع سخنان که رسانه‌ای می‌شود با انگیزه اصلاح است و یا با انگیزه‌های دیگر؟ کار آسانی نیست! در عین آنکه هرگز نمی‌خواهیم کوتاهی‌ها و یا غفلت‌های بعضی را که بهانه برای دشمنان انقلاب شده است؛ منکر باشیم. فرزند آیت الله یزدی در واکنش به مصاحبه آقای پالیزدارمصاحبه ای با پایگاه خبری دیدبان ایران دارند که خوب است به آن مصاحبه رجوع فرمایید. موفق باشید

38172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: به حکم آیه «لم یلد و لم یولد» خداوند از آنجایی که زایش ندارد و غم قصه خنده عصبانیت خشنودی و این قبیل احساسات در او راه ندارد چون نوعی زایش است پس این تعابیری که در روایت و قرآن هست که خداوند با فلان کار عصبانی می شود خشم می گیرد یا خشنود می شود راضی می شود بنده تا آنموقع خوب بوده بعد گناه کرده خدا عصبانی می‌شود پس این چیزا ها با توجه به روایت امام حسین در جواب تفسیر الصمد به مردم بصره در خدا نیست پس منظور این احساساتی که خداوند در اثر اعمال بندگان پیدا می کند چیست؟ خودم در نظرم این است که منظور این است انسان با اعمالش جوری رفتار می کند که شایسته چیزی که ما نام آن را خشم یا خشنودی و رضایت می گذاریم از طرف خدا می کند و این خشنودی و عصبانیت ها در ذات او نیست بلکه عدالت او ایجاب می کند با ما آنطور که رفتار کردیم رفتار کند به علاوه فضلش که ما نام آن را حال خشنودی یا عصبانیت می گذاریم حال اگر شما نقدی یا حرفی در تکمیل دارید ممنون می شم بفرمایید با تشکر از شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفته حکما، خداوند محل حوادث نیست ولی همین‌که بنده‌ای از بندگان او طوری عمل کنند که دیگر شایسته رحمت او نباشند و او از رحمت خود دریغ کند؛ به معنای غضب است. موفق باشید

37894
متن پرسش

سلام وقت بخیر: اگرصلاح میدونید حاج آقا یه جلساتی برای متن دکتر داوری و کلا نحوه نسبت گیری با این قبیل سخنان ایشون بذارید چون فکر کنم برای علاقمندان مباحث استاد مسئله لازمی از جهت خود تفکر باشه. فکر کنم اگر استاد حالا یا در جلسه یا خصوصی صوتی شرحی را مفصلا بحث کنید میدان تفکر بازتر میشه. در سوال هم اشاره شده بود که جلساتی ظاهرا قراره صحبت کنند (البته در این موارد باید در جلساتی که پیش می آید فکر کرد، آن هم به انقلابی که بنا است در منظر شخصیت حضرت روح الله به گفته آقای نجاتبخش، ما بسیجی حضرت روح الله باشیم) خود صحبت آقای نجات بخش که استاد به آن ارجاع دادید هم مجمله. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده نیز چنین نظری دارم و در همین رابطه عرایضی در جواب رفیق عزیزمان در سوال و جواب شماره 37893 مطرح شد که راستی! نسبت ما با آقای دکتر داوری باید چه نسبتی باشد؟ نسبتی که بعضی با ایشان دارند و بدون هرگونه اندیشه آزادی، صرفاً نگاه ایشان را پذیرفته اند؟ و یا نسبتی که امثال آقای عبدالکریم سروش در نهایت بی انصافی با ایشان پیش آورده اند؟ و یا نسبتی که می‌توان آقای دکتر داوری را به عنوان یک متفکر مدّ نظر آورد و در عین حال در هویت دینی و معنوی خود با ایشان رابطه برقرار کرد؟ تعبیری که ایشان سالهای قبل در نسبت با بنده ایراد فرمودند عنوان «معلم دین» بود و احترام فوق العاده و تواضع بیش از حدی که برای بنده قائلند که بنده را حقیقتاً شرمنده می‌کنند؛ و نامه ای که سالهای اخیر برای بنده نوشتند حکایت از آن دارد  که می‌توان فهمید که آقای دکتر داوری در عین حضور در تاریخی که به اصطلاح، تاریخِ اصلاح طلبی قلمداد می‌شود، به جای دیگر و به حضور دیگر نیز نظر دارند. و این نکته بسیار ظریفی است که باید برای فهم آقای دکتر داوری به آن فکر کرد و او را در پیامی که در رابطه با آقای دکتر پزشکیان داده اند، خلاصه ننمود. موفق باشید

35879
متن پرسش

اربعین و دوستی در عصر اقتصاد
با سلام: حتماً در جریان هستید که آقای «تادمی» در کتاب ارزشمندش، دوستی در عصر اقتصاد، ترجمه ی کاوه بهبهانی، نشر نی، به طور مفصل به ویژگی های زندگی لیبرالی می پردازد و اشارهای با جزئیات کامل به دوگانه ی برساخت نولیبرالیسم یعنی کارآفرین و مصرف کننده می پردازد. او اشاره دارد که مصرف کننده فیگوری (نمادی) است که خریدکردن اساس درک اوست از کیستی خودش. فرد هویت خود را مصرف کننده بودن می داند و به ویژگی هایش یعنی مصرف لذت در حال و فردگرایی و برندسازی می پردازد. وی می گوید: این فیگور (نماد) تجسد سه درون مایه است: مصرف‌کردن در برابر خلق کردن، زیستن در چارچوب زمان حال و نوع خاصی فردیت سازی. در ادامه به توصیف کارآفرین می پردازد و اعلام می دارد که : کارآفرین، در پی سرگرم شدن نیست، بلکه دنبال فرصت برای سرمایه گذاری می گردد و با همین منش، افراد را به صورت فرصتی برای سرمایه گذاری و بهره برداری از ایشان می بیند و در همین راستا و با این کنش، به محاسبه ی سود و زیان هر کاری و اولویت بندی آن اقدام می کند. او در شاه جمله ی خود اشاره دارد که: نولیبرالیسم به جای اینکه دیگران را انسان هایی برابر با ما داند که ما در کنارشان از این جهان بهره می بریم، ما را تشویق می کند که دیگران را منابع مالی یا رقیب یا اموری برای سرگرمی بدانیم. ایشان در ادامه به ویژگی های دوستی می پردازد و در برخی موارد از حکمت های ارسطو با آن همه ملاحظاتش در دوستی بهره می گیرد. مثلا در جایی ارسطو صراحتا می‌گوید: آن ها که برای خود دوست، نیک خواه او هستند دوستان راستین اند، چون هرکدام دیگری را برای سیرتش دوست دارد و نه برای ملاحظات عرضی. تاد می ریزبینانه می داند لازمه ی دوستی راستین در مقایسه با دوستی برای منفعت و دوستی برای لذت، پیوند میان دو دوست است، پیوندی که در آن یکی به خاطر خود دیگری دغدغه ی او را دارد؛ در نگاه ارسطو یکی از ویژگی های انسان فضیلت مند این است که به درجه ی بالایی از بی نیازی رسیده باشد (البته نه آنقدر بی نیاز که به دوستی هم نیازی نداشته باشد.). همین ویژگی دوستین راستین، قیامی علیه فردیت گرایی و خودمحوری و لذتجویی و زندگی در زمان حل و آینده به شمار می رود و می توانند پایه های روابط مصرف کننده که بر لذتهای زودگذر استوارند و روابط کارآفرینانه که بر پاداش های آتی استوارند را متزلزل کند. از تاد می و نکات نابش می فهمیم که متوجه حضوری غیر از حضور نولیبرالیسم شده، گرچه به اجمال اما قطعا از آن عبور کرده. شاهدم آن نوشته ی سیسرو که در کتابش آورده: ما به انتظار قدرشناسی و سپاسگزاری، مهرورزی و سخاوتمندیمی کنیم؛ احساس دلبستگی خود را به تدبیری برای سوداگری بدل نمی کنیم. نه! چیزی در سرشت ما هست که وادارمان می کند آغوش و قلب خود را بگشاییم. او در ادامه به توصیف ویژگی های دوستی می پردازد که اولین ویژگی آن اعتماد است. او به خوبی اشاره می کند: گفتن در گرو اعتماد به دیگری است و لازمه آن از یک سو نوعی اتکا به گوینده است و از دیگر سو نوعی مسئولیت پذیری را مفروض می گیرد. اعتماد کردن به کسی که به ما سخنی می گوید صرفا این نیست که معتقد باشیم او احتمالا درست می گوید، بلکه اعتمادکردن به خود اوست، به شخص او، و خود را به لحاظ معرفتی در اختیار او گذاشتن است. تاد از وفاداری نیز سخن می گوید: وفاداری به دوست صمیمی در آن واحد هم خودجوش تر است و هم پرشورتر. وفاداری به حمایت یا مراقبت از طرف دیگر ربط دارد چون خطری که دوست را تهدید می کند خطری است که یک دنیای مشترک را تهدید می کند. او به خوبی می داند که دوستی بیش از آن که استوار بر شکلی از اقتصاد باشد، بر هدیه دادن استوار است؛ می گوید: هدیه بخششی است بدون انتظار بازگشت؛ فرق است میان این که گمان کنیم دوست از آدم مراقبت می کند چون دوست آدم است، با بخشیدن چیزی به دوست در شرایظ خاص به این دلیل که این کار باعث شود دوست از آدم مراقبت کند؛ هدیه دادن در دوستی فقط رخداد تازه ای درستر دوستی نیست، بلکه چه بسا در تحول سرشت دوستی نیز نقش تعیین کننده داشته باشد. یکی از شیوه هایی که نولیبرالیسم خودش را بازتولید می کند این است که بر فردگرایی و بی اعتمادی به دیگران صحه می گذارد و با این کار مانع شکل گیری همبستگی اجتماعی می شود. در عوض، پویایی رابطه ی دوستان مراوده ای خلاف این مسیر حرکت می کند. در عجیب نکتهای اشاره می دارد دوستی عمیق نه فقط در شادکامی ما در زندگی نقش دارند، بلکه هم برای ما و هم احتمالا برای دیگران معنا به ارمغان می آورند. همه ی این ها ذکر شد اما ایشان متاسفانه، با پدیده ی بی نظیر اربعین آشنا نیستند. اربعین تجلی دوستی در راه خدا و قیام علیه نولیبرالیسم است. اربعین نوعی زیست با تولید معنا در عصر معنازدگی است. نوعی مبارزه با پوچی گری دوران است که همه را فراگرفته و بلعیده. برای افراد لیبرال مسلکی که درکی از دوستی ندارند، صحنه های نوکری برای زوار امام و اصرار و تمنا برای رایگان بخشی و حتی برخورد جدی با کسانی که امتناع می کنند، غریبه به نظر می آید. آن جا نه لذت برای حال مهم است، نه سرمایه گذاری و چشم انداز برای آینده، آن ها در فردیت امکان زیست ندارند، می‌میرند! آن ها از خودمحوری مبرا هستند و افراد را فرصتی برای لذت جویی یا سرمایه گذاری نمی بینند، آنها با اعتماد کامل به هم‌کیشان خود، جان و مالشان را فدایشان می کند و مانند هدیه انتظار هیچ بازگشتی ندارند. حتی خود تاد می هم انتظاری از دوست بابت جان فدا کردن نداشت! در اربعین به واسطه ی دوستداران اهل بیت، جهانی برپا شده که هر چه مناسبات اعتباری در این جهان است را به هم می ریزد. هرکسی در اربعین شرکت کرده باشد، یک دوره کامل از این کتاب را بدون استاد فراگرفته است. کتابی که حاصل ساعتها اندیشه ورزی و مصاحبه است. اخ فی الله بن مایه ی ریشه کن کردن هرچه اعتباریات از تشکیلات تا رسوم های خاص تا سنت های جاهلی تا روابط مادی دیگر است. جمع شدن خودش اصالت دارد! این جمع شدن برای برکندن بنیان نه تنها نولیبرالیسم، بلکه هرچه سلطه گری و انانیت است کارایی دارد. این گونه می شود که شهید صدرزاده با همین نحوه تربیت به مثابه ی نوعی مبارزه و جهاد، خود را پرورانید و مدافعان حرم را تربیت کرد؛ یا حقیقت اینگونه در کلمات شهید باغانی ظاهر می گردد که: کربلار فتن خون می خواهد؛ این کربلادیدن بس ماجرا دارد. ماجرای کربلا ماجرای خون و قیام است؛ پیام را شما بدهید، خون از ما...

 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید بشر جدید و متفکران عصر حاضر، متوجه ضعف‌های اقتصاد لیبرالی و نئولیبرالیسم شده‌اند و سعی دارند به نحوی از آن ضعف‌ها عبور کنند و البته از آن جهت که هنوز نسبت به معنای انسانِ آخرالزمانی تفکر لازم در آن فرهنگ صورت نگرفته؛ نتیجه کارهایشان عملاً عقیم می‌ماند مگر آن‌که به حضور دیگری فکر کنند. به ما گفته‌اند: «وسعت دید، تنها در دگرگونی افقِ دید ممکن است» چه اندازه این  قاعده در دل پیاده‌روی اربعینی صادق است، آنگاه که هر لحظه افقی از حقیقت در صورت‌های مختلفِ «خادم» و «زوّار» به ظهور می‌آید. تا معلوم شود آری تا معلوم شود، «وسعت دید ، تنها در دگرگونی افق دید ممکن است» زیرا هم «خادم» و هم «زوّار» افقی هستند گشوده در نسبت با همدیگر.
به طوری که ملاحظه می کنید چگونه فرهنگ اربعینی قواعد و ساختارهای اقتصاد متعارف را به چالش کشیده است، و قواعد بازار و تجارت و رابطه عرضه و تقاضا و نیز سود و زیان کارکرد متفاوتی به خود گرفته‌. و نفع شخصی جای خود را به نفع اجتماعی و ایثار داده است. در این فرهنگ خدمات اجتماعی فقط وظیفه دولت نیست.، عرضه‌کنندگانی که توان رقابت ندارند از بازار خارج نمی‌شوند. هدف عرضه‌کننده فقط کسب سود نیست و هدف تقاضاکننده نیز فقط مطلوبیت مادی نیست. اقتصادی که پیوند با فرهنگ دارد؛ از نوع توحیدی‌اش! این است آنچه در پیش است در تاریخی که ادامه تاریخ غرب‌زدگی ما نیست. موفق باشید     

35544
متن پرسش

سلام: خلاصه کلام اینکه راستش من نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم و شهوتم رو کنترل کنم ولی باز از سر هوسرانی به سمت شهوات میرم وظیفه من چیه؟ باید چیکار کنم؟ یه مدت مثلا یه هفته خوب میشم باز روز هشتم نهم روم فشار میاد و اثراتش تا دو سه روز هست و بعد اون باز تا حدود هفت هشت روز میتونم خودم رو کنترل کنم. در فضایی قرار دارم که غالبا آدم های صالح و پاکی هستن و این وضعیت خیلی من رو اذیت میکنه و نماز شب هم ازم فوت میشه و توفیق قرآن خوندن هم پیدا نمی‌کنم. لطفا کمکم کنید کم کم دارم مایوس میشم و این خیلی بده و تا مدت زیادی روی آدم تاثیر میزاره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً شرایط برای جوانان عزیز ما بسیار سخت و بحرانی است ولی لطف الهی هم در این شرایط در صحنه است. و در همین رابطه خداوند می‌فرماید اگر شرایط ازدواج برای جوانان فراهم نبود؛ «يُغنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ ﴿۳۲/ نور) خداوند به فضل خود به نحوی جان آن‌ها را نسبت به آن میل، مستغنی می‌کند به آن معنا که آن میل، قدرتِ خود را از دست می‌دهد به نور واسع و علیم‌بودن حضرت حق. مطمئن باشید اگر عفت خود را محفوظ بدارید برکاتی در روح و روان‌تان جاری می‌شود که تصور آن را هم نمی‌کردید. به همین جهت فرموده‌‌اند: «در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است / ورنه هر گبری به پیری می شود پرهیزگار»
از آنجا که جوانی فصل نشاط و هیجان است، شیطان می خواهد که جوان شور و نشاط خود را در معصیت خدا صرف کند و به احادیثی همچون حدیث ذیل از رسول خدا صلی الله علیه و آله ــ که جوان را به اطاعت خدا دعوت می کند ــ بی اعتنا باشد. «إنَّ اللّه یُحِبُّ الشّابَّ الَّذى یُفنى شَبابَهُ فى طاعَةِ اللّه؛ خداوند جوانى كه جوانى اش را در اطاعت از او بگذراند دوست دارد.»
از راه‌های عبور از چنین خیالات، جایگزینی‌های مثبت است مانند مطالعه و ورزش و حضور در جلسات مذهبی و اُنس با رفقایِ ایمانی. موفق باشید      

 

34959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمة الله: آیا اکثر چیزهایی که تجربه گران در برنامهٔ زندگی پس از زندگی تجربه کرده اند تجلی نفس آنها برای خودشان نبوده؟ تا اینکه تحقیقا در برزخ با صور واقعی روبرو شده باشند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور است که می‌فرمایید. خوب است در این مورد به نکاتی که استاد عابدینی متذکر شده‌اند، توجه شود: https://eitaa.com/matalebevijeh/13573. موفق باشید

34940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: نظرتون‌راجع به صحبتهای آقای خامنه ای در باره رفراندم چیست؟ دیروز گفت رفراندم یعنی چه و مگر مردم قدرت تحلیل همه مسایل را دارند؟ درکجای دنیا اینکار رو می کنند و... ۲۰ خرداد ۹۷، آقای خامنه ای در دیدار با دانشگاهیان گفت: «دموکراسی و مراجعه به آرا عمومی یک شیوه مدرن و پیشرفته است که همه دنیا قبول دارند" و گفت پیشنهاد ج.ا به عنوان یک حکومت منطقی این است که «برای تعیین نوع حکومت کشور فلسطین به افکار عمومی مردم فلسطین مراجعه کنید و یک رفراندوم راه بیندازید» و در نهایت از جامعه جهانی پرسید: آیا این نظر بدی است.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی موضوع مهمی که سرنوشت یک نظام به آن مربوط است را باید رفراندم تکلیف آن را روشن کند؛ این غیر از آن است که هر جریانی برای هر موضوعی که به نظرش مهم می‌آید، پیشنهاد رفراندم کند و بنا به پیشنهاد آن دانشجوی محترم در هر موضوعی رفراندم کنیم تا اختلاف پیش نیاید. در این این صورت نه‌تنها رفراندم دائمی موجب تشنج جامعه می‌شود، بلکه دیگر جایگاهی برای پارلمان نمی‌ماند. موفق باشید

34800
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیک و ریحانه: پیشاپیش از زبان درازی و بی‌ادبی خویش خدمت جناب استاد و عزیزانی که در این سایت شریف خدمتگذاراند عذرخواهم و طلب حلالیت دارم و از همه‌ی عزیران زحمتکش آستان معارف اهل بیت صمیمانه تشکر می‌کنم. باز هم می‌بایست ببخشید از این‌که باعث اتلاف وقت عزیزان می‌شوم، یا خدای ناکرده خواندن این نوشته‌ی ناچیز حقیر فرصت مطالعه‌های ناب را از شما استاد عزیز و دیگر عزیزان سلب می‌کند. راهیان نور، بشارت افق توحیدی انقلاب اسلامی بود به آن معنا که:

در مسلخ عشق جز نکو را نکُشند/ روبه صفتانِ زشت‌خو را نکُشند

 گر عاشق صادقی ز مردن مَهراس/ مردار بُود هر آن‌که او را نکُشند

 پدیده‌ی شهادت، حقیتی بود که با اسلام به صحنه‌ی حضور بشر در تاریخ قدسی‌اش نمودار شد. انسانی که خواست در صحنه‌ای بس متعالی‌تر از زندگی طبیعی و مادی فراتر از نگاه عرضی انسان‌ها به یکدیگر در افقی گشوده‌تر در معنای زندگی انسان‌ها حاضر شود، لذا خداوند برای چنین انسانی، شهادت را باب ورود به این صحنه قرار داد. شهادت، انتحار ماده است به معنای گشودن ساحت غیب در معنای زندگی انسان، به معنای بودنی فراتر از بودن زندگی حیوانی و گرایشات و تمایلات عالم دنیا. شهید، افق معنایی از زندگی را پیش روی تاریخ می‌بیند و برای گشودنِ نظرگاهی که عالم مدرن برای به غفلت‌بردن این ساحت، انسان‌ها را با طعمه‌ی وَهم و خیال در دامن نیهیلیسم می‌پروراند به صحنه می‌آید. شهدا از بدو تاریخ ظهور اسلام، رافعِ حجاب ظلم و کفر و استکبار بودند. شهدا، دست گشوده‌ی باطنی عالمند که از آستین حق به صحنه‌ی تاریخ ظهور می‌کند تا تاریخ را از لوث بی‌معنایی و تنگنای ظلم و کفر و نجاست استکبار آزاد کند. شهید به فرموده‌ی امام (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) قلب تاریخ است و قلب، علاوه بر آن‌که محل اِشراق مناسبات توحیدی است، مظهر دگرگونی و تحولات نیز می‌باشد. شهید، علاوه بر آن‌که در تجلی توحیدی زمانه‌ی خود حاضر می‌شود و محل اشراق نور می‌گردد، صرفاً قابل و محل پذیرش اشراق حقیقت نیست، بلکه فاعلِ اشراق توحید تاریخی نیز می‌باشد. اساساً شهید، منزل سلوکِ توحیدی تاریخ است که در زمانه‌ی ظلمت برای به ظهورآوردن نور قدسی الهی در برابر توهم عالم مدرن که معنای انسان را ربوده است، به میان می‌آید تا دست انسان‌ها را بگیرد و از تاریخ پوچی‌های بی‌معنا و سرگردان و تحیّر در میان «مکر و لیلِ» زمانه نجات دهد.

آری! می‌توان گفت شهید، تابش نور الهی است به جامعه‌ای که می‌خواهد در نظام تمدنی خویش حاضر شود و نظامات اجتمای برساخته از اندیشه‌ی توحیدی را در نظام برسازد. ما به شهدا در نگاه کلان تمدن توحیدی خویش هم «محتاجیم» و هم «مدیون»؛ نه می‌توانیم او را نادیده بگیریم و نه می‌توانیم به راحتی این اشراق را بفهمیم. و دقیقاً جنس حضور در «راهیان نور» از این قبیل است: (درک جایگاه شهادت در تاریخ توحیدی عالم). قرار است با حضور در آن دیار بر وجه الهی شهدا نظر کنیم و افق‌های آینده‌ی قدسی خود را بیابیم، نه آن‌که در دامن توهّمات و تخیلات موجود، سفری مذهبی را تجربه کنیم. باید بستر «راهیان نور» را در وجه اصیل شهادت و نظرگاه توحیدی شهید به تاریخ آِنده ی بشر دنبال کرد تا نتایج آن را در دل صنعت و اقتصاد و تجارت و سبک زندگی و....(نظامات اجتماعی) بیابیم.

«راهیان نور» مقدس است، چون محل شروق نور الهی است بر تاریخی که با انقلاب اسلامی در مقیاس تمدنی نوین به روی بشر گشوده شد تا معنایی جدید و انسانی جدید را به صحنه‌ی امروزین عالم بیاورد، انسانی رهیده از شرق و غرب و بشری فوق تحیّر زمانه‌ی بی‌معنایی. انسانِ امروز معنای خود را گم کرده است و این در دل این سرزمین‌های خاکی قابل یافتن است. نگفتم قابل فهم است. سخن از «یافت» و «جستن» و «پیدایی» گفتم تا بدانیم در دل این سرزمین‌های مقدس باید سرا پا گوش شد تا ندای سخن حق در عالم را از آن مأمن بیابیم و گشودگی انسان را فرای ساحت مادی و زمینی‌اش درک کنیم. انسانی که امروز غرق در تمتع عیش و نوش زمینی شده است باید لذت انسی را بچشد که ضریب هوشیاری‌اش صدها برابر ساحت زمین است. بنابراین آن جا باید گوش‌ها را تیز کرد و نگاه‌ها را تیزتر، تا آنچه رخداد توحیدی است را در دل بیابان‌های فکه و شلمچه و طلاییه بیابیم و در دل آن معنای جدیدی از انسان حاضر شویم.

آری! می‌دانم که سخن در اجمال و یا ابهام است اما چه می‌توان بیش از این گفت وقتی سخن از اشراق و ابصار توحید و عالم قدس است؟؟؟!! ما در عالم مادی دنیا با هزاران حجاب می‌خواهیم سخن از ساحت معنا بزنیم!! خوب معلوم است که در حجابِ الفاظ نمی‌توانیم خوب از آن عالم سخن بگوییم لذا در زبان، دچار لکنت هستیم آن‌هم لکنتِ تاریخی و این به خاطر دردی است که از عالم مدرن به جان‌مان افتاد، هم گوش‌ها را دچار بدفهمی کرد و هم زبان ما را به لکنت انداخت، و گرنه بشر بیش از پیش آماده نیوشای سخن حق است و نمونه‌های این شنیدن و تصدیق را کم نداریم. نمونه‌ی بارزش همین تشییع‌ شهدا و همین انقلاب توحیدی اسلامی و همین حاج قاسم‌ها و حججی‌ها و آوینی‌ها و خرازی‌ها و چمران‌ها است .

بنابراین «راهیان نور» بستر قرارگرفتن در افق معنای انسان آخرالزمانی است که از پوچی و بیهودگی رنج می‌برد. اما چه باید کرد؟؟؟ گفت: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس/ خودْ راه بگویدت که چون باید کرد»، تو فقط برو و هیچ مپرس، که شهدا خودشان آداب میزبانی می‌دانند. فقط می‌شود اینگونه اشاره کرد که بایست در این مکان‌های مقدس با نظر به انسانی جدید و آینده‌ای قدسی و راه‌های عبور از بی‌معنایی و اومانیسم و خودبنیادیِ بشر حاضر شد تا «حقیقت» به سخن آید.

یک وقت دوستی در شرهانی در آن محل نزول و اجلال ملائکه و در آن سرزمین که محل سجده‌ی ملائکه است پرسید: این‌جا باید چه کنیم؟ یا به دنبال چه باشیم؟ دیگری به رندی پاسخ داد: آمدیم جستجو کنیم «خود» را با خدا روبه‌رو کنیم، به نظر می رسد «خود» را باید در ترجمان «خود» در «راهیان نور» در دل انقلاب اسلامی تجدید نظر کنیم و از وجه‌ی دیگر که به حاشیه رفته است سخن‌ها بگوییم تا انسان‌ها را در این سرزمین‌های مقدس با خودشان، با آن «بودن اصیل» که می‌توانند با انقلاب اسلامی در صحنه‌های اجتماعی حاضر شوند حاضر کنیم و باید «راهیان نور» را اشارت و بشارت این حضور در آینده‌ی انقلاب اسلامی بدانیم و از این بستر مقدس، انسان را از رنج بی‌عالَمی دوران برهانیم، فقط می‌ماند که زیرکی می‌خواهد و فراستی مؤمنانه که اشارت، نه دستوری است و نه اداری، بلکه اشارت است و بشارت که انسان در افق فطرت درونی خودش آن را دارد. فقط باید بدان رجوع کند تا آن را بیابد، مانند آن هزاران دختر و پسری که در این سرزمین‌ها با ارتباط با شهدا برایشان اتفاق افتاد. جای آن را دارد که پدیدارشناسی کنیم که دقیقاً چه اتقاقی می‌افتد که با هزاران سخن و نصیحت و کتاب و ... نمی افتد ؟؟؟ این‌جا چه ساحتی است؟! و انسان چگونه خود را در برابر حقیقت می‌تواند از پوچی و بیهودگیِ خیالات و توهّماتِ این سویی برهند؟ هرکدام از این‌ها نیاز به سخن‌ها، حرف‌ها، مطالعات و گفتگوها دارد که می‌شود تحت عنوان «انسان و امکان‌های عبور از عالم بی‌معنایی» سخن‌ها گفت. به نظر می‌رسد «راهیان نور»، همان بسطِ «وجود» است که انسان از درون می‌یابد، حقیقت وقتی ظهور می‌کند انسان را در بر می‌گیرد نه آن‌که انسان بخواهد به تمام حقیقت دست پیدا کند. آری! می‌تواند از حقیقت سخن بگوید و گزارش دهد، اما این حقیقت است که حاضر می‌شود و او می‌تواند در این حضورِ حقیقت با آن مرتبط شود و انس بگیرد و از آن بهره ببرد. خود شهدا هم در صحنه‌ی دفاع مقدس در دل حقیقتِ قدسی که با انقلاب اسلامی به میان آمد حاضر شدند و حقیقت بود که آنان را در برگرفت و شدند «مظهر معنابخشی آینده‌ی پیش رویِ تاریخ انسان‌ها»، و خدا می‌داند که اگر می‌توانستیم شهدایمان را به عنوان مظهر تجلی عشق و ایثار و معنا در برابر انسان ها به میان آوردیم، جهانی را در دل انقلاب اسلامیِ خود حاضر می‌کردیم و انسان‌هایی را از مرگ خاموش نیهیلیسم نجات می‌دادیم. آری! نه آسان است و نه ساده، و نیاز به سخن‌ها دارد و اشارت‌ها و عبارت‌های مسأله‌ساز و معنابخش، که باید با انسان امروز در میان گذاشت. اما ببیند انسان‌ها از بی‌عالمی و بی‌معنایی و پوچی به سراغ انسان‌های بی‌معنا در این دوران رفته‌اند که نه انسان را می‌فهمند و نه دوران را و نه تاریخ را، غرق‌اند در پوچی فزاینده‌ی عالمی که نتیجه‌اش یا خودکشی است و یا رسوایی و یا هرزگی بی‌انتهای از هر ارزش اجتماعی و اخلاقی.

سخن زیاد است و مجال در این نوشتار کم، و نیازمند وسعتی برای گفتگوهای تاریخی در برابر انسداد معنایی انسان در زندگی و سردرگمی‌اش در زمانه‌ای که پشت به حقیقت در جاده‌ی نیهیلیسم در حال تفرج است و سُکرِ عالم مدرن او را دچار خودفراموشی یا آلزایمرِ تاریخی کرده است. به خدا می‌دانم که گاهی سطرسطر برخی از این جملات نیازمند شرحی جداگانه و بسط و تفصیلی مجزا دارد، اما چه می‌شود که همین مقدار را هم با شرمساری در برابر حقیقت و اظهار شرمندگی از انقلاب و شهدا می‌نویسیم تا اشارتی باشد برای تفصیل‌های بعد.....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنچه فرمودید و چه خوب هم فرمودید؛ حقیقتاً اشاراتی بود که با حضور در مقتل شهدا در کاروان «راهیان نور» پیش می‌آید. مواجهه‌ای که تا این اندازه انسان را از رنجِ بی‌معنایی و نیهیلیسم آزاد می‌کند تا انسان به معنای واقعی خود با انقلاب اسلامی که پیش آمده است، نظر کند. از خود باید پرسید در تاریخی که چنین شهدایی به میان آمدند: شجاعت همراه با خِرد را که در این تاریخ در حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و در کلیّت انقلاب دیدیم، کجا و خشونتِ کور همراه با بی‌خردی که در دشمنان انقلاب مانند صدام و حاکمان آمریکا دیدیم، کجا! ما بالاخره در چنین تاریخی حاضریم و در مقابله با این دوگانگی‌ها باید صرف نظر از ضعف‌های جزئیِ یک جبهه و خوبی‌های ظاهری جبهه دیگر، کلیّت یکی از آن‌‌ها را انتخاب کنیم و اگر در جبهه حقی که پیش آمده حاضر نشویم، عملاً در جبهه باطل قرار داریم.

آنانی که به خاطر دنیای آفریده ذهن خود، همه اصول انسانی، مگر هوس و قدرت را ردّ کرده‌اند، عموماً گرفتار پوچی شده‌اند، هرچند بالاترین بها را برای زیستن بر طبق امیال خود پرداخته‌اند ولی به هر حال به انسان‌هایی تبدیل می‌شوند که یا می‌خواهند بمیرند و یا می‌خواهند سبب مرگ دیگران شوند؛ هر دوی آن‌ها محروم‌شدگانِ زندگی حقیقی و از پا درآمده‌های هوسِ خویش‌اند.

نمی‌خواهم اطاله کلام دهم، مایلم کاربران عزیز به مطالعه متن خود شما مشغول شوند و در آن متن به گفته خودتان: «در ترجمان خود، در دل انقلاب اسلامی تجدید نظر کنند». تا آغازی باشد برای آغازی دیگر. به همان معنایی که جناب مولوی با نظر به چنین آغازهایی می‌فرماید:

پس عدم گردم عدم چون ارغنون ** گویدم که انا الیه راجعون

موفق باشید     

34790
متن پرسش

 به اسم سرای عاشقان: بیدارتر از بیداریِ رایج چه می‌توان گفت از غروب طلاییه؟! چه می‌توان روا داشت از کرور کرور عشقِ جاری در دارخوین؟!! نگاه نافذ حاج حسین و لبخند زیبای عَلَم الهدی در هویزه، از ما چه می‌خواهد؟ یا زهرای (س) عملیات فتح المبین در دل خویش چه پهلو شکستن‌هایی را جنون داده است!! و در وصفِ بی‌توصیف کربلای این‌جا می‌توان گفت: این کشته‌ی فتاده به هامون، حسین (ع) توست.

اولاً: سپاس فراوان از شما برای این راهیان عشق. ثانیاً: آنچه مرا فرا گرفته نگاه نافذ حاج حسین در دارخوین است که سخن می‌گفت و سخنش، جان را می‌تراشید و در قلب رسوخ می‌کرد، اما افسوس از تمام‌شدن‌ها! افسوس از زیر و روشدن‌های قلب! افسوس از لشکریان جهل که غالب می‌شوند!! قلب آه می‌کشد و درد، جای خود را نشان می‌دهد و هر رفتار مستی را روانه‌ی قلب می‌کند و می‌گوید: تو این را می‌خواستی، من از من خسته نشدم، چرا که توهّمی بیش نیست. این‌جا فقط دو لشکر، نقش بازی می‌کند: «عنایت محبوب» و «عدم آن»، اما افسوس از شراره‌های عاشقانه‌ای که خاموش می‌شوند. دردِ دلی که آن‌قدر خود را در باتلاقِ کثرات غرق می‌کنیم که دیگر نشانی از آن نمی‌ماند، هرچند هست. چه کنم تا در کوچه پس‌کوچه‌های مسلخِ عشق، این درد فراموش نشود؟!! تا ناله‌ی مستانه شود تک‌تک لحظه‌های قربِ وجود. راه، مشخص است، آری! اما کنون مثل مجنونیم که لیلایش از دست رفته! نمی‌داند بنشیند گریه کند و عزا بگیرد، یا برخیزد و دنبالش رود!! گرچه «ای برون از وهم و قال و قیل من/ خاک بر فرق من و تمثیل من». آری! اگر هستی هست، لیلی است، لیک منِ گرفتار توهّم‌، حال! هستی می‌طلبم. می‌دانم سید علی ۴٠ ساله سید علی شد، شاید اصلاً دردی احساس نمی‌کنم! اما خوبِ خوب اشتیاقِ جان را وجدان می‌کنم، چه کنم تا نگاه حاج حسین بماند؟ تا قربِ وطن شهید درویشی سرودِ جان بخواند؟!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که عرض شد شهید حاج حسین خرازی https://eitaa.com/matalebevijeh/13112 «حکایت رازی است از رازهای این تاریخ». و آینه‌ای بود تا اراده و عزم خداوند را جهت تحقق تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شد؛ در او بنگریم و «آینه یعنی صورت و معنی». آینه‌ها، صورت‌هایی هستند که به امری ماورای آنچه در آینه مشاهده می‌شود، اشاره دارد و اگر بتوانیم به معنایی که آن صورت‌ها بدان اشاره دارند، نظر کنیم در واقع «در دلِ انگور، میّ را دیده‌ایم». و این رازِ حضور در این تاریخ است که تنها با سرمستی الهی می‌توان از سرمستیِ حاصل از ظلمات کفر این دوران عبور کرد. عرایضی در شرح غزل شماره ۱۲۳ در حال تدوین است. امید است سخنی باشد برای درک آینه‌هایی مانند حاج حسین خرازی و دیگر آینه‌هایی که شخصیت آن‌‌ها اشاره به حقیقت این تاریخ است. موفق باشید     

34610

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

۳۴۵۸۰ با سلام خدمت استاد عزیزم: در جوابی که برای سوال ۳۴۵۸۰ فرمودید می‌خواستم سوال دیگری را از خدمتتون بپرسم. من همیشه در خلوت خود با نوشتن و مطالعه انس داشته ام می‌توانم بگویم از سن ۱۲سالگی تقریبا دلنوشته هایی را در خلوت هایم داشتم که هنوز هم دارم، بعد از ۲۷سال و سیر نوشتن هایم جوری بوده که میتونم بگم الان من حس می‌کنم این نوشته ها از جانم بوده و از یه ندای درونی که منو به خدایم وصل می‌کرد ببخشید توصیفش سخته. این نوشته ها و خلوت هایم راه گشای من در مسیر زندگی و نزدیکیم به خدا و اهل بیت شده و مسیرم را از اعتقادات خانواده و برخی دوستان خویشانم جدا کرد. که هم تلخ بود و هم شیرین. استاد من بی انس با خلوت و مطالعه نیستم علامه هم نیستم الان جایی که گیر کردم بیشتر مربوط به روابط بیرونیم با آدمها و دنیای اطرافمه. این خلوت ها و این مسیری که توش افتادم (که یکیش هم علاقه شدید به راه پر نوریست که شما برویم گشودید و این راه و این فکر معنای زندگی و حیات من شده و هدف من شده) اینها من رو تنها کرده تو این دنیا، چون نه خویشانم در این مسیر هستن نه دوستانم نه شوهرم و این تنهایی بعضی وقتا منو میترسونه مثل حضرت مریم که از قضاوت مردم درباره بارداریش ترسید و به بیابان ها پناه برد. استاد من نمی‌دونم الان کجای مسیرم. اصلا بعضی وقتا اینقدر می‌ترسم و شک می‌کنم که حس تهی شدن پیدا می‌کنم. نمی‌دونم باید در خلوت هایم بمانم و به قول شما مطالعات و تفکراتم را ادامه دهم یا باید از این خلوت بیرون بیام و در اجتماع حاضر بشم و به بروزی در دنیای بیرونم داشته باشم؟ نمی‌دونم کجا باید برم و با چه کسانی باید انس بگیرم و هم سفر شوم! و هزاران بار خدا را شکر می‌کنم که مرا به این مسیر آورد من راضیم از راهی که در این ۳۹ سال آمده ام البته تلاشم کم بوده و تنبلی هابی هم داشته ام که به امید خدا تلاش هایم را بیشتر می‌کنم. استاد کمکم کنید لطفا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری ۱. به مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» باید اقتدا کرد که چگونه در اوج حضور با حضرت محبوب و با آن خطبه‌های آسمانی چگونه با مردم گرم می‌گرفتند و شوخ‌طبعی پیشه می‌نمودند، زیرا از انسانیتِ انسان‌ها غافل نبودند. و به گفته مرحوم آیت الله حسن‌زاده آملی:

بُوَد مرد تمامي آن كه از تن‌ها نشد تنها        ولكن به تنهايي بود تن‌ها، و با تن‌ها بود تنها

۲. حضور در صحنه‌های انقلاب و تذکر به مقاومت در راهی که خداوند برای ما مقدّر کرده است، انسان را گسترده و گسترده‌تر می‌کند به همان معنایی که فرموده‌اند: «دل با یار و دست در کار». موفق باشید

34375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: دلایل ابن سینا درباره لذت و الم و آثار معاد که آن را روحانی و درونی و رؤیا گونه و مثالی می داند چیست؟ ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهت حقیقت نفس سخن جناب ابن سینا سخنِ همه اهل حکمت است. منتها جناب صدرالمتألهین نکته‌ای را اضافه کرده‌اند که همان احوالات درونی و روحانی است که تجلی بیرونی می‌کند و معاد جسمانی بدین معنا از طریق ایشان مطرح شد. موفق باشید

34239

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: لطفا نقش و تأثیر شهید سلیمانی را در شکوفایی و بیداری فطرت های انسانی با توجه به شرافت و کرامت ذاتی انسان ها بیان بفرمایید. آیا تاثیری بر سازماندهی و جهت دهی ظرفیت های مردمی دارد؟ چگونه؟ عرفان عملی و معنویت حماسی به عنوان گوهر ادیان هستند؛ نقش شهید سلیمانی به عنوان یک انسان وارسته در عرفان عملی، و با توجه به تلفیق حماسه و عرفان در وجود ایشان، در وحدت بین اقلیت های دینی در کشور و پیروان ادیان در دنیا چگونه است؟ لطفا براساس فلسفه صدرایی و معرفت فلسفی اسلامی به این سوالات پاسخ بدهید. لطفا منابع فلسفی و عرفانی را که در فهم عمیق تر این مسائل کمک می کنند را معرفی کنید که ان‌شاءالله طی پژوهشی به نتایج عمیق در این مسائل برسم. متشکرم از شما و دعای گوی شما هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که بشر جدید ظرفیت آخرالزمانی دارد و طالب حضور در نهایی‌ترین حضور است که آن مأواگزیدن در نظامی است که منوّر به مبانی توحیدی است و مقابله با ظلمانی‌ترین جبهه؛ شهید حاج قاسم سلیمانی نماد چنین بشری شد و هر اندازه انسان‌ها در چنین حضوری حاضر شوند، بیشتر احساس می‌کنند در نزد خود هستند. موفق باشید

34232

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: عده ای معتقدند خداوند فقط جهان و قوانین آن را آفریده و الان دیگر اثر و تدبیری در عالم ندارد گویا توحید ربوبی را نفهمیده یا انکار می‌کنند در این خصوص برهان و یا ادله عقلی نقض کننده چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألهین در «برهان صدیقین» روشن می‌کنند که جهان در ذات خود و در امکان ذاتی‌اش، عین فقر است و همین‌که ارتباط آن با مبدأ اعلی قطع شود، نابود می‌گردد. به گفته جناب شیخ محمود شبستری:  به اندک التفاتی زنده دارد آفرینش را / اگر نازی کند در هم فروریزند قالب‌ها

موفق باشید

34161

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: ۱. نمی‌دانم چرا اکثر علما و سخنران های ما در تعریف دین و سلوک فقط بر جنبه فردی (رعایت حلال و حرام؛ یا بحث استاد و چله رفتن و....) تاکید دارند. مگر نباید این سلوک فردی در جامعه نقش داشته باشد؟ ۲. مگر سلوک اجتماعی (کار برای جلو بردن انقلاب و رسیدن به امام زمان) بالاتر از سلوک فردی نیست؟ ۱. چرا علما در زمان و سلوک آیت الله قاضی ها مانده اند؟ آیا جوان ما با این سلوک جلو می‌رود به راستی سلوک فردی به تنهایی چقدر می‌تواند در تعالی یک شخص در این زمان موثر باشد.؟ ۴. مگر ما استادی بالاتر از این انقلاب و رهبر در این تاریخ داریم؟ ۵. چه شده است که در تعریف اهل بیت فقط به گفتن تاریخ و ذکر مصیبت اکتفا می‌کنیم؟ پس برای ما چه گفته اند؟ هدف چه بود؟ جوان ما چه کسی را الگوی خویش بداند؟ ۶. تا کی می‌خواهیم در بی تاریخی زندگی کنیم. چرا نباید به لسان جوانان صحبت نکرد؟ ۷. به راستی که هر کس رابطه دلی با این انقلاب و رهبر ندارد در چه جهانی و با کدام خدا هم کلام است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نکته مهمی را متذکر می‌شوید. عرایضی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» شده است. آری! در آن شرایط که شیعه در موضع حکومت نبود، بیشتر در موضوعات وظایف فردی باید تذکر داده می‌شد. ولی امروز که به گفته حضرت امام بسیجیان واقعی ره صدساله را یک‌شبه طی می‌کنند، در کنار سلوک فردی، سلوک اجتماعی و فرهنگ مقابله با استکبار بسیار کارساز است. ۲. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره 34155 رجوع فرمایید. عرایضی در سؤال و جواب‌های رفقا شده است که می‌تواند نسبت به سؤالات جنابعالی راه‌گشا باشد. بخصوص جواب سؤال شماره 34090 . موفق باشید

34048

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: لطفا درمورد نظم جهانی جدید راهنمایی می‌فرمایید. جایگاه ایران در این نظم جهانی چه می باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌دانید که این موضوع عرض عریضی دارد و در محدوده یک سؤال و جواب نمی‌گنجد. پیشنهاد می‌شود گفتگویی که آقای دکتر سید مهدی ناظمی با روزنامه فرهیختگان داشته‌اند را مورد مطالعه قرار دهید به امید آن‌که إن‌شاءالله بابی از تفکر را برای شما بگشاید: موفق باشید

متن کامل این یادداشت در دو قسمت:

http://fdn.ir/75780

http://fdn.ir/75838

33523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: معنی عبارت: «قیام صور مثالی به نفس، قیام فعل به فاعل است نه قیام حال به محل» چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث، مباحثی است که باید در مدرسه مطرح شود و طیّ گفتگویی متقابل روشن گردد. موفق باشید

33455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من خواستم من را در بدنم پیدا کنم. (منظور از من، یعنی آن یکی که عین یکی بودن و وحدت است. من احساس می‌کنم که یکی هستم) برای همین من در بدنم دنبالش گشتم. محتمل ترین جا مغز بود. در آنجا گفتم کدام سلول است که هم ببیند، هم بشنود و.. اینچنین سلولی پیدا نکردم. نتیجه گرفتم من جایی در بدن نیستم. اما با این وجود احساس می‌کنم که هستم. نتیجه گرفتم که من هستم اما مکان ندارم. نظر شما در مورد این مطالب بالا چیست؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مسائل در مباحث «معرفت نفس» به‌خصوص در بحث «ده نکته در معرفت نفس» از مطالب اولیه و بدیهی است. به نظر می‌اید  مباحث  به طور منظم و از مسیر درستی دنبال نشده. وگرنه اساساً نباید این‌گونه سؤالات برایتان پیش می آمد. بهتر است همان مباحث را دنبال بفرمایید. موفق باشید

33415

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در بحث کشف عارف، شما می فرمایید: آن کشف را به کشف معصوم ارایه می دهید، اگر مخالف بود آن را رد می‌کنید. سوال مگر چقدر کشف از معصوم در اختیار ماست؟ اگر می شود توضیح دهید. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نسبت با حقیقت، ملاک سیره و گفتار معصوم است و این در هر کشفی کمک‌کار می‌باشد. مهم کلیاتی است که در سیره و سخن معصوم اعم از قرآن و روایت مدّ نظر ما باید باشد. موفق باشید

32608

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسلام خدمت استاد عزیزم بسم الله الرحمن الرحیم افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد عرض ادب و احترام خدمت همه عزیزان اول صحبت‌هام عرض میکنم که تا آخر این کنفرانس با ما باشید تحلیل اتفاقات منطقه و پیش‌بینی اتفاقات منجر به ظهور و تحقق یکی از بزرگترین قواعد و یک علامت بزرگ در روند اتفاق شریف ظهور رو براتون توضیح میدم چندی قبل در مورد بحران انرژی در دنیا در پی جنگ روسیه و اوکراین هشدار داده بودم چند اتفاق عجیب در حال حاضر در حال رخ دادنه چرا روسیه جنگ اوکراین رو داره فرسایشی میکنه؟ این عمل همونطور که قبلا عرض کردم به دلیل فشار حداکثری بر روی کشورهای اروپایی و آمریکاست در چند کشور اروپایی تظاهرات های مردمی در حال رخ دادنه و به شدت داره این اخبار سانسور میشه تا به کشورهای دیگه سرایت نکنه وضعیت انرژی در اروپا به شدت وخیمه روسیه که تامین کننده اصلی انرژی اروپاست داره جنگ رو فرسایشی میکنه و نمیگذاره که قیمت نفت و گاز پایین بیاد و این داره کمر اقتصاد اروپا رو میشکنه باز هم میگم اگر دیدید که تا چند وقت دیگه چند کشور اروپایی دچار آشوب سراسری و فروپاشی شدن اصلا تعجب نکنید گلوبالیست ها به دنبال ایجاد بحران انرژی بودن ولی فکرش رو هم نمیکردن که اوضاع از کنترل شون دربیاد پارسال پیش‌بینی کرده بودیم که دلار با سر سقوط خواهد کرد این اتفاق به نزدیک ترین زمان خودش رسیده پوتین در جلسه هیئت دولت اعلام کرده که طی چند روز آینده تمامی معاملات و مراودات مالی روسیه و فروش نفت فقط و فقط با روبل روسیه انجام بگیره و این یعنی پوتین در حال تقویت پول ملی روسیه در برابر دلاره در قرارداد بزرگی هم که بین روسیه و عربستان بسته شده هر گونه معامله نفتی با عربستان فقط با پول طرفین انجام میشه این یعنی یک شکست عظیم برای دلار امریکا و یک فرصت طلایی برای ایران این رو خدمتتون عرض خواهم کرد قبلا گفتم که ونزوئلا که تحت تاثیر سیاست‌های ایرانه هم دست رد به سینه آمریکا زده به همین جهت آمریکا مجبوره بیاد سمت عربستان بعد هم عرض کردیم که به زودی پالایشگاه نفتی آرامکو عربستان توسط انصارالله زده میشه پیش‌بینی دو سال قبل بنده امشب اتفاق افتاد و اون این بود که انصارالله به دنبال زدن مخازن نفتی آرامکو ست که اون زمان عرض کردیم که اگر این اتفاق بیفته اطفای حریق اون دیگه ممکن نیست و باید صبر کنند تا کل منابع آرامکو بسوزه و تموم بشه و این یعنی یک حرارت عظیم و اما خبر چیست طی یک ده روز گذشته چیزی بالغ بر ده حمله بزرگ موشکی و پهپادی رخ داده و طی اون نقاط حساس و بزرگ عربستان مورد اصابت قرار گرفته نقطه اول و از همه مهمتر مخازن نفتی آرامکوست ساعاتی قبل بزرگترین حمله موشکی به مخازن نفتی آرامکو به وقوع پیوسته شدت حمله به قدری که ٧٠ درصد مخازن آرامکو در حال سوختنه عربستانی ها امکان اطفا حریق رو ندارن چون باد شدیدی در حال وزیدنه و تاسیسات یکی پس از دیگری داره دچار حریق میشه وحریق در حال گسترده شدنه اینه شاهکار ارتش یمانی شدت انفجار مخازن به قدری بالاست که عربستان توان خاموش کردن اون رو نداره سلمان امشب سکته میکنه بن سلمان به شدت ترسیده ما نخواهیم گذاشت نفت غرب آسیا جایگزین نفت روسیه برای اروپا بشه گذشت دوران آقایی غرب الان زمان ماست که ابرقدرتها رو تحریم کنیم تحریمی که منجر به شکست و فروپاشی ابرقدرت‌های پوشالی غرب خواهد شد طی چند روز گذشته فرودگاه‌های عربستان مورد اصابت شدیدقرار گرفته پاشنه آشیل عربستان بعد از نفت، تاسیسات آب شیرین کن اونه چرااا؟ چون عربستان شبه جزیزه است و دور تا دور اون رو آب شور در بر گرفته برای همین مجبوره برای تامین آب مصرفی خودش تاسیسات بزرگ آب شیرین کن بزنه و اگر این تاسیسات از کار بیفته عربستان در یک هفته از تشنگی از پا درمیاد و قیمت آب در عربستان بیشتر از نفت خواهد شد خدمت بزرگواران عرض کنم که ساعتی قبل تاسیسات آب در جنوب ظهران نیز توسط نیروهای انصارالله یمن مورد هدف قرار گرفته است. قایقهای انتحاری یمنی ها نیروی دریایی عربستان رو مورد حمله قرار داده قبلا عرض کرده بودم که به زودی عربستان توسط یمن فتح خواهد شد انگار یمنی ها امشب قصد دارن عربستان رو فتح کنند نیروگاه برق شهر صامطه عربستان به علت حمله انصارالله منفجر و شهر در خاموشی کامل است. عربستان به زودی به شدت تنبیه خواهد شد و دست به دامن ایران ولی دیگه دوران آقایی اینها سر رسیده امشب یکی از به یاد ماندنی ترین شبهای قرن جدید خواهد بود امارات هم آماده باشد تا نوبت اون هم میرسه منتهی اولویت اول الان عربستانه اوضاع جوری شده که الان حل بحران انرژی دست ایران و روسیه است روسیه که در حال تقابل با اروپا و آمریکاست عربستان هم که از معادلات کنار گذاشته شد پس تنها گزینه الان ایرانه کار خدا رو ببینید اینها الان برای اینکه بحران انرژی خودشون رو حل کنند باید بیان سمت ایران و مجبورند که تحریم‌های خودشون رو بردارن الان بهترین زمان برای ایرانه که دلار رو از معاملات نفتی خودش کنار بگذاره واین امر باعث میشه پول کشور به شدت قدرت بگیره اگر مسئولین ایرانی بتونن از این فرصت استفاده کنند در یک جنگ ارزی بزرگ که در دنیا درحال رخ دادنه به یک پیروزی عظیم میرسن طی ساعات گذشته ٢٠ فروند موشک کروز قدس عربستان رو مورد اصابت قرار داده که هیچ کدوم اونها توسط گنبد آهنینی و سامانه پاتریوت قابل رهگیری نبوده و همگی با سلامتی به اهداف خودشون برخورد داشته اند این قدرت جنگ الکترونیک ماست که صادر کردیم به انصارالله حیثیتی برای آمریکا باقی نمونده نه میتونه کمک کنه نه سامانه هایی که به کشورها فروخته دیگه اثری داره و این یعنی اضمحلال انگلاساکسونها شدت حرارت در آرامکو به قدری بالاست که نمیشه دیگه بهش نزدیک شد فقط باید بشینن تماشا کنند حالا هی فوت کن تا خاموش بشه حالا این وسطا دیدید چند تا پایگاه آمریکا و اسرائیل در کشورهای منطقه مورد اصابت موشک قرار گرفت اصلا تعجب نکنید و اما بعد... بریم چند تا پیش‌بینی بکنیم با رصد اخبار و تحلیل‌ها به این نتیجه می‌رسیم که دنیا وارد بحران انرژی شده و این در آینده تاثیر عجیب خودش رو در بحران غذایی نیز خواهد گذاشت با صحبت‌های مقام معظم رهبری و هشدار ایشان به دانش بنیان کردن حوزه کشاورزی و اولویت دادن به این مسئله نشون میده که در آینده نزدیک دنیا درگیر این بحران خواهد شد راه حل اون هم اینه که به سرعت کلیه کشاورزان در حوزه مخصوصا کاشت گندم و برنج و جو وارد عمل بشن دومین کاری که باید انجام بدیم تامین نهاده های دامی است اونهایی که امکان این رو دارن که نهاده های دامی تولید کنند هر چه سریعتر ظرفیت تولید خودشون رو به سقف خودش برسونن ما اگر این کار ها رو انجام بدیم میتونیم در زمان بحران غذایی جهانی اولا کشور خودمون رو از آسیب های جدی مصون کنیم و ثانیا میتونیم کشورهای منطقه رو هم تحت پوشش قرار بدیم و به شدت از لحاظ اقتصادی دست برتر منطقه بشیم میشه با اندکی درایت از تهدید آینده فرصتی ساخت برای رفاه کشور و مصون ماند از اتفاقات آخرالزمانی و اما بریم سر موضوع ظهور... غرب و مخصوصا آمریکا به دنبال تحریک اردوغان برای تقابل با روسیه هستن از این رو اگر اردوغان در دام این تحریک بیفته بلاشک به اون اتفاق عظیم درگیری ترکها در قبل از خروج سفیانی نزدیک میشیم درگیری روسیه و ترکیه دور از ذهن نیست و این خودش جزوی از علائم ظهوره اما در پس همه این اتفاقات تحقق یکی از بزرگترین قواعد ظهور رو هم داریم میبینیم و اون هم قدرت گرفتن ارتش یمانی است ده سال پیش کی فکرش رو می‌کرد که یمنی که به شدت فقیر و ضعیفه بتونه به جایی برسه که غولی مثل عربستان رو از پا دربیاره اما حالا می‌بینید که ارتش یمانی به راحتی به تمام نقاط عربستان دسترسی داره و فتح عربستان دور از ذهن نیست داریم به نقطه صفر عملیاتی نزدیک میشیم غرب اگر به نقطه انتحار برسه برگ آخر خودش رو در منطقه رو خواهد کرد ما ان شاالله داریم به تقابل آخرالزمانی جبهه حق و باطل نزدیک میشیم ان شاالله طی روزهای آینده اخبار خوبی از عربستان سعودی به گوشتان خواهد رسید منتظر اتفاقات عجیب در غرب آسیا باشید روزهای سختی در حال سپری شدنه دنیا آبستن حوادث عظیمی است به امید پیروزی جبهه حق علیه باطل رفقا تا میتونید این مطالب رو منتشر کنید هر کس در جبهه حق وظایفی رو میتونه به عهده بگیره استاد عزیز این تحلیل ها تا چه حد درسته ؟ودر ظهور نقش داره ؟ممنون از پاسخهاتون موید باشید التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که جهان آینده با جهان دیروز و گذشته متفاوت خواهد بود، شکی نیست. ولی این‌که گمان کنیم تماماً جهان آینده از دست شیاطین آزاد می‌شود، را هم باید نوعی خوش‌بینی و ساده‌باوری دانست. آری! بشرِ امروز و فردا بنا دارد تا با جدیّت بیشتر سرنوشت خود را از دست جهان استکباری آزاد کند و از این جهت زمینه ظهور بهتر و بهتر فراهم خواهد شد، ولی با همّتی بس بلند به بلندی همّت حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و فرزندان او. موفق باشید

نمایش چاپی