سلام استاد: خسته نباشید، وقتتون بخیر. اگر خدا بخواد من کتاب ده نکته داشتم میخوندم. بعد این مسئله جبر و اختیار خیلی ذهنم رو درگیر کرد و تو سایتا جواب درستی پیدا نکردم. اگر میشه بی زحمت میتونید بگید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید بتوانید جواب خود را در جزوه «جبر و اختیار» https://lobolmizan.ir/leaflet/181?mark=%D8%AC%D8%A8%D8%B1 پیدا کنید. موفق باشید
با سلام: ۱. با توجه به موقعیتی که در آینده داریم و در آینده ای نزدیک قرار است که در نظم نوین جهانی (در کلام حضرت آقا) نقش آفرینی کنیم؛ با توجه به موقعیت آخرالزمانی ما و با توجه به سعه وجودی انسان آخرالزمانی، چه ویژگی ها و چه مهارتهایی را باید در خود نهادینه کنیم تا به وقتِ عمل از آن استفاده کنیم؟ ۲. باید چگونه برای این مهارت ها برنامه ریزی کرد؟ ۳. از الان باید منضبط و عالی عمل کرد تا به تعالی برسیم؛ رازِ اینگونه عملکرد چیست؟ با تشکر 🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه عرض بنده آن است که حضور در تاریخ انقلاب اسلامی با رعایت دستورات الهی به امید گشودهشدن هرچه بیشتر افقی که در پیش است، خود به خود آنچه را باید در آن قرار گیریم، پیش میآید. ما به انقلاب اسلامی و گشودگی و انتظار و وارستگی بسیار باید حساس باشیم. موفق باشید.
سلام بر استاد گرامی: آیت الله حائری شیرازی در کتاب مربی و تربیت می فرمایند: (اگر فردی معتقد به عقاید عده ای نباشد ولی همنشين آنها باشد، این همنشینی مضر است) و برای شاهد مثال قضییه یار موسی که همراه فرعونیان غرق شد به خاطر این که پدرش جزو فرعونیان بود و رفت تا پدرش را نصیحت کند و خودش هم غرق شد را می آورند. حال سوال من این است آیا این نکته با حرف حاج قاسم که فرمود من در هواپیما دوست دارم کنار یک جوان سوسولی بنشینم تا یک جوان حزب اللهی منافاتی ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حاج قاسم به همنشینیِ تنها بسنده نمیکرد همانطور که خودش میفرماید: «با همه ارتباط خوب و مثبت برقرار کنید حتی با کسانیکه ظاهرشان با شما متفاوت است. اگر افراد بتوانند شکار کنند یک نفر را که دارای باطن درستی است با او رابطه برقرار کنند. اگر هدف داری، نترس! برو و اثر بگذار.» ملاحظه میکنید که به گفته او این همنشینی با هدفی همراه است در اصلاح آن افراد. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض معذرت در صفحه ۴۳ از کتاب با دعا در آغوش خدا، پاراگراف اول، شاعر شعر(مژده بده مژده بده) مولانا ذکر شد در صورتی که شعر متعلق به مرحوم هوشنگ ابتهاج (سایه) است. امیدوارم بی ادبی و جسارت بنده رو ببخشيد. استاد عزیزم وظیفه دونستم که بیان کنم تا در نسخ بعدی تصحیح بشه. نسخه موجود در دست بنده نوبت چاپ اول است. ان شاءالله خدا خیرتون بده استاد جانم
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از تذکری که دادید. حقیقتش در ذهن بنده آن بود که آن شعر خوب از مولوی باشد. خدا رحمت کند آقای هوشنگ ابتهاج را با آن شعر خوبشان که موجب امیدواریِ انسان نسبت به راهی است که به سوی او میرود. موفق باشید
سلام وقت بخیر استاد گرامی: یک دریافت و نمی دونم اسمش چی بگم (با اصلاحاتش آشنا نیستم) رو تجربه کردم شاید مکاشفه، خواستم نظر شما رو در باره اون بدونم در باره ذکر یونسیه، تجربه به این صورت بود، ابتدا صورت و بروزی نداشت، متعالی تر بود، بعد لااله الا الله (یعنی تبلور و حسی که تجربه منتقل می کرد خدا رو در ذهن / حس می آورد)، مدتی همین بود بعد از اون سبحانک لا اله الا انت (بیشتر قسمت تسبیح و سبحانک) یعنی چیزی که متوجه می شدی و مدتی همین بود، بعد از اون انی کنت من الظالمین و مدتی هم همین تجربه بود تا اینکه از وضعیت از بین رفت، یکی در این مورد نظرتون رو می خواستم و دوم هم در باره قسمت اول تجربه، قسمت اعظم و اصلی تجربه همونی بود که ظهور و صورتی نداشت، یعنی ممکنه ذکرهایی که از ائمه پیامبران نقل شده به این صورت باشه؟ وقتی روی کاغذ میاد قسمتی منتقل نشده باشه، این جوری بگیم از اونجایی که زمینی و به بیان میاد گفته شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به عنوان نفحات ربّانی میتوان آن امور را در نظر داشته باشید. ۲. به هر حال بحث در این امور حساس، نسبتی است که انسان با حضرت ربّ العالمین مییابد. موفق باشید
سلام علیکم: استاد بزرگوار آیا ذات انسان روح اوست؟ روح انسان نسبت به وجود مطلق چه جنبه های نیازمندی یا عدم و نقص دارد؟ انا الحق منصور حلاج از کدام جهت است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقت انسان همان روح یا نفس ناطقه او است و از آن طرف روح، یکی از مراتب وجود عالم ومرتبهای از مراتب وجود است. که میتوانید اصل بحث را در «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن دنبال کنید. موفق باشید
با سلام: استاد عزیز صوتی از سایت را گوش دادم، قسمتی سوالی برایم پیش آمد ممنون میشوم راهنمایی بفرمایید. شما فرمودید طبق آیه قرآن مجید، عملی که دائما فرد انجام داده (کانوا یعملون) جزا دارد، سوالی که پیش آمد اینکه در جمع این آیه که خداوند می فرماید هر کس به اندازه ذره ای عمل خوب و بد کرده می بیند و اینکه اعمال خوب با ارزشی که شخص شاید یکبار در عمر انجام داده چه می شود؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مَلَکهشدن عملی است که برای انسان سرمایه میشود. حال اگر به قصد انجام آن عمل هرگاه که پیش آمد، یکبار هم آن عمل را انجام دهد، عملاً جزو شخصیت او میگردد حتی اگر به اندازه مثقال و ذرّهای باشد. موفق باشید
سلام بر استاد طاهرزاده گاه: مطلبی به ذهن آدمی می آید و تمایل نداریم در ذهن باقی باشد. اما ظاهرا تعمدا نمی شود چیزی را به بوته فراموشی سپرد و هر چه تلاش می کنیم فراموش شود بدتر، خود این تلاش باعث می شود بیش تر در ذهن بماند فکر کنم وسواس فکری باشد بنده کم و بیش این مشکل را شاید از نوجوانی داشتم ولی امسال عود کرده است و شاید حدود پنج ماهی است که ذهنم از مسئله ای کلا رها نمی شود راهکار را چه می دانید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» با شما گفتگوها دارد. موفق باشید
تأملی در انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا «گشتل و آینده نظم جهانی». علی اصغر مصلح: انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا در کنار همه دلالتهایش، واقعیتِ درحال گسترشی را آشکار ساخت. جهان در حال سوقیافتن در جهتی جدیدی است. در این جهتگیری شاید با مدرنیته به مثابه سنتی پشتسرنهاده شده روبرو شویم. نظم جهان مدرن از آغاز تاکنون با نظر به دو قطب هابزی-لاکی شکل گرفته و دگرگون شده است. اما اکنون گویا در حال گذار به صورت جدیدی از نظم هستیم که عامل تکنولوژی وارد نظم انسانی در مقیاس گسترده شده است. در رقابت اخیر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اوباما به عنوان برجستهترین طرفدار کاندیدای دمکرات، به لحاظ نظری بر آخرین تجارب و اصول فلسفی-نظری فکر مدرن که میراث نهضت روشنگری است، تکیه می کرد. اما ایلان ماسک نماینده موج جدیدی در قلمرو سیاست و فرهنگ است. او اکنون نماد رانهٔ تکنولوژی به مثابه گِشتِل، در عرصه سیاست است. ماسک به چیزی فرامیخواند که هنوز در حوزههای نظری فلسفی، به وضوح به اندیشه درنیامدهاست. او نماینده و تجسم اراده قدرتی است که نیچه آن را در بنیاد حیات آدمی یافته بود و به روایت مارتین هایدگر به صورت گشتل (Gestell) بر زندگی انسان معاصر غالب شدهاست؛ همان که در اندیشه فوکو با تلفیق مفاهیمی چون «قدرت»، «اپیستمه» و «تکنیک»، به نحو دیگری به بیان درآمده. قدرت ایلان ماسک تنها به مالکیت مهمترین ابزار تکنیکی (مثل ایکس و اسپیس ایکس) نیست. قدرت اصلی او ناشی از برخورداری از ذهن تکنیکی است؛ همان که او را ثروتمندترین انسان امروز کرده است. به بیان هایدگری او نمود انسان/دازاینی است که در نسبتی جدید با هستی قرار گرفته، و در این نسبت راسخ است. ایلان ماسک نماد و بلکه خدایگان انسان تکنیکی امروز است. زبان او را هر فرد تنداده به اقتضائات جهان تکنیکی میفهمد. او و همه تکنیکرهای جهان رانهٔ اصلی جهان آیندهاند. فلسفه، علوم انسانی و صورتهای الهیاتی شکل گرفته در محدوده ادیان ابراهیمی برای تفکر در باره مسائل جهانِ پیشِ رو ناکافی است. فهم رخدادهای جاری از جمله نقش رو به تزاید روندهای گشتلی در جهان معاصر نیازمند بازگشت به بنیادها به قصد درک امکاناتی است که تاکنون به اندیشه درنیامدهاست. روزنامه اعتماد، ۱۴۰۳.۸.۲۱ @jostarha_yadashtha سلام و عرض ادب تحلیل استاد را نسبت به نوشتار آقای دکتر مصلح می خواستم بدانم. آیا ما نیازمند امتداد میراث مان در جهان امروز هستیم یا بایستی به دنبال ساخت انسانی دیگر و جهان دیگری باشیم تا با گذر از آینده ی تکنولوژیک و هوش مصنوعی به ساحت ظهور بقیه اللهی گام نهیم؟ لازم بذکر است که نماد این امر در شهر ما جناب آقای صرامی است. که آینده ی شهر اصفهان در سیطره ی ذهن تکنیکی وی رقم خواهد خورد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکتر مصلح متوجه نکات دقیقی هستند. آری در این زمانه در مقابل ما دو میدان قرار دارد. یک میدان که ایلان ماسک و صرّامی ها با امیدواری به ذهن تکنیکی ما مقابل ما گشودهاند که چندان هم از الهیات عرفیِ زمانه بیگانه نیست و افراد را در عین تعلق به ذهن تکنیکی از آن نوع الهیات جدا نمیکند و یک میدان هم میدانی است با نظر به انسان در عین سوبژه بودن او در نزد خود با حضور در توحید ربوبی به عنوان انسان آخرالزمان در حال طلوع است و ما میتوانیم نسبت به این حضور که بنده در افق نگاه صدرا و هایدگر یافتهام فکر کنیم. موفق باشید
سلام و ارادت خدمت استاد محترم و دست اندرکاران مجموعه. بنده خانمی هستم با تحصیلات در یکی از رشته های مهندسی و به دلایلی فعلا مشغول کاری نیستم. مدتی است شاید چند سال و این اواخر به لطف خدا بیشتر مشغول مطالعه تفسیر المیزان هستم. از طرفی علاقه به یادگیری فلسفه و حکمت متعالیه دارم. با توجه به اینکه تحصیلات مقدماتی این رشته را ندارم. فقط مطالعاتی پراکنده دارم. و هیچ استادی ندارم. خواهش میکنم راهی و یا سیر مطالعاتی و یا موسسه آموزشی آزاد به من معرفی کنید تا بتوانم به صورت درست و اصولی این مطالب را بیاموزم. چون شروع تحصیل از کارشناسی در دانشگاه برایم مقدور نیست. و سوال دیگر اینکه آیا بدون یادگیری این مطالب میتوانم درک درستی از تفسیر داشته باشم یعنی آیا بهتر نیست به جای صرف وقت برای یادگیری اینها از اول یک دوره کامل تفسیر المیزان بخوانم. مدتی است سرگردانم بین کارکردن در رشته ای دیگر یا ادامه مطالعه در زمینه تفسیر و حکمت متعالیه. ممنون از توجه شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» همراه با شرح صوتی آنها میتواند مقدمهای برای درک تفکر صدرایی باشد. ۲. به هر حال برای فهم قرآن با نظر به تفسیر قیّم «المیزان» چنین مقدماتی لازم است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهرزاده: بنده پیرامون سخنان رهبر انقلاب در مورد غزه و تعابیر ایشان در مورد انصارالله یمن سوالات و ابهاماتی داشتم. رهبر انقلاب در مورد مردم غزه گفتند دست خدا مشهود و نمایان است و ما از حضرت عالی یاد گرفتیم دست خدا از دریچه قلب اولیاءالله نشان داده میشود همچنین در مورد انصارالله یمن تعبیر جهاد فی سبیل الله را به کار بردند همچنین ایشان قبلاً فرموده بودند فلسطینیانی که در جنگ با اسرائیل کشته میشوند شهیدند و اطلاق کلام ایشان اعم از سنی شیعه و یا مسیحی است و البته انصراف آن به اهل سنت که غالب مردم فلسطین هستند بیشتر است. اطمینان داریم عقیده حق دین اسلام و مذهب تشیع است از طرفی بارها در کتب کلامی ذکر شده است افعال علاوه بر حسن فعلی نیاز به حسن فاعلی هم دارد حال سوال این است که چگونه مردم اهل سنت فلسطین که ولایت اهل بیت را قبول ندارند توانستهاند تجلی یدالله بر روی زمین شوند؟ در این باره دو نظر متضاد وجود دارد عده ای معتقدند این سخن صحیح نیست و فلسطینیان اهل سنت شهید نیستند همچنانکه انصارالله یمن که امامت امام سجاد (ع) تا امام زمان (عج) را قبول ندارند مجاهد فی سبیل الله نیستند. البته قبول داریم که فلسطینیان جبهه حق و اسرائیلیها جبهه باطل در روزگار ما هستند ولی طبق روایات تمام اعمال آنها حبط و نابود است و شرط پذیرفتن اعمال آنها اقرار به ولایت اهل بیت است که آنها ندارند و در نتیجه افعال آنها حسن فاعلی ندارند آنها مسلمان هستند ولی مومن نیستند و شرط قبول اعمال ایمان است در نهایت میتوان مردم فلسطین و یمن را مستضعف دانست که روز قیامت به عنوان مستضعف اگر محب اهل بیت باشند شاید مورد بخشش الهی قرار بگیرند ولی اینکه آنها را دست الهی بر روی زمین یا شهید یا مجاهد فی سبیل الله بدانیم کاملاً غلط و جملاتی احساساتی و سیاسی یا تقیه ای است. در مقابل عدهای هم معتقدند آنچه در ولایت اهل بیت (ع) امروز برای اهل سنت اهمیت دارد نه قبول و رد زمامداری حضرت علی در سال ۱۰ هجری (در عین اهمیت آن) بلکه قبول مرجعیت علمی اهل بیت است و این قبول مرجعیت امروز از زبان فقیهی که نائب امام زمان است بیان میشود و در اصل امروز قرار گرفتن در ذیل فرامین رهبری و انقلاب اسلامی ملاک اصلی قبول ولایت اهل بیت و ایمان است در حقیقت حسن فاعلی امروز با قبول دستورات نائب امام زمان محقق میشود و هر کس حتی اهل سنت و زیدیان یمن با وجود عدم اقرار لسانی به امامت اهل بیت امروز با پذیرفتن دستورات رهبری در مبارزه با اسرائیل بستن شریانهای حیاتی این رژیم در بابلندب در حقیقت تحت بیعت ولی فقیه و و امام زمان قرار دارند و شرط حسن فاعلی آنها نیز محقق است. از این منظر اهل سنت غزه و زیدیهای یمن تجلی یداللهی و مجاهد فی سبیل الله هستند البته هر دو نظر در اینکه تشیع ۱۲ امامی تنها عقیده مذهب قابل دفاع در دین اسلام است اشتراک دارند اگرچه برخی از متحجرین قصد دارند از چماق همیشگی تکفیر استفاده کنند حال نظر حضرت عالی چیست؟ تفسیر سخنان رهبری و حدود حسن فاعلی برای فلسطینیان و یمنی ها چیست؟ تشکر و سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: مردم غزه و مردم یمن به کمک انقلاب اسلامی و با نظر به شخصیت قدسی حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» طوری در بستر فرهنگ اهل بیت«علیهمالسلام» در این تاریخ حاضر شدهاند که به واقع همه حسینیاند و کشتهشدهگانشان که در مواجهه با کفر جهانی این چنین مقاومت میکنند، همانند یاران حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» همه شهیدند و چه اندازه جمله اخیر شما، بازگوکننده حقیقتِ دوران است، از آنجایی که فرمودهاید: «در حقیقت تحت بیعت ولی فقیه و امام زمان قرار دارند و شرط حسن فاعلی آنها نیز محقق است. از این منظر اهل سنت غزه و زیدیهای یمن تجلی یداللهی و مجاهد فی سبیل الله هستند». به این جمله فکر کنید که سالهای قبل در مورد مردم غزه فرمودهاند شیعیانی که دستبسته نماز میخوانند. موفق باشید
سلام استاد: میشه در مورد لوح محفوظ توضیح دهید. آیا فردی میتواند باعث مرگ کسی شود؟ و زمان مرگ کسی را دستکاری کند؟ یا فقط خود فرد است که با صله رحم و صدقه و اینجور مسایل میتواند مدت عمر خود را کم یا زیاد کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. لازمه فهم «لوح محفوظ» نظر به مراتب وجود است که حدّاقل باید مباحث «برهان صدیقین» دنبال شده باشد از آن جهت که در «لوح محفوظ» بحث در موضوعات ثابتات در میان است. در این مورد میتوانید به مباحثی که در شرح آیه ۲۹ سوره جاثیه در کتاب « سوره جاثيه و راز زمينگيری امّتها» رجوع کنید. ۲. نه! تازه آنطور که به یاد دارم نظر علامه طباطبایی آن است که اعمالی مثل صله رحم، اجل مسمّا را تغییر نمیدهد. موفق باشید
سلام و رحمت: استاد بنده جوانی ۲۰ ساله هستم و وقتی به خودم نگاه میکنم و خلوتی دارم و فکر میکنم به این نتیجه میرسم که هیچ چیزی را نمیدانم، جایگاه هیچ چیزی برایم روشن نیست، یک سری کتاب هایی مثل جوان و انتخاب بزرگ و اشتی با خدا و طرح کلی اندیشه اسلامی و چند کتاب دیگر هم خوانده ام ولی شاید این مطالب در حد اطلاعات بیشتر برایم نماند، از شما راهنمایی میخواهم، برنامه ای میخواهم ۳،۴،۵ ساله تا جوابگوی جانم باشد، اینقد چه کنم چه کنم نکنم، راهم برایم روشن باشد، دلم میخواهد به حقیقت هر چیز برسم، نفس را بشناسم، وقتی به زیارت میروم نمیدانم در محضر چه کسی هستم، نمازم فقط از حفظ خواندن اذکار و روزه ام فقط گرسنگی و تشنگی است، با ۲۰ سال سن هنوز به هر جمعیتی نالان شدم هستم، و اینها مرا اذیت میکنند و من خسته ام از این حضور و این نوع وجود که برای خود ساخته ام، حرف زیاد است ولی شرایط نیست، ببخشید طولانی شد، در پناه حق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به لطف الهی همین دغدغهها هست که انسان را حساس می کند تا بیشتر خود را دریابد و به مرور با ابعاد متعالی خود در عالم حاضر شود. بالاخره مقصد، قرآن و روایت است البته با طیّ مقدمات. مقدماتی مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» کمک میکند تا به لطف الهی با استماع صوت شرح سورههای عنکبوت و زمر و روم و آلعمران، آرامآرام از طریق تفسیر قیّم المیزان با قرآن آشنا شوید و در کنار آن در راستای رجوع به روایت شرح حدیث «ای اباذر» که روی سایت هست رجوع شود، خوب است. https://lobolmizan.ir/sound/661?mark=%D8%A7%DB%8C%20%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B0%D8%B1. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت شما استاد فرزانه: در خصوص فرمایشات شما مبنی بر افق انقلاب اسلامی و بستر فراهم شده شما لطف کنید و یکی از دستاوردهای این انقلاب را بیان بفرمایید بنده هم در یک مجموعه علمی تخصصی مذهبی فعالیت میکنم و همه به اتفاق نظرشون اینه که این انقلاب ایران را دوقرن عقب انداخت. فقط شما و من باید صحبتی بکنیم که بعد و روز قیامت بتوانیم جوا ب بدیم __ الان ما هیچ چیزی نداریم که به آن افتخار کنیم دقت بفرمایید تولیدنسل و ازدواج، محیط زیست، فرهنگ، آموزش، صنعت، راهها و بنادر همه ویران. میراث فرهنگی نابود شده، الگو بودن به عنوان یک کشور اسلامی، فرهنگ، نشر کتاب، تولید محتوا و اخیر اینکه یونسکو اعلام کرده آموزش در ایران بدترین کیفیت را دارد و هزاران گرفتاری دیگر - چهار تا موشک ساختن و دنیا را تهدید کردن وقتی هنر است که پشتوانه مردمی و دینی و اعتقادی داشت باشد و سفره مردم هر روز کوچک نشود. -شما را بخدایی که خودتان کوهی از توحید هستید قسم کتمان نکنید. ما چی داریم؟ دلمان خوش بود که اگر اینا را از دست میدهیم اعتقاد به خدا و اهل البیت (ع) در جوانان ما ریشه دوانده و روز بروز بیشتر می شود اما متاسفانه حاکمان جور و ستم و دیکتاتورهای عرصه سیاست با عملکرد خودشان این را هم از ما گرفتند و حتی پیران و میان یالان ما هم دست کشیدن، خاک بر سرشان و ننگشان باد الهی. اعتقاد و دین مردم را گرفتند و دیگر چیزی نمانده. رسالت شما نویسندگان و خطیبان و نخبگان اینست که طرف مردم را بگیرید نه حاکمیت جور بی عدالتی ها و ظلم هایی که با چشم خودمان میبینیم به حاکمان متذکر شوید. در بین مردم باشیم و ببینیم چقدر مردم کلافه شدند، عصبانی هستند. یک آماری از دفاتر ازدواج و طلاق بگیریم و ببینیم چه بر سر این سنت الهی آمده. الهی ننگتان باد حاکمان جور و ستم در انتظار روزی باشید که به یاری امام زمان همین جوانان ریشه ظلم و ستم را برچینند و دوباره شاهد طروات و شادابی ملت شهید داده و مظلوم ایران باشیم. با تشکر استاد عزیز
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سه کتاب «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بين دو جهان» و «انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آينده دينداری ما» و «در راستای بنیانهای حکمت حضور انقلاب اسلامی در جهانی بین دو جهان» در رابطه با ذات تاریخی انقلاب اسلامی شده است که روی سایت هست. البته ممکن است برای عموم مشکل باشد. در این رابطه خوب است به سخنان اخیر جناب حاج آقای پناهیان که در شبکه افق داشتند، رجوع شود و چشماندازی که ایشان مدّ نظر ما نسبت به پیشرفتهای انقلاب و آینده آن به میان آوردهاند. https://eitaa.com/matalebevijeh/13883. موفق باشید
با سلام و عرض ادب محضر جناب آقای طاهرزاده: نظر حضرتعالی در باره سخانان دیروز آقای خامنه ای چیست؟؟ رهبر: «کجای دنیا این کار را میکنند؟ مگر همه مردم که باید در رفراندوم شرکت کنند امکان تحلیل آن مسئله را دارند؟ این چه حرفی است؟!» صرف نظر از اینکه کجای کار ما شبیه کار عقلایی سایر بلاد دنیاست و اینکه از قضا در همه کشورهای دمکراتیک، مراجعه به رای مردم و رفراندوم در موضوعات مهم در محیطی کاملاً آزاد و بدون فیلتری چون شورای نگهبانِ منصوب نظام انجام می شود، اما در صدد این بودم که در خصوص این جملات رهبری از منظر چگونگی ارتباط نظام با مردم ایران چیزی بنویسم که دوستی عزیز (که روحانی است و البته بدلایلی لباس غیر روحانی بر تن دارد) برایم نوشت: «واقعا تعحب کردم از این بیان رهبری، هرگز این نحو موضع گیری را از ایشان انتظار نداشتم. معنی صریح این بیان رهبری این است که مردم شعور و فهم سیاسی و قدرت تحلیل مسایل مربوط به خودشان را ندارند، در حالی که از همین مردم «نفهم» برای شرکت در انتخابات خبرگان رهبری برای موضوعی حیاتی مثل «تعیین رهبر» دعوت می کنیم و اصرار داریم که همه واجدین شرایط در انتخابات و تعیین سرنوشت خودشان شرکت کنند ولی برای رفراندم در موضوعات خاص «مثل حجاب اجباری» که فهمش به مراتب برای عموم مردم راحت تر است به عقیده ایشان این مردم صلاحیت و فهم و قدرت درک و تحلیل مسایل را ندارند. به نظر من این بزرگترین اهانت و تحقیری بود که تا کنون از سوی بالاترین مقام رسمی و مذهبی کشور به فهم و شعور ملت خودش شده است.» (پایان نقل قول) با نظر این دوست اندیشمندم موافقم و تصور می کنم اگر تا کنون نظام در عمل در مسیر جدایی از ملت گام بر می داشته اما با این اظهار نظر صریح رهبری آخرین گام در اعلام رسمی جدایی نظام از مردم برداشته و گفتار و رفتار نظام منطبق بر هم شده و تکلیف خود را با مردم روشن کرده است. فقط باید منتظر ماند تا ببینیم مردم چگونه تکلیف شان را با نظام روشن و تسویه حساب می کنند! ۱- با فرض قبول اینکه عامه مردم ایران صاحب تحلیل نیستند و قدرت فهم مسائل مربوط به خود را ندارند! اما این توقع زیادی نیست که نظام نیز بپذیرد رفراندومی را در سطح اهل اندیشه و تامل مثلاً دانشجویان و همه ی آنان که تحصیلات دانشگاهی دارند برگزار نماید و نه در همه موضوعات مبتلاء به کشور بلکه فقط در سه موضوع ذیل برگزار کند: الف: حذف قدرت مطلقه از قانون اساسی. ب: توافق و تعامل با دنیا بجای درگیری و تنش و تعهد به انجام برجام. ج: حق آزادی پوشش و رفع حجاب اجباری. انگار باید به پایان سلام کرد! وروزی امام فرمودند: مبزان رای ملت است ابن شعار مرد و باید ظهور دیکتاتوری را شاهد باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث رهبر انقلاب در این بود که مگر میتوان در مسائل گوناگون، کشور را وارد رفراندم کرد؟ از آن جهت که هرکس و هر جریانی میتواند به بهانهای پیشنهاد رفراندم در موضوعی که به نظرش میآید، بکند. اینجا است که هم رفراندم تبدیل میشود به امری پیشِ پا افتاده و هر روز آقای مولوی عبدالحمید پیشنهاد رفراندم میکند و هم جایگاه مجلس که بنا است موضوعات مبتلا بهِ جامعه را طی قوانین، مورد بررسی قرار دهند؛ مختل میشود. موفق باشید
حضرت استاد سلام الله علیکم: طاعات و عبادات تان قبول. با تشکر و سپاس، من پاسخ پرسش شماره 34886 را در این بخش از فرمایش حضرتعالی یافتم که بیان فرمودید: «هرگز ربوبیت حضرت حق بدون فاتحة الکتاب نمیشود. از آن جهت که عبد با ظهور عبودیت خود در نماز، انوار خلیفه اللهی خدا را به نمایش میگذارد، تا خداوند در درک حضور خود در جامعیت باشد. هم درک حضور خود در خود، و هم درک حضور خود در اسماء و انوار تفصیلی اش.» و از اینکه دریچه دیگری را در موضوع «فقیر الی الله»، به رویم گشودید، سپاسگزارم. «هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ» التماس دعای فراوان در سحرهای خاص دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله به گفته جناب مولوی با توجه به آنکه فرمودهاید:
عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور.... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد
ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی.... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد.... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را.... ای سینه بیکینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد.... دریاش همی گوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد.... ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده.... پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی.... کالای عجب بردی کالات مبارک باد
موفق باشید
بذارین من میون تموم علم و دانش های آدما دو کلمه حرف راست بزنم هرچند برای آدما معنی نمیده اما اگه بهش برسن باعث می شه یه کاری برای خودشون بکنن بالاخره یه تکونی برای خودشون بخورن. چرا هعی میخوای زندگیتو خوب کنی یا دنبال اینی که دیده بشی یا گدایی بودن کنی از عالمو آدم؟ مشکل ما قیافه و اقتصادو دانش و مدرک، پول، چقدر فهمیدن و... نیست! مشکل ما اینه که میخوایم باشیم! ما اصلا نباید باشیم بخدا قسم نباید باشیم چون ذات اینی که هستیم بکل دشمنه ماست! بر فرض آدم خوبی که فکر میکنی بودی و خوب بودنت نتیجه داد، عزیزم اصلا چرا متوجه نیستی که نباید باشی... ما نباید باشیم بخدا قسم نباید باشیم. اصلا نه علمی بخون و نه برای من حرف تو آستین داشته باش و نه خدارو قاطی اشتباهاتت کن، واقعیت خودتو بپذیر چون این عین واقعیت خوده تک تک آدمای دنیاست یعنی نبودن. بخدا نه به تو ربطی داره که چرا فلان آدم دین درستی نداره و نه به اون مربوطه تو چته، به تنها کسی که مربوطه خداست تموم مشکلاتو با خدا حل کن اما وقتی هستی خدا نیست پس بیخود با خودت حرف نزن رازش اینه که نباشی وقتی نباشی خدا هست اونوقت کاری کن که هیچ وقت نباشی و اینقدر نباش تاتموم شی. اگه ادمیزاد میدونست میتونه نیست و نابود شه حتی تو دنیا و برزخ و قیامت. بخدا قسم تو آروزی نبودن آتیش می گرفت خاکسترشم به باد میداد تا حتی بو و دودِ سوختگی هم ازش نمونه. بس کن آدمیزاد خسته شو از خودت خسته شو... . بذار راستشو بگم بهت تو کلام خدا "دنیا" یعنی نفسانیت یعنی خواستن یعنی بودن برای نفس یعنی"بودن"! خدا خودش داره میگه بازیه . از وقتی که یادمه دردم این بوده که چرا هستم الان قلبم درد میگیره، گاهی ریه هام خفم می کنه، بدنم از بین رفته، هیچ آدمی منو دوست نداره، هیچ کسیو ندارم، سواد ندارم، مدرک ندارم، پول ندارم؛ من هیچی نیستم و بخدا از اولم هیچی نمی خواستم چون اصلا خودمو نمیخوام. نه میخوام بهشت برم نه جهنم نه میخوام خوب باشم نه بد نه میخواممراد باشم و نه مرید من فقط میخوام نباشم و بابت این خواسته که عاجزانه هیچی نمیخوام و نیست و نبودن رو میخوام عذاب کشیدم. بخدا اگه اینو نوشتم فقط بخاطر اینه اگه کسی میترسه از نبودن بدونه نبودن تنها راه نجاته. نور از خودش میاد و خوده نور هیچی نیست اما یادت باشه تو تاریکی نبودن معنی نمیده پس لازمه نبودن نوره و نور اسلامه و یادت باشه هیچ یک ازین کلمات به دردت نمیخوره چون من نیستم و تو هستی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کلمات مرا به یاد آن غزل جناب فیض کاشانی انداخت که میفرماید:
گفتم رخت نديدم گفتا نديده باشي
گفتم ز غم خميدم گفتا خميده باشي
گفتم ز گلستانت گفتا که بوي بردي
گفتم گلي نچيدم گفتا نچيده باشي
گفتم ز خود بريدم آن باده تا چشيدم
گفتا چه زان چشيدي از خود بريده باشي
گفتم لباس تقوي در عشق خود بريدم
گفتا به نيک نامي جامه دريده باشي
گفتم که در فراقت بس خون دل که خوردم
گفتا که سهل باشد جورم کشيده باشي
گفتم جفات تا کي گفتا هميشه باشد
از ما وفا نيايد شايد شنيده باشي
گفتم شراب لطفت آيا چه طعم دارد
گفتا گهي ز قهرم شايد مزيده باشي
گفتم که طعم آن لب، گفتا ز حسرت آن
جان بر لبت چه آيد شايد چشيده باشي
گفتم به کام وصلت خواهم رسيد روزي
گفتا که نيک بنگر شايد رسيده باشي
خود را اگر نبيني از وصل گل بچيني
کار تو (فيض) اينست «خود» را نديده باشي
موفق باشید
یا محبوب! عرض سلام و رضوان حضرت معشوق بر شما. عشق این سفرهی مبارک و این فضل گسترده شده در حقیقت حیاتتان فراگیر باشد. حرف دل است در میان کوچههای دل، در میان این برهان و آن استدلال، ناگهان عشقِ سکوتِ دل، شکست و نوایِ آتشِ جان را افروخت. این عشق بود که استدلال را روانهی جان کرد در میان کتب و هزاران خیالات عدد اندیش. شبهای رمضان حرف دیگری برای گفتن دارند، سفره ای به رویم گشوده شد، من ماندم و وصفش: «خاک بر فرق من و تمثیل من».
استاد: میدانم راه چیست و شروعها و باید و نبایدها را میدانم. گفتید: وقتی عقبنشینی کرد به معنای محرومیت نیست، اما نمیدانم این درد چیست که گریبان این روزها را گرفته و فریاد میزند: نه؟!! این، عاشقی نیست، بیگمان از این منِ وهمانگیز و بخل و کینه و نیستی بیزارم. کثرت، بغضِ جان را چنگ میزند، اصلاً قابل توضیح نیست، اما انگار حیرانتر از پیش آن دانستههای وهمیام بر باد رفتی، چون کودکی در مکتب خانهی عشق منتظر استادم، شاید باز هم نیاز به راهنماییهای شورانگیزتان است، اما بیهیچ اضافهگویی برای ما با آن حضوری که همیشه میفرمایید دعا کنید. اجرتان با حضرت محبوب، رمضانتان پر از کَرَمِ کریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این اواخر عرایضی در شرح غزل شماره ۱۲۳ شده است که امروز و فردا در معرض نگاه رفقا قرار میگیرد، به این امید که صدایی از درون رفقا دارد میگوید در طوفانی که در این ماه رمضان پیش آمده است، باید در کجا ایستاد؟ که نه از هماهنگی با طوفان محروم باشیم و نه این طوفان، ما را در سنگلاخها و درّههای افکار سرگردان پرتاب کند. به هر حال نه میتوان از طوفانی که پیش آمده چشمپوشی کرد و آن را نادیده گرفت، که در آن صورت ضرر کردهایم. و نه میتوان بدون اراده و بدون تأمّل در هستی خود، خود را به آن سپرد.
از جناب مولوی بشنوید که فرمود:
نکتهها چون تیغ پولاد است تیز ** گر نداری تو سپر واپس گریز
پیش این الماس بیاسپر میا ** کز بریدن تیغ را نبود حیا
زین سبب من تیغ کردم در غلاف ** تا که کج خوانی نخواند بر خلاف
موفق باشید
سلام استاد: وقت بخیر. دیدگاه شما در مورد این سخن مقام معظم رهبری چیست؟ ایشان می خواهند متذکر چه نکته ای بشوند ؟ رهبر انقلاب: شواهد نشان میدهد فلسفههایی که در ایران رایج شد که الان هم اوج آن است، عادی نبود. خواستند برای فلسفه اسلامی رقیب درست کنند؛ لذا فلسفههای غربی را آوردند و ترجمه و ترویج کردند. با غفلت حوزههای علمیه ما تدریجاً کار به جایی رسید که هر وقت در محیطهای دانشگاهی اسم فلسفه برده میشود ذهن به سمت «کانت» و «هگل» و امثال اینها میرود و تصوّر میشود اصلاً فلسفه محصول تفکّر اینهاست. زمانی که تفکّرات مارکسیستی در ایران خیلی رواج داشت، یکی از قلمهای عمده تبلیغاتىِ کمونیستها کوبیدن منطق ارسطویی و منطق شکلی بود که در مقابلِ منطق دیالکتیک فحش محسوب میشد؛ میگفتند اینها طرفدار منطق ارسطویی هستند! تا این حد فلسفه اسلامی از جمله منطق را ضد ارزش کرده بودند. البته نمیگوییم هر دانشجو یا استادی وارد فلسفه جدید شد، لابد با سیا ارتباط دارد؛ نه، اما امثال فروغی و دیگران که ارتباطات سیاسی و خارجی و تلاشهایشان مشخص است، پیشروان این کار بودند! ۸۲/۱۰/۲۹
باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً فضایی که مارکسیستها ساخته بودند همین بود که حضرت آقا میفرمایند و فلسفه اسلامی را با آن همه عظمت نادیده میگرفتند و البته بعد از انقلاب بحمدلله تا حدّی فضا تغییر کرد آن هم با نظر به شخصیت فلسفی و عرفانی حضرت امام بود. ولی هنوز آن طور که باید و شاید صاحبان اندیشه و اهل فکر و نظر به فلسفه اسلامی و بهخصوص به صدراییِ آن، آنطور که رهبر معظم انقلاب میفرمایند، نپرداختهاند. ایشان میفرمایند: «به گمان ما فلسفه اسلامي در اسلوب و محتواي حکمت صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه انسان اين روزگار ميجويد و سرانجام آن را خواهد يافت.» موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: داستان کتاب سیاحت غرب که از آقا نجفی قوچانی نقل شده است آیا طبق تجربیات ایشان در موت اختیاری بوده؟ یا ایشان جبرا مردهاند و دوباره زنده شده اند؟ یا چیز دیگر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در شرح حالات جناب آقای نجفی قوچانی در جزوه «انکشاف صور برزخی در سیاحت غرب» به آدرس زیر شده است https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%AD%D8%AA%20%D8%BA%D8%B1%D8%A8&tab=posts&inner_tab=leaflet مبنی بر آنکه این امر در مسیر سلوک ممکن است برای افراد پیش آید که خود را در ساحتی دیگر با همان اتفاقاتی که با آن روبهرو شدند که صورتهای برزخیِ دنیاییشان بوده، پیش آید و به تعبیر خودشان حقیقتاً مردهاند. نکاتی در جواب سؤالهای شماره 9437 و 23021 و 24713 مطرح شده است. موفق باشید
هیچ وقت دوستی که مرا دوست بدارد چنان که من هم او را دوستی بدارم که یک اطمینان درست و دوستانه حاصل بشه نداشتم، همیشه تنها بودم چه در خانواده چه در اجتماع. در سن جوانی موهای سپیدی دارم که ۱۰ سال پیر تر از من ندارند، ظاهری بیمار که دلیلی برای آرایش نداشته چون نه دوستش داشتند و نه دوست داشته چنان که ادراک بشه. تا آسمان ها پر میکشم در بهشت ها قدم میزنم، جهنم ها را هم دیده ام همه و همه تا کنون به من «دوست داشته شدن ملموس نداد» و نه دوست داشتن کسی که احساس یگانگی به او کنم. گویا من است در کالبدی دیگر و من او در شکلی دیگر. به یاد دارم از همان طفولیت چنین بودم، نه اینکه فکر کنی قصه امروز و دیروز است؛ من دندان زمین را کنده بودم اما اگر قرار به زمین است کم تر از پیامبر خدا، کم تر از اهل البیت از زمین و زمان زیستن نمیخواهم و این یعنی اوج احساس، مال، دوست داشتن و دوست داشته شدن و پذیرش و بزرگی و تواضع، نه چون پادشاهان دنیا و نه چون مراجع و علما! بلکه همچون پیامبران و نه شکل آنها! خود آنها. جلسات دوشنبه شما را هم گوش میدهم اگر حرفی تازه و دلیر و از پیش رو میزنید بفرمایید و گرنه که خود را همان گوینده است. فقط آمدیم به رشته تحریر شما و دیگران سخنانی تحریر شود و گرنه پیر تر از آنم که به کسی رجوع کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. ما انسانیت خود را اگر در کاملترین انسان که آخرین پیامبر نیز هست، نتوانیم درک کنیم، به گفته جناب نیچه همچنان پوچی و سرگردانی نصیب ما میشود. اینجا است که قرآن را میتوان در راستای این حضور خواند. البته «آنقدر ای دل که توانی بکوش»، آیا رجوعی که اخیراً به سوره مبارکه شمس شده، راهی میگشاید که خود را در مواجهه با روح بزرگ رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» احساس کنیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: در مورد سوال 33535، بنده در جایی نظر امام رو در مورد مسئله لغو بخشنامه چادر خانم معلم ها پیدا نکردم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه عرض شد امری نبوده که در جایی ثبت شود. جناب آقای اکرمی وزیر آموزش و پرورش وقت به من فرمودند که احمدآقا میفرمایند امام فرمودهاند بگویید آن بخشنامه را لغو کنند. موفق باشید
استاد عزیز سلام علیکم و رحمت الله: یک سوال داشتم. عرفا و علما و معصومان گرانقدر تاکید بسیار زیاد روی «تفکر» دارن. اما سوال اینست که تفکر چطور حاصل میشه؟ برای منی که عمری با بی تفکری زندگی کردم و حالا بخوام یک زمان جدا از محیط یک گوشه ای وقتی رو برای تفکر بذارم، فکری پدید نمیاد الا همون خدعه های شیطان رجیم که این تنهایی رو برنمیتابه. سوال اینه که مثل منی در ابتدای راه، تفکر رو باید چطور با چه سوالی از کجا به چه شکلی شروع کنم؟ لطف میکنید اگه مبسوط و جزئی توضیحی ارائه بفرمایید و در ضمن آن کتابی یا نوشته ای یا دستورالعملی جهت چارچوب بندی تفکر ارائه بفرمایید. متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعه کتابهایی مثل «آشتی با خدا» و «ادب خیال و عقل و قلب» و «مبانی نظری نبوت و امامت» که هر سه روی سایت هست، إنشاءالله متوجه معنای تفکر خواهید شد. زیرا تفکر، تعریفکردنی نیست، چشیدنی است. سری هم به این صوت بزنید بد نیست https://eitaa.com/matalebevijeh/11694 موفق باشید
با سلام: در رابطه با پاسخ سوال ۳۳۶۰۰، سوالاتی که من پرسیدم، متاسفانه آن سوالات را ندارم. چون همیشه شما سوال را همراه پاسخ می دهید. اگر امکان دارد، سوالات مرا، در پاسخ این سوال برای من بنویسید ممنون میشوم. متن سوالات، برای من خیلی مهم است. با تشکر از وقتی که برای پاسخگویی میگذارید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد مواردی است که باید به ایمیل کاربران محترم ارسال شود و نباید حجم سؤالات، بخصوص سؤالاتی که عموماً حالت شخصی و خصوصی دارد، در معرض دید بقیه قرار بگیرد که موجب تضییع وقت آنها میگردد. موفق باشید
با سلام: معنی این عبارت چیست؟ «تمثل ملکات به صور مناسب بدانها در صقع نفس ناطقه را تعبیر به تجسم اعمال نمودهاند.» این صقع نفس ناطقه یعنی چه؟ معنی داخل و خارج نفس ناطقه یعنی چه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این نوع مباحث، مباحثی نیست که طی یک سؤال و جواب بتوان بدان پرداخت. مباحثی است که باید در مدرسه و درس و مباحثه مطرح شود، وگرنه ما باید جهت جوابدادن به آن مقالهای طولانی بنویسیم که فرصت چنین کاری برای ما نیست و این سایت چنین وظیفهای برای خود تعریف نکرده است. موفق باشید
