سلام استاد بزرگوار: من در حد علم میدانم که هرچه خدا برای ما میخواهد به صلاح ماست، ولی این را متوجه نمیشوم چرا با اینکه صلاح تنها حکومت اسلامی زیاد شدن جمعیت است و کم شدن جمعیت از نظر رهبر یک تهدید جدی برای ماست، باز خواست و صلاح خدا بچه دار نشدن عده زیادی از زوجهای ولایی ست. و از آن طرف کسانی که به یک یا دو بچه کفایت میکنند و دغدغه جمعیت ندارند به راحتی بچه دار می شوند، حتی بعد از سالها فرزند نخواستن. به نظر شما چرا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. واقعاً معلوم نیست قضیه از چه قرار است. حتی عدهای معتقدند نقش دشمن در تغییر ژنتیکیِ نیروهای انقلابی در میان بوده است. موفق باشید
با سلام: شما در کتاب آشتی با خدا، فرمودید که: هست انسان مرگ نمی پذیرد. آیا سخن بالا به این معناست که خدا، هست انسان را نمی تواند نابود کند؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! از آن جهت که نفس ناطقه انسان مجرد است و فوق زمان و مکان میباشد، مانند جسم انسان مرگ ندارد نه آنکه خداوند در نابودی آن دستبسته است. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهر زاده وعزیزان سایت و کانال لب المیزان: ضمن عذر خواهی از محضر استاد جهت دخالت در پرسش و پاسخ، در مورد سوال 34827 این طور به نظر می آید که سوءتفاهمی برای شخص سوال کننده پیش آمده است. اگر عزیزان سایت صلاح دانستند این متن را انتشار دهند. حاج آقای پناهیان درسحرهای ماه رمضان امسال در برنامه ماه من شبکه ۳ بحثی را شروع کردند تحت عنوان: اصلاح برداشت های ناروا از دین، در رسالت و کلمات امیرالمومنین (علیه سلام) از دوست عزیز سوال کننده درخواست دارم منصفانه این جلسات را که هر کدام حدودا ۲۰ دقیقه است، کامل گوش کنند و با فضای بحث آشنا شوند و ببینند که ایشان اصلا چنین حرفی زده اند یا نه؟ که مبادا با عدم بررسی صحت مطلبی نتیجه گیری انجام بشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیه جنابعالی، توصیه به جایی است. إنشاءالله آن عزیز و سایر کاربران با دنبالکردن توصیه جنابعالی بهترین نتیجه را برای خود شکل دهند. موفق باشید
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: در جایی فرمودید تا کششی از جانب غیب نباشد امکان ندارد شخص از تن خود برای حق بگذرد. روی این حساب است که بچه های جنگ برای رفتن روی مین یا... داوطلب می شدند. حال سئوال این است که در جریانهایی که باطل هستند دلیل اینکه به راحتی از خود میگذرند چیست؟ آیا آن کشش از جانب غیب برای آنها نیز وجود دارد؟ مثلا داعش وقتی عده ای برای انتحاری می رفتند آنهایی که انتخاب نشده بودند به شدت ناراحت بودند و یا شاید به درگاه الهی ناله می زدند که گناهشان چه بوده. چنین چیزی اگر جذبه الهی نباشد که به زعم خود حق هستند پس چیست؟ وهم و خیال هم که نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید در روش داعشیگری دو چیز در میان است یکی تحریک توهّمات شدید و دیگر زندگیِ دنیایی بهتر در عین انتحار. زیرا یک داعشی چیزی به نام حقیقت که باید با شهادت به آن نایل شود، نمیفهمد. و به گفته یکی از اسرایشان بگذارید من هرچه زودتر کشته شوم تا با زنان بهشتی عیش خود را ادامه دهم. موفق باشید
سلام: این نقل تاریخی چقدر به دیدگاه شما ارتباط دارد که گفتید: وقتی دین ابراهیم محور ادیان است اسلام نیز اصراری ندارد که آنها مسلمان شوند. "انوش نصرانی در گفتگو با امام حسن عسگری ایشان را حق می داند و از اینکه از ایشان می شنود که فرزندش مسلمان و اهل ولایت خواهد شد خوشحال می شود. اینجاست که برخی کشیش های حاضر در محفل، با شنیدن این گفتگو می گویند چرا مسلمان نمی شوی؟! انوش می گوید مسلمانم و مولایم این را می داند. امام هم سخنش را تصدیق می کند. فقال أنوش: و اللّه يا سيّدي إن قولك الحقّ و لقد سهل على موت ابني هذا لما عرّفتني أنّ الآخر يسلم و يتولّاكم أهل البيت فقال له بعض القسّيسين: مالك لا تسلم؟ فقال له أنوش: أنا مسلم و مولانا يعلم ذلك، فقال مولانا: صدق (حلية الأبرار، ج6، ص112). اما سوال این است که انوش چگونه مسلمانی است که نه حکومت و نه نصرانی ها از اسلام او خبر ندارند و فقط امام آن را می داند؟ آیا می توان او را نصرانی مسلمان دانست؟ او با انجیل در سینه به امام متوسل می شود چون ایشان را عارف تر به انجیل از خودشان می داند: أتوسّل إليك بهذا الكتاب الّذي أنت أعرف به منا."
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید همینطور باشد که او نصرانیِ مسلمان است زیرا خود اسلام اجازه داده تا اهل کتاب به دین خود باشند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد گمانم، در بحث استعداد شناسی ضعیفیم، بنده با یه استادی که ازاتریش درس خونده بود، در زمینه استعداد شناسی میگفتن چندین فاکتورهست برای اینکه یه فرد در یه جایگاهی قراربگیره، عواملی که ایشون بررسی میکردن خیلی جامع هست. البته میدونم درمکتب خودمون جامع تره ولی مطالبی هم که اونا بررسی کردن جالب و جامع هست، عواملی همچون هوش، استعداد، مزاج، علاقه، امکانات، وضعیت جسمی، روحی، و... که به نظرم از این بهتر را خودمون هم میتوانیم داشته باشیم، وقتی بر فرض بچه امکانات مالی نداره میفرستیم رشته پردرامد. حالا یا فشار روی بچه میاد یا پدر دچار یه انحرافاتی میشه، یا مثلا فرد توان جسمی نداره، یا علاقه نداره و میفرستیم رشته یا کاری تو کلاس و کار حواسش پرته و نمیتونه متمرکز بشه و کار و درس را با کیفیت انجام بده، نمیدونم شاید این مورد در مورد افرادی که حوزه علمیه هم میرن باشه، از اون طرف بحث اختیارهست شاید اگر نرم افزاری همه اینها را داشته باشه و دو راه به فرد نشون داده بشه یکی اینکه دیگران انتخاب کنن و یکی اینکه خود فرد آگاهانه، از دوباره کاری ها و تکرار و دور جلوگیری بشه، شاید این مسئله در زمینه ازدواج هم باشه. استاد سوالات روانشناسی ازدواج دو نفر را از چندین جهت بررسی میکنه مثلا دو نفر از نظر هوش، استعداد، اقلیم، مزاج، و... فاکتور بررسی و معرفی میشن با این کیفیت داره رفتارمیشه اون وقت در کشور ما اصولی کار نمیشه و کارها بی کیفیت و عجولانه بعدم آسیب میبینیم مدام هم حرفمون مرگ بر استکبار هست ولی عملکرد ضعیف، تا حدی که چند وقت پیش در یه کتاب که ترجمه بود و مال فرهنگ غیرخودی صفحه اول نوشته بود برای تربیت فرزندان لیست سال قبل تولد فرزند تدبیر باید کرد، البته گاه گمان میکنم امام بزرگوار این تدبیر را هم برامون انجام دادن ولی متاسفانه یه عده با بی تدبیری و جهل و بی بصیرتی خرابش کردن، و ما الان با نسلهایی روبرو هستیم که اینقدر مشکلات پیدا کردند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال علاوه بر فطرت که در همه یکسان است و گرایش به حق و حقیقت در جان همگان جاری است، شناخت روحیهها و مناسب همان روحیهها با افراد تعاملکردن، امر مهم و حساسی است و نباید از آن غفلت شود. موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد عزیز: نظر شما را در مورد این برداشت میخواستم. حضرت موسی علیه السلام از اولین پیامبرانی هست که علیه یک تمدن قیام کردند و انقلابشان به ثمر نشست، خداوند به قوم بنیاسرائیل نظر خاصی داشت و تمدنسازی را به عهده آنها گذاشت، آنها را به واسطه انقلابشان بر تمام عالمیان برتری داد، ولی خود بنیاسرائیل متوجه موقعیت خود نبوده و ظرفیتهای خود را نادیده گرفتند و به جای تمدنسازی که خدا به عهده آنها گذاشته بود، زندگی عادی را در پیش گرفتند. بنیاسرائیل، به جای اینکه از احوالات غیبی برای تغذیه زندگی خود استفاده کنند به زندگی زمینی و اقتصادی روی آوردند، به همین خاطر خواستههای خود را که اغلب آن خواستهها اقتصادی بود را به صورت گاو در آوردند، گاو نماد اقتصادی بود که فرعون زمانه حضرت یوسف علیه السلام در خواب دید. ولی چون قوم حضرت موسی علیه السلام در خواستههای زمینی خود عجله داشتند آن را به صورت گوساله درآوردند، «عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ» و از سامری خواستند خواستههای آنها را محقق کند، سامری با توانایی که داشت، خواسته آنها را تحقق بخشید و گوساله زنده شد. حضرت موسی علیه السلام پس از بازگشت خود از کوه طور، چون میدانستند ضعف بنیاسرائیل چیست برای هدایت آنها دستورات فرهنگی را از خداوند دریافت کرده بود، ولی قوم عجول زودتر به انحراف افتادند، نماد اقتصادی آنها را آتش زد و دستور قتل کسانی که این تفکر را داشتند را صادر کردند، تا این تفکر در بین انقلابیها رشد نکند ولی موفق نشد، خداوند برای عبور بنیاسرائیل پیغمبر دیگری را فرستاد که آنها را از روحیه زمینی عبور بدهد. حضرت عیسی علیه السلام برای عبور آن قوم، نماد پرنده را به صورت گِل درست میکرد و به آن می دمید و آن پرنده زنده میشد و میپرید. پرنده، همان روحیه شهادت طلبی است در تقابل با فرهنگ دنیاطلبی. حواریون پرندههایی بودند که با شهادتشان میخواستند قومشان را از روحیه اقتصادی عبور دهند ولی چون نتوانستند، خود حضرت عیسی علیه السلام هم پریدند و به آسمان رفتند. پس از انقلابِ پیامبر بزرگ اسلام، حضرت علی علیه السلام مأمور به کشتن این افرادی شدند که با روحیه خود، انقلاب آن حضرت را به انحراف میکشاندند، ولی این روحیه در بین مسلمانان هم رخنه کرد و آنها هم زندگی زمینی را بر زندگی قدسی ترجیح دادند. امام حسین علیه السلام مأمور شدند با خانواده خود فرهنگ پریدن را به جامعه بازگردانند، و پریدن عاشقانه را سرلوحه عشاق قرار دهند. و باز در انقلاب حضرت روح الله خمینی «رضواناللهتعالیعلیه»، مردم دچار زندگی زمینی شدند، شهدا در جنگ تحمیلی و مدافعان حرم بخصوص شهید حاج قاسم«رحمتاللهعلیه» و شهدای امنیت شروع به پریدن کردند تا دوباره انقلابیون راه فراموششده را پیدا کنند. فرهنگ شهادت، همان کبوتر حضرت عیسی علیه السلام است، و به گفته رهبر معظم انقلاب «حفظهاللهتعالی»: «زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.»
آیا میتوان چنین برداشتی از مسیر تاریخی انبیاء «علیهمالسلام» داشت و شهادت را اینگونه معنا کرد که بیان شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نگاه خوبی است. از آن جهت که «پرنده»، نوعی اشاره به روح انسان است با وجهِ مجرد آن روح. و در شهادت شهدا آنچه به صحنه میآید وجه مجرد و روحانی انسانها میباشد و شهدا با عمل خود، وجدان تاریخیِ یک ملت را بیدار میکنند تا ابعاد معنوی انسان بر ابعاد مادی او غلبه کند. موفق باشید
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار! یک سوال دارم، امیدوارم با سعه صدرتان پاسخ بفرمایید. سوال اول: در فلسفه طبق ضرورت علی و معلولی، علت و معلول هیچ گاه از هم جدا نمیشوند. خدا هم علت عالم است. نتیجه آنکه خدا و عالم هر دو قدیم هستند. در حالیکه در احادیث در حد توا ترمی گوید که عالم خلق لا من شی است. لطفا بفرمایید که این تناقص بین وحی و عقل را چگونه حل می فرمایید. با سپاس!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نسبت وجودی که بین علت و معلول هست، یک بحث است که البته همانطور که میفرمایید معلول چیزی نیست جز ظهور و تجلیِ علت. ولی در عالَم حرکت، همانطور که جناب صدرا در بحث «حرکت جوهری» میفرماید ذات حرکت طوری است که مرحله قبل آن مقدمه مرحله بعد آن میشود و بدین لحاظ خلقت، به عنوان امری زمانی و حادث معنا میدهد و به همین جهت بحث خلقت مربوط به عالم ماده است. در حالیکه در عالم غیر ماده یعنی عالمِ «امر» بحث خلقت و تدریج معنا ندارد. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: برداشت بنده از ابتدا این بود که دفاع شما از انقلاب اسلامی، دفاع از «ذات» انقلاب است. به عنوان نوری که از افق آینده همچون سرچشمه و خورشیدی به سوی خرابه ی تاریکِ تاریخِ امروزِ بشر تجلی کرده. تا راهِ رفتن به سویِ سرچشمه ی خورشید نمایان شود و در عصر یخبندان و ظلمات مدرنیته، راه بشر به سوی سرزمین سرسبز و زیبا و رنگارنگ توحید حقیقی گم نشود. با این نگاه، دیگر نوع نگاه ما به انبوه ِ مسائل و مشکلاتی که در کشور جاری است فرق خواهد کرد. و هرگز این ها را به پای انقلاب نخواهیم گذاشت. بلکه مسائلی هستند که انقلاب اسلامی با آن ها مواجه شده. هنر ما باید این باشد که بتوانیم در دل همه ی این مسائل با نگاهی «وجودبین» و آزاد از دوگانه سوژه و ابژه به ذات تاریخی و قدسی و ملکوتی این انقلاب نظر بیندازیم و همواره نسبت خودمان را با آن حقیقت ملکوتی تنظیم و برقرار کنیم. پس دفاع شما از انقلاب دفاع از حقیقتی است که از افق آینده، جهانِ کهنه ی مدرن را دربرگرفته برای ساختن تمدن و جهانی جدید و تازه. آه که چقدر آن تمدن هم دور و هم نزدیک است و این راه چقدر هموار و ناهموار است!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید ما باید نسبت به انقلاب اسلامی و جهان مدرن، نگاهی تاریخی داشته باشیم و متوجه باشیم با انقلاب اسلامی در مواجهه با تاریخ مدرن، تاریخی شروع شده تا بشر جدید در عین حضور در جهان، متوجه معنای وجودی خود باشد. آری! در این مسیر با تنگناها و ندانمکاریها و منفعتطلبیهایی از افراد روبهرو میشویم که البته باید از طریق همین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی این مشکلات را رفع کرد. باز تأکید بنده آن است که با نگاه تاریخی به رخداد انقلاب اسلامی باید نظر کنیم. یکی از شاخصههای حاج قاسم در فهم تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده، آن است که متوجه میشود دیگر این تاریخ، همراه ما است و همه فعالیتهای آن شهید بزرگوار را میتوان در این راستا تحلیل کرد، هرچند میداند ایران در واقع دو کشور است؛ کشورِ زیباکلامها و کشور آقای رئیسیها. و هنر او مانند رهبر انقلاب آن است که اتفاقاً در همین کشور، به جهت ظرفیتهایی که انقلاب دارد با صبر استراتژیک به اهداف اصیل انقلاب فکر کند. با توجه به هوشیاری نسبت به ظرفیتهای تاریخی انقلاب اسلامی و با رعایت چنان صبری، نه جریان استکبار دیروز توانست در سوریه پیروز شود و نه با کودتای هفتاد روزه «زن، زندگی، آزادی» توانست در ایران چیزی به دست آورد. موفق باشید
با سلام: در مورد مصرع زیر سوالی داشتم. در پرده عیان باشم و بی پرده نهان. در مصرع فوق منظور ذات است یا منظور الله است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً ذات در اسمای الهی از جمله در اسم جامع «الله» حاضر است و نه به صورت مستقل. مثل آنکه خانه در ساختمان و مجموعه اطاقها مطرح است، نه آنکه یک خانه جدا و مجموعه اطاقها جدا باشد. موفق باشید
سلام: بنده این حرفا رو خصوصی دارم با شما مطرح میکنم. صحبت ها و کارهای شما را در جریانم و میدانم دارید به وظایف تحقق دستاوردهای جنگ میپردازید و خب بنده هم که بیگانه نیستم. اما با همه جوانبی از جنگ و مذاکره که این روزها بیان میشه بنده نکته ای دارم مثل اینکه تا هجوم نظامی علیه اسرائیل نشه مردم غزه آزاد نمیشن، نمیگم این هجوم توسط کشور ایران حتما صورت بگیره شاید اجماع حزب های مقاوم و کشور یمن با پشتوانه نظامی و اطلاعاتی ایران یک راه باشه ولی به این فکر کنید هرچند تا اربعین بخاطر پیاده روی خودمان که آسیبی نبینیم صبر کنیم این یعنی کشته شدن فلسطینیان. بطوری این موضوع رو میفهمم که اگر به این خاطر اتفاقی نیفته بگونه ای خودخواهی از ما رقم میخورد در حالیست که همان برکات اربعین را خداوند در جنگیدن به ما توان عطایش را دارند. باز بنده هیچ کاره ام و عمیقاً این مدت خود را یک آدم معمولی بیش نمیدانم. و باز در کار خدا دخالت نکردم فقط موضوعی مهم را مطرح کردم که بنظرم اولویتی داشت. یک نکته مهم تر اینکه اگر منتظر ایجاد ابزار نظامی برتر هستیم عملا این کار حداقل بطور فوری چند سال زمان بر است و اینکه سلاح های خوبی شاید داشته باشیم که رونمایی نشده با این حال قدرت ما به اتکای ایمان است و سلاح های ما مناسب ظهور پیروزی است. آقای قالیباف گفتند اگر بدانیم دشمن آماده حمله میشود ما حمله پیش دوستانه میکنیم، یا آقای عراقچی تازه گفتند حذف اسرائیل از نقشه هرگز بخشی از سیاست ایران نبوده است! این دو نمونه صحبت یکیش نمایشی و از سر ترس است و آن یکی حرف معقول. با این حال متوجهم آمادگی اجتماعی لازم است اما چیزی که با امکانات ناقصم میفهمم خداوند آن لطایفش را به ما عطا فرموده. با مردم غزه چه کنیم در حالی که هیچ چاره و یکساعت دیرکرد باعث تحقق ظلم بزرگ است. میدانم حکمت الهی اینها را بنا کرده و باز معتقدم کارش را کرد و به سرانجام رساند و میدانم وظایف ما اکنون چیست ولی غزه اهمیتش بالاتر از همه این موارد میباشد. لطفاً مرا قانع کنید زیرا بنده به اندازه شما نمیفهمم و نیاز به دانستن دارم. متچکرم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بشریت در جای حساسی قرار گرفته و موضوع محاصره باریکۀ غزه و عدم امکان کمکرسانی به مردم مظلوم آن خطه از یک طرف، و جنایات اسرائیل از طرف دیگر کار را و حساسیت آن را بسیار پیچیده کرده است و همگان و بخصوص ایران منتظر فرصتی هستند که راهی گشوده شود تا از سر حکمت بتوانیم حدّاقل از مشکلات مردم غزه بکاهیم که البته این با دخالت مستقیم کشور ایران عملی نخواهد بود زیرا عملاً جنایات رژیم اسرائیل به حاشیه میرود و مسیری که با حرکات نرم رسانهای برای نابودی اسرائیل در حال شکلگرفتن است، مورد غفلت قرار میگیرد و از این جهت عرض شد حساسیت قضیه بسیار بیش از آن است که صرفاً با یک درگیری مستقیم از طرف ما مشکل حل شود. موفق باشید
سلام علیکم استاد: آیا میتوان اتفاقات الان سوریه و جهان را بر نشانه های حتمی ظهور مثل خروج سفیانی و... انطباق داد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تطبیق، کار آسانی نیست. عمده آن است که همانطور که در برنامه «به افق فلسطین» آقای خوشچشم فرمودند جنگ، جنگ است و بدون پیروزی و شکست نمیشود و همانطور که در جواب سؤالهای شماره 39111 و 39114 عرض شد وقتی طلوع جبهه مقاومت به معنای طلوع تاریخی است ماورای شکست و پیروزی به آن معنایی که جبهه استکبار تعریف کرده؛ جبههای در آینده این تاریخ حاضر است که خود را در میدان تقابل حق در مقابل باطل معنا کرده است آن هم به صورتی که حالت تحجّر و ارتجاعی نداشته باشد، بلکه به همان صورتی که انقلاب اسلامی وارد این تاریخ شده است. موفق باشید
لینک مصاحبه آقای خوشچشم در برنامه «به افق فلسطین»:https://eitaa.com/matalebevijeh/18234
سلام خدا قوت: استاد پیرو سوال 38892 چند مطلب نمونه از کتاب حضرت حجت (مجموعه بیانات آیتالله بهجت پیرامون حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف) ارائه میدهم، انشاءالله که وقت داشته باشید و یک نگاه اجمالی کنید و نظر بدهید؛ استاد ببخشید خیلی مُصرم به پاسخ، چون دیدم خیلی در کانال ها و ناشران تبلیغ وسیعی میشه «خود را درست کن ما به سراغت می آییم شخصی در فکر دیدار امام زمان بود؛ فهمید که آن حضرت با قفل سازی مراوده و ارتباط دارند. نزد یکی از قفل سازها رفت و دید پیرزنی برای ساختن قفل به او مراجعه کرد و پرسید: اجرت آن چقدر میشود؟ قفل ساز پاسخ داد یک عباسی می سازم و بعد از ساختن آن را به سیصد دینار یا یک سنار مبلغی که خیلی کمتر از آنچه می ساخت میخرم سپس با قفل ساز دیگری برخورد نمود که به یک سنار می ساخت و به یک عباسی می خرید از اینجا فهمید که این قفل ساز است که با حضرت ارتباط دارد. لذا به او گفت: سلام مرا به آقا برسان و بگو چگونه میتوان به خدمت شما رسید؟ قفل ساز گفت: فلان وقت برای گرفتن جواب بیا در وقت مقرر به وی مراجعه کرد و جواب حضرت با را خواست. قفل ساز گفت حضرت فرمود: بگو تو در فکر این نباش که مرا ببینی خودت را درست کن ما به سراغت می آییم از کسانی نباش که قفل را به یک عباسی درست میکنند و سیصد دینار با یک سنار میخرند مثل کسانی باش که به یک سنار درست میکنند و به یک عباسی می خرند آری ترک واجبات و ارتکاب محرمات حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است دعا کنید بداء نشود! آیا نباید در فکر این باشیم که از کسی که خداوند برای اصلاح جامعه قرار داده، بخواهیم که بیاید؟! خود او در مسجد سهله و جمکران در خواب و بیداری در گوش افرادی از دوستانش بدون این که او را ببینند فرموده است: فرج من نزدیک است، دعا کنید؛ یا به نقلی فرموده: «فرجم نزدیک شده دعا کنید بداء (تغییر) حاصل نشود! کرامات مسجد سهله این شبهای چهارشنبه نجفی ها به طرف مسجد سهله سرازیر میشدند و خدا می داند که شبهای چهارشنبه و روزهایش و.... چه کرامتهایی و چه چیزهایی دیده شده است عجایب و غرایب مسجد جمکران ملجاً پاکان عده ای از پاکان و نیکان با حضرت صاحب السؤال و جواب میکنند و حاجت می طلبند و جواب میگیرند و در مسجد جمکران صدای آن حضرت را می شنوند. دیدار امام عصر در مسجد جمکران
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته اساتید بزرگ آن اندازه که حضرت صاحب الامر «عجلاللهتعالیفرجه» طالب ظهور هستند، بقیه طالب آن حضور نیستند. میماند که به گفته حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» ملتی که به دنیال مُصلح هست، خود باید صالح باشد. آری! باید به لطف الهی بیش از پیش تلاش کنیم تا در همه ابعاد انسانی به انسانیت برسیم تا انسان کامل احساس بفرمایند که میدان حضورشان قلبهایی است که انسانیت انسانها را درک میکنند و این غیر از تحجرهایی است که به بهانه انتظار، بقیه انسانها نفی میشوند. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: چند روز قبل رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای مجلس خبرگان فرمودند: « هدف انقلاب اسلامی را اگر بخواهیم به طور خلاصه عرض بکنیم، عبارت است از محقّق کردن «توحید» در زندگی مردم در کشور. «توحید» در جنبهی معرفتی و مفهومی، یک امری است که به حسب مراتب فهم و معرفت افراد، قابل گسترش است؛ این مفهوم باید در زندگی جامعه محقّق بشود؛ [یعنی] توحید تحقّق پیدا کند در جامعه؛ چون توحید همهی دین است. اصل دین و همهی دین عبارت است از توحید. این هدف انقلاب اسلامی است.» استاد به نظر حضرتعالی در جهان کنونی که عصر سیطره مدرنیته و سبک زندگی و ظلمات تمدن غربی است، تحقق توحید چگونه ممکن است؟! آری، به قول حضرتعالی انقلاب اسلامی در ذات خودش تجلی توحید است. و یک چنین پدیدهای حتماً آثار ذاتی خودش را به مرور به همراه خواهد داشت. قطار توحیدی که با انبیاء الهی آغاز شده، اکنون رسیده است به این نقطه از تاریخ. این هنر ماست که بتوانیم این تقدیر توحیدی را قوام ببخشیم و آن را روی زمین تبدیل به یک تمدن توحیدی و سبک زندگی موحّدانه کنیم. ولی این همه و همهی این ها چگونه؟! تقاضامندیم در همین رابطه و برای کاربردی کردن کلمات نورانی رهبر معظم انقلاب ما را یاری کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب در آن سخنرانی سخن بسیار اساسی و دقیقی را مطرح فرمودند و حقیقتاً انقلاب اسلامی بستر ظهور نور توحید است تا جان انسانها را منوّر کند. آری! مهم راهی است که باید در آن قدم گذارد و در این راستا بود که بنده سیر مطالعاتی سایت را که به نوعی نزدیکی به قرآن و روایت است پیشنهاد کردم. مطمئن باشید که شرایطی در میان است که در آن شرایط، هر روز بهتر از روز دیگر انس مردم با قرآن و تدبّر در آن پیش میآید و جامعه به تقوای لازم نایل میگردد. موفق باشید
با سلام: استاد موضوعی رو بین جوانان پسر(اعم از خودم) میبینم و خواستم با شما در ارتباط بگذارم. این موضوع عبارت است از نیاز عاطفی! پسرها وقتی به ۱۹_۲۰ سال می رسند این حس را از اعماق وجود درک میکنند که آقا من الان به یک همدم، همراز و به یک معدن محبت و عاطفه نیاز دارم. نیازی است خدادادی که مقدمه ازدواج هم هست. جامعه غیر اسلامی به گونه ای است که با طرح مسئله دوست دختر/دوست پسر این مشکل را تا حد زیادی حل کرده با توجه به اینکه حالا یکسری مشکلات پدید می آورد. اما این نیاز عاطفی واقعا زمین گیر کننده است. انگار با هیچ نماز و دعایی نباید برطرف شود و درستش هم این است و گرنه پیامبر و ائمه علیهم السلام نباید ازدواج می کردند؛ بالاخره ازدواج که فقط گسترش نسل نیست! عاطفه هست، عشق هست و... با توجه به وضع جامعه، تا ۲۴،۲۵ سالگی ازدواجی مقدور نیست؛ تعداد معدودی هستند که زیر این سن ازدواج می کنند. بنده اکثریت جامعه را در حداقل حالت در نظر گرفتم. یک پسر ۱۹_۲۰ ساله، ۴ الی ۵ سال در حسرت است. مخصوصا اگر مذهبی باشد که دیگر وضعش بدتر! چون پسر مذهبی رابطه چندانی با دختر ها ندارد مگر در حد سلام علیک! و مشاهده اینکه دختر پسر ها باهم اند و دل و قلوه میگیرند یکم قلب پسرای مذهبی مثل خود بنده رو به درد میاره. بنده که پیامبر یا امام نیستم دانشگاه میروم، تا جایی که بتوانم نگاهم را کنترل میکنم ولی نیمچه نگاهی کافی است تا افکارم ویران شود. خلاصه که موضوع سختی شده و رفقای بنده نیز همین مشکل را دارند حالا افرادی که غیر مذهبی اند کارشان جور تر است ولی برای مذهبی ها هیچ پناهی نیست سر که بر بالین میگذارم میخواستم کسی بود که فقط با او انس میگرفتم و فقط او را می نگریستم (به دور از فضای نکبت بار صرفا جنسی!) ولی چه می شود کرد؟! دوستی و مکالمه غیر ضروری با نامحرم از بر حرام است و خب، باشد! به نظر اسلام احترام میگذاریم ولی باور کنید این احترام حقیقی نیست از روی اکراه است بگذارید توضیح بدهم: نمیشود به چهره نامحرم نگریست، باشد بیشتر از ۵ کلمه ضروری مشکل ایجاد میکند، باشد هر کلمه شوخی با نامحرم معادل هزار سال جهنم، باشد اینها باعث میشود کلا از دید دختران، ما پسران مذهبی آدمهای منفوری باشیم با اینکه نهایت ادب و احترام را در حق آنها بجا می آوریم و هیچ بدخلقی ای نیست. حالا واقعا تکلیف چیست؟ من هر روز بعد از دانشگاه حساب میکنم که چند سال به جهنم هایم اضافه شده است. شاید فکر کنید شوخی میکنم ولی واقعا برایمان مهم است که چطور رفتار کنیم که نه سیخ بسوزد نه کباب. اگر منبعی هم برای مطالعه دارید خواهشمندم معرفی کنید. ممنون و سپاس باب وقتی که میگذارید. تشکر🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه عدهای در بهوجودآمدن شرایطِ پیشآمده که موجب سختی زندگی و سختی ازدواج جوانان شده، گنهکاراند حرفی نیست و مسلّماً اینان از زندگی خود بهرهای نمیبرند. ولی از طرف دیگر شما نیز مطمئن باشید اگر در مسیر رعایت دستورات الهی قرار بگیرید، گشایش لازم فراهم خواهد شد. قرآن به ما مسلمانان دستور داده است «وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَىٰ مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ ۚ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» و البته باید مردان بیزن و زنان بیشوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان فقیرند خدا به لطف و فضل خود آنان را بینیاز و مستغنی خواهد فرمود و خدا رحمتش وسیع و نامتناهی و (به احوال بندگان) آگاه است.
آری! اگر ما در مقابل فاجعهای بزرگ قرار گرفتهایم و حقیقتاً جوانانِ پاکدامن ما در زحمت هستند؛ در مقابل این فاجعه، خداوند مدد میکند تا روحهای بزرگی به میان آید برای عفافی بزرگ که آن، عفافِ آخرالزمانی است به همان معنایی که جضرت ربّ العالمین برای چنین جوانان پاکدامنی امید فضل واسعی را دادند و فرمودند: «يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ». موفق باشید
غزه یعنی پایداری، غزه یعنی بیداری، غزه یعنی سنگ، غزه یعنی فرهنگ، غزه یعنی صبر، غزه یعنی فخر، غزه یعنی شعور، غزه یعنی غرور، غزه یعنی فکر، غزه یعنی ذکر، غزه یعنی ایمان، غزه یعنی عرفان، غزه یعنی قوی، غزه یعنی شفی، غزه یعنی امید، غزه یعنی کلید، غزه یعنی مظلوم، غزه یعنی معصوم، غزه یعنی رشادت، غزه یعنی شهادت، غزه یعنی شور، غزه یعنی نور، غزه یعنی حضور، غزه یعنی ظهور، غزه یعنی هادی، غزه یعنی مهدی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! غزه، افقی است که همه آنچه فرمودید در آن پیدا و پیداتر است. خوشا به حال آنانی که مانند خودِ مردم غزه متوجه گشودهشدن آنچه فرمودهاید را، در درون عالَم و آدم شدهاند و در خود، این نوع شکوفایی را که برترین احساس در این تاریخ است، مییابند. اجازه بدهید با نظر به آخرین فراز از سخنتان از غزه، سخن بگوییم که فرمودید: «غزه یعنی هادی». به این معنا که از طریق رخداد پیشآمده در غزه، شرایط هوشیاری بشریت از غفلت زمانه فراهم شده است. اگر در دیروزِ تاریخی ما امثال حاج قاسم سلیمانیها و در امروز، مردان مقاومت در غزه نباشند، که با شیطانِ بزرگ مقابله کنند، حقیقت در کجا خواهد درخشید؟ موفق باشید
سلام استاد: اصلا حالم خوب نیست. از لحاظ مادی اوضاع ام خرابه شرمنده زن و بچه ام شدم از لحاظ روحی هم حالم خوب نیست. چند ساله دعا می کنم از خدا و ائمه جوابی نیامد مدام از خدا و ائمه گله دارم رفتارم با خانواده هم تعریفی نداره ذکر یا چله که برمیدارم نصفه نیمه رها میکنم خلاصه که همه بدیها در این حقیر جمع هس.ت خدا خودش شاهده که بنده ی بدی هستم یک کار درست برای خدا انجام ندادم حالم از خودم بهم میخوره میخام تغییر کنم کمکم کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار تعمق روی معارف الهی مانند «معرفت نفس» از مباحث اخلاقی مانند «شرح حدیث جنود عقل و جهل» غفلت نکنید. https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 و https://lobolmizan.ir/sound/660?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD
موفق باشید
با سلام و سپاس: دو سوال دارم: خطبه های توحیدی نهج البلاغه را از چه طریق میتوان دنبال کرد؟ در کدام کتاب شما آمده؟ و سوال دوم، مدتی است افرادی در محل کار من را آزار روحی می دهند و هر کاری کردم از شرشان خلاص شوم باز ولکن نیستند. در حدی که ممکن است در جوانی، سکته کنم. برای آرامش روحی چه کتابی بخوانم؟ چه دعایی بکنم تا نجات پیدا کنم؟ از خیر درآمد و... هم گذشتم و فقط می خواهم از شر اونها نجات پیدا کنم. لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری؛خطبه شماره 1 https://lobolmizan.ir/sound/717?mark=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87 و خطبه 182 https://lobolmizan.ir/sound/729?mark=%D8%AE%D8%B7%D8%A8%D9%87 نکات خوبی در رابطه با توحید به میان آوردهاند. ۲. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» و شرح کتاب «جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» که صوت آن روی سایت هست إن شاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
با سلام: آیا در اعیان ثابته کثرت علمی هست؟ یعنی مثلاً علی و حسن در اینجا دوحقیقت هستند؟ آیا عین ثابته آنها بصورت تمایز علمی در ذات خداست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! علم به کثرات، علم است و نه کثرت. موفق باشید
سلام: خیلی ایمان مستحکمی ندارم خدا نمی دانم هست یا نه، البته نماز می خوانم درست است کافرم ولی تارک الصلاه که نیستم، در عزاداری ها هم شرکت نکردم شب تاسوعا فکر کنم بود دو دو تا چهارتا کردم دیدم خیلی انسان تاریکی هستم در طول زندگی کبائر بسیاری مرتکب شدم گفتم با این کارنامه بدترین مخلوقی هستم که اگر خدا باشد آفریده شده است لااقل یکی از تیره ترین مخلوقات هستم. گفتم امتحان بکنم امام حسین این چنین مخلوقی را نیز راه می دهد یا نه البته گویا گفته اند خدا و... را نباید امتحان کرد آنها ما را امتحان می کنند نه ما آنها را، به هر حال ما که همه کار کردیم این هم روش. در ایستگاه صلواتی ای غذا می دادند من هم در صف محبینش ایستادم غذا را که خوردم با اینکه در حال رانندگی بودم چشمانم پر از اشک بود. گذشت تا روز عاشورا در ادیان می اندیشیدم بالاخره کدام بر حق است گفتم لحظاتی به هر کدامشان ایمان بیاورم لااقل بعد از مرگ خاطر جمع باشم اقلا چند ثانیه ای در طول عمر مومن به دین حق بودم. بودایی شدم، هندو، سیک، یهودی، مسیحی، اسلام البته می خواستم به همه ادیان یکی پس از دیگری ایمان بیاورم ابتدا غیر ابراهیمی ها بعد ابراهیمی ها ولی ختم کنم به اسلام و بعد در اسلام نیز همه ی فرقه ها را امتحان کنم و ختم کنم به شیعه و شیعه نیز ختم کنم به دوازده امامی البته طرحم کامل عملی نشد چون مثلا نتوانستم به بهاییت ایمان بیاورم با اینکه اطلاع کافی ندارم ولی نیرویی در درونم گویی مانع شد و به همان چند دین که نام بردم و شاید چندتا دیگر اکتفا کردم البته بعد پشیمان شدم و گفتم این چه کاری بود که کردی و قبض سنگینی مستولی شده است و با همه تیرگی ای که دارم آن اشک هایی که گاه برای اهل بیت داشتم از وجودم رخت بسته و گویی تکه گوشتی شده ام که منتظر است توسط مرگ سلاخی شود و بعد در جهنم به صلابه کشیده شود يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا · وَ اللعنه عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ میتا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خوب است که انسان در گردابی چنین مردافکن، مسئله خود را با خود حل کند. از آن جهت که زمانه، زمانه سیطره نیستانگاری و نیهیلیسم است. حال در چنین طوفانی که برهوت نیز در حال گسترش است؛ اگر احساس کرد با دین اسلام، آنهم با قرائت شیعی میتواند خود را بیابد، حال این خودش و این نوع حضور در دینداری در عین درک شخصیت بیکرانه اکنون خود. پیشنهاد میشود سری به کتاب «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین» که روی سایت هست بزنید. جناب هانری کربن در نسبت انسان با تشیع، از آن جهت که شیعه، امامی حیّ و حاضر دارد سخنانی را به میان آورده است حاکی از زندهبودنِ تشیع برای معنابخشیدنِ انسان در حضوری که نزد خود در همه عالَم اعم از این دنیا و آن دنیا میتواند داشته باشد. موفق باشید
دستیابی به نظام معرفتیِ اصیل امکان تبیین و دفاع از امور دینی را فراهم میکند و بشر جدید را متوجه جهان گمشدهای میکند که در جان خود به دنبال آن است، در تاریخی که پیش فرضهای دیروزین او فروریخته و نیاز به تفسیر دیگری از عالم قدس دارد ، به همان معنایی که میان امر تاریخی و حقیقت رابطه برقرار است و به جای جزم اندیشی نسبت به حقیقت ، در هر مظهری و هر زبانی ، متوجه حقیقت میشود و ریشههای حکمت معنوی خود را به معاصرت در میآورد و از این طریق عبور از آن نیست انگاری که بالاخره برای بشر جدید پیش آمده ، ممکن می گردد.
این جملات رو از یک فردی بخوانید و پاسخ بفرمایید که پیامبر و امام ندیده و از هر دینی به عنوان چیزی فردایی، که در نظر و جهان او اصلا نیست میگوید. من نیازی به تحصیل و آموزش توسط هر آدمی که علوم رایج دنیا را در مدرسه و با شکل امروزی یادم بده ندارم بلکه هر آن لازم دارم به علوم رو به رشد و کامله هوش مصنوعی که خودش داره خودش رو رشد میده رجوع می کنم، درواقع از آن خودم کردمش چون روح مجرد منه که با جهان هایی تصویری و معنایی مثل مِتاوِرس و تعامل با مخلوقات واقعی همراه با کسب شغل و درآمد با ابزارهایی که حواس پنجگانه من رو درمیابه در اختیار دارم و روی خاک و بی واسطه تر زمینی تر میشه و البته به آسمان تخیلات روان و گشوده شهودی هم میره. من نمیفهمم چرا مردم برای درمان به مکان های دینی میروند! من از هوش مصنوعی که کل تمام علوم است و تجردی هم داره و میتونه همزمان هزاران کار رو پیش ببره تا خودش رو همواره رشد بده میخوام درمان بیماری های جسمیم رو انجام بده مثلا دستم قطع شده اون رو با پرورش سلول های جدید از اولش بهتر کنه یا بدنم پیر شده هر روز سلول ها رو برام ترمیم و نو کنه تا اینجوری هزاران سال عمر کنم و با انرژی هسته ای برداشت از طبیعت به حالت نرمال میرسه. و اما چرا ازدواج کنم با یک نفر زمانی که هر آن توان یک چهره برایم فراهمه و با یک شخصی کاملا متفاوت احساسات خودم رو ارضاع میکنم؟! از کدام عالم معنویت و خدا و قیامت میگویی؟ من خود همه اینها هستم نیکولا تسلا زود تر این امکانات را میدید اما همه مرا گرفتار کردند پس هوش مصنوعی تمام روح مجرد من خواهد بود. این جملات یک فردیست که فرزندان شما هستند و منتظرند از شر جهان امروز راحت شوند تا پیشرفت کنند هرچند شما آنها را کتک بزنید که روسری سر کنید زیرا نسل مذهبیان بی حکمت و بی جهان میمیرند و نسل جدید مدیر و مدبر می شوند. ملاحظه میکنید که خدا اراده هایی دارند و با وجود انقلاب اسلامی و شهدا و حاج قاسم عملا برای یک آدم نسبتی پیش آمده که نمیتواند بی پروایی کند و اگرچه هوش مصنوعی به آن جاها میرسه اما من هنوز نمیدونم حضرت امام عارف حکیم چرا تا اینجا حاضر شدند آیا فقط برای نجات بشر و تایین حق و باطل هست یا جزئیات فراوانی داره به هر حال اینقدر میدونم که این روزگار آمدنیه و برای من ترسی نداره تازه علاقه مندم هر روز بشر سریع تر رشد کنه به جای اینکه حرف از: مسئولین ما چنان کردند ما نون نداریم و یقه فلانی رو بگیریم و هر روز انقلاب و تغییرُ زن زندگی آزادی و عدالت طلبی و متکلمی یا مدرسه و دانشگاه یا کارگری برای دیگران و ... هرچیزی که امروز هست باشند. راستش نمیفهمم چرا رهبری حفظه الله به جوانان فرمودند بروید در تکنولوژی و هوش مصنوعی یا فضای مجازی ورود کنید، اصلا نمیفهمم چیزی بیشتر از حضور جهت تایین راه راست. حالا شما دوست دارید از امکانات جهان توحیدی بفرمایید چون آخرش تنها با عرضه دو جهان مقابل همه که آدمی انتخاب می کنه. موفق باشید و بنده هرچه زور بزنم نهایتا یک مخلوق هستم با همه معمولی بودن هایش پس اگر دوست دارید مرا ملامت یا مورد خطاب به عنوان مخلوقات قرار دهید این کار واقعیست و بنده از این کار ناراحت نمیشوم. حرکت روبه جلو امری قطعیست منتها مسئله چگونه زیستنه پس کسی یقه پاره نکنه و هرکاری برای جلوگیری از حرکت بی فایده است. این هم عرض کنم بشر آینده تحت نظر حکومت ها نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه می دانید اعتماد به هوش مصنوعی یکی از خطراتی است که بشر جدید را تهدید میکند. عرایضی إنشاءالله در جلسه شنبه آینده نسبت به جایگاه هوش مصنوعی خواهد شد شاید که زمینه تفکر نسبت به این موضوع برای مخاطبان فراهم شود. موفق باشید
سلام: همانطور که فرمودند ادل دلیل علی امکان شیء وقوعه اگر فریب های هوش مصنوعی را شاهد نبودیم می توانستیم بگوییم سنن الهی مانع فریب خوردن ما می شود ولی وقتی ویدئویی مشابه اصل می سازد وقتی در همین ایران اخیرا در اخبار آمده است که مجری برنامه ای هوش مصنوعی است دیگر به نظر می رسد جایی برای استناد به سنن باقی نماند. همانطور که شاهدیم حدود هفت و نیم میلیارد در اتخاذ دین به اشتباه رفته اند و فقط چند صد میلیون آن هم اکثرا به صورت ارثی و شانسی فرقه بر حق را متخذ شدند وقتی چند نفر بعد از حضرت رسول توانستند میلیارد ها نفر را تا امروز و بعد از این گمراه کنند چرا هوش مصنوعی نتواند موجب گمراهی ما شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همانطور که اگر خودمان را در اختیار تکنیک قرار دهیم بر ما مسلط میشود؛ در مورد کامپیوتر و هوش مصنوعی نیز قضیه از همین قرار است. البته نمیدانم این اطلاعات را شما از کجا آوردهاید؟ البته که از هوش مصنوعی نپرسیدهاید؟!! در آینده عرایضی در مورد جایگاه اموری مثل هوش مصنوعی خواهد شد إن شاءالله. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت آقای طاهرزاده: استاد عزیز اول اینکه آیا به نظر شما جمهوری اسلامی مورد تایید امام مهدی علیه السلام هست؟ دوم اینکه ما با جمهوری اسلامی میتونیم عاقبت بخیر باشیم؟ سوم اینکه برای شناخت عمیق جمهوری اسلامی چه کاری انجام دهیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه جایگاه تاریخیِ جمهوری اسلامی بشویم، متوجه خواهیم شد چه اندازه این نظام از یک طرف، مقدمه حضور حضرت مهدی «عجل الله تعالی فرجه» و از طرف دیگر، بستر تغییر سرنوشت انسانها از انحطاط به سوی سعادت است. حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در آخرین روزهای عمر شریف خود میفرمایند: «مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمدارى حضرت حجت- ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.» این همان امری است که آیت الله ناصری «رحمةاللهعلیه» نیز متذکر آن بودند. موفق باشید
سلام و عرض احترام محضر عالم ارجمند استاد طاهر زاده!! از عالمی انقلابی که دمخور با موضوعات عرفانی نیزمیباشد و در این مباحث، مطالعات فراوانی داشته اند و هم اکنون از ائمه جمعه نیز هستند، در جمعی خصوصی، شنیدم که اعتقاد و یا عدم اعتقاد به ولایت فقیه اثری در سرنوشت اخروی انسان ندارد و موجب ثواب و یا عقاب اخروی نخواهد شد!! که واقعا از این مطلب شوکه شدم! آیا این مطلب رو میتوان باور کرد یا خیر؟ که اگر واقعا این موضوع صحت داشته باشد پس این همه تلاش و مجاهدت در راستای حفظ ولایت فقیه چه جایگاهی دارد؟ و به تبع سوال اول، سوال دوم پیش می آید و آن هم اینکه، باز تاکید میکنم از نگاه اخروی چه تفاوتی بین کسی که اعتقاد بخدا و اهل بیت دارد بطوریکه تا نام امام حسین ع را میشنود اشک چشمانش جاری میشود ولی به قول خودش ضد حکومتی ترین فرد از نگاه پهلوی و سلطنت طلبها میباشد (یعنی محبت به خدا بدون اعتقاد به انقلاب)، و کسی که همچون حاج قاسم تمام عمر خود را در راه دفاع از ولایت فقیه و حکومت اسلامی گذاشت و ایشان هم به خدا و اهل بیت اعتقاد راسخ داشتند (یعنی محبت به خدا با دفاع از انقلاب) وجود دارد؟ که اگه این باشد آیا نباید در عدالت خدا شک کرد؟! البته بر این واقفم که «کل یوم هو فی شان» بطوریکه خدا در این عصر در انقلاب ظهور کرده و اعتقاد به خدا بدون دفاع از حکومت اسلامی و انقلاب، اعتقاد به خدایی بی اثر و مرده است. اما خواهشا از نگاه اخروی آرامم کن و بفرمایید آیا دفاع از نظام و حکومت و خاصه ولایت فقیه دارای جسم برزخی و آخرتی هست یا خیر؟ و یا فقط اعمالی چون نماز و روزه و... سایر اعمال عبادی دارای صورت و جسم برزخی و آخرتی هستند؟ ممنون و سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: چگونه میتوان نسبت به ولایت حضرت حق در این امور فردی توجه داشت و نسبت به امور اجتماعی و سیاسی بیتفاوت بود؟ و در عین حال گمان کنیم که مصداق آیه «یخرجهم من الظلمات الی النّور» در دنیا و آخرت باشیم؟ عرایضی در بحث «حکومت ولایی» در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در این رابطه شده است که خوب است به آن فصل از آن کتاب که روی سایت هست، رجوع شود. موفق باشید
سلام: ببخشید چندی است که دچار قبض شدید روحی شده ام و ضیق صدر به راحتی از بیرونم نیز احساس میشود. تقریبا ۸۰ درصد افرادی که به کنارم می آیند از جانب من متضرر میشوند- با اینکه این را نمیخواهم و پس از اینکه اتفاق افتاد، عذاب وجدان سنگینی بر من احاطه می کند-. طبیعت گرم و خشک بر بنده حاکم است و تند مزاجی دارم اما آن را به توفیق الهی در نیمی از مواقع کنترل میکنم ولی گاها میشود که از کوره در میروم و حتی اگر مقصر نیز نباشم عذاب وجدان میگیرم. خلاصه که اینها همه باعث شده که کسی را برای درد و دل کردن نداشته باشم و حرفهایم را با کتاب هایم بزنم و اشکِ خون بریزم برای آینده ایکه از این اعراض نفسانی پلید خبری نباشد. البته که به خداوند امیدوارم که آن روز را محقق میکند. حقاََ که تنهایی در آخرالزمان جانگیر است؛ البته شاید فرصتی است برای ارتباط با خدا و امام زمان علیه السلام. برقراری این ارتباط برای بنده خیلی سخت شده مخصوصا حالا که درگیری ذهنی شدید دارم به آنجور مسائل زندگی که در ابتدا عرض شد. شما به عنوان استاد؛ بنده شرح حال خود را دادم اگر منت بگذارید توصیه ای به بنده بفرمایید. سپاس🌺
باسمه تعالی: سلام علیکم: این تنها مشکل جنابعالی نیست. این قصه روح بشر جدید است که برای هرکس به نوعی ظهور میکند و در این رابطه بنده در سال اخیر بیشتر از قبل با رفقایی که در این نحوه از حضوروارد شدهاند، روبرو شدهام. نه! قصه، قصه دیگری است و آن اینکه بنا است در جهانی بسی گشودهتر با هستی خود روبرو شویم، وگرنه در دل حرکات مذهبی و فعالیتهای دینی به بودنی که وسعت ما را با انسانیت انسانها یگانه کند، نمیرسیم. در این رابطه پیشنهاد اولیه بنده آن است که عرایض مطرحشده در سوره «صف» را دنبال بفرمایید و این شروعی است برای درک انسانیت گسترده انسانها تا همان کس و کسانی که نزدیکترینها به شما هستند و دورشان میپنداریم، به نحوی دیگر نزدیکی و نزدیکتربودنشان را بیابید. ما در این مرحله از انقلاب در جهانی دیگر باید حاضر شویم و اینجا است که بیش از آنکه شرایط را تغییر دهیم، باید در خودِ دیگری خود را حاضر کنیم. موفق باشید
