بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31939

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: اگر امکان دارد منابعی برای مطالعه عمیق تر در زمینه «خرد خسروانی» معرفی کنید. وجه تمایز مباحثی که در این زمینه مطرح کرده اید با آنهایی که شیعه را محصول برداشت ایرانی از اسلام می‌دانند چیست؟ این موضوع چه ارتباطی با بحث «هویت» ملی که آقا مطرح کرده اند می‌تواند داشته باشد؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد آثار پروفسور هانری کربن مطالب ارزنده‌ای را با شما در میان می‌گذارد. آثار مرحوم شایگان نیز بعضاً متذکر این امور هست. بد نیست سری هم به کتاب «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» بزنید. موفق باشید

31936

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم خدا بر توفیقات شما استاد بزرگوار بیافزاید. استاد بنده سه ماه پیش کرونا گرفتم و برخی پزشکان می‌گویند تا چند ماه بدن آنتی بادی دارد و برخی دیگر می‌گویند باید حتی دوماه پس از ابتلا به کرونا واکسن زد، الان تکلیف ما چیست و نظر آقا در مورد مبتلا شده ها چیست؟ با توجه به اینکه می‌گویند کسی که کرونا گرفته تا ۱۳ برابر در مقابل کرونا ایمن تر از کسی است که واکسن زده و برخی می‌گویند حتی ممکن است ایمنی مادام العمر پس از ابتلا در بدن ایجاد شود و هنوز تحقیقات در این زمینه کامل نشده. خداوند شما را در این دوره وانفسا برای ما حفظ کند ان شاءلله.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! گویا این نظریه که می‌فرماید: «بدن بعد از مبتلاشدن به نوعی بیماری ویروسی یا میکروبی، آنتی‌کرهایی را ایجاد می‌کند که عملاً نقش واکسن را دارد». در مورد ویروس کرونا گویا چندان صادق نیست و به همین جهت پزشکان در جمع‌بندی خود به این نتیجه رسیدند که آن افراد هم باید واکسن بزنند. موفق باشید

31878
متن پرسش

بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و درود. مگر حضور تجلی وجود نیست؟ و مگر حضور، وجودی نیست که به تعین آمده است؟ پس چرا جناب مارتین هایدگر در اواخر عمر شریف خود حضور را مقدم بر وجود می‌دانست؟ این فیلسوف سلیم النفس در اواخر عمر شریف خود چه پنجره ای می‌خواست به روی بشر بگشاید که اجل مهلت نداد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب مارتین هایدگر به‌خوبی متوجه شده است که در واقع اگر بخواهیم به «وجود» نظر کنیم و از مفهوم وجود، پا را بالاتر بگذاریم، آنچه در میان می‌آید «حضور» است و «ظهور». و این نکته ارزشمندی است که هایدگر متذکر آن شده است. موفق باشید

31369

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد: حضرت حافظ در غزل ۳۰۱ می‌فرمایند که: چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک دقیقا منظور حضرت چیست؟ من فکر می‌کنم به آزادی و آزادی خواهی اشاره داشته باشند آیا چنین برداشتی صحیح است؟ متن کل غزل: ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک حق نگه دار که من می‌روم الله معک تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن کس عیار زر خالص نشناسد چو محک گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم وعده از حد بشد و ما نه دو دیدیم و نه یک بگشا پسته خندان و شکرریزی کن خلق را از دهن خویش مینداز به شک چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک چون بر حافظ خویشش نگذاری باری ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جناب حافظ بنا دارند در مقابل تنگناهایی که زمانه بر ایشان تحمیل می‌کند تسلیم نشوند و متوجه راهی شوند که باید طی کنند. موفق باشید

31366

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جریان سجده بر حضرت آدم بحثی را فرمودید مبنی بر اینکه این امر تکوینی بوده؛ و در عین اینکه تکوینی بوده در جریان تحققش نسبت به ملائک و ابلیس، صورت تشریعی به خود می‌گیرد! آیا منظور شما از امر تکوینی این است که خدای عالم داره خبر از یک حقیقت که همان تسلیم بودن در برابر مقام انسانی که مظهر اسماء الهی است که به عبودیت ختم می شود می دهد که این را در قالب یک امر که ریشه در تکوین داره در قالب یک تمثیل بیان کرده؟! البته تمثیلی که ریشه در حقیقت داره؟! و تحقق این امر در خارج صورت تشریعی به خود می‌گیرد که همان خدمتگزاری فرشتگان نسبت به عبدی است که قصد خدا کرده و ضدیتی از جانب شیطان نسبت به انسان برای نرسیدن آن انسان به مقام انسانی و شخصیت الهی است؟! آیا درست فهمیدم ؟! اگر جایی بد فهمیدم اصلاح کنید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله خیلی خوب متوجه موضوع شده‌اید بخصوص که متوجه هستید امور تشریعی ریشه در تکوین دارد و یا به تعبیر علامه طباطبایی اعتباریات شرعی ریشه در نفس‌الأمر دارند. موفق باشید

32078
متن پرسش

سلام علیکم: استاد عزیز برای ورود به ماه رجب چه پیشنهادی می‌فرمایید تا از ماه پیش رو استفاده بیشتری بنماییم؟ همچنین برای دانشجویانی که به تازگی با مباحث معرفت نفس آشنا شده‌اند در این مورد چه پیشنهادی دارید؟ چون معمولا در شروع راه انگیزه‌های بیشتری در جوانان برای تحول و تغییر سبک زندگی وجود دارد.

متن پاسخ

32078- باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر بسیار خوبی است که برای استفاده از ماه رجب، روح و جسم را آماده نماییم. آری! با مطالعه مباحث اخلاقی مثل کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی و با انضباط در نحوه خوردن، می‌توان شرایط را برای بهره‌مندیِ بیشتر از ماه رجب فراهم نمود به همان معنایی که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اِنَّ فی اَیّامِ دهرِکُم نَفَحات، الّا فَتَعَرّضُوا لَها»  که جناب مولوی در همین رابطه می‌فرماید:

 گفت پيغمبر که نفحت هاي حق

اندرين ايام مي آرد سبق

گوش و هش داريد اين اوقات را

در رباييد اين چنين نفحات را

نفحه‌ای آمد شما را ديد و رفت

هر که را مي خواست جان بخشيد و رفت

نفحه ديگر رسيد آگاه باش

تا ازين هم وانماني خواجه تاش

موفق باشید

32057
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم ورحمة الله: ضمن عرض سلام و ادب و تسلیت ایام سوگواری سیدة النساء العالمين حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها خدمت استاد گرامی جناب آقای طاهر زاده طبق فرمایش متین جنابعالی در پاسخ به سوال شماره 32045، حضرت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف و ارواحنا له الفدا ، مظهر نور کامل خداوند تبارک و تعالی هستند و علاقه به آن حضرت، عین علاقه به حضرت معبود است و متعاقبا رهبر معظم انقلاب آیت الله العظمی امام خامنه‌ای حفظه الله تعالی ، مظهر نور آن حضرت (امام زمان ) می‌باشند. این حقیقت بر ما دوستداران و به قول مرحوم شهید سلیمانی عزیز «سربازان ایشان» پوشیده نیست و بعضا نه از طریق براهین فقهی در باب ولایت فقیه و امثالهم، بلکه قلبا و با تمام وجود و با چشم یقین آن را دیده و عمیقا احساس می‌کنیم. اما سوال اینجاست که این مطلب بسیار مهم (که رهبر معظم انقلاب مظهر نور امام زمان عج الله تعالى فرجه الشريف هستند) را چطور بر قشر مذهبی که با امامین انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی زاویه دار هستند و خود را مذهبی و اهل بیتی هم می‌دانند اثبات کنیم؟ ۱. طبیعتا جمع کثیری از دلسوزان و مومنین انقلابی و همچنین طیف مخالف از مردمان عادی هستند، لذا ممکن است اثبات علمی دقیق و عمیق میسر نباشد. اگر نخواهیم از باب فقهی وارد بحث شویم، تکلیف چیست؟ چگونه این مظهریت و نیابت را اثبات کنیم؟ ۲. از منظر دقیق علمی و در مباحثات بین بزرگان و اساتید چطور؟ قبلا از عنایت جنابعالی صمیمانه سپاسگزارم علیرضا حلبیان

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که فقه، صورت متعیَّنِ انوار نامتعیّن انوار الهی است تا انسان از طریق احکام فقهی به باطن انوار الهی منتقل شود و به همین جهت کسی دینداری را در محدوده صِرف فقهی متوقف کرد، خود را از حضور در عالم بالاتر محروم می‌کند. عرایضی در کتاب «در راستای بنیان حکمت حضور انقلاب اسلامی در «جهانی بین دو جهان» که در دست چاپ است، شده است. شماره 86  آن حکمت‌ها ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود. به امید آن‌که در راستای چنین گفتارهایی بتوان نسل آماده خود را متوجه موضوع مورد بحث بکنیم. موفق باشید

ايمان به ايمان و عبور از نقاب‌های ايمانی

بشرِ امروز نقاب‌هایی که بعضی از انسان‌ها به عنوان «ایمان» بر چهره‌ می‌زنند را می‌شناسد و چون نمی‌تواند آن نوع ایمان را انتخاب کند، در دو راهیِ قبول کفر نسبت به آن ایمان و یا قبول ایمانِ حقیقی قرار می‌گیرد و بین این دو نوع شخصیت سرگردان است، گاهی این است و گاهی آن، تا آن‌که با نظر به انسان کاملی که حضوری جهانی دارد، احساس کند خود را پیدا کرده است و انقلاب اسلامی درست بستر همان انسان کاملی است که هرکس می‌تواند آن باشد، ولی سوپرمن نباشد. مهم نیست حضور چنین انسانی چه مدت طول بکشد، مهم آن است که فرهنگی ظهور کرده که انسان می‌تواند بدون نقابی از ایمان که بر چهره می‌زند، به ایمان خود ایمان داشته باشد و بفهمد:

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت       حافظ این خرقه‌ پشمینه بینداز و برو

حضور در جهانِ انسانی و انسانیت، نقطه‌ شروع ایمانی است که فریب‌کارانه و متحجّرانه نیست. در این نقطه است که انسان می‌فهمد چه هست و چه می‌تواند باشد و چگونه می‌تواند قدم در قلمروی از ایمان بگذارد که هرچه بیشتر خودش باشد، در عین پاس‌داشتِ وجودی از خود، در بستر عبودیت و نزدیکی به انسان کاملی که در پیش است، در عین بودن در تاریخی که در آن قرار دارد و لذا بیش از آن‌که بخواهد خود را بفهمد، خود را حسّ می‌کند ولی احساسی که از معرفت جدا نیست، معرفتی که رو به سوی حقیقت دارد و انسان را از فروافتادن در ایمانی که نقاب او شود محفوظ می‌دارد؛ در ایمانی مستقر است که تنها بودن خود را دنبال می‌کند، بدون متوقف‌شدن در ماهیتی خاص، زیرا در حقیقت، ماهیتِ آن ایمان همان بودنِ آن است، یعنی «ماهیّتُةُ اِنّیّتُهُ» ماهیت آن ایمان همان بودنِ آن است و سر و کار انسان با وجودِ آن ایمان است و امکانات تمام‌ناشدنی که در پیش دارد برای ایمانی بیشتر به ایمانی که یافته و در این رابطه به آینده بیکران خود نظر دارد و درک وجودی خویش در عالم و تعلق عمیق‌تری که با حضرت معبود در عهد ازلی یعنی در وجود خود با او دارد که در نسبت عبودیت انسان و معبودبودن خدا محقق می‌شود، امری که در ارتباطی متقابل اتفاق می‌افتد و انسان خود را در چنین جایگاهی که قابل توصیف نیست، احساس می‌کند و تنها می‌تواند با زبان جناب لسان الغیب بگوید:

دلم رميده شد و غافلم من درويش                    که آن شکاري سرگشته را چه آمد پيش

چو بيد بر سر ايمان خويش مي‌لرزم       که دل به دست کمان ابرويي‌ست کافرکيش

بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ     خزانه‌اي به کف آور ز گنج قارون بيش

این به جهت آن است که در ایمان حقیقی، «وجود» با تجلیّات خود به سراغ انسان می‌آید و آماده قبول جان ما است، تا خود را در مقابل آن تجلیات گشوده نگه دارد و خود را در تقدیری که باید در آن مستقر شود حفظ کند، جایگاهی که جایگاه حضور در محضر حضرت حق است، در عین حاضربودن نزد خود. خطر آن‌جا است که انسان از وجودِ خود در این رویداد بیگانه باشد؛ در آن صورت چگونه آن رابطه متقابل رخ دهد تا انسان خود را در آغوش خدا احساس کند و چشم‌اندازی توحیدی وقوع یابد و زهد ریایی و نقاب ایمانی که همان خرقه پشمینه است، فرو افتد؟

اگر تاریخ جدید، نرم، نرم پا پیش می‌نهد و ابتدا روح‌ها را متوجه خود و آینده‌ای که در پیش دارند می‌کند، چرا به سخن آنانی که متوجه طلوع تمدنیِ غیر از تمدن غربی شده‌اند، گوش فرا ندهیم؟ چرا به آن‌هایی که خبر از بازگشت خدا به زندگی را داده‌اند توجه ننماییم؟ اگر حقیقتِ دین باز درخشش آغاز کرده تا معنای آداب دینی با روحی تازه به میان آید، نباید گفت این عبادات نیز پوسته‌های دین است، نه! حقیقت از طریق همین آداب و اخلاق است که به ظهور می‌آید، تا امری نامتعیَّن به امری متعیّن تبدیل شود و به جای آن‌که گمان کنیم «تئولوژی» پایان یافته است متوجه باشیم با انقلاب اسلامی و با برافروختن مشعل شهادت، تئولوژی و آداب دینی جای خود را پیدا می‌کند و آینه‌هایی می‌شوند برای ظهور امور قدسی. راستی را! مگر همین تئولوژی‌ها و ایدئولوژی‌های حاکی از امور قدسی نیستند که به انسان‌های مؤمن به حقیقت جهت می‌دهند تا دین خدا تمام ابعاد وجودی انسان را فرا گیرد؟

آیا با مدرنیته، تئولوژی پایان یافت و اگر مدرنیته در این تاریخ جای‌گیر شده، چاره کار تسلیم‌شدن در مقابل مدرنیته نیست. چاره کار عبور از تاریخ غیاب خداوند است و رجوع به حقیقت، به نور اسمای الهی و ذیل حضور خداوند با رعایت احکام و آداب شرع، حضور خداوند را در زندگی و در مناسبات انسانی نهادینه کنیم تا انسان در حضور بیکرانه اکنون جاودانه خود که گوهر فراموش شده او است، باز گردد. آیا رسالت انقلاب اسلامی در این تاریخ چنین نیست که انقطاع زمین از آسمان را جبران کند؟       

31966
متن پرسش

سلام استاد: خدا رسول فرستاد تا انسان منحرف از انسانیت و اشرف مخلوقات را برگرداند به انسانیت نه دین. الان این ادیان بجای هدایت به ظلالت تبدیل شده و گمراهی و تباهی. این ادیان از سالها پیش تا به الان چه کمک و راه کاری برای بشر داشته؟ چه مشکالی را توانسته حل کند؟ ما تجربه قرون وسطا را داریم که دین مسیحیت بر سر مردم أروپا آورد و بدبختشان کرد تا عده آیی بفکر افتادن و قانون مدنی را جایگزین شرع کردن، پشت آنکه شد أروپا به این همه پیشرفت رسید اما مسیحیت به کجا رسید به جز فساد از همه انواعش. مشابه آن در اسلام هم پیش آمد الان این مراجع و روحانیون چه کردن به کجا رسیدن؟ مسلمان ها هم نیاز به رونسانس دارن تا ازین به اصطلاح مراجع عظام و روحانیون نجات بدن و به قانون مدنی برسند. یا مثل أروپا یه شهرمشابه واتیکان درست کنند واین مراجع عظام را روحانیون موفت خور و متحجر و فاسد را مدیریت مثلاً قم را یا نجف یا کربلا را به آن ها سپارند به دین و مذهب شأن برسن و مردم را رها کنند. راز بی اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیرالدین «بغداد هر روز بسیار خبرها می رسید از دزدی، قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود.  روزی خواجه نصیرالدین مرا گفت: می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آن که دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگ منش می دانند؟ من بدو گفتم: بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم. خواجه نصیرالدین فرمود: در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند، آن فرمان "امّا" و "اگر" دارد.  در اسلام تو را می گویند: دروغ نگو، امّا دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست. غیبت مکن، امّا غیبت انسان بدکار را باکی نیست.  قتل مکن، امّا قتل نامسلمان را باکی نیست. تجاوز مکن، امّا تجاوز به نامسلمان را باکی نیست... و این "امّا" ها مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمانی به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان می داند و اجازه هر پستی را به خود می دهد و خدا را نیز از خود راضی و شادمان می بیند! این است راز نابخردی مسلمانان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی حرکت انبیای الهی در آن است که هرکس بخواهد به حقیقت خود دست یابد و معنای خود را در این دنیا درست جستجو کند تا گرفتار پوچی و نیهیلیسم نگردد و در آن دنیا به حکم حضور ابدیت‌اش با خود بتواندبه درستی به‌سر ببرد؛ راهی را در مقابل بشر گذارده‌اند و در طول تاریخ آن‌هایی که توانستند در زیر سایه حرکت انبیاء خود را در این دنیا معنا ببخشند و در آن دنیا نیز با چنین خودی به‌سر ببرند، کم نیستند. آری! اسلام نیز آمده است تا انسان‌هایی چون علی‌بن‌ابیطالب «علیه‌السلام» تربیت کند، حال اگر ابوسفیان‌ها از اسلام سوء استفاده کردند، ضرری به اصل اسلام نمی‌خورد و امروز نیز که جهان، جهانِ پوچی و نیهیلیسم شده است آیا انسان برای آزادشدن از این ورطه‌های بسی آزاردهنده، جز راهِ انبیای الهی کارساز است؟ مائیم و راهی که انبیای الهی در مقابل ما گشوده‌اند تا هرکس هرطور خواست عمل کند. موفق باشید   

31897

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: ۱. در مورد شرایطی که مسلم به کوفه رفت, در کتاب دکتر شهیدی بیان شده است که مسلم فردی با ایمان و پاکدلی بوده و گویا شناخت سیاسی کاملی نداشته و شناخت کاملی از چند رنگی مردم کوفه در زمان تصمیم گیری نداشته حالا سوال اینجاست که چرا امام حسین برای ارزیابی این مردم باید همچین فردی رو به سوی کوفه بفرستن؟ ۲. گفته شده وقتی حر جلوی امام رو میگیره امام حسین میگن خب بذار ما برمی‌گردیم (مثه اینکه به یمن می‌خواستن برگردن) آیا همچین نقلی درسته؟ و آیا اگر هم درسته چرا امام همچین صحبتی کردن؟ مگه نه اینکه امام برای قیام اومده بودن؟ ۲. اینکه مسلم در خانه ی شریک می‌توانست عبید الله را بکشد و نکشت, آیا کار درستی بود؟ مسلم می‌گوید چون یاد روایت پیامبر افتادم که مرد با ایمان کسی را به ترور نمی‌کشد آیا این صحبت برداشت سطحی از دین و عدم شناخت صحیح از دشمن نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل است بخصوص که جریان اُموی در لکه‌دارکردنِ شخصیت جناب مسلم‌بن‌عقیل بی تأثیر نبوده. به هیچ وجه نمی‌توان گفت معرفت جناب مسلم نسبت به کوفه ناقص است، زیرا که کوفه ابعاد گوناگونی داشته و امکان قیام در مقابل جریان شام در او همواره فعّال بوده، هر چند عبیدالله از ضعف کوفیان توانست استفاده کند. جناب آقای دکتر محمد حسین رجبی دوانی در رابطه با شخصیت مسلم بن عقیل نکات خوبی را مطرح کرده‌اند. https://t.me/rajabidavani  2- در این مورد نکات نسبتاً مفصلی در کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» شده است که خوب است به آن کتاب رجوع شود. ۳. شواهدی در میان است که اتفاقاً جناب مسلم بن عقیل نباید عبیدالله را در خانه شریک می‌کشت زیرا متوجه شده بودند که خانوداه شریک نگران هستند که متهم شوند شریک در خانه خود مهمان خود را به قتل رسانده است. در این مورد نیز استاد رجبی دوانی نکات قابل ملاحظه‌ای را مطرح کردند. موفق باشید

31875
متن پرسش

بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و درود (تمنا و استدعا و خواهش دارم این سوال بنده را با دقتی مضاعف و سعه صدری عظیم مطالعه فرمایید) در موضوع قیامت یک سوال بنیادی مطرح می‌شود و آن اینکه طبق نظر پیامبر اسلام که می‌فرماید ( الان قیامتی حاضر) و نظری که صدرالمتالهین می‌فرماید که (دائماً عالم ماده با تبدیل قوه‌ها به فعل، قیامت می‌شود و باز سلسله عالم وجود تا عالم ماده بسط می‌یابد و باز حرکت جوهری و باز فعلیتِ قوه‌های عالم ماده) اما سوال اساسی اینجاست که (یوم تبدل الارض) که قرآن در جاهای مختلف خصوصا سوره شمس اشاره می‌کند در چه شرایط و حکمت ربوبی اتفاق می افتد؟ بالاخره روزی طبق نظر دین اسلام ( و نه فیزیک دان های کوانتوم) خورشید خاموش و زمین شکل دیگری میابد. سوال اینجاست آن روز آیا ۱. بشریت به حدی از کمال می‌رسد که زندگی در عالم ماده برایش معنا ندارد و باید بشر آخر الزمانی بدون حضور در عالم ماده در عالم مجرد به زندگی ادامه دهد ؟ یا ۲. روحی که در تاریخ سیر می‌کند (سلام بر هگل) به حدی از سیر می‌رسد که ادامه آن سیر در عالم ماده امکان پذیر نیست و باید ادامه سیر در عالم مجرد اتفاق بیفتد؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بر مبنای حکمت صدرایی این‌طور است که بشر در آخرالزمان یا در وجوه انسانی خود و یا در وجوه حیوانی خود کامل می‌شود. ۲. گویا آن روح تاریخی تا ظهور کاملی که برایش پیش می‌آید، جلو می‌رود و ادامه این امر در دنیای دیگر معنا ندارد زیرا «سوار چون‌که به منزل رسد پیاده شود». موفق باشید

31982
متن پرسش

سلام استاد: این جلسه اول پانزده نکته از عقل تکنیکی رو که با صحبت های شما جلو آمدم حس کردم تاریک شدم، اشکال کار کجاست؟ آخه شما همش توجه به ملکوت میدید این سری انگار برعکس شد یا نحوه نگاه من غلطه؟ ممنون از شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هنوز هم نظر به ملکوت است ولی آن‌چنان زمانه وسعت یافته است که می‌توان در این تاریخ آخرالزمانی نور ملکوت را حتی در همین عالَم طبیعت نیز مدّ نظر آورد. ولی تفکر غربی به جای آن‌که طبیعت را آینه نظر به ملکوت کند و از این حوالت تاریخی بهترین بهره را برگیرد، طبیعت را به عنوان منبع انرژی مدّ نظر آورد و تکنولوژی را نیز در راستای استخراج انرژی‌های زمین به کار گرفت که إن‌شاءالله در جلسات بعدی در این رابطه صحبت خواهد شد. موفق باشید    

31981
متن پرسش

لا موثر فی الوجود الی الله: با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی در رابطه با تفسیر آیه ۳۰ سوره دهر همانطور که در جلسه فرمودید جناب علامه طباطبایی (ره) «یشاء» رو غیر از فعل خدا می دانند به این جهت که جبر پیش نیاید منتهی سوالی که برای این حقیر پیش آمده است که در متون دینی عبارت هایی هست که یشاء رو کنار یفعل آورده است مثلاً در یکی از اذکار هنگام غروب آفتاب و یا در تعقیبات نماز مغرب داریم که می فرماید: الحمدلله الذی یفعل ما یشاء و لا یفعل ما یشاء غیره حال اون چیزی که به ذهن این حقیر رسید این هست که وقتی اراده هایی که مربوط به خود انسان مطرح باشه اشاره به یشاء داره مثل رفتن به مسجد یا میخانه اما زمانی که اراده های الهی مطرح باشه به تعبیری حضرت حق می خواهد سنت های خودش رو در نظام هستی جاری کنه یفعل رو کنار یشاء میاره مثل آمد و شد شب و روز و یا پیروزی جنگ بدر که می فرماید و ما رمیت اذ رمیت و یا اینکه خرمشهر را خدا آزاد کرد. به نظر شما این برداشت درسته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً درست می‌فرمایید. آری! حضرت حق هر فعلی را که اراده کند انجام می‌شود و لذا فرموده‌اند اراده او عین فعل او است. ولی در مورد انسان اگر خداوند فعل انسان را اراده کند، عملاً اراده انسان و اختیار انسان منتفی خواهد بود و به همین جهت حضرت پروردگار فرمودند: «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا». که ای انسان‌ها! شما طلب و خواستی ندارید جز همان طلب و خواستی که حضرت رب العالمین که علیم و حکیم است می‌خواهد و لذا باید طوری عمل کنید و تقوا پیشه نمایید که آنچه را که حضرت حق برای شما می‌خواهد موجب سعادت شما شود. و در همین رابطه جناب مولوی می‌فرماید:

چون خدا خواهد که پردهٔ کس درد

میلش اندر طعنهٔ پاکان برد

ور خدا خواهد که پوشد عیب کس

کم زند در عیب معیوبان نفس

چون خدا خواهد که‌مان یاری کند

میل ما را جانب زاری کند

ای خنک چشمی که آن گریان اوست

وی همایون دل که آن بریان اوست

موفق باشید                 

31886
متن پرسش

سلام: نمی دانم چه شد این هفت خان برای ارسال پرسش طراحی شد. اول کلمه کلیدی مثلا گرانی را وارد می‌کنیم ۲۰۰، ۳۰۰ پرسش همه را باید بررسی کنی (خود کلمه را جستجو میکند نه موضوع را بنابرین بسیاری از سوالات غیر مرتبط هم می آید فقط به صرف آنکه گرانی در آن بود) این بررسی برای اینست که باید تایید کنیم سوال را در سوالات نیافتیم برای آنکه دروغ نگوییم باید سوالات را بررسی کرده باشیم بعد وارد ارسال که میشویم کد امنیتی، نام را نمی‌دانم برای چه می‌خواهید بعد هم که بعضا ارسال با خطا روبرو می‌شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کلمه کلیدی کمک می‌کند تا کاربران محترم با نظر به سابقه موضوعی که در نظر دارند، سؤال خود را مطرح کنند ۲. کد امنیتی موجب می‌شود تا عده‌ای فضای ارائه نظرات خود به سایت را با مجموعه‌ای حروف نامفهوم از نوع چینی و انگلیسی اشغال نکنند. مشکلی که در سایت قبلی برای ما پیش می‌آمد و ما مجبور بودیم فرصت زیادی جهت حذف آن حروف صرف کنیم. موفق باشید

31438

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: بحث حیات طیبه، همان بحث الیه راجعونی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! بخصوص وقتی به امید قرارگرفتن در زیر سایه رحمت واسعه او به سوی او سیر کنیم. موفق باشید

32093
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزتر از جانم: استاد طاهرزاده. با حضور در بستر انقلاب اسلامی به این باور رسیدیم و مشاهده می‌کنیم که جهان ما، از جهان عرفا بزرگتر شده است. در اوج آن می‌شود اشاره کرد به دوران دفاع مقدس و حضور گسترده ده ها میلیون نفر در تشیع پیکر سردار دلها حاج قاسم سلیمانی. طریقت سالک برای طی کردن مراتب عبودیت روشن تر گردیده است لکن هنوز حجاب های بین عبد و معبود غلیظ است و نازک نشده است. آنچه که در محیط بشر، امروز به اوج خودش رسیده، نبرد بین جاهلیت مدرنِ مجهز به صلاح علم است با عقلانیت کارآمد انقلابی. این جاهلیت مدرن است که با این صلاحِ دانش و این ابزارهای رسانه ای و تبلیغاتی عظیم که در خدمت شهوت و غضب است به جنگ با تمدن اسلامی آمده است و این دو هرگز با هم آشتی نمی‌کنند. امروز پرچم تمدن نوین انقلاب اسلامی به دست ماست. و وظیفه ما است که در مقابل این گفتمان و نظام جاهلیت مدرن که در مقابل ماست با صلاح عقلانیت، وحدت و ایمان ایستادگی کنیم ، برای رسیدن به آن هدف متعالی و تربیت انسان قدسی. خیلی از دوستان و عزیزان طلبه و دانشجو گله کرده اند که چرا استاد، در کنار محوریت هدف خود و برای تبین آرمان ها، در کنار نشر، تبین، سخنرانی و تفسیر(المیزان - حافظ و مولانا) در میدان عمل دور از قشر جوان اند و در یک کار تشکیلانی تراز انقلاب از ما استفاده نمی‌کنند و قوت کار خود را در رسالت کار خود بیشتر نمی‌کنند؟؟! آیا در مقابل نظام غرب و آرمانهای غربی امروز نیازمند به تشکیلات قوی متناسب با زمانه خود نیستیم؟ منتظریم یکی از بیرون بیاید و ما را در کنار هم قرار دهد و در مسیر قوت تمدن نوین اسلامی بیندازد؟َ و یا منتظریم آن عده ای از مدیران و مسئولان ناکارآمد غرب زده (چه در حوزه ها و دانشگاه ها و چه در ارگان های انقلابی) که فرو رفته در آرمانهای غربی هستند، منجی بشر باشند؟ پس اگر این جور نیستیم، چرا در میدان عمل، حاج قاسم ها دیده نمی‌شوند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحمدلله متوجه نکات خوبی هستید و امیدوار باشید تا با حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است، حجاب‌های بین عبد و معبود، رقیق و رقیق‌تر شود. ۲. فکر می‌کنم اگر اجمال حضور تاریخی رفقا در انقلاب به مرور به تفصیل درآید هرکدام در هر جایی که هستند، حاج قاسمی خواهند بود با همان سیره و وسعتی که او داشت. وظیفه امثال بنده تذکر به رازگونگی حضور تاریخی ما می‌باشد که منجر به درک شخصیت نهفته‌ای است که در جوانان ما مستقر است به همان معنایی که راه آن حضور، پیدا شود. آری! اگر پیدا شد «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد».

در مجموعه یادداشت‌هایی که با عنوان «حاج قاسم سلیمانی و معنای حضور تاریخی ما» در سایت هست، سعی بر آن است که متوجه راهی شویم که حاج قاسم، نمادِ آن راه است. موفق باشید     

32038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی با عرض سلام و احترام خدمت استاد ارجمند: نامه حضرت امام به همسرشان را یکبار دیگر می خواندم، برایم همواره سوال است که چگونه می توان تا این حد در عشق و علاقه ی به همسر عمیق و ظریف بود؟ و این عشق و علاقه ی انسان به انسان را تا پایان عمر مانند روز های اولش تداوم بخشید؟ چه کنیم استاد که آنچنان بشویم؟ با کمال تشکر از لطف حضرت عالی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روح لطیف و لطیف‌تر شود، انسان خوبی‌ها و کمالات الهی و تکوینی همدیگر را درک می‌کند زیرا زن و مرد آینه جمال و جلال الهی هستند. همسر انسان آینه جمال الهی است و شوهر او آینه جلال حضرت حق است و این وهمیّات و توهّمات شیطانی است که مانع نظر به حقیقتِ همدیگر می‌شود. خوشا آن خانواده‌ای که متوجه این سنت الهی و اراده ربّانی باشند که هر کدام عطای الهی برای دیگری هستند و نمی‌گذارند شیطان، نداشتن‌هایی که مصلحت‌شان بود را به رُخ بکشاند و از داشتن‌هایی که بستر تعالی آن‌ها می‌باشد غفلت کنند. مگر ملاحظه نکردید که شیطان چگونه ما را از بهشت که همه آنچه برای بودنِ ما کافی بود؛ ما را به چیزی دعوت کرد که حضرت معبود به آن دو فرموده بودند: «وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ». موفق باشید

32001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ۱. خداوند نور است یا از جنس نور؟ امام علی علیه السلام فرمودند خداوند در خلقت انسان از گل-روح دمید آیا این روح همان نور است؟ ۲. اگر روح همان نور است تفاوت میان نور اهل بیت علیهم السلام با انسانهای عادی در چیست؟ آیا تقدم آن بزرگواران تقدم بالشرف است با این فرق که تقدیس وتسبیح حق می گویند؟ ۳.  جسم انسان از چه قسمت‌های تشکیل شده است یعنی شامل هم جسم مادی وهم جسم برزخی است وهم شامل روح و ذات و صفات و افعال می‌شود. ۴. برای فهم بهتر این گونه موضوعات اگر جزوه ای دارید لطف کنید معرفی بفرماید. بسیار تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که قرآن می‌فرماید خداوند نور آسمان‌ها و زمین است به معنای ظهور آن‌ها. و این‌که او عامل ظهور و در عین حال، به‌وجودآمدنِ آن‌ها است. ۲. آری! نور توحید دارای شدت و ضعف است و اهل البیت «علیهم‌السلام» در نورانیت توحیدی انسانیِ خود تامّ و تمام می‌باشند. ۳. روح انسان همیشه جسم دارد در دنیا که نشئه مادی است، روح هم جسمِ مادی دارد ۴. إن‌شاءالله سیر مطالعاتی پیشنهادی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید

31940

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وعرض ادب خدمت استاد بزرگوار: من سوال ها و وسوسه های میاد ذهنم و درونم‌رو به آشوب میکشه که نکنه آدم خیلی بدی هستم اینکه اصلا علت خلقتمون چی هستش که به دنیا بیایم و زجر بکشیم مگه ما خواستار خلقت بودیم خدا خودش آفریده و وظیفه اش هست کمکمون کنه و نعوذبالله خدا بین ما و اهل بیت تبعیض قائل شدن تو رو خدا راهنمایی کنید و من رو نجات بدید از دوزخی که درش هستم و داره نابودم میکنه. یاعلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بد نیست با کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» مدتی به‌سر ببرید تا معلوم شود اولیای الهی از این جهت امتیازی برایشان نیست، بلکه باری بر دوش آن‌ها است تا خلقان را دستگیری نمایند. موفق باشید

31934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: با وجود مطالعه کتب اعتقادی و آشنایی نسبی با براهین اثبات وجود خداوند سبحان، همچنان گرفتار یک شک درونی درباره ی وجود خداوند سبحان و عالم غیب هستم. گاهی اوقات آرزوی مشاهده یک معجزه می کنم ولی حتی می ترسم با وجود مشاهده معجزه هم شکم از بین نرود. چه کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «گوشم شنید قصه محبوب و مست شد / کو سهم چشم؟ دیدنِ محبوبم آرزوست». از این جهت می‌توان گفت جان انسان می‌طلبد که قلبش به باور بنشیند. به نظر بنده زیارت ائمه معصومین «علیهم‌السلام» که مجسمه‌های ایمان هستند، مؤثر خواهد بود. موفق باشید

31933

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم وقت بخیر: ۱. با توجه به اینکه ما وقتی یک قاعده را بدست آوردیم و تونستیم ازش استفاده کنیم نیازه که مثلا مساله ی تکبر را از زبان امام خمینی خواندیم یا در صوت شما گوش دادیم از بیان علما و نویسندگان دیگر هم استفاده کنیم؟ ۲. اگر یک نفر مبانی حوزه را کامل خودش با مطالعه بدست بیاره و سوالاتش را بره از اساتید حوزه بپرسه و مبلغ یا مفسر یا... بشه، آیا جای حوزه رفتن را میگیره؟ یا اینکه رفتن به حوزه و برنامه ریزی برای آن سریعا برنامه ریخت در صورت داشتن شرایط؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ظاهراً وقتی موضوع برایمان روشن شد، دیگر نباید وسواس به خرج داد. ۲. در هر حال حضور در حوزه و روحی که در آن جریان دارد، مهم است، ولی تنها راه نیست. موفق باشید

31874
متن پرسش

با سلام: آیا می‌توانیم کتاب برگزیده ترجمه تفسیر المیزان را مطالعه کنیم اگر بله ترجمه چه کسی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب «خلاصه تفاسیر» که جناب آقای عباس پورسیف زحمت آن را کشیدند، کتاب ارزشمندی است و حقیقتاً ایشان در نسبت با المیزان دقت‌های خوبی داشته‌اند. موفق باشید

31815

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: بنده بعضی جاهای شرح شما بر کتاب از برهان تا عرفان رو متوجه نمیشم. به همین علت مجبورم به صورت سوال اونها رو مطرح کنم. ممنون بابت توجهتون. در جلسه اول بیان می‌کنید که نورانیت اگر قابل اشاره کردن باشه که دیگه توحید نیست. چرا؟ اینجا منظورتون از توحید چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید همان حضور نور یگانه عالم است. ما به اشیاء می‌توانیم اشاره کنیم ولی به یگانگی عالم که نمی‌توان اشاره کرد. موفق باشید

31723

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بنده یک فایل از طریق آدرس ایمیل سایت برای آقای طاهرزاده فرستادم. میخواستم بپرسم که آیا فایل ها از این طریق به دست ایشون می رسه چون از طریق قسمت ارسال پرسش سایت امکان ضمیمه کردن فایل وجود ندارد ممنون می شم به من خبر بدید که از چه طریقی می تونم این فایل ورد را به دست ایشون برسانم ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. ایمیل سایت ربطی به بنده ندارد. بیشتر رفقا از طریق همین پرسش و پاسخ‌ها با بنده ارتباط دارند و فرصت آن‌که در موارد دیگر ورود کنم، برایم نیست. موفق باشید

31503

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید: استاد گرامی در فضای مجازی اگه کاری را انسان انجام دهد (مثلا محتوایی تولید کند) اسمش را هم به عنوان تولید کننده در ذیل مطلب بنویسد این عمل او منافاتی با اخلاص دارد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: او می‌تواند برای خدا کار را انجام دهد و خود را به عنوان تولیدکننده آن کار معرفی نماید و این، مانع تحقق اخلاص او نخواهد شد. موفق باشید

32181

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در پاسخ سوالی نظر علامه را در مورد اوپانیشادها آوردید که فرمودند: ما هم همین‌ها را می‌گوییم سوالی نیز حقیر پرسیده بودم در مورد قله های اسلام و شما سوره توحید و آیات اولیه سوره حدید را معرفی کردید حال اگر مطالبی که اسلام می‌گوید در ادیان دیگر چون متون هند باشد چگونه می‌توان قائل به برتری اسلام شد؟ سابق که متون هند را نگاه می‌کردم فکر کنم همین مطالب قرآن چون اول و آخر بودن حق در آن موجود بود. خلاصه اسلام کدام مطلب توحیدی دارد که در سایر ادیان نیست؟ (اگر دقیق مشخص کنید که این گزاره توحیدی که اسلام مطرح کرد در هیچ دینی نیست تا امکان بررسی دقیق باشد متشکرم)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در کلیات توحید است که در همه متون مقدس مطرح است به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» ولی از آن طرف می‌فرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ» بدین معنا که قرآن مهیمن و برتر از آن‌ کتاب‌های توحیدی است. موفق باشید

نمایش چاپی