سلام و عرض ادب: بهنظر حضرتعالی وقتی توفیق زیارت امامان معصوم نصیب مان می شود، آیا مشکلاتی که داریم را بازگو کنیم یا نیازی به گفتن نیست و خود حضرات کارشان را انجام می دهند؟ (چون گاهی می شود که وقتی قصد زیارت می کنیم با خود می گوییم که می رویم پیش امام و خطرات و غم ها و مصائب سنگینی که به سرمان آمده را نزد ایشان مطرح می کنیم. منتها همین که می رسیم به حرم مطهر داستان مان این می شود: گفته بودم چو بیایم غم دل با تو بگویم / چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی!)
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در زیارت انسانهای کامل با روح انسانیِ خود با انسانیترین انسان روبهرو میشویم تا در سعه انسانی خود با انسانیت دیگر انسانها رابطه برقرار کنیم و دلسوز دیگران بوده و مهربانی پیشه کنیم، امری که ادیان الهی برای بشر آوردهاند. موفق باشید
سلام علیکم آقای طاهرزاده: لطفا راهنمایی بفرمایید چکار کنیم با فرزندانی که گوش حرف کن نیستند پسر ۵،۶ ساله ای دارم، که بدون اجازه از خونه بیرون میره اگر پی شو نگیرم حالا حالاها می مونه خونه فک و فامیلی که در اطرافمون زندگی میکنند، بنده دوست ندارم با فرزندان فامیلمون رفت و آمد کنه چون حرفای زشت میزنند و اهل موسیقی هستند، متاسفانه پسرم با دختر فامیلمون خیلی علاقه داره و همش دوست داره با اون باشه و اون دختر هم به پسرمن علاقه داره، هم سن پسرمه، واقعا دارم مرتکب گناه میشم یک وقتایی پسرم رو به شدت کتک میزنم و حبسش میکنم ، بگید چکار کنم؟ محبت هم زیاد روش جواب نداده، تنبیه هات بیشتر جواب داده، از پدرشم اصلا حساب نمیبره، مگر اینکه هیبت کنه روش و بخواد بزنش، چکار کنم آقای طاهرزاده برای تربیتش مجبور میشم، میترسم از بد تربیت شدنش، فردا چی تحویل جامعه امام زمان میدم؟! متاسفانه پسرم از اونها خیلی تاثیر گرفته، استاد راهنمایی ام بفرمایید، چقدر تربیت فرزند سخت است! از الان اینجوریه، توی سن هفت سال دوم که اصلا به حرفمون گوش نمیکنه! هفت سال سومم که واااای خدایا... کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده در این موارد تخصص لازم را ندارم. همین اندازه میتوانم عرض کنم؛ نه میتوانید به او چندان سختگیری کنید که رابطه عاطفی شما را درک نکند، نه میتوانید بدون هر برنامهای رهایش کنید. باید با او همراهی کرد و با او برنامهای را در میان بگذارید تا فرصتهایی برای سرزدن به آن افراد داشته باشد و آرامآرام رفاقتی با شما برایش پیش میآید که به مرور نصیحتهای شما را بپذیرد، البته هنوز زود است به جهت علاقه شدیدی که به آن افراد دارد. موفق باشید
سلام علیکم: استاد بزرگوار خدا شما را حفظ کند و بر طول عمرتان بیافزاید. در مورد مساله ای فکرم درگیر است و هر چقدر بالا و پایین کردم به نتیجه قطعی نرسیدم باز هم مثل همیشه از شما کمک میگیرم تا انشاءالله خداوند به واسطه شما این مساله را برایم روشن کند. متاسفانه خواهر و برادرهای من دیندار نیستند و مخالف نظام جمهوری اسلامی و از لحاظ فکری همراه با فتنه پیش آمده هستند و باز هم متاسفانه دارند کم کم به سمت انکار دین و نبوت می روند من هم قبلا همفکر اونها بودم ولی لطف خداوند رحیم شامل حالم شد و ره یافتم، همیشه سعی کردم با محبت و دلسوزی با آنها رفتار کنم و گاهگاهی دلسوزانه آنها را به توجه به راه و روش و باور صحیح متذکر باشم اونها هم به خاطر محبت و صمیمیتی که بینمان بود در حضور ما رعایت برخی مسائل را داشتند اینکه حداقل حجاب از نظر خودشون را در حضور ما رعایت کنند و کاری که ما را ناراحت میکنه انجام ندهند یا بد و بیراه به سر تا پای نظام نگن ولی الان با جوی که ایجاد شده دیگه نمیخوان این مراعاتی که میکردن را انجام بدن و اول از همه حجاب شون را در جمع های خانوادگی برداشتن و من هنوز به نتیجه نرسیدم که چه کاری حق است و نتیجه درست تری دارد. اینکه مثل گذشته با اونها رفتار کنم و با محبت و دلسوزی و اخلاق و رفتار درست و نصیحت های گاه و بیگاه متذکر بیراهه رفتن اونها بشم یا اینکه ارتباط حضوری با اونها را قطع کنم در عین اینکه ارتباط تلفنی و رسانه ای را مثل قبل باهاشون داشته باشم و به این وسیله متذکر بیراهه بودن راهی که می روند بشوم. منظورم از بیراهه نه فقط برداشتن حجاب پیش ما بلکه کلا اعتقاد غلط و جهان بینی نادرست شون هست. ممنون میشم مثل همیشه با نور علم و حکمت تون مسیر را برام روشن کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شماره 34127 عرض شد نباید در این موارد عجله کرد و رابطه خود را به همان شکل که داشتهاید، خوب است ادامه دهید و از بعضی از حرکات و گفتارها با اغماض ردّ شوید زیرا این افراد خودشان میدانند حرف و سخنشان چیست بنابراین نیاز به بحث هم نداریم. مطمئناً آنها با بحرانی که در پیش دارند و احساس پوچی و بیثمریشان روبرو میشوند و آنجا است که با سکوتی طولانی اگر رابطهتان را قطع نکردهاید، به سخنان شما توجه میکنند به شرطی که شما هم بنای تحقیر آنها را نداشته باشید بلکه به هدایت و راهنمایی آنها فکر کرده باشید. موفق باشید
سلام استادجان: وقتتون بخیر. یکی از اقوام به تازگی در اثر خواب آلودگی راننده در جریان تصادف رحمت خدا رفتند. شنیدم دستور اسلام هست که شبها اتراق کنید. حالا اگه اینا این دستور رو رعایت میکردند یا وقتی میدیدند راننده بد رانندگی میکنه پیاده میشدند، مرگشون عقب می افتاد؟ کلا میشه گفت مرگ بوسیله ماشین مرگ غیر حتمیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به راحتی نمیتوان نظر داد. بالاخره تقدیرها جای خود را دارد. ولی به هر حال ما نباید خود را در شرایطی قرار دهیم که امکان خطر در آن تا حدّ زیادی در پیش میباشد. موفق باشید
با سلام و احترام: جناب پزشکیان چندین بار گفته است که در انتخابات مجلس، احراز صلاحیت نشده بودم و با مراجعه به رهبری تایید صلاحیت شدم. سوال بنده این است که: ۱. آیا رهبری در فعالیتهای سازمانها و مسئولین به صورت مستقیم دخالت میکنند و در صورت تصمیم نظر کارشناسی شده آنها، نظرات را به اصطلاح وتو میکنند؟ ۲. آیا رهبری روی شخص جناب پزشکیان نظر مثبتی دارند و او را مناسب کرسی مجلس میدانستند؟ ۳. چنانچه رهبری نظر شورای نگهبان را برای احراز صلاحیت جناب پزشکیان در انتخابات مجلس تغییر نمیدادند به طریق اولی انتظار میرفت برای ریاست جمهوری احراز صلاحیت نشود. به نظر شما ریاستجمهوری جناب پزشکیان با توجه به گذشت بیش از ۱۰۰ روز از مسئولیتش خسارات جبران ناپذیری برای کشور و جبهه مقاومت نداشته و آیا بیاثر کردن نظرات شورای نگهبان از طرف رهبری کار درستی بود؟ با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً توصیۀ مقام معظم رهبری به شورای نگهبان کلی بوده و نه آنکه به صرف آقای پزشکیان توصیۀ خاصی کرده باشند. و در مورد نوع مدیریت آقای پزشکیان و تیم همراه ایشان سخن بسیار است امری که نمیتوان در محدودۀ سؤال و جواب از مصلحت آن سخن گفت. امیدوارِ آیندهای هستیم که شهید رئیسیها به میان میآیند. موفق باشید
با سلام و احترام استاد بزرگوار: وقت بخیر. با عرض معذرت وقت شریفتان را گرفتیم. سوالم اینست: طبق قانون اتحادیه رستوران ها، گرفتن ۱۰ درصد مالیات از مشتری، قانونی است. صاحب رستوران مختار است که از مشتری بگیرد یا نگیرد. بنده بعنوان کارگر هم کباب می زنم و هم کباب ها را به مشتری می فروشم، صاحب رستوران به من می گوید که طبق قانون می توانم از مشتری مالیات بگیرم اما ما نمی گیریم ولی در عوض مثلا کباب ۲۰۰ گرمی را ۱۸۰ گرم بزن. معمولا صاحب رستوران، در رستوران نیست و بیرون است و من خودم مشتری ها را تحویل می گیرم مثلا مشتری می گوید برایم یک کباب ۲۰۰ گرمی بزن، منم طبق دستور صاحبکار باید ۱۸۰ گرم بزنم. سوالم اینست که بنده بعنوان فروشنده تکلیف ام پیش خداوند چیست؟ آیا در این شغل بنده معصیت الهی می کنم؟ آیا شغلم حرام است؟ آیا این شغلم ظلمت و تاریکی برای قلبم می آورد؟ سوال دوم: آیا این شغل مصداق کم فروشی است!؟ سوال سوم ام ایسنت که: من یقین دارم که گوشت یخ زده برزیلی است. صاحبکار می گوید که اگر مشتری پرسید نگو یخ زده است بگو گوشت گرم است تکلیفم چیست؟ به مشتری چه بگویم؟ آیا می توانم در پاسخ بگویم که: طبق فرموده رئیس رستوران، گوشت گرم است؟! آیا این گفته ام نیز دروغ نیست برایم ظلمت نمی آورد؟! در جواب به مشتری چه بگویم؟ در ضمن مواردی که در بالا گفتیم اکثریت کبابی ها و چلو کبابی ها را شامل می شود. با تشکر استاد بزرگوار خدا خیرتان دهد خدا حفطتان فزماید خدا پسر عزیزتان را مورد رحمت و مغفرت عنایت کند. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه از ظاهر قضیهای که میفرمایید بر میآید این کارها شبههناک است و حدّاقل باید وظیفۀ خود را از مرجع تقلیدتان جویا شوید. موفق باشید
باز قرآن را باز میکنم کمی میخوانم. چرا گنگم نمیدانم. آری درست است که باید با مسئله به قرآن رجوع کرد تا بتوان آن را خواند و نوشید. ولی چه کنم که نمیدانم مسئله چیست؟ خیلی برنامه ریختم، روزانه و چگونه و چگونه و حتی المیزان را خریدم و چه و چه. توان توضیح زیاد را ندارم. فقط به من بگویید چه کنم که سخت خود را برای ادامه راه محتاج خواندنش میدانم اما نمیتوانم بخوانمش، بیحضورم. بگویید چگونه بخوانمش؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود به جزوه « جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» که روی سایت هست رجوع شود. با انس به قرآن از طریقی که المیزان پیش می آورد خود به خود انگیزه دنبال کردن مباحث قرآنی در ما ایجاد می شود. موفق باشید
سلام خدمت استاد ارجمند: درمسیر تحصیلی و انتخاب شغل و رشته من یک کشش درونی در خود به رشته حقوق و سیاست و مسائل اعتقادی و سیاسی دیدم و صد البته مستعد بودم الان هم از انتخابم راضی ام، نیاز جامعه و ولایت و اثر گذاری و مسائل مالی را هم دیدم و به این سمت آمدم آیا انتخاب من درست بوده؟ پیش خودم فکر میکردم در مسائل هسته ای و یا پزشکی استعداد دارم اما عیچ علاقه ای نداشتم و از محاسبات فیزیک و... بیزار بودم، ارزشش را دارد این علاقه را برای خدمت به کشورم به اجبار ایجاد کنم برای خودم یا با قدرت به مسیرم ادامه دهم؟ استاد بزرگوار پایه علمی قوی در علوم انسانی و مبانی اعتقادی دارم. بیشتر علاقه ام به عضویت در هیئت علمی دانشگاه های برتر هست اما خوب موقعیتی کاملا اشباع شده هست بنابراین مسیر قضاوت را انتخاب میکنم هرچند طبع لطیفی دارم اما میتوانم مستعد عمل کنم. نظرتان را درباره هدفگذاری ام بفرمایید به نظرتان مسیر کلی ام صحیح هست؟ روش کشف استعداد اسلامی در این مسیر را بفرمایید، در صورت امکان اگر ممکن هست استخاره ای هم در باره ورودم به منسد قضا بگیرید،
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در خطاب به کسانی که از حضور در نظام قضائی احتیاط میکردند، میفرمودند اگر در همین مسیر، قصدتان احیای حقوق افراد باشد، ارزش خود را دارد. موفق باشید
عنوان: کتابشناسی و توبه. با سلام. ۲ سوال دارم. ۱. لطفا کتابی که مطالب فصوص الحکم را شسته و رفته و آسان کرده باشد به صورت آموزشی باشد، معرفی بفرمایید. ۲. در موضوعی که از روی جهل، اشتباه بفهمی و عمل کنی و خراب کنی؛ چه کار باید کرد؟ هر چقدر هم توبه کنم فقط خدا می تواند آن را درست کند. افتضاح کردم و گرفتار عذاب وجدان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «فصوص الحکم» کتابی است که باید با استاد دنبال شود و آن استاد نیز سینه به سینه از استاد و یا استادهایی گرفته باشد. ۲. باز توبه و باز توبه و جبران مافات. موفق باشید
سلام استاد گرانقدرم: روز به روز بیشتر حقانیت مکتب امام خمینی (ره) برایم متجلی میشود و نور انقلابی را در صحنه میبینم که عدهای دانشمند و ملّا میخواهند آن را خاموش کنند، ظلمات مدرنیته یعنی تقابل دانش تحصلی با علمی که یقذفه الله فی قلب من یشا است. انگار تاریخ دارد هر نفر را از درون وجودش و (نه ذهنیت و مفهوم) صدا میزند و به مطلع فجری پس از لیله القدر تاریخی فرا میخواند. کورباد چشمی که نمیتواند سلطنت العلم سلطان را ببیند. درود بر خمینی علم مرگ بر شاه دانش الحمدلله که چشمانم سویی داشتند تا کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) شما را بچشم و گوشهایم توان شنیدن شنیدنیها را دارند. چه از این بالاتر؟ سیب و موز و گلابی بماند برای اهلش! ما در هیچی خود هستیم و خوشیم به نور مستوحشین فی الظلم لبیک یا خمینی لبیک یا خامنهای کم نمیآوریم ان شاءالله.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه این نکته که فرمودید مهم است که: «انگار تاریخ دارد هر نفر را از درون خود و نه در مفاهیم ذهنیاش، صدا میزند تا انسان به مطلع فجری برسد». حقیقتاً زندگی در بستر توحید الهی جز این نیست. باید در این عالَم به این حضور فکر کرد «و لو بلغ ما بلغ». هرچه میخواهد پیش آید، مهم نیست وقتی افق را نور توحید الهی پر کرده است. موفق باشید
سلام: در شوخی کلامی خیلی وقتها تسلطی روی خودم ندارم و بعدش خیلی از کار خودم شرمنده می شوم و خودم را سرزنش می کنم ولی انگار هیچ فایده ای ندارد و بارها این اشتباه را تکرار می کنم و گاهی از مرز و حریم حیا و گناه رد شده ام. در مورد فردی برای ازدواج، با حساب عقلی و سبک سنگین کردن نهایتا به این نتیجه رسیدم که هرچند فرد خوبی است ولی برای من شرایط مناسبی نیست ولی هرقدر هم با خودم کلنجار میروم بازهم دلم مشغول آن فرد است نمیدانم چه کار کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینگونه موارد، مواردی نیست که ما بتوانیم ورود کنیم. نهایتاً پیشنهاد میشود سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
با سلام: استاد عزیز، در مورد تاثیر نماز غفیله خواستم از خدمتتان بپرسم. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر بگیرید این ما هستیم که مانند حضرت یونس «علیهالسلام» در ظلمات دنیا گرفتاریم و با یادآوریِ نیایش آن حضرت در آن ظلمات، متذکر قسمت آخر آن آیه هستیم که فرمود: «كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» که حاصل آن آیه است که حضرت اظهار داشتند: «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ». موفق باشید
سلام: خدا قوت. در روایات آمده است که اگر نماز قبول نشود بقیه اعمال قبول نمیشه. چرا؟ مثل این هست که به محصل بگویند اگر در ریاضی قبول نشدی بقیه درسهایت را قبول نمیکنیم. در روایتی از حضرت امیر (ع) هست که میفرمایند: تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا، در مقابل امر به معروف و نهی از منکر چیزی نیست مگر به اندازه رطوبتی که از بخار دهان خارج میشود در برابر دریایی مواج و پهناور. چطور این روایت ها را میشود با هم جمع کرد؟ ممنون و در آرامش الهی باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث، بحث عبودیت است و صورتهای متعالی عبودیت در وجه فردی و وجه اجتماعی. از این جهت موضوع نماز از یک طرف و موضوع حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی از طرف دیگر در این نوع روایات در میان است. موفق باشید
سلام استادک عرض ادب و احترام، فکری به ذهنم اومده، آیا میشه گفت کشورهایی که شیعه هستن جنگهاشون خیلی زود تموم و جمع جور شده، مثل جنگ ایران و عراق، یمن با عربستان، یا ایران و سوریه و عراق با داعش، یا جنگ ۳۳ روزه لبنان، و این بخاطر دست یاری اهلبیت (ع) و توسل به آنها هست. ولی ۷۵ سال از اختلاف بین فلسطین و اسرائیل میگذره و تازه اسرائیل رو به زوال است. حالا سوالم این است اگر فلسطینی ها هم شیعه بودند آیا این جنگ همون سالهای اول یا دهه های اول به پایان نمیرسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسی مشکل است. شاید بتوان با نظر به آیهای که میفرماید: «وَأُمْلِي لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ» به آنها یعنی رژیم صهیونیستی و اساساً جهان غرب با فرهنگ نژادپرستی آن، مهلتی داده شده تا چهره نهایی و خباثت اصلی خود را نشان دهند و کید و حیله خداوند، بسیار حساب شده و متین است. موفق باشید
با سلام جناب استاد طاهرزاده: بنده با دلی آکنده از درد و رنج از دیدن و شنیدن اخبار غزه و کشتار تعمدی کودک و پیر که در تاریخ از قوم های بربر سراغ داشتیم و لاغیر امروز صبح به نکته جالبی رسیدم نگاه من دموکراتیک نیست و دموکراتیک را ضد انسانی میبینم و اکنون جهان حاصل کوته نظری دموکراسی است اما به وضوح میتوان آثار تقسیم قدرت و جهان های چند قطبی را مشاهده کرد! اگر چه نظام سیاست مدرن، خواهان قدرت مطلق است اما جهان اکنون که من از آن بعنوان جهان نیچــــه یاد میکنم از نوع قدرت معطوف به ارادهٔ سخن میگوید و سو سوی نور اش داره روشن تر و روشنتر میشود! قدرت تا اکنون معطوف به ارعاب بوده اما فلسطین این اقتدار و پایمردی! و فلسطین نماد قدرتی در میان اعصار تاریخ بشری است که اکنون وجه «تبلورِ قدرتِ نترسیدن» است این فلسطین است که برای بشر اثبات کرده است نترسیدن ممکن است! فلسطین اثبات لاخوف علیهم است فلسطین امروز و اسماعیل هنیه بقول خودتان آن قبلی نیست نماد بارز امکان نترسیدن از ارعاب گران است، نماد اراده معطوف به قدرت لایزال است، نه قدرت نما یا پوچ امپریالیسم! بنظرتان آیا درک درستی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً در بستر انقلاب اسلامی در حال ورود به جهانی هستیم که فلسطین، گشودنِ آن را به عهده گرفته است و عجیب است که جوانان فلسطینی متوجه چنین رسالتی هستند که در این تاریخ، خداوند اراده کرده است و حقیقتاً معادلات جهان از مسیر اراده معطوف به قدرت تکنولوژی و رسانهها به سوی اراده معطوف به حق در حال سیرکردن است. در رابطه با روح یهودیگری که قرآن تقبیح میفرماید، یکی از طلاب فرهیخته نکاتی را فرمودهاند که خوب است عزیران روی آن نکات تأمّل بفرمایند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
جنایت با دستان بسته
۱- و قالت الیهود یدالله مغلوله و یهودیان گفتند که دستان خدا بسته است.
این جملهای در کنار جملهها نیست این بیانگر ذات یهود است. و صد البته ما میان یهودیان و کلیمیان فرق قائلیم.(1)عرفان یهودی یعنی کابالا برای تفصیل این جمله و تبیین آن به وجود آمده است.
این نگاه که خداوند دیگر در اداره عالم نقشی ندارد و آسمان و زمین را در ۶ روز خلق کرد و روز هفتم به استراحت پرداخت و امور را به قوم برگزیده سپرده است، هویت صهیونیسم برآمده از دل یهود را ساخته است.
البته اینکه در عصر ما اسرائیل به وجود میآید و پر و بال میگیرد و در دنیای اسلام مانند غدهای سرطانی ریشه می دواند، اگرچه ریشه در تاریخ یهود دارد و هر چند سعی شده است تمام اتفاقات پیرامون آن باتلمود و تورات و آیین کابالا و... تبیین شود ، اما محصول تمدن غرب است. در عالم غرب، انسانی به دنیا آمد که روحش استیلاطلبی و آرمانش ساخت بهشت زمینی (شداد) و برنامهاش تسخیر عالم طبیعت و شیوهاش به کنار نهادن دین و خدا از اداره امور (سکولاریسم) (2) و ثمره سیاسی اش استعمار و استثمار هر آنچه غیر غرب است، میباشد. این ویژگی تاریخی تمدن غرب است که مجال نژادپرستی صهیونیسم را فراهم میکند. این تلاقی تاریخی یهود و غرب مولد انسانی است که خدا را دست بسته و خود را مطلق العنان میپندارد. البته در اینکه گفتیم مولد انسان مسامحه بسیار است.
۲- و قالت الیهود یدالله مغلوله و یهودیان گفتند دستان خدا بسته است و پنداشتند خود آزادند. اما خداوند آنان را به مکر خود گرفتار ساخت. آنان با فریب و نیرنگ و بعدها با زور و قتل و غارت و کشتار فلسطین را اشغال کردند:
« وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَلِلّهِ الْمَكْرُ جَمِيعًا يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ وَسَيَعْلَمُ الْكُفَّارُ لِمَنْ عُقْبَى الدَّارِ»
و البته كساني كه پيش از آنان بودند مكرها كردند، ولي (سودي نكرد زيرا) همه تدبيرها و مكرها براي خداست، او مي داند كه هر كس چه كسب مي كند و كفار بزودي خواهند دانست كه سراي آخرت از آن كيست . رعد ۴۲
یهودیان مکر کردند اما نمیدانستند که همه مکرها از آن خداست و نتیجه مکرشان را خواهند دید. ایشان سرمست از اینکه دستان خدا بسته است، دستان خود را برای هر جنایتی باز دیدند و مکر خدا بود که آنان را در این جهل خود رها کرد تا آنچه در طول هزاران سال پنهان داشتهاند، آشکار نمایند. یهودیان روزگاری به امر خدا و با عصای حضرت موسی علیه السلام از دریا عبور داده شدند و از چنگال فرعون رهایی یافتند، وقتی به سرزمین فلسطین رسیدند، آن هنگام که ولی خدا از آنان خواست تا شهری که جباران در آن ساکن بودند را فتح نمایند، گفتند : ای موسی تو و خدایت بروید جباران را شکست دهید و ما اینجا نشستگانیم! اما در این عصر این قوم عنود نه به امر خدا، که به فرمان شیطان و نه با عصای موسی که با مدد کشتی انگلیسی و موشک و سلاح آمریکایی دریاها را شکافتند و جبارانه و فرعون منشانه فلسطین را اشغال نمودند و بدین ترتیب اسرائیل به وجود آمد. تا میدانی شود که هر جنایتی که از دستشان برآمد انجام دهند و این گونه پنداشتند که به ارض موعود رسیدهاند. اما این ارض موعود سرزمین وعده حتمی خدا برای رسوا کردن ستمکاران گردید. امروز پیش چشمان همه درنده خویی نورچشمی دنیای مدرن آشکار شده است. همانگونه که در کربلا ذات پلید بنی امیه آشکار شد و در نهایت اسلام اصیل از دست بوزینگان بر فراز منبر پیامبر صلی الله علیه و آله نجات یافت. این مکر خداست برای آنان که میپندارند خداوند دست بسته است و ایشان آزاد.
۳- و قالت الیهود یدالله مغلوله غلت ایدیهم و یهودیان گفتند که دستان خدا بسته است دستان خودشان بسته باد.
یهودیان به مدد حمایت غرب و بهرهمندی از تکنولوژی و ثروت بیحد و حصر، خود را بر هر کاری قادر و مبسوط الید یافتند. غافل از اینکه خداوند فرمود غلت ایدیهم دستانشان بسته باد. خداوند چگونه دستان یهودیان را بسته است؟
وقتی هر کاری که میخواهند را انجام میدهند اما نمیشود؛ وقتی زنان و مردان و کودکان را با بمبها و موشکهای اهدایی آمریکا به خاک و خون میکشند اما جز رسوایی هرچه بیشتر حاصلی ندارد؛ وقتی همه نقشهها را نقش بر آب میبینند؛ وقتی میبینند که صدای کودکان به خاک غلطیده از راکتهای قسام هم برد بیشتری دارد؛ دست بسته بودنشان آشکار میشود. دست بسته چه کسی است؟ اگر کسی در زندان باشد و محصور، لااقل امیدی دارد که روزی محدودیتهایش برطرف شود و حرکتی از خود نشان دهد، این دست بسته نیست! دست بسته واقعی کسی است که هر کاری که میتواند انجام دهد و همه امکانات عالم را در اختیار داشته باشد اما ذلیل نالههای یک مادر شهید شود. او در بن بست است. اسرائیل امروز به چه کاری جز توحش میتواند متوسل شود؟ و اینگونه میشود که دستها بسته و افسارها گسیخته میشود و خباثتها آشکار میگردد. امروز به وضوح میتوان دید که انگار خداوند دستان صهیونیسم را به گونهای بسته است که کسی را این چنین گرفتار نکرده است.
میدانید اشکال کار کجاست؟ مشکل اسرائیل این است که هرچه از پیر و جوان و کودک و زن و مرد میکشد، کشته نمیشوند، بلکه شهید میشوند. هنگامی که همه شیاطین عالم از اسرائیل حمایت میکنند و با سلاح و پول یاریش میدهند؛ وقتی فرمانروای سرزمین شیطان بزرگ خود به دست بوسی نتانیاهو میآید؛ وقتی همه تکنولوژیها و تاکتیکهای جنگی در خدمت اسرائیل قرار میگیرند؛ همه و همه با منطق شهادت باطل میشوند، این یعنی اینکه اسرائیل دستانش باز نیست بلکه دست و پا میزند. تصاویر کودکانی که در گوشهای از بیمارستان غزه با همدیگر شهادت بازی می کنند و یا فیلم کودکی که در کنار تخت برادر مجروحش به او شهادتین را تلقین میکند، همه هیمنه ی نظامی بمبهای آمریکایی را به سخره گرفته است. امروز جلوهای از کربلا در سرزمین فلسطین آشکار شده است؛ کوفیان سرمست از برتری عده و عده گرفتار مظلومیت و شهادت امام حسین علیه السلام شدند و برای همیشه رسوا گردیدند. اگر درست بنگریم این شام و کوفه بود که در اسارت خاندان عترت و حضرت زینب (س) گرفتار آمد و همچنان هست. وقتی خداوند دستان کسی را ببندد اینگونه میشود که هیچ تدبیری برای او سودی نخواهد داشت.
۴. «و قالت الیهود یدالله مغلوله غلت ایدیهم و لعنو بما قالو» و یهودیان گفتند دستان خدا بسته است دستانشان بسته باد و به خاطر آنچه گفتند گرفتارنفرین شوند.امروز وعده خدا مبنی بر دست بسته بودن صهیونیسم از همیشه بیشتر آشکار شده است. امروز اسرائیل در حال دست و پا زدن است و از بیچارگی جنایت میکند و بچه میکشد. همانطور که فرعون را خون کودکانی که به خاطر موسی کشته بود غرق کرد امروز هم پیروان خودخوانده موسی و در حقیقت نمایندگان فرعون! در خون کودکان مظلوم غزه غرق خواهند شد. این وعده خدایی است که لایخلف المیعاد است.
«و لعنو بما قالو» لعنت خداوند بر گردن ایشان خواهد نشست آری مانند کربلا مختارهایی در راهند تا وعده خدا را مبنی بر عذاب بنی اسرائیل عملی کنند؛ «فاذا جاء وعد الاخره لیسوئوا وجوهکم»
------------------------------------
1- یهود فرقه انحرافی از بنی اسرائیل و پیروان حضرت کلیم الله است جریانی که پرچمدار آن سامری است و متاثر از کاهنان معابد مصری و بابلی است. جریانی که امروز بر مقدرات آیین یهود سایه انداخته است. مثال این جریان در عالم اسلام بنی امیهاند که پیامبر صلی الله در عالم رویا دید که بوزینگان از منبرش بالا میروند و تعبیر آن حاکمیت بنی امیه بر اقصی نقاط عالم اسلام بود. روزگاری بر امت پیامبر صلی الله رفت که اسلام در قاب بنی امیه معرفی میشد و بر منبرها سب و لعن علی ولی خدا جزو مناسک عبادی مردمان شده بود.
امروز هم صهیونیسم یهودی قاب معرفی بنی اسرائیل شده و بسیاری ایشان را با پیروان موسی علیه السلام اشتباه میگیرند.
2- سکولاریسم با انگاره دست بسته بودن خدای یهود نسبت و انطباق دارد.
سلام و ادب استاد طاهرزاده: من تازگی بخاطر این خبرهای جنگ در قدس و بیرون کردن صهیونیست ها از شهر مقدس قدس، کمی فکرم رو مشغوله خودش کرده، چرا که احساس میکنم از یه اتفاق خیلی خیلی بزرگی عقب موندم و الان دل و روح و مغز و جونم اونجا بین اون مردم جهادگر قدس هست ولی تَن و جسم من متاسفانه الان جلوی یه میز که کتاب های درسی جلوم بازه است. درسته که با درس خوندن میتونم خیلی جاها تاثیر بگذارم و برای آینده این انقلاب برنامه های بزرگ بچینم اما خب چیکار کنم که الان تمام من اونجاست ولی این تن اینجا. ترسم اینه که دو روز دیگه بگن قدس آزاد شد و من نوجوون که دلم پر میکشید واسه آزادی قدس جا مونده باشم از همچین اتفاق تاریخی. لطف میکنید یه امیدواری به بندهی حقیر بدید که یکم دلگرم بشم و فکر نکنم که بعدا اسمم توی لیست جاماندگان نوشته بشه. خیلی ممنونم استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در این تاریخی است که در حال شروع و گشایش است. حال هرجایی که ما نسبت به این حضور در این تاریخ برایمان پیش آمد؛ حاضر خواهیم شد و معنای انتظار، همین است و از این جهت فرمودهاند در آنچه امروز برایتان تکلیف است کوتاهی نکنید، تا نسبت به آنچه فردا برایتان پیش میآید موفق باشید.
موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: متنی که به نظرم رسید خدمتتان عرض می شود بلکه مورد بحث و نقد و بررسی واقع گردد. با توجه به اینکه ولایت انبیاء الهی تاریخ را رقم می زند، زیرا آنچه که باعث ایجاد تاریخ می گردد ظهور اسماء جدید است و هر نبی ای با مقام ولایت خود اسمی را شکوفا می کند که تا قبل از آن در خفا قرار گرفته بوده است، لذا ولایت خاتم الانبیاء که جامع ترین ولایت تاریخ بشریت بوده است اسم الله اجمالی را ظاهر کرده است که با اوصیای ایشان این اسم الله به تفصیل می رسد و تفصیلی ترین حالت آن با ظهور مهدی موعود آغاز می گردد، و در دوران ایشان آنچنان این تفصیل ادامه می یابد که به انتهای تفصیل در دنیا برسد و بعد قیامت محقق می گردد، لذا قیامت اگر «یوم تبلی السرائر» است چون اسم جامع الله به تفصیل در آمده است و تا این تفصیل به نهایت خودش نرسد قیامت امکان تحقق ندارد زیرا تا وجود به نهایت آشکارگی نرسد قیامت نیز ظاهر نمی گردد، پس قیامت چیزی جز تفصیل و آشکارگی وجودی نمی باشد و برای این است که در روایات تاکید شده که قبل از قیامت باید مهدی امت ظهور کند حتی اگر یک روز قبل از قیامت باشد، حال اگر انقلاب اسلامی مقدمه ظهور باشد پس آغاز خروج از نیست انگاری به سمت هستی انگاری است، زیرا دوران نیست انگاری دوران جدایی بشر از تاریخ هستی است که افق هستی مندی خود را گم کرده است و گرفتار نیهیلسم گشته است، ظاهراً تاریخ نیهیلسم امر وجودی نیست بلکه دورانی است که اسم الله به خفا رفته است در حالی ظرفیت تاریخ با بعثت خاتم الانبیا ظهور اسم الله گشته است و بشر جدید آن را به خفا برده است و همه ادیان و مکاتب ذیل این نیهیلیسم در حال ادامه حیات هستند، پس تمام ادیان به معنایی ادامه نیست انگاری هستند و قادر نیستند وجود را آشکار کنند حتی شیعه بدون انقلاب، هر عملی در دوران نیهیلیسم ادامه نیهلیسم است، اگر جریانی بتواند ما را از نیهیلیسم زمان، کمی جدا کند ما را وارد تاریخ هستی انگاری می نماید، پس وجهی از مهدی موعود را به ما نشان داده است، و قیامت ما که همان وجه وجودی ماست را بر ما آشکار کرده است، این وجه وجودی با انقلاب اسلامی آغاز شده است چون تنها جریانی که در تضاد با تمامیت غرب است انقلاب اسلامی بوده، و مابقی جریانهای دینی و شرقی همه تسلیم غرب شده اند از جمله شیعه غیر انقلابی. ولی انقلاب به اندازه ای به بلوغ نرسیده که بتواند نفی تاریخ نیست انگاری را بکند و اگر به مرتبه ای از بلوغ رسید که چنین نفی ای داشته باشد، آنگاه تاریخ ما هستی انگارانه خواهد شد. لذا در دوران انقلاب اسلامی با دو معضل روبروییم، اول آنکه انقلاب قدرت نفی نیهیلسم را ندارد بلکه تذکر یا هشداری به بحران نیهیلیسم است، دوم آنکه در دوران انقلاب مجبور به فکر کردن به توسعه یافتگی هستیم که ادامه مدرنیته است چون در تاریخ نیهیلیستی در حال نفس کشیدن هستیم و امکان تنفس بدون توسعه یافتگی یعنی بحران در زندگی این تاریخ. ولی انقلاب اسلامی چون آغاز تاریخ هستی انگاری است از طرفی تسلیم نیست انگاری نمی شود نمونه اش مقابله ما باغرب و موفقیت انقلاب در مقابله با آمریکا که ظهور این امر سیاسی ریشه در هستی انگاری انقلاب دارد، و از طرف دیگر نیهیلیسم بر ما ولایت دارد و قدرت رها شدن از نیهیلیسم را نداریم و نمونه آن بحرانهای اجتماعی که نسل ما با آن مواجه می گردد. حال آیا راهی جز فرهنگ انتظار در دوران انقلاب اسلامی در مواجهه با نیست انگاری داریم، راهی که انتظار به ما نشان می دهد آن است که در مقابله با تاریخ و زمانه عجله نکنیم و راه برون رفت از آن انقلاب اسلامی است، شاید خود انقلاب همان انتظار است، زیرا انقلاب ما را به جهانی مابین دو جهان وارد می کند که ما را در بین جهان نیست انگاری و جهان هستی انگاری قرار می دهد، پس کسی که خود را از انقلاب جدا کرده است چگونه می تواند مدعی انتظار باشد، انتظاری که در دوران غیبت ما را به عبد تبدیل می کند، پس انقلابی بودن ما، انتظار و عبودیت ماست، و از اینجاست که اگر انتظار برترین عبادت است، انقلابی بودن ما نیز برترین عبودیت است پس سلوک فردی بی معنا می شود و سلوک انقلابی معنادار می گردد، زیرا سلوک فردی بدون انقلاب ادامه نیهیلیسم است، و هیچ وجهی از وجود را بر ما آشکار نمی کند. انقلاب به تعبیر مرحوم علامه حسن زاده آملی ظهور صغری است پس آغاز آشکارگی هستی است و خروج از نیست انگاری، لذا بدون انقلاب و بیرون از آن نه وارد تاریخ هستی انگاری می شویم نه انتظار داشتن معنا و مفهومی دارد. دوران نیست انگاری تاریخ خفای اسم الله است و انقلاب اسلامی آغاز خروج از این خفا و آشکارگی وجودی است، تاریخی که هایدگر آرزو داشت خدای رها شدن از نیهیلیسم را ببیند. آنچنان که فردید می گفت که کاش هایدگر بود و خدای خمینی را می دید که همان خدایی است که ما را نجات می دهد. ما در عین توسعه یافتگی که توجه به تاریخ نیست انگاری برای ادامه حیات در این تاریخ است، باید به انتظار توجه کنیم که همان توجه به انقلاب اسلامی می باشد. الله اعلم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. آری! اگر انقلاب اسلامی را پاس میداریم به جهت آن است که در آن انقلاب توحیدی و در دل تاریخی که حضرت امام و شهدا آغاز کردند، بالقوهگیهایی هست که جهان ما را و خودِ ما را به حضوری میرساند که هستی خود را و هستی عالم را درک میکنیم و میفهمیم چگونه جناب صدرالمتألهین فهمی را به میان آورده است که خود جهان و انسان دارد قیامت میشود. و بدین لحاظ همچنانکه متذکر شدهاید «انتظار»، یک نوع سلوک است در تاریخی که از یک طرف آیندهای در پیش رو دارد که همان ظهور حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» میباشد و از طرفی در غیبت آن نوع حضور، انسان گرفتار خودبنیادی شده است که همان زمین نیهیلیسم است. اینجا است که میتوان همراه با سخن جنابعالی هشدار داد آن کس که خود را از انقلاب اسلامی جدا کرده، نمیتواند در حضوری قرار گیرد که با «انتظار» پیش میآید و عملاً این افراد درکی از «اسم الله» ندارند تا بخواهند از اجمال آن اسم به سوی تفصیل آن در خود سیر کنند و کسی که درکی تاریخی از حضور «الله» ولو به اجمال ندارد، عملاً از خودش که به عنوان خلیفۀ الله حامل اسم «الله» است؛ ندارد. و این اصل و اساس نیهیلیسم است.
با توجه به نکات فوق، حال این سؤال میماند که ما چگونه با حضور در انقلاب اسلامی و درک اسم «الله» در خود، بودنِ خود را احساس کنیم؟ که بحث انقلاب اسلامی از این زاویه جایگاه بسیار مهمی دارد و جنابعالی نیز متذکر چنین جایگاهی برای انقلاب اسلامی شدهاید به عنوان راهی برای درک وجودی خود از یک طرف و عبور از نیهیلیسم از طرف دیگر. که البته این نوع بودن، شدت و ضعف و قبض و بسط خود را دارد، چیزی که حتی برای جناب حافظ همانند کسانی که در پیادهروی اربعینی این سالها حاضر شدهاند، پیش میآید و بنده در شرح غزل شماره ۱۲۷ که اخیراً عرایضی شده، متذکر آن بودهام تا نه از جدّیت حضور تاریخی خود و درک خلیفۀ اللهیمان در جان خود غفلت کنیم و نه از جدّیت نیهیلیسم و نیستانگاری غافل باشیم. موفق باشید.
با عرض سلام خدمت استاد گرانقدر: چند سوال را کوتاه خدمتتان عرض می کنم ۱. آیا می توان ثواب اعمال واجب مانند نماز های یومیه یا روزه و... را به چهارده معصوم هدیه کرد؟ به اموات همچون پدر، مادر یا همسر چطور؟ ۲. آیا حدیث کساء که در آخر مفاتیح آمده دارای سند معتبری از طرف معصوم (ع) نیست؟ آنگونه که در مفاتیح نوین آقای مکارم آمده؟ سوالات دیگری هم داشتم ولی به جهت اینکه مزاحم اوقات شریفتان نشوم صرف نظر می کنم. سایه حضرتعالی مستدام
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. میتوان گفت همینکه انسان، ذیل دستورات اولیای الهی وظایف شرعی خود را انجام میدهد، به نحوی انها نیز وسعت مییابند. ولی نمیدانم میشود آن طور نیّت کرد که میفرمایید یا نه؟ ۲. جریان حدیث«کساء» به صورتهای مختلف و حتی در چند محل انجام گرفته. مهم آن است که با قرائت آن حدیث شریف، حضور در صحنهای که در آن تاریخ واقع شده است را مدّ نظر میآوریم و یک نوع یگانگی با آن صحنه و آن ذوات مقدس در خود شکل میدهیم. موفق باشید
سلام: به نظر شما چنین فردی چه جایگاه معنوی دارد: سعی جدی درنماز اول وقت، اهل نماز شب (در صورت خواب رفتن حتما قضا انجام می شود) سعی در عدم انجام گناه (در صورت ارتکاب توبه و پشیمانی) آرزوی آشنایی با قرآن و تفسیر علامه، و دیگر کتب دینی، که کمتر فرصت مطالعه پیدا می کند، لذا نگرانی روزمرگی و مغبونی و عدم رشد معنوی دارد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتواند برنامهای جهت رشد معارف و تدبّر در قرآن به خود بدهد، از برهوتی که در پیش است؛ إن شاءالله به خوبی عبور میکند. موفق باشید
با سلام: آیا می توان گفت که، اعیان ثابته همان لوح محفوظ یا لوح محو و اثبات است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: لوح محفوظ، حقیقتِ ثابتی است در عالم امر و این با اعیان ثابته که مربوط به افراد میباشد متفاوت است. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: طاعاتتون قبول. ۱. بنده آنقدر ترس از آینده و انتقام خدا بخاطر هر اشتباهم دارم که نمیتونم با خدا رابطه عاشقانه برقرار کنم و همیشه میترسم خدا بخاطر فلان حرفی که گفتم فلان بلا رو سرم بیاره، به جای مراقبه خیلی زیاد سرزنش میکنم خودم رو. میشه کمکم کنید که بتونم راه درست رو در پیش بگیرم؟ ۲. هر وقت میخوام جایی برم از قبل تصمیم میگیرم که کم حرف بزنم، ولی توی عمل که قرار میگیرم موفق نمیشم، وقتی هم موفق میشم همه ش فکر میکنم بقیه از دستم ناراحت شدند و فکر کردند تحویلشون نگرفتم. خلاصه که درگیرم. اگه میشه راهنماییم کنید، یا اینکه بفرمایید کدوم کتاب رو بخونم یا کدوم صوت رو گوش بدم. تشکر از لطفتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر اندازه در رشد معارف دینی و تدبّر در قرآن تلاش کنیم، بهتر میتوانیم از این نوع افکار رها شویم. ۲. پیشنهاد میشود مدتی با کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» مأنوس باشید، إنشاءالله در فرصت لازمی که روح انسان نیاز دارد حاضر میگردید و از این نوع صفتها که نگران آن هستید، آزاد میشوید. موفق باشید
به نام آنکه نام آوران نام و جان می دهند تا در طریق عشقش نامی از آنها در میان نباشد. عرض سلام و رضوان خداوند بر شما باد. یوم اللّه ۲۲ بهمن رو به شما تبریک عرض میکنم جسارتا بنده کلیپ شرح سوره ی حمد شما رو از شرح امام خمینی (ره) مشاهده کردم. فرمودید هیچ کس قادر به درک ذات اقدس الهی نیست حتی حضرت محمد (ص) مقصود سخن شما همین دنیا بوده است؟ یا اینکه پس از مرگ وصال تمام رخ نمی دهد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی هم که وصال، تماماً رخ دهد باز ما همچنان بنده اوییم و او ربّ ما، و از این جهت خدای خود را که همه مقصد و مقصود ما است، درک میکنیم. و این غیر از درک ذات اقدس الهی است به معنای اینکه بر خداوند احاطه پیدا کنیم. موفق باشید
سلام علیکم وقتتون بخیر: وظیفه شخصی که تهمتی بهش زده شده و کاریشم نمیتونه بکنه چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به ما فرمودهاند خداوند خودش مدافع چنین مظلومی خواهد شد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: واقعه «الست بربکم» که در قرآن آمده است، در واحدیت اتفاق افتاده است یا احدیت؟ با تشکر از توجه استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ما چنین نکاتی نباید مسئله باشد. مهم آن است که در فطرت خود چنین حضوری را مدّ نظر قرار دهیم. زیرا حضور در واحدیت و احدیت بستگی به رویکرد ما با موضوع دارد. موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدمت استاد گرامی: در آن سحرگاهی که به لطف خداوند دیدار شما توفیق گردید و به نور کلام شما، این مرده دل سرگشته، جانی دوباره یافت را از محضر حضرت الله سپاسگزارم مدتی بود که به دلیل جدایی از استاد قبلی ام و سرگشتگی های بسیار از مسائلی که در آن مجموعه رخ میداد و به هیچ طریقی نمیتوانستم بپذیرم سرگردان بودم که الحمدلله گشایشی رخ داد. اکنون احساس میکنم که روح و جانم خسته است، دیگر مثل قبل شوق و ذوق عبادت ام نیست. گاهی نا امیدی گاهی خستگی و شاید تنبلی چنگ در جانم فرو کرده و از این وضعیت آشوب ام استاد در این برهه ی حساس از تاریخ که گمان میکنم چیزی نمانده تا تاریخ به افق حقیقت اصلی خود رهنمون شود، من اینگونه سرگردان و دست بسته. استاد چه کنم؟ چگونه دوباره در خود شور و شوقی و آتشی روشن سازم؟ وظیفه ام نسبت به امام را چگونه پیدا کنم؟ آنچه حتی اندک دانسته ام را چگونه به عمل آوردم؟ از پس خود چگونه بر آیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این زمانه، بحث در سلوک ذیل شخصیت إشراقی حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» است و در این راه عبادات ما در بستر اسلام با انگیزۀ هرچه بیشتر گشودهشدنِ نور توحیدی که با شخصیت حضرت روح الله طلوع کرده که البته جایگاه اصلی این نوع عبادات را در حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» داریم. و در این رابطه در بحث «زهرای مرضیه«سلاماللهعلیها» نظر به نهاییترین نحوۀ حضور زن»https://eitaa.com/matalebevijeh/18316 عرایضی شد. موفق باشید
