کاربر محترم سلام: پاسخی به پیام شما در وب سایت گروه فرهنگی المیزان ثبت شد: پیام شما: سلام استاد من سوال «نسبت ما با انتخابات در عین اینهمه مشکلات» را مطرح کرده بودم می خواستم تشکر کنم از پاسخ تان. بسیار به دل من نشست. مخصوصا آنجایی که از زندگی خودتان گفتید. صادقانه از درون شرمنده شدم و به فکر فرو رفتم. برای من دعا کنید تا در مسیر انقلاب و شهدا باشم. چه انسان های سختی کشیده و سختی کشیده ای که در نهایت از راه انقلاب جدا شدند. برای انسان های ضعیف النفسی مثل بنده دعا کنید تا مثل شهدا با وجود سختی ها و نیش خوردن ها و هزاران مسئله ی دیگر بتوانیم در راه انقلاب بمانیم. پاسخ پیام: با سلام. جهت رویت استاد، این پیام را در قسمت سوال و جوابهای سایت ارسال فرمایید. با تشکر موفق و سلامت باشید. گروه فرهنگی لب المیزان
باسمه تعالی: سلام علیکم: آخر ای برادر! به گفته جناب حافظ:
ما بدین در نه پِیِ حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه این جا به پناه آمدهایم
رهروِ منزلِ عشقیم و ز سرحدِّ عَدَم
تا به اقلیمِ وجود این همه راه آمدهایم
و آنقدر این راه خطیر است که نسبت به حضوری که باید به دست آوریم، عملاً خود را غرق گناه مییابیم «که به دیوان عمل، غرق گناه آمدهایم». بیچاره آنهایی که با خودخواهیهای خود، از همه آنچه جنابعالی در عطش حضور آن در سوز و گدازید؛ محرومند. بالاخره «از همه محرومتر خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». موفق باشید
بسمالله الرحمن الرحیم: استاد شناخت خدا با خدا چگونه است؟ چگونه میشود از وحدت به کثرت رسید؟ استاد عمر کوتاه است و مسیر طولانی و نفس ضعیف چه کنم؟ یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: صدیقین یعنی آنانی که خدا را به نور خود خدا می یابند حال یا از طریق قلب که با سلوک خاص خود پیش می آید، یا از طریق عقل که همان «برهان صدیقین» است که متن برهان و شرح صوتی آن روی سایت هست. موفق باشید
با سلام استاد عزیزک در عالم و جهانی که زندگی می کنیم و مظاهر اسما الهی، اگر در حضور باشیم، همه چیز ماییم و ما همه چیزیم، در عین بی شکلی. در حضور فقط احساس داشتن و عشق می کنیم، این جنس ملکوت و آسمان است. حال در عالم ماده و طبق حرکت جوهری و اینکه عالم ماده چیز خاصی نیست، آیا می توانیم بگوییم که حالات روحی انسان از غضب وترس و...همان نیستی و حاصل نزدیک شدن ملکوت انسان به نیستی است؟ اگر اینطور است، استاد خیلی دوست داشتم نماز و روزه و اعمال و زندگی صبح تا شبم کمک کند تا بتوانم بیشتر باشم هرچند الحمدلله در بعضی زمینه ها پیشرفت خوبی داشتم، اما با بروز مشکلی در زندگی اخیرا مشکلی را در درون خودم یافتم که به یکباره فهمیدم نیستم. استاد عزیز در سر نمازتون التماس دعا داشتم. ممنون میشم دعا کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعا میکنم. آری! باید به حضوری نظر داشت که در عین نظر به حضور بیکرانه حضرت حق، خود را عین ربط و فقر إلی الله بدانیم. هزینهکردن زندگی در مقابل ظلم، برآمده از روحهای بزرگی است که در مکتب انبیاء الهی پرورش یافتهاند. آنان را نیروهای نورانی و معنوی از هرگونه محافظهکاری باز میدارد. از خود گذشتگیها زیر سایه باوری متعالی، یک فرصت است که خداوند برای یک ملت پیش میآورد. مانند یک رود که با خروش خود کرانههای خود را در مینوردد و مانند پروانه که ادامه خود را در دل شعله شمع جستجو میکند تا شعله شمع برافروختهتر گردد. موفق باشید
سلام علیکم وقتتون بخیر: مقبولیت و مشروعیت حکومت رهبر حق بر جامعه از پذیرش مردم ناشی میشود یا خیر؟ اگر احراض شود، مردم حکومت رهبری را نمیخواهند آیا ایشون وظیفه شرعی دارند هنوز رهبر باشند یا خیر؟ به نظرم سیره حضرات معصومین به ویژه حضرت علی که فرموده اند اگر حضور مردم نبود حجت بر من تمام نمیشد نشان میدهد رهبر حق را هم باید مردم بخواهند. البته تشخیص رهبری بر حق بر عهده مردم نیست بر عهده مجلس خبرگان است. نیازی هم به برگزاری رفراندوم مورد تبلیغ رسانه های بیگانه نیست، فضای عمومی جامعه نشان دهنده این است که مردم رهبری حضرت آقا رو قبول دارند. برداشتم درسته یا خیر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً نظر مقام معظم رهبری آن است که مشروعیت منسب ولایت فقیه، به مقبولیت مردم است. ولی نه مقبولیت شبکه رسانه های استکباری!! که صدایش بلند و بسی تکرارِ یک موضوع است در کانالهای مختلف به طوری که افراد عادی را به اشتباه میاندازند. موفق باشید
سلام: چه کنیم تا در هنگام عصبانیت،عقل خود را از دست ندهیم، و بر رفتار و کردار و گفتار خود مسلط باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، توجه به رحمت واسعه خداوند است. بالاخره این نوع سجایا که انسان از رذیله غضب عبور کند، ساده نیست. باید همت کنیم و با ادامه آن همت به مرور جان و قلب را متذکر نماییم. در این رابطه خوب است با دعای فوق العاده «مکارم الاخلاق» مأنوس شوید که شرح آن در سایت هست. https://lobolmizan.ir/sound/646?mark=%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82. موفق باشید
🔵 این سؤال دوباره ارسال میشه چون پاسخش ارسال نشده, درسایت هم نیست کد پیگیری قبلی : 9ackmtk8k6 سلام علیکم استاد در زندگیم مسئلهای به وجود آمده که نیاز به مشورت با شما دارم بنده بانویی صاحب چهار فرزند هستم ..................
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد: 36278- باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: همانطور که طرف، عقاید منفی خود را حتی به ظاهر انکار کرده باشد؛ کافی است برای ادامه زندگی. و ثانیاً: در مورد فرزندانتان با تذکرات معرفتی مانند مباحث معرفت نفس که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح است میتوانید آنها را متوجه حقیقت خود و عالم ابدیت بنمایید.
با توجه به اینکه سوالات این چنینی که خصوصی هستند به ایمیل کاربران ارسال میشود سوال جناب عالی نیز در ایمیل جواب داده شده است. و به جهت خصوصی بودن قسمتهایی از سوال حذف شد زیرا ممکن است سوال کننده شناخته شود و این صلاح نیست
موفق باشید
من آدم مذهبی هستم ولی جدیدا از ته قلبم ایمان ندارم نمیدونم چرا حس میکنم خلا بزرگی درونم هست که هیچ جوره پر نمیشه. نماز اول وقت میخونم با حضور قلب هم میخونم حتی وقتی فهمیدم سوره انسان واسه افسردگی خوبه میخونم ولی تاثیرش بسیار موقتی هستش. هر کاری میکنم آروم نمیشم. ذکر هم زیاد میگم روانشناسی هم زیاد رفتم ولی خوب نمیشم. خلاصه سوالم در مورد اینه که از کجا مطمئن شم همه اینا واقعیت داره وقتی ته دلم خالیه و اینکه هر کاری میکنم فکر خودکشی از ذهنم بیرون نمیره هیچ جوره چیزی نیست که بعد از خودکشی نجاتم بده یا اصلا از کجا مطمئن شم اون دنیا اینجوریه که اسلام میگه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ظرفیتی فکر کنید که به جهت آن ظرفیت و جوابندادن به آن، چنین احساسی برای انسان پیش میآید و از این جهت به رفقایی امثال جنابعالی پیشنهاد مباحث «معرفت نفس» میشود تا متوجه حقیقت خود و وسعت بیکرانه خودشان که حضوری است تا ابد و ابدیت؛ بشوند و در این راستا است که انسان احساس رضایت نسبت به بودن خود میکند. پیشنهاد میشود در این رابطه از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و سپس کتاب «خویشتن پنهان» استفاده نمایید تا به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن برسید. همه این کتابها و شرح صوتی کتاب اخیر روی سایت هست. موفق باشید
با سلام و درود خدمت استاد گرامی: استاد مرتبط با سخنان اخیرتون در مورد این پدیده و این موج بی سابقه تظاهرات های ضد استکباری در خود کشورهای غربی خواستم نظر جنابعالی را جویا شوم. بنده به عنوان کسی که ساکن در غرب هستم و بازتاب وقایع اخیر را در جامعه غرب دارم بی واسطه ادراک میکنم، حس میکنم بعد از به خاک و خون کشیدن زنان و کودکان فلسطینی و بمباران فجیع بیمارستان ها که به معنای واقعی کلمه، بشریت یک نسل کشی تمام عیار را بر علیه یک ملت مظلوم بی دفاع جلوی چشمان خود تجربه می کند، ما شاهد یک بیداری وجدان عمومی در جوامع غربی هستیم که نقش خود دشمن صهیونیستی در این بیداری فطرت ها هم در خور اهمیت است! یعنی امپراطوری رسانه ای صهیونیستی در غرب به قدری در دروغگویی و تحریف واقعیات بی شرمی کرد و ظالم را جای مظلوم نشاند که باعث رسوایی خود شد و اعتماد عمومی جامعه غرب نسبت به رسانه ها به شکل وسیعی خدشه دار شد. یعنی فطرت بیدار هر انسانی به او گواهی میدهد که بمباران بیمارستان ها و مدارس را به هیچ وجه من الوجوح و با هیچ دلیلی نمیتوان توجیه کرد، حال آنکه باز رسانه های وابسته به صهیونیسم بعد از انکار اولیه به سعی در توجیه کردن این نسل کشی برآمدند. بنده فکر میکنم حتی بی اعتمادیی که در اثر این وقایع در بین مردم کشورهای غربی نسبت به رسانه های رسمی خودشان ایجاد شد بی سابقه بود و به بهترین تعبیر که تعبیر رهبری باشد ترمیم ناپذیر هم خواهد بود. استاد آیا می توانیم با یک فهم تاریخی این رخدادها را اینگونه بنگریم که گویی ما مواجه هستیم با آغاز تاریخ بیداری فطرت انسان ها که این در آینده به پس زدن تمدن مادی غرب از طرف فطرت انسان ها در خود غرب منجر می شود؟ آیا بیداری فطرت ها و بیزاری فطرت ها از تمدن غربی را می توان ذیل برطرف شدن موانع ظهور فهمید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که به خوبی از فضای آنچه در وجدان عمومی مردم کشورهای غربی میگذرد، به طور مستقیم گزارش میدهید، و خود جنابعالی حقیقتاً ناظر صحنهاید؛ واقعیت آن است که به دلایل مختلف ما با آغاز تاریخ دیگری روبهرو هستیم. زیرا از یک طرف فرهنگ مدرنیته به گفته خود متفکران غرب، نتوانست به وعده هایی که بیشتر فروختن آرمانهای کاذب بود، عمل کند و عملاً مردم، خود را در آن فضا در دام نیهیلیسم و نیستانگاری یافتند و از طرف دیگر با پشتیبانیِ سران جهان استکباری از جنایات رژیم صهیونیستی متوجه شدند ذیل چه حکومتهایی زندگی میکنند. این است که به طور شگفتآوری ملاحظه میکنید مردم جهان غرب در بستر اعتراض به کودککشیِ رژیم صهیونیستی در واقع متوجه فردای دیگری در وجدان خود هستند و این، هنر و هوشیاری ما را میطلبد که متوجه این امر باشیم و حضور تاریخی خود را که جدا از حضور تاریخ جهان نیست، مدّ نظر قرار دهیم، به همان معنایی که به گفته جناب گادامر، «تفکر، تاریخی است». یعنی کسانی امروز، مردان واقعی تفکرند که متوجه روح تاریخی باشند که در حال طلوع است و غزه، آینه آن حضور و آن تفکر است تا معلوم شود متفکر واقعی در این زمانه چه کسی است. موفق باشید
با سلام جناب استاد طاهرزاده: استاد ارجمند آیا برنامه هایی مثلا NA و AA میتوانند افقی برای اعضای معتادان پاک شده از دام اعتیاد بگشایند؟ بنده بواسطه ارتباطی که با برخی اعضای این نهاد ها دارم از طرف ایشان سوال میکنم! و چون این برنامه ها با محوریت سازمان بهزیستی و دیگر نهاد ها امکان فعالیت در ایران یا کشورهای اسلامی یافته اند زبان بنده در پاسخگویی بدون کسب جواب و نظر از حضرات بزرگان علم تفکر اسلامی وین جمله شخص شما راه احتیاط گرفته ام تا بعد از جواب شما پاسخ ایشان را بدهم!؟ نظر حضرت عالی چیست؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی از این برنامهها نمیدانم. موفق باشید
سلام علیکم ستاد ارجمند: به یاد دارم حضرت آقا در دیدار خود با راویان دفاع مقدس تاکید جالبی مبنی بر عدم غلو کردن در روایات جنگ داشتند، از آن جهت که خودِ قضایای واقع شده به اندازه ایی بزرگ و جالب و حضور آورند که نیازمند غلو نیست! حال برخورد غلوآمیز با مساله «طوفان الأقصي» و قدری نا ملایمتی ها در حق سید مقاومت نیز، بنظر از آفات پیش رو است، که با تعمیم تاکید آقا البته قابل حل است! ما باید عنایت داشته باشیم که سید مقاومت و دیگر بزرگان برای خود ننگ میدانند اگر امروز توان غلبه نظامی به اشرار عالم اعم از آمریکا و صهیونیسم را داشته باشند، و آنرا به فردا بسپارند لیکن مساله توان مقاومت مساله حمله نظامی نیست که از ایشان انتظار داشت_مساله چندین ساله جنگ نرم است که آنهم در حد اعلا آن مشهود است و با تورق صفحات مجازی میشود بروز «انقلاب اسلامی» آشکارا و «ایرانِ» در پشت آن را بطور پنهان مشاهده کرد! ایشان خود بخوبی تاکید کردند که شاید منتظر فرمان حمله مستقیم من هستید اما من چندین سال است در حمله ام، بدون از دست دادن لحظه ایی. من بشخصه گمان دارم در این برهه بیشتر از آن که دنبال تهیه تفنگ و موشک و تانک میباید بود دنبال گوش و چشمی باید بود که نبسته به زبان سیدان باشد _ مصداق بشنو از نی چون حکایت از این قضایا میکنند است. سمعا و طاعتا از بزرگان علی الخصوص آقا، بدون هیچ غلوی سلاحی است که هیچ ارتش جهان آن را نه دارد و نه میتواند به سادگی ها داشته باشد. ممنون از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در جلسه «ما و قامت بلند سید مقاومت» https://eitaa.com/matalebevijeh/15126 در جمع رفقا مطرح شد و نیز در جلسهای که با عنوان «جایگاه تاریخی سخنان سید مقاومت با نظر به غزه» https://eitaa.com/matalebevijeh/15130 عرض شد حقیقتاً جناب سید حسن نصرالله در آن سخنرانیشان مسئله تقابل ما با صهیونیسم و استکبار را بسیار عمیق تر دیدند و بنده تعبیر نگاه پسفردایی برای سخنان ایشان قائل هستم. تلاش همه ما آن باید باشد که سعی کنیم جایگاه سخنان سید مقاومت را در تاریخی که پس از رخداد طوفان الاقصی مطرح کردهاند، بفهمیم که اشارهای است به آیندهای که به تعبیر مقام معظم رهبری آن آینده، آینده فلسطین است. موفق باشید
هرکس در همه ابعاد وجودی خود اعم از اعمال و معارف الهیه به شریعت الهیه نزدیک شود و مقیّد به آنها باشد، عملاً به امام حیّ و حاضر خود نزدیک شده است. من میخوام روی همه ی ابعاد وجودی خودم نزدیک بشم و مقید به آن ها بشم، چه طوری این کار رو انجام بدم؟ نقطه شروع من کجاست چه سیری رو دنبال کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در معارف، «معرفت نفس» از طریق کتاب «ده نکته در معرفت نفس» که روی سایت هست همراه با صوت آن میتوانید شروع کنید. و در اخلاق، کتاب «چهل حدیث» حضرت امام، که شرح صوتی آن نیز روی سایت هست. و در عبادات، همان دستوراتی که در رساله عملیه مییابید. موفق باشید
با سلام: در متن زیر منظور شما از روح مطلق چیست؟ «خیال فعّال یا خلاّق به عنوان قوهای میانجی، شرط محبت کامل یعنی محبت عرفانی است. در این مرتبه، ساحت روحانی یا روح مطلق، خویش را در صورت جسمانی متجلی میسازد. این صورت میتواند یک شخص محسوس باشد که قوهی خیال آن را تبدیل به یک مظهر میکند یا صورت مثالی باشد که قابل ادراک است.» با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این نوع متون باید متوجه باشیم که صورت جسمانی به معنای صورت مادی نیست، بلکه به معنای صورتی است که در خیال ظاهر میشود و این یکی از تواناییهای خیال است. جسمانی بودن غیر از مادةی بودن است، مانند همان معاد جسمانی که منظور، جسم مادی نیست. موفق باشید
با سلام و احترام: بنده ارشد الهیات دارم، از زمان دبیرستان، ارتباط بنده با قرآن شکل گرفت، با قرایت و ترجمه و بعد از دانشگاه، تفسیر و تدبیر و تعمق در قرآن، بشکلیکه در طی این سالها کمتر روزی بوده که سر سفره قرآن به شکلهای مختلف نباشم و تا جایی که فهم و توانم اقتضا داشته همراه با عمل بوده. اما مدت ۳ سال است، بطور کامل از اصل قرآن فاصله گرفتم. هرچه تلاش کردم، که بتوانم روزی حداقل یک آیه بخوانم، تلاشم به نتیجه نرسیده، کانه همه آیات تکراری بی معنا دارند. این دوری یک حس درونی است، چیزی من را پس میزند. البته مطالعات کتابهای با محتوای معنوی دارم، که محتوا برایم تازگی داشته باشد، ولی همچنان با خود قرآن نتوانستم ارتباط بگیرم. علت این امر چیست؟ و چگونه باید درست شود؟ ضمن اینکه در زندگی نامه بزرگان، میخوانیم، برنامه واجب هر روز تلاوت قرآن بوده. و سفارش ارتباط با خود قرآن زیاد بوده، منهای مراجعه به تفاسیر یا کتب مرتبط.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال آنچه از طریق قرآن برای ما پیش میآید، درک مسائل اصلی عالم وجود و ابعاد وجودی خودمان است تا متوجه شویم چگونه نزد خود و در جهان حاضر گردیم. و در این مورد تفسیر «المیزان» به عنوان راهی جهت تدبّر در قرآن، کمک فراوانی به انسان میکند. پیشنهاد میشود قبل از رجوع به آن تفسیر، سری به جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن»https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86 بزنید. موفق باشید
سلام خدمت شما: ببخشید اگر کسی احساس کند که برای زندگیش سحر یا طلسم نوشتند، باید چیکار کنه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
سلام علیکم: وقتتون بخیر. نظر ملاصدرا راجع به جنین انسان قبل چهار ماه چیست؟ توسط نفس خودش تدبیر میشود یا نفس مادر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به نظر ملاصدرا، از همان ابتدا روحِ نباتی است که جنین را تدبیر میکند ولی آن روح، همچنان شدت مییابد تا در چهار ماهگی دارای بالقوگی روحِ انسان میشود. و این موارد همه مربوط به روح مادر است. موفق باشید
با سلام و احترام: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» آیه آخر سوره ال عمران. استاد عزیزم اگر امکان دارد به صبر در این آیه که چشم اندازش صابروا و رابطوا و فلاح و رهایی است اشاره ای بفرمایید. با نظر به شکوفایی هویت جمعی در نشستهای فرهنگی وتفکری که گاها تنشهایی بینمان پیش می آید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آیه قبلی که مربوط به اهل کتاب است میتوان گفت آیه مذکور توصیهای است به اهل ایمان که در مواجهه با اهل کتاب، اولاً: هرکس در سبک حیات دینی خود پایداری کند. ثانیاً: بقیه را نیز در همین پایداری کمک نماید. ثالثاً: در این فضا رابطه خود را با همدیگر و با اهل کتاب نیز فعّال نگه دارد و در این میان، وارستگی و تقوا را پیشه نماید تا زندگیاش در میدان رستگاری قرار گیرد. موفق باشید
با سلام: شما در برهان صدیقین میفرمایید که: بجای اینکه بگوییم، درخت هست باید بگوییم که، هست است که درخت شده است. حال با توجه به عبارات بالا آیا میتوان گفت که: این هست که درخت شد همان عین وجود است؟ البته منظورم این نیست که عین وجود درخت شده چون درخت ماهیت است و حدود وجود. بعبارتی دیگر آیا میتوان گفت که این عین وجود است که به درخت تجلی کرده است؟ نمیدانم منظورم را درست بیان کردم یا نه! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه «وجود» در ذات خود شدت و ضعف دارد و عین وجود مرتبه اشدّ آن است؛ از این جهت هر مرتبه از «وجود» عین وجود نیست ولی در عین حال وجود است. موفق باشید
به نام خدا سلام و عرض ادب: حضرت آقا در سالروز ازدواج حضرت علی و حضرت زهرا علیهما السلام برای اجرای مراسم عقد خواهر شهید قربانی، مهریه را ۱۴ سکه گرفتند و اتفاقا تاکید هم کردند که مهریه بیش از این را عقد نمی کنند. سوال بنده این است که این عمل رهبر انقلاب به معنای این است که ۱۴ سکه برای تمامی دختران حد متعالی مهریه است یا این که حد تعالی مهریه برای هر دختری مطابق با شرایط، متفاوت است؟ برخی از بزرگان معتقدند ۱۴ سکه از آن جهت که رهبر انقلاب و علمای دیگر در شرایط خاصی هستند و بنابه دلایلی می خواهند افراد کمتری برای عقد مراجعه کنند یا جهات دیگری، چنین مهریه ای را در نظر گرفته اند ولی در اصل مهریه باید طبق عرف خانواده دختر باشد و به گونه ای حالت بازدارندگی برای پسر وجود داشته باشد که در شرایط سخت زندگی پشتوانه ای برای دختر باشد. سخن درست چیست؟ آیا ما باید فعل رهبر را به همان شکل عیناً اجرا کنیم و برای کسب حد تعالی رشد، مهریه را ۱۴ سکه بگیریم؟ و یا اینکه حد تعالی مهریه برای ما تعریفی متفاوت دارد و باید مطابق با شرایط خودمان مهریه را بالا نگیریم ودر عین حال در این حد هم پایین نگیریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً آنچه رهبر معظم انقلاب در این مورد متذکر میشوند به معنای تکلیف نیست، ولی در هر حال مهریه کم، ارزش خود را دارد و مهریه زیاد به هیچ وجه پشتوانهای برای ادامه زندگی نیست و بعضاً ممکن است موجب تحریک خانمها گردد که با کوچکترین اختلاف به امید استفاده از مهریه سنگینشان تصمیم به طلاق بگیرند. موفق باشید
با سلام: می خواستم بدانم که علامه مصباح یزدی، وحدت وجود را قبول نداشتند یا برهان صدیقین را قبول نداشتند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً مرحوم علامه مصباح متوجه «برهان صدیقین» به خوبی میباشند. ولی به یاد ندارم که مستقیماً نسبت به «وحدت وجود» ورود داشته باشند، در بحث وحدت وجود، حتماً باید با نگاه ابن عربی موضوع دنبال شود، امری که امثال حضرت امام خمینی در آن ورود کردند. موفق باشید
سلام: با توجه به وحدتی که انسان در نفس مشاهده می کند و از مجردترین ابعاد تا جسم همه یک حقیقت هستند و روح مجرد تماشا نمی کند که مثلا جسم دچار درد یا لذت شده است بلکه خود لذت یا درد را تجربه می کند و می چشد حال اگر این وحدت را رقیقه ای از وحدت وجود بدانیم آنگاه خداوند تمامی احوالی که بر ما رخ می دهد را تجربه خواهد کرد و اوست که لذات و آلام ما را احساس خواهد نمود بنابرین تجربه بهشت و جهنم را او درک می کند و چگونه خود را با آن عذاب های شدید و غلیظ معذب خواهد کرد؟ مگر نفس خداوند سراسر ابتهاج نیست این عذاب ها در کجای نفس او قرار می گیرد؟ البته عذاب کشیدن خداوند شاید باعث شود از گناه دست بکشیم درین دنیا که با معصیت موجب رنجش او می شویم دران دنیا نیز خداوند باید عذاب کارهای ما را متحمل شود. البته سوال دیگری اینجا مطرح می شود چون گناه بعضا لذت بخش است چگونه خداوند هم از گناه لذت می برد هم با آن مخالف است و موجب رنجشش می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جسم، به اعتبار ناقصبودن و نداشتن کمالِ کامل دچار درد میشود و چون خداوند عین کمال است اینگونه احوال برایش معنا ندارد همچنان که در ذات جزیی در رابطه با رفع نقص جزئی میباشد. در حالیکه حضرت حق عین لذت و ابتهاج است. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد سخن و مرد عارف ضمیر و خوش اخلاق: از وقتی که شما فرمودین رهبری نایب امام زمان هستند و از طرفی فرمایشات اینچنینی هم دارند به والله قسم از امام زمان هم نومید شدم و شک کردم با ۵۵ سال سن ایشان کجا و آیت اله سیستانی کجا؟ رهبر در دیدار با نمایندگان ششم: معیشت نباشد دین، اخلاق، عصمت و عفت نیست رهبر در ملاقات با نمایندگان مجلس یازدهم، سوم خرداد ۱۴۰۲: شاخصهایی از نماینده انقلابی را بیان کرد و گفت: «بعد از ۳ سال، در مجموع این مجلس را همچنان انقلابی، جوان و پرتحرک میدانم؛ البته این نگاه، کلی و بدون در نظر گرفتن استثنائاتی است که ممکن است در مجلس وجود داشته باشد...عمده قوانین برای مبارزه با فساد، رفع تبعیض، رفع انحصار و بهبود فضای کسب و کار و با «قاطعیت و صراحت» تصویب شده است./ قانون جهش تولید دانشبنیان هم از جمله مصوبات راهبردی مجلس است.» در توصیه پایانی با تأکید بر به سرانجام رساندن کارهای بزرگ مجلس در سال آخر همچون برنامه هفتم، پیگیری شعار سال، نهایی کردن لوایح نیمهکاره و جبران خلأها و قصورها، خطاب به نمایندگان گفت: «سرافراز وارد مجلس شدید، انشاءالله سرافراز از مجلس خارج شوید.» اما سخنان ایشان در دیدار با نمایندگان مجلس ششم در سال ۷۹: «كدام نقض كرامت انسانى بالاتر از این كه انسانى، رئیس عائله اى، پدر خانوادهاى، در جامعهاى كه در آن همه چیز هم هست، نتواند اوّلیات زندگى فرزندان خودش را تأمین كند؟! كدام تحقیر از این بالاتر است؟! كدام نقض شخصیّت و شرف و كرامت انسانى از این بالاتر است؟! صبح تا شب كار كند، آخرش به من یا به شما یا به آن مسؤول دیگر نامه بنویسد كه من دو ماه است به خانهام گوشت نبرده ام! یك وقت در جامعه گوشت و میوه نیست، من و شما هم نمیخوریم؛ یك وقت در جامعه امكانات رفاهى نیست، من و شما هم استفاده نمیكنیم؛ یك وقت ایام عید كه میشود، فرزندان من و شما هم لباس نو بر تن نمیكنند. در این حالت كسى احساس سرشكستگى نمیكند - البلیة اذا عمت طابت - اما وقتى همه چیز هست، وقتى كسانى در جامعه با استفاده از فرصتهاى نامشروع توانستهاند براى خودشان آلاف و الوف و زندگیهاى تجمّلى فراهم كنند، وقتى طبقاتى در جامعه هستند كه برایشان پول خرج كردن هیچ اهمیتى ندارد، جمع كثیرى از مردم كه در بین آنها رزمندگان و عناصر نظامى و كارمندان دولت و معلمان و روستاییان و مردم مناطق محروم و دور و مناطق جنوب هستند، نتوانند نان و پنیر بچه هایشان را فراهم كنند، كدام شكستن شخصیّت و شرف انسانى از این بالاتر است؟! شما میخواهید جواب چه كسى را بدهید؟ شما می خواهید دل چه كسى را خوش كنید؟ شما میخواهید چه كسى از شما راضى باشد؟ بله، مسأله معیشت قطعاً در اولویّت اوّل است. معیشت كه نبود، دین هم نیست؛ اخلاق هم نیست؛ حفظ عصمت و عفت هم نیست؛ امید هم نیست. كسى را كه به موقعیتى دست پیدا كرده، به خاطر این كه براى رفع نابسامانى و فقر، تلاش و مجاهدت كند و شب و روزِ خودش را صرف نماید، ملامت نخواهند كرد. اولویّتها را پیدا كنید. مسائل اساسى جامعه اینهاست.» چه تفاوتی در وضعیت اقتصادی مردم ایجاد شده است که در سال ۷۹ معیشت در الویت قرار دارد اما در سال ۱۴۰۲ چنین اولویتی با آن لحن، برای مجلس نشینان تذکر داده نمیشود؟ تورم ۷۰٪ کمتر شده، رکود نیست؟ کیلو کیلو و شقه شقه گوشت میخریم؟ کرامت انسانی الحمدلله رعایت و تامین شده؟ معیشت تامین شده و آنانی که نان و پنیر نمیتوانستند در سال ۷۹ بخورند امروزه کباب برگ و جوجه با سس فرانسوی میخورند؟! نمیدانم! فقط میدانم مجلس ۷۹ مجلس اصلاحطلبان بود و مجلس امروز اصولگرایان انقلابی و نوعا پایداریهای شاگردان معنوی و مادی مرحوم آقای مصباح یزدی! تفاوت دیگری اگر هست بفرمایید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در جواب سؤوال شماره 35184 عرض شد بحث در رابطه با راهی است که بتوان از این مشکلات که میفرمایید عبور کنیم. و اینکه از نظر بنده آن راه در این زمانه جز حضور تاریخی انقلاب اسلامی در این کشور نیست، آن هم با خصوصیاتی که ذات انقلاب در خود دارد و با تعریفی که به مرور از زندگیِ انسان به میان میآورد که چگونه گرفتار مشکلات و موضوعاتی از جمله احساس پوچی و نیستانگاری که غرب گرفتار آن شد؛ نشویم. آیا در این مورد نیز فکر کردهاید وجهی از وجوه مشکلات ما مربوط به نوع فهمی است که بر اساس نگاه غربی به انسان و به زندگی میکنیم؟ موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد عزیز و بزرگوار: یک روزی دست اندرکاران سایت شما از آقای رییسی حمایت کردن و ما هم فریب دادن. بنده شخصا معترضم به خاطر رویکرد غلط ایشان و اعتراض دومم به شماست که شخص عارفی هستین و با سواد و محبوب، اما توجیه گر رفتار غلط حاکمان مغرور و ستمگر شده اید و بعضا فرمایشاتی دارید که انسان را از همه چیز ناامید میکند. اینکه میفرمایید نایب امام زمان یا این انقلاب به انقلاب حضرت مهدی عج وصل می شود اینا صحت ندارد و هیچکس دیگر قبول نمیکند ۴۳ سال است که وعده بهتر شدن و صبر به مردم میدهند ولی دریغ از یک ذره امید به مردم. این چه خدایی هست که روی کره زمین فقط ایران و مردم ایران و نه مسوولین آن را اتنخاب کرده برای امتحان و در فرمایشاتون از امتحان الهی اسم میبرید اگر امتحان فقر و بدبختی هست چرا برای مسوولین نیست. شما به عنوان انسان صبور و متقی آیا میدانید در بغل گوشتان در همین حسین آباد و سه راه سیمین چقدر زنان تن فروشی میکنند و روزبروز تعدادشان زیادتر می شود؟ الان ما با بدترین نوع فقر مواجهیم. این فقر یک ویژگی مهم دیگری هم دارد و آن وضعیت تشدیدکنندگی آن است. به عبارت دیگر خانوارها برای زنده ماندن دست به اقداماتی میزنند که آنان را فقیرتر میکند. تحصیل، آموزش، بهداشت و سایر امور رفعکننده فقر را از سبد مصرفی خانوار حذف میکنند، در نتیجه در آینده فقر را تشدید میکنند. در سطح جامعه نیز نیروهای نخبه و تحصیلکرده و کارآمد اقدام به مهاجرت میکنند و بزرگترین سرمایه کشور که سرمایه انسانی است، خارج میشود و این نیز فقر را در سطح کلان تشدید میکند و جامعه را وارد چرخه فقر میکند. خداوند لعنت کند در این لحظه و خوار کند حاکمان بی لیاقت و ظالم و مغرور به جای اینکه الگوی جهان اسلام باشند یک کشور کمونیست و کافر باید آن ها را با عربستان آشتی دهد یا سلطان هیثم مشکلات آن ها را با دنیای خارج حل کند. استاد عزیز لطفا یک چرخی با لباس مبدل در جامعه بزنین و ببینید زیر پوست جامعه چه خبر هست. هرچند حضرتعالی اشراف کامل دارید با معذرت خواهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین فرمایشات جنابعالی، سعی شد عرایضی در جواب سؤال شماره 35184 به آن کاربر محترم داده شود. امید است بتواند کمکی باشد نسبت به تحلیل درست شرایطی که در آن هستیم. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهرزاده ارجمند: ایمانوئل کانت در کتاب عقل محض گفته مقولات فاهمه یا همان مقولات عشر فقط بر محسوسات قابل اطلاق هستند و اگر بر امور نامحسوس اطلاق شوند دچار مغالطه می شویم که به نظر من هم حرف درستی هست. با این حساب کل فلسفه اسلامی که بر پایه منطق صوری هست زیر سوال می رود. نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال کانت محور فهم را بیرون از محسوسات و تعیین جایگاه آنها توسط مقولات فاهمه که اموری پیشینی هستند، نمی داند. و البته لازم نیست ما در این مورد محور تفکر خود را محدود به آن چیزی بکنیم که جناب کانت قرار داده، بخصوص که متوجه هستیم انسان دارای مراتب خیال و عقل نیز هست، یعنی اموری که در ذات خود محدود به محسوسات نیستند. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار و مهربان: سوالی داشتم از محضر مبارکتان و اینکه خیلی وقته مشکل مالی ناجوری دارم. نمیدونم چرا شرایط کار اصلا برام پیش نمیاد. به ناامیدی محض رسیدم. گره های زندگیم خیلی زیاد شده، به هر دری میزنم به بن بست میخورم. توسلاتی که نسبت به ائمه دارم متاسفانه جوابی برام حاصل نمیشه. میشه راهنماییم کنید برای رفع مشکلم چه باید کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید در امورات خود از صداقت و تواضع غفلت نشود تا برای خود شأنی که منجر به خودبینی باشد، قائل نباشید و نه آنچه هستید را پنهان کنید. موفق باشید
سلام علیکم استاد: شما میفرمایید صمت گنگ بودن نیست، سوالاتی در ذهنم ایجاد شده که حضرت میفرمایند شیعیان ما آنقدر کم حرف هستند که کسی اینها رو میبینه گمان میکنند لال هستند، و همچنین فرمودید آیه الله بهجت به قدری سکوت داشتند که حتی توی کاغذ حرفشون رو مینوشتند، و فرمودید ما باید بدانیم کجا تکلیف داریم حرف بزنیم، حرف بزنیم، در غیر اینصورت سکوت کنیم، چگونه متوجه شویم کجا تکلیف داریم کجا نداریم شناخت تکلیف را چگونه باید فهمید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این به عهده خودمان است که در شرایط مختلف، تکلیف خود را بشناسیم که کجا در گفتن سخن حق کوتاهی نکنیم و کجا از سخنگفتن وقتی لازم نیست که سخن بگوییم؛ خودداری نماییم. موفق باشید
