سلام استاد: این وجود که در همه موجودات با مراتب وجود داره، خود این وجود، مخلوق خداست یا ذات خداوند است که در همه موجودات خوب و بد هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که به بحث «برهان صدیقین» که روی سایت هست، رجوع شود. موفق باشید. https://lobolmizan.ir/sound/659
سلام استاد: آیا خط مقدم جبهه کجاست؟ نسبت به من، من چکار باید بکنم؟ آیا این چه معنایی را به همراه دارد که در فضای مدرسه هستم خود را مقابل حضوری بزرگ تر از حضور قبلی میبینم و به همین سودا زیر لگد کوب حوادث میروم، چگونه جان دیگری را بیابم؟ آیا به صرف زیر لگد کوب حوادث رفتن را درب رحمتی گشوده میشود یا انتظاری پس از این است تا همچنان خدا به صحنه بیاید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با حضور در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده و رهبر معظم انقلاب به خوبی آن را جلو میبرند؛ این مائیم و راهی که ممکن است در این راستا در مقابل ما به صورت خاص گشوده شود و «انتظار» به همین معنا میباشد. عمده، قرارگرفتن ذیل توصیههای فوقالعاده دقیق رهبری است که ۱۲ آبانماه با دانشآمزان و دانشجویان در میان گذاشتند. موفق باشیدhttps://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=58192
سلام وعرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: با توجه به پاسخی که به کاربر شماره ۳۸۶۹۵ فرمودید یعنی درجهان آخرت و بعد از حساب و کتاب و رسیدگی به اعمال؛ کسانی هم که بهشتی هستند مثلا مادر، پدر، و فرزند و... هم همدیگر رو نمی بینند و هر کس تا ابد خودش هست و خودش؟ دیدن پدر و مادر و اقوام ... فقط تو این دنیاست و بعد از مرگ دیگه تا ابد آنها رو نمیبینیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت پدر و فرزندی و امثال آن در جهان ابدی معنا ندارد ولی از آن جهت که اهل بهشت «ممّا یشتهون» هر آنچه را بخواهند مییابند؛ قضیه فرق میکند. مثل آنکه انسان طالب انس با کسانی باشد که در دنیا در حکم مادر و یا همسر و یا فرزند او بودهاند. این مباحث به طور مفصل در کتاب «معاد بازگشت به جدیترین زندگی» که روی سایت هست، بحث شده. موفق باشید
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عزیز: من دختری ۱۸ ساله هستم که امسال کنکور دادم و به شدت در سال کنکور با ساعت مطالعه بالا درس میخواندم وموفق به کسب رتبه سه رقمی کنکور شدم و هنگام انتخاب رشته میان رشته آموزش ابتدایی و روانشناسی مردد بودم که با مشورت با پدرم و خانوده رشته آموزش ابتدایی را انتخاب کردم و از زمانی که فرصت انتخاب رشته به پایان رسیده من به شدت از انتخاب خود پشیمانم و حس میکنم که با توجه به ظرفیت علمی که داشتم میتوانستم در دانشگاه های مطرح درس بخوانم و پیشرفت علمی بیشتری داشتم انتخاب فرهنگیان باعث یک توقف روحی شدیدی برای من شده و حتی از انجام دادن کارهای روزمره خودم هم عاجزم و مدام خودم را سرزنش میکنم و فقط نمازهایم را از سر تکلیف میخوانم و هیچ امیدی به زندگی ندارم. حس میکنم زندگی ام را خیلی محدود کردم و خودم از فرصت و نعمتی که خدا در اختیارم قرار داده بود استفاده نکردم. از شما استاد گرامی خواهش میکنم به من توصیه و نصیحتی بکنند و بدانم آیا این مسیری که انتخاب کردم درست بوده تا بتوانم به زندگی عادی خود برگردم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که خداوند شما را در مسیری قرار داده که با روح پاک دانش آموزان ابتدایی که هرکدام جهان بزرگی هستند با اراده های عظیم؛ مأنوس خواهید شد تا عمیق ترین رابطه ها را با ارتباط با آن ها درک کنید و هرچه به خود عمق بیشتری ببخشید، در همین مسیر بیشتر مفید خواهید بود. دنیای جدید به خوبی متوجه شده است که نخبه ترین افراد خود را به عنوان معلّمان آموزش ابتدایی به کار گیرند. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: راز صبر در انقلاب اسلامی: اگر بگوییم انقلاب اسلامی تا الان با صبر جلو آمده گزاف نگفته ایم. صبر ما صبرتاریخی هست نه یک صبر انتزاعی. صبر تاریخی که با انتظار همراه هست. صبر تاریخی یعنی حضور در خانه وجود حضور در تاریخ انقلاب اسلامی و سکنی گزیدن در آن نه صبر به معنای سپری شدن زمان مکانیکی یعنی در دشواری ها در جنگ و تحریم بتوانی راهی که تاریخ در برابر ما گشوده هست را حاضر بشویم و صبر و استقامت در این حضور داشته باشیم. صبر یعنی مردم غزه که کشته میشوند ولی حاضر نیستن حضور خود را کنار بگذارند. صبر اگر تاریخی باشد در مقابل جهان مدرن معنا میشود. صبر یعنی مراقبه کردن تا وارد جهان مدرن و تکنیک نشویم. صبر یعنی گامی به راه و گامی در انتظار دارم صبر یعنی از غم چه باک دارم کاین غمگسار دارم. صبر یعنی طاقت مواجه با وجود. صبر حضور تاریخی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی متوجه باشیم در مسیری که روح توحیدی مقابل ما گشوده میشود، لازم است هرچه بیشتر پایداری کنیم تا رازهای نهفته آن مسیر به ظهور آید در آن صورت مییابیم چه اندازه صبر و پایداری عزیزالقدر و تکاملزا میباشد و بحمدالله در مسیر توحیدیِ انقلاب اسلامی چنین شرایطی فراهم شده. خوشا به حال آنانی که متوجه این امر میباشند تا معجزه «صبر» در مسیر توحیدیِ این تاریخ را بیش از پیش بیابند. موفق باشید
از برخی از اطرافیان نزدیکتان مکرر شنیدم که در خارج از دنیا انتخاب وجود ندارد، چه قبل دنیا چه بعد، بر این مبنا آنچه از احادیث مستفادست که دنیای ما تفصیل همان انتخاب های عامل ذر است، اگر عالم ذر خارج از این دنیا رخ داده و در آن انتخاب نبوده (به تعبیر آنان بروز و ظهور ذات ما بوده)، پس دنیا نیز به شرح احادیث تفصیل همان عامل ذرست و در دنیا نیز انتخاب معنا ندارد و جبرست. این قاعده از کدام یک از آیات و روایات آمده: «انتخاب فقط در دنیا ست نه خارج از آن»؟ آیا با یک قاعده ی عقلی که صحت و سقم آن یقینی نیست می توان یقینیات را تفسیر کرد و به تاویل برد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرمودهاند: «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» آری! ما در این دنیا قدرت انتخاب داریم و نه در دنیای بعد از مرگ. ولی این بدان معنا نیست که قبل از این دنیا، روحِ ما قدرت انتخاب نداشته باشد. که بحث آن مفصل است و باید به مباحث «پیشاخلقتیِ انسان» رجوع شود. موفق باشید
امروز نشستم جدی به خودم در زندگی زمینی و جسم طبیعی نگاه کردم و بررسی کردم. در این لحظه شرایط طوری شده که هیچ راه حلی و امیدی برای بنده وجود نداره. صفر یا صد! مرگ یا زندگی!؟ هرچی فکر میکنم آدم خودخواهی مثل من هرگز به خودش اینقدر بد نمیکرد، و خداییش من این کارهارو با خودم نکردم. دو کار تا نهایت سی چهل روز دیگه باید با خودم بکنم: یکی خودکشی یا دومی اتفاق معجزه! راه حل یا شروع تا تلاش غیر ممکنه. غیر از این دو گزینه ندارم برای انتخاب و مجبورم یکیشون بپذیرم. این رو گفتم چون نامردی بود از خودم خبر ندم و اینطوری حجت رو برای خودم و خدا و اولیاء و دوستان روشن کردم و حرفی نمیمونه. با شاید واقعاً من آدم خاص یا متفاوت و یا بدی برای شماها بودم نمیدونم اما چیزی که میدونم اینه شماها رو دوست داشتم و براتون راه اومدم و نتیجه گرفتیم. شاید همین برای من کافی باشه. مثل خودم دوستتون داشتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خود را در تاریخی احساس کنیم که حاج قاسم سلیمانی خود را در آن تاریخ احساس کرد؛ هزاران راه در مقابل ما گشوده است. مهم آن است که خود را در این تاریخ و در افقی که رهبر معظم انقلاب متذکر هستند، حاضر کنیم. موفق باشید
انتقاد شدید آیت الله ناظم زاده قمی از واعظ بیت رهبری معظمانقلاب. آیت الله ناظم زاده قمی با صدور بیانیه ای سخنان آقای عالی واعظ بیت رهبری را شدیدا مورد انتقاد قرار داد و نوشت: جناب آقای عالی! بهتر نبود در شب تاسوعا که مطالب شما را ده ها هزار نفر از صدا و سیما می شنوند به جای طرح این مسائل بی فایده، گریزی به مشکلات طاقت فرسای اکثریت مردم می زدید تا رهبری معظم از زبان شما بشنوند و راه علاج را بیان کنند. همچنین گریزی هم به معضل طلاق و موانع ازدواج میزدید، تا معظم له دستوراتی در رفع این خطر بزرگ که نسل جوان را تهدید می کند، صادر کند. همچنین معضل مهاجرت جوانان تحصیل کرده و نیز فرار سرمایه ها را از کشور مطرح میکردید. ای کاش گریزی می زدید به مراقبت امیرمومنان علی- علیه السلام- در حکومت غیرولایی! خود در حفظ بیت المال که حاضر نشد دیناری از بیت المال به برادر نابینا و عیالوارش داده شود. یا اشاره ای می کردید به خاموش کردن چراغ بیتالمال توسط علی -علیه السلام - زمانی که سخنان طلحه و زبیر غیر از مسائل جامعه و حکومت بود؛ تا مسئولان کشور بیشتر مراقب بیت المال باشند. جناب آقای عالی می دانید کشور ما حدود ۶۰ درصد فقیر و یارانه بگیر دارد. خوب بود اشاره می کردید که امیرمومنان وقتی دید مردی طلب کمک می کند، فرمود: چرا باید در حکومت علی فقیر باشد؟! که جواب دادند او مسیحی است و امام -علیه السلام- در جواب فرمود: او در جوانی خدمت کرده و اینک در حال پیری باید از بیت المال بی نیازش کنید. چه خوب بود می گفتید که حکومت غیرولایی علی! وقتی ابن کواء در مسجد و در حال نماز خواندن حضرت، آیه شرک آلود را به علی نسبت داد، حضرت با آیه جواب دادند نه با باطوم و مشت و حبس و حصر، و حتی حقوقش را قطع نکردند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید طرح مشکلاتی که رهبر معظم انقلاب به خوبی در جریان آن هستند در محضر ایشان زیره به کرمان بردن است. مشکلات را باید در مسیر برنامههایی که دولت شهید رئیسی داشتند؛ به مرور مرتفع کرد. طرح آن مسائل در آن جلسه، خود به خود موجب یأس و ناامیدی میشود. موفق باشید
منظور از اکمال دین و اتمام نعمت در آیه: «الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی» چیست و تفاوت اکمال و اتمام در بحث دین و ولایت چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از آن كه پیامبر(صلوات الله علیه و اله) در آخرین حج، در هر فرصتی مردم را متوجه عترت خود می كردند و به عدم انفكاك بین كتاب خدا و اهل البیت خود توجه می دادند، بالاخره حضرت جبرائیل (ع) نازل شد و دستور خدا را اعلام داشت كه ای پیامبر؛ حرف اصلی را بزن كه فرصت دارد از دست می رود و در این رابطه در ۱۸ ذیحجه ی سال دهم هجری آیه نازل شد كه: «یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ اِنَّ اللهَ لا یَهْدِی القَوْمَ الْكافِرین»ای رسول خدا، به مردم برسان آنچه را بر تو نازل شده از طرف پروردگارت و اگر انجام ندهی، رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خدا تو را از مردم و خطرات و توطئه های آنان حفظ می كند، خدا كافران را هدایت نمی كند و نمی گذارد نقشه هایشان به نتیجه برسد. از این آیه نكات زیر به دست می آید:
۱. آیه ی فوق دستوری است به رسول الله (صلوات الله علیه و اله) همراه با تأكید و تهدید، كه اگر آنچه را باید ابلاغ كنی انجام ندهی و ابلاغ ننمایی، رسالتت را انجام نداده ای. در ضمن خداوند در دل آیه وعده ای به رسول الله می دهد، كه خدا او را از خطر مردم محفوظش می دارد، حال سؤال این است كه آن خطر چه بوده است؟
الف- مسلّم خطر اهل كتاب نیست، چون در سال دهم هجری اهل كتاب قدرتی نداشتند که بتوانند برای مسلمانان خطری باشند و از طرفی باید خطری باشد كه رسول الله(صلوات الله علیه و اله) را نگران كرده و خدا هم نفرمود خطری نیست، بلكه فرمود: آن حضرت و آن پیام را از خطر حفظ می كند.
ب- خطر از برای جان پیامبر هم نبوده، چون پیامبر (صلوات الله علیه و اله) در طول حیات خود ثابت كرده اند كه هرگز از فداكردن جان خود هراس نداشته اند.
ج- پس باید خطرِسركشی و عصیانِ اعراب متعصب بوده باشد كه برایشان ارزش های قومی و مادی ملاك بوده و نه ارزش های الهی. و لذا پیامبر (ص) نگران بودند كه با طرح رهبری علی (ع) مقابله ی مسلمانان متعصب نگذارد كار به نتیجه برسد، و به ظاهر هم پیش بینی ایشان درست بود، ولی خداوند در آخر آیه حضرت را امیدوار كرد كه در نهایت نقشه ی آن ها خنثی می شود و نمی توانند مسیر هدایتی را كه به عهده ی حضرت علی (ع) و فرزندان آن حضرت است از مسیر اسلام جدا كنند. تاریخ گواه است بعد از ابلاغ آیه فوق و معرفی حضرت علی (ع) ، از طرف بعضی از افراد که به ظاهر اسلام آورده بودند مقاومت های شدیدی شد.
۲. به تعداد ۱۱۹ نفر از صحابه و از جمله مالكی، طبری، ثعلبی از علماء اهل سنت اذعان دارند كه آیه در شأن علی (ع) نازل شد و پس از نزول آیه ی فوق رسول خدا(صلوات الله علیه و اله)همه را در محل غدیر جمع كردند و فرمودند: «اَلَسْتُ اُولی بِكُمْ مِنْ اَنْفُسَكُمْ» آیا من - طبق آیه ی ۶ سوره ی احزاب كه می فرماید: «اَلنَّبِیُّ اَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ اَنْفُسِهِم» پیامبر نسبت به مؤمنین بر مؤمنین مقدم است- نسبت به شما برای تعیین تكلیف به شما بر شما مقدم نیستم؟ همه فریاد زدند «بلی یا رسول الله»، باز حضرت جمله را تكرار فرمودند و مردم هم همان جواب را دادند. سپس فرمودند: «مَنْ کُنْتُ مُولاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَولاه، اللّهُمَّ وٰالِ مَنْ وٰالاهُ، وَ عٰادِ مَنْ عٰاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ» هرکس من سرپرست و ولی او هستم پس این علی هم سرپرست اوست. خداوندا! ولایت کسی را بر عهده بگیر که او ولایت علی را بر عهده دارد و دشمن باش کسی را که علی را دشمن دارد و یاری کن کسی را که علی را یاری کند و یاور مباش کسی را که علی را یاری نکند.
به گفته ی علامه ی امینی «رحمه الله علیه» در کتاب «الغدیر» آنچنان سند این روایت در متون روایی اهل سنت محکم است که اگر بنا باشد حدیث غدیر مورد شبهه قرار گیرد، در دنیا هیچ امری قابل اثبات نیست، چون هیچ قضیه ای مانند قضیه ی غدیرِ خم روایات و اسانید ندارد.
سؤال: طبق آیه ی فوق كه می فرماید: «الیوم» یعنی «امروز» هم دین به حدّ نهایی كمال رسید و شرایط ادامه ی حیات را یافت و هم نعمت الهی به حدّ تمامیت رسید و هم خدا در این شرایط راضی است كه اسلام دین شما باشد، «امروز» یا «الیوم» چه روزی می تواند باشد؟
جواب: عده ای گفته اند «الیوم» روز فتح مكه و یا روز قرائت سوره ی برائت یا روز بعثت و... است، در حالی كه طبق مضمون آیه و گواهی تاریخ، هیچ كدام از روزهای فوق نمی تواند مصداق «الیوم» در آیه ی فوق الذكر باشد. لذا می ماند نظر دیگری كه اكثر دانشمندان اهل سنت و علماء شیعه معتقدند و آن این كه طبق جنبه های تاریخ و صراحت روایاتِ در حد تواتر، «الیوم»؛ روز غدیر خمّ است و عقل هم می پذیرد كه كمال دین با تعیین رهبری است كه بتواند دین را درست ادامه دهد. زیرا همه ی امید كفار به اضمحلال اسلام بعد از فوت پیامبر (ص) بود و با تعیین رهبری عملاً كفار مأیوس شدند.
بعد از امام علی (ع) سایر ائمه جهت اثبات امامت علی (ع) به آیه ی فوق و به حدیث غدیر احتجاج می كردند و مخالفان هم سخنی علیه آن مطلب، طرح نمی كردند.
۳. آیه می فرماید: حیات رسالت تو ای پیامبر به این مطلب است كه آن را ابلاغ كنی! آیا انصاف نیست كه هر مسلمانی پیرامون مطلبی با این اهمیت تحقیق كند كه چه مطلب و حقیقتی است كه می گوید اگر آن را نگویی رسالتت را انجام نداده ای! آیا همچنان كه تاریخ گواه است چیزی غیر از ادامه ی رهبری كه حیات و بقاء دین به آن است، می تواند باشد . جهت بررسی هرچه بیشتر موضوع میتوانید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/book/252?mark=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C#section-3131موفق باشید
با عرض سلام و احترام: من اشتیاق خاصی دارم به برپا شدن قیامت تا همه حقایق روشن بشه. فکر می کنم هیجان برانگیزه و مشتاق روز قیامت هستم. می خواستم بدونم آیا حس من کاذبه؟ و ممکنه ناشی از غفلت از گناهانم باشه؟ درباره خودم و اعمالم نگران نیستم چون فکر می کنم تقریبا بیشتر از چیزی که هستم در توانم نیست و به نظر می رسه خدا، طبق شرایط نسبتا سخت زندگی من و توان فردی ام، بیشتر از چیزی که هستم ازم انتظار نداره. خیلی دوست دارم قیامت بشه هم باطن خودم رو ببینم بدون اینکه عذاب بشم. و هم دیگران مخصوصا اونها که حقوق من رو خوردند و در جامعه به عنوان افراد با ظاهر موجه زندگی میکنند و به روی خودشون نمیارن، باطن اونها هم نمایان بشه. نه اینکه بخوام ازشون انتقام بگیرم. بیشتر یه حس هیجان از اینکه حس و حالشون و حقیقت رو با هم ببینیم و مشخص بشه اونها چه کردند با من و با زندگی ام. باطن و حقیقت همه روشن بشه. چرا اینطور عمل کردند. هیجان روشن شدن حقایق پشت پرده رو دارم. و همین طور این هیجان رو دارم که حقیقت هستی و رازهای هستی رو در قیامت می بینم. ممنون میشم بگید این حس من کاذبه یا خوبه. (اینم بگم که از بچگی تشنه حقیقت بودم و خیلی عذاب کشیدم برای اینکه سوالات حقیقی من عمیق تر از این بود که بتونم از کسی بپرسم و کسی بتونه جواب بده. تا اینکه فهمیدم دست کم من، توان رسیدن به اون حقایق رو در دنیا ندارم و منتظرم در قیامت به جوابشون برسم. خیلی جهان و هستی و ما پیچیده هستیم و کسی که با اعتماد بنفس فکر کنه به حقایق بیرون از محدودیت های خودش، دست پیدا کرده به جز انبیا الهی، خودش نشانه ی غفلت از حقیقته.) حالا می خوام بدونم این انتظار قیامت رو کشیدن برای فرد معمولی مثل من، چیز خوبیه یا از روی خوش خیالی کاذبه و اون دنیا پدرمون رو در میارن؟ تقریبا مدت زیادیه که خوشبین هستم به قیامت. خیلی ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این سخنان، حکایتِ شوق حضور در قیامت است ولی فراموش نکنید که: «دیده گر بینا بود هر روز روزِ محشر است» به همان معنایی که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم». کافی است با نگاه قرآنی و تدبّر در قرآن، مسئله را دنبال فرمایید و در این مورد خوب است به عرایضی که در شرح سوره «جاثیه» شده است و روی سایت هست؛ رجوع فرمایید. موفق باشید
«اینکه ما نمیتوانیم در امورمان منظم باشیم، بخاطر عدم التزام به نظم یا بیتعهدی نیست، بلکه یک مناسباتی جاری است که این مناسبات، اجازه درست و به موقع انجام دادن امور را به ما نمیدهد. اینکه مرحوم امام آنقدر منظم بودند چون در یک عالمی تنفس میکند و یک افقی از آن عالم را چشیده که میتواند منظم باشد، حال اگر ما این را کنار بگذاریم و بگوییم آدمیان هم باید این نظم را داشته باشند، این انتظار ما، آدمیان را در بن بست قرار میدهد. با این کار آدمیان در جایی قرار میگیرند که مایوس میشوند و دائم بر سر خود میزنند و به نتیجهای نمیرسند.» سلام استاد عزیز: ولادت امام رضا را خدمت شما تبریک عرض میکنم. استاد عزیز این متن در یکی از کانالهای مرتبط با شاگردان و اطرافیان حضرت عالی درج شده به این مناسبت خواستم از شما راهنمایی بگیرم: با درک این حقیقت که قوت شخصیت امام خمینی (ره) موجب شد که ایشان نظم، زهد و جدیت و توکل ویژه خود را داشته باشند و تمنای داشتن این اوصاف با همان شدت برای افرادی که از نظر معارف و شدت وجودی به شدت پایینترند، تمنایی نشدنی و مایوس کننده است آیا این تبیین مجوز بینظمی حاد و آزاردهنده در طیف بچههای انقلابی است؟ در جزئیترین مثالها: حضرتعالی در طی ۳۰-۴۰ سال برگزاری جلسات با کمترین بینظمی و بسیار به موقع و همراه با متن مورد نظر جلسات را برگزار میکنید اما در دایره شاگردان و اطرافیان و همین افرادی که دم از ساختن آینده انقلاب اسلامی میزنند، اکثر جلسات با تاخیرهای زیاد برگزار میشه و گاه مخاطبان همراهانی که منتظر همراهی و شرکت در جلسات هستند را آزارده میکنه آیا واقعا حق همین است و این افراد با چنین تبیینهایی که در ابتدای پرسش نقل شد حق دارند وقت و شخصیت طرف مقابل را نادیده بگیرند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال حضرت حق به اعتبار وحدت ذاتی و یگانگی که بین ذات و صفاتشان هست، عین نظماند و هر اندازه ما در نسبت با شرایطی که در اطراف خود داریم؛ رابطه توحیدی برقرار کنیم به نور وحدتی که در اثر نور توحید پیش میآید، نوعی یگانگی با کثرات اطراف برقرار میکنیم و گرفتار افراط و تفریط و بینظمی نمیشویم و در نتیجه میتوانیم هرچیزی را در جای خود قرار دهیم و از این جهت نظم حقیقی نه نظم تصنعی و ساختگی در زندگی ما ریشه در توحید انسان دارد. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد آیا اینکه زن تمایل به دوست داشته شدن دارد برای زن انحراف محسوب میشود؟ و آیا مثلا از جنس علاقه ایی است که مرد به زنها دارد و باید آن را کنترل کند؟ آیا خداوند فقط خود را به عنوان معشوق می پسندد و غیرها را کنار میزند و زن را فطرتا طالب معشوق شدن خلق کرده و سپس رشد او را در عدم طلب عشق قرار داده؟ استاد عزیز ما زنهای مذهبی نیاز داریم از نظر علمی بتوانیم تحلیل کنیم که در مجوز تعدد زوجات برای مردان چه حکمتی برای زنان است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. انسان در درخشیدن وجود خود و وسعتدادن به حضور خود، در واقع خود را بیشتر احساس میکند و این غیر از خودنمایی و یا نظر به خودنماییها است. ۲. عرایضی در رابطه با موضوع تعدد زوجات در شرح سورههای نساء و احزاب شده است؛ که خوب است به صوت آن سورهها که در سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد میخواهم راه هنر را پیش بگیرم و پا به عرصه سیما، آوینی وار بگذارم و از اینجهت در رسانه و تبلیغات با توجه به اینکه به هنر علاقه وافری دارم، وارد شوم. نظرتان چیست؟ برای یک طلبه که میخواهد طلبگی را در این نظام نورانی محقق کند؟ آیا با این حال قم ماندن را برای خوب فقه خواندن پیشنهاد میکنید در صورتی که قصد دارم بعد از سطح یک وارد رشته کارگردانی شوم و یا برای وارد شدن به جهان پیشرو، اصفهان و نفس کشیدن در فضای سها را؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال مدتی باید با پشتکار و بدون معطلی، دروس حوزه را خوب بخوانید تا آرامآرام معلوم شود کدام راه را باید ادامه دهید. رفقای اصلی «سها» هم یا به خوبی تا درس خارج کار را ادامه دادهاند و یا دروس دانشگاهی را دنبال کردهاند. موفق باشید
سلام استاد عزیزو بزرگوار: تشکر از الطاف بسیار خالصانه ای که در اختیار عموم مردم تشنه اسلام و حقیقت دین قرار میدهید. روز معلم هم خدمتتان تبریک و تهنیت عرض مینمایم. بنده سال ۱۴۰۰ به صورت ناگهانی پدرم رو از دست دادم شوک بزرگی بود، چند ماه دیگر علامه حسن زاده آملی جانم از این دنیا پر کشیدند و به ملکوت پیوستند، با از دست دادن پدر یتیم از دنیا شدم وبا ازدست رفتن علامه یتیم روحانی و معنوی شدم چون خیلی بشدت به ایشان علاقه داشتم حتی جلسات مصباح الانس ایشان را گوش میکردم با اینکه سواد حوزوی ندادم و فقط خودم با مطالعه آثار عرفانِ عرفای بزرگ مثل امام و ابن عربی و... به شناختی رسیده ام، با اینکه رشته دانشگاهم کامپیوتر بود ولی علاقه بسیار عجیبی به الهیات و عرفان و عرفای بزرگ داشتم و نزدیک ۱۶ ساله که عمرم در این راه صرف میشود، به علامه حسن زاده هم خیلی علاقه داشتم. در همان اوقات، یک سحری در ظاهر خواب بودم اما حس میکردم بیدارم فقط چشم بسته بود، دیدم پدرم را در همون امامزاده ای که دفن بودند، ایشان زنده و سرحال بودند آمدند نزد من و مقداری میوه توت به من دادند و رفتند، بعد درختی را دیدم کنده شده به آسمان پرواز میکند و در آسمان علامه حسن زاده آملی را دیدم که با عصایشان ایستاده بنده را نظاره میکنند درین لحظه با صدای الله اکبر اذان چشمانم باز شد. لطفا بفرمایید آیا میتوان امیدوار بود که علامه گرامی به بنده عنایتی دارند که من ایشان را دیدم؟ چگونه بتوانم از محضر روحانی ایشان استفاده بنمایم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آیا حضور آن پدر، ادامه خودِ شما نیست؟ با حیاتی آنچنان زیبا و با میوههایی که حکایت شوق ایمانی است و رفع حجابی که منجر به انس بیشتر با صفای آن علامه ذوالفنونِ عزیز یعنی او که به گفته خود «حسن» بود و چه اندازه خدا او را «احسن» کرد. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: بنده چند مدت پیش، کتاب عدل الهی مرحوم مطهری را مطالعه کردم، قسمتی از متن را متوجه نمیشوم، یا احتمالا متن را دقیق ادراک نمیکنم که ارتباط معنایی صحبت ایشان را با موضوع پیدا نمیکنم موضوع این است که، درک من از حرف آقای مطهری این بود که گویا فرمودند که خداوند چون فیاض مطلق است، هر موجودی را که امکان وجود داشته باشد را خلق میفرماید و اگر فیض به طور کامل به او نرسیده است بخاطر کمبود ظرف وجودی مخلوق است و جهان هم با یک اراده ی واحد خلق شده است و همه چیز در جهان پیوستگی کامل دارد، و نمیتوان چیزی را فرم دیگری داد، و موجودات با علتهای وجودی خود ارتباط کاملا تکوینی دارند، یعنی موجودات با علتهای خودشان یکی هستند مثالی هم زدند که ۲ تنها ممکن است بین ۱ و ۳ وجود داشته باشد نمیتوان آن را بین ۴ و ۶ جاداد، حال سوال پیش می آید من چطور میتوانم این موارد مطرح شده را درک کنم؟ و اینکه اگر خدا فیاض مطلق است ظرف وجودی آن نابینا را خودش عطا فرموده است، و باز هم اگر خدا بنا بر فیاضی هر موجودی که امکان به وجود آمدنش وجود دارد، بوجود می آورد، بنا بر قدرتش بینهایت موجود میتواند بوجود بیاورد بی نهایت انسان یا هر چیز دیگری یا امکانش نبود هر خانواده ای چند فرزند بیشتر داشته باشند؟ چطور میشود با در نظر گرفتن قدرت بی انتهای خدا تنها چیزهایی که امکان بوجود آمدنشان وجود داشته بوجود آمده مگر برای خدا امکان بوجود آمدن و نیامدن موجودی وجود داد؟ کن فیکون پس چیست؟ سوال دیگر آیا در قرآن هم بحث عدل الهی را به شکل دیگر میتوان فهم کرد؟ یا فلسفه اسلامی چقدر مطابق با قرآن است؟ ببخشید طولانی عرضه کردم اگر جواب من را به شکلی بدهید که موضوع برایم قابل درک تر بشود ممنون میشوم، یا اگر منبع درست و مطمئنی در این مورد سراغ دارید معرفی بفرمایید زیاده عرضی نیست خدا شما را خیر دهد.🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در نکاتی که مطرح میفرمایید به مطالب خوبی دست یافتهاید. مهم آن است که متوجه باشیم امکانِ هر موجودی، دذاتیِ آن موجود است و به همین جهت در قرآن داریم: «قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى» بدین معنا که خداوند خلقت هر موجودی را به آن موجود عطا میکند به همان معنایی که فرمود: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» ملاحظه میکنید که خداوند در خطاب به آن شیء میفرماید «بشو» و «میشود» و از این جهت امکانِ هر شیئی در علم خداوند موجود است و نه آنکه خداوند آن امکان را به آن شخص و یا آن شیء داده باشد. آری! خداوند وجودِ آن شیء را به آن شیءمیدهد.
خوب است رفقا به این نکته فکر کنند که وقتی انسان متوجه امکان ذاتیِ هستی خود شد، متوجه بودنِ خاصی می شود که تنها آن بودن، بودنِ او است و بودن یک آهو و یا یک درخت، بودنِ او نیست و از آن جهت که خداوند تنها بر مبنای امکان ذاتی انسان، «وجود» را به انسان می دهد و بنیاد انسان همان بودنی است که بر مبنای امکان ذاتی اش به او عطا می شود. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: سال نو مبارک و طاعاتتون قبول. در پرسش شماره ۳۷۲۸۴ که درباره شیعه بودن عرفا صحبت شده، فرمودید که مرحوم استاد فاطمینیا در تحقیقات خود به خوبی این نکات را نشان دادهاند. تحقیقات ایشان محدود به ابن عربی بوده یا در باب عرفای دیگر نیز تحقیقاتی داشته اند؟ در صورت امکان کتاب ایشان یا منابعی که به این امر اشاره داشته باشد (عرفا و تشیع) را هم معرفی نمائید. البته کتاب «محیالدین، شیعه واقعی» را هم خوانده ام و نکاتی درباره شیعهالاصول و سنیالفروع بودن هم در آن آورده شده است ولی نیازمند منابع بیشتر هستم. با سپاس و التماس دعای فرج
باسمه تعالی: سلام علیکم: در ذهن خود دارم که آیت الله جوادی در جلسه ۲۰۰ شرح «فصوص» در رابطه با تشیع ابن عربی نکات خوبی را مطرح کردند. یا علامه تهرانی در کتاب «روح مجرد» از قول مرحوم قاضی طباطبایی در مورد تشیع ابن عربی و مولوی نکاتی آوردهاند. آقای استاد حسین غفاری در کتاب «جدال با مدعی» نکات ارزندهای را به میان آوردهاند. موفق باشید
سلام استاد گرامی:.ببخشید آیا در فلج شدن، اول نفس دست کشیده از بدن که فرد فلج شده. یا بدن از کار افتاده که نفس از تدبیر آن قسمت بدن دست میکشد؟ چرا بیماری فلج یک بیماری ناشناخته است؟ و از نظر علمی دلیلی و درمانی برای آن نیست. بیماری فلج برای من عجیب است. آیا نفس میتونه آنقدر قوی باشه که حتی فلج بودن تن رو درمان کنه و بگردونه؟ آیا میتوان گفت فلج شدن بخاطر گناهان اون شخصه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شناخت علت انصراف نفس ناطقه از تدبیر عضوی از بدن، کار آسانی نیست ولی به هر حال این نفس ناطقه است که به جهت آماده نبودنِ آن عضو و یا به جهت مشکلی که در خودِ نفس پیش آمده، از تدبیر آن عضو منصرف میشود. عرایضی در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «خویشتن پنهان» که هر دو کتاب روی سایت هست؛ شده است. موفق باشید
با سلام خدمت شما: به عرض برسانم که من از مباحث معرفت نفس، برهان صدیقین و سایر مطالب شما استفاده میکنم. اما یک حالت انزجاری، نسبت به شما بخاطر دفاع شما از وضعیت کنونی کشور از نظر اقتصادی و... و حمایت شما از عملکرد های دولت آقای رییسی، از شما دارم. این حس انزجار نمیگذارد که با بیانات شما سلوک کنم. سوال: با این احساس انزجار از شما چکنم؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم خوب است به مبنای دفاع بنده از انقلاب اسلامی فکر کنید و حضور تاریخیِ توحیدی که با انقلاب اسلامی پیش آمده و شهدای عزیز ما با توجه به آن تاریخ توحیدی، تا میدان ایثار جان جلو رفتند. البته این بدان معنا نیست که بنده به دنبال مرید باشم و خدا میداند از این که جنابعالی نسبت به بنده رابطه محبتآمیز ندارید؛ کوچکترین نگرانی و ناراحتی ندارم. ولی امیدوار هستم امثال جنابعالی که به دنبال معارف حقّه و حقیقیه هستید، نسبت به تفکر تاریخی که اساس تفکر است، حساس و حساستر باشید به همان معنایی که اهل ایمان باید زمانه خود را و روح زمانی که در آن هستند بشناسند. موفق باشید
سلام استاد گرانقدر: با خود میاندیشیدم شاید خطری که انقلاب اسلامی ما را بیش از همه تهدید میکند خطر «اتو کشیدگی» است. نا آشنا بودن مسولان با فرش خاک باعث میشود که دوستی با عرش وجود را نتوانند به صحنه بیاورند، از فزونی در آمده و در کمی میشوند و مردم را هم به کمی عادت میدهند لذا در حضور وجودی انتخابات کنونی باید گزینه نورانی تر را به صحنه بیاوریم تا در به گستردگی بیشتر رسانیدن مردم موثر باشد. «من تواضع رفعه الله» فقط برای پیش از انتخابات نیست و رفعت هم فقط پست و مقام نیست. رفعت حضوری بعد از حضور است در آینه تمام نمای قلوب مردم مثل امام خمینی (ره)
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. حقیقتاً نمایندگان این ملت باید به تمام معنا مردمی باشند که مصداق همان نکتهای باشند که در آن روایت مییابیم. آری! هر آن کس که بیشتر اهل تواضع و به اصطلاح خاکی باشد، خداوند او را برتر قرار میدهد و توفیق خدمت به مردم را راحتتر برایش فراهم میکند. و این به آن معنا نیست که از نظر فکری هم صاف و ساده و حالت عوام داشته باشد. موفق باشید
آوای دلسوختگان این گونه است که اگه بهش شک کردم؛ ولی اون کور سوی امید ته دل یک الواته، لالایی شب هایش نوازشی است که آسایش به او می بخشد و راحت تر بخوابد. خسته باید بخوابه و اما کسی که روزش به صبح را شب کردن سپری شده است چاره ای ندارد که بی خوابی و بی خانمانی شب را با خود حمل کند. یک دل سوخته همیشه افتخارش مقاومت اوست و شب هایش عبادت است از درگاه خداوند، و روزهایش دریادلان صف شکنی هستند، آنها بعد از خواند دعای فَرَج و توسل به حضرت زهرای مرضیه (س)، به آب زدند و خط را گشودند و آنگاه خیل قایقها و شناورها به آن سوی اروند روان شدند. صف طویل رزمندگان تازه نفس، با آرامش و اطمینانی که حاصل ایمان است، وسعت جبهۀ فتح را به سوی فتوحات آینده طی میکنند و خود را به خّط مقّدم میرسانند. در آن غروب ها حضرت زهرا برای آنها مادری می کرد. جوی های کوچکی از خون بچه بسیجی ها به سمت اروند روانه بود و حضرت زهرا (س) برای آنها مادری میکرد. دلسوخته دلش را سوزانده در برابر ناپاکی ها و زشتی ها، درست است، آری! کربلا این فرصت را فراهم میکند. ای حسین تو را دوست دارم که مرا می خری برای خود، دوست دارم که میبینم موج عظیمی از راه گم کردگان میخواهند به ضریح تو نزدیکتر باشند و شما من را هم مَحرم خود قرار میدهید تا نشانش داده باشید و من حسین را از خودم بشناسم، تا من بدانم که حتی من هم می توانم در نامحرم ها دنبال چگونگی آنجا بنگرنم. هیچ وقت یادم نمیرود که شام دوشنبه 30 / 5 / 1402 بود که داشتم می مُردم که میخوام برم کربلا اما چرا نباید برم الان وقتشه که برم، یا وایمیسادم و میرفتم امتحانات شهریور رو میدادم که انتخاب رشته کنم یا دریا دل صف شکنی میشدم. خیلی سخت بود دوستانم در کربلا بودند و من باید خودم را به آنها میرساندم، از خداوند خواستم که کمکم کند؛ قرآن را باز کردم و در آن لحظات سخت چشم من به کلامی افتاد که میفرماید: توکل خود را به خدا کنید که او برای همه چیز کافی است. تصمیمم قطعی شده بود. میروم و از دست نمی دهم. آخر شب بود کلیپی دیدم از رفقا در کانال سها، نمی دونی چه خبره کربلا ... داشتم بال و پر میزدم که بالاخره حسین مرا هم خرید برای خودش. چون تا لحظاتی قبل داشتم با اراجیفی خودم رو بدبخت میکردم. صبح راهی سفر شدیم و داشتم ریش خند میزدم به مسخره بازی های آموزش و پرورش در این مدت، آهی کشیدم و سرم رو از پنجره ماشین دادم بیرون. در آنجا از یاد برده بودم فشارها و تنگناهای روزمرگی ام را. اونجا حسین (ع) تا بی نهایت من را به حرم خود خواند تا به من بگوید که راه مردن را، و نشان دهد که حتی من هم میتوانم به حرم او بروم. آه چه خوب است یاد روزهای فتح را، و افتخار یک دلسوخته همان است به عالم. این رو هم بگم که در آنجا خیلی زود بخواطر قلب نا پاکی که داشت به توهم درسم افتادم و برگشتم. حرف از حرم زدم؛ از قول قاسم سلیمانی انقلاب اسلامی حرم است. منقلب شدن مثل شب 30/ 5/ 1402 حرم است و جز دلسوختگان و آتش گرفته ها برای مَحرَم بودن را راهی برای آن نیست و ندارد. از خودم خواهش میکنم که منیّتش کنار گذاشته شود تا به دست فراموشی سپرده نشود. یا حقّ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسانها با انسانها زندگی میکنند، این قامت بلند سیدالشهدا «علیهالسلام» است که معنای زندگی انسان با انسانها را به فعلیت میآورند آنگاه که انسانیت را به معنای واقعی آن به ما عطا میکنند تا متذکر خود شویم که آیا امام حسین «علیهالسلام» از خود به عنوان انسان چه درکی داشتند که در چنین قلهای از انسانیت خود را حاضر نمودند؟ آیا حضور در کربلا و زیارت آن حضرت، حکایت حضور انسان در آغوش کاملترین نحوه بودن انسانی نیست؟ و آیا همین حضور را نمیتوان در زیارت شهدا مدّ نظر آورد؟ موفق باشید
سلام: شما گفتید سوال و پرسش 36951 ، اما اینطور که دیده میشه با این که همه جا روشن و نورانی شده ولی بدتر داره با این متن پام فرو میره و مستحکم ترش میکنه این غول خون خار عقلم را. به چه دردی میخوره، ما که نیومدیم حرف های خیلی مفید یا بدرد بخور بزنیم، به قول ما جوونا و خام ها میگیم عالم پر استایل و بی درد سر. در حالی که من میخوام کله شق باشم و نمونم. سناریو راه انداختین برای ما. حضور تاریخی دیگه چیچیه اصلا به چه دردی میخوره، یه نفر ایجوری بوده و اینا فهمیده اونم حاج قاسم هست، بقیه هم ریختن سرش هی میگن حضور تاریخی. بازم میریم کربلا می بینیم که چیجوریه این متن ها بدرد میخوره یا نه. حال اون کسی هم که توی اون لحضه مینویسه و این میشه نتجش رو کاری ندارم، اما بعدش اینجوری تصور میشه که جایی خبریه یا باید کاری انجام بدیم. من میگم این جور حالی که توی متن هست، حواله ی یک ترس فانتزی رو میده. کاری هم ندارم به این متن، دارم این جور حال رو میگم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست این حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است، راهی است که اتفاقاً جوانان این دوران از نیستانگاری که حکایت جهان مدرن است و همه انسانها را فراگرفته؛ رها شوند. در این مورد خوب است به مباحث «نیستانگاری» که روی سایت هست رجوع شود. https://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C . موفق باشید
جلسات شنبه و دوشنبه و البته مجموع جلسات اخیر شما که جز لطف خدا چیزی نیست را جدید ترین حرف ها یافتم، و اگر در گذشته حرف هایی مشابه از شما شنیده شده همه را مقدمه ای یا انتظار از امروز یا به تعبیری حضور در فردای آن روزها است دیدم. و اما خوشحالم که هیچ ترینهای عالمم و فردا را جز با امید حضور خدا شروع نخواهم کرد که یعنی خداست که خدایی می کند. پس ای فرزند رسول خدا ای مهدی عجل الله تعالی شریف گر دلِ من نیاسود از اله تو بود بیا تا زِ سره گُنهم گذرد آن که او زِ غمت دل بندد چون من کیست؟ والله هر کس هر آن اندازه در تاریخ توحیدی انقلاب اسلامی باشد همان یاران ۳۱۳ نفر حضرت است چرا که خود تاریخ یعنی یاران حضرت، و حضور در تاریخ انقلاب یعنی همه ما فارغ از تعدد یاران خاصه حضرت می باشیم که باید بکوشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در خود حاضر شود و خود را در بستر تاریخی بیابد که تاریخی است فراسوی مرگ و زندگی، دیگر او را چه باک! ما میمانیم و راهی گشوده به سوی آنچه در این بستر تاریخی پیش میآید. حال:
غرق حق خواهد که باشد غرقتر
همچو موج بحر جان زیر و زبر
زیر دریا خوشتر آید یا زبر
تیر او دلکشتر آید یا سپر
چه فرق میکند؟!! مهم آن است که از معجزه بزرگ خدا در این قرن یعنی حضرت آیت الله سید علی آقای خامنهای چشم برنداریم تا قلههایی که در افق در حال نمایانند ما را به خود بخوانند. موفق باشید
با عرض سلام: چه چیزی سبب می شود عده ای برای شهادت انتخاب شوند؟ آیا ممکن است کسی با گناه کبیره یا صغیره نیز انتخاب شود؟ یا شهدا دست کم درباره رعایت احکام، عصمت دارند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً باید شایسته شهادت شوند. نهایتاً آن است که مانند شهید شاهرخ ضرغام بالاخره توبه کردهاند. نکاتی در سؤال و جواب شماره 36666 در این رابطه شده است. خوب است به آنجا رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد: دلم کربلا میخواد. میترسم میترسم از این سرما، و یخبندان. فقط عصر عاشوراست که میتونه این یخ رو ذوب کنه. .
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و ارادت به حاج قاسم ذیل رهبر معظم انقلاب به همان معنایی که فرمود: «والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی {رهبر معظم انقلاب} است که امروز سکّان انقلاب را به دست دارد.» موفق باشید
سلام استاد عزیز: کار او، اعجاز و وصف دین است / کار ما شکر، بس همین سنگین است / الا ای اهل عالم گوش باشید / غم در این میخانه بس شیرین است / حزن این ره، در پس آزادی است / اشک آن، غایت براین تقدیر است / ای شکسته بال و پر، گم کرده راه / ای که در زنجیر عصیان و گناه گرچه حتی غفلتی نبود تو را / راه حق، پیوسته میخواند تو را / میل تو باشد حجابی بر ره میخانه ات / این دوراهی مسیر، کرده است آواره ات / غم مخور ای جان من، چاره دست اوست / محو او شو با شهادت، هرچه هست اوست. این شعر رو در وصف حال خودم سرودم. ممنونم از راهنمایی های شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به حقیقت نظر کرد که تنها افقِ راستینی است در مقابل ما و اینکه تا نفس داریم، نفسنفسزنان باید جلو رفت و مانند نفس کشیدن که انسان را زنده نگه میدارد تا همچنان نفس بکشد و حیات خود را ادامه دهد؛ رازِ اُنس با حقیقت نیز چنین است که همواره باید به سوی او توجه کرد و همچنان رفتن را ادامه داد در عین انتظار. موفق باشید
