سلام و ادب: استاد محترم پس از اینکه از طریق معرفت النفس و برهان صدیقین و فراگیری فلسفه با مسائل معرفتی آشنا شدیم از کجا و چگونه باید تزکیه را آغاز کنیم؟ چرا که امام (ره) فرمودند علم و عرفان بدون تزکیه انسان را به جهنم خواهد برد. گاه انسان از گناه متنفر است ولی به سبب آنکه عادت و اعتیاد یکی از موانع جدی در نفس انسان است چگونه باید آن را از بین برد؟ چنانکه فرمودند تغییر عادت در انسان معجزه است. چه چیزی میل و عادت به گناه را از بین خواهد برد و از آنجا که حقیقت امری زنده است و باید با آن دائما مانوس و مرتبط شد این حفظ ارتباط چگونه عملی خواهد شد؟ چه چیزی موجب میشود در گرداب غفلت گرفتار نشویم که تا پلک بزنیم و به خود بیاییم معلوم میشود چه خسارتی دیده ایم و چه چیزهایی از دست داده ایم و دیگر قادر نیستیم برخی اعمال را انجام دهیم اگرچه آن عمل خوش خلقی با همسر یا همت مطالعه و پژوهش باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده توجه به حقیقتی است که از طریق معارف الهی در مقابل ما گشوده میشود. در اینجا است که برای پایدارنگهداشتنِ آن توجه و انس با آن، پایِ رعایت دستورات اخلاقی و شرعی به میان میآید که همان تقوا میباشد، و انسان در این حالت تجربه میکند که چه اندازه ارتکاب به گناه، انسان را از آن حضور و توجه محروم می کند. موفق باشید
سلام و خدا قوت: بنده چند بار سوال کردم ولی جوابی دریافت نکردم خداوند کریم و عزیز به بنده حافظه بسیار قوی و هوش و استعداد بسیار عجیب عطا کردند اولین خاطره که از کودکی دارم اینکه در حیاط خانه بودم ناگهان تونل نوری جلوی من باز شد وارد شدم وقتی به انتها رسیدم تمام دنیای من دگرگون شد فهمیدم که این من هستم اینجا خانه است یه اسباب بازی داخل باغچه بود فهمیدم این وسیله بازی است سوال آیا این اتفاق برای همه رخ می دهد یا برای من فقط اتفاق افتاده
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز عرض شد بنده در این موارد چیزی نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی. استاد طاهرزاده سلام علیکم: احتراما بعرض میرسانم که در جلسه دوشنبه در مورد اشتباهات مردم و اقوام که مردم عادی هستند و دشمن اسلام نیستند فرمودید که باید ببخشیم و حق نداریم اگر اقوام ما را عصبانی کردند قطع رحم کنیم. حال سوال بنده اینست که حضرت امام صادق علیه السلام با شخصی بیست سال دوست بودند و وقتی دوست امام از روی جهالت به غلامش نسبت عدم حلال زاده گی داد امام ایشان را طرد فرمودند دوست امام هم که دشمن اسلام نبود. لطفا توضیح بفرمائید. قبلا از بذل عنایت شما کمال تشکر و قدردانی را بعمل میآورم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست باید آن حرکت امام صادق «علیهالسلام» را با فرازی که از سخن حضرت کاظم «علیهالسلام» به میان آمد مبنی بر آبروی مردم و عدم غضب به آنها، جمع کنیم. شاید کار آن فرد، آن اندازه منفی بوده که امید اصلاح در او نمیدیدند. ولی به هر حال از آیه ۸ سوره ممتحنه نباید غفلت کرد از آن جهت که به ما توصیه شده به افرادی که با ما دشمنی نکردهاند بدون اینکه لازم است مسلمان باشند؛ نیکی نمایید. موفق باشید
سلام علیکم وقتتون بخیر: ما شنیده بودیم با توجه به آیه ۱۲۴ بقره همه پیامبران از نسل ابراهیم امامند، اما یکی از اساتید به نظرم نکته دقیقی فرمودند، فرمودند ابراهیم قبل از اینکه به مقام امامت برسد، معصوم بود ولی به مقام امامت نرسیده بود، معلوم میشود هر نبی ای نمیتواند جانشین رسول الله باشد، ابراهیم وقتی به مقام امامت رسید که حاضر شد فرزندش را ذبح کند پس امام چنین جایگاهی دارد. نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صرفِ ذبح فرزند، نمیتوان بحث مقام امامت را به میان آورد زیرا قرآن میفرماید: « وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ» آری! آن حضرت در عین پیامبربودن، در میدان امتحاناتی قرار گرفتند که پس از آن فرمود: «إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا» مهم، امتحاناتی است که در دل آنها معلوم شد آن حضرت شایسته امامت میباشند در راستای حضوری خاص برای بشریت. و از نسل ابراهیم، امامانی در جهان حاضر شدند به مصداق آیه: «وَجَعَلنَا مِنهُم أَئِمَّة يَهدُونَ بِأَمرِنَا» که بحث هدایت به امر در میان میآید و آن نکات ظریفی که علامه طباطبایی در این رابطه مطرح فرمودند. موفق باشید
با سلام: شما در یکی از صوت ها فرمودید که فقط خیال محل تجلی گاه خداوند است. سوال؛ مگر عالم ماده هم محل تجلی گاه خداوند نیست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: رابطه ما با عالم ماده باز از طریق تصوراتی است که در خیال خود داریم و نسبتی که با آن صورت خیالی برقرار میکنیم. موفق باشید
سلام استاد: خسته نباشید. یه سوالی ذهن من رو خیلی درگیر کرده. این عالمی که میگن پس از مرگ، در آن عالم هر کسی میٰتواند بدن خود را خلق کند و هر وقت و هر زمان که خواست به شکلی باشد چه عالمیست؟ و چطور و با چه اعمالی میتوان به آن مقامات و عالم دست پیدا کرد؟ واقعا این یکی از آرزوهای من است. میخام بهش برسم. خواهش میکنم کتابی ذکری معرفی کنید. لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید. مثلا گفتن ذکر یا خالق...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بدن انسان در قیامت به صورت اخلاق و افکار او ظهور میکند. به همین جهت در روایات داریم صورت بعضی از افراد در قیامت از خوک و میمون زشتتر است، به جهت افکار فاسد و اخلاق رذیلهای که در دنیا داشتند. کتاب «معرفتِ نفس و حشر» که روی سایت هست در این مورد نکاتی را به میان آورده. موفق باشید
سلام: در تفسیر سوره قدر فرمودید در شب قدر حقایق یجا بر قلب نازل میشود و پیشاپیش آن پدیده ها را به صورت جامع می یابد و میگوید ا«این قرن قرن نابودی ابر قدرتهاست» ولی در آخر تفسیر گفتید « ولا خطر علی قلب بشر» سوال من اینست که بالاخره حقایق را در شب قدر انفسی میابد و یا حتی به قلب هم خطور نمیکند؟!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در درک تاریخیِ زمان انفسیِ «لیلۀ القدری» برای حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» آنچه به اجمال پیش آمد همان بود که فرمود: «این قرن، قرن نابودی ابر قدرتها است». و آنچه در پیش بود تعیّن و تفصیل آن اجمال بوده و هست و آن « تفصیل است که در این مورد فرمود «لا خطر علی قلب بشر». موفق باشید
«بسم ربّ اُمّ اَبیها» «ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ» نون؛ به قلم قسم و به آنچه مینویسند، هفتهای از اربعین نگذشته است و ما اربعینان، به دنبال قصه خود پیاده به هجرت زدیم تا بازیگر قصه گمشده خود باشیم. و هفته ای ست به شهر بازگشتهایم در شهر و امان از روزمرگی و بی قصهگیاش و درد از غربت شهر آشوبان در شهر که خاک غربت بر سر میزنند و درد غربت را کوله بار خویش کرده اند تا شاید دوباره، در صحرایی دیگر قصه خود را بیابند؛ حال خواه این صحرای ۱۴۰۰سال پیش، پس از هجرت پسر رسول خدا در کربلا میان کوفه و مدینه باشد، خواه میان هورها و بیابان های خوزستان شلمچه و چزابه و خواه رمل های فکه و یا هم اوج و فرود کوه های سرد کردستان، شایدم دشت ها و صحراهای سوریه، حلب و ادلب و لاذقیه... و ما چه کنیم که زادگان شهرهای شلوغ و پر ازدحامیم؟! شهرهای بی وقت و بی امان شب و روز ما اهالی خانه های سرد و پوچ شهریم که خود را در آشفتگی و پریشانی شهرسازان و مهندسان و پزشکان و مدیران پیدا کردیم و به دنبال راهیم و کوله بار بر دوش در انتظاریم، در انتظار حادثه یا که هم خبر تا در بی نظمیِ نظمِ شهر کوره راه بگشاییم. آخر کوچه های شهر تنگ تر از جان های منتظر ماست که خراب کنیم و دوباره بسازیم. میدانی از پس ماهی کم تر به شهر که برگشتم فقط یک چیز در درونم نجوا میکرد و موریانه وار وجودم را میجوید: «از شهر بیزارم» از انتظارِ در صف های شلوغ فلان باجه و فلان دکان و اداره، از نامه های بی روح از این اداره و سازمان به آن سازمان دیگری. بیزارم از ترافیک ها و شلوغی های هر روزی شهر بیزارم، از زیبایی زشت مصنوعی شهر بیزارم، از خاک و درخت و چمن پارک های مصنوعی شهر بیزارم، از پاهای خسته ای که مرکبش مرده است و اسبی برای انس و تاختن در بیابان ها و دشت ها و کوه ها ندارد، روحم خسته است، از بازی های هر روزگیمان آخر ما بازیگران شکست خورده بازی مناسبات بی روح و جان شهریم؛ ما بیزار خواب های خوش و آسوده مسافرخانه های شهریم. آری! بیزاریم و تن و جانمان بی رمغِ سرما خوردِگی های سَرمای شهر است و آه اگر تو نبودی تو، آری تو را خطاب میکنم ای شهر آشوب شهرهای ما که با فریادت و نجوای شبانه نماز شب هایت؛ خاک بیداری بر ما خواب زدگان زدی و ما را مهاجر و غریب و نا آشنای شهرها کردی و مقصدمان را نا آشناتر و در انتظار وعده و ایمان و امید تو، میسوزیم. ای امام ای متصل غروب شهر جدید به طلوع مدینة النبی چه کنیم امیدی هست بر میز های موریانه خورده شهر یا هم ابزار زنگ زده مهندسان شهر؟ یا اصلا به جوانههای نوظهور شهر؟ کاش میلاد آن ادبار کرده بر ظاهر دینداران کعبه پرست، همان مولود شهرهای خاک خورده ما باز میآمد و ما به امید آمدنش خرابه شهر را دوباره میساختیم و مهیای حضورش میکردیم. کاش در انتظار تو ای مولای ما ابزارها را نو و قلم ها را آغشته به جان و دلها را مشتاق و در پیش چشمانت میساختیم و فریاد تو سر میدادیم. ای مولای من قلمم در این غروب غربت وفات جدّت همان بعثت آخرین رسول رسالت حق بر کره ارض سخت به گردش میآید و پر لکنت و اشاره است تو را یاد کردیم، در جان و تن بر سینی زیارت و خدمت جدّت ابا عبدالله گذاشتن و امروز به شهر برگشته ایم و خواستار عزمی نو و شهر آشوبی ایم برای دوباره گرد حیات بر ممات شهر زدن. بَر شُکر خدای اگر، شب روز و ماه و سال بجنگیم و داد برآوریم که شُکر تو را که ما را در این زمان عشق انقلابِ امام و وصی و شهدایش دادی، تو خوب میدانی که حقا حقش بجا نیاوردهایم. پس تو یاد کن ما را و پیشش بخوان به نامِ بچه بسیجیهای خمینی ندیده و سید علی دیده و قوت ایستادگی و جنگیدن و خسته نشدن در این راه را بر ما صد افزون کن. ای مولای غریب و نا آشنای محبوب ما تو خوب میدانی که تو را با آل یاسین های رهبرمان یاد کردیم و خواندیم و یافتیم و اگر تو را یاد میکنیم در یاد او تو را یاد کرده ایم. به امید عزم و امیدی نو، برای ساختن دوباره، به قول حاج قاسم قرارگاه جدّت حسین بن علی، انقلاب اسلامی ایران.
باسمه تعالی: سلام علیکم: قصه ما همین است که میفرمایید. در جستجوی چه چیزی باید بود که این سرگردانی به حضوری بس گسترده تبدیل شود؟
همانطور که در آخرین کلمات خود میفرمایید؛ وقتی میتوان به مردان بزرگی نظر کرد که نمونه برتر ما میباشند، جایی برای ناامیدی و سرگردانی نمیماند. مهم آن است که با تماشای آنان، کارِ خود را در راهی که مقابلمان گشوده شده است، ادامه دهیم. باید بدانیم ما در نزد خود تنها با «توحید» آرام میگیریم و مردان بزرگ، نمونههای حضورِ توحیدی ما نزد ما می باشند. آیا در این راه میتوان به مولایمان علی «علیهالسلام» نظر کرد؟
اگر نیاز امروزین خود را با واقعیترین انسانها جواب ندهیم، و در این زمانه متوجه رهبر معظم انقلاب که به گفته حاج قاسم؛ توجه به ایشان رمز عاقبت بخیری است نشویم؛ جواب نیاز خود را اشخاصی قرار میدهیم که در نهایت توهّم جواب توهّم نهاییِ ما را خواهند داد. مانند توجهی که به شخصیتهایِ بزرگشده توسط رسانهها میشود و باز سرگردانی و باز پوچی. زیرا تفاوت بسیاری است بین واقعیت و شخصیتهایی که متذکر واقعیتاند و توهّمات و شخصیتهایی که توهّم برانگیزند. موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: 🙏🏻 عذرخواهی میکنم اگر پرسش بنده زیاد جنبه همگانی نداره. بنده خانمی ۱۸ ساله و در شرف ورود به دانشگاه هستم. بعد از ورود به رشته علوم تجربی در اثر انس با آثار اساتیدی مثل شما و.. به این نتیجه رسیدم که فضایی که باید توش تنفس کنم فضای علوم انسانی و تربیت فرهنگی هست. و علنا روحیه فلسفی ای که دارم اقتضا میکنه تو جو علوم انسانی اسلامی باشم. با تحقیقاتی که کردم، حوزه خوب برای خانوما توی اصفهان پیدا نکردم، و ترجیح دادم تغییر رشته بدم به علوم معارف اسلامی. در حال حاضر برای ورود به دانشگاه به تردید افتادم که برای فرهنگیان و معلمی اقدام کنم یا رشته فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه میتونه کمک بهتری بکنه تو هدفم. میخواستم ببینم نظر شما چیه؟ در این شرایط حوزه رو پیشنهاد میکنید یا معلمی یا خوندن رشته ای مثل فلسفه یا روانشناسی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید حضور در میدان معلمی در جوانب مختلف میتواند برای خودتان و دیگران مفید باشد. موفق باشید
به نام حضرت دوست. سلام و درود بی پایان: بنده خدایی حاج آقا ازم سوال کرد حَضرت حجت روحی و ارواحنا له الفداء اگر ظهور کنند ظلم برچیده میشه و بعد خودشون هم در نهایت به شهادت میرسند آیا شهادت ایشون خودش ظلم نیست؟ این تناقض رو چطوری باید حل کرد؟ آیا ایشون شهید نمیشه یا ظلم تموم نمیشه یا وجود هردوشون با هم تناقض نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نیست با حاکمیت حضرت حجت «علیهالسلام» اختیار و انتخاب انسانها متوقف شود. آری! حاکمیت از آنِ حق خواهد بود و ظالم و ظالمان نمیتوانند میدانداری کنند و باطل را حق، و حق را باطل جلوه دهند. موفق باشید
با سلام و عرض ادب: استاد سایت خبرگزاری مهر مقالهای با این عنوان «هو در قرآن و میراث عرفان اسلامی» رو در سایت خود انتشار داده است که در این مقاله بر خلاف نظر شما گفته شده است «هو» اسم خدای متعال است، نه ضمیر. از این رو یا «هو» درست است. می خواستم بدونم استاد نظر شما که فرمودید هو ضمیر است و نمی توان گفت یا هو درست است یا مقالهای که در سایت ذکر شده گذاشته شده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه عرض شد ضمیر «هو» ضمیر خطاب نیست، ولی میتوانیم مثلاً بگوییم: «هان ای آنکه چنان و چنان هستی» به آن معنا که او را غایبانه ثنا گوییم. موفق باشید
با سلام و عرض ادب: استاد با توجه به آیه «قل هو الله احد» و با توجه به اینکه برای اینکه خداوند را خطاب قرار دهیم می گوییم «یا هو» و «یا احد» آیا می توان خداوند را یا هو احد نیز خطاب قرار داد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمیر «هو» مربوط به فرد غایب است نمیشود با واژه خطاب، به آن خطاب نمود. آری! میتوان گفت: «یا احد و یا صمد» . و یا اینطور گفته شود: «يا هُوَ يَا مَنْ لا هُوَ إلا هُوَ». موفق باشید
به نام خدا عرض سلام و احترام: رهبرانقلاب در سخنرانی اخیرشان در میان فرهنگیان فرمودند امر تعلیم و تربیت امری کاملا حکومتی بوده و افرادی که صحبت از برون سپاری آموزش و پرورش به مراکز خصوصی می کنند بهترین راه حل برای نابودی کشور را پیشنهاد داده اند، با وجود ناکارآمدی اکثر مدارس دولتی و جهت گیری های نادرست در بسیاری از مدارس غیرانتفاعی، این مسأله ی تحول در آموزش و پرورش که خواسته مهم چندین ساله ی رهبری هست، چگونه باید اتفاق بیفتد؟ آیا باید افرادی از درون سیستم آموزش و پرورش که اشراف بر سیستم دارند، این تحول را آغاز کنند؟ در واقع، درون سیستم بوده و همواره تلاش کنند با تمام سختی و توان خلاف موج حرکت کرده و تغییر سیر حرکت را رقم بزنند، و یا افرادی خارج از سیستم، طرحی را تنظیم کرده و پس از بررسی های علمی و دقیق با ارائه به آموزش و پرورش تحول را آغاز نمایند؟ در این صورت به آسیب های سیستم اداری و وزنه های حاصل از آن که مانع پرواز می شوند دچار نمی شود. و یا اینکه راه دیگری وجود دارد که ما از آن آگاه نیستیم، ممنون می شوم مرا در این زمینه راهنمایی بفرمایید. چرا که سال هاست به امید تحول در آموزش و پرورش وارد سیستم مدارس غیرانتفاعی شده و با تمام توان جنگیده ام و هم اکنون در جایی ایستاده ام که از تغییر در سیستم موجود و حرکت به سمت تحول، ناامید هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه فرمودند امر تعلیم و تربیت، امری است کاملاً حکومتی؛ خواستند متذکر این امر شوند که نظام به طور کلی باید نسبت به امر تعلیم و تربیت در دل آموزش و پرورش حساس باشد. امری که متأسفانه هنوز پیش نیامده. شاید بتوان گفت آرامآرام در حالِ به سر عقل آمدن نسبت به آموزش و پرورش هستیم تا بتوانیم از این به بعد نسبت به معلمانِ فرزندانمان و بهره هوشی معلمان از یک طرف و معیشت آنها از طرف دیگر حساسیت لازم را نشان دهیم. در این صورت است که تازه جایگاه موانع تعالی فرهنگی را به معنی واقعی آن متوجه میشویم، بخصوص که نظام آموزشی ما بسیار از نظر تاریخی عقبافتاده است، هم از نظر محتوای کتابها و هم از نظر روش تدریس. موفق باشید
چطور با استاد ارتباط بگیریم
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها از طریق همین سایت میتوانم در خدمت عزیزان باشم. موفق باشید
لطفاً در مورد اینکه میگن اسم شخص تنظیم باشه با اسم مادر از طریق حروف ابجد. چنین مطالبی در دین اسلام آمده یا مورد سفارش دین قرار گرفته ؟ لطفاً با ذکر منبع با تشکر از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤال در جواب سؤال شماره 34632 داده شده است. موفق باشید
آکنده از ایمان ولی دلکنده از جان باش / مانند سلمان نه ولی قدری مسلمان باش / گاهی اگر بادی وزید و گرد و خاکی کرد / از جا بکن هر کوه را از جنس طوفان باش / بر دست سرداران و جانبازان بزن بوسه / این کار یعنی در میان خلق، انسان باش / با دردهای بیدوایت عشقبازی کن / کمتر به فکر جستن یک راه درمان باش / در داخل این خانه رفتن کار هرکس نیست / بیرون بمان اما نگهبان باش، دربان باش / در جنگ کاغذ پارهها بر نیزهها، هشدار / همراه مالک با علی، با اصل قرآن باش / وقتی که میخندند مردم، لحظهی گریهاست / وقتی که میگریند این مردم تو خندان باش / پرواز کن بالا برو بالاتر از خورشید / چون حاج قاسم خار در چشمان شیطان باش / باید کف کفش شما را بوسهباران کرد / با دل خریدار تمام ناز جانان باش / وقتی حمیّت یادگار حاج قاسم هاست / در تنگنای اقتصادی مرد میدان باش / دلخستگیها را برای اربعین بگذار / با کاروان کربلای پنج مهمان باش / ۲ آبان ماه ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی با کربلای ۵ میهمان خدا شدیم، به گفتۀ جنابعالی میتوانیم از جنس طوفان باشیم. خدا میداند قصۀ امروزین ما چنین قصهای است و از این جهت رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «ایران عزیز ما مظهر امید است؛ مظهر امید است.» این ایران، ایرانی است که قهرمانان ما در میدانهای رقابتهای جهانی مدّ نظر دارند. ایرانی که در چهل سالۀ اخیر «امّ القریِ» جهان اسلام شد. موفق باشید
سلام بر استاد: از اینکه سؤالات قبلیم رو جواب دادید سپاسگزارم. میخوام بدونم درست پاسخ پرسش ۴۰۷۲۰ رو متوجه شدم. البته صوت جلسه ۳۲ (انسان و باز انسان) رو هم گوش دادم. ممنونم. اینطور که من متوجه شدم ما نباید عقیده داشته باشیم که حضرت حجت ارواحنا فداه در گوشه ای از دنیا نشستند و در عین اینکه این قابلیت رو دارند که در تمام زمانها و مکانها و عوالم گذشته و حال و آینده حضور داشته باشند، این قابلیت رو هم دارند که صدای دل ما رو قبل از به زبان آوردن بشنوند، بلکه اون وجود توحیدی نهایی درون ما که انسان کامل هست و سیطره بر عوالم مادی و خیال شخص من دارد و تلاش ما برای عین اون مقام توحیدی شدن هست در واقع همون امام زمانی هست که از دل من خبر دارد، و این مقام توحیدی و برتر وجود من در جسمی به نام حضرت مهدی ظهور دارد. استاد درست گفتم؟ استاد من فکر میکنم در واقع حضرات معصومین علیهم السلام و اولیای الهی و اساتید ولایی مظهر همون آیه «با الانسان علی نفسه بصیرة» هستند. این خودآگاهی هر شخص از خودش همون امام درون و در عالم دنیای مادی همون جسم مطهر و مبارک اهل بیت علیهم السلام هستند. درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که فرمودید و باید در این زمانه که انسان خودش مسئلۀ خودش شده، متوجه انسانهای حقیقی که نماد کامل انسانیت میباشند، شد. و این یعنی توجه به جایگاه اولیای معصوم «علیهمالسلام» که برای همۀ تاریخ و همۀ انسانها هستند. عرایضی در رابطه با آیۀ تطهیر و مقام اهل البیت «علیهمالسلام» در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است. میتوانید در آنجا به قسمت مربوط به آیۀ تطهیر رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: در موضوع معرفت و شناخت امام زمان (عج) و مباحث آخرالزمان و مهدویت برای خانم های خانه دار که بخواهیم صحبت کنیم چه سیر مطالعاتی را پیشنهاد میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس و شناخت خود زمینۀ درک انسان کامل میشود. در این رابطه خوب است سری به کانال «معرفت نفس» بزنید و بررسی بفرمایید سخن کدام اساتید با ذوق شما و دوستانتان همراه است. اگر بشود هر کدام از افراد صوت آن جلسه را قبل از حضور در جلسه گوش بدهند و جنابعالی محور بحث را تبیین و تشریح آن جلسه قرار دهید، ان شاءالله مؤثر خواهد بود https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: با توجه به پرسش ۴۰۶۸۸ که فرمودید جمع میان «حال و قال» باید کرد، دروس حوزوی «قال» را جلو میبرند، لکن شما استاد بزرگوار چه برنامه ای برای «حال» به بنده میدهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأمل در معارف توحیدی که بحمدالله در آثار حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» به خوبی مطرح شده، و تأمل در اخلاق حسنه مانند کاری که مرحوم نراقی در «جامع السعادات» به میان آوردند؛ میدان حال معنوی ما را گشوده و گشودهتر مینماید. https://eitaa.com/jameo_saadat موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: این متن را بندهٔ در مورد آتش بس نوشته ام. اگر نظری داشتید خوشحال میشم بفرمایید: ایران پیروز شد بعد از ۱۱ روز مقاومت بی نظیر مردم ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی مجبور به عقب نشینی از دست اندازی به کشور عزیزمان شدند. شاید صدق این گزاره در ذهن دوستان کمی سخت به نظر برسد اما شواهد میدان این گزاره را با قاطعیت تایید می کند: ۱.هدف اسرائيل و آمریکا از این حمله چه بود؟ 🔹 اگر هدف شان نابودی صنعت هسته ای در ایران و بعد تحمیل توافق بر ایران با کوتاه آمدن از حق داشتن انرژی صلح آمیز هسته ای بود، به هدف شان نرسیدند و علی رغم آسیب هایی به تجهیزات و سایتهای هسته ای و ترور چند تن از دانشمندان هسته ای، هممواد غنی شده مان حفظ شده و هماصل صنعت هسته ای و بقیه خسارات قابل جبران است. 🔹 اگر هدف شان از بین بردن نظام و تجزیه کشور بود که این هدف به عکس خودش تبدیل شد. به این معنی که اتحاد و انسجام ملی در کشور به اوج رسید و مردم پشت نظام و ولایت برای حراست از میهن خویش ایستادند و نشان دادند تحت هیچ شرایطی حتی ضعیف شدن کشورشان را بر نمی تابند چه رسد به تجزیه و نابودی. 🔹 اگر هدف شان تضعیف روحیه و اراده مردم در مقاومت و استقلال بود مردم نشان دادند کهچقدر خوب دشمن اصلی خودشان را می شناسند و اراده مقاومت تا پای جان را در برابرشدارند. رهبر انقلاب بعد از پاسخ اسرائيل به عملیات وعده صادق ۲ فرمودند: کاری کنید که دشمن اراده ملت ایران را در مقابله با آنها درک کند. امروز دشمن بیش از هر زمانی به اراده ملت ایران برای مقاومت در برابر زورگویی پی برد. پس به هدف شان نرسیدند و اراده ما بر اراده آنها غلبه کرد و این اولین پیروزی ماست. ۲. به طرف مقابل صحنه نگاه کنید. دشمن سعی داشت با گزینه ای که همیشه سایه اش را بر سر مردم و نظام نگه داشته بود اراده ما را بشکند، اما نتیجه چه شد؟ این کوه در رسانه، موش زایید! با تمام تجهیزات و قوای نظامی به میدان آمدند و موفق نشدند. پس دیگر گزینه نظامی در آینده چندان اثری روی میز ندارد. ۳. پس از این جنگ رژیم صهیونیستی چندین قدم به اضمحلال نزدیک تر شد. چرا؟ به همان دلیلی که از ابتدای طوفان الاقصی خود را درگیر جنگ وجودی می دید. اسرائيل دیگر جای زندگی نیست چه رسد به قطب اقتصادی و ترانزیتی و کوریدوری منطقه شدن! تا قبل از جنگ با ایران امنیت نداشت، الان دیگر زیر ساخت درستی هم ندارد و قدرت محافظت از خودش را هم ندارد. مضافا بر اینکه اسرائيل برای شهرک نشینانش خانه امن رویاها تصویر شده بود. بعد از طوفان الاقصی این خانه زیبا نا امن شد و امروز بی ریخت و پر از درد و رنج و غصه نیز شده است. مشکل برق و بنزین و ... هم به آن اضافه شده. پس اصلا محل جذابی برای زندگی در خارج از وطن نیست. موج فرار شهرک نشینان اینگزاره را بیشتر تایید می کند. ۴. قدرت دفاعی و تهاجمی ایران که صرفا با یک بخش از نیروی خود (موشکی) دشمن را به زانو درآورد و سایر قوای خود (دریایی، زمینی، منطقهای، نیروی قدس، تنگه هرمز و...) را همچنان رازآلود و مبهم در چشم دشمن نگه داشت بیش از پیش اثبات شد. سوای از اینکه هیچ کشوری در این جنگ به ایران کمک نکرد. امروز تمام دنیا بیشتر از قبل روی قدرت نظامی ایران حساب باز می کند. همین مسئله می تواند ایران را یک نقطه قابل اتکاء برای شراکت راهبردی و سرمایه گذاری و حتی پرکننده خلاء قدرت در منطقه نشان بدهد. ۵. الفرض که این آتش بس به اسرائيل فرصت ترمیم برای ادامه جنگ داده این فرصت برای ما نیز هست. بالاخص که عمده ضربه ای که ما در اینجنگ متحمل شدیم ناشی از نفوذ عوامل دشمن بود که باید سیاست های متناسب با ترمیم آن صورت پذیرد. همچنین نقاط ضعف و قوت دشمن بهتر برای ما روشن شد. ۶. اینکه آیا میزانضربات وارده به رژیم صهیونیستی به حدی بوده که او را از حمله مجدد به ایران منصرف سازد امری ست که باید کارشناسان نظامی در موردش نظر بدهند و ما در این زمینه کاملا به فرماندهان نظامی و سران عالی امنیتی در کشور اعتماد داریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این تحلیل را شامل نگاهی دقیق مییابم بخصوص با توجه به تاریخی که در پیش است بحمدالله شرایطی پیش آمده است که در مقابله با رژیم صهیونی تا مرز مقابله با آمریکا جلو و جلوتر رفتهایم و این یعنی حقیقتاً وارد تاریخی شدهایم که تاریخ مقاومت است، در عین زندگیکردن، به جای جریانی که میخواهد ما را گرفتار دوگانگیِ زندگی و یا مقاومت کند، ما در یگانگی بین زندگی و مقاومت، در این زمانه میتوانیم خود را معنا کنیم زیرا ما در مقابل یک تاریخ قرار داریم، تاریخی که مرحلهای از مراحل مهم تاریخ ایران است. ان شاءالله عرایضی روز شنبه در این رابطه در مسجد انبیاء تحت عنوان «کربلا و عبور از دوگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» خواهد شد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد حضرت آقا باز حجت را برای شبه حوزویانی مثل رضا داوری اردکانی تمام کرد. ممنوعیت تکیه بر مبانی تمدنی غربی! اسلامی سازی علوم انسانی و بیگانه دانستن بسیاری از آموزههای تمدن مادی غربی از بایستههایی است که بار دیگر مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با مسئولان نظام اسلامی بر آن تأکید کردند. معظم له فرمودند: «ما نمیتوانیم در مسائل گوناگون سیاسیمان، اقتصادیمان و دیگر چیزها پیرو مبانی تمدن مادی غرب باشیم. تمدن غربی البته مزایایی دارد؛ در این شکی نیست....اما در مبانی آن تمدن نمیتوانیم تکیه کنیم، مبانی آن تمدن، مبانی غلطی است. مخالف با مبانی اسلامی است.» مخاطب اولیۀ این بایسته، حوزههای علمیه هستند چرا که پیشران اسلامیسازی علوم انسانی حوزههای علمیه هستند و این روند باید از حوزههای علمیه به مجامع دانشگاهی سرریز شود. متأسفانه جدال بر سر اسلامی سازی علوم انسانی در میان حوزویان نیز وجود دارد و برخی شبه حوزویان ازجمله رضا داوری اردکانی، همچنین حوزویانی مانند داود فیرحی در تشدید این جدال، نقشآفرین هستند و اما سخنان اخیر دکتر پورجوادی که اسلامی سازی علوم انسانی را طرحی شکست خورده خواند و پولهای مصرف شده در این مسیر را گزاف و بیمصرف دانست، یادآور سخنان دکتر داوری اردکانی و رویگردانی او از علم دینی بود. دکتر داوری چندین سال پیش در نامه ای چنین نوشت: « علم دینی ... سی سال است که به نتیجه نرسیده است، به نظر نمی رسد که در آینده نیز به نتیجهای برسد. وقتی مطلب سیاسی با مسئله علمی خلط میشود، هر چه بکوشند به نتیجه نمی رسند. علم ماهیتی متفاوت با دین دارد.» این در حالی بود که زمانی دکتر داوری خود از مدافعان علم دینی و اسلامی سازی علوم انسانی به شمار می رفت و این نامه او سبب تعجّب بسیاری، از جمله دکتر سروش شد که با نامهای تند به دکتر داوری تاخت و چنین نوشت: «گروهی به هلهله برخاستهاند که گویا دکتر داوری در کهنسالی "مستبصر" شده ... و غیرت علمیاش جنبیده و با دلیری دست ردّ به سینهی تاریکاندیشان و دینفروشان و دانشتراشان زده ... این البته ابتهاجی کاذب و اجتهادی فاسد است. نان به نرخ روز خوردن که اینهمه هلهله ندارد.» در مقابل، علم دینی و علوم انسانی اسلامی مدافعان سرسختی چون آیت الله مصباح یزدی دارد که عمر علمی خویش را صرف آن ساخته است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در صحت تذکرات رهبر معظم انقلاب به خصوص در مواجهه با تمدن غرب هیچ شکی نیست و بحث در نکتۀ دیگری است که ایشان فرمودند ما علم را در هرجای دیگری که باشد دنبال میکنیم. و همانطور که عرض شد مهم آن است که ما سخنان انسانهای متفکر را بشنویم و این غیر از تبعیت از آنها است زیرا اساساً همانطور که از سخنان جنابعالی نیز برمیآید در میدان تفکر، تقلید مطرح نیست. البته بنده بین آقای دکتر داوری و آقای فیرحی تفاوت اساسی قائل میباشم. همۀ عرض بنده آن است که در میدان تفکر نمیتوان آقای دکتر داوری را نادیده گرفت. از آن طرف آیا آقای سروش را با آن ادبیات که شما نیز متذکر آن هستید را میتوان با آقای دکتر داوری مقایسه کرد؟!! موفق باشید https://eitaa.com/soha_sima/4710
بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد توحید در زندگی و ازدواج و خانواده چگونه تحقق می یابد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور در دلِ شریعت الهی و رعایت دستورات ربّانی و صبر در این مسیر. موفق باشید
«بنگی زدیم و سرانا الحق شد آشکار / ما را به این گیاه ضعیف این گمان نبود» سلام استاد عزیز، این بیت از ابیات تاویلی مولاناست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً شخصیت بزرگی همچون جناب مولوی و آن نوع گشودگیهای معنوی که برایش پیش آمده تا آنجایی که زبانش، فوقِ اراده خودش، زبانِ اظهار حقایق است؛ هرگز خود را مشغول چنین اموری که عملاً انسان را در توهّمات ذلیلانه فرو میبرد، نمیکند. آنانی که به بهانۀ عرفانبازی گرفتار این نوع ظلمات هستند را نباید به عنوان عارفان مدّ نظر آورد. ما جناب محمد بلخیای را میشناسیم که در اکثر عمر، روزهدار بوده است با بدنی لاغر و با حدّاقل غذا. تا آنجایی که آنگاه که یک لقمه بیشتر استفاده میکند آنچنان در حضور متعالی او نسبت به افق حقیقت کدورت پیش میآید که فریاد برمیآورد: «از برای لقمهای این خار خار / از کف لقمان برون آرید خار». خود او تا آنجا از این صوفی بازی ها متنفر است که می گوید: هست صوفی آن که شد صَفوَتطلب / نه از لباس صوف و خیاطی و دَب. صوفیای گشته بهپیش این لئام./ الخیاطه و اللَواطه و السلام. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: در مورد خطبه ۸۰ نهج البلاغه که در آن امیر المومنین از کاستی زنان در عقل، ایمان، بهره اقتصادی صحبت می کنند. خواهشمند هستم شرح و تفسیر این خطبه را بفرمایید. متاسفانه توجه به معنای ظاهری خطبه باعث برداشت های غلطی از این خطبه در مورد خانم ها شده است و همین امر باعث جبهه گرفتن سفت و سخت خانم ها نسبت به این خطبه و دیگر خطبه های امیر المومنین در مورد زنان شده است. ممنون از راهنمایی شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که آیت الله جوادی در رابطه با این خطبه فرمودهاند از آن جهت که سید رضی خطبه را تقطیع کرده است، به راحتی نمیتوان از آن خطبه نتیجه خاصی به دست آورد بخصوص که در جای دیگر مثل نامه ۳۱ حضرت، واژه «ریحانه» را در توصیف زنان به کار بردهاند. عرایضی در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» در این رابطهها شده است. موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده گرامی: ممنون می شوم راهنمایی بفرمایید. استاد در مورد اینکه قبل از بودن این دنیایی مان بودن و مدل بودن خودمان را خودمان انتخاب کرده ایم. آیا اینجور درست است که بگوییم. از آنجایی که وجود بی کرانه است و ظهورات دارد و وجود در ذاتش جز ظهورات نیست پس (نمیدانم چقدر این لغت در اینجا درست است) پس اگر بودن های اشیا و ماهیات را مانند پازل در نظر بگیریم که هرکدام در هستی جای خود را دارند پس از آنجایی که هر شیی در ذات خود جزیی از هستی هست پس بودن آن در نسبت با بودن کلی است که معنای درست خود را می یابد و حکمت نحوه خلقتش معنا می یابد و این جمله که آن قبل از بودن این دنیایی، بودن خود را در علم خدا انتخاب کرده بوده، منظور از انتخاب، نحوه بودن آن شی در نسبت کلی پازل است که مثلا می گوییم تو بودنت در نظام هستی جز این نمیتوانسته باشد چون تو جزیی از پازلی هستی که آن پازل زیباترین و کامل ترین وجه ممکن را دارد. پس اینگونه مثلا یک انسان ناقص الخلقه از هرجهت همانند یک انسان سالم زیبایی دارد ولی نیاز به چشم کل بین هست. ۲. استاد در مورد بحث تقدیر و قضا به نظر شما این مثالها درست است؟ در مورد تقدیر مثلا یک دیوار در حال ریختن اینجور عقل می گوید یا تقدیر شده که می ریزد پس انسان می تواند در کنار آن قرار نگیرد. در مورد قضا الهی یعنی حکم قطعی شده که دیگر انسان قدرت یا امکان فرار از آن را ندارد. ۳. استاد چه می شود که یک چیز را که انسان در ذهن دارد و اراده به انجامش دارد باز هم در موقع عمل نمیتواند انجام دهد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همانطور که فیلسوفان متذکر هستند «امکان»، ذاتیِ مخلوقات است و اینکه هر موجودی که امکان بودن دارد، به حکم عدم بخل خداوند، خداوند به آن وجود میدهد. ۲. مرحوم شهید مطهری نیز در کتاب خوب «انسان و سرنوشت» همین نکته را مطرح میکنند. ۳. نمیدانم. موفق باشید
