استاد عزیز سلام: میخواستم بدونم که توصیه شما چیست که در حین مطالعه چه کتاب های درسی و چه کتب های مختلف دیگر پراکندگی ذهنی برای انسان ایجاد نشود و به صورت کامل و دقیق بتواند متن را بخواند و (آن را فراموش نکند) و متوجه آن نیز بشود. با تشکر از شما ❤️
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می شود به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در قسمت دوم کتاب که ضرورت مطالعه را مطرح می کند؛ رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/book/78?mark=%D8%A7%D8%AF%D8%A8 . موفق باشید
با سلام: آیا درست است که بگوییم که حقیقت محمدی بالفعل است که چهارده معصوم (ع) پس از تولد با آن اتحاد وجودی بر قرار میکنند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته خوب و قابل توجهی است. موفق باشید
سلام علیکم: آیا درست است که بگوییم: «وقتی من دستم را بالا میبرم قدرت را میبینم. وقتی ماشین حرکت میکند من قدرت را میبینم. وقتی جاذبه زمین را میبینم که اشیا را نمیگذارد بالا بروند، من قدرت را میبینم. الکترون را میبینم که مجبور است به گرد هسته دور بزند من قدرت را میبینم و...مثال های زیاد دیگر. من در این صحنه ها و مظاهر قدرت را دیدم. قدرت صفت ذاتی خداست. صفات عین ذات هستند. نتیجه آنکه من خدا را در مظاهر دیدم.» آیا مطالب بالا درست است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیاری از این نوع قدرتها میتواند نسبی و اعتباری باشد و آنطور که در «برهان صدیقین» روشن شده، قدرت خداوند، ذاتیِ او است. موفق باشید
حضرت استاد، واکنش های امیرالمومنین و دیگر معصومین به حسن بصری نیز به خاطر ظاهری بودن ائمه و عدم تحمل نظرات دیگر و عدم فهم زبان یک عارف بوده؟ به جای کپی کردن هزار باره ی نامه ی گورباچوف پاسخ عقلانی بدهید. ظاهر و باطن تطابق دارد یا تضاد؟ اگر تضاد دارد که فقه و احکام پوچ و بی ارزش ست و هر کسی می تواند عقیده ی خویش را باطنِ ظاهر معرفی کند، مثلا ده فرقه باطنی که همه با هم متضادند ده عقیده را باطنِ فلان ظاهر معرفی میکنند، اگر معیار همان ظاهر نیست بلکه به عقیده ی شما همین که جناب مولانا خودش بداند اشعارش کلام خودش نیست پس می تواند به شعر هایش بگوید لا یمسه الا المطهرون، کافی ست، پس فاتحه ی دین را بخوانید. بعد از اینکه فاتحه ی عقل را خواندید. اینکه نظر نائب خاص امام عصر را تحقیر کنید چون نائب عامی (از میان صدها نائب عام با نظر متفاوت) نظری داده فقط باید گفت: خدا عاقبتمان را به خیر کند که دینمان بازیچه ی جهل و خرافاتی شده که خود را عقل و مخالفینش را نفهم و مشرک میداند...
باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست در این مورد سری به سؤال و جواب شماره 38370 بزنید. و سعی بفرمایید به بهانههای مختلف خود را از اشارات قرآنی که ماورای عبارات است و عرفای ما نظر به آن اشارات دارند؛ محروم نفرمایید. به همان معنایی که امام حسین «علیهالسلام» میفرمایند: «انّ کتابَ اللّهِ عَلى أربَعَةِ أشياءَ : عَلَى العِبارَةِ ، وَ الإشارَةِ ، وَ اللَّطائِفِ ، وَ الحَقائِقِ . فَالعِبارَةُ لِلعَوامِّ ، وَ الإشارَةُ لِلخَواصِّ ، وَ اللَّطائِفُ لِلأَولِياءِ ، وَ الحَقائِقُ لِلأنبِياء». موفق باشید
سلام استاد: میدونم با این متن نظرتون راجع به من عوض میشه و ناراحت میشین اما بزارید حرفم رو بزنم و بگن کافره! من دیگه حالم از خودم و خدا و مردم و دنیا و آخرت و همچی بهم میخوره امروزم کلی کفر گفتم و حرف زشت و چرت و پرت زدم به هرچی که مقدسه، دیگه بریدم، کاش خلاص میشدم ازین دنیای لعنتی و آخرت و هرچی که هست، کاش نبودم اعصابم ریخته بهم. نمدونم صورت برزخیم سگه خوکه آدم عوضی هستم یا نه و عرفا در موردم چی فکر میکنن. اما بدم میاد از هرچی که هست، از شما به عنوان کسی که حس پدری بهتون پیدا کردم و خیلی دوستتون دارم میخام دعا کنید بمیرم خستم. لعنت به این دنیا که هیچکس آدم رو دوست نداره و همه پی منافعشون و عشق رو کشتن، خدا هم که هیچی، ببخشید این کفریات رو گفتم میدونم پشیمون میشم اما خیلی حالم بده الان که مینویسم. میدونم ازم قطع امید میکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه این حالت، حالت و قصه شما نیست؛ حکایت انسانی است که میخواهد خود را آزاد از دیروزش بیابد. در همین رابطه شب گذشته بود که این متن در حین بحث خوانده شد.
آیا این توقفگاهها در مسیر ایمان، دریچههایی نیست تا نسبت به آنچه هستیم و میدانیم، بازخوانی کنیم تا نسبت دیگری با آنچه از ایمانِ دیروزین میدانیم، بیابیم؟ که مربوط به امروز و فردای ما است، نه مربوط به دیروز و اکنونمان؟ آیا باید سوگوار آنچه باشیم که از دست دادیم؟ و یا منتظر تولد اندیشهای که در امروز و فردای ما زندگیساز است؟
ملاحظه میکنید که پس تنها قصه شما نیست و هنر ما آن است که این موقعیت را در خود بشناسیم. فکر می کنم همین آخرین غزل از رهبر معظم انقلاب نیز در درون چنین دغدغهای مطرح شده است که میفرمایند:
دلبستهی امیدی در سنگلاخ گیتی رَه بیشکیب پویم، دل بیقرار دارم
نه میتوانند ناامید باشند زیرا انتظارِ حضوری دیگر در میان است؛ و نه این حضور، بدونِ سنگلاخ هزاران سؤال و شبهه جلو میرود. و از این جهت بدون شکیبایی و در عین بیقراری، این راه را طی میکنند و این، زیباترین شکل پیمودنِ راه است در این زمانه. موفق باشید
با سلام: در بحث وحدت شخصی وجود و اختیار من دچار نوعی تناقض میشم. چون وقتی با نگاه وحدت شخصی وجود جلو میروم، خودم نفی میشوم. فقط خدا میماند و من و دیگر اشیاء محل ظهور اراده های خداوند میشیم. چطور میتوان از یکسو اراده و اختیار باشد و از سوی دیگر نگاه وحدت وجودی داشت؟ من از دیدگاه نظری نمیتوانم این دو را با هم جمع کنم. اگر به وحدت وجود اصالت دهم به الکل اختیارم سلب میشود. اگر دیدگاه وحدت وجود درست است، چطور خود شما در اربعین، اعتکاف شرکت میکنید. آیا غیر از این است که میخواهید اراده شما فانی شود. خوب هرچه فانی تر شوید باید بی اختیار تر شود. حال اینکه میبینم شما خلاف وحدت وجود حرکت میکنید و سعی میکنید بر سرنوشت خودتان حاکم شوید. چگونه این تناقض اختیار و نگاه وحدت وجودی را حل می کنید؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای «وحدت وجود» به معنی نفی اختیار نیست. برای درک معنای حقیقی وحدت وجود، خوب است به کتاب «مبانی و اصول عرفان نظری» از استاد یزدانپناه رجوع شود. موفق باشید
با سلام: استاد گرامی بنده تقریبا دو سال است که به شکلی اتفاقی ولی بر پایه مطالعات چند ساله در زمینه فلسفه متوجه مطلبی شدم ولی مردد بودم با چه کسی آن را مطرح کنم و تنها با شما در چند ماه گذشته به شکلی سربسته سوالاتی پرسیدم. به نظر می رسد حوادث پیرامون من و در جامعه و حتی کلان تر با وجود من نوعی پیوستگی دارد به نحوی که با شواهد متعددی روبرو هستم که نمیتوانم آن را در فهم خود انکار کنم. ادعای بزرگی است ولی ظاهرا جهان از چشم بنده دیده می شود به نوعی عالم صغیر را در خود میبینم. اما نکته اینجاست که نه انسان بی گناهی هستم و نه خود را در جایگاه خاص کسی که می گویند مردمک چشم این عالم است می دانم. در عین حال شواهد زیادی دارم که وجود من در مرکز این عالم است. سوال بنده این است که الف: بر مبنای مقام خلیفه اللهی آیا همه انسانها در مرکز عالم هستند و با درک عمیق در هستی خود به این نتیجه ای که من رسیدم خواهند رسید یا فقط یک تن مردمک چشم این عالم است؟ سوال دوم ب: آیا من در اشتباه هستم و نوعی آشفتگی در من بوجود آمده؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بنده نمیتوانم نظر بدهم. عنایت داشته باشید این سایت در محدوده سؤالات کاربرانی میتواند جوابگو باشد که مباحثِ مطرح در سایت را دنبال کردهاند و برایشان سؤالاتی پیش آمده. و لذا این سایت نمیتواند جوابگوی این نوع سؤالات برای کاربران محترم باشد. موفق باشید
سلام علیکم عزیزتر از جان: در پاسخ به سوال ۳۸۲۵۷ که به نظرم مقدمات عقلی و صغرا و کبرای کاملی داشت به نظر آقای جوادی آملی ارجاع داده اید، درباره ی هاشمی رفسنجانی نیز حاضرید نظرات علامه جوادی آملی را بپذیرید و به آن ارجاع دهید؟ استدلالتان برای جناب عطار را نیز اگر بپذیریم باید امید دانا را نیز انقلابی و نفوذی انقلاب بدانید چون آنطرفی ها بعضا او را به همین اتهام طرد کردند. استدلالتان در نقل کتاب روح مجرد اگر پذیرفته شود، نقل همین کتاب در عدم تشیع و انکار ولایت امیرالمومنین توسط ابن عربی در مکاشفه و نظر صریح علامه طباطبایی را هم باید بپذیرید. این همه تناقض؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه به نظر میآید باید در این موارد دقت کرد، ظرایف خاصی است که در این امور باید مدّ نظر باشد و بیحساب نیست که حضرت امام خمینی در نامهای که به آقای گورباچف مینویسند در مورد نکات مطرح شده توسط ابن عربی میفرمایند: « .. و از کتب عرفا و بخصوص محییالدین ابن عربی نام نمیبرم؛ که اگر خواستید از مباحث این بزرگمرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را که در اینگونه مسائل قویا دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چند سالی با توکل به خدا از عمق لطیف باریکتر از موی منازل معرفت آگاه گردند، که بدون این سفر آگاهی از آن امکان ندارد.». موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: استاد عزیز ببخشید اگر وقت ارزشمندتان گرفته می شود اما راهی دیگه ندارم جز سوال از شما، چون بحث هایی که اواخر فرمودید احساس می کنم در پیدا کردن خودم راهگشاتر باشد و حقیقت اینکه در فضایی زندگی می کنم که خیلی از این مباحث بیگانه هستند. سعی می کنم خلاصه عرض کنم که قبل از سال نود پرت در عالمی غیر دینی بودم، توفیق تحصیل ازم گرفته شد و به خدمت در محل دشواری اعزام شدم که الان احساس می کنم تنبیهی بود برایم. در اواسط خدمت روزی در تنهایی هر چند که قبلا هم به ترک گناهان فکر می کردم اما نمیدونم چه شد که در اون برجک نگهبانی این سری اراده ام فرق کرد و تصمیمم گرفت ودرونم پررنگ تر شد وسرآغازی شد برای برگشتم. با ترک هر گناه، رذایل بعدی هم نمیدونم چگونه در درونم کم رنگ میشد طوری که راحت می توانستم انجام ندم و تا جایی که از آن متنفر می شدم. الان اگر نادانسته گناهی کنم احساس می کنم از درونم چیزی بیرون کشیده میشه. ممنون میشم اگر امکان داشت به سوالاتم پاسخ فرمایید. حال ۱. سوال اول؛ در مورد نسبتم با رهبری است که قبلها احساسی نسبت به ایشان نداشتم ولی فی الحال نمیدانم چگونه و می دانم که من خودم تصمیم نگرفتم ولی نسبت به ایشان مثل ناموسم غیرت پیدا کردم، استاد نمی دانم که این جمله را از شما شنیدم یا شاگردانتان که انسان زمانی که تقوی پیشه کند از رذایل هر قدر پاک شود آینه می شود. داستان این علاقه چیست؟ ۲. حال و احوالم الان طوری شده که فقط در مسجد و مزار شهدا و قبرستان و اماکن مذهبی آرامش دارم در زندگی روزمره غیر از اینجاها لذتی ندارم. استاد حال شما هم اینگونه هست باید چه کار کنم؟ آیا باید تقویتش کنم؟ ۳. استاد شرح حال افرادی که تقوی دارند ولی نسبت به انقلاب و رهبری حساس نیستند چیست؟ ۴. استاد در مورد شرح حالم اول اینکه نمیدانم چرا نسبت به افراد کمتر گشوده و دارای سعه صدرم باید چه کنم؟ ۵. استاد سوال آخرم اینکه تکه شعری شما چند بار فرمودید که خود راه بگویدت که چه باید کرد؛ استاد عزیز راستیتش به گذشته خودم که نگاه میکنم میفهمم که خداوند علاقه و راه کشیده شدن به راه دینی را برایم گشوده و منتهی در بیرون فضا و شرایط متفاوت می بینم به نظر شما چکار کنم؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که قبلاً عرض شد در این موارد باید در همان راهی که مقابل ما گشوده شده، خود را ادامه دهیم و بدانیم به گفته جناب مولوی: «گر نپرسی، زودتر کشفت شود». با حضور در هرچه بیشتر ذیل تذکرات قرآنی. توصیه میشود مباحثی که در رابطه با سوره «آلعمران» شده است را دنبال فرمایید. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/sound/644?mark=%D8%A2%D9%84%20%D8%B9%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%86
با سلام: آیا همان گونه که بینایی عین نفس است، میتوان گفت که تصاویری که در خواب میبینیم عین نفس است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همانطور که میفرمایید تصاویری که در نفس ظهور میکند، در درون نفس اتحاداً با نفس موجود است. موفق باشید
عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: برای شروع مطالعه تفسیر المیزان کدام نشر را پیشنهاد میفرمایید؟ فروشنده گفتند که تفاوت میکند و چون بر طبق توصیه شما علاقه مند شدم به تفسیر ممنون میشوم بفرمایید کدام نشر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان ترجمه آقای موسوی همدانی که علامه طباطبایی نیز به آن ترجمه، نظر مثبت داشتند، خوب است. موفق باشید
با سلام: در دنیا ما چشم داریم برای دیدن و گوش داریم برای شنیدن. در عالم خواب هم ما هم گوش داریم و هم چشم. آیا این چشم و گوش که در عالم خواب داریم، برای نفس ابزار هست یا نه؟ اگر نیست فلسفه داشتن گوش و چشم در خواب چیست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در خواب، چشم و گوش ما ظهور قوای نفس هستند. ولی در بیداری، چشم و گوش ما ابزارهایی هستند از جنس بدن. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد طاهر زاده: آقای شکوهیان راد پژوهشگر و مدرس دانشگاه تهران معتقدند آقای علی علیزاده برنامه انگلیس را در فضای اجتماعی سیاسی ایران مشخص میکند و الان احتیاج به انسجام و وحدت و نه چند جبهه گی داریم ولی ایشان کد های خاصی را با برنامه ریزی بیان کردند مثل: سرزنش حامیان دکتر جلیلی و دکتر قالیباف نسبت به یکدیگر؛ سرزنش جریان انقلاب و خواص انقلاب نسبت به یکدیگر؛ سرزنش مسئولان و مردم در جریان انقلاب نسبت به یکدیگر. لطفاً نظر و تحلیل تان را راجع به مباحث آقای علیزاده متذکر شوید. با تشکر صوت مطالب ذکر شده در کانال ایتا @SHRChannel https://eitaa.com/joinchat/2793996420C418ac5a508
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته نظر هر عزیز جای خود محترم است ولی بنده که تقریباً مطالب آقای علیزاده را دنبال میکنم هرچند بعضاً انتقاداتی نسبت به بعضی از سخنان ایشان دارم، به چنین نتیجهای نرسیدهام همانطور که خود ایشان میفرمایند حساسیت ایشان به ایران است آنهم ایرانی که به تعبیر ایشان ایران تشیع و با حضور ولایت فقیه در نظام سیاسی آن است. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: به خاطر کاهش میزان مشارکت در انتخابات ها و مخصوصاً انتخابات جمعه گذشته، خیلی مورد ملامت و سرزنش و تحقیر قرار گرفته ایم. به نظر حضرتعالی علت یا علت های این مسأله چه چیزهایی هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا در شرایطی اینچنین که مردم در زیر رگبارهای تبلیغات منفی و سختیِ معیشت قرار داده شده بودند، چنین حضوری، یک معجزه تاریخی نیست؟ آنهم با برنامههایی که تلاش داشتند دولت آیت الله رئیسی را تا آنجا زمینگیر کنند که به گفته خودشان، مشارکت کمتر از ۱۵ درصد باشد. کانال «کشکول» نکاتی را متذکر شده که میتواند قابل توجه باشد. https://eitaa.com/mahdian_mohsen/1119 . موفق باشید
عرض سلام و ادب محضر حضرت عالی: این جانب طلبه ای هستم که روحی متلاطم دارم که در جست و جوی حقیقتی است که آرامش به من دهد و موجب رسیدن به کمالاتم باشد. بعد متوجه شدم که این حقیقت فقط در اتصال معنوی انسان به خداوند حاصل نمی گردد. اما زمانی که جویای مسیر و طریق اصح و اکمل قرب و وصول الی الله شدم، با طرح ها و مکاتب متفاوتی مواجه گشتم. مثل مکتب عرفانی نجف، مکتب اخلاق روایی، مکتب اخلاق فلسفی، مکتب مرحوم صفایی حائری، مکتب انحصار تعالی در فعالیت اجتماعی و... از شما می خواهم با بیان دلیلی که حجت آور بر حقیر باشد این بهترین مسیر و الگوی سیر و سلوک و خودسازی را به حقیر معرفی نمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه آنچه میفرمایید آنگاه که خود را در متن تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده، قرار دهید ارزشمند و مفید میباشد. به نظر میآید اگر به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» رجوع فرمایید؛ مطلب روشن میشود. موفق باشید
سلام و درود خدا بر استاد عزیز: با اینکه میدانم این پرسش شاید به حضرتعالی ارتباطی نداشته باشد و خود جناب آقای دکتر داوری اردکانی باید پاسخ بدهند اما برای شما و به تبع ما، که به آرا و نظرات این متفکر و فیلسوف زمانه توجه جدی و ویژه داریم سوال پیش می آید چرا ایشان در حادثه سانحه سقوط بالگرد هواپیما به اندازه یک خط تسلیت هم نمیفرستند و همچون گذشته در مورد این مسائل به این بزرگی سکوت میکنند در حالی که فیلسوفی روسی نیز پیام میفرستد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که جناب آقای دکتر رضا داوری با توجه به تعلق عمیقی که نسبت به انقلاب اسلامی دارند و در نشستی که آقای دکتر رضا داوری در تاریخ پنجشنبه ۲۶ مرداد سال ۱۳۹۶ در خانه مشروطه اصفهان داشتند، از ایشان پرسیدند: «آیا انقلاب اسلامی راهی را برای ما باز کرده است؟ و آیا امکانات تازهای به روی ایران گشوده است؟» ایشان در جواب میفرمایند: «چرا در بدیهیات شک میکنید؟ مگر میتوان گفت که حرکت امام خمینی یک گشایش در تاریخ ما نبوده؟ انقلابی رخ داده وعهدِ دینی تجدید شده است، مهم آن است که ما چطور میخواهیم رونده این راه باشیم. اکنون باید گشایش را فهمید و البته به آن دلخوش نشد، باید به امکانات و چگونگی این راه دقت کرد. ما قدم به قدم باید آن را بگشاییم.» و از این جهت میتوان گفت شاید خود را در جایگاهی نمیدانند که باید نسبت به این امور وارد شوند و بیانیه صادر کنند. درحالیکه همه دغدغههای ایشان، سرافرازیِ ذات انقلاب است در همه مراحل تاریخیاش. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: برای این که خیلی در فضای فقه و احکام شرعی نمانم و به وقت به آنها رجوع کنم چکار باید بکنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همان روحیه تفقّهی که علمای ما به حکم وظیفه، نظر به احکام کردند میتوان به معارف قرآنی نظر کرد. مانند کاری که شهید مطهری انجام دادند و همانگونه که عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/16701 شهید مطهری را همان فضای فقه، در عین زمانشناسی، شهید مطهری کرد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم. با آتش وجود برای شما مینویسم و بسیار جان به لب رسیده انقدر محبت مرا ویران کرده و سرگشته و حیران کرده که دیگر آهی نمانده. سیر معرفت نفس و دیگر کتب را برای ورود به فصوص برگزیدم که درحال پیش رفتنم اما نمیتوانم آتش جانم را آرام کنم. خواستم سیر مثنوی برگیرم. نمیدانم با این حجم از محبت باید چه کنم؟ یک منبع عمیق برای محبت معرفی بنمایید. ملول و رنجور و درمانده شدم از بس که نتوانستم این حجم از محبت را در خانه معشوق ببرم. و یک منبع برای شناخت ادبیات فارسی اصیل و برای شناخت مثنوی و حافظ معرفی بنمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در چنین مواردی خوب است به مثنوی فکر کرد و شرح آقای کریم زمانی به عنوان ابتدایِ انس با مثنوی، کمک میکند هرچند باید در دلِ برنامه درسی حوزه که در آن حاضر میباشید، جای مطالعه مثنوی را دنبال کنید تا تماماً وقت شما مشغول مثنوی نشود. موفق باشید
با سلام به استاد عزیز حاج آقا طاهر زاده دامت البرکاته: حلول هشتم ماه مبارک رمضان را به شما تبریک عرض می نمایم. چند سوال از حضرتعالی داشتم: ۱. برای بهره ی بیشتر از این ماه عزیز چه کارهای انجام دهیم؟؟ بنده نماز شبها که وارد شده سعی کردم بخونم و دعا بعد از نماز می خوانم ولی نمازهایم را در مسجد نمی توانم بخوانم نماز صبح و ظهر عصر را در خانه می خوانم و مغرب وعشا را در مسجد صبح نمی توانم چون عیال تنها هست و می ترسد چون من در مدرسه زندگی می کنم ظهر نمی توانم الان اسکان شده و توفیق ندارم نمی دانم چه کنم؟ برای به دست آوردن معنویت این ماه عزیز چه دستوری دارید که به قرب خدا برسیم و خدا را ببینیم؟ ۲. سوال در مورد حجاب هست که استاد خیلی وضعیت حجاب بد هست خیلی خانم ها بی حیا بی عفت شده اند و اینها نشان بی دینی خانمها و بی غیرت آقایان آیا نیست؟ دیروز رفتم در چند فروشگاه لباس برای عیال بگیریم خیلی وضعیت بد بود حتی تو خیابان احمد آباد خیلی زننده بود و در خیابان چهارباغ که دیگه تگزاس شده خیلی بد شده استاد وظیفه ما چیست؟ آیا وظیفه داریم امر به معروف کنیم؟ می ترسم اگر بگویم یک کتک سیر بخورم ولی اگر نگاهمان به اینها به خورد آیا گناه کردیم و نمی دانم چه کنیم. خیلی دینداری سخت شده. من سعی کردم اصلا نگاه نکنم در خیابان وغیره ولی یک دفعه چشم بر اینها می افتد و کشف حجاب علنی شده و مسولین به فکر نیستند، نه نیروهای امنیتی، نه مردم عادی و در این شرایط ما چه کنیم و من در این شرایط فقط در مدرسه هستم برگه برای حجاب زده ام و به عیالم گفتم فقط تذکر یکبار بدهد و تمام و درگیر با اینها نشوم چون اینها مسافر هستند آمدند در مدرسه و همین از دستم بر می آید و آیا در خیابان وظیفه داریم یا خیر ولی در تهران خانم جنگرودی خیلی فعال است. اگر می شد در اصفهان هم امثال خانم جنگرودی فعال شوند شاید وضع بهتر می شد. نظر حضرتعالی را می خواستم با تشکر فراوان از شما و التماس دعا داریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مهم کیفیتدادن به روزه و اعمال ماه رمضان است به همان معنای تقوا و خودنگهبانی. ۲. آری! ممکن است ما وقتی چشممان به این افراد میافتد چون نگاه را ادامه نمیدهیم، گناه محسوب نشود؛ ولی به هر حال ابتدا باید از طریق کار فرهنگی و قانونگذاری، قبح کشف حجاب روشن شود وگرنه در این فضا معلوم نیست اینگونه امر به معروفهای عادی نتیجه اساسی بدهد هرچند اگر شرایط آن فراهم باشد، نباید کوتاهی کرد از آن جهت که حدّاقل این افراد متوجه باشند جامعه نسبت به حرکت آنها نگاه مثبتی ندارد. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام و درود و نور و رحمت الهی خدمت استاد طاهرزاده مهربان: ممنون و سپاسگزارم از پاسخ به سؤال قبلیم. استاد جان، (شدن) با تلاش در درست فکر کردن و بصیرت توحیدی یافتن حاصل میشه یا فقط با نظر و عنایت ویژه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؟ این (شدن) که شما میفرمایید، چیه؟ آیا کسی که توحیدی زندگی میکند لزوما دائما با حضرت حجت ارواحنا له الفدا مراوده دارد؟ استاد جان، من خیلی دوست دارم که با حضرت حجت ارواحنا له الفدا مراوده داشته باشم، با معرفت و به شکلی که لذت قلب حضرت و رضایت ایشون باشد نه نفس من. خیلی دوست دارم حضور و غیبت حضرت برایم علی السویه باشد. خیلی دوست دارم فقط با اولیا الهی مراوده داشته باشم. خیلی تنها هستم. همسرم اجازه مسجد رفتن و رفت و آمد با دوستان مسجدی بهم نمیدن. میشه لطفاً راهنمایی ام بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه عرایضی تحت عنوان «نظر به حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» و درک حضور نهایی امروزین خود»شده است.
https://eitaa.com/matalebevijeh/16112 . با توجه به این امر ما نور حضرت را در این تاریخ با شهدا و اولیای الهی میتوانیم احساس کنیم. موفق باشید
(11663 4) عدة من أصحابنا، عن أحمد بن أبی عبدالله، عن القاسم بن عروة، عن عبدالله ابن بکیر، عن زرارة قال: سألت أبا جعفر علیه السلام عن قول الله عزوجل: یوم تبدل الارض غیر الارض قال: تبدل خبزة نقیة یأکل منها الناس حتى یفرغوا من الحساب، فقال له قائل: إنهم لفی شغل یومئذ عن الاکل والشرب فقال: إن الله عزوجل خلق ابن آدم أجوف ولا بدله من الطعام والشراب، أهم أشد شغلا یومئذ أم من فی النار؟ فقد استغاثوا والله عزوجل یقول: وإن یستغیثوا یغاثوا بماء کالمهل یشوی الوجوه بئس الشراب. الکافی بابا الاکل مع الضیف با سلام خدمت استاد عزیز در رابطه با این حدیث: ۱. مفهوم «خلق ابن آدم اجوف» چیست؟ اجوف در این حدیث به چه معنا است؟ ۲. معنای طعام و شراب اخروی چیست؟ ۳. وجه و دلیل نیاز انسان به غذا و شراب اخروی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: «اجوف» به معنای خالی بودن و نیازمندبودن است و لذا از این جهت همواره انسان در ذات خود اجوف و نیازمند به غیر است حتی در قیامت، جهت رفع نیاز خود نیازمند انس با انوار الهی میباشد. موفق باشید
سلام علیکم وقتتون بخیر: اینکه قانونی مانند حلال بودن ازدواج با دو خواهر در اسلام به حرمت می انجامد با توجه به اینکه تشریع ریشه در تکوین دارد چطوری میشه؟ تکوین چه تغییر اساسی ای کرده که شده حلیت به حرمت بدل شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید ممکن است در بعضی از مراحل تاریخی امکان تحقق همه ابعاد شریعت مطابق نظام تکوین و نفسالأمر، ممکن نبوده باشد تا اینکه آرامآرام شرایط فراهم شود. ظاهراً عدم ازدواج با دو خواهر از این نوع بوده است. مانند آنکه در ابتدای شریعت اسلام، شرب خمر حرام نشد و به مرور جامعه آماده شد تا حکم الهی مطرح شود. موفق باشید
با سلام: نیچــــه در چنین گفت زرتشـــت در بخش سه شّر می آورد «شهوات رانی، قدرت خواهی، خودخواهی؛ و اما قدرت خواهی: آموزگار هولناک خوار شماری بزرگ؛ آنکه رویارویِ شهرها و کشور ها موعظه میکند «مرگ بر تو» تا آن که از درون آنان فریاد برآید که «مرگ بر من»... و اما پیر فرزانه آن امام بزرگوار (قدس سره) چگونه گفت روزگاری که «آمریکاست شیطان بزرگ» و همه بگویید «مرگ بر آمریکا» و اکنون میفهمم که آنکه نتواند، آن گوید سرانجام نتواند گفتن که مرگ بر نفس اماره ام و او را تا پایان سر صلح و سازش با خود نباشد!!!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: و به همین جهت در ماه رجب که «شهر الله» است، توصیه بر قرائت سوره کافرون میشود تا مرز خود را با اندیشه کفرِ کافران مشخص کنیم بدون اینکه بخواهیم به جنگ کفر و کافر برویم. و لذا در آخر سوره میفرماید: «لکم دینکم ولی الدین» زیرا تا زمانی که جریان کفر به مقابله با جبهه اسلامی ما برنیامده است، به نابودی آن از طریق مقاتله دست نخواهیم زد. موفق باشید
سلام استاد: آیا با باز کردن قران به همان صورت استخاره میتونیم بفهمیم، الان وضعیت برزخی یا بهشتی و جهنمی بودن خودمان چگونه است؟ مثلا اگه بسیار بد بیاد یعنی بده. یا اینجور باز کردن قران و اینجور نیت کردنها جواب درستی ندارد؟ مگر قران حقیقت رو نمیگوید؟ و خبر از حقیقت نمیدهد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً جای استخاره اینجاها نیست! تازه مگر با استخاره میتوان نظر قرآن را فهمید؟!! آری! برای انجام کاری نظر به آیات مربوطه انداختن تا عزمی پیش آید؛ کار خوبی است. در این مورد خوب است به جواب سؤالات شماره 1815 و 27232 و 28583 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد عزیز: خسته نباشید. استاد یک سوال داشتم ما باید در دلمان عشق به خداوند باشه یا اهل بیت؟ اگر عشق اهل بیت در دلمان باشه مگه خداوند غیور نیستش آیا خداوند راضی هستش ما عاشق ۲ چیز باشیم و خود اهل بیت میفرمایید به جز خداوند به هیچ کسی دل نبند و سوال دوم این هستش چطور میشود عاشق خداوند شد و در همه لحظات خداوند را احساس کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بحث در آن است که عشق به خداوند در مظاهر او که اهل البیت «علیهمالسلام» میباشند، صورتِ عملی به خود میگیرد وگرنه در حدّ مفهومِ ذهنی باقی میماند ۲. به همان صورت نظر به مظاهر عالیه او، متوجه نور حضرت حق میشویم و در این رابطه جناب عمّان سامانی به زیبایی تمام میفرماید: «به پرده بود جمال جمیل عزّ و جلّ / علی شد آینه خیر الکلام قلّ و دلّ». موفق باشید
