بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39647
متن پرسش

سلام استاد: با خدا می گویم ای خدا چرا نمی خواهم بگویم، مگر لب باز کردن و به صحنه کشیدنت چقدر کار دارد، مگر گوش دادن به اذانت چقدر کار دارد، چرا آفتاب روی این پوستین های چرب چشمانم نمی تابد تا تو را ببینم، خدایا انگار کارم با تو با گلایه سرشته شده است، راهی که به من دادی بسیار ذوق آور است و غیر قابل تحمل، حوصله ام سر رفته است از دست منم، اگر می‌شد سر به بیابان می‌نهادم تا تو را یابم اما بال هایم پرکنده از بال بال زندم بی جان شده، آن وقت که خودت را ازم گرفتی بگو مگر چه کرده بودم؟ انگار بودن جرم است و شاهدانش اشک هایی هستند که در حرم ریخته ام. آری! دلم تنگ تو است، بخدا اگر آنقدر از پس این کربلا ها زیبا نبودی که من لحظه ای به این زندگی امان نمی دادم و خودم را می‌کشتم. علی (ع) تو بهانه ام شده است، دلم می‌خواهد مثل تو سخن بگویم و مثل قرآنت باشم. اما انگار باید دردت را به جان بکشم و قرآنت را روی سرم بالا بگیرم. ای قرآن عزیز، چه از جانم می‌خواهی، نای نفس کشیدن ندارم و بجایش آه می‌کشم. رمضانت که آمد دیگر از بلند پروازی هایم راهت شدم، چون نمی‌شود تو را انکار کرد. خلاصه که جگرم می‌سوزد تا که تو را می‌بینم، سید حسن معنایی در خور خودش را به من بخشید، اما حاج قاسم که هنوز هم یادش و روزگار برایش گریستن از خاطرم سو سو می‌زند و همیم مرا دیوانه کرده است. انگار دلم تنگ است برای آن روزگار که با حاج قاسم تا ته کار را می‌دیدم. خب مثل این که کمی خنک شدم و فرصتی پیدا کردم برای دوباره آتش بگیرم، خدایا شکرت که هستی و وای که اگر نبودی چه می‌شد؟ پس هستی که دلم قرص است از بابت نابودی استکبار و اسرائیل. خدا نگهدار

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راستی را! مگر زندگی جز ایمان است؟ و ایمان جز امیدی است به او که: «ندانم چه‌ای هرچه هستی تویی».
راستی را! حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» چگونه با قرآنی که بر قلب‌شان تجلی کرد و به صورت کلام در می‌آمد، به سر می‌بردند؟ در حالی‌که آن کلام، تنها حضور بود و نه مفاهیم حصولی که به راحتی بتوان به معانی آن مشغول شد. 
راستی را! ما در نسبت با خداوند و قرآن و اولیای الهی در جستجوی چه نسبتی باید باشیم که در این سکراتِ دوران بتوانیم امیدوارِ بانک جرسی باشیم که گویا در پیش است؟ موفق باشید              
 

39022

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: خدای متعال در یک جا می فرمایند:« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ...» اولاً: تزکیه‌ای که رسولان الهی انجام می دهند دقیقاً به چه معناست؟ ثانیاً: چگونه تزکیه می کنند؟ ثالثاً: در جایی دیگر می فرمایند: قَدۡ أَفۡلَحَ مَن تَزَكَّىٰ. اینجا انجام تزکیه و فعل تزکیه را به خودِ انسان نسبت می دهد. ولی در آیه قبلی به رسولان الهی نسبت می دهد. این دو چگونه قابل جمع هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همه موارد در مورد تزکیه بحث در توجه‌دادنِ انسان‌ها می‌باشد به ساحات و عوالمی که انسان‌ها می‌توانند از طریق تزکیه در آن ساحات متعالی حاضر شوند؛ وقتی با تقوای الهی که پیامبران خدا متذکر می‌شوند زندگی را جلو و جلوتر ببرند. موفق باشید

38879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: یه سوال داشتم: آیا شما چشم برزخی دارید؟ استاد من میخوام در کلاس هاتون شرکت کنم از پایه باید به کجا مراجعه کنم؟ به سخنرانی هاتون گوش میدم از بس برام سنگینه چهار پنج باری باید گوش کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چشم برزخی به چه کارِ بنده می‌آید؟!!!! نه چشم برزخی دارم و نه به دنبال آن می‌باشم وقتی می‌توان با نور قرآن و روایات اولیای الهی جایگاه هر چیز لازم است را در هستی درک کرد. مگر برای عبودیت خدا و انس با حضرت محبوب و دل سپردن به مولایمان حضرت علی «علیه‌السلام» راه بسته است که نیاز به چشم برزخی داشته باشیم؟! موفق باشید

38755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: در جامعه نقشی که من به عنوان انسان انتخاب می‌کنم مهم هست یا نه؟ مثلا من می‌گویم به عنوان معلم خدمت کنم با وجود سختی بسیار زیاد و حقوق ناچیز و مشقت هایی که حقوق کم در جامعه ایجاد می‌کند، به جهت اینکه می‌توانم در تربیت نسل هایی موثر باشم، بهتر است، نسبت به اینکه مثلا شغلی مثل کار با کامپیوتر را انتخاب کنم. البته در هر دو شغل رضای خدا و هدف رسیدن به اوست. ففط می‌خواهم بدانم اگر شغلی را که می‌توانستم موثر در تربیت انسان باشم تغییر دهم، بعد که فرصتم تمام شود پشیمان نخواهم شد که چرا مشقت همان شغل را تحمل نکردم؟ اگر نوع شغل تاثیری ندارد، مثلا من به عنوان یک خانم خانه دار باشم و مشقت کار بیرون و منزل را با هم نداشته باشم باز هم پشیمان نخواهم شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته مهمی توجه دارید. آری! نباید زندگی را ساده گرفت و از وسعت ‌دادن به آن و عمق‌بخشیدن به آن غفلت کرد. البته یکی از جایگاه‌هایی که این مهم تحقق می‌یابد، شغل شریف معلمی است وقتی انسان متوجه باشد هرکدام از دانش آموزان جهانی هستند که می توان در جهان آن‌ها با آن‌ها همراهی کرد و در این همراهی راه را از چاه نشان داد. موفق باشید

38630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا زمانی که من در حال نگاه کردن یک گل هستم، این ادراک حسی من را می‌شود گفت که علم حضوری است؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! در علم حضوری انسان نزد خودش حاضر است و این فوق ادراک حسی معمولی می باشد. موفق باشید 

38492

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: وقت بخیر. من با شرایط مالی و ظاهری و خانوادگی خوب برای خدا با طلبه ای که از هر نظر شرایط نامناسبی داشت ازدواج کردم. متاسفانه ب..............................  ممنون.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع موارد که مربوط به زندگی شخصی افراد است باید با کسانی که طرفین را میشناسند، در میان گذاشته شود به امید آنکه با تذکر آن فرد تغییر روش دهد. و اموری نیست که ما بتوانیم نظر دهیم. موفق باشید

38440

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد سلام: لطفاً راهکاری یا توصیه ای بفرمایید برای تحمل کردن کارهای آقای پزشکیان و در ادامه حمایت از ایشون در همون افقی که رهبر انقلاب متذکر هستند چون نمی شود از رفتار و عمل ها و کلام های ایشان با منطقی که برای تبیین برای دولت شهید رئیسی استفاده می کردیم برای ایشان نیز استفاده نماییم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال روش و سبک رهبر معظم انقلاب نشان می‌دهد که باید مانع کارهای ایشان که مخالف اهداف انقلاب نیست؛ نگردیم و تا می‌توانیم کارها و گفتار ایشان را حمل بر صحت کنیم. موفق باشید

38284
متن پرسش

سلام استاد عزیز: با توجه به توجهی که شما همواره در صحبت های تان به بحث ایثار در اربعین داشته اید، متاسفانه من در تجربه های اخیر خودم این ایثار را فقط در خادمین مشاهده کردم و خیلی کم در زوار، و بالعکس به دلیل شاید خستگی ها و سختی سفر خودخواهی ها در نظر بنده از زوار کم نبود تا جایی که انگار هیچ کار فرهنگی در این زمینه نشده است. آیا نتایج مطلوب از اربعین متوقف در این رشد بین زوار هم هست؟ یا اینکه رسالت زوار و خادمین متفاوت است و همین که زوار رنج این سفر را می خرند کافی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل حضور زائر در جای خود به عنوان کسانی که اراده کرده‌اند در آن صحنه‌ها حاضر شوند، ارزشمند است هرچند بعضاً در حرکاتِ عرفی و عادی از خود عادتاً ضعف‌هایی دارند ولی نباید اصلِ کار آن‌ها نادیده انگاشته شود و از آن طرف همان‌طور که می‌فرمایید حقیقتاً ما در آینه خُدام وارستگی‌ها و بصیرت‌هایی را می‌توانیم مشاهده کنیم حاکی از توجه به آینده این حرکت. گویا آنان به خوبی می‌دانند این حرکت چه آینده‌ای دارد و نسبت به آن آینده در هم اکنونِ خود آن آینده را به نحوی مدّ نظر می‌آورند. راستی را! خدام و موکب‌داران چه حضوری در نسبت با زوّار در خود یافته‌اند که چون کارشان تمام می‌شود، گریه سر می‌دهند؟!! https://ifilo.net/v/OoTZ6r1 در حالیکه ملاحظه می‌کنید چه اندازه تلاش دارند تا کوچک‌ترین نیاز زائر را نیز فراهم کنند. موفق باشید  

38092

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: وقت بخیر. ایام شهادت سیدالشهدا را خدمت شما تسلیت عرض می‌کنم. بنده سوالی کمی نامرتبط با مباحث داشتم، از آنجایی که مواعظ شما همیشه برای من چراغ راه بوده خواهشمندم بنده رو از نظرات ارزشمندتون محروم نفرمایید. چهارسال است که با همسرم که ده سال از من بزرگتر است ازدواج کرده ام، سه ماه بعد از عقدمان و دو سال بعد از عروسی من باردار شدم و به اصرار ایشان و با میل خودم سقط کردیم. کم سن بودم و نمی‌دانستم سقط جنین چه گناه بزرگی است و بعد بسیار پشیمان شدم و توبه کردم. الان برای بار سوم باردارم (شش هفته) و ایشان شدیدا نظر به سقط دارند و من هم شدیدا مخالفم و حاضر نیستم دوباره مرتکب چنین گناهی شوم. دلیلشان هم این است که ما بدلیل اختلافاتمان هنوز در مسیر درست و الهی قرار نگرفتیم و آمدن فرزند موجب طلاقمان می‌شود. البته که بعضی خواسته های ایشان از زن با آنچه من در کتاب «زن انگونه که باید باشد» خواندم در تعارض است. و به من می‌گویند اگر بچه را نگه داری هیچ کاری با تو ندارم و شاید زن بگیرم و از این خانه بروم ولی اگر سقط کنی بهترین زندگی را با هم می‌سازیم و تا چند سال آینده فرزند دار می‌شویم. با بسیاری از مشاورهای دینی و دفتر آیت الله خامنه ای صحبت کردم و همه مخالف اند و برخی می‌گویند مگر اینکه دچار عسر حرج شدید شوی. بسیار مردد هستم، نظر شما استاد عزیز مثل همیشه مرا از گودال تردید و ترس بیرون خواهد کشید. در پناه خداوند باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:به نظر بنده شما باید بر همان موضوعِ شرعی تأکید کنید که سقطِ موجود زنده‌ای که استعداد انسان‌بودن دارد، حرام است. موفق باشید

37978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: استاد ببخشید علم زمان و تحلیل وقایع و پیش بینی آن ها بر اساس زمان را شما تایید می کنید؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حضرت صادق «علیه‌السلام» فرمودند: «نَحنُ اَعلَمُ بِالوَقت» تا معلوم شود فرهیخته‌ترین انسان‌ها متذکر زمانه و شرایط تاریخی خود هستند، پس باید نسبت به زمانه و تاریخ فکر کرد. از طرفی تاریخ در جایی قرار ندارد که بتوان آن را به کسی نشان داد، بلکه امری است که جان و روح انسان‌ها را فرا می‌گیرد و در افکار و امور و حوادث و سیاست‌ها ساری و جاری است و تنها از طریق مظاهرش می‌توان آن را شناخت و از طرفی اگر به گفته حضرت صادق «علیه‌السلام»: «العالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِس» (کافی، ج 1، ص 27) آن‌کس که نسبت به زمانه خود آگاه باشد حجاب‌ها بر او هجوم نمی‌آورند تا گرفتار خطا گردد. پس آدمی باید در تاریخ و با تاریخ باشد وگرنه زندگی‌اش دچار پریشانی می‌شود و در فهم و خردش اختلال پدید می‌آید و نمی‌تواند در آینده درست حاضر شود، به همان معنایی که مولای‌مان علی «علیه‌السلام» فرمودند: «أعرَفُ الناسِ بالزّمانِ، مَن لَم يَتَعَجَّبْ مِن أحداثِهِ» (غررالحکم، ص 148) آگاه‌ترین مردم به زمان کسی است که از آنچه پیش می‌آید متعجب و شگفت‌زده نمی‌شود. موفق باشید

37960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوارم: عزاداریهاتون قبول. می‌خواستم دیدگاه شما رو در خصوص حادثه کوی دانشگاه ۱۸ تیر ۷۸ بدونم. من اون سالها یادمه خیلی از حمله عناصر لباس شخصی به دانشجویان و خوابگاه های دانشجویی ناراحت بودیم، اما سن و سالی نداشتم که بتونم وقایع رو درست تحلیل کنم، الان هم که در مورد آن اتفاقات سرچ می‌کنم همه جا از طلا به دانشجویان و کشته شدن و ناپدید شدن تعدادی از آنها صحبت شده، اینها ظلم نیست؟ حالا هر چه هم دانشجویان خطاکار باشند، نمی شد با مهر و لطف باهاشون صحبت کرد؟ دوست دارم نظر حضرتعالی رو در خصوص اون اتفاقات بدونم. رستگار شوید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً آن‌طور که باید در حال حاضر حضور ذهنی از آن جریان در حدّی که بتوانم نظر بدهم، ندارم. موفق باشید

37814

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار:عبارت «ادا فرض الجمعات» که در ادعیه آمده است، شامل چه دستوراتی می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اینکه داریم « وَ وَفِّقْنِي لِأَدَاءِ فَرْضِ الْجُمُعَاتِ وَ مَا أَوْجَبْتَ عَلَيَّ فِيهَا مِنَ الطَّاعَاتِ»‏ و مرا توفيق ده بر اداء فريضه روزهاى جمعه و بر طاعتهايى كه در اين روز بر من واجب نموده ‏اى. حکایت همان دستوراتی است که در رساله های عملیه در رابطه با روز جمعه بیان فرموده اند از جمله غسل و حضور در نماز جمعه و صله رحم و خدمت به نیازمندان و... موفق باشید

37730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام! از نظر عرفان، علم صفت ذات است یا خیر؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! صفت ذات، یعنی صفتی که اگر از ذات جدا و اخذ شود موجب نقص آن ذات می گردد و مسلماً علم، صفت ذات حضرت حق است. موفق باشید

37629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: ۱. استاد برام سوال شده که روان شناسان چرا نتونستن محبت را به معنای واقعی بشناسند و در حد طبیعیات آن را پایین آورده اند. اگر کسی کمی بیش از مقدار طبیعی داشته باشد نسبت افراطی به آن می دهند؟ در صورتی که این محبت یک رابطه وجودیست که از خودی خدای متعال جاری و ساریست. محبت افراطی تر از خدا هم مگه داریم که فرمود «خلقت جميع العالم لكم وخلقتكم لي» و یا فرمود «خلقت الأشياء كلّها لأجلك وخلقتك لأجلي وأنت تفرّ منّي» خدا می‌فرماد که حواست فقط به من باشد هیچ الاهی جز من نگیر و من اینطور می‌فهمم که خدا از بس بنده را دوست دارد و مراقب اوست، در لطیف ترین حالت ممکن با بنده است خیلی زود اگر بنده کمی حواس جمع نباشد، خدا ناراحت میشه. خب خود خدا ظاهرا نشانه هایی از محبتی دارد که روانشناسان به تعبیر افراط می‌کنند. به گونه ای بحث را مطرح کردم که شاید بچگانه باشد، اما منظورم اینست که تنها بندگان خاص خدا آنهایی اند که دارای محبت سرشارند و این محبت را به سمت اله خود نشانه گیری می‌کنند. ۲. براستی چه رازی در عبد بودن نهفته است که انسان با این دریای وجودی بهترین حالت را برای خود عبد بودن می یابد و بهترین انسان را در تشهد، اول به عبد بودن و بعد به رسالتش یاد می‌کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در صدرا می‌یابیم که ما نسبتی با خداوند با امکان ذاتیِ خودمان داریم که آن امکانِ انسان‌بودن و انسانیت ما است و در نتیجه نسبت ما با خداوند در نسبتی است که او ما را در انسانیت‌مان خلق کرده و در نسبت با دیگر انسان‌ها، تنها با وجه انسانیت آن‌ها ما رابطه خدایی با آن‌ها داریم. ۲. این انسانیت در نسبت با خدا تنها در عبودیت متعیّن می‌شود وگرنه توهّم است. موفق باشید

37576

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: موجودات مثالی دارای مکان مادی نیستند. آیا می‌توان گفت که موجودات مثالی در عین آنکه دارای مکان مادی نیستند اما دارای مکان مثالی و برزخی هستند؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! موجودات مثالی و برزخی، جسم و صورت دارند، ولی جنسِ آن‌ها مادی نیست که موجب ایجاد مکان برای خود باشند. موفق باشید

37524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و نور رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا له الفدا و استاد طاهرزاده مهربان: استاد من در اقوام خودم و همسرم از افراد درجه کسانی هستند که بعضاً نماز شب هم میخونم ولی با حضرت آقا رهبر معظم عناد دارند و بقولی مصداق حسبنا کتاب الله هستند و من وقتی میان خونه مون خیلی عذاب می‌کشم از لحاظ روحی، اصلا جرأت ندارم کتاب دعایی دستم بگیرم، یا بچه هام وقتی اظهار علاقه به آقا می‌کنند مسخره شون می‌کنند، نمیتونم رابطه روحی و وجودی برقرار کنم، دوستشون داشته باشم، ولی خیلی افراد غریبه هستند، یا از آمریکا و اروپا هستند و الان برای غزه دلسوزی می‌کنند، بی حجابند ولی چفیه می‌پوشند و به اقتدار سید علی خامنه ای مینازند، هنوز مسلمان نشدند ولی قلبشون به رهبر ایمان داره، من این افراد رو خیلی دوست دارم. هر دو گروه رو دعا می‌کنم ولی با دسته اول نمیتونم هم‌صحبت بشم چون وجه مشترکی نداریم. آیا من از روی نفسم نمیتونم ارتباط قلبی برقرار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! این لطف خداوند است که ما را با انسانیت انسان‌ها که بهره‌ای از نور انسانِ کامل دارند؛ آشنا و مأنوس کرده است در هر کجا که باشند. و مطمئن باشید کسانی که نور انسان کامل را در حضرت نایب الإمام آیت الله خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» نمی‌یابند و یا دل به رهنمودهای معنوی او نمی‌سپارند؛ هیچ بهره‌ای از حقیقت در خود ندارند. موفق باشید

37343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: بنده دو پسر دارم که در خارج از کشور زندگی می‌کنند و تقریباً و متأسفانه ایمانشون خیلی ضعیف شده و دیگه هیچ چیزی از دین اسلام را قبول ندارن اگه خدای نکرده به همبن منوال زندگی‌شان را ادامه بدهند هیچ امیدی نیست که بعد از مرگ من و پدرشان کاری برای ما کنند که تا اینکه بخواهند باقیات صالحاتی برای ما باشند. همین الان هم وقتی می‌فهمند ما کربلا رفتیم یا زیارتی رفتیم ناراحت می‌شوند بد برخورد می‌کنند ما خودمان چکاری میتونیم انجام بدهیم که باقیات صالحات جاری برایمان باشد. همسرم کارمند باز نشسته هستند. لطفاً راهنمایی فرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت خصوصی و در ارسال به ایمیل شما این‌طور عرض شد:
37309- باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید به همان فرزندان هم دعا کرد. آنها فریب خورده‌اند ولی مغرض نیستند. و از طرفی نسبت به صدقاتِ جاریه در حدّ امکان غفلت نشود. موفق باشید
 

37313

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. ترجمه دقیق آیه آخر سوره مبارکه عنکبوت برایم سوال شده. منظور از «جاهدوا فینا» دقیقا چیست؟ در ضمن بعضی ترجمه ها و تفسیرها را دیده ام ولی به دلم ننشسته. با سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه مذکور، نکات و ظرائف مهمی نهفته است که در محدوده سؤال و جواب نمی‌گنجد. مهم آن است که متوجه شویم که می‌فرماید در او و به سوی او باشیم به آن معنا که در افق جان خود، حضرت محبوب را مدّ نظر آوریم و از طریق شریعت الهی و اخلاصِ لازمه «لنهدینهم سبلنا» راه‌های خاص و مشخصی در مقابل انسان برای ادامه راه گشوده می‌شود. موفق باشید

37030

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام بر مهدی که عشقی بالاتر از آن نیافتم و اگر آنها می دانستند در قلب ما چه جایگاهی دارند و چگونه به آنها عشق میوزیدیم از شوق این عشق شهید میشدند زیرا دل ما مثل کعبه است و جایگاه خدا، مردمی که خدا اراده کرده در سیر توحیدی عالم در این تاریخ والاترین مردم بشوند در وسعت همه توحید تا در جاودانگی خود زندگی پی در پی داشته باشند این شعر در رسای آنهاست: کل عشق و محبت عالم در دلم جای گرفته و همه اش برای توست ،، تو برایم عزیز ترین آدمی که وجودم برایش است ،، این تویی که اگر همیشه جلوی چشمانم باشی باز هم به تو اشتیاق دارم ،، تو در قلب منی و نمی‌دانی چه بر من گذشته ،، و شب ها و سالهای زیادی را برایم به جا گذاشتی ،، با هر کلمه ای که به من گفتی فکر مرا درگیر خودت کردی ،، تو در قلب منی و نمی‌دانی با این شوق چه بر من گذشته... . اگر نمی‌ترسیدم سخنانی از عشق او به خودمان بگویم میگفتم اما فهم آن امروز امکان‌پذیر نیست چراکه اگر توحید خالص فهم نشود مُشرِک می‌کند زیرا دائما داریم به کمالی میرسیم که هنوز نیافته ایم تا بفهمیم ... .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد اگر متوجه باشیم آن حضرت نهایتِ انسانیت انسان‌ها هستند، انتظار ما در واقع نوعی حضور به حساب می‌آید. حضرت باقر«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «مَا ضَرَّ مَنْ مَاتَ مُنْتظِراً لِاَمْرِنَا اَلاّ یَمُوتَ فِی وَسَطِ فُسْطاطِ الْمهدی و عَسْكَرِهِ» ضرر نكرده كسی كه در حال انتظارِ امر ما رحلت كرده، از این‌كه میان خیمه مهدی و لشكر او نمرده است. چون در طول زندگی، افق خود را در شرایط ظهور آن حضرت قرار داده است. همین‌که انسان ملاحظه می‌کند و می‌فهمد معنای حضور امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» در این زمانه یعنی چه؛ خود به خود افق جانش روشن می‌شود که اگر به یک معنا آن حضرت با غیبت خود در دوردست‌ها می‌باشند ولی ما نسبت به آن حضرت و نسبت به وجود انسانیت آن حضرت بیگانه نیستیم. انسانِ معتقد به ظهور مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به فردایی می‌اندیشد كه امروزش سختْ به آن مربوط است و در نتیجه، همین امروز در فرج است و ماورای سایه سیاه زمانه، زندگی می‌کند و زندگی خود را بزرگ‌تر از محدوده امروز تعیین کرده و با حضوری گسترده به زندگی ادامه می‌دهد. موفق باشید

36913

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب و ارادت. در رابطه با جناب استاد داوری سوالات و مطالبی داشتم که همین مطالب باعث شده‌ بود نتوانم با دل قرص و بدون حجاب با کتب و بیانات و نظرات ایشان روبه‌رو شوم. سه فصل اول کتاب انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان و گفت‌وگو هایی که در آن جلسات شده بود را هم مطالعه کردم لکن گره‌گشا نبود. سخن این است که وقتی که سخنان استاد را در رابطه با «خرد» می‌خوانیم و در طلب آن خرد بر می‌آییم، سوالی که پیش می‌آید این است که این خرد در عمل چیست و به راستی خردمند در نزد استاد داوری کیست؟ و انسانی که دارای این خرد می‌شود چه شکلی است؟ با رجوع به پیام تسلیت استاد داوری برای مرحوم هاشمی و همچنین پیام استاد برای برجام، این نتیجه را می‌گیریم که خرد مدنظر استاد، خردی است که مرحوم هاشمی دنبال می‌کرد زیرا چندین مرتبه نام خرد را برای ایشان بکار می‌برند، همچنین برجام را یک کار خردمندانه و حتی منتقدان برجام را معاف از خرد یاد می‌کنند. اما حاج قاسم نه خردمند است و نه تفکرتاریخی، ما را به تفکر در رابطه با تشیع جنازه ایشان رهنمون نیست....! به راستی راهی که به سوی ساخت کشور داریم چگونه پیش می‌آید؟ آیا آن راه، راه بی‌سر و سامانی و از مشهورات دوری کردن و عافیت طلبی را بدرود کردن نیست؟ پس چرا خود استاد که ما و همه را به این راه دعوت می‌کنند، دخترانشان ساکنان آمریکا و انگلیس هستند و چرا در تعطیلات نوروزی باید در کیش به همراه جناب هاشمی تعطیلات را بگذراند (از خاطرات مرحوم هاشمی) جدا از این مطالب، استاد، در جاهای مختلفی از جمله کتاب اخیرشان، دائما به منتقدان خود می‌گویند که چرا به ایشان تهمت همراهی با حکومت را می‌زنند. به راستی مگر همراهی با جمهوری اسلامی، کار بی‌شرفانه‌ایست که آن را تهمت بدانیم و خود را از آن مبرا؟ .همچنین استاد بارها گفته‌اند: «می‌گویند که من برای قبول جایگاه و منصب بعضی سخن‌ها را گفته‌ام در حالیکه من هیچ منصب سیاسی نداشته‌ام.» نمی‌دانم چگونه استاد خود را همراه با حکومت نمی‌دانند (از منظر قبول مسئولیت) در حالیکه هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده‌اند و هم رییس فرهنگستان. واقعا معذرت میخوام اگر نابجا سخن گفتم، این گره‌ها، باعث شده بود نتوانم با حضرت استاد داوری روبه رو شوم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد آقای دکتر داوری در راستای قبول و ردّ ایشان حقیقتاً سخن‌گفتن بسیار مشکل است و هر سخن و عمل ایشان را به نحوی می‌توان توجیه کرد. با این‌همه، تنها می‌توان گفت نمی‌توان دکتر داوری را نادیده گرفت و در عین حال باید خودمان فکر کنیم. موفق باشید

36882

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد گرامی: بنده از هیچکس جز دشمن اهل بیت بَدَم نماید همه ی اطرافیانم به عنوان فردی مهربان من را می شناسند ولی استاد من از یک فردی که تقریباً از نزدیکانم هم می‌باشد اصلا خوشم نمیاد هر کاری می‌کنم که دوستش داشته باشم نمی‌توانم ولی اصلا بی احترامی بٕهش نمی‌کنم وظیفه ام را نسبت به این فرد انجام میدم حتی شاید بیشتر از وظیفه ام هم به ایشان خدمت می‌کنم حالا سوال بنده این است که آیا من با دوست نداشتن ایشان مرتکب گناه می‌شوم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید که اگر رعایت اخلاق به خوبی انجام گیرد و تا آن‌جا که ممکن است بتوانیم کارهای آن افراد را توجیه کنیم، مشکلی پیش نیاید. به هر حال باید تلاش کرد محبت به افراد صاحب ایمان، در ما زنده بماند. https://eitaa.com/matalebevijeh/15853 موفق باشید

36881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم ۱. حاج آقا نسبت شهدای ما (به خصوص شهدای شاخص) با معرفت نفس چگونه تصور می‌شود؟ اساسا این نوع حضوری که آنها درک کردند به جز شناخت نفس ممکن است؟ رجوعی در این زمینه دارید تا توجه کامل حاصل شود؟ ۲. امام خمینی فرمودند؛ تبلیغات از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است. امام خامنه ای فرمودند: (نقل به مضمون) بیان هنری از همه بیان ها شیوا تر مستحکم‌تر و نافذ تر است. به نظر بنده اگر بخواهیم معارف ناب اسلام را انتشار بدهیم، احتیاج جدی به نگاه حقیقی به جایگاه تبلیغات و هنر داریم؛ سیر معرفت نفسی که شما تدوین کرده اید تا آنجایی که به سمت فصوص برسد احتیاج دارد تا برای شیوع در جامعه علمی دانشگاهی و حوزوی با تبلیغ صحیح و شیوا همراه شود. اگر منت بگذارید کتابی نیز در زمینه نظر به تبلیغ و هنر برای آموزش در مجامع عمومی‌ تدوین نمایید، امید است ان شاءالله بتوانیم بهتر و سریعتر جامعه ایمانی را ذیل سایه مولی الموحدین جامه عمل بپوشانیم، ان شاءالله تشکر صمیمانه بنده که از جان و روحم به سمت شما ساطع می‌شود را بپذیرید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آنچه حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» به ملت ایران متذکر شدند همین بود که همگان فهمیدند ماورای این بدن، حضوری دارند بسی بالاتر و اینجا بود که شهادت برایشان روشن گشت و حضوری شد که از حضور در دنیا بسی بالاتر است. پشتوانه آن سخنان و آن عمل‌ها، همان معرفت نفس بود به معنای حقیقی آن و امروز ما برای بازخوانی آن حضور، نیاز داریم معرفت نفس را با تبیین بیشتر با این نسل به گفتگو بگذاریم 2- آری! اگر مبانی معرفتی ما حضوری و وجودی شود، خود به خود رجوع به هنر برای ارائه آن‌ها پیش می‌آید مانند مسیری که شهید آوینی طی کرد. مباحث «جهان بین دو جهان» می‌تواند متکفّل این امر باشد. موفق باشید

36683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: دوستان عزیزمان بحث هایی می کنند تحت عنوان تمایلات انسان و معتقدند انسان دارای دو گونه تمایل هستند تمایلات برتر تمایلات کمتر. تمایلات برتر مثل اطاعت از خدا توجه به وجدان و.... تمایلات کمتر مثل میل به گناه و.. و معتقدند در هر صورت انسان داره با تمایلات خودش مبارزه می کنه! گاهی با تمایلات برتر مبارزه می کنه تا بتونه بره سراغ تمایلات کمتر و گاهی با تمایلات کمتر مبارزه می کنه تا بتونه بره سراغ تمایلات برتر. استاد عزیز این صحبت ها تا چه اندازه صحیح است؟ آیا می توان گفت رفتن به سمت اطلاعت خدا و محبت خدا و پرهیز از گناهان یک میل است؟ یا یک نیاز است؟ یا بهتر بگم انسان جز خدا نمی خواهد! آنهم نه به میل بلکه به نیاز و فقر و تعلق و به مأوا و... آیا میل از هوای نفس سرچشمه نمی گیرد؟! آیا جواب به هوای نفس ولو برای اطاعت از خدا نوعی دوری از خدا نیست؟! آیا میدان دادن به هوای نفس نیست؟ یا اینکه گناهان را میل کمتر معرفی کنیم، به عبارتی قبح زدایی از گناه نیست؟! آیا میشه گفت واقعا انسان ها میل به گناه دارند؟ انسان میل به گناه داره یا اینکه انسان ذاتاً فریب میخوره و گرفتار گناه میشه و اساسا گرایشی به گناه نداره، بلکه این هوای نفس و شیطان است که برای انسان تمایلی به گناه ایجاد می کنن. ممنون میشم توضیح بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! انس با حضرت پروردگار یک نیاز است و در عین حال، جان انسان مایل است که در این انس قرار گیرد و این میل، غیر از هوای نفس است. این همان، گرایش فطری است که در جای خود، خداوند آن را در انسان قرار داده است. بنابراین با انس با خداوند نه‌تنها نیاز به اطاعت را در خود رشد می‌دهیم، جواب عالی‌ترین تمایل را که همان نیاز فطری‌مان می‌باشد را داده‌ایم. موفق باشید 

36524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: ۱. آیا درست است که بگوییم «رب» اسم جامع است لکن اسم مستقل جامع نیست مثل «الله» بلکه اعتباری است؟ ۲. نسبت شهدا با اسم رب چیست آیا صرفا در مقام فیض بردن از رب هستند در عوالم مربوب رب اند یا این که مظهر اسم رب هم هستند در عوالم و اگر مظهر اسم رب هستند مطلق است یا خیر؟ چرا که اگر مطلق باشد مقام مافوق تصوری برای شهداست؟ ۳. اگر پاسخ مثبت است کیفیت مظهریت آنها و ظهوراش در عوالم چگونه خواهد بود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم ربّ حضرت حق، متذکر ربوبیت حضرت «الله» است نسبت به تعالی انسان و به فعلیت‌آوردنِ مابالقوه‌های انسانی، و از این جهت یکی از مظاهر اسم ربّ «نبوت نبیّ» می‌باشد به همان معنایی که پیامبر موجب تعالی ابعاد انسانی هستند. موفق باشید

36495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: استاد سوالی داشتم ازتون. من فرزند سومم ۱۲ سالشه گوشی نداره اما با گوشی خودم و پدرش بازی میکنه چند روز پیش دیدم توی گوگل محتواهای بدی رو سرچ کرده و نمیدونم باید چیکار کنم چطور باید باهاش برخورد کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر به اینکه رفتن به سراغ این نوع مسائل، شیطان را که دشمن انسان است وارد فکر می‌کند و آن فرزند را از این جهت انذارکردن، خوب است تا خوف رجوع به این امور در او پیش آید و این تذکر باید مکرر به ایشان داده شود. موفق باشید

نمایش چاپی