سلام بر استاد گرانقدر: استاد جان، بنده یک برداشتی دارم از آموزه های دینی، ارائه میکنم ببینید درست است یا اشتباه. من فکر میکنم آغاز امامت و این که حجت الهی، مقام امامت را هم داشته باشد، از زمان حضرت ابراهیم بوده و قبل از آن حجج الهی بوده اند اما امام نبوده اند. اما بعد از حضرت ابراهیم حجت الهی، امام هم هستند. این درست است؟ سوال دوم اینکه در کجای قرآن ذکر شده که رسول اکرم صلی الله علیه وآله و اولاد طیبین و طاهرینشان امام هستند؟ ممنون از حوصله شما. مأجور باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات دقیقی در قرآن و روایات در این مورد مطرح شده است خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که روی سایت هست،https://lobolmizan.ir/book/252?mark=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C بخصوص به فصل سوم آن کتاب رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: استادعزیز در بحث نفی منیت و ودوری جستن از حب نفس و خودیت که منشا غضب و سوء خلق هست و اینکه در روایات آمده که اگر کل مردم شهر جمع شوند و عرضه دارند که شما بدی اگر ناراحت شوی از مانیستی یا اینکه برسر پیامبر زباله خاکستر میریختن و موارد بیشمار دیگری از این قبیل میخواستم باعنوان مثالی به پاسخ تمامی سوالاتم در مورد نفی غضب و نفی حب النفس برسم. شخصی صبح از خواب برمیخیزد باخانمش روبرو میشود به او سلام میکند او میگوید سلام و زهر مار چرا جورابات اون گوشه افتاده خیلی کثیف وو نامرتبی احمق بی شعور. اون شخص هیچی نمیگه و میگه باید کظم غیظ کنم هیچی نمیگه و سرشو میندازه پایین و میره لباساشو میپوشه و میره سرکار تو محیط کار یکی بهش میگه تو غلط کردی که اون وسیله رو گذاشتی اونجا بیشعور عوضی تو خیلی نفهمی (و حال آنکه افراد زیادی این مکالمه رو دارن میشنون) و با دست هلش میده و اون میخوره زمین و اون شخص میگه اگه من حرفی بزنم منیت هست و نباید چیزی بگم سرشو میندازه پایین و میره شخص دیگه ای از راه میرسه وبهش میگه خاک برسرت کنن حقته که هرکی از راه میرسه بهت میگه بیشعور و توهیچی نمیگی و سرتو میندازی پایین و میری چون جواب هیشکی رو نمیدی و میگی میخام برمنیتم غلبه کنم همه میزنن توسرت و هرچی دلشون میخاد بهت میگن. دوباره سرشو میندازه پایین و میگه چون بهم گفت خاک توسرت اگه جوابشو بدم و ناراحت بشم نتونستم بر هوای نفس و حب نفس غلبه کنم از اون گذشته دچار خشم و غضب میشم دوباره راهش رو میگیره و میره چند قدمی بیشتر جلو نمیره که یکی دیگه میاد و با پا میزنه پشت پاش و میخوره زمین با خودش میگه باید کظم غیظ کنم حضرت علی آب دهان تو صورتش پرتاب کردن هیچی نگفت که به هوای نفسش غلبه کنه منم باید از ایشون یاد بگیرم و با این شخص دعوا نکنم راهش رو میگیره میره و یکی از راه میرسه یه سیلی محکمی تو صورتش میزنه و فرار میکنه با خودش میگه خدایا یه سیلی کم بود یکی دیگه بهم بزن. صورتش سرخ میشه از سیلی ولی هیچی نمیگه راهش رو میگیره و میره تو یه جمع خانوادگی وقتی چیزی میگه یه نفر تو اون جمع بهش میگه تو خیلی بیخود کردی که این حرف رو زدی آشغال فلان فلان شده عقل نداری تو مگه. چند تا فحش تو اون جمع هم بهش میده و اون پیش خودش میگه تو جمع بهم توهین کردن اگه باهاش دهن به دهن بشم دچار خشم و غضب میشم خدا داره منو امتحان میکنه پس هیچی نمیگم که دچار غضب نشم یا میشینه تو اون جمع و سرش رو میندازه پایین و خورد میشه یا اینکه با جمع خدافظی میکنه. پیش خودشم شاید بگه من خوار شدم اما اشکالی نداره نباید هیچی بگم چون خدا اگه غضبناک بشم بر من غضب میکنه. (قابل ذکر هست که این شخص شخص محترمی هست و درنهایت عقل هم هست وهیچ کسی هم نمیدونه که این شخص آدم فوق العاده مومنی هم هست هیچ کسی نمیدونه) رفتار این شخص به نظر شما درسته؟ اگه اشتباهه بفرمایید که رفتارش چجور باید باشه که با تعالیم اسلامی که تو ذهنشه و اینکه مدام میگه نباید غضبناک بشم جور دربیاد و هرکسی از راه میرسه تو سرش نزنه و اونم بخاطر غلبه بر غضب و حب نفس چیزی نگه. لطفا مفصل توضیح بدید که وقتی مواجه میشه با این افراد بهشون چی باید بگه وقتی این رفتارها رو باهاش میکنن. این سوال، سوال خیلی از دوستانی هست که تو جلساتتون شرکت میکنن. لطفا مفصل جواب بدین تا با غضب روبرو نشیم. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که در مسیر دفاع از حق باید هر سختی و توهینی را تحمل کرد. ولی این به معنای این نیست که از حفظ عزت نفس خود کوتاهی کنیم و از خود دفاع ننماییم. معلوم است که باید مخاطب ما بفهمد کار او غلط بوده است مگر آنکه سطح ما سطحی نباید باشد که همسنگ ِ افراد دونپایه شویم. و این نیز باید در راستای حفظ عزت نفس باشد. کسی حق ندارد عزت ما را نادیده بگیرد و ما نیز نباید نسبت به عزت نفس خود حساس نباشیم. حداقل اگر نمیتوانیم و یا صلاح نیست مقابله کنیم باید نسبت خود را با چنین افرادی جدا کنیم. موفق باشید
سلام عرض می کنم خدمت استاد طاهرزاده حفظهالله: میخواستم بپرسم آیا شما رمان هفت جن نوشته امید کوره چی را مطالعه کرده اید؟ رمان ارجاعاتی به آیات قرآن و روایات داره و با فرمایشات شما هم مطابقت داره بجز موردی که قهرمان داستان با جن های خوب و فرشته ها ارتباط نزدیک داره و از اونها کمک میگیره، می خواستم نظر شما را بدونم و سوال دوم از محضر شما اینه که آیا حادثه شهادت رئیس جمهور را اتفاقی متعارف می بینید یا غیرعادی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن کتاب را نخواندهام ولی بحمدالله معارف دینی نگاهی عمیق و دقیق و همه جانبه نسبت به این موضوعات دارد و کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» میتواند متذکر این امر باشد. ۲. بنده شهادت آن عزیزان را مصلحتی میدانم در راستای حضور هرچه بیشتر نیّاتِ متعالی آنها در بستر انقلاب اسلامی در این زمانه حساس. خوب است در این رابطه به جواب سؤال شماره 37743 نیز نظری بیندازید. موفق باشید
سلام استاد گرانقدر: از تهران مزاحم میشم، ممنون میشم نظرتون رو راجع به این سخنان استاد فلسفه مون بدونم، که استاد دینانی میفرمودن ایشون در این عصر بی نظیر هستن. برام خیلی مهمه ممنونم؛ یک سوال دارم از دانشمند مجلس بازپرس؛ بفرمایید؟ میگم شما «دخترتون» رو به کی میدید؟ آدم «خوب» آدم «خیلی خوب» آدم «خیلی خوبی که حتی خانواده شهدا و چندین مشهور و عالِم و کذا هم خوب میدوننش و ازش تعریف می کنن» آدم «خیلی خوب و ساده و پاک دست و بدون نقطه ی سیاه و خاکستری طوری که پشتش نماز میخونی و حتی جبهه ای هست و حتی الی آخر...» یا «آدم خیلی خوب و فلان...» که بتونه دختر شما رو «خوشبخت» کنه؟ یعنی «روحیاتش» رو بشناسه، همچنین «فرهنگش» رو و طوری که بزرگ شده رو، همینطور بتونه «رشدش» بده نه اینکه سریع بخواد دختر خانومتون رو تبدیلش کنه به یک موجود دیگه! خلاصه «امکان» هایی که داره رو حسابی بدونه و کشف کنه و لااقل گذشته ش نشون بده اهل آباد کردن و مدیریت و متحول کردن و خلاصه «رشد» دادن هست. به کدوم میدید؟ اگر فقط خوب بودن و خیلی خوب بودن و نورانی! بودن و متواضع بودن و همه ی این حرفها فقط مهمه، بفرمایید بگید بگم خیلِ عظیمی از آدم های خوبی که در قم مثلا ریختن، تشریف بیارن خواستگاری... ولی محال هست «خوشبخت» بشن، به سان دو خروس جنگی طی عمر خواهند کرد. ولی اگر «عاقل» هستین و میگین دخترمون رو پاره ی تنمون رو میدیم به آدم خیلی خوبی که بتونه «خوشبختش» کنه، نامردید، نمک نشناسید اگر «کشورتون» رو، ایران دوست داشتنی تون رو ندید دست رییس جمهور خیلی خوب و پاک و البته «متخصص» و صرفا بدید دست انسانِ خوب و پاک دست و خوش حرف و کذا... در امتحان پیچیده و عمیق پیش رو آرزوی موفقیت دارم برای همه ی هموطنان عزیزم که وطن رو پاره ی «تن» میدونن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به بستر حضوری در این تاریخ باید اندیشید که بستر تعالی انسان است و به نور حضرت در عین مقابله با استکبار در این بستر، انسان در ابعاد انسانیاش میدرخشد و وسعت مییابد. موفق باشید
سلام علیکم حاج آقا: حالتان خوب است؟ سلامتید؟ راستش را بخواهید شبهه ای هست که ذهنم را درگیر کرده و خواستم زود قضاوت نکنم و بیشتر پرس و جو کنم و خواهشم این است که عصبانی نشوید. شبهه این است که حس میکنم امامان شیعه و نایب فعلی آنها خلاف قرآن عمل میکنند و همین موجب شهادتشان شده است و اختلاف از همینجا آغاز شده است. برای مثال در قرآن خداوند میفرماید من برای شما سخت نگرفتم و آسان گرفتم ولی ببینید که زندگی ما چقد دشوار شده؟ یا اینکه خدا در قرآن میگوید مفسدین را دوست ندارد ولی ببینید که اوضاع فوق فاسد است؟ یا طبق شواهد ذوالقرنین کورش است ولی میگویند امام زمان است یا عده ای میگویند امام علی است و... تا اینجا قبول من میگویم حکومت اهل بیت این نبوده و حکومت امام زمان این نیست ولی میگویند تو تحریف میکنی. واقعا چه گلی به سر بگیریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک، قرآن است و زیبایی زندگی توحیدی. در این صورت سختی و راحتی همه در راستای زندگی زیبای توحیدی معنای خود را دارد. لذا قرآن به پیامبر خود میفرماید: «الم نشرح لک صدرک * و وضعنا عنک وزرک * الذی انقض ظهرک * و رفعنا لک ذکرک * فان مع العسر یسرا * ان مع العسر یسرا * فاذا فرغت فانصب * و الی ربک فارغب» و بدین لحاظ اگر سختی هست، در دلِ آن آسانی پیش میآید و سپس دوباره تکرار میفرماید در دل سختی، آسانی نهفته است و این، سیرِ به سوی توحید است. به همین جهت در آخر سوره فرمود: « فاذا فرغت فانصب * و الی ربک فارغب» چون از امری در این مسیر راحت شدی، همچنان رو به سوی ادامه کار داشته باش هرچند که سخت باشد تا آنجایی که به سوی پروردگارت انس پیدا کنی. خوب است در این رابطه به بحثی که در رابطه با سوره انشراح شد، رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/1181?mark=%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%AD موفق باشید
سلام بر استاد بزرگوار: نمیدانم در بین این جمعیت عظیمی که برای وداع با پیکر شهید ابراهیم رئیسی آمدند چند نفرشان در انتخابات ریاست جمهوری قبلی یا اصلا رأی ندادند و یا به آقای رئیسی رأی ندادند چونکه ایشان را دارای صلاحیت نمیدانستند و حال که خداوند صلاحیت شهادت ایشان را تأیید کرد دلهاشان منقلب شد و اینگونه با اشتیاق و قدرشناسانه به خیابان ها آمدند تا به رئیس جمهور خود برای آخرین بار ابراز ارادت کنند و با او خداحافظی کنند. نمیدانم در بین آنها چند نفرشان آرزو دارند که زمان به عقب برگردد و رأی خود را به ریاست جمهوری آقای رئیسی به صندوق بیاندازند؛ که ای کاش خداوند صلاحیت همه ما را تأیید کند که اگر چنین شود دل های مردم با رأی خداوند همراه میشود و اینگونه میشود که شد. و چقدر اکنون رو سیاهند برخی رقبای آن زمان آقای رئیسی که با تخریب و تمسخر ایشان و با سیاسی کاری و دغل بازی خواستند نتیجه انتخابات را به نفع خود رقم بزنند. هنوز صحبت های آقای رئیسی را در مناظره به یاد دارم که چقدر باوقار و با عزت نفس همانگونه که دین خدا از او میخواست و شأن ایشان بود عمل کرد و خداوند هم خواست که در دل مردم جای بگیرد. روحش شاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: این قاعده و سنت خداوند است که فرمود: «وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ» حال مائیم و آینه درخشان شخصیت مردی که در ایمان به خدا در همه ابعاد ایمان در استحکام بود و خود را اینچنین در فهمِ جایگاه انقلاب پرورانده بود به طوری که عملاً حکایت وجدان همه ملتهای زنده گشت. نکته مهمی که رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده شهدای خدمت مطرح کردند؛ فهم درست انقلاب را یکی از شاخصههای شخصیت آیت الله رئیسی برشمردند. https://eitaa.com/c/1778299/8568 موفق باشید
ای شمع روشن در تاریکی عالم هستی، هوا بسیار سوزنده است آسمان خاکستری شده و مه آلود، خطر بهمن هر لحظه من را تهدید میکند و من تور در کنار سخره ای از کوه یافته ام که مرا به اندازه ی کل زمانه گرم و آگاه می کند. ای اهل بیت شما بر سرم منت نهاده اید، ای علی تو همچنان علت تپش قلب منی، خودت را از من نگیر. تو زنده ای در قرآنم، تو کیستی!! تو که در قلبم کلبه ای که سال ها ویرانه شده بود دوباره ساخته ای و در سکنی گزیده ای. من بیچاره ی شما هستم. زمانی که در قنداق مادر اسم تو را در گوشم میخواند تو را شناختم و حال که آشنایانم دارند بر سر جنازه ام استشهادیه ام را برای خدا میدهند، گمت کرده ام و میگردم در ذره ای از عشق خواندن «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیَّالله». زبانم را از من گرفته اند و مادری دلسوز نیست که در گوشم بگود یا علی. خدایا چه کنم فقط با این اسم میتوانم راه را ادامه دهم. هر لحظه احساس میکنم گرمی که گم شده است در وجودم. ای دیو بی شرم «من» خطاب به تو میگویم که ازت بیزارم، سال ها مرا در سودای پروازت نشانده ای. ای اژدهای سر به فلک کشیده مرا حتی از دیدار با اشک برای حسین دریغ داشته ای. ازت بیزارم خودت را از من دور دار و به من نزدیک نشو. که آمده ام برای فتح، ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم یک یا علی گفتی و عشق را آغاز کردی / عهد وفا بستی تو در آن سال با من / اینبار دگر مشتاقم برای امتحان مرگ .
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی آنگاه معنا مییابد که انسان با آینههای انسانیت بتواند خود را معنا کند که نمونه بسیار روشن آن حضرت امام الموحدین علی «علیهالسلام» است. نمادی از حکمت و بصیرت و تواضع و دلسوزی. موفق باشید
سلام علیکم! فرض کنیم من رفتم بهشت. آخرش چی؟ آیا نعمات بهشت دلم رو نمیزنه؟ میگن اونجا گرسنگی و تشنگی و. .. نیست. خوب وقتی تشنه نیستی لذت آب خوردن چی میشه؟ وقتی گرسنگی نیست لذت خوردن چی میشه؟ اونم حیات و زندگی که آخر نداره! وقتی که بهشت فقط یه رنگه. اونم فقط رنگ خوشی. گیرم که بگی لقای خدا! لقای ذات که محاله. بگی لقای اسمای خدا آخرش تا کی؟ اینکه پایانی برای زندگی آخرت نیست و مرگی نیست هم خوبه هم بد. اگه اونجا هم روزمرگی در بهشت باشه، خودش نوعی مرگه. تا وقتی توی دنیا هستی طمع بهشت و ترس از جهنم انسان رو به حرکت در میاره. اما در آخرت چی! آخرتی که آخر ندار چی میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این تصورات از بهشت که میفرمایید به معنای همین دنیا میباشد و مسلّماً مطلوب فطرت هیچ کس نیست. عرایضی که در شرح سوره واقعه شده میتواند مقدمهای باشد برای فهم حضوری که به نام بهشت برای اهل ایمان در پیش است. اشارهای نیز در جلسه اخیر «یا هشام» در رابطه با معنای حضور در بهشت، شده است میتوانید نظری به آن بیندازید. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/sound/689?mark=%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87و
https://eitaa.com/matalebevijeh/16610
سلام استاد: حالم بدجوری گرفته! قبلاً هم این حالو داشتم. با مطالعه کتابهای شما تا حدودی این حالت برطرف شد. اما الان به کتاب های شما هم عادت کردم. حالا باید چکار کنم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است که ما امروز در جهانی باشیم که جهان سیطره نیستانگاری است. باید آن را به خوبی درک کنیم و بشناسیم تا متوجه راهی باشیم که با انقلاب اسلامی مقابل ما گشوده شده. جهت شروع، خوب است مباحث «نیستانگاری» را دنبال بفرمایید. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C
https://lobolmizan.ir/leaflet/1361?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C
با سلام: آیا در وسوسه ای که توسط انسان نیست و صرفا جنبه درونی دارد، آیا ما معلوم بالذات و معلوم بالعرض داریم.؟ اگر جواب مثبت است. لطفا توضیح دهید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: وسوسههایی که از طریق خیال پیش میآید مربوط به توهّمات ما میباشد و انسان را در ناکجاآبادها پرت میکند و معلوم بالذاتبودنِ آنها بدین معنا است که از طریق حسّ به ما نرسیده، نه آنکه قابل اعتنا و اعتبار باشد. موفق باشید
سلام استاد طاعاتتون قبول. پیرامون تجاوز به زنان آواره در بیمارستان شفا و سپس کشتار آنها، به نظرم از مرگ فرزند هم برای یک زن سخت تر باشد. خدا میداند چقدر تصور جنایات صهیونیستها سخت است چقدر سخت است با این اخبار وحشتناک زندگی کردن، اولیاء الهی چطور با این شرایط باز هم تسلیم و رضا به قضای الهی هستند؟ بگویید بلکه نفس وامانده من و امثال من نسبت به خدا بدگمان نشود. چطور مردم غزه دارند میبینند اجساد شهدایشان فاسد میشود و جانوران از آنها میخورند باز هم زندگی میکنند؟ چطور میتوانند با فجایج باز هم زندگی کنند؟ قحطی و گرسنگی و دسترسی نداشتن به امکانات اولیه زندگی مثل لباس یا جای امن یا حتی امکانات پزشکی خیلی سخت است. داغ عزیزان، در خرابه زندگی کردن و... چه بگوییم که جز درد چیزی نیست. امام زمان چطور تاب میآورند؟ به اهل بیت امام حسین خیلی بیحرمتی شد اما تجاوز از هر جنایتی برای زن عفیفه سخت تر است. چطور تاب بیاوریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که ملاحظه میکنید عرایضی ذیل سؤالات شماره 37262 و 37273 شد. حقیقتاً ما به تعبیر رهبر معظم انقلاب با اوج جنایات روبهرو هستیم در عین حیرت از عظمت و صبر و ایمان مردم غزه. حقیقتاً باید از خداوند تقاضا کرد راهی برای مقابله با چنین جنایات عظیمی مقابل ما بگشاید. مانند جبههای که در کربلا گشود که شهادت، همراهِ آن بود در کنار اسارت زن و فرزند. در موضوع غزه، باید به اوج ایمانی فکر کرد که بتواند با چنین رذالت عظیمی مقابله کند. و نمیدانم آن ایمان، چه ایمانی است که شهادت در دلِ آن سادهترین اقدام است؟!! موفق باشید
سلام استاد: در ذهن من سوالات زیادی در مورد انسان، دنیا، خدا وجود دارد و جواب آن را کسی از اطرافیانم نمیتواند بدهد چکار کنم؟ با انبوهی از سوالات مختلف مواجه شده ام و ذهنم سرگردان شده است. دوستی شما را به من معرفی کرد. لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که این نکات از سالهای قبل مدّ نظر بنده نیز بوده، پیشنهاد میشود از طریق دنبالکردن سیر مطالعاتی سایت و حوصله به خرجدادنِ آن مطالعات، نهتنها به جواب سؤالات خود آگاه میشوید، انشاءالله سعی خواهید کرد از طریق نوعی اندیشه و تفکر که در خود شکل میدهید؛ به خوبی از این سؤالات عبور نمایید. موفق باشید
سلام علیکم خدمت حضرت استاد طاهرزاده: استاد من مدتی به مطالعه کتاب فصوص الحکم مبادرت داشته ام در انتهای فص یونسی با اینکه متوجه نظرات وحدت وجودی ابن عربی تا حدودی شدم ولی متوجه رابطه بین «يونس عليه السلام» مطالب با این بخش نشدم! آیا رابطه این نام و مطالبش برگرفته از ذوقیات ابن عربی «ره الله» است یا نه دارای یک ربط موضوعی و مفهمومی نیز میباشد! مثلا من خودم اینگونه متصور شدم که عتاب يونس عليه السلام بر قومش منجر به عتاب حق جل جلاله بر ایشان است چرا که_ بقول ابن عربی_ بنا بر اعدام کلی نبود است بلکه انهدام نشأه مرگ پراکندن بایست میبود! بنا است از قصاص مراعات مجرم پیش آید نه مجازات! پس مراعات او (قوم) مراعات حق است! که گفته بودند _بدان! رعایت شفقت بر بندگان سزاوارتر است از غیرت ورزیدن بر خدا! شما چه گوشزدی به بنده میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز خاصی در این فضا به نظرم نمیرسد. موفق باشید
بسمه تعالی. خدایا حال که ما را احترام کردی در آزادی قرارمان دادی خودت ما را کمک کن انسانیت را باز برگزینیم و دلمان گرفتار نقشه های دشمن نشود. این انتخابات را برایمان مبارک و گشوده قرار ده و پله ای بلند از ترقی بسوی زندگی با خودت تقدیر فرما «وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ یُدِیمُ ذِکْرَکَ وَ لا یَنْقُضُ عَهْدَکَ وَ لا یَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ وَ لا یَسْتَخِفُّ بِأَمْرِکَ إِلَهِی وَ أَلْحِقْنِی بِنُورِ عِزِّکَ الْأَبْهَجِ فَأَکُونَ لَکَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاکَ مُنْحَرِفا وَ مِنْکَ خَائِفا مُرَاقِبا یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما کَثِیرا.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این بهترین راه برای حضور در جهان و در نزد خداوند است که انسان از خداوند بخواهد تا بهترین شرایط انس با خودش را برایمان فراهم کند و به گفته جناب مولوی: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». موفق باشید
سلام علیکم. ببخشید باعث مزاحمت هستم با سوالات پیش و پا افتاده و تکراری ام. سوال اول، استاد، برای ورزش شما در کتاب جوان علاوه بر تمرکز اشاره ای هم به نظم در حرکات ورزشی داشته اید. منظور از نظم رو میخواستم بهتر متوجه بشم. سوال دومم در همین رابطه اینکه آیا در ورزش های تمرکزی با هدف تسلط بر بدن اساسا زیاد کردن شدت حرکات ورزشی یا اضافه کردن تعداد یک حرکت مثلا بعد از یک سال ورزش جایگاهی داره؟ یا اینکه ممکنه حرکت ورزشی کم فشاری هم داشته باشیم اما با همان تمرکز میشود به نتایج لازم رسید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتاب «ذِن در هنر کمانگیری» در این مورد نکات خوبی دارد که چگونه تمرکز در حرکات، نقشآفرین است 2- آری! مانند یوگا که حرکات آن زیاد نیست ولی در آرایش بدن مؤثر است. موفق باشید
سلام علیکم: آیا پیوند خوردن حیثیت نظام مقدس اسلامی به میزان مشارکت در انتخابات امر صحیحی هست؟ و اساسا این موضوع در حکومت های مردمی ذاتی است یا ما آن را بزرگ نموده ایم و اکنون دچار اموری تحمیلی می شویم؟ و بعد از آن که به جواب رسیدیم لطفا بفرمایید آیا فدا کردن امر مقدس «صلاحیت» به نیت رسیدن به «مشارکت» بیشتر را چگونه می توان تحلیل کرد، زیرا مسلما در این دوره افراد معلوم الحال زیادی تایید شده اند که به نظر کارشناسان جنبه مشارکتی دارد. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در آخر جلسه شنبه شب عرض شد انتخابات در نظام اسلامی در راستای حضور در میدانی است که میدان تقابل با استکبار است و به عنوان انتخابی بزرگ بنا بر آن است که در تاریخی حاضر شویم که وفاداری به نظام اسلامی است و این است که جهان استکباری سعی دارد ما را از حضور در انتخابات به بهانههای مختلف منصرف کند، وگرنه مسلّماً ضعفهایی هست. با اینهمه اگر بین خوب و خوبتر نتوانیم انتخاب کنیم، به هر صورت نمایندگانی که از جنس مردم باشند در میان هست که ما با انتخاب آن ها وظیفه خود را انجام داده باشیم. موفق باشید.https://eitaa.com/matalebevijeh/16048
با سلام استاد: بنده معنی این صحبت آوینی را نمیفهمم، اگر ممکنه برایم توضیح بفرمایید و بفرمایید تو زمان حالا این جمله چطوری میشه یعنی الانم درس خواندن همان مصداق راهنوز داره؟ «کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید، تفاوتش فقط همین است که ممکن است حسین در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا»
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار را برای خدا انجامدادن به این معنا خوب است که عاملی باشیم در راستای تحقق اراده الهی، نه آنکه در راستای نتیجهای باشیم برای خود، بلکه بخواهیم آنچه را خدا میخواهد بشود. موفق باشید
سلام: من همیشه پیرو ولایت بودم و هستم جانم فدای راه انقلابی که کردند به راه امام رحمهالله ولی چرا چرا باید به یکسری کوته فکر که فقط کارشون چپاول کردنه به اموال مردم و بارها بارها رای دادیم و دیدیم بازم انتخابمون اشتباه بوده پس چرا به منافقین رای بدیم؟ مگر جایگاه منافقین پست تر از کفار نیست؟ چرا حمایت کنیم؟ به خدا ما نباید از ترس اینکه دشمن بیاد و کشورداری رو دست بگیره بترسیم ما مامور به وظیفه ایم نه نتیجه. ما وظیفه داریم جلوی دشمن بایستیم و رای دادن ما به یه مشت منافق فقط خیانته. ببخشید ولی از کجا بدونیم این حمایت کردن دولت ما از حمایت از عمرو ابوبکر و امثال اینها نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اینطور نیست که همه را با یک چوب برانیم!! هنر ما این است که با ملاکهای عقلانی و شرعی، سره را از ناسره جدا کنیم و با انتخاب خوبان، عملاً به غیر خوبان پشت کنیم؛ این است قصه زندگی از آن جهت که به گفته جناب ملک الشعرای بهار:
زندگی جنگست جانا بهرجنگ آماده شو
نیست هنگام تامل بی درنگ آماده شو
بهرکام دوستان و بهر طبع دشمنان
در مقام خویش، چون شهد و شرنگ آماده شو
همچو شیر سخت دندان یا عقاب تیز چنگ
تا مراد خویش را آری به چنگ، آماده شو
موفق باشید
سلام وقتتون بخیر: ببخشید راهیان نور با کاروان خودتون امسال هم هست؟ و اینکه شرایطش چجوریه
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بر آن است که ان شاءالله آن سفر برقرار شود. هنوز زمان آن دقیقاً مشخص نشده است. موفق باشید
مساله چیست؟ به نام خدا همین جا که گفتم مساله چیست همین مساله رو انگار گم کردم انگار که در درون من همه چیز پا به فرار گذاشته و برای یادآوری هر آنچه که الان بود و گویی الان هم نیست؛ باید فشاری به ذهن آشفتهام بیاورم ذهنی که تمام زنگهای هشدار در مغزش روشن گشته و هر چیزی که قصد دارد زندگی را به بیزندگیای ابدی تبدیل کند و حتی انسان را برده خود کند انسانی که یک بیچارگی از خود را و از تمام قلعههای وجودی خود به نظاره نشسته که این بیچارگی را چگونه دوا کند بدون آنکه دچار عوارض پس از دارو شود بدون آنکه سرگیجهای نسیبش شود و دوباره او را از ایستادن و حرکت بازدارد انسانهایی که از بی سر پناهی به پناههای بیپناه پناه بردهاند چگونه میتوانند باشند آخر؟ مگر میشود بی پناه به بی پناه پناه ببرد و آرامش یابد؟ چه باید کرد در این زمانهای که در این گِل و گیرِ بیگانهیِ عالَمِ ناشناختهای که در بن بست انسان مانده و حتی انسان را در شناخت کمتر از خود کوچک کرده انسانی که از سوالهای تکراری هر روز و هر شبش خسته و ملول گشته و نمیتواند حتی خود را برای خود دریابد و این انسان در دوگانگی عالم مانده و رها شده که، که حتی این دوگانگی هم، مخفی شده در میان تمثالهایِ بیمثالِ بیجانش گُلی که بر روی پرده وجود دارد دیده میشود اما آیا آن گُل گُل است؟ پس من میخواهم بدانم گُلهای واقعی کجایند و از کجا بدانم که این گلها گلهای واقعیای هستند که مرا به سمت و سوی حقیقت میبرند و زندگی را برایم زندگیای میکنند که حتی معنای زندگی را میتوانم در خود زندگیای که زندگی حقیقی بوده بیابم شهدا افسون گل سرخ را چگونه تشخیص دادهاند؟ تفکر؟ به من بگویید این تفکر را از کجا در خود و در لایههای زندگیم بیابم که حتی این تفکر هم من را مورد فراموشی و پیچاندن قرار ندهد؟ وقتی همه چیز در شکاکیتی فراگیر در ذهن به پیش میرود؛ پیشِ رفتی که این شکاکیت تمامیت مغزت را میجود و حتی تو را خرد میکند به علاوه رنگ باختنهایی که همین الان همین متن را برای یک انسانی چون من رنگ باخته میکند زندگیهایی که در چند کلمه خلاصه شده و با چند کلمه از بین میرود تنفرها و دوست داشتنهایی که در میان انبوه کلمات روانه شده اما بیجان و دار است طنابی که خرخره انسانها را میبرد بدون آنکه خونی بر روی زمین ریخته شود اره متوجه شدم که من با عقلم کافر شده ام تو این چند روز ولی آخه به منی که از پس همه دنیا باعقلم اومدم جلو و با همین عقل خیلی از چیزهای اطرافم رو انتخاب نکردم چجوری عقلم رو بزارم کنار و دیونه شم؟ اگر اون چیزی که میگین دیونگی نیست پس چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در این میدان که در آن حاضر شدهاید خود را از دور نشان میدهد، همان حاضرشدنی است بسی جدّی در نزد خود، به همان معنای «حضور اکنون بیکرانه جاودانه» که هرکس میتواند در نزد خود به بنیادیترین بنیاد حاضر شود و این با معرفت نفس گشوده میگردد به همان معنایی که مولایمان حضرت علی«علیهالسلام» فرمودند: «لا تَجهَلْ نَفسَكَ ؛ فإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَةَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِكُلِّ شَيء» به خويشتن ناآگاه مباش؛ زيرا كسى كه خود را نشناسد، هيچ چيز را نمى شناسد. پیشنهاد میشود در این رابطه به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: چرا خداوند نماز این موهبت فوق العاده بزرگ را به همه مخلوقاتش عطا نفرموده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه موجودات عالم هستی در تسبیح خداوندند به همان معنایی که فرمود: «وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ» و موجودات مختاری مانند انسان و جنّ در همان راستا وظایف خاصی دارند مانند نماز. و لذا در این رابطه فرمود: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ». موفق باشید
چقدر زیباست که حق را ماورای ابژه و سوبژه ببینیم که همه عوالم را پر کرده و فقط اوست که در صحنه است، هم ابژه و هم سوبژه، نه اوبژه و نه سوبژه! چه حق زیباییست! اما طلب حضور من اینجاست که آیا وحی محمدیِ من عرف نفسه فقد عرف ربه نظرش به سوبژهای که ابژه است شدیدتر نیست تا ابژهای که سوبژه است؟ گویا نفس موضوعیت دارد نفسی که بسیط الحقیقه کل الاشیاء است. یعنی هم ابژه و هم سوبژه ای که از سوبژهی ابژه نما حرارت وجود میگیرد. بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست انگار آغاز پایانی ماست و این دلنشینی و حکایت حب من است به خودم! به خودی که همه حضرات را پر کرده است، کون جامع!
باسمه تعالی: سلام علیکم: امری که به میان آوردهاید توجه به نکات خوبی است البته باز هم به بنیادیترین بنیاد نظر کرد که ان شاءالله مباحث «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» بتواند پیش آورد. موفق باشید
با سلام: آیا سخنان زیر درست است؟ پس ما یک وجود لا یتناهی داریم. این وجود ظاهر میشود و این ظهور به صورت کثرات است. و این کثرات نمود و مظهر همان وجود لایتناهی هستند. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نفس ناطقه به جهت فوق زمان و مکان بودن، از جهتی لایتناهی است در عین محدودیت مخلوقیتاش. ولی خداوند لایتناهی است به جهت کمال مطلق و بینهایت از جهات کمالی. موفق باشید
سلام علیکم: در مورد اظهارات اخیر استاد پناهیان که فرمودند آموزش و پرورش وظیفه خود را درست انجام نداده و... سوال داشتم که آیا ایشون کمی افراط نکرده اند که این طور آموزش و پرورش را زیر سوال می برند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در دولتهای گذشته بخصوص دولت آقای هاشمی با ایجاد مدارس غیر انتفاعی ضربه سختی به آموزش و پرورش زده شد که ما هنوز گرفتار آن هستیم و باید با تحول اساسی که در نگاه مسئولان پیش میآید، آموزش و پرورش را به عنوان سرمایه فکریِ آینده انقلاب قلمداد کرد. امری که بحمدالله در شخصیت جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا رئیسی و از آن مهمتر در شخصیت فرهنگیِ همسر اندیشمند ایشان جناب استاد علم الهدی مدّ نظر میباشد. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: با توجه به اوضاع عالم غرب و جایگاه انقلاب اسلامی آیا صبر به معنای گذر زمان نمیتواند کمک دهنده به ما در مسیر حق باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! بخصوص که مسلّم اجر شهدا چیزی جز سربلندی و عظمت این انقلاب و این ایران نخواهد بود. موفق باشید
