بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
37923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

‏«می‌مونم» و «نمی‌ذارم رییس‌جمهور بشی» «علیرضا زاکانی» این جمله را با این درس، عبرت خودمان کنیم: «توانستن» از «دروغ» آغاز نمی‌شود. «دروغ» تنها مقدمه یک چیز است: «شکست» و بدتر از آن «رسوایی»! اگر جفت گردد زبان با دروغ نگیرد ز بخت سپهری فروغ

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آن سخن در شأن آقای زاکانی نبود در حالی‌که ایشان فردی دلسوز و متعهد نسبت به انقلاب هستند. موفق باشید

37919

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرانقدر: چرا نصف مردم در انتخابات شرکت نکردند؟ و چرا نصف بیشتر رای دهندگان با وجود سابقه دولت قبل باز هم به قهقرا برگشتند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می دانید که در این مورد سخن بسیار گفته شده و موضوع، امری نیست که در حدّ یک سؤال و جواب بگنجد. موفق باشید

37794
متن پرسش

با توجه به معنای ولایت چگونه می توانیم تشخیص دهیم آیا مولای ما علی (ع) است و چقدر از ولایت آقا بهره مندهستیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظری به سوال قبل، و بخصوص با نظر به معنای انسانیت و اینکه آن حضرت را ذیل نبوت نهایت انسانیت می یابیم، میتوان به این موضوع فکر کرد. آری! حقیقتاً آن نهایی‌ترین حضور ذیل نبوت نبیّ، تنها و تنها با نظر به حضوری است که در نسبت با مولایمان علی«علیه‌السلام» می‌تواند برای هر کس پیش آید؛ تا انسان هرچه بیشتر با نظر به آن حضرت خود را در ابعاد متعالی‌تری  احساس کند.  و این است معنای نسبتی که ما با  ولایت آن حضرت می‌توانیم داشته باشیم. موفق باشید

37785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام! منظور از عقل کل در معارف دینی کیست؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع مطالب، مطالبی نیست که در دل یک سؤال و جواب بتوان از آن سخن گفت. یکی از بهترین متونی که در این مورد سخن گفته است کتاب «الاشارات و التنبیهات» جناب ابن سینا می‌باشد و می‌توانید در این مورد سری به جلد اول جزوات «تاریخ فلسفه اسلامی» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید 

37739

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: اسعدالله ایامکم. می‌گویند از خداوند جز خیر برای بنده صادر نمی‌شود. در مورد برخی افراد فاسق العمل خداوند به جبرائیل ندا می‌دهد من این بنده را دوست نمی دارم، تو نیز از او متنفر باش و این ندا توسط جبرئیل به سایر ملائکه نیز می‌رسد. سوال بنده این است قضا و قدر الهی که در همین حال جز خیر نیست چه بلا باشد و چه عافیت، شامل حال تمام بندگان است یا صرفا راجع‌به مومنان است؟ با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلماً از خدا جز خیر صادر نمی‌شود ولی بعضی‌ها با خودخواهی‌ها و گناهان خود، خود را از معرض الطاف الهی خارج می‌کنند. به گفته جناب حافظ: «طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند». موفق باشید

37624
متن پرسش

سلام استاد: احوال عجیبی است وقتی من و امثال من به آقای رییسی رای دادیم اما ارادت خاصی بهش نداریم، نقد هم داریم فقط میدونیم کارهای خوبی کرده، از عصری که گفتند گم شده هول عجیبی پیدا کردم شب شاید دو ساعت خوابیدم همش منتظر خبر بودم خدا می‌داند بعد از شنیدن خبر شهادتشان تا چند روز چه به من گذشت. این چه احوالیست؟ چرا قبل اینکه ایشون دچار این سانحه بشند، چنین ارادتی نسبت به ایشون نداشتیم؟ اگر تلویزیون بیشتر از خدمات ایشون می‌گفت یا به نحوی مطلع می‌شدیم این حال بی تفاوتی قبل شهادت باز هم بود؟ یکدفعه چه رخداد که خبر مفقود شدنشون اینقدر منقلبمون کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این‌طور نوشتم: کجا است آن قلمی که گزارشگر قلب‌هایی باشد که در این دروان حقیقتاً متوجه نظر به حقیقت‌اند، در آینه شخصیت مردی که وقتی در آن صبح، خبر شهادت او را دادند؛ صبح بیداریِ وجدان‌هایی شد که از داشتن آن غافل بودیم؟!! داشته‌هایی که تنها در نسبت با انسان‌های بزرگ و معنوی آشکار می‌شود. انسان‌هایی که اشاره به حقیقت دارند. آری! حقیقتی که تنها در آینه‌ها ظهور می‌کند و ما فهمیدیم وعده «سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى» چه وعده‌ای است و خبر از چه می‌دهد. آیا شهید ابراهیم رئیسی بزرگ حکایتی از حکایت‌های حقیقت این دوران نبود و نیست؟!! و آیا حکایتِ «باز شهید رئیسی» از او به گوش نمی‌رسد؟!! گویا وجدان‌های تاریخیِ مردم ما متوجه کسی بود که این‌چنین باشد که شهید آیت الله رئیسی بود و با خبر شهادتش معلوم شد آنچه ما در این تاریخ در پی او بودیم، کسی جز آن مرد نبود و حال مائیم و راهی که با آن شهید پیدا شد. موفق باشید    

37459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: مشکلی برای من بوجود اومده و میخام چله مسجد جمکران بردارم که مشکلم حل بشه به اذن الهی و نظر و عنایت آقا صاحب الزمان. میشه در مورد کیفیت چله مسجد جمکران و اینکه چطور و چه زمانی باید انجام بشه راهنمایی کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد تجربه و یا علم خاصی ندارم. موفق باشید

37380

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: در مطلبی که تحت عنوان فرموده اید منظور شما این است که شماره آیات هم الهام الهی است اگر این است استاد عذر می خواهم چرا اینقدر مقلق و مبهم بیان شده است؟ آیا خیلی راحت نمی شد بیان کرد که آن چه دیدیم نشان می‌دهد که شماره بندی ایات هم به فرمان الهی بوده که توسط این فرد معلول تبیین شده است راستش من دوسه بار مطلب فوق را خواندم تا منظور شما را بفهمم. البته باز هم اگر درست فهمیده باشم . استاد با کمال معذرت

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مطلب در آن نوشته، توجه به نکته‌ای بود که حکایت می‌کرد جایگاه آیات در مبنایی غیر از نوشته‌هایی است که حاصل فکر باشد؛ و از این جهت بنا بر آن بود که روشن شود جایگاه کلام قرآن کجاست و در کنار آن موضوع تنظیم آیات و شماره آیات مطرح شد. موفق باشید

37314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: علت این همه جاماندگی چیست؟ شهدا مانده اند و ما قبرستان نشینان عادات را زمان با خود برده است، چرا؟ خداوندا دیگر خسته شدم از خود ساختن و خود پروری! این گوی و این میدان: شما بگویید من چه کنم. جوانی ۱۶ ساله که دشمن «اسرائیل» برنامه خاصی برای کشتن او نریخته و بلکه دم گلوگاه او را خفه کرده با مسئله دین داری و نابودی استکبار. اما چرا حاج قاسم را باید شخصا دستور ترور آن را بدهد. بار الهی جوابم ده تا سخره ای باشم در برابر سیل ها طغیانگر!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! معلوم است که در این زمانه خاص، خداوند راهی بس عمیق و دقیق در مقابل ما قرار داده که بسی اساسی‌تر از آن است که گمان کنیم مشکلْ به این سادگی‌ها حل می‌شود. با دشمنی روبه‌رو هستیم که تمام ظلمات و حیله‌های آخرالزمان را یکجا به میان آورده تا با عزمی به وسعت فهمِ عمیق شهید حاج قاسم سلیمانی که خود را مشغول مسائل جزیی و انفعالی نمی‌کرد، در این مبارزه وارد شویم. و به گفته رهبر معظم انقلاب متوجه باشیم ما چه دشمن و دشمن‌هایی داریم تا با نوعی انسجام داخلی در چنین تاریخی حاضر شویم و با شکست چنین دشمنی به آن تقدیر بزرگی که خداوند برای ما در نظر گرفته، دست یابیم إن شاءالله. موفق باشید

37219

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: در آیه ۱۰۱ سوره مائده آمده است که از آن چه که شما را ناراحت می کند سؤال نکنید. ملاک در این امور چیست؟ و آیا احکام و اعتقادات را در بر می گیرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی می‌فرمایند این سؤالات مربوط به خرده ریزهای احکام دین است هرچند که اگر بپرسند در هنگام وحی، جواب می‌گیرند ولی بهتر است که نپرسند از آن جهت که خدا در این مورد سخت نگرفته است و شما با پرسیدن آن‌ها، کار را برای خود سخت می‌کنید مثل آن‌که احکامی در مورد شتران، که مثلاً ده شکم زاییده و یا گوسفندی که ده ماده زاییده را جعل کرده‌اند، در حالی‌که مربوط به خداوند نیست. برای بحث بیشتر خوب است که به تفسیر المیزان رجوع شود. موفق باشید 

37125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: سوالی دارم در خصوص معاد جسمانی. می‌دانیم که لذت های دنیا از آخرت منفک و غیر قابل قیاس اند و نیازهای دنیوی مثل خوردن و آشامیدن و... در قیامت وجود ندارد. پس اینکه گفته می‌شود بهشتیان از میوه های بهشت می‌خورند و هر میوه از میوه دیگر مزه بهتر دارد یا امثال لذائذ دیگری که به لذائذ بدن مادی دنیوی شباهت دارد، چه معنایی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه آن ظهورات، حکایت از بهره‌مندی از عقاید و اخلاق و اعمال ما دارد که حقیقتاً صورت پیدا می‌کنند و جان ما را بهره‌مند می‌نمایند به همان صورت‌هایی که قرآن از آن‌ها خبر داده. عرایضی در این مورد در شرح سوره واقعه شده است. خوب است به آن رجوع شود.https://lobolmizan.ir/sound/689?mark=%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D9%87 موفق باشید

36857

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: در این ماه شریف از حضورتون التماس دعا دارم. استاد جان سوالی دارم: در حین بیهوشی روح انسان کجا می رود؟ چرا انسان حس می‌کند سیر روح در آن لحظات کاملا متوقف شده است؟ من چندین بار سابقه بیهوشی در اتاق عمل را دارم از لحظه ای که بیهوش می‌شوم دیگر هیچ چیز متوجه نمی شوم و زمان از بیهوشی تا به هوش آمدن متوقف است و اینطور هم نیست که روح مثل زمان خواب، سیر کند. در مدت بیهوشی نه سیری هست نه تصویری، به خودم می‌گویم نکند مرگ هم همینطور است و همه چیز متوقف می شود و روح وارد فاز عدم می شود؟ اگر در لحظه بیهوشی، مرگ فرا رسد، چگونه روح نسبت به مرگ جسم مطلع می شود؟ آخه در زمان بیهوشی حس نمی کنی دیگه روحی در کار هست، برعکس خواب که درک می‌کنی روح سیر می کند. ماجور باشید استاد جان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» در موضوع بیهوشی عرایضی شده است و با توجه به آن‌که از طریق دارو و با فشار شیمیایی امکان تدبیر و توجه روح را نسبت به بدن و اطراف از بین می‌برند؛ در واقع نفس انسان در حالت بحرانی قرار می‌گیرد و از این جهت از خودش نیز به یک معنا بیخود می‌شود و این غیر از حالتی است که در خواب و مرگ برای انسان پیش می‌آید. موفق باشید  

36819
متن پرسش

درباره ی بی دین گشتگان «ما دیگر بار دیندار گشته ایم» این بی دین گشتگان چنین به زبان می‌آیند. و اما برخی از آنان ترسوتر از آن اند که این را به زبان آورند اما من به ایشان می‌گویم عبادت ننگ است! نه برای همه بل برای من و تو و هر آن کس که در سر وجدانی بهر خویش دارد، عبادت برای تو ننگ است! تو این را خوب می‌دانی که شیطانِ ترسویی که در تو هست خوش دارد دست ها را به زانو زند و خود را یله کند، همین شیطان ترسو ترا بر آن داشت که بگویی «خدایی هست»!. بدین سان شما در شمار نور گریزان در آمدی اما من کسی را که در جای بی ماهی قلاب ماهیگیری کُنَد سطحی نیز نمی نامم!! اینان از ترس به لرز آمدن را از همدیگر می آموزنند ! اینان ثابت کردن را دشوار می‌دانند، آنچه برای ایشان مهم است این است که ایمان داشته باشند آری ایمان او را خشنود می‌کند! آری مردم پیر همه چنین اند، چنین چروکیده.... ما نیز همچنین! از کتابِ چنین_گفت_زرتشت ص۱۹۵ ترجمهٔ داریوشِ آشوری ... اینبار نیچــــه ارمغان خود را از موحدانه ترین نگاههای خود با ظریفانه ترین نوع گفتار و البته گزنده ترین بیدارباش عاشقانه بر انسانیت روا میدارد! آری ایمان او اثبات است نه رفتار برخواسته از ترس! کما اینکه گفت : قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﺑﮕﻮ : ﺍﮔﺮ ﺭﺍﺳﺘﮕﻮﻳﻴﺪ ﺩﻟﻴﻞ ﻭ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﻳﺪ آری انسان امروز و دیروز در یک اشتباه اشتراک یافته، «ایمان بی عقل»...... درد عظیمیست جناب استاد طاهرزاده عزیز القای این درد را از شما هدیه گرفتیم! درمانش را از طبیب حقیقی برایمان مسئلت بفرما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه پسندیدنی است حضور در افقی که همه گمان‌های دیروز ما را به امید فردایی که در پیش است؛ بر باد می‌دهد و می‌فرماید: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ۗ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»(فصلت/53) یعنی در آنچه هستید شما را کافی نیست، به زودی انواری در جان خودتان و در افقی که در پیش است، به سراغ‌تان می‌آید تا معلوم شود او حق است، همانی که می‌خواستید و نمی‌دانستید که چگونه بود. حال تا آن‌جایی جلو می‌روید که می‌یابید او کافی است از آن جهت که از هر چیزی  و در آینه هر مخلوقی به ظهور می‌آید. و البته باز «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ» و همچنان برایشان نوری از انوار الهی در پیش است زیرا که این جاده همچنان قابل ادامه دادن است در عین حضور در آن جاده، و باز هم باید متوجه حضوری شد که در پیش است. این است آن دین و دینداری که گمشده و جناب زردتشت به گفته نیچه از کوهستان آمده است تا ما را در این ظلمات دوران جدید متوجه آن کند. عرایضی نسبت به آیه مذکور در بحث «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» https://eitaa.com/soha_sima/3445 شد. باشد که باز «سَنُرِيهِمْ»، زیرا «آن‌قدر هست که بانگ جرسی می‌آید». راستی! اگر جناب حافظ بانگ جرس را نشنیده بود، چگونه از آن خبر می‌داد و این یعنی در همان جایی که هستی، باز همچنان در شدّت بیشتری «بودن» و «هست» خود را تجربه می‌کنید. این است باز دینداری و باز دینداری. موفق باشید

36631

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در پرسش یکی از کاربران (سال ۳۶۵۲۱) در مورد حالت وجودی در خواب سوال شده بود و اینکه خواب هایی که در ذهن می‌ماند وجه حصولی آن ها و ارتباطشان با امور روز مره در میان هست. می‌خواستم بپرسم آیا در بیداری هم چیزهایی که در ذهن می‌ماند همین گونه هست یا خیر؟ مثلا کسی می‌گوید تا تکبیر نماز را می‌گویم ذهنم شروع می‌کند این طرف و آن طرف رفتن. می‌توان گفت چون با امور ارتباط وجودی نداریم برای همین ذهن دچار تشتت می‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر اندازه نسبت به اراده اولیه که برای اقامه نماز بود، حاضر باشیم؛ بقیه مراحل نماز برای انسان می‌ماند وگرنه تنها همان اراده اولیه باقی می‌ماند و انسان تنها از همان نیت به عنوان کسی که منکر نماز نیست، بهره می برد و به همین جهت فرموده‌اند نماز او قبول است، در عین آن‌که بهره‌های لازم را نبرده است. موفق باشید

36602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض شد استاد: وقتتون بخیر باشه. بنده در این چند وقته از درس های مدرسه خسته شده ام و به دنبال علم ینفع می گردم که آن را در مباحث از قبیل مباحث شما و لمس کردن حقیقت و ارتباط با آن جستجو می‌کنم و همین باعث شده که دیگر انگیزه ایی به حفظ کردن و خواندن درس برای امتحان نداشته باشم و همین در نمراتم هم نیز تاثیر گذاشته است درس های مدرسه برای بنده بی معنا شده است ولی با این حال به دانستن و فهم آن به عنوان دانش علاقه دارم و نه به عنوان خواندن و امتحان دادن و نمره گرفتن و از محیط مدرسه نیز بنا بر دلایلی عمومی و اتفاقاتی که در اکثر مدارس در بین بچه ها می افتد و نبود سواد کافی در مورد مباحثی از جنس مباحث شما، آزار می‌بینم حال با این وجود آیا اگر در فضای حوزه قرار گیرم می توانم به علمی ینفع دست پیدا کرده و در محیطی که جنس اش از جنس مباحث شما و ارتباط با علوم و حقیقت و آدم هایی با تفکری از جنس تفکر خود آشنا شوم و به تکلیف خویش در این زمان عمل کرده ام و راه خوش عاقبت به خیری که حضرت آقا فرمودند خوب درس خواندن یکی از آنها است دست پیدا می‌کنم یا خیر؟ و آیا از طریق حوزه بهتر می شود در زمان آینده ای که من حضور خواهم داشت خدمت کرد یا از طریق درس های مدرسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دروس مدرسه کمک می‌کند تا ما در جهانی که در این زمانه در آن به سر می‌بریم حاضر شویم و جایگاه آن دروس از این جهت ارزش خود را دارد و باید جدّی گرفته شود ولی هرگز نباید نسبت به آن علوم محدود شد. می‌ماند حضور در حوزه علمیه که آنهم جای خود دارد و بستگی به خود انسان دارد که اگر علاقه‌مند به آن علوم باشد‌، آن‌جا میدان حضوری است که ما را تا انس با معارف عالیه قرآنی جلو می‌برد. موفق باشید

36583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام خدمت استاد بزرگوار و تشکر فروان: استاد چه طور از انسان های جاهل اعراض کنیم تا خود و خانواده دچار آسیب نشویم؟ التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با برخوردی وارسته به همان معنایی که خداوند می‌فرماید: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا»؛ عبادالرّحمان كسانى ‏اند كه بر روى زمين متواضعانه قدم مى‌‏زنند و چون افراد جاهل آن‏ها را مورد خطاب قرار دهند، در مقابلِ برخورد جاهلانه‏ آن‏ها، برخورد سالم و همراه با سلامت خواهند داشت. موفق باشید

36262

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد: سؤالی است که اگر لطف بفرمایید به صورت شخصی پاسخش را منتشر کنید. بنده در سن و سال تصمیم گیری هستم و نیازمند این بودم که حالا که به لطف خدا دانشگاه قبول شدم مسیر خودم را بهتر از قبل پیدا کنم. غالبا نشانه های الهی را دنبال می‌کنم و ورای اینکه به جواب می‌رسم، به آرامش و اطمینان خاطر نیز می‌رسم. خداوند عنایت کرده که در زندگی ام فقط ایشان را داشته باشم به عنوان تنها دارایی و البته که هرازگاهی از تنهایی ام شکایت می‌کنم ولی خب، صحنه تفکر فراهم شده است. نزدیک چندسال با موضاعت معرفتی درگیر بودم و اندک زمانی در ۳ یا ۴ سال قبل به شدت در روحیه معنوی به سر می‌بردم. حس خودم این بود. تا کنکور و بقیه مسائل مرا کمی وسعت داد تا به معنویت فراتری بیندیشم. پس حال من مانند آن کسی است که در سیاهی شب سرد زمستانی، آتشی می‌بیند. باز طبق روال گذشته ام به آیات الهی رجوع کردم. از خدا خواستم آنچه که باید بدانم را به من بنمایاند و خداوند این آیه را به من نشان داد:«فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِّنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ». اینجا حضرت موسی علیه السلام دقیقا همان حال من را داشتند: کسی که در دل سیاهی شب سرد زمستانی، آتشی را دیده... گفتم حتما چیزی در آن هست. به تفسیر المیزان هم رجوع کردم و چیزی دستگیرم نشد. با توجه به اینکه روز بعد از آن هم همین آیه را با باز کردن قرآن دیگری روبه‌رویم دیدم و با نظر به اینکه این آیه نشانه ای از حق است. من چه رفتاری در قبال این مسئله باید داشته باشم؟ با تشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اجازه دهید سؤال و جواب‌هایی که نکات خوبی در آن هست و برای بقیه نیز مفید است؛ در معرض نگاه دیگران نیز قرار گیرد بخصوص که حتماً در جریان هستید واقعاً ما فرصت جواب‌دادن به سؤالات خصوصی عزیزان را نداریم. ۲. آری! حضرت موسی «علیه‌السلام» به عنوان انسان موحدی که متوجه شده‌اند شرایط، شرایط اقدامی است در راستای مقابله با استکبار توحیدی، از مدائن حرکت کردند و در دل آن تاریکی با نوری روبرو شدند که نور توحید رسالت بود و این قضیه برای هرکس که توحیدی فکر کند، مناسب شرایط خودش پیش می‌آید همان‌طور که در ظلمات سلطه رژیم صهیونیستی برای رزمندگان غزه پیش آمد و متوجه شکل‌دادن به حرکت طوفان الاقصی شدند و نوری که پس از آن برای جبهه مقابله مردم فلسطین با صهیونیسم پیش خواهد آمد. موفق باشید

36187

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: برداشت من اینست که ما از نظر عرفان در دین چیزی به نام علت و معلول نداریم. اگر این مطلب درست است، در عرفان بجای علت و معلول چه بگوییم؟ اگر امکان دارد لطفاً مختصری توضیح دهید؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. زیرا در مفهوم علت و معلول، دوگانگی است در حالی‌که آنچه در صحنه واقعیت حاضر است، تجلیات انوار الهی است. موفق باشید

35986
متن پرسش

با سلام و عرض خدا قوت: در شهرستانها و شهرهای مختلف، هییتهای مذهبی در کنار هم نیستتد، و شکافی بین آنها وجود دارد، حتی اگر قصد نزدیک شدن به بعضی گروهای مذهبی را داشته باشیم، حتی اگر فرد هم مذهبی باشد، یک دافعه ای وجود دارد، در برابر افراد بظاهر غیر مذهبی که دیگر هیچ. ریشه این شکافها در کجاست؟ چه راهی برای همدلی و وحدت وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید ماورای همه این امور به وجود انسانیِ همدیگر نظر کنیم تا ببینیم چه اندازه هر کدام انسان‌های شریفی هستند مربوط به هر هیئت و هر گروه و هر جریانی که می‌خواهند باشند؛ مهم برای ما ابعاد انسانیِ آن‌ها می‌باشد. حتی قرآن به رسول خود می‌فرماید: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ (۸)/ ممتحنه) یعنی حتی خداوند شما را نهی نکرده که با افرادی که با شما جنگ نکرده‌اند و شما را از خانه و کاشانه خود بیرون نکرده‌اند، اینکه نیکی کنید و عدالت بورزید که خداوند عدالت‌ورزان را دوست می‌دارد. موفق باشید

35600

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام مجدد خدمت استاد بزرگوارم: جواب شما را مطالعه فرموده و بسیار خرسند شدیم. الحمدالله با فردی واقعاً با بصیرت آشنا شدیم آن طور که از حرف شما برداشت کردم فرمودین که این طبیعت ما هست و بقول معروف ذاتی هست که در معرض امتحانات باشیم و این امتحانات ما را تبدیل به فولاد و استعداد های ما را شکوفا می‌کند و موجب رفتن ما به سوی خداوند که مقصد اصلی ماست می‌شود. نکته دیگری که برداشت کردم که بسیار جالب بود این بود که فرمودین اهداف ما اگر صحیح باشد در بدترین مواقع هم مشکلی وجود ندارد زیرا که هدف خداست و راه رسیدن به خداوند بسیار ساده است اما اگر اهداف دنیایی باشد و خداوند آن اهداف را به ما ندهد اشتباه از ماست که هدف را درست انتخاب نکردیم نه خداوند اشتباه فرموده است. نکته دیگری که برداشت کردم این بود که حرف های بنده تایید کردین و فرمودین که در دنیایی که الان بوجود اومده رنج و عذاب بسیار بیشتر و سخت تر است و قابل توجیه هم نیست این اتفاقات و رسوایی ها که می افتد و اختلاس ها و... اینها را کوبیدید و گفتین که قابل توجیه نیست اما اینها می‌توانند برای ما پلی باشند بسوی آن معنای حقیقی که دنیا برای آن ساخته شده است که همون رسیدن به خداوند است که بالاتر از آن نیست و هدف خلقت ما همین بوده است و همین سه نکته تمام سوالات بنده را جواب داد و واقعاً بسیار زیبا بود و خداوند ان شاءلله شما را برای ما حفظ کند و بنده بسیار بسیار آرزومندم شما را ببینم اما سوال دیگری را محضرتان داشتم اگر در بعضی مواقع اهداف صحیح بوده یعنی اهداف کمک به خلق خدا باشد و این کمک به خلق باعث رسیدن ما به خداوند هم می‌شود و ما هم توکل کردیم و تمام تلاش خود را به کار گرفتیم و همه چیز تمام شده بود و موفقیت بسیار نزدیک بود اما یهویی کار از دست رفت و سپس شکست خوردیم این موضوع باعث ناراحتی شدید بنده شد در این حد که در عبادات دینی خود به مشکل برخوردم و مجبور شدم به واجبات کفایت کنم چرا این اتفاق افتاد هدف ما که صحیح بود تلاش ما صحیح بود؟ و ‌هر چقدر مرور می‌کنم دلیل موجهی نمی‌بینم که چرا انجام نشد. قسم می‌خورم که به جز خدمت به خلق هدفی نداشته و می‌خواستم اوضاع شهرم را درست کنم و دست مردم رو بگیرم و افراد فقیر را سیراب کنم اما متأسفانه انجام نشد و خیلی غمگین هستم. دلیلش چیه؟ میتونید برام توجیهش کنید؟ می‌دونم که این موضوع در سیطره عرفان عملی و جزو اسرار اللهی هست و جز با رسیدن به شهود حل نمی‌شود ولی دوست داشتم جواب کلی داشته باشم که قلبم آروم بگیرد و خیلی ممنونم اگر بتوانید به من بصورت مختصر جواب بدهید اگر هم صلاح دانستید برای ما دعا کنید خدا شاهده اگر که به هدف خود برسیم هیچ کسی ضرری نمی‌بیند و اوضاع را اگر درست نکنم بهتر می‌کنم در اون حوزه که مشغول هستم و بسیار ممنونم که برای این بنده حقیر وقت می‌گذارید و جواب می‌دهید و از صمیم قلب قدردان شما هستم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مورد اخیری که می‌فرمایید برای بعضی از رفقای دیگر هم پیش آمده. بنده آن را نوعی شهادت می‌دانم که شهدای آن از نوع شماها هستند و مانند دیگر شهدا از این طریق، تاریخی به ظهور می‌آید که قربانیان آن مانند شهدا متذکر حضور انواع موانع تعالی بشریت هستند. مطمئن باشید از طریق قربانیانی همچون شما موانعی که بعضاً مشکلاتی برای این انقلاب ایجاد کرده است، برطرف خواهد شد. موفق باشید

35395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: در رابطه با پرسش ۳۵۳۷۹ اگر همه چیز از قبل حتمی شده، پس دعا و تلاش چه سودی می‌تواند داشته باشد؟ کسی که بیماری سختی دارد، بگوید من که اجلم از قبل مشخص شده که چه زمانی اتفاق بیفتد، چرا رنج دکتر و دارو را تحمل کنم؟ یا کسی که بچه دار نمی‌شود بگوید، اگر قرار باشد از من نسلی بماند، می‌ماند، چرا انقدر زجر بکشم؟ دعا چه سودی دارد؟ این ها درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آیه ۲۲ سوره حدید نظر به کلیات زندگی دارد ولی اینکه در دل این کلیت می‌توان زندگی را آباد کرد یا نه، بحث دیگری است. باز به آیه فکر کنید که می‌فرماید هیچ مصیبتی در زمین و یا در جان شما واقع نمی‌شود مگر آن‌که از قبل معین شده. ولی بهترین برخورد نسبت به آنچه پیش می‌آید و بهترین امتحان را در آن راستا دادن، امری است که به کمک دعا و نیایش شکل می‌گیرد. موفق باشید

35325

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و وقت بخیر خدمت شما: من بار ها و بارها برام اتفاق افتاده که توی خواب تشهد یا سلام و یا بقیه قسمت های نماز رو خوندم و با صدای خودم بیدار شدم از خواب به نظرتون نشانه چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن شاءالله خیر است ولی بنده در این موارد چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

40236
متن پرسش

طعم شیرین زندگی در مقاومت. هنوز به مرحله‌ای نرسیده‌ایم که بتوان نام آن را یک پیروزی کامل و تمام عیار گذاشت، اما همین که هیمنه قدرتهای جهان و منطقه را شکستیم و رؤیای شکست‌ناپذیری آنها را از ذهن دوست و دشمن پراندیم یک گام از پیروزی را طی کردیم. یکی از شگردهای دشمن برای شکننده‌کردن انسجام ملی و حمایت ملت از حاکمیت این است که به هر طریق ممکن لذت دست‌آوردهای ما را از ما بگیرد، نگذارد طعم لذت آسمان ستاره باران شده تلاویو و جهنم حیفا و جمعیت نماز جمعه خشم و نصر بر جانمان بنشیند. انتظارهای بزرگ خوبند، آرزوی نابودی اسرائیل به دست ایران اسلامی، یک آرمان حقیقی و محقق شدنی است اما کی و چگونه؟ صبر می‌خواهد و بصیرت. اینکه از اولین مواجهه جدی و صریح انتظار پیروزی نهایی را داشته باشیم ما را خسته و دلسردمی‌کند، موجب چند دستگی بین امت می‌شود، نسبت به مواجهه‌های بعدی دلسردمان می‌کند. استکبار جهانی، پیشینه‌ای حداقل ۳۰۰ ساله دارد از استعمارگری و اشغال قاره‌ها و کشورها آغازشده و حال به داشتن پایگاه نظامی در سراسر جهان رسیده و اسرائیل عصاره وجودی استکبار جهانی در گلوگاه تاریخ و جغرافیای سرنوشت ساز غرب آسیاست. جنگ بین ما و اسرائیل جنگ حق و همه جهان استکبار است، تجسمی از نبرد همیشگی حق و باطل. ما امت قویِ عزیزی هستیم اینکه در ما باورِ شکستن اسرائیل و امریکا شکل‌گرفته بالاترین قدرت است و عزیزیم چون نمی‌گذاریم اراده هیچ قدرت بیرونی بر ما نفوذ کند. پیروزی صبر می‌خواهد و صبر ما را لطیف می‌کند، صبر اراده ما را برای تحقق خواسته‌هایمان نافذ می‌کند. قرار نیست چند ماه بجنگیم پیروز شویم و بعد دوباره به زندگی برگردیم، قرار است مقاومت سبک زندگی ما شود قرار است هیولای استکبار در مقابل چشم مردم دنیا بپوسد و فروبریزد، حتی اگر به عصر عاشورایی هم رسیدیم ذره‌ای از باور ما کم نشود، ما امت مهدی (عج) هستیم و منجی عالم از امت ماست و این استقامت می‌خواهد. درست است که برای ترساندن خصم حتما به قدرت سخت نیاز داریم اما برای غلبه بر باطل ما روش خود را داریم، اگر جنس مقاومت ما از جنس قیام مهدی (عج) است، روش ایشان از کار انداختن سلاح‌های دشمنان است تا غلبه بر آنها با تکنولوژی برتر. این از کارانداختن از جنس نماز جمعه نصر و نماز جمعه خشم و نصر است، در عمل به جبهه باطل می‌گوییم حداکثر کاری که می‌توانی بکنی، کشتن است ما اینجا گرد هم آمدیم بیا موشک‌هایت را بریز، بعد؟ اگر الله را به ربوبیت خود برگزیدیم اگر نه فقط قوی بودیم نه فقط علیم؛ اگر امتی شدیم که الله را در همه اطوار و احوال زندگی خود جاری کردیم و بر این حال استقامت کردیم و هیچ تغییر و تحول ظاهری، از آتش‌بس و شهادت و حتی شکست ظاهری و موقت، بر ایمان ما اثر نگذاشت، خداوند ملائکه خود را بر ما نازل می‌کند که هیچ خوف و حزنی بر ما نیست. قدر این امتی که هستیم بدانیم مظلومان عالم دعاگوی ما هستند یتیمان غزه و لبنان از رشادت ما قد می‌کشند جوانان اروپا و امریکا از مواجهه ما و دولتهایشان به فکر فرومی‌روند. عَلَم امیرالمؤمنین و اولاد صالحش را ما به دست گرفته‌ایم. پرچم ایران و فلسطین و حزب الله و "چفیه" این نماد مقاومت در سراسر جهان بر سر دستها می‌رود. اگر ضعفهایی داریم جبران می‌کنیم، اگر به علم و تکنولوژی بالاتری نیاز داریم می‌سازیم، اگر پشتوانه معرفتی و تمدن‌ساز ما هنوز به فعلیت نرسیده و هنوز نظام اجتماعی و اقتصادی و سیاسی ما کاملا اسلامی نیست، می‌سازیم. اما حتما باید عظمت خود را برای هم روایت کنیم حتما باید به هموطنان‌مان بگوییم چقدر این ۱۲روز قشنگ‌تر شده‌بودید. چقدر دلم برای اینگونه با هم بودنمان تنگ شده بود ما دوباره از شهرها و غیرنظامیان هم شهید دادیم ما فریاد مرگ بر اسرائیل دهه نودی‌ها را تماشاکردیم و اشک شوق و شکر ریختیم. این عالی بود چشم همه ما به انگشت اشاره رهبر است. گوش همه ما به اذن جهاد و صلح اوست. سست نشویم به هیچ کس زیر لوای جمهوری اسلامی غُر نزنیم، با هم نزاع نکنیم که ما را سست می‌کند و از عظمت پرچم‌مان می‌کاهد. ملت ایران! همشهری! هموطن! عالی بودید. آغاز زندگی با رنگ و رونق مقاومتی پررنگ‌تر و جدی‌تر مبارکمان. سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار بعد از اعلام آتش بس، برخی از نیروهای انقلابی دچار یاس و سرخوردگی شدند، گویا قرار بود در همین مواجهه اسرائیل از صحنه روزگار محو شود و حالا که پیش از نابودی اسرائیل آتش بس از طرف ایران پذیرفته شد، ما به هدف خود نرسیده‌ایم. این متن را در این حال و هوا نوشتم. از توجه حضرتعالی ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه آنچه در رابطه با حاضر شدن در تاریخی که باید از دوگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» عبور کرد، در این نوشتار زده شده است. آری اگر به گفته جناب عالی صبر می‌خواهد و بصیرت باید نسبت به این دو حضور در تاریخی که پیش آمده بیندیشیم از آن جهت که ایران با هویت انقلاب اسلامی رقیب تمدن غربی شده، با جمع بین پیشرفت و معنویت و با بلوغی که در بستر نهضت کربلا و تفسیر آن پیش آمده است. 
در شرایط تاریخی که رژیم صهیونی در بستر مقابله با جمهوری اسلامی پیش آورد، به عبور از دوگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» و حاضرشدن در یگانگی بین «زندگی» و «مقاومت» بیندیشیم، امری که در کلام و سلوک رهبر معظم انقلاب همواره مطرح بوده است. آری! ما در مقابل خود تاریخی را می‌یابیم که در فرهنگ مقاومت برایمان پیش آمد و آن مرحله‌ای  از تاریخ ایران اسلامی شد و آیندۀ درخشانی که در این راستا در مقابل ملت ایران است.
چه زیبا است یگانگی بین «حق» و «خلق»، به همان معنایی که خداوند در وصف یگانگی ارادۀ پیامبر خود «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و حضرت ربّ العالمین فرمود: «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى» و این به یک معنا همان به ظهورآمدن ارادۀ مولایمان علی «علیه‌السلام» در جنگ خندق است که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در وصف کار آن حضرت فرمود: «ضَربَة عَلی یَوم الخَندَق اَفضَل مِن عِبادَة الثَقلین». و امروز ما در میدان یگانگی «زندگی» و «مقاومت» شاهد این یگانگی در بین مردم خود هستیم، به طوری که ارادۀ خود را ذیل ارادۀ الهی که نابودی رژیم صهیونیستی است احساس می‌کنند تا از تاریخ کربلا جدا نباشند. 
بحمدالله شرایطی پیش آمده است که در مقابله با رژیم صهیونی تا مرز مقابله با آمریکا جلو و جلوتر رفته‌ایم و این یعنی حقیقتاً وارد تاریخی شده‌ایم که تاریخ مقاومت است، در عین زندگی‌کردن، به جای جریانی که می‌خواهد ما را گرفتار دوگانگیِ زندگی و یا مقاومت کند، ما در یگانگی بین زندگی و مقاومت، در این زمانه می‌توانیم خود را معنا کنیم زیرا ما در مقابل یک تاریخ قرار داریم، تاریخی که مرحله‌ای از مراحل مهم تاریخ ایران اسلامی است. یگانگی «زندگی» و «مقاومت» که ما از کربلا آموختیم یعنی ما هرگز یقۀ جریان‌های متجاوز و ضد انسانیت را رها نمی‌کنیم وگرنه زندگی را گم کرده‌ایم. موفق باشید. 

40012

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامیم: من شرح صوتی فصوص الحکم شما را که گوش دادم، محی الدین در چند نوبت بیان کرده بود که فرعون مومن از دنیا رفته است. چند سوال دارم. لطفا اگر ممکن است، جواب همه آنها را بیان بفرمایید! ۱. آیا علامه جوادی آملی و علامه حسن زاده آملی آن را قبول کردند؟ ۲. اگر من حرف محی الدین در رابطه با فرعون را قبول کنم اشکالی دارد؟ با تشکر از زحمات شما استاد گرامیم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امور و در این مسیر که مسیر رجوع به افق‌هایی هست که باید  انسان در منظر خود با آن‌ها روبرو شود، سؤال کردن یعنی آن افق را به مفهوم، تبدیل نمودن. این مانند آن است که انسان بخواهد از نوری که او را فرا گرفته است، سؤال از نور کند، همان بلایی که حضرت موسی «علیه‌السلام» بر سر خود آوردند. در حالی‌که حضرت خضر «علیه‌السلام» در ابتدای راه، آری! در ابتدای راه و نه در سر کلاس؛ شرط کردند: «قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا» چنانچه خواستید در این راه قدم بگذارید، هیچ مپرس تا آن‌که آرام‌آرام «حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا» تا آن‌که نسبت به آن چیز آگاه و بیدار شوی. و غفلت از این موجب شد: «قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْرًا». موفق باشید

39942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: خدا قوت ۱. استاد عزیزم می‌خواهم اول ذی الحجه را چله نشینی کنم ولی اولین بارمه و بلد نیستم نیازمند راهنمایی شما هستم چه اصولی داره و چه فروعی داره؟ ۲. استاد احساس می‌کنم ترس لازم رو از حضرت حق ندارم لذا انگار که در باب خوف متوقف شده ام. اگه ممکنه راهنمایی بفرمایید. خداوند با حضرت امیرالمومنین علیه السلام هم نشین تان بفرماید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر هوا مناسب باشد و به زحمت نیفتید همین‌که قصد ۴۰ روز روزه داشته باشید و در عین حال، هر روز یک جزء از قرآن با تأمّل به معنای آن را دنبال کنید، و با انجام نمازهای نافله، ان شاءالله نتیجه می‌گیرید. موفق باشید

نمایش چاپی