سلام عليكم و رحمة الله: از حضرتعالی چندین متن و سخنرانی دیدم که در آن خطر «فرقه» شدن را بسیار برجسته فرمودید تا جایی که مسلمان شدن اهل کتاب را به دلیل اینکه مستلزم «فرقهای» شدن است کفر خواندید. ولی هر چه در سایت جستجو کردم تعریف محصلی از شما برای این واژه نیافتم. لطفا مشخصا بفرمایید مقصودتان از «فرقه شدن» چیست که آن را با کفر یکی میدانید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین که به جای نظر به توحید ادیان الهی به صرف قالبِ دینداری نظر شود، عملاً آن دین به فرقه ای در مقابل فرقه ای دیگر تبدیل شده است. حال در نظر بگیرید اگر یک مسیحی با توحیدِ حضرت عیسی «علیه السلام» به سر می برد و در دل همان توحید، توحیدِ اسلام را که همان توحید است با افقی عمیق تر مدّ نظر دارد دعوت کنیم به اسلام به عنوان قالبی از دینداری در مقابل قالب دینداری قبلی؛ عملاً او را به عبور از توحید دعوت کرده ایم. در این رابطه با توجه به سؤالهای بعدی، خوب است به آیات زیر توجه کنید که میفرماید: «لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقيمينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً ( نساء/۱۶۲
لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ. يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ (۱۱۳ و ۱۱۴ آل عمران) ملاحظه می کنید که در سوره نساء میفرماید راسخون در علم از اهل کتاب کسانی اند که علاوه بر ایمان به دین خود به آنچه بر پیامبر خدا نازل شده، ایمان آورده اند بدون آنکه لازم باشد وارد شریعت اسلام شوند و در عین حال در آخر آیه میفرماید أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً آنان را اجر عظیمی در پیش است. و همین نکته را میتوانید در آیه ۱۱۳ آل عمران ملاحظه کنید که همین جایگاه را برای مؤمنان واقعی از اهل کتاب قائل است یعنی همانهایی که به نور توحید پیامبرشان مستقر هستند و آنها را در آیه ۱۱۴ یعنی ادامه آیه قبل با وصف « أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ» یاد فرموده است. اینجا است که ملاحظه می کنید علامه طباطبایی این افراد از اهل کتاب را در جایگاه خود مسلمان به حساب می آورند به همان معنای «ان الدین عند الله الاسلام». و همانطور که خودتان متوجه هستید این اسلام به معنای فرقه ای در مقابل فرقه ای دیگر نیست بلکه تسلیم در مقابل توحید الهی است و مسلّم هر آن کس را که متوجه توحید الهی باشد «شاخ گل هرجا که می روید گل است» و این انسانها عملاً جایگاه توحید محمدی را پاس می دارند بدون آنکه لازم باشد به شریعت اسلام وارد شوند همان اسلامی که فرمود: «لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجا» فکر می کنم با توجه به آنچه گفته شد جواب دو سؤال بعدی خود را نیز گرفته باشید. و ابداً بحث پلورالیسم دینی در میان نیست بلکه بحث در حضور در توحید است در عین شدت و ضعف. البته این غیر از انتقادی است که اسلام به فرقه ای کردن بنی اسرائیل نسبت به دین خود دارند و قرآن مکرراً کار آنها را نقد می کند. موفق باشید
سلام خدا قوت: پرسشی دارم و البته به امید راهجویی و آن اینکه وقتی حرف از ادامه دادن خود در تاریخی که جلویمان است (و آن انقلاب اسلامی است) میزنیم، حرف از عالم داشتن و دیدن افق و نه صرفا اعتقاد داشتن و قبول داشتن است به میان میآید. به قولی بعد از امثال حاج قاسمها بود که دیدیم جهاد زندگی کردن است نه چیزی کنار زندگی. یعنی صرف قبول داشتن آقا آن شور و بودن را برای در میدان بودن و سلحشورانه آینده را رقم زدن به ارمغان نمیآورد. و باید آنچه ولی میبیند را ببینیم یا به قولی هم افق و هم عالمش شویم. نمیخواهم بگویم چگونه و چطوری و از این قبیل چیستیها که شاید بشود اینگونه هم پرسید. نمیدانم. چندین ماه و شاید ماههاست میخواهم بپرسم اما خودم را پس میزنم که پرسیدنی نیست. آری! جز به اشاره نمیتوان از عالم حاج قاسمها گفت. که درک میکردند. از طرفی به آسانی هم نمیشود از بیعالمی نجات پیدا کرد. غرض. گویا پیداست که از چه چیز بیچاره میشوم و پناهی جز نوشتن نمییابم. و گویا شما دستم را خواندهاید. مگر عالمداری با اینگونه نوشتن میشود. به خویشتن که مینگرم، آتش طلب را میبینم. اما آتش طلبِ طلب حاجقاسمها نه آن آتش و طلبی که جان ایشان را میگداخت و نشان از عالمی بود که دربرشان گرفته بود. آن آتشی که سید حسن آن طور از خدایی که سید علی نشانش داده بود سخن میگفت آن آتشی که حسن تهرانی مقدم را عاشق مبارزه با صهیونیست کرد و بود و نبودش بود. صبر چگونه است تا از بیعالمی بِرَهیم و «مژده بده مژده بده یار پسندید مرا» را به انتظار بنشینیم. گفتهها، توان بیان ناگفتنیها را ندارند و شما مرد خواندن نانوشتنیها هستید. یا علی مدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدید کافی است به خود آییم و خود را در تاریخی که آغاز آن با انقلاب اسلامی است احساس کنیم. حضور در آینده با درک زمانه و روشنکردن راهی که در پیش است، فراهم میشود و غفلت از حضوری که در پیش است، همان بیخردی و جهل و نشناختن زمانه است که در روایات از قول حضرت صادق «علیهالسلام» داریم: «عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ بَصِيراً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِه حَافِظاً لِلِسَانِه» لازم است بر عاقل كه نسبت به زمانه خود بصیر باشد و با پیشآمدها مطابق شأن و بصیرتی که دارد برخورد کند و حافظ زبان خود باشد تا مطابق زمانهاش سخن بگوید.
آیا جز این است که اهل نظر باید به امکانهای زمانه بیندیشند و در طلب چشمانداز آینده باشند؟ زیرا بدون آن چشمانداز، آینده معنا ندارد و گرفتار تکرار زمانه میشویم. به نظر میآید آینده انقلاب اسلامی، آیندهای است که در آن انسانها معنای دیگری به خود میگیرند ماورای انسانِ گرفتار پوچیها. عرایضی تحت عنوان «راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی» شده است که امید می رود تا حدی آن نوع حضور که از یک طرف حضور در جهان درونی خود می باشد و از طرف دیگر جضور در جهانی که جهان آینده است را در مقابل عزیزان بگشاید. در این رابطه از مطالعه کتاب «ما و راه کربلایی شهید رئیسی» از انتشارات سرای هنر و اندیشه سها غفلت نفرمایید. https://eitaa.com/soha_sima/4950 موفق باشید.
سلام: این چهار معنا را با مثال برای فهم قرآنی هر آیه توضیح میفرمایید در حقیقت توضیح علامه را متوجه نشدم فیض کاشانی روایتی را از امیرالمؤمنین نقل کرده که جالب توجه است. حضرت می فرمایند: «مَا مِن آيَةٍ إِلَّا وَ لَهَا أَربَعَةُ مَعَانٍ: ظَاهِرُ وَبَاطِنُ وَحَدٌ وَمَطلَعْ؛ فَالظَّاهِرُ التَّلَاوَةُ وَالبَاطِنُ الفَهمُ وَالحَدُّ هُوَ أَحكَامُ الحَلَالِ وَالحَرَامِ وَالمَطلَعُ هُوَ مُرَادُ اللَّهِ مِنَ العَبد بِهَا » هیچ آیه ای از قرآن، نیست مگر آنکه چهار معنا دارد یکی، ظاهر دوم، باطن سوم حد، چهارم مطلع. علامه طباطبایی در شرح این حدیث مینویسد: «ظهر» قرآن عبارت است از همان معنای ظاهری که در ابتدا به نظر میرسد و بطن قرآن آن معنایی است که در زیر پوشش معنای ظاهری نهان است حال چه اینکه یک معنا باشد یا معانی متعدد باشد چه اینکه به معنای ظاهری نزدیک باشد و چه اینکه دور باشد و یا اینکه بین آن ظاهر و این معنای دور معانی دیگری واسطه باشد اما حد قرآن عبارت است از خود معنا به معنای ظاهری و باطنی و مطلع قرآن عبارت است از معنایی که حد از آن طلوع میکند و آن باطن متصل به حد است.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر در این مورد کار آسانی نیست و احتمالاً باید به شرایط تاریخی مخاطبان نظر کرد. با اینهمه میتوان گفت احتمالاً روایت مذکور از دو زاویه به قرآن نظر انداخته. یکی زاویۀ دوگانۀ ظاهر و باطن که همان نظر به معنای اولیۀ آیه باشد و دیگر معنایی که با تدبّر به دست میآید. و در زاویۀ دیگر که بحث حدّ و مطلع را به میان میآورد، گویا منظور از حدِّ آیه همان معنای مشخصی است که بالتبادر به ذهن میآید و مطلع، معنایی است که پیرو معنای اولیه طلوع میکند و افقی را در مقابل انسان میگشاید. موفق باشید
سلام و عرض احترام و تسلیت شهادت امام جانم امام علی (ع). ببخشید مزاحم میشم، من مصباح الهدایه رو گوش دادم یعنی متوجه حقیقت نورانی اهل بیت هستم، میخواستم بدونم غیبت کبری امام زمان دقیقا چیه؟ درباره زمانی که ایشون ظهور کنن قبلا خوندم. میخواستم از خود امام زمان و نحوه ی حضور ایشون در زمان قیامت کبری (نه درباره زمان ظهور) بدونم چه کتابی از خودتون پیشنهاد می فرمایید؟ خیلی ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با تأمّل بر کتاب «بصیرت و انتظار فرج»، میدان اندیشیدن به موضوعی که میفرمایید را ان شاءالله بگشاید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/book/244?mark=%D8%A8%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%AA
سلام: مخلصم. میخوام بپرسم برای شروع من و خواهرم چی پیشنهاد میکنید؟ یکی از شاگرداتون اومده بودن محله ما یه اخوندی بودن. خوشم اومد از این مباحث خواهرم ۲۰ سالشه منم ۲۳ میخوایم دوتامونم کار کنیم تو اینترنت سرچ کردم این سایتتونو پیدا کردم. نمیدونم خودتون جواب میدید یا شاگرداتون. ولی به هرحال - از صفر صفر میخوایم یاد بگیریم از کف کف ما زیاد با سخنرانی مذهبی هم آشنا نیستیم حقیقتش ما یه آدم معمولی بودیم که تازه خوشمون اومده از این بحثها. خانواده مون هم مذهبی نیستند. میخوایم ریز ریز حقیقت رو بشناسیم جوری هم نباشه یه چیز سنگین بیفته جلومون زده بشیم. به قول اون حاج آقایی که اومده بودن اینجا خیلی سبک باشه و راحت البته ایشون یه کانال بهم معرفی کردن اسمش مطالب ویژه بود فکر کنم بنظرم سنگین بود برای ما - خیلی هم سنگین بود - ایشالا اون کانال بمونه بعدا. ظاهرا اون کانال برا ماها نیست. بازم ممنون از این شاگردای خوبتون. یا علی مدد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده به سؤالات کاربران محترم جواب میدهم. ان شاءالله با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که آقای استاد وحدتی در صوت خود شرح دادهاند بتوانید کار را شروع کنید. https://eitaa.com/tafakorism/79 و بعد از آن به سیر مطالعاتی سایت رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامیم: انسان کامل (امام معصوم (ع) مظهر اسم جامع الله است. انسان کامل الله را بصورت حضوری درک میکند. در علم حضوری خود معلوم در نزد انسان است. این حضور(اسم جامع الله) وقتی در قوه خیال فعال امام معصوم ع نزول میگیرد، به شکل انسان تجلی میکند. اگر مطالب بالا را درست فهمیدم میخواستم بدونم که این تجلی اسم الله (بصورت انسانی) در خیال امام معصوم (ع) همیشگی است یا آنکه هر وقت اراده کند، این اتفاق رخ میدهد؟ با تشکر از زحمات استاد گرامیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه از قرآن متوجه میشویم در مورد «حوری» میفرماید: «وَحُورٌ عِينٌ» و بعد میفرماید: «جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ» یعنی جزای آن عبودیت و اعمالی است که اولیای الهی و مقربین در دنیا انجام میدادند. و در این مورد باید فکر کرد. موفق باشید
با سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم🌹: استاد در باب موضوع حضور تاریخی هر فرد در عالم کنونی که صبحگاهان از خدمتتان پرسیدم، و از جنس این حضور که برایم ناشناخته است. امروز به لطف حق و برکت نور کلام شما متوجه مطلبی شدم که در باره صحت و سقم آن خواستم نظر حکیمانه شما را بدانم. آیا یافت این حضور همانند عالم خواب است که ما در خواب کاملا از عالم خود غافل هستیم در حالی که در آن حضور داریم اما چون بیدار می شویم متوجه عالم خود می گردیم و این توجه و حضوری که شما در کلامتان به آن اشاره می فرمایید آیا از همین جنس است؟ با توجه به حدیث پیامبر عشق و رحمت حضرت محمد (ص) که می فرمایید مردم در خواب هستند چون بمیرند بیدار می شوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با حضور تاریخی، بیشتر باید به روایاتی فکر کرد که بر زمانشناسی تأکید دارند مثل مباحثی که در کتابهای زیر مطرح شده است: کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی پیشِ رو» و یا در کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» در جلسه چهل و پنجم، با عنوانهای روح زمانه 499 و نقش روح زمانه 501 و تفاوت زمانه گرگ و گوسفند و ترازو 502 و برکات شناخت روح زمانه 505. هر دو کتاب در سایت قرار دارد. موفق باشید
یه سوال چند ساله توی ذهنم هست: اینکه سال ۹۰ حج عمره قسمتم شد قبل حج که سن حدودا ۲۰ سال رو داشتم الحمدلله با جزوه استاد همراه شدم و قبل از اعزام خیلی حال خوبی داشتم. همش اشک می ریختم و جزوه رو عاشقانه میخوندم. ولی وقتی وارد مکه و مدینه شدم مخصوصا مکه حال خوبم رو گم کردم. همش دنبال اون حس و ارتباطم با خدا میگشتم اما خیلی سخت بود. دچار بهت خاصی شده بودم. ان شاءالله اگر خدا کمک کنه امسال ثبت نام کردم برای حج واجب. میترسم برم ولی دست خالی برگردم. و اون ارتباط رو با خدا پیدا نکنم. اگر میشه جواب سوال من رو از استاد برام بگیرید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً جای نگرانی نیست. حضورها متفاوت است. ولی آنچه در عمق جان انسان در این موقعیتها پیش میآید نوعی از ایمان است که انسان نسبت به فرداهای خود حیاتی خاص را به همراه دارد و به همین جهت تا آنجا که ممکن است نباید از حضور در بیتالله الحرام کوتاهی کرد حتی اگر در همان زمان، همه آنچه که باید احساس کند را، احساس ننماید و به مرور و آرام آرام و حتی در ابدیت آن نوع ایمان برای انسان روشن میشود. موفق باشید
سلام علیکم و عرض ادب: آقا خیلی از اقبال لاهوری تعریف کرده اند. آیا شرحی بر آثار ایشان هست که مناسب باشد؟ مدتی است علاقه به آشنایی با ایشان پیدا کرده ام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آثار خوب جناب اقبال لاهوری اعم از شعر و نثر، نیاز چندانی به شرح آن نیست و البته اطلاعی از اینکه سخنان ایشان را کسی شرح کرده باشد، ندارم. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: در زمینه تجلی اسم جامع الله به صورت انسان در قوه خیال، من صوت های جهان گمشده در عالم خیال، حوری بهشتی در صوت های دخان، واقعه، و یک سوره دیگر که الان حضور ذهن ندارم را گوش دادم. اگر در باره همین مطلب (تجلی اسم جامع الله بصورت انسان در قوه خیال) اگر منابع دیگری از خودتان و دیگران اگر امکان دارد که معرفی بفرمایید! با تشکر از زحمات شما!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل و مبنای این مباحث را جناب ابن عربی در کتاب «فصوص الحکم» مطرح فرموده است که البته اگر به کمک استاد آن مطالب دنبال شود، نکات خوبی برای انسان پیش میآید. به هر حال نباید بین آینه بودن آن صورتها با حالت جسمانی و مادی بودن آن صورتها، خلط صورت بگیرد. موفق باشید
سلام: تحلیلی از حوادث اخیر اگر بیان بفرمایید ممنون. آتش بس برای من انگار مشابه قبول قطعنامه بود و شاید دچار بهتی شدم که بعضا رزمندگان آن دوران شاید مواجه شدند. فکر کنم قرار بود تا دست از غزه نکشیدند حزب الله نیز به حملات خویش ادامه دهد از سویی دیگر سوریه نیز باز دستخوش حوادثی شده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار است. پیشنهاد اولیه بنده نظرانداختن به عرایض اخیری است که تحت عنوان «آخرین دین و نظر به کبریایی پروردگار» https://eitaa.com/matalebevijeh/18153 . امید است مقدمهای باشد برای تفکر نسبت به تاریخی که تاریخِ نابودی ابرقدرتها است و اضمحلال رژیم صهیونیستی از درون و فعالترشدن هرچه بیشتر غزه از آن جهت که حرکت حزب الله در این ۴۰۰ روز عملاً مانع شد که رژیم صهیونیستی در غزه به اهداف خود برسد. و از این جهت زمزمه آتش بس با حماس در حال طرحریزی است. در این موارد باید با شکستی که رژیم صهیونیستی از حزب الله خورد، پیروزی جبهه مقاومت را در ادامه آن جبهه معنا کرد و به همین جهت ملاحظه میکنید که در راستای پیروزی حزب الله، حماس نیز جشن میگیرد. https://eitaa.com/yaminpour/3804
از سخنان جناب آقای دکتر سید رضا صدرالحسینی در برنامه جهان آرا تحت عنوان «هدف نیروهای نیابتی غرب از آغاز مجدد جنگ در سوریه چیست؟ » https://eitaa.com/jahanara_ofogh/3268 می توانید در این مورد استفاده کنید. موفق باشید
سلام خدا قوت: در ذیل پرسش شماره ۳۸۹۴۶ در تمام موارد اینچنینی و از این قبیل گرفتاریها، ارجاع به معرفتالنفس میدهید. شاید هنوز که هنوز است جایگاه معرفتالنفس و نحوه رجوع به آن مشخص نیست، البته به نظر بنده. زیرا برای خودم چقدر نگاه کردن سنگین است. طاهرزاده و امثال ایشان که رجوع به معرفتالنفس دارند، در وجود و بیکرانگیاش سیر کردهاند و راه را در وجود خویش در رجوع به معرفتالنفس یافتهاند. در لینک معرفی شده باز با ده نکته و شرح آن مواجه شدم. شاید این ده نکته را بد میخوانم یا تصور غلطی از شناختن دارم. نمیدانم! من هنوز اوراق نشستم تا همدرس شوم. قطعا شما هم میدانید و رنج و نشدنش را تجربه کردهاید که تغییر عالم و عوض شدن رویکرد بسیار مشکل است. چه کنیم تا این سختی ناامیدمان نکند. حال این بنده و شاید دیگرانی که پایمان لنگ است از این رفتن و از این سیر. شاید هم به قول شما در نقل از مولوی زکام دنیا شدهایم و بویی استشمام نمیکنیم. انتظار پاسخ نداریم. انتظار توصیه اخلاقی نداریم. غر هم نمیزنیم. از نشدن خسته میشویم و ملول و پر ملال. و باز قصه دلاک و تیغ کهنهاش یادمان میآید. به ما به اشارت بگویید که چه کنیم و چگونگی مواجهمان را، حتی چگونه خواندن کتابهای معرفتالنس را متذکر شوید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانند بسیجیان اصیل ذیل شخصیت رهبر معظم انقلاب به حضور تاریخی بیندیشید که با انقلاب اسلامی پیش آمده و وقتی مدّ نظرتان امثال حاج قاسم و شهید آوینی و حتی شهید یحیی سنوار قرار گرفت و در تاریخی که یک گروه، آری! یک گروه به نام حزب الله، استکبار در نماد رژیم صهیونیستی راشکست داد، وقتی چنین افقی مقابلتان گشوده شود، برای حضور بیشتر در آن تاریخ و در آن افق؛ باید انسان بیشتر از دیروز و با عمقی بیشتر شناخته شود و «معرفت نفس» در این رابطه شروع خوبی است. زیرا هنوز انسان و باز انسان باید فهمیده شود. موفق باشید
سلام علیکم: سالهای زیادیه روند رشد ظلمات را با دقت بررسی میکنم. مثلا از اواخر دهه هفتاد که مدرنیته مثل همیشه متجاوزانه، هجومی یکهویی آورد و چه زخم ها که نزد یا از حدود پانزده سال قبل که موضوع تقابل خیر و شر و ضعف و گمشدگی خیر و راستی بود تا به امروز که ظلمات با همه قدرت میپذیراند خیری وجود ندارد، هرچه هست بدی است و راهی جز آنقدر بدشدن تا پادشاهی بدان شدن نیست. از طرفی سالهاست چشمم روشن به زندگی است سرشار از خیر که براستی انقلاب اسلامی است، انقلابی که در شرح حقیقت آن ناتوانم ولی یابنده آنم. هرکدام سلوکی مد نظر دارد، ظلمات با استفاده از اسلام و ادیان دیگر یا ادیان ناآگاهان که همه بودنش منتهی است به آمریکایی شدن یا هر بودنی- سلوکش را گسترده- و با رسانه به این گسترش رسیده. در مقابل، انقلاب اسلامی که با قرآن- انسانیت- شهادت- علم-رابطه حاضر اهل البیت و پیامبر خدا- متذکر شدن همه ابعاد انسان، در حضور روز افزون است. نظر به این اسلام و رو برنگرداندن از آن- در عین آگاهی از خطرات بسیار زیاد، راهی است که فکر میکنم نامش را میتوان تقوا گذاشت. از نظر بنده تقوی یعنی «آگاهی و یافتن· بودنی در عین یگانگی در دنیا و عقبای خود و بودنی از طبیعت تا آسمانها». موانع نایل شدن به این یگانگی دینی برای بنده، اسرائیل با نفسانیت و خرش یعنی رسانه است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. حقیقتاً اگر انسان متوجه باشد که در دل غوغاهای رسانه و دروغهای پنهان آن چگونه باید خود را دریابد و مبرّا از اینهمه بدی در میدان دفاع از حقیقت حاضر شود؛ مزه تقوا را خواهد چشید. تقوایی که نور چشم اولیای الهی است. خوشا به حال آنانی که در طوفان ظلمات دوران توانستهاند و میتوانند با نظر به انوار الهی خود را جلو و جلوتر ببرند و مزه تقوا را به جانشان برسانند. موفق باشید
سلام علیکم: شما در جایی فرمودید که: رو مجرد شو مجرد را ببین. سوال اول: مگر نفس ما مجرد نیست؟ سوال دوم: چکار کنیم که مجرد شویم؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه به سوی حقیقت خود را از توهمات عبور دهیم، به مجردبودنِ خود نزدیک می شویم. موفق باشید
سلام جناب استاد عزیز و گرامی: اعیان ثابت حیوانات از کدام اسما منشا میگیرند؟ بعضی حشرات خودبخود از خاک و رطوبت بوجود می آیند. ببخشید آیا میشه برای جهان هستی یه لبه تصور کرد؟ ممنون از شما. افزون باد برکت شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال روح هر موجودی که در خاک به ظهور می آید، زمینه حضور روح آن موجود در خاک فراهم می شود زیرا خاک و رطوبت به تنهایی نمی توانند علت روح موجودات که درجه وجودی آن روح بالاتر است، بشود. موفق باشید
با سلام: آیا درست است که بگوییم خداوند جامع اسم ظاهر و باطن است. اما وقتی نوبت ظهور در یک مظهر میرسد، از این دو اسم فقط یکی از آنها یعنی یا ظاهر و یا باطن به آن مظهر، ظهور میکند؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. مانند نفس انسان و قوای نفس که در چشم به قوه بینایی، و در گوش به قوه شنوایی ظاهر میشود. موفق باشید
با سلام: آیا عینینت ذات با صفات ذاتی خداوند (که در احادیث آمده است)، همان سخن عرفا ست که میگویند وحدت عین کثرت است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق به اعتبار احدیت ذاتیاش همواره با همان احدیتش در نزد خود حاضر است و از این جهت علم او عین حیات او و اراده او عین سمع اوست. و این غیر از نسبت ما با او میباشد که در جلوات او به عنوان کثراتی که عین وحدتاند، او را مدّ نظر داریم. موفق باشید
سلام و عرض ادب: یک فرد معمولی و اصیل و مومن و بسیار تلاشگر را تصور کنید. تقریبا در تمام زندگی اش، در مسائل دینی کم توفیق بوده. مسئله اش خیلی عجیبه شبیه سحر یا اتفاقات عجیب. مثلا سالها قبل، گفت قصد دارد به قم برود تا پشت آیت الله بهجت نماز بخواند، یک هفته بعد آیت الله به رحمت خدا رفتند. یا بارها و بارها برای سفر زیارتی اقدام کرد و موفق نشد. هر بار تصمیم داشت قدمی بردارد به عجیب و مبهمی نشد. این مسئله بارها و بارها و بارها برایش در تمام ایام سال تکرار شد. گاهی جگرش سوخت و گریه کرد و گاهی وانمود کرد اتفاقی نیفتاده درحالیکه سخت پریشان خاطر بود. می خواستم بپرسم علت این بی توفیقی در امور دینی با دلایل عجیب و غریب در این فرد چیست؟ با دایمی و همیشگی بودن این بی توفیقی. با تلاش های فراوانش؟ علتش رو بگید و چه باید بکند؟ او به سالهای پایان عمرش نزدیک شده. آیا از سوی خداوند طرد شده و به دلش مهر خورده که اینطور میشه؟ چه راهکاری دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در موقعیتی که قرار داریم به عالیترین شکل بندگی خدا را داشته باشیم بدون اینکه ما برای خدا تکلیف معلوم کنیم، بلکه در تقدیری که از طرف خدا مقدّر شده است راضی باشیم. موفق باشید
سلام: کتاب معرفت نفس و نوع نگاه صدرایی و عرفانی باعث شده که من به نتایجی برسم. الف: به خواب اصالت بدهم. چون دنیای خواب اصل وجود و زندگی ما را می رساند. چون پس از مردن وارد عالم خواب میشوم. ب: شما در یکی از کتابهای خود گفتید که زمانی میرسد که این بدن مثالی نزولی که الان دارم، از بین میرود و جای آن را بدن مثال صعودی میشود. مگر نمیگویید که وجود مثالی فنا ناپذیر است پس چگونه بدن مثالی نزولی میمیرد ج: فرق عالم خواب با عالم مثال چیست؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت نفس انسان بدن خود را مطابق ملکاتش میسازد. موفق باشید
با سلام: در آیات و روایات هست که بعضی انسانها کور محشور می شوند. چگونه میشود که قوه بینایی که از شؤن نفس است از او گرفته شود؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور آن است که به حکم: «والامر یؤمئذ لله» عالم برزخ و قیامت، عالمی است که حق به صحنه میآید و معلوم است کسی که چشم حقبین با خود نبرده است؛ در آنجا نابینا میباشد. موفق باشید
سلام علیکم استاد خسته نباشید: ببخشید این حضور قلب در نماز، از کجا بفهمیم مشکلمون چیه که نمیتونیم توجه کامل به حضرت حق (عز و جل) داشته باشیم، با اینکه سعی مون بر مراقبه از اعماله روش پیدا کردن مشکلِ خودمون چیه؟ ما رو توی نماز شبتون دعا کنید. یا علی
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه نسبت به معارف توحیدی عمیقتر شویم، حضور ما بخصوص در نماز بیشتر میشود. تلاش برای معرفت توحیدی از طریق معرفت نفس راه خوبی است. موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد عزیز: آیا میتوان گفت: همه چیز اعم از هرچه ظاهر است و هرچه باطن است و هرچه بودی دارد خدا هستند؟ (این شکل الله مجموعی میشود؟) آیا مقام احدیت و عماء غیر از همه چیز است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً چنین چیزی نمیتوان گفت زیرا حضرت حق کمال مطلق است و هر آنچه غیر اوست در فقرِ مطلق میباشد. تنها اوست که اوست. مقام احدیت مقامی است که همه چیز در او مستغرق است. موفق باشید
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگویم شرح درد اشتیاق. آیا براستی حوزه خود را فراموش نکرده؟ مگر جای نورانی شدن نبود؟ مگر جای طلب درس از صاحب نفسان نبود؟ دردم را به کجا برم؟ طبیب رفته!!! براستی علم همان علمست که بوده و هست؟ و امروز هم میتوان فلسفه را آموخت؟ فقه و اصول را بزبان آورد؟ و یا نه! مسئله دیگری مطرح است؛ فلسفه گفتن علامه طباطبایی و درس فقه امام نیاز است!؟ آیا حوزه زنده به صاحب نفسان نبوده که علم را زنده میکرده؟ و امروز که آه و صد آه! منِ رو سیاهِ تشنهٔ جرعه ای از حقیقت و زندگی، میان این مردگانِ متحرک از نفس نیوفتم چه کنم؟ ۲. آیا تزکیه یک تفکر است؟ یک احساس نیاز به تغییر است؟ و یا باید یک سیر عملی را پیش گرفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مشکل را در تهاجمی بدانید که زمانه سخت تحت تأثیر فرهنگ مدرن قرار گرفته، ولی راه حل، همان حضورِ فعّال در همین حوزههای علمیه است با آن میراث فرهنگی بزرگ و موضوعاتی مانند قرآن و روایات که در دل همین دروس رسمی مدّ نظر دانش آموختگان حوزه قرار میگیرد تا جوابگوی آینده بشری باشیم که ظرفیتی بیش از ظرفیت انسان دیروزین دارد. اینجا است که دانشآموختگان حوزه باید متوجه آن باشند و رهبر معظم انقلاب در صحبتی که اخیراً با مبلّغین داشتند متذکر این امر و حساسیت شناخت مخاطب شدند. موفق باشید
با سلام: اگر فقط یک وجود هست و کثرت در مظاهر وجود است، آیا در این جا عین وجود هم جزء مظاهر وجود است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین وجود، خودِ وجود است دیگر معنا نمیدهد خودش مظهر وجود باشد. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز شرمنده مزاحمتون می شم یک ینده خدایی مدت 3 سال که در حد توان روزه می گیره روزی تقریبا 50 رکعت نماز می خونه و شب ها هم یک جز قرآن همراه با توجه در معانی ولی هیچ پیشرفت معنوی نداشته منظور این است که حب دنیا در وجود ایشان کم نشده کینه ها حسادت ها و طمع و .... همچنان وجود داره و خلاصه کنم فقط ظاهرا روزه بوده و ظاهرا نماز خونده تقریبا از 27 سالگی با آثار شما آشنا شده الان 34 ساله هست و از مریدان شما و حضرت امام خامنه ای چه راهکاری برای ایشون تجویز می کنین ؟ می ترسد که روزی ابن ملجم مرادی شود و موقع مرگ کافر از دنیا برود
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عجله نباید کرد و همانطور که در روایات ما تأکید میشود باید هرچه بیشتر معارف توحیدی خود را از طریق رشد عقل، عمق بخشید تا عبادات ما نتیجه بیشتری حاصل کند. پیشنهاد میشود به سخن امام کاظم«علیهالسلام» که اخیراً عرایضی در شرح آن شده است، رجوع فرمایید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/13028
