سلام: شما چندین بار گفتید در قران هیچ کجا به اهل کتاب نگفته بیایید و مسلمان شوید، خب درست ولی در آیه ۸۵ سوره ال عمران میگوید هر کس دین غیر اسلام انتخاب کند از زیانکاران است. توضیح فرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی همانطور که حضرت علامه طباطبایی میفرمایند منظور از اسلام در آیه مذکور، تسلیم است «هوالتسلیم». و ایشان در این رابطه شواهد خوبی را آوردهاند که شایسته است به آن نکات و آن شواهد رجوع شود. موفق باشید
با سلام خدمت استاد بزرگوارم: در رابطه با سوال ۳۹۷۱۱ به نظر می آید جواب دقیقی نداده ام. به نظر شما آیا باید، احد در مرتبه احدیت را به عنوان ذات در نظر بگیرم یا اسم جامع الله در مرتبه واحدیت را؟ با تشکر از استاد گرامیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این رابطه میتوان حضرت احدیت را به عنوان ذات در نظر گرفت. که اسماء در آن مقام مستغرق می باشند به احدیت ذات. موفق باشید
سلام و ادب و احترام: آیا می تونم از جوابتون به سوال 39692 نتیجه بگیرم که «وجود مشکک است ولی نه مبتنی بر ذاتش، بلکه به اعتبار ظهوراتش»؟ یعنی وجود حقیقتا همچنان مشکک به طور غیرذاتی است؟ یا اصلا مشکک نیست ولو غیر ذاتی؟ و سوال دوم اینکه خود قالب ها که وجود به طور مشکک از اونها ظهور کرده، از وجودند و بدون وجود، چیزی نیستند پس به نوعی مندمج در ذات هستن ولو اینکه در ذات چنین تفکیکی نیست؟ آیا برداشتم درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر بنده «وجود» در ذات خود مشکک است و هرچیزی که مشکک باشد، وجهی متعالی دارد که ذات آن چیز است مانند «حیات» که در عین شدت و ضعفداشتن، بالاخره مبتنی بر عین حیات است. ۲. آری! هرچیزی که جنبۀ وجودی دارد، مشکک میباشد مانند همان حیات و یا علم. و این برعکسِ ماهیات است. موفق باشید
سلام استاد عزیز: نظرتان در مورد امام محمد غزالی و کیمیای سعادت و کتب دیگر ایشان چیست؟ آیا ایشان یک عارف و صوفی واصل هستند یا یک متکم یا معلم اخلاق؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بیشتر، یک معلم اخلاقاند و در تدوین کتاب «احیاء علوم الدین» زحمت زیادی کشیدهاند که ارزش خواندن دارد. موفق باشید
با سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: با توجه به آیه ای در سوره بقره: «واتقوالله ولیعلمکم الله»، اگر کسی تقوا کند، خداوند معلم آن شخص میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نور تقوا خداوند بصیرتها و آگاهیهایی را به انسان عطا میفرماید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: در بیانات شما آمده است که عشق در موطن خیال شکل میگیرد. از سوی دیگر ما امامان معصوم (ع) را در دعاهایی که از آنها به ما رسیده است میبینیم که چگونه عاشقانه با خداوند متعال راز و نیاز میکنند. میخواستم بدونم که این دعاهای عاشقانه را معصوم (ع) در خیال نورانی اش با خدا انجام داده است؟ با تشکر از زحمات شما استاد بزرگوار!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض شد؛ قلب، محلِ محبت به حقایق است که آن اتصال خیال نورانی نفس است با حقیقت که عنوان قلب بدان اطلاق میشود. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و مهربانم! نمیدانم که چرا هروقت توبه میکنم کار برعکس میشود. میخواهم کینه را کنار بگذارم انگار یک وزنه سنگین به پایم میبندند. درباره حسادت هم همینطور و.... اما وقتی در حالت توبه نیستم اعصابم راحت تر است. وقتی توبه میکنم دچار عدم تعادل میشوم. میخواهم مثلاً غیبت نکنم، اما بر عکس بیشتر غیبت میکنم و... آیا این حالت طبیعی است؟ برای عبور از این حالت و توبه را نشکستن باید چکار کنم؟ با تشکر از زحمات شما استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته مولوی: ۱. «آب گل خواهد که در دریا رود / گل گرفته پای او را میکشد» اگر کسی قصد عبور از کثرت به دریای وحدت نداشته باشد که متوجهی اینهمه خیالات که در درون او بود نمیشود! به گفتهی مولوی باید رنجها و بلاها کشید و خون دلها خورد تا روح، از این کثرات آزاد شود. گفت: «بس بلا و رنج بایست و وقوف / تا رهد این روحِ صافی زین حروف. این حروف واسطه ای یارِ غار / پیش سالک خار باشد خارِ خار» . عمده آن است که متوجه باشید هر وقت که انسان اتفاقاً پای در راه گذارد، مشکلاتش که پنهان بود، آشکار میشود و این خود، نشانهی در راهبودن است. باید با صبر و پشتکار از این مشکلات عبور کرد. ۲. هر اندازه انسان متوجۀ نور توحیدی باشد که مقابل او گشوده شده، بهتر نسبت به عبور از گناهان مصمم میشود. موفق باشید
سوالم از خود این است؛ در دل نیهیلیسم چگونه میخواهی ادامه دهی؟ تمام جانم در برابر این سوال بیرمق است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان « راز نیستانگاری دوران و راه عبور از آن» https://lobolmizan.ir/sound/1363?mark=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C شده است خوب است که به آن مباحث، نظر بفرمایید. موفق باشید
سلام استاد گرامی: آیا میتونیم حضرت محمد رو در نظرمون مجسم کنیم. با توجه به اینکه ایشان انسان کامل است و ظهور و تجلی الله است. انگار داریم با خود خدا حرف میزنیم با حالا با خدا حرف بزنیم. نه اینکه داریم با حضرت محمد حرف میزنیم. مثلا در ذهن بگیم من فدای تو بشم در این کار منو راهنمایی کن. ولی میدونیم که اون خدا هست ولی نیست و حضرت محمدم هست. یعنی چون یکی شدن روحشون. در واقع اینجوری موقع حرف زدن با ایشون خود خدا مخاطب انسان و روبروی انسانه. نمیدونم تونستم منظورم رو برسونم؟ بالاخره روح محمد و خدا که از هم جدا نیست که با خدا جداگانه حرف بزنیم. نمیدونم چرا من اینجوری تصور میکنم و با خدا به این روش حرف میزنم. با توجه از شناختی که از دین پیدا کردم طی سالیان. شاید اشتباهه. من امکان دیدن استاد حضوری ابدا ندارم، که کارم اینطور بسیار راحت تر میشد. هر چه خودم تفکر کنم یا کتابی بدستم برسد. عذر میخام که وقتتون رو میگیرم. التماس دعا. خواهش میکنم بنده را دعا کنید تا به نتیجه برسم ان شاءلله
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم، مبنای توحیدی توجه به سیرۀ اولیای الهی است که همان انوار هدایت ربّ العالمین میباشد و میتوان در شخصیت آن عزیزان، راههای قرب الهی را پیدا کرد و در این رابطه است که در معرفی آنان گفته میشود «هُمُ السّبیل» آنان راههای رجوع به خداوندند. عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» همراه با شرح صوتی آن شده استhttps://lobolmizan.ir/book/82?mark=%D8%AD%D8%A8. موفق باشید
سلام: جلسات جوان و انتخاب بزرگ در مطالب ویژه ادامه دارد ان شاءالله؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید از خود آقای وحدتی سؤال کرد که چه برنامهای دارند@vahdatifar . موفق باشید
« نیست در عالَم ز پوچی تلخ تر». سلام استاد: وقت بخیر. چرا برخی از کتاب ها هر روز بیشتر از دیروز با انسان سخن دارند؟! بنده با اینکه شمارش مطالعهی کتاب آشتی با خدا از دستم در رفته، ولی امروز که دوباره بعد از یک احساس پوچی و بی آیندگی و بی تاریخیِ تلخی که گرفتارش بودم به این کتاب رجوع کردم، گویا تماماً از نو نوشته شده بود! لذا حیرت کردم. و به لطف خدا احساس کردم دوباره در حال تولد و زنده شدن هستم. لعنت بر بی آیندگی و بی تاریخی😕
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! گفت: «بیا ای دل که امشب در بکوبیم / بیا این بار محکمتر بکوبیم». این نوعی بازخوانی به حساب میآید که در آن قرار گرفتهاید و برای ادامه راهی که در پیش است امر مبارکی است. موفق باشید
سلام استاد طاهرزاده: خوبید شما؟ برای اینکه بخوام جلسات حضوری آقای مهدی وحدتی رو برم تهران هستن؟ جلسه دارند؟ چجوری باید ارتباط بگیرم؟ تهران خیلی قحطیه حاج آقا. تهران خیلی جای مباحث شما خالیه. خیلی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیدی ایشان این است. @vahdatifar می توانید با ایشان تماس بگیرید
سلام علیکم: وقتی حضرت عیسی علیه السلام مریضی را شفا میداد و مردم میدیدند. آیا هم عیسی علیه السلام و هم مردم اسم شافی را میدیدند؟ فرق حضرت عیسی علیه السلام و مردم در این مورد چه بود؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر کسی بانظر به معارف اسلامی متوجه اسم شافی باشد؛ آن را در آینه ظهور اسم شافی می یابد، نه اینکه اسم شافی یک پدیده قابل حس باشد و مانند محسوسات دیده شود. موفق باشید
با سلام: آیا اسم ولی معادل اسم الله است؟ اگر جواب آری است، آیا علی (ع) مظهر آن است؟ آیا میتوان گفت امام خمینی (ره) هم مظهر اسم ولی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت «الله» به حکم «الله ولی الذین آمنوا» در جامعیت خود ولیّ اهل ایمان میباشد و اولیای الهی یعنی پیامبران و ائمه مظهر ولایت الهیاند و ذیل آنان، علمایی که در جامعیت معارف الهی و هویت ایمانی قرار دارند. موفق باشید
چگونه می توان «سرمایه» بود برای کشور؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در کنار کسب معارف و تواناییهایی که انقلاب اسلامی و کشور نیاز دارد خود را بپرورانیم و در هر کجای این کشور توحیدی بدان نیاز باشد، حاضر شویم؛ عملاً برای کشور سرمایه خواهیم بود. مهم آن است که خود را آماده رفع مشکلات جامعه و تعالی روح معنوی انسانها بنماییم. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: در خصوص چگونگی حضور نرم تمدنی زنان خواستم افکاری را که در طی برخوردی از ذهن بنده می گذشت با جناب استاد در میان بگذارم. چندی پیش در متروی شهر بزرگی در اروپا نشسته بودم که توجهم به خانواده ای جلب شد که تازه وارد مترو شدند. زن اروپایی به همراه دو دخترش با حجاب و پوشش کامل اسلامی. آری گاهی حجاب، بیشتر جلب توجه می کند ولی نه جلب توجه از نوع تحریک، بلکه از آن حیث که در جامعه ی عموماً بی حجاب که اغلب نوع پوشش با هدف تحریک انتخاب می شود، یک زن باحجاب وقاری خاص دارد که آن وقار ناگهان توجه انسان را به خود جلب می کند. لحظه ای در فکر فرو رفتم که چه چیز باعث می شود که یک زن غربی در قلب اروپا اینقدر نسبت به مسئله پوشش و حجاب خود اهتمام بورزد و بخواهد در قامت یک زن مسلمان باحجاب در جامعه حاضر شود!؟ و اینکه آن چیز هر چه هست، آیا می تواند باعث حجاب اختیاری دختران و زنان در جامعه ما نیز بشود؟ و این پرسش مهمتری بود که به ذهنم خطور کرد و اینکه رسیدن به جواب صحیح این پرسش شاید بتواند راه گشایی برای فرهنگ سازی و حل مسئله حجاب در جامعه ما باشد. به نظر بنده حجاب کامل یک زن اروپایی آنهم در جامعه غربی به هیچ وجه نمی تواند به خاطر رفتن به بهشت یا ترس از جهنم باشد. و این احتمال هم که مثلاً اینگونه پوشش بخاطر مصون ماندن از نگاه های جنسی باشد هم زیاد واقع بینانه نیست. چون با پوشش کمتری هم در جامعه غرب میتوان از جلب نگاه های ناصواب در امان ماند. ولی چرا در این تاریخ یک زن اروپایی به صورت کاملاً اختیاری و خود خواسته حجاب و پوشش کامل اسلامی را بر میگزیند؟ در واقع اگر بخواهیم عمیق تر شویم، احتمال می رود این زن اروپایی با ظاهر شدن در پوشش اسلامی، بیشتر از اینکه پیدا نبودن موهایش برایش مطرح باشد حضور یافتن در هویت و در قامت یک زن مسلمان برایش اهمیت دارد! ولی در مقابل چه؟ درست در مقابل هویت زن غربی مدرن که طرز پوشش ابزار گونه او را مد زمانه و سیستم حاکمیت با مبنای اصالت لذت و با هدف تحریک بیشتر توسط تبلیغات گسترده تعیین می کند و بدتر از همه اینکه سیستم حاکمیت غرب به این زن توهم آزادی هم میدهد، در صورتی که این زن در همان هویتی ظاهر میشود که حاکمیت جهان غرب برای او تعریف و به او القاء کرده است. پس ظاهر شدن در پوشش کامل اسلامی توسط یک زن در جامعه غربی در وحله اول «لا گفتن» به هویت از پیش تعریف شده زن مدرن است و در وحله بعد «الا گفتن» در اختیار کردن پوشش زن مسلمان به عنوان هویتی که حاکمیت جهان غرب از آن هویت هراس و با آن دشمنی دارد، چراکه درست در سمت مقابل هویت زن مدرنی است که با ملاک های مادی تعریف می کند و نیست انگاری و قائل نبودن به حقیقت جزو لاینفک آن هویت می باشد! پس در این تاریخ ظاهر شدن در هویت و قامت یک زن باحجاب مسلمان اگر با بصیرت کامل باشد یک نوع مبارزه است با ملاک های ارزشی تمدن مادی غرب و سبک زندگی که دارد به بشر و بخصوص به زن تحمیل می کند تا به منافع و مطامع خود برسد! از طرف دیگر شاید مهمتر از حجاب بیرونی، حجاب درونی و محجوب بودن شخصیت یک انسان است که زن و مرد هم ندارد که اتفاقا فرهنگ غربی با آن هم کاملاً سر ستیز دارد. با شرم و حیا داشتن، با ساده زیستن، با قانع بودن، با زیاده خواهی نکردن و حریص نبودن. فرهنگ مادی غرب نه فقط با حجاب که با همه این ارزش ها سر ستیز دارد. پس در این تاریخ که تاریخ تقابل فرهنگ مادی مدرنیته با جهان بینی توحیدی است، یک زن محجوب ساده زیست باشرم و باحیا که اهل تجملات و تشریفات نیست و قناعت را دوست دارد و به فرزندان خود نیز این ارزشها را منتقل می کند تنها با بودن خود و اینگونه زیستن خود دارد در این تاریخ یک نوع جهاد فی سبیل الله می کند! نوعی از جهاد که توانایی و نقش یک زن بخصوص در حوزه تربیت فرزند و انتقال ارزشهای توحیدی در آن بیشتر از مردان است. آیا می شود اینگونه زیستن یک زن را ذیل حضور نرم تمدنی او در این تاریخ دانست؟ و پرسش بعدی اینکه آیا می توانیم به وضعیت کنونی حجاب در جامعه مان این نگاه خوش بینانه را داشته باشیم که این وضعیت می تواند یک دوران گذاری باشد برای به ظهور آمدن زنان با حجاب در آینده ولی نوعی حجاب خودخواسته که با رسیدن به بصیرت و عمق نگاه بیشتر نسبت به پوشش و حجاب اسلامی اهتمام می ورزند؟ همانطور که در جامعه غرب ما شاهد ظهور هر چه بیشتر این زنان هستیم؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: جای بسی خوشبختی و خوشوقتی است که به این خوبی متذکر حضور نرم تمدنی زنان شدهاید و اینکه وجه نهایی حجاب چگونه حضوریافتن در عرصهای است که عرصۀ سیطرۀ معنای پوچ فرهنگ غربی در قالب «مُد» نیست، بلکه حضور هوشیارانهای است تا زنان ما برای آنکه خودشان باشند، حجاب را انتخاب میکنند. امری فوق فرار از آتش جهنم، بلکه نظر به بهشتی که در اکنون خود «حیا» را در زنان ما زنده نگه میدارد و حقیقتاً همانطور که فرمودهاید این نوعی جهاد فی سبیل الله است تا مانند مجاهدان، تاریخ دیگری گشوده شود که تاریخ سیطرۀ فرهنگ خودنمایی و ستیز با آرمانهای انسانی نیست. مباحثی که تحت عنوان «زن و حضور نرم تمدنی» https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%88%20%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1%20%D9%86%D8%B1%D9%85&tab=sounds آغاز شده با توجه به این امر است که زنان ما متوجه باشند با حجاب خود میتوانند در جبهۀ مقاومت، حضور نرمی را به میان آورند که نوعی انتخاب است از جنس انتخاب انسانهای بزرگ که نمیخواهند و نمیخواستهاند خود را با انواع روزمرّگیها نابود کنند. زن و حضور نرم تمدنی، نوعی از حضور است با نظر به چشماندازی که «حجاب» و «حیا» انتخابِ حیات برتر و متعالی به حساب میآید مانند همان خانمی که از او گفتید که چگونه با انتخاب حجاب خود در دل اروپا معنای فاخری را در خود محقق کرده بود. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیزم: درابتدای آیه مبارکه ۱۴۸ سوره بقره: «و لکل وجهه هو مولیها...» علامه مرجع ضمیر هو را «کل» می دانند. نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب علامه طباطبایی «ولکل وجهه هو مولیها»: و برای هر گروهی قبله ای است که بدان رومی کنند.«وجهه» به معنای هر چیزی است که انسان به آن رو می کند و متوجه آن می شود، مانند قبله، و هر جمعیتی مطابق مصالحشان قبله ای دارند که امری اعتباری و قرار دادی است و این امر حکمی تکوینی و لایتغیر (تغییرناپذیر) نیست، پس بحث و جنجال در باره آن از دسائس و فتنه های اهل کتاب در هرزمان می باشد و نباید مسلمانان بیش از این، این مسأله را تعقیب کنند، «فاستبقواالخیرات»: پس بسوی نیکی ها بر یکدیگر پیشی بگیرید، یعنی به سرعت به سمت خیرات بشتابید، «این ما تکونوا یات بکم الله جمیعا ان الله علی کل شی ءقدیر»: هرجا باشید خدا همه شما را می آورد، همانا خدا بر هر امری تواناست، پس خدا بزودی همه شما را در قیامت جمع می کند و آن روزی است که هیچ شکی در آن نیست.
این آیه در حقیقت پاسخى به قوم یهود است که دیدیم سر و صداى زیادى پیرامون موضوع تغییر قبله به راه انداخته بودند، مى گوید: «هر گروه و طایفه اى قبله اى دارد که خداوند آن را تعیین کرده است.» «و لکل وجهة هو مولیها».
موفق باشید.
سلام خدمت استاد گرامی و عرض خسته نباشید: راستش استاد روشی خلاقانه به ذهنم رسید که بنده به هوش مصنوعی دیپسیک، قسمتی از یک کتاب را ارائه دادم، و درخواست ساختن داستانی را از اون قطعه کتاب کردم. یعنی اینجوری درخواست دادم که مثلا قطعه ای از کتاب تفسیر نور استاد قرائتی در شرح بسم الله رو به اون دادم و گفتم داستانی بساز و عیناً همین جملات را در اون بکار ببر. ودیپسیک با سرعت داستانی با آن جملات ساخت و تحویل داد. حالا بنده سوالم اینه که آیا ساختن چنین داستانهایی وبا این روش اجازه هست؟ بنده هدفم گسترش و معرفی دین اسلام به کودکان و نوجوانان بر اساس داستان خوانی است. الان به نظرم اومد شاید در شأن قرآن نیست که بخواد آیه به آیه داستان بشه و همون تفسیرهای رسمی با همان نوع چاپ بهتر و ارجح است. پس دست نگه داشتم. یکی از داستانها رو ملاحظه بفرمایید: روزی روزگاری، در شهر کوچکی که آسمانش همیشه آبی بود، پسر جوانی به نام امید در حالی که برگی کاغذ را محکم در دستش فشرده بود، پا به کلاس درس استادش گذاشت. استاد، مردی حکیم و دانا بود که موهایش به سفیدی برف بود و نگاهش آرامش بخش. امید با اضطراب گفت: «استاد، من برای ساختن زندگی جدید و شروع کسب و کارم برنامهریزی کردهام، اما میترسم مبادا راه را اشتباه بروم. نمیدانم چطور باید آغازش کنم.» استاد با لبخندی آرام گفت: «پسرم، هر راهی را که میخواهی بروی، از همان نخست باید نشانگر مسیرت باشد. به یاد داشته باش که «بسم اللَّه» نشانگر رنگ و صبغه ى الهى و بیانگر جهت گیرى توحیدى ماست.» امید با تعجب پرسید: «یعنی فقط گفتنش کافی است؟» «هرگز!» استاد پاسخ داد. «این کلمات، رمزی بزرگ در خود دارند. بدان که «بسم اللَّه» رمز توحید است و ذكر نام دیگران به جاى آن رمز كفر، و قرین كردن نام خدا با نام دیگران، نشانه ى شرك. نه در كنار نام خدا، نام دیگرى را ببریم و نه به جاى نام او.» او ادامه داد: «اما این فقط آغاز ماجراست. اگر میخواهی کارت پایدار بماند، باید بدانی که «بسم اللَّه» رمز بقا و دوام است. زیرا هرچه رنگ خدایى نداشته باشد، فانى است.» امید که کمکم اضطرابش جای خود را به کنجکاوی میداد، جلوتر آمد. استاد با نوازش ریش سفیدش ادامه داد: «از همه مهمتر، این کلمه، کلید رابطه تو با خداست. «بسم اللَّه» رمز عشق به خدا و توكّل به اوست. به كسى كه رحمان و رحیم است عشق مى ورزیم و كارمان را با توكّل به او آغاز مى كنیم، كه بردن نام او سبب جلب رحمت است.» «اما من گاهی احساس غرور میکنم، استاد. فکر میکنم خودم همه چیز هستم.» استاد خندید: «پس به همین دلیل است که به آن نیاز داری. «بسم اللَّه» رمز خروج از تكبّر و اظهار عجز به درگاه الهى است. و وقتی از تکبر خارج شدی، تازه میتوانی راه بندگی را شروع کنی. پس به خاطر بسپار که «بسم اللَّه» گام اوّل در مسیر بندگى و عبودیّت است.» نگاه امید پر از امید شده بود. استاد افزود: «و در این راه، دشمنی هست به نام شیطان که میخواهد تو را گمراه کند. اما مطمئن باش که «بسم اللَّه» مایه فرار شیطان است. كسى كه خدا را همراه داشت، شیطان در او مؤثّر نمى افتد.» «پس اگر کارم را با نام او شروع کنم، مقدس میشود؟» «دقیقاً! «بسم اللَّه» عامل قداست یافتن كارها و بیمه كردن آنهاست. و فراموش نکن که با گفتن آن، در حقیقت به پروردگارت میگویی: «بسم اللَّه» ذكر خداست، یعنى خدایا! من تو را فراموش نكرده ام.» استاد ادامه داد: «و این جمله، نیت پاک تو را نیز فریاد میزند. «بسم اللَّه» بیانگر انگیزه ماست، یعنى خدایا هدفم تو هستى نه مردم، نه طاغوت ها ونه جلوه ها و نه هوس ها.» امید شگفتزده شده بود از عظمت این عبارت کوتاه. استاد برای تأکید بر بزرگی آن، حدیثی نقل کرد: «ای امید، به یاد داشته باش که امام رضاعلیه السلام فرمود: «بسم اللَّه» به اسم اعظم الهى، از سیاهى چشم به سفیدى آن نزدیك تر است.» امید با قلبی آرام و روحیۀی جدید از کلاس خارج شد. او حالا میدانست که چگونه و با چه نیتی باید راه جدید زندگیاش را آغاز کند. جملات مذهبی بکار برده شده در داستان عینا جملات تفسیر نور استاد قرائتی است بدون ذره ای تغییر ولی طرح کلی داستان کار خود هوش مصنوعیه. این هوش مصنوعی بسیار خلاقانه طراحی شده و شما هر داستانی با هر موضوعی بخوایید بهتون تحویل میده. چه خوب بود عزیزانی که در این رشته دستی دارند و دغدغه ی اسلام رو دارند، چنین هوش مصنوعی بسازند که کاملا منطبق با عقل و منطق و اسلام باشه و کاربردی. نمیدونم این هوش مصنوعی رو میشناسید یا نه هر سوالی ازش بپرسی جواب میده ،حتی اگه از اون بخای تاریخ فلسفه ی غرب رو برام شرح بده شرح میده. طراحی چنین هوش مصنوعیی توسط اهل فن اسلامی خودش میتونه به تنهایی یک دانشگاه باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که هوش مصنوعی چیزی جز مجموعۀ اطلاعاتی که در میدان فضای سایبری به آن داده شده است؛ را با شما در میان نمیگذارد و این غیر از آن است که گمان کنیم هوش مصنوعی به قدرت خودآگاهی رسیده. و فهم این موضوع موجب میشود تا ما انتظارمان از هوش مصنوعی آن نباشد که مثلاً معلم و راهنمای ما گردد. آری! اطلاعاتی که به آن داده شده است را به نحو فوق العادهای در کنار هم قرار میدهد که انسان به راحتی نمیتواند چنین توانایی را داشته باشد، ولی چیزی جز همانهایی که به او دادهاید را تحویل نمیدهد. استاد احمد واعظی در رابطه با عدم خودآگاهی هوش مصنوعی نکاتی را در هماندیشیِ پنجم سلسله هم اندیشیهای توسعه و توانمندسازی علوم اسلامی مطرح کردهاند که خوب است دنبال فرمایید. موفق باشید
باز رد شد اربعین و باز من حسرت به دل. بار دیگر داشتم پایی و پا نگذاشتم در راه دل. استاد اربعینی دیگر گذشت و این بار هم لطف هم قدم شدن با زائران اربعینی نصیب بنده نشد. نمیدانم از بی لیاقتی و کم سعادتی بنده است یا از بی همتی و یا یکجور ترس درونی. نه ترس از گرما و ناملایمات و سختی راه که بی شک حس حضور همه را شیرین می کند. بلکه ترس از نوع ترسی که یکنفر شوق و اشتیاق دیدار یاری را دارد و ترس دارد که نکند بعد از دیدارش از شدت آن شوق و اشتیاق کاسته شود. هر وقت پیاده روی اربعین را از طریق تلویزیون دنبال میکنم از ته دل به راهیان پیاده روی اربعین غبطه میخورم. غبطه خوردن به حالشان یک حس و حال متعالی به بنده میدهد و میترسم بعد از اینکه اولین بار راهی پیاده روی اربعین شدم دیگر این غبطه خوردن به سراغم نیاید. دوست دارم این غبطه خوردن را، دوست دارم اشکی را که به هنگام طلب هم قدم شدن با زائران اربعینی در چشمانم جمع می شود. نمیخواهم این اشتیاق سرد شود. نمیخواهم پیاده روی اربعین برایم به یک امر عادی تبدیل شود، دوست دارم طلب کردنش را از خدا. خواستم از جنابعالی سؤال کنم با این احوالاتی که این حقیر دارم بهتر است زودتر پیادهروی اربعین را تجربه کنم (البته اگر لطف خداوند شامل حالم شود و قسمت شود) یا اینکه به تعویق انداختن آن باعث بیشتر شدن عطش و یا معرفت نسبت به این پدیده میشود و چه بسا به تعویق انداختن آن برای بنده حقیر میتواند برکات بیشتری به همراه داشته باشد. التماس دعا استاد بزرگوار
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته غبطه خوردن در این امور، در جای خود ارزشمند است ولی تجربۀ «حضور» امرِ دیگری است آنگاه که انسان نسبت خود را با حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» در جمع زائر و خادم، احساس میکند که چگونه هرکدام به نحوی به امامی نظر دارند که نهایت انسانیت را حتی با آنانی که قصد شهادت آن حضرت داشتند؛ نشان داده است. و حال مائیم و قدم به قدم به سوی او رفتن، تا با هر قدمی سیئهای از جانمان زدوده شود و حسنهای به میان آید و آرامآرام با نفیِ سیئهها و پیشآمدنِ حسنهها، نوعی همسنخی ذیل آن حضرت در انسان پیش آید که این، احساسی است مخصوص به خود. و معلوم است غبطهخوردن از این حضور، خود نوعی حضور است. موفق باشید
به نام خدا. سلام علیکم: جنگ با اسرائیل جنگ با همه پلیدی های ضد دینی و ضد زندگی بوده؟ اگر همه بدیهای حاضر در ایران را تحت ولایت اسرائیل-به عنوان والی آمریکای شیطان بزرگ در منطقه- بدانیم، خواهیم دانست شکست همه پلیدی ها رقم خورده. گوش بفرمانان شیطان، ولایت شیطان بزرگ خود را از دست دادند و نظم و استحکام آنها زیر پا له شد. درست که ایران مرکز اوج این پیروزی و حضور زندگی سیاسی دینی هست و اینجا نیز اوج شکست آنها بود اما در دنیا هم امروز میبینیم که فرانسه انگلیس سوئد و.. مجبور به پذیرش استقلال فلسطین شدند و آنها میدانند اولاً اسرائیل و آمریکا سلطه خود را بر همه از دست داده و ثانیا با ادامه خدمتگذاری به آنها بجای خدمت گزاری به مردمشان، حکومت خود را در خطر از دست رفتن خواهند گذاشت!- یعنی مردمشان دیگر حاکمیتی که ناپاک است را به رسمیت نخواهند پذیرفت! و این برایشان پادشاهی بدون رعیت و شکست را رقم میزند، پس جمهوریت به معنای واقعی پیدا شده. این یعنی تحول تاریخ. ما از ابتدا قدرت همه کاری داشتیم منتهی مثل حضرت ابالفضل سلام الله برای خدا صبر کردیم تا شریعت، توحید خالص و دین سیاسی تاریخی به نظم جهانی حاضر شود وگرنه هرگز مومنان ضعیف نیستند. ضعف برای بندگان خدا بی معناست و امروز امر الهی بنایش زندگی سازی است و هم اکنون در آنیم. حتی اگر تمام عالم مقابل خداوند می ایستادند خداوند قدرت هر کاری دارد چرا متوجه نشویم؟! چرا این زندگی را نکنیم؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه که میفرمایید خوب است به طریقت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» از فتوحات آخرالزمانی ایشان و درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی فکر کرد، طریقتی در رابطه با گذار از مدرنیته و از این جهت شخصیت حضرت امام تعلّق به آخرالزمان داشت و این غیر آن شهودی است که بعضی از اهل سلوک از آن بیگانه میباشند و در شهودات فردی متوقف هستند و لذا جلال و جمال در وجود امام به نحوی تجلی کرده بود که ایشان آخرالزمان را به نحو تفصیلی میشناختند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران اُنسی میتوانند از آن آگاهی داشته باشند و با توجه به این امر اگر به کربلا رجوع شود، کربلا را در تاریخ خود حاضر کردهایم و در اکنون خود در کربلا حاضر شدهایم حتی اگر همۀ عالم مقابلمان بایستند. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده. در فرمایشات اخیر حضرتعالی ۳ کلید واژه زیاد بیان میشود ۱. وجدان تاریخی ۲. فطرت تاریخی ۳. درک حضور تاریخی در مورد وجدان تاریخی و فطرت تاریخی همان طور که از عبارت مشخص است یعنی افراد مستعد به اجمال آن را در خود دارند و در مواردی مثل حضور در راهپیمایی ها یا بیان مادر شهدا به تفصیل در می آید و حتی در مورد کسانی که حتی در ظاهر شریعت رعایت حجاب نمیکنند ولی در صحنه هایی آن وجدان تاریخی و فطرت تاریخی شان به ظهور می آید و آن عرض ارادت های عجیب به رهبری بیان میشود اما در مورد درک حضور تاریخی حضرتعالی بارها تاکید کرده اید که آسان نیست و مشکل است حال سوال اینجاست که چطور درک حضور تاریخی مشکل است با توجه به این که امری وجدانی و فطری است و امری که وجدانی و فطری است از بدیهیات درک انسان است. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میفرمایید حضور تاریخی امری است غیر حصولی و درکی است حضوری. و از این جهت قابل تعریف نیست بلکه هرکس در نسبت خودش با رخدادهایی که در تاریخ به ظهور میآید، متوجۀ آن حضور میشود و به اندیشهای که در پیش است میاندیشد. و در همین رابطه فرمودهاند: «تفکر، تاریخی است». موفق باشید https://lobolmizan.ir/book/1622?mark=%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%D8%B1%DA%A9
سلام استاد: همسرم الحمدلله سید هستند و دلمون میخواد عیدغدیر بیاری خدا حرکتی ماندگار بزنیم و هرسال به فضل خدا تکرار کنیم. پارسال جشن گرفتیم و دوست و فامیل و همسایه را دعوت کردیم و شام و هدیه برای بچه ها. بنظرتون همین حرکت را تکرار کنیم یا با توجه به دغدغه های انقلاب و حوائج امام عصر شیوه ی بهتری به ذهن تون میرسه با توجه به نامه امام عصر عج به شیخ مفید خیلی دلمون میخواد این حرکت ذیل اجتماع قلوب تعریف بشه با نظر خودشون ان شاءالله. ممنون میشم مواردی که به ذهن تون میرسه بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوب و با ارزشی است بخصوص اگر بتوانیم متوجۀ جایگاه «غدیر» به عنوان ادامۀ اسلام باشیم با آن همه موانعی که پیش آوردند و آن را به انقلاب اسلامی ربط دهیم و آیندۀ متعالی که در پیش است. اخیراً در این رابطه بحثی تحت عنوان «راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی» شد که ان شاءالله میتواند مفید باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/19415 موفق باشید
سلام و عرض ادب: طاعات مقبول درگاه حق. دکتر داوری امکان توسعه رو با توجه به تاریخ غرب برای ما مطرح می کند با توجه به تاریخ انقلاب اسلامی. آیا شما امکان جهانی بین دوجهان را مطرح می کنید به جای توسعه آقای داوری؟ لطفا برای مطالعه بیشتر منابعی بیان کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً همین واژۀ «جهان بین دو جهان» را هم آقای دکتر داوری به کار بردند. ولی خود ایشان میفرمایند آن نوع حضور، کارِ آسانی نیست و نیاز به فضای توحیدی و اخلاقی دارد و از این جهت همانطور که متوجه هستید متذکر توسعه میباشند. با اینهمه در کتاب «بلای بیتاریخی و جهان آینده» میفرمایند: « اگر حوادث بزرگ به اقتضای زمان روی دهند و در عین حال ناشی از ارادۀ اشخاص نیست؛ که چنین است، باید در آن حوادث متوجۀ ارادۀ الهی بود و هرکس در صدد معنابخشیدن به خود میباشد باید برای حضور در آن حادثه خود را ذیل ارادۀ الهی تعریف کند و در آن راستا به دنبال معنا باشد و به غایتی که در آن رخداد تاریخی پیش آمده فکر کند.» نکتهای که رهبر معظم انقلاب با هوشیاری تمام متذکر آن شدند و تجلی طراوت و نشاط انقلابی در راهپیمایی ۲۲ بهمن و به صحنه آمدن جوانان و نوجوانان برای دفاع از انقلاب با وجود حجم انبوه خصومتها علیه نظام اسلامی را نشانه اراده پروردگار برای پیشرفت اسلام در بستر جمهوری اسلامی خواندند و افزودند: «نمونه دیگری از بروز اراده الهی، تجمعات ضد صهیونیستی در اروپا و حتی آمریکا و افزایش چشمگیر حمایت افکار عمومی جهان از مردم فلسطین است».۱۴۰۳/۱۲/۰۴ . موفق باشید
سلام: طاعات قبول. مجددا به خطبه شعبانیه رجوع داشتم و باز با «الورع عن محارم الله» با عنوان افضلالاعمال روبرو شدم. بیشتر دنبال این هستم که با این ورع چگونه در این تاریخ مواجه شویم؟ کتاب رمضان دریچه رویت رو سال پیش و سالهای پیش مطالعه کردهام، اما انگار باید با صحبت شما متذکر ایمانی پس از ایمان دیگر شد. و با نظر به سید حسنها و حاج قاسمها باید این ورع را جست. از طرفی عجیب متذکر صحبتهای اخیر در رابطه با ایمان هستم. چه در جلسه تفسیر سوره بقره چه در جلسه حضرت نرجس خاتون. ایمانی بس عجیب و بس استوار و گویا تنها به قامت انسان امروز میآید. یاعلی مدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «رمضان، دریچۀ رؤیت» در رابطه با پاسداشتِ ایمان عرض شد؛ آری! راه، بسی باریک و حساس است و از این جهت پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در جواب مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» که بنا داشتند در ظریفترین حضور نسبت به ایمان حاضر شوند، متذکر «ورع» به معنایی شدند که عرض شد یعنی «یک چشمزدن غافل از آن یار نباشید / شاید که نگاهی کند، آگاه نباشید». و این یعنی هجرت از اصالت ماهیت و خود را در میدان «وجود» حاضرکردن، که سراسر حقیقت است در عین شدت و ضعف. و این یعنی مناجات شریف «ابوحمزه» و عرایضی که در رمضان سال گذشته تحت عنوان «حقیقت ایمان در منظر امامان معصوم «علیهمالسلام» و عرفا» شد. موفق باشید
https://lobolmizan.ir/sound/1476?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81#sound-row-5090
حضرتعالی رهبری را زبان خداوند و زبان هستی میدانید، اگر بین نظر زبان خدا در این عصر و زبان خدا در عصر امیرالمومنین تضادی پیش آید، اصالت برای ما کدامست و کدامیک معیار تصحیح یا تفسیر دیگری؟ حضرت حجت چه؟ نظرات خرد و کلان امام عصر کاملا منطبق است با زبان هستی (رهبری)؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای زبانِ هستی بودنِ مقام معظم رهبری به معنای آن نیست که مثلاً سخن ایشان وَحی الهی باشد و یا زبانشان در مقام زبان اولیای معصوم قلمداد شود. بدین معناست که رهبر معظم انقلاب زمانۀ خود را میشناسند و متذکر نکاتی میشوند مطابق زمانه. و البته و صد البته، ملاکِ حق و باطل هر سخن قرآن و روایت است. مهم آن است که به سخنان مقام معظم رهبری با دقت توجه شود تا اهمیت آن سخنان روشن گردد. عرایضی اخیراً در رابطه با سخنان ایشان در موضوع بسیج پیش آمد. خوب است نظری به آن مطالب بیندازید. https://eitaa.com/matalebevijeh/18135. موفق باشید
