بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و رحمت خدمت شما استاد عزیز. بنده نوجوانی هستم که تعارض میان دو مسئله شدیدا سردرگمم کرده و نمیتوانم دست به تصمیم بزنم. به لطف خدا به لطف خدا به لطف خدا بنده مستعد در زمینه های علوم مهندسی هستم و بهاضافه علاقه شدیدی هم به این حوزه دارم. از طرفی آزمون کنکورم را مطلوب دادهام و اگر خدا بخواهد توان تحصیل در بهترین دانشگاههای کشور را دارم. اما همین استعداد را (اگر بیشتر نباشد بهنظر کمتر نیست) در زمینه علوم حوزوی علی الخصوص فلسفه و منطق و عرفان دارم و همان علاقه شدید را به این زمینه نیز دارم. ماندهام میان این دو مسیر که خدای متعال از من چه میخواهد و وظیفهام چیست. پدرم تصمیمگیری را بر بنده واگذار نمودهاند و مادرم نیز مرا از هیچکدام نهی نمیکنند اما میدانم قلب هردو علی الخصوص مادرم بشدت مایل به این است که به دانشگاه بروم. علاقه و استعداد برای بنده در دو زمینه برابر است و برایم مهم فقط و فقط این است که ولی جامعه حضرت امام خامنهای از منِ نوجوان در این دوراهی کدام را میخواهند. میخواستم بدانم آیا شما میتوانید بنده را راهنمایی کنید؟ و سوال دومم این است که فرضا اگر باید به حوزه رفت بهتر است اول به دانشگاه بروم (برای لیسانس) و بعد به حوزه بروم یا مستقیما به حوزه بروم؟ (در این زمینه هم پدر و مادرم شدیدا میخواهند بنده ابتدا حداقل دانشگاه را تجربه کنم اما امر و نهی نمیکنند چون برای خودشان مسئولیت میدانند و واهمه دارند که مرا از حوزه نهی کنند) با تشکر در پناه حضرت ولیعصر ارواحنا فداه
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر استعداد مباحث و موضوعات حوزوی را در خود احساس میکنید و والدین محترمتان میتوانند تا حدّی از نظر مالی در ادامۀ زندگی به عنوان حضور بیشتر در تبلیغ دین، کمک کنند – حداقل در زمینۀ مسکن در سالهای بعد- این را لطف خداوند بدانید که علاقۀ حضور در حوزه و تعمق در آن معارف و تبلیغ آن به بشریت را در شما ایجاد کرده است. ۲. هرچه زودتر به حوزه وارد شوید بهتر است. در این مورد خوب است به آرشیو «حوزه یا دانشگاه» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/quest/29957?mark=%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87 موفق باشید
نقص فلسفهی ما این نیست که ذهنی است - فلسفه طبعاً با ذهن و عقل سروکار دارد - نقص فلسفهی ما این است که این ذهنیّت امتداد سیاسی و اجتماعی ندارد. فلسفههای غربی برای همهی مسائل زندگی مردم، کم و بیش تکلیفی معیّن میکند: سیستم اجتماعی را معیّن میکند، سیستم سیاسی را معیّن میکند، وضع حکومت را معیّن میکند، کیفیت تعامل مردم با همدیگر را معیّن میکند؛ اما فلسفهی ما بهطور کلّی در زمینهی ذهنیّاتِ مجرّد باقی میماند و امتداد پیدا نمیکند. شما بیایید این امتداد را تأمین کنید، و این ممکن است؛ کمااینکه خود توحید یک مبنای فلسفی و یک اندیشه است؛ اما شما ببینید این توحید یک امتداد اجتماعی و سیاسی دارد. «لاالهالا اللَّه» (۱) فقط در تصوّرات و فروض فلسفی و عقلی منحصر و زندانی نمیماند؛ وارد جامعه میشود و تکلیف حاکم را معیّن میکند، تکلیف محکوم را معیّن میکند، تکلیف مردم را معیّن میکند. میتوان در مبانی موجود فلسفیِ ما نقاط مهمّی را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهای بسیار فیّاضی را در خارج از محیط ذهنیّت بهوجود میآورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن میکند. دنبال اینها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان کار کنید؛ آنگاه یک دستگاه فلسفی درست کنید. سلام علیکم ضمن عرض تسلیت ایام با توجه به متن فرمایش مقام معظم رهبری حفظه الله از چه طریقی امتداد اجتماعی و سیاسی فلسفه را در جامعه علمی ایجاد کنیم؟ راهکارهای ذیل این بیان چیست؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً فلسفۀ ما در قرائتِ صدرایی میتواند ما را در این زمان در این عالم حاضر کند آنهم با هویت قدسی. در این رابطه عرایضی در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» شده است. به عنوان نمونه میتوانید به سخن رهبر معظم انقلاب رجوع فرمایید که میفرمایند: «... به گمان ما فلسفهي اسلامي در اسلوب و محتواي حکمت صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشهي انسان اين روزگار ميجويد و سرانجام آن را خواهد يافت ...». حضرت امام خميني «رضواناللهتعالیعليه» در جواب به سؤال «حَسَنَيْن هيکل» که از ايشان ميپرسد چه انديشهها و انديشمنداني بر شما تأثيرگذار بودهاند؟ ميفرمايند: «در فلسفه: ملا صدرا، از كتب اخبار: كافى، از فقه: جواهر» و نيز در دعوت گورباچف به اسلام، موضوع حکمت متعاليهي صدرا و عرفان محيالدين را مطرح ميکنند. زيرا آموزههاي ديني ما در مکتب ملاصدرا به صورت منسجم در آمده و ميتواند پشتوانهي فلسفي انقلاب اسلامي و تمدن اسلامي باشد. موفق باشید
در زمانی اینچنین، دچار احوالاتی متناقض و داغون میشوم. باز از خود گلایه میکنم. باز خودی که هیچ است را نگاه میکنم؛ به دل خراباتی خود نگاه میکنم؛ به داغون بودن خود نگاه میکنم؛ هیچ نمیابم؛ و چه میتوانم بکنم؟ عجز و ناتوانی و درماندگی و درماندگی و درماندگی تمام وجودم را میگیرد؛ کارها هستند میآیند و میروند، هیئتها میآیند و میروند و من گویی داغونتر میشوم گویی سوخته تر در وجود خود میشوم؛ از خود میپرسم: آخر چهات شده که دل غریبیات پایان ندارد و نمیپذیرد پایانی را و بهانهگیر است و گمگشته و درگَشتِه است. نمیدانم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی دل، آمادۀ معرفت عمیقتری است برای درک کربلایی که به نهاییترین انسان نظر دارد. عرایضی در روز تاسوعا تحت عنوان «کربلا و نظر به نهاییترین حضور» https://eitaa.com/matalebevijeh/19788 انجام شد. امید است که اشارهای باشد به آنچه امثال جنابعالی باید در ادامۀ دینداری مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید
سلام استاد عزیز وقتتون بخیر: چند سوال از خدمتتان داشتم: اول اینکه آیا ما وقتی در عالم مثال بودیم و هنوز در بستر دنیا نیامده بودیم غایت و نهایت خودمان برای رشد و تعالی را انتخاب کرده بودیم؟ یا وقتی در دنیا آمدیم در مسیر قوس صعود با بالفعل کردن قوا غایت رو میسازیم؟ آیا این درست هست که ما در عالم مثال غایتمان را انتخاب کردیم بعد در بستر دنیا و برای رسیدن بهش تلاش میکنیم، بسته به تلاشمان در دنیا یا با اون غایت میرسیم یا نمیرسیم به بیانی دیگر هرکس هرجایگاهی داره خودش در عالم مثال براساس ظرفیتش انتخاب کرده. یعنی وقتی خدا خودش رو به موجودات عرضه کرد هرکسی تا یه حدی پذیرفت، سنگ، حد سنگ بودن رو پذیرفت زنازاده در حد زنازادگی، من در حد خودم، یزید اونجا یزید بودنش رو انتخاب کرد... و بالاترین میزان پذیرش رو چهارده معصوم داشتند. آیا این درست است؟ دوم در مورد مقام اهل البیت. آیا آنها مقامشان را خودشون خواستند و ظرفیتش را داشتند یا به صورت تکوینی خدا به آنها داده است؟ و آیا مقام انبیا خصوصا الوالعزم با مقام اهل البیت یکی است؟ یا آنها در طیف تشکیکی وجود از نظر مقامی از اهل البیت پایین تر هستند؟ سوم آیا اینکه میگویند الان قیامتی قائم یعنی محشر به پا شده و حساب و کتاب اتفاق می افتد یا اینکه الان همه در برزخ به سر میبرند و حشر در زمانی که قیامت عالم ماده اتفاق می افتد برقرار میشود؟ چهارم میهمان خان اهل البیت بودن در قیامت به چه معناست؟ میهمان به جایگاه میزبان میرود یعنی در لحظه ای از لحظات دنیا آن شخص اینقدر داری شدت وجودی شده که به مقام اهل بیت رسیده یا اینکه شخص با نظر و توجه اهل بیت به آن جایگاه رسیده اند؟ این جابه جایی مکانی است یا مقامی؟ سپاس از پاسخگوییتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: سوالات مفصلی مطرح فرمودهاید که نیاز است مباحث مربوط به آن را دنبال بفرمایید. در مورد انتخاب اولیه آری انسان در ذات خود مختار است و از همان ابتدا شخصیت خود را انتخاب کرده است و در راستای همان انتخاب، همواره میتواند نسبت به آن انتخاب تجدید نظر کند که بحث آن در جای خود شده است و انبیا و اولیای الهی در همان راستای انتخاب خود زیباترین انتخابها را انجام دادهاند تا آن حدی که خداوند آنها را عامل هدایت مردم تشخیص داد و از آن به بعد البته عنایات خاص و توانایی های خاصی را به آنها ارزانی کرد تا در راستای هدایت مردمان موفق باشند. درجای خود عرض شد که همیشه هر عالمی و جهانی که مقامش و رتبه وجودی اش برتر و بالاتر است زودتر خلق شده است و از این جهت قیامت به معنای مقام و عالمی برتر از نظر خلقت مقدم بر خلقت زمین و عالم ارض است و این غیر از آن است که ما در نسبت به اعمالمان قیامت خود را میسازیم.
هر آنکس به اندازهای که در انسانیت خود به تعالی رسیده باشد به همان اندازه به نحوی با انسانهای کامل ارتباط دارد و این به همان معنای میهمان اهل البیت بودن است. موفق باشید
سلام علیکم: اینکه گفته میشود که توحید چشیدنی است. هرکس بر حسب ظرفیت وجودی اش از توحید برخوردار است، درست است؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. زیرا «توحید» قصۀ فطرت انسان است و هرکس میتواند آن را در جان خود احساس کند. موفق باشید
سلام آقای طاهر زاده: سوالی داشتم از شما. آیا شما کماکان در برابر آقای خامنه ای عقل خود را تعطیلمی کنید و در حال توجیه اشتباهات و خطاهای ایشان هستید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که عقل ما متوجۀ این مرد الهی و بصیرت تاریخی او شده است که چگونه ماورای تاریخ روزمرّه گیها و غربزدهها ما را متوجۀ جهانی میکند که سیاست و دیانت در کنار هم زندگی بشر را جلو و جلوتر می برد و عبور از غربزدگان که گرفتار توهّمات فرهنگ خودبنیادِ انسانهای فرو افتاده در فرهنگ سکولار هستند.
با نظر به حضرت آیت الحق امام خامنهای بزرگ، به مردی بیندیشید که حقیقتاً با سخن و سیرۀ خود ثابت کرد انسان کامل یعنی حضرت حجت «عجلاللهتعالیفرجه» تا چه اندازه به مدد انسانها میآید و چه اندازه آیندهای که او برای بشر مدّ نظر آورده، نزدیک است به آیندهای که حضرت صاحب الزمان «عجلاللهتعالیفرجه» به میان میآورند. به سخن حضرت آیت الله حسنزاده آن مرد زمانشناس بیندیشید که فرمودند: «گوشتان به دهان رهبر باشد چون ایشان گوششان به دهان حجةبنالحسن (عج) است.» آری! باید به آیندهای نظر کرد که ادامۀ جهان مدرن نیست و آنگاه متوجه میشویم چرا جهان استکبار با نگاه قدسیِ حضرت امام الحق آیت الله خامنهای مسئله دارد. https://eitaa.com/azme_ayandeh . باز به آیندهای فکر کنید که بشر از تنگناهای پیش آمده توسط فرهنگ مدرنیته عبور کرده است. https://eitaa.com/3970229/16822. موفق باشید
سلام علیکم: درباره آیه «و جاء ربک و الملائکه». مطلبی داشتم. اگر این رب در آیه بالا را مساوی رب پیامبر (ص) بگیریم. رب پیامبر (ص) اسم جامع الله است. حال این اسم جامع مظهر می خواهد. مظهرش حضرت محمد (ص) است. قیامت هم که مثالی است. پس میشود گفت که اسم جامع الله همراه جسم مثالی پیامبر (ص) است. پس آیه بالا معنی باطنی اش این است که: اسم جامع الله در بدن مثالی پیامبر (ص) تجلی کرد. و همه مردم در محشر با دیدن بدن مثالی پیامبر (ص) به اسم جامع الله منتقل میشوند. یعنی نور اسم جامع الله را در جمال محمدی میبینند. آیا مطالب بالا را درست فهمیدم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جمال آن حضرت آینۀ تجلی انوار حضرت الله است به همان معنایی که خود آن حضرت نیز فرموده باشند: «من رآنی فقد رای الله» ولی بحث در تجسم مثالی است که نمی توان از این جهت گفت آن حضرت تجسم مثالی حضرت الله باشند که به معنی به جسم در آمدنِ حقیقتی است که به نور توحیدی اش بسی بالاتر از این حرفها می باشد. موفق باشید
سلام علیکم: در مورد نوشته زیر میشود از آن در بحث حوری بهشتی که در تفسیر سوره واقعه گفتید استفاده کنم. متن را در اینترنت دیدم. متن👇 «فتوحات مکیه، ج ۲، باب ۲۷ ابنعربی میگوید: «الحورُ العینُ إنما هُنَّ صورُ الأعمالِ الصالحةِ و تجلّیاتُ الأسماءِ الإلهیةِ لعباده فی الجنّة.» 🔑 معنا: حورالعین در حقیقت همان صورتهای اعمال صالح و نیز تجلیات اسماء الهی برای بندگان در بهشت هستند. 📖 فتوحات مکیه، ج ۴، باب ۵۶ او همچنین مینویسد: «كلُّ واحدٍ من أهلِ الجنّة لا یرى حورَهُ إلا على صورةِ استعدادِه و ربِّه الذی یُربّیه.» 🔑 معنا: هر یک از اهل بهشت حوری خود را نمیبیند مگر در صورتی که مطابق با استعداد خودش و ربّی که او را پرورش میدهد»
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار نکتۀ دقیق و درستی است. مهم آن است که متوجۀ ادبیات آن بزرگان بشویم. نکاتی که در شرح سورۀ واقعه عرض شد با نظر به تأویلات جناب کاشانی بود که البته مشهور است به تفسیر قرآن ابن عربی. موفق باشید
با سلام و روز بخیر و آرزوی سلامتی برای شما و استاد محترم جناب آقای طاهرزاده: ضمن تشکر از شما و ارسال مطالب خوبتون و همچنین فایل دوجلد کتاب فرزندم اینگونه باید بود، بنده مطالبی رو سال گذشته از این کتاب درخصوص نامه ۳۱ نهجالبلاغه به اضافه چند خطبه و چند حکمت به صورت یک جزوه در آوردم و تدریس کردم حالا یک نکته، کتابی که عموما اساتید درس نهجالبلاغه تدریس میکنند ودر دسترس هست اصلا مناسب نیست. من یک سؤال دارم جسارتاً آیا استاد محترم کتاب مناسبی که دانشجویان به راحتی بتونند بخرند ودر حد زمانی یک ترم تحصیلی باشه سراغ دارند معرفی بفرمایند واگر نیست آیا مقدوره از مجموعه مباحث ایشان تا قبل از شروع ترم پائیز کتابی برای فروش آماده بشه که از نظر فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی مفید برای جذب دانشجویان این درس باشه؟ اگر پاسخ بنده رو بفرمایید سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کتاب «آشتی با خدا» و کتاب «چه نیازی به نبی» بتواند در این رابطه ان شاءالله جوابگو باشد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: عزاداری ها قبول باشه ان شااله🤲 در شرایط فعلی گویا فصل مشترک آحاد جامعه وطن دوستی هست. یعنی از فردی که که تنها خدا رو قبول داره و دیگر هیچ تا کسی که به اصطلاح حزب اللهی هست. با توجه به این موضوع آیا پیدا کردن مصادیق تاریخی با محور ایران دوستی بدون دخالت عنصر دین در ایجاد وحدت بین آحاد جامعه چقدر راهگشاست؟ هنگامی که بحران به بالاترین حد خودش میرسد مثلا خطرات جانی مالی و... در مبارزه با اسرائیل به بالاترین حد ممکن میرسد آیا وطن دوستی میتواند نجات دهنده باشد و به بیان کلی تاب آوری را افزایش دهد؟ برای کسی که به اصول دینی پایبند است شاید حل این موضوعات و خطرات را به جان خریدن، راحتتر است اما برای یک وطن دوست هم میتواند همینطور باشد؟ روایتی که میگوید حب الاوطان من الایمان چقدر با این موضوع مرتبط است؟ ممنون از شما استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در وطنی است که نماد و بستر دینداری و ستیز با دشمن انسانیت باشد. آری! دفاع از این وطن برای هرکس که باشد ارزشمند است و ایران، در این زمانه چنین وطنی است و در چنین جایگاهی قرار دارد، و این است که رهبر معظم انقلاب نیز در شب عاشورا فرمودند: سرود «ای ایران» خوانده شود.https://eitaa.com/mahdavi_arfae/24244. موفق باشید
به نام خدا. این ترس ها مال ما نیست، اینها ترس های صهیونیست و آمریکاست که گاهی حس میکنید، آنها همواره این اینگونه به ما تهمت زدند. ما دعای پاک ترین و محبوبان خدا را همراه خود داریم این ویدئو در زیر از کودک فلسطینی که با اشک و آه و خشم موشک های ما را دعا میکند نشانه ای پرفروغ از پیروزی ماست. هرکسی به هر نحوی از ترس یا هر بهانه ای قدرت الهی نادیده گیرد و اراده ای مقابلش بکند با خشم الهی روبروست. والله قسم اگر تمام شرق و غرب با ما به جنگ آیند سر توحید، ما هرگز ذره ای کاستی نداریم و به استقبال آن رفته ایم، باشد که لطف خداوند برای حکومت جهانی اسلام به تحقق نشیند یقیناً. https://cdn.imgurl.ir/uploads/s039368_InShot__.mp4
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! چگونه حمد خدا را نکنیم وقتی با تحقیر رژیم صهیون، مردم مظلوم غزه را اینچنین شاد میکنیم و اسطورۀ شکستناپذیریِ آن رژیم را رسوا مینماییم. موفق باشید
سوال نگارنده این است: اگر من فردید را نمی شناختم و برخی از توضیحات وی در باب اشعار حافظ را نمی دانستم از این شرح شما در مورد این بیت (و همینطور سایر ابیات این غزل) چنین نتیجه نمی گرفتم که شما براین باورید که حافظ از آدم علیه السلام و آن دل بی حفاظ و بی جدار و بی غیرتش ناراحت بوده که «مسکن مالوف» و بهشت را رها کرده و خودش و ما را گرفتار دنیا (کثرات عالم وجود) کرده و حتی یاد آن مسکن مالوف یعنی بهشت را هم نمی کند ولی ما باید امیدوار باشیم در آینده ای که در پیش است به آن بهشت بازگردیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با دقتی که جناب علامه طباطبایی در رابطه با آیات مربوط به بهشت برزخی دارند میتوان متوجه نکاتی شد که جناب فردید نیز متوجه آن شده است. موفق باشید
سلام استاد گرامی: وقت شما به خیر و خیلی ممنونم از سخنانی که می فرمایید. ببخشید در مورد مدارس و تعلیم و تربیت، لطفا راهنمایی کنید. آیا می توانیم اینطور در نظر بگیریم که؛ شعر امام؛ که از مسجد و مدرسه بیزار شدم، به نوعی پیش گویی تاریخی هست. و شاید در نظام علمی، حرکت «انالله و انا الیه راجعون» قوس نزول و صعود، و یا وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت، بتونه برای نظام آموزش و پرورش افقی باز کنه. دانش آموز اول با نگاه توحیدی شروع کنه (شبیه نگاه توحید مفضل) و بعد در سیر تحصیلی و بلوغ وجودی، با نگاه ها و منطق های خوانش هستی در علوم، مواجه بشه. تا بتواند نگاه و منطق توحیدی را در علوم احساس کنه. و علوم رو به سنت های جاری در هستی نزدیک کنه. شاید در حرکت در نظام فعلی، حرکت حقیقی فراموش شده، همات حرکت جوهری که در وجود انسان و در تاریخ در جریان هست. در این عالمِ علمیه ایجاد شده، گفتگوهای معلم و دانشجو به سمت حقیقی تری هدایت میشه. و وجوه علمیِ در سنت های هستی که اکنون به ظهور می آیند، شناخته شوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» با طرح آن غزل، به حضوری اشاره دارند که از طریق اشراق حاصل میشود و اگر داناییهای علمی، مقدم باشند پس از آن مفاهیم و قیاسهای منطقی سیطرۀ خود را کم کنند، عملاً آن نوع حضور که امام بدان اشاره دارند؛ پیش خواهد آمد به همان معنایی که به گفتۀ جناب مولوی: تا به دریا سیر اسب و زین بود / بعد از آنش مرکب چوبین بود. موفق باشید
سلام استاد ارجمند بنظر من می توان گفت شیطان جلوه توهم و خیال هست و به همین دلیل انسان نمی تواند تنزیه و تشبیه را با هم و یکجا ببیند چون نمی گذارد انسان از جهان کثرت ها جدا شود و انسان را قانع به پذیرش و یا انتخاب کثرتی در میان کثرت ها می کند تا انسان به وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت نرسد و این که شیطان در مرحله ی نوزادی قوه خیال هست که اگر بتوانیم او را بالغ و بالغ تر کنیم دیگر غلبه ی شیطان وجود نخواهد داشت و می توان گفت شیطان قشر پوستهی بیرونی خیال هست اما به امر خداوند به درون خیال نیز نفوذ کرده و جذب شده برای همین تماما درون و بیرون خیال را پردهی شیطان احاطه کرده است و تنها سالکان و عارفان حقیقی می توانند آن پرده را کنار بزنند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و ضرورت توحیدی که با اصالت وجود به میان آمده است، بیش از پیش احساس میشود توحیدی که اصالت وجودِ صدرا با بشر جدید در میان گذارده است. و بی حساب نیست که رهبر شهیدمان میفرمایند: «فلسفه در اسلوب و محتواي صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه انسان اين روزگار ميجويد و سرانجام خواهد يافت» مشکل سیاسیون لیبرال آن است که بدون برخورداری از معارف الهی و اسلامی برداشتهای سطحی خود را دنبال میکنند و بحمدالله انقلاب در شرایطی قرار گرفته که ما از آن تنگناها عبور خواهیم کرد با روحیۀ مقاومتی که امثال آقای دکتر یامین پور متذکر آن می باشند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22222 موفق باشید
سلام علیکم: بعد از این حوادثی که در دی ماه امسال پیش آمد، در مواجهه با اقوام و اطرافیان و همکارانی که با ما تعارضات اساسی دارند چگونه رفتار کنیم؟ استاد با این همه دشمن چه کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفرمایید با اینهمه دشمن چه کنیم؟!!! بفرمایید چرا اینهمه دوست را نادیده انگاریم.https://eitaa.com/atashnews/226481 مگر برای عبور از تاریخی که محور آن را نفس امّاره و خودبنیادیِ بشر غربزده قرار داده به سوی تاریخی که محور آن انسانیت انسانها میباشد؛ راهی جز این در میان است؟ که بالاخره آنهایی که خود را در تاریخ زندگی غربی معنا کردهاند، نمیتوانند به راحتی متوجۀ حضور تاریخی دیگری شوند که ذیل شخصیت حضرت مولی الموحدین «علیهالسلام» در میدان غدیر، حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» آغاز کرده؟
آری! اولاً: باید با حرکاتی نرم و با سبکی انسانی آنهایی که میتوانند فکر کنند را متوجۀ بودنی دیگر کرد به همان معنایی که خداوند میفرماید: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً» (فرقان/۷۲) چون با اندیشههای سطحی و غلط روبرو شدید، با بزرگواری و حکمت خود بدون مقابله با آنها در مواجهه با آنان، از آنها عبور کنید بلکه به خود آیند. و ثانیاً: آنانی که در مقابله با نظام اسلامی ایران در ضدِ انسانیترین حالت قرار گرفتند خود به خود به سوی نابودی میروند حتی به دست فرزندان انقلاب اسلامی.
به اوج انسانیتی فکر کنید که در ۲۲ دیماه به میان آمد و به ضد انسانیترین صحنهها بیندیشید که چند روز قبل ملاحظه کردید. آیا این حکایت حضور آخرالزمانی نیست که حق با عالیترین جلوه، و باطل با ظلمانیترین شکل به میان آمد تا انسانیت انسانها به بلوغ برسد؟ موفق باشید
سلام علیک استاد بزرگوار: در باب خداشناسی و نسبت آن با جریان غزه و حوادث آخر الزمانی شاید بتوان گفت که بسیاری از مؤمنین دچار مشکل شک و تردید شده و ممکن است یکی از دلایلی که میگویند حفظ ایمان در آخر الزمان مشکل است همین مسائل باشد که انسانها بین برداشت و درکی که از خدا دارند و حوادث پیش آمده نمیتوانند تحلیل دینی درستی داشته آن را حضم کنند و به اصطلاح پدیدار شناسی آنها با حقیقت پدیده که خداوند باشد جور در نمی آید. خود بنده فکر میکنم در درکی که از خدا داشتم تا حدی باید تجدید نظر کرده و او را حقیقتی نامحدود به گستردگی همه جهان هستی بدانم که بر اساس اسما و صفات و سنن و قوانین خود عمل کرده و گاهی برای اهدافی بالاتر مظلومیت و زجر و شکنجه یک قوم را نادیده میگیرد. و عجله ای در انتقام ندارد بر خلاف بینش ما که متوقع و خواستار رخدادی بزرگ از بابت این ظلمها هستیم در هر صورت جا دارد یکی از موضوعات دروس شما همین مطلب باشد که باعث نفوذ شیطان و شک در خیلیها شده هرچند به زبان نمی آورند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار حساسی است اگر جناب شیخ بهائی فرمود: «رنج راحت دان، چو شد مطلب بزرگ» به همین صحنهها نظر داشته است. کافی است متوجۀ نقشۀ یهود برای کلّ عالَم باشیم که بنا داشته به عنوان قوم برگزیده، همۀ جهان را بردۀ خود کند و در این راستا از همۀ جهات، خود را مجهز کرده از جهت رسانه و تکنیک تا حتی پروندۀ «جفری اپستین» که تقریباً همۀ سران و رئیس جمهورهای آمریکا از دمکرات تا جمهوری خواه را برایشان پروندۀ فساد واقعی ساخته تا همه در اختیار جریان یهود با جلوۀ صهیون باشند. حال این مردم غزه هستند که با الهام از روحیۀ انقلاب اسلامی بنا دارند این نقشۀ آخرالزمانی آنها را خنثی کنند و حماس با روحیۀ شهید یحیی سنوار به خوبی میداند این مهم، به عهدۀ آنها گذاشته شده که اتفاقاً در سرزمین به اصطلاح موعود باید کار جریان صهیون را خنثی کنند و جهان را از شرّ آنها نجات دهند. کافی است متوجۀ این سنت اصیل نظام الهی باشیم که: «مظلومیت، بیداری میآفریند و مظلومیت گسترده، بیداریِ گسترده میآفریند». آیا این قاعده را در بیداری امروز در مردم جهان ملاحظه نمیکنید؟ امری که یهود در جلوۀ صهیون از آن غافل بود و هنوز هم از آن غافل است ولی ما باید سخت متوجه باشیم آری! «رنج راحت شد چو شد مطلب بزرگ». این امری بود که ما در رابطه با انقلاب اسلامی ایران تجربه کردیم و حال در حالِ وقوع در جهان میباشد. موفق باشید
سلام استاد: در صبر بر معصیت و مصیبت و طاعت کدام یک اجر بالاتر دارد یا به عبارتی تحملش بر سالک سختتر است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور در ذهن دارم که صبر در معصیت را سختتر میدانند از آن جهت که انسان برای عبور از معصیت عملاً باید ساحت و جایگاه و شخصیت خود را به جهان دیگری که جهان بندگی و عبودیت است؛ سیر دهد و البته برکات آن نیز بسی بزرگ است زیرا به جهان عبودیتِ حق وارد میشود. موفق باشید
سلام و عرض ادب: وقت به خیر. مدتی هست نه حال درس خواندن و نه حال معنوی برای دعا و مناجات و قرآن و عبادت خدا دارم... حدود چند ماه! قبلاً هم پیام داده بودم و کاملاً توضیح دادم. سوال شماره ۴۰۰۸۱ تا الان این حال ادامه داشته و احساس میکنم در یک خلأ گیر کردم و با وجود اینکه درک میکنم بی برنامگی و عدم حرکت به سوی هدف سخت تر از شروع برنامهها و سختیِ مسیر هست. اما بازهم از اینکه اراده ام برای استمرار ته بکشد نگرانم و برایم گران و سخت است و میترسم بیش از اینها شرمنده شهدا شوم. دقیقاً حس کسی که توبه میکند و توبه میشکند و شرمندگی و رنج روسیاهی برایش میماند. دیشب خواب دیدم کاروان راهیان نور دانشگاه مون در حال حرکت هستند و من دست دست کردم برای ثبت نام و دست آخر اتوبوس ها حرکت کردند و من جاموندم و میخواستم به مسئول زنگ بزنم بگم اگه زیاد دور نشدید صبر کنید من خودمو برسونم و چون تو جاده بودند گوشی مسئول آنتن نداشت و موفق به تماس نمیشدم. هیچ کاری از دستم برنمیومد، ناامید شدم و باور کردم این بار جاموندم و توی خواب خیلی خیلی ناراحت شدم و حس سنگینی داشتم. واقعاً حسرت جاموندن آدم رو میسوزونه. بعد که بیدار شدم حس کردم شاید این هشدارم بوده، نمیدونم! به هر حال دیگه حتی نمیدونم سوالم رو چطور بپرسم و نیازم رو چطور بیان کنم. اما انشاءالله شما بهتر از من حالم رو می یابید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید برای ادامۀ دینداری همواره به حضوری بعد از حضوری فکر کرد و به یک معنا به سبکی نظر داشت که تنها با آموختن حاصل نمیشود. عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 40556 شده و حوالتهای حاشیۀ آن سؤال را هم خوب است که مدّ نظر قرار دهید و بنگرید آیا آن سبکِ دیگر چه سبکی باید باشد. موفق باشید
سلام علیکم: بنده طلبه ای هستم که بسیار تمایل دارم تا جهادی و ۲۴ ساعته به کار طلبگی و مفید بپردازم و خدمت کنم منتها با مشکلاتی مواجه هستم که از پیمودن این مسیر مرا باز میدارد. مثلا پیامی که رهبری معظم برای چهلم سرداران و دیگر شهدای جنگ ۱۲ روزه صادر کردند وظیفه ای را نیز برای روحانیت مشخص کردند اما بنده هنگامی که قصد میکنم تا این وظیفه را اجرایی کنم به حالت سرگردانی میرسم و اصلا نمیدانم چگونه من به عنوان یک طلبه پایه ۵ که مشتاق کار و فعالیت هستم آن را اجرا کنم. دقیقا همین سرگردانی نسبت به حکم جهاد تبیین هم بود و دقیقا نمیدانستیم که باید چه کار کنیم و چه بسترهایی را آماده کنیم. لذا میخواستم از شما خواهش کنم تا مقداری سر نخ بدهید تا مسیر روشن شود و بدانیم باید دقیقا چه کار کنیم. به نظر ناقص بنده یکی از اصلی ترین موانعی که جلوی جهاد تبیین را هم برای مردم و هم برای طلاب گرفت همین عامل بود که نمیدانستند چه کاری از آنها ساخته است و الا مردم ما اگر بدانند که باید چه کار کنند اقدام میکنند و نمونه آن گذشتن از طلاهای خود بود برای لبنان آن هم در این اوضاع اقتصادی. مشکل دیگر اینکه تا وارد کار میشوم انگار پس از مدتی رمق از من گرفته میشود و توقف حاصل میشود که نمیدانم چه کار باید کرد. اما به وضوح در خود احساس میکنم که من هم اگر جای یکی از سرداران یا افراد نظامی بودم که شبانه روز کار میکنند ـ مخصوصا در زمان جنگ ـ مثل آنها یا بیشتر از آنها اهل کار بودم اما الان به علت سرگردانی آبی برای شنا کردن نمیابم. البته چه بسا این حرف ها توجیه باشد برای کار نکردن و الا خود همین حل کردن این مسائلی که خدمتتان عرض کردم مقدمه واجب است و میتوانستم به همین ها لااقل بپردازم. ملتمس دعای شما هستم
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان از یک طرف در معارف قرآنی و روایی مانند رهبر معظم انقلاب عمیق شود و از طرف دیگر متوجۀ زمانه و تاریخ خود باشد؛ اولاً: نسبت به آنچه در مقابلش قرار میگیرد بهترین موضع را دارد. ثانیاً: شور و شوق ادامۀ راه در او همواره زنده میماند. عرایضی تحت عنوان «جایگاه تبلیغ در جهان جدید و بشر جدید» در چند جلسه شده است که خوب است به آن رجوع شود (صوت آن روی سایت هست). موفق باشید
سلام علیکم: در غزل شماره ۲۴ یک حوری بهشتی پیش جناب حافظ میاد. می خواستم بدونم که این حوری بهشتی همان آله معتقد (به فتحه حروف «ت» و «ق») جناب حافظ است که تجلی مثالی کرده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: میتوان در این مورد فکر کرد. این نکتۀ خوبی است که در این رابطه مدّ نظر باشد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: برای یاد خدا، آیا در لحظه اکنون و در بودن خود اگر چهره یکی از شهدا یا عارفان الهی و یا حتی افراد زنده مثل رهبر معظم انقلاب را هم تجسم کنیم با توجه به اینکه ما چهره امامان معصوم را ندیده ایم این منجر به دیدار امامان معصوم و حتی پروردگار منجر میشود؟ اگر میشود پس آیا میتوان از این عمل بعنوان بزرگترین عبادت نام برد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. بستگی دارد که متوجۀ نهاییترین انسان که ائمه «علیهمالسلام» میباشند؛ باشیم و عزیزانی که میفرمایید را آینۀ اشاره به آن نهایتِ نهایتهای انسانی بدانیم که بحث دقیقی است. در این رابطه عرایضی به طور غیر مستقیم در کتاب «انسان و باز انسان» شده است و هنوز نیز جای اندیشیدن دارد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: در کتاب ۲۰۰ نکته در باره انسان بیان شده که میشود در حالیکه در اکنون خود حاضر هستیم، بودنی را که آینده مد نظر خود است را همین الان احساس کنیم و این باعث شدن همان میشود. مثلا من شهید آوینی را خیلی دوست دارم در بین شهدا. من چگونه میتوانم اکنون تمامیت این شهید را در الان خودم احساس کنم؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نسبتی است که هر کس باید در خود شکل دهد، امری نیست که در بستر سوال و جواب که منجر به مفاهیم میشود شکل بگیرد. موفق باشید.
سلام استاد عزیزم: استاد در کنار کانال مطالب ویژه دوست دارم اسفار و یا فتوحات را نیز شروع کنم. نمیدانم کدامیک را ابتدا بخوانم. زمان زیادی هم میگیرد بهتر است اشتباه نکنم. لذا مصدع اوقات تان شدم. دست بوستان هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمانه مهم آن نکاتی است که جناب صدرا در «اسفار» مطرح فرمودهاند. و در این رابطه خوب است به نگاه رهبر معظم انقلاب به فلسفه صدرایی بنگریم که حکایت از حضور آن فلسفه در آینده ما دارد و میفرمایند: «به گمان ما فلسفه اسلامي در اسلوب و محتواي حکمت صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه انسان اين روزگار ميجويد و سرانجام آن را خواهد يافت.» موفق باشید
سلام استاد: مومن نباید از خدا طلب مرگ کند چرا حضرت زهرا عجل وفاتی طلب میکردند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید به آن معنایی که افراد به جهت شکستهایشان طلب مرگ میکنند، در میان نبوده. بحث در آن بوده چگونه انسانی با آن افق متعالی توحیدی یعنی حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» میتوانند در جهانی حاضر باشند با نبودن رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» و با حذف مولای متقیان «علیهالسلام». موفق باشید
سلام استاد محترم: خواستم موردی رو به شما بگم. بنده از وقتی سخنرانیها و کتابهای شما رو مطالعه کردم و تقریبا در مسیر سیروسلوک هستم خیلی نسبت به قبل احساس تنهایی میکنم چون اینکه دوستی آنچنان صمیمی که طرز فکرش مثل خودم باشه ندارم و اگر زبان باز کنم در بین اطرافیان مورد تمسخرقرارمیگیرم که میگن چقدرسخت میگیری یا اگردر جمعی غیبت کنن و من تذکر بدم سریع واکنش نشون میدن و میگن اصلا با تو دورهمی حال نمیده و خیلی چیزهای دیگه. چون رفته رفته من رو از جمع های دوستانه خط زدن و زیاد تمایل ندارن. البته من زیاد ناراحت نیستم اتفاقا براشون دعا میکنم زودتر مسیر گمشده خودشون رو پیدا کنن فقط از این بابت ناراحتم که کسی هم فکرخودم نیست که بتونم باهاش درباره انطور مسائل صحبت کنم. به شدت احساس تنهایی میکنم. لطفا چیزی بگویید غم دلم کم شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این موارد به گفته آیت الله حسنزاده باید «دل با یار باشد و دست در کار» و به نحوی ارتباط با افراد از سر دلسوزی برقرار باشد، در عین این که بنا نیست ما با اهل دنیا طوری مخلوط شویم که زندگی از مسیر معنوی خود جدا شود به هر صورت از سر دلسوزی میتوانید رفقای خود را یاری کنید. موفق باشید
