سلام استاد عزیز: در ارتباط با سوال ۴۰۲۸۹ و پاسخی که ارسال فرمودید چند خطی به قلم بنده نیز رسید در نسبت سرود ای ایران و روضه اباعبدالله که خدمت شما عرض میکنم: جای ای ایران، درست وسط روضه! جمعی که معنی ملت را نمیدانند از شدت تهیبودن دست و فکر، پناهبردهاند به دوگانه ملت _ امت در توهم اینکه ملت همان nation است که با زاد و ولد و قومیت معنا میشود. اما ملة واژهای قرآنیست دقیقا به معنای دین! نه کاری به زاد و ولد دارد نه به خاک آریایی بودن و عرب و اروپایی نمیشناسد پدر اهل تسلیم ابراهیم است و ما همه بر ملت پدر خود ابراهیم هستیم همانطور که پدر ملت اسلام محمد (ص) و علی (ع) اند. امروز که نه، قرنهاست ایران قلب تپنده اسلام است از همان روز که مراکز علمی ایران قلب اسلام بود و بزرگترین دانشمندان مسلمان از علوم عربی تا شیمی و طب و ریاضی، ایرانی بودند. از انقلاب روح الله (ره) تا این روزها، ایران زبان گویا محمد (ص) و تیغ برًان علی (ع) هم هست. اندیشه سکولار که همه چیز را از معنا تهی و دین را تبعیدی گوشه کلیسا و خانقاه میخواهد، ملت را به معنای عقیم و تهیِ nation تقلیل میدهد. ولی اسلام امروز یک پایگاه حقیقی و اصیل دارد که همان جمهوری اسلامی ایران است. همانطور که در روضهها، روضه علمدار حسین (ع) را میخوانیم و هیچ دوگانگی بین عباسابن علی (ع) و حسینابن علی (ع) نمییابیم، هیچ دوگانگی بین اسلام و علمدار اسلام که ایران ِ اسلامی است وجود ندارد. امر ولی امر میلیاردها مسلمان و چشم و چراغ جمع فراوانتری از آزادگان جهان اشارهای است به این وحدت؛ به این یگانگی میان ایرانِ جمهوری اسلامی و اسلام ِ ناب محمدی. سرود ای ایران همان سرود علمدار است @porsa_andishe
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. آری! سرود ای ایران، همان سرود علمدار است که در آینۀ هرکدام یعنی در آینۀ علمدار، حضرت مولاسیدالشهداء «علیهالسلام» مدّ نظر میآیند و در آینۀ آن حضرت، روحی به ظهور میآید که آن طلوعِ حضرت ابالفضل «علیهالسلام» است و با نظر به آینهها است که ایران دیگر یک سرزمین عادی نیست، همانطور که کربلا یک سرزمین عادی نمیباشد. چه اندازه تنگنظرند آنهایی که نمیتوانند در سرزمین ایران، روحانیت حاج قاسم سلیمانیها را بنگرند و ایران را مأوای اُنس با حقیقت در این زمان بیابند و خود را با نظر به ایران در هر جایی که هستند به عالیترین شکل ادامه دهند و حضوری را در نظر به ایران احساس کنند که حضور در سرزمین تشیع است و آن، حاضرشدن در تاریخ کربلا میباشد و آن حاضرشدن در آیندۀ بشر است به وسعت انسانِ آخرالزمانی. و این یعنی ایرانِ فردا و فرداها در نسبت با هر سرزمینی که این انسان خود را در آن احساس کند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: عزاداری ها قبول باشه ان شااله🤲 در شرایط فعلی گویا فصل مشترک آحاد جامعه وطن دوستی هست. یعنی از فردی که که تنها خدا رو قبول داره و دیگر هیچ تا کسی که به اصطلاح حزب اللهی هست. با توجه به این موضوع آیا پیدا کردن مصادیق تاریخی با محور ایران دوستی بدون دخالت عنصر دین در ایجاد وحدت بین آحاد جامعه چقدر راهگشاست؟ هنگامی که بحران به بالاترین حد خودش میرسد مثلا خطرات جانی مالی و... در مبارزه با اسرائیل به بالاترین حد ممکن میرسد آیا وطن دوستی میتواند نجات دهنده باشد و به بیان کلی تاب آوری را افزایش دهد؟ برای کسی که به اصول دینی پایبند است شاید حل این موضوعات و خطرات را به جان خریدن، راحتتر است اما برای یک وطن دوست هم میتواند همینطور باشد؟ روایتی که میگوید حب الاوطان من الایمان چقدر با این موضوع مرتبط است؟ ممنون از شما استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در وطنی است که نماد و بستر دینداری و ستیز با دشمن انسانیت باشد. آری! دفاع از این وطن برای هرکس که باشد ارزشمند است و ایران، در این زمانه چنین وطنی است و در چنین جایگاهی قرار دارد، و این است که رهبر معظم انقلاب نیز در شب عاشورا فرمودند: سرود «ای ایران» خوانده شود.https://eitaa.com/mahdavi_arfae/24244. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: سخنان آیت الله جاودان در مورد اینکه ظهور خیلی نزدیکه و حضرت آقا پرچم انقلاب رو به دست امام زمان میدن به نظر جناب عالی چقد میتونه تایید باشه این سخنان، و آیا پیشگویی زمان ظهور امر درستیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ آیت الله حسنزاده «رضواناللهتعالیعلیه»؛ حضرت صاحب الامر «عجلاللهتعالیفرجه» که حاضرند، ما غائبیم. به نظر میآید به نوری که در حضرت نایب الامام رهبر معظم انقلاب به میان آمده است باید نظر کرد. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: استاد در کنار کانال مطالب ویژه دوست دارم اسفار و یا فتوحات را نیز شروع کنم. نمیدانم کدامیک را ابتدا بخوانم. زمان زیادی هم میگیرد بهتر است اشتباه نکنم. لذا مصدع اوقات تان شدم. دست بوستان هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمانه مهم آن نکاتی است که جناب صدرا در «اسفار» مطرح فرمودهاند. و در این رابطه خوب است به نگاه رهبر معظم انقلاب به فلسفه صدرایی بنگریم که حکایت از حضور آن فلسفه در آینده ما دارد و میفرمایند: «به گمان ما فلسفه اسلامي در اسلوب و محتواي حکمت صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه انسان اين روزگار ميجويد و سرانجام آن را خواهد يافت.» موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: دیدن اسماء الهی، بستگی به نظرگاه ما دارد، مثلا نگاه به یک گل، یکی نظر به جمال الهی دارد، یکی قدرت الهی، یکی علم الهی و... منظورم در ظهور اسماء است و الا تمام اسما و ذات عین هم هستند. آیا درست فهمیدم؟ با تشکر از زحمات شما استاد بزرگوارم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و اینجا است که فرمود: «نظر را نغز کن تا مغز بینی / گذر از پوست کن تا مغز بینی». آری! هرکس باید خودش از طریق خودش چنین حضوری را تجربه کند. به گفتۀ مرحوم ملاعباس تربتی در کتاب شریف «فضیلتهای فراموششده»؛ «چشیدنی است و نه شنیدنی». موفق باشید
عرض سلام و ارادت خدمت شما: چیزی بعد سالها حضور در زندگی و چه بسا این روزها بیشتر من را به خود مشغول کرده و من را به یافتن میکشاند؛ یافتنی که جدایی از عادات اطراف و آگاهی به صورت در کنار هم بودنی من را به خود مشغول ساخته؛ مقصد این زندگی را چگونه میشود برای خود یافت؛ اصلا چگونه میشود به خود گفت زندگی همین است؟ زمانی هست برایم که میپرسم آیا زندگی همین است؟ یا اینکه شاید من باید چیزی دیگر هم بخواهم؟! مانده ام به گفتارِ شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است. اتفاقاً شخصیتهایی مانند شهید آوینی زودتر با این سؤال روبرو شدند و با همین سؤال بود که او متوجه شد استدلالهای عقلی و انتزاعی او را کفایت نمی کند و باید در نسبت خود با انسانی فکر کرد که بودن انسانی او را معنا میکند و شهید آوینی به شخصیت حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» رسید که آینۀ انسان کامل در این زمانه بود و آوینی اینگونه آوینی شد و تأکید بر شخصیت حضرت علی «علیهالسلام» در همین رابطه موضوع مهمی میباشد. عرایضی با همین رویکرد ان شاءالله در روز ۱۳ ماه رجب در اعتکافی که در پیش است، خواهد شد. موفق باشید
سلام: درباره بخشش دیگران، درسته که همه خلایق با هر ظلمی که بهمون کردن رو ببخشیم به امید جلب نظر خدا؟ و آیا امام حسین (ع)، قاتلان خود رو بخشیدن؟ امام علی (ع) هم ابن ملجم رو بخشیدن؟ یا خواستن حتما قصاص بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع گذشت و بخشش و اغماض، در بستر حضور افراد است در جامعۀ اسلامی در کنار همدیگر که گاهی به حسب عادت و یا غفلت، خطاهایی نسبت به ما از آنها سر میزند. چه اندازه کار درستی است که نسبت به کار آنها اغماض کنیم. ولی این چه ربطی به دشمنان اسلام و انسانیت دارد؟! که اغماض از کارهای آنها عین کفر است. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: ببخشید در جایی فرمودین غضب روح انسان را میسوزاند. آیا گریه و ناله زیاد که گاهی همراه خشم هست و گاهی از روی افسردگی شدید. این هم همینطور روح را میسوزاند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم. ولی به هر حال باید خود را در نسبت با حضرت حق از یک طرف و با انسانیت انسانها و محبت و ارادت به آنها از طرف دیگر مدّ نظر داشته باشیم. موفق باشید
با سلام: موقعیت فعلی حاکی از آن است که جنگی بزرگ در راه است که البته ما آن را در جنگ نرمی که اصل است و آینه آن جنگ نظامی است بحمدالله برده ایم و توجه ها به خدا منعطف شده است. ما بیش از پیش میخواهیم آنچه را از پیروزیها که در خفا برده ایم را به عالم شهادت و دنیا نیز بیاید و سرتا پا در پیروزی همه جانبه قرار گیریم. این است آرزوی ما امری که پیامبران خدا و حتی از بعد از اسلام محقق نشده را خداوند اراده بر تحققش را دارند. از خداوند متعال با همه وجود سپاسگزاریم که خلقت را بالآخره به مرتبه حکومت مطلق الهی و تحقق بشر سلامت، کامل و آخرالحیات کیفی از هستی وارد میفرمایند. آری در این صورت سخن رهبر انقلاب در دفاع مقدس ۸ ساله که فرمودند خدا راه شکست را به روی ما بسته است ما بسوی میدان جنگ پرواز میکنیم. آن هم جنگی که دشمن براه می اندازد تا خود را از موضع شدید ضعف جهانی اش خارج کند. https://uploadkon.ir/uploads/2eb729_25SnapInsta-to-AQPXhvR6bEjNNkiucSucZ3HnXRgLduV-8UYcClB7BK7sf9GZ4zYfCa8hAS4bztViVIrPWKOE-JXENcMhOJTNSl96yR3tXXXwj8CNXcI.mp4
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. همه چیز حکایت از آن دارد که جبهۀ باطل با همۀ توانش نسبت به اهدافی که در نظر داشته، ناکارآمد شده است و نوعی بیآیندگی در آن مطرح است. موفق باشید
سلام خدمت شما: بنده پسری ۱۹ ساله هستم که به تازگی کنکور دادم و آماده و انشاءلله قراره برم دانشگاه. مسئلهای هست که بنده به مرور زمان درگیرش شدم و گاهی از اوقات احساس پوچی کامل میکنم. قبلا توی یک فضای معنوی بودم و بحث حفظ قرآن رو دنبال میکردم و گاه گاهی بحثای عرفانی شما رو هم دنبال میکردم و ارتباط خوبی با خدا و اهل بیت داشتم. چند وقت پیش که کلا وارد فضای درس خوندن و کنکور و یه مقدار از طرفی وارد فضای کسب درآمد شدم کم کم از اون فضا دور شدم تا الان به یه نقطه ای رسیدم که کلا ذهنم درگیر مادیات و آیندس و همیشه درحال تلاشم که چجوری بیشتر درآمد داشته باشم و اون حضوری که قبلا داشتم رو ندارم و حتی کلا شاید در ماه قرآن نخونم و کلا وارد این فضا شدم. همچنین مثل اکثر نسل امروزی دنبال همدم و همراه جنس مخالف هستم و خیلی در این زمینه احساس نیاز میکنم و میخوام که یه همدم داشته باشم ولی با توجه به سن و سال و شرایط به هیچ عنوان نمیتونم به ازدواج حتی فکر هم بکنم. در کل با توجه به همه این حالاتی که عرض کردم خدمتتون الان احساس پوچی بهم دست داده و حال بدی دارم و همش سعی میکنم که خودم رو مشغول و سرگرم کنم به خصوص با فضای مجازی. از یه طرف نمیتونم به دارآمد و مادیات فکر نکنم از یه طف دیگه هم نمیتونم اون حضور و معنویت رو نداشته باشم این حال کلا خرابم کرده و یه سردرگمی عجیبی بهم داده و احساس پوچی میکنم. لطفا اگه میشه بفرمایید که چه توصیه ای برای بنده دارید تا بتونم یکم از این سردرگمی و پوچی در بیام. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ استاد آیت الله حسنزاده اگر انسان خود را مشغول امور معرفتی و الهی نکند، ذهن او، او را مشغول امور وَهمی و خیالی میکند. موفق باشید
در زمانی اینچنین، دچار احوالاتی متناقض و داغون میشوم. باز از خود گلایه میکنم. باز خودی که هیچ است را نگاه میکنم؛ به دل خراباتی خود نگاه میکنم؛ به داغون بودن خود نگاه میکنم؛ هیچ نمیابم؛ و چه میتوانم بکنم؟ عجز و ناتوانی و درماندگی و درماندگی و درماندگی تمام وجودم را میگیرد؛ کارها هستند میآیند و میروند، هیئتها میآیند و میروند و من گویی داغونتر میشوم گویی سوخته تر در وجود خود میشوم؛ از خود میپرسم: آخر چهات شده که دل غریبیات پایان ندارد و نمیپذیرد پایانی را و بهانهگیر است و گمگشته و درگَشتِه است. نمیدانم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی دل، آمادۀ معرفت عمیقتری است برای درک کربلایی که به نهاییترین انسان نظر دارد. عرایضی در روز تاسوعا تحت عنوان «کربلا و نظر به نهاییترین حضور» https://eitaa.com/matalebevijeh/19788 انجام شد. امید است که اشارهای باشد به آنچه امثال جنابعالی باید در ادامۀ دینداری مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید
به نام خدا. این ترس ها مال ما نیست، اینها ترس های صهیونیست و آمریکاست که گاهی حس میکنید، آنها همواره این اینگونه به ما تهمت زدند. ما دعای پاک ترین و محبوبان خدا را همراه خود داریم این ویدئو در زیر از کودک فلسطینی که با اشک و آه و خشم موشک های ما را دعا میکند نشانه ای پرفروغ از پیروزی ماست. هرکسی به هر نحوی از ترس یا هر بهانه ای قدرت الهی نادیده گیرد و اراده ای مقابلش بکند با خشم الهی روبروست. والله قسم اگر تمام شرق و غرب با ما به جنگ آیند سر توحید، ما هرگز ذره ای کاستی نداریم و به استقبال آن رفته ایم، باشد که لطف خداوند برای حکومت جهانی اسلام به تحقق نشیند یقیناً. https://cdn.imgurl.ir/uploads/s039368_InShot__.mp4
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! چگونه حمد خدا را نکنیم وقتی با تحقیر رژیم صهیون، مردم مظلوم غزه را اینچنین شاد میکنیم و اسطورۀ شکستناپذیریِ آن رژیم را رسوا مینماییم. موفق باشید
السلام علیک یا اباعبدالله: سلام و عرض ادب: برای محرم امسال، انس با کدام کتاب ها و جزواتی که تاکنون منتشر کردید را توصیه می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا به کتاب «معنای حضور تاریخی اصحاب امام حسین «علیهالسلام» فکر بفرمایید و سپس کتاب «کربلا، مبارزه با پوچیها» هنوز حکایت امروزینِ ما میباشد با پوچیهایی که جهان امروزینِ بشر را فرا گرفته است و معلوم است که برای عبور از این پوچیها، خداوند راهی را در مقابل ما میگشاید که همان شادی اصحاب امام حسین «علیهالسلام» است در عصر عاشورا که تا مرز زیباترین حضور که همان شهادت است، جلو و جلوتر میرویم. امری که در کتاب «راز شادی امام حسین «علیهالسلام» در قتلگاه» بدان اشاره شده. موفق باشید
سلام علیکم استاد: متن روزنامه وطن امروز درباره فصل تازه دینداری یه چارچوب خوبی از منظومه فکری شما رو به من داد با اینکه آثارتون رو مطالعه میکردم. حالا توی این موصوعاتی که اشاره شد. اینکه دینداری سنتی و روشنفکری دینی جوابگوی نسل جدید نیست و نیاز داریم به تفکر انقلاب اسلامی عهد ببندیم. بخوایم همین موضوع رو مبنایی توصیح بدیم چه آثاری بخونیم که پشتوانه های معرفتیش رو بفهمیم و بتونیم منتقل کنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی در پیش رو» میتواند نکاتی را در این رابطه با مخاطب در میان بگذارد و یا کتاب «انقلاب اسلامی و چگونگی تحقق آینده دینداری ما» با شرحی که جناب حاج آقا نجاتبخش در آن ورود میکنند https://eitaa.com/soha_sima/5336 . مباحثی که در محرم امسال تحت عنوان «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» پیش آمد، ان شاءالله میتواند کمک کند. https://lobolmizan.ir/sound/1670?mark=%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%20%D9%88%20%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1 موفق باشید
سلام علیکم: بحث رب خاص در کدام فص از فصوص الحکم آمده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اکنون هیچ حضوری در این رابطه ندارم. موفق باشید
سلام و عرض ادب: چند ماهی میشود که بهعنوان اولین تجربه کار در صنعت، وارد ستاد مدیریت یک کارخانه شده ام. با توجه به شرایط خانوادگی، از کارمندی نفرت دارم اما خب چه میشود کرد؟ کارها در این عصر، مرکب شده اند و نیاز به بروکر و سازمان نیازی ضروری است. شرکت متشکل از دو بخش کارگاهی و اداری است. من بیشتر با مدیریت سازمان بخش اداری آن سر و کار دارم. آن اوایل که ورود کرده بودم، نوع و جنس ارتباطات کارمندها با یکدیگر برایم جدید بود. روزمرگیِ کارمندی در آنها مشهود بود. با این نوع زندگی کردن، دین هم نهایتا به امری غیر ضروری تبدیل میشود که دیگر سامان دهنده همه امورات زندگی نخواهد بود. در این نوع زندگی، انسان باید ابعادی را رعایت کند که موجب بقای او در سازمان خواهد شد. و این بیشتر به زندگی در جنگل شبیه است تا زندگیِ انسان در مقام خلیفةالهی. اینجا میشود بلای خانمان سوز نئولیبرالیسم را به چشم دید و آموزه هایش را که در جان مدیر این واحد صنعتی نهادینه شده را شنید. اول فکر میکردم خب حتما با طبیعت سازمان اداری بیگانه هستم هنوز و درست میشود. اما با توجه به سمتی که در سازمان دارم، کم کم کارمند ها هم در رفتارها و حرف هایشان به این موضوع اشاره میکردند. کم کم زیرآب زنی ها و بحث و جدل ها را هم دیدم. اینجا واقعا میشود اراده معطوف به قدرت را دید. تقریبا کارمند ها همه به استعفا فکر میکنند. چون در چنین ساختاری آنچنان فشار روانی بالاست، که حتی یک ساعت کمتر در این اتمسفر بودن، برایشان بهتر است به گمان خودشان. اگر چه این را علنا بیان نمیکنند. دیگر خودتان حتما تا تهش را خواندهاید و صحبت را خلاصه میکنم. تقریبا راهی برای اصلاح نیست. چون اصلاح نیازمند نیروهای جدید است تا گفتمان جدیدی در سازمان حکمفرما باشد. و این در حال حاضر امکان پذیر نیست. حالا ماندهام که چه کنم؟ هجرت کنم از آن سازمان؟ یا اینکه بمانم و سیاه شدن قلبم را ببینم؟ چه خوب میشد اگر من باب مدیریت اسلامی و سازمان اسلامی نیز مطالبی را ارائه میکردید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه اگر برای ادامۀ کار شرایط بهتری فراهم شود و هجرت صورت گیرد؛ کار خوبی است، ولی هنر ما آن است که در وسعت انسانی خود بتوانیم در همین میدانها در مواجهه با همین افراد با سبک و سیرۀ انسانی خود به نحوی در عین هرچه بیشتر رعایت اخلاق برای خود کمکی به همین افراد داشته باشیم. به هر حال شرایط، شرایطی است که انسانها با ذهنیات خود هرکجا که باشند فکر میکنند در جای دیگر باید خود را دنبال کنند. در مورد مدیریت اسلامی نامۀ حضرت علی «علیهالسلام» به مالک اشتر ظرائف خاص خود را دارد که میتوان به آن رجوع کرد. ولی باز همچنان میتوان به مدیریت رهبر معظم انقلاب در میدان طوفانی که در مقابل خود دارند؛ نظر کرد که چگونه نه تنها گوهر انسانی خود را به فعلیت میآورند، بلکه متذکر انسانیت انسانهایی میشوند که در عین عدم رعایت حجاب کامل، اینچنین برای شخص ایشان ارزش و احترام قائلاند و نه تنها مردم ایران بلکه مردم عراق. https://eitaa.com/taghaviniaa/5503 موفق باشید
سلام علیکم: بنده طلبه ای هستم که بسیار تمایل دارم تا جهادی و ۲۴ ساعته به کار طلبگی و مفید بپردازم و خدمت کنم منتها با مشکلاتی مواجه هستم که از پیمودن این مسیر مرا باز میدارد. مثلا پیامی که رهبری معظم برای چهلم سرداران و دیگر شهدای جنگ ۱۲ روزه صادر کردند وظیفه ای را نیز برای روحانیت مشخص کردند اما بنده هنگامی که قصد میکنم تا این وظیفه را اجرایی کنم به حالت سرگردانی میرسم و اصلا نمیدانم چگونه من به عنوان یک طلبه پایه ۵ که مشتاق کار و فعالیت هستم آن را اجرا کنم. دقیقا همین سرگردانی نسبت به حکم جهاد تبیین هم بود و دقیقا نمیدانستیم که باید چه کار کنیم و چه بسترهایی را آماده کنیم. لذا میخواستم از شما خواهش کنم تا مقداری سر نخ بدهید تا مسیر روشن شود و بدانیم باید دقیقا چه کار کنیم. به نظر ناقص بنده یکی از اصلی ترین موانعی که جلوی جهاد تبیین را هم برای مردم و هم برای طلاب گرفت همین عامل بود که نمیدانستند چه کاری از آنها ساخته است و الا مردم ما اگر بدانند که باید چه کار کنند اقدام میکنند و نمونه آن گذشتن از طلاهای خود بود برای لبنان آن هم در این اوضاع اقتصادی. مشکل دیگر اینکه تا وارد کار میشوم انگار پس از مدتی رمق از من گرفته میشود و توقف حاصل میشود که نمیدانم چه کار باید کرد. اما به وضوح در خود احساس میکنم که من هم اگر جای یکی از سرداران یا افراد نظامی بودم که شبانه روز کار میکنند ـ مخصوصا در زمان جنگ ـ مثل آنها یا بیشتر از آنها اهل کار بودم اما الان به علت سرگردانی آبی برای شنا کردن نمیابم. البته چه بسا این حرف ها توجیه باشد برای کار نکردن و الا خود همین حل کردن این مسائلی که خدمتتان عرض کردم مقدمه واجب است و میتوانستم به همین ها لااقل بپردازم. ملتمس دعای شما هستم
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان از یک طرف در معارف قرآنی و روایی مانند رهبر معظم انقلاب عمیق شود و از طرف دیگر متوجۀ زمانه و تاریخ خود باشد؛ اولاً: نسبت به آنچه در مقابلش قرار میگیرد بهترین موضع را دارد. ثانیاً: شور و شوق ادامۀ راه در او همواره زنده میماند. عرایضی تحت عنوان «جایگاه تبلیغ در جهان جدید و بشر جدید» در چند جلسه شده است که خوب است به آن رجوع شود (صوت آن روی سایت هست). موفق باشید
به راستی؛ انسان وقتی با دیگران سخن میگوید و میخواهد بگوید چه چیزها بگوید و راه گفتن چه سخنها هموار است برای گفتنش بر دیگران و برای به اشتراک گذاشتن سخنان با دیگران؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در این دوران، در نوشتههای خود تنها باید با زبان اشاره افق هایی را در مقابل مخاطبان گشود وگرنه از جهت تعلیم، هر آنچه ما می خواهیم بگوییم، آنها میدانند. و ملاحظه کردهاید که بنده با توجه به این امر در سالهای اخیرعرایض خود را در بندهایی که چندان هم بلند نیست؛ عرضه میدارم. حتی آخرین کتاب بنده ۲۰۰ نکته است. نکتههایی که تنها اشاراتی است به آنچه افقگشایی میکند. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر: ممنون میشم استاد دیدگاهشون و در مورد «مبانی مفهومی زوجیت در قرآنکریم و روایات» بیان کنند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور خاص در این مورد تحقیقی نداشتهام. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر باشه: من دختری ۱۵ ساله دارم که آن حدود ۳ سال میشه که نماز خوندن را ترک کرده دخترم از ابتدای تکلیف نمازهاش رو میخوند و با تشویق من به نماز خوندن ادامه میداد تا اینکه یک مدتی دچار افسردگی شد و حتی افکار ناامیدی مطلق از زندگی و گوشه گیری که با مشاور مذهبی و حتی حرفه ای درمانی صحبت کردم گفتن ایراد نگیرید سلامتی جسم و روحش مهمتره بعد از اون کلاً نماز خوندن رو کنار گذاشت بعد از آن سوالاتی از من داشت که چون نمیتونستم قانعش کنم اون هم گفت که دیگه نماز نمیخونه از جمله سوالاتی که داشت این بود که میگفت خدا چرا ما را آفریده و حالا که ما را آفریده نمیتونه ما رو زور کنه که نماز بخونیم. بنده واقعا ناراحتم چون میبینم برای دخترم و رفع شبهه اون کاری نتونستم بکنم دنبال کسی میگردم که بتونه با دلیل متقاعدش کنه دختری هست بسسیار باهوش و سوالاتش فلسفی و سطح بالا که اگه متقاعد بشه نمازش رو میخونه میخواستم من رو راهنمایی کنید چیکار کنم و کی میتونم دخترم رو بیارم که استاد باهاش صحبت کنن. ممنون میشم ازتون. خدا خیرتون بده. جسارتا من هر هزینه ای باشه میدم که دخترم شبهاتش پاسخ داده بشه. هر موقعی که بفرماین من خدمتتون میرسم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش ما اینطور نیست که بتوانیم به طور حضوری خدمت رفقا باشیم عیناً جواب این سوالات در کتاب آشتی با خدا مطرح شده است خوب است که همان سوال و جوابها را با ایشان در میان بگذارید و برایشان بخوانید. نظر به سیره شهدا و توصیه آنها به نماز و حجاب ان شاالله میتواند مفید باشد. البته پس از مطالعه آن کتاب و کتاب جوان و انتخاب بزرگ که هر دو روی سایت هست میتوانید سوالات ایشان را از طریق خود ایشان و یا جناب عالی در سایت مطرح فرمائید. موفق باشید. https://lobolmizan.ir/book/69?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C
https://www.aparat.com/v/etq8xug
https://lobolmizan.ir/book/70?mark=%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86
در جلسه پنجم تفسیر سوره مبارکه زمر، استاد عالیقدر مثالهایی در رابطه با آیه ۵ فرمودند از جمله جریان بنی صدر را که به تجسم پوشش و افتادن ظلمت شب بر نورانیت روز تعبیر گردید. شاید در این مثال بنده با استاد عزیز هم رای باشم ولی سوال اینجاست که شاهد مثال آوردن برای آیات، گویا از اولوهیت و عظمت آن می کاهد و چه بسا دامنه این تمثیل به شرایط کنونی هم قابل سرایت بشود که مثلا رییس جمهور را در سایه ای از طلمت و جریان جناب جلیلی را در نقطه مقابل بنشانیم و قس علی هذا. تبعات چنین فرآیندی چه می شود؟ جایگاه هدایتی قرآن کجاست؟ از یکسو با مثال آوردن و تطبیق آیات به مسائل جاری (خصوصا در باب مسائل سیاسی) با تبعاتی مواجه هستیم و از سوی دیگر ماندن در الفاظ آیات و اکتفاء به تعابیر کلی، جنبه هدایتی قرآن در حد یک اکرام و احترام سنتی و بوسیدن و بر چشم نهادن و تبرک تقلیل می یابد. استاد گرانقدر چاره چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال به ما توصیه شده است به کمک قرآن، جایگاه مسائل روز خود را مشخص کنیم و در همین رابطه، امروز از واژۀ «صبر» معنای «مقاومت» را به عنوان یک فرهنگ مدّ نظر میآوریم در عین آنکه صبر در قرآن محدود به مقاومت مورد بحث نیست. اینجا است که ما موظف هستیم در تطبیق واژهها به امور، به شرایط تاریخی که آن واژه تعریف شده توجه کنیم تا گرفتار نوعی تحجّر و سطحینگری نباشیم. موفق باشید
پیرو پرسش و پاسخ 39967 در کتاب خودشناسی برای خودسازی آیة الله مصباح (نتیجه نهایی صpdf126): "... و مهم ترین مواد منفىِ این برنامه به قرار ذیل است: ۱. در التذاذات مادى، زیاده روى نكنیم كه موجب انس نفس به لذتهاى حیوانى بشود، بلكه سعى كنیم انگیزه ما در استفاده از نعمتهاى دنیوى، تهیه مقدمات سیر، یعنى سلامت و قوّت و نشاط بدن براى عبادت و شكرگزارى باشد. روزه گرفتن و پرنخوردن و كم گفتن و كم خفتن با رعایت اعتدال و حفظ سلامت، جزء این ماده مىباشد. نكتهاى را كه نباید در تنظیم و اجراى برنامه، از نظر دور داشت، رعایت اصل تدریج و اعتدال است؛ یعنى هیچ گاه نباید فشار طاقت فرسایى را بر خود تحمیل كنیم؛ زیرا علاوه بر این كه موجب عصیان و سركشىِ نفس مىشود؛ ممكن است زیانهاى بدنى یا روانىِ جبران ناپذیرى را به بار آورد. بنابراین، خوب است در طرح برنامه، با {شخص آگاه و قابل اعتمادى مشورت} كنیم. نیز از طرف دیگر، نباید در اجراى برنامههاى حساب شده، سستى رواداریم و براى ترك آنها بهانه جویى كنیم؛ زیرا تأثیر قابل توجه این برنامهها در ادامه آنها است. و در هر حال، باید اعتمادمان به خدا باشد و توفیق خود را از او بخواهیم. ودر کتاب اخلاق در قرآن (ج2ص202) ".. البته همین جا لازم است یادآورى كنیم همانطور كه افراط و زیادهروى در خوردن و آشامیدن زیانبار و داراى ارزش منفى است، تفریط و كم خورى بیش از اندازه نیز زیانبار است، به سلامتى انسان لطمه مىزند و شادابى و نشاط وى را تهدید خواهد كرد. متأسّفانه بسیارى از جوانهایى كه پاك و مخلص هستند و دلشان مىخواهد سیر معنوى داشته باشند و فضایل اخلاقى را كسب كنند، بدون {مشورت با بزرگترها و افراد با تجربه}، دست به كارهایى مىزنند كه سالها آنان را از سلامتى محروم خواهد كرد. و آنچنان به ضعف مبتلا مىشوند كه توان انجام بعضى واجبات را هم از دست مىدهند چه رسد به مستحبّات و از اینجاست كه این كار نسنجیده و نپخته سبب خسران و زیانكارى آنان در دنیا و آخرت خواهد شد. ارزش كم خورى در این است كه انسان بتواند در تعالى روحى و معنوىاش موفّقتر باشد. پس باید در حدّى باشد كه انسان را از سایر توفیقات محروم نسازد كه اگر از این حدّ گذشت، مسلّماً نامطلوب و بىارزش و یا حتى داراى ارزش منفى خواهد بود. این یكى از موارد خیلى روشن ِ ارزش اعتدال و میانهروى است كه باید حتماً آن را رعایت كنیم. البته، مقدار خوراك، یك قاعده كلّى ندارد و به تناسب مزاجها و سنین مختلف و دیگر عواملى كه احیاناً ممكن است در آن نقشى داشته باشند، در نوسان خواهد بود و هر كسى باید 1. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 58، ص 39، روایت 61. ﴿ صفحه 203 ﴾ شرایط خاصّ مزاجى خودش و اعتدال متناسب با آن را در نظر بگیرد و از افراط و تفریط نسبت به حدود و مقادیر مورد نیاز شخصى خود بپرهیزد. ضمناً، توجّه به این نكته هم لازم است كه گاهى ضرر كمخوردن براى جوان نیرومند به زودى آشكار نمىشود؛ ولى، به تدریج كه سنّ بالا مىرود و به ویژه به هنگام بهرهبردارى از سالها زحمت تحصیل، دیگر قدرت از او سلب مىشود و نمىتواند خدمت چندان شایستهاى براى اسلام و مسلمین انجام دهد." منظور من قسمت مشورتش است (آکولاد) به نظر شما برای رسیدن به اعتدال در خوردن و آشامیدن و روزه گرفتن باید چه کنم (کنیم)؟ شاید همان عفت اخلاقی چیزی بین شره و خمود درست است که "مقدار خوراك، یك قاعده كلّى ندارد و به تناسب مزاجها و سنین مختلف و دیگر عواملى كه احیاناً ممكن است در آن نقشى داشته باشند، در نوسان خواهد بود و هر کسی باید شرایط خاصّ مزاجى خودش و اعتدال متناسب با آن را در نظر بگیرد و از افراط و تفریط نسبت به حدود و مقادیر مورد نیاز شخصى خود بپرهیزد.» ولی به عنوان کلی مثلا مشهور است روزی یک وعده خوردن یا این که در روز دو وعده صبح و شام... یا در روزه بعضی می گویند تا می توانید مهما ٱمکن روزه یا در هفته دو روز ۲ و پنج شنبه یا ۳ روز ماکد در ماه... *آیا برای این موارد باید به صورت حصوری با فرد مخاطب صحبت کرد و حالات خود را گفت تا متناسب یک حد اعتدالی را بتوان بهش رسید؟ مثلا چه بسا فردی بتواند در یک شرایط سنی زمانی هر روز روزه بگیرد آیا باید بگیرد؟! چه بسا یک فرد هر دو روز یک وعده بخورد مثلا این که می گویند تا کاملا گرسنه نشدی نخور... من برایم پیش آمده بعد از روزه مستحب که روزه ام را با چایی و خرمایی افطار می کنم تقریبا نصف شب که خانواده خواب هستند گرسنه ام می شود خوب این که درست نیست بلٱخره فقط هم معیار «کاملا گرسنگی» نیست یا حتی در کتاب معراج بحث عفت یک جایی می خواهد پیشنهاد بدهد برای اعتدال در روز یک وعده خوب تا این جا درست ولی یک حالتش بعد از فراغت از نماز شب. خوب اصلا در این وضع و اوضاع؟! ما زورکی ۲٠ دقیقه قبل اذان یک نمازی بخوانیم کی غذا خانواده چی می شود؟... یا مثلا جاهایی می خوانیم در طب اسلامی بعضی می گویند در اسلام ناهار نداریم؟! * اگر امکان دارد شما نظر خودتان را به عنوان یک روش «معتدل» در خوردن و آشامیدن و روزه مستحب بیان بفرمایید. فرض بگیرید مخاطب شما هر روز روزه می تواند و می خواهد بگیرد و مثلا می تواند در خوردن و آشامیدن روزی یک وعده غذا برایش مشکلی نداشته باشد اعتدالی که به دور از افراط و تفریط باشد اعتدالی که باعث خود فراموشی غفلت نشود باعث اذیت قوه شهوت نباشد باعث قساوت. به خمود یا شره نکشد از آن طرف به طغیان سرکشی نفس تنفر از عبادت نرسد. نشاط در عبادت توش باشد، ضرر به جسم نزند، موجب اسراف تبدیر نشود، مانع افکار و احساسات انسان نشود، موجب حواس پرتی مشغولیت های ذهنی نشود. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار دقیقی در متن ارزشمند کتاب «خودشناسی برای خودسازی» از مرحوم آیت الله مصباح مطرح فرمودهاید. حقیقتاً همینطور که میفرمایند تعادل در خودسازی، موجب میشود تا انسان هر اندازه جلو و جلوتر میرود، در صفای ایمانی خودش بیشتر حاضر میشود و کافی است خود جنابعالی متوجۀ اولاً: تعادل خود و ثانیاً: عرف عُقلا و بزرگان باشید که روزههای هفتهای یک بار برای انسانهایی حدود ۴۰ سال به بعد هستند و یا ۲ روز در ماه، جای خوبی دارد. آری! دو وعده غذا خوب است مشروط بر اینکه خانواده به زحمت نباشند. در آن صورت توصیۀ آیت الله بهجت را میتوان مدّ نظر قرار داد که در غذاخوردن به خود «سهم» بدهیم و در عین عدم سختگیری بیش از سهمی که تعیین کردهایم، ادامه ندهیم. موفق باشید
سلام حاج آقا: وقتتون بخیر و الحمدلله برای وجود شما. ما با چن نفر داشتیم برای جا انداختن اصول انقلاب، فعالیت میکردیم. نزدیکِ خروجی دادن، دو نفر اومدن مسئولیت ها رو متوقف کردن به اجازه ی خودشون و در یه فرآیندی اینقدر کارو پیچیده کردن که تمام زحمات به باد رفت. من میخواستم کمترین قدمی برای انقلاب بردارم و واقعا برای اون کارها زحمت کشیده بودم. چون دردمند بودم و براش وقت گذاشته بودم. اینقدر اذیت کردن که اون جمع پاشید و الان خیلی غمگینم از اینکه کارمون نتیجه ای نداد و در این ده بیست سال، مسیله ای تا این حد غمگینم نکرده. هنوزم غم زیادی دارم و به اون دو نفر شک کردم و احتمال میدم نفوذی باشن که اینجوری نذاشتن کارمون ثمر بده. میخواستم چند جمله ای از شما بشنوم. امیدی، سرزنشی، نصیحتی، هرچی باشه خوبه. غمگین و آرومم و رفتم تو خودم و کلی گریه کردم. حس میکنم برای ترویج حقیقت اسلام شکست خوردم و تلاش هام به باد رفته. اون دو نفرم سپردم به خدا. یه بار میگم شاید باید بیشتر استقامت میکردم. یه بار میگم دیگه باید چه کار میکردن که نکردن و دیگه هیچ امیدی نبود. لطف کنید ببینید چی به قلبتون می افته و همون رو بهم بگید. خیلی غصه دارم. غصه ای که نمیتونم به کسی هم بگم.
باسمه تعالی، سلام علیکم: در مسیر توحید هرگز بنبستی وجود ندارد به هر حال راههایی به لطافت فرشتگان در مقابل ما گشوده شده است که باید در آن مسیر خود را بیابیم پیشنهاد سلسله مباحثی که تحت عنوان «زن و حضور نرم تمدنی» در کانالِ «بشنو از زن چون حکایت میکند» https://eitaa.com/ziafat_andishe مطرح شده است را دنبال بفرمایید از آن جهت که امروز ما برای حضور در انقلاب اسلامی باید به حضور نرم بیندیشیم امید است آن مباحث بتواند کمک کننده باشد.https://eitaa.com/ziafat_andishe/1496 موفق باشید
سلام استاد گرانقدرم: سوالی داشتم از همه مذهبیها! اگر خدا نیست که هیچ... اما اگر خدایی هست و حضور دارد و ما به سوی اوییم و نماز میخوانیم و روزه میگیریم، پس اینهمه نگرانی و اضطراب و استرس و فکر و خیال اینکه پسرم و یا دخترم چه میشوند و نگرانی جان و مال و آبرو برای چیست؟ نکند مردم بفهمند من این مشکل را دارم!!! این اگر دین است فرقش با کفر چیست؟ بیشتر هم قشر مذهبی اینگونه اند! بیدین ها انگار جلوترند و میگویند هرچه پیش آید خوش آید، استاد مذهبیهای این شکلی پدرمان را در آوردهاند و عاجزمان کردهاند ما کفار را...
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد است که باید بین باور به خدا که امری مفهومی و انتزاعی است با ایمان به خدا فرق گذاشت. آری همچنان که قبلاً نیز عرض شده است شیطان هم به خدا باور دارد ولی ایمان به خدا چیز دیگری است، ایمان به خدا حضوری است که انسان نه تنها خود را در آغوش رحمت واسعه رب العالمین احساس میکند حتی افقی در مقابل او گشوده میشود که مییابد چه اندازه باید نسبت به آینده دینداری اش امیدوار باشد. امری که شما در شخصیت رهبر انقلاب ملاحظه میکنید و بنده مکرراً عرض کردهام که آن حالت، همان ایمان است و از خداوند همواره خواستهام به حقیقت ایمان رهبر معظم انقلاب ما را منور به ایمانی بگردان که در آن ایمان زندگی معنای دیگری دارد و در آن حالت همواره امید و همواره امید به آیندهای که در بستر ایمان در پیش است https://eitaa.com/tasnimnews/289008 و عجیب است که در آن دوردستها مانند شیعیان لبنان به خصوص سید حسن نصراللهِ شهید و شیخ نعیم قاسم عزیز به خوبی متوجه نقش تاریخی رهبر معظم انقلاب هستند، نقشی که حاصل ایمان حضرت نایب الامام آیت الله خامنهای میباشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/20675 موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. اسلام با عشقی جانسوز به انسانها آغاز شده و حضرت نبی اکرم یگانه ای در خلقت پروردگارند که تنها ایشان در کل هستی، از خاطر عظمت ذاتیه بینظرشان توانست همه انسانهای خلقت را در خود پیدا و جمع کنند و بسوی خداوند سیر ایجاد فرمایند. بخدای یگانه پیامبر نهایی عالم هستی قسم، که ایشان از همه مخلوقات شدیدتر حاضرند و کامل ترینند و ایشان از شدت علاقه به ما مردم در عشقی جانسوز و قوی انتظار تک تک ما را میشکند تا هر کدام از ما در نهایت استقرار وجودیه خود حاضر شویم. گریه ها و اشتیاق شاد و کامل ایشان به سوی ما همه هستی را به شوری انداخته که والله قسم انسان تا ابد چنین ایمان خاصه عاشقانه ای را نخواهد یافت هرچند تمام هستی را زیروکند. ای نبی خدا به امر خدا ما تشنگان از دست رفته را نجات ده. ای خدای عالم اگر ما را از ایشان جدا کنی به همه هستیه مقدست قسم هرگز با خود کنار نمی آییم و اگر رحم فرمایی بر ما خدایی کرده ای. پروردگارا بفرمایید آیا برآورده کردن این خواسته از شما در شأن خداییت نیست؟! یا رب ما را آفریدی سپس پرورش دادی، ما را به نتیجه نهایی یعنی عشق ایمانی وجودی نبی برگزیده ات که نتیجه نهایی ما از خودمان است برسان. خدایا انشاءالله نبینم لحظه ای را که مرا از او واگرفته باشی زیرا وجودم دیگر تاب چنین چیزی را ندارد من خود را به او سپردم مباد جفا از چنین عشق نبیانه اش.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. ما با نظر به آخرین پیامبر که عالیترین حضور را به ما عطا میفرماید؛ آنچنان وسعت مییابیم که چنانچه کوتاهی کنیم، آن کوتاهی در ابدیت ما آنچنان دردناک و جانکاه است که قرآن در بارۀ آن میفرماید: «وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً» (فرقان/ (۲۷) ملاحظه کنید که حتی انسان در آن شرایط آنچنان در فشار و پشیمانی است که دو دست خود را در دهان خود میبرد و فشار میدهد و میگوید ای کاش در کنار آن پیامبر، راهی را که او در مقابل ما گشوده بود را انتخاب میکردم. و این همۀ حرف است در نسبتی که ما باید با پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داشته باشیم و او را راهی بدانیم برای آنکه در جان خود گشوده و گشودهتر گردیم. موفق باشید
