بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41123

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اعیاد مبارک ان شاءلله. استاد کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی را خواندم و در حرم امام رضا دو رکعت به نیابت از شما و مرحوم امام تقدیم کردم. خواستم تشکر کنم ازتون. عطشی داشتم نسبت به امام و این عطش بیشتر شد. خود هم تشنگی برای رسیدن به اون روحیه لذت بخشه. باور کنید در طول روز خیلی به مرحوم امام فکر می‌کنم. به عظمت ایشان به حرکت ایشان. الحق که اگر نبودند ما الان مسلمان کدام اسلام بودیم؟ استاد چه کنیم این روحیه عطش نسبت به امام؟ آیا انس با آثار ایشان کافی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر اُنس با آثار حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که بسیار مفید است تا معلوم شود مبانیِ معرفتی این مرد الهی چه بوده است؛ باید به جایگاه تاریخی حضرت امام بیندیشیم. خدا می‌داند محال است بشر امروز بدون پیداکردن نسبتی اساسی با حضرت روح الله بتواند در جهان خود به صورتی که جواب جانش را بدهد، حاضر شود. در هر سال در حوالی ۱۴ خردادها عرایضی در رابطه با جایگاه تاریخی حضرت امام شده است که خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/50?tab=posts&inner_tab=book در ضمن در قسمت سوم کتاب « ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599تحت عنوان « مصاحبه سوم انقلاب اسلامی و فهم امام خمينی از انسان و جهان مدرن، صفحۀ 89» عرایضی شده است که خوب است به آن مصاحبه رجوع فرمایید. موفق باشید

40994
متن پرسش

سلام علیکم: پیرو گفتگوهای بنده با جنابعالی در موضوع جوانان/ازدواج/شهوات، پس از ۲ سال و اندی که گذشته، حال به نتایجی رسیدم: با توجه به اینکه به درب ازدواج، قفلی بزرگ به روی جوانان زده شده و آنها را به خود نمی‌پذیرند؛ باید خاطرنشان شود که هیچ چیز بی حکمت نیست همانطور که خود فرمودید: «این طوفان شهوات و این بن‌بست هایی که روبه‌روی جوانان ما هست معلوم نیست که قرار است چه انسانهای بزرگی به وجود بیاورد که نمی‌دانیم اگر جناب سلمان بودند، اینان به ایشان اقتدا می‌کردند یا ایشان بدو». مسیر پر از تباهی است و راه، چنانکه خواجه شیراز گوید مغیلان دائما در حال سرزنش اند... جوان دین‌دار آخرالزمانی، هر لغزش خود در این مسیر را برای خودش طوفانی می‌بیند بس بزرگ و مهم. از یکطرف ناراحتِ از دست رفتن لذت حلال دنیوی است و از آن سو، لغزش هایش چنان برایش بزرگ نمایان می‌شوند که او را به کلی از خودش نومید می‌سازد. من نمی‌دانم او چه‌چیز در آینده می‌بیند که اینقدر حساس است! برای چه چیز اینقدر خود را تجهیز می‌کند؟ و نتیجه تفکر این دوسال این بود که نیاز همان فقر است و انسانِ نیازمندِ به ازدواج با شخص تنگدست تفاوتی ندارد. همانگونه که خوردن بریان، دل تنگدست را کباب می‌کند، دیدنِ یکسری صحنه ها نیز دل جوان محروم را خاکستر می‌نماید. او مدام درحال سوختن است. اما خب همانگونه که تنگدست از روی گرسنگی نباید دزدی کند، جوان هم نباید برای علاج محرومیتش راهی که خلاف است را بپیماید. و خب باز نیز در این مسیر لغزش به وجود می‌آید و لغزشها و لغزش‌هاست که این حس را القا می‌کند که جوان از چشم خدا افتاده و اراده را نم نم از جوان دور می‌کند. بنده به عنوان کسی که در این مسیر نوپاست می‌خواستم بدانم برای عاری شدن از این لغزشها و نیفتادن به دام های کوچک شیطان (که کوچک شمردن این دام‌ها خودش می‌شود دامی بزرگی) به این شاگرد کوچک‌تان توصیه بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ جناب مولوی چه خوب: «حلوا شده‌ای کلی، حلوات مبارک باد».
چه اندازه زیبا متوجۀ طوفانی شده‌اید که جوانان ما را در برگرفته. خدا رحمت کند آیت الله ابراهیم امینی آن دانشمند آگاه به مسائل تربیتیِ جوانان، که چگونه اشک می‌ریختند از همان احوالاتی که شما از آن‌ها گزارش دادید. واقعاً جای اشک ریختن است که چگونه جوانان عزیز ما در این طوفان و در دهانۀ آتش‌فشان گرفتار شده‌اند، و این‌گونه قدرتمندانه و سلحشورانه در مقابل خطری که آن‌ها را تهدید می‌کند؛ مقاومت می‌کنند و بحمدالله در دل این طوفان متوجه شده‌اید که حضرت پروردگار می‌فرماید: «إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» (نور/۳۲) درک این نکته که فرمود خداوند به نحوی که فضل واسعۀ اوست جبران می‌کند؛ کار آسانی نیست، ولی امیدواری و ایمان به این وعدۀ الهی از جوانان ما، قهرمانانی می‌سازد که قابل تصور نیست. موفق باشید                  
 

40938

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: با توجه به اینکه جهان درحال حرکت است و ما هم به عنوان موجودی در این جهان دائم در حال تغییر و حرکتیم چطور می‌شود نظامی را (همان دین) بپذیریم و تمام عمر طبق آن عمل کنیم؟! و چطور یک عده حتی در سنین کم چنان با یقین این اعمال را انجام می‌دهند که انسان حسرت می‌خورد نسبت من با دین باید چگونه باشد؟! و چطور این نسبت حاصل می‌شود؟! چرا هرچه می‌گذرد بجای یقین بیشتر به شکم افزوده می‌شود؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر پیشرفت دارد و همان‌طور که در کتاب «بشر جدید و آیندۀ قدسی آن» عرض شده است، ما نمی‌توانیم از روحیات بشر جدید غفلت کنیم، ولی شریعت الهی صادرشده از ربّ العالمین است که پروردگار همۀ بشریت در همۀ دوران‌ها می‌باشد و به قول آقای پروفسور کربن، فراتاریخی است. و این‌جا است که هرکس متوجه می‌شود گویا پیامبران خدا قصه و حکایت همین امروز آن‌ها را برای نجات آن‌ها با آن‌ها در میان می‌گذارد. موفق باشید

40840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: می‌خواستم در مورد شروع حیات انسان در کره زمین سوال بپرسم. الان انسان دیرین شناسان با توجه به بقایا و علم ژنتیک یک خط تکاملی برای پیدایش ما دارند که از حدود ۸ ملیون سال پیش توی آفریقا شروع شده و تا الان ادامه داره. می‌خواستم نظرتون در مورد تکامل رو بدونم و بپرسم حالا آدم و حوا که توی دین گفته شده اولین انسان ها هستن کجای این خط تکاملی میتونن قرار بگیرن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم شهید مطهری در کتاب «تکامل» که مجموعۀ فرمایشات ایشان در باره تکامل است می‌فرمایند از نظر دینی ما می‌توانیم بگوییم اولین انسان که نژاد این انسان‌ها می‌باشد، حضرت آدم و حضرت حوّا بوده‌اند. ولی دلایل علم فسیل‌شناسی در رابطه با ادعای‌شان نسبت به تکامل انسان ناقص است. بنده در جلسات اولیۀ شرح سورۀ سجده عرایضی در این رابطه داشته‌ام. https://lobolmizan.ir/sound/1250?mark=%D8%B3%D8%AC%D8%AF%D9%87 موفق باشید

40767
متن پرسش

میشل فوکو (درباره انقلاب اسلامی): زمانی فراخواهد رسید که این پدیده که تلاش می‌کنیم درکش کنیم و ما را به شدت مجذوب خود کرده است - یعنی تجربه ی انقلابی ـ خاموش خواهد شد. دقیقاً نوری بود که در همه ی این مردم روشن بود و درعین حال همه ی آنان را در خود غرق کرد. این نور خاموش خواهد شد. آنگاه نیروهای متفاوت سیاسی و جریان‌های متفاوت سربر خواهند آورد، سازش‌هایی صورت خواهد گرفت و من به هیچ وجه نمی‌دانم چه کسی پیروز خواهد بود و گمان نمی کنم زیاد باشند کسانی که بتوانند از هم اکنون این را پیش گویی کنند. این نور محو خواهد شد. فرایندهایی متعلق به سطحی دیگر و به نوعی متعلق به واقعیتی دیگر وجود خواهد داشت. منظورم این است که آنچه شاهدش بودیم نتیجه ی نوعی ائتلاف مثلاً میان گروه‌های متفاوت سیاسی نبود، نتیجه ی سازش میان دو طبقه ی اجتماعی هم نبود که یکی با عقب نشینی بر سر این موضع و دیگری بر سر موضعی دیگر سرانجام بر سر مطالبه ی این یا آن انتخاب به توافق برسند. ابداً. چیزی دیگر روی داد. پدیده ای همه ی مردم را در بر گرفت و روزی از حرکت بازخواهد ایستاد. در آن زمان دیگر فقط محاسبه های سیاسی باقی خواهد ماند. کتاب «آیا قیام کردن بی‌فایده است؟»، گفتگوی ایران: روح جهان بی‌روح، ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده، ص۴۶ ‌بیایید نظر کنیم، نه به غوغای سیاست و نزاع‌های روزمره، بلکه به آن لحظه‌ی آغازین، آن دمِ نخستینِ انقلاب اسلامی که به تعبیر حضرت امام، نوری بود در قلب امت؛ نوری که نه از سازش طبقات برآمد، نه از محاسبه‌های سرد سیاست، بلکه از عمق جان مردم جوشید و همه را در خود غرق کرد. افسوس که امروز، آن نور در پس پرده‌ی دعواهای سیاسی پنهان گشته است؛ و تحلیل‌ها، به جای آنکه از حقیقت وجودی این تجربه سخن گویند، در سطح منازعات روزمره متوقف مانده‌اند. این حجابِ سیاست، ما را از شهود آن لحظه‌ی ناب بازمی‌دارد. پس اگر می‌خواهیم بفهمیم، باید از نو نظر کنیم؛ با چشم دل، با نگاه تاریخی و وجودی، به آن نوری که روزی در قلب‌ها شعله کشید و هنوز می‌توان پژواکش را در جان‌های بیدار شنید. و مگر نه آنکه هر انقلابی، اگر از جنس حقیقت باشد، نه تنها ساختارها را دگرگون می‌کند، بلکه جان‌ها را نیز به لرزه می‌افکند؟ آن نور، آن لحظه‌ی بی‌بدیل، نه در شعارها بود و نه در صف‌آرایی‌های سیاسی؛ در سکوتی بود که دل‌ها را فرا می‌گرفت، در اشک‌هایی که بی‌دلیل جاری می‌شد، در گام‌هایی که بی‌محاسبه به سوی خطر می‌رفتند، تنها به امید چیزی که نامش را نمی‌دانستند، اما حضورش را حس می‌کردند. اکنون، در روزگاری که تحلیل‌ها به آمار و تفسیرهای سطحی فروکاسته شده‌اند، و هر تجربه‌ی تاریخی در قالب جناح و جریان بازخوانی می‌شود، وظیفه‌ی ماست که از نو به آن لحظه بنگریم؛ نه برای بازگشت به گذشته، بلکه برای فهم آن حقیقتی که در دل آن لحظه نهفته بود. شاید آن نور خاموش شده باشد، چنان‌که فوکو گفت؛ اما خاموشی‌اش نیز خود نشانه‌ای است. نشانه‌ی عبور از شور به شعور، از انفجار به تأمل، از جمع به فرد. و شاید اکنون، در این سکوتِ پس از طوفان، وقت آن رسیده باشد که از نو بپرسیم: آن نور چه بود؟ از کجا آمد؟ و آیا هنوز می‌توان ردّش را در جان‌های مشتاق یافت؟ @varastegi_ir ๛ وارَستِگی  ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر تاریخی در دل ظلمات آغاز شود آنچنان نیست که حجاب‌های ظلمانی او را به راحتی رها کنند، ولی همچنان هم نیست که بتوانند خاموشش نمایند و از افقی که در مقابل مردمان گشوده شده است، مردمان را منصرف نمایند حتی‌ ‌خانم سمیه حیدری، اولین بانوی مدال آور در رقابت‌های جهانی در رشته‌ی جودو که رهبر به ایشان فرمودند: خیلی کار خوبی کردید که با چادر روی سکو رفتید. باعث افتخار مملکت ایران هستید.  https://eitaa.com/syasatmahdaviyat/737433‌ . نه! همان‌طور که می‌فرمایید انقلاب اسلامی نوری است که بعضاً با سیاست‌بازی‌های عده‌ای به حجاب می‌رود ولی افقی با انقلاب اسلامی در مقابل مردم ما گشوده شده است که آنان را به انسان و انسانیت دعوت می‌کند. وقتی زیبایی هستیِ خود را با حضور در هستی خود احساس کردیم، معلوم است که هر آنچه از چنین انسانی با چنین حضوری ظاهر شود، زیبا است؛ چه در سخن‌گفتن و چه در حرکات و سکنات و تعاملات با دیگران. در همه موارد، این هستی است که به صورتی خاص در این تاریخ با افقی که انقلاب اسلامی مقابل ما گشوده است، به ظهور آمده تا ما را با هستی خود آشنا کند و هرچه بشر جلو و جلوتر رود، بیشتر به هستی خود نزدیک و در آن حاضر می‌شود. این راهی است برای انسانی که خودش برای خودش مسئله شده، تا خود را با خودآگاهیِ تمام و همه چیز را در آن حضور بازبینی کند، به همان معنایی که در آخرالزمان، گویا آن عالی‌ترین انسان، دین جدیدی آورده، زیرا انسان آماده نگاهی دوباره به آخرین دین است، برای آخرین انسان در نهایی‌ترین حضور. و این‌جا است که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: « مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت- ارواحنا فداه- است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولین را از وظیفه‌ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.» موفق باشید      

40759
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام: می‌شود بدانم انتظار استاد عزیز از کسی که کتاب ده نکته از معرفت نفس را خوانده چیست؟ و باید چکاری را انجام بدهد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود روایاتی که مربوط به معرفت نفس است هدف از معرفت نفس را روشن می‌کند از آنجایی که از یک طرف می‌فرماید معرفت نفس موجب معرفت رب می‌گردد و انسان نقش حضور خدا در عالم را مانند حضور نفس در بدن می‌یابد و از طرف دیگر انسان با معرفت نفس متوجه می‌شود چه اندازه حضور خداوند در عالم لطیف و همه جانبه است، به همان شکلی که نفس در بدن و اعضای بدن حاضر است و اینجا است که می‌یابیم چگونه باید در این دنیا ذیل شریعت الهی زندگی کنیم تا گرفتار وساوس شیطانی و توهمات نفس اماره نباشیم. موفق باشید

40653
متن پرسش

با رمز شعار مرگ بر آمریکا / طوفان شده در سراسر این دنیا. تاریخ ولادت خود تاریخ است / تبریک به کلّ هفت اکتبری‌ها. استاد دعا کنید روسیاهانی مثل من هم در دل این تاریخ خود را بیابیم و ۷ اکتبر روز ولادتمان باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و بی‌حساب نیست که رهبر معظم انقلاب در مورد شهید سنوار فرمودند: «او چهره‌ی‌ درخشان مقاومت و مجاهدت بود؛ با عزم پولادین در برابر دشمن ظالم و متجاوز ایستاد؛ با تدبیر و شجاعت به او سیلی زد؛ ضربه‌ی جبران‌ناپذیر هفتم اکتبر را در تاریخ این منطقه به یادگار گذاشت». و حجت الاسلام آقای مجتبی کاظمی در مقدمۀ بحث «ما و جهان پس از هفت اکتبر» متذکر نکتۀ خوبی در رابطه با هفت اکتبریِ ما شدند https://eitaa.com/matalebevijeh/20409 . موفق باشید

40550

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با درود و احترام، خدمت استاد گرانقدر، جناب آقای اصغر طاهرزاده با سپاس از توجه و دقت نظرتان که همواره راهگشای بسیاری از جویندگان علم و حقیقت بوده است. با توجه به این که سن این حقیر ۱۴ سال بوده و در پایهٔ نهم تحصیل می‌نمایم و همچنین دسترسی به مدرسه بسیار نزدیک و آسان است، خواهشمندم مرا راهنمایی بفرمایید که اولویت در این برهه از زمان، می‌بایست با «خواندن دروس مدرسه» باشد یا «مطالعهٔ کلام و عقاید معقول»؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرر عرض شده چنانچه خداوند علاقه حضور در حوزه را در جان عزیزان ایجاد کرده باشد و از نظر بهرۀ هوشی متوسط به بالا باشند؛ حضور در حوزه، حضور در فکر و فرهنگی است بسی تعالی‌بخش برای خود و برای دیگران. اخیراً عرایضی در این رابطه شده است خوب است نظری به آن عرایض انداخته شود https://eitaa.com/nasimnor/16. موفق باشید

40468

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما: بنده پسری ۱۹ ساله هستم که به تازگی کنکور دادم و آماده و ان‌شاءلله قراره برم دانشگاه. مسئله‌ای هست که بنده به مرور زمان درگیرش شدم و گاهی از اوقات احساس پوچی کامل می‌کنم. قبلا توی یک فضای معنوی بودم و بحث حفظ قرآن رو دنبال می‌کردم و گاه گاهی بحثای عرفانی شما رو هم دنبال می‌کردم و ارتباط خوبی با خدا و اهل بیت داشتم. چند وقت پیش که کلا وارد فضای درس خوندن و کنکور و یه مقدار از طرفی وارد فضای کسب درآمد شدم کم کم از اون فضا دور شدم تا الان به یه نقطه ای رسیدم که کلا ذهنم درگیر مادیات و آیندس و همیشه درحال تلاشم که چجوری بیشتر درآمد داشته باشم و اون حضوری که قبلا داشتم رو ندارم و حتی کلا شاید در ماه قرآن نخونم و کلا وارد این فضا شدم. همچنین مثل اکثر نسل امروزی دنبال همدم و همراه جنس مخالف هستم و خیلی در این زمینه احساس نیاز می‌کنم و میخوام که یه همدم داشته باشم ولی با توجه به سن و سال و شرایط به هیچ عنوان نمیتونم به ازدواج حتی فکر هم بکنم. در کل با توجه به همه این حالاتی که عرض کردم خدمتتون الان احساس پوچی بهم دست داده و حال بدی دارم و همش سعی می‌کنم که خودم رو مشغول و سرگرم کنم به خصوص با فضای مجازی. از یه طرف نمیتونم به دارآمد و مادیات فکر نکنم از یه طف دیگه هم نمیتونم اون حضور و معنویت رو نداشته باشم این حال کلا خرابم کرده و یه سردرگمی عجیبی بهم داده و احساس پوچی می‌کنم. لطفا اگه میشه بفرمایید که چه توصیه ای برای بنده دارید تا بتونم یکم از این سردرگمی و پوچی در بیام. با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به گفتۀ استاد آیت الله حسن‌زاده اگر انسان خود را مشغول امور معرفتی و الهی نکند، ذهن او، او را مشغول امور وَهمی و خیالی می‌کند. موفق باشید

40428

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسمه تعالی. استاد اصغر طاهرزاده سلام علیکم: احتراما به عرض می‌رسانم که قرآن کریم عباراتی دارد برای عوام اشاراتی دارد برای خواص لطائفی دارد برای اولیاء حق و حقایقی دارد برای انبیاء الهی مستدعی است در صورت امکان و صلاحدید شما لطف بفرمائید برای هر کدام مثالی مرحمت فرمائید قبلا از بذل عنایت شما کمال تشکر و قدردانی را بعمل می‌آورم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان مثال به آیۀ «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» که عموماً رفقا با آن مأنوس هستند توجه فرمایید که چگونه برای عوام اهل ایمان متذکر رعایت ظاهر دستورات شرع و انجام واجبات و دوری از محرمات است و خواص با آن نوع هوشیاری که دارا هستند در خودنگهبانیِ خود به عنوان تقوا به ظرایف معرفتی می‌پردازند تا آن‌جایی که می‌یابند شرط تقوا آن است که به خیال خود نیز اجازه ندهند جز نظر به حضور حق، توهّماتی قدرت بگیرد. حال در نظر بگیرید در نسبت همین نکتۀ تقوا، اولیای الهی و انبیاء چه ظرائفی را در مدّ نظر می‌آوردند که درک آن از محدودۀ فهم ما بیرون است. موفق باشید  

40079

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا درسته بگیم هر لذت یا دردی که میچشم، در واقع دارم خدا را شهود می‌کنم؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر انسان در مسیر توحید الهی قدم بگذارد چنین است که می‌فرمایید. موفق باشید

40974
متن پرسش

عرض سلام و ارادت خدمت شما: چیزی بعد سالها حضور در زندگی و چه بسا این روزها بیشتر من را به خود مشغول کرده و من را به یافتن می‌کشاند؛ یافتنی که جدایی از عادات اطراف و آگاهی به صورت در کنار هم بودنی من را به خود مشغول ساخته؛ مقصد این زندگی را چگونه می‌شود برای خود یافت؛ اصلا چگونه می‌شود به خود گفت زندگی همین است؟ زمانی هست برایم که می‌پرسم آیا زندگی همین است؟ یا اینکه شاید من باید چیزی دیگر هم بخواهم؟! مانده ام به گفتارِ شما

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است. اتفاقاً شخصیت‌هایی مانند شهید آوینی زودتر با این سؤال روبرو شدند و با همین سؤال بود که او متوجه شد استدلال‌های عقلی و انتزاعی او را کفایت نمی کند و باید در نسبت خود با انسانی فکر کرد که بودن انسانی او را معنا می‌کند و شهید آوینی به شخصیت حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» رسید که آینۀ انسان کامل در این زمانه بود و آوینی اینگونه آوینی شد و تأکید بر شخصیت حضرت علی «علیه‌السلام» در همین رابطه موضوع مهمی می‌باشد. عرایضی با همین رویکرد ان شاءالله در روز ۱۳ ماه رجب در اعتکافی که در پیش است، خواهد شد. موفق باشید   

40799

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام حاج آقا‌: وقتتون بخیر‌ و الحمدلله برای وجود شما‌. ما با چن نفر داشتیم برای جا انداختن اصول انقلاب، فعالیت می‌کردیم. نزدیکِ خروجی دادن، دو نفر اومدن مسئولیت ها رو متوقف کردن به اجازه ی خودشون و در یه فرآیندی اینقدر کارو پیچیده کردن که تمام زحمات به باد رفت‌‌. من می‌خواستم کمترین قدمی برای انقلاب بردارم و واقعا برای اون کارها زحمت کشیده بودم. چون دردمند بودم و براش وقت گذاشته بودم. اینقدر اذیت کردن که اون جمع پاشید و الان خیلی غمگینم از اینکه کارمون نتیجه ای نداد‌ و در این ده بیست سال، مسیله ای تا این حد غمگینم نکرده. هنوزم غم زیادی دارم و به اون دو نفر شک کردم و احتمال میدم نفوذی باشن که اینجوری نذاشتن کارمون ثمر بده. می‌خواستم چند جمله ای از شما بشنوم. امیدی، سرزنشی، نصیحتی، هرچی باشه خوبه. غمگین و آرومم و رفتم تو خودم و کلی گریه کردم. حس می‌کنم برای ترویج حقیقت اسلام شکست خوردم و تلاش هام به باد رفته. اون دو نفرم سپردم به خدا. یه بار میگم شاید باید بیشتر استقامت می‌کردم. یه بار میگم دیگه باید چه کار میکردن که نکردن و دیگه هیچ امیدی نبود. لطف کنید ببینید چی به قلبتون می افته و همون رو بهم بگید. خیلی غصه دارم‌. غصه ای که نمیتونم به کسی هم بگم.

متن پاسخ

باسمه تعالی، سلام علیکم: در مسیر توحید هرگز بن‌بستی وجود ندارد به هر حال  راه‌هایی به لطافت فرشتگان در مقابل ما گشوده شده است که باید در آن مسیر خود را بیابیم  پیشنهاد سلسله مباحثی که تحت عنوان «زن و حضور نرم تمدنی» در کانالِ «بشنو از زن چون حکایت می‌کند» https://eitaa.com/ziafat_andishe مطرح شده است را دنبال بفرمایید از آن جهت که امروز ما  برای حضور در انقلاب اسلامی باید به حضور نرم بیندیشیم امید است آن مباحث بتواند کمک کننده باشد.https://eitaa.com/ziafat_andishe/1496   موفق باشید

40643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: بنده دانشجوی کارشناسی فلسفه هستم و خیلی به عرفان علاقه مندم اگر بخوام اصولی مسیر رسیدن به مقام های عرفانی بدون خطر افتادن در وهم و ضلالت رو طی کنم بهم سیر مطالعاتی معرفی کنید لطفا. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود پس از تعمق بر حکمت صدرایی، به «فصوص الحکم» ابن عربی همراه با شرحی که با ذوق‌تان بخواند رجوع فرمایید. موفق باشید

40614
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: یک استدلال زیبایی شهید مطهری دارند که: سختی شناخت خدا بخاطر فراگیر بودن آن است؛ _چرا که تعریف حد و رسم می‌خواهد_ همچون زمانی که تمام دنیا را سفیدی فرا گرفته باشد، آن‌موقع عملا شناخت سفیدی ممکن نیست. غرض از ذکر این فرمایش، می‌خواهم بگویم که وقتی امری بسیار بزرگ شد عملا به حجاب می‌رود و قابلیت ظهور و بروزش ضعیف می‌گردد؛ همچون طلبگی در روزگار کنونی؛ از شدت وسعت و عمقی که دارد، از طرفی شناخت خوبی نسبت بدان حاصل نمی‌گردد، از طرفی بخوبی ظهور و بروزی ندارد. واقعا فکر نسبت به طلبگی دیوانه کننده ترین فکر حاضر است؛ انسان برود در دانشگاه دکتر یا مکانیک یا مهندس شود، حقیقتا نمود بیشتر در رشد و هویت دارد؛ چرا که حد دارد و براحتی آدمی بر آن مسلط می‌شود (هرچند غرض از مذکور برای تکفیر طلبگی نبود). با توجه به پرسش شماره۴۰۵۹۷ آهی تازه برایم جلوه کرد؛ تا بحال متوجه این‌همه ظلمت خود نبودم، نمی‌دانستم تا این حد گوش هایم سنگین شده! حال می‌توانم صدای ناله های راه طلبگی که بر من گشوده شده را بشنوم که تا چه اندازه نسبت بدان بی توجه بودم و این روح را درک نکردم و چقدر نسبت بدان بیرحمانه برخورد کردم؛ منی که در این راه قدم‌ برداشتم‌ اما هرجا که پیش می آمد، رهسپار می‌گشتم جز در این راه. حقیقتا من نسبت بدین راه جفا کرده ام، مسئول خوبی نسبت بدان نبودم و اویی که خود را بر من گشود را اینچنین جریحه دار کرده ام؛ اویی (راه حوزه) که بدنبال رساندن من، به خودم بود...! چگونه روحیه مسئولیت پذیری را در خود زنده کنیم تا که تا این حد متشتت و بیگانه از محلّ خود نباشیم و اینچنین خودی را که با نسبت پیدا کردن با بسترها و قدم زدن در راه آنان، معنا می یابد را، بیابیم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم:
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
ای پیش‌روِ مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شده‌ای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همی‌گوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد
حقیقتاً همین‌طور است و طلبگی به معنای حقیقی آن همچون حضور نور است در عالم که همه جا را روشن می‌کند بدون آن‌که دیده شود. و خوشا به حال آن طلبه‌ها و روحانیونی که چنین حضوری در عالم دارند به جای آن‌که بخواهند دیده شوند و یا بر مردم ریاست کنند و خود را بر دیگران تحمیل نمایند. چه اندازه ارزشمند بودند امثال آیت الله بهاءالدینی ها و آیت الله احمدی میانجی‌ها و آیت الله راستی‌ها که به ظاهر هیچ‌کجایی نبودند ولی در عمق جان افراد نفوذ می‌کردند و این یعنی همه جا بودند. خوشا به حال ائمۀ جماعاتی که چون سایه‌ای آرامش‌بخش بر سر نمازگزاران خود بودند. موفق باشید                
 

40605
متن پرسش

سلام علیکم: با عرض احترام و تقدیم ارادت خدمت استاد گرامی. استاد عزیز تضاد و تناقضی برای حقیر پیش آمده و آن اینکه هر چقدر مطالب استاد داوری اردکانی را پیگیری می‌کنم بر یاس و ناامیدی بنده نسبت به آینده افزوده می‌شود اما هر چقدر با قرآن و مطالب حضرت آقا مانوس می‌شوم نسبت به آینده بسیار امیدوار می‌شوم. خدای رحمان و رحیمی هست که درهم شکننده کفر و نفاق است و رحمت و نصرت را برای خود واجب کرده و کفر و نفاق و شیطان را ذلیل و ضعیف و از بین رفتنی معرفی کرده، حال استاد عزیز شما که تفکر استاد داوری را قبول می‌کنید چگونه می‌توانید این تفاوت‌ها را با هم جمع کنید؟ آیا برداشت‌های حقیر را از کلام استاد داوری درست تلقی می‌کنید؟ اگر درست نمی‌دانید روش فهم صحیح گفتارهای استاد داوری چیست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که مکرر عرض شده است نسبت ما با آقای دکتر داوری نسبتی است که با هر متفکری مانند هایدگر و یا هگل داریم از آن جهت که حقیقتاً این مرد، نسبت با مسائل، متفکرانه برخورد می‌کند. ولی موضوعِ ایمان، فوق العاده متفاوت است و آن نسبتی است که بودن هرکس با بنیانِ بودن خود می‌تواند پیدا کند و از آن‌جایی که چنین حضوری نهایت آرزوی هرکس می‌باشد، مواجهه با متفکران در بستر حضور ایمانی، می‌تواند از جهاتی، ایمان انسان را معنای وسیع‌تری بدهد به همان صورتی که ما با نظر به اصالت وجود جناب صدرالمتألهین نوعی از آنچه هستیم را تعقل می‌کنیم و از این جهت عرض می‌شود مواجهه با متفکران، ایمان انسان را معنای وسیع‌تری می‌دهد. موفق باشید                

40511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد تو روایات متعدد در مورد نوع ارتباط افراد صحبت شده مثلا گفته با فلان کس معاشرت نداشته باش یا اگر فلان خصوصیت داشت باهاش رفت و آمد نکن، این یه مسئله اینکه الان و درحال حاضر اول نمیشه اینا رو رعایت کرد از یه طرف تویه تنگناهایی هستیم یه طرف صمیمیت و اخوت با مومنین در مقابل جبهه دشمن از یه طرف اگه بخواییم اینورعایت کنیم هیچ کس نمیمونه، چه باید کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که یکی از دستورات الهی به همۀ ملت‌ها آن است که می‌فرماید: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا» و کلمه «ناس» حتی شامل کافر هم می‌شود؛ باید آن موارد را به طور خاص مدّ نظر قرار داد که مثلاً موردی است که موجب ضعف ایمان انسان و یا شهرت انسانِ فاسق بشود. وگرنه به هر حال باید با هر انسانی با بزرگواری برخورد کرد. موفق باشید

40498

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در فص محمدی ابن عربی اله معتَقَد را نتیجه عمل انسان است. بعبارت دیگر اله معتَقَد ساخته شخص است. شما در بحث حوری بهشتی که آن را تجلی اسم جامع الله می‌دانید که نتیجه عمل و عبادت شخص است. حال سوالم این است که این تجلی اسم جامع الله که حوری است، آیا همان اله معتَقَد است که جناب ابن عربی در فص محمدی بیان می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. بالاخره خداوند برای کسی که تا مرز انس با حضرت حق و اسم جامع او جلو رفته است، حورالعین به معنایی که مربوط به مقربین است برای او تجلی می‌کند. تازه، در این موارد مهم نسبتی است که این متون مثل «فصوص الحکم» متذکر می‌شوند و نباید دغدغۀ این جزئیات را داشت. موفق باشید

40495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: چند ماهی می‌شود که به‌عنوان اولین تجربه کار در صنعت، وارد ستاد مدیریت یک کارخانه شده ام. با توجه به شرایط خانوادگی، از کارمندی نفرت دارم اما خب چه می‌شود کرد؟ کارها در این عصر، مرکب شده اند و نیاز به بروکر و سازمان نیازی ضروری است. شرکت متشکل از دو بخش کارگاهی و اداری است. من بیشتر با مدیریت سازمان بخش اداری آن سر و کار دارم. آن اوایل که ورود کرده بودم، نوع و جنس ارتباطات کارمندها با یکدیگر برایم جدید بود. روزمرگیِ کارمندی در آنها مشهود بود. با این نوع زندگی کردن، دین هم نهایتا به امری غیر ضروری تبدیل می‌شود که دیگر سامان دهنده همه امورات زندگی نخواهد بود. در این نوع زندگی، انسان باید ابعادی را رعایت کند که موجب بقای او در سازمان خواهد شد. و این بیشتر به زندگی در جنگل شبیه است تا زندگیِ انسان در مقام خلیفةالهی. اینجا می‌شود بلای خانمان سوز نئولیبرالیسم را به چشم دید و آموزه هایش را که در جان مدیر این واحد صنعتی نهادینه شده را شنید. اول فکر می‌کردم خب حتما با طبیعت سازمان اداری بیگانه هستم هنوز و درست می‌شود. اما با توجه به سمتی که در سازمان دارم، کم کم کارمند ها هم در رفتارها و حرف هایشان به این موضوع اشاره می‌کردند. کم کم زیرآب زنی ها و بحث و جدل ها را هم دیدم. اینجا واقعا می‌شود اراده معطوف به قدرت را دید. تقریبا کارمند ها همه به استعفا فکر می‌کنند. چون در چنین ساختاری آنچنان فشار روانی بالاست، که حتی یک ساعت کمتر در این اتمسفر بودن، برایشان بهتر است به گمان خودشان. اگر چه این را علنا بیان نمی‌کنند. دیگر خودتان حتما تا تهش را خوانده‌اید و صحبت را خلاصه می‌کنم. تقریبا راهی برای اصلاح نیست. چون اصلاح نیازمند نیروهای جدید است تا گفتمان جدیدی در سازمان حکمفرما باشد. و این در حال حاضر امکان پذیر نیست. حالا مانده‌ام که چه کنم؟ هجرت کنم از آن سازمان؟ یا اینکه بمانم و سیاه شدن قلبم را ببینم؟ چه خوب می‌شد اگر من باب مدیریت اسلامی و سازمان اسلامی نیز مطالبی را ارائه می‌کردید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که اگر برای ادامۀ کار شرایط بهتری فراهم شود و هجرت صورت گیرد؛ کار خوبی است، ولی هنر ما آن است که در وسعت انسانی خود بتوانیم در همین میدان‌ها در مواجهه با همین افراد با سبک و سیرۀ انسانی خود به نحوی در عین هرچه بیشتر رعایت اخلاق برای خود کمکی به همین افراد داشته باشیم. به هر حال شرایط، شرایطی است که انسان‌ها با ذهنیات خود هرکجا که باشند فکر می‌کنند در جای دیگر باید خود را دنبال کنند. در مورد مدیریت اسلامی نامۀ حضرت علی «علیه‌السلام» به مالک اشتر ظرائف خاص خود را دارد که می‌توان به آن رجوع کرد. ولی باز همچنان می‌توان به مدیریت رهبر معظم انقلاب در میدان طوفانی که در مقابل خود دارند؛ نظر کرد که چگونه نه تنها گوهر انسانی خود را به فعلیت می‌آورند، بلکه متذکر انسانیت انسان‌هایی می‌شوند که در عین عدم رعایت حجاب کامل، این‌چنین برای شخص ایشان ارزش و احترام قائل‌اند و نه تنها مردم ایران بلکه مردم عراق. https://eitaa.com/taghaviniaa/5503 موفق باشید

40231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود خدا بر استاد عزیز: خیلی حالم این روزها بده حس می‌کنم هرلحظه دلم میخواد از سینه بزنه بیرون دست و دلم به هیچ کاری نمیره احساس بیهودگی می‌کنم. آرزوی مرگ. از هر نسبتی که دارم دلزده شدم. از زندگی، از جامعه، از خانواده، از خودم. ی کاری برام بکنید و راهی پیش پایم بگذارید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت الله حس‌زاده «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمودند برای آن‌که ذهنیات، مرا مشغول نکند خودم برای خودم برنامه ریزی می‌کردم. که در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع فرمایید از آن جهت که بالاخره باید با برنامه‌ریزی زندگی را مدیریت کرد و در این برنامه‌ریزی‌ها نباید سخت‌گیری نمود. موفق باشید 

39676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عنوان: دکتر محسن فرشاد سلام علیکم استاد: با درخواست قبولی طاعات و عبادات حضرتعالی از درگاه خداوند متعال آیا نسبت به افکار و دیدگاه‌های آقای دکتر محسن فرشاد نویسنده کتابهای «انسان و جهان فراآگاهی»، «ژرفای هستی» و ... شناختی دارید؟ مطالعه آثار ایشان را با تحفظ نسبت به تطبیق‌های مطالب فراحسی با یافته‌ها و مکاشفات عارفان، و توجه به این خلط مطالب، مفید می‌دانید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کلیّات قضیه می‌توان گفت این افراد اساساً متوجه ساحات معنوی و عوالم فوق ماده نیستند و از این جهت سعی دارند مسائل را تماماً در محدودۀ عالم ماده که به تعبیر خودشان، می‌تواند در ضمن فراکیهانی باشد معنا کنند و این حرف‌ها زمین تا آسمان با آموزه‌های دینی که انسان را متوجه حضور ابدی او می‌کند فرق می کند.که بحث آن مفصل است. موفق باشید

40816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: درباره بخشش دیگران، درسته که همه خلایق با هر ظلمی که بهمون کردن رو ببخشیم به امید جلب نظر خدا؟ و آیا امام حسین (ع)، قاتلان خود رو بخشیدن؟ امام علی (ع) هم ابن ملجم رو بخشیدن؟ یا خواستن حتما قصاص بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع گذشت و بخشش و اغماض، در بستر حضور افراد است در جامعۀ اسلامی در کنار همدیگر که گاهی به حسب عادت و یا غفلت، خطاهایی نسبت به ما از آن‌ها سر می‌زند. چه اندازه کار درستی است که نسبت به کار آن‌ها اغماض کنیم. ولی این چه ربطی به دشمنان اسلام و انسانیت دارد؟! که اغماض از کارهای آن‌ها عین کفر است. موفق باشید

40657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باعرض سلام: استاد عزیز آیا می توانیم بگوییم که یکی از مهمترین مباحثی که امروز ما باید به آن بپردازیم این است که ما باید حاصل هر عمل خوب و بد خود را حس کنیم و اینکه هر کس که وقتی گناهی می کند حالش بد می شود و یا کار نیکی و دینی می کند حس خوبی دارد تقریبا حضوری برزخی و قیامتی پیدا کرده است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است ولی در هر حال ملاک انسان سیرۀ امامان است لذا ممکن است عملی را مطابق وظیفۀ الهی با نظر به سیرۀ ائمه «علیهم‌السلام» انجام دهیم ولی به زودی به حضوری که در إزای آن باید حاضر شویم، حاصل نشود. موفق باشید

40656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب استاد گرامی: چطور می‌شود انسان خود را در «علم به مبدأ اعلی و وجودی که عالم به جمیع اشیاء است» محک بزند؟ چطور باید آن را کسب و یا شدت داد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به خلوص. اخیراً عرایضی در جلسۀ دوم بحث «در موضوع توحید و ایمان» https://eitaa.com/matalebevijeh/20441 شده است. خوب است نظری به آن بحث بیندازید. موفق باشید

40647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور خدمت استاد بزرگوار🌹 استاد منظور شما از اینکه در این زمانه انسان نیاز به استاد ندارد و علم تو استاد توست چیست؟ آیا این گفتار حاکی از این است که مانند گذشته نمی توان استاد داشت ولی در کلیت وجود استاد در این راه حتمی است؟ و یا خیر هر انسانی با علم پیش روی خود می تواند به اسما الله حرکت کند؟ و این علم که فرمودید چه علمی است آیا در زمانه ی کنونی این علم انقدر در میدان هست که بتواند راه بری کند؟ من این سخن شما را از استاد شجاعی هم پرسیدم و ایشان هم نظری داشتند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همان فضایی که به استاد سلوکی رجوع می‌شد تا ذیل شخصیت آن استاد، معارف توحیدی و اخلاق معنی خود را به ظهور می‌آوردند، آیت الله بهجت «رحمت‌الله‌علیه» می‌فرمایند در این زمانه «علمِ تو استاد تو است» به جهت حضور حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که شخصیت ایشان، جایگاه اشاراتی که در معارف توحیدی و اخلاقی مطرح است را روشن می‌کردند. در این مورد خوب است به جزوۀ  «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت (رحمه الله )»
 https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA رجوع فرمایید. موفق باشید
 

نمایش چاپی