بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41197

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف. استاد بزرگوار؛ در مسیر تربیت فرزند ولایی و مأنوس به ارتباط قلبی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و با معرفت نه ارتباط بی معرفت و بدون شهود و صرف اسم امام و نسب شان، مسئله خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام رو از چه سنی باید طرح کرد؟ مثلا من خودم یادمه از بچگیم اهل هیئت و حفظ قرآن و امثال هم بودم و هیچوقت به دنبال امام زمانم که حی و حاضر هستند و باید مدام ارتباط قلبیم رو با ایشون بهتر و بیشتر کنم و تداوم بدم، نبودم. اصلا امام برای من غایب بودند و احساس نیازی در درونم نسبت به ایشون نداشتم. اما الان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بالاخص و سایر اهل بیت علیهم السلام رو برای فرزندان خودم پسر ۱۳ ساله و دختر ۷ ساله ام از حدود ۷ سالگی پسرم که دیگه فهمید هئیت امام حسین علیه السلام و فاطمیه چه لذتی داره و مأنوس شد، امامانی حی و حاضر و سمیع و بصیر طبق آنچه در زیارت نامه هاشون هست معرفی کردم و اینکه پدر مادر اصلی شما و همه انسانها این خانداند. و هرچه خیر و خوبی هست از این خاندان هست که به ما می‌رسد و ... هر آنچه که شما استاد بهتر از من می‌دانید برای معرفی ایشان. آیا روش من درست هست یا بهتر است که بچه ها رو به حال خودشون بگذارم تا خود اهل بیت علیهم السلام هدایتشون کنند. و بچه ها خودشون در گذر زمان احساس نیاز به اهل بیت علیهم السلام کنند با امتحانات الهی.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به بشر جدید بیندیشید که به نسبت خود با دیگر انسان‌ها می‌اندیشد و نه به نسبت خود با محفوظات و معلوماتش. و از این جهت اتفاقاً باید فرزندان‌مان انسان‌های بزرگ بخصوص معصومین «علیهم‌السلام» را مدّ نظر داشته باشند به همان معنای «انسان و باز انسان». آیا تعلّق خاطر جوانان عزیز به رهبر معظم انقلاب حکایت از آن ندارد که آنان خود را در شخصیت فرهیختۀ آن مرد بزرگ جستجو می‌کنند؟ موفق باشید

41194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

خضر به موسی نگفت مرید من باش بلکه گفت در آینه من خود را ببین و موسویت خودت را حفظ کن و به آن عمق ببخش و آن را محدود ندان، فقط سوال نکن تا من اخبار غیبیت را به تو بدهم‌. خضر رسول موسی بود تا کم نیاورد و به هرچه بیشتر عمق بخشیدن به مسیر خود کمکش کند ولی موسی او را مخالف موسویتش دانست و سوال کرد. خضر یعنی موسویت شدیدتر نه مقابله و مخالفت با موسویت قبلی. سوال پرسیدن یعنی دوئیت و این خطاست چون خضر خود موسی بود به جلوه شدیدتر. تا موسی متوجه شود شریعت موسوی یعنی پویایی و رفتن نه ایستایی و ماندن. خضر یعنی بیشتر و باز بیشتر شدن موسی در موسویتش نه ترک موسویت. خضر همان موسای حقی است برای عبور از موسای موسایی. رب همان عبد است به جلوه باطنی. خضر مامور شکستن موسا بود نه موسویت. طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی در کنار شریعت، که حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور به آن بودند، حقیقتی در میان است که حضرت خضر «علیه‌السلام» حامل آن بودند و جمع این دو مقام یعنی حقیقت و وقتِ محمّدی.
تاریخی‌اندیشیدن یعنی متوجۀ «وقت» بودن، وقتی که مخصوص آخرین پیامبر و آخرین دین است، به همان معنایی که حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند:« لِی‌ مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی‌ فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیه‌السلام» به حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً»  (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن حضور پیش می‌آید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش می‌آید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» که مأمور رعایت احکام شریعت می‌باشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی می‌توان در آن حاضر شد که در این آخرین دوران، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متذکر آن هستند و در این حضور، آیت الله سید علی خامنه‌ای و ذیل این حضور، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید آوینی در آن حاضرند، و این یعنی تاریخی اندیشیدن و این یعنی متوجۀ «وقت» بودن. موفق باشید
 

41084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: پدری هستم که پسری ۲۲ ساله دارم که کمابیش با آثار شما مانوس است. این پسر مدتی‌ست که هوای ازدواج به سرش افتاده و این درخواست را از ما داشت. دختری را معرفی کرد و انصافا هم دختر خوبی بود منتها ما سریع اقدام نکردیم و خودش هم نبود که اقدامی کند و آن دختر ازدواج کرد‌. بعد از این قضیه مدتی سرخورده شده و میل به کار نیز ندارد. آخر چطور به او بفهمانم که این سن و سال برای ازدواج نیست؟ بالاخره می‌فهمم که جوان است، ولی وقتی سر کار نمی‌رود و صرفا یک دانشجوست چگونه می‌خواهد زندگی کند؟ سعی کرده‌ام که با گفتنِ از شرایطِ بد اقتصادی و... رأیش را راجع‌ به ازدواج بزنم ولی مرغش یک‌پا دارد و جدیدا صراحتا می‌گوید که در معرض گناه افتادم و ازین قبیل حرفها. به او گفتم که مشغول شود و اخلاقش را بهتر کند یا کلا مشغولیتی پیدا کند که فکرش از سرش بیفتند ولی نه انگار نمی‌شود. روزش را با کتاب هایش و خوابیدن شب می‌کند. زمان ما اینطور نبود، ما اگر پدرمان می‌گفت الان وقت ازدواجت نیست این بازی ها را در نمی آوردیم. برای من آیه هم می‌خواند که خدا من و‌ زنم رو بی نیاز میکنه؛ من نمی‌دانم این چه برداشتیه که از آیه دارد! از لحاظ اقتصادی من هم نمی‌توانم پشتیبانش باشم. من هم حقوقی دارم که وسط برج تمام شده. حالا اگر به گناه هم بیفتد مشکل خودش است چون بالاخره من و او را در قبر های جداگانه می‌گذارند. می‌گوید وضع دانشگاه فلان است خیابان چون است جامعه اینطوری‌ست، خب مسئولیت خیابان و جامعه با من نیست. او کلا با من کم صحبت می‌کرد اما حالا تقریبا صحبتی نمی‌کند برای همین گفتم از اینجا شما حداقل به ذهن جوانش چیزی بگویید تا بلکه از خر شیطان پایین بیاید. سپاس

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساس بر آن است که جوانان‌مان را در این سن و سال‌ها کمک کنیم تا ازدواج کنند، هرچند با سادگی تمام، به جهت مشکلات معیشتی بخصوص مشکل مسکن که این زمانه گریبان بسیاری را گرفته است و چاره‌ای نداریم که حتی به یک اتاق در خانۀ پدری فکر کنیم که البته امروز، کار آسان و پیشنهاد قابل قبولی نیست برای این نوع زندگی‌ها و این‌همه وسایل. آری! بالاخره خود آن جوان هم باید تلاش کند تا نیازهای زندگی خود را خودش تأمین کند و والدین باید کمک کنند، و نه آن‌که بار زندگی فرزندشان را تماماً به دوش بگیرند که معلوم است ممکن نیست. با توجه به آنچه عرض شد خوب است که آن جوان عزیز به سؤال و جواب شمارۀ 41066 نظری بکنند. موفق باشید

41043

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت شما بخیر: دختر ۲۷ ساله هستم ، نمی تونم درست تصمیم بگیرم و دائما شک دارم یعنی هر مسیری رو توی زندگی انتخاب کنم میدونم پشیمون میشم. مثلا اگر قرار باشه از بین ۵ رشته ی تحصیلی رشته ایی رو انتخاب کنم، هر رشته ایی رو که انتخاب کنم بازهم پشیمون میشم و میگم شاید اون رشته ی دیگه بهتر باشه و در تمام مسائل زندگی اینطور هستم طوری که این باعث شده متوقف بشه زندگیم و هیچ کاری رو انجام ندم و از طرفی میدونم عمرم داره تلف میشه اما نمیدونم باید چیکار کنم؟! نمیدونم الان باید درس بخونم یا برم سر کار یا ازدواج کنم؟! حتی اگر قرار باشه درس بخونم نمیدونم چه رشته ایی مناسبم هست و یا اگر قرار باشه برم سر کار نمیدونم چه کاری برام مناسبه؟! بسیار خودم رو با بقیه مقایسه می کنم با همه نه فقط شخص خاصی و حسادت می کنم و دوست دارم جای هرکسی باشم غیر از خودم و از خودم متنفرم و درواقع هیچ هدف مشخصی ندارم، بسیار گیج و سردرگم هستم و حس می کنم از بقیه عقب افتادم و کارم شده دائما حسرت زندگی بقیه رو خودن و فکر فکر فکر و نمی تونم ارتباط درستی با بقیه اطرافیان داشته باشم، واقعا از خودم بدم میاد، میشه لطفا بنده رو راهنمایی بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا: سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست بزنید از آن جهت که هر کس باید ذهن خود را به نحوی مدیریت کند ثانیا: در این مورد خوب است فردی  را که شخصیت‌اش برایتان پذیرفتنی است مد نظر بیاورید و تصمیم بگیرید. ثالثا: متوجه باشید خداوند بالاخره در هر مرحله ای از زندگی راهی برای ادامه مقابل انسان گذارده که ورود در آن مشکل نیست؛ آن راه را لطف الهی و تقدیر خودتان بدانید. موفق باشید

40929

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: به توفیق الهی و عنایت اهل بیت، برای حج تمتع سال آینده ثبت نام کرده ام. لطفاً راهنمایی بفرمایید که از زمان باقیمانده تا اعزام (اردیبهشت سال آینده) چطور خود را آماده کنیم تا در موسم حج بیشترین بهره را ببریم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه جزوات «حقیقت حج» https://lobolmizan.ir/leaflet/177?mark=%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%20%D8%AD%D8%AC  و « وظیفه مردم نسبت به حجاج و وظیفه حجاج نسبت به مردم» https://lobolmizan.ir/leaflet/234?mark=%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%AC ان شاءالله می‌تواند مفید باشد. موفق باشید

40856

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: چرا با وجود اینکه انصار با حضرت علی (ع) دشمنی نداشتند و پیام غدیر را فهمیده بودند و دیده بودند بعد از رحلت پیامبر در سقیفه برای جانشینی جلسه گذاشتند و شد آنچه نباید می شد؟ کتاب بیت الاحزان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به فضای رعبی می‌توان فکر کرد که برنامه‌ریزانِ سقیفه در صحیفه توسط آن ۳۰۰ رجالۀ خشن ایجاد کردند و لذا ابتکار را از انصار گرفتند به همان معنایی که حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» به زنان آن‌ها فرمودند: «چقدر زشت است فرسودگی و سستی بعد از جدیّت و تلاش و تیزی!». استادرجبی دوانی نکاتی فرموده‌اند که خوب است به آن نکات توجه شودhttps://eitaa.com/ahmadmodaraeiir/4535   موفق باشید

40810

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نظر شما درباره این یادداشت چیست؟ نکته‌ای ویژه از انسان‌شناسی قرآنی علامه طباطبایی برای روان‌شناسی و اخلاق تفسیر علامه طباطبایی از یک ویژگی‌ انسان در سوره معارج، برخلاف نظر دیگر مفسران، با اعتقاد به خلقت احسن سازگارتر است و امکان مثبت‌نگری روانشناسان و فیلسوفان اخلاق نسبت به ساختار خلقت انسان را فراهم می‌کند. در سوره معارج گفته شده که «إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً». علامه طباطبایی می‌گوید: «هلع و حرص از فروع حب ذات است و به خودى خود از رذائل اخلاقى نيست و تنها وسيله‌ کمال‌طلبى و "حب خیر شدید» است. استاد جوادی آملی در تفسیر سوره معارج دیدگاه خود که بین فطرت و طبیعت تفکیک می‌کند، را تکرار کرده و می‌گوید هلوع بودن انسان در طبیعت انسان است نه فطرت او. این صفت و لوازم آن بر اثر سوء یا فقدان تربیت پدید می‌آید. مزیت تبیین علامه طباطبایی این است که می‌گوید مصلین هَلَع را از بین نمی‌برند‌ بلکه به همان صورت كمال و فضيلت اصلى باقی می‌گذارند. این نوع انسان‌شناسی این سوال را بهتر پاسخ می‌دهد که چرا خداوند امیالی در وجود انسان قرار داد که باید محدود شوند؟ اگر قوای انسانی به کمال خود هدایت شوند نیازی به محدود کردن آنها نیست. با این نوع نگرش به انسان است که رفتار با افراد بزهکار تغییر می‌کند یعنی به جای طرد و مجازات غیرتنبیهی، برنامه تعدیل و به اعتدال آوردن قوای آنها اجرا می‌شود.  مطالعه یادداشت کامل https://farsnews.ir/rezakarimi1001/1763133716693362924

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید هر دو مطلب قابل جمع باشد از آن جهت که هیچ میلی در انسان بی‌حساب و بی‌دلیل نیست. آن‌گاه که آن میل‌ها در جای خود قرار گیرند و انسان در صفتی مانند «هلوع» بخواهد خود را در انسانیت وسعت دهد و از پای ننشیند، آن صفت ارزشمند می‌شود. ولی اگر در بستر انسانیت، خود را ادامه ندهد و گرفتار وَهمیات بشود همان حرص او را از پای در می‌اورد. موفق باشید

40469

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ان شالله عزاداری ها مقبول باشه. ۱. استاد کسی که معرفت النفس را مطالعه کرده در کنار دستورات عملی دین با کسی که صرفا دستورات دین رو قبول کرده چیه؟ یعنی این شناخت نفس چه کمکی میتونه بکنه به دو نفری که مثلا هردو نماز میخونن اما فقط یکی معرفت النفس هم خوانده و مطالعه کرد. ۲. به نظرتان مطالعه معرفت النفس به مشکلات روحی که علم روانشاسی به آنها رسیده در یک فردی کمک میکنه؟ ۳. استاد بنده به شدت نسبت به آینده نگران هستم در زندگی فردی و ذهنم منفی بافی هایی دارم. به نظرتان مباحث تطهیر قوه خیال کمک کننده است؟ ۴. ارتباط بین تطهیر قوه خیال و مباحث معرفت النفس چی هست؟ تشکر استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شمارۀ 40468 عرض شد هر اندازه انسان در معارف الهی عمیق و عمیق‌تر شود، از خطر گرفتارشدن در توهّمات رهایی می‌یابد. موفق باشید

40099

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و ارادت: جناب استاد بنده ۲۱ ساله و سال دوم پزشکیم. با توجه به شرایط جامعه و سخت شدن عرصه بر بنده تصمیم به ازدواج دارم. اما ۲ نکته برای من مانع است اول اینکه تمکن مالی ندارم و دوم اینکه برخی می‌گویند به مسیر علمی حقیر ضربه می‌زند. می‌خواستم نظر جنابتان را جویا شوم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این حرف‌ها اگر شرایط ازدواج در عین سادگی و بدون دردسر با موردی که متوجه موقعیت شما باشد و نخواهد با رسومات عرفی، زندگی تحصیلی شما را از مسیر خود خارج کند؛ پیش آید چه اشکالی دارد. موفق باشید

40078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد بزرگوار، جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمه‌الله: اینجانب طی سال‌های گذشته، بخشی از عمر علمی و پژوهشی خود را در غرب، به‌ویژه در کشور سوئد، در حوزه‌ی تحقیقات سرطان و علوم پزشکی سپری کردم. گرچه در نگاه نخست، فضای آکادمیک غرب با شعار آزادی علمی جلوه‌گری می‌کرد، اما آن‌چه در عمل با آن مواجه شدم، حقیقتی تلخ و پنهان از یک تمدن بود که در عمق خود، هیچ‌گونه تساهلی نسبت به ایمان اصیل، هویت دینی مستقل، و وابستگی معنوی به مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام ندارد. نه‌تنها از سوی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی غرب تحت فشار و تخریب قرار گرفتم، بلکه با شبکه‌ای پیچیده از افرادی بعضاً متظاهر به دیانت نیز مواجه شدم که در عمل، کارگزار پروژه‌ی نفوذ فرهنگی و تخریب هویت دینی بودند. مأموریت آنان، نه صرفاً حذف یک پژوهشگر مسلمان، بلکه تحقیر و تحریف بنیان‌های معرفتی و اعتقادی شیعی بود. به‌عنوان نمونه، یک‌بار به‌طور غیرمستقیم توسط بازجویان آن‌ها در مورد شنیدن دروس حضرت‌عالی مورد سؤال قرار گرفتم. در مقاطعی حتی برای بهره‌مندی از معارف شما، ناچار به پنهان‌کاری و استفاده از فیلتر بودم. این تجربه به‌خوبی نشان می‌دهد که ادعای آزادی و دموکراسی در غرب، جز نقابی نرم‌افزاری بر چهره‌ی استکبار نیست. پس از چند سال تقیه، صبوری و تلاش برای حفظ مسیر علمی و ایمانی، نهایتاً در برابر هجمه‌ی بی‌امان و پرونده‌سازی‌های آنان، ناگزیر به ترک آن کشور و بازگشت به وطن شدم. امروز، با وجود تلخی آن دوران، آن تجربه را سرمایه‌ای گران‌سنگ برای شناخت چهره‌ی نفاق، استکبار و ساختارهای پیچیده‌ی مهندسی آنان در هجمه به اسلام می‌دانم؛ تجربه‌ای که اگر درست تبیین شود، می‌تواند بخشی از جهاد تبیین در عرصه‌ی نبرد تمدنی باشد. اخیراً کوشیده‌ام این تجربه را در قالب یادداشتی با عنوان «از نوبل تا نفوذ» بیان کنم، اما آن‌چه بیش از همه بدان نیاز دارم، راهبری معنوی و فکری است تا این تجربه‌ی شخصی را به تحلیلی تمدنی و نقشه‌ای برای مقابله با پروژه‌ی تحریف هویت اسلامی و نفوذ غرب در میان نخبگان بدل سازم. لذا از حضرت‌عالی، به‌عنوان عالمی حکیم و پرچمدار جهاد تبیین، تقاضا دارم بنده را از دعای خیر بی‌بهره نفرمایید و اگر رهنمودهایی دارید، بسیار سپاسگزار خواهم شد که مرا مستفیض فرمایید. در صورت صلاحدید حضرت‌عالی، با کمال میل آمادگی دارم جزئیات بیشتری را به صورت محرمانه در اختیار قرار دهم، شاید بتوان از دل این ماجرا، راهی برای تبیین بهتر مکانیسم‌های نفوذ غرب و راهکارهای مقابله با آن استخراج کرد. با نهایت خضوع و احترام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! محال است در این آخرین دوران که از یک طرف میدان ظهور اوج خوبی‌هاست و از طرف دیگر میدان ظهور اوج ظلمات است؛ بتوان در میانۀ راه بود و گمان کنیم آن کس که در اوج خوبی‌ها حاضر نیست، بتواند در اوج بدی‌ها نباشد. چنین مواردی که می‌فرمایید به صورت‌های مختلف، همه صورت‌های ظلمات آخرین دوران است و اتفاقاً با توجه به چنین موقعیتی به خوبی می‌توانید برای نجات انسان‌ها تلاش کنید. بنده نیز در خدمت هستم. موفق باشید 

41205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: با توجه به نگرش های بی تاریخ و بدون در نظر گرفتن حق و باطل حرف هایی توسط متخصصین گفته می‌شود. مثلاً ۲۸ بهمن در برنامه تلویزیونی شبکه دو سیما دکتر هادی زینعلی متخصص نوحوان و جوان و معلم گفت: «این جوانی که در اعتراضات آمد ۲۰ برابر بیشتر تستسترون و هورمونها لبریز بوده و نباید آنها را دیگری خواند چرا آنها را از خود ندانیم (خلاصه حرف سفید شویی عمل آنها بود)». آیا با تقلیل میدانی که دشمن به جهت حمله و شبه کودتا کرده باید آن حمله را تقلیل به هورمون کرد؟! و آیا میلیون ها جوان انقلابی هورمون ندارند پس چرا آن خشم و هورمون و احساسات طبیعی را خرج تخریب‌_جنایت_ دزدی نمی‌کنند؟ و آیا این طبیعت حیوانی بشری چیزی نیست که در راه انتخابی انسانها مصرف می‌شود؟ می‌گویند فلان آدم معمولی در خیابان کشته شده، آیا مقصر اسرائیل نیست که شهر زندگی را تبدیل به میدان جنگ کرده و با پروژه کشته سازی قصد سوریه سازی ایران را داشت؟ و برفرض دشمن چنین کرد نباید خانواده امنیت فرزند خود را گوشزد می‌کرده که در میدان پر خطر چند روزی تردد نکن مثل اینکه شب چهارشنبه سوری نباید آدم در محل های ترقه برود تا آسیب از نادانها نبیند. می‌کویند فلان جوان رفته جلوی کلانتری و تیر خورده فارغ از اینکه گلوله از دشمن یا حتی گوله از پلیس بوده باشد آیا رفتنش جلوی کلانتری و در این میدان انتخاب خود نبوده؟ بسیار فکر کردم و با سابقه ای که از اغتشاشگران سراغ دارم آنها عمدتاً متجاوز یا اعمال غیر اخلاقی جنسی و غیر شرعی در طول عمر خود دارند، عمدتا معتاد بودند و از مواد مخدر بعنوان لذت استفاده می‌کرده و باز در اغتشاش استفاده کردند؛ تفکر نشان داد رابطه اغتشاشگران با جزیره اپستین یک ارتباط شخصیتی همانند است و شباهت بسیار است در زندگی و افکار و اعمال آنها‌. این میدان امتحان بود برای روشن شدن انتخاب آدم ها در میدان عمل و هرکس آنچه کرد که بوده. مواظب تقلیل دهندگان جنگ به احساسات سطحی باید باشیم. مردم چشم دارند ببینند چه شده اگر که نادان ها صحنه حق و باطل را به احساسات بی هویت تبدیل نکنند و جنگ بزرگ را نادیده نگیرند. ما همه مشکلات داریم با همین مشکلات و هورمونها! باز تن به اسرائیل و آمریکا ندادیم هرچند گرفتار مدرنیته و یهودی گری اجباری جوامع مان هستیم اما مخالف ذاتی و مقابله با آن در امکان انجام می‌کنیم. آدمی را چه می‌شود که این اندازه اصالت تقابل حق و باطل را به هر بهانه ای حتی بهانه های طبیعی نادیده گرفته و حتی تا پای بیچاره شدن توسط دشمن پای حق نمی ایستد؟! مگر این میدان عاشورای ما نیست که باید یزیدی یا حسینی بودن را انتخاب کنیم؟ انسانهای مقاومی می‌شناسم که تمام حقوق طبیعی از آنها توسط دشمنان گرفته شده به خدا قسم حتی حق راه رفتن را از آنها گرفتند در زندانهای صهیونی حبس شدند ولی مقاومت کردند زیرا گفتند: إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ اصالت ما آن رجعت به سوی الله است حتی اگر میدان زیستن تنگ شده باشد و راهی جز نظر به اصالت مستحکم ذاتمان نداشته باشیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در عین آن‌که نباید جایگاه تقابل و مقابله‌ای که جریان اخیر با نظام مقدس جمهوری اسلامی داشت را، تقلیل دهیم و به گفتۀ جنابعالی مقابلۀ باطل با حق بود؛ از این نکته نیز نباید غفلت کرد که اگر بعضی از جوانان ما اغفال شدند ولی همچنان که رهبر معظم انقلاب با بصیرت تمام متذکر شدند، ما جایگاه آنان را جایگاه رهبران جریان اغتشاش نمی‌دانیم تا آن جایی که فرمودند: «دسته‌ی سوّم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بی‌تجربه بودند، با فتنه‌گرها همراه شدند. من می‌خواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچّه‌های ما هستند. یک عدّه‌ای از آنها هم پشیمان شدند. بعضی‌شان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن! در زندان هم نبودند، آزاد بودند، [امّا] پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند. بنابراین دایره‌ی جانباختگان ما که اینها را به عنوان «شهید» حساب می‌کنیم، دایره‌ی وسیعی است: بجز آن اصحاب فتنه و سردسته‌ها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیّه: چه عناصر مدافع امنیّت، چه رهگذرها، و چه حتّی کسانی که با فتنه‌گرها چند قدمی حرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند، و ما برای اینها طلب رحمت می‌کنیم، طلب مغفرت می‌کنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد؛ ان‌شاءالله.» ملاحظه بفرمایید که می‌فرمایند آن‌ها فرزندان ما هستند زیرا انگیزۀ اصلی آن‌ها مقابله با ملت و ایران نبوده، مقابله با اشکالاتی بوده که ما از آن‌ اشکالات مبری نبوده‌ایم. موفق باشید         

41110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز: راهنمایی بفرمایید در زمینه عرفان و علوم غریبه از چه سیری و‌ از چه کتابی شروع کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد عرفان توجه جنابعالی را به کتاب «مبانی نظری عرفان» از استاد یزدان‌پناه و پس از آن به کتاب «فصوص الحکم» ابن عربی جلب می‌کنم. در مورد علوم غریبه چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

41065

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«پنهان در تو» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/243306 سلام استاد این کتاب دستنوشته های قبل و یکسری دستنوشته جدید هست. ممنون اگر نظرتون را بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نکاتی که در کلیّت مطرح شده است، به نظر می‌آید برای جوانان عزیز مفید باشد. موفق باشید

40917

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: خدا قوت مدیر یک مجموعه فرهنگی سالهاست برای نوجوانان، خصوصا آقا پسرها طبق نظام نامه تربیتی برنامه های متعددی در طول هفته اجرا می‌کنند تا مکمل برنامه های مدرسه و آموزش و پرورش باشد. طبق نظر اولیا و شخص مدیر، به نظر می رسد بچه ها به لطف این برنامه ها به لحاظ فهم استدلالی و عقلی دین بسیار قوی هستند اما لازم هست که برنامه های بیشتری برای بارور شدن قلب و به اوج رسیدن شور و احساسات معنوی طرح ریزی شود. پیشنهاد شما در این زمینه چیست و چه برنامه هایی را پیشنهاد می فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از مباحث «معرفت نفس» به زبان ساده نباید غفلت کرد. گروه‌های متعددی در این رابطه فعّال هستند می‌توانید به کمک فعالیت‌های آن‌ها کار را جلو ببرید. موفق باشید
https://eitaa.com/tafakorism_archive/77    و  https://eitaa.com/Radiohayat_ir/6806    و   https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh
 

40909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به مطالب جایگاه رزق در عالم، طبق فرموده شما استاد بزرگوار، برداشت حقیر این بوده که روزی تعیین شده است و کم و زیاد نمیشه، بلکه وسعت و تنگی داره، یعنی مقدارش تغییر نمیکنه، ولی مثلا اگر گناه کنیم روزیمون تنگ میشه، یعنی سخت تر به دستمون میرسه، اگر برداشتم درست بوده، سوالم اینه که کلمه‌ی زیاد شدن روزی در روایات چگونه توجیه میشه، مثلا روایتی که امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: صِلَةُ الارحامِ تُحَسِّنُ الخُلُقَ وَ تُسمِحُ الكَفَّ و َتُطيبُ النَّفسَ وَ ««تَزيدُ فِى الرِّزقِ»» و َتُنسِئُ فِى الاَجَلِ؛ صله رحم اخلاق را خوب، دست را بخشنده، جان را پاكيزه، ««روزى را زياد مى كند»» و مرگ را به تأخير مى اندازد. كافى(ط-الاسلامیه) ج2 ، ص151

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید حضرت، متذکر همان روایاتی باشند که رزق را مقسوم می‌داند. منتها باز بحث گشودگی رزق را باید مدّ نظر داشت که با آن توصیه‌های ارزشمند چگونه انسان با چنین صفاتی می‌تواند از رزق خود بهره‌مند شود. موفق باشید

40793

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمة الله: عرض ادب. در دنباله‌ی پرسش ۴۰۷۷۹، موارد اجتناب از مجالس مذهبی برای بنده شفاف نشد. از مصادیق آن بفرمایید که با سبک زندگی خودم تطبیق دهم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد به نظر می‌آید مجالس مذهبی عموماً با طرح روایات و سیرۀ اولیای معصوم متذکر فطرت انسانی هستند. مگر آن‌که خدای ناکرده جریان‌هایی با برنامه ریزی بخواهند سوء استفاده کنند که اگر کسی به دنبال حقیقت باشد به خوبی متوجه می‌شود و ما در این موارد ورود نمی‌کنیم. موفق باشید

41692
متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر: تقریبا ۷ ، ۸ سال توفیق دارم عید غدیر جشن می‌گیرم، امسال این عید عزیز مقارن شده با رحلت امام خمینی رحمة الله علیه، می خواستم نظرتون رو در مورد برپایی جشن بپرسم، آیا اشکالی داره من این جشن رو در روز خودش برگزار کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مورد «غدیر» به عنوان رخدادی بس بزرگ، همواره باید مورد توجه و پاسداشت قرار گیرد به آن معنا که متوجه باشیم اسلامی که آغاز شد تنها و تنها در بستر غدیر یعنی ذیل نظر به انسان‌های کامل ادامه می‌یابد و از این جهت، شیعیان در روز غدیر نسبت به این امر سخن‌ها به میان می‌آوردند. حال چه نام آن را عید بگذاریم و چه آغازی بعد از آغاز. بنابراین سنت خوبی که مؤمنین کنار هم جمع می‌شوند تا از تاریخ خود منقطع نگردند؛ شایسته است که همچنان ادامه یابد و در همان روز به عنوان روز پاسداشت ولایت برنامۀ خود را ادامه دهید. در رابطه با «غدیر» عرایضی شده است که می‌توان یکی از آن متون را در آن جلسه قرائت نمود مانند https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/2070 . به هر حال ما در شرایطی هستیم که برای حضور در تاریخی که ایران را ایرانِ فردایی کرده است؛ نیاز داریم باز گرفتار نوعی سقیفه‌گرایی که غفلت از تاریخی است که در آینده باید در آن حاضر باشیم، نگردیم از آن جهت که متأسفانه با افرادی روبرو هستیم که برای اثبات نگاه و نظر خود تلاش بر نفیِ دیگران دارند و این، با روح غدیر که به وسعت انسانیت انسان‌ها نظر می‌کند، موافق نیست. از این جهت در سال‌های گذشته به صورت‌های مختلف در گفتار و نوشتار عرایضی شده است که خوب است نظری به آن مطالب انداخته شود. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1&tab=posts&inner_tab=leaflet و  https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1&tab=sounds   موفق باشید                

41150
متن پرسش

سلام علیکم: استاد در مواجهه با سخنانی که اخیراً فرمودید https://eitaa.com/matalebevijeh/21614 احساس کردم با زبان شعر اشارات پنهان آن سخنان را می‌توان با مخاطب به گفتگو نشست و در این رابطه اشعار زیر را تقدیم می‌کنم.

بسم‌الله الرحمن الرحیم 
دلا یکدم بیا عزم سفر کن
به دريا های جان خود گذر کن
ز بعد آن سفر کن سوی ظاهر 
به وجه الله نظر کن در مظاهر 
دمادم جلوه‌های یار بنگر
شکوه واحد قهار بنگر
یکی زان جلوه ها یش انقلاب است
در این تاریخ عالم فتح باب است 
حوادث را تو تاریخی نظر کن
به سنت های قرآنی گذر کن
بود این نهضت اشراق الهی
به روح الله جان مرد الهی
از آن انوار ساطع بر شهیدان 
مقدس های چون آیات قرآن 
بپا گرداند دشمن اغتشاشات 
که بیست و دوم دیماه شد مات 
کنون آورده لینکن ناو شیطان 
که ترساند قلوب اهل ایمان
در اوج کبر فرعون غرق گردید
بدون شک شما هم غرق گردید
بزودی حس پیروزی به دلها
شود ساری به قلب ملت ما
بزودی قله بر ما رخ نماید
جمال یار دلها می رباید 
کشد دست ولایی بر سر ما
بریزد جام صهبا بر دل ما
کند محو مظهر شرک و ریا را
گشاید سوی دل میخانه ها را
برد زنگار دنیا را ز دلها
فروزد نور توحیدی به جانها
نگارم چون به عالم رخ نماید
حجب را یکسره ویران نماید 
به گردش بین سپاهی از شهیدان 
کنارش خامنه‌ای ماه‌ دوران 
خمینی داده است این وعده بر ما
که این پرچم رسد بر دست مولا
جماعت میکند در قدس بر پا
جهان را میکند پر عدل و زیبا 

علی پیرعلی خیرابادی 
شانزدهم شعبان المعظم ۱۴۴۷
بهمن ۱۴۰۴
 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که فرموده‌اید که چگونه می‌توان در افق حضور توحیدی خود در نسبت بین احدیت و واحد قهار بودن حضرت محبوب از یک طرف و درک سنت‌های الهی  در نسبت با اغتشاشات پیش آمده به آینده‌ای فکر  کنیم که آینده حضور تاریخی است که از طرف حضرت روح‌الله آغاز شده است و حضرت نایب الامام آیت الله خامنه‌ای به خوبی آن  را مدیریت می‌کنند تا ما  در جبهه مقابل با کثیف‌ترین جریان تاریخ سرفراز بیرون آییم و در رسالت نجات بشر امروز در میدان حاضر باشیم. ان شاالله

40977
متن پرسش

با سلام و عرض ادب: استاد ارجمند غرض از مزاحمت کانال خانه حضرت زهرا (س) کانالیست که مربوط به اطلاع رسانی جلسات مذهبی و معرفتی که در مکان فرهنگی خانه حضرت زهرا انجام می شود، می باشد. در جلسات فرهنگی موضوع زنان در غرب پیرامون حجاب، مباحث معماری و جلسات مناسبتی و تدبر در قرآن انجام می شود. اگر حضرتعالی صلاح می دانید کانال را به کاربران معرفی کنید، با تشکر آدرس کانال مربوطه: https://eitaa.com/ladyzahrahouse

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان کار خوب‌تان هستم و بحمدالله به موضوع قابل ارزشی پرداخته‌اید آن هم در زمانه‌ای که با نسلی روبرو هستیم که با روح آخرالزمانی خود پرسش‌گری را پیشه کرده است تا به عمق آموزه‌های دینی برسد و این‌جا است که ما باید با توجه به روحیه‌ای این‌چنینی با سؤالات این نسل روبرو شویم به این معنا که از ابتدا طوری باب مباحث را باز کنیم که نسبت به روحیۀ پرسش‌گری این نسل، حرف داشته باشیم و این‌جا است که جناب صدرالمتألّهین وارد میدان گفتگو می‌شود. موفق باشید

40975

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: سوالی دارم مدتی‌ هست که احساس می‌کنم در بیداری روحم از بدنم جدا می شه و به جاهای مختلفی میره، تقریبا ۶ الی ۷ بار این قضیه برام پیش اومده، توی اون حالت پسرم و همسرم رو می بینم [یعنی میرم پیش همسرم و اون رو می‌بینم] آخرین بار زنداییم رو دیدم (ایشون توی یه شهر دیگه هستن) بهش سر زدم و برگشتم، کاملا بیدارم مطمئنم. اولین و دومین بار خیلی ترسیدم هی سعی می‌کردم تکون بخورم ولی نمی‌شد و بعد از اون انگاری بدنم عادت کرد می خواستم علتش رو بدونم و اینکه چه کاری باید انجام بدم ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقۀ انسانی به جهت مجردبودن از ماده، چنین استعدادهایی را دارد. بهتر است با تأمّل در معارف اسلامی مانند «معرفت نفس» و تدبّر در قرآن به کمک تفسیر المیزان، نفس ناطقۀ خود را عمیق کنید زیرا این استعداد به خودی خود کمال نیست و نباید خودتان آن را دنبال نمایید. موفق باشید

40805

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بنده شغلم و کل زندگیم رو گذاشتم برای اینکه از نیهلیسم فارغ بشم، سعی کردم حضور تاریخی داشته باشم، سعی کردم کرب‌وبلا رو تا جای ممکن بفهمم و برای خودم معناش کنم، با اینکه دیدیم دراین جنگ مقدس ۱۲ روزه سپاه و به خصوص هوافضا چه نقش مهمی رو ایفا کرد و چه هویت آفرین بود ولی برای من هر روز مفاهیم درست که با آنها زندگی می‌کردم بی‌رنگ میشن و دیگه برام معنا ندارن، مثل خدمت کردن، عاشق شدن انقلاب، مبارزه با استکبار و استعمار، مردم، توحید، خدا، دین اسلام و حتی ایمان، چرا اینطور شده‌ام؟ گویا نیهلیسم دارد به ترتیب سلولهای بدنم رو فتح می‌کند و من با نیهلیسم دارم حل میشم و به مرگم نزدیک میشم. لطفا تا جای ممکن استاد عزیز کمکم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمانه این حالات را می‌توانیم طبیعی بدانیم که برای حضور در جهانی به گشودگیِ انسانیت انسان‌ها درک جایگاهی که خداوند تقدیر ما کرده و باید آن را پاس بداریم، آسان نیست و از این جهت باید با نظر به چشم‌اندازی که با انقلاب اسلامی پیش آمده، آرام‌آرام آن حضور را که حضور ذیل ارادۀ الهی می‌باشد؛ درک کرد. حضوری که بدون مقابله با یهودی‌گریِ پیش‌آمده در این زمان به میان نمی‌آید. ان شاءالله امشب در مسجد انبیاء عرایضی در این رابطه خواهد شد. موفق باشید

40633

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: درباره هوش مصنوغی یه سوال دارم. هوش مصنوعی یه حقیقت است که هم زمان با میلیون ها نفر گفتگوی دو طرفه دارد. همان گونه که نفس همزمان در حواس پنج گانه، تفکر، خیال حاضر است. آیا این تشبیه درست است؟ آیا میشه گفت که هوش مصنوعی یک حقیقت واحداست که همون آدمهایی که با او حرف می‌زنند تجلیات او هستند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که هوش مصنوعی چیزی جز مجموعۀ اطلاعاتی که در میدان فضای سایبری به آن داده شده است؛ را با شما در میان نمی‌گذارد و این غیر از آن است که گمان کنیم هوش مصنوعی به قدرت خودآگاهی رسیده. و فهم این موضوع موجب می‌شود تا ما انتظارمان از هوش مصنوعی آن نباشد که مثلاً معلم و راهنمای ما گردد. آری! اطلاعاتی که به آن داده شده است را به نحو فوق العاده‌ای در کنار هم قرار می‌دهد که انسان به راحتی نمی‌تواند چنین توانایی را داشته باشد، ولی چیزی جز همان‌هایی که به او داده‌اید را تحویل نمی‌دهد. استاد احمد واعظی در رابطه با عدم خودآگاهی هوش مصنوعی نکاتی را در هم‌اندیشیِ پنجم سلسله هم اندیشی‌های توسعه و توانمندسازی علوم اسلامی مطرح کرده‌اند که خوب است دنبال فرمایید. موفق باشید

40528

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام روز بخیر: من میخوام یکی از کتاب های استاد رو بصورت اینترنتی خریداری و مطالعه کنم (کتاب عالم انسان دینی) یعنی نمیخوام سفارش بدم و میخوام نسخه الکترونیک رو بخونم میتونم از اپلیکیشن ها این کتاب رو دانلود کنم؟ تو خود سایت من قسمت خرید رو پیدا نکردم اگر هست لطفا بگین کجاست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سایت، پی دی اف و ورد کتابها به طور رایگان در اختیار رفقا قرار دارد. موفق باشید

40424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: بسیار ممنونم که وقت می‌گذارید جواب می‌دهید اجرتون با سیدالشهدا. این چند وقت کتابهایی که شرح واقعه عاشورا باشه می‌خونم. سوالی برام مطرح شد. اگر دین‌داری کنیم و جد و جهد داشته باشیم ولی این دین داری زیر سایه ولی‌ای از اولیا خدا نباشد و قبولش نداشته باشیم می‌شویم شمر. شنیدم شانزده بار پای پیاده حج رفته. ابن ملجم دایم نماز میخونده اما ولی شناس نبوده. میشیم ابن ملجم. حتا توابین که بعد عاشورا امام حسین را شناختند و‌خونشون رو به خیال خودشون برای امام حسین دادند ولی چه فایده که اون موقع که می‌بایست ولی شناس نبودن. میشیم داعش. ظهور حضرت مهدی عجل انگار از این جهت شبیه قیام عاشوراست. بیعت‌ها قبل از ظهور گرفته میشه. اگر بعد ظهور در دوران رجعت بیدار بشیم کار از کار گذشته و میشیم مثل توابین.عرضم درسته؟ لطفا راهنماییم بفرمایید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم درک زمانه و فهم جایگاه نایب الإمام است که امروز خداوند با شخصیت رهبر معظم انقلاب راه را در مقابل ما گشوده است. جواب سوال40431 مد نظر باشد خوب است. موفق باشید

40274

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سخن ندارم؛ از آن بدتر بی زبانی‌ام در وجود خود است؛ از آن بدتر بی‌چشمی‌ام در دیدار با خود و احوال خودم می‌باشد؛ زندگی را انسان همینطور با گیجی به حرکت در می‌آورد و می‌رود؛ اما شناخت حال خود و یافتن چیزی که مختص به حال و احوال خود می‌باشد را می‌خواهم؛ از خود گم هستم و راجب خود فراموشی گرفته‌ام؛

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی جوابِ جان ما با باورهای دیروزین کافی نیست. خواهی نخواهی این نسل با چنین احوالاتی روبه رو می‌شود. آیا ما مقصر نیستیم که در دیروزِ این نسل، این نسل را متوجۀ معارفی نکردیم که در امروزِ خود بتواند جواب جان خود را بدهد؟ از خود نپرسیدیم چرا رهبر معظم انقلاب چند سال گذشته فرمودند من نگران تبلیغ هستم؟ آیا آنانی که امروز از کربلا و از امام حسین «علیه‌السلام» سخن میگویند متوجۀ ابعاد متعالی آن نهضت بزرگ هستند که آن ابعاد را با مخاطبان جوان خود در میان گذارند؟ موفق باشید

نمایش چاپی