بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: نظر شما در مورد مطلب زیر را خواستم جویا باشم: برابر با روایات شب قدر افضل شب‌های سال است که در این شب، مقدرات بندگان برای یک سال آینده تعیین می‌شود. به همین دلیل، آن را «شب قدر» نامیده‌اند. «شب قدر» یک ساحت زمانی و ظهور دارد که مستند به آیات قرآن یکی از شب‌های ماه مبارک رمضان است و یک ساحت تکوینی و منزلتی. در واقع ظرف وجودی شب قدری که در آن قرآن نازل شده و ارزش هزارماهه پیدا کرده پیش از آن باید به چنین منزلتی در عرصه تکوین رسیده باشد. به بیانی دیگر شب قدر شب نزول قرآن است و قرآن مظروفی است که تنزل پیدا کرده و به عالم زمینی رسیده است. برای این امر باید برای این مظروف، ظرفی وجود داشته باشد تا پذیرای عظمت قرآن باشد و این ظرف چیزی جز قلب امام معصوم نیست. پرواضح است که ظرف و مظروف باید متناسب هم باشند تا ظرف فراتر و پست تر از مظروف نباشد. در مورد شب قدر دو نگاه می توان متصور شد. یکی اینکه فقط یک شب قدر بوده و آن یکی از ۲۳ شبی بوده که در زمان حیات پیامبر اکرم بوده و قلبی که پذیرای قرآن بوده همان وجودی است که فاطمه را قبل از تولد در خود نهان داشته است. تصور دوم این است که شب قدر هر ساله تکرار می شود و قرآن بر قلب و وجود امام معصوم علیه السلام نازل می شود و سایر ائمه معصومین علیهم‌السلام یا شخص امیرالمومنین که مساوی نفس پیامبر بودند و یا دودمان پرورش یافته و از گل وجودی حضرت زهرا سلام الله علیهم هستند. با این تفصیل شاید بتوان روایت امام صادق (ع) را توجیه کرد که چرا فاطمه سلام الله علیها معادل «لیله» قدر و منظور ضمیر «فیها» در آیه مبارکه «تنزل الملائکه و الروح فیها...» و مساوی شب قدر و ظرف محوری نزول قرآن و هدایت تکوینی و تشریعی انسانها قرار می گیرند. از امام جعفر صادق (ع) در تفسیر فرات کوفی، چنین نقل شده است: إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَهِ اَلْقَدْرِ.اَللَیْلَهُ: فاطمه والقدر: اَللَّهُ. فمن عرف فاطمه حق معرفتها، فقد ادرک لیله القدر، و انّما سُمّیت فاطمه لانّ الخلق فطموا عن معرفتها ... و قوله: وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَهُ اَلْقَدْرِ لَیْلَهُ اَلْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ، یعنى: خیر من الف مؤمن و هى ام المؤمنین.تَنَزَّلُ اَلْمَلائِکَهُ وَ اَلرُّوحُ فِیها و الملائکه المؤمنون الذین یملکون علم آل محمد(ص) و الروح القدس هى فاطمه. بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ اَلْفَجْرِ. یعنى حتى یخرج القائم. اللیله، حضرت فاطمه، است. القدر ،«اللَّه» است. پس هر کس که فاطمه و مقام ایشان، را به حقیقت بشناسد، حتماً شب قدر را درک کرده است. و علت نام‌گذارى آن حضرت به فاطمه، به خاطر این است که مردم از شناختنش، ناتوان هستند. اما معناى «لیله القدر، بهتر از هزار ماه است»؛ یعنى، بهتر از هزار مؤمن است و آن نیز ام‌‌المؤمنین حضرت زهرا (س) مى‌یباشد. مراد از ملائکه، مؤمنان عالِم به علوم آل محمد و مراد از روح یا روح‌‌القدس همانا، فاطمه است و مراد طلوع فجر، ظهور حضرت مهدی و قائم، است. نتیجه اینکه برای درک شب قدری که در ماه مبارک رمضان واقع شده باید ولایت و حقیقت تکوینی حضرت زهرا سلام الله علیها شناخته و درک شود و ولایت ایشان پذیرفته شود تا از سویی شب قدر، به منزلتی فراتر از شب‌های دیگر برسد و از سویی ظرف نزول مقام رفیع قرآن کریم عینیت یابد تا نزول قرآن و زمینی شدن آن در قلب معصوم محقق شود فاطمه زهرا (س) رمز و راز بقاى اسلام محمدى (ص)، حلقه اتصال نبوت، امامت و ولایت، وارث سریر رسالت، حامى امامت و حامل ولایت است. فاطمه که خود کوثر و خیر کثیر جارى در جان جهان و باقى در هر زمان است، کوثر وجود یازده امام معصوم (ع) بعد از خویش است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالبی که فرموده‌اید نکات خوبی است و به همین جهت باید در نسبت شب قدر و وجود مقدس حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» فکر کرد. عرایضی در کتاب «مقام لیلة القدری حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» که روی سایت هست، شده است. ولی باز هم باید برای درک مقام لیلة القدری حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» جلو و جلوتر رفت تا در افق شخصیتِ اجمالی آن بانوی بزرگ به مطلع الفجرِ تاریخی جهان اسلام رسید. موفق باشید

40821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: مقام واحدي پایین تر از مقام احدی است. آیا این نتیجه نمی‌دهد که مقام واحدي ناقص است؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: واحد را با صفت خاص مانند قهّار می‌آورند که به تعبیر علامه طباطبایی واحدِ قهار همان احد است. در رابطه با رجوع به حق باید از این نوع مفاهیم آزاد شد. در این مورد اخیراً عرایضی شده است که می‌توانید بدان رجوع فرمایید.https://eitaa.com/matalebevijeh/20849 موفق باشید

40809
متن پرسش

سلام: مروری بر کتاب تکوین داشتم. حقیقتا اعجاب آور است و ذهن را رهنمون خالق می کند اگر چه ممکن است درصدی نیز احتمال تصادف برود. باری به کتاب تشریع که نظر می کنم به نظر می رسد این ادراک و احساس را در من ایجاد نمی کند که الهی هستند حال لااقل در آن حد که اصل یا ترجمه هایشان را بعضا دیدم مانند قرآن مجید، کتاب مقدس، اوستا و ... مثلا در قرآن مجید مطالبی است که شگفتی بر نمی انگیزد مگر تعداد کمی از آیات و سر جمع به یقین نرسیدم که الهی است و نیز سایر کتب ادیان. شاید با توجه به تکوین خدا هست منتها لزومی ندیده با بشر به صورت تشریع سخن بگوید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکتۀ علامه طباطبایی که امروز سالگرد رحلت ایشان است، بیندیشید که می‌فرمایند: اعتباریات شریعت ریشه در نفس الامر یعنی نظام تکوین دارد. حال اگر با این منظر به قرآن نظر شود متوجه می‌شویم قرآن ما را با سنت‌های جاری که همان نظام تکوین است، مرتبط می‌کند تا خود را در نظام متقن و اصیل هستی احساس کنیم. در راستای یاد علامه طباطبایی و ادامه راه آن مرد الهی، بحثی تحت عنوان «نقش علامه طباطبایی در قرن اخیر» تنظیم شده که خوب است نظری به آن بحث انداخته شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/20808  موفق باشید 

40624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: استاد عزیز خدمتتان عارضم که انسان وقتی در خوشی زندگی عادی هست حواسش به برخی چیزها نیست. اخیرا دچار بیماری و مشکلاتی شده ام که می‌فهمم راستیتش اگر ایمان را به این معنا در نظر بگیریم «که نظر چه کسی را در زندگی مهم وموثر بدانیم» متاسفانه ایمان ضعیفی دارم طبق دانسته ها و طرحواره ای که در ذهنم داشتم باید همیشه در کارها با دید توحید نگریست و وظیفه را انجام داد و بقیه اش با خدا. اما تازه می‌فهمم دانستن کی بود مانند عمل. استاد می‌دانم ولی جانم در تلاطمات درگیر می شود. استاد برای اینکه در جانمان به توحید یقین پیدا کنیم و حضوری آرام در تلاطمات زندگی داشته باشیم باید دقیقا چه کرد. استاد آیا ادب خیال یا صبر بر مصیبت تا ملکه شدن صبر، تاثیر دارد؟ لطفا روشن بفرمایید با تشکر.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که پیامبر خدا «صلوات‌الله‌‌علیه‌وآله» در حدیث «ثقلین» فرمودند در کنار قرآن نظر به سیره و عترت آن حضرت نیز لازم است تا در مفاهیم متوقف نگردیم. در دیگر امور هم با نظر به سیره و شخصیت انسان‌های وارسته، می‌توانیم امور خود را بهتر جلو ببریم. موفق باشید

40598
متن پرسش

سلام با توجه به سخنرانی اخیر رهبری و جهش همه جانبه سعود کیفی و زمانی جهان هستی و البته ایران اسلامی، در موقعیتی بی سابقه و اعلی بهمراه حضور وسیع همه شهدا و البته برپایی جهان موعود و پیش قدم گزارده در ظهور، بنده حتی یک قدم از این مرتبه پایین یا برگشت نخواهم کرد حتی اگر به قیمت خون خودم و همه عزیزانم تمام شود البته که منتظر قدم از سوی پروردگار نیز هستم. منتظرم تا اتفاقی رقم بخورد زیرا یقینا بدون اتفاقی برای ظهور این ایمان کامله و حیات پایدار آرزو شده، به استقرار پایدار نخواهیم رسید. متاسفم برای آنهایی که جا ماندند زیرا همه تلاش و دلسوزی ها برای سعادتشان انجام گرفت و یقیناً آنهایی که همراهی کردند رها نخواهند شد همه مان را به خدا سپرده ایم. از خداوند تقاضا میکنم هم او که حاضر و ناظر و رب العالمین است، که هرچیزی از کاستی های راه را بر ما ببخشند بحق پروردگاری خودشان انشاءالله. والله قسم منتظر منتظر خدایم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً وقتی حقیقت، به عالی‌ترین شکل در آن سخنان رهبری به ظهور آمد و به زیباییِ تمام و حکمت متعالی جایگاه هر تصمیمی را در نسبت با جهانی که در آن هستیم، روشن نمودند، مقابله و یا بی‌تفاوتی نسبت به آن رهنمودها مطمئناً عقوبت بزرگ دنیایی و آخرتی را به همراه دارد که نمونۀ آن سرگردانی و سردی زندگی افرادی است که نسبت به شرایط تاریخی و حضوری که در دل انقلاب باید داشته باشند، در غفلت‌اند. آیا فکر کرده‌ایم بر سرِ آنانی که از ریشه‌ خود فاصله گرفتند و تفکر معنویِ این دوران را به چیزی نگرفتند، چه آمده است؟ در زمانه‌ای که خطرِ کنده‌شدن از بیخ و بن‌های تاریخی سخت همه را تهدید می‌کند، باید بیندیشیم در زمانه‌ ما چه حادثه‌ای می‌خواهد رُخ دهد، وقتی دانشِ بشر به سعادت او منجر نشد و رابطه‌‌ انسان با طبیعت هرچه بیشتر به هم خورد، نشانه‌ آن است که خواندن و دانستن برای سعادتمندی کافی نیست، بلکه توجه متفکرانه به آن‌چه در شُرفِ پیدایی است، نیاز است. در حالی‌که هیچ متفکری نمی‌تواند آن‌چه در پیش است را متوقف کند، ولی می‌تواند با برخورد متفکرانه و تفکر معنوی آن را از آنِ خود نماید و اگر دست از تفکر معنوی بشوییم، یقیناً قربانیِ پیش‌آمدها خواهیم شد. در حالی‌که تفکر معنوی از ما می‌خواهد که فعالیت‌های خود را در بستر ریشه‌های تاریخی خود شکل دهیم تا به بار بنشینیم زیرا در آن صورت، در رجوع به عالَم و آدم از رازگونگیِ آن‌ها غفلت نخواهیم کرد.موفق باشید 

40534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سروده ای تازه از دلی کهنه: راهرو دیدیم امّا راه کو؟ شب رسید امّا فروغ ماه کو؟ حضرت غم! من مریدت نیستم؟ ناله کو؟ شکوایه‌ام کو؟ آه کو؟ (دیده‌ای خواهم که باشد شه‌شناس) دیده کو؟ خواهنده‌اش کو؟ شاه کو؟ این‌ حوالی از خدایان پر شدست بت شکن! معبودک دلخواه کو؟ یوسفی از مصر خود فریاد زد: خسته‌ام از شهر رنگی، چاه کو؟ زندگی در جست و جوی مرگ مُرد مرگ کو؟ آن لحظه‌ی جانکاه کو؟ وقت عصیان، وقت خونریزی، جنون یک نفر می‌گفت: پس الله کو؟ ناردیفی‌های من تقصیر کیست؟ آنکه می‌سازد از این یک کاه کوه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  فرمودید: «راهرو دیدیم امّا راه کو؟» آری! وقتی انسان تا این‌جاها قد بکشد و آن کس را که به عنوان «راهرو» می‌یابد، کافی است کمی بیشتر بنگرد و خودِ او را «راه» ببیند، به همان معنایی که خاتم الرسل «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: « قُلْ هذِهِ سَبيلي‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني‏ وَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ (۱۰۸)/ یوسف) در واقع او، خودش با شخصیتش میدان اشاره به حضرت معبود است با بصیرتی که دارد. موفق باشید

41039

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و ادب خدمت استاد طاهر زاده: سوال: ذکر حدیث کساء چگونه سبب نزول فرشتگان رحمت و رفع هم و غم و نیازهای محبان اهل بیت علیهم السلام می شود؟ در پناه سوره مبارکه صافات.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. عرایضی تحت عنوان 
«حدیث کسا، صحنۀ معنای نهایی ما» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%20%DA%A9%D8%B3%D8%A7&tab=sounds شده است. خوب است که به آن رجوع شود. موفق باشید
 

40977
متن پرسش

با سلام و عرض ادب: استاد ارجمند غرض از مزاحمت کانال خانه حضرت زهرا (س) کانالیست که مربوط به اطلاع رسانی جلسات مذهبی و معرفتی که در مکان فرهنگی خانه حضرت زهرا انجام می شود، می باشد. در جلسات فرهنگی موضوع زنان در غرب پیرامون حجاب، مباحث معماری و جلسات مناسبتی و تدبر در قرآن انجام می شود. اگر حضرتعالی صلاح می دانید کانال را به کاربران معرفی کنید، با تشکر آدرس کانال مربوطه: https://eitaa.com/ladyzahrahouse

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان کار خوب‌تان هستم و بحمدالله به موضوع قابل ارزشی پرداخته‌اید آن هم در زمانه‌ای که با نسلی روبرو هستیم که با روح آخرالزمانی خود پرسش‌گری را پیشه کرده است تا به عمق آموزه‌های دینی برسد و این‌جا است که ما باید با توجه به روحیه‌ای این‌چنینی با سؤالات این نسل روبرو شویم به این معنا که از ابتدا طوری باب مباحث را باز کنیم که نسبت به روحیۀ پرسش‌گری این نسل، حرف داشته باشیم و این‌جا است که جناب صدرالمتألّهین وارد میدان گفتگو می‌شود. موفق باشید

40927
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: نزدیک به دو سالیست که یک بیت شعر فکر من را کاملا مشغول کرده. این بیت شعر این است هر چه گفتند حقیقت، تو به انكارش كوش / تا یقینی به كف آری ز یقین بالاتر. تا در جایی از شما شنیدم هنوز نه ... گویا این قصه بی پایان است. چنانچه در جایی شعری هست که می گوید چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اتفاق زیبایی است که آنچه فرمودید نزدیک است به آنچه در سؤال و جواب شمارۀ 40926 پیش آمده. زیرا اساساً حقیقت، تعریف‌بردار نیست، تنها می‌توان در نسبت با حقیقت، اظهار داشت: «آن‌قدر هست که بانک جرسی می‌آید». و این یعنی: در راه بودن https://eitaa.com/matalebevijeh/21009  موفق باشید

40633

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: درباره هوش مصنوغی یه سوال دارم. هوش مصنوعی یه حقیقت است که هم زمان با میلیون ها نفر گفتگوی دو طرفه دارد. همان گونه که نفس همزمان در حواس پنج گانه، تفکر، خیال حاضر است. آیا این تشبیه درست است؟ آیا میشه گفت که هوش مصنوعی یک حقیقت واحداست که همون آدمهایی که با او حرف می‌زنند تجلیات او هستند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که هوش مصنوعی چیزی جز مجموعۀ اطلاعاتی که در میدان فضای سایبری به آن داده شده است؛ را با شما در میان نمی‌گذارد و این غیر از آن است که گمان کنیم هوش مصنوعی به قدرت خودآگاهی رسیده. و فهم این موضوع موجب می‌شود تا ما انتظارمان از هوش مصنوعی آن نباشد که مثلاً معلم و راهنمای ما گردد. آری! اطلاعاتی که به آن داده شده است را به نحو فوق العاده‌ای در کنار هم قرار می‌دهد که انسان به راحتی نمی‌تواند چنین توانایی را داشته باشد، ولی چیزی جز همان‌هایی که به او داده‌اید را تحویل نمی‌دهد. استاد احمد واعظی در رابطه با عدم خودآگاهی هوش مصنوعی نکاتی را در هم‌اندیشیِ پنجم سلسله هم اندیشی‌های توسعه و توانمندسازی علوم اسلامی مطرح کرده‌اند که خوب است دنبال فرمایید. موفق باشید

40615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: خدا قوت و استدعای توفیقات و برکات بیش از پیش برای شما استاد گرامی و همه برادران عزیز سالیان درازی است که حیران و سرگردانم. سالیان درازی است که نمی‌توانم با خودم کنار بیایم. حقیقتا دیگر آن صفای باطنی که در کودکی و قبل تر ها داشتم را ندارم. از اعماق وجودم خلأای را حس می‌کنم که قدرت بیانش را ندارم و تشنگی عمیقی که سیراب نمی‌شود. دیگر مدت زیادی است که همه جهان برایم رنگ باخته است. حتی معصومیت شیرین کودکان هم مرا نمی‌تواند تکان بدهد. حیاتی بدون لذت و خوشی... بله، نسیم هایی می‌وزد، حال ها عوض می‌شود اما باز هم پس از چندی با آن خلأ عمیق رو به رو می‌شوم. زبانم بیانی ندارد، به سختی می‌توانم کلامی بگویم و با دوستان گرم بگیرم. گویا گمشده ای دارم که تا نیابمش در این دنیا معیوبم. دوستان کمتر می‌شوند و من هم کمتر و کمتر می‌توانم انسی بگیرم. و در نهایت روز خود را تنها میابم با قلبی اغلب سرد و خالی... و تمام حیاتم را در خسرانی عمیق می‌بینم. راه معلوم نیست و رمقی هم نمانده... و هر چه هم بیشتر گشتم کمتر انیس و مونسی یافتم. همگان را در دنیایی خود ساخته می‌بینم. دنیایی که کمتر جایی برای غیر دارد. و این قلبی که بدون عشق و شوق نمی‌تواند ادامه دهد و از این حیات بی نشاط بیزار است. قلبی که برای خود به سختی چیزی می‌طلبد و تمام خوشی ها را برای اطرافیان و دوستانش می‌خواهد اما بی انیس و مطرود مانده... آری. آیا راهی هست؟ آیا می‌توان بدون غیر ادامه داد با اینکه این قلب همه را خود می‌داند و با اتصال و خیر رساندن زنده می‌‌ماند؟ کجا می‌توان آن عشق عمیق را یافت و آتشکده خاموش دل را دوباره به گداختن و نور افشانی واداشت؟ برای کسی که در خود؛ خود را نمی‌بیند و دیگر با بقیه هم ارتباط عمیقی ندارد چگونه راهی هست که هویتی بیابد با آنکه این عشق به برادران است که با شعله هایش جان او را شکل داده و راه دیگری نگذاشته است. آیا خورشیدی که ندرخشد و نور ندهد باز می‌تواند خود را بپذیرد؟ این حال دلی است سرگشته و حیران که دیگر سخنان خالی ثمری برایش ندارد و هر جا سراغ از خود گم شده اش می‌گیرد و کمتر و کمتر میابد. لطفا اشارتی بنمایید. موفق و در پناه حق باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصۀ بشر امروز چنین است که به گفتۀ شما همگان در دنیای خودساختۀ خود مشغولند بدون وسعتی که در دریای انسانیت انسان‌ها قابل درک است. راهکار رفع از این مشکل را در شعری می‌دانم که حضرت آیت الحق آیت الله حسن‌زاده «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مکرر می‌خواندند که: 
بُوَد مرد تمامی آن‌که از تن‌ها نشد تنها / ولکن به تنهایی بُوَد تن‌ها و با تن‌ها بُوَد تنها
در نسبتی که باید با رهبر معظم انقلاب و شهدا داشت، می‌توان به چنین حضوری فکر کرد. در ضمن نظری به سؤال و جواب شمارۀ 40556  بیندازید خوب است. موفق باشید
 

40581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: از استاد طاهرزاده می‌خواستم بپرسم آیا در منطقه تیران از شاگردانتان و یا افرادی که بحث‌های شما را می‌شناسند هستند که ما به ایشان رجوع کنیم و از ایشان استفاده نماییم. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً یکی از برادران خوب و اهل علم و فکر از اهل تیران که در همان شهر هم ساکن هستند به نام حجت الاسلام حاج آقا مهدی کثیری تشریف دارند که در مباحث معرفت نفس و مباحث تربیتی زحمت کشیده‌اند و می‌توانند برای عزیزان مفید باشند. موفق باشید

40570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عوام بود علی را کسی خدا نامید / خدای گوشه‌ی ایوان طلاش آرامید / چه کام برتر از آن بوسه‌‌ی ضریح علی / چه باک گفته کسی: اهل شیعه! ناکامید / نبی به آب وضوی علی تبرک جست / برای مست شدن در پی می و جامید؟ / علی ز خویشتن خویش خود سفر کردست / سفر کنید اگر پیروان اسلامید / علیست شیر خدایی که شیر شیران است / هزار شیر که باشید پیش او رامید / به خال و ابروی او از ازل گرفتارید / کبوترید و گرفتار دانه و دامید / به می بشوی ورقهای دفتر عرفان / خوشا مطالعه‌ای که به عشق انجامید / ۲۶ شهریور ۱۴۰۴

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «هزار شیر که باشید پیش او رامید» از آن جهت که اگر شیربودن یعنی وسیع‌ترین حضور برای فتح قلّه‌ها، هرکس که می‌خواهیم باشیم در مقابل شخصیت گشوده و گسترده و متعالی آن حضرت، تنها ذیل سایۀ انسانیت آن حضرت می‌توانیم به طور حقیقی در نزد خود حاضر باشیم. موفق باشید

41253
متن پرسش

بسم رب العلی العظیم نایب الشهید امام زمان حضرت خامنه‌ای رضوان الله تعالی‌علیه. بفدای فداکاری ابر انسانی که تمام بار وجود تاریخی ما را حامل بود و به صاحب تاریخ توحید آخرالزمان حضرت مهدی صلوات الله علیه با این شهادت تحویل داد و ما را بدون واسطه به حضرت سپرد. در ایام اخیر فکری بودیم که این همه تکیه مردم بر ایشان چقدر حساس است و متعجب ازین اتفاق، اما با شهادتشان یافتیم که ما را همراه خودش به خداوند سپرده و جمع صراط ها را به صراط کل نهایی فنا کرده و سپردند. این امر نهایی و مهم جز با تسلیم کامل ایشان به خداوند میسر نبود. بفدای عمر سراسر عبادی ایشان شویم که در خط مقدم ها بدنیا آمدند و زندگی کرده و در خط نهایی بشری به اوج عبودیت تسلیم کردند. جناب استاد عزیز تر از جانم قربان حضوری که حضرتعالی ما را متذکر آن می‌فرمایید و آن حضور نرم است، بشوم که حاضر در نهایتی شده‌اید که آن ماورای هر سلاح و تکنولوژی است. حضور و قدرت نرم همان شمشیر ذوالفقار دو دم امام زمان است، آن شمشیری که گردنکشان ظالم عالم را گردن می‌زند؛ آن آنها را و بود آنها را گردن می‌زند و میدان را پاکسازی برای آن و بود انفسی_ افعالی ما برای زندگی کردن می‌کند این همان تحقق زندگی در جهان ظهور است و اگر قدرت نرم نبود با افزایش روز افزون تجهیزات فیزیکی هیچ کنترلگری برای آنها نبود و امروز دست امت انسان و اسلام است. یاد دارم سالهای قبل این ویژگی نبود و بنده با این شعر مولانا گریه می‌کردم از ناتوانی زندگی با آن خود، زیرا تمدن ظالمان یهودی مدرن اجازه بودن به هیچ احدی نمی‌دادند! مولوی می‌فرمود:
 آن من است او هی مزنیدش
 جان من است او هی مزنیدش
 شمع دل است او سبزی بیدش
 سرخی سیبش مثل ندارد باغ امیدش
 و امروز بودِ آنها را با شمشیر نرم گردن می‌زنیم تا همه افعال آنها پوچ گردد و آنها گم و سلاح هایشان بی اثر شود. البته همه آدمیان همیشه حضوری نرم دارند حتی دشمنان لاکن این حضور نرم حضور خاص تاریخ است که مد نظر است. این آن و بودن نتیجه چنین جهانی است و آن یعنی تحقق زندگی ما در زمان ظهور حضرت صلوات الله علیه! سلام خدا بر آن مرد کامل شده سید علی خامنه ای زنده تر از دیروز. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایتِ «گز سنگ ناله خیزد وقتِ وداع یاران» حکایتِ عجیبی می‌باشد! نمی‌دانم با بودن‌اش بیشتر «هست»؟ و یا با رفتن و شهادت‌اش؟!! راستی را! آن‌گاه که از قفس پر می‌کشد و به سوی عرش سیر می‌کند، به کدام منزل اشاره دارد که این اندازه جهان را در مقابل ما گشوده می‌کند؟! به گشودگیِ همۀ عرش. چگونه باور کنیم که ما در فردایی بس بلند با این مردِ بال‌گشوده می‌توانیم زندگی را به وسعت همۀ هستی تجربه کنیم؟!! خواستم با بال‌گشودنِ او، بال گشایم به سرزمین‌های بیکرانه، ولی دیدم نه! هنوز بال‌ها کوتاه و همّت‌ها کوتاه‌تر است. می‌ماند که او ما را امیدوار کرد به بودنی که «بودنِ» دیگری است از آن جهت عرض شد:
ای مرد! تو در نسبت با قرآن و با دعا، تا کجا رفته بودی که تا این اندازه در شخصیت خود به نهایت‌های بشر آخرالزمان اشاره داشتی؟ با این مردم چه کردی که نمی‌دانند بعد از تو چه کنند؟!!! پس از خبر شهادتت، سرگشته و پریشان بدون اختیار میدان‌های شهر را به طرز فوق‌العاده‌ای پُر کردند. اشک‌ها ریختند تا تو را، آری! تا تو را به وسعت همۀ نهایتی که در پیش دارند احساس کنند. مگر می‌شود؟!!!
ای راز زمانه! من باید دوباره با تو قرآن و دعا بخوانم. من باید دوباره با تو مسلمان شوم. من باید دوباره با تو خدا را بشناسم. چه اندازه خداوند با تو بزرگ و حیرت‌انگیز است. موفق باشید       
 

41220
متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی و تشکر از عنایات بی‌حد جنابعالی: عده‌ای از دغدغه‌مندان به شریعت ناراحت از این بودند که: «چرا خانم‌های بی‌حجاب در گلزار شهدا و تشییع ایشان حضور دارند». به نور حق ۲ نکته مورد نظر است: ۱) شهید زنده است؛ ورای تصوری که شهید را در بهشت می‌دانند و او را در آنجا در حال زندگی تصور می‌کنند، باید به این نظر کرد که زنده بودن شهید یعنی او حاضر است در شدت حضور. او که از تن به‌در آمده، اکنون بر همه عالم مادون مسلط است. «زنده»، زندگان را فرا می‌خواند به سبب کششی که در دل‌های زندگان است. پس چه‌بسا خانم بی‌حجابی که زنده‌دل است و به نور شهید فراخوانده می‌شود و امثال بنده که دو رکعت نمازی -آن‌هم با هزار منت و بی‌حوصلگی- می‌خوانند و خدا را دیگر بنده نیستند، جذبِ نور شهید نمی‌شوند ازین جهت که قلب شان آماده دریافت توجهات نورانی حضرت حق در دل شهید نیست. ۲) خدا کجاست؟ مگرنه اینکه «حضور»، در فضاهایی پررنگ‌تر است؟ مسائل فقهی ای که کاملا خشک و با هدف های سطحی (شراب و حوری و دوری از عذاب و شکنجه) تبلیغ شده‌اند، برای نسل بنده قابلیت اجرایی ندارد. پس ابتدائا اندک حقی سرِ عدم رعایت بدهیم و بعد به این فکر کنیم که آیا نور حق -که ظلمت‌هارا می‌شکافد- در مکانهایی مثل مزار شهدا هویداتر از جاهای دیگر نیست؟ اصلا همین هویدایی و عریانی و همین احساس حضور بی‌کرانه است که وسعت چنین تجمعاتی دارد و همگان را با کششی که دارد به سوی خود می‌کشاند. اگر امربه‌معروفی باشد هم از دل شهید حاصل می‌شود؛ آنجا که آن خانم، گوشه‌ای از وصیت‌نامه ایشان را که می‌خواند به راستی در می‌یابد که برای حضور بیشتر نزد شهید باید به آن وصیت عمل کند و چه بسیار مورد که شهدا به قضیه حجاب و رعایت آن توجه داشته اند. با تشکر 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع حساسی می‌باشد. آری! اگر انگیزۀ افرادی که می فرمایید اُنس با شهدا باشد ان شاءالله آن افراد هم بر خلاف ظاهرشان نتیجه می‌گیرند. ولی از حرمت گلزار شهدا نباید غفلت کرد و بی‌حجابیِ کامل با حجاب ضعیف، تفاوت دارد. رهبر معظم انقلاب در فتوای اخیر خود می‌فرمایند: 
استفتاء: آیا برای نشان‌دادن پایبندی افراد کم‌حجاب به اصل نظام می‌توان تصاویر آن‌ها را منتشر کرد؟
🔺پاسخ امام خامنه‌ای: «نشان‌دادن زنان #کم‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی اگر به منظور نشان‌دادن حمایت اقشار مختلف مردم از نظام اسلامی باشد و مفسده‌ای بر آن مترتب نباشد، اشکال ندارد؛ ولی نشان‌دادن زنان #بی‌حجاب در مراسم انقلابی و دینی، چون سبب قبح‌شکنی از حرام مسلّم شرعی است، جایز نیست.»
از این جهت حتی باید به آن افراد که با حضور در گلزار شهداء قصد حرمت‌شکنی ندارند، متذکر شد که بهرۀ لازم را از آن حضور در کنار شهدای عزیز نمی‌برند زیرا روح شهدا از این نوع هنجارشکنی‌ها اذیت می‌شود و این در مورد هر مکان مقدسی صدق می‌کند. به همین جهت حتی در مورد مسجد داریم که باید ادبِ حضور در آن مکان مقدس را رعایت کرد. با پای راست وارد مسجد شد و با تواضع رو به قبله نشست و موضوعات صرفاً دنیایی را پشت سر گذاشت حتی در بدو ورود به احترام مسجد خوب است ۲ رکعت نماز تحیّت خواند و عجیب است از بعضی از روحانیون عزیز که خودشان باید متخلق به این آداب باشند دیرتر از نمازگزاران می‌آیند و بدون هیچ مقدمه، نماز را شروع می‌کنند و سریعاً بعد از نماز از محراب زودتر از نمازگزاران خارج می‌شوند و بعضاً می‌روند روی صندلی می‌نشینند و به تلفن همراه خود مشغول می‌شوند. چگونه می‌توان پذیرفت که اگر عذری ندارند آن حالت تواضع و دو زانونشستن و رو به قبله را با نشستن روی صندلی مقایسه کرد؟!! . موفق باشید            

41194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

خضر به موسی نگفت مرید من باش بلکه گفت در آینه من خود را ببین و موسویت خودت را حفظ کن و به آن عمق ببخش و آن را محدود ندان، فقط سوال نکن تا من اخبار غیبیت را به تو بدهم‌. خضر رسول موسی بود تا کم نیاورد و به هرچه بیشتر عمق بخشیدن به مسیر خود کمکش کند ولی موسی او را مخالف موسویتش دانست و سوال کرد. خضر یعنی موسویت شدیدتر نه مقابله و مخالفت با موسویت قبلی. سوال پرسیدن یعنی دوئیت و این خطاست چون خضر خود موسی بود به جلوه شدیدتر. تا موسی متوجه شود شریعت موسوی یعنی پویایی و رفتن نه ایستایی و ماندن. خضر یعنی بیشتر و باز بیشتر شدن موسی در موسویتش نه ترک موسویت. خضر همان موسای حقی است برای عبور از موسای موسایی. رب همان عبد است به جلوه باطنی. خضر مامور شکستن موسا بود نه موسویت. طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی در کنار شریعت، که حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور به آن بودند، حقیقتی در میان است که حضرت خضر «علیه‌السلام» حامل آن بودند و جمع این دو مقام یعنی حقیقت و وقتِ محمّدی.
تاریخی‌اندیشیدن یعنی متوجۀ «وقت» بودن، وقتی که مخصوص آخرین پیامبر و آخرین دین است، به همان معنایی که حضرت محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند:« لِی‌ مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی‌ فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیه‌السلام» به حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً»  (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن حضور پیش می‌آید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش می‌آید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» که مأمور رعایت احکام شریعت می‌باشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی می‌توان در آن حاضر شد که در این آخرین دوران، حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متذکر آن هستند و در این حضور، آیت الله سید علی خامنه‌ای و ذیل این حضور، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید آوینی در آن حاضرند، و این یعنی تاریخی اندیشیدن و این یعنی متوجۀ «وقت» بودن. موفق باشید
 

41150
متن پرسش

سلام علیکم: استاد در مواجهه با سخنانی که اخیراً فرمودید https://eitaa.com/matalebevijeh/21614 احساس کردم با زبان شعر اشارات پنهان آن سخنان را می‌توان با مخاطب به گفتگو نشست و در این رابطه اشعار زیر را تقدیم می‌کنم.

بسم‌الله الرحمن الرحیم 
دلا یکدم بیا عزم سفر کن
به دريا های جان خود گذر کن
ز بعد آن سفر کن سوی ظاهر 
به وجه الله نظر کن در مظاهر 
دمادم جلوه‌های یار بنگر
شکوه واحد قهار بنگر
یکی زان جلوه ها یش انقلاب است
در این تاریخ عالم فتح باب است 
حوادث را تو تاریخی نظر کن
به سنت های قرآنی گذر کن
بود این نهضت اشراق الهی
به روح الله جان مرد الهی
از آن انوار ساطع بر شهیدان 
مقدس های چون آیات قرآن 
بپا گرداند دشمن اغتشاشات 
که بیست و دوم دیماه شد مات 
کنون آورده لینکن ناو شیطان 
که ترساند قلوب اهل ایمان
در اوج کبر فرعون غرق گردید
بدون شک شما هم غرق گردید
بزودی حس پیروزی به دلها
شود ساری به قلب ملت ما
بزودی قله بر ما رخ نماید
جمال یار دلها می رباید 
کشد دست ولایی بر سر ما
بریزد جام صهبا بر دل ما
کند محو مظهر شرک و ریا را
گشاید سوی دل میخانه ها را
برد زنگار دنیا را ز دلها
فروزد نور توحیدی به جانها
نگارم چون به عالم رخ نماید
حجب را یکسره ویران نماید 
به گردش بین سپاهی از شهیدان 
کنارش خامنه‌ای ماه‌ دوران 
خمینی داده است این وعده بر ما
که این پرچم رسد بر دست مولا
جماعت میکند در قدس بر پا
جهان را میکند پر عدل و زیبا 

علی پیرعلی خیرابادی 
شانزدهم شعبان المعظم ۱۴۴۷
بهمن ۱۴۰۴
 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که فرموده‌اید که چگونه می‌توان در افق حضور توحیدی خود در نسبت بین احدیت و واحد قهار بودن حضرت محبوب از یک طرف و درک سنت‌های الهی  در نسبت با اغتشاشات پیش آمده به آینده‌ای فکر  کنیم که آینده حضور تاریخی است که از طرف حضرت روح‌الله آغاز شده است و حضرت نایب الامام آیت الله خامنه‌ای به خوبی آن  را مدیریت می‌کنند تا ما  در جبهه مقابل با کثیف‌ترین جریان تاریخ سرفراز بیرون آییم و در رسالت نجات بشر امروز در میدان حاضر باشیم. ان شاالله

41071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در آستانه ماه شعبان، تواصی بفرمائید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در سایت «لُب المیزان» مطرح شده  خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/65?&tab=posts&inner_tab=leaflet  موفق باشید

40975

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: سوالی دارم مدتی‌ هست که احساس می‌کنم در بیداری روحم از بدنم جدا می شه و به جاهای مختلفی میره، تقریبا ۶ الی ۷ بار این قضیه برام پیش اومده، توی اون حالت پسرم و همسرم رو می بینم [یعنی میرم پیش همسرم و اون رو می‌بینم] آخرین بار زنداییم رو دیدم (ایشون توی یه شهر دیگه هستن) بهش سر زدم و برگشتم، کاملا بیدارم مطمئنم. اولین و دومین بار خیلی ترسیدم هی سعی می‌کردم تکون بخورم ولی نمی‌شد و بعد از اون انگاری بدنم عادت کرد می خواستم علتش رو بدونم و اینکه چه کاری باید انجام بدم ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقۀ انسانی به جهت مجردبودن از ماده، چنین استعدادهایی را دارد. بهتر است با تأمّل در معارف اسلامی مانند «معرفت نفس» و تدبّر در قرآن به کمک تفسیر المیزان، نفس ناطقۀ خود را عمیق کنید زیرا این استعداد به خودی خود کمال نیست و نباید خودتان آن را دنبال نمایید. موفق باشید

40765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور خدمت استاد گرامی: استاد آیا این فهم از بدن و روح درست است؟ آیا منظور ملاصدرا (ره) از جسمانیت الحدوث بودن روح مانند این مثال می‌توان فهمید که جریان بخار آب و قطره. روح را که همان حالت بخاری بودن است هنگامی که وارد عالم ماده می گردد مانند برخورد بخار با ظرف سرد ماده است و تبدیل شدن به قطره یعنی جسم همان روح متجسد است. آیا این نگاه درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ مثال، مثال خوبی است از آن جهت که روح، با حضور در جسم متعیّن می‌شود و از این جهت جناب صدرا می‌فرماید: ««النفس كمال الأول لجسم طبيعي آلي ذي حيوة» يعنى نفس، كمال اول براى جسمِ زنده‏ اى است كه با آلات و ابزار- مثل دست و چشم- فعاليت مى‏ كند. در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره 25059 رجوع فرمایید. موفق باشید

40607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: یه حدیث که داخلش راجع به به چیزایی که سبب سستی و غمگین شدن و در نهایت کاهلی تو کارها میشه ما رو مهمان می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه سخنی و حدیثی بالاتر از «رهنمودهای حضرت امام باقر علیه السلام به جابر بن یزید جعفی» که از عظمت سخنان و رهنمودهای آن حضرت حقیقتاً انسان مدتها می‌تواند خود را در میدان حضور با محبوب حقیقی‌اش یعنی حضرت حق احساس کند. https://lobolmizan.ir/sound/1376?mark=%D8%AC%D8%B9%D9%81%DB%8C  موفق باشید

40552

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید یک سؤال دیگر، آیا جنگ دوازده روزه علاوه بر بازدارندگی که برای کشورمان داشته است، توانسته است برای منطقه مخصوصاً غزه و لبنان هم داشته باشد؟ چرا حملات اسرائیل و آمریکا روی آنها زیادتر شده است؟!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با طوفان الاقصی، جهادِ بزرگی در مقابل استکبار شروع شد و همچنان ادامه دارد. جنگی که همۀ موجودیت رژیم صهیونی و پیرو آن حضور استکبار در منطقه را هر روز با تهدید بیشتر روبه‌رو می‌کند و این است که آن‌ها هرچه از دست‌شان برآید انجام می‌دهند و دفاع مقدس ۱۲ روزۀ ما، امید پیروزی بر رژیم صهیونی را در مردم فلسطین صد چندان کرد به آن معنا که می‌توان با آن رژیم مقابله کرد و مجبورش نمود که تقاضای آتش بس کند. و معلوم است که «الغریق یتشبث بکل حشیش» زیرا احساس می‌کند همه چیزش را از دست داده است. موفق باشید

40540

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: نوع پوشش رهبر معظم انقلاب _از نخ کش بودن آستین لباسشان و مندرس بودن عبایشان _ در دیدار دولت حکایت از چه دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موقعیت و این سنّ، او راست و هر آنچه ملاحظه می‌فرمایید، وگرنه در جای خود و در آن دوران‌های گذشته، ظاهری داشتند چشمگیر. موفق باشید

40487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام محضر استاد طاهرزاده: به نظر شما مطالعه روانشناسی اگزیستانسیالیسم و hثار روانشناسان تاثیر گرفته از هایدگر با دیگر روانشناسی ها فرق دارد و می تواند مسائل را روشن تر کند و در فهم دین به ما کمک کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم ولی اهل نظر می‌فرمایند از آن زمانی که آقای فروید با نگاه به آثار هایدگر، روان‌شناسی را شکل داد جهشی در روان‌شناسی ایجاد شده که ظاهراً متأسفانه ما در ایران، آقای فروید را از این زاویه نمی‌نگریم. موفق باشید 

41116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: بعد از دست بوسی شما می‌فرمایید که علم تو استاد توست اما خیلی کار سختی هست این موضوع که من برابر علم خودم بتونم کار استادی مثل علامه طباطبایی عزیز رو برای خودم انجام بدم. شاید با این مثال بتونم حرفم رو تقدیم کنم. من به عنوان تجلی آقا امام زمان علیه السلام علامه حسن‌زاده آملی رو موقع نماز جلو خود مجسم می‌کردم و متوجه نمی‌شدم که یک ساعته دارم نماز میخونم بعد با خودم گفتم الان ماه شعبانه ماه پیامبر اکرم (ص) هست و ماه جمال هست بهتره پیامبر اکرم (ص) رو نصب العین خود کنم. حالا نمی‌دونم آیا چونکه مدتی بیشتر مشغول دنیا شده ام. حوصله م برای نماز کمتر شده یا این جابجایی در نصب العین قرار دادن در نماز باعث این شده. البته فکر می‌کنم اگر مجددا بچسبم به عبادت شاید بتونم کمی حرکت کنم. اصلا نمی‌دونم. بالاخره اگه مقدوره یک راهنمایی بفرمایید هم در خصوص سوال و هم در خصوص علم تو استاد توست. خیلی دوستتون دارم استاد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فراموش نکنید که گویا فراموش می‌کنیم که «دوست دارد یار، این آشفتگی»! آری! مولایمان امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» فرمودند: «انّ للقلوب اقبالاً و ادباراً» که به اصطلاح عرفا، «بسط» و «قبض» برای قلب هست و ما نباید قبضی که برایمان پیش می‌آید را حمل بر بی‌خدایی بکنیم، بلکه آن حالت را زمینه نشان‌دادن صبر بر بندگی بدانیم. زیرا خداوند دوست دارد تا ما در چنین حالاتی نیز بندگی خود را به نمایش بگذاریم. در عین حال نباید حق نماز را، این عزیزترین لطف خدا را سبک شمرد. از آن جهت که ملاک قبولیِ دیگر اعمال این عطای الهی یعنی نماز است که حقیقتاً آسمان معنویت را در مقابل ما می‌گشاید. موفق باشید

نمایش چاپی