با سلام: استاد چطوری میشه از قضیه میلاد حضرت زهرا (س) یه برداشت سیاسی کرد، یعنی مثل غدیرکه امام (ره) اون را با سیاست مرتبط دونستن، در مورد شهادت و نحوه شهادت ایشان بعضی تحلیل ها شنیدم که نوع سیاست را میشه برملا کرد ولی یه وقت به ذهنم رسید چرا ما همش میخواهیم با عزاداری سیاست را بگیم و سیاست را با عزای اهلبیت گره میزنیم یعنی نمیشه با شادی ولادت سیاست را گره زد، شاید اینکه زنان خیلی با سیاست جور نمیشن اینه که ما همش با غم و غصه گره زدیم و شاید تولد امام خمینی با میلاد حضرت زهرا (س) هم همین را میخواسته بگه، آیا میشه چنین تحلیلی داشت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ مهمی است که متوجۀ نقش تاریخی و سیاسی اولیای الهی بشویم و در این رابطه بحث بصیرت تاریخی حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه سلام الله علیها» مطرح شده و در هفتههای گذشته که موضوع شهادت حضرت پیش آمد، با توجه به همین امر، مباحثِ «نظر به جایگاه تاریخی حضرت فاطمه زهراسلاماللهعلیها» به میان آمدhttps://lobolmizan.ir/special-post/1747 . موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: ما با گروهی از دوستان کتاب های ده نکته از معرفت النفس، چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی و برهان صدیقین رو کار کردیم. برای بحث بعدی خواهرا خیلی علاقه مند هستند وارد بحث انقلاب بشن. در این زمینه توصیه شما چی هست؟ با کدوم کتاب ادامه بدیم؟ ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» همراه با صوت آن و کتابهای «امام خمینی و خودآگاهی تاریخی» و «انقلاب اسلامی، باز گشت به عهد قدسی» و «انقلاب اسلامی، برونرفت از عالَم غربی» و «انقلاب اسلامي و جهان گمشده» که همه روی سایت هست. ان شاء الله می تواند مفید باشد. موفق باشید.
سلام استاد: مرجعی معرفی بفرمایید در باب اثبات ولایت فقیه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کتاب «ولایت فقیه» حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» در این رابطه نکات دقیقی را به میان آورده است. عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در صفحۀ ۱۹۵ به بعد تحت عنوان «مباني حكومت دينـي» شده است که میتوانید به آنجا نیز رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/book/252?mark=%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C موفق باشید
سلام خدا قوت: همه اشیاء می تونن تجلی تمام اسماء خداوند باشند؟ اینکه بیان میشه حضرت علی علیه السلام در همه چیز و قبل و بعدش الله رو میدیدن، به این معنی هست که هر شیء می تونه تجلی همه اسماء خداوند باشه؟ اگر بله پس اینکه فقط انسان می تونه خلیفه الله باشه، چی میشه داستانش؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ مخلوقات حقیقی و نه اعتباری مانند میز و نردبان ، مظهر اسمای الهی هستند ولی انسان به حکم «علّم آدم الاسماء کلّها» میتواند مظهر همۀ اسمای الهی باشد و بدین لحاظ مستعد خلیفة الله شدن هست. موفق باشید
سلام: از آنجا که بودا پیامبر نیست. و طبق فرمایش علامه طباطبای اون حرفایی که بودا زده علامه تصدیق کرده و فرمودند این حرفای اسلام هم است. پس چه فرقی باید باشد بین حرف دین و حرف بودا. ما با اینکه پیروانش ازش بت ساختند کاری نداریم. و توحید ما برتر است که خداوند در مکان نمی گنجد درست است. مد نظر سخنان اسلام وبودا است. مچکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: اوپانیشادها گزارشی از حالات معنوی انسان یا انسانهایی است که در اُنس با حضرت محبوب به کلام آمدهاند و این غیر از توحید انبیای الهی و شریعتی است که آنها به نور نبوتشان و برگزیدگیشان از طرف حضرت ربّ العالمین به سوی بشریت آوردهاند تا انسانها زندگی خود را الهی و معنوی کنند. در آنجا که اوپانیشادها متذکر هستند، نوعی از دورشدن از دنیا و از زندگی است که ملامتی در آن برای افراد نیست. ولی قصۀ بشریت چیز دیگری است از آن جهت که باید در میدان زندگی، خود را آراسته و پرورده کند. موفق باشید
با سلام و احترام فراوان: در کتاب مقالات جناب شجاعی در توضیح اینکه روح علت وجودی ملائکه میباشد چنین نوشته شده که «روح قائم بر ملائکه است». با توجه به اینکه وقتی میگوییم چیز الف قائم بر چیز ب است یعنی الف وجود خود را از ب داراست. بنابر این جمله « روح قائم بر ملائکه است» یعنی روح وجود خود را از ملائکه داراست. هر چند که در توضیحات جناب شجاعی کاملا مشهود است که روح علت وجودی ملائکه است و ملائکه وجود خود را از روح دارند ، به نظر میرسد این نگاشته در کتاب اشتباه در چاپ باشد و عبارت صحیح این باشد که «ملائکه قائم بر روح هستند». اشکال صحیح است یا اشتباه در فهم مطلب از سوی بنده است. چون عزیزی فرمودند روح «قائم بر » ملائکه است با روح « قائم به » ملائکه است متفاوت است و آنچه منظور نظر بنده است « قائم به » میباشد و آنچه نگارنده به عنوان « قائم بر » نگاشته اند صحیح است ولی بنده قانع نشدم و تفاوت چندانی بین این دو نمیبینم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه از یک جهت خودِ روح به حکم: «نفخت فیه من روحی» بالاترین فرشته میباشد، و روح الامین صفتِ آن روح است که در انتقال وحی امین است؛ پس با نظر به تشکیکیبودنِ وجود، روح مرتبۀ بالاتر از مراتب دیگر فرشتگان است و از این جهت نقشِ علّیّت را برای آنها دارد و البته این، غیر از روح یا نفس ناطقۀ انسان است که با نسیم فرشتگان طراوت مییابد. در ضمن در این رابطه می توانید به نکته دهم کتاب ده نکته در معرفت نفس قسمت «وسعت روح انساني» رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام: طبق راست گفتند.. «که ره آن رو که رهروان رفتند» راه و روش «رایج» در روزه در دو ماه رجب و شعبان چه بوده است؟ (اعمال و مراقبات دیگر را فعلا در نظر ندارم) طبق زندگی نامه ها تاریخ و.. معمولا چگونه بوده اند البته باز منظور از نظر کمی است نه کیفی آیا گرفتن یک چله در این دو ماه مرسوم بوده در میان مومنان و اهل تقوا. یا روزهای معروف. شما خود چه روش معتدلی را پیشنهاد می کنید؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کتاب «ماه رجب، ماه یگانه شدن با خدا» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B1%D8%AC%D8%A8&tab=posts&inner_tab=book بتواند در جواب سوالات جنابعالی کمک کند. موفق باشید
سلام وقتتون به خیر: پیشاپیش معذرت خواهی میکنم. من یه سوال داشتم که خیلی هم عمیق نیست ولی چون خیلی درگیرم و جای دیگه ای نبود که بپرسم مجبور شدم بپرسم من نزدیک ۲ ساله اتفاقات بد برام پیش میاد، کلا زندیگم خیلی سخت داره پیش میره درحالی که تا الان اینطور نبوده هیچ کاریم به ذهنم نمیرسه که علت باشه، نه حق الناسی داشته باشم یا عباداتم بد شده باشه یا... هیچکدوم. چیکار باید کنم چرا یدفعه اینطوری شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نوعی بازخوانی نسبت به اخلاق و معارف الهی فکر کنید. و به خوشخُلقی نسبت به دیگران و صلۀ رحم و معارفی مانند «معرفت نفس» و تدبّر در قرآن به کمک تفسیر «المیزان» و صبر و متانت در سختیها؛ زیرا: «انّ الله مع الصّابرین» انسان با صبری که پیشه میکند احساس میکند گویا خدا در کنار او حاضر است. موفق باشید
با سلام و احترام: استاد در یک شرکت دانش بنیان مشغول به کار هستم که پروژه هایی که در کشور انجام میدهد در حد بالاترین سطح فناوری است. مدیرعامل اعتقاد دارد که ارتباط ایشان با این کارمندان از نوع ارتباط کارگر و صاحب کار نیست و قراردادی با آن ها نمیبندند و الان در حدود ۱۰ ماه است که حقوق داده نشده است و در قالب مساءده به صورت محدود نیاز ضوری کارمندان رو رفع میکنند و میگویند که در این شرایط کشور تولید اقتصادی نیست خصوصا تولید در این سطح بالا... اعتقاد ایشان این است که در راستای فرمایشات رهبری و رسیدن به تمدن نوین اسلامی باید به قله های علم و تکنولوژی رسید و در این شرایط سخت که از ابتدای سال جاری حتی بیمه کارمندان را پرداخت نکرده اند میفرمایند که روزی هرکس دست خداست. اعتقاد ایشان این است که همه زیر یک خیمه هستیم و هرکس گوشه کاری را گرفته و این کار یک کار جهادی است و در خط مقدم جهاد اقتصادی هستیم و افق های دورتری را میبینند و انتظار دارند که ماهم آینده این کار را ببینیم که روشن است و استقامت داشته باشیم. با توجه به این که طبق فرمایش رهبری حق کارگر دریافت منظم و بدون تاخیر مبلغ حقوقی است که از قبل توافق شده (17/2/99) سوال اصلی: آیا از منظر قرآن و احادیث و فقه اسلامی میشود فردی برای دیگری کار کند و در سود کار با او شریک نباشد و صرفا حقوق دریافت کند و در ضمن کارگر او نیز نباشد؟ در ضمن با توجه به ادامه فعالیت این شرکت و توسعه نیروی انسانی و فضا و پروژه های شرکت میتوان گفت که بلاخره شرکت درآمد مالی دارد اما میزان محدودی (برای مثال یک پنجم درخواست پرسنل در هر روز) به عنوان کمک خرج به کارمندان پرداخت میشود. در شرایط عادی هم حدود سه ماه حقوق ها همیشه دیر تر پرداخت میشود اما فعلا در شرایط بحران ناشی از بهرهوری پایین کارمندان هستیم و اعتقاد ایشان این است که مقصر عملکرد بد خود کارمندان است علیرغم این که ایشان و همکاران رده بالای ایشان به نظر انسان های کاردرست و صالح و انقلابی هستند و شاید اگر نام ببرم شما آشنا باشید با آن شرکت لطفا راهنمایی بفرمایید من خیلی سردرگم هستم. چیزهایی در این مسیر شغلی کسب کرده ام که ارزش آن ها از پول بیشتر است اما خیلی ذهن من درگیر است که اگر این جا یک ظلمی دارد اتفاق می افتد آیا تن دادن به آن و خارج نشدن از این فضا درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بپذیریم که شرایط این نوع شرکتها در این زمانه شبیه شرایط دفاع مقدس ۸ ساله میباشد که بسیجیان عزیز و خانوادههای آنها به راحتی آن محرومیتها را تحمل میکردند تا دشمن پیروز نشود؛ میتوان با این انگیزه این نوع سختی ها را تحمل کرد از آن جهت که به گفتۀ خودتان میدانید که انگیزۀ آنها حاضرشدن در تاریخی است که با انقلاب شروع شده منتها در بستر تکنیکی که باید با جهانِ غرب استعماری رقابت کند و این کار آسانی نیست. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «الدُّنيا تُسْلِمُ» يعنی چی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم:
خوار گذاشتن: اسلم العدو. (منتهی الارب)
أسلَمَ العدوَّ: دشمن را خوار کرد
استعاره شده به این شکل که دنیا با انسان مثل یه دشمن برخورد و او را خوار میکنه
وقتی در کنار فقره دیگه بهش نگاه کنیم، معنی ش کاملتر میشه:
«الدين يعصم و الدنيا تسلم»
یعنی :دين انسان را نگه میداره، جایگاه خودش رو بهش میده ولی دنيا با رهاسازی و عدم حفظ در جایگاه خودش، خوارش میکنه.
با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد در حرکت جوهری چه دلیلی دارید برای اثبات اینکه فیض دائمیست و اینکه خداوند در بحث خلقت دائم الفیض است یعنی مدام در حال وجود دادن به شی است شاید واقعا خداوند یکبار فیض رابه شی بدهد. دلیل فیض وجودی دائم به شی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقیقاً متوجۀ قوۀ محضبودنِ عالم ماده از یک طرف و حرکتی که در عالم جاری است بشویم؛ مییابیم که مبنای برهان حرکت جوهری چیست. و در این مورد باید به خود برهان حرکت جوهری رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و احترام و ضمن تشکر و آرزوی سلامتی: بعد از درسهای شرح کتاب از برهان تا عرفان و برای یادگیری بیشتر حرکت جوهری و فلسفه ملاصدرا به چه درسگفتاری مراجعه کنیم ترجیحا از حضرت استاد طاهر زاده یا اگر ایشان افاضه نفرمودهاند از اساتیدی دیگر
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در راستای حضور در مکتب حکمت متعالیه به کتاب «معاد، بازگشت به جدّیترین زندگی» همراه با صوتهای شرح آن رجوع فرمایید؛ افق گشودهای ان شاءالله نسبت به حقیقت انسان و وسعت آن در مقابل جانتان گشوده میشود. کتاب و شرح صوتی آن روی سایت هست. البته لازم است که قبل از آن به موضوع «ده نکته در معرفت نفس» پرداخته باشید. موفق باشید
سلام: بنده مربی طرح امین در یکی از مدارس دور افتاده استان بوشهر می باشم. در حال حاضر مشغول برنامه حفظ جز سی قرآن می باشیم برای نتیجه دهی بهتر، طرح و ایده جدیدتر، جهت پیشرفت در کار حفظ بچه ها از شما در خواست ایده و نظر کار گشا دارم. با تشکر از شما بزرگوار
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس به روش ساده که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده؛ به عنوان مقدمه میتواند کمک کند تا جوانان ما تصور تصحیحی از عالم مجردات داشته باشند و در آن راستا جایگاه وَحی الهی برایشان روشن میشود. در این رابطه خوب است به کانالهای زیر رجوع فرمایید. موفق باشید
https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 و https://eitaa.com/Radiohayat_ir/6806 و https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh و https://eitaa.com/matalebevijeh/21142
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و ادب خدمت استاد ارجمند:
با خواندن نظرات کاربران که برخی واقعاً از سر صدق و دلسوزی به مشکلات کنونی کشورمان اشاره می کنند و برخی هم در راه حل این مشکلات با ابراز ناامیدی بن بست میبینند، این حقیر خواستم سؤالی مطرح کرده باشم باشد که این عزیزان با نظر به آن بتوانند بر فضای ناامیدی کنونی آسان تر غلبه کنند. شاید این حقیر هم جزو کسانی باشم که اگر بخواهم از مشکلات، ناکارایی ها، بی مسئولیتی ها و ترک فعل ها بگویم به غیر از نالیدن و آه کشیدن چیزی عاید کسی نشود. ولی علت چشم امید داشتن آزادگان جهان به این انقلاب با این همه مشکلات پشت سر و چالش ها و دغدغه های پیش رو را در چه باید جستجو کرد؟ چرا تصور جهان بدون انقلاب اسلامی ایران و جهان بدون وجود رهبر انقلاب برایمان سخت است؟ حتی در داخل کشورمان آن فرد مومن انقلابی که به کارایی نظام تردید دارد و نسبت به حل کردن مشکلات ناامید شده، به جای آنکه در دل خود آرزوی زیر سلطه صهیونیسم و استکبار جهانی رفتن را بپروراند، در دل آرزو می کند که ای کاش این انقلاب این مشکلات را نداشت و یا می توانست مشکلات را پشت سر بگذارد و از آنها عبور کند. اینکه چرا آزادگان جهان به اینکه زیر سلطه صهیونیسمی بروند که حتی همه ابزارهای مادی دنیای کنونی را در دست دارد، امیدی ندارند و آن را راه حلی برای بشریت نمی دانند!؟ آیا این به خودی خود از این حقیقت پرده بر نمیدارد که راه تمدن استکباری غرب تسلیم شده در برابر صهیونیسم راهی باطل است و بشریت نمی تواند به راه باطل امید داشته باشد و به آن دل ببندد؟ آیا علت غیر از این است که آن راه به سوی ظلمات است و به سرنوشت ظلمانی محکوم و پا نهادن در آن راه سردرگمی، پوچی و بی معنایی را در زندگی به دنبال دارد؟ و اینکه آزادگان و مظلومان جهان با وجود همه انزوایی که جهان استکبار میخواهد بر ایران تحمیل کند باز چشم امید به ندای حق رهبر انقلاب و غلبه ایران بر استکبار دوخته اند، پرده از این حقیقت بر نمیدارد که راه انقلاب راه حق است و راه حق به سوی نور است و منتهی می شود به نور و امید بشریت همواره رسیدن به نور است و پا نهادن در راه آن دلگرمی و معنابخش زندگی راهیان نور؟ التماس دعا استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه خوب متوجۀ تاریخی هستید که با انقلاب اسلامی در مقابل تاریخ رو به افول فرهنگ استکباری مدرنیته به میان آمده و معلوم است که با تنگناهای فراوانی روبهرو هست، چه از داخل و چه از خارج. مهم آن است که متوجه جایگاه آن تنگناها باشیم حتی تنگناهایی که طرفداران به ظاهر انقلابی دانسته و یا نادانسته ایجاد میکنند و ایجاد کردهاند و بدانیم در هر حال همۀ آن تنگناها، مهمانهای ناخوانده هستند و این است بصیرت تاریخی، امری که رهبر معظم انقلاب متوجۀ آن و با نظر به آینده هستند و به همین جهت در سخنانی که با مداحان داشتند، واژۀ «تدریج» را به کار بردند و فرمودند: «من به شما عرض کنم به توفیق الهی، جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ ... امّا کشور دارد جلو میرود، دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبهروز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالتخواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند به تدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمیآید، چون تدریجی است، چون طولانیمدّت است ــ کوتاهمدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ به تدریج انجام میگیردــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی به تدریج جامعه پیشرفت میکند.» موفق باشید
سلام و احترام: با آرزوی سلامتی. در شرایطی که هیچ کس اوضاع مملکت را گردن نمی گیره و انگار همه چیز به حال خود رها شده و توکلت علی الله جلو میره وظیفه مردم مخصوصاً مومنین دغدغه مند چیه؟ چکار میتونیم بکنیم؟ یقه کی را باید بگیریم؟ از کی و کجا مطالبه کنیم؟ دولت که میگه من بلد نیستم و نمیتونم و نمیشه. مجلس هم که هنر کرده بعد این همه وقت تذکر داده که کابینه باید ترمیم بشود! رهبری هم که شاید درگیر خنثی کردن توطئههای خارجی و برهم زدن نقشه دشمنان هستند و هر از گاهی هم که میان و صحبتی می کنند گویی اوضاع مملکت را نمیبینند و یا صلاح نمی دانند وارد بشن. بالاخره مسبب این اوضاع اقتصادی و فرهنگی و... کی و کجاست؟ این مردم به کی باید پناه ببرند؟ به کی اعتراض کنند، به کجا گلایه و مطالبه کنند؟ بخزیم در خانه هایمان فقط دعا و تضرع کنیم؟ ببخشید این را عرض می کنم حمل بر بی ادبی نباشه. اینکه حضرت آقا و جمهوری اسلامی نظر به آینده ای ورای زمانه کنونی دارند و راه متفاوتی را پیش چشم ملت های منطقه و بلکه بشریت گشوده اند درست، اما این دلیل نمیشود که چشمان خود را ببندیم و اکنون خود را نبینیم و صرفا با نظر به آینده ای متعالی دلخوش باشیم. چه کسی تضمین داده که جمهوری اسلامی با ادامه روند کنونی دچار فروپاشی درونی نشه؟ کما اینکه همین الان هم در برخی از ارزش ها و آرمان های خودش در حال استحاله شدن است. به بعد از جمهوری اسلامی بخاطر بی عملی خودمان فکر کرده ایم؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه ما باید ضعفهای پیشآمده را بازخوانی کنیم؛ حرفی در آن نیست. سالها پیش با شروع دولت آقای هاشمی بحثِ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیهالسلام» کشیده شد» با مخاطبان در میان گذاشته شد. در آنجا پیشبینیِ این امور به میان آمد. ولی با اینهمه متوجه باشیم که معدۀ انقلاب، سالم است و غذاهایی که جریانهای غربزده در آن میریزند، بدنۀ انقلاب را مسموم نمیکند و معدۀ انقلاب آنها را به بیرون استفراغ میکند. این امری است که اگر کسی متوجۀ جایگاه تاریخی انقلاب بشود، نسبت به مسائل پیشآمده مأیوس نمیگردد و در این رابطه شواهد به خودآمدنِ انقلاب را ملاحظه میکنید و این یعنی آن جریانها نمیتوانند با سرکوبی مردم، مردم را مجبور به سکوت کنند و اتفاقاً رهبر معظم انقلاب عامل بزرگی میباشند در مقابله با استحالهای که جریانهای لیبرال به دنبال آن هستند. موفق باشید
سلام علیکم استاد طاهرزاده: در یکی از دروس معرفت النفس با مثالهایی عنوان شد که اراده خداوند برای خلقت جهان اراده ای واحد است منتهی عالم امر به دلیل ظرفیت دفعی الوجود است و عالم ماده تدریجی الوجود چرا که قابلیت نداد فیض را یکجا بگیرد اما نمونه هایی از ایجاد و خلق دفعی در همین عالم ماده برای ایجاد دفعی از طرف انبیا و اولیا دیده شده مثل ناقه حضرت صالح که به اذن الهی با اینکه مادی بود به صورت دفعی ایجاد شد و نمونه های دیگر که هست و ابن عربی آن را انشا به امر مینامد که عارف واقعی آنچه دیگران در عالم خیال ایجاد میکنند میتواند در عالم خارج بهصورت دفعی ایجاد کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در نسبت خدا با عالم است که او به حکم: «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» یک اراده است با جامعیت همۀ انوار و اسماء. و معلوم است که در همان جامعیت همۀ کثرات، به یک معنا حاضرند ولی نه به حکم کثرت. همانطور که همۀ رنگها در نور بیرنگ حاضر میباشند و اگر حضرت حق با احاطۀ قیومی خود خواست امری را دفعی محقق کند مانند معجزات، آن میشود که فرمودید. موفق باشید
در پاسخ به پرسش ۴٠٩۶٣ الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : إنَّ للّه ِِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ : حُجَّةً ظاهِرَةً ، و حُجَّةً باطِنَةً ، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ و الأنبِياءُ و الأئمَّةُ عليهم السلام ، و أمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ. حديث امام كاظم عليه السلام : خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بيرونى و حجتى درونى. حجت بيرونى همان فرستادگان و پيامبران و امامان عليهم السلام هستند و حجت درونى همان خردها. آیا این عمل با معارف شیعه هماهنگ است که عقل را که حجت درون است کنار بگذاریم و فردی غیر معصوم را حجت قرار دهیم؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بر اساس همان حجّت باطنی یعنی عقل است که باید متوجه شویم در زمان غیبت، نایب امام عصر که مظهر و سیرۀ رهنمودهای ائمۀ معصومین هستند، چه کسی و یا چه کسانی میباشند و اگر کسی نتواند نایب امام عصر را در زمان غیبت بشناسد، عملاً از عقل خود استفاده نکرده است. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده: حالتون خوبه؟ ممنونم که وقت گذاشتید برای کار مردم. قشنگ احساس میکنم مثل بچهای هستم که وسط کار مهم یه آدم بزرگ اومده گیر داده آقا آقا توپم پاره شده. اما برای اینکه انقدر درجا نزنم و عقب عقب نرم به راهنمایی نیاز دارم. من چی کار کنم که از نظر تئوری فول همه چیز رو میدونم ولی به عمل که میرسه خراااااب میکنم؟ اخیرا یه تعداد از دوستان سابقم بهم ظلم کردن و گره بزرگی به زندگیم انداختن. علاوه بر این وقتی دستشون رو شد زخم زبون زیادی بهم زدن و دلمو شکستن. بعدش هم برای جلوگیری از خراب شدن وجهه خودشون همه جا ازم بد گفتن و راه حلهای دیگه رو هم بستن. تمام این کارها رو به دلیل حسادت و تنفر از اعتقادات مذهبی من انجام دادن. وگرنه من دوست بدی نبودم و حتی خودشونم از فداکاریهایی که بارها براشون انجام میدادم تعجب میکردن. مشکل من اینه که از نظر تئوری میدونم خدا از ظالم و خائن و کافر خوشش نمیاد و حتما جزای کارشون رو میده. میدونم از مومن مظلوم دفاع میکنه. و میدونم نباید «من» انقدر برام مقدس باشه که با یه توهین بهش بشکنم و ناامید بشم. میدونم نباید انقدر در افکار شیطانی غرق بشم و حتی به گناه بیفتم (چون کلی غیبتشون رو کردم، به فکر انتقام افتادم و حتی خودم حسادت کردم). میدونم خدا همه گرهها رو باز میکنه. میدونم نباید به نظر مردم اهمیت بدم ولی خیلی برام مهمه دیگران چی میگن و در دید بقیه بینقص باشم. و میدونم دنیا انقدر کوتاهه که تا یه مدت دیگه اینا از یادم میره. و میدونم آزمایش خداست که دوباره دارم توش گند میزنم. بارها هم برام موارد مشابهش پیش اومده. افرادی که روز و شبم رو سرشون سیاه کرده بودم الان دیگه برام کوچکترین اهمیتی ندارن. اما همون موقع با بیتابی و بیشعوری جلوی خدا سرافکنده میشم و چند قدم از خدا دور میشم. اما شهوت محبوبیت و حب نفس داره من رو میکشه. معرفت نفس و برهان صدیقین و معاد هم نتونست آدمم کنه. چی کار باید بکنم؟ چی کار کنم که میدونم ولی نمیکنم؟ خیلی ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه بحمدالله متوجه هستید صبر بر این سختیها، ساحت دیگری را در مقابلتان میگشاید، باید شکر کنید به همان معنایی که فرمود: «خلق را با تو بد و بدخو کند / تا تو را ناچار رو آن سو کند». میماند باید به نحوی که خدا کمک میکند خطاهای خود را نسبت به اطرافیان و دوستان جبران نمایید و به این نکته فکر کنید: «مظلومیت، بیداری میآفریند، و مظلومیتِ گسترده، بیداری گسترده میآفریند.» موفق باشید
سلام و ادب خدمت استاد عزیز: ممنون میشم این متن از استاد داوری رو بیشتر تبیین کنید. «با غلبه ارزشهای غربی که منشأ بشری دارد، آدمی از مرتبه خود دور شده و در غفلت فرو رفته، نجات از این وضع با زهد و تهجد و طی مقامات میسر نیست و این مراد با سعی و جهد حاصل نمیشود و گاهی باید این سعی و جهد به شکست بینجامد، تا در سیاهی شکست به انتظار کوکب هدایت سر کنیم.» سپاس
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید اساساً به جهان دیگری نظر کرد که حضور در جهان غربی نباشد و چه اندازه استاد داوری نکتۀ دقیقی را متذکر شدهاند. و از این جهت مباحث «جهان بین دو جهان» خدمت رفقا عرض شد. موفق باشید
بیرون بزن از خویش بر ما سروری کن / ای حضرت درویش بر ما سروری کن / مات دو چشمان تو هستم می بنوشان / اکنون شدم بیکیش بر ما سروری کن / چشمان بد دور از تو و دیوانگانت / کوریِّ بد اندیش بر ما سروری کن / ای نوح ای کشتی قلبت مامن ما / سکنای هر دلریش بر ما سروری کن / تا کور گردد چشم پر ناز هوسها / ای عشق بیش از پیش بر ما سروری کن / ۵ دی ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: آرزو و تقاضای شیرینی است زیرا حقیقتاً وقتی عشق بر ما سروری کند، انسان مییابد که چگونه در اختیار خدا قرار گرفته است و اوست که انسان را جلو و جلوتر میبرد. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بنده روزی از شما سوال کردم که از معرفت النفس و سیر و سلوک اطلاعاتی کلی به دستم آمده و به صورت کامل وارد نشدم و مطالب را فرا نگرفتم و بعد حالت فرسایشی برایم پیدا کرد و نکات برایم بی اهمیت شد در عمل و در زندگی منیتم رو بالا برد. و جوری شد که زده شدم کمی. شما گفتید برو در ایتا کانال معرفت النفس رو بزن و بین ده تا نظر بگرد ببین کدومش با ذوق تو میخونه. راستش من آدرس دقیق کانال رو ندارم چون چندین کانال به این اسم بود. و بعد هم اون ده تا نظر که گفتید ببین کدومش با ذوقت سازگاره رو نمیدونم از کجا جست و جو کنم که پیداش کنم ممنون میشم راهنمایی کنید بنده رو.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از مباحث «معرفت نفس» به زبان ساده نباید غفلت کرد. گروههایی متعددی در این رابطه فعّال هستند میتوانید به کمک فعالیتهای آنها کار را جلو ببرید. موفق باشید
https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 و https://eitaa.com/Radiohayat_ir/6806 و https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh . موفق باشید
استاد در تشخیص اینکه یک نفر استاد عرفان مناسب ما هست. یا نه ملاک چیست؟ مثلا اگر بین دو استاد مردد شدیم که یکی خیلی در دسترس و دیگری کمتر کدام بهتر است و اینکه مقام معرفتی کدام بالاتر است نمی دانیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید ابتدا باید در این زمانه متوجۀ جملۀ مشهور آیت الله بهجت شد که فرمودهاند: « علم تو استاد توست». و در این رابطه خوب است به جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت (رحمة الله )» که روی سایت هست رجوع فرمایید. ۲. بعد از مطالعۀ کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» بهتر میتوانید با همۀ این افراد در راستای تحقق چشماندازِ توحیدی که نیاز دارید، ارتباط داشته و بهره ببرید. موفق باشید
«یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی» سلام خدمت استاد بزرگوار: در مفاتیح الجنان در مورد دعای جوشن کبیر نقل شده: «این دعا را جبرئیل براى آن حضرت در یکى از جنگها فرود آورد، درحالى که «زره» سنگینى بر تن آن جناب بود به گونه اى که سنگینى آن بدن مبارک آن حضرت را به درد آورده بود. جبرئیل عرضه داشت: یا محمّد پروردگارت به تو سلام میرساند و میفرماید: این «جوشن (زره)» را از تن خود بیرون کن و این دعا را بخوان که براى تو و امّتت موجب ایمنى است» پرسش های متعددی در اطراف این روایات ممکن است پیش بیاید: ۱. آیا واقعاً دعا تا اینجاها هم نقش دارد که میتوان زره مادی را از تن خارج کرد و به جای آن از طریق دعا زرهی معنوی در اطراف خود شکل داد؟ ۲. آیا دعای جوشن کبیر برای محیط هایی که تا حدودی دارای ظلمات و کدورت ها و آثار گناهان هست هم مفید است و آیا میتواند جان ما رو از تهاجم آلودگی ها محافظت کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد خلع زرۀ حضرت در نسبت با مناجات «جوشن کبیر» میتوان اینطور فکر کرد که منظور آن باشد که نگهدارِ حقیقی آن مناجات فوق العاده است و از این جهت امیدوار به زرۀ مادی نباید بود و لذا لازم نیست از نظر فیزیکی آن زره را از بدن خارج کنند به همان معنایی که به ما فرمودهاند: «با توکل زانوی اشتر ببند» ۲. به نظر میآید اگر بشود در محیطی افراد را متوجۀ اشارات آن نیایش بزرگ بگردانیم، مطمئناً آنها با توجه به فطرت توحیدیشان به خود میآیند. موفق باشید
بسیار اندیشه ورز و پیداست دورانمون که منطبق به زمان موسی علیه السلام و کربلا و سقیفهء حضرت زهرا سلام الله! تنگنای کربلا آنقدر زیاد بود که از میان میلیون ها انسان در زمین فقط ۷۲ نفر پیوستند و از بین هزاران لشکریان خط مقدم دشمن فقط یک نفر حُر شد آنقدر که تنگنا بود! عده ای با سنگ و شمشیر میزدند و گریه میکردند که نباید بزنند اما نمیتوانستند نزنند و عده ای گول خوردن و میزان زیادی خواب غفلت را به سود و زیان خود در دنیا برگزیدند و همه تاریخ و حق را نادیده گرفتند زیرا همواره انتخابشان راحتی ها بود. آنها میترسیدند انتخاب های درست را داشته باشند و از خود بگذرند. احاطه ای که ما را در بر گرفته و معنی کرده تاریخ ماست! این دنیا تکرار قصه هاست به آدمیان، موهبت حیات در هستی عطا شد تا در هزاران آزمون خود یافتن، خود را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارند و پیش روند تا به صراط حق برسند پس این دنیا گورستان قصه هاست و غرب کافر، از ما بعنوان حرکت به سوی پوچی استفاده کرد. وقت آخرین بازیه! یه بازیه خطرناک با بالاترین میزان امتحان و ریسک: بقای بحق یا انقراض؛ این بازی همونحایی که شروع شد تموم میشه در دنیایی مثل یک هزارتو که امتحان میکنه ما کی هستیم که آشکار میکنه ما قراره چی بشیم. آخرین چرخه گراداگرد پیچ شاید این بار ما خودمونو آزاد کنیم زیرا گشوده تر از انقلاب اسلامی در تنها تاریخ محیط وجود نداره. انقلاب اسلامی حرکت ابراهیم و موسی و اهل بیت نبی است در انقلاب حضرت علی و زهرا حسن و حسین و همه چهارده معصوم علیه السلام همان راهشان را حاضر کردند و مهدی همچنان غایب است زیرا که هنوز ایشان منتظر خود است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و با نظر به همین انقلاب است که فردایِ انسانها هرچه بیشتر به سوی انسانیت است و به خوبی روشن است که طریقت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» از فتوحات آخرالزمانی ایشان و درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی ریشه گرفته، طریقتی با گذار از مدرنیتۀ خودبنیادِ بشر جدید و از این جهت شخصیت حضرت امام تعلّق به آخرالزمان داشت و این غیر شهودی است که بعضی از اهل سلوک به عنوان شهودات فردی در آن متوقف هستند و لذا جلال و جمال در وجود امام به نحوی تجلی کرده بود که ایشان آخرالزمان را به نحو تفصیلی میشناختند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران اُنسی میتوانند از آن آگاهی داشته باشند و با توجه به این امر اگر به کربلا رجوع شود، کربلا را در تاریخ خود حاضر کردهایم و در اکنون خود در کربلا حاضر شدهایم. آیا با توجه به این امر میتوان به یگانگی «زندگی» و «مقاومت» اندیشه کرد؟ موفق باشید
نظر حضرتعالی در مورد وجود مبارکه و شریفیه حضرت رقیه بنت الحسین (سلاماللهعلیها) و مرقد منسوب ایشان در شهر شام با توجه به نظر استاد مطهری که در یادداشتهای شخصی خودشان در باب انحرافات عاشورا اینگونه نگاشتهاند: «...و از طفل امام حسین به نام رقیه که در شام مرده و بعد برایش ضریح ساختهاند اخیراً به هم بافته اند...» صراحتا و بدون ارجاع چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که استاد علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب «تحریفشناسی عاشورا» دارند که نقدی است بر کتاب حماسهی حسینی شهید مطهری. و نظر جنابعالی را به جواب سؤال شمارۀ 10714 جلب میکنیم. باید گفت مرحوم شهید مطهری در این مورد اسناد کافی در اختیار نداشتهاند. از آن طرف جناب استاد فیاضبخش میفرمودند همین سالهای اخیر که مزار حضرت رقیه در حال تعمیر بود قبر شکافته شد و بدن مطهر کودکی که آن بدن نپوسیده بود؛ پیدا شد و برای تعمیر قبر، به مدت بیش از ۲۰ ساعت آن بدن را در دستها نگه داشتند تا قبر آماده و در قبر قرار دادند. موفق باشید
