بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40506

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: آیا ختم سوره ی واقعه که از دوشنبه اول ماه قمری شروع میشه تا ۱۵ ماه تموم میشه سند روایی صحیح دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

40501

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در کتاب واسطه فیض ص ۲۴۵ از نظام احسن در تکوین نام برده شده .حرکت در تکوین مفهوم نیست. در تشریع مشکلی ندارد. لطفا در صورت امکان توضیح بفرمایید. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمی‌کند. حضور تکوینی، همان حرکت جوهری در بستر «وجود» و شدت‌یافتنِ آن است در همان بستر. موفق باشید

40461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

این دنیا دنیای ماده‌ست. هر قدری، قضایی داره. اگه مسواک نزنی، دندونات خراب میشه. اگه ابزار جسمت مریضه، کم توان میشی. پس تا چه اندازه میتونم مسئله بیماری و ترس از عوارض و تاثیراتش رو به امام حسین علیه السلام بسپارم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح است که جسم را تدبیر می‌کند و لذا هر اندازه روح وسعت داشته باشد و از تفکرات زائد آزاد باشد؛ امکان تدبیر بدن برایش بهتر فراهم می‌شود. موفق باشید

41183

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه. استاد چرا بعضی از افراد هستند که به هیچ وجه مقام نورانیت اهل بیت علیهم السلام رو نمیخوان بپذیرند وقتی احادیث رو مباحثه می‌کنیم میگن که اینها مسایل ذوقی و اشراقی هست و اصلا نباید در این وادی ها وارد شد و باید بسنده کنیم به نماز و اعمال ظاهری دین و وارد این مسایل نشیم به کفر و هپروت و توهم می‌رسم اگه قدم در وادی نورانیت اهل بیت علیهم السلام بگذاریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از آن افراد پرسید جایگاه قدسی اهل البیت را که قرآن متذکر می‌شود، چگونه نادیده بگیریم تا آن‌جایی که در سوره‌ احزاب، آيه‌ ۳۳ با ما سخن‌ها دارد. در این مورد پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» بخصوص در صفحات ۹۹ به بعد زده شود. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

40879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: بنده به مطالعه در زمینه های علوم پایه به ویژه فیزیک و ریاضی علاقمند هستم اما وقتی به سراغ اینها می روم یک حالت درونی مثل وجدان درد به من دست می‌دهد که چرا با وجود منابع اسلامی و کلام اهل بیت سراغ این علوم می‌خواهی بروی؟! به خودم می‌گویم ببین کسانی مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری و سایرین مثل علامه طباطبایی و علامه حسن زاده و بسیاری دیگر، با وجود اینکه استعداد بالایی هم داشتند و حتی در علومی مثل ریاضیات هم ورود کرده اند ولی در نهایت، عمر و وقت خود را صرف علوم اهل بیت علیهم السلام کرده اند. پس اگر من بخواهم دنبال این علوم پایه بروم دارم اشتباه می‌کنم. حتی شهید چمران و فخری زاده را هم که نگاه می‌کنم می‌بینم با آنکه در رشته خود به بالاترین تخصص ها رسیده بودند ولی حرف هایشان عرفانی و اسلامی بود، پس چه بهتر که پیگیری علوم پایه را رها کنم و فقط روی علوم اهل بیت علیهم السلام متمرکز شوم. از طرفی می بینم که با همه این حرف ها، کشش درونی به علوم پایه هم رهایم نمی کند و خلاصه یک حالت دوگانگی درمانده کننده برایم ایجاد کرده است. جناب استاد می‌دانم که در بین شاگردان و شیعیان اهل بیت، شیمی دان و ریاضی دان و مهندس و ... هم داشته ایم، اما باز این حالت ها آزار دهنده است و مانع از خروج من از این وضعیت تحیر می شود. لطفاً راهنمایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمان و زمانه که بشر در نسبت با استعدادهای طبیعت به دنبال وسعت خود می‌باشد، باید به فکر جمع بین نگاه فیزیکی به طبیعت و نگاه الهیاتی به هستی بود به همان معنای دانش‌بنیانِ حقیقی. عرایضی تحت عنوان «پانزده نکته در جایگاه تاریخی "عقل تکنیک" و جايگاه "انقلاب اسلامی"https://lobolmizan.ir/sound/885?mark=%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87  شده است خوب است به آن مطالب رجوع فرمایید. موفق باشید

40821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: مقام واحدي پایین تر از مقام احدی است. آیا این نتیجه نمی‌دهد که مقام واحدي ناقص است؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: واحد را با صفت خاص مانند قهّار می‌آورند که به تعبیر علامه طباطبایی واحدِ قهار همان احد است. در رابطه با رجوع به حق باید از این نوع مفاهیم آزاد شد. در این مورد اخیراً عرایضی شده است که می‌توانید بدان رجوع فرمایید.https://eitaa.com/matalebevijeh/20849 موفق باشید

40589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: هرچه از سخنرانی رهبری هرکه بگوید کم است. بنده فقط به یک نکته مهم بسنده می‌کنم. با این سخنرانی وارد مرحله جدیدی شدیم که پس از جنگ ۱۲ روزه که بزرگترین جهش یکسال اخیر بود این یک جهش جدید است. وارد حضور زمانی جدیدی شدیم که حتی همه مردم دنیا را وادار به سیر و جهشی زمانی کرد، ازین پس نه ترامپ و دشمنان ۶ ماه قبلن و نه مردم ایران و سربازان اسلام همان رجوع ۶ ماه پیش را دارند. بلکه رجوع جدید و بزرگ‌تری است که ظرفیت ظهورات بیشتر و جدیدتری را دارد. حال مردم ایرانیم که دشمن خود را شناختیم و آن دشمن آمریکاست و ترامپ با ما می‌جنگد. و تبریک به خاطر این استقال و زندگی و آزادی که هزاران سال انسانها بدنبالش بودند، ما بکل از همه دشمنان انسانیت و زندگی عبور کردیم و مستقر حیات الهی انسانی خود شدیم بحمدالله. دیدید! چقدر ما مردم مهمیم؟ تا کنون هیچ حکومتی اهمیت مردم را نشناخته بود الا جمهوری اسلامی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. بیچاره آن‌هایی که با مقاله‌هایی مانند تغییر پارادایم خواستند بگویند اتفاقاً مردم در مقابله با اسرائیل به صورت اتفاقی عمل کردند و پیشنهاد می‌کنند نه تنها مذاکره با آمریکا را ادامه دهیم، حتی با ترامپ ملاقات کنیم. در حالی‌که رهبر معظم انقلاب با بصیرت تاریخی که دارند می‌فرمایند: «عامل وحدت ملّت ایران همچنان باقی است. عدّه‌ای می‌خواهند این‌جور وانمود بکنند که آن اتّحادی که در ابتدای جنگ دوازده‌روزه و این مدّت پیدا شد، مال همان روزها بود؛... من می‌خواهم بگویم این حرف، غلط محض است... امروز این‌جور است، در گذشته هم همین‌جور بوده، بعد از این هم به توفیق الهی این‌جور خواهد بود. ایرانِ امروز و ان‌شاءالله فردا، همان ایرانِ روز بیست‌ و سوّم خرداد و بیست‌ و چهارم خرداد است که مردم آمدند خیابانها را پُر کردند و علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار شعار دادند.» موفق باشید

41972
متن پرسش

بودیم و به ماتم تو نشستیم / بعد از تو بگو که ما که هستیم؟ 
ما با تو نفس کشیدیم ای نور! /  با آنکه شبیم (شب هستیم)، حق پرستیم
 لعنت به زمان بی تو بودن /  لعنت به جهان بی تو ماندن
 لعنت به هر آنکه با تو بد کرد / لعنت به من و من و من و من

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه!!! هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسان‌ها می‌توانند در آن حاضر شوند بنگریم؟ موفق باشید  

41353
متن پرسش

باسلام خدمت استاد و عرض تسلیت شهادت رهبر انقلاب . استاد عزیز خوشحالم و کمی حیران کمی نگران و پر از سوال و حیرت از اتفاقات این چند روز بگذریم. من نسبتم با رهبرشهید حالت پناه بود حالت تکیه گاه محکم یقینی ،حالت یک دست آسمانی که چنگ میزدم به او . اصلاً انقلاب با ایشان برایم انقلاب بود ،بوی نیابت امام را از او می چشیدم، حتی در تحلیل سیاسی هم او را راستگوترین میدیدم و بقیه حرفها بقیه سیاسیون بقیه نظرات را با او میسنجیدم و میزانم بود ، و نمیدانم چرا و چگونه اما با تمام وجود حس میکردم او درست ترین و صادق ترین را میگوید و دقیق ترین و در تجربه هم این حس برایم مسجل شده بود. قبل از جنگ اخیر گفت یقینا این نظام جلو میرود گفت به ترامپ توهم نمیتوانی جمهوری اسلامی را برداری و گفت خدا با مبعوث کردن مردم کار را جلو خواهد برد اینها قلبم را به آرامش سنگین رساند. و ترامپ و ناوگانش برایم هیچ شد. بعد شهادت ایشان کمی نگران شدم چون تصور این را نداشتم بعد دوباره دلم محکم شد که این مرد و خدای مرد دروغ نگفته اند . کمی از حرفها بهم ریختم که نکند حسن روحانی به رهبری برسد باز گفتم خود رهبری گفته بود کار دست خداست و نگرانی من بی مورد و دیدیم که حقیقتا دست خدا عیان شد. استاد پیام سید مجتبی را از تلویزیون شنیدم وجودم را سیراب کرد و حکمت را از آن چشیدم و بوی رهبری را از ایشان استشمام کردم. سوالم این است، من روی کلمات رهبر شهید و جملات ایشان زوم میکردم و جمله به جمله را محل تامل و میگفتم رهبری این جمله رو مخصوص گفته و با فکز گفته وبا تحلیل گفته و با تجربه و حکمت گفته خب همه چنین بودند. استاد آیا دقت در کلام سید مجتبی هم لازم است؟ آیا چون سبد مجتبی جوان است همان دقت در کلامشان نیاز است یا ایشان جوان است و هنوز باید بگذرد تا کلامشان را محک بزنیم؟ خیلی دارم بد سوال میپرسم بلد نیستم قشنگ بپرسم. آیا نور نیابت امام وعنایت امام در همین پیام اول ایشان هم جلوه میکند؟ من رهبر شهید را باور میکردم و مستحکم بود، آیا نکاتی که سیدمجتبی در مورد جنگ گفتند کلمه به کلمه اش را باور دارد و یقین پشت آن است و تدبر؟ مثلا آنجا که گفت ضربات نظامیان دشمن را از توهم تسلط و تجزیه ایران خارج کرد این جمله را اینگونه برداشت کنیم که واقعا ایشان اطلاع دقیق دارند که هدف تجزیه بود و الان از این هدف عقب کشیده اند؟ همه ی سخنم و پرسشم این است که پرسبدم و کلمه نداشتم برای پرسیدن ولی حسم را گفتم. دنبال آن استحکام رهبر شهید میگردم آن پناه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خدا را شکر کنید که شما را متوجۀ جایگاه قدسی و متعالی آن رهبر شهید کرده بود. و حقیقتاً آن مرد، عنایت خاصی بود به این تاریخ و این بود که به دست شقی‌ترین اشقیاء به شهادت رسید. ولی از این نکته هم نباید غافل شد که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آن رهبر شهید یک «راه» بودند که در این تاریخ در مقابل ملت ما گشوده شد تا بشریت از جبهۀ استکبار عبور کند و بحمدالله همین راه است که مقابل آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای گشوده شده است و یقیناً با اخلاصی که در ایشان هست حتماً مورد عنایت و مددهای خاص حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» هستند و باید با تمام امید به حضور ایشان در مقام رهبریِ انقلاب دلگرم بود. نکاتی را رفقا در نشست خود در رابطه با جایگاه تاریخی‌مان مطرح فرموده‌اند که خوب است نسبت به آن فکر شود https://eitaa.com/soha_sima/5628 موفق باشید

41226

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: با آرزوی توفیق رو افزون و قبولی طاعات. در داستان هابیل و قابیل سیاق و ظاهر آیه نشان دهنده پشیمانی قابیل از کار خود است اما علامه طباطبایی (ره) تفسیر دیگری را بر گزیده اند که با ظاهر آیه جور در نمیاید و شما هم در تفاسیر همین را برگزیده اید. نکته دیگر اینکه هابیل می‌کوید من تو را نمی‌کشم اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی ظاهر معنی این است که دفاع نمی‌کنم!!! نه اینکه پیش دستی در کشتن نمی‌کنم) (همان قصاص قبل از جنایت) و در پایان قابیل یک نفر را کشت چرا گناه آیندگانی که به همین نحو می‌کشتند که امروزه به آن حمله پیش دستانه می‌گویند به گردن قابیل است اگر بگوییم او پایه گذار یک سنت اشتباه بود درست است اما این سنت چگونه به نسلهای بعد منتقل شد آیا در ژنتیک نسلهای بعد منتقل شد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست مطرح‌کردنِ آن اولین نزاع در قرآن، حکایت سنتی است که در بین جناب هابیل با قابیل پیش آمد تا معلوم شود چرا خداوند به آدم فرمود به زمین فرود آیید و در متن زندگیِ زمینی دشمنی‌ها در پیش است و هدایت الهی در مقابل این دشمنی‌ها، راه‌گشاست. در این مورد خوب است به آیات 36 تا 38 سورۀ بقره بیندیشید که می‌فرماید: «فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ (36) فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ (37) قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (38) فرمود: «قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ» که حکایت دشمنی‌های انسان‌ها در زندگیِ زمینی می‌باشد و سپس فرمود: «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» که حکایت نقش شریعت است برای عبور از آن دشمنی‌ها. و این‌جا است که داستان جناب هابیل با قابیل معنای خاصی پیدا می‌کند. موفق باشید

41177

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«إِلهِي اعْتِذاري إِلَيْكَ...» سلام و عرض ادب‌ خدمت استاد طاهرزاده: بعد از ۲۲ دی‌ماه و ۲۲ بهمن‌ماه امسال به لطف خدا بیش از گذشته نفْس مان مطمئن شد که این انقلاب جریان خروشانی از توحید و اراده الهی است و همچنان نهنگ وار دریای تاریخ را به سوی مقصد نهایی اش سیر می‌کند و دشمنانش هییییییچ غلطی نمی‌توانند بکنند، بلکه برعکس هر چه دشمنی کنند و تلاش کنند آن را بشکنند تیزتر می‌شود (ما شیشه ایم و باک نداریم از شکست / شیشه هر آنچه می شکند تیزتر شود) الحمدلله رب العالمین.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درک این نکته که حضرت امام «رضوان الله تعالی علیه» فرمودند: «این قرن قرن نابودی ابرقدرت هاست» حکایتی است تا ما نیز متوجه باشیم این مردم آری این مردم بودند که در نگاه امام حضور فردایی بشر جدید را با آن بشر درمیان می‌گذارند. موفق باشید

41127
متن پرسش

بسمه‌ تعالی. خدا را شکر دنیا در شرایط تقابل بزرگ میان دو گروه یعنی تیم خداوند یا همان مومنین با تیم شیطان یا همون نظام آمریکایی‌ـ‌ یهودی به اسم تیم کفار قرار گرفته و جنگ در چنین تقابلی یک جنگ مقدس و مبارکه. قلب مومنین محل خداست پس دشمن به خانه خدا حمله می‌کنه! وقتی کسی با تجهیزات تکنولوژیک به خداوند حمله کنه خدا کسی نیست که با تفنگ باهاش بجنگه، سلاح خداوند همه مخلوقات عالمه پس اگر از قدرت و برتری این تقابل رو بنگری با هزار هزار تجهیزات، دشمن پشیزی قدرت نداره. دشمن می‌خواهد ما خود را در شخصیتی که آنها طراحی می‌کنند که ما باشیم تعریف کنند و داستانی نوشتند که در این داستان نقشی که به ما دادند نقش شکست خورده باشه. بار دیگر دنیایی که پشت سر گذاشتیم اما هنوز در آنیم را بازخوانی می‌کنیم تا از نقشه داستان کودکانه و دستوری دشمن، به امید خدا آزاد شویم. دنیایی که در آن گرفتاریم این بود: کافران یک نوع آفت منحصربه‌فردند که تکثیر میشن، دنیامون رو مسموم می‌کنند تشکیلات خودگردان خودشون رو به دنیا تحمیل می کنند، تشکیلاتی عمیقاً غیر طبیعی و یک کابوس دردناک. در نظم آنها جایی که بقیه در این خواب نظم می‌دیدند انسان های آزاده دیوانگی می‌دیدند، یه دنیای ظالم و بی رحم که مورد امر و نهی قوانین من درآوردی قرار گرفته! ثانیه ها دقیقه ها سالها دهه ها، هر حیات آدم یک نسخه ناچیز تر و کم رنگ تر از حیات اصیل انسان؛ بیدار شو بخور کار کن تولید مثل کن و بمیر و همه عمر مرده و خواب باش. همه آدما در حال انتظارند!منتظرند که همه چیز تموم بشه در حالی که در یک نمایش احمقانه مزخرف ایفای نقش می‌کنند هر روز و هر روز. آزادگان که به آزادی رسیده هاشون شهدا هستند نمی‌تونستند این کار رو بکنند، نمی‌تونستند قلبشون رو خاموش کنن و به این جنون ملحق بشن نمی‌توانستند تظاهر کنند؛ با پیدا کردن امام خمینی متوجه شدند ناچار نیستند! می‌تونستند راه کربلا را زنده کنند، می‌تونستند تعادل یک دنیای خراب رو احیا کنند، پس با شهادت یه رزمنده ابدی خلق کردند. در طول مسیر فهمیدند کارهایی ازشون ساخته است که بیشتر از تصوراتشونه می‌تونستند نترس و قدرتمند به آزادی که در اسلام امام رسیدند کار آزاد سازی خودشون رو در دنیا ادامه بدند. در این بین آدمایی هستند که یک به یک شهید شدن دوستاشون رو دیدند اما وظایف متفاوتی دارند امثال علماـ جوانان آزاده یا خوده ما مقاومین، کم کم ما موفق به کشف شدیم و ماهیت واقعی آدمای خواب زده را دیدیم، آدمایی که در برابر همه خودشون رو آدمای خوب و عادی معرفی می‌کنند ولی اونا هم مثل‌ کفار سراسر دروغ بودند یه دروغ وحشتناک. اونها کارهای بدی می‌کردند و خواهند کرد! کارهای وحشتنکاک. ما ذات واقعیشون رو بهشون نشون دادیم یه آینه مقابلشون شدیم؛ تسلیم شده های ساده لوح غرب زده فکر می‌کردند یک شیطان بخاطر گناهشون نفرینشون کرده ولی غول بچه های همخو شده با طاغوتیهای کافر متوجه شدند این مایییم که این آینه رو مقابلشون گرفتیم، به همین دلیل از ما بیزار شدند و نقشه می‌کشیدند تا حبس و بزور تسلیممون کنن. ولی اونها بودند که مشکل داشتند نه ما، اونها چاره دیگه ای برامون نذاشتند! جنگ... ما میتونیم در راهی که در حهان یکی است و آن انقلاب اسلامی است با قلب تسلیم و مومنمون به حق و معصوم علیه السلام دست خدا بشیم و به این جهان شکلی دوباره بدیم و هر طور که پیغمبر برای ما آورده که شایسته این دنیاست از نو بسازیمش. برای دشمن ما چیزی بیشتر از یه حیوون نیستیم یه موش آزمایشگاهی که باید رام شه ولی حقیقت دوستان دقیقاً عکس این ماجراست «ما از اونها بهتریم و والا تریم» برای همین میترسونیمشون اگه ما با شهدا و رهبری و مومنین با انسانهای موحد بریم برای اولین بار تو زندگیمون آزادی رو حس و زندگی می‌کنیم ما می‌تونیم به این دنیا شکلی دوباره بدیم. ولی دوست من! آدمی که تسلیم آمریکا شدن رو قبول کنه مرده و آدمی که حتی با شهادت کشته شده و تسلیم نشده زنده است ما مرگ رو میخوایم چکار کنیم؟! امام خامنه ای : «قرار است آیت خدا ظاهر شود ای سربازان خدا، قرار است به سراغ فتح منطقه ابر قدرتها برویم این جنگ جهانی برای ما یک جنگ مقدس و مبارک است که فتوحات جهانی را بدنبال دارد.» والسلام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه باید به جایگاه خود و جایگاه دشمنان فکر کرد. اگر در نسبت با دشمنان در جایگاه حقی ایستاده باشیم، آن درگیری، درگیریِ مقدس و حیات‌بخشی خواهد بود، به هر شکل که باشد آینده، آیندۀ جبهه‌ای است که بر آموزه‌های توحیدی و ایمانی و حقّانی تکیه می‌کند.
ملاحظه کرده‌اید که غرب در جایی قرار گرفته که تنها با دروغ و در نهایت با بمباران می‌خواهد کاری بکند و خود را در این تاریخ نگه دارد، غافل از آن‌که انسان‌های اصیل و اندیشمند نمی‌توانند در جایی باشند که غرب برای آن‌ها معنا کرده بود و در وجدان تاریخی خود به انسان نهایی می‌اندیشند و به هر انسانی که به نحوی با شخصیت و سبک خود اشاره‌ای باشد به آن انسانِ نهایی. و از این جهت است که مردم ما نسبتی بین خود و رهبر معظم انقلاب احساس می‌کنند، احساس می‌کنند در نسبت با رهبر معظم انقلاب شوری در جان خودشان به میان می‌آید که همان وجدان تاریخی آنان است و برای هرچه بیشتر نزدیک‌شدن به خود در ۲۲ دی‌ماه حاضر شدند که حکایتی است از ندایی که در سرِّ سُویدای آن‌ها به صدا در آمده. این‌جا است که این انسان‌ها حق و باطل و شدنی و نشدنی را تشخیص می‌دهند. بر عکسِ عقل غربی که هرگز نمی‌تواند بگوید حق چیست و باطل کدام است. و این‌جا است که دیگر محال است به جهانی و نظامی برگردیم که جدای از حضور تاریخی انقلاب اسلامی باشد. آن حضوری که انقلاب اسلامی برای انسان‌های اصیل در این تاریخ آورده، آن برهانی است که در درون جان هر انسانی و به‌خصوص هر مسلمانی حاضر است که به یک معنا فتوای باطن هرکسی می‌باشد. در این رابطه رهبر معظم انقلاب  می‌فرمایند: اگر استقبال عظیم مردمی در ۱۲ بهمن نبود، ۲۲ بهمن که سقوط نظام شاهنشاهی است، اتفاق نمی‌افتاد. و در مورد فتنۀ اخیر هم فرمودند مسئولین انتظامی و بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیت داشتند، به مسئولیت خود عمل کردند، اما آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، مردم بودند. آیا این نحوۀ حضور مردم به جهت ایمان به توحیدی نیست که نظر به نهایی‌ترین توحید دارند با نظر به فرهنگ مهدوی و توجه به سخن رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌واله» که فرمودند: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ، اِنتظارُ الْفَرَجِ»؛ برترین عبادت، انتظار فرج است. انتظار فرج یعنی انتظار نهایی‌ترین توحید در جمال انسان کامل که آینۀ نهایی‌ترین افق انسانیت انسان می‌باشد و رهبر معظم انقلاب با شخصیت خود متذکر آن می‌باشند. و این است آینده‌ای که باید در این میدان مدّ نظر داشت. موفق باشید    
 

41034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: بنده ۱۱ سال است که طلبه ام. درس هایمان را خوانده ایم فلسفه، عرفان، منطق و... ، لکن در بحث اخلاق کار نکرده ام. حقیقتا می‌خواستم یک کتاب اخلاق به بنده معرفی کنید که بتوانم هفته ای دو تا مطلب اش را در خود عملی کنم، و اصطلاحا کتابی باشد که بتوان آن را منتج به عمل کرد نه کتابی که باز دوباره مانند فلسفه و عرفان ما را درگیر اصطلاحات و ان قلت ها و مطالب تئوری و... کند. از طرفی هم نمی‌خواهم کتابی بدوی و ابتدایی و خیلی کلیشه ای باشد، طوری باشد که کتاب مذکور هم از مصادیق کتب علم اخلاق باشد، هم از کلفت ها و تئوری پردازی های بی فایده تهی باشد، و نیز اخلاق روایی باشد نه اخلاق های یونانی فلسفی. بنده اجمالا اسامی کتب اخلاق را هم می‌دانم ولی نسبت به محتویات اش اشراف ندارم. از قبیل «اوصاف الاشراف و طهارة الاعراق» و «اخلاق ناصری» و «جامع السادات» و... و اینکه آیا مفاتیح الحیاة آیت الله جوادی از مصادیق و افراد علم اخلاق اصطلاحی محسوب می‌شود یا خیر؟ منظور این است که آیا مفاتیح الحیاة می‌تواند جواب سوال بنده باشد یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خدا را شکر کنید که متوجه شده‌اید باید به اخلاقی نظر نمایید که راهی باشد به سوی مقصدی متعالی. و در این رابطه به سخن حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بیندیشید که متوجۀ کتاب‌های عراقین یعنی «معراج السعادۀ» از ملا احمد عراقی و «جامع السعادۀ» از ملا مهدی عراقی، آن پسر  برای فارسی‌زبانان «معراج السعاده» را نوشت و آن پدر برای امثال جنابعالی «جامع السعاده» را. عرایضی در شرح کتاب شریف «جامع السعادۀ» شده است امید است راه‌گشا باشد.  https://lobolmizan.ir/sound/673?mark=%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9
https://eitaa.com/jameo_saadat
 ۲. مفاتیح الحیاۀ کتاب ارزشمندی است در راستای اخلاق اجتماعی و وظایفی که ما نسبت به اجتماع و طبیعت داریم. موفق باشید
 

41001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ما با نفی تمدن غرب می‌دونیم چی نمی‌خوایم و آیا واقعا می‌دونیم چه چیزی می‌خواهیم؟ چون نفی تمدن غرب و از آن طرف نبود طرح روشنی از آینده ای که می‌خواهیم نوعی تحیر ایجاد می‌کند برای تحقق عملی تمدن اسلامی باید به چه دانش هایی مسلط بود؟ بر اساس دیدگاه های چه کسانی باید نظام های اجتماعی را طراحی کرد فی المثل با حکمت صدرایی می‌توان نظام های اجتماعی طراحی کرد یا باید به هر حال آن چه غرب در مواجهه با پیشامد ها بدان رسیده را هم مد نظر قرار داد؟ در کتاب تمدن شناسی جناب عطاءلله بیگدلی یک شمای خیلی خیلی کلی از آن چه در منابع اسلامی آمده پیرامون تمدن اسلامی آورده شده اما خیلی کلی است. لطفاً راهنمای کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئلۀ حساس و مهمی است. در جواب همین سؤالات ، ۴ جلد کتاب «جهان بین دو جهان» نوشته شد و اتفاقاً تا معلوم نشود در ازای عبور از غرب چه می‌خواهیم؛ همواره گرفتار همین مشکلاتی هستیم که عده‌ای از سیاسیون بدون این‌که نیّت بدی داشته باشند، گرفتار آن شده‌اند. اتفاقاً بنده تفاوت آقای پزشکیان و آقای جلیلی را در همین نکته می‌دانم وگرنه هرگز معتقد نیستم که نیّت و قصد آقای پزشکیان منفی است. مهم آن است که بدانیم چه نوع حضوری در این تاریخ باید داشت که مناسب روح بشر جدید است در عین قدسی بودن. عرایضی در این رابطه در قسمت سوم کتاب «بشر جدید....» شده است تا فهمیده شود در منظر حضرت امام در ازای انقلاب اسلامی چه آینده‌ای بوده است که رهبر معظم انقلاب نیز به خوبی متوجۀ آن هستند. البته حتماً لازم است که نکاتی که جناب آقای عطاءالله بیگدلی می‌فرمایند را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

40968
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و ادب خدمت استاد ارجمند:

با خواندن نظرات کاربران که برخی واقعاً از سر صدق و دلسوزی به مشکلات کنونی کشورمان اشاره می کنند و برخی هم در راه حل این مشکلات با ابراز ناامیدی بن بست می‌بینند، این حقیر خواستم سؤالی مطرح کرده باشم باشد که این عزیزان با نظر به آن بتوانند بر فضای ناامیدی کنونی آسان تر غلبه کنند.‌ شاید این حقیر هم جزو کسانی باشم که اگر بخواهم از مشکلات، ناکارایی ها، بی مسئولیتی ها و ترک فعل ها بگویم به غیر از نالیدن و آه کشیدن چیزی عاید کسی نشود.‌ ولی علت چشم امید داشتن آزادگان جهان به این انقلاب با این همه مشکلات پشت سر و چالش ها و دغدغه های پیش رو را در چه باید جستجو کرد؟ چرا تصور جهان بدون انقلاب اسلامی ایران و جهان بدون وجود رهبر انقلاب برایمان سخت است؟ حتی در داخل کشورمان آن فرد مومن انقلابی که به کارایی نظام تردید دارد و نسبت به حل کردن مشکلات ناامید شده، به جای آنکه در دل خود آرزوی زیر سلطه صهیونیسم و استکبار جهانی رفتن را بپروراند، در دل آرزو می کند که ای کاش این انقلاب این مشکلات را نداشت و یا می توانست مشکلات را پشت سر بگذارد و از آنها عبور کند‌. اینکه چرا آزادگان جهان به اینکه زیر سلطه صهیونیسمی بروند که حتی همه ابزارهای مادی دنیای کنونی را در دست دارد، امیدی ندارند و آن را راه حلی برای بشریت نمی دانند!؟ آیا این به خودی خود از این حقیقت پرده بر نمی‌دارد که راه تمدن استکباری غرب تسلیم شده در برابر صهیونیسم راهی باطل است و بشریت نمی تواند به راه باطل امید داشته باشد و به آن دل ببندد؟ آیا علت غیر از این است که آن راه به سوی ظلمات است و به سرنوشت ظلمانی محکوم و پا نهادن در آن راه سردرگمی، پوچی و بی معنایی را در زندگی به دنبال دارد؟ و اینکه آزادگان و مظلومان جهان با وجود همه انزوایی که جهان استکبار می‌خواهد بر ایران تحمیل کند باز چشم امید به ندای حق رهبر انقلاب و غلبه ایران بر استکبار دوخته اند، پرده از این حقیقت بر نمی‌دارد که راه انقلاب راه حق است و راه حق به سوی نور است و منتهی می شود به نور ‌و امید بشریت همواره رسیدن به نور است و پا نهادن در راه آن دلگرمی و معنابخش زندگی راهیان نور؟ التماس دعا استاد گرامی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه خوب متوجۀ تاریخی هستید که با انقلاب اسلامی در مقابل تاریخ رو به افول فرهنگ استکباری مدرنیته به میان آمده و معلوم است که با تنگناهای فراوانی روبه‌رو هست، چه از داخل و چه از خارج. مهم آن است که متوجه جایگاه آن تنگناها باشیم حتی تنگناهایی که طرفداران به ظاهر انقلابی دانسته و یا نادانسته ایجاد می‌کنند و ایجاد کرده‌اند و بدانیم در هر حال همۀ آن تنگناها، مهمان‌های ناخوانده هستند و این است بصیرت تاریخی، امری که رهبر معظم انقلاب متوجۀ آن و با نظر به آینده هستند و به همین جهت در سخنانی که با مداحان داشتند، واژۀ «تدریج» را به کار بردند و فرمودند: «من به شما عرض کنم به توفیق الهی، جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ ... امّا کشور دارد جلو می‌رود، ‌دارد پیش می‌رود. ملّت ایران دارند روزبه‌روز برای اسلام آبرو درست می‌کنند، نشان می‌دهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالت‌خواهی؛ این‌ها را ملّت ایران دارند به تدریج نشان می‌دهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمی‌آید، چون تدریجی است، چون طولانی‌مدّت است ــ کوتاه‌مدّت نیست و در یک لحظه انجام نمی‌گیرد تا انسان ببیند؛ به تدریج انجام می‌گیردــ امّا من می‌خواهم عرض بکنم به توفیق الهی به تدریج جامعه پیشرفت می‌کند.» موفق باشید

40960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیزم سلام: توفیق حاصل شد و برای بار اول رفتم کربلا و عبور و مرور ملائک رو اونجا واقعا با قلبم متوجه شدم و حس کردم. الان که برگشتم احساس سنگینی زیادی رو در وجود و دلم می‌کنم. از یک طرف دوست ندارم به زندگی عادی برگردم و تفریحات قبل رو داشته باشم. چون می‌ترسم که اون چیزی که بهم وارد شده در کربلا رو از دست بدم. و از طرف دیگه هم این سنگینی درون من هست و حتی جرات نمی‌کنم که به سمتش برم و بازش کنم و با نوشتن به تفصیل درش بیارم. چون باز هم می‌ترسم با تفصیل دادنش و نوشتنش از بین بره. ولیکن باز هم سنگینیش اذیتم میکنه. چه کنم استاد عزیزم؟ حتی به سرم زد که برم گناه بکنم تا برگردم به زندگی عادی ولی باز هم سختمه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید سلمان‌گونه با عمقی بیشتر وارد معارف الهی شد به همان معنایی که بیش از قبل به فکر کمک به خلق باشید و از خداوند راه‌هایی را طلب کنید که راه‌های خدمت به مردم باشد. موفق باشید

40927
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: نزدیک به دو سالیست که یک بیت شعر فکر من را کاملا مشغول کرده. این بیت شعر این است هر چه گفتند حقیقت، تو به انكارش كوش / تا یقینی به كف آری ز یقین بالاتر. تا در جایی از شما شنیدم هنوز نه ... گویا این قصه بی پایان است. چنانچه در جایی شعری هست که می گوید چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اتفاق زیبایی است که آنچه فرمودید نزدیک است به آنچه در سؤال و جواب شمارۀ 40926 پیش آمده. زیرا اساساً حقیقت، تعریف‌بردار نیست، تنها می‌توان در نسبت با حقیقت، اظهار داشت: «آن‌قدر هست که بانک جرسی می‌آید». و این یعنی: در راه بودن https://eitaa.com/matalebevijeh/21009  موفق باشید

40581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: از استاد طاهرزاده می‌خواستم بپرسم آیا در منطقه تیران از شاگردانتان و یا افرادی که بحث‌های شما را می‌شناسند هستند که ما به ایشان رجوع کنیم و از ایشان استفاده نماییم. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً یکی از برادران خوب و اهل علم و فکر از اهل تیران که در همان شهر هم ساکن هستند به نام حجت الاسلام حاج آقا مهدی کثیری تشریف دارند که در مباحث معرفت نفس و مباحث تربیتی زحمت کشیده‌اند و می‌توانند برای عزیزان مفید باشند. موفق باشید

40474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خداقوت: معمولا انسان ها تا قبل از بلوغ متوجه عالم هستی و خلقت و رشد نیستند و درگیر بازی های بچه گانه هستند. به سن بلوغ که رسیدند خدا میگه خب دیگه نباید گناه کنید! آیا کسی که تازه فهم پیدا کرده و به بلوغ رسیده میتونه عصمت داشته باشه و از گناه دوری کنه؟ قطعا خدا از ما ترگ گناه و انجام واجبات خواسته که تکلیف ما لا یطاق هست چون رشد تدریجی حاصل میشه و انسان تدریجی سالک و عارف میشه غیر بعضی مواردی که استثنا بوده و نمیشه طبق موارد استثنا حکم داد بلکه باید عموم انسان ها رو دید. برای همین ما غیر از اهل بیت کسی رو تقریبا نمی‌بینیم که بتونه ادعای عصمت کنه یعنی اکثر مردم ناتوان هستند از اطاعت اوامر الهی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان گناه را ترک کند و به واجب عمل نماید، وارد شریعت الهی شده است و این غیر از مقام عصمت است که بسی والا می‌باشد. موفق باشید

40460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: با توجه به دغدغه ای که در نوشتن کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود داشته اید، آیا فکر می‌کنید که این مسئله همچنان در این تاریخ نیز وجو دارد یا خیر، چرا که بنده احساس می کنم این مسئله در تاریخ امروز و نوجوان امروز حل شده است چرا که می‌بینم جوان و نوجوان امروزی چنان چه با مسئله ای ارتباط وجودی و حضوری برقرار نکند آن را دنبال نمی‌کند بخلاف نسل ما. آیا تصور بنده را درست می دانید یا اشتباه می‌کنم. از این جهت می‌پرسم که ببینم همچنان طرح مباحث کتاب ذکر شده در جمع مربیان و تذکر به این مسئله جا دارد یا زمان آن گذشته یا لااقل دیگر مثل سابق مطرح نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعیت آن است که هر اندازه با مفاهیم، هرچند آن مفاهیم مهم باشند نمی‌توان زندگی کرد و در این زمانه این نکته بسیار جدی شده به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند نگران تبلیغ هستند. موفق باشید

41604
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ چندی پیش که در حال کلنجار با مبحثی بودم که به ذهنم رسیده بود، مطلبی در پایان برایم روشن شد که ربط زیادی به بحث اصلی نداشت. درحال کار روی قضیهٔ « نظر به گلاسنهایت و تفکر به امکان معاصرت بخشی به سنت ها» بودم که نوشتاری را در عنوان «بوتهٔ آتَر» نرد خود یافتم. خواستم قبل از هرچیز آنرا با جنابعالی درمیان بگذارم تا ببینیم که آیا زاویه دید مناسبی برای تفکر در این تاریخ می‌تواند باشد؟! ................................................................. «بوتهٔ آتَر¹» بسم الله الرحمن الرحیم [عصر تکنیک؛ پایانِ عشق² یا محک خلوصِ آن؟] روزگار تکنیک جهانی می‌سازد که در آن هر چیز باید قابل استفاده باشد؛ انسان، روابط و حتی معنویات. وقتی همه‌چیز به کارآیی تقلیل پیدا کند، عشق نمی‌تواند پشتِ عرف، سنت یا ساختار‌های تثبیت شده پنهان شود. اگر هست باید خودش را در عریان ترین شکلش نشان دهد. در گذشته عشق و ایثار و تعهد تاحدودی توسط ساختار مردمان حمایت میشد اما امروز اگر کسی بخواهد ایثار کند غالبا باید در جریان ضدمحاسبه حرکت کند. این یعنی ایثار و عشق دیگر عادت نیستند بلکه انتخابهایی آگاهانه اند و این همان جایی‌ست که آزمون آغاز می‌شود. در این روزگار عشق می‌بایست از سه آزمون بگذرد: ۱. محاسبه: آیا هنوز می‌توان انتخابی کرد که صرفه مادی نداشته باشد؟ ۲. سرعت: جهان شتاب‌زده است ولی عشق باتدریج؛ آیا هنوز می‌توان ماند، گوش سپرد و درنگ کرد؟ ۳. اختیار: اگر ایثار و عهدی وجود داشته باشد، آن از سرِ جبر است یا اختیار و آگاهی؟ خطر این آزمونها این است که جهان بالاخره تهدید می‌کند و برنمی‌تابد که چیزی در سیطره امکان های آن نباشد. پس خطر این است که عشق به احساسات زودگذر و هوس تقلیل یافته و معنای اصیل آن به حجاب رود. با این حال شاید این خطر و دشواری امکانِ خلوص را فراهم می‌کند. عشقی که در شرایط آسان زاده شود با اولین بحران فرو می‌ریزد ولی عشقی که در برابر محاسبه دوام آورد، چیزی بسیار عمیق‌تر است. برای تجربه زیستن عاشقانه نباید از در معرض قرار گرفتن بهراسیم. زیرا عشق تجربه ناارادگی و بی‌کنترلی هم هست و ما در این زمانه با کنترل کردن خو گرفته‌ایم. تجربه عشق مارا در معرضِ خطر قرار می‌دهد؛ خطر بی‌کنترلی در عصر کنترل؛ و این قسمتِ دشوار ماجراست. اگر عصرِ تکنیک را سراسر کژی بدانیم آنگاه هرآنچه درآن است از مهر تهی خواهد بود. در این نگاه تکنیک پایانِ عشق است؛ زیرا هر پیوندی به سود سنجیده می‌شود و هر پیمانی تا وقتی می‌پاید که کارا باشد. در گیتی آسان و بی‌فشار، مهر چندان محک نمی‌خورد. پیمان وقتی معنا می‌یابد که گسستن آسان باشد و تعهد در هنگامه آشوب خود را آشکار می‌کند. شاید این زمانه نه پایان عشق بلکه بوته آتر باشد. در این آتر، آنچه از سر عادت است می‌سوزد، آنچه از سر ترس است فرو می‌ریزد و آنچه از سود است دوام نمی‌آورد. اگر عشق از این آتش بگذرد و بماند، دیگر احساسی ناپایدار نیست. عقل محاسبه‌گر رخنه‌ای پدید آورده است، همه‌چیز را عریان کرده که اگر کسی بی‌حساب دوست بدارد، آن مهر آشکارتر از هر زمان می‌درخشد. اگر بنیاد های مهر در کنه گیتی پاینده است و کیهان بامهر در قرار است آنگاه تکنیک هرچند سترگ، توانایی خفه کردن آنرا ندارد بلکه آن‌را عاری از تعلقات و بیرون از عادات به‌ما تحویل می‌دهد. (گر تو با چشم ارادت نگری جانب دیو دیوت اندر نظر افرشته‌وش و حور لقاست؛ وگر از دیدهٔ انکار به یوسف نگری یوسف اندر نظرت زشت‌رخ و نازیباست³) .................................................................. [1. آتَر: آتش در زبان اوستایی] [2. عشق در اینجا به معنای کلی‌ترِ خیر، خوبی، مهر و... نظر دارد] [3. ملک الشعرای بهار] . .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای کاش می‌دانستیم با روحیۀ حساب‌گریِ فرهنگ مدرنیته چه حضور و چه حقیقتی را از دست دادیم! و چه اندازه متنی که از «بوتۀ آتر» به میان آوردید دقیق و عمیق و شورانگیز بود وقتی با ما از عشقی سخن گفت که عطایی است الهی، تا آن‌جایی که اگر آنچه در آن متن به میان آمده است «فهم» شود تازه، آری! تازه متوجه می‌شویم چگونه جناب مولانا فرمود: «جمله بی قراری ات از طلب قرار توست / طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت». راستی! چه شد که ما در فضای تکنیک از مِهر، تهی شدیم و ندانستیم تا آن‌جا می‌توان با عشق زندگی کرد که خداوند در وصف آن کسی که او را به پیامبری برگزید، فرمود: «لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلّا يَكُونُوا مُوْمِنِينَ» زیرا آن مرد الهی آنچنان غم انسان‌ها را نسبت به غفلت‌شان از حضور در آستانۀ خدا غمگین می‌شد که خداوند فرمود نزدیک است قالب تهی کند. سخن، بسیار و بسیار زیاد است در «فهم» و درکِ متنی که تحت عنوان «بوتۀ آتر» به میان آورده‌اید. امید است جمعی در کنار همدیگر بنشینند و به سطرسطرِ کلامی که معنای خلوص را در مقابل ما می‌گشاید، بیندیشند. بنده «امّی‌بودن» را که شرط بعثت است؛ از این نوع می‌دانم تا آن‌جایی که مدعیان تفکر، گمان می‌کردند چون مانند آنان فکر نمی‌کند، آن مرد الهی تحت تأثیر افراد است و متوجۀ روحانیت خاص آن حضرت نبودند. و در همین رابطه حضرت ربّ العالمین فرمود: «وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَکُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ»(توبه/61) که به گفتۀ علامۀ طباطبایی: «برخی از آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند ومی گویند او گوش است (یعنی دهن بین و حرف شنو)بگو برای شما دهن بین خوبی است که بخدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و برای افراد با ایمان شما مایه رحمت است و کسانی که پیامبر را آزار دهند برایشان عذابی دردناک خواهد بود)، بعضی از منافقان پیامبررا آزار می دهند و می گویند: او مثل گوش است ، یعنی به حرف همه گوش می دهد و هر حرفی را می پذیرد، می فرماید: به آنها بگو که او گوش بسیار خوبی است ، یعنی آنچه را خیر شما در آنست می شنود، مثلا وحی خدا را می شنود و خیر خواهی مؤمنان را می شنود و در هرصورت استماع آن جناب استماع خیری است و سخنان خوب شما را می شنود وسخنانی را هم که صحیح نیست گوش می دهد و هتک حرمت شما را نمی کند وبه خدا ایمان دارد و مؤمنان را شخصا تصدیق می نماید و خدا را در وحیی که به او می شود تصدیق می کند، اعم از اینکه سخن آنان را هم تصدیق کند یا خیر واین امر باعث خیر برای مؤمنان است ، همچنین او رحمتی برای مؤمنان است ،چون آنها را از شقاوت و هلاک نجات داده و راه فطرت را به آنها نمایانده است ودینی را برایشان آورده که هم از فرد حمایت می کند و هم از جامعه ، پس مراد ازرحمت در این آیه رحمت فعلی است ، یعنی مؤمنان عملا از رحمت وجودپیامبر(ص ) برخوردارند، امادر سوره انبیاء که می فرماید:(وما ارسلناک الا رحمه للعالمین ) ، مراد رحمت شأنی است ، یعنی وجود پیامبر چنان است که همه عالم می توانند از رحمت وجودش برخوردار شوند. و در نهایت خداوند کسانی راکه پیامبرش را آزارنمایند به عذابی دردناک تهدید می نماید.»
آری! ای رفیق! حکایت مردم عزیز ما در این شب‌ها نیز چنین است که آن‌ها را متهم به عوام می‌کنند. در حالی‌که بابعثتی به میان آمده‌اند که بنا است از تاریخ محاسبه‌گریِ عقل تکنیکی عبور کنند. و این است که باید بدانیم: 
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید/ هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور           موفق باشید              
 

41212
متن پرسش

سلام: درباره ورع در کتاب «رمضان دریچه رویت» خوانده‌ایم. فقط خواندن. و ورع را نچشیدیم. دینداری و رجوع به دین، امری تاریخی است. حداقل با اندیشیدن در دستگاه حضور تاریخی. ظهور چنین دینداری و کمالش را در شهدا و به خصوص حاج قاسم می‌بینیم‌. و ولله در طلب ایمانِ بزرگ رهبری چه گریه‌ها که نکرده‌ایم. و جز طلب هر چه فکر کردیم دیدیم که تنها می‌توان طلب کرد. گویا فقط با چنین حضوری و درک حضور تاریخی‌مان می‌توانیم حتی نماز بخوانیم و عبادت بکنیم. در پیش خویش این را چشیده‌ایم. درک کرده‌ایم که بدون این حضور هیچ کاری نمی‌توانیم بکنیم و همه چیز هیچ است. حال چگونه باید بود در این نفحات که در عین سلحشوری حاج قاسمی عبادت خمینی وار داشته باشیم. نمی‌دانم، شاید این سوال بیجا بنماید، شاید ظاهرش درخواست راه حل و دستورالعمل دارد، اما راه خیلی باریک و کوره راه است. و سستی و بی عزمی بیچاره‌مان می‌کند. شما با این احوالات بیگانه نیستید، ولی گاهی جان به لب می‌آید. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که باید در نظر به ایمان، سرگشتگی خود را احساس نمود، حرفی در آن نیست. و این‌که نفسِ طلب ایمان، نوعی ایمان به حساب می‌آید، به همان معنای حضور در کوره راهی به سوی روشنی‌گاه؛ در این هم حرفی نیست. آری! دین نباید تبدیل به ایدئولوژی شود زیرا دیندا‌ری با نظر به امر قدسی امر پویایی است که با نظر به «هنوز نه» در میدان دین‌داری ممکن می گردد که در آن کمان ابروی کافرکیش، همواره خود را می‌پوشاند و انسان چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزد. این در صورتی است که ایمان در نظر به حقیقت در میان باشد. 
حال مائیم و این ماهِ رمضانِ فوق‌العاده در نسبت با حضرت روح اللّهی که شهید آوینی در آن نسبت، خود را یافت. و در این ماه رمضان برای افرادی که تا «وقتِ محمّدی» - که در پرسش قبلی‌تان (41204) از آن گفتگو شد- آمادۀ حضور هستند، فرصت فوق‌العاده‌ای است با یافتن روحانیت خاص انسانی که او حضرت روح اللهِ این تاریخ بود با نُبُواتِ خاص. راهی که حضرت امام خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» آن راه را یافتند. راستی! این دخترانی که چندان حجاب کامل ندارند، به دنبال چه نوع حضوری هستند که مقام معظم رهبری را، راهی برای جستجوی خود یافته‌اند؟ آیا به دنبال ایمانی غیر از ایمان متافیزیکی نیستند؟ ایمانی به ایمانِ حضرت آیت الله خامنه‌ای. موفق باشید      
 

41168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیک استاد خسته نباشید: ۱. استاد اگه امکانش هست یک راهنمایی درباره جهاد تبیین و این که توی این راه خسته نشویم و پا پس نکشیم بکنید. ۲. و این که استاد چه طور با طرف مقابل مون صحبت کنیم که طرف مقابل مون با اون جبهه هابی که میگیره خودش در درون خودش به فکر فرو بره و به نتیجه درست برسه؟ ۳. و این که طرف های مقابل مون الان اصلا حرف های ما رو گوش نمیدن یا به زور یکم گوش میدن و فقط گوش میدن که در لحظه یک چیزی به ما جواب بدن در این شرایط چیکار کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت این تاریخ، چنین حکایتی است که باید متوجه بود انسانِ این تاریخ چه انسانی است و این تاریخ، چه تاریخی و آینده چه آینده‌ای است. عرایضی طی چند جلسه تحت عنوان «درخششی دیگر» https://eitaa.com/soha_sima/5514  شده است. خوب است نظری به آن مباحث بیندازید و سپس مباحث عرض شده در رابطه با سوره بقره را شروع بفرمایید. امید است که در دل افقی که گشوده می‌شود، آرام‌آرام گفتگوهای شما با جوانانی که فعلاً آمادۀ گوش‌سپردن نیستند، فراهم شود. باید عجله نکرد چون غبارها فرو نشیند؛ جوانان ما در طلب حضوری خواهند بود که درآن حضور کم‌تر از شهید ابراهیم هادی نخواهند بود. موفق باشید

41106
متن پرسش

بسمه تعالی در شناخت امام خامنه‌ای این انسان بی‌نظیر در کل تاریخ بشری تا کنون باید لب به سخن از ابعاد بسیار جامع ایشان گشود که از منظر اصالت به پیامبر و اهل بیت صلوات الله و سید هستند و اصالت ایرانی از روستای خامنه که نامی هخامنشی و ایرانی باستانی هستند. از حکمت و رهبری در حکومت‌ کشوری و جهان در ابعاد های مهم ـ سیاست‌‌ـ دیانت، فقیه کامل و مروج دینی‌ ـ توحید عملی و ادیان مختلف، عرفان، فلسفه، شاعر، رمان‌ خوان ـ خانواده اصیل، شخصیت اجتماعی، اخلاق، تخصص های علمی موجود و ساده زیست و... ایشان بی نظیرند. هرکجای این دنیا را بگردی منطقی تر از ایشان نمیابی هرچه می‌گویند آنقدر منطقی است که احدی جای شبهه ندارد و هر عقلی را قانع می‌کند. در پاکی خاص و تقوای خاص که بی‌شک از جانب پروردگار بر بنده‌ای ممکن می‌شود و این چیزی ورای توان بشری است بعنوان مهم ترین رکن ایشان هویداست. شخصیت از سرتا پا غرق توحیدش بمعنای فنای تام فی الله و هر تحرک و سخنی از ایشان چیزی غیر از حق و حقیقت نیست. تکیه به این انسان بی نظیر در کل تاریخ بشری تکیه به توحید و پیروزی از آن خداست. گفتن از این پاک، کار منِ ناپاک در مقابل چنین پاکی نیست. بنده فقط سعی کردم آنچه که هست و خداوندی که ایشان را پروریده و به آن اشاره دارند عرض کنم. نگاه به جمال ایشان را عبادت می‌دانم و خدا شاهد است بنده هرگز انسان اغراق کنی نبوده ام اصلاً من در این میان واسطه یا مطرح هم نیستم. ۴۵ سال از آغاز الهام اجمالی جنگ نظامی و پیروزی قطعی بر قلب ایشان می‌گذرد که از جنگ تحمیلی تا این زمان است و صبری که برای تفصیلش کردند خود بیانگر صبوری فوق‌العاده ایشان و روز به روز پر شعف تر از دیروز، شاد تر از هرزمان می‌درخشند. بنده به عنوان یک جوان به جوانان دیگر نصیحتی دارم که تکیه بر این مرد پیروز شده، ما را پیروز می‌کند و ما لایق پیروزی هستیم نه لایق شکست. خوشا بحال امام زمان حفظه الله که خداوند چنین بنده ای را یار و سربازش قرار دادند و ایشان می‌فهمند که خداوند چه آفریده وگرنه ما به زور با دیدن ظواهر از ایشان شگفت زده ایم. از شما تشکر می‌کنم که متذکر شخصیت جامع رهبر عزیزمان هستید. بفرمایید چه باید کرد که در این راه از حقِ رهبر معظم انقلاب کوتاهی نکرده باشیم؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد زیاد باید فکر کرد و سخن گفت. همین اندازه باید متوجه باشیم که بشر امروز در نسبت خود با انسانی که او را به انسانیت‌اش متذکر شود، می‌تواند خود را ادامه دهد و پدیدۀ «سلبریتی» و گرایش جوانان به آن‌ها را باید در این رابطه دانست و معلوم است که عموماً سلبریتی‌های مطرح، جوابگوی جان جوانان آخرالزمانی ما با ظرفیت گسترده‌ای که دارند؛ نمی‌باشند و این‌جا است که باید انسانی در میان باشد که خداوند برای جوابگویی به نیاز بشر امروز پرورانده است و از این جهت جایگاه تاریخیِ رهبر معظم انقلاب معنای خاصی دارد، به عنوان نمادی از انسانیت انسان‌های این دوران، تا هرکس ذیل حضور انسان کامل یعنی حضرت صاحب الأمر «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» متوجۀ شخصیت رهبر معظم انقلاب باشد و جواب روح طالب کمال انسانی‌اش را از این طریق بدهد. در این زمان تنها با نظر به انسانیت رهبر انقلاب می‌توان جوانان خود را متذکر ابعاد متعالی‌شان کرد. در این رابطه به طور گذرا در دهمین جلسۀ «زن_و_حضور_نرم_تمدنی» https://eitaa.com/ziafat_andishe/1572  عرایضی شد. موفق باشید      

41103

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام حاج آقا‌ وقتتون بخیر. متاسفانه دکتر گفته روزه نگیر و نمیتونم در این ماه روزه بگیرم. و باردار هستم. و با اینکه صبح تا شب قرآن میخونم ولی باز سحرها قبل اذان از خواب بیدار میشم و احساس مرگ بهم دست میده و حال روحی و جسمی خیلی بدی دارم. هم می خواستم ازتون خواهش کنم برای بچه دعا کنید و برای اینکه منِ کمترین، وظایفم رو بتونم در قبالش انجام بدم؛ دعا کنید خدا ما رو بپذیره، با اینکه لایق نیستیم و توانش رو نداریم. و هر دعایی برای بچه صلاح می دونید. و دعا کنید آلودگی های من روی اون اثر نذاره. هم اینکه چه کار کنم؟ از وقتی باردارم حس می‌کنم از خدا دور شدم. قبلش پشت سر هم روزه می گرفتم. ولی الان احساس آوارگی عجیبی دارم و روزه هم نمیتونم بگیرم. قرآن خوندن هم بهم آرامش نداده با اینکه خیلی برکت داره در حدی که دوست دارم تا آخر عمر فقط قرآن بخونم. ولی آرامش قبل رو ندارم و این ایام به سختی می گذره و سختی ها نگرانم می کنه در قبال بچه. با اینکه می دونم همه چیز دست خداست و من هیچ کاره ام، ولی ته دلم شرکی هست که خیلی نگران بچه می شم. التماس دعای فراوان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تمام امید خوشحال باشید که در چنین شرایطی قرار دارید. در بستر تولید نسل و شوهرداری و رونق دادن به زندگی و اُنس با ارحام و عشق به رهبر معظم انقلاب و تدبّر در قرآن از طریق گوش دادن به صوت‌هایی که از قرآن سخن می‌گوید مانند نکاتی که استاد فیاض‌بخش مطرح می‌کنند. https://eitaa.com/Jelvehnooralavi . موفق باشید

نمایش چاپی