سلام علیکم: با عرض و ادب احترام محضر استاد طاهرزاده، قبل از این فتنه اخیر مطلبی فرمودید که: «افکار عمومی غالبا دست رسانه هاست ولی وجدان عمومی دست امامین انقلاب اسلامی است.» ما در حوادث اخیر و بعد از آن راهپیمایی کم نظیر ۲۲ دی ماه تجلی این فرمایش حکیمانه حضرتعالی را دیدیم مطلب دیگر اینکه هر فتنه ای که بر انقلاب اسلامی ما واقع میشود در وافع باعث رشد انقلاب اسلامی ما میشود و به نظر بنده یکی از ثمرات مهم این فتنه اخیر این بود که بخش عظیمی از افکار عمومی که متاثر از رسانه ها بودند، اثر گیری آنها به حداقل رسید و متوجه ماهیت واقعی جبهه استکباری شدند امروز روز مبعث پیامبر اکرم میباشد مقام معظم رهبری درباره عید مبعث فرمودند: «هر انسان مسلمانى وظیفه دارد که بعثت نبوى را در زندگى شخصى خود و در دنیاى خود تحقّق ببخشد.» با توجه به این مطلب مقام معظم رهبری از حضرتعالی درخواست دارم امروز که در عید مبعث قرار داریم برای ما تببین بفرمایید که این حوادث اخیر چگونه باعث بعثتی دیگر در زندگی شخصی و اجتماعی ملت شد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در این مورد فکر کردهاید که وقتی ایمان به سنتهای الهی برود، استکبار با امید به صنعت و تکنولوژی و رسانه، نه تنها انسان را حتی خدا را به مبارزه میطلبد و راهپیمایی ۲۲ دی ماه حضوری از مردم بود تا روشن شود در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، امری ماورای صنعت و تکنولوژی در میان است و آن مردم میباشند. امری که حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» متوجۀ آن بودند و به گفتۀ رهبر معظم انقلاب آن زمان که ما متوجۀ نقش مردم نبودیم، امام متوجۀ مردم به معنای حضور قدسی آن در این تاریخ بودند و در این رابطه باید ۲۲۲ دیماه را الهام الهی دانست که به مرور نقشِ فوقالعادۀ آن روشن و روشنتر میشود. باز به سخن رهبر معظم انقلاب بیندیشید که فرمودند: امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشهی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد. ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. موفق باشید
با سلام و احترام و ضمن تشکر و آرزوی سلامتی: بعد از درسهای شرح کتاب از برهان تا عرفان و برای یادگیری بیشتر حرکت جوهری و فلسفه ملاصدرا به چه درسگفتاری مراجعه کنیم ترجیحا از حضرت استاد طاهر زاده یا اگر ایشان افاضه نفرمودهاند از اساتیدی دیگر
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در راستای حضور در مکتب حکمت متعالیه به کتاب «معاد، بازگشت به جدّیترین زندگی» همراه با صوتهای شرح آن رجوع فرمایید؛ افق گشودهای ان شاءالله نسبت به حقیقت انسان و وسعت آن در مقابل جانتان گشوده میشود. کتاب و شرح صوتی آن روی سایت هست. البته لازم است که قبل از آن به موضوع «ده نکته در معرفت نفس» پرداخته باشید. موفق باشید
کاش آن یار گرامی به برم برگردد/ آنکه در قافله شد همسفرم برگردد / پشت من گرم از آن تاجگذاریست هنوز / کاش آن تاج خدا روی سرم برگردد / اشتباه است که دل خانه مردم بشود / کاش آن مردم فوق بشرم برگردد / چند وقتیست که ساکن شده احوال دلم / کاش آن فتنهی پر شور و شرم برگردد / در خرابات مرا حال مناجات ببخش / دلبرم باش که ذکر سحرم برگردد / مرغ آمین! ببر این شعر مرا تا ملکوت / عشق را وسوسه کن تا به حرم برگردد / ۲۳ آذر ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: این است آن طلبی که تازه وقتی راه گشوده شد، پیش میآید تا صراط، به گشودگیِ هرچه بیشتر ما را از فردایی که بیگانه از دیروز نیست، آگاه و در آن حاضر کند به همان معنایی که حضرت حق برای رهروان راه توحید وعده و مژده داد: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به زودی نشانه های خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز آشکار است. موفق باشید
با سلام: من یه دختر۱۷ساله عم که میخوام برم حرم امام رضا. شما چه دعایی رو پیشنهاد میکنید که من بخونم تا دعام برآورده بشه؟ نظرتون راجب زیارت عاشورا با ۱۰۰ لعن و سلام چیه؟ و چه دعای دیگه ای پیشنهاد میکنین که ردخور نداشته باشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر اندازه انسان با معرفت هرچه بیشتر توحیدی به سراغ اولیاء معصوم به قصد زیارت رود، بیشتر نتیجه میگیرد و از این جهت خوب است در زیارت آن عزیزان به مفاد آن زیارتها نظر شود. پیشنهاد ما آن است که به جزوۀ «زیارت امام رضا علیه السلام در مشهد» که در سایت هست رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/624?mark=%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA 2- مداومت در زیارت عاشورا، کار خوبی است بخصوص که نظر به جایگاه و اشارات آن زیارت باشد https://lobolmizan.ir/book/85?mark=%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7 . موفق باشید
سلام استاد عزیزم خدا قوت. نظرتون در مورد زهران ممدانی شهردار مسلمان و طاهرا شیعه نیویورک چی هست؟ عده ای اون را خروجی مقاومت و نماینده انقلاب میدانند و معتقدن علت رای آوردنش صرفا حمایت از فلسطینه (درحالی که شعارهای اصلی او عدالت اجتماعی برای مهاجرین و مسائل داخلی آمریکا بوده و دفاعش از فلسطین در مجلس ایالتی بوده نه شهرداری)... . عده ای هم میگن او پوسته اسلامی داره برای بدنام کردن شیعه یا فریب افکار عمومی و شاهد مثال هم حمایت علنی و جدی این آقا از همجنس گرایی. به هر حال ممدانی مسول آمریکاییه و هدفش منافع خودشون و قوانین اونجاست. اصلا این انتخاب باید برای ما مهم باشه یا نه؟ و اینکه اگر کسی صرفا ادعای شیعه بودن و حمایت از مقاومت داشته باشه کافیه یا باید در عمل نشون بده؟ ممنون میشم نظرتون را بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به صحبتهای آقای دکتر فؤاد ایزدی https://eitaa.com/jedaaltv/4929 و مقالۀ آقای سعدالله زارعی https://eitaa.com/matalebevijeh/20828 رجوع شود. موفق باشید
سلام علیکم: به نظر شما آیا نظریه رویاهای پیامبر (ص) که دکتر سروش قرآن را نتیجه رویاهای پیامبر (ص) میداند بر گرفته شده از نظریات ابن عربی نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً چنین نیست. جناب ابن عربی در «فصوص الحکم» خود افق درک وَحی الهی را که در قرآن به ظهور آمده، تبیین میکنند. در حالیکه اساساً در بحث «رؤیای رسولان» آقای سروش به نحوی نفی وَحی و نقش ربوبیت حضرت حق میشوند. موفق باشید
با عرض سلام و احترام خدمت شما استاد گرامی: آیا در استان گیلان فردی مورد تایید شما هستند تا در مباحث معرفت النفس و سیر و سلوک به ایشان رجوع نماییم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که با آقای توکلی به شمارۀ 09138780869 و حاج آقا نظری به شمارۀ 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید
سلام استاد گرامی: وقت شما به خیر. خیلی ممنون از مطالب ارزشمندی که بیان میکنید. ببخشید مطلبی را در مورد شهر انقلاب اسلامی ارسال میکنم. خیلی ممنون میشوم اگر به تفصیل راهنمایی بفرمایید. به نام خدا در تاریخ انقلاب اسلامی، «شهر» سرآغاز کار۷ هنری است؛ آن موقع که مردم به خیابان آمده اند و تظاهرات کرده اند، در صفِ طولانی رای دادن به جمهوری اسلامی ایستادند، شهدا را تشییع کرده اند و بارها آمده اند و راهپیمایی کرده اند. در شهرهای ایران، مردم در «خیابان ها» تجربه های زیستِ حقیقی داشته اند. این یگانگی محقق شده در خیابان ها، سرآغاز کار هنری است. و شهر انقلاب اسلامی را در نسبت با قبله هنری حقیقی، جهت دهی می کند. اینجاست که جهت مسیرها و راه های ارتباطی و بدنه ی خیابان ها و ویترین مغاره ها همگی باید در یگانگی باشند؛ زیرا قبله کار هنری را نشان می دهند. و می توانند ظهور هنر معماری انقلاب اسلامی را در مجاورت خود رقم بزنند. و الگوها و سنت های حقیقی را کشف کنند. از آنجایی که راه ها، نوعی امتداد هستند و امتداد فرهنگی شهر را می سازند. و فضاهای پر و خالی شهر بر مبنای حضور و عبور آن ها شکل می گیرند. در مورد شهر اصفهان؛ مکانِ گلستان شهدا و مصلی می تواند در شبکه هندسه ایی دیگری از خیابان ها و راه سازی، در نسبت با چهارباغ بالا و سی و سه پل قرار بگیرد. و هندسه ایی نو در مسیر شهر ایجاد کند. در این صورت، حتی پل خواجو و سی و سه پل نیز در نسبتی دیگر با هم قرار می گیرند. مسجد جامع عتیق که در تاریخی نو، قبله شهر را به سمت میدان امام (میدان مسجد کاخ بازار) چرخاند و در شبکه هندسی نو، خیابانِ چهارباغ، رودخانه زاینده رود را در مرکزیت قرار داد. اینک در تاریخ انقلاب اسلامی انتظار می رود، شهر قبله هنر حقیقی تری بیابد. و اگر این قبله هنری ظهور نکند عالم هنر انقلاب اسلامی از سرگردانی خارج نمی شود. شاید؛ خیابانی از جنس نور انقلاب اسلامی از وسط چهارباغ بالا به طرف گلستان شهدا مورد نیاز است. شبکه هندسه نویی می تواند گلستان شهدا و مصلیِ را، مرکزیت بخشد و میدانی مردمی، و خیابانی پر از معنای راه و صراط را برای حضور مردم ایجاد کند. شاید اگر چنین هندسه ایی از مسیرها ایجاد شده بود. مقلب القلوب بود و ساختمان مصلی اینچنین ساخته نمی شد و مرکز تجاری سرمایه داری هایپرمی در مجاورت آن نمی نشست. و آن هندسه ی شهرسازانه غلبه داشت و چنین شکل گرفتن هایی را مغلوب میکرد. از آنجایی که خیابان های شهر انقلاب اسلامی در طلب هویت هنری خود هستند، نامگذاری های عجیبی را میبینیم، مثلاً اتوبان شهید خرازی، سه راه میناکاری. به یعنی به غیر از ابتدا و انتهای مسیر، در خود امتداد مسیرها، فرمِ خیابان ها؛ با این جدول های رنگی سفید و آبی، نماهای ناهماهنگ ساختمان ها و ویترین های غربی، روحی از انقلاب اسلامی را ندارد. زیرا خیابان ها قبله ایی از هنر ندارند. خیابان هایی که به گفته ی رهبر انقلاب باید انبساط خاطر ایجاد کنند، انحنادار باشند. از طرفی این مورد از صحبت های ایشان هم در نگاهم مهم آمد، ما در دل یک پیچ تاریخی قرار داریم. این پیچ تاریخی در وجود انسانی احساس می شود. و در کار هنر آشکار می گردد. و هستی انکشاف می یابد. با تشکر. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ مهمی میباشد و در این رابطه و با توجه به ظرفیت امروز، خوب است طرحهایی را پیشنهاد کنید تا آرامآرام فرهنگ پذیرش آن فراهم گردد. موفق باشید
مدت زیادی است قریب به هفت یا هشت سال که احساس رشد در زندگی ندارم. رشد در جمیع امور مادی و معنوی و علمی. مدام زمین می خورم و جلو نمی روم. متحیرم که علت چیست و از کجا می خورم. چه چیز را درمان کنم و چگونه جلوی این رکود و شیب رو به پایین را بگیرم. احساس خستگی و کسالت و یاس هم دامنگیر می شود. عزمی انگار در من نیست برای حرکت. چگونه جرقه و شعلهای مهیا کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان بر اساس شریعت الهی که راهی است به سوی پروردگار، باید وظایف خود را در علم و عمل انجام دهد و صبر بر طاعت به همین معنا میباشد. از این جهت نباید انتظارهای زود و قابل حس داشت. امیدوار باشد به صبری که در دینداری پیشه کرده است. موفق باشید
سلام محضر استاد طاهرزاده: به نظر شما مطالعه روانشناسی اگزیستانسیالیسم و hثار روانشناسان تاثیر گرفته از هایدگر با دیگر روانشناسی ها فرق دارد و می تواند مسائل را روشن تر کند و در فهم دین به ما کمک کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحبنظر نیستم ولی اهل نظر میفرمایند از آن زمانی که آقای فروید با نگاه به آثار هایدگر، روانشناسی را شکل داد جهشی در روانشناسی ایجاد شده که ظاهراً متأسفانه ما در ایران، آقای فروید را از این زاویه نمینگریم. موفق باشید
با سلام: در مورد جوابی که در رابطه با آقای سردار قالیباف دادید https://eitaa.com/arshiv3133/256 خیلی عالی و شجاعانه بود و واقعاً دل شیر میخواهد در این زمانه چنین بگوید. در آینده کسانی که تخطئه میکنند و در عین حال دل در گرو اسلام و انقلاب و ایران دارند بزودی پشیمان و بقول ادبا «به دندانِ حسرت، پشت دست خواهند خایید»!!.
باسمه تعالی: سلام علیکم : رفقای عزیز اگر با نگاه تمدنی و حضور جهانی ایران اسلامی مسائل را دنبال بفرمایند متوجه میشوند امثال آقای سردار قالیباف در این حضور جایگاه دارند و به نظر بنده با بصیرتی که دارند وارد چنین میدانی شدهاند نمیتوان این حضور را نادیده گرفت هرچند عدهای به گفته آقای دکتر مهدی محمدی متوجه این حضور نیستند و تنها بر نگاه خود که در جای خود بیحساب نیست تاکید میکنند. این است راز توجه ما به شخصیت آقای سردار قالیباف بدون آنکه بخواهیم ضعفهای جزئی ایشان را نادیده بگیریم. موفق باشید https://eitaa.com/barzegar1359/4258
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شما پدر و استاد مهربانم: استاد جان حضرتعالی چندین دوره از سرنگونی حاکم ظالم و پیروزی ملت رو هم در کشور خودمون هم در کشورهای آزادی خواه دنیا تجربه کرده آید، حال سوالم اینه که آیا شده از خودتون بپرسید پس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کی ظهور میکنند؟ چرا این قضایا تمامی نداره؟ و اینکه خیلی دلم میخواد بدونم و درک کنم الان قلب حضرت در چه حاله؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در محضر حضرت آیت الحق آیت الله حسنزاده بودیم که فرمودند: «آقاجان! ما غائب هستیم و نه آن حضرت». آیا این نور آن حضرت نیست که نایبانی چون حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» و رهبر معظم انقلاب «حفظهاللهتعالی» را به ظهور آوردهاند و اینچنین به نور آن حضرت جبهۀ رسوایی جریان استکبار را مدیریت میکنند؟ تا آنجایی که همۀ دغدغههای رئیس جمهور آمریکا، ایرانی شده است که با حضور تاریخی خود همۀ معنای بودنِ آنها را زیر سؤال برده؟ پس بگذار در این رابطه همراه با جناب مولوی عرض کنم:
ای غائب از این محضر از مات سلام الله ای از همه حاضرتر از مات سلام الله
ای نعمت یزدانی وی رحمت رحمانی بر مؤمن و بر کافر از مات سلام الله
چون ماه تمام آیی، آنگاه به بام آیی ای ماه تو را چاکر از مات سلام الله
ای شاهد بینقصان ای روح ز تو رقصان ای مستی تو در سر از مات سلام الله
ای نادرة دوران، ای یوسف مصر جان ای مصر ز تو خندان از مات سلام الله
ای عارف دیرینه، ای خازن گنجینه ای سینة بیکینه از مات سلام الله
ای شاد رسول از تو، غمناک جهول از تو اعمال قبول از تو از مات سلام الله
ای بخت سعید من، ای وعد و وعید من ای روی تو عید من از مات سلام الله
هم اسعد و مسعودی، هم مقصد و مقصودی هم احمد و محمودی از مات سلام الله
هم جان جهانی تو، هم گنج نهانی تو هم اَمن و امانی تو، از مات سلام الله
چون یافتمت جانا، بشناختمت جانا جان باختمت جانا از مات سلام الله
موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: پسر جوانی را تصور بفرمایید که از لحاظ عاطفی بهشدت تحت فشار قرار دارد. به گونه ای که از کودکی در یک خلأ رشد کرده و تا این سن رسیده است. در محیط دانشگاه دخترها و پسرها با یکدیگر روابط خارج عرفی دارند که برای این فرد تعریف نشده است و نمیخواهد وارد این عرصه شود. از طرفی پدر و مادرش حاضر نیستند قدمی در راه ازدواج این جوان بردارند و معتقد هستند که باید به سن ۳۰ سالگی حداقل برسد تا توانایی مالی این امر را داشته باشد. با اینحال که او سرکار میرفت و درآمد داشت در کنارش هم تحصیل میکرد و عملا فشار بالایی را تحمل میکرد، او را جدی نگرفتند و برایش اقدامی نکردند. این پسر جوان رفقایی داشت که آنها نیز ازدواج کردند و الان واقعا هیچکس را ندارد. حتی خواهر یا برادری که با آنها گفتگو کند و حتی والدینش از صحبت امتناع می کنند. انسان دینداری است و واقعا میخواهد که در مسیر بماند. با این وجود این خلأ روز افزون است و جوان دیندار قصه هر روز به سمت افسردگی شدیدتری پیش میرود. ضمن اینکه میخواهد این قضایای بیست و چند ساله در مسیرش بسوی خدا برایش مشکلساز نشود (چون نداشتن عواطف و نرسیدن احساسات موجب قسی القلب شدن شخص میشود و روز به روز سنگدل تر از قبل میشود بطوری که نقاشی و خطاطی ای که کار میکرد را دیگر نمیتواند اجرا کند و او که شاعر خوبی هم بود دیگر نمی تواند حتی یک بیت شعر بگوید). از منظر دیگر هم که خب نمیداند برای ازدواجش باید چه کند چون خانواده ای بشدت ناامید دارد که همه چیز را در پول میبینند؛ طوری که اگر دختری قبول کند با این شرایط، خانواده خود پسر قبول نخواهند کرد. و حالا با این دو مشکل اساسی دست و پنجه نرم میکند و دینش واقعا در خطر است زیرا خود را مبرای از گناه نمیداند. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در این شرایط حساس نیز متوجۀ سخن خداوند در قرآن شویم که میفرماید: «وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» و البته باید مردان بیزن و زنان بیشوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان امکان ازدواج برایشان نبود؛ خدا به لطف و فضل خود آنان را نسبت به این امر از فضل خود به نحوی بینیاز و مستغنی مینماید. توجه به این آیه حکایت از روحانیتی است که برای انسان پیش میآید که آن، بالاتر از آن چیزی است که آن جوان گمان میکرد و در این بستر، آرامآرام راههای لازم گشوده میشود که آن، به جهت عفافی است که آن جوانان پاس داشتهاند. موفق باشید
سلام: خیلی اتفاقی در هفته اخیر پس از جلسه شنبه که فرمودید ایران نه چین شرق است و نه غرب با یک داستان از یک نویسنده مشهور غربی که در جنگ جهانی اسیر ژاپنی ها شده و برای بریتانیا میجنگیده روبرو شدم! نویسنده ای به نام کلیول. یک رمان بسیار پر فروش به نام شوگان مینویسه و ژاپن رو مظهر نظم و فلسفه ای عمیق از یک تمدن منظم درک میکنه و یک شخصیت خیالی با توجه به چندین شخصیت تاریخی ژاپنی بر اساس یک واقعه تاریخی در ژاپن به بررسی شرق و غرب میپردازد و غرب رو بی فرهنگ اما جلوه گر و بی نظم و وحشی اما زورمند بیان میکنه و شخصیت بانو ماریکوی ژاپنی رو یک زن بسیار بزرگ شبیه که کاری بزرگ شبیه بانوان شیعی تاریخی درک میکنه! و حقیقتا بنده مبهوت آن زن شدم رمان بسیار زیباست. جالبه بدونید نویسنده آقای کلیول در اوایل انقلاب اسلامی مدت زیادی رو به ایران سفر میکنه در زمان جنگ و انقلاب و اینجا مستقر میشه تا درکی از ایران انقلابی پیدا کنه اما هرچه تلاش میکنه نمیتونه انقلاب اسلامی ایران رو درک کنه و در نهایت در رمان ایران محورش به اسم ویارل ایران رو آشفته و غیر قابل درک میفهمه و غرب رو فقط درک میکنه و کلیت میگه اینجا جای غربی ها نیست و نمیتوانند و باید رهایش کنن. جالبه از بعد از این رمان این نویسنده افول جدی میکنه و سردرگم میشه تا مرگش. تقریبا هیچ رمان نویس مشهور غربی نتوانسته انقلاب اسلامی رو دست یافتی و قابل ادراک ببینه! انقلاب اسلامی همیشه در دور دست ها و تحقق نیافته ها بوده و هرگز به ظهور زندگی منجر نشده مگر توسط مجاهدان بزرگی مثل حاج قاسم که ایشان هم در گیر مبارزه و شدن بوده و با شهادتش تونسته برسه اما نتونسته در زندگیش نه غربی و نه شرقی باشه بلکه بعنوان آرزویی دور که با شهادت در آن مستقر میشه و البته رفتارهایی از حاج قاسم سر میزند که در ظاهر یا اسلام غربی است یا نوعی شکل مدرن دارد اما نمیتوان آنگونه که قابل دست یابی است ایران انقلاب اسلامی را در زندگی روزمره آن بعنوان زیستی ملموس و راحت یافت همواره استقامت و مبارزه. با اینحال پیشنهاد میکنم رمان شوگان را مطالعه بفرمایید یا مینی سریالی که در سال ۲۰۲۴ از آن رمان ساخته شده را ببینید که بنده با شخصیت بانو ماریکو ذره ذره عقلم متجعب شد و چقدر زیبا با ایجاد میدان زنانگی ای در جنگ مردانه جنگ بزرگ را به پیروزی قطعی تاریخی رساند. عجیب است. ان شاءالله موفق باشید آرزوی من تحقق زندگی انقلاب اسلامی است بطوری که بشود هزاران رمان ملموس از آن بخاطر بودنش، نوشته شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که مطرح کردهاند که غرب جهانی بیفرهنگ اما جلوهگر و بینظم و وحشی و زورمند میباشد و نمونۀ آن را در دفاع از اسرائیل در مقابل مردم مظلوم غزه دیدیم و اینکه انقلاب اسلامی راهی است به سوی عبور از این غرب، که هنوز در دوردستها میباشد؛ سخن درستی است و در همین رابطه مقام معظم رهبری فرمودند: «به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ ... امّا کشور دارد جلو میرود، دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبهروز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالتخواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمیآید، چون تدریجی است، چون طولانیمدّت است ــ کوتاهمدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام میگیرد ــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت میکند.» موفق باشید.
در آستان نشینی افقی بی کران. با سلام و نور خدمت استاد گرامی: در سفری که به کربلا عنایت این حقیر شد، گویی آقا اباالفضل العباس را همچون مثل حدیث «انا مدینه العلم و علی بابها» حسین مدینه العشق و عباس بابها است. گویی حضرت عباس نافله صبح ولایت امام حسین است. اصلا نمیدانم چه وصف کنم این دریا را که هم یک دریاست و هم دو آب. آیه قرآن بنظرم رسید. استاد گاهی گم می شوم در میان این معانی و ذوق و غم وجودم را پر می کند. غم هجران از موطن و آن بلندای حسن و نظر امامان و پای در گل ماندن اسفل نفس خویش.
استاد از وقتی صوت شرح سوره حمد شما را گوش دادم و مباحثه کردم انگار دیگر نماز نمیخوانم، میخوانم ولی در ابتدا با حسرت اینکه اصلا نا کنون آنچه خواندم نماز نبوده و الان هر چه میجویم انگار نیست. هم هست و هم نیست. کلمات می آیند و می روند و من مانده ام مانند درمانده ای که هیچ نه دارد نه می گوید و نه میداند نمیدانم این خوب است یا نه...🥀 استاد با این فرصت کوتاه و این راه بینهایت چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خدا را باید حمد کرد که چگونه از یک طرف، ما را به راههایی راهنمایی میکند که بیشتر از بیشتر او را بیابیم و از طرف دیگر متوجهمان میکند که «هنوز نه!» زیرا «دوست دارد یار این آشفتگی» ۲. به هر حال خودش فرمود: «لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا» به این معنا که در بین هر عبادتی در إزای آنی که بهترین است جزایمان میدهد. اگر در هزاران نماز یک نمازِ آنچنانی خواندهایم که او پسندید، همۀ نمازها را بر اساس آن نماز جزا میدهد و با بقیۀ عبادات نیز چنین معاملهای میکند از آن جهت که بالاخره افق هر عبادتی، آن نهاییترین عبادت است که ما در پیش داریم. موفق باشید
سلام علیکم: من یه مطلبی دیدم که نشان میدهد ابن عربی به معاد ی که شما میگید اعتقاد ندارد: ابن عربی در الفتوحات المکیه، به صراحت، به حدیثی از پیامبر (ص) درباره چگونگی آغاز نشئهٔ جدید و حشر اجساد اشاره میکند و آن را با نزول آب حیات الهی توضیح میدهد: متن ابن عربی دربارهٔ نحوهٔ زنده شدن از عجب الذنب این متن در ضمن بحث از نحوهٔ حشر اجساد و چگونگی به وجود آمدن اعضا از عجب الذنب (در نشئهٔ آخرت) آمده است: متن عربی (منبع دقیق) «وَ قَدْ أَخْبَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ أَنَّ النَّشْأَةَ تَقُومُ عَلَى عَجْبِ الذَّنَبِ، فَيَنْزِلُ مِنْ سَمَاءِ الْحَيَاةِ مَاءٌ يُسَمَّى مَاءَ الْحَيَوَانِ فَتَنْبُتُ الْأَجْسَادُ مِنْ عَجْبِ الذَّنَبِ، كَمَا يَنْبُتُ الشَّجَرُ وَ الْخَضِرُ مِنْ مَائِهَا، فَيَظْهَرُ الرَّجُلُ وَ السَّاقُ وَ الْفَخْذُ وَ الْمَقْعَدَةُ فَعَنْ حَرَكَةٍ مَنْكُوسَةٍ، وَ مَا ظَهَرَ مِنْ عَجْبِ الذَّنَبِ إِلَى وُجُودِ الرَّأْسِ فَعَنْ حَرَكَةٍ مُسْتَقِيمَةٍ، وَ مَا ظَهَرَ فِي الِاتِّسَاعِ عَنْ جِهَةِ الْيَمِينِ وَ الشِّمَالِ وَ الْخَلْفِ وَ الْأَمَامِ فَعَنْ حَرَكَةٍ أُفُقِيَّةٍ...» ترجمه فارسی «پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم خبر داده است که نشئه [جدید] بر عَجْبُ الذَّنَب استوار میشود، پس آبی از آسمانِ حیات نازل میشود که آبِ حیوان نامیده میشود، آنگاه اجساد از عَجْبُ الذَّنَب میرویند، همانگونه که درخت و گیاه از آبشان میرویند. پس [اعضایی مانند] ساق، ران و نشیمنگاه با یک حرکت معکوس آشکار میشوند، و آنچه از عَجْبُ الذَّنَب تا رسیدن به سر آشکار میشود، با یک حرکت مستقیم است، و آنچه در توسعه و گسترش [بدن] به سمت راست و چپ و عقب و جلو پدیدار میشود، با یک حرکت افقی است...» منبع دقیق کتاب: الفتوحات المکیة جلد و صفحه (در یکی از نسخههای رایج): جلد ۲، صفحه ۴۶۴ (در باب حرکتهای نبات و انسان). موضوع اصلی: بیان استمرار حیات (معاد) و آغاز نشئهٔ دوم بر اساس حدیث نبوی، با استفاده از تمثیل حرکت در نباتات.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این موارد ابداً مواردی نیست که کسی بدون استاد و آن هم با ترجمه متوجه شود!!!! و تازه انتظار داشته باشید که در میدان سؤال و جواب این سایت از آن گفتگو شود! موفق باشید
سلام و عرض ادب: برای نوجوانان و جوانانی که میخواهند وارد سیر و سلوک شوند چه کتاب هایی رو پیشنهاد میکنین؟ و چه شرح کتاب هایی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً جوانان ما به دنبال احیای انسانیت خود هستند و در این رابطه مباحث «معرفت نفس» شروع خوبی است با مقدمۀ کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و شرح آقای استاد وحدتیhttps://eitaa.com/tafakorism_archive/77 . موفق باشید
برای کتاب جامع السعادات دو تا ترجمه هست: یکی ترجمه مجتبوی و یکی ترجمه کریم فیضی؛ من ترجمه کریم فیضی رو خریدم که دو جلده به نظرتون ترجمه کریم فیضی هم خوبه و ترجمه ها فرقی با هم ندارن؟
باسمه تعالی سلام علیکم: بنده ترجمه استاد مجتبوی را داشتم که ترجمه خوبی بود ولی از آن ترجمه اطلاع ندارم مهم اصل کتاب است و محتوای ارزشمند آن. موفق باشد
سلام و نور خدمت استاد گرامی: استاد آیا این فهم از بدن و روح درست است؟ آیا منظور ملاصدرا (ره) از جسمانیت الحدوث بودن روح مانند این مثال میتوان فهمید که جریان بخار آب و قطره. روح را که همان حالت بخاری بودن است هنگامی که وارد عالم ماده می گردد مانند برخورد بخار با ظرف سرد ماده است و تبدیل شدن به قطره یعنی جسم همان روح متجسد است. آیا این نگاه درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ مثال، مثال خوبی است از آن جهت که روح، با حضور در جسم متعیّن میشود و از این جهت جناب صدرا میفرماید: ««النفس كمال الأول لجسم طبيعي آلي ذي حيوة» يعنى نفس، كمال اول براى جسمِ زنده اى است كه با آلات و ابزار- مثل دست و چشم- فعاليت مى كند. در این مورد خوب است به سؤال و جواب شماره 25059 رجوع فرمایید. موفق باشید
طاهرزاده سلام استاد خوبم: حس میکنم روز به روز و لحظه به لحظه در مردابی فرو میروم. در مردابی که با اسم قشنگ راه سوم یا الگوی سوم زن سر راهم سبز شد و بنا بود دستم را بگیرد و بالا بکشد. بنا بود از زن شرقی عبورم دهد و به زن غربی نرسد و زن سومی بسازد با سه بعد. بنا بود سه بعدی که انسان ۲۵۰ ساله در زندگینامه حضرت زهرا (س) آورده بود را در الگوی سوم زن احیا کند. بنا بود بال شود و پرواز دهد. نه دست و پاگیر شود و فرو ببرد و غرق کند، استاد خوبم چه فرقی است بین کودکی که مادرش به سبک زن غربی به مهد سپرده میشود با کودکی که با اهداف خیر زن الگوی سوم از مهدِ آغوش مادر دور می شود؟ چه فرقی است بین نوجوان زن غربی که بعد از ظهر خسته و کوفته مشتاق نگاه و آغوش گرم مادر است و مادر ساعتها بعد خسته و کوفته تر از او به منزل می رسد با مادر الگوی سومی که پی حضور فعال اجتماعی زن در جامعه است و جلسه پشت جلسه و نوجوانش بعد از مدرسه بارها انگشت روی دکمه ی زنگ فشار می دهد و دست آخر مجبور باشد کلید بچرخاند و تنهایی اش را با خودش قسمت کند؟ چه فرقی است بین زن غربی که همسر و فرزند را دست و پاگیر زنانگی اش میداند و زن الگوی سومی که مجبور است فرزندانش را تابلوی زنانگی اش کند و شیشه شیر به دست و جغجفه در هوا از انجمنی به انجمن بعدی طی طریق کند. استاد چه بلایی بر سر زنانگی مان آمده؟ چه حضوری است که جای قرار و طمأنینه، در قلب زن اضطراب چپانده و پریشانی؟! چه مرزی است بین زن خانه گریز و الگوی سوم زن؟! اگر فرق و مرز در نیت و در قلب این دو زن است پس قرارمان کو؟! انگار گول زنک دستمان داده اند. کجای کار غلط است و کدام کار میلنگد نمیدانم. اما به ستوه آمده ایم از دویدن ها و نرسیدن ها از این طرف و آن طرف بوم افتادنها از لحظه هایی که میگذرد و ما پی خلق لحظه های بعد از کنارشان میدویم. ای کاش پاسخ روان تان آبی باشد روی آتش درون مان. آتشی که شعله ور شده بود تا از من زنی برای تاریخ حاضر بسازد اما زنانگی ام را سوزانده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که انسان در مسیر تعالی انسانی خود و اینکه سبکی باشد برای تعالی دیگران؛ قصۀ او باید قصۀ کسی باشد که در موردش فرمودهاند: «رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود». آری! در بستر شریعت اسلامی کانون گرم خانواده حقیقتاً سکوی معراج زنان میباشد تا در عین حضور در تاریخی که با اسلام پیش آمده، کانون زندگی را با ایثارهایشان گرم کنند هرچند آن ایثارها دیده نشود، ولی روح دلسوزیها و ایثارهایشان به خانه جان می دهد تا زندگی ادامه یابد. موفق باشید
سلام خدمت جناب آقای اصغر طاهرزاده: وظیفه من چگونه برای من ظرفیت می سازد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است که هر اندازه انسان با معارف الهی آشنا شود، خود به خود شخصیت او شدت مییابد. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. با آرزوی توفیق روز افزون. استاد آیا این جمله درست است که از باب تشبیه معقول به محسوس خداوند به مانند نوری است که جامع همه رنگها بوده و وقتی او را بر اساس مشکلات میخوانیم یکی از آن رنگها یا اسمها به سمت ما توجه میکند یعنی خداوند به تمامه با ما و در همه جا هست ولی وقتی او را به اسم شافی میخوانیم به اسم شافی به ما توجه کرده و ظهور میکند مثل اینکه خورشید به جامعیت هفت رنگ در همه جا هست ولی وقتی به نور سبز او توجه کردیم به همان رنگ بر ما ظاهر میشود اما در شرایط عدم دعا و توجه ما فقط هست ولی ما به منزله کوری هستیم که از این نور در عین حضور او نمیتوانیم استفاده کنیم و توجه ما به او همان بینا شدن ما نسبت به اوست و انسان کامل با اسم جامع او را میبیند نه فقط به ظهور یک اسم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکتهی دقیقی است. خوب است که همچنان مد نظرتان باشد. موفق باشید.
استاد سلام: برای برخورد با شخصیت های اشراقی از امام خمینی تا مرتبه بالا که معصومین باشند میفرمایید برخود برهانی و عقلی صرفا کافی نیست و باید برخورد اشراقی داشت. یعنی من اینطور فهمیدم که مثلا ما با خواندن زندگی نامه و تاریخ حرکت و قیام امام حسین صرفا امام حسین شناس خواهیم شد اما این کافی نیست و باید با حقیقت اشراقی برخورد داشت. این نوع برخورد چگونه است و چگونه حاصل میشه و چه باید کرد؟ آیا برخورد با حقیقت اشراقی همان تهذیب نفس است یا لازمه برخورد تهذیب نفس است؟ کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی را مطالعه کردم اما این هنوز برام سوال هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند میفرماید: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ»، به زودی نشانههای خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است.
ملاحظه میکنید که میفرماید همچنانکه انسان در مسیر توحید قدم گذاشت تا آنجایی جلو میرود که خداوند در جان آن انسانها و در افق شخصیت آنها حقایق را متجلی میکند تا آنجایی که مییابد که این خداوند است که با چنین جلواتی به ظهور آمده است و از این جهت به گفته جناب علامه طباطبایی، در آخر از ما میپرسد، آیا تا اینجاها جلو آمدهاید که بیابید در هر چیزی اوست که مشهود است؟ و این یعنی نظر به اشراقات الهی، امری که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در آن حاضر بود و با ارتباط با شخصیت آن مرد بزرگ و ذیل آن مرد، با توجه به نگاه به رهبر معظم انقلاب میتوان نگاه إشراقیِ لازم را در همه چیز مدّ نظر داشت. آیا ۲۲ دیماه، حضورز انوار الهی نبود که در این مردم جلوه کرد؟ آیا ۲۲ بهمنی که در پیش است به طور معجزهآسا محل اشراق انوار الهی و فرشتگان ربّانی نخواهد بود؟ موفق باشید
سلام استاد: وقتتون بخیر. امیدوارم که فرصت پاسخگویی به این سوال را داشته باشید. حقیقت بعد از انتخابات سال پیش سوالات زیادی برای من پیش آمده که تا الآن پاسخ مناسبی برای این پرسشها پیدا نکردهام. بنده خودم به شدت طرفدار آقای جلیلی بودم و هستم، ولی این حب و بغضی که نسبت به ایشون به وجود آمده را درک نمیکنم و حتی بعضی از رفقای حزب اللهی، ایشان را مقصر و دچار خطای محاسباتی میدانند. برای مثال با فرد مطمئن و محترمی در اینباره صحبت میکردم، ایشون استدلال میکردند که جامعه تغییر کرده و برای مثال استفاده از تیبا که آقای جلیلی استفاده میکنند باعث تمسخر ایشان هست در این زمانه، یا اینکه گفتن از ایشون به اصطلاح یک «لولو» ساختهاند تا به این واسطه رای سلبی بدست بیاورند و (واقعا این موضوع را بنده در خانواده خود دیدم، کسی که سالها بود رای نداده بود برای اینکه آقای جلیلی رای نیاورد به آقای پزشکیان رای داد)، و میگفتند که ایشون همین حضورشون پاس گل به جریان مقابل است تا رای جمع میکنند و نباید اصلا ایشان در انتخابات شرکت کنند در سالها بعد هم این یک نکته. نکته دیگر میگفتند که ایشون اگر کارآمد هستند چرا هیچ مسئولیت اجرایی به ایشان داده نمیشود؟ اگر به درد میخورد رهبری چرا به ایشان مسئولیت اجرایی نمیدهند؟ ممنون میشم اگر راهنمایی کنید، چون شما در هنگام انتخابات فرمودید که دیدگاه ایشان بیشتر به روح انقلاب اسلامی نزدیک است، ولی این نکات رو من براشون جوابی نداشتم. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته سخن در این رابطه بسیار است و خوب است به این فکر کنیم که در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان میتواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله میکند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را مینمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی است که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی ترین شکل. و با توجه به اینکه انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می رود و از «خودآگاهی» به «دل آگاهی» نایل میگردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می شود که در آن تاریخ حاضر است. می توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه داری که در راهپیمایی ۲۲ دیماه شرکت می کنند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل کرده های غربزده می باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) انسانها متوجۀ تفکری می شوند که در دل شریعت محمّدی پیش می آید و جریان غربزدۀ بی تقوا و بی ورع هرگز نمی تواند از آن شریعت بهره مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد. در این رابطه نمیخواهم تصور شود هر کس به جناب آقای دکتر پزشکیان رای داده بیتقوا قلمداد شود ولی اینکه با بیتقوایی تمام نفی شخصیت آقای دکتر جلیلی را میکنند جای خود دارد. همین اندازه میتوانم بگویم خداوند برای ادامه تاریخ انقلاب اسلامی در میدان اجرا جناب آقای دکتر سعید جلیلی را پرورانده است، حال این مردم هستند که با نظر به اهداف عالیه انقلاب بنگرند چه کسی میتواند آن اهداف را با جدیتِ عمیق و انقلابی و قرآنی به ظهور آورد.
در مورد کار اجرایی فراموش نکنید که ایشان به طور فوق العاده و ابتکاری جریان دولت در سایه را پیش آورده است و در این مورد چه خدماتی به جناب شهید رئیسی کردند و در این روزها نیز راهکارهای بسیار دقیقی را مطرح میکنند که متاسفانه عقل اقتصادی و سیاسی هیئت دولت تا اینجاها رشد نکردهاند، هرچند که قصد منفی ندارند ولی این انقلاب با روح و روحیه دیگری میتواند جلو برود که در شخصیتهایی مانند آقای دکتر جلیلی حاضر است و از این جهت باید امیدوار بود به خودآگاهی مردمی که پای کار انقلاب با تمام وجود ایستادهاند. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: گویا فرعون آمده است برای غرق شدن😂 فرمود: وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ. الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ. فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ (فساد را به نقطه انتهایی و تمامیت خودش رساندند) فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ (در نتیجه خدای متعال از کمینگاه همیشگی اش بیرون آمد و تازیانه های عذاب را پی در پی بر فرق این مستکبرین فرو ریخت) إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ! (آری پروردگار تو همیشه همین طوری در کمین فاسدان و ظالمان و مستکبران ایستاده است!) چه آرامش و حال خوشی دارند صاحبان نفوس مطمئنه در این عرصه ها و صحنههای طوفانیِ تاریخ. و الحمدلله رب العالمین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است که می فرمایید. خدا را شکر که دشمنان ما چنین افرادی هستند که در اوج حماقت، زشتیها و پلشتیها و مزدوری و وابستگی خود را به میان آوردهاند. آیا نباید از این مطلب عبرت گرفت؟ به جهت اینکه افراد فرومایهای در مقابله با انقلاب اسلامی به میدان آمدهاند که امیدوار به قماربازی به نام ترامپ هستند؟ آیا این عبرت بزرگ این تاریخ نیست؟ https://eitaa.com/arshiv3133/16
وقتی انسان با نظر به حضوری ماورای توجه به موجودات، به توحید میرود، عملاً نوعی گذر از موجودات جزئی برایش حاصل میشود و به جای توقف در دوگانۀ «وجود ذهنی» و «وجود عینی» به حضوری میرسد که همان قرب فرائض است و کشف «سُبُحات جلال» که وقت حقیقی به حساب میآید، وراء دوگانۀ ذهنی و عینی که باقیماندن در علم حصولی میباشد و قرارداشتن در کنار تحلیلگرانی که انقلاب اسلامی را با نگاه سیاسیون میفهمند، به جای آنکه متوجۀ جایگاه تاریخی جمهوری اسلامی در بستر سنتهای الهی باشند که آن نگاه تاریخی و وجودی است و انسان را در «زمان باقی» حاضر میکند که شاهراهِ حضور در «وقت محمّدی» میباشد، وقت و حضوری که امام خمینی و آیت الله خامنهای در آن قرار دارند و شهید قاسم سلیمانی هم متوجۀ آن حضور و آن وقت میباشد، امری که وجدان تاریخی مردم ایران از آن بیگانه نیست و به همین جهت در طلب رعایت نظر حضرت امام و رهبر معظم انقلاب میباشند تا به وجدان تاریخی خود که توجه به «وقت محمّدی» است نزدیک شوند که آن حضور در ساحتِ عالم قدس است که با انقلاب اسلامی گشوده شده تا به ظهور متعیّن حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» ختم گردد.
موفق باشید
