سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم استاد جان قصد مطالعه در باب برزخ و احوالات نفوس در برزخ را دارم، ممنون میشم منابعی معرفی بفرمایید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابی تحت عنوان «معاد بازگشت به جدی ترین زندگی» روی سایت هست با شرح صوتی آن https://lobolmizan.ir/sound/652?mark=%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%AF . البته لازم است قبل از ورود به مباحث آن کتاب، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» دنبال شود. موفق باشید
یک جایی خارج از هیاهوی شهر هست که اونجا آدما به هم نزدیکترن. آدما آدم ترن. بی شیله پیله ترن. میشه بدون اینکه فکرت مشغول کلمه و جملهٔ بعدی و نتیجه و ... باشه، فقط بشنوی و ببینی و حرف بزنی. اونم نه هر حرفی؛ حرفایی که تو شهر نمیشه زد. اونجا آدما شاعر ترن. اصلا از شهر دور میشن که شاعر باشن. که بتونن ببینن و حرف بزنن. وگرنه اصلا کی دیگه حرف میزنه؟ تو هیاهوی شهر که نمیشه حرف زد. میدانی؟ برای رسیدن به آن نقطه خارج از شهر، باید از شهر گذر کنی. باید بگذری از شهر. حاج قاسم از شهر گذشته بود و رفته بود در بیابانها. که ببیند. که همچنان شاعر باشد. که بتواند حرف بزند. بهای دیدن، گذشتن از شهر است. شهر کجاست؟ هیاهوی انسانها و تمام مناسباتش. از تکنیک گرفته تا اراده به قدرت و نئولیبرالیسم و همهٔ بدبختیهایش. آنجا که میگویم، آن جزیرهٔ نور آشامان و نورخواران، ساکنانی دارد. احمدی روشن و فخری زاده که علم را یک راه برای سلوک میدیدند، آن جزیرهٔ نورِ نور را پای راکتورها و میان مقالهها و کتابها میدیدند. حتما شنیدهای آنکه فخری زاده از حافظ غزلی میخواند که دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند. عماد مغنیه و ابراهیم عقیل و سید حسن نصرالله که نقشه کشیدند و تونل زدند و فکر کردند و فکر کردند و فکر کردند و پرچمی علم کردند به نام حزب الله لبنان، آن جزیره را در همان تپههای جنوب لبنان به چشم دیده بودند. آنجا که شهیدی شهید قبلی را تشییع میکرد، آنجا که نور بود و نور بود و نور. حتما شنیدهای که آن مداح لبنانی میخواند هذا الجنوب کربلاء و صوت الشهدائنا متی ترانا و نراک.. و حتما آن شهید مدافع امنیت را دیدهای که چند ساعت قبل از شهادت زمزمه میکند به یمن تلخی هجران، وصال شیرین است.. اینها ساکنان آن جزیرهاند. آوینی و همت و باکری. ابو مهدی المهندس و شهریاری و طهرانچی... در شهر ماندن که چیز خاصی ندارد. مگر شهر به کسی هم وفا کرده؟ باید بار و بندیل را جمع کرد و از شهر رفت. به سمت آن جزیرهٔ نورآشامان و نورخواران. که نور میتابد و میشود دید و شنید. و حتما شنیدهای که سید حسن نصرالله آن کلام معروف حضرت امیر را نقل میکند که آه من قلة الزاد و بعد السفر و وحشت المسیر. آه از کم بودن توشه و دوری سفر و وحشت راه. آه... آشفتگیه؛ باید ببخشید...
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی توجه به مردی که در کنار مردم بود و با شخصیت همه جانبۀ خود به افقهای بلندی اشاره میکرد که این شبها مردم با نظر به آن افقها در خیابانها ایستادهاند.
آری! امت دارد خود را پیدا میکند با شهادتی که سرنوشت منطقه را تغییر میدهد، زیرا شهادتی بود در بستر مقاومت. و این است که باید از خود پرسید: چگونه در رُخداد شهادت رهبرمان باید حاضر شد؟ آیا حقیقتاً میتوان به این نکته فکر کرد که آن مرد بزرگ، خودش با نظر به نتایجی که شهادت او پیش میآورد؛ شهادت خود را رقم زد؟ زیرا همه میدانیم شهادت در جایی حاضر میشود که تفکری در میان باشد و عملاً با شهادت، آن تفکر بیشتر روشن میگردد. موفق باشید
سلام وقت بخیر: آیا جریانی بعد از تشکیل حکومت پیامبر یا تشکیل حکومت امام علی هست که بر پایه تفکر حلقه های میانی داوطلبانه یک گفتمانی رو در جامعه غالب کنند که معمول مسئولین مخالف آن گفتمان هستند یا درحال تفسیر دیگری از آن گفتمان هستند. قصد بنده الهام گیری برای اجرای گفتمان اقتصادی مقاومتی (بر پایه اصول ۱. اقتصاد دانش بنیان ۲. خصوصی سازی ۳. تولید براساس تعاونی) در جامعه امروزی با توجه به شرایط حاکم در کشور و مسئولین و جامعه هست یا یک جریان اجتماعی پسا انقلاب خودمان یا در هر کشوری یا تاریخ دیگری
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیعه به عنوان حکومت در حکومت حتی قبل از تشکیل سلسلۀ صفویه همواره در بین خود حکومت نرمی داشته است و عملاً به نحوی با ولایت فقیه، کار را بدون حکومت رسمی ادامه میداده و البته در این زمانه ما در مواجهه با جهان غرب و نظر به فرهنگ توسعۀ بشر جدید میتوانیم به همان صورت حکومت در حکومت منتها در دل نظام جهان موجود، بنیانی را به میان آوریم. به همین جهت نباید از فرهنگ توسعه به همان معنای غربی آن غفلت کرد. موفق باشید
سلام استاد: من پرسشی دارم ممنون از اینکه جواب میدید. استاد شخصیت هایی مثل حاج قاسم و مرحوم امام از بچگی در سختی بزرگ شدن. و این سختی کشیدن فارغ از اینکه حاج قاسم هنوز نگاهی عمیقی نسبت به مسائل دینی و مبارزه نداشت اما در شخصیت های آینده ایشون تاثیر داشته. از طرفی هم نگاه به آموزه های امام از جمله اینکه ایشون میفرمایند مبارزه با راحت طلبی جمع نمیشه. برای امثال منی که در ناز و نعمت بزرگ شدم و شرایطی مهیا بوده احساس میکنم نمیتونم در این قیام لله که دقیقا نقطه مقابل راحت طلبی و زندگی در ناز و نعمت بوده جایی داشته باشم. چطور این رو جبران کنیم استاد؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در جبههای است که انسانهای بزرگ در آن حاضر بودند. در آن حالت، شخصیت انسان فارغ از زندگیهای معمولی، شخصیتی میشود در دل تاریخی که آن بزرگان در آن حاضر بودند و همراه با عزمی خواهد شد که از جنس عزم آنان میباشد. موفق باشید
سلام خدا قوت: من تو یه حالت سرگیجه و گم گیر کردم و نمیدونم چی خوبه چی بده. از وقتی که با امام خامنه ای و امام خمینی و علامه حسن زاده آملی و بزرگان دیگه آشنا شدم و راه و رسمشون رو مطالعه کردم عاشق علم شدم اما نمیدونم از کجا و چه طور شروع کنم عاشق عرفان و فلسفه، ریاضیات، علوم طبیعی دیگه، خلاصه اینکه عاشق این شدم سراغ همه ی علوم برم و الان گیج گیجم از طرفی اتفاقات اخیر، خبرهای جنگ و این چیزا باعث شده ثانیه به ثانیه ناامیدتر بشم از این که چرا تو این مدت خودم رو قوی نکردم که الان برای امام زمان و ولی فقیه به درد یه چیزی بوخورم. چیکار کنم از کجا شروع کنم؟ من یه سری کارها رو دست زدم و تموم نکردم به نظر شما ادامشون بدم به درد میخورن به درد آخرت و امام زمان و جامعه میخورن؟ کارهایی که دست زدم ایناست: خوندن کتاب های معرفت نفس علامه حسن زاده، صرف عربی، منطق مقدماتی، زبان عبری، زبان فرانسوی، زبان انگلیسی، برنامه نویسی و الان مدت یک ماهی هست که عاشق این شدم تمام دروس پایه راهنمایی و دبیرستان رو بخونم بعدش بیام مثل علامه حسن زاده تو تمام علوم یه حالت جمع داشته باشم و مثل علامه خودم رو قوی کنم. مثلا موسیقی میخوندم، ریاضیات و علوم، زبان کلاس هفتم میخونم، کتاب هایی در باره نجوم و گیاهان و ... ولی ناامیدی از این که زود شروع نکردم و به درد نمیخورم باعث شده هی رها کنم هی دوبار شروع کنم. ببخشید سرتون رو درد آوردم. واقعا نمیدونم چمه. به نظر شما چیکار کنم که مثل علامه حسن زاده و امام خامنه ای و ... بشم بیست و نه سالمه. متاهلم و یه فرزند پسر دارم به نظر شما دیر نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ استادان ما در دوران طلبگی، «الا یا ایهاالطلاب ناشی/ علیکم بالمتون لا بالحواشی». ابتدا خوب است که پایههای علمی و معرفتیِ خود را محکم کنیم و سپس به سایر علوم و فنون، مطابق ذوق خود بپردازیم. از این جهت پیشنهاد میشود در سیر مطالعاتی سایت، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و سپس بحث شرح کتاب «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» را به کمک صوتهای مربوطه دنبال بفرمایید و سپس به سوی قرآن عزیز، این گشودهترین میدان حقیقت، سفری داشته باشید. پیشنهاد میشود با سوره عنکبوت و آلعمران که صوت شرح آنها روی سایت هست، شروع بفرمایید تا بحمدالله آمادۀ حضور در دیگر میدانها که فعالیتهای مناسب استعدادتان را شکل میدهد؛ بگردید. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: عرض کنم که گیجی گاهی اوقات سراسر وجودم را میگیرد و شاید این گیجی ثمره نشناختن صحیح زمانهام است. بنده درحال حاضر به حسب علاقه و استعداد، درحال تحصیل در یکی از رشته های علوم پزشکی هستم و از طرف دیگر دریافتهام که اصلا انسان تک بعدی ای نیستم که ۲۴ ساعتم را روی یک موضوع بگذرانم. بنده همانقدر که به این علم و فن علاقهمندم، به حکمت نیز علاقه مندم. یعنی میل به این ندارم که مثلا فقط پزشک شوم بلکه طلبم این است که همانند حکمای ایران زمین با آن مدل خرد به تحصیل بپردازم. حکمایی که جامع علوم بودند. از علم اسفل گرفته یعنی طبیعیات و بعد ریاضیات، تا علم اعلی که الهیات است. دانشمندی چون بوعلی که در شفا نهایت ذوقش را بهخرج داده تا همه علوم را جامع تحویل انسانها دهد. از طرفی ذوق هنری هم دارم و نمیخواهم این تکه از وجودم پایمال علم بشود و میخواهم این نیز بدرخشد. با پرداختن به یکی از اینها در خودم احساس کمبود میکنم چون این انفصالی که بین علوم قائل میشوند درنظرم انفصال حقیقی نیست بلکه همه علوم به هم متصل اند و کامل کننده یکدیگرند و همه اینها با هم اند که در دلشان حکیمان را میپرورانند. معلم ثانی که مؤسس فلسفه اسلامیست، یک موسیقیدان قهار بوده است یا بوعلی که جامع علوم است. از یک جهت نیز بعضی ازین علوم در حوزه علمیه قرار دارند و میدانم اگر امروز به تقلید در فضای احکام متوقف شدهام، فردا سودای این به سرم میزند که خودم بروم و مجتهد شوم! این علایق، ناشی از کمالگرایی به معنای روانشناسی آن نیست بلکه ناشی از کمال طلبی به معنای خاص مقام انسان است که میل به کمال دارد. حال من میمانم و مسیری که باید گشوده شود. از یکسو حکمت گذشتگان مان نوید این را میدهد که یک انسان قوت جامع شدن را دارد و از یکطرف نمیخواهم گرفتارِ زیادهگویی ها بشوم و میخواهم از هر کدام ازین علوم، لُب مطلبش را بدانم و به جهد بتوانم با زبانی فردایی آنها را ارائه و توسعه دهم. این توفیقیست بس مبارک؛ بنده نیز گفتم حالا که این میل در من افتاده چرا بهدنبالش نروم؟ مگر در دوره معاصر علامه حسن زاده ای نداشتیم که بمعنای حقیقی حکیم بودند؟ چرا من افقم ایشان نباشد؟ (از سویی با نظر به زمانه شناسی و اینکه راهِ آینده میبایست باز شود مطالعات غرب شناسی و فلسفه غرب را هم در نظرم داشتم). در نتیجه باید بگویم که اینهمه راه، انسان را دچار سرگردانی میکند که نمیداند الان وقت یادگیری کدام علم است. اول ادبیات بخواند یا اول برود سراغ الهیات یا از علم اسفل شروع کند به بالا یا دانشگاه صرف که البته برای من محال است. نگاه که میکنم میبینم جامعه ما به حکیم نیاز دارد یعنی انسانی که وقتی میخواهد یک بنا بسازد هم از لحاظ ریاضی و هندسی، هم درنظر گرفتن مصالح و تجهیزات، هم اصول و مبانی، هم سازگاری با انسان و طبیعت و... بتواند طرحی ارائه دهد که جامع همه اینها باشد و این یک مثال است و مثال های بیشتری میتوان زد. اگر ممکن هست بنده را راهنمایی بفرمایید تا بلکه مسیری پیشارویم گشاده شود. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً اگر در این زمانه جوانان ما خود را فریب ندهند، نمیتوانند در یک رشته از علوم تجربی و دانشگاهی متوقف شوند. مهم درک حقیقت انسان است با حواشیِ زندگی در این دنیا، که یکی از این حواشی، علوم پزشکی است. در این رابطه خوب است در عین دقت در همان علوم پزشکی، در مسیر انسانشناسی که در نهایت به درک «ثقلین» ختم میشود؛ اندیشه کرد وگرنه ظرفیتهای خود را معطل گذاشتهایم. در این سالهای اخیر در موضوع «انسانیت انسان» عرایضی شده است که خوب است آن مباحث تعقیب شود. موفق باشید
سلام و عرض ادب و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد عزیز و بزرگوار. زیاد وقت گرانبهای شما رو نمیگیرم فقط میخوام از نظر شما من دچار مشکل روحی و روانی و مزاجی هستم یا ایمانم به خدا کمه یا ترسو هستم یا کم تجربه ام یا چون مادری جوانم طاقت ندارم؟؟ من چمه؟ چیکار کنم؟ همیشه از بچگی توی هیئتها وقتی روایات و مقاتل اصحاب امام حسین علیه السلام رو میشنیدم، یا در گذر تاریخ از بهترین یاران اهل بیت علیهم السلام میشنیدم یا زندگی امثال حاج قاسم (ره) و دیگر شهدای عزیز مثل حججی ها رو میدیدم، دلم میخواست منم فدای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بشم، اما با تجربه جنگ ۱۲ روزه و شهدای اغتشاشات مخصوصا کودکان شهید، با خدا حرف میزنم دائما دارم از صبح که بیدار میشم ذکر و دعا و قرآن میخونم که جنگی نشه، کسی آسیب نبینه و حضرت آیت الله خامنه ای عزیزمون در سلامت باشند، مدافعین مون سلامت باشند و.... تمام فتنه های دشمنان مون ترامپ و نتانیاهو و اون سرانی که این مهره ها رو جابجا میکنند، به خودشون برگرده و نابود بشن. ولی حال دلم بده، از اینکه نمیدونم چی میخواد پیش بیاد نگرانم، و از خودم خجالت میکشم، فکر میکنم شجاعت ندارم مثل شهید حججی ره، نگرانم نکنه به خونه مردم حمله داعشی بشه؟ نکنه سر کودکان و زنان مون رو ببرند؟ یاد کلام آیت الله بهجت (ره) میفتم که به فرزندشان فرمودند وای از فتنه سفیانی و سیل خونی که راه میافتد. التماس دعا استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا جای بسی حمد و شکر ندارد که چگونه خداوند این ملت را و این انقلاب را از اینهمه فتنه که شیطان با تمام توان و تجربههایش به جنگ آن آمده را پیروز میکند؟ و شهدای عزیز ما همینکه وارد دنیای بعد از شهادتشان میشوند به خوبی متوجه میگردند چه اندازه شهادت آنها در حفظ و ادامۀ انقلاب مؤثر بوده به همان معنایی که خداوند به ما در رابطه باشهدای عزیزمان خبر داد: «فَرِحينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آلعمران/۱۷۰) دشمنان نظام اسلامی حقیقتا بسیار نادان و احمق اند حتی نمی دانند با جمهوری اسلامی چگونه برخورد کنند. مکرون رئیس جمهور فرانسه پیشنهاد بمباران ایران را به ترامپ می دهد!
خدا میداند چه اندازه در موقعیت خوبی هستیم تا آن حدّ که خواب رئیس جمهور آمریکا که ادعای ابرقدرتی میکند را، پریشان کردهایم و گرفتار پریشانگوییاش شدهایم. و این است که جای دلگرمی فراوان است. آیا بیحساب بود که امامِ شهیدان تازه پس از قبول قطعنامه با آن بصیرت تاریخی که داشتند فرمودند:
«خداوندا! این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.»
راستی! آن مرد الهی چه میدانست که ما اینچنین در فرهنگ شهید و شهادت، در میدان شهادتپذیری، جهانِ آینده را از چنگال استکبار و صهیونیسم نجات خواهیم داد. بیچاره آنانی که فکر میکنند ما را با شهادت از میدان حضور در آیندهای بزرگ منصرف مینمایند. آیا شور این جوانان را نباید با نگاه تاریخی نگاه کرد؟ https://eitaa.com/akhbarefori/405517 تا آنجایی که حتی آقای دکتر عبدالکریم سروش با توجه به عدم قبول جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی، نمیتواند از آنهمه حقارتی که جبهۀ اپوزیسیون با دفاع از ربع پهلوی بنا دارد مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی قرار گیرد؛ کوتاه بیاید و مرز خود را از آنها جدا نکند. https://eitaa.com/hosein_darabi/38242 موفق باشید
سلام: بتحقیق آنچه واقع است هرگز چیزی به اسم گول خوردن عموم مردم در دام های خرابکاری بسود دشمنان امکانی غیر ممکن است. و البته لازم است در مورد جنگ عرض کنم بالاخره روزی جنگ میشود. جنگ هشت ساله دفاع مقدس بود چون ایران در موضع دفاعی یعنی ضعیف تر بود، جنگ ۱۲ روزه «جنگ» بمعنای تقابل دو قدرت نسبتاً برابر روبروی هم بود و این نشانه رشد ما و ضعیف تر شدن دشمنه اما جنگ آینده حتی جنگ نیست بلکه انقلاب اسلامی بعنوان ابر قدرت مطلق دین جهانی است برای پاکسازی کثیفیهای جامانده و نمیتوان گفت که یک جنگ میباشد بلکه پاکسازی برای تحقق جامعیت زندگی انسانی سیاسی الهی است. انقلاب اسلامی ابر قدرتی نه تنها حامل حقیقت در بیکرانه های وجود و زمان است بلکه در میدان واقعیت یا همان تحقق ملموس موجود نیز هست این عرایض حصول حاضر بشریت میباشد. امیدوارم که نه با تقلیل گفتن از واقعیت بلکه با حاصل حقیقت موجود جهان اگر گفتگو یا حضوری پیش آید با دیگران برخورد کنیم. دیگر شیطان بزرگ وقتش تمام است این جاست که انسان بودن معنا یافته و زیباست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که نسبت به آنچه دشمنان ما انجام میدهند با نگاه تاریخی و زمانشناسانه بنگریم تا معلوم شود چه اندازه ضربهپذیر شدهاند وقتی داشتن چپیه در کشورهایی مانند استرالیا که حیاط خلوت ملکۀ انگلستان است؛ جرم به حساب میآید و وقتی نامبردنِ فلسطین و نه نامبردن حماس، ممنوع است؛ این یعنی غرب، به سرکردگی صهیونیسم دورانش تمام است و تا آن حد امکان ادامه ندارد و ادامهاش متزلزل است که با نام فلسطین، میلرزد. موفق باشید
با عرض سلام: استاد اگر نسل جوان این دوره را بخواهید با نسل جوان گذشته که همدوره شما بودند مقایسه کنید تأثیر میل درونی افراد در سیر و سلوک را در کدام نسل بیشتر ارزیابی می کنید؟ چون در دوران رسانه و اطلاعات دسترسی به منابع علمی یا حکمت و عرفان بسیار آسان شده و از طرفی دسترسی به امور و ابزاری که موجب غفلت انسان می شود هم بیشتر فراهم گردیده و گسترده شده به طوری که انسان نسل امروز بیشتر در معرض گناه و غفلت قرار دارد تا انسان نسل دیروز. ظاهراً میل و کشش درونی یک انسان در دوران امروز بیشتر تعیین کننده است که فرد به چه سمت و سویی کشیده شود. آیا این به نفع بشر شده یا به ضرر او؟ آیا در مجموع شرایط گذشته را برای سیر و سلوک معنوی انسان مناسبتر ارزیابی می کنید یا شرایط امروز را؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: یحث در موضوع بشر جدید است و تقابل تضادها، که از یک طرف اوج طوفان انسانبراندازِ آخرالزمانی در میان است و از طرف دیگر اوج طلب نهاییترین نهایتهای قدسی. و اینجا است که به سخن جناب مولوی میتوان نظر کرد که میفرماید:
چونک سرکه سرکگی افزون کند
پس شکر را واجب افزونی بود
قهر سرکه، لطف همچون انگبین
کین دو باشد رکن هر اسکنجبین
آری! جمع خوبیها و بدیها، میدانی است تا ما متوجه باشیم آنچنان نیست که در این ظلمات آخرالزمانی مأیوس باشیم بخصوص آنجایی که در دل چنین طوفانی متوجه جوانانی میشویم که حججیها نمونۀ آنها میباشند و اینجا است که متوجۀ بصیرت رهبر معظم انقلاب میشویم که میفرمایند امروز جوانان ما، جوانان خوب و آمادهای هستند. و دیدی که خطاب به اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا فرمودند:
جوانان عزیز!
امسال کشور شما، به برکت ایمان و اتّحاد و اعتماد به نفس، در دنیا اعتبار و وزانتی تازه یافت. تهاجم سنگین ارتش آمریکا و زائدهی ننگین آن در این منطقه، مغلوب ابتکار و شجاعت و فداکاری جوانان ایران اسلامی شد. ثابت شد که ملّت ایران با بهرهگیری از توانائیهای خود، در سایهی ایمان و عمل صالح، و در رویاروئی با مستکبران فاسد و ظالم، میتواند بایستد و دعوت به ارزشهای اسلامی را با صدائی رساتر از همیشه به دنیا برساند.
ملاحظه میفرمایید که دقیقاً نگاه رهبر معظم انقلاب به روحانیتی است که جوانان ما را در برگرفته. و حتی چند وقت پیش به دولت محترم نیز فرمودند چند جوان را به کار بگیرید تا مثلاً مشکل گازهای در حال سوخت منطقۀ خوزستان را مرتفع کنند. بنابراین بسیار باید امیدوار بود به جوانانی که در این گذرگاههای طوفانی انتخابهای بزرگی دارند. اینجا است که متوجۀ جایگاه تاریخی رهبر معظم انقلاب نیز باید باشیم به همان صورتی که جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سید هاشم الحیدری با ما سخن میگوید. https://eitaa.com/amoud313nasr/8404 موفق باشید
نظر حضرتعالی در مورد وجود مبارکه و شریفیه حضرت رقیه بنت الحسین (سلاماللهعلیها) و مرقد منسوب ایشان در شهر شام با توجه به نظر استاد مطهری که در یادداشتهای شخصی خودشان در باب انحرافات عاشورا اینگونه نگاشتهاند: «...و از طفل امام حسین به نام رقیه که در شام مرده و بعد برایش ضریح ساختهاند اخیراً به هم بافته اند...» صراحتا و بدون ارجاع چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که استاد علامه سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب «تحریفشناسی عاشورا» دارند که نقدی است بر کتاب حماسهی حسینی شهید مطهری. و نظر جنابعالی را به جواب سؤال شمارۀ 10714 جلب میکنیم. باید گفت مرحوم شهید مطهری در این مورد اسناد کافی در اختیار نداشتهاند. از آن طرف جناب استاد فیاضبخش میفرمودند همین سالهای اخیر که مزار حضرت رقیه در حال تعمیر بود قبر شکافته شد و بدن مطهر کودکی که آن بدن نپوسیده بود؛ پیدا شد و برای تعمیر قبر، به مدت بیش از ۲۰ ساعت آن بدن را در دستها نگه داشتند تا قبر آماده و در قبر قرار دادند. موفق باشید
زهری که با ما داده چو قند است خوش است، لعنی که فرستاده چو پند است خوش است، هرچیز در این مسیر پیش تو گذاشت، چون دوست پسندیده پسند است خوش است. ۱۷ آذر
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی در بستر حضور تاریخی که با انقلاب اسلامی پیش آمده، متوجه باشیم هیچ حادثهای بدون حکمت نیست حتی جنگهای تحمیلی. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. استاد بزرگوار جناب آقای اصغر طاهرزاده حفظهالله سلام علیکم. شهادت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه الصلوه والسلام همچنین شهادت حضرت امام حاج سیدعلی حسینی خامنه ای قدس الله نفسه الزکیه و تعدادی از خانواده محترمشان و شهادت سرداران اسلام و شهادت تعدادی از مردم شریف ایران مخصوصا شهادت جانسوز دانش آموزان مدرسه طیبه میناب را خدمت حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء و مردم شریف و آزاده ایران و شما استاد عزیز و بزرگوارم تسلیت عرض نموده و انتخاب بجا و شایسته حضرت امام سید مجتبی حسینی خامنه ای حفظه الله را خدمت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و ملت بزرگوار ایران و شما استاد برجسته قران کریم تبریک عرض میکنم و توفیق روز افزون ایشان برای خدمت به اسلام و مسلمین و مستضعفان جهان را از درگاه خداوند متعال خواستارم. احتراما بنده کارزاری در فضای مجازی راه اندازی کردم در اعلام بیعت با حضرت امام سیدمجتبی حسینی خامنه ای حفظه الله که کسانیکه مایلند بتوانند از این طریق بیعت خود را اعلام نمایند، لذا از شما درخواست میکنم اگر صلاح میدانید دستور بفرمائید لینک این کارزار را که ذیلا اعلام میکنم در کانال های گروه فرهنگی المیزان قرار دهند و به دوستان و شاگردان محترمتان سفارش بفرمائید که اولا کارزار را امضا کنند، ثانیا در گروههایی که تشریف دارند ارسال فرمایند تا ان شاء الله بحول و قوه الهی بتوانیم کارزار را با امضای بسیار بالا تقدیم معظم له بنماییم. قبلا از بذل عنایت شما کمال تشکر و قدردانی را بعمل میآورم. https://www.karzar.net/291706
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عنایت داشته باشید که آنچه این سایت برای خود تعریف کرده، جوابدادن به سؤالات کاربران محترم است و با اینحال پیشنهاد جنابعالی در معرض دید کاربران محترم قرار میگیرد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: دو سال قبل از رييس جمهور شدن حضرت آقا آقایی فرمودند من ۵۰ سال از زمان جلوام و حضرت آقا از زمان ۱۰۰ سال جلواند و این واقعا از حرفهایشان و کردارهایشان پیداست و اين از راهپیمایی ۲۲ بهمن هرساله ی مردم ایران هم پیداست. استاد من امروز که راهپیمایی بودم خیلی از این خانم ها رو که میدیدم می دیدم که با حجاب ناقص که نه با حجاب کامل میومدن شعار مرگ بر آمریکا می گفتن. واقعا این راهپیمایی و ماأدراک ما هذا الراهپیمایی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه آن عرایض در جواب کاربر محترمی که سوال 41162 را فرمودند عرض شد که باید نظر به وجدان تاریخی مردم داشت؛ امری که جبهه استکبار با امید به رسانه هایش متوجه وجدان تاریخی مردم نیست. موفق باشید
به نام خداوند. از فکر خطور هم نمیکرد پس از جنگ ایران و اسرائیل هنوزم هم اصلا احمقی باقی مانده باشد که در مملکت مان دشمن جمهوری اسلامی باشد! زیرا حق بشدت ظهور کرد. از همین روی خداوند با اغتشاشات و در مقابلش تضاهرات دی ماه ملت ایران را غربال نهایی کرد زیرا میخواهد ملت ایران در میدان های بسی برتر از همه دنیا حاضر شوند و به نتیجه جانفشانی هایشان برسند و مادری تمام آزادگان و دلباختگان انسانیت و توحید را بکنند. ۲۲ بهمن ماه اراده خداوند در غربال حق و باطل و تحقق «ملت جمهوری اسلامی ایران برای بهشت قرب خداوند و استقرار در آینده هست» و به نتیجه انتخاب امتحان های اعلای آخرالزمان خویش نایل میشوند. آیا زبان فارسی صرفاً کسی را ملیت ایرانی میبخشد یا برای ایرانی بودن که معنی نام ایران یعنی «سرزمین نجیبزادگان و شرافتمندان» است، جایی برای نانجیب ها و بی شرف ها می ماند؛ این اراده ای بوده که روح های خسروانی و موحد بنیانگذاران ایران باستان برای ایران داشتند زیرا همانطور که بدترین افراد از سر ریز اروپای وحشی یهودی، که حتی اروپا هم از شدت جنایاتش آنها را نمیتوانست بپذیرد و دنبال ساختن مملکتی بودند که قاره سرخ پوستان را پیدا و آنها را سلاخی، سرزمین ها را سرقت کرده و بنای استبداد جهانی را نهادند همانطور که پیداست روح بنیانگذاران آن شیطان ها خود را معرفی کردند: (کریستوف کلمب در نامه خود مینویسد: مردم سرخ پوست «بسیار مهربان، صلحطلب و سادهلوح» هستند! به راحتی هرچه میخواهی به آنها دیکته کنی، اطاعت میکنند. آنها خدمتگزاران خوبی خواهند شد. به راحتی میتوانیم آنها را مسیحی (عهد جدید یهود) کنیم. از آنجایی که آنها ساده و مطیع هستند، میتوان به راحتی آنها را وادار به کار در مزارع و استخراج طلا کرد. من میتوانم به اعلیحضرت ها تمام طلایی که نیاز دارند، برده و ادویه به هر مقداری که بخواهند، بدهم. این سرزمین برای استقرار شهرها و قلعهها و تبدیل آن به قلمرو پادشاهی بسیار مناسب است). این روح غرب وحشی روحی یهودی که امروز در غزه هم اوج گرفته مثل اپستین یهودی که آمریکا را محل نهایت یهودی بودنش یافت و روح های یهودی را در خود جای و برای نشان برتری و سلطه یهود از آنها مدارک برای باج گیری جمع کرد یک نمونه نهایی یهودیست. یهودی گری مرز ندارد چنان که ایرانی بودن بی مرز است چه اغتشاشگران مسلح یا سیاستمداری با ایده های مغربی یا سعودی هایی در کنار کعبه نیز یهودی هستند هرچند یک یهودی بی اصالت اما سرباز و برده ای برای یهودیان اصیلند. یهودیها هر ساله تعداد مردم دنیا را تقسیم بر تعداد مردم خود میکنند تا بدانند چند برده دارند! بله! این غربال بزرگ در ۲۲ بهمن ماه در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از شریف ترین ایرانی مسلمان عالم حضرت امام خمینی رضوان الله که علیه امروز جهانی شده و قول ایشان که فرمود «دلخوش به حداقل های مادی نباشید ما شما را به مقام انسانیت میرسانیم» و حقیقتا با مقاومت اقوام انقلاب او مثل فلسطینـ لبنان و ملت ایران در تمام دنیا مقام انسانیت را حاضر و معرفی کرد و ایران را مأمن و خانه توحیدـ شرافتـانسانیت و نجیب زادگی و قله آمال پیامبران و معصومین کرد زیرا امکان این تعالی را داشتیم و البته زیرا خداوند برای ظهور خود، برترین امکانات را برمیگزیند و ایران محل ظهور خدا شده است. جان و همه وجودمان فدای تمام و کمال تک تک انسانهای برتر زمان یعنی افراد حاضر در ۲۲بهمن ماه. این ملت ایران برگزیدگان و شرافتمندان و نجیب زادگان عالم هستی هستند. غبطه به یکایک ملت ۲۲ بهمن جمهوری اسلامی ایران و شاد باش به تعالی مبارکشان باد. خدا را شکر که یهودیها نتوانستند مثل دیگر کشور ها ایران را هم از آن خود کنند، بیچاره کره جنوبی یا ترکیه یا عربستان که امروز بی هویت ترین و احمق ترین و البته بی فرهنگ ترین اقوام دنیا شدند از پی آنکه اراده کردند غربی بشوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید شرایط، شرایطی است که ما در تقابل یهودیگری در اوج بیتاریخیِ آن و هویت خسروانیِ ایرانیِ شیعی در اوج درخشش آن قرار گرفتهایم و معلوم است که در چنین طوفانی انتخاب بزرگ، انسانیتی بزرگ را در پی دارد و اینجا است که اگر شخصیت رهبر معظم انقلاب را که خدا برای این دوران پرورانده است؛ مدّ نظر قرار ندهیم حتماً سقوط خواهیم کرد، هرکه میخواهد باشد با هر سابقهای. https://eitaa.com/zaghsefid/171157 موفق باشید
بسیار اندیشه ورز و پیداست دورانمون که منطبق به زمان موسی علیه السلام و کربلا و سقیفهء حضرت زهرا سلام الله! تنگنای کربلا آنقدر زیاد بود که از میان میلیون ها انسان در زمین فقط ۷۲ نفر پیوستند و از بین هزاران لشکریان خط مقدم دشمن فقط یک نفر حُر شد آنقدر که تنگنا بود! عده ای با سنگ و شمشیر میزدند و گریه میکردند که نباید بزنند اما نمیتوانستند نزنند و عده ای گول خوردن و میزان زیادی خواب غفلت را به سود و زیان خود در دنیا برگزیدند و همه تاریخ و حق را نادیده گرفتند زیرا همواره انتخابشان راحتی ها بود. آنها میترسیدند انتخاب های درست را داشته باشند و از خود بگذرند. احاطه ای که ما را در بر گرفته و معنی کرده تاریخ ماست! این دنیا تکرار قصه هاست به آدمیان، موهبت حیات در هستی عطا شد تا در هزاران آزمون خود یافتن، خود را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارند و پیش روند تا به صراط حق برسند پس این دنیا گورستان قصه هاست و غرب کافر، از ما بعنوان حرکت به سوی پوچی استفاده کرد. وقت آخرین بازیه! یه بازیه خطرناک با بالاترین میزان امتحان و ریسک: بقای بحق یا انقراض؛ این بازی همونحایی که شروع شد تموم میشه در دنیایی مثل یک هزارتو که امتحان میکنه ما کی هستیم که آشکار میکنه ما قراره چی بشیم. آخرین چرخه گراداگرد پیچ شاید این بار ما خودمونو آزاد کنیم زیرا گشوده تر از انقلاب اسلامی در تنها تاریخ محیط وجود نداره. انقلاب اسلامی حرکت ابراهیم و موسی و اهل بیت نبی است در انقلاب حضرت علی و زهرا حسن و حسین و همه چهارده معصوم علیه السلام همان راهشان را حاضر کردند و مهدی همچنان غایب است زیرا که هنوز ایشان منتظر خود است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و با نظر به همین انقلاب است که فردایِ انسانها هرچه بیشتر به سوی انسانیت است و به خوبی روشن است که طریقت حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» از فتوحات آخرالزمانی ایشان و درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی ریشه گرفته، طریقتی با گذار از مدرنیتۀ خودبنیادِ بشر جدید و از این جهت شخصیت حضرت امام تعلّق به آخرالزمان داشت و این غیر شهودی است که بعضی از اهل سلوک به عنوان شهودات فردی در آن متوقف هستند و لذا جلال و جمال در وجود امام به نحوی تجلی کرده بود که ایشان آخرالزمان را به نحو تفصیلی میشناختند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران اُنسی میتوانند از آن آگاهی داشته باشند و با توجه به این امر اگر به کربلا رجوع شود، کربلا را در تاریخ خود حاضر کردهایم و در اکنون خود در کربلا حاضر شدهایم. آیا با توجه به این امر میتوان به یگانگی «زندگی» و «مقاومت» اندیشه کرد؟ موفق باشید
سلام: بنده مربی طرح امین در یکی از مدارس دور افتاده استان بوشهر می باشم. در حال حاضر مشغول برنامه حفظ جز سی قرآن می باشیم برای نتیجه دهی بهتر، طرح و ایده جدیدتر، جهت پیشرفت در کار حفظ بچه ها از شما در خواست ایده و نظر کار گشا دارم. با تشکر از شما بزرگوار
باسمه تعالی: سلام علیکم: معرفت نفس به روش ساده که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده؛ به عنوان مقدمه میتواند کمک کند تا جوانان ما تصور تصحیحی از عالم مجردات داشته باشند و در آن راستا جایگاه وَحی الهی برایشان روشن میشود. در این رابطه خوب است به کانالهای زیر رجوع فرمایید. موفق باشید
https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 و https://eitaa.com/Radiohayat_ir/6806 و https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh و https://eitaa.com/matalebevijeh/21142
کسی با مطالعه و تمرین طبع شعری مییابد به نظر شما میتوان گفت یک نوع دیگر طبع شعر این است که در اثر سیر و سلوک پیدا میشود و هنگامی که مقداری از مراحل سیر و سلوک را پشت سر گذاشت طبعش باز میشود؟ و شعرهایی که از علماء و عرفاء در کتب و... هست نشانهای از طبع شعری ایشان و طبع شعری آنها بر اثر سیر و سلوک آنان بوده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. در جلسه 38 شرح کتاب «انسان و باز انسان» موضوعی تحت عنوان گفتن های قرب انگیز مطرح شد که در این رابطه میتواند کمک کند. https://lobolmizan.ir/get-file/5802/?item=0 علاوه بر این، می توانید به کتاب «زبان قرآن اصیل ترین زبان» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام: از آنجا که بودا پیامبر نیست. و طبق فرمایش علامه طباطبای اون حرفایی که بودا زده علامه تصدیق کرده و فرمودند این حرفای اسلام هم است. پس چه فرقی باید باشد بین حرف دین و حرف بودا. ما با اینکه پیروانش ازش بت ساختند کاری نداریم. و توحید ما برتر است که خداوند در مکان نمی گنجد درست است. مد نظر سخنان اسلام وبودا است. مچکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: اوپانیشادها گزارشی از حالات معنوی انسان یا انسانهایی است که در اُنس با حضرت محبوب به کلام آمدهاند و این غیر از توحید انبیای الهی و شریعتی است که آنها به نور نبوتشان و برگزیدگیشان از طرف حضرت ربّ العالمین به سوی بشریت آوردهاند تا انسانها زندگی خود را الهی و معنوی کنند. در آنجا که اوپانیشادها متذکر هستند، نوعی از دورشدن از دنیا و از زندگی است که ملامتی در آن برای افراد نیست. ولی قصۀ بشریت چیز دیگری است از آن جهت که باید در میدان زندگی، خود را آراسته و پرورده کند. موفق باشید
سلام عرض میکنم خدمت استاد طاهر زادهی بزرگوار: استاد، من در سوال قبل از شما پرسیدم که راهی جلوی پایم بگذارید که این فکر برای همیشه از من دور شود. ولی جواب این سوال که آیا معنی استخاره این بوده است که و اینکه را از شما دریافت نکردم. لطفا این سوال من را بیپاسخ نگذارید. ممنون از لطف شما و التماس دعا. 🙏🏻
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید ما در امورات خود نباید معطل خوابدیدنها و یا استخاره شویم. به همین جهت جناب علامه طباطبایی میفرمایند پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست و تکلیفآور نمیباشد. بنابراین باید بر اساس وظایف شرعی و عقلانی عمل کنیم و امورات خود را به خدا بسپاریم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «الدُّنيا تُسْلِمُ» يعنی چی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم:
خوار گذاشتن: اسلم العدو. (منتهی الارب)
أسلَمَ العدوَّ: دشمن را خوار کرد
استعاره شده به این شکل که دنیا با انسان مثل یه دشمن برخورد و او را خوار میکنه
وقتی در کنار فقره دیگه بهش نگاه کنیم، معنی ش کاملتر میشه:
«الدين يعصم و الدنيا تسلم»
یعنی :دين انسان را نگه میداره، جایگاه خودش رو بهش میده ولی دنيا با رهاسازی و عدم حفظ در جایگاه خودش، خوارش میکنه.
با عرض سلام و احترام استاد این پیش گویی هایی که بر اثر تجارب نزدیک به مرگ هست تا چه حد قابل تحقق است؟ یا چقدر احتمال تغییر دارد؟ و اصلا آنچه آن شخص در آن حال میبیند چقدر میتواند گویای واقعیت در آینده باشد؟ و آیا اینها مانند خواب میتواند دارای تعبیر باشد چون در خیلی رویاهای درست شخص چیزی را میبیند که تعبیرش چیز دیگری است مانند خواب عزیز مصر در دیدن گاوها. باتشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مکرراً عرض شده نباید به آن نوع پیشگوییها که حتی گویندگان آن افراد صادقی هستند؛ اعتماد نمود از آن جهت که خطر ورود شیطان در آن نوع تجربهها ممکن است زیرا که شیطان بعضاً هزار نکتۀ درست میگوید تا یک نکتۀ دروغ را جا بیندازد. موفق باشید
سلام خدا قوت طبق تذکرات در رابطه با کتاب معرفت نفس و حشر در لینک زیر: https://lobolmizan.ir/leaflet/205 منظورتون از شرایطی که روح آمادگی کامل دارد وارد بحث شوید. را بفرمایید. . در حین مطالعه کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه بودم که با این کتاب و این نوع نگاه مجددا و مکررا روبرو شدم. و احساس کردم یا طلب کردم که بدان بپردازم. از طرفی با مباحث شما در این چند ساله مانوس بودهام و اما هنوز به طور جدی به معرفت نفس و حشر نپرداخته بودم. از طرفی غرض مراجعه جدیام_ با درد و رنجی جانکاه_ به کتاب تقدیر توحیدی، فکر در مورد چگونگی طی مسیر و طی کردن راه آینده است پس از شهادت حضرت آقا . با توجه به وجود افرادی در کنارم که پروای آینده ندارند بدین معنا که در عمیق ترین لایهها متذکر این رخداد و چگونگی ادامه آینده انقلاب نیستند و شاید خودم هم نباشم. همان طور که در مباحث آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق به خصوص این مطلب را حس کردم. از طرفی ضعف وجودی خودم و به هم ریختگیها نیز مد نظرم میآید. همانگونه که حاج قاسم نیر در آخرین سخرانی خود با س.پ.ا.ه در سال ۹۸ نیز متذکر این امر بود و خوب متذکر شده بود که به چه وضعی افتادهایم و چه چیز را از دست دادهایم و بنده نیز در چنین وضعی قرار دارم. اما تفاوتش در ضعف وجودی و زمینگیر بودنم است، گرچه به حکم "هر چقدر ای دل که توانی بکوش" نَنِشتهام، اما سخت برایم پیش میرود. از طرفی با خودم میگویم تحول وجودی با کلام معجزهآسا و پیامبرگونه آوینی از یک طرف و درد و رنج حقیقی دکتر داوری از طرف دیگر ممکن است. آری با شهادت آقا بیچاره شدم اما نمیدانم چرا ماندهام و از طرفی اگر شهادت بخواهد نصیبم شود خود را آماده نمیابم و شهادت را موثر نمیدانم و از طرفی ماندن اینگونه و در بین افرادی که شاید نسبتی با آقا ندارند_در عین پر تلاش و انقلابی بودن_ و عقلانیت لازم و ایمان لازم را ندارند سخت فکری و مستاصل و درماندهام میکند. ولی میدانم که تمام اینها از ضعف وجودی خودم است چرا که اگر در خودآگاهی تاریخی زمانه مستقر بودم خود را در ایمانی از جنس ایمان رهبر شهیدم مییافتم. القصه اینکه حدود سه الی چهار سال است در جایی مشغول خدمت هستم و حتی حدود سه سال پیش بود که در عین تلاش شبانه روزی و گرفتاریها مشغول مطالعه خرد سیاس دکتر داوری همراه صوتهای شما بودم و بدین قصه میاندیشیدم. و در تلاش برای یافتن راه و یافت درکی دیگر. هم اکنون نیز هم رنج بیوجودی خود را دارم و هم رنج این بروکراسی بیمعنا کننده آدمها و از طرفی غصه ماندن. با حاج قاسم و ابومهدی و سید حسنها و عماد و به خصوص حسن تهرانی مقدم چه گریهها که نکردم و چه طلبها. حال بعد از آقا چه کنم. میدانم که اهل اشارهایم و از پراکنده گوبی ام عذر میخواهم. اینها غر زدن نیست و درد دل است و طلب راه. اگر امکانش هست پاسخ را خصوصی برایم ارسال کنید. متن پیام گویای این مطلب هست. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، بیتفاوتنبودن به حساسیتی است که در این دوران خاص و در این مرحله از تاریخ انقلاب، سراغ ما آمده است که نیاز به اندیشۀ خاصی دارد تا به گفتۀ استاد حمید رضا محمدی https://eitaa.com/varastegi_ir/2193 با حرکات و سکنات و گفتار خود میتوانیم بیمعنابودنِ زندگی غربی را بیش از پیش نشان دهیم و روشن نماییم با مقابلهای که ایران عزیز در این مرحله از تاریخ با آمریکا نمود؛ آخرین میخ به تابوت قرنِ آمریکایی زد و از این حضور، آری! از این حضور غافل نباشیم.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کردهایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاببودنِ آنها نسبت به آن اسماء، میتوانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرباند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما میباشد و میتوان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر شهید انقلاب در حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» بیابیم که در بصیرت تاریخی خود اظهار نمودند: «این قرن، قرن نابودی ابرقدرتها است»؛ با نظر به چنین حضوری ما با معنای دیگری به خداوند رجوع میکنیم. موفق باشید
«چون زخم های روی تنت گریه ام گرفت... السلام علیک یا قتیل العبرات» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. گاهی که به صحنه عاشورا و کربلا نگاه میکنیم این سوال پیش می آید که چرا سیدالشهداء «علیه السلام» به حضرت اباالفضل با آن همه قدرت و کمالات اجازه ندادند با نهایت سلحشوری و خشونت وارد جنگ بشوند. و لذا راه دیگری را در مقابل او گشودند که آب آوردن برای کودکان حرم و در نتیجه گرفتاری در گرداب بلایی شد که تا قیام قیامت برای حضرت اباالفضل و مظلومیت و رشادت و وفای او اشک بریزیم. یا چرا از لشکر ملائکه و جنیان برای نابودی و هدم دشمن کمک نخواستند. پاسخش را میدانیم. حضرت سیدالشهداء مأموریت خاصی دارند تا حکمت و حماسه و اقتدار و مظلومیت و اشک در هم آمیخته شود و با این معجون معجزهای در جان ها پدید آمده و تاریخ دیگری برای غلبه نرم افزاری بر همینه پوچ دشمن گشوده شود. حال در اکنون تاریخ و بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی تا کجا و چه اندازه باید با اسلحههایی که دارد کار را جلو ببرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیۀ ۷۵ سوره نساء فکر کنید که میفرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» و از این جهت ما نسبت به مظلومان فلسطین وظیفۀ حساسی داریم و اساساً این، مبنای انقلاب اسلامی میباشد که حضرت امام خمینی و امام خامنهای مبنای آن را پیش آوردند و این راز دشمنیِ استکبار و رژیم صهیونی با ما میباشد که ما آنها را در آن تجاوز بزرگ راحت نمیگذاریم و اساساً ما خود را در این میدان تعریف کردهایم و تا این ظلم و استکبار هست؛ این مقابله ادامه دارد. حال چگونه و در چه میدانهایی؟ «والله اعلم». و این است که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد». و بحمدالله این مقابله به زیباترین شکل در بستر به شهادترساندنِ حضرت امام خامنهای قرار گرفته است تا ما زندگی را گُم نکنیم. موفق باشید
سلام استاد از درون پاشیده هستم.....
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است ابتدا به مباحث «نیستانگاری» که روی سایت هست و سپس به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود و پس آن به مباحث قرآنی مانند عرایضی که در مورد سورۀ آلعمران شده، رجوع فرمایید. موفق باشید
«یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی» سلام خدمت استاد بزرگوار: در مفاتیح الجنان در مورد دعای جوشن کبیر نقل شده: «این دعا را جبرئیل براى آن حضرت در یکى از جنگها فرود آورد، درحالى که «زره» سنگینى بر تن آن جناب بود به گونه اى که سنگینى آن بدن مبارک آن حضرت را به درد آورده بود. جبرئیل عرضه داشت: یا محمّد پروردگارت به تو سلام میرساند و میفرماید: این «جوشن (زره)» را از تن خود بیرون کن و این دعا را بخوان که براى تو و امّتت موجب ایمنى است» پرسش های متعددی در اطراف این روایات ممکن است پیش بیاید: ۱. آیا واقعاً دعا تا اینجاها هم نقش دارد که میتوان زره مادی را از تن خارج کرد و به جای آن از طریق دعا زرهی معنوی در اطراف خود شکل داد؟ ۲. آیا دعای جوشن کبیر برای محیط هایی که تا حدودی دارای ظلمات و کدورت ها و آثار گناهان هست هم مفید است و آیا میتواند جان ما رو از تهاجم آلودگی ها محافظت کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد خلع زرۀ حضرت در نسبت با مناجات «جوشن کبیر» میتوان اینطور فکر کرد که منظور آن باشد که نگهدارِ حقیقی آن مناجات فوق العاده است و از این جهت امیدوار به زرۀ مادی نباید بود و لذا لازم نیست از نظر فیزیکی آن زره را از بدن خارج کنند به همان معنایی که به ما فرمودهاند: «با توکل زانوی اشتر ببند» ۲. به نظر میآید اگر بشود در محیطی افراد را متوجۀ اشارات آن نیایش بزرگ بگردانیم، مطمئناً آنها با توجه به فطرت توحیدیشان به خود میآیند. موفق باشید
