بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

آیا به نظر حضرتعالی در سیر و سلوک باید تبعیت محض آنهم از یک استاد داشته باشیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این تاریخ چنین امری چندان لازم نیست. در این رابطه به جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت (رحمة الله علیه)» رجوع شود.
 https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA . موفق باشید
 

40888

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد در تشخیص اینکه یک نفر استاد عرفان مناسب ما هست. یا نه ملاک چیست؟ مثلا اگر بین دو استاد مردد شدیم که یکی خیلی در دسترس و دیگری کمتر کدام بهتر است و اینکه مقام معرفتی کدام بالاتر است نمی دانیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید ابتدا باید در این زمانه متوجۀ جملۀ مشهور آیت الله بهجت شد که فرموده‌اند: « علم تو استاد توست». و در این رابطه خوب است به جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت (رحمة الله )» که روی سایت هست رجوع فرمایید. ۲. بعد از مطالعۀ کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بهتر می‌توانید با همۀ این افراد در راستای تحقق چشم‌اندازِ توحیدی که نیاز دارید، ارتباط  داشته و بهره ببرید. موفق باشید

41651

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

وای منُ وای منُ وای من چگونه زنده ام بی عشق؟ جوابش معلوم است که اصلا زنده نیستم؛ خستگی مفرط، افسردگی همیشگی، فشار لحظه به لحظه، ناراحتی مدام، اضطراب دائم. اینها نشانه حیات که نیست، هست؟ در تهِ تهِ تهِ راه مرگ می زییَم که هیچِ هیچ مرا نمی رامد و آشفتگی دایم و هردم به کاری و عدم ثبات مرا به مرگ و نیستی مایل کرده! که ناگهان بر دل نگریستم و وحشت مرا سوازند!؛ محبت هیچ در دل ندارم؛ نمازی از روی محبت نداشتم، تنها کسی که دوست نمی دارم خدایم بود! تنها کسی که به دل نمی‌شناسم، حسین اوست! استاد زندگی عادیم هم دچار اختلال شده لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه راه دوست داشتن را بر دل بیابم؟ کتاب حب اهل بیت رو خواندم اما مرا نرساند. و اینک احسان به همسر و پدر و مادر و رفیقان بسیار سخت شده و زندگی را سرد و تاریک برایم گماشته. که تا خدایی در میان نباشد، دلی نیست و حبی به او نیست و حب در احسان به خلق او نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی ، سلام علیکم :حکایت قبض و بسط ، حکایت هر انسانی است که در راه قرار گرفته و تازه حال با قبض و بسط خود روبرو می‌شود. و این حکایت از آن دارد که آری باید خود را بازخوانی کنیم تا به جایی برسیم که به گفته‌ی شما خودمان برای خودمان قابل پذیرش باشیم.
اینجاست که همان‌طور که در حدیث ثقلین داریم قرآن با همه آن معارف کافی نیست باید انسان‌های بزرگ و متعالی مد نظر آیند یعنی امامان معصوم.
حال ما در تاریخی هستیم که مفهوم ما از امامان معصوم باز کافی نیست باید شخصیت آنان مد نظر آیند که همچنان که استادان عرفان می‌گویند استادان سلوکی کمک کار می‌توانند باشند و به نظر بنده رهبر شهیدمان نمادی از آن حضورند.
مسلماً امروز بدون توجه به شخصیت رهبر شهید مان در حضور انسانی خود که به سوی حقیقت باشد نمی‌توانیم حاضر شویم.
مهم آن است که بدانیم این مسیر مسیری است که بدون قبض و بسط و یا بدون جلال در کنار جمال نیست در این رابطه خوب است به سوال شماره 41639 نظری داشته باشید.
خوشا به حال ملتی که از آن رهبر شهید آموخته است که با «وقار» و «تاب‌آوری» و «ایمان» می‌تواند جهان را دگرگون کند. و این است معنای زندگی و حضور در آینده‌ای که در خود آغاز کرده‌ایم و آن زندگی را به صورتی بدیهی در خود احساس می‌کنیم، به همان صورتی که پیامبران، حقیقت را در خود احساس می‌کردند و در آن راستا با همان بعثت درونی ایفای نقش می‌نمودند. موفق باشید
 

41637
متن پرسش

سلام استاد: من هم مثل شما قبول دارم که با شهادت رهبری تاریخ جدیدی شروع شده اما نه به صورتی که شما مذاکره و آتش بس را تقدیس کردید و از آن حماسه ترسیم کردید. به برکت خون رهبرشهید در تاریخ جدید خود جریان سازش کار غرب لیس عاشق مذاکره حذف خواهند شد. به زودی زود ان‌شااءلله. طرف مورد مذاکره غیرعاقلانه، غیرشرافتمدانه به لیست سیاه جنایاتش قتل رهبری را افزود و لذاست که قبح مذاکره بیشتر هم شد نه اینکه با شروع تاریخ جدید مذاکره ای که تا پارسال شر بود، خیر شده باشد. قبلا گفتید شما تعصب دارید. بله ما تعصب داریم. قاب مذاکره با قاتل پدر شهیدمون بسیار آزار دهنده هست. مثل اینست که روز عاشورا با قاتل اباعبدالله مذاکره انجام شود! اگر برعکس بود ما رئیس جمهور آمریکا را کشته بودیم آمریکا روز چهلم قتل رییس جمهورش آتش بس را قبول می‌کرد؟ یا تا چند ماه فقط ما کوبیده می‌شدیم؟ بگذریم که مسئولین واداده ما وقتی آمریکا رهبر را تهدید می‌کرد، حتی حاضر نبودند عبارت مرگ بر آمریکا به مرگ بر رییس جمهور آمریکا تعبیر شود، چه رسد به اینکه رییس جمهور آمریکا را تهدید کنند!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این نوع نگاه به مسئولان کشور با شما همراه نیستم. و این نگاه را جدای نگاهی می‌دانم که رهبر عزیزمان با ما در میان گذارده‌اند. باز پیشنهاد می‌شود سخنان جناب حجة الاسلام مهدی طائب را بخصوص در آن قسمت‌های قرآنیِ آن سخن؛ با دقت دنبال کنید. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490  . چه اندازه آیت الله حائری شیرازی  «رضوان‌الله‌تعالی علیه» آن مرد اخلاق، زیبا متذکر می‌شوند که چرا اهل ایمان با تفاوت نظر باید «همدیگر» را تحمل کنند. https://eitaa.com/jahad_tabein/68467 . فدای عالمانی بشویم که این چنین با بصیرت با ما سخن می‌گویند که چرا باید ما «همدیگر» را، آری! ما «همدیگر» را تحمل کنیم. موفق باشید  

41585
متن پرسش

باسلام و احترام در موضوع مذاکرات و مطالبات مردمی، چند نکته به‌نظرم رسید که گفتم با جنابعالی در میان بگذارم: مورد۱:« قطعا تهمت زدن و خائن خواندن مسئولان نظام، امری بسیار پلید و امری نکوهش‌شده می‌باشد و در این مورد بر هیچکس پوشیده نیست که یکی از اهداف دشمن، ایجاد اختلاف بین ملت و دولت است.». مورد۲:« اینکه مردم حاضر در خیابان مطالبه کنند که مسئولان در اجرای ده بند قاطع باشند قطعا چیزی نیست که نفاق به‌بار بیاورد. عده‌ای مردم را به بهانه اختلاف‌پراکنی ساکت می‌کردند و تذکرات بجای ایشان درباره مذاکره را عملی در راستای ایجاد اختلاف برمی‌شمردند. بااینکه تجربه مذاکراتی ایجاد نگرانی می‌کند و این نگرانی بسیار بجاست. دقت کنیم که این نگرانی با نفی مذاکره متفاوت است. برای مثال اینکه مردم می‌گویند زیر سایه تهدید نباید مذاکره کرد یک حرف از هوای نفس نیست، بلکه کلامی از رهبر شهید و منطبق با منطق است». مورد۳:« بعضا تذکرِ مردمْ به مسئولین را مایهٔ نفاق تلفی می‌کنند در صورتیکه اینچنین نیست. مردمِ مبعوث‌شده ماموریتی دارند و با بصیرت و هوشیاری ایکه در آنها وجود دارد، این مأموریت به آنها واگذار شده است. این مردم کشور را راهبری کردند». مورد۴:« بعضی می‌گویند که عوام نباید راجع‌به مذاکرات صحبت کنند و این موضوعی تخصصی است که متخصصان باید به آن بپردازند. البته اینکه مذاکره موضوعی تخصصی‌ است کاملا واضح است منتها اینطور نیست که مردم را ساکت کرد که درباره آن نظر و پیشنهاد نداشته باشند». مورد۵:« امام خامنه‌ای فرمودند که فریاد های شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است. این کلام نه‌تنها دعوت به سکوت در موضوع مذاکره نمیکند، بلکه مردم را تشویق به مطالبه، آن‌هم با فریاد می‌نماید. انسان زمانی فریاد می‌کشد که نظری مهم دارد، نگران است و بیمِ تجربیات گذشته را دارد. امام خامنه‌ای با این کلام، مردم را پای میز مذاکرات بردند که همگان بدانند که طبق مبانیِ «جمهوریت»، مسائل ایران اسلامی با فریاد های مردمش اتخاذ می‌گردد». مورد۶:« باید حق داد که مردم نگرانِ مذاکرات باشند و باید در قبال مطالبات ایشان انصاف داشت. تک تکِ جملات رهبر شهید در آیینه وجود این مردم انعکاس دارد. مثلا آنجا که فرمودند:« از مذاکره‌ی با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشود. دلیل: تجربه. ما در دهه‌ی ۹۰ نشستیم حدود دو سال با آمریکا مذاکره کردیم... یک معاهده‌ای هم تشکیل شد... همین شخصی که حالا الان سر کار است، این معاهده را پاره کرد... امتیاز دادیم، کوتاه آمدیم، امّا نتیجه‌ای را که مقصودمان بود به دست نیاوردیم... با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد؛ مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.» ۱۴۰۳/۱۱/۱۹.» مورد۷:« ساده پنداری است که بگوییم آمریکای سال ۱۴۰۵ مهربان‌تر و منطقی‌تر از آمریکای سال ۱۴۰۳ و دهه ۹۰ است. او وحشی‌تر و جسورتر شده است. نگرانی مردم ذیل این است که یک چنین آمریکایی با چنین صفات پلیدی را می‌شناسند». مورد۸:« همه مردم با هر اختلاف بنیادینی هم که داشته باشند، ذیل امر ملی و سه رکنِ جمهوری اسلامی ایران اتفاق نظر دارند. اگر به این توجه کنیم آنوقت همه را محکوم به ایجاد اختلاف نمی‌کنیم و با سعه صدر همه نظرات را می‌شنویم». مورد۹:« اتحاد و وحدت ملی زمانی موضوعیت دارد که اختلافاتی وجود داشته باشد. امام خامنه‌ای در شعارِ سال به وحدت ملی اشاره نمودند. این وحدت ملی یعنی باتوجه به اختلاف های بنیادینی که هست و هیچکس منکر و نفی کننده اینها نیست، در زیر سایه امر ملی همگان اتحاد داشته باشند». مورد۱۰:« مطالبات و نکات مردم راجع‌به مذاکرات، چیزی جز پایبندی ایشان به ایرانِ عزیز را نمی‌رساند. آن ۱۰ شرط، ناموس ملی ایرانیان است که چه با مذاکره و چه با جنگ باید محقق گردد». مورد۱۱:« اگر ذیل امر ملی متحد شدیم، آنگاه هر چیز که زمانی به ضررِ ایران بوده است مارا نگران می‌کند. باز تاکید می‌کنم که حسن ظن به آمریکا ساده‌لوحی است و اینکه گمان کنیم آن به اصطلاح ابرقدرت به‌سادگی از منافعش می‌گذرد و اعلام شکست می‌کند و می‌رود، امری ساده‌انگارانه است. مذاکرات با آمریکا در یک دوره چند ده ساله نتیجه‌ای برایمان نداشته است و اتفاقا مایه وحدت مان، یعنی کشورمان ایران را به سختی کشانده است؛ برای همین است که مایه نگرانی است و این بیم را باید به‌حق شمرد». مورد۱۲:« عده‌ای میگویند که باید اعتماد صد درصدی به مسئولان و نمایندگان مذاکره‌کننده داشت. خواستم بگویم که اتفاقا مردم اعتماد کامل را دارند که امید دارند که ایشان خواسته های ملت را عملی کنند. این مطالبات یعنی ای مسئولان! ما به شما اعتماد داریم که شما میتوانید مطالباتِ مارا به‌اجرا درآورید. انتقاد هایی که بعضا می‌شود نیز در همین راستاست. در راستای اعتماد به مسئولین برای اجرای مطالبات و لحاظِ انتقادات». باتشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم، طرز مطالبه است که خدای ناکرده موجب دوگانگی نشود. به همین جهت عرض شد: «مطالبه آری، ولی توهین نه». فدای مردمی شویم که با همان روحیۀ ایمانیِ حاکی از بعثت با خُلق محمدی«صلوات الله‌علیه‌وآله» متوجۀ افق‌های متعالی و گشوده‌ای شده‌اند که با مقابله با جبهۀ استکبار پیش آمده است و نگرانند که این حضور با آن نوع مذاکراتی که نوعی باج‌دادن به آمریکا بود، به حاشیه رود. و این ظلم به این مردم است که آن‌ها را عوام بنامیم. 
آری! در رابطه با مذاکرات باید تفکر تاریخی نسبت به آن موضوع، همواره در میان باشد از آن جهت که ما پس از دفاع مقدس سوم در تاریخِ دیگری حاضر شده‌ایم و حال این مائیم که برای مذاکره، شرط تعیین می‌کنیم برعکسِ تاریخ گذشته که آمریکا برای ما شرط تعیین می‌کرد . در دل همین مذاکرات ما می‌توانیم حاضر شویم و شروط خود را به میان آوریم؛ ضعف دشمنان را نشان دهیم و معلوم است که نتانیاهو سخت، از این موضوع نگران است و این است که ملاحظه کردید با بمبارانِ شدید و بی‌سابقه به مردم لبنان خواست تا این جریان را به هم بزند و این هوشیاری تیم مذاکره و مسئولان حزب الله بود که متوجه شدند نباید برای دفاع از مردم عزیز لبنان در مسیری قرار گرفت که نتانیاهو دنبال می‌کرد و ملاحظه کردید که به هر حال مسئله آن‌قدر مهم است که دولت مزدور لبنان حاضر شده است با اسرائیل بر سر آتش بس مذاکره کند به امید آن‌که سخن مذاکره کنندگان ایرانی که جبهۀ مقاومت را یک‌پارچه می‌دانند؛ به حاشیه ببرد. و البته و صد البته موضوع، بسیار حساس و مهم است و نباید از یگانگیِ دیپلماسی و میدان که به خوبی پیش آمده است و ملاحظه فرمودید که وقتی با روحیۀ حماسی و درکِ تاریخی وارد آن مذاکره شدیم؛ با کوچک‌ترین بهانه‌ای که دشمن پیش آورد، آن مذاکره و مذاکرات بعدی را رها کردیم. 
چه اندازه این سخن که فرمودید اساسی است که ذیل امر ملّی و سه رکن جمهوری اسلامی، مردم ایران اتفاق نظر دارند و این همان سعۀ صدری است که به عنوان عنایت الهی بر مردم ما عنایت شده است. موفق باشید https://eitaa.com/khandehhhalal/24552  
 

41207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: مراد از علم نافع چیست؟ آیا علوم دانشگاهی به جز علوم حوزوی و قرآنی علم نافع به حساب می آیند؟ منظور دقیق از واژه نافع چیست، و از کجا بدانیم در این مسیر گام برمی‌داریم. با تشکر از جناب استاد. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ماورای علوم رسمی که هر کدام برای زندگی می‌تواند مفید باشد؛ عنایت داشته باشید که موضوع علم نافع یعنی علمی که جهت‌گیری انسان را اصلاح می‌کند تا در بستر آن علم، انسان‌ها از تجربه‌های‌شان در امور اجتماعی بهترین نتیجه را بگیرند وگرنه به جای گزیده‌شدن از یک سوراخ، هر روز از ده‌ها سوراخ گزیده می‌شوند زیرا حکمت لازم را که همان علم نافع است در میدان دید خود نسبت به امور به کار نگرفته‌اند. موفق باشید

41130

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد برای یادگیری تاریخ برای سيرش از چه کتابی باید شروع کنم؟ آیا کتابی در این مورد سراغ دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد تاریخ اسلام برای شروع، کتاب آیت الله سبحانی خوب است و در مورد تاریخ معاصر، آثار آقای دکتر موسی حقانی و آقای دکتر موسی نجفی مفید می‌باشد. موفق باشید

41069
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: در تلاطم آشوبهای روز پنج شنبه ی خونین سرزمینم، برای چندمین روز فرزندم را راهی دفاع از جبهه حق کردم لحظه ای که راهی کردم ذره ای شک نداشتم ولی موقع خداحافظي لحظه ای شیرینی اش به جانم مزه کرد حتی نگاهش نکردم که پاگیرش نباشم آرام بودم شب زنگ زد که در محاصره ایم دعایم کن خدا می‌داند دل آشوبیم آنقدر گذرا بود که خود به مهر مادری ام شک می‌کردم تویی که اینقدر آرامی؟ فقط و فقط گفتم امام زمان حواسش به شما هست مطمئن باش نمی‌دانم چرا حتی منتظرش نبودم این جنس خودم را نمی‌شناختم تو مادری و اینقدر آسوده خیال آشوب به اتمام رسید فرزندم را خدا به آغوشم برگرداند جمله ای گفت که هم خودش را تا به امروز زیر و رو کرده هم جان من را گفت خدا را در قلب آتش دیدم مثل روزی که دریا برای موسی شکافته شد مسیر برایمان باز شد در لحظاتی که هیچ امیدی نبود و مثل درندگان بچه ها را تکه پاره می‌کردند بعد از نزدیک دو هفته امروز کسی در جانم گفت آنروز خدا موسای تو را به نیل انداخت آرامشت از تو نیست از آغوش گرمی است که موسای تو را در برگرفت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا می‌داند قضیه از همین قرار است و همان‌طور که رهبر معظم انقلاب متوجه شده‌اند و اظهار فرموده‌اند؛ خداوند اراده کرده است تا به نور این انقلاب، راه هدایت و ایمان را بر روی مردم جهان بگشاید. خدا را شکر کنید که همچون دیگر مادران این انقلاب، متوجۀ چنین حضوری هستید. این حکایت نور توحید است هرچند بعضی از سیاسیون متوجۀ این امر نیستند و امثال آقای علی علیزاده اخیراً با عدم درک ایمان رهبری از درک حضور تاریخی و تمدنیِ انقلاب اسلامی عقب افتاده‌اند. زیرا برای ادامۀ این انقلاب، نوری از انوار توحید باید در میان باشد.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کرده‌ایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاب‌بودنِ آن‌ها نسبت به آن اسماء می‌توانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرب‌اند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما می‌باشد و می‌توان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر معظم انقلاب در حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که به حکم اظهار «این قرن، قرن نابودی ابرقدرت‌ها است»؛ منشأ آن اسماء است بیابیم و معنا کنیم.
موفق باشید              
 

41059

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد: بنده یک زندگی معمولی دارم سر کار میرم و.. اما احساس می‌کنم کار خاصی برای ظهور امام زمان یا وظیفه اجتماعی نمی‌کنم. من چجور باید مسئولیت زندگی ام رو پیدا کنم؟ روزهای من بسیار به بیهودگی می‌گذرد. هر چند هم خانه داری می‌کنم هم شاغل هستم، همچنین مال و پول هم که بدست می آید در چه راهی خرج شد که هدر نرود حال اگر بخواهم از لحاظ دینی برای مال و زمانم برنامه ریزی کنم و یک تقسیم بندی داشته باشم به چه صورت است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در دوران بی‌معناشدن انسان ، انسان‌ها معنای خود را با حضور در تاریخی که ذیل ارادۀ الهی در این زمانه شکل گرفته پیدا کنند که به نظر بنده آن تاریخ، تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده است. امری که جناب هایدگر به دنبال آن بود و آقای دکتر احمد فردید فرموده بودند ای کاش او در زمان ظهور انقلاب اسلامی زنده بود تا با خدای آقای خمینی متوجۀ خدایی می‌شد که به دنبال آن بود. پیشنهاد میشود مباحثی که تحت عنوان «نیست‌انگاری» روی سایت هست، دنبال شود. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds

41035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خسته نباشید: سوال اول. وقتی فساد خیلی زیادی توی مسئولين جامعه هست چرا نباید مردم آنها را دشمن خود بدانند و چرا حکومت در این زمینه به وظایف خود اونطور که باید عمل نمی‌کند. یه اغتشاشگر را زود شناسایی و اعدام میکنن ولی اختلاسگر راحت میچرخه برای خودش. چرا بزرگانی مثل شما نباید در ملأعام اعتراض بکنند علیه این موارد؟ مگه جزیی از امر بمعروف و نهی از منکر نیست؟ اینکه مصلحت نیست و باعث از بین رفتن وفاق می‌شود فکر کنم قانع کننده نیست. سوال دوم. حتما که امام علی چشم بصیرت شان باز بوده، پس چرا بعضا مسئولینی انتخاب کرده اند که بعدا مشخص شده خائن هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بنده با تجربه‌ای که در مسئولیت‌های اجرایی داشتم؛ پس از مدتی به این نتیجه رسیدم ما برای ادامۀ انقلاب نیازمند به معارف عمیق قرآنی هستیم. به همین جهت از آن مسئولیت‌ها استعفا داده شد ولی بالاخره ما باید متوجه باشیم «برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد» و این روش رهبر معظم انقلاب است که در راستای تحقق تمدن اسلامی و راه عبور از امثال آقای رفسنجانی‌ها که مسلّم خائن نیستند، ولی متوجۀ اهداف متعالی انقلاب اسلامی نیز نمی‌باشند، که باید مستقیماً درگیر نشد، زیرا به هر حال خائن نیستند ولی جاهل‌اند و گمان می‌کنند می‌توانند با مذاکره، آمریکا را نرم کرد. تذکری که در جواب سؤال شمارۀ 41037  بدان اشاره شد. ۲. ملاک، همواره وضع فعلی افراد بوده و نمی‌توان با اطلاع از فردای افراد آن‌ها را از موقعیت امروزین‌شان محروم نمود وگرنه حجّتی برای آن‌ها خواهد شد در مقابل ما و حال با نشان‌دادن خود حجّتی می‌شوند برای ما. موفق باشید

41023

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: خدا شما و امثال شما را حفظ فرماید. امام کاظم علیه السلام، در دعای بعد از نماز شب در ماه رجب می‌فرمایند: تَجْعَلَ عَیشی عیشَةً نَقِیةً وَمَیتَتی میتَةً سَوِیةً ... زندگی مرا زندگی پاک و پاکیزه و مرگم را مرگی معتدل و مستقیم قرار بده... منظور از مرگ معتدل چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا منظور آن نوع مرگی می‌باشد که انسان وظایف دنیایی خود را به لطف خداوند به خوبی انجام داده باشد و به جای روبروشدن با نکیر و منکر و صدها دردسر، مفتخر به بشیر و مبشّر می‌شود و هزاران امید. موفق باشید

40943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. گناه چرا وهم رو تقویت میکنه؟ ۲۲. استاد شما کتاب روان شناسی اسلامی سراغ دارین؟ و میشه واسم این کتاب رو معرفی کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مگر جز این است که انسان وقتی گرفتار وَهمیات شد، دل به معاصی می‌سپارد؟ و لذا همان معاصی او را به وَهمیات بیشتر می‌کشاند. ۲. در جریان کتابی در این رابطه نیستم. ولی توصیه می‌شود در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با کدامیک از اساتید که مباحث معرفت نفس را مطرح کرده‌اند، راحت‌تر می‌توانید کار را ادامه دهید. موفق باشیدhttps://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh

41934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: سوالی در مورد علائم ظهور حضرت مهدی علیه السلام داشتم. این حدیث در کتاب نوائب الدهور: بسم الله الرحمن الرحیم. کتاب نوائب الدهور فی علائم ظهور. جلد یک. حدیث سی و ششم. صفحه یکصد و هفتاد و دو: چون فرود آید عیسی بن مریم و کشته شود دجال بهره می برید زنده می مانید شبی را که طلوع می کند آفتاب از مغرب خود و تا اینکه بهره ببری بعد از خروج دجال چهل سال که نمی میرد احدی و بیمار نمی شود و می گوید مرد به گوسفندها و حیواناتش که بروید چرا کنید در چنین مکان و چنان مکان و در چنین ساعت و چنان ساعت بیایید و دیده می شود حیوانات در میان دو زراعت می روند و از آن خوشه ای نمی خورند و با سم های خود شاخه چوبی را نمی شکنند و مارها و عقرب ها ظاهر می شوند و احدی را اذیت نمی کنند و درندگان درب خانه ها می آیند و خوردنی می خواهند و به احدی آزار نمی رسانند و مرد یک صاع یا یک مد خوردنی گندم یا جو یا حبوبات را می گیرد و می افشاند در زمین بدون آنکه آن را شخم و شیار کند و رنج ببرد پس دخل می آورد هر دانه ای یا مدی هفتصد دانه یا هفتصد مد. سوال اینکه این حدیث مربوط به قبل از ظهور است و اینکه چهل سال کسی نمی میرد و مریض نمی شود به چه معنی است؟ آیا احتمال دارد ناظر به مسئله رجعت باشد؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این روایات عزیزالقدر مربوط به زمانی است که با حاکمیت انسان کامل، حق و حقیقت در همۀ جوانب جامعه حاکم می‌شود و طبیعت نیز به عالی‌ترین شکل استعدادهای خود را ظاهر می‌کند. مانند آنچه در شخصیت رهبر شهید ملاحظه کردید. موفق باشید

41368
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار. با توجه به اینکه فرموده‌اند ماه مبارک رمضان، ماه نجات از آتش دوزخ هست و در شب های مبارکه قدر هم از خدای متعال درخواست کردیم«الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب» از کجا بفهمیم که از آتش رها شده ایم یا نه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «تو مگو ما را بدان شَه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». آری! «با کریمان کارها دشوار نیست» و از این جهت باید سخت به رحمت واسعۀ او که هیچ طلبی را بی‌جواب نمی‌گذارد، امیدوار بود و همین میل و طلبی که برای ادامۀ دینداری در ما ایجاد کرده است؛ جواب اوست. برای بعد از ماه رمضان و برنامه‌هایی که باید داشته باشیم، بیندیشید. از خواندن 50 آیۀ قرآن در هر روز و دعای صباح در هر صبحگاه و انجام نافله‌ها با رکوع و سجود طولانی در حدّ توان. موفق باشید          

41291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: می‌خواستم خدمت حضرتعالی بپرسم حضرت آقای دکتر داوری که برای بسیاری از اهالی اندیشه و هنر و سیاست پیام می‌دادند، چنان پیام مفصلی برای رحلت آقای هاشمی دادند، در انتخابات ورودی داشتند با عنوان بودن و نبودن ایران، (البته که ارتباطات کمی مختل شده) برای شهادت آقا پیامی و سخنی ندارند؟ البته که قصد سیاسی از پرسش نداشتم و می‌خواستم ببینم حضرتعالی در همراهی و گشودگی نسبت به شخصیت ارزنده ایشان، فهم ناقص ما را راهنمایی فرمایید. مشخص است که مسائل شخصی متفکر، ربطی به استفاده و نسبتی که با متون ایشان می‌گیریم ندارد و متن متفکر جولانگاه اندیشه است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند می‌دانم آقای دکتر داوری ارادت خاصی به رهبری دارند ولی می‌دانم از نظر بیماری، وضع عادی ندارند و نمی‌دانم توانسته‌اند به ایشان خبر شهادت حضرت آقا را بدهند یا نه؟ و آیا حال‌شان برای دادن پیام، عادی می‌باشد یا نه؟ موفق باشید

41254

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز من دارم دیوانه میشم. تا حالا انقدر از خودم متنفر نبودم. ای کاش منم می‌زدن رفته بودم و این روزها رو نمی‌دیدم که انقدر جلوی چشمم انسان‌ها و چیزها دارن پر پر میشه و من تو زندان ذهنی و واقعی گیر افتادم. در خانه خودم در خانواده ای که هستم رئیس خانه پدرم خونوادم رو ببینم که منتظر این روز و این لحظه باشه و آرزو کنه و الان هم هر لحظه منتظر تمام شدن کار ما و کشورمون باشن. من برای بچه‌های میناب و نوزادان گاندی اشک می‌ریزم و مسخرم میکنن که چه دروغایی به خوردت دادن. حتی نمیتونم از پنجره خونه پدرم یه الله اکبر بگم چه برسه به اینکه بتونم بیرون برم و این داغ رو با مردمم شریک بشم. درد تمام وجودم رو گرفته. بدتر از همه اینه که نمیدونم با تمام اینها میتونستم برم و باید خانواده رو زیر پا میذاشتم و ترسیدم (کجا می‌رفتم؟ به کدام خونه برمی‌گشتم؟) یا باید مثل الان می‌سوختم و احترامشون رو نگه می‌داشتم. فقط دعا میخونم صحیفه میخونم قران میخونم به روح آقا و مردم هدیه می‌کنم. بارها پیش اومده بود که در این موقعیت باشم ولی هیچ وقت بیشتر از الان از خودم بیزار نبودم. من با تمام وجودم ترسیدم و شرمندم که بمیرم و ازم بپرسن در زمانه شهادت این بزرگ مرد چیکار کردی و چطور در کنار مردمت بودی و بگم هیچ چیز... به عنوان یک دختر با روحیه لطیف حتی جایی ندارم که خودم از این غم از دست دادن ولی و دردهای مردمم گریه کنم چه برسه به اینکه با حضور نرم زنانه‌ام تو این لحظات حساس برای کشورم کاری کنم و دردی از کسی دوا کنم. تا تونستم حاج قاسم رو صدا زدم. این درد ای کاش به ظهور آقامون ختم به خیر می‌شد تعجیلا... از شما التماس دعا دارم. خیلی التماس دعا دارم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً زیبایی زندگی در آن است که انسان در میان جمعی باشد که در غفلت‌های خود سرگردانند و او چون کوهی آراسته و وارسته در جهان خود زندگی می‌کند تا اگر لااقل آنان نمی‌توانند از پوچی خود رها شوند، انسان با عبرتی بزرگ متوجۀ زیباییِ زندگی با افرادی شود که شخصیت آن‌ها معنای حقیقی زندگی می‌باشد و این‌جا است که انسان می‌یابد چرا به ما فرموده‌اند: «طوبی للغُربا» خوشا احوالات آنانی که در جمعی از افراد، غریبانه زندگی می‌کنند و گرفتار روزمرّه‌گی‌های انسان‌های سرگردان نمی‌شوند. این‌جا است که در خطاب به حضرت سیدالشهدای این زمانه عرض شد: «ای رازِ زمانه! من با تو، دوباره باید خدا را بشناسم». موفق باشید

41250
متن پرسش

استاد 😭😭😭

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایتی است. جهان پس از شهادت آن مرد، بسی بزرگ و بزرگ‌تر شد تا گوش‌های شنوا، حساس‌تر از پیش، شنیدنی‌هایی را که جهان استکبار نمی‌خواست تا مردم بشنوند؛ بشنوند.  استکبار جهانی که ۴۰۰ سال است خود را در علم و به اصطلاح رسانه تا این اندازه بزرگ کرده بود تا بدون هر گونه رقیبی آینده را از آنِ خود کند؛ چگونه در مقابل آن پیرمرد الهی این اندازه خود را ناتوان دید که مجبور شد به گمان خود، با شهادت او، خود را از بی‌آبروییِ دوران نجات دهد؟!  و بلکه آبروی از دست‌رفته‌اش را باز یابد؟ در حالی‌که در فردای جهان استکبار با شهادت آن مرد، چه فردای پوچی را تجربه خواهد کرد؟ وقتی خود را پیروز میدانی می‌داند که پیرمرد ۸۶ ساله‌ای را در کنار فرزندانش با هزاران تجهیزات مدرن شهید کرده است؟ چه چیزی برای بشریت این دوران دارد با این‌همه سرافکندگی؟ استکبار در این صحنه پیروزِ کدام میدان است؟! موفق باشید    

41184

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: بر اساس متن پرسش ۴۱۱۱۸ مزاحم وقتتان شدم، بسیار بسیار ممنونم از پاسخهایی که داده بودید واقعا جانم آرام شد، خدا خیرتان دهد، ممنونم، بهترین رزقها روزیتان ان شاءالله، فرموده بودید در رابطه با یکی از سوالها با دوستان صحبت می‌کنید و پاسخ می‌دهید، پرسش مربوط به ارائه بحث برهان صدیقین در این تاریخ و نحوه ارائه آن بود که فرمودید مجدد پیام دهم و جویای پاسخ دوستان شما شوم. مطلب دیگر در پاسخ یکی از سوالها فرموده بودید برای شروع بحث غرب شناسی از دو جزوه تاریخ غرب خودتان شروع کنم، منتها متوجه شدم صوتهای آن کامل نیستند، حقیقتا بنده خود گام به گام با صوتهای شما جلو می‌روم با گوش کردن و متن و سپس ارائه، اگر صوت نباشد بنده قادر نیستم خود جزوه ها را بیان کنم، چون شروع خود من هم با سیر مطالعاتی شماست تا ان شاءالله کم کم راه بیفتم، صوت نباشد، زبان الکن است، حال مانده ام چه کنم. ممنونم برای وقتی که می‌گذارید استاد گرامی.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد «برهان صدیقین» رفقا قول داده‌اند در اسرع وقت فایلی که ساده‌تر موضوع در آن مطرح شده است را بیابند تا خدمتتان ارسال شود. بنابراین جنابعالی باز مطلب را دنبال بفرمایید. ۲. دو جزوه‌ای که در رابطه با «تاریخ فلسفۀ غرب» پیشنهاد شد، از متون درسیِ بنده بود که فلسفۀ غرب از آن طریق درس داده می‌شد. علاوه بر آن می‌توانید به کتاب «مدرنیته و توهم» همراه با صوت‌های آن رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/685?mark=%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87   موفق باشید

41090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب طاهر زاده: تفسیر دیشب شما را گوش کردم. در اواسط می فرمایید یحیی سنوار و سید حسن نصرالله، در نور توحیدی باید این دو عزیز را ببینیم و نمی توانیم یکی را از خودمان بدانیم و آن دیگری را نه! در صورتیکه همه می دانیم از بعد تاریخ اسلام و تشیع، بزرگترین دشمن حضرات ائمه ما خلفا بودند آنانیکه به ناحق به جایگاه معصوم تکیه زدند. قران نیز در تایید می فرماید «ان المنافقون فی الدرک السفل»، قران نمی فرماید کفار مقابل اسلام در پایین ترین درجه جهنم هستند می فرماید منافقین در پایین ترین درجه جهنم هستن کاملا خلاف شعار «شیطان بزرگ آمریکاست». چگونه با تمرکز به ظلم امریکا و اسرائیل آنها را دشمن بزرگ می دانید اما از ظلم و گناهان درون جامعه براحتی می گذرید و یا آن‌را توجیه می کنید؟ قران می فرماید «لن یتقبل منکم انکم کنتم قوما فسقین»، چطور می شود با ابتلا به فسق و گناه خود را برحق دانست؟ مگر می شود با گناه به خدا رسید؟ جالب اینجاست که در آخر جلسه را با آیه «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ» ختم می کنید که باز گوشزد می کند «الیکم انفسکم» و نمی گوید بر شما باد استکبار ستیزی! بر شما باد مبازره با دشمن خارج و رها کردن دشمن درون، منافق درون جامعه و هوای نفس درون! حقیقتا عجیبه!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر کنید که این نوع دوگانگی‌ها در بین ما و اهل سنت وجود ندارد مگر آنچه وهّابی‌ها دامن می‌زنند. به گفتۀ جناب علامۀ امینی، اکثر اهل سنت همان فضائلی که ما برای مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» قائل هستیم، اهل سنت برای خلفا بخصوص برای خلیفۀ دوم قائلند. و از آن طرف شدیداً خود را محبّ اهل البیت می‌دانند. سخنان شهید یحیی سنوار را در مورد حضرت علی «علیه‌السلام» و کربلا نشنیده‌اید؟ و با آن ارادتی که به ایران و رهبر معظم انقلاب دارد؟ مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی به سر می‌بریم که ائمه «علیهم‌السلام» تلاش کردند این دوگانگی‌ها در جهان اسلام از بین برود تا آن‌جایی که حضرت صادق «علیه‌السلام» توانستند امامان اهل سنت را جذب مکتب خود نمایند که در جای خود بسیار کار مهم و ارزشمندی است. آری! باید متوجه باشیم در چه تاریخی به سر می‌بریم؟! موفق باشید     

40948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: شما در دروس معرفت نفس «حس حضور خداوند» را به ما آموخته‌اید. آیا منظور حضرتعالی در پاسخ به سوال 40898 ، حس حضور حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها در وجودمان هنگام انجام عبادات و وظایف اجتماعی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به حقیقت عبادت که در واقع نظر به حضرت حق است تا او را در همۀ میدان‌ها مدّ نظر داشته باشیم، می‌توان متوجۀ شخصیت عرشی حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» شد و در این رابطه در وظایف اجتماعی به عنوان حضور عبادی ورود کرد چیزی که در شخصیت شهید رجایی و شهید رئیسی ملاحظه کردیم و همچنان امیدوار حضور چنین شخصیت‌هایی هستیم و شما نیز در همین رابطه می‌توانید در خود چنین حضوری را مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید

41489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد جان🦋 «از دیگر هنرها قدرت خلق معانی از طریق ساخت به هنگام واژگان وترکیبهای بدیعی که هریک انبوهی از معانی را خلق وحمل می کرد واز آن گفتمان عمومی عمل می آورد» برگرفته از پیام رهبر انقلاب بخش بیان هنرهای رهبر شهید 1405/1/20 خواستم این سخن از زبان کسی که این هنر (قدرت خلق معانی از طریق ساخت به هنگام واژگان وترکیبهای بدیعی که هریک انبوهی از معانی را خلق وحمل می کند) همواره درقلمشان برایمان جلوه گری دارد کمی به تفصیل درآید 🦋 تمنایی که در وجودم جلوه گری کرد وقتی این هنر امام شهیدمان از زبان رهبر انقلاب بیان شد: 🔻 درجستجوی #زبانِ دعوت (خویشتن ،دیگری) درجستجوی #زبانِ روایت دعوت وروایتی درساحت #بود_اکنون_بیکرانه_جاودان_بسویی مان تمنایی از جنس لیل ونهار به عنوان نمونه خلق این عبارت بدیع «دوره سکوت صحنه نبردنظامی » در پیام رهبر مان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرراً عرض شده است ما امروز نمی توانیم در محدودۀ زبان عبارت، متوقف شویم و زبانِ اشارت،  که به یک معنا زبان شاعرانگی می باشد؛ باید به میان آید. عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی ، انتظار ، وارستگی» طی 30 جلسه به میان آمد. امید است میدانی باشد برای آنچه در پیام رهبر انقلاب متذکر آن شدند. https://lobolmizan.ir/sound/1096?mark=%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C موفق باشید

41134
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت بی منتهای الهی تقدیم به پیشگاه حضرت مهدی ارواحنافداه. استاد طاهرزاده. چه حس جدیدی نسبت به ماه شعبان عزیز دارم! چقدر خداوند بی منت و بی استحقاق این سفره رحمت رو برای همه باز کرده، اصلا چیزی فراتر سفره و امثال اینها، انگار برایم ماه مبارک شعبان رفیقی فراتر از یک ماه هست، در جنس یک انسان بسیار مهربان و با محبت و مونس و کسی که خیلی من رو بسوی خودش می‌کشه. و اما چقدر مدیون شما هستم. یکی از بزرگان در یکی از منبرهاشون فرمودند که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند برای انس با من سوره واقعه بخوانید به همین راحتی، این روایت رو خیلیا می‌شنویم و تعجب می‌کنیم که مگه به همین راحتی میشه با حضرت علی علیه السلام ارتباط گرفت، و بخاطر راحتیش اقدام به خواندن سوره واقعه نمی‌کنیم، منتظر راه های عجیب غریب و سخت و پدردرآر هستیم. از طرفی در حدیث نورانیت آقا امیرالمؤمنین می‌فرمایند «امرنا صعب مستصعب» پس به این راحتی هم نمیشه وارد دنیای نورانیت شد. یکی دم در ایستاده و هر کسی رو راه نمیدن. نظر حضرتعالی در این رابطه چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای ماه شعبان که در آن حقیقتاً حکایتش حکایت نکته‌ای است که جناب مولوی از آن خبر داده و فرموده:
  ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا      بشنو ز آسمان‌ها حی علی الصلا
  درهای گلستان ز پی تو گشاده‌ایم      در خارزار چند دوی ای برهنه پا
  جان را من آفریدم و دردیش داده‌ام      آن کس که درد داده همو سازدش دوا  
و این یعنی ماه شعبان و به خصوص در افقی که در شب و روز ۱۵ شعبان در مقابل نسان‌ها گشوده شده است.
در مورد سوره واقعه حتی روایت داریم «فیّ علی» یعنی به حکم «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾» این مولای ما حضرت علی علیه السلام می‌باشند که در مقام سابقون و مقربون به معنای اصلی و اصیل  هستند. تاما در انس با سوره مبارکه واقعه راه خود را در نظر به مولایمان گم نکنیم. موفق باشید
 

41108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد جان سلام: بنده با نیت های خیر از جمله متذکر شدن و جهاد تبیین گاها در خانواده که مهمانی و یا دور همی داریم شروع می‌کنم از جنس مباحث شما را به میان آوردن که بعضا دیگران به بنده می گویند که ما متوجه نمی شویم ولی خب در این جنس مباحث مقصد صرفا فهم ما از موضوع نمی باشد و آنها نیز خود را در این مسائل زیاد درگیر نمی کنند حال با این وجود نه فقط در خانواده بلکه در جامعه تکلیف در این موارد چیست آیا باید به تبیین و این جنس مباحث عمیق پرداخته شود هر چند که ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه یا اینکه سکوت پیشه کرد و درگیر مباحث روزمرگی که آنها می گویند شد و یا اینکه کار دیگری باید انجام داد؟ ویا اگر نکته ای در این موارد می باشد بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. در این‌که نباید کار به جدال کشیده شود؛ تذکر و اشاره به نکاتی که افقی در مقابل مخاطبان می‌گشاید، قصه و حکایت امروز ما می‌باشد. زیرا دوره، دوره‌ای نیست که افراد بتوانند مباحث طولانی را دنبال کنند و به همین جهت چنانچه ملاحظه فرموده باشید مباحث در چند شماره و به صورت اشاره با مخاطبان در میان گذاشته می‌شود. همین اندازه در عین محبت به اطرافیان‌تان، آن‌ها را در نزد خود به فکر فرو می‌برد. موفق باشید

42007

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: داشتم واکنش سروش به قیام مردم و حضور ده ها میلیونی در تشییع آقای شهید رو می‌دیدم؛ برام سوال شد که چی میشه عبدالکریم سروش هم چنین واکنش میده و نمیتونه چنین پدیده ای رو نبینه یا سکوت کنه؛ اما فردی مثل آقای داوری حرفی در این باره نمیزنن؟ به نظرتون علت چیه و از کجا ناشی میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : عنایت داشته باشید که جناب استاد رضا داوری در حال حاضر مدتی است که در منزل بستری می‌باشند و هرگز در این سن توانی برای ورود در این امور را ندارند. و البته  این گفته‌های آقای دکتر سروش در جای خود محترم است ولی آیا آقای دکتر سروش از آن عقیده خاصشان که وحی الهی را در حد رؤیای شاعرانه می‌دانند عدول کرده‌اند و یا هنوز از این جهت منکر وحی الهی به معنایی که علمای ما مانند علامه طباطبایی معتقدند، می‌باشند. تقابل آقای دکتر داوری با آقای سروش بسیار دقیق‌تر از آن است که بخواهیم در این نوع موارد آنان را مقایسه کنیم. موفق باشید

41716

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: چند سالی هست مباحث استاد یزدان پناه رو پیگیری می کنیم، اخیرا درس اخلاق تهران رو که چهارشنبه ها برگزار می شد، در بین تجمعات و سردر دانشگاه تهران برگزار می کنند، هفت هفته است که سخنرانی دارند. دو جلسه آخر رو که گوش دادم دیدم به خلاف سیره رایج شون دقیقا به روایات آخر الزمانی و برخی آیات قرآن اشاره می کنند و به طور صریح و با قاطعیت اون رو به شخصیت ها و شهرها و ... این ایام و سال ها تطبیق می دهند. یا مثلا امتی که طبق فرموده رسول الله ص عهده دار ولایت میشن و جایگزین قومی که کفران نعمت کردند قوم سلمان هستند و استاد این رو همین مردم این روزهای ایران دانستند و فرمودند منظور پیامبر همین مردم ایران بوده. مایل بودم نظر حضرتعالی را درباره این بیان استاد یزدان پناه و همچنین تغییر سبک شون در این موارد، بدونم. سپاس بی کران.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همه چیز حکایت از آن دارد که تاریخ، در حال آخرالزمانیِ خودش پیش می‌رود و بحمدالله شواهد زیادی این امر را تأیید می‌کند. به این معنا که آری! چهرۀ آخرالزمانیِ تاریخ، بیشتر از پیش خود را نمایان کرده است ولی البته این هرگز به معنای تعیین وقت ظهور نیست و به معنای آن‌که فردا و پس فردا آن حضرت ظهور می‌کنند؛ نیز نمی‌باشد. ولی درک شرایط تاریخی به نحوۀ آخرالزمانی آن بسیار مهم است و از این جهت چه اندازه بصیرتی در ائمۀ ما «علیهم‌السلام» در اشاره به چنین ظرفیت‌هایی بوده است. موفق باشید 

نمایش چاپی