بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2316
متن پرسش
سلام استاد محترم من دختری 23 ساله هستم که از طریق یکی از خوانندگان کتابهای شما با شما اشنا شده ام و خدارا از این بابت شکر می کنم زیرا با خواندن یکی از کتب شما (اشتی با خدا)که انرا دقیق خوانده ام احساس می کنم دید درستی نسبت به خدا پیدا کرده ام ولی مشکل اینجاست که حالا احساس می کنم چه زمانی را با خدای وهمی خود سپری کرده ام و حتی خیلی نسبت به گذشته ام احساس پشیمانی می کنم نمی دان با این احساس چگونه کنار بیایم لطفا مرا راهنمایی کنید؟یک مطلب دیگر که من امدم یک نگاهی به گذشته ام انداختم و بعد متوجه شدم من در ندانسته مرتکب چند گناه کبیره شده ام حالا نمی دانم باید چکار کنم؟استاد می خواهم راه خلوص را پیدا کنم چگونه بدانم خدا مرا بخشیده؟از این که راهنمایی ام می کنید پیشاپیش سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- شخصیت هرکس از نظر فکری همان شخصیتی است که فعلاً در آن است. به همین جهت قرآن می‌فرماید: « لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما کانُوا یَعْمَلُون‏ ». خداوند آن ها را بر اساس بهترین عمل پاداش دهد 2- در جواب سؤال‌های قبلی که بر روی سایت هست از قول رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» روشن شد اگر کسی از گناهی توبه کند مثل کسی است که آن گناه را نکرده. همین‌که خداوند توفیق عبادات را در شما ایجاد کرده نشانه‌ی آن است که به شما روی کرده است. موفق باشید
770

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد سوال یا در واقع شبهه ای برای اینجانب پیش آمده که ما مسلمانان که ادعا می کنیم دین ما دین کامل و پیامبر(ص) ما آخرین پیامبر است این با توجه به روایات و آیات قرآن است ولی برای کسی که میخواهد دین انتخاب کند وهیچکدام از اینها را هنوز قبول نداره چطور از لحاظ عقلی میتوان ثابت کرد این مطلب را و همچنین رد کرد گفته های پیامبران ومذاهب نوظهور و دروغین که می گویند دین ما اخرین دین وحتی بشارت مثلا حضرت عیسی مربوط به پیامبر ما بوده یا دین ما کامل تر از شماست همانطور که وهابیون می گویند ما اول شیعه بودیم وکامل تر شدیم و از شیعه جلو زدیم مثلا به عنوان معجزه کتابی هم می اورند که شاید حتی از لحاظ عقلی هم مناسب باشد چطور میتوانیم از لحاظ عقلی دین اسلام را کامل ترین دین و پیامبر اسلام را اخرین پیامبر بدانیم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: قرآن جهت اثبات حقانیت خود می‌فرماید: قرآن میفرماید: « وَ اِنْ کُنْتُمْ فی رَیْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه »( بقره/23) یعنی: اگر در معجزه بودن آنچه بر بندة ما نازل شده شک دارید، سورهای به مانند آن بیاورید. چرا که یا بهواقع او پیامبر است و این آیات را از طرف خدا برای شما آورده، و یا پیامبر نیست و با استعدادهای بشریاش این آیات را برای شما آورده که در حالت دوم یعنی از آن جهت که بشر است این آیات را آورده، پس شما هم که بشر هستید، مسلم اگر همة شما جمع شوید میتوانید یک سورهمثل سورههای این قرآن بیاورید و اگر نمیتوانید، معلوم میشود که او از جنبة بشریاش به چنین توانایی نرسیده، پس پیامبر خدا است. قرآن از نظر هندسه کلمات نه سابقه دارد و نه لاحقه، دارای آهنگی خاص با پذیرش مفاهیم معنوی و بدون تکلف و تصنع است، معلوم نیست الفاظ تابع معانی است و یا معانی تابع الفاظ. قرآن در زمانی به صحنه آمـد و مبـارز طلبیـد که اوج تکامـل فصاحت عرب بود . حتی سخن رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) و حضرتعلی(علیهالسلام) در عین فصاحت، اصلاً شکل و هندسه قرآن را ندارد، و این مبارزه طلبی هنوز هم به قوت خود باقی است. هنوز کسی نیامده بگوید؛ قبل از قرآن چنین کلماتی به این شکل خاص در فلان کتاب بودهاست، همچنانکه کسی نیامده بگوید؛ من مثل آن را آوردهام و اتفاقاً هرچقدر انسان فصیحتر باشد بیشتر متوجه میشود که فصاحت قرآن از نوع فصاحت بشر نیست. همچنانکه جادوگران متوجه شدند کار حضرتموسی(علیهالسلام) از نوع سحر نیست. بیگمان مطمئنترین راه برای شناخت حقیقت قرآن، رجوع به متن قرآن و تأمل در توصیفها و تعبیرهای کتاب آسمانی در بارة خود میباشد، توصیفهایی از قبیل «هُدیً للنّاس»، «هُدیً للمتّقین»، «تبیاناً لکلّ شَیئ»، «حکیم» و «فرقان» نشان میدهد، اینکه میفرماید: اگر میتوانید مثل آن را بیاورید،یعنی آن چیز مثل قرآن باشد از حیث هدایتگری و آوردن معارف هدایتگر وازحیث مطالب حکمتآمیز همسنگ دانشهای قرآن باشد و بشر را به آوردن چنین اندیشههایی در حد قرآن دعوت میکند. جامعیت و کمال قرآن بدین معنی است که قرآن مجید تمامی مواد و مصالح علمی رسیدن انسان به سعادت فردی و اجتماعی را دارا است و با معارف خود رابطة انسان با « خدا »، « خود »، «انسانهای دیگر» و با «جهان» را تبیین میکند و همة این معارف دارای سطوح و لایههای متکثر هستند و در آن برای هرموضوعی بطنها وجود دارد. در پایینترین سطح با مردم عادی صحبت میکند و هرچه مخاطب خود را دقیق بیابد، بطنی از بطون خود را برای او میگشاید و آوردن این حدِّ علوّ در معانی در این حدّ و با این کلمات اصلاً حدّ بشر نیست. در ضمن وهابیون فرقه‌ای از اهل سنت هستند که چنین ادعایی ندارند که ابتدا شیعه بوده‌اند، شاید منظورتان بهایی‌ها باشد که جواب آن‌ها نیز همان است که برای اثبات نبوت باید معجزه‌ای داشت که از حدّ بشر بیرون باشد. موفق باشید
577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام. و تشکر.سئوالم این است که تا کی باید شیعه به یک دسته احادیث استناد کند و خود را محق معرفی کند واهل سنت هم احادیث دیگری در فضل عمر وابوبکر بیاورند که حق با انان بوده است .تا کی شیعه باید ولایت پذیری را اصل دین بداند و بی ولایتان را دوزخی قلمداد کند وسنی ها هم با یک دسته دیگر احادیث جور دیگری صحبت کنند .باور کنید ذهن افراد تحصیل کرده پر از شبهات است .تا کی باید شیعه به احادیث اهل سنت احتجاج کند و ولایت علی (ع) را اثبات کند و اهل سنت از این احادیث برداشت دیگری کنند.تا کی اهل سنت از کتب شیعه احادیث جعلی در بیاورد و به رخ شیعه بکشد (همچنان که شبکه جهانی نور دارد این کار را میکند).تا کی باید ذهنمان پر از شبهه باشد . تا کی باید ذهنمان در خم کوچه اول گیر کند.ایا من و امثال من که از نظر علم دین عوام هستیم چطور به خودمان بقبولانیم علامای اهل سنت که عمری را تحصیل میکنند نتوتنند از دین درک درست داشته باشند .واقعا سخت است به ماها باید حق داد که سر در گم هستیم .باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بالاخره شرایط طوری است که مجبوریم محققانه با مسئله برخورد کنیم وگرنه همین‌طور که می‌فرمایید گرفتار سردرگمی می‌شویم. موفق باشید
18363
متن پرسش
چگونه به يك شهيد متوسل شويم؟ كامل و جامع راهنمايي كنيد. با تشكر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که امام رضا«علیه‌السلام» فرمودند سه مرتبه سوره‌ی قدر را برایشان بخوانید و برایشان دعا کنید تا خداوند بهترین نتایج را برای آن‌ها مقرر کند و آن‌ها نیز به شما دعا می‌کنند و از این جهت در کنار مزار آن‌ها دعاهایی را که در مفاتیح هست هرکدام را که خواستید بخوانید، شرایط استجابت آن‌ دعا بهتر فراهم می‌شود. موفق باشید

12898
متن پرسش
سلام: استاد لطفا در مورد چله‌ی کلیمی و آداب مربوط به آن توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطابق آیه‌ی «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني‏ في‏ قَوْمي‏ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدينَ» (142) اعراف» حضرت موسی برای ملاقات با خدا لازم بود چهل روز روزه و چهل شب مناجات کنند که بنا به شواهد، این چهل روز در تمام ماه ذیقعده و اوایل دیحجه بوده است. که این چهل روز را چله‌ی کلیمی گویند. البته چون روز دهم ذیحجه عید قربان است و روزه‌ی آن جایز نیست، باید یکی دو روز قبل از ماه ذیقعده شروع شود و در این مدت باید حتی‌الامکان در خلوت بود و ذهن و فکر متوجه‌ی حضرت حق و حقایق قدسی باشد و به همین جهت گفته شده زیر نظر استاد انجام بگیرد که ذهن و فکر گرفتار وَهمیات نشود و یا کسانی به این کار دست بزنند که در ابتدا معارف لازم را داشته باشند. موفق باشید  

12143
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: یک راه عملی جهت حضور قلب در نماز ارائه دهید. 30 سال است نماز می خوانم ولی دریغ از یک نماز درست و حسابی، اصلا تمرکز برایم حاصل نمی شود. همه کاری جهت رفع این مشکل کرده ام. مطالعه آداب الصلوه امام ( ره)، ترک افعالی که به نظرم گناه می آمد، در جای خلوت نماز خواندن و ..... لیکن به محض تکبیره الاکرام، مسائل جاری زندگی و کاری ذهنم را مشغول می کند، شاید اگر خیلی تلاش کرده باشم فقط در یک یا نیم رکعت فقط حال توجه داشته ام، خیلی کار برایم دشوار است اگر راهی دارد که راهنمایی و دعایم کنید اگر خیر، دعایم کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیه‌ی آیت اللّه بهجت«رحمة‌اللّه‌علیه» را مدّ نظر قرار دهید که فرمودند اگر خطورات آمد دنبال نکنید. و در ضمن به شرایط قبل از نماز حساس باشید که ذهن خود را مشغول امور دنیوی نکنید. موفق باشید

12056
متن پرسش
با سلام: به نظر مي رسد پاسخ 11949 مکفي نبود. شما خطاهاي حسي را چگونه توجيه مي کنيد يا مثلا نقطه کور چشم را خود مغز اصلاح مي کند و در اين اصلاح گاه اشتباه مي کند. به نظرم مطلب مسلم است که وجود ذهني تطابق کامل با وجود خارجي ندارد و همين که باب ترديد در تطابق وجود ذهني و خارجي باز شود مکفي است براي اينکه در قله رفيع شکاکيت ماوا بگيريم (در پاسخ قبلي دليل خود بر تطابق ذهن و خارج ذکر نکرديد در صورتيکه شواهد عديده تجربي بر عدم تطابق ذهن و خارج وجود دارد. هر کس فيزيولوژي خوانده باشد مي داند که برخي از رنگ ها را خود مغز مي سازد اگر چه اصلا رنگي در خارج وجود ندارد و همه را خود مغز مي سازد.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همه‌ی این حرف‌ها حسّ ما، ما را متوجه گرمای آتش و رطوبت آب می‌کند و اگر به گزارش حسّ اعتماد نکنیم در آتش می‌سوزیم در همین رابطه عقل ما، ما را متوجه وجود حقایق می‌کند که اگر به آن اعتماد نکنیم خودمان را از اُنس با حقایق محروم می‌گردانیم. آیا فکر نمی‌کنید این مباحث چیزی به دانش ما نمی‌افزاید و ما را مشغول اموری می‌کند که به هیچ‌کاری نمی‌آید؟! موفق باشید

11432
متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: مشیتی که در جامعه است و شما در کتاب آخریتان گفته‌اید چه نسبتی با روحِ زمانه که هگل می‌گوید دارد؟ این همان است یا متفاوت از آن؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان گفت هگل بنا به سوابق علمی و آشنایی که با اسلام دارد بحث سریان روح در تاریخ را تحت تأثیر همین بحث مشیت الهی می‌گوید، ولی در نگاه هگلی کاملاً موضوع با آن چه در روایات ما هست فرق می‌کند زیرا او معتقد است آن روح همواره به کمال می‌رسد و کمال آن روح در انقلاب فرانسه ظهور کرد، در حالی‌که در آموزه‌های دینی «مشیت الهی» مناسب طلب جامعه و امت‌ها ظهور می‌کند و این‌طور نیست که یک مشیت ثابت باشد و منقطع از حضرت حق همواره در مسیر کمال خود قرار داشته باشد. موفق باشید

10643
متن پرسش
سلام استاد: سوالی مدتها ذهن مرا مشغول کرده در رابطه با سرگذشت اهل بیت در اسارت. اینکه مدفن حضرت زینب و سکینه و رقیه و بعضی دیگر از مخدرات سلام الله علیهن در شام می باشد این را به ذهن می رساند که آنها در دوران اسارت از دنیا رفته اند و داستانهایی که در رابطه با بازگشت مجدد آنها به شام گفته می شود با عقل جور نمی آید به نظر می رسد مصیبتی که اهل بیت (علیه السلام) در اسارت کشیده اند ورای فکر و اندیشه ما باشد به نحوی که در تاریخ هم ذکر نگردیده است و شاید گریه خون امام زمان (عج) برای امام حسین هم ناشی از مصیبت های شام باشد. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخ به روشنی خبر می‌دهد که حضرت زینب«سلام‌اللّه‌علیها» بعد از شام به مدینه آمدند و پس از مدتی از مدینه خارج شدند و شاید با توجه به زمینه‌ای که در شام فراهم کرده بودند بی‌سر و صدا به شام رفتند و فعالیت‌های خود را در آن‌جا شکل دادند و بالاخره رحلت نمودند. خدایا: به بزرگی زینب«سلام‌اللّه‌علیها» که پس از این‌همه مصیبت، باز از پای ننشستت و از مدینه به جایی که باید برود هجرت کرد؛ ما را شور انجام وظیفه عطا بفرما. موفق باشید
9637
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم، چند وقت پیش از شما پرسیدم که آیا انبیا انسان های کاملی بودند؟ و شما جواب دادید بله. در نسبت با زمان خود البته. اما دیروز که یکی از قسمت های سریال یوسف پیامبر را از طریق شبکه نمایش می دیدم یک تناقضی به سایر تناقض های عملی و نظری ام اضافه شد! چرا که در این قسمت، فرشته وحی با حالت عتاب بر حضرت یعقوب (ع) نازل شد و به دلیل گریه و بی تابی بیش از حد ایشان در فراق حضرت یوسف (ع) و بنیامین (ع) از ایشان انتقاد کرد. آیا می شود انسانی کامل باشد اما یک عمر کاری را انجام بدهد که مورد انتقاد فرشته وحی قرار بگیرد؟ اگر حضرت یعقوب (ع) انسان کاملی بودند، پس چرا در فراق حضرت یوسف (ع)، آن گونه که شایسته بود، رفتار نکردند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نشد انسان‌های کامل در فراق انبیائی مثل حضرت یوسف و حضرت بنیامین«علیهماالسلام» اشک نریزند. شاید ظهور فرشته‌ی وَحی جهت تسلی و یا تذکر و راهنمایی به آن حضرت بوده تا در عصمت خود پایدار باشند. تازه وقتی می گوییم انبیاء انسان‌های کاملی هستند نسبت به ما، نه این‌که آن‌ها نسبت به کمالاتی که باید در رابطه با خدا به‌دست آورند، راه‌های نرفته نداشته باشند. درود و سلام خدا بر همه‌ی انبیاء الهی، خداوند به نور محمد و آل محمد«علیهم‌السلام» ما را یک لحظه از زیر سایه‌ی هیچ پیامبری جدا نکند. موفق باشید
8933
متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد بنده طلبه پایه پنجم هستم، 3 سال است که شاگرد خصوصی یکی از شاگردان آیت الله جوادی هستم به درس های قدیم حوزه (به سبک درس خواندن قدیم حوزه) بسیار علاقه دارم تا به حال هم حاشیه ملاعبدالله یزدی و رساله شمسیه در منطق را خوانده ام و درس های دیگر را نیز در حال گذراندن هستم اما به خاطر صحبت های اطرافیان مبنی بر مسائل اقتصادی خانواده دچار تزلزل شده ام که نکند در آینده بعد از این همه درس خواندن از نظر مسائل مادی دچار تنگنای شدید شوم و بعد از سالها دستم جلوی دیگران دراز باشد، آیا لازم است خود را در این روند حوزه معطل کنم یا بهتر است از روند کنونی جدا شوم و خودم همان درسها را در کنار یک کار اقتصادی بخوانم، چه کنم که مورد رضایت امام زمان (عج) باشد؟ خیلی ها میگویند علمای بزرگ بخاطر این موفق شدند که شهریه نگرفته اند آیا ما که شهریه میگیریم موفق نمی شویم؟ آیا برای خدمت به امام باید حتما در سیستم حوزه ماند؟ نمیدانم چه کنم حرف چه کسی درست است، بسیار سرگردانم. شما راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر از شهریه استفاده کنید و با فکری آسوده درس بخوانید، بیشتر برای اسلام و مسلمین مفید خواهد بود، اگر هم شهریه کفاف نداد، باز باید در همان حوزه تدریس بگیرید. موفق باشید
7811
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز در جزوه مرزهای ارتباط بین زن و مرد، گویا بحث طوری ارائه شده که گویا جذابیت جنس مخالف برای انسان فقط تحت تاثیر واهمه است. به این صورت که اگر انسان وهم خود را کنترل کند و نگذارد وهم به میدان بیاید، دیگر جنس مخالف برای شخص جذابیت نخوهد داشت. حال سوال اینجاست که اگر این جذابیت ناشی از وهم می باشد، حضرت علی (ع) که وهم کنترل شده دارند. پس چرا در سن جوانی از سلام به نامحرم خودداری می کردند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عنایت داشته‌باشید «قوه واهمه» یکی از ابعاد وجودی انسان است و در رابطه با آن قوه ، معانی صورت خاصی به خود می‌گیرند و اگر ما آن قوه را با نور شریعت تربیت کنیم اتحاد معانی با صورت خاص تحت تأثیر القائات شیطان نمی‌باشد. باید متوجه بود اگر دو نامحرم رعایت حدود شرعی را نکنند، قوه‌ی واهمه‌ی آن‌ها تحت تأثیر شیطان قرار می‌گیرد و از مسیر اصلی و از نظر به اهداف واقعی خارج می‌شوند که در آن جزوه بر روی این تأکید شده و امیرالمومنین علیه‌السلام نیز مواظب هستند که واهمه‌شان در معرض القائات شیطان قرار نگیرد. موفق باشید
7463
متن پرسش
باسلام من دانش آموزدوم تجربی هستم اندکی باطرزتفکرآقای صفایی آشناشدم 1.آیابرای من مطالعه آنهارا قبل از مطالعه کتب دیگر سفارش میکنید. 2.اگرنه من دراین مقطع برای رسیدن به کمال چه انجام دهم خواهشا حتما راهی پیشنهاد دهید.التماس دعا...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم آثار ایشان برای سن شما به‌خصوص کتاب «نامه‌های بلوغ» بسیار مفید است. موفق باشید
6064
متن پرسش
سلام علیکم ببخشید استاد سوال من اینست که: 1- به نظر شما اگر در کنار مجموعه آثار شهیدمطهری ، برخی ازکتب شما مثل(کتابهای معرفت نفس و کتاب :از برهان تا عرفان» همراه با سی‌دی) یا همه کتب شما کار شود ، میتوانیم عالم داشته باشیم یا اینکه بی عالم شده و عالم من خراب میشود؟ ((چون کتب شهید اطلاعات خوبی دارند و کتب شما نورانیت و عالم خیلی خوبی دارند)) 2- یا اگر نظر شما غیر از این باشد ،پس کدام از این کتب را اول شروع بکنم و بعد بروم سراغ دیگری؟ (( من کتاب ادب خیال، عقل و قلب شما را نیز مطالعه کرده ام)) (خواهش میکنم دقیق من را راهنمایی بفرمایید) سلام علیکم ببخشید استاد سوال من اینست که: 1- به نظر شما اگر در کنار مجموعه آثار شهیدمطهری ، برخی ازکتب شما مثل(کتابهای معرفت نفس و کتاب :از برهان تا عرفان» همراه با سی‌دی) یا همه کتب شما کار شود ، میتوانیم عالم داشته باشیم یا اینکه بی عالم شده و عالم من خراب میشود؟ ((چون کتب شهید اطلاعات خوبی دارند و کتب شما نورانیت و عالم خیلی خوبی دارند)) 2- یا اگر نظر شما غیر از این باشد ،پس کدام از این کتب را اول شروع بکنم و بعد بروم سراغ دیگری؟ (( من کتاب ادب خیال، عقل و قلب شما را نیز مطالعه کرده ام)) (خواهش میکنم دقیق من را راهنمایی بفرمایید)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم شهید مطهری یکی از عالِمان عالَم‌دار هستند و مطالعه ی کتاب‌های ایشان انسان را وارد عالَم دینی می‌کند به طوری که انسان به خودی خود از آنچه غیر دینی است فاصله می‌گیرد. موفق باشید
5913
متن پرسش
شبهه می‌کنند که مقام معظم رهبری چگونه یک شبه آیت الله شدند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: این شبهه در همان ابتدای رهبری ایشان مطرح شد و علمای بزرگی مثل آیت‌اللّه خزئلی جواب دادند. چون مقام معظم رهبری قبل از انقلاب مدرس درس خارج بودند و درجه‌ی اجتهاد داشتند منتها چون منصبی که لازمه‌ی عنوان اجتهاد است به عهده نداشتند به ایشان آیت‌اللّه نمی‌گفتند. موفق باشید
2633

انتخاب همسربازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز بنده طلبه سال 5ام حوزه هستم از تهران . من چند سال هست که سیر مطالعتی شما رو مطالعه میکنم و این مطالعات در شکل گرفتن تفکرات و عقیده فکری خیلی موثر بوده. خیلی خیلی خوشحال میشم اگه وقت ارزشمندنون رو برای جواب به سوالم بگذارید. بنده از لحاظ روحی خیلی نیاز به ازدواج دارم و وقتی این موضوع را با خانواده در میان گذاشتم نظر خانواده این بود که تا وضعیت درسی مشخص شود صبر کنیم.(با توجه به این که بنده برای ادامه تحصیل میخواهم به موسسه امام خمینی در قم بروم) آیا شما هم همین نظر را دارید؟ به نظر شما یک طلبه چه شرایطی برای ازدواج داره؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر همین‌طور که می‌فرمایید از لحاظ روحی نیاز به ازدواج دارید هیچ نیاز نیست صبر کنید. با خانمی ازدواج کنید که شرایط طلبگی شما را در نظر بگیرد. موفق باشید
500

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم گاهی به واسطه غفلت ها گناهانی از انسان سر می زند که تا مدتها حال معنوی او را مغشوش کرده و باعث غبض و تاریکی میگردد. مثلا بر اثرپرحرفی یا حرکتی که از آن بوی ریا شنیده می شود تا ساعتها باید گرفتگی روحی را تحمل کرد اما این تازه اول ماجراست زیرا در همین ساعت تاریکی و گرفتگی, اوهامات شیطانی وسعت میگیرد ومثلا شخص را به کلی از خود و رحمت الهی نا امید میکند و این نا امیدی باعث می شود که میل هر گونه عبادت و بازگشتی در انسان بمیرد مثلا شخص پس از آنکه پرحرفی کرد دیگر میل به طهارت دایم(دائم الوضو بودن) یا تلاوت قرآن ودعا و شرکت در جلسات مذهبی را ندارد و حتی بیم آن می رود که در چنین لحظاتی سرمایه چندین ساله عبادات بکلی به باد برود سوال این است که چه باید کرد تا هرگاه مکروهی از انسان سر میزند جلوی تصاعدی شدن تاریکی را گرفت. با توجه به اینکه حالت دعا و بازگشت و توبه و انابه و وگریه در انسان مرده است و هرچه می کند راهش نمی دهند تا جایی که گاهی شرایظ به حدی رقت بار است که بواسطه انجام چندین باره یک گناه از استغفار شرم دارد در این لحظات آیا راه میان بری هست؟ دعایی مخصوص/ ذکر مخصوص؟ عملی خاص؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ما باید جایگاه گناهانی که گاهی خداوند بدان مبتلایمان می‌کند را بشناسیم و موضوع عُجب را که در همین قسمتِ سؤال و جواب‌ها عرض شده دنبال کنید، تا نه‌تنها با ارتکاب گناهان مأیوس نگردیم بلکه زمینه‌ی تذکر الهی و توبه را در خود رشد دهیم و بفهمیم خداوند می‌خواهد بفهماند نقص‌هایت را ببین و شایستگی خود را جهت قرب الهی شدت ببخش. و لذا موضوع توبه و جایگاه آن معنی خود را پیدا می‌کند و متوجه می‌شویم بعد از هر گناهی راه توبه را به سوی ما می‌گشایند تا آرام‌آرام ما را از گناهان عبور دهند. پس دیگر جایی برای یأس نمی‌ماند تا شیطان بخواهد زمینه‌ی تصاعدی گناهان را فراهم کند. دعای مخصوص و ذکر مخصوص و محل مخصوص یک چیز بیشتر نیست و آن نظر به «توّاب رحیم» است که پس از هر گناه راه ورود به آغوش او را گشاده ببینیم.« إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرین‏» موفق باشید
29928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در تبریز عارفی بود بنام شیخ قربانعلی تَرخان که میگن از عجایب گمنام روزگار ماست. ۴۰ سال در نابینایی بسر می برد و تصور اینکه چرا خداوند این نقص را به ایشان داد است را هم حتی در قلبش خطور نکرده و نیز استادی ظاهرا از اوتاد داشتند که شیخ قربانعلی در ۲۰سال مشایعتی که ایشان داشتند حتی یک بار سوال نپرسیده بودند که شما اهل کجایید و کی هستید که موجب تعجب آن استاد شده بود. و کرامات خاص دیگر که عارفی چون آیت الله فروغی با سوز و حسرت خاصی از ایشان یاد می‌کردند و اشک می ریختند. حتی علمی داشتند که هر سوالی از هر جای عالم‌ هستی از غیب و ظاهر پرسیده می شد؛ بطور تفصیلی جواب می‌فرمودند و... سوالم اینکه سلوک ذیل شخصیت امام راحل"قدس" ما را نیز می‌تواند اینجور تربیت کند یا نه افق تربیت فعلا در سطح پایین عالم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضوری که با حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در این تاریخ سراغ انسان می‌آید از جنس حق‌الیقین تاریخی است و موجب حضوری می‌شود در راستای اراده‌ی الهی در این تاریخ. سلوکی که حاج قاسم‌ها را می‌پروراند. موفق باشید

18581
متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم: غرض از نوشتن این پیام طرح سوال نیست. شکوه ای است که بجا و نا بجا بودنش برعهده انصاف و قضاوت شما است. من حدود ... است که زندگی مشترک خود را با همسرم آغاز کرده ام. عمده اختلاف ها و مسائل و مشکلات ما در برگزاری جشن عروسی ایجاد شد زود به زود عصبانی می شدم و چیزهایی می گفتم که در اختیار خودم نبود و این اختلاف ها را تشدید می کرد اگرچه پس از آن تمام تلاش خود را برای دلجویی از همسرم می کردم ولی آن لحظه از ذهنش بیرون نمی رفت. ولی عمده مشکل دونگاه بسیار متفاوت ما به عالم و به مسائل آن بود. و من الله توفیق
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد این مشکلات ربطی به چنین مسائلی ندارد. یک مشکل تاریخی است که زنان و مردان در این شرایط نسبت به تعریفی که از زندگی باید داشته باشند، دچار بحران شده است. لذا نه مثل گذشته می‌توانند به روش سنتی زندگی کنند و نه افراد مذهبی می‌توانند بی‌قید از آموزش‌ها و ارزش‌های دینی باشند. نیازمند یک نوع «خودآگاهی» هستیم که موضوعات را بالاتر از این‌ها ببیند و با عشق و علاقه‌ای که خداوند در جانِ دو همسر گذاشته است به همدیگر سخت‌گیری نکنند و همدیگر را درک کنند و راز آن که حضرت امام به زوج‌های جوان توصیه می‌کردند؛ «گذشت کنید» را، بیشتر مورد توجه قرار دهیم. هرکدام در گذشت‌کردن بهتر پیش‌قدم شوند، بیشتر در هنر زندگی‌کردن موفق خواهند شد. باید نگذاشت شیطان موضوعات فرعی دین را حتی برای ما عمده نماید. در حالی‌که قرآن می‌فرماید: «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريماً (31) /نساء». یعنی اگر از گناهان کبیره انسان فاصله گرفته باشد، خداوند از گناهان فرعی چشم‌پوشی می‌کند و برای چنین افرادی که گناهان کبیره مثل شرک و زنا نداشته باشند جایگاه ارزشمندی در نظر گرفته است. حال چرا ما باید در امور فرعی به هم سخت‌گیری کنیم و خود را گرفتار وسوسه‌های شیطان نماییم که امور فرعی را برای ما عمده می‌کند؟!! موفق باشید     

18010
متن پرسش
طلبه پایه 2 هستم. 1. «جامع السعاده» از کتاب «محجه البیضا» و «محجه البیضا» از کتب «احیا العوم» احمد غزالی و احمد غزلی از یونان گرفت اخلاق (آیت الله مظاهری) پس چرا بعضی ها توصیه می کنند «محجه البیضا» یا «جامع السعاده» را بخوانیم؟ 2.ادبیات در حوزه چقدر کافی است و چه کتاب هایی؟ 3. آیا منطق و فلسفه را بیشتر وقت بگذاریم یا ادبیات عرب و در منطق چه کتاب هایی بخوانیم تا در حد عالی بخوانیم کتاب هایی از مقدم تا عالی معرفی کنید. 3. اگر خدا بخواه اجتماع نقیض محال نیست اگر می شود اثبات کنید این حرف درست است یا غلط
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر هم فرض کنیم غزالی از جهت ساختار اخلاقی و تعادل بین افراط و تفریط تحت تأثیر ارسطو است، مرحوم فیض کاشانی در «مهجة» و استاد آیت اللّه ملا مهدی نراقی و فرزند او ملامحمد، با رجوع به روایات اهل البیت«علیهم‌السلام» کتاب‌های خود را تنظیم کرده‌اند و به همین جهت حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند نراقین را بخوانید که منظور «جامع‌السعادات» و «معراج السعادت» می‌باشد 2- به نظر بنده یک طلبه بیاد همه‌ی دروس رسمی حوزه که مربوط به ادبیات است را کامل بخواند 3- همین منطق «مظفر» و سپس «بدایة و نهایة» علامه و در آخر «اسفار» ما را با عقل فلسفی آشنا می‌کند. 4- اجتماع نقیضین یعنی اجتماع بودن و نبودنِ یک چیز در یک زمان و یک مکان. حال اگر کسی اجتماع نقیضین را محال نداند یعنی باید معتقد باشد محال نیست که همین حالا در این زمان و در این مکان، هم باشد و هم نباشد. و همین امر ار نیز به خدا سرایت دهد که مثلاً اگر خدا بخواهد اجتماع نقیضین محال نیست، یعنی همین حالا، هم خدا باشد و همین حالا خدا نباشد. و این عملاً نفیِ خداوندی است که عین بقاء و سرمدیت و ابدیت است.  موفق باشید

10624
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیز سلام علیکم: در ابتدا از اینکه ممکن است با این نوشتار وقت شما را بگیرم عذرخواهی می کنم. با توجه به اشاراتی که در مورد سلوک جمعی داشتید و با درکنار هم قرار دادن این موضوع با مطالبه رهبر معظم انقلاب در مورد کار جمعی که فرمودند: (چرا فرهنگ کار جمعی در جامعه‌ی ما ضعیف است؟ این یک آسیب است. با اینکه کار جمعی را غربی‌ها به اسم خودشان ثبت کرده‌اند، اما اسلام خیلی قبل از اینها گفته است: «تعاونوا علی البرّ و التّقوی»، یا: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا». یعنی حتّی اعتصام به حبل‌اللّه هم باید دسته‌جمعی باشد؛ «و لا تفرّقوا».) و نیز اینکه فرموده بودند: (این روشها را باید در حوزه به کار بیندازیم. ما در حوزه همیشه روش فردی را دنبال می‌کردیم. به نظر من، هنوز هم روشها فردی است.) و براین مبنا که سیر تمامی امور و مراحل زندگی ما لازم است در مسیر کثرت به وحدت و با نگرش توحیدی باشد سعی کردم روی این موضوع وقت صرف کنم و مساله را دنبال کنم که ما چگونه می‌توانیم در میان جمع طلبگی خودمان یک کار جمعی تعریف کنیم که مجموعه‌ای از اعضا نباشد بلکه جمعی باشد با اجزای مختلف و روح واحد که وحدت اجزا به آن وابسته است. مانند بدن مادی با اجزای مختلف که در ذیل تدبیر روح واحد وحدت خود را حفظ می‌کند و رشد می‌یابد و در جهت کمال آن روح عمل می‌نماید. تا اینجا به این نتیجه رسیدم که ما باید به دنبال یک هویت جمعی باشیم و این هویت همان روحی است که اجزا در ذیل آن به وحدت می رسند و این همان چیزی است که در نگرش اجتماعی تمدن نوین اسلامی در مقیاسی گسترده تر پدید می‌آید. در تفسیر شریف المیزان نیز ذیل آیات 176 تا 180 آل عمران اشاره ای به این امر شده بود و علامه می فرماید: (این رابطه حقیقى که بین فرد و جامعه وجود دارد خواه ناخواه به وجود و کینونتى دیگر منجر مى شود کینونتى در مجتمع و مطابق قوت و ضعف و وسعت و ضیقى که افراد در وجودشان و قوایشان در خواصشان و آثارشان دارند. در نتیجه غیر از وجود تک تک افراد که فرضا ده میلیون نفرند یک وجودى دیگر پیدا مى شود بنام مجتمع و غیر از آثار و خواصى که تک تک افراد دارند خواص و آثارى دیگر و از همه قوى تر پیدا مى شود بنام آثار اجتماع.) بنابراین به این نتیجه رسیدم که هویت و روح جمعی چیزی غیر از هویت و روح فردی است که می‌تواند آن هویت فردی را نیز در بر گیرد و ظرفیت کمال و رشد آن را فراهم آورد که قرآن می‌فرماید: «ان النّاس امّة واحدة فبعث اللّه النّبیین مبشّرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحقّ، لیحکم بین النّاس فیما اختلفوا» ضرورت ایجاد این جمع را علامه با استناد به قرآن متذکر شدند و فرمودند: (و در آیاتى دیگر دعوت مى کند به تشکیل اجتماعى خاص یعنى خصوص اجتماع اسلامى بر اساس اتفاق و اتحاد و به دست آوردن منافع و مزایاى معنوى و مادى آن مانند آیه شریفه : «انّما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم» و آیه : «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم» و آیه: «و تعاونوا على البر و التقوى» و آیه : «و لتکن منکم امه یدعون الى الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر») این آیات مرا به شدت به ذوق آورد و دیدم بین آنچه رهبری مطالبه می‌کنند و آن‌چه دستور قرآن است چه ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و در یک جمع بندی به این نتیجه رسیدم که: 1- نیاز به اجتماع اجتناب ناپذیر است. 2- اجتماع نیازمند یک روح و هویت جمعی است. 3- این روح باید در یک اجتماع کوچک شکل گرفته و آرام آرام وسعت یابد. 4- هدف این اجتماع یک سلوک جمعی است و همه قوانین و شیوه‌نامه‌های تدوین شده باید درجهت این هدف باشد. 5- ایجاد چنین روحیه‌ای می‌تواند زیرساخت‌های لازم برای تمدن اسلامی آینده را فراهم کند اکنون این نتایج را با شما در میان گذاشتم تا ضمن قضاوت در مورد صحت یا عدم صحت آن راهنمایی فرمایید که اگر بخواهیم یک الگوی کار جمعی بین جمع طلبگی خودمان تعریف کنیم چگونه این اجمال را به تفصیل ببریم و به دستورالعمل و قانون تبدیل کنیم تا این هدف در آن حفظ شود (چراکه فروع آن در عمل بسیار است. مانند کار جمعی علمی، کارجمعی فرهنگی، اخلاقی، پژوهشی، اقتصادی و . . .) و دیگر آنکه فارغ از تعاریف روان شناسان، تاریخ شناسان و جامعه شناسان در مورد هویت، در این دستگاه ما چه تعریفی باید از هویت فردی و هویت جمعی و تببین ارتباط بین این دو ارائه دهیم تا بحث برایمان روشن‌تر و واضح‌تر شود؟ سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع فکر که بدان منوّر شدید طلیعه‌ی تحقق تمدن اسلامی است و هرچه بیشتر بدان بپردازید، بیشتر به عمق سخن حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» پی می‌برید که چرا فرمودند: «واللّه همه‌ی اسلام، سیاست است». این سیاست یعنی حضور حق در تمام مناسبات انسان در یک اجتماع. آنچه در این مختصر می‌توانم عرض کنم اگر تمدن اسلامی را مدّ نظر قرار دهید و توحید را محتوایی جهت آن تمدن بدانید، آن یگانگی و یک‌دلی در بین افرادی که این دو وجه را در نظر می‌گیرند ظهور می‌کند. توحیدی که بنده بر آن تأکید دارم نظر به حضور حقیقت یگانه‌ی عالم هستی است که هرجا به صحنه آمد، همه‌ی حقیقت به صحنه آمده. با طرح عرفان نظری و عملی باید خدا را به جامعه برگرداند. موفق باشید
8952

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. پیرو سوال 8896 ، می خواستم بپرسم مگه اساسنامه و قوانین بانک ها در ابتدای انقلاب به تایید مراجع از جمله آقا نرسیده و بعد بانک اسلامی لقب گرفته؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه بانک‌ها قوانین را دور زدند و قوانین هم نارسایی‌هایی دارد که باید برطرف شود. کلیّت قوانین ممکن است پذیرفته شود ولی در عمل نتیجه‌ی مناسب اهداف اقتصاد اسلامی را در بر نداشت. موفق باشید
5814
متن پرسش
سلام استاد. جوانی هستم 28 ساله، فوق لیسانسه، متاهل و کارمند یکی از ادارات دولتی. خدا را شکر زندگی متعادلی دارم اما احساس می کنم به روزمرگی افتاده ام. کارم طوری است که بعضی روزها شاید فقط چند روز در ماه مشغولم اما خیلی از روزها کار مشخصی ندارم و مثل خیلی از کارمندها صبح تا ظهر توی سایتهای مختلف پرسه می زنم. وقتی فکر می کنم باید سی سال به همین منوال بگذرد احساس خسران می کنم. از روزی می ترسم که در آستانه شصت سالگی ایستاده ام و به پشت سر نگاه می کنم و چیزی جز روز مرگی و اتلاف عمر نمی بینم. حس می کنم زندگی پیش روی من که نیمی از آن پشت یک میز بی روح خواهد گذشت ابدا با روح بیقرارم سازگار نیست. آدم نسبتا اهل مطالعه و کم و بیش با کتابهای جنابعالی آشنا هستم اما مطالعات جسته گریخته ای داشته ام.غرض از این همه پرگویی فقط این سوال است که چگونه زندگی کنم، چه برنامه ای داشته باشم که در پایان هر روز احساس کنم وقتم تلف نشده و از خودم و شیوه زیستنم احساس رضایت کنم. خواهشا مرا به کتابهایتان ارجاع نداده و دستور العملی کابردی ارائه دهید. از اینکه مصدع شدم عذرخواهی می کنم.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: اولا: باید سعی کنید کار شما برای مردم مفید باشد و سعی کنید متوجه فلسفه‌ی وجودی آن مسئولیت باشید و خودتان به بهترین نوع در راستای هدف آن مسئولیت تلاش کنید، منتظر آن نباشید کسی از شما کاری را بخواهد ،خودتان کاری را که باید انجام دهید را پیدا کنید و انجام دهید ثانیاً: متوجه باشید باید روح خود را با عبور از کثرات این دنیا تا ملکوت عالم سیر دهید. برای این کار برنامه‌ریزی کنید ثالثاً: از حُسن خُلق در خانواده و روحیه‌ی خدمت به آشنایان غافل نباشید. موفق باشید
5754
متن پرسش
بسمه تعالی : سلام علیکم 1 - در برابر افرادی که قصد دارند با یادآوری رفتارهای حرام و گناه گذشته که از ما سراغ دارند و می گویند تا دیروز یا سال های گذشته چه کردی و الآن ادعای خدایی می‌کنی، چه برخوردی باید بکنیم که همه از بستگان نزدیک هستند؟ 2- در برابر بستگانی که جلوی ما بنا بر هر دلیل کفر می‌گویند و یا به اهل‌البیت دشنام می‌دهند چه رفتاری کنیم؟ 3- عده‌ی دیگری از بستگان نزدیک ادعا می‌کنند؛ دینداری که ما در پیش گرفته‌ایم و این نوع بندگی‌کردن سخت است و خود را دیوانه کرده یا در آینده دیوانه می‌شوید که برای خود ما باطل‌بودن حرف و نظرشان یقین است در این رابطه هم خواهشمند است راهنمایی بفرمایید چه رفتاری داشته باشیم؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- بگو قبلاً اشتباه کردم و امیدوارم خداوند از گناهان و تقصیرات گذشته‌ام بگذرد 2- اگر امید صلاح در آن‌ها نمی‌یابید فرمود: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراما» باید خود را همسنگ این افراد نکرد مگر این‌که بتوانید در مقابل بقیه که امکان تحت تأثیر قرارگرفتن‌شان هست از حق دفاع کنید 3- بهتر است که در مقابل آن‌ها دینداری شما عادی باشد. موفق باشید
4609
متن پرسش
با سلام ظاهرا در سوال عقل عملی و عقل فلسفی اخر جمله مقام معظم رهبری باید اینگونه باشد این سفره عام نیست فکر کنم باید اصلاح شود اگر بتوانید وقتی از سخنان رهبری استفاده یکنید ادرسش را هم بدهید بهتر است با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبت رهبری در این مورد که فرمودند: «فلاسفه‌ی بزرگ از سفره‌ی گسترده‌ی عمومی انبیاء الهی بیشترین بهره را می‌برند» در دیدار جمعی از مداحان در تاریخ 11/2/92 بود و آن قیدی که شما می‌فرمایید را نداشت ولی در هرحال این قید به طور طبیعی هست، همان‌طور که هرکسی عقل ریاضی ندارد. موفق باشید
نمایش چاپی