بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41416
متن پرسش

سلام استاد متنی در ادمه پرسش ۴۱۳۹۱ نوشتم و دوست داشتم نظرتان را بدانم. 🔸ای پیامبر معجزه‌ات کو؟! ✍علی جلالی وقتی در غار ظلمانی تاریخ از عالم پُر زرق و برق امروز گوشه‌گیری کرده بودیم و شاید برخی‌هایمان از سر حسرت به زرق و برقش می‌نگریستیم و تمنایش می‌کردیم، کدام فرشته وحی به ما گفت: بخوان! و ما هاج و واج به هم می‌نگریستیم تا آنکه درخشش کلمات را در قلب‌های همدیگر دیدیم. آینه‌وار نوشته قلب‌هایمان در قلب دوستانمان افتاده بود. و خواندیم و به پیامبری مبعوث شدیم. هر دوره ظالمی داشته است و پیامبری که به تقابل با او مبعوث می‌شده و اکنون که ستمگران همه زمین در یک جبهه‌اند، یک ملت به پیامبری مبعوث شده‌اند تا چون یک تَنِ واحد رودرروی آنها بایستند. دوستی دیشب از من پرسید: "اگر ما به پیامبری مبعوث شدیم، پس معجزه خدا کِی ظاهر می‌شود؟" گفتم: هر پیامبری را معجزه‌ای است و لابد هرکدام از ما هم معجزه‌ای در جانمان داریم که به وقتش دشمنان را به عجز درمی‌آورد و آیا این ایستادنمان وقتی که هر ملتی می‌گریزد، معجزه نیست و دشمن را ناتوان نکرده؟ گفت: "ولی یک معجزه واضح‌تر می‌خواهم. کجاست کتابِ محمد؟" گفتم: "مگر در آن تاریکی که بودیم نوشته‌های جانمان را نخواندیم؟ که به ما گفتند: کتاب جانتان را بخوانید! "ٱقْرَأْ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ ٱلْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبا". گفت: "دمِ حیات‌بخش مسیحا کو؟" گفتم: "پس قلب‌های مرده ما چگونه زنده شد؟ و وقتی در غم شهادت ولی‌مان بودیم مگر از نفَس‌های گرم همدیگر زنده نشدیم و آتشی در وجودمان شعله نگرفت؟" گفت: "حال که دشمن چنین نزدیک است، عصای موسی کو تا ماران را ببلعد و نیل را بشکافد؟" گفتم: "پس خلیج را ندیدی که بی‌زحمت شکافتن، سدِ عبور فرعونیان شد و مگر عصای موسی جز تکه چوبی بود که در دستش گرفته بود و بر آن تکیه می‌زد؟ در دستِ ما امروز چیست؟ آیا همان تکه چوب نیست که پرچمی بر آن افراشته‌ایم و ملتی به آن تکیه‌ زده است و ماربچگان داخلی و خارجی را با همه سحر و سلاحشان مایوس کرده؟" "شاید آن روز که سلاحی به میدان آورده بودند و مانند ساحران فرعون، اول رو کردند، ترسیدیم [فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِۦ خِيفَة مُّوسَىٰ] ولی امروز پرچمی در دستان ماست که همه تدابیرشان را می‌بلعد و اگر فریب‌خوردگان این امت، چون ساحران چشمی بینا داشته باشند، به معجزه اتحادمان ایمان می‌آورند و از فرعونیان می‌بُرند و "ما" می‌گردند. ای پیامبرانِ امروز! باید به قلب‌هایمان بنگریم و معجزه‌هایمان را بیابیم. هر کدامتان معجزه‌ای دارید: قدمی استوار، قلمی روشنگر، دستی خیرخواه و قلبی پُر مِهر. معجزه تو چیست؟ کتابِ جانت را خوانده‌ای؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است و ملتی برانگیخته شده‌اند تا جهان دیگری که جهان آخرالزمانی است با ساحتی خاص، به ظهور آید و معلوم است که بعثتِ آخرالزمانی از جنس به میان‌آوردن عصای موسی«علیه‌السلام» نیست، همان‌طور که قرآن متذکر روح و روحانیتی است در جان‌ها. بعثتِ آخرالزمانی انسان را در انسانیت‌اش به خود می‌آورد تا در انسانیت خود، خود را جستجو کند و این حضور است که زمینۀ حضور انسان کامل را فراهم می‌کند و این است راهی که به ظهور انسان کامل می‌انجامد و مردم ما بحمدالله در این میدان حاضر شده‌اند و عجیب است دقت خاص رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای که در ابتدای اولین پیام خود اشاره به آیۀ 106 سورۀ بقره اشاره کردند که می‌فرماید: «مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا» اگر خداوند آیه‌ای از آیات خود را از صحنه خارج کرد، حتماً آیه‌ای همانند آن و یا بسی برتر را به میان می‌آورد. ملاحظه کردید که در پیام خود به زیبایی تمام فرمودند: 
«آیه‌ای که در صدر این نوشتار آوردم به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود مگر اینکه از ناحیه حضرت حق جل و علا، مثل یا برتر از آن بجایش داده شود. مناسبت استفاده از این آیه شریفه این نیست که این بنده در حد رهبر شهید باشم چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم؛ بلکه جهت ذکر آیه مبارکه توجه دادن به نقش بجا و پررنگ شما ملت عزیز است. اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت. این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاه های مختلف که شأن واقعی آن‌ها خدمت به مردم است کارآئی لازم را نخواهند داشت.» 

و این است آن حضوری که خداوند به حکم: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً» بنا دارد در این تاریخ از طریق این مردم رقم بزند.امری که یک وجه از وجوه آن را دیروز در تظاهرات میلیونی مردم آمریکا علیه ترامپ در شهرهای مختلف می‌توانید ملاحظه بفرمایید. https://eitaa.com/akhbarefori/442973 موفق باشید        

41399
متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد چه بگویم از شرح فراق و شرح درد اشتیاق ... تکراری نمیخواهم سوال بپرسم برخی رفقایم اربا اربا شدند ولی من هنوز اندر خم یک کوچه ، کوچه ای که نامش عشق است ... ، چطور نگاه کنم به این موضوع و موضوعات فعلی ؟ چگونه ورودی مرا در تاریخ پیش رو حاضر میسازد؟ ۲. کارهایی که میتوانم در کانال انجام دهم گویا باید تغییراتی داشته باشد از لحاظ بنیاد و رویکرد و ... ، چه تغییراتی را در کارفرهنگی و تدریسی این تاریخ پیشنهاد میکنید ؟ در تاریخی که سلوکش ذیل نور امام خامنه ای است ... التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری ماورای «مُردن و زندگی در دنیا» باید نظر کرد امری که همۀ سعی بنده در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت»(که اخیراً چاپ شده)بوده تا با مخاطبان در میان بگذارم. البته همچنان‌که مطلع هستید متن کتاب در سایت هست و نیاز نیست که خریداری شود ولی باید با جدیّت تمام از خود بپرسیم چرا ما باید با شهادت رهبر شهیدمان از دوگانگیِ «زندگی» و «مقاومت» عبور کنیم. آیا نباید در این حضور تاریخی به این نکتۀ بسیار با اهمیت بپردازیم تا به نحوی در میدان شهادتِ رهبری با جدیّت تمام حضوری خاص داشته باشیم؟ که حضور فردایی ما می‌باشد. امری که به نظر این حقیر در کتاب مذکور با خواننده در میان گذارده شده است. موفق باشید        

41388

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقتتون بخیر ببخشید استاد من بعد از سالها و طی تمام راه‌ها و درمان‌های پزشکی که برای باردار شدن گذراندم و نتیجه نگرفتم، به گزینه فرزندخواندگی رسیدم اما نمیتونم تشخیص بدم که آیا این کار مورد رضای خدا هست یا نه! درواقع دوست ندارم صِرفاً بخاطر راضی کردن نفس خودم و مانند بقیه شدن، این کار را انجام دهم؛ نظر شما درمورد به سرپرستی گرفتن چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سرپرستی کودکی که بی‌سرپرست مانده، در ذات خود کار خوب و پسندیده‌ای است. موفق باشید

 

41356

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده وقتتون بخیر. شهادت رهبر عزیزمون رو تسلیت عرض می‌کنم. آقای طاهرزاده در جریانات اخیر من متوجه یه جور تناقض در خودم شدم. حالتی بین شجاعت مطلق و ترسو بودن مطلق. من به هیچ وجه از بمب و جنگنده و مردن نمی‌ترسم. هرشب برای سلام دادن به امام حسین به پشت بوم میرم. گاهی جنگنده از بغلم رد میشه و زمین زیر پام می‌لرزه. اما خدا شاهده آب توی دلم تکون نمی‌خوره. موقعی که در راهپیمایی روز قدس دشمن ساختمون در میدان انقلاب تهران رو زد من کنار ساختمون بودم و حتی آسیب جزئی هم دیدم. اما حتی یک لحظه نترسیدم. بلافاصله پرچم رو تکون دادم و با صدای بلند الله اکبر گفتم و مردم رو به شور آوردم. همه دوستام میگن از خونه‌تون برو به یه شهر دیگه چون محله شما خیلی خطرناکه. اما من تا الان یک بار هم از اینجا بودن نترسیدم. حتی به راحتی زیر صدای جنگ می‌خوابم. به عکس شجاعتی که گفتم، نگاه بقیه خیلی برام مهمه. وقتی تمسخر نگاه بقیه، ریشخند یا حرف مخالف می‌شنوم انقدر ترس به دلم می‌افته که تا مرز جنون پیش میرم. موقع راهپیمایی نگاهم به اطرافیان و "غیر خداست". اگر ترس و ناامیدی در چهره مخالفین ببینم خوشحال میشم و اگر تمسخر ببینم به هم می‌ریزم. گاهی حتی می‌ترسم تنها تا مسجد برم. دائم دارم فکر می‌کنم اگه یکی بهم فلان حرف رو زد چی جوابشو بدم. دوست ندارم این طوری باشم. می‌خوام دیگران هم برام انقدر بی‌اهمیت باشن که انگار هیچ کسی توی دنیا وجود نداره. تو رو خدا یه راهنمایی واقعی بهم بکنید. هروقت ازتون کمک خواستم فقط یه بیت شعر حافظ و جملات کلی تحویلم دادید. من واقعا نیاز به کمک دارم و دست نیاز به سمتتون دراز کردم. و خدا گفته و اما السائل فلا تنهر...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکرکنید از اینکه در صفای شجاعت قرار گرفته شده‌اید و خدا را شکر کنید که متوجۀ این ضعف که نظر دیگران برایتان مهم شده‌ است، شده اید. این مسئلۀ بسیار مهمی می‌باشد به همان معنایی که فرموده‌اند این آخرین ضعفی است که باید از قلب مؤمن پاک شود. در این رابطه خوب است به مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و سپس به نگاه معرفتی که «برهان صدیقین» وارد شده؛ بپردازید و پس از آن به مباحث دعای مکارم الاخلاق حضرت سجاد«علیه‌السلام» که شرح آن روی سایت هست، ورود بفرمایید. موفق باشید

41312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد عزیز: در خانواده ای مذهبی، پسر خانواده نماز را کنار گذاشته و گهگاهی هم روزه خواری می‌کند و متاسفانه تحت تاثیر رسانه های معاند از جمهوری اسلامی رو برگردانده است، اعضای این خانواده به خصوص پدر خانواده طاقت و تحمل دیدن این شرایط را برای این عضو خانواده ندارند و غم عمیقی در خانواده حاکم شده است، اول این که برای تسلی قلب های اهل این خانه چیزی بگویید استاد عزیز و دوم این که در چنین شرایط بقیه اعضا خانواده فارغ از نصایح دینی، آیا باید در زندگی با تو عادی برخورد کنند یا با رفتار خود او را متوجه این دلخوری و... بکنند؟ ممنون از زمانی که می‌گذارید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شرایط سختی جوانان ما را فرا گرفته است. به همین جهت باید در عین تذکر دلسوزانه، آنان را از خود نرانیم. موفق باشید  https://lobolmizan.ir/quest/41304

41311

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: چند وقتی است که تصمیم گرفته ام به معنای واقعی مسلمان شوم و با خدا انس بگیرم، از آنجایی که تازه کار و جوان هستم و همچنین در خانواده ای نه چندان معتقد و مذهبی بزرگ شده ام نمی دانم که از کجا باید شروع کنم، می‌خواهم هر چیزی را از جمله آیات قرآن و اسلام و احکام و... را با دلیل و برهان بپذیرم تا از وسوسه های شیطان و اطرافیانم و تمسخر دیگران در این مسیر سست نشوم، از شما می‌خواهم به طور جدی مرا راهنمایی کنید، چون به هر دری می‌زنم جوابی نامطلوب می‌گیرم و آنچنان که باید به جواب شبهات و سوالاتم نمی‌رسم. ممنون میشم از شما که راهی مناسب را به من نشان دهید، یا کتابی خوب معرفی کنید یا فردی مناسب معرفی کنید یا هرچیزدیگری... فقط دلم می‌خواهد که به معنای واقعی نزدیکی به خدا را احساس کنم و نماز هایم را با خضوع و حظور قلب بخوانم، لطفا کمکم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی سایت در رابطه با همین نوع سؤالات تنظیم شده است. در این رابطه پیشنهاد می‌شود ابتدا مباحث مربوط به «جوان و انتخاب بزرگ» https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 دنبال شود و سپس به مباحث مربوط به «ده نکته در معرفت نفس» بپردازید. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh/215 موفق باشید

41263
متن پرسش

سلام علیکم استاد: خیلی عجیبه این حضور حماسی در این دو شب، از زمانی که خوب را از بد تشخیص دادم چنین پدیده ای ندیده بودم، فکر می‌کنم بی نظیره در دوران پسا انقلاب، گویی امام شهیدمان دعوت و فراخوانی غیبی صادر کرده اند و گوشها و دلهای بیشتری این ندا را درک کرده اند، مگه میشه با این دلهای پرخون و مالامال از غم اینچنین حماسه آفرید، اون هم در اوج قدرت‌نمایی لشگر شیطان، اصولا اندوه بی حد و حماسه آفرینی چه جوری با هم جمع میشه؟ نمیشه، جز با ایمانی شیعی و تاریخی و مهدوی که در عین توکل به قادر عزیز مطلق و نگاه به افق آینده مهدوی، ریشه در حماسه عاشورا داره و از خون سیدالشهدا و یارانش در تمام تاریخ، جان میگیره، ان شاءالله این حضور حماسی موجب نزول رحمت و نصرت و فتح الهی میشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این است که بیش از پیش متوجۀ درک تاریخیِ حضرت امام روح الله و حضرت امام خامنه‌ای «رضوان‌الله‌تعالی‌علیهما» می‌شویم که به خوبی مردم را و جایگاه آنان را درک کردند و مسلّماً این مردم با چنین الهامات الهی و وجدان تاریخی، نقش‌آفرینِ اصلی برای ادامۀ این راه هستند. آری! مردم و باز مردم. و دشمن همین را نمی‌فهمید و نقطۀ شکست او در همین‌جا می‌باشد به همان معنایی که به گفتۀ امام خامنه‌ای، امام خمینی بیش از همه مردم را درک کردند. موفق باشید      

41230

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام و ضمن قبولی طاعات: جناب طاهرزاده در پاسخ پرسش41228 ⁉️... در ادامه فرموده اید، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» واقعا یعنی امثال اقای هاشمی خود کشی کرده اند؟ درسته جنابعالی بگونه ای با اصطلاحات خواستید مطلبی را بیان کنید ولی مصداق آن ناخداگاه به ذهن آقای هاشمی میاید واقعا اگر امثال اقای هاشمی در این جامعه نبودند که راه تعادل را پیش بگیرید به نظر شما انقلاب اسلامی در همین تاریخش هم معنا پیدا می‌کرد؟ چرا همیشه یک طرفه به قضاوت می‌نشیند و هیچ‌وقت نخواستید راجع به اصولگراهای تند رو که سنگ رهبری را به سینه می‌زنند ولی در عملکرد هایشان برخلاف ایشان عمل می کنند حرفی بمیان بیاورید؟ شما اهل قلمید ودر قبال این مطالب باید به عقل انقلاب اسلامی پاسخ دهید. کتابهایتان را که می‌خوانیم با پاسخ‌ها یتان منافات دارد و این باعث سردرگمی می‌شود که بالاخره شما چه مسیری را برای انقلاب تعریف می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در بدی و خوبیِ افراد نیست. بحث در توجه به سنت‌های الهی می‌باشد و تفاوت افرادی که متوجۀ سنت‌های الهی هستند با افرادی که بیشتر با فضای رسانه‌ها و تحلیل‌های آنچنانی به‌سر می‌برند. عرض بنده آن است که عموماً این افراد از ترس مرگ، خودکشی می‌کنند به آن معنا که خود را از مسیر ایمانی که امثال حضرت امام و رهبر معظم انقلاب در آن قرار دارند؛ محروم می‌نمایند. حتماً در جریان مواردی که بین رهبر معظم انقلاب و آقای هاشمی تفاوت نظر بوده، هستید. آیا حکایت این تفاوت نظرها ریشه در همین نکته ندارد که رهبر معظم انقلاب متوجۀ سنت‌های الهی هستند «ولو بلغ ما بلغ» و آقای هاشمی و امثال این افراد خود را در جای دیگری تعریف کرده‌اند؟ و این غیر از بحث در بدی و خوبی افراد است. موفق باشید

41180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: عذرخواهم. با توجه به قدرت و نفوذ و جایگاهی که امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در هستی دارند و صاحب اسم اعظم هستند و حدیث نورانیت متذکر آن هست، جایگاه ذوالفقاری که همراه حضرت هست کجاست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذوالفقار یعنی نفی هر حجابی که بنا دارد از طریق ارادۀ معطوف به قدرت و خشونت، با حقیقت مقابله کند و اتفاقاً در همین میدان هم اسم اعظم حضرت ربّ العالمین نقش‌آفرین است مانند نورانیتی که فرزندان اسلام در ۲۲ بهمن به ظهور آوردند. آیا همان ذوالفقار نبود؟! موفق باشید

41164

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز و پدر دلسوز: قبل از پرسش استدعا دارم برای این حقیر در مناجاتهاتون دعا بفرمایید. سوالم این هست که چرا زیارت هر یک از ایمه با «السلام علی ...» شروع می‌شود ولی زیارت حضرت زهرا سلام الله علیهم بدون سلام شروع می‌شود، با «یا ممتحنه امتحنک الذی خلقک...» شروع می‌شود و بعد از چند عبارت تازه سلام می‌دهد. آیا این قضیه سری از اسرار را در خود دارد؟ ممنون و سپاسگزار. بی‌نهایت التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در امورات خود بهترین نتایج را بیابید. شاید در این مورد که می‌فرمایید خواسته باشند ما را متوجۀ مقامِ پیشاخلقتیِ حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» بنمایند که روایت‌ها بر آن تأکید دارد. موفق باشید

41144

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: سوال از آقای استاد طاهرزاده عزیز، فردی هست که می‌گوید علم نجوم بلد هست و یک سری پیشگویی هایی می‌کند و البته در صحبتها مدافع انقلاب و رهبری هم هست دنبال کردن صحبتهای ایشان اشکالی ندارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علمای ما علم نجومی که در میدان پیشگویی‌ها ورود می‌کند، مردود می‌دانند زیرا عموماً با توهّمات و القائات شیطانی همراه است. و البته آن غیر از علوم نجومی است که ستارگان را برای تعیین اوقات شرعی رصد می‌کنند. موفق باشید

42002
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر می‌بخشید من متوجه نمیشم چرا شما و شاگردهای خاصتون همچنان میگید که مذاکره درسته و رهبری منظور دیگه‌ای داشته. من از اول گاردی به این موضوع نداشتم. الان هم می‌ترسم خیلی محکم حرف بزنم دو فردای دیگه آقایون ایکس و ایگرگ شهید بشن پشیمون بشم. اما رهبر در پیامشون به وضوح گفتن که نظرشون چیز دیگه‌ای بوده. بعدا هم کلیپ‌هایی از رهبر شهید بیرون اومد که مذاکره رو خطا می‌دونستن. پیام‌های شما و شاگردهاتونو خوندم. اصلا واضح صحبت نمی‌کنید. انگار یه چیز خصوصی بین خودتون هست که می‌دونید و انتظار دارید بقیه بدون دونستنش بفهمنش. در مورد پیام رهبر هم انگار چنین دیدگاهی دارید. چیزی که من از حرفاتون برداشت کردم اینه که فکر می‌کنید رهبر منظور دیگه‌ای داشته و اکثریت مردم فقط به جمله علی الاصول چسبیدن. در صورتی که ما حدیث داریم خداوند پیامبران رو فرستاد که با مردم قدر عقولهم صحبت کنند. اگر واقعا رهبر می‌خواسته چیز دیگه‌ای بگه و مردم متوجه نشدن و بد فهمیدن، اینجا ایراد به سید مجتبی وارده. چون ایشون نباید چنین پیام مهمی رو به این شکل بیان می‌کرد که باعث شکاف عمیقی در جامعه بشه. این که یک جلسه خصوصی با نخبگان و عارفان نبود. پیام عمومی به ۹۱ میلیون نفر بود. وظیفه رهبر جامعه اسلامی هم اینه که طوری صحبت کنه که اکثریت مردم درکش کنن. بنابراین من فکر می‌کنم منظور ایشون همون برداشتی هست که اکثریت مردم دارن، یعنی تحمیل مذاکرات از جانب گروهی خاص. البته ممکن هم هست من اشتباه کنم. برای همین پیام دادم که ببینم واقعا منظورتون چیه. اما لطفا جواب بدید. یک جواب که واقعا جوابه. ما رو به گمان خودمون یا کلیپ‌های پراکنده واگذار نکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : حساسیت جنابعالی در این موارد بسیار ارزشمند است. ولی ملاحظه می‌فرمایید که بحث در این مورد بسیار مفصل است و همانطور که آقای دکتر حداد عادل و آقای فضائلی و سردار محسن رضایی فرمودند نمی‌توان از واژه علی الاصول رهبر معظم انقلاب در آن بیانیه نتیجه ای گرفت که منجر به اختلاف شود.https://eitaa.com/arshiv3133/192  و https://eitaa.com/arshiv3133/186  و https://eitaa.com/arshiv3133/227  به نظر بنده نکاتی که جناب حجت الأسلام والمسلمین حاج آقا تویسرکانی مسئول محترم نمایندگی ولی فقیه در نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در رابطه با واژه علی الاصول رهبر انقلاب فرمودند قابل استفاده می‌باشد.  https://eitaa.com/rahe_khamenei/51560  این موارد است که دعوت می‌کند از حوزه ردّ یا قبول افراد به میدان تفکری که در افق تمدن نوین اسلامی می‌توان حاضر شد فکر بفرمایید. که البته بحث در این مورد بسیار است . شاید تذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor بتواند تفکری که نیاز این تاریخ است را متذکر شود . موفق باشید

41735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: موضوع سخن بنده اینست: «چرا با وجود ولی‌فقیه هم وحدت حاصل نمی‌شود؟!» از وحدت به معنای نفی اختلاف نظر و سلیقه که لازمه جامعه بوده سخن نمی‌گویم، سخن در وحدت مبانی و عدم نفی یکدیگرست. چرا این وحدت که یکی از برکات و محصولات وجود ولی در جامعه باید باشد در اهل ولایت دیده نشده و حاصل نمی‌شود؟ دل انسان از دیدن این همه اختلاف مبانی در میان حزب اللهی ها به درد می‌آید و بدتر وقتی می بیند همگی مرجع اختلاف خود را ولیِ جامعه معرفی می‌کنند دلش می‌ترکد! رهبر جامعه رئیس جدید تیم مذاکره کننده و خط و خطوط تعیین می‌کند و در پیام خود می گوید برای مذاکرات دعا کنید، بعد عده ای از مردم حزب اللهی و نمایندگان ایشان اساساً با اصل مذاکره مخالفت می‌کنند و می گویند چرا با مذاکره به رهبری خیانت می‌کنید؟!! عده ای دیگر هم می گویند چرا بر خلاف موضوعات رهبری مذاکره می کنید؟! شاید بتوانم بحث تحمیل و عبور از خطوط قرمز را در دوران رهبر شهید فقید آن‌هم به علت بروز فترت در بیداری بخشی از جامعه‌ی وقت، قبول کنم، اما مگر می‌شود اکنون که بعثت بروز و ظهور کرده و مردم تمام قد پشتیبان ولایت هستند حرف از تحمیل زد؟ بنده آن ایراد رفقا را حمایت از رهبر ندانسته و اتفاقا ناخواسته ایراد وارد کردن به ایشان می دانم که گویی نتوانسته اند علیرغم این بعثت و حضور حاضرین به نفع عامه مسلمین بهره برده و با سکوت خود تحمیل و ضرر ایشان را پذیرفته اند! اینکه عده ای انقلابی واقعی چون رسایی و ثابتی و نبویان و ... خود را مدافع و مراقب خطوط رهبری می‌دانند و لحظه به لحظه بر مذاکراتی های ماموریت یافته از همان رهبر می‌تازند واقعا چگونه است؟ رهبری فرمود فریادهای شما در خیابان بر مذاکرات اثر دارد؛ اما گویا عده ای گمان کرده اند فریادهای ما بر مذاکره کنندگان مقصودشان بوده! آیا قول عده ای که معتقدند در فتنه ها و چند دستگی ها، برای حصول آن وحدت، قول و بیان صریح تر از جانب رهبری نیاز است درست است؟ و در پایان با طرح مجدد موضوع، نظر حضرتعالی را خواستارم که چرا با وجود ولی‌فقیه هم، آن وحدت حاصل نمی‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً رهبر معظم انقلاب با سخنان خود بخصوص در پیام اخیرشان به مجلس، حجّت را تمام کردند. از آن جهت که سخن رهبر معظم انقلاب با نظر به عنایاتی که به ایشان می‌شود برای حفظ جبهه‌ای که مقابل شیطانی‌ترین جریان ایستاده‌اند و با نظر به بصیرتی که دارند، سخن‌شان برای ما حجّت است و حال در نظر بگیرید ایشان در پیام فوق‌العاده‌ای که به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح فرمودند که در واقع، وظیفۀ بسیار بزرگی بر دوش ما خواهد بود و آن رعایت «وحدت» است. تا آن‌جایی که فرمودند: « بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». و این حکایت از آن دارد که با توجه به چنین رویکردی می‌توان بسیار نسبت به آینده امیدوار بود و خود را مشغول اموری که موجب بدبینی نسبت به مسئولان می‌شود، ننمود. موفق باشید

41467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_انسان باید برای این که خدا را بشناسد باید خودش را بشناسد. به فرموده ی حضرت علی علیه السلام :من عرف نفسه و فقد عرف ربّه و يا به فرموده ی دیگر آن حضرت علیه السلام : کسی که خودش رابشناسد به نهایت هر علم و شناختی می رسد ولی برای خودسازی، انسان نیاز به ارتباط با انسان های دیگر و ارتباط با اشیاء دارد ولی هایدگر می گوید وجود انسان با وجود گیاهان ربط ندارد ولی این حرف هایدگر کاملا غلطه. نظرتون در رابطه با این حرف هایدگر چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. جایگاه سخن هایدگر جایگاه خاصی می باشد که نمیتوان به این راحتی ها نظر داد. موفق باشید

41379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیزم سلام بلطف خدا از ابتدای جنگ جلسه هفتگی حدیث کسا مون روزانه شده. بخشی از جلسه دعا و توسل و استغاثه داریم و بقیه جلسه عملیات بسته بندی داریم. بسته بندی برای نیروهای امنیتی،قشر خاکستری و... از خوراکی تا متن و نامه حتی الحمدلله در کنار خانمها بچه ها هم با مربی تولیداتی دارند از تهیه پلاکارد برای تجمع شبانه گرفته تا نوشتن دست نویس و نقاشی برای رزمنده ها... الحمدلله به تازگی دیدار از خانواده شهدا هم روزی مون شده که ان شاالله قدر بدونیم الحمدلله گروه ما مردمی هست و همه هزینه ها از طریق مردم تامین میشه و الحمدلله دوستان یاری میکنند خواستم ازتون مشورت بگیرم که با توجه به پتانسیل گروه مون و تاریخ امروز چه پیشنهادی برای ادامه مسیرمون دارید؟ به لحاظ محتوایی به لحاظ مخاطب و... چه نکاتی رو در نظر داشته باشیم وپیسنهادتون برای ما خانمها چیه ؟ خدا حفظتون کنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: باید خدا را شکر کرد که او چنین راهی را در این زمانه مقابل‌تان گشوده. ثانیاً: همان‌طور که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41375 https://lobolmizan.ir/quest/41375 عرض شده است باید با نظر به معارف توحیدی از طریق تدبّر در قرآن به حضوری فکر کرد که بعداً با خطر ریزش‌ها روبه‌رو نشویم. و د راین رابطه تدبّر در آیت الکرسی بسیار مهم است و این آیۀ شریف، جایگزین خوبی است برای حرزهای مطرح‌شده و یا دعای نادعلی. https://lobolmizan.ir/sound/686?mark=%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%B3%DB%8C  موفق باشید

41273

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: شعری در فضای مجازی منتشر شده که گفته میشه آقای حسن زاده آملی، بیست سال پیش در دیدار با رهبر عزیزمان سروده اند، و در آن محل و زمان شهادت امام خامنه را به ترسیم کرده اند، خواستم از شما بپرسم به نظر شما این مطلب حقیقت دارد این شعر واقعا از آقای حسن زاده آملی بوده یا نکند کسی الان سروده به ایشون نسبت داده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای منصوری لاریجانی نکاتی در این مورد فرموده‌اند که خوب است به آن نکات توجه شود.  https://eitaa.com/iranseda/1987 موفق باشید

41209

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی: سلام علیکم. جوانه ی تازه از خاک سرزده را دیده اید؟ به کدامین سو می رود؟ دنبال چه می گردد؟ تشنه ی نور است. هر کاری هم بکنی هر چه هم مانع بشوی باز او از لابلای تمامی تاریکی ها روزنه ای برای رفتن بسوی نور می یابد و می رود؛ هر گونه که باشد. در رابطه با سطح دو و تحصیل فقه با موارد زیادی از اساتید -از جمله محضر حضرت عالی طرح سوال نمودم که اجمالا فرمودید به فقه بروید. لکن باز که به خود باز می گردم می بینم دلم نمی خواهد، با صد دلیل و منطق هم دلم نمی خواهد، باز دنبال راهی برای فاصله گرفتن از فقه می یابم. نمی‌دانم مانع چیست؟ نمی دانم چرا دلم راضی نمی شود؟ نمی دانم چرا این نور عظیم در دلم راهی نمی شود؛ آخر هرچیزی لیاقت می خواهد و من نیز کم اشتباه نداشته ام حالا چطور می خواهم ورود در بزرگ ترین ساحت قدس اله داشته باشم؟ نه تنها در حد معمول نمی فهمم حتی خودم را برای جدیتی که دارم، نمی توانم تصور کنم که جدیتی در این ساحت به خرج دهم. گاهی به کودکی و نوجوانی ام می نگرم که در فضای حوزوی تنفس نکرده ام که گاهی البته مرا از بودن در حوزه مردد می‌کنند، اما هیچ جایی نیز سراغ ندارم که بروم و بتوانم شاد باشم. بگذریم نمی دانم چکار کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که توجه به علم فقه، غیر از توجه به اخلاق و عرفان است. علمی است که باید آن را آموخت و جواب یکی از ابعاد شخصیتی خود را که آموختن است، از آن طریق داد و معلوم است که نباید به میل خود در این مورد توجه نمود باید به روحیه‌ای که طالب دانایی‌ها می‌باشد نظر کرد. موفق باشید 

41153

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه. حضرت آقا فرمودند بزودی ترامپ در اوج غرور و فرعونیت نابود خواهد شد، البته که نابودی باطل از سنتهای الهی است، اما با توجه به علائم و حوادث ظهور آیا این نابودی همان بلعیده شدن سفیانی و لشکرش در زمین نیست؟ من از حدود ۲۰ سال پیش کتاب شیخ علی کورانی را گرفته بودم و هر چند سال یکبار مرور می‌کردم اما هر بار اون چیزی که دلم می‌خواست رو از این کتاب بدستم نمیومد، ولی الان انگار خیلی برام ملموس‌تر شده. استاد آیا هنوز هم نمی‌توان راجع به اشخاص معرفی شده در روایات نظر قطعی داد؟ مثلا شعیب ابن صالح فردی که حضرت مهدی علیه السلام را همراهی می‌کند و از ری است، آیا این ری لزوما شهرری (شاه عبدالعظیم) هست یا نه تهرانه؟ مثلا سید خراسانی رو که میدونیم دیگه حضرت رهبری مدظله العالی هستند, اما آیا سفیانی همان ترامپ یا نتانیاهو ی ملعونند؟ یا جولانی است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید ما در سنت‌های الهی حاضر باشیم و نسبت خود را با هر آنچه در اطراف‌مان می‌گذرد، نسبت به سنت‌های الهی ارزیابی کنیم بهتر است تا این‌که خود را مشغول مصداق‌هایی کنیم که شاید بیشتر حالت نمادین و تأویلی داشته باشد. نگاه مقام معظم رهبری به سنت‌هایی که قرآن متذکر آن است بسیار ارزشمند است. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21528

40980

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: ضمن آرزوی سلامتی و بهره مندی از ماه رجب. حضرت استاد طاهرزاده در مباحثشون می‌فرمایند وقتی انسان از دنیا رفت و سنگ لحد گذشته شد نفس از بدن قطع امید یا قطع تعلق می‌کند در حالی که گویا حضرت آیت الله جوادی آملی می‌فرمایند سالها طول می‌کشه تا قطع تعلق حاصل بشه و آنچه ما از مردن می‌بینیم یک مرگ پزشکی است. لطفاً راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز نفس از بدن خود قطع تعلق نمی‌‌کند. به همین جهت می‌توان بر سر مزار متوفی حاضر شد و بنا به گفتۀ حضرت رضا «علیه‌السلام» برای او دعا کرد و او هم برای ما دعا می‌کند. آری! با قراردادن سنگ لحد، امیدش نسبت به توجه به بدن و تدبیر آن تمام می‌شود و همین امر موجب می‌گردد که متوجۀ جهانی شود که فرشتگان نکیر و منکر با او روبرو می‌گردد. نکته‌ای که حتی در جزوۀ «اعتکاف و چگونگی ورود به عالم آن» متذکر آن برای معتکف شده است.  https://lobolmizan.ir/leaflet/173?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81  موفق باشید

42027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد عزیز سخنران عزیز استاد شجاعی گفتن امسال خالی کردن میادین درست نیست و سریع برید اربعین یکی دو روزه برگردین به نظرم لحن صحبت و محتوا اینطور بود که همین میدان از اربعین بالاتره. خواستم نظر شما رو هم بدونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نکتۀ قابل توجهی را فرموده‌اند مگر آن که شرایط تغییر کند. موفق باشید

41929
متن پرسش

از نافع بن هلال روایت کرده‌اند که گفته است: «آن‌گاه امام بازگشت و به خیمه زینب کبری رفت و من نگاهبانی می‌دادم و شنیدم که زینب کبری می گوید: برادر، آیا اصحاب خویش را آزموده‌ای؟ مبادا هنگام دشواری دست از تو بردارند و در میان دشمن تنهایت بگذارند!... و امام در پاسخ او فرمود: والله آنان را آزموده‌ام و نیافتم در آنان جز جنگ‌جویانی دلاور و استوار که با مرگ در راه من آن چنان انس گرفته‌اند که طفلی به پستان‌های مادرش.» امام عشق، خود یارانش را این چنین ستوده است: «جنگ‌جویانی دلاور و استوار که با مرگ در راه حق آن چنان انس گرفته‌اند که طفلی به پستان‌های مادرش.» راوی : صحرای بلا به وسعت تاریخ است و کار به یک یا لَيْتَنِی كُنْتُ مَعَكُم ختم نمی‌شود. اگر مرد میدانِ صداقتی نیک در خویش بنگر که تو را نیز با مرگ انسی این گونه هست یا خیر! اگر هست که هیچ، تو نیز از قبله دارانِ دایرهِ طوافی و اگر نه... دیگر به جای آن که با زبانْ «زیارت عاشورا» بخوانی در خیل اصحاب آخرالزمانی حسین علیه‌السلام با دل به زیارت عاشورا برو. «ضحاک بن عبدالله مشرقی» را که می‌شناسی عصر عاشورا از جبهه حق گریخت بعد از آن که صبح تا شام را در ركاب امام شمشیر زده بود. خوفْ فرزند شک است و شکْ زاییده شرک و این هر سه خوف و شک و شرک راهزنان طريق حق اند... که اگر با مرگ انس نگیری خوف راهِ تو را خواهد زد و امام را در صحرای بلا رها خواهی کرد. شب هر چه در خویش عمیق تر می‌شود، اختران را نیز جلوه ای بیشتر می بخشد و این سرّالاسرار شب زنده داران است. اگر ناشئه لیل نباشد رنج عظیم روز را چگونه تاب آوریم؟» مرگ، بدون دیدن آن نمی‌توان زندگی کرد، زندگی حقیقی، به نقل از بزرگان: هیچ چیز به اندازه یاد مرگ در اصلاح نفس کارساز نیست، تنها اولیاء الهی هستند که طعم زندگی مرگ آگاهانه را چشیده‌اند. «موتوا قبل ان تموتوا»  و... این چند روز را سعی در انس با کتاب فتح خون با آن زبان تحول گونه‌اش را داشتم. به این امید که شاید از این عالَم و شاکله‌ای که عملم را می‌سازد، به در آیم. شاکله‌ای که هیچ چیز برایش معنا ندارد و طبعاً درکی از مرگ هم نخواهد داشت. اما در جانش طلبی است که معنایی رخ بنماید. در مواجهه با فتح خون آوینی بودم که با این جملات روبرو شدم. به خدا مرگ را نمی‌فهمم و هرچه تلاش کردم که روبرو شوم و برگردم به جدی‌ترین زندگی، جدّیتی در خود نیافتم. (یاد ابتدای مقاله «هایدگر و گشایش راه تفکر آینده» دکتر داوری افتادم و نامه آن خانمی که می‌خواست بداند کمتر از هیچ چیست و تنها هایدگر بدان اعتنا کرد. ناگاه در بحبوحه زندگی در پیش خویشتن می‌یافتم که باید به طور جدی کتاب «معاد و بازگشت به جدی‌ترین زندگی» را بخوانم. یا گاه در شبی یا روزی از هوس‌ها و گناهان و این نحوه زندگی حیوانی خسته می‌شدم و هی با خودم می‌گفتم «یاد مرگ این ها را می‌میراند» که تنها راه رجوع به مرگ را خواندن همان کتاب معاد و هنر مردن می‌یافتم. بارها تلاش کردم که کتاب را بخوانم اما نهایت ۵ جلسه می‌آمدم و رها می‌شد. جدّیت، عزم، همت متعالی. این‌ها به نظر تحفه الهی باید باشد و اراده‌ای و تصمیمی نیست. سلام بر حصرت اما و شهدایش. سلام بر حاج قاسم و آقای شهیدش. بماند، جدی نبودن در مابقی امور نیز مسئله‌‌ام شده. و اگر کاری می‌کنیم، طوری که اگر در غفلت از خویش نباشم، باز می‌گویم که مگر چه کار کرده‌ایم، چه فایده؟ به نظرم، گویا جایگاه امور در جان‌مان مشخص نیست. این را کسی می‌گوید که نامانوس با مطالب شما نیست. از همان طاهرزاده آشتی با خدا تا همین طاهرزاده انسان و باز انسان. (نه اینکه همه کتاب‌ها را خوانده باشم یا ادعای مریدی و اینها بکنم، اما شاید این رجوع هم بی‌نسبت با این احوالات که از این پرسش ساطع می‌شود، نباشد). حتی اهل رمان و فلسفه و کمی مانوس با دکتر داوری و مقالات آوینی هم می‌باشد. و دیگر نسبت‌ها و کتاب‌ها. به من بگویید آوینی از چه حرف می‌زند؟ آیا مرا در این قیاس راهی هست؟ در قیاس بین " مردانی که در کلام سیدالشهدا این مانوس با مرگ‌اند با آنان که باید تلاش کنند که با دل زیارت عاشورا روند تا مگر مانوس مرگ شوند؟ جدّیت و عزمم کجاست؟ آیا از این شاکله امیدِ گریزی هست که فرمود «کُلٌ يَعمَلُ عَلَي شَاكِلَتِهِ»... در پرسش و پاسخ‌های پیشین در این چند ساله، بارها متذکر به رجوع به المیزان علامه شده‌اید، خیلی در رجوع به آن سختم است. حدود هشت سال است دوره کاملش را در خانه دارم، دریغ از همتی برای جدیت. همچنین تذکر به نشستن پای کتب معرفت‌النفس از ده نکته و خویشتن و معرفت النفس و الحشر تا خود انسان و باز انسان و حتی کتاب معاد، و دیگر بحث‌ها حتی مباحث نیست‌انگاری و مباحث انقلاب اسلامی و غیره و ذلک شده‌اید. ناامید نیستم. غر هم نمی‌زنم. و دست خودم هم نیست که بخواهم مطالعه و خواندن را رها کنم. به نظرم این نحوه پرسش خودش تفکر است و دعوت به تفکر. آیا این احوال که متذکرش می‌شوم، راه یه جایی می‌برد. توصیه و تذکر زورش می‌رسد که راهی را باز می‌کند. چطور این سوختن و بیچاره شدن با حاج قاسم و آقای شهیدش، مرا همتی و جدّیتی و تحولی برای طی مسیر نمی‌آورد. این‌ها پرسش است. جان مطلب را نمی‌توانم ادا کنم. ناگفتنی‌ها بیشتر از این گفته‌هاست. آری تنها شاید اشارتی جهت جانمان را متحول کند. «خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشد / نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد / من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم / که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد / روا مدار خدایا که در حریم وصال / رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد / همای گو مفکن سایه شرف هرگز / در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد / بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل / توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد / هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری / غریب را دل سرگشته با وطن باشد / به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ /چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد.» یا علی مدد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت تاریخی است که انسان‌ها از یک طرف در سوبژگیِ خود جهانی هستند که تنها در جهان خود می‌توانند باشند، و از طرف دیگر در نسبت با همۀ جهان باید خود را تجربه کند و این است که می‌یابیم و می‌یابیم «هنوز نه!» و چه اندازه این حضور که از یک طرف عبور از خودبنیادی و از طرف دیگر عبور از تحجّر است؛ زیباست، وقتی همه چیز آینه‌هایی هستند تا ما به سوی آنچه باید برویم، برویم. آن‌طور که جناب لسان الغیب گفت آنچه از او گفتید که: 
«خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشد / نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد» در این حالت گویا تو، او شده‌ای و اوست که در وسعت تو حاضر می‌شود و این یعنی «ما» و «شهادت او».
 «من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم / که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد» مائیم و آینده‌ای که دیگر استکبار و روحیۀ محاسبه‌گرانۀ دنیا هیچ جایی در آن آینده ندارد و این یعنی «ما» و «آن شهیدِ شهیدان».
 «روا مدار خدایا که در حریم وصال / رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد» نه چنین نیست! مائیم و «او» و مردمِ مبعوث‌شده بزرگ انسان‌هایی که به طور فوق‌العاده‌ای محرم راز شده‌اند مانند آن بانوی سؤال کنندۀ شمارۀ 41931.
 «همای گو، میفکن سایۀ شرف هرگز / در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد» نه! دیگر چنین نیست. طوطیِ جان ما آنچنان فریاد مرگ بر آمریکا می‌زند که سرمستانه جبهۀ استکبار این کلاغانِ نابهنگام که جنایتکارانه در دل جنگ ۱۲ روزه پیشنهاد تغییر پارادایم کردند!!!
 «بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل / توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد» مانند کلام رهبر شهید که در غیاب‌اش این‌همه حاضر است تا ما تمرین کنیم چگونه او را در کلامش احساس نماییم. کلامی که خدا می‌داند و قسم به خدای عظیم جز نایب الامامی حیّ و حاضر، امکان گفتن چنین سخنانی نیست.
 هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری / غریب را دل سرگشته با وطن باشد» مائیم و هزاران روز زندگی در فردایی که آن امام شهید به عنوان وطن هر روزی‌مان، در اکنونِ آن فردا حاضر است.
 «به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ / چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد» پس، گفتنی نیست با همۀ این‌همه گفتن. باید در راهی قدم زد که در مقابل ما گشوده شده است چه با هایدگر و چه با داوری و چه با کتاب معاد. موفق باشید  
 

41838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: استاد در خصوص لزوم انجام مذاکرات من کاملا با مباحثی که در کانال مطرح می‌فرمودید و بارگزاری می‌کردید موافق بودم، اما الان براساس صحبت های آقای عراقچی ما قراره در این ۶۰ روز تنگه را باز کنیم، عوارض خدمات هم نگیریم یعنی اهرم فشاری که در اختیار داشتیم را رها کنیم و در مقابل برداشتن تحریم ها و گرفتن خسارت در طول ۶۰ روز که تازه معلوم نیست چند روز طول بکشه، مشخص خواهد شد. خوب عملا یعنی هیچی، چیکار باید بکنیم استاد این همه جنگ و مقاومت و خسارت و شهادت آقا، بعدش هیچی رفتیم سرجای اول.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اگر فرصت بکنید و چند صوت اخیرآقای مهدی محمدی را گوش بدهید، بسیاری از این نوع سؤالات جواب داده شده است. https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید

41547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم متأسفانه مردم تربیت شده سخنوران هایی هستیم که افراد رسانه ای یا مغلوب حرفه سخنوری بوده، و یاد گرفتیم با چنین طور حرف ها مسائل را بفهمیم یا خود را تعریف کنیم! و حجابی بر «فهمیدن روح» را بر خود اعمال و از خود خارج باشیم، یا متأسفانه تحلیل های تخصصی بحساب دانشگاهی جزع به جزع متلاشی که اجماع ندارد و این نیز مثل اولی خطرناک است. اصلاً فهم صرفاً در این دو نیست بلکه قرار گرفتن روح در معرض سخنانی است که زنده بسوی ما آمده اند و این ورای رسانه یا حرفه سخنوری و عالم کیفیت و ادراک است. بنده معتقدم بی شک مهم نیست آدمها با گفتن چه بهانه ای خود را از جبهه حق خارج می‌کنند حتی اگر منطق منظمی داشته باشد، مهم این است که خودرا محروم می‌کنند، و مهم است آنهایی که در جبهه‌های حق هستند خود صرفاً را گرفتار شکل و محدودیت های حرف های خوب نکنند هرچند خوبند. نگاه اصلی ام که از عجایب حضرت امام شهید و همچنین سخنان پهلو به پلهوی رهبر حاضر حفظه‌الله به پدرشان هست این است که نه انسان زمین گیر نوع حرف های آنها میشود و نه دوگانگی بین اشارات و کلمات آن‌ها میبینی و ادراک روحانی است که مهم تر از آن محیا شدن یکدفعه ای شگفت انگیز روح های خواب آلود است. ما با سرعت زیاد در حال یافتنیم؛ حجم پیش آمد های زیاد خود، انسان را سرپا نگه میدارد زیرا بنده خود را به هیچ نوع غیر از ازدحام تربیت انفسی «خود» نمی‌یابم و اگر در شدت و حیرت نباشم اصلاً بی معنی ام و خودم نخواهم بود و اگر در شدت و حیرت باشم و روحم در زمینی آسمانی آنرا نفهمد چنان زجری میکشم که گویا نوزادی از شیر مادرش محروم شده. کرختی، کهولت و خرفتی دنیای مدرن از جای‌گذاری اطلاعات و رسانه ها به جای آن، مارا خاموش و کشته است این همان کثراتی است قرآن اشاره دارد که هلاکمان میکند. حقیقتا هرچه نگویم بهتر از آن است که بگویم زیرا همین لحظه این حرف هارا برای خود منقضی میدانم اما چه کنم گرفتارم. همواره این گونه حرف هایم مملو از حسرت، رنج، درد و شور و شوق و امید هست‌.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکات خوبی اشاره می‌فرمایید ولی چه خوب بود که این نوشتۀ خوب، ویرایش می‌شد تا خوانندگان آن،راحت‌تر متذکر نکات آن می‌شدند. موفق باشید

41487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام مدتی است این سوال ذهن من را به خود مشغول کرده که وظیفه‌ی خانواده در قبال نوجوانانی که دچار انحرافات عقیدتی و سیاسی و اخلاقی شده و در گرداب فتنه های آخرالزمانی فرو رفته اند چیست؟ از فتنه ۱۴۰۱ تا کنون دسیسه های دشمن و نقشه هایی که برای جوانان و نوجوانان مان کشیدند که موجب شست وشوی ذهنی و بی بند و باری اخلاقی و رفتاری بسیاری از آنها شده و آنهارا دچار انحراف و گمراهی کرده ادامه دارد ، برخی جوری دچار انحراف شده اند که فکر می‌کنند دین و اسلام ریشه تمامی بدبختی ها و جنایات است . متاسفانه حتی در خانواده های مذهبی و معتقد هم چنین افرادی به چشم می‌خورند و مایه ناراحتی و رنج خانواده اند. در این فضای مسموم و اخرالزمانی که برخی از نوجوانان معصوم به علت غفلت والدین به گمراهی کشیده شدند ، وظیفه ی ما نسبت به انها چیست؟(متاسفانه خواهر و برادر من هم😭 )

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ما بی تقصیر نیستیم و دشمنان ما تقصیرهای ما را اولاً: بزرگ کرده اند و ثانیاً: به پای اسلام و انقلاب نوشته اند و همچنان که مکرر عرض شده این جوانان،  دشمن حقیقت نیستند، حقیقت را نمی شناسند و ما با رفتار و گفتار خود و با سبکی که آنها متوجه شوند برای نگاه و نظرشان، احترام قائل هستیم باید آنها را به خود آوریم. موفق باشید

41447

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز سوالی داشتم ما تو سن نوجوانی مطالعات کتاب داریم اما خب میگن این مطالعات باید با عمل همراه باشه خب بعضی کتاب ها که بحثشون فرق داره اما کتاب هایی که باید در زندگی نمود عملی پیدا کنن مثلا مثل کتاب مواعظ یا امثالهم یا غیره... ما در خواندن و مطالعه باید کمی بخوانیم و یه همان که خواندیم عمل کنیم و بعد سراغ بقیه برویم یا در واقع مطالعه رو کاهش دهیم که تمرکز به عمل کردن بیشتر شود یا اینه خیر مطالعه محور باش و عمل در مرحله دو چون اینکه اگر بخوای گفتش را کنار هم جلو ببری سخته مخصوصا در مرحله عمل امیدوارم که توانسته باشم سوال خودمو درست بپرسم با ارزوی سلامتی برا شما استاد عزیز

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال «اول قدم آن است که او را یابی/ دوم قدم آن است که با او باشی» و از این جهت سیر مطالعاتی سایت می‌تواند برای اول قدم، راهگشا باشد، بخصوص مباحث «معرفت نفس». موفق باشید

نمایش چاپی