استاد در این اوضاع عجیبی که رقم خورده من بیش از هرچیز به یاد انتخابات گذشته می افتم و اشاراتی که شهدای فعلی می فرمودند که باید فردی انتخاب شود که امتحان پس داده و کارنامه دارد، نه کسی که فلسفه بافی میکند اما هیچ املای اجرایی ننوشته و دورش را عده ای عربده کش گرفته اند و...، یادم میآید بسیاری از این ها را همان زمان تهمت و افترا و توهین بستند، به حاجی زاده و قاآنی و زینب سلیمانی گفتند این ها هم سفره ی فلانی اند و فاسدند، حتی به برخی از سران ارشد نظامی گفتند مفسد، همان ها که امروز مدعیند لاریجانی شهید شد چون در خفا توبه کرده بود، با اینکه همه میگویند طرح توافق فعلی را دبیر سابق یعنی شهید لاریجانی پی ریزی کرده بود، نمیدانم این افراد چه منطقی دارند که حتی به باکری در گذشته رحم نکردند و میخواستند اخراجش کنند از سپاه و امروز نیز با پررویی میگویند بخاطر فشارها و رفتارهای ما امثال باکری به خلوص و فیض شهادت رسیدند... حتی به مسئولین برگزار کننده ی تشییع توهین میکنند و متهمشان میکنند به فریب دادن مردم (در حالی که برای امنیت مراسم و حفظ جان و سلامت تشییع کنندگان برخی برنامه ها را با هوشیاری تغییر داده بودند) من با نهایت احترام نمی توانم این گروه اقلیت دهن لق را خالص و مخلص و با حسن نیت بدانم. هرکس هرچه میخواهد بگوید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما راهی را به لطف خدا شروع کردهایم که تاریخ را دگرگون میکند باید متوجۀ آن بود و بر عظمت آن نظر کرد که تشییع فوقالعادۀ رهبر شهید، نمونۀ حضور ما در راهی است که بسیار باید به آن فکر کرد و باز، این راه را ادامه داد و باز، آن را ادامه داد. و در این رابطه، آن رهبر شهید را با تمام ابعاد بازخوانی کرد و از ضعفهای خود که در این مسیر، کم نیست؛ نباید غفلت کرد وگرنه به جای حضور در تمدنی الهی و انسانی، به دهکدهای فکر میکنیم که هیچکس، هیچکس را تحمل نمیکند و با انواع طعنهها، خود را پیروز میدان میدانیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام فراوان تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد بزرگوار: استاد ابتدائا از پاسخگویی شما به سؤالات بنده بسیار سپاسگزارم. استاد فرق دروغ و کذب چیست؟ استاد اگر طبق روایات قرآن ثقل اکبر هست، چطور در حدیث ثقلین قرآن و عترت عدل یکدیگرند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر نمیکنم تفاوتی داشته باشد. ۲. آری! از جهت مبنا، قرآن نسبت به امامان معصوم، ثقل اکبر است به جهت آنکه خود آن عزیزان در نسبت با قرآن، خود را تا این حدّ متعالی کردهاند. موفق باشید.
«السلام علیک یا اباعبدالله » سلام استاد: عذرخواهم. با نظر به ماه محرمی که در راه است، چه افق هایی را برای تفکر و تذکر توصیه می فرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، درک عمیق جایگاه یگانگی بین زندگی و مقاومت است از شهید مطهری عزیز و کتاب «حماسۀ حسینی» و ما ادراک کتابِ «حماسۀ حسینی»! بخصوص با آن صوتهایی که از دل سوختۀ آن مرد الهی بر میخاست و کتاب «پس از ۵۰ سال» استاد دکتر جعفر شهیدی و کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» که روی سایت هست. امید است که با اُنس با آن کتابها به الهاماتی نایل شوید که حکایت حضور امروزینتان گردد. آیا راز مطالعات حیرتافزای امام شهیدمان در این رابطه نبود؟ و آیا بیان بلیغ و رسای رهبر عزیزمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای حکایت از آن ندارد که به حکم «الولدُ سرّ أبیه»؟ که او نیز همچنان با عمقی حکیمانه میاندیشد و سخن میگوید؟ حتی در حدّ پیامی که به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی مطرح فرمودند. https://eitaa.com/hosein_darabi/45107 . موفق باشید
استاد عزیزم سلام بلطف خدا از ابتدای جنگ جلسه هفتگی حدیث کسا مون روزانه شده. بخشی از جلسه دعا و توسل و استغاثه داریم و بقیه جلسه عملیات بسته بندی داریم. بسته بندی برای نیروهای امنیتی،قشر خاکستری و... از خوراکی تا متن و نامه حتی الحمدلله در کنار خانمها بچه ها هم با مربی تولیداتی دارند از تهیه پلاکارد برای تجمع شبانه گرفته تا نوشتن دست نویس و نقاشی برای رزمنده ها... الحمدلله به تازگی دیدار از خانواده شهدا هم روزی مون شده که ان شاالله قدر بدونیم الحمدلله گروه ما مردمی هست و همه هزینه ها از طریق مردم تامین میشه و الحمدلله دوستان یاری میکنند خواستم ازتون مشورت بگیرم که با توجه به پتانسیل گروه مون و تاریخ امروز چه پیشنهادی برای ادامه مسیرمون دارید؟ به لحاظ محتوایی به لحاظ مخاطب و... چه نکاتی رو در نظر داشته باشیم وپیسنهادتون برای ما خانمها چیه ؟ خدا حفظتون کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: باید خدا را شکر کرد که او چنین راهی را در این زمانه مقابلتان گشوده. ثانیاً: همانطور که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41375 https://lobolmizan.ir/quest/41375 عرض شده است باید با نظر به معارف توحیدی از طریق تدبّر در قرآن به حضوری فکر کرد که بعداً با خطر ریزشها روبهرو نشویم. و د راین رابطه تدبّر در آیت الکرسی بسیار مهم است و این آیۀ شریف، جایگزین خوبی است برای حرزهای مطرحشده و یا دعای نادعلی. https://lobolmizan.ir/sound/686?mark=%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%B3%DB%8C موفق باشید
سلام حقیقتا خداوند مهمانی بزرگی از شهادت را گشوده اند که انسان با خودش میگوید خدایا در این مهمانی مارا هم بپذیر و قلب انسان حسرت عظیمی را از شهادت میبرد و متوجه امر بزرگی میکند که در راهش هستیم. شهید دکتر لاریجانی انسان سیاسی کم نظیری بودند از این جهت که سیاستمدار حکیم_عالم و کارکشته ای بودند و چنین حکمت هایی را از خداوند برای خود و سیاستمداران جمهوری اسلامی از خداوند مسئلت داریم انشاءالله. درست که حکمت انواع مختلفی دارد اما همه انواع حکمت ها را برای ادامه اسلام نیازمندیم. خداوندا زبان این عزیزانی که امروز فوج فوج در توحید حاضرند را برون از جهان پوشالی وحشی که با عنوان «رسانه» جنایت ها کرده را بگشا، که خاک قدوم این عزیزان حاضر در میدانها طوطیای چشم ماست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند آقای دکتر لاریجانی را رحمت کند که دلسوزانه در خدمت انقلاب بودند و مسلّماً شهادت ایشان در تنفر هرچه بیشتر نسبت به رژیم صهیونی راهگشا خواهد بود. موفق باشید
با سلام و احترام استاد عزیز یکی از نزدیکان شما را در تجمع دیدم. گفتم استاد کجا هستند؟ فرمودند(نقل به مضمون) چون ساعت تجمعات دیر هست(۹ شب به بعد)، استاد شرکت نمیکنند. ببخشید واقعا ناراحت شدم و گفتم آیا آن رزمندگان پشت لانچر هم که نیمه شب با شجاعت بیدار می مانند، ما هم به جهت نقش آفرینی میدانی وظیفه نداریم که کمی ساعت خوابمان را جابجا کنیم؟ حضرتعالی بعنوان الگوی بخش اعظمی از مردم منطقه، حضورتان بسیار تشویق کننده و افزاینده جمعیت خواهد بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در آن پیام عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22022 حقیقتاً از نظر جسمی ناتوان هستم. یک شبی هم که افتخار آمدن داشتم از نظر جسمی به مشکل افتادم وگرنه حقیقتاً این حضور را حضوری الهی میدانم از جنس بعثتی که برای انبیاء پیش میآید تا تاریخِ دیگری را پیش آورند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به 3 روز اعتکافی که در پیش است، از جوابگویی به سؤال کاربران عزیز در 3 روز آینده معذور هستیم. التماس دعا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به 3 روز اعتکافی که در پیش است، از جوابگویی به سؤال کاربران عزیز در 3 روز آینده معذور هستیم. التماس دعا. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز: در خانواده ای مذهبی، پسر خانواده نماز را کنار گذاشته و گهگاهی هم روزه خواری میکند و متاسفانه تحت تاثیر رسانه های معاند از جمهوری اسلامی رو برگردانده است، اعضای این خانواده به خصوص پدر خانواده طاقت و تحمل دیدن این شرایط را برای این عضو خانواده ندارند و غم عمیقی در خانواده حاکم شده است، اول این که برای تسلی قلب های اهل این خانه چیزی بگویید استاد عزیز و دوم این که در چنین شرایط بقیه اعضا خانواده فارغ از نصایح دینی، آیا باید در زندگی با تو عادی برخورد کنند یا با رفتار خود او را متوجه این دلخوری و... بکنند؟ ممنون از زمانی که میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شرایط سختی جوانان ما را فرا گرفته است. به همین جهت باید در عین تذکر دلسوزانه، آنان را از خود نرانیم. موفق باشید https://lobolmizan.ir/quest/41304
«السلام علیک یا رحمة الله الواسعه». سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. ما کم و بیش و به صورت خیلی اجمالی حس میکردیم که سرنوشت رهبر معظم انقلاب چنین سرنوشت سرخ و زیبایی است. حتی آن جایی که به جناب آقای محمود کریمی فرمودند ای ایران بخوان! من احساس کردم که حضرت آقا دارند برای شهادت آماده می شوند. آن جایی هم که چند روز قبل از شهادت شان فرمودند: «مثلی لایبایع مثل زید»، بیشتر چنین احساسی را پیدا کردیم. چون سیدالشهداء «علیه السلام» این جمله را در آستانه شهادت مطرح فرمودند. به نظر حضرتعالی آیا ثمره این خون و این شهادت، کمتر از معجزه اخراج کامل آمریکا از منطقه و نابودی کامل رژیم صهیونیستی و آزادی قدس و فلسطین اشغالی است؟ و آیا چنین برکاتی بدون خطراتی عظیم ممکن هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست شهادت این مرد الهی یک اتفاق نبود و نیست، یک رخداد تاریخی است تا جهان دیگری به ظهور آید که از یک طرف جبهۀ استکبار با تمام قد خود از طریق ترامپ آن را گشوده است، و از طرف دیگر جبهۀ انقلاب اسلامی است که رهبر معظم انقلاب همچنان که در جواب سؤال شمارۀ 41283 عرض شد با نظر به انسانیت انسانها آن را گشودند و این یعنی «غلبۀ نرمافزاری بر هیمنۀ پوچ استکبار» در منطقه که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید داشتند و مردم ما با بعثت این روزها و شبهای خود در حال رقمزدن آن میباشند و معلوم است که آگاهی به این حضور کار آسانی نیست مگر با مدّ نظرداشتنِ شخصیت رهبر شهیدمان. موفق باشید
سلام علیکم: طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق ان شاءالله. سؤالی که خدمت شما استاد عزیز داشتم این هستش که اخیراً زمزمه هایی برای رهبر بعدی هم از طرف داخل هم از رسانه های خارجی شنیده شده که رهبر بعدی سید مجتبی خامنه ای خواهد بود. ولی در صورت تایید هر چند که ما ایمان داریم اراده خدا و خواست حضرت بوده ولی همواره چند چیز جای سوال خواهد داشت که آنها را خدمت شما عرض میکنم. ۱. در صورت تایید چگونه شده است که پس از رحلت امام خمینی زمزمه رهبری فرزند ایشان مطرح نشد ولی الان تا این حد مسئله رهبری آقا مجتبی مطرح شده است؟ ۲. اگر ایشان رهبر بشوند باید به رسانه هایی که یک عمر با تمسخر آنها را متهم به دروغ گویی می کردیم از این پس اعتماد کنیم چون تا اینجا هر چه در تحلیل ها و پیش آمدهای سیاسی پیش بینی و ادعا می کردند طبق برنامه پیش رفته است. ۳. آیا با رهبر شدن سید مجتبی خامنه ای جمهوریت نظام خدشه دار نمی شود و بهظاهر به سمت موروثی شدن حرکت نمی کند؟ ۴. خود رهبری مانع از ورود ایشان به عرصه سیاست و اجتماع بودند حال آیا اگر خود رهبری در مجلس خبرگان حضور داشتند با رأی خبرگان موافق بودند یا نه؟ ۵. و در پایان در کاندیدای رهبری بهترین شخص سید مجتبی خامنه ای بوده است و این سؤال هایی که خود بنده پرسیدم موجب نمی شود که در انتخاب ایشان اختلاف نظر پیش بیاید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خبرگان ملت میباشند که بنا به مسئولیت خود هر آن کس را که برای رهبریِ انقلاب شایسته دیدند، انتخاب می کنند. و البته مقایسۀ مرحوم احمدآقا که یک طلبۀ دلسوز بودند با آقا مجتبی خامنهای که یک مجتهد مسلّم با کرسی درس خارج بسیار دقیق؛ صحیح نیست. و مسلّماً اگر خبرگان با صداقتی که ما از آن عزیزان سراغ داریم، ایشان را انتخاب کردند، حتماً با ایمانی که در شخصیت آنها هست، باید به انتخاب آنها اعتماد کرد. و عنایت داشته باشید که آیت الله آقا مجتبی خامنهای در ریزترین موضوعات کشور حاضر بودند هرچند نمیخواستند علناً طوری حاضر باشند که در عرض پدرشان حساب شوند. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: بعد از شهادت حاج قاسم، انگار دیگ نمیتوانستیم به طور عادی زندگی کنیم و به کمتر از حاج قاسم شدن راضی نبودیم بعد از اینکه آقا به شهادت رسیدند و مراسم تشییع آقا انجام شد، فکر میکردم کاش میشد هر روز تشییع آقا باشه اما صد حیف که نمیشود. به قول محمد رسولی تو را به خاک سپاریم به خانه برگردیم؟ به روزمرگیِ این زمانه برگردیم؟ دیگه نمیشود عادی و روزمره زندگی کرد. انگار دیگه به کمتر از آقا راضی نیستیم. درست نمیدونم این جمله یعنی چی ولی انگار باید مثل آقای شهید شد ولی ما که نمیتوانیم آقا شویم! به کمتر از آقا هم راضی نیستیم! پس چه کنیم؟؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جهانی در مقابل ما گشوده شده است که با نظر به آن جهان و افق توحیدی آن میتوان در ادامۀ حضور در کنار آن رهبر شهید، خود را ادامه داد. امید است سلسله مباحث « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor که نظر به حضور ایران بزرگ با انگیزۀ تمدنی دارد، بتواند اشارهای باشد به نکاتی که مطرح فرمودهاید از آن جهت که ما در تمدن نوین اسلامی میتوانیم حضور خود را در کنار رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای در افقی قرار دهیم که آقای شهید ایران در مقابل ما گشودند. موفق باشید
سلام علیکم: مجدداً بر حضرت استاد طاهرزاده تا همینجا خیلی مصدع شدم و همانطور که فرمودید این بحث دامنهدار و مفصل است. با این حال با توجه به اشتراک حداکثری در مبانی فکری و قرابت فکری با مخاطبان حضرت عالی، بنده مناسب دیدم با ذکر برخی دیگر از یافتههایم در عالم جزئیات و صغرویات بحث را ادامه دهم چون سخت معتقدم بدون شناخت عالم جزئی و عینی، بصیرتهای کلی ضامن توفیق و گشایش نیست الا ما رحم ربی. چارچوب تحلیلی استاد گرامی متشکل از اصولی چون توجه دادن به افق حیات معنوی متعالی برخاسته از لایههای عمیق معارف دینی است که اغلب چهرهها و پیروان انقلاب از آن غافل یا جاهل هستند. تأثیر حیاتبخش و نجاتبخش لمس این معارف آنچنان است که استاد گرامی مدارای سیاسی با جریان غربگرا را برای ظهور یک اجماع معرفتی جدید برای عبور از غرب و غربگرایی توصیه میکنند. این خلاصه آنچیزی است که بنده از مجموع تألیفات و فرمایشات شما در این سالها برداشت کردم و در این مختصر قابل بیان است. حالا بنده این تجویز کلی و کلنگر و آیندهگرایانة جناب استاد که با چاشنی خوشبینی عرفانی و مهدوی همراه است (و قطعا بیوجه نیست) را در کنار شناخت جزئی میدانی خود از گذشته و اکنونِ کارنامة حکمرانی فاجعهبار نظام و ارگانهایش میگذارم که شدیداً متأثر از فعالیت شبکه گسترده و مرتفع و عمیقِ نفوذ بوده که پیشاپیش امکانات سختافزاری و نرمافزاری شکلگیری هر اجماع معرفتی انقلابی را نیز از بین برده است! این بحث بسیار مفصلی است اما اجمالا برخی سرفصلهای کلی آن را ذکر مینمایم. این مطالب را به طور مفصلتر در کانالم در ایتا @criticalknowledge توضیح داده ام. ۱. سابقه فعالیت شبکه اطلاعاتی ناتو (خاندان ریپورترها) و شبکه زیتون (خاندان عالیخانی) در نظام سیاسی ایران قبل و بعد انقلاب با نظر به تحقیقات محققینی چون عبدالله شهبازی و پیام فضلینژاد. مطالب در کانال با هشتگ #شبکه_زیتون قابل دسترسی است. در ادامه نمونههای مهم از کارنامة نیرنگآمیز و خونین این شبکه را در جمهوری اسلامی ذکر میکنم. ۲. دستکاری و جرح و تعدیل در نیروی انسانی نخبه و فکور در جمهوری اسلامی از طریق: ۲.۱. قتل نخبگان انقلاب (مطهری و بهشتی): دلایل: نقش عامل اطلاعاتی ناتو از فرانسه در تشجیع گودرزی به ترور شهید مطهری؛ ۲.۲. شواهد فعالیت شبکه اطلاعاتی ناتو و شبکه زیتون در پوشش مجاهدین خلق طبق الگوی عملیات گلادیو در ایتالیا که ترورهایی چون ترور شهید بهشتی و دیگران به اسم گروههای چپ تمام شود و نه سرویسهای غربی. نتیجة فرعی: مشروعیتزدایی از ایدئولوژی چپ با هدف اعاده هژمونی لیبرال. ۲.۳. تماس برقرار کردن با چهرههای سیاسی طرفدار سازش چون هاشمی و روحانی در ماجرای مکفارلین ضمن ایجاد روابط سازمانی مخفی و حمایت سیاسی از آنها با هدف تغییرات اساسی ضدانقلابی در سیاستهای پسا-خمینی. کد خاص: شبکه زیتون اسرائيل واسطه مذاکرات هاشمی-روحانی با دولت نومحافظهکار یهودی ریگان است. منوچهر قربانیفر از اعضای این شبکه است. ۲.۴. انزوای اجباری نخبگان انقلابی باقیمانده برای حذف موانع تجدیدنظرطلبی ضدانقلابی: نمونهها از دیروز: انزوای سید مرتضی آوینی و سید عباس معارف و داوری اردکانی بعد از جنگ. نمونههای اخیر: تبلیغات عجیب داير بر دروغ و هتاکی در فضای رسانهای و مجازی علیه چهرههای سیاسی نخبه انقلاب مانند احمدینژاد، جلیلی، حسین شریعتمداری، فؤاد ایزدی، رسایی، ثابتی، صمصمامی، جبرائيلی و ..... شاهد: در برخی از اکانتهای هتاک به نخبگان انقلابی، سوابق قضایی و امنیتی دیده میشود که به نظر میرسد آلت دست شبکه نفوذی در دستگاه اطلاعاتی و قضایی شدهاند ۲.۵. شاهد خاص برای اینکه یک برنامه سازمانیافته تحت هدایت شبکه اطلاعاتی دشمن برای استحاله فکری نخبگان در جریان بوده است: سیل ترجمه کتب اندیشه سیاسی لیبرال بعد از انقلاب به دست عزتالله فولادوند فرزند یکی از عوامل بلندپایه رژیم سابق در وزارت نفت که پایگاه منافع کنسرسیوم بود و سابقه همکاری فولادوند با انتشارات بهایی قبل انقلاب. (منبع: ارتش سری روشنفکران، پیام فضلی نژاد) ۲.۶. برکشیدن چهرههای فکری نفوذی مؤتلف با طبقه حاکمه غرب در نظام دانشگاهی و تصمیمسازی جمهوری اسلامی با هدف استحاله فکری فارغالتحصیلان دانشگاهی و دادن مشورتهای استعماری به مسئولین بلندپایه. نمونه خاص قابل اثبات: محمود سریعالقلم با روابط سازمانی نزدیک و واضح با شبکه اندیشکدههای خاندان راکفلر (داووس، بیلدربرگ، کارنگی) و دیدار شخصی (طبق اعتراف خودش) با دیوید راکفلر ملعون که مؤتلف آمریکاییِ بزرگِ خاندان یهودی روچیلد اروپایی، مؤسسین اسرائيل هستند. ۳. بسیار مهم: توطئههای ترکیبی شناختی-امنیتی برای بیآبرو کردن جریان انقلاب و حزباللهی و اثبات عینی تبلیغات ناتوی فرهنگی دایر بر اندیشه لیبرال جدید و دال بر بدعاقبتی ایدئولوژیهای آرمانگرا: ۳.۱. قتلهای زنجیرهای با عاملیت نفوذی بلندپایه شبکه زیتون، سعید امامی، بهایی و یهودی مخفی متظاهر به اسلام و تقوا در وزارت اطلاعات. ۳.۲. حادثه کوی دانشگاه با آلت فعل کردن برخی جوانان حزباللهی و هدایت آنها به داخل کوی و ضرب و شتم دانشجویان کوی با زنجیر و میلگرد!! (این جنایت نه توجیه دینی داشت نه توجیه سکولار سیاسی یا امنیتی. دانشجویان معترض به قتلهای زنجیرهای و بستن روزنامه سلام بعد از یک تظاهرات مسالمتآمیز در بیرون کوی با شعارهای نه چندان تند، به کوی برگشته بودند و داشتند میخوابیدند!). ۳.۳. این دو حادثه مشکوک عجیب که علی الظاهر به دست نیروهای حزباللهی انجام شد موجب طلاق عاطفی و فکری گسترده و دائم جامعه دانشگاهی و فعالین سیاسی و رسانهای با نظام ولایت فقیه و جریان انقلابی شد و تصویر ناتوی فرهنگی از انقلاب دایر بر آرمانگرایی سرکوبگر، وحشی و متحجر را جا انداخت. با این حال، این همه، حاصل طراحی و هدایت شبکه زیتون بود با حضور جدی در وزارت اطلاعات کشور! یکی از واکنشهای سیاسی بزرگ موارد ۲.۵ و ۳، ظهور جریان تجدیدنظرطلب اصلاحات بود که به آرمانهای انقلاب پشت کرد و تا امروز بر کشور حاکم است. ۴. ترویج سیستماتیک فساد مالی در بین مسئولین برای نمکگیر کردن آنها و امکان کنترل و تأثیرگذاری بر آنها. شاهد عام: سونامی عجیب فساد در نظام برآمده از انقلاب اسلامی و ولایت فقیه. شاهد خاص: افشاگریهای آقای احمدینژاد از حضور شبکه زیتون در وزارت اطلاعات و نقش آن در ترورها و سرکوبها و شورشها و مفاسد مالی مسئولین: https://eitaa.com/criticalknowledge/2744 https://eitaa.com/criticalknowledge/3330 https://eitaa.com/criticalknowledge/6252 https://eitaa.com/criticalknowledge/6286 ۵. از دهه ۱۳۸۰ با ظهور موفقیتهای فوقالعاده نیروهای نظامی در عرصه موشکی و منطقهای شبکه زیتون اقدامات ترور گسترده خود را علیه دانشمندان و سرداران آغاز کرد. ترورها به راحتی با توجه به حضور شبکه در وزارت اطلاعات و دسترسی به تمام اطلاعات محرمانه کشور صورت میگیرد. آقای احمدینژاد در این باره مطالب خاصی را افشا کرده است در همان لینکهای بالا. ۶. از دستکاری شبکه در اندیشه اقتصادی پساجنگ نیز بگذرم. اجمالاً اشاره میکنم به برنامه تبادل دانشجوی گروه اقتصاد شریف تحت ریاست مسعود نیلی با دانشگاه شیکاگو (متعلق به خاندان راکفلر) که جالبترین خروجی آن مدنیزاده وزیر اقتصاد فعلی است! ۷. در رابطه با جزئیات عملیاتی، احتمال جدی استفاده از پرستوهای موساد برای مسئلهدار کردن مسئولین مانند پرونده جفری اپستین وجود دارد. کد جالب: جفری اپستین با عدنان قاشقچی از دستاندرکاران معاملات ایران-کنترا ارتباط داشت و از نقش شبکه زیتون اسرائيل نیز در مذاکرات مکفارلین پیشتر گفتم. ۸. لذا شبکه زیتون اسرائيل و شبکه اطلاعاتی ناتو از انگلیس (تحت هدایت روچیلدها) با یک دستکاری گسترده در نظام سیاسی و اندیشهای کشور از طریق عملیاتهای ترکیبی شناختی-امنیتی، ترورها، حذف یا انزوای چهرههای نخبه انقلاب و برکشیدن متفکرین وابسته استعماری، نظام را به قهقرا برده است. ۹. نتیجه نهایی اینکه بدیهی است رسیدگی به این هیولای امنیتی نفوذ و فریبخوردگان و وابستگان و آلت دستهای مستقیم یا غیر مستقیم آن (مانند پزشکیان و قالیباف)، خیلی با بحثهای اندیشهای و فلسفی ممکن نیست. شبکه نفوذ با امکانات سختافزاری و عواملش، اصولا اجازه شکلگیری دیالوگهای معرفتی که موجب تنبه جریان روشنفکری شود را نمیدهد و به افرادی که توان دیالوگ معرفتی دارند نیز میدان نمیدهد. عاقبت خونین شهید مطهری و بهشتی و عاقبت شاگردان مرحوم فردید شاهدی بر این امر است. اگر راه معرفتی ممکن باشد تنها با افشای تاریخ ناگفته عملیات پیچیده شناختی شبکه نفوذ مسیر است که آن هم اغلب با استنکار و انکار جریان روشنفکری/اصلاحات تحت عنوان تئوری توطئه مواجه میشود. حملات عجیب به صدا و سیما برای حذف آخرین پل ارتباطی جامعه فکور انقلابی با عامه مردم در این راستا است. انگ تندرو زدن به چهرههای نخبه انقلاب نیز در همین راستا است. ۱۰. نتیجه نهایی: بدون رسیدگی پژوهشی و عملیاتی به نقش گسترده شبکه نفوذ در شؤون مختلف نظام و کشور، دیالوگهای معرفتی و فلسفی به تنهایی بسیار بعید است تحولی در تفکر سیاسی غالب کشور ایجاد کند. چنانکه قبلا عرض شد بنده در کوتاه مدت نیز برخود انتقادی جدی با جریان وفاق که متأثر از تفکر استعماری و شبکه نفوذ است را ضروری میدانم چون دقیقاً در راستای نجات اسرائيل و فرصت دادن به دشمن برای طرحهای براندازانه بعدی عمل میکند. عذرخواه از تصدیع و تشکر از حسن توجه استاد ربانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که درhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23124 عرض شد ما را گفت و گویی در میان است بدون آنکه بنده بخواهم امری را به جناب عالی و امثال جناب عالی آموزش دهم .
نمیدانم باید سبکی که ما در جهان باید حاضر شویم را مدارای سیاسی بنامیم یا تذکر به افقی که بشر جدید در معنای خود سخت بدان نیاز دارد. مطالب آقای فضلی نژاد و مطالب مربوط به آن نگاه را سالهای گذشته دنبال میکردم و البته مهم افقی است که از طریق انقلاب اسلامی در مقابل مردم ما گشوده شد و در این راستا بسیاری از نقشههای جریانهایی که متذکر شدید به طور طبیعی خنثی شد و ملاحظه فرمودید که چگونه افراد و جریان هایی که نام بردید به حاشیه رفتند به همان معنای عبور از آنها در عین آگاهی کلی از نقشه آنها که رهبر شهیدمان تحت عنوان تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی به طور معجزه آسایی انقلاب را از آن نقشههای بسیار پیچیده عبور دادند و حال ما بودیم که با حضور انقلابی مردم آنان را در میدان انفعال هرچه بیشتر مجبور کردیم تا با ناشیگریهای هرچه بیشتر جایگاه خود را خراب و خرابتر کنند هرچند تا آنجایی نفوذ داشتند که گویا آن رهبر شهید فرموده باشند حتی در پشت اتاق من هم جاسوس هست و عجیب است که ما را حضور دیگری در این تاریخ به میان آمده که اگر بر آن تاکید نماییم همانطور که اسلحههای آنها با همه آن قدرت کاری از پیش نبرد سایر فعالیتهای آنان با همه پیچیدگی هایش کاری از پیش نمیبرد مشروط بر آنکه بر افق قدسی و تمدنی خود بسیار حاضر باشیم آنطور که آن رهبر شهید بر آن تاکید داشتهاند اینجا است که باید بر مسیر اصلی انقلاب اسلامی تاکید شود وگرنه همانطور که متذکر شدهاید امثال آقای احمدی نژادها با روبرو شدن با آن باندها گمان میکنند که انقلاب در همین محدودهها متوقف میشود و به جای آنکه همانند آن رهبر شهید سعی کنند با روحی که در کلیت نظام و انقلاب دمیده میشود جهتگیری مردم ما را به سویی ببرند که هزاران حججیها و حاج قاسمها به میان آیند که گوششان بدهکار آن جریانی که متذکر آن هستید نباشند، امری که بنده نیز در طول زندگی خود آن را تجربه کردهام. راستی اگر آقای احمدی نژاد ذیل آن رهبر شهید خود را ادامه میداد بهتر بود و یا اینکه راه دیگری را دنبال کرد و نتیجه آن بیثمری شد با آن همه استعداد؟ چه شد که آقای احمدی نژاد با روبرو شدن با آن جریانهای فاسد که به نامهای مختلف در انقلاب نفوذ کرده بودند خود را باخت؟ آیا به جهت عدم درک حضور تاریخی انقلاب اسلامی نبود که کلیات موضوع را متوجه نشد؟ اینجا است که اجازه دهید باز تاکید شود آری صغرویات در جای خود مهم است ولی به جای مشغول شدن به آنها باید با تاکید بر جایگاه قدسی و تمدنی انقلاب اسلامی به طور معجزه آسایی از آنها عبور کرد. تجربه بنده که بیگانه نسبت به انقلاب و به جهت مسئولیتهای اجرایی که داشتهام نسبت به آنچه فرمودید نیستم، تاکید بر آن دارم که به حضور نرم انقلاب اسلامی بسیار باید بیندیشیم تا آنجایی که ملاحظه فرمودید چگونه عراقی که صدام حسین از آن خود میپنداشت و آنگونه به ما حمله کرد امروز این چنین به استقبال رهبر شهید آمدند و این است جایگاه ما برای عبور از همه صدام حسین های داخلی با حضور مردمی که در دل اجتماع شبها در میادین و حضور در آن تشییع فوق العاده ما نه تنها از اقتصاد لیبرالی عبور میکنیم حتی مطمئناً نظام اداری فردای ما نظام سیطره بروکراسی نمیباشد https://eitaa.com/matalebevijeh/23127 و البته نظر بنده نسبت به آقای قالیباف با نظر جناب عالی متفاوت است و همین جا است که اگر تمدنی بیندیشیم به جای حضور در تاریخ ردّ و یا قبول افراد سعی بر فهم و نگاه آنان خواهیم داشت و به آیندهای نظر میکنیم که در رابطه با آن آینده رهبر شهید مان فرمودند: «اگر ایراندوست هستید، یکی از علائم و شاخص های ایراندوستی شما این است که امیدآفرینی کنید؛ اگر یاسآفرینی کردید، نمیتوانید بگویید ایراندوستید. شاخصِ عمدهی ایرانستیزی یاسآفرینی است، امیدسوزی است، القای ناتوانی است، القای بنبست است؛ اینها شاخص های ایرانستیزی است.» ( ۱۴۰۱/۰۸/۲۸). با آرزوی توفیق برای جناب عالی و احترام به دغدغههای ارزشمندتان. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار این جمله يعني چی؟ «برخی از ما بر اساس «موضع»، تحلیل میکنیم؛ و برخی بر اساس «تحلیل»، موضع میگیریم. اولی همان جنگ روانی است.»
باسمه تعالی: سلام علیکم: جملۀ قابل توجهی میباشد. زیرا یک وقت از سر اندیشه و حکمت از شرایط کشور اطلاعات مناسب داریم و بر آن مبنا تحلیل میکنیم که کار درستی میباشد. ولی یک وقت مثلاً نسبت به شخصی و یا جریانی، موضع داریم و بر اساس آن موضع تحلیل میکنیم، این کار غلطی است. نمونهاش افرادی که به کلی نسبت به دولت موضع منفی دارند، معلوم است که همۀ تحلیلهای آنها بر همین اساس است و این کار حکیمانه و عاقلانهای نیست. موفق باشید
سلام علیکم: موضوع سخن بنده اینست: «چرا با وجود ولیفقیه هم وحدت حاصل نمیشود؟!» از وحدت به معنای نفی اختلاف نظر و سلیقه که لازمه جامعه بوده سخن نمیگویم، سخن در وحدت مبانی و عدم نفی یکدیگرست. چرا این وحدت که یکی از برکات و محصولات وجود ولی در جامعه باید باشد در اهل ولایت دیده نشده و حاصل نمیشود؟ دل انسان از دیدن این همه اختلاف مبانی در میان حزب اللهی ها به درد میآید و بدتر وقتی می بیند همگی مرجع اختلاف خود را ولیِ جامعه معرفی میکنند دلش میترکد! رهبر جامعه رئیس جدید تیم مذاکره کننده و خط و خطوط تعیین میکند و در پیام خود می گوید برای مذاکرات دعا کنید، بعد عده ای از مردم حزب اللهی و نمایندگان ایشان اساساً با اصل مذاکره مخالفت میکنند و می گویند چرا با مذاکره به رهبری خیانت میکنید؟!! عده ای دیگر هم می گویند چرا بر خلاف موضوعات رهبری مذاکره می کنید؟! شاید بتوانم بحث تحمیل و عبور از خطوط قرمز را در دوران رهبر شهید فقید آنهم به علت بروز فترت در بیداری بخشی از جامعهی وقت، قبول کنم، اما مگر میشود اکنون که بعثت بروز و ظهور کرده و مردم تمام قد پشتیبان ولایت هستند حرف از تحمیل زد؟ بنده آن ایراد رفقا را حمایت از رهبر ندانسته و اتفاقا ناخواسته ایراد وارد کردن به ایشان می دانم که گویی نتوانسته اند علیرغم این بعثت و حضور حاضرین به نفع عامه مسلمین بهره برده و با سکوت خود تحمیل و ضرر ایشان را پذیرفته اند! اینکه عده ای انقلابی واقعی چون رسایی و ثابتی و نبویان و ... خود را مدافع و مراقب خطوط رهبری میدانند و لحظه به لحظه بر مذاکراتی های ماموریت یافته از همان رهبر میتازند واقعا چگونه است؟ رهبری فرمود فریادهای شما در خیابان بر مذاکرات اثر دارد؛ اما گویا عده ای گمان کرده اند فریادهای ما بر مذاکره کنندگان مقصودشان بوده! آیا قول عده ای که معتقدند در فتنه ها و چند دستگی ها، برای حصول آن وحدت، قول و بیان صریح تر از جانب رهبری نیاز است درست است؟ و در پایان با طرح مجدد موضوع، نظر حضرتعالی را خواستارم که چرا با وجود ولیفقیه هم، آن وحدت حاصل نمیشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً رهبر معظم انقلاب با سخنان خود بخصوص در پیام اخیرشان به مجلس، حجّت را تمام کردند. از آن جهت که سخن رهبر معظم انقلاب با نظر به عنایاتی که به ایشان میشود برای حفظ جبههای که مقابل شیطانیترین جریان ایستادهاند و با نظر به بصیرتی که دارند، سخنشان برای ما حجّت است و حال در نظر بگیرید ایشان در پیام فوقالعادهای که به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح فرمودند که در واقع، وظیفۀ بسیار بزرگی بر دوش ما خواهد بود و آن رعایت «وحدت» است. تا آنجایی که فرمودند: « بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». و این حکایت از آن دارد که با توجه به چنین رویکردی میتوان بسیار نسبت به آینده امیدوار بود و خود را مشغول اموری که موجب بدبینی نسبت به مسئولان میشود، ننمود. موفق باشید
بسمالله الرحمن الرحیم و به نستعین آیه ۷ سوره بقره که در حرز ۲۲ امام سجاد علیه السلام نیز ذکر شده است خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ عَلَی سَمْعِهِمْ گویی این روزها بیش از هر زمان دیگری معنای عینی پیدا کرده است؛ حقیقتی که به چشم میبینیم و دربرابر آن، عدهای همچنان از باور به حماسهها و خیزشهای دوباره این امت سرباز میزنند. پناه بر خدا گویی چشمهایی برای دیدن و گوشهایی برای شنیدن حقیقت ندارند. این روزها تفاوتها بهطرز عجیبی برجسته شده است. از سویی کودکانمان را میبینیم که زود بزرگ شدند دانشآموز شهیده ای که گویی از ملاقات خود با رهبرش خبر میدهد، یا طفل خردسالی که در خیل جمعیت، پیشگامِ بزرگسالان شده و سرودِ مقاومت میخواند. و در سوی دیگر، متأسفانه شاهدیم که برخی بزرگسالان گویی در کودکیِ خویش متوقف شده و با گذشت بیش از ۵۰ روز، همچنان در سردرگمیها و بازیهای کودکانه خود ماندهاند. شدت و ضعف ایمان، امروز شفافتر از همیشه نمایان است؛ جایی که هموطنانی درگیرِ چه کنمهای بیپایاناند، و یا عدهای معدود، همچون منافقان و وطنفروشان، در ظلمتی کور فرو رفته و به امیدهای واهی دل خوش کردهاند. خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کن و امام زمانمان را برسان اللهم عجل لولیک الفرج
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی زندگی و تاریخ در همین است که با نور اسلام و با شرافت انسانهای معصوم، هرچه بیشتر حق از باطل جدا و جداتر شود تا آنجایی که ان شاءالله در نهاییترین منزل دوران زمینیِ آدم، اوجِ حق در مقابل اوج باطل قرار گیرد که بحمدالله به خوبی در تاریخ آن حضور قرار گرفتهایم. آیا شرافتی بالاتر از این میشود که مقابل ما خبیثترین جریان یعنی استکبار و صهیون قرار گرفتهاند؟ خدا میداند همۀ پیامبران و همۀ انسانهای آزاده با هر سبک و دینی به دنبال چنین حضوری بودند و اینجا است که باید با وقار و دلسوزی و امید به آینده، جداییِ این دو جبهه را هرچه بیشتر نشان داد. موفق باشید
سلام و درود خدا بر استاد عزیز چه کسی فکر می کرد روزی برسد که عبدالکریم سروش هر روز و هر روز بیانیه صادر کند در راستای حمایت از مقاومت ولی به قول شهید آوینی حکیم زمانه دکتر داوری اردکانی تازه امروز دهان به رسای وطن بگشاید آن هم پر از کنایه به گذشته و آینده؛ انتظار نداشتم اندیشمند دردمند زمانه شهادت رهبر کشور را تسلیتی ساده بگوید در حالی که پیام مطولی برای فوت استاد دادبه نوشته بود اما کاش حداقل کودکان مدرسه میناب یا ناو دنا یا حداقل امثال شهادت لاریجانی که شاگرد فلسفه بوده او را تکانی میداد که نداد. خطاب به شهید آوینی عزیز باید گفت آسوده بخواب که یاران تو امروز از صد ها رقیب تو خطرناک تر شده اند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: قضاوت در این مورد چندان آسان نیست، بخصوص با شرایط جسمی که آقای دکتر داوری دارند. و فراموش نفرمایید هنوز بالاخره آقای دکتر سروش همان آقای دکتر سروشی هستند که نسبت به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و نقش حداکثری دینداری در امور، تغییر نکردهاند. و البته این نوع موضعگیریهای ایشان را باید به فال نیک گرفت. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_استاد بزرگوار من می خواستم کتاب شرح فصوص الحکم را مباحثه کنم. شرح فصوص الحکم شما شروع کنم یا نه؟ بهتر است از کتاب شرح فصوص الحکم چه کسی شروع کنم؟ آیا این کتاب مقدمه برای قرائت دارد که اول آن کتاب ها را بخوانم بعد خودش رو؟ 2_استاد بزرگوار نظرتان درمورد ناد علي چیه؟3_میخواستم کتاب روایی بخونم به نظرتون چه کتابی بخونم بهتره؟4_استاد بزرگوار یه جا گفتند که العلم سلطان یه جا دیگه گفتند که العلم هو حجاب الاکبر یه جا دیگه گفتند که آدم هر چی رو یاد بگیره خوبه. استاد بزرگوار سوال این است که وقتی که دارم چیزی رو یاد می گیرم باید چه کنم که این علوم حجاب نشه برای بنده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- پس از دنبالکردن مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» و مباحث «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» همراه با صوتهای مربوطه، بررسی بفرمایید که آیا با شرحی که از طریق بنده بر فصوص داده شده، همراه با صوتهای مربوطه با ذوق جنابعالی همراه است یا شرح استاد یزدانپناه؟ 2- چیزی در این مورد نمیدانم 3- کتاب «اصول کافی» و کتاب «تحفالعقول» نکات ارزندهای را به میان آوردهاند 4- «العلم سلطان» به معنای استفاده از علم برای تسلط بر طبیعت است و استفاده کردن از استعدادهای آن. و «العلم حجاب الاکبر» نظر به مفهومی شدنِ مطالب دارد که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بدان پرداخته شده است. موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده وقتتون بخیر. شهادت رهبر عزیزمون رو تسلیت عرض میکنم. آقای طاهرزاده در جریانات اخیر من متوجه یه جور تناقض در خودم شدم. حالتی بین شجاعت مطلق و ترسو بودن مطلق. من به هیچ وجه از بمب و جنگنده و مردن نمیترسم. هرشب برای سلام دادن به امام حسین به پشت بوم میرم. گاهی جنگنده از بغلم رد میشه و زمین زیر پام میلرزه. اما خدا شاهده آب توی دلم تکون نمیخوره. موقعی که در راهپیمایی روز قدس دشمن ساختمون در میدان انقلاب تهران رو زد من کنار ساختمون بودم و حتی آسیب جزئی هم دیدم. اما حتی یک لحظه نترسیدم. بلافاصله پرچم رو تکون دادم و با صدای بلند الله اکبر گفتم و مردم رو به شور آوردم. همه دوستام میگن از خونهتون برو به یه شهر دیگه چون محله شما خیلی خطرناکه. اما من تا الان یک بار هم از اینجا بودن نترسیدم. حتی به راحتی زیر صدای جنگ میخوابم. به عکس شجاعتی که گفتم، نگاه بقیه خیلی برام مهمه. وقتی تمسخر نگاه بقیه، ریشخند یا حرف مخالف میشنوم انقدر ترس به دلم میافته که تا مرز جنون پیش میرم. موقع راهپیمایی نگاهم به اطرافیان و "غیر خداست". اگر ترس و ناامیدی در چهره مخالفین ببینم خوشحال میشم و اگر تمسخر ببینم به هم میریزم. گاهی حتی میترسم تنها تا مسجد برم. دائم دارم فکر میکنم اگه یکی بهم فلان حرف رو زد چی جوابشو بدم. دوست ندارم این طوری باشم. میخوام دیگران هم برام انقدر بیاهمیت باشن که انگار هیچ کسی توی دنیا وجود نداره. تو رو خدا یه راهنمایی واقعی بهم بکنید. هروقت ازتون کمک خواستم فقط یه بیت شعر حافظ و جملات کلی تحویلم دادید. من واقعا نیاز به کمک دارم و دست نیاز به سمتتون دراز کردم. و خدا گفته و اما السائل فلا تنهر...
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکرکنید از اینکه در صفای شجاعت قرار گرفته شدهاید و خدا را شکر کنید که متوجۀ این ضعف که نظر دیگران برایتان مهم شده است، شده اید. این مسئلۀ بسیار مهمی میباشد به همان معنایی که فرمودهاند این آخرین ضعفی است که باید از قلب مؤمن پاک شود. در این رابطه خوب است به مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و سپس به نگاه معرفتی که «برهان صدیقین» وارد شده؛ بپردازید و پس از آن به مباحث دعای مکارم الاخلاق حضرت سجاد«علیهالسلام» که شرح آن روی سایت هست، ورود بفرمایید. موفق باشید
نمیدانم آیا لفظ «امام شهید» کلیشهای شده و در عموم اذهان بیرنگ گشته و یا تلألؤ پر نور خود را دارد اما؛ امام شهیدم! با تو سخن میگویم؛ نه با زبانم، که با دلم! اگر قرار بود زبانم سخن براند زودتر از اینها به چرخش در میآمد و نه بعد از ۱۰ روز گذشت از عروج ملکوتیات... امام شهیدم! میخواهم از عشقت که چند صباحی بر دلم جوانه زده بود با تو سخن برانم؛ که روزگاران اگر سیاه نباشد حداقل بی رنگ است، سرد است، فسرده است و رنگ زنده و حیات بَخشَت، اندوها که در میان خانه و شهر نپیچیده بود. تنها روزی توانستم روزنهای از نورت را در سیاهچاله دلم سوسو کنان ببینم که هجرت کردم برای فهم دین، برای طلبگی! گویی تو در پوستین نیستی؛ در کُّنهی، در عمقی، هرجا و هرطور بودن، تو را نمینمایاند. تو را باید به نظاره نشست، باید قرنها نگاه آموخت تا دیده شوی. سیدِ شهید! قدم حضورم در راه پیشوائی دین، تو را، شهد شیرین تو را، قند شکرینت را، عشق آتشینت را، اوج انسانیت را بر مزاقم چشاند که چه خوب چشیدنی بود. پس از ۲۰ سال گذر از دالان سراسر ظلمانی، جانم با جمالت روشن گشت و از شدت ذوق، گویی تازه متولد شده بودم. اینگونه، دیگر تاریخ تولدم شد ابتدای ورود به راه طلبگی و نه تاریخ شناسنامه! اینگونه من ۴ سال سن بیشتر ندارم. و امروز که بیش از هر روزی برای آموختنِ راه، به دستان پدرانهات نیاز دارم که هوایم را داشته باشی، حذر از اینکه بر زمین خورم، نیستی... نمیدانم، نمیدانم، نمیدانم امروز که فرزندت آمده مرهمی گشته بر اقیانوس دردِ نبودنت! اما: صد شکر و صد حیف. شاهی به میان آمد و شاهی ز میان رفت. صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور تاریخی قائد شهید ما، حکایت حضور یک تاریخ بود که با حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در این دوران در مقابل جبهۀ استکبار به میان آمد و این بود که جوانانی همچون جنابعالی را با امکان حضور در صدها راه، به سوی طلبگی کشاند زیرا امثال شما جوانان که به انسانبودنِ انسان میاندیشید، در آن مرد الهی انسانبودن خود را تجربه کردید و از این جهت او یک «راه» بود و نه یک شخص. و در این رابطه یقیناً آن «راه» با رهبریِ جدیدی که پیش آمده است، ادامه مییابد و در همین رابطه باز باید متوجه بود که آیت الله سید مجتبی خامنهای یک شخص نیست. و این بود راز اینکه مجلس خبرگان با بصیرت تاریخیِ خود به خوبی و به راحتی متوجه شدند چه کسی را پس از شهادت آن قائد عظیم انتخاب کنند. امری که متأسفانه با شهادت مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» حتی از طریق نخبگان آن تاریخ پیش نیامد و در نتیجه آنطور که باید حضرت امام مجتبی «علیهالسلام» را برای ادامۀ آن تاریخ یاری نکردند. ولی مردم ما حتی بعد از انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای، دیروز در میدانهای شهر زیر بمبارانهای دشمن آمدند تا به انتخاب مجلس خبرگان لبیک بگویند. حتی ملاحظه فرمودید که چهرههای سیاسی که چندان از آنها انتظار نبود؛ نیز از انتخاب خبرگان پشتیبانی کردند. و از این جهت باید متوجه بود ما در نسبت به گذشتۀ تاریخی خود جلو و جلوتر هستیم. موفق باشید
حسبنا الله و نعم الوکیل. استاد ارجمندم سلام و عرض تسلیت. «ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.» سید علی تجلی تمام صفات خداوند بود و خداترین انسان بعد از حضرت مهدی در هستی بود. به خدای کعبه رستگار شد و عروجی غیر از این برایش متصور نبود. آنچه وجودم را میسوزاند این سوال است: ما که زندگی را با او «فهم» کردیم، خدا را با او شناختیم و علی را با او نظاره کردیم؛ چه شد که کردههای بیخلوصمان از سر نفس و نکردههای از سر استیصال و انفعالمان از سر نخوت، باعث شد تا او تنها راه رشد بشریت را در ذبح خود دید و داغ درک حضور در فضای انسان کامل را به دل همگان گذاشت! همانی که سالها دلهرهاش را داشتیم، هرچه استدلال و متن و دعا و قرآن میخوانیم و هر چه بُعد میدهیم به زمان تا حادثه برایمان کوچک شود، باز هم آتش غم فرو نمینشیند و قلبمان استدلال پذیر نیست و فقط با مُردن آرام میشود و ذکرمان میشود: «دردیست غیر مُردن کان را دوا نباشد». خداوند توبه و استغفار ما را بپذیرد و توفیق عمل با اخلاص در کنار رهنمودهای شما به ما بدهد. آمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همانطور که فرمودید؛ او خدایی ترین انسان بود به همان معنایی که فرمودید. و زندگی همان زندگی بود که او به نمایش آورد و ما «خدا» و «قرآن» و «ائمه» و «نماز» را با او شناختیم. و بنده بعد از شهادت آن خدایی ترین انسان و افقی که با آن شهادت مقابل بنده گشوده شد، تنها با قرآنِ آیت الله خامنهای قرآن میخوانم و با نمازِ او اقامۀ نماز میکنم و او را در این امور حساس «نُصب العین»ِ خود قرار میدهم.
فرمودید او رشد بشریت را در ذبحِ خود دید؛ نه! او با شهادت خود اوجی از زندگی را مقابل ما قرار داد و اینکه اینهمه امیدوارانه زندگی میکنیم ریشه در نقش بزرگ آن شهادت دارد.
فرمودید؛ داغِ درک حضور در فضای انسان کامل را بر دل همگان گذاشت؛ نه! او آینۀ درک فوقالعادۀ انسان کامل بود و به دلیل وجود او مردم به زیبایی تمام دلدادۀ حضرت مولایمان صاحب الزمان «عجلاللهتعالیفرجه» هستند. ما هر روز حضورِ امام مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» را با نظر به نایب دیروزین و فرداییِ او احساس میکنیم. و از این جهت «انتظار»، یک آرزو نیست، بلکه درک حضوری است که همواره در آن بهسر میبریم و این است تفاوت ما با حجتیّهایها که در انتظار خود از امروزِ آن حضور در غفلتاند و طوری منتظر حضرت هستند که گویا متوجۀ حضور امامِ حیّ و حاضر در اکنونِ این تاریخ نیستند. موفق باشید
سلام استاد معظم: لطفا دوباره به سوال ۴۱۲۳۵ پاسخ دهید؛ ولی خواهشا مبسوطتر و کاملتر و دقیقتر. زندگی چیست؟ معنا چیست؟ جزاکم الله خیر الجزا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «العاقلُ یکفی بالإشارة» در آینۀ شخصیتهایی که زندگی را معنا کردهاند، باید زندگی را جستجو نمود. و امروز آن آینه، شخصیت حضرت آیت الحق، امام خامنهای میباشند. که در این مورد عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 41255 شد. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به شما استاد طاهرزاده بزرگوار طاعاتتون قبول. یک مشکلی برام پیش اومده میخواستم اگر ممکنه راهنماییم کنید. پسرم ۱۳ سالشه پایه هفتمه، تا قبل از اینکه پایه هفتم بیاد درسش خیلی خوب بود، البته بازیگوش و با تمرکز ضعیف و عجول در درس خواندن و دقت پایین، مثل خیلی پسرهای دیگه. اما باهوش ولی ساده، عاشق هیئت و مؤذن مسجد، چند روزی فهمیدم که توی مدرسه شون چند تا پسری که پایه های بالاترند به بچه های مدرسه سیگار الکترونیکی یا پاد میفروشند و پسر من هم (اینطور که خودش میگه به من) خریده تا بکشه ببینه چیه. مامان یکی از همکلاسیهاش که همسایه طبقه بالایی مون هست امروز اومده بود با پسر من دعوا میکرد که چرا برای پسرم سیگار خریدی و پسرش هم گفته بوده که اینها مال من نیست مال علی (پسر من) هست. پسرم گفت که پسر همسایه (دوستش) سرکار میرفته و پولاشو جمع کرده و پادهای گرون قیمت میخریده و میکشیده. درصورتیکه من و همسرم اصلا پول به پسرمون نمیدیم، نهایتا ماهی یا دو ماه یکبار ۲۰۰ تومن میده همسرم تا اگه ساندویچ یا تنقلاتی یا لوازم تحریر خواست بتونه بخره. از همسرم خواستم تا بره مدرسه با مدیر صحبت کنه و این جور بچه هایی که سیگار میارن و میفروشند رو جلوشونو بگیره. حتی پسرم میگه همه توی مدرسه میکشند و گوشی دارند، (پسر من گوشی نداره). واقعا این مدرسه رفتن ها جز فساد اخلاقی هیچی برای بچه هامون ندارها. من به حرفهای پسرم گوش دادم تا منو همراز خودش بدونه، ولی بهش گفتم خودت باید بتونی با توجه به اهدافت در آینده دوست خوب و بد رو تشخیص بدی و راه درست و خطا رو. دیگه نمیدونم چطوری باهاش برخورد کنم؟ اجرتون با حضرت زهرا سلام الله علیها
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره باید در دل همین طوفانها، جوانان خود را به بصیرت لازم رساند. آری! حساسیت به آن ضعفهایی که فرمودید لازم است در ضمن در این رابطه عرایضی در پرسش و پاسخ شمارۀ 41242 شده است خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید
با عرض سلام: محبت کنید بفرمایید فلسفه ی خلقت امثال ترامپ چیست که این جور به جان بشریت افتاده است در حالی که می دانیم صدر تا ذیل وجودش در قبضه ی حق است و هلاکتش برای او کاری ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره خدوند از طریق خبیث ترین انسانها دین خود را یاری کردهاست. مگر از حضور مردم عزیز ما در ۲۲ بهمن امسال نیافتیم که چگونه این مردم نشان دادند مقابل خبیث ترین انسانهای روزگارشان در صحنهاند؟ این طراحی و سنت خداست که در برابر هر پیامبری، دشمنی از جن و انس بگمارد که برایش دام پهن کنند و لای چرخش چوب بگذارند؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن». بدون شک خدا میتوانست دشمنان را ریشه کن کند یا جلوی دشمنیشان را بگیرد؛ «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوه». ولی وجودِ دشمنِ عنودِ لجوجِ کینهتوزِ آدمنشو جزئی از طرح و نقشه راه انبیاست. قرار نیست راه انبیا و پیروانشان هموار و بیمانع باشد. و در این میان یکی از مهمترین موانعِ فراروی انبیا و پیروانشان، دشمنی طاغوت و ائمه کفر است. کینهای که طاغوتِ مستکبر از مؤمنان دارد چنان است که هر خوبی و خوشی به مؤمنان برسد آزردهخاطرش میکند و هر مصیبتی بر آنها فرود آید، دلشادش میکند؛ «إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها». با چنین آتش کینهی گر گرفتهای نمیتواند آرام بنشیند. به ناچار هر روز جنگ و توطئهای میشوراند، تا بلکه نابودمان کند، یا اگر بتواند بیدینمان کند؛ «وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا». با چنین دشمنی زندگی مسالمتآمیز، معنی ندارد. او آتشی است که اگر خاموشش نکنی چراغ زندگیات را خاموش میکند. غدهای سرطانی است که اگر از بیخ و بنش برنکنی، تو را ریشهکن میکند. اگر به فکر و اندیشهاش نتازی، او دست از اندیشهات برنمیدارد. اگر امنیتش را تهدید نکنی، او یقهی امنیتت را رها نمیکند. اگر تمدنش را هدف نگیری، او تمدنت را به زیر میکشاند. هر چه او قدرت بگیرد، جبههی اسلام ضعیف میشود. و هر چه ما قوی شویم، او ضعیف میشود. با وجود چنین رابطه و قاعدهای نباید هم یقهی ما را ول کند. ما هم نباید ول کنیم. موفق باشید
با سلام و احترام: در رابطه با موضوعات پیشآمده چند سوال مطرح است وقتی با مردم در مورد نظام صحبت میشود همه میگویند با این وضع فسادها و رانت های زیاد عدم محاکمه مجرمان مالی و وضعیت معیشتی که در جمهوری اسلامی هست، اگر اسلام این است ما اسلام نمیخواهیم در نتیجه بسیاری از جوانان در جامعه از اسلام روی برگرداندهاند ما هم دفاعی نداریم. به نظر شما در این شرایط برای حفظ اسلام مثل امام حسن باید صلح کرد یا مثل امام حسین باید مبارزه کرد؟ وظیفۀ ما در حال حاضر چیست چگونه با این افراد صحبت کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در شرایطی هستیم که نه، باید در مقابل جاهلیت مدرن یعنی جبهۀ استکباریِ یهودیزده کوتاه آمد به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند «کوتاه نمیآییم». و نه، نسبت به غرب و لیبرالهای داخلی باید کوتاه آمد و از آنها غفلت کرد. و انقلاب اسلامی اکنون در جایگاهی قرار دارد که جایگاه مقابله با هر دو جریان است و جوانان ما باید متوجه شوند تنها در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، به آنچه باید برسند میرسند وگرنه گرفتار انواع پوچیها و نیستانگاریها میشوند و این نکتهای است که باید طی گفتگویی صمیمانه با آنها در میان گذاشت. موفق باشید
سلام علیکم: خدواند شما را حفظ کند. بنده چند وقتی است که با دغدغه هایی که داشته ام و با مدد الهی مشاور جوان اداره تبلیغات شهرمان شده ام که همانطور که خود شما فرمودید که حضرت آقا فرمودند (برای من مسئله تبلیغ نگران کننده هست) در این خصوص حال که خدواند فرصتی را جهت خدمت پیش آورده است و از طرف اداره نیز برای چینش برنامه ها مختار هستم در اولین قدم خواستم که با مشورت گرفتن از شما کار را انشاءالله آغاز کنیم که در مورد اول عرض میکنم که: ۱. شما در کل برای شروع، چه کارهایی را پیشنهاد می کنید که هم جوابگوی نیاز جوانان و هم نتیجه بخش باشد چون تا به حال کارهای زیادی انجام شده که نه ادامه دار بوده نه خروجی مشخصی داشته است. ۲. مبنای ما همان حرف آقا برای جوانان است که می فرمایند سه کار تهذیب تحصیل و ورزش را باید دنبال کنند و در این زمینه چه کتاب ها و چه راه هایی برای تهذیب و تحصیل و جهاد تبیین باید مد نظرمان باشد؟ ۳. در کلیپی که اخیرا به نقل از سردار حاجی زاده منتشر شده بود که برای شلیک ماهواره قائم صد هنگام ورود تا دید تمامی بینندگان از قشرهای مذهبی هستند به مسئول مرتبط گفته بود که به این زن زندگی آزادی ها کجا هستند؟ (نشان دهنده این امر که باید این جوانان را هم همراه کنیم) ما نیز در اتفاقات اخیر از این قشر که جوان هم بودند کم نداشتیم که بی تجربه و فکر نکرده عمل کردند ولی خب ما نیز در قبال آنها کم کاری داشتیم. پیشنهاد شما برای جذب این قشر و همراه کردن آنها با انقلاب اسلامی چه می باشد؟ ۴. ما نیز قصد داریم سیر مطالعاتی شما را با رفقا از ابتدا مطالعه کرده تا هم خودمان را بیش از پیش در این جنس مباحث حاضر کنیم هم حرف برای گفتن به این نسل داشته باشیم و در این خصوص چگونه مباحث را دنبال کنیم نتیجه بهتر خواهیم گرفت؟ و در نهایت برای ما دعا بفرمایید که به لطف الهی همانطور که حاج قاسم توانستند با ایمان اخلاص و عمل کارها را جلو ببرند ما نیز این ویژگی ها را در خود تقویت کرده و حضوری از جنس او در کارها داشته باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. مباحث «معرفت نفس» که از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع میشود تا «ده نکته در معرفت نفس»؛ مقدمۀ خوبی میتواند باشد. در مورد مباحث «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» رجوع شود و هر کدام از قرائتها که با روح و روحیۀ رفقا میخواند؛ انتخاب گردد. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh 2- در دل مباحث «معرفت نفس»، خود به خود این نکات مدّ نظر میآید تا انسان بهترین تصمیم را بگیرد هرچند در موقعیت بالاتر، مباحث مربوط به کتاب «جامع السعادات» بسیار کارساز میباشد. https://eitaa.com/jameo_saadat 3- همینطور است. راه ارتباط با جوانان، کار بسیار حساسی است. مهم آن است که باب گفتگو با آنها را باز کنیم و جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی را به عنوان آیندۀ جهان با زبان ساده با آنها در میان بگذاریم که البته باید نسبت به این موضوع، بیش از گذشته مجهز شویم 4. ان شاءالله با مباحث «معرفت نفس» و سپس رجوع به شرح سورههای عنکبوت و زُمر که روی سایت هست؛ کار، به سوی نتیجه پیش میرود. در ضمن در رابطه با سؤالات خود خوب است سری هم به سؤال و جواب شمارۀ 41118 بزنید. موفق باشید
