بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_استاد بزرگوار من می خواستم کتاب شرح فصوص الحکم را مباحثه کنم. شرح فصوص الحکم شما شروع کنم یا نه؟ بهتر است از کتاب شرح فصوص الحکم چه کسی شروع کنم؟ آیا این کتاب مقدمه برای قرائت دارد که اول آن کتاب ها را بخوانم بعد خودش رو؟ 2_استاد بزرگوار نظرتان درمورد ناد علي چیه؟3_میخواستم کتاب روایی بخونم به نظرتون چه کتابی بخونم بهتره؟4_استاد بزرگوار یه جا گفتند که العلم سلطان یه جا دیگه گفتند که العلم هو حجاب الاکبر یه جا دیگه گفتند که آدم هر چی رو یاد بگیره خوبه. استاد بزرگوار سوال این است که وقتی که دارم چیزی رو یاد می گیرم باید چه کنم که این علوم حجاب نشه برای بنده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- پس از دنبال‌کردن مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» و مباحث «معاد، بازگشت به جدی‌ترین زندگی» همراه با صوت‌های مربوطه، بررسی بفرمایید که آیا با شرحی که از طریق بنده بر فصوص داده شده، همراه با صوت‌های مربوطه با ذوق جنابعالی همراه است یا شرح استاد یزدان‌پناه؟ 2- چیزی در این مورد نمی‌دانم 3- کتاب «اصول کافی» و کتاب «تحف‌العقول» نکات ارزنده‌ای را به میان آورده‌اند 4- «العلم سلطان» به معنای استفاده از علم برای تسلط بر طبیعت است و استفاده کردن از استعدادهای آن. و «العلم حجاب الاکبر» نظر به مفهومی شدنِ مطالب دارد که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بدان پرداخته شده است. موفق باشید

41421

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام حقیر دیداری با همسر یکی از شهدای جنگ رمضان داشتم. خانم جوان ۲۴ ساله که فقط دو سال از ازدواجشان می گذشته! سوالی پرسیدند که برای پاسخگویی اطلاعات کافی ندارم. ان شاءالله با عنايت شما استاد بزرگوار و پاسخی که لطف کرده و به سوال میدهید دغدغه ذهنی ایشان برطرف شود. متن سوال: راستش من و همسر شهید احمدآبادی برامون یه سوال پیش اومده! همسران ما که در این سن به شهادت رسیدن جزو مقدراتشون بوده و به مرگ حتمیه رسیدن؟ یا اینکه بعد از ظهور رجعت میکنند و درزمان ظهور امام زمان با همسراشون به ادامه زندگی میپردازند تا اینکه مرگ واقعی شون برسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: با نظر به آیۀ 22 سورۀ حدید که می‌فرماید: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» هیچ گزند و آسیبی در زمین و در وجود خودتان روی نمی دهد مگر پیش از آنکه آن در کتابی [چون لوح محفوظ] ثبت است، بی تردید این بر خدا آسان است. باید متوجه بود این‌طور نیست که این‌گونه شهادت‌ها و مرگ‌ها اتفاقی باشد. ثانیاً: به نظر می‌آید اکثر این جوانان عزیز رجعت می‌کنند تا با حضور بیشتری خود را تجربه کنند و از این جهت هم اکنون هم می‌توانیم به صورتی خاص از حضور آن‌ها بهره‌مند گردیم. توصیه می‌شود از مباحث «معرفت نفس» غفلت نشود. https://eitaa.com/tafakorism/3776 و https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 موفق باشید

41394

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت حضرت استاد. در بخشی از کتاب مبانی معرفتی مهدویت، فرمودید: (در روايت است كه وقتي حضرت عج ظهور مي‌كنند، همة مردم ايشان را مي‌شناسند؛ چرا كه بين مردم بوده‌اند، نه اين‌‌كه فقط بين مردم اصفهان يا تهران يا جاي ديگر بوده‌اند، بلكه همه‌جا حاضرند و به هر نحوه كه خواستند با بدني كه اراده كنند ظاهر مي‌شوند و به هيچ‌جا محدود نمي‌شوند.) آیا این جملات آخر ، یعنی حضرت میتوانند به هر شکلی که بخوان ظاهر شوند؟ مثلا به شکل فلان عالِم، یا فلان شخص؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. به هر حال خود حضرت می‌توانند با بدنهای کثیری در عالم ظاهر شوند ولی شاید این که گفته می‌شود همه‌ مردم حضرت را می‌شناسند به اعتبار روحانیت حضرت باشد که فطرت‌ها از آن آگاه هستند؛ امری که مردم به طور مختصر نسبت به حاج قاسم سلیمانی احساس می‌کردند بدون آن‌که قبلا ایشان را شناخته‌باشند. موفق باشید

41343
متن پرسش

باسلام خدمت استاد ارجمند چندی قبل بدلیل همزمانی روز ۲۳ رمضان در جمعه و جنگ اخیر موضوع امکان وقوع صیحه آسمانی مطرح شده بود. حقیر در این فکر بودم که اگر بنا باشد ندای آسمانی همه دنیا را به سوی حق دعوت کند و در مقابل ندای شیطان در این باره تردید ایجاد کند، هم اکنون هم این صیحه آسمانی اتفاق افتاده است و ندای حق به گوش جهانیان رسیده است. و اگر دجال کسی است که در وسط پیشانی او کافر نوشته باشد و باسواد و بی سواد این را ببینند، همین رذالتی که در امثال رییس‌جمهور آمریکا و نخست وزیر اسراییل دیده می شود به وضوح دجال را به همگان معرفی کرده است. بنابراین این امید در قلب دارم که ظهور حضرت حجت عج شاید منوط به تحقق نص روایات در مورد نشانه های ظهور نباشد و انشاءالله بزودی زود بتوانیم شاهد قیام نهایی ولی زمان باشیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که چگونه نور حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» با شهادت نایب آن حضرت، قلب این مردم را نورانی کرده و عملاً نوعی ظهور پیش آمده و نکند به امید ظهور نهاییِ حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» که ان شاءالله در پیش است؛ ظهور آن حضرت را که در همین زمان با آن روبه‌رو هستیم ننگریم! آیا این نوعی ظهورِ حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» نیست؟ موفق باشید  

41235
متن پرسش

زندگی چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی یعنی طلوع انسان در میدانِ آخرین دین. و این یعنی طلوع مولای متقین «علیه‌السلام» در بستر اسلام. و زندگی یعنی طلوع انسان در بستر انقلاب اسلامی. و این یعنی شهید حاج قاسم سلیمانی. و زندگی یعنی مقابله با استکبار در بستر هویت دینی و قدسی. و این یعنی شهید یحیی سنوار و کتاب «خار و میخک». موفق باشید        

42047

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی: خواستم نظر استاد را درباره ی آثار علامه جعفری بدانم. با آرزوی سلامتی و طول عمر برای استاد طاهرزاده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا آن مرد بزرگ را رحمت کند که حقیقتاً ما در فرداهای خود نیز به او نیازمندیم چه از جهت آثار و گفتار ارزشمندش، و چه از جهت شرحی که بر مثنوی نوشتند. موفق باشید

41982
متن پرسش

سلام استاد: در این روزهای عظیم و سنگین شرکت در آنِ تشییع تاریخی رهبر شهید و پدرانه‌ترین پدر عزیزم، برای من و امثال منی تبدیل به «نشد» شد... با وجود واهمه‌ام نسبت به موضع خانواده‌ در عناد با این انوار و حقایق و بیم اینکه نکند به این خاطر نشود که شرکت کنم، از بیش از یک ماه قبل هر چه نذر و ختم و زیارت در توانم بود به راه انداختم و نزد هر شهیدی که می‌شناختم دق باب کردم، التماس کردم، گریه کردم، روزها بجز اشک ریختن کار دیگری از دستم بر نیامد، هر کار به نظرم می‌رسید کردم، حتی سعی کردم تدبیر کنم اما نشد. همه‌ی این عمر را شاید برای رسیدن به این لحظه طی کرده بودم تا بتوانم حتی شده یک قدم غبار راه بدرقه‌ی پدر شهیدم باشم اما نشد. تمام این یک هفته با خودم کلنجار رفتم چطور انقدر بد بودم چطور انقدر کم بودم که آقای دل رحم و مهربانم امکان نداشت خودش راهی باز نکند و مرا «من حیث لا یحتسب» حتی اگر به نظر همه‌مان محال می‌آمد نبرد، اما خودم انقدر بد بودم که نشد. استاد گاهی احساس یاس بزرگی می‌کنم. احساس می‌کنم تمام شدم وقتی نتوانستم در این آناتی که شروع تاریخ جدید و لحظات تمدن ساز ما هستند حاضر باشم، دیگر چطور در ادامه خودم ادامه پیدا کنم؟ این روزها بی آنکه خود بفهمم آنقدر اشک ریختم که در تمام عمرم نگریسته بودم، اما گاه از خودم شاکی می‌شودم که یعنی هیچ کاری بجز اشک برای آقایمان از دستم بر نیامد؟ حتی به اندازه‌ی یک قدم غباری بر سر راهش بودن؟ این دل بسیار عاشق بود، اما بسیار کوچک. گویی ظرفیت دریافت لطف حضور در این عظمت را پیدا نکرد. از شما التماس دعا دارم. شاید به دعای شما حداقل در راه رفع این کوچکی‌ها قرار بگیرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایت عجیبی است که چگونه انسان در کنار مولایش نباشد و آن حضرت بفرمایند اگر دلِ آن شخص با ما باشد، در کنار ما است. یعنی «در یمنی چو با منی پیش منی / پیش منی چو بی منی در یمنی. من با تو چنانم ای نگار یمنی / خود در غلطم که من توام یا تو منی».
 و این‌جا است که به قول جناب فیض کاشانی: گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی؟ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی.» موفق باشید 
 

41792
متن پرسش

سلام علیکم عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده حفظه‌الله: در حدیثی حضرت امام محمدباقر علیه ‌السلام فرمودند: «ما عرف الله من عصاه» پرسشم از استاد گرانقدر این است که: چه کنیم که خدا را بگونه‌ای بشناسیم که مانع گناه و معصیت شود؟ یقینا ما خدا را قبول داریم؛ خود را بنده‌اش می‌دانیم، او خالق و رازق و رب و پروردگار ماست، او مالک ماست، می‌دانیم او مالک قیامت است و... ولی با همه آنچه را که می‌دانیم باز هم معصیت و گناه می‌کنیم. شناختی که از خدای متعال که حضرت باقر علیه‌السلام آن را مانع انجام گناه می‌‌داند، چگونه شناختی است؟ از چه جنس شناخت است؟ راه و روش آن چیست؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را صد مرتبه شکر که معنای عصیان را از طریق برگزیده‌ترین انسان هستی یعنی حضرت محمد مصطفی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» با ما در میان گذاشت و همۀ حرف را، آری! خدا می‌داند همۀ حرف را در یک کلمه قرار داد آن‌جا که فرمود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» خداوندا! چگونه این حقیقی‌ترین حقیقت بر زبان آن مرد الهی جاری شد که راز رستگاری که همگان به دنبال آن هستند، یک حضور بیشتر نیست. آری! فقط یک حضور، و آن این‌که «اویی» را بیابند که قابل آن است که واله و شیدای او شد و این با کتاب و درس و مدرسه و حتی استدلال نیست، باید به خود آمد و در جان خود متوجۀ او شد و در هر گناهی می‌‌یابیم که آن حضور و آن افق، مکدّر گشت تا آن‌جایی که جناب مولوی آن مردی که همواره آن حضور را تجربه می‌کرده است با خوردن یک لقمه بیشتر، ندا برمی‌دارد: «از برای لقمه‌ای این خار خار / از کف لقمان برون آرید خار». آری! حکایت معصیت، حکایت موانعی است که ما از محبوب‌مان که همواره در معیّت او هستیم و او در کنار ما است  محروم می‌شویم. پس تقوا و باز تقوا به همان معنای «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا». موفق باشید      

41720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز: استاد ببخشید یه سوالی در ذهنم داشتم؛ اینکه با وجود این همه مشکلات اقتصادی، فرهنگی، معیشتی، تربیتی، مدیریتی و حکمرانی، وجود فسادهای اخلاقی و جنایی زیاد، تربیت های نادرست، دین زدگی گسترده، نارضایتی مردم و... چرا بازهم باید از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران طرفداری و دفاع کنیم؟ شاید بگویید که امروزه جمهوری اسلامی ایران، مرکزیت و مدیریت یک جبهه حق را بر عهده دارد و خب در این مسیر مشکلاتی هم هست. اما خب الان بعضی به دلیل بی اطلاعی یا هرچیز دیگری، زندگی آرام و با رفاه را در مدت عمر کوتاه خود ترجیح می دهند و کار به بقیه اش ندارند و دوست ندارند مبارزه طولانی مدت با کفر کنند. و خب از طرفی دیگر حکومت ما یک جمهوری است، و با اینکه حکومت ما مدیریت یک جبهه حق علیه باطل را دارد و اگر نابود شود تقریباً ممکن است جبهه مقاومت نابود شود، اما اگر مردم خود آن کشور آن حکومت را نخواهند که به نظر می‌رسد اکثریت حرفشان این است، پس تکلیف چیست؟ وظیفه ما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در این‌که این ضعف‌ها هست؛ بحثی نیست. ولی با اینهمه اساساً قابل مقایسه با بقیۀ کشورها نمی‌باشد و همین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است که این‌چنین در مقایسه با بقیۀ حکومت‌ها بسی بزرگ و آینده‌دار است در مقابل جهانی که در اوج بی‌آیندگی و پوچی، هر روز خود را گرفتار انواع بحران‌ها می‌یابند. چگونه از چنین الطافی که حضرت پروردگار به ملت ما نموده است که برای حفظ خود در جهانی که به سرکردگی استکبار بنا دارد ایران را تجزیه کند تا هیچ قدرتی در مقابل اسرائیل نباشد؛ غفلت کنیم؟

اگر جمهوری اسلامی یک. مثبت داشته باشد و همه آن نقاط مثبت آن را در نظر نگیریم همین مقابله با رژیم صهیونی باشد در دفاع از مردم مظلوم فلسطین به حکم «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا.»

شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته اند] نمی جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده. موفق باشید

41706
متن پرسش

بسمه تعالی. إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٢١﴾ أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ ﴿٢٢﴾ با سلام محضر استاد طاهرزاده: آیات ۲۱ و ۲۲ سوره آل عمران چقدر با شرایط امروزین ما تطابق دارد الله اکبر!! آنجا که خداوند می‌فرماید: «الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ» که دقیقا با شخصیت رهبر انقلاب مطابقت دارد که به واقعی کلمه آمر به قسط بودند و کافرین دوران ما ایشان را به شهادت رساندند و در ادامه خداوند می‌فرمایند: «أُولَئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا» در همین دنیا عملشان حبط می‌شود. از حضرتعالی درخواست دارم کمی بیشتر توضیح بفرمایید و از حبط عمل دنیایی قاتلین رهبر شهید برای‌مان بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که قرآن با ما در میان می‌گذارد که چگونه مقابله با انسان‌هایی که بر قسط تأکید دارند اعمال‌شان پوچ و بی‌فایده می‌شود و این سنت لایتغیّر الهی است که ما بتوانیم «در دل انگور، مِّی را بنگریم». و این یعنی از همان ابتدا با ایمان به سنت الهی مطمئن باشیم جریان‌های مقابله با عدالت، بی‌ثمر و بی‌آینده است و در این‌جا باید ایمان خود را تجربه کنیم که آیا حقیقتاً قبل از آن‌که خداوند جبهۀ استکبار را رسوا و رسواتر نماید، مطمئن به اضمحلال آن‌ها بودیم؟ به همان معنایی که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در آن روزها که هنوز هیچ آثاری از نابودی جهان استکبار به چشم نمی‌خورد، فرمودند آمریکا رفتنی است به آن معنا که حضور تعیین‌کنندۀ استکباری آن تمام‌شدنی خواهد بود و امروز این مائیم و جهانی که انقلاب اسلامی به عنوان یک ابرقدرت در تعیین نظام آیندۀ جهان نقش‌آفرین است تا آن‌جایی که به رئیس جمهور چین و روسیه، روحیۀ مقابله با آمریکا را در آن‌ها شدت بخشیده است. آیا این همان حبط عملی نیست که خداوند برای آن‌هایی که مقابله با قسط را پیشه کرده‌اند، در میان آورده؟ به گفتۀ جناب استاد سعدالله زارعی به این نکتۀ «ریچارد نفیو» فکر کنید که «تحریم‌های اقتصادی ایران تا زمانی کارآرایی دارند که آمریکا در جایگاه ابرقدرتی بتواند دیگر قدرت‌های جهان را همراه خود کند». (يکشنبه ۰۳ خرداد ۱۴۰۵)  و این‌جا است که حتی در بی‌اثربودنِ تحریم‌ها متوجۀ حبط عمل آمریکا خواهیم شد و در این رابطه به عزم رهبر جوانمان بیندیشید که چگونه  نظر به حضور مردم  در امور کشور را دارند. موفق باشید      

41668
متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: راستش کتاب هدف حیات زمینی آدم شما رو که خوندم همین جوری بدون مقدمه در واقع از لطف خدا می دونم که روزی ام کرد خواندن این کتاب رو خیلی برام جالب بود و خیلی از گره های ذهنیم رو باز کرد. می خواستم از شما اول تشکر کنم بعد هم بگم چجوری زودتر برسیم به عالم عقل، البته می دونم عجله از شیطان هست و تأنی و آرامش از خدا، درسته ولی خیلی از عمرم رو متأسفانه مفید نگذروندم و حالا می ترسم عمرم کفاف نده، از طرفی باز با خودم میگم این رسیدن به عالم عقل اصلا به اختیار من نیست و همه چیز به خواست و اراده خداوند متعال است. من باید فقط بندگیم رو بکنم. حالم خوب نیست هم خوشحالم که می دونم، هم ناراحتم که الهام ملائکه رو به جای وسوسه شیطان بگیرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فدای خدایی شویم که چگونه به حکم ربوبیتش در پرورش بندگان، حکایت حضور انوار اسمای حسنای خود را در جان انسان‌ها با ما در میان گذاشت تا با نظر به راهی که به عنوان شریعت الهی در مقابل‌مان از طریق انبیاء گشود، تا آن‌جایی که امیدوارانه به حکم: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين» ‏جلو و جلوتر رود. خدا می‌داند این امیدوارانه‌ترین آیه‌ای است که عارفان و سالکان را تا قلّۀ معنویت جلو برده است. زیرا می‌فرماید آن‌هایی که در مسیر نظر به حضرت پروردگار تلاش کنند، نه تنها هدایت می‌کند بلکه حتماً و حتماً هدایت آن‌ها را به عهده می‌گیرد و از آن مهم‌تر مژدۀ معیّت و همراهی با آن‌ها را به آن‌ها می‌دهد. که این حالت، گفتنی نیست، می‌ماند که به حکم آیۀ «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا...» شرط معیّت خود را یک چیز قرار داده است و آن، وارستگی و تقوا است. چه اندازه لازم است که ما با رعایت تقوا در این زمانه به راه‌های گشودۀ پروردگارمان قدم بگذاریم به جای آن‌که خود را محور حق و باطل بدانیم. موفق باشید    

41650

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: خدا قوت، اوقات به خیر و برکت ان شاءالله در خصوص پرسش شماره ۴۱۱۱۸ و پرسش بعدی به شماره شماره۴۱۱۸۴ مزاحم شما شدم. بخاطر ایام جنگ و احوالات آن و تعطیلی جلسات وقفه طولانی بوجود آمد و بنده پیگیریم به تعویق افتاد و عذرخواهم. در مورد مباحث برهان صدیقین بود و اینکه در این تاریخ چطور ارائه شود، فرموده بودید یکی از رفقا قرار است به نحوی ساده تر بیانات خود را بفرستند و قرار بود من پیگیر این مسئله باشم. ممنون از لطف و محبت شما، بزرگوارید. ببخشید که دیر پیگیر شدم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی،سلام علیکم: به نظر می‌آید شرح مختصر برهان صدیقین بتواند برای شروع کار مفید باشد.https://lobolmizan.ir/sound/1764?mark=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86   موفق باشید

41594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام ارادت شبتون بخیر خداقوت از معرفت نفس میخوام برسم به جنگ به جنگ ناتمام حق و شجره طیبه با باطل و شجره خبیثه از اولش که جدال ابلیس و ملائکه بود تا الان یعنی انقلاب اسلامی و امریکا به جنگ ناتمام در روند احتناک ذریه حضرت آدم ع و اینکه جمهوری اسلامی بخاطر انسان ایستاده و مقاومت میکنه و چرا باید بجنگم چرا باید هزینه بدم و استرس بکشم چرا اونا به ما حمله کردن چجوری باید این استرس ها رو تحمل کنم به چه صورت داخل یک متن کوتاه مثلا تراکت تبیین میشه کرد این رو با معرفت نفس؟ انسان بدون هیچ برهان و استدلالی خودشو حس میکنه دیگه و حتی اگه بخواد به همه چی شک کنه، به اونی که داره شک میکنه که شک نداره بنظرم برای صحبت با کسایی که فکری باهامون همسو نیستن و اصطلاحا خاکسترین مناسب هست شاید در حد تشکیک در عقاید مخاطب و جرقه ای برای ورود به بحث و گفتگوی تفصیلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که به میان آورده‌اید. زیرا به هر حال انسان‌ها در تاریخ جدید، خودشان با خودشان مسئله‌دار شده‌اند و با طرح اشاراتی که متذکر کرامت انسانی‌شان باشد، می‌توان با آن‌ها گفتگو کرد. در این رابطه سلسله مباحث «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» می‌تواند کمک‌کار باشد.https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds  موفق باشید

41499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز باری در این چهل و اندی روز در مقابل مردم و عظمت مردم سر تعظیم فرورد آورده ام وبراین زمانه ای که نفس می کشم به برکت انقلاب اسلامی است سجده شکر در مقابل خدای متعال دارم .در تجمعات شبانه به این نتیجه رسیده ام که باید از انچه به این مردم رسیده است (مبعوث شدن مردم )هم قدر شناسی کرد .و هم به حسب وظیفه حراست . به این نتیجه رسیدیم که از طریق هنر این مبعوث شدن مردم را به نمایش دربیاوریم لذا بر آن شده ایم که سرفصل موضوعاتی که می توانیم از مردم بپرسیم به صورت کلی البته با استفاده از نظرات دوستان به سوالات خیلی ریز تبدیل کنیم . البته با نظراتی که از جنابعالی یاد گرفتیم که مثل شهید آوینی سعی کنیم راوی فقط باشیم و هنر مثل روایت فتح را به کار ببریم و فقط آنچه بر مردم می گذرد را به فرمایش شما اشارت کنیم . لطف بفرمایید در مورد این سوالات پاسخ های بیان بفرمایید < بسم الله الرحمن الرحیم > • سوالات : ۱ _مبعوث شدن یعنی چه ؟! ۲ _ مواردی که مثل این حادثه وجود دارد را ذکر کنید . ۳ _ آیا می توان حجتی بیاورید که کلام رهبری در آخرین سخنرانی هایشان به این مصداقی که امروز می بینیم مربوط باشد؟ ۴ _این مبعوث شدن آیا مثل مبعوث شدن های دیگر انبیا است ؟ ۵ _آیا می توان این مبعوث شدن و این خون حق وپاک امام شهید ، را لازم و ملزوم یکدیگر دانست و دلایل آن را شرح دهید . ۶ _ آیا در طول تاریخ مواردی هست از خون شهیدان که مردم را برانگیزد و این تحولات بدون هیچ دستوری به سرانجام برسانند ؛ به جز مورد مشهور مثل قیام کربلا و جنگ تحمیلی ، بنظر اساتید این امر درتایخچه ایران تاکنون بوده است؟ ۷ _آیا می شود گفت انسان جدیدی در جهان در حال متولد شدن است یا اینکه انسان به خودآگاهی جدیدی رسیده است؟ [ البته می دانید که منظور از خودآگاهی،خوداگاهی تاریخی است که امروز در شدیدترین جای آن قرار گرفته ایم ] ۸ _آیا این مبعوث شدن مردم از طریق خون مطهر سید شهدای انقلاب دستاوردهایی غیر از آن که تا به حال دیده ایم خواهد داشت مثلا : در حوزه های اقتصادی روابط بین کشورها، روابط کشورهای اسلامی ، دولت و ملت، امت و امام و یا برداشت های جدیدی در حوزه های دین و ادیان وباز تعریف موضوع های است چون مهدویت علی الخصوص حضور ملموس تر امام مُنتَظر در زندگی . ۹_ چه کارهایی می توان کرد که این فرصت طلایی را استفاده کنیم .این سوال را می توانیم از دایره فردی تا دایره های بزرگ تر چون خانواده روابط با دیگران در جامعه و اجتماعات شهری جامعه های بزرگترمثل استان، شهر ، کشور و منطقه و جهان آیا در این پدیده یا به تعبیری رخداد چه کارهایی برای حفظ و بقای آن باید انجام داد و وظیفه هر یک از آحاد مردم چیست!؟ [ مثل: جامعه روحانیت، نخبگان فرهنگی، کنشگران اجتماعی، معلمان اساتید و آحاد مردم ] ۱۰_ افق های پیش روی این مبعوث شدن چیست ؟ ● درپایان اگر دوستان سوالاتی را می توانند به این تحقیق جهت پویاتر کردن آن کمک کنند لطفا دریغ ننمایید از توجه شما بزرگواران متشکرم🙏🏻 واین نکته فراموش نشود که در مواجه با انواع مخاطبان باید ادبیات سوال را عوض کرد وبه طریقه ای بهتر مطرح کرد .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به دقت و حساسیت خوبی که دارا می‌باشید؛ عنایت داشته باشید که این سایت برای خود چنین تعریفی نکرده است که بتواند به سؤالات رفقا جواب دهد مگر آن‌که در دلِ مباحثی که در کتابها و یا سخنرانی‌های موجود در سایت برای کاربران محترم سؤالی پیش آید، تنها برای روشن شدن آن مبحث، سؤالاتِ مربوطه را در حدّ توان جواب دهد. به عنوان مثال در رابطه با سؤال اول چندین جلسه تحت عنوان « شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» بحث شد که می‌توانید به متن و صوت مربوطه رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1&tab=sounds و اساساً سعی بفرمایید با مطالعاتی که نسبت به معارف اسلامی دنبال می فرمایید، خود به خود جواب سؤالات خود را بیابید. موفق باشید

41495
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی بارها جنابعالی اشاره فرمودید که براساس آیاتی که خداوند فرموده اند نصرت خود را از محل هایی نصیب مومنین میفرماید که خودشان تصور نمی کنند و یا در نقطه مقابل خطاب به جبهه کفر فرموده است از محل هایی ضربه می خورند که خیال آن را نداشته اند که از نمونه های آن در دوران اخیر می توان به مقاومت یمن در مقابل عربستان و معجزه 7 اکتبر اشاره نمود. من فکر میکنم یکی دیگر از این موارد خاص در دو جنگ اخیر ما با جبهه صهیونی- آمریکایی رخ داد، شاید جبهه انقلاب در خواب هم تصور نمی کرد روزی ما با دولت اصلاحات به جنگ تمام عیار با آمریکا و اسراییل برویم و نه تنها مقاومت کنیم بلکه به نحو احسن آنها را شکست دهیم و این به نظر من یکی از مصادیق عجیب نصرت الهی از محلی است که برای ما اصلا متصور نبود. نکته بعدی انشالله با یاری خداوند و پیروزی به دست آمده در میدان و انشالله پیروزی در میدان مذاکره، قله ای را که رهبر شهیدمان قول آن را داده بودند تحقق خواهد یافت و ایران با تبدیل شدن به ابرقدرت جهانی و تسلط بر تنگه هرمز و خاورمیانه و بیرون راندن آمریکا از منطقه نه تنها طبق گفته رهبر شهیدمان انتقام خون حاج قاسم را گرفته بلکه با گشایش اقتصادی که اتفاق خواهد افتاد قلعه را فتح خواهیم نمود انشالله.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً خداوند چنین زمینه‌هایی را فراهم نموده. در این رابطه عرایضی تحت عنوان: «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 شده است که خوب است به آن بحث توجه شود. البته این حضور، ماورای موضوع دولت اصلاحات است، وجدان تاریخیِ این ملت است که با الهامات حضرت روح الله و آن رهبر شهید«رضوان‌الله‌علیهما» و مقاومت شهدای عزیز به ظهور آمد و البته همچنان‌که رهبر انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای فرمودند دولت آقای پزشکیان همراهی کردند. ولی ما برای ادامۀ این راه البته به عزم‌های شدیدتری نیاز داریم که خداوند برای ما ذخیره کرده است. به سنت الهی نظر کنید که چگونه آینده‌ای بس قدسی و جهانی مقابل ما گشوده است. چه کسی این دل‌ها را ماورای رسانه‌های دشمن در این میدان‌های شهر هدایت می‌کند؟ مردمی که در جای خود نقش اسلحه‌ها را انجام می‌دهند و با این حضور می‌دانند که در حال تغییر نقشۀ منطقه هستند. حضور مردمی چه معجزه‌هایی پیش آورده و در پیش دارد، امری که امامین انقلاب متوجه آن بودند. موفق باشید

41461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام من دختری ۱۶ ساله هستم در خانواده ای نه چندان مذهبی ، چند ماهی می‌شود که به اسلام و راه درست و تقرب به خداوند علاقه بسیار شدیدی پیدا کرده ام ، شما ب من کتاب سیر صورت به حقیقت رو پیشنهاد کردید ، من این کتاب را شروع به خواندن کردم ، اما متوجه شدم که برای شروع من مناسب نیست ، من می‌خواهم که از ابتدا اسلام راشروع کنم تا دچار سستی و ابهام و ... نشوم ، ولی انگار کتاب شما مخصوص کسانی هست که یک پیش زمینه ای از اسلام دارند ، ولی من هیچ اطلاعاتی درباره اسلام و امامت و ولایت و.... ندارم . میشود به من چیزی معرفی کنید که بتوانم از ابتدای ابتدا شروع کنم تا همش دچار ابهام نشوم؟ ممنون میشوم برایم پدری کنید و کمکم کنید ، حدود ۶ ماهه که اوضاع من همین است ، از هرجا شروع میکنم به سوالات و شبهاتی فراوان برمیخورم ، اکنون فهمیدم که باید از ابتدای ابتدا شروع کنم تا سست نشوم و با دلیل و برهان بپذیرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که چنین علاقه‌ای در شما ایجاد کرده. در این موارد خوب است با خودشناسی یعنی معرفت نفس شروع نمایید و در این مورد مباحث استاد وحدتی که کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را شرح داده‌اند، خوب است.  https://eitaa.com/tafakorism/3776. و پس از آن به بحث «ده نکته در معرفت نفس» https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 رجوع فرمایید. موفق باشید

41432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد ارجمند برداشت من فص شیثی این است که هر کس به انداره ظرفیت و استعداد وجودی اش کمالی را در نظر می گیرد تا به غایت آن کمال برسد و در این بین الگویی را برای متبلور شدن و پیشرفتش می پذیرد مثل پدر یا انسانی فرهیخته و می گوید من می‌خواهم مثل آن شخص بشم و این بستگی به این دارد که طالب مقامات دنیوی و یا مقامات معنوی و این که شناخت خداوند و هضم و درک اسما الهی انسان را به عین ثابته اش نزدیک می کند و باعث می شود فیض و برکت الهی نیز در راه رسیدن به مقصود بیشتر و بیشتر شود چرا که خداوند عین ثابته ما را در پیش خود دارد و این را جز در عرفان ابن عربی با نگاهی عمیق می توان در مسئله حرکت جوهری ملاصدرا دید و به آن پی برد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوبی را نسبت به «فصّ شیثی» ملاحظه فرموده‌اید و باید همچنان بدون دغدغه، نگاه جناب ابن عربی را ادامه و باز ادامه داد تا در دلِ آن حضورِ بعد از حضور، مقصد او برای انسان روشن شود. و از این جهت عنایت داشته باشید که همان‌طور که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در نامۀ خود به گورباچف فرمودند سخنان باریک‌تر از موی ابن عربی حتماً باید با استاد دنبال شود و از این جهت در فضای پرسش و پاسخ مقصود اصلیِ آن عارف بزرگ عملی نمی‌شود. موفق باشید

41363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم. ملت مسلمان ایران، در اوج ایمان!. آیا امروز اینچنین نیست که ملت مسلمان راه صد ساله را یک شبه طی میکنند؟ آیا اینچنین نیست که جنگ رمضان احاد ملت ایران را به اوج رسانده است؟ آیا چنین نیست که ایمان در اوج خود به ظهور رسیده و دیگر مسلمانی و "کج‌دار‌ و میریزی" دیگر معنایی ندارد؟ آیا اینچنین نیست که دیگر انسان ها عادی نیستند و هر آن کس که خرامان خرامان ایمانِ شکسته بسته ای داشت، امروز در نهایت ایمان خود حاضر گشته؟ امروز دیگر مسلمانی به معنای یک چیز عادی در صحنه نیست. در روزی که شیطان و شیطانیان در نهایت خود به صحنه آمدند و در مقابل، عادی ترین انسان ها نیز احساس هویت میکنند و خود را در این صحنه در مقابل شیطان بزرگ مینهند، آیا این بدین معنی نیست که عادی ترین ها به بهترین نحو خود ظهور کرده و به صحنه آمده؟ اینچنین احاد مردم همچون شهدای دفاع مقدس، ره صد ساله را یک شبه طی کرده اند، و حتی جلو تر از شهدای دفاع مقدس حاضر میشوند؛ که در دفاع مقدس نهایت سلوکشان شهادت و مرگ تن بود، اما امروزه مرگ تن کمتر در این سلوک جریان دارد و این گویای راهی فراتر است... الله اکبر از این زمانه! الله اکبر از این مردم که دیگر هیچ انسان ضعیفی وجود ندارد و هرکس در نهایت خود استقرار یافته

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. حقیقتاً جهانی در مقابل ما با شهادت رهبر عزیزمان گشوده شده است که تصور آن را هم نمی‌کردیم. در این رابطه عرایضی در جلسات 5 و 6  «آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق و در طلب دیدار او»https://eitaa.com/matalebevijeh/22021 شده است. امید است تذکری باشد با توجه به تاریخی که آغاز شده است. موفق باشید

41169
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: ضربه ی امیر المومنین در روز خندق برتر از عبادت جن و انس قرار گرفت. آیا اینگونه نیست که یک ضربه می‌تواند این قدر وسعت پیدا کند تا به جایی برسد که گذشته و آینده را در بر بگیرد و برتر از عبادت های انس و جن باشد، شگفت آور است مگر یک ضربه چه نهفته ای دارد؟ شاید یک ضربه بهنگام ما را به اقتدا از مولایمان وسعتی دهد که از تمام عبادت ها برتر کند شاید یک فریاد الله اکبر بر بام ها در شب ۲۲ بهمن اینچنین باشد شاید یک قدم در راهپیمایی روز ۲۲ دی و بهمن اینچنین باشد. والله اعلم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری درک حضور در آغازهای هر تاریخی این چنین است و مردم ما بحمدالله با نور «وجدان تاریخی» که دارند و حضرت امام و رهبر معظم انقلاب متذکر آن بوده و هستند، می دانند درمقابل جبهه استکبار و یهودی گری صهیون در آغازی حاضرند که آغاز حضور در جهان است با هویت قدسی. موفق باشید

42058
متن پرسش

سلام و ادب خدمت استاد گرامی: با توجه به نزدیکی اربعین حسینی و از سویی تاکید بر حفظ خیابان جهت حفظ نظام و انقلاب، جسارتا می‌توانم نظر جنابعالی را در باب شرکت یا عدم شرکت در مراسم اربعینی سوال کنم؟ سپاس از پاسخگویی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هم باید بررسی کرد. شاید با شروع زودتر برای عده‌ای و شروع دیرتر برای عدۀ دیگر و تقلیل زمان سفر، قابل توجه باشد و از طرفی باید صبر کنیم ببینیم جریان جنگ به کجا می‌کشد. موفق باشید                  

42034

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: متن شما از دغدغه‌مندی و تعهدِ برخاسته از یک نگاهِ مسئولانه حکایت دارد که بسیار ارزشمند است. برای اینکه لحن متن به شیوه‌ای «آوینی‌وار» (با همان صراحتِ توأم با ادب و عمقِ معرفتی) نزدیک‌تر شود، ویرایش پیشنهادی زیر تقدیم می‌گردد: *** **«سلام و عرض ادب محضر استاد ارجمند؛** **جناب استاد، جسارتِ بنده در طرحِ صریحِ پرسش‌ها، نه از سرِ بی‌احترامی، که ناشی از اضطرارِ شرایطی است که در آن، هر بزنگاه را یک «امتحان عاشورایی» می‌بینم؛ عرصه‌ای که در آن، کوچک‌ترین خطای محاسباتی، لغزشی تاریخی را رقم خواهد زد.** **استاد گرامی، جنابعالی با بازنشرِ تحلیلِ جناب آقای یامین‌پور، بر این دیدگاه صحه گذاشتید که در مواجهه با مسائل، «درکِ افراد» بر «قضاوتِ آنان» مقدم است. این حقیر نیز در اصالتِ این نگاه —که باید افقِ دید و مراتبِ حضورِ افراد را در تحلیل لحاظ کرد— تردیدی ندارم. اما پرسشِ بنیادینِ بنده اینجاست: چرا در ترازوی نگاهِ شما، این رویکردِ تمدنی و مشفقانه، نسبت به «جریانِ منتقدِ مذاکره و تفاهم» با وضوحِ کمتری دیده می‌شود؟ چرا در مواجهه با این جریان، آن «درکِ متقابل» که لازمه‌ی نگاهِ تمدنی است، کمتر به چشم می‌آید؟** **امروز می‌بینیم که اساتیدِ فاضل و موجهی —همچون حضرات آقایان یزدان‌پناه، امینی‌نژاد و آیت‌الله اعرافی— مواضعِ تندی نسبت به جریانِ تفاهم اتخاذ کرده‌اند. همچنین، این جمله استاد واسطی را ملاحظه بفرمایید:** *«بعد از نامه رهبر معظم انقلاب «مدّ ظلّه»، تاریخ مصرف برخی تحلیل‌گران از جمله آقای مهدی محمدی، منقضی شده است.»* **طبیعتاً چنین مواضعِ صریحی از سوی این بزرگواران، ریشه در بینش و اطمینانِ عمیقی دارد که نمی‌توان به سادگی از کنارِ آن گذشت. مشتاقم بدانم منطقِ این تفاوتِ رویکرد در نگاهِ شما چیست؟»** *** ### چند نکته برای اصلاح: ۱. **ایجاز و وقار:** جملات طولانی به جملات کوتاه‌تر و ضرب‌آهنگ‌دار تبدیل شدند تا عمقِ مطلب در عینِ صراحت حفظ شود. ۲. **حذف حشو:** عبارت «خدایی نکرده» حذف شد؛ چرا که در متونِ تراز، لحنِ متن خود گویای ادب است و نیازی به قسم‌های کلامی نیست. ۳. **تطبیق لحن:** سعی شد از واژگانی استفاده شود که هم‌راستا با ادبیاتِ گفتمانِ انقلاب اسلامی باشد (مانند: «بزنگاه»، «ترازوی نگاه»، «مواجهه»، «اصالتِ نگاه»). ۴. **ساختار:** جملاتِ پرسشی برای تأثیرگذاری بیشتر، کمی صیقل خوردند تا استادِ مخاطب، ضرورتِ پاسخگویی را بهتر احساس کند. آیا این ویرایش با فضای فکری و هدفی که از این پرسش دارید، هم‌خوانی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنده شخصاً روحیۀ ادامۀ جنگ برایم زنده‌تر است ولی با نظر به حضور تمدنی که به لطف الهی در این پیروزی بزرگ برای‌مان پیش آمده، از تقابل با مذاکره‌کنندگان نگران هستم و این به معنای موافقت صرف با مذاکره‌کنندگان نیست، بلکه همچنان‌که در جواب سؤال شمارۀ 42030 عرض شد خطر در آن‌جایی است که ما با نظر به افق گشوده‌شده تمدن نوین اسلامی همدیگر را درک نکنیم که در این رابطه نکاتی عرض شد.  ‌ ‌https://eitaa.com/matalebevijeh/23244 عمده آن است که فرزندان انقلاب مواظب باشند در گردونۀ موافقت و مخالفتِ همدیگر گرفتار نشوند آن‌طور که آقای علیزاده بدان دامن می‌زند.  https://eitaa.com/bartarin_hozoor/152 وگرنه اگر با نگاه تمدنی موضوع دنبال شود، اساساً در جهان همدیگر حاضر می‌شویم ماورای این امور. موفق باشید

41958
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد: وقت عالی بخیر. ما از علاقه‌مندان قدیمی شما بودیم و سال‌ها پیش از آثار شما استفاده کردیم. خدا نگهدارتان باشد‌. اخیراً که کانال شما را در ایتا چک کردیم از مواضع شما در دفاع از وفاقیون و‌ مذاکرات تعجب کردیم. عنایت کنید ما در موقعیت خطرناک و خطیر تمدنی و‌ سیاسی هستیم و خطاهای دولت و هیئت رئیسه مجلس تا همین الان ضربات مهلکی به کشور زده است. سیاست‌های اقتصادی تکراری شوک ارزی اما با شدت و حدت و مدت بی سابقه که زمینه شورش دی ماه گذشته را فراهم کرد با اینکه منتقدان نخبه انقلابی نسبت به تبعات اقتصادی و سیاسی آن هشدارهای دقیق و‌ بلیغ داده بودند اما مسموع نشد. از انگیزه های اقتصاد‌سیاسی این سیاست ها بگذرم که نفع رساندن به طبقه اولیگارشی خام‌فروش است که در انتخابات از ستاد آقای پزشکیان و قالیباف حمایت کردند و بعد از انتخابات چک شان نقد شد و از شوک های ارزی طبق محاسبات ما در همین دو سال سودهای چند هزار همتی (چند هزار×هزار میلیارد تومانی!!!) بردند و در ۷ سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی نیز از کشور خارج کردند که رقم آن پارسال با پیگیری چهره های اقتصادی حزب تمدن نوین اسلامی افشا شد. رها کردن فرهنگ کشور که در دو سال اخیر وضعیت فرهنگ کشور را کن‌فیکون کرد طوری که خیلی از خانواده‌های متدین امروز حتی از رفت و آمد در شهر معذب هستند چه‌برسد به پارک ها و الان بعد از عادی شدن بی حجابی و کم کم برهنگی دارند بحث حقوق دگرباشان جنسی را مطرح می‌کنند و خواهید دید که اگر مقابله نشود بنا به سیر این‌بحث ها در غرب به اجباری کردن آموزش جنسی و ترویج تغییر‌جنسبت در بین کودکان هم می رسد. گرچه این مراحل آخر فعلا کمی دور از دست به نظر می رسد. اصرار عجیب به مذاکره با طبقه اپستینی آن‌هم بعد از نهی های مکرر رهبر شهید و بعد از اینکه خود ایشان در فضای مذاکرات قربانی و شهید شدند و دو‌تا جنگ به کشور تحمیل شد و در شرایطی که واقعا هم راه حل درون زا برای مشکلات اقتصادی کشور هست—که اقتصاددانان جبهه انقلاب چون دکتر صمصمامی به شکل تفصیلی و مکتوب ارائه کردند اما نه گوش دولت بدهکار است و نه هیئت رئیسه مجلس—و هم واقعا اصل مذاکره به قول رهبر شهید به دلیل خباثت دشمن هم نفعی به کشور نمی‌رساند هم ضرری را دفع نمی کند بلکه در فقره اخیر فقط فرصت نجات اقتصاد آمریکا و بهبود وضعیت سیاسی داخلی ترامپ را فراهم کرد که به طور جدی با خطر از دست دادن کنگره و استیضاح رو به رو بود و قطعا با گذر از گردنه انتخابات کنگره و‌ با بازسازی نقشه‌ها و تجهیزات نظامی خود در منطقه جنگ را از موقعیت بسیار بهتر دوباره آغاز خواهد کرد آن‌هم بعد از ضربات بی سابقه وسیع و‌ ساختاری به حزب الله و شیعیان عزیز لبنان که وضعیت آنان را دارد به وضعیت پنجاه سال پیش می رساند و ختصلغ ۶۰ سال تلاش های امام موسی صدر و شهبد چمران و‌ مغنیه و سلیمانی و نصرالله را تخریب کرده و در ازای آن فقط به شل و سفت کردن تنگه هرمز اکتفا کرده اند. بگذریم از هماهنگی عجیب سیاست دولت در دوره جنگ با ترامپ که هر موقع نفت می خواست به مرز ۱۲۰ دلار برسد با مواضع دولت کاهش پیدا می‌کرد گویی دولت در حین جنگ داشت مراعات منافع اقتصادی آمریکا و ترامپ لعین را می‌کرد. کمپبن‌عجیب غیراخلاقی اکانت‌های وابسته به دولت و رئیس مجلس علیه منتقدین نجیب جبهه انقلاب به جای پاسخ منطقی از جمله اکانت های امنیتی که شدیداً به نظر می رسد وابسته به جریان نفوذی در دستگاه اطلاعاتی کشور هستند و با روش هایی که فقط شبیه روش های یهودی-صهیونیستی است در حال افترا و تحقیر و‌ توهین دلسوزترین و‌ نخبه ترین و نجیب ترین فعالین انقلاب هستند از آقای جلیلی و فواد ایزدی و امیرحسین ثابتی تا آقای صمصمامی و جبرائیلی. این کمپین مسموم رسانه‌ای از نظر ما بسیار مشکوک هم هست. از حرکات مشکوک در هنگام جلسه خبرگان برای تعیین جانشین رهبری بگذریم که آنجا هم با کارشکنی ها و تاخیرهای عجیبی مواجه بودیم که صدای برخی از اعضا را در آورد و‌همگی حاکی از قطعات یک کودتا بود که پیشتر شواهد عینی آن نیز در جنگ ۱۲ روزه نشان داده شده بود که هدفش به قدرت رساندن روحانی بود با شواهد قطعی که علیه ایشان در رابطه با انگلیس وجود دارد‌. نکته نهایی که به عنوان یک خطای روشی در اندیشه حضرت عالی ذکر می‌کنیم بنای جناب عالی بر خوش بینی به فضای سیاسی کشور آن هم در خطرناک ترین شرایط و واضح ترین انحرافات است. بنده از حضرت عالی تقاضا می‌کنم تحقیقاتی که برخی محققین مستقل از نفوذ ساختاری اسرائیل و انگلیس در بین ارگان ها و مسئولین نظام از بدو انقلاب کردند را مطالعه فرمایید (با کلیدواژه شبکه زیتون) و همچنین مشخصاً روابط تیم مشاوران آقای روحانی و شخص ایشان با انگلستان که در کنار تحقیقات آقای پیام‌فضلی نژاد از معماری اندیشه جریان اصلاحات به دست ناتوی فرهنگی، همگرایی ساختاری جریان اصلاحات با سیاست‌های استعماری غرب را روشن می‌کند. توجه به روابط سازمانی آقایان سریع القلم و ظریف با شبکه نهادها و اندیشکده های وابسته به خاندان منحوس راکفلر نیز بخش دیگری از نفوذ شبکه ای و ساختاری زرسالاران غرب را در بین نخبگان سیاسی کشور اشکار می‌کند. در چنین شرایطی خوش بینی معرفتی و اخلاقی به جریان سیاسی غربگرا با سابقه خطاهای فاحش مطلقا شایسته نیست. سزاوار نیست آن استاد گرامی که عمری را به نقد غربگرایی از منظر فلسفی پرداخته اند، در این بزنگاه‌ آخرالزمانی که جریان نفاق-نفوذ عزم‌ خود را جزم کردند که با همراهی انفلابیون بی بصیرت فرصت شکست تمدن اپستبنی را به یک شکست بزرگ برای جبهه انقلاب تبدیل کنند، با آنها همراهی نمایید. بنده خودم به عنوان دانشجوی سال آخر دکتری فلسفه معتقدم نگاه صرف اندیشه ای به مسائل سیاسی و غفلت از منظرهای اقتصاد سیاسی، امنیتی-اطلاعاتی و مطالعات پسااستعماری پاشنه آشیل جدی نگاه‌های صرف فلسفی در نقد غرب بوده که در بین برخی شاگردان آقای فردید چون دکتر داوری و دکتر عبدالکریمی هم وجود داشت و ایشان را هم دچار خطاهای سیاسی‌ در برخی بزنگاه ها چون‌ یرجام کرد و امروز می بینیم همان رویکرد معرفتی ناقص جناب اصغرزاده را هم دچار خطا در این بزنگاه آخرالزمانی خطیر کرده است. امیدوارم که با آشکار شدن حقایق دوستان جبهه انقلاب فرصت جبران خطاها را پبدا کنند. عذرخواه از تصدیع و جسارت. التماس دعا. اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌دانید که در این موارد، بحث مفصل است و وظیفۀ امثال بنده آن است که بخصوص در این شرایط تاریخی همان‌طور که رهبر عزیز می‌فرمایند بدون بدگمانی، جریان‌هایی که مشخص است به نحوی در مقابل جبهۀ استکبار هستند را «فهم» کنیم https://eitaa.com/arshiv3133/193 و سعی بفرمایید در تاریخی که به نور الهی آغاز شده تا تمدن نوین اسلامی، جهانی شود؛ به جای ردّ و قبول افراد با گرایش‌های مختلف، همدیگر را «فهم» کنیم. جناب آقای دکتر حداد عادل با توجه به اشرافی که دارند اخیراً نکات خوبی را متذکر شده‌اند. https://eitaa.com/arshiv3133/172  و https://eitaa.com/arshiv3133/192  
به  هر حال هنوز همه ی حرف بنده آن است که باید جریان های دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طورنیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشته اند اجازه ی امضاء آن تفاهم نامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمی دانسته اند در آن شرایط نظر خود را بدهند؟ و حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشته باشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آنها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب می شود و نه به نحوی مقابله ی رئیس جمهور با رهبری و به همین جهت در پیام خود می فرمایند: تفاهم نامه ای بین رئیس جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر ازسر دلسوزی و با حسن نظر، تلاشهای زیادی را به عمل آوردند. با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم و حال این ماییم و جهانی که سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است. این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم. زیرا وقتی می توانیم از غرب عبور کنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه می شویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آن چه در ایران تمدنی در عرصه زیستن با دیگری اهمیت دارد، حقیقت جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش می آید. در این حالت است که همدیگر را می فهمیم، چرا به جای آنکه نقاط ضعف مواد تفاهم را مطرح کنیم، برای رفع آن نقاط ضعف، با همدیگر دعوا می کنیم و همدیگر را متهم به خیانت می نماییم. آیا این روحیه ها، پیروزیِ ما را به تأخیر نمی اندازد؟ موفق باشید   https://eitaa.com/bartarin_hozoor/138

41903

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلوک سیاسی در مکتب ولایت؛ از اختلاف نظر تا تسلیم آگاهانه در برابر حق یکی از آسیب‌های جدی در عرصه‌ی سیاست و فرهنگ، تقلیل بیانات رهبر جامعه به منازعات جناحی و استفاده ابزاری از کلمات ایشان برای اثبات پیش‌فرض‌های سیاسی است. در حالی که سخنان امام امت را باید در منظومه‌ای جامع، و با نگاه به مصالح کلان امت اسلامی و در چارچوب مسئولیت‌های الهی و قانونی، تحلیل و تفسیر کرد، نه با عینک سلایق محدود درون گروهی و کوچک! عبارت اخیر رهبر معظم انقلاب در مورد توافق روسای جمهور ایران و آمریکا که فرمودند: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»، در کنار پذیرش و اجازه‌ی اجرای تصمیم مسئولان، دربردارنده درسی عمیق برای تمامی جریان‌های سیاسی و مسئولین دلسوز است. سخنی که نشان می‌دهد اداره و هدایت جامعه‌ی اسلامی نه بر محور استبداد رأی و دیکتاتوری، بلکه بر پایه‌ی مسئولیت پذیری و مصالح امت برقرار و استوار می‌شود؛ بنابراین با توجه به این مطلب اگر کسی حتی تنها بر این فراز نورانی تکیه کند و بخش‌های دیگر را نادیده بگیرد، یا بالعکس، گرفتار قرائتی گزینشی و جناحی شده و به مرور زمان از ساختار مسئولیت الهی و قانونی خود نیز فاصله خواهد گرفت. در عین حال، این ماجرا درس دیگری نیز برای نخبگان، مسئولان و نیروهای مؤمن و دلسوز انقلاب دارد، و آن اینکه در یک نظام مبتنی بر ولایت، اختلاف نظر کارشناسی امری طبیعی است، چنانچه در طول تاریخ گزارش‌هائی مانند نظرات یاران پیامبر و یا ائمه (علیهم السلام) به ما رسیده است که تطبیق و یا عدم تطبیق نظراتشان با محور و ستون خیمه‌ی جامعه که شخص معصوم بوده، گواه اختلاف مراتب وجودی آنان در تحقق مقام و مرتبه‌ی معنوی آنان است، که در عرفان اسلامی از آن به ولایت که از مقامات بزرگ سلوکی می‌باشد تعبیر شده است؛ به عنوان نمونه در تاریخ ثبت شده که امیرالمومنین در طول مدت سی سال که با رسول خدا زندگی کرده، حتی در یک مورد چه در حضور و چه در غیاب وجود گرامی رسول الله در هیچ موردی اظهار نظر نکرده است! اصحاب و شیعیان خاص نیز با حفظ مراتب وجودی خود در قبال انبیا، اولیا در حد توان و تحقق مقام ولایت برای آنان همچنین بوده‌اند! این مسئله در دوران معاصر به وضوح مشاهده شده و ارتباط با امامین انقلاب نیز اینچنین بوده، در مورد رهبر جدید نیز اینگونه مشی خواص مانند سردار دل‌ها شهید حاج قاسم سلیمانی و امثال ایشان باعث شده تا با روحیه‌ی عبور از خود، و تبعیت از ولایت مصالح کلان را بر سلایق سیاسی خود ترجیح دهند و محبوب خدا و مردم شوند! البته چه بسا کسانی هستند که در مقام کارشناسی، تحلیلی متفاوت با امام جامعه دارند، اما هنگامی که تصمیم نهایی در چارچوب قانون و با ملاحظه‌ی مصالح امت و لحاظ نظرات ولی امر مسلمین اتخاذ می‌شود، با صدق واقعی و بدون هیاهو، رأی خود را فدای وحدت جامعه می‌کنند و با ستون خیمه‌ی انقلاب همراه می‌شوند و این همان ادب ولایی و بلوغ سیاسی است که امروزه جامعه اسلامی بیش از هر زمان دیگری به آن نیازمند است. نکته بسیار مهمی که متأسفانه گاهی از آن غفلت می‌شود، این است که رهنمودهای رهبر جامعه، نقشه‌ی نورانی راهی برای صیانت از امت اسلامی و فراهم ساختن زمینه‌ی رشد جامعه در مسیر بندگی خداوند متعال است و به هیچ عنوان این سخنان نباید صرفاً در چارچوب رقابت‌های سیاسی مصرف شود. یکی از این رهنمودهای اخیر پیام‌ عمیق و راهبردی رهبری در مورد توافق بود که فرمودند: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»! درسی برای همه‌ی عزیزان و دلسوزان مسئول تا از اسارت «منِ سیاسی» رهایی یافته و مصالح انقلاب و کشور را بر خواسته‌های شخصی و گروهی خود مقدم بدارند. وظیفه‌ی مسئولان در قبال ولی جامعه، تنها در اظهار محبت و حمایت زبانی خلاصه نمی‌شود. تقویت ایمان، کسب بصیرت، پرهیز از تفرقه، مسئولیت‌پذیری و خدمت صادقانه به مردم، از مهم‌ترین جلوه‌های وفاداری به مسیر ولایت است. و چه زیباست اگر رأی و تحلیل مسئولی با ولی جامعه موافق باشد، زیرا در مکتب اهل‌بیت (ع) و نحوه‌ی ارتباط اصحاب با آنان ثابت شده که ولایت‌پذیری مشروط به تحقق ولایت در یاران بوده و تطبیق باورها، اخلاقیات و رفتارهای اصحاب با ولی زمان خودشان نیز بر اساس همین تحقق ولایت است و این مطلب نه به معنای تعطیل عقل و اندیشه، بلکه به معنای عبور از خودخواهی و تسلیم آگاهانه در برابر حق می‌باشد. در نگاه سلوکی خاص شیعیان، هرچه انسان از خودخواهی و تعصب فاصله بگیرد، آمادگی بیشتری برای فهم صحیح حق، تبعیت آگاهانه و حضور مسئولانه در صحنه‌ی حضور با مردم و تقابل با دشمنان خواهد یافت، تا جائی که بزرگ‌ترین وظیفه‌ی یک مسئول ولایت مدار آن است که با جهاد نفس، زمینه‌ی تابش نور هدایت را در وجود خویش فراهم سازد و در پرتو آن، با مسئولیت‌پذیری، در مسیر عزت امت اسلامی گام بردارد. من این یادداشت را از یکی از اساتیدمون دیدم به نظر شما این یادداشت ها و دیدگاه ها بعد پیام رهبری برای مردم و جوانان میتونه مفید باشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر خوب است که کاربران محترم متن فوق را چندین مرتبه بخوانند. آری! در کنار اجازه به مسئولان از طریق رهبری که در جایگاه خود، درس عمیقی بود از آن جهت که ادارۀ جامعه با استبداد به رأی جلو نمی‌رود. ولی ای کاش! به این بصیرت می‌رسیدیم که خداوند مسلماً به ولیّ فقیه جامعه به جهت حساسیت موقعیت ایشان عنایات خاصی دارند که آن عنایات منجر می‌شود تا رهبر جامعه به بصیرت لازم برسند و تبعیت کامل از ایشان یقیناً نتیجه‌ای بیشتر از آنچه ما در نظر داریم پیش می‌آورد و خوب است به این نکته بسیار بیندیشیم. موفق باشید  

41876
متن پرسش

سلام و‌عرض ادب خدمت جناب استاد طاهرزاده عزیز: تحلیلی پیرامون پیام رهبری در‌ مورد توافق داشتم ارسال می‌کنم لطف کنید و نقد‌ بفرمایید. معنای پیام رهبری چیست؟ از کل متن و‌ فرامتن پیام رهبر انقلاب تنها یک نیم‌ جمله را گرفتن و مطابق سلیقه خودمان تفسیر کردن و بعد انگ بی بصیرتی به سایرین زدن بیش از هرچیزی جفا در حق رهبری ست. به نظر این‌حقیر منظور و‌ مقصود معظم له آن‌ چیزی که در فضای ایتا دست به دست می شود نیست که: دیدید رهبری مخالف بودند؟ دیدید به رهبری تحمیل کردند و...؟ ۱. اولا امام جامعه دوباره ثابت کردند که نظرات شان را صریح و‌ بدون ملاحظات خیالی بیان می‌کنند و جایگاه رهبری جایگاه مصلحت اندیشی‌ صرف و سخنان کلی و‌ دو‌پهلو نیست. ۲. ثانیا توجه به حسن نظر و دلسوزی مسئولین امر می دهند نه خیانت و دقلکاری و... . ۳. ثالثا اما توضیح دارد معظم له بیان فرموده اند که علی اصول نظر دیگری داشتم اما تعهد رئیس جمهور و‌ سایر اعضا شعام بر پیگیری حقوق ملت و‌ محور مقاومت باعث‌ شد موافقت کنم. آیا مگر معظم له علت موافقت را. ۱. تهدید دولت به استعفا؟ ۲. خستگی و ناتوانی مسئولین؟ ۳. خیانت عده ای؟ و دلایلی از این دست فرمودند؟! که عده‌‌ای به خود اجازه می‌دهند حرف‌هایی این‌چنینی بزنند. خیر! کمی به فرامتن بنگرید. سردار قاآنی اعلام می کنند پیروزی حزب الله قهرمان نزدیک است و هیئت مذاکره کننده انقلابی عمل کرده اند. حزب‌الله لبنان از توافق استقبال می کند و‌ خوشحال است از اینکه بخشی از این توافق باشد. رهبر حزب الله از تیم مذاکره کننده تشکر می کند. شهردار تهران خبر می دهد که‌متن بارها محضر رهبری رفته و اصلاح شده. اینترنشنال به شدت از توافق عصبانی ست و‌ ترامپ را می‌کوبد. رسانه های آمریکایی علی الخصوص حزب رقیب ترامپ را به تمسخر گرفته اند. اسرائيل می‌گوید قبول نداریم و نقض‌می‌کند. نماینده ای خبر می دهد که تمام اعضای شعام (به شمول فرماندهان نظامی) به جز یک‌نفر موافق توافق اند. رهبری هم در پیام تلویحا اشاره ای به موافقت مجموعه شعام با این‌ توافق دارند. بسیاری از دلسوزان انقلاب که اخبار نزدیک تری دارند بیان می‌کنند که قرار نیست از مذاکره چیز‌ بدی دربیاید. بویی از خیانت و سازش‌ و حتی خوش‌خیالی به این راحتی استشمام نمی شود. این‌بخش از گفتگوی دکتر قالیباف قبل از صدور پیام رهبری را نگاه کنید: ما به مذاکره به عنوان بخشی از مبارزه نگاه می کنیم. همان هدفی که در مبارزه دنبال می کردیم در مذاکره دنبال می کنیم. گاهی مبارزه می کنیم و گاهی مذاکره. این همان مذاکره معمول است که تجربه تلخ آن را چشیده ایم؟ خیر. به نظر می رسد مقصود رهبری معظم انقلاب از بیان اینکه علی اصول نظر دیگری داشتم به این است که اگر قرار باشد مذاکره به سیاق سابق و معهود باشد قابل قبول نیست و زیر بار آن نخواهند رفت. اما مسئولین این بار بنای مذاکره با روش و‌ فلسفه ای متفاوت را دارند و آن هم مسئله مذاکره به مثابه مبارزه است. به ادامه آن جمله معظم له توجه فرمایید که می فرمایند: رئیس شعام و به نمایندگی از خود‌ و سایر اعضا تعهد داده اند حقوق ملت را استیفا کنند و‌ جلوی‌ زیاده خواهی های آمریکا مقاومت کنند. رهبری این روش را از روش قبل جدا کرده اند و‌ به این روش اجازه جلو رفتن داده اند. هر چند مشخص نیست به چه نتیجه ای ختم شود و اما اگر قرار باشد به‌ نتیجه برسد با هوشیاری و‌ مقاومت مسئولین و مردم و‌ نترسیدن از هرآنچه در این فصل از مبارزه پیش‌ می آید نتیجه مطلوب‌ حاصل می‌ گردد. لحن طلبکارانه معظم له از مسئولین در مورد تحقق موارد توافق از همین باب است که باید برای تحقق شروط توافق مبارزه کنند و‌ خدایی ناکرده اسیر مصلحت اندیشی ها و غفلت ها نگردند. پیام دکتر قالیباف بعد از پیام رهبری بر همین تفسیر از پیام رهبری فرزانه انقلاب تاکید دارد. «اما پیام معظم له دو ثمره مهم دارد: اول اینکه مسئولین را در قبال تعهدی‌ که داده اند برای مبارزه هوشیار تر نگه می‌دارد و‌ مسئولین امر از این به بعد تحت نظارت‌ بیشتر و سخت تری از طرف افکار عمومی هستند و‌ باید مسئولیت تعهدی‌ که داده اند را بپذیرند ثانیا راه را برای مقابله با تخلفات طرف مقابل از طریق فشار افکار عمومی باز می گذارد. معظم‌له با این پیام‌ اهرم‌فشاری برای تحقق خواسته های مقاومت ایجاد‌ کردند.» حالا بار دیگر پیام معظم له را با این دید بخوانید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که افرادی همچون جنابعالی می‌توانند در نسبت با آنچه در زمانۀ آن‌ها پیش می‌آید فکر کنند. در این حالت است که ما از دوگانگی‌ها که مانع حضور در ایران متمدن است عبور می‌کنیم. با توجه به این امر نیاز ما به نوعی خودآگاهی انقلابی می‌باشد که در عین نظر به آن آیندۀ متعالی، منتقد باشیم ولی در جایگاه معترضین غرب زده نباشیم که هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی و مردم ما ندارند، زیرا که تجددمآبی، ما را به اهداف‌مان نمی‌رساند، در عین آن‌که وحدت ملّی ما را خدشه‌دار می‌کند و از همّت‌های بلند و اراده‌های اصیل برای آن‌که در خویشتن خویش صعود کنیم، غافل می‌کند. اتفاقاً جناب حجت الاسلام حاج آقا موسویان امروز صبح در رابطه با پیام رهبر معظم انقلاب نکات خوبی را مطرح فرمودند https://eitaa.com/sabbar_ir/4350  تا همان‌طور که جنابعالی متذکر شدید ما در فهم جایگاه پیام معظم له به جای نظرات افراطی و یا تفریطی، به آن پیام و جایگاه تاریخی آن بیندیشیم. موفق باشید       

41850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار وقت شما بخیر: متن سوال یکی از دوستانم رو خدمتتون ارسال می‌کنم، ممنون میشم در حد اقتضا پاسخی مبسوط ارائه بفرمایید: «از استادتون بپرس: من یه دوستی دارم جاهله چکار کنه مادر جاهلتری نباشه و بتونه از حجاب و ... برای بچه اش ضد خدا درست نکنه؟»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ حساسی است. عرایضی تحت عنوان «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds شده است. امید است که این مادرِ دلسوز و فهمیده، بتواند در دلِ یک گفتگو فرزند خود را به انتخاب حجاب برساند. عرایضی تحت عنوان «چادر، یا حجاب کامل بدون چادر» در سؤال و جواب شمارۀ 41802 شده است، خوب است به آن رجوع شود. موفق باشید

نمایش چاپی