بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41816
متن پرسش

سلام علیکم: اخیرا صوتی از آقای نبویان در رابطه با مواردی که باید با آمریکا در مذاکره پیش بیاید مطرح شده است https://eitaa.com/sabety_ir/6485 ظاهراً مفاد این متن به هیچ وجه با آرمان‌های رهبر انقلاب و مردم خیابان و میادین نمی‌خواند. خواستم نظر جنابعالی را در این مورد بدانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: بنده آن صوت را شنیدم و در نقد سخنان و برداشت ایشان خوب است که سخنان آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی را هم بشنوید https://eitaa.com/barzegar1359/4012 اینجاست که باز باید تاکید شود که بیش از پیش باید ذیل حضور تاریخی خود که با این پیروزی بزرگ به دست آمده است فکر کنیم و همدیگر را بیشتر بفهمیم.
به خصوص که جناب استاد مهدی محمدی در فایل شماره ۴۵ خود در 17 خرداد 1405   https://eitaa.com/mohammadi61/969  از دقیقه هشتم آن فایل تذکر می‌دهند که در مذاکرات هیچ توافقی صورت نگرفته و به گفته ایشان با مواضعی که آمریکا گرفته اساساً معلوم نیست توافقی صورت بگیرد زیرا ما در  موضع قدرت قرار داریم. می‌فرمایند این دوستانی که این حرفا  را در مورد متن می‌زنند، نه متنی دیده‌اند و نه از جریان مذاکرات باخبر هستند. آمریکا می‌دونه که باید به ما امتیاز بده و در این متن امتیازهای قابل توجه مطرح شده است هرچند هنوز توافقی وجود نداره. چطور آدما انقدر با قاطعیت ارزیابی می‌کنند و بارها گفتم چیزی نهایی نشده، یه جوری حرف می‌زنند که انگار کشور دچار تشدد و چند پارگی شده. روزهای آینده نشون خواهد داد که تا حالا اینجور نبوده و از این به بعدم اینجوری نیست  و از این جهت ما باید از مشاجره داخلی خودداری بکنیم. بالاخره کار بزرگ هزینه داره دیگه همه ما باید آماده باشیم که بخشی از این هزینه باشیم و دلیلشم اینه که تو موضوعات کلیدی هنوز آمریکا اون امتیاز رضایت بخشی رو که باید بده نداده .

از جناب آقای ثابتی انتظار می‌رفت که اگر فایل سخن آقای نبویان را در کانال خود می‌گذارند، برای کمک به کاربرانشان نگاه و نظر افراد دیگر را که در این مورد نظر متفاوت دارند مطرح کنند  در این  حالت هست که می‌توانیم همدیگر را بیشتر بفهمیم. امری که برای حضور در جهان آینده با شخصیت تمدنی باز می‌باشد. موفق باشید

41765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «امیر المومنین علی علیه السلام فرمودند: آبروی تو چون یخی جامد است و درخواست آن را قطره قطره آب می کند پس بنگر آن را نزد چه کسی فرو می ریزی...» میشه در حد توانتون ای روایت رو شرحش بدین؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نکات ظریفی در این جملات نهفته است که از محدودۀ شرحی که در این نوع سؤال و جواب‌ها بگنجد، بسی برتر و بالاتر است. موفق باشید

41736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما استاد عزیز: سوالی داشتم: حقیقت چیست؟ آیا حقیقت در هر موضوع یکی است یا نه؟ تفاوت حقیقت و واقعیت چیست؟ باید دنبال کدام برویم؟ حقیقت یا واقعیت؟ کدام مسائل را باید با حقیقت و کدام مسائل را باید با واقعیت بررسي و قبول کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار حساس است. اخیراً در جلسۀ چهارم بحث «رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام» نکاتی در رابطه با حقیقت و جایگاه آن عرض شد. خوب است به آن بحث رجوع شود. https://eitaa.com/soha_sima/5821  موفق باشید

41688
متن پرسش

سلام‌ علیکم: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: پیام ارسالی یکی از دوستانمون که امسال توفیق داشتن به حج مشرف بشن را محضر شما و‌ مخاطبان گرامی به اشتراک می‌گذارم و ممنون میشم نظرتان را بیان بفرمایید. با تشکر. رحمت و رضوان خدا بر قائد شهید ما که ایران و ایرانی، بلکه اسلام و مسلمین، مخصوصا شیعیان را عزیز کرد. 
از وقتی اومدیم عربستان روزی نبوده که به خاطر ایرانی بودنمون بهمون احترام نذارن. توی مدینه: راننده مصری که با دستاش لایک نشون می‌داد و می‌گفت: ایران، أحب؛ ایران، مقاوم؛ بعدش صدای موشک درمی‌آورد. یا مغازه‌دار کنار هتل که وقتی از کنارش رد می‌شدیم، آروم می‌گفت: شیعه، عزیز. اون یکی مغازه دار که تحویلمون می‌گرفت و باهامون شوخی می‌کرد و آخرش می‌گفت: ببخشید، أمزح! اون جوون دانشجوی پاکستانی که کنار من نشسته بود و مشغول حل مسائل ریاضی بود؛ وقتی که بلند شد بره، با لبخند بهم گفت: ایرانی؟ ماشاءالله؛ انگار دلش می‌خواست اون یه ساعتی که کنار هم بودیم، باهام از عزت ایران بگه، اما دوربینای مجهز به هوش مصنوعی، مانع می‌شدن. اون چنتا افغانستانی که با فارسی حرف زدنشون، خودشون رو هم‌زبون ما می‌دونستن و به این هم‌زبونی افتخار می‌کردن و به هر بهانه‌ای باهامون هم‌کلام می‌شدن. اون پلیس داخل مسجد النبی که وقت نماز، در حالی که با بقیه برخورد خوبی نداشت، به ما اجازه می‌داد که روی سنگ‌فرش نماز بخونیم. اون پسر نظافتچی مسجد النبی که وقتی دید خیلی وقته دارم قرآن می‌خونم، برام یه لیوان آب آورد. اون پلیسای امر به معروف که تا می‌فهمیدن ایرانی هستیم، ترجیح می‌دادن خودشونو بزنن به اون راه. توی مکه: موقع اولین ورود به هتل، مراسم استقبال از کاروان کرمانی‌ها با شربت و شیرینی خامه‌ای همراه با پخش صوت رهبر شهید که سلام به چهارده معصوم میدن؛ پخش سرود جمهوری اسلامی که اینقدر برامون جالب بود که همه بلند تکرار می‌کردیم؛ بعدشم صلوات خاصه امام رضا علیه السلام. ورودی مسجد الحرام زن و مردی که ظاهراً اروپایی بودن، وقتی زنه پرچم روی دوشمون رو دید، با هیجان زد به شوهرش و گفت: نگاه کن ایرانی، ایرانی! بعدش شروع کرد فیلم گرفتن. بازم توی مسجد الحرام مثل مسجد النبی صدای ماشاءالله گفتن مردمی که می‌فهمیدن ما ایرانی هستیم. از همه اینا جالبتر، وقتی دیشب داشتم طواف مستحبی انجام می‌دادم، حس کردم یکی از پشت سرم دست گذاشته روی شونه‌ام؛ اولش توجه نکرم؛ چون توی اون شلوغی، برای اینکه نخوری زمین، گرفتن دیگران طبیعیه؛ اما وقتی دیدم خیلی وقته که دستشو بر نمی‌داره و داره شونه‌ام رو ماساژ میده، رومو برگردوندم، دیدم یه جوون قد بلند و رشید پشت سرمه و با لبخند و البته با احتیاط (به خاطر دوربینای مجهز به هوش مصنوعی)، گفت: ایران، عزیز؛ نصرکم الله و مرتب دعا می‌کرد؛ بعدش شونه‌ام رو فشرد و از کنارم رد شد و گفت: ماشاءالله! جلو که افتاد،. دیدم پشت لباس احرامش نوشته: شؤون الحاج العراقی خلاصه ما خیلی عزیزیم و این عزت رو مدیون اون مردی هستیم که دستش توی دست اهل بیت بود؛ پاشو جای پای اهل بیت می‌ذاشت؛ گوشش به فرمان ولی عصر بود؛ توکلش به خدا بود و ایران و ایرانی رو دوست داشت و همه ما رو عزیز کرد. 🌴🌴🌴🌴🌴🌴 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این است آن صحنه و صحنه‌هایی که امام عزیز و رهبر شهید ما مدّ نظر داشتند که با سبک خاص خودشان یعنی متانت و دلسوزی و صبر نشان دادند ایران انقلابی و اسلامی یعنی چه. و از این جهت نیز ما باید با تقوا و وارستگیِ لازم، عامل دل‌سپردنِ مردم جهان به ایران باشیم که در بین خودمان تقوا را رعایت کنیم و از این جهت صادقانه از دلسوزانِ انقلاب و اسلام انتظار هست به اختلافات دامن نزنند و به گفتۀ استاد مهدی محمدی آنچه نقشۀ دشمن را خنثی می‌کند اتحاد ملی و آمادگی روحی برای مجاهده در مقابل استکبار، و انسجامی است که ذیل دستورات رهبر انقلاب در میان است. https://eitaa.com/mohammadi61/939 . با توجه به این امر، ما مطمئناً به آینده‌ای درخشان دست می‌یابیم. موفق باشید    

41609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم; یه مشکلی داشتم: من کتاب جوان و انتخاب بزرگ رو خوندم ولی پس از تمام شدن هیچی متوجه نشدم و هیچی دستگیرم نشد، جزئیات رو خوب متوجه نشدم ولی در کل فهمیدم تن انسان من اصلی نیست؛ همین؛ چیکارکنم؟ و مشکل دیگه ای که دارم اینه که وقتی کتاب هارو میخونم، حین مطالعه میفهمم چی میگه ولی تا بقیه رو میخونم ، قبلیا حین مطالعه از یادم میره و یادم میره داشتم چی میخوندم و اینکه وقتی کتاب تموم میشه نمیتونم مطالب رو در یه خلاصه باهم جمع بندی کنم. لطفا راهنماییم کنید🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: نیاز نیست آن مطالب را در حافظه داشته باشید. همین‌که متوجۀ نکاتی که آن کتاب‌ها متذکر می‌شوند؛ بشوید کافی است. ثانیاً: بنا به گفتۀ کتاب خوب «امامت و رهبری» از شهید مطهری، این روش خوبی است که نکات اصلی هر متنی را یادداشت‌برداری کنید. موفق باشید

41590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و علیکم آقای طاهرزاده 1_ توحید از سه بخش ذات،صفات،افعال تشکیل شده؛ چگونه توحیدم رو قوی کنم؟ 2_ با توجه به حدیثی که امام صادق فرمودند اعرف امامک و... چرا باید امام زمان رو بشناسیم؟ 3_برای مطالعات در عرصه مهدویت ، چه موضوعاتی رو پیشنهاد می کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- توحید حقیقی همان توحیدی می‌باشد که به حکم «من عرف نفسَهُ عرف ربّه» با معرفت نفس پیش می‌آید و این تقسیمات سه گانه مربوط به مباحث استدلالی در مقابل منکران توحید است 2- امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» نهایتِ انسانیت انسان می‌باشند و از این جهت باید آن جایگاه، شناخته شود. 3- در این مورد می‌توانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج»https://lobolmizan.ir/book/244 رجوع فرمایید. موفق باشید

41525

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در ابتدای کار عرض کنم که این کلام در راستای سیاست «خودانتقادی» است و برای هرچه بهتر شدنِ سیستم ارتباطی بین حکومت و مردم است. | سرانِ حکومتی و نامحرمی با مردمِ مبعوث شده: در این نوشتار میخواهم به موضوعی اشاره کنم که در این یک‌هفته آتش بس به شخصه با آن درگیر بوده‌ام و افراد زیادی را دیدم که همین دغدغه را داشته‌اند. سؤال این است:« چرا سران حکومت، مردمِ مبعوث‌شده را نامحرم به خود می‌دانند؟» در راستای خبررسانی، مردم می‌بایست خبرهارا ابتدائا از رویترز و آکسیوس و... دریافت کنند و پس از چندین ساعت یا چند روز، مسئولان این کشور توییتی دربابِ تأیید آن خبر بزنند. در حوزه رسانه های خبری، آن رسانه‌ای دست برتر را دارد که خبر صحیح را به سریعترین شکل ممکن به مخاطبش ارائه بدهد. در موضوعاتی همانند هواپیمای اوکراینی، گرانی بنزین و مرحومه مهسا امینی این قضیه روشن شد که عدم اطلاع‌رسانی صحیح و روشن و سریع باعث ایجاد تشویش در اذهان عمومی میشود. اگر مسئولان ما مردممان را نامحرم بدانند، رجوع به اینترنشنال و بی بی سی موردی عادی به‌حساب می‌آید. حتی بعضا اخباری از سران مان پخش می‌شود که در عمل اجرایی نمی‌شود: به‌عنوان مثال قبل از مذاکره، جناب دکتر قالیباف بیان فرمودند که اگر ۲ پیش شرط عملی نشود مذاکره‌ای نخواهیم کرد. ما عملی شدن آن دو پیش شرط را حتی در کلام دشمن مان ندیدیم و پای میز مذاکره رفتیم. یا بیان میکنند که دشمن آمریکایی-صهیونی در چند مورد ازجمله حریم هوایی و آتش بس لبنان، پیمان آتش بس را نقض کرده است. اگر براستی نقض کرده است پس وفاداری تان به این آتش بس برای چیست؟ یا مثلا در بیانیه شعام به وضوح از پذیرش ۱۰ شرط ایران توسط ترامپ سخن به میان آمده است، در صورتی که همه الان متوجه شده‌ایم که هیچ پذیرشی درکار نبوده و فقط قبول کرده اند که حول آن ۱۰ شرط مذاکره نمایند که اتفاقی هم نیفتاد و حتی از جمله‌ی:« آن شروط به دردِ سطل زباله میخورد» هم استفاده کردند. این نامحرمی یعنی اینکه سؤالات و ابهامات زیادی در کلام و عمل ایشان پیدا شده و در مواجهه با اینها تصمیم به سکوت کرده‌اند. جای سکوت ایشان به وسیله رسانه های بیگانه پر خواهد شد و این امری نیست که بتوان جلوی آنرا گرفت. مردمی که در میادین حضور دارند، وعده ها را فراموش نمی‌کنند. حتما درجریان هستید که موشکهایی آماده شلیک برای انتقام نقض آتش بس لبنان بودند ولی به علل نامعلوم شلیک‌ها صورت نگرفت. سردار سید مجید موسوی:« تعرض به حزب‌الله سرافراز تعرض به ایران است. میدان در تدارک پاسخ سنگین به جنایات وحشیانه رژیم است. مردم عزیزم، سوخت واقعی موشکها، حضور متحدانه شما در خیابان است. ۸ آپریل ۲۰۲۶» آیا خللی در کارِ میدان پیدا شده است؟ سرلشگر محسن رضایی:« این نظر شخصی‌من است و من به هیچ وجه موافق ادامه آتش‌بس نیستم.‌همه ناوها را غـرق می‌کنیم و نمی‌گذاریم یکی از آن‌ها فرار کند.» آیا نیرو یا افرادی در کار نظامی ایران درحال ممانعت هستند؟ با انصاف و بخواهیم یا نخواهیم، این سؤالات پیش می‌آیند و زمانی که پاسخی از نهاد های رسمی نداشته باشیم ابهام، تشویش، اختلاف، رجوع به رسانه های بیگانه و... امری توجیح پذیر است. با رو راست بودن با مردم تنها اتفاقی که می‌افتد کاهش شکاف و خلأ به وجود آمده میان مردم و مسئولان است و همین، موجب کوتاهی دست دشمن است به توفیق اللهی. باتشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: با اصل مسئله با جنابعالی موافق هستم که بالاخره این مردم عزیز با چنین شعوری که در جان‌شان طلوع کرده است، به هیچ وجه نامحرم نیستند و حقیقتاً باید بیش از پیش مسائل حساس کشور و به‌خصوص در موضوع جنگ و جهاد را با آنان در میان گذارد. ولی همان‌طور که در جواب سؤال ارزشمند شمارۀ 41521 عرض شد جایگاه مذاکرات اخیر در نسبت با شرایط تاریخیِ به‌وجودآمده، به هیچ‌وجه شبیه مذاکرات قبلی که دوگانۀ مذاکره و جنگ و باز مذاکره و جنگ در میان بود؛ نیست. به همین جهت باید همان‌طور که آقای محسن رضایی در گفتگوی ویژۀ اخیر فرمودند بحمدالله با یگانگیِ بین دیپلماسی و مردم باید به مسئولان مربوطه اعتماد کرد و محذورات آن‌ها را در نظر داشت و گمان نکنیم آنچه رسانه‌های دشمن  می‌گویند بدون حساب و حساب‌گری بوده و هست. موفق باشید

41485

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سؤال: 10- ما در قرآن آیاتی درباره کنیز مِلکی داریم: (نساء/3) – (نساء، آیات 24 و 25) و ... و فارغ از بحث معرفت‌شناسانه نسبت به آیات، آیا در جامعه کنونی چنین فَکتی ممکن است؟ با توجه به این‌که اسلام طالبانی یا اسلام داعشی با اشاره به آیاتی از این دست زن را به عنوان موجودي درجه فرعی و ثانوي می‌انگارند و به او هرگونه ظلم فردي و اجتماعی روا می‌دارند. جواب: به نظر بنده این موارد مربوط به آن تاریخ بوده و امروزه نباید در این موارد وارد شد. سلام این مطلب رو در سایت پیدا کردم جواب جناب عالی را دیدم اما مگه نمیگویند که مطالبی که در قران امده در تمام زمان ها وجود دارد و باید اطاعت شود؟پس چرا شما گفتید که این برای ان زمان هست و دیگه در تاریخ الان وارد نمیشه؟ فارغ از ایاتی که نشانه پایین بردن مقام زن است چرا در قران و در احادیث در اکثر اوقات مردان را مخاطب قرار میدهند؟مگر زنان هم قرار نیست پا به پای مردان به ان هدف تعالی برسند و رشد کنند؟ چرا انقدر شبهه برای حقوق زن در اسلام وجود دارد و برای حقوق مردان هیچگاه شبهه ای به وجود نیامده است؟ چگونه میتوان این شبهات رو برطرف کرد و به قران با دید برابری کامل نگاه کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر همچنان آن شرایط فراهم شود باز همان قواعد جای خود را باز می کند مانند حکمی که در مورد شطرنج داشتیم که وقتی دیگر شطرنج قمار به حساب نمی آید، موضوعِ آن احکام تغییر می کند و اگر چنانچه باز شطرنج به همان صورت دیروزین در آید باز همچنان همان احکام و همان روایات جای خود را دارد. مثل آنکه در آیۀ 5 سورۀ مائده می فرماید از این پس زنان اهل کتاب برای شما حلال شدند در حالی که در ابتدا چنین نبود. فرمود: «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ». موفق باشید 

41481
متن پرسش

سلام علیکم! استاد کم آوردم. حیرانم.تحت فشارم.نمیدانم که جریان انقلاب حق است یا باطل.ایا این مبارزه با آمریکا درست است یا غلط.چون با این مبارزه تمام هستی ما ممکن است بر باد برود.الان نمی‌دانم که اگر به عنوان یک بسیجی در سطح شهر باشم و دوباره در سطح شهر مانند 18 دی شورش بشه آیا اگر به طرف مردمی که اعتراض دارند شلیک کنم ، آیا خون بیگناهان را ممکن است ریخته باشم یا نه. الان در شک هستم که آیا خامنه ای شهید واقعا بر حق بود یا نه ؟ و اینکه انتخاب رهبر که اینگونه انتخاب شد آیا همان نظام پادشاهی نیست.؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را و اینهمه لطف! و اینهمه خنثی کردن نقشه های پیچیدۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم! کافی است به نقشۀ بسیار پیچیدۀ جریان اخیر اصفهان فکر کنیم تا معلوم شود همچنان که آن قائد شهید با بصیرت تاریخی خود متوجه شدند، خداوند اراده فرموده است این ملت را عزیز دارد و دشمنان این ملت را خوار گرداند. آیا درک چنین نکته ای کافی نیست که امیدوارانه در صحنه باشیم و هر گوشه ای از این نظام الهی که نیاز دارد، ما در آنجا باشیم و با تمام وجود در آن قرار گیریم؟ اینجا است که جای هیچگونه نگرانی و ناامیدی نیست. موفق باشید

41446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد در بحث فص شیثی بنظر من می تونیم بگیم یکی از کار هایی که ما می تونیم به وقتش درست و در زمان مناسب انجام بدیم نماز هست مثلا پدری که بخاطر ترس از خدا نماز میخونه این موقعیت رو درست است که به موقع انجام میده ولی این عجول بودن رو نشون میده باید نماز رو از سر عشق به خدا بخونی و فرزندت هم که به تو نگاه می کنه این تصویر از تو در ذهنش باشه و باعث میشی که با این دیده و نگاه خودش هم نماز بخونه و در عین حال ممارست در این راه در کار و شغل و وظایف اجتماعی و در دوستی با دیگران نیز قدر دانستن ظهور و تجلی پیدا می کنه و همین‌ ویژگی باعث میشه فرزندان فرزندت هم مانند یک زنجیره در پی حفظ و نگهداری این خصوصیت باشند و قدر دانستن حقیقی رو اینقدر تکرار و تکرار کنن تا حضور خداوند در همه حال و در همه جا حسش کنند و باعث بشه یکی از اون ها اینقدر از (قدر و مقدر) شناخت پیدا کنه که آمادگی سالک شدن رو از طرف خداوند با یک جرقه پیدا کنه و توی پدربزرگ میشی باعث و وارث ظهور اسما و صفات الهی در فرزندت فرزندان فرزندت و نوه ها و نتیجه هات و ...... در خانواده ات این عبارت که خدا همیشه با خانواده ما هست همیشه ظهور پيدا می کنه که باعث برکت روزافزون و یاد نیک از تو و خانواده بعد از مرگ باشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه بدهید در میدان سؤال و جواب وارد این امور نشویم. توصیه می‌شود مباحث را همچنان ادامه دهید «خود راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید

41441
متن پرسش

سلام استاد. نظرتان همواره برایم راهگشا بوده. نظرتان را درباره این متن می‌خواستم. 🔸لبخند تو را دیرزمانی است ندیدم ✍ علی جلالی شما را نمی‌دانم ولی آدم‌های شهر برای من همیشه غریبه بودند. آن هم نه غریبه‌ای که با سلام و علیکی تبدیل به آشنا شوند؛ بلکه از آن‌ها که بهشان می‌گویند: "هفت‌پُشت غریبه"! هیچ ارتباطی با هیچ‌کدامشان نمی‌گرفتم جز به حکم ضرورت یا برطرف شدن نیازی یا پرسیدن آدرسی یا ... . آدم‌های شهر برای من همه یک‌شکل بودند، اخم‌هایی درهم‌کشیده، چهره‌هایی عبوس، بی‌حوصله‌هایی که لب جز به شکوه و شکایت باز نمی‌کردند و برخی‌شان یک‌مشت منفعت‌طلب که منتظر فرصتی بودند که کلاه سرت بگذارند! نمی‌دانم بعد از حوادث این جنگ چه اتفاقی برای من و آدم‌های شهر افتاد که انگار همه‌شان را سالهاست می‌شناسم. چهره هیچ‌کس برایم تکراری نیست و شبها که در میدان‌ پرچم به دست می‌ایستم و بهشان نگاه می‌کنم جز شور و لبخند نمی‌بینم. زن و مرد هم ندارد. وقتی مشت‌های گره‌کرده و چهره‌های مصمم و خندان همدیگر را می‌بینیم انگار می‌شکفیم و قلبمان وسیع می‌شود و دلمان برای هم غنج می‌رود و همدیگر را به زبانی که نمی‌دانم چیست، صدا می‌زنیم و برایم جالب است که گوش‌هایمان در همهمه خیابان و بلندگو و شعار، صدایِ آشنای هم را به وضوح می‌شنود و چشم‌هایمان از فاصله دور و از میان این همه پرچم، برق چشم‌های آشنا را می‌شناسد و برق می‌زند. انگار زبان اشارت‌گونه‌ای میان همه جاری شده‌است و پیر و جوان و کودک و بزرگ هم ندارد، همه هم را می‌فهمیم و به هم قوت قلب می‌دهیم. دست‌های آدم‌ها وقتی پرچم تکان می‌دهند یا شکلاتی به بچه‌ای می‌دهند یا برای هم دست‌تکان می‌دهند، حرف می‌زند. پاهایشان وقتی با شوق به طرفت می‌آیند یا استوار در میدان با همه خستگی می‌ایستند با تو حرف می‌زند و چشم‌ها و ابروها شوق پیروزی را فریاد می‌زنند. شاید قیامت شده‌است که اجزای بدنمان لب به سخن باز کرده‌اند و بر عشقی پاک گواهی می‌دهند. گاهی چشمم به چشم بعضی ساکنان ماشین‌های عبوری که پرچمی ندارند و در این باغ‌ها نیستند، می‌افتد و برایم جالب است که آنها را هم انگار سالهاست می‌شناسم و در همان یک لحظه با هم یک دنیا سخن می‌گوییم که رفیق جانم جایت اینجا خالی است کنار همه عاشقان! تو که سراپا عشق به میهنی بیا و مهمان نَفَس‌های گرم ما شو تا با هم سرود دوستی سر دهیم و عشق کنیم. قربانت بروم دل یک شهر برایت می‌تپد چه با ما هم‌قدم شوی چه نشوی! وقتی به جوانان اخمو و متکبر دیروز و خندان و متواضع امروز نگاه می‌کنم که پرچم‌ها را در میدان با شوری حماسی به رقص می‌آورند یا از اعماق قلب‌های خدایی‌شان شعر و شعاری را فریاد می‌زنند و چهارشانه در خیابان استوار قدم می‌زنند تا دل ما را به وجودشان گرم کنند، دلم می‌خواهد همه این پهلوانان شهر را در آغوش بگیرم و غرق بوسه‌شان کنم. راستی در عرض چند ساعت چه بر ما گذشت که زبانی دیگر در میانمان متولد شد و همه هم‌زبان شدیم؟ قلب‌های ما چطور در میان انگشت‌های خدا زیر و رو شد که هم‌دل شدیم؟ و چگونه چشم و گوشی باز کردیم که نجوای عاشقانه قلب‌های خودمان و همدیگر را می‌شنویم؟ چه شد که ما هفت پشت غریبه‌ها همه برادران و خواهرانِ خونی هم شدیم طوری که می‌خواهیم جانمان را برای هم بدهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتنی‌ها را گفتید و از این جهت متوجه می‌باشید که بحمدالله نباید معنای حضور مردم را با سخنانی ساده و سطحی تقلیل دهیم تا آن حدّ که بخواهیم به جوانان‌مان بگوییم اگر شب‌ها در میادین حاضر نشوند، دشمن شاد می‌شود. نه! این جوانان به حضور دیگری می‌اندیشند که آن یگانگی با رهبری است که با شخصیت خود و با شهادت خود، افقی از انسانیت را مقابل ما گشودند و این‌جا است که با نظر به جایگاه شهادت رهبر معظم انقلاب، زبانی خلق می‌شود تا همگان در کنار هم قرار گیرند بدون آن‌که بحث از توبۀ افرادی را به میان آوریم که مانند ما نمی‌اندیشند زیرا بحث از حضور در وسعت دیگری هست که همه در آن حضور وسیع کنار همدیگر قرار می‌گیریم. به نور انسانیت کامل که معنای انسانیِ آن‌ها را در جان آن‌ها احیاء می‌کند و عجیب است که  با مردمانی روبه رو هستیم که ماورای ظاهری مقیّد به احکام شرعی در جستجوی انسانیت خود در این صحنه‌ها حاضر می‌شوند زیرا با سعۀ شخصیت خود ظاهرگراییِ مذهبی‌های متوقف در ظاهر را به چیزی نمی‌گیرند تا در آینۀ شخصیت رهبر شهید، انسانیتی را که احساس کردند با جان خود بچشند و معلوم است که در دل حقیقتی که در جانشان طلوع کرد، حال وقتی مقیّد به ظاهر شریعت می‌شوند این ظاهر ریشه در حقیقت دارد و نه در عادت‌هایی که بخواهیم هرکس در این نوع عادت‌های ما حاضر نیست را، کافر بدانیم. عرایضی تحت عنوان « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است- ۲»   https://eitaa.com/matalebevijeh/22170 در رابطه با انسانیتی که در پیش است، شد. خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید  

41437

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد عزیز و گرامی و بزرگوار: 1_نظرتان در مورد دعاهای مفاتیح الجنان علی الخصوص دعای عهد و توسل و زیارت عاشورا چیه؟ 2_فرهنگ انتظار چه فرهنگیست؟3_کسی که در فرهنگ غربه دنبال ویران کردن است و کسی تهران و اصفهان تخریب می کنه در اصل خودش رو تخریب می کنه و من دارم می بینم که اسرائیل مانند یخ دارد ذوب می شود. چون قرآن گفته فرهنگ ظلم ماندگار نیست این حرف رو زدم و باید مرگ بر اسرائیل جنایتکار، مرگ بر آمریکا و مرگ بر سگ هار آمریکا که صهیونیست است را بر زبان ها جاری نمود

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عموماً مرحوم شیخ عباس قمی سعی کرده‌اند ادعیه‌ای که در کتاب شریف «مفاتیح الجنان» آورده‌اند مستند باشد 2- در رابطه با فرهنگ انتظار عرایضی در کتاب  «بصیرت و انتظار فرج» که روی سایت هست، شده  3- در این مورد کاربر محترم سؤال شمارۀ 41433 مطالب ظریفی به میان آورده‌اند که خوب است به آن سؤال رجوع گردد. موفق باشید

41383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام خدمت استاد محترم در خصوص مطلبی که یکی از دوستان در جایی بیان فرموده بودند که مردم نباید اراده خودشان را به نظام تحمیل کنند؛ چراکه کارشناس برخی مسائل نیستند و از امور و مصالح و مفاسد مطلع نیستند یادداشتی نوشته‌ام که آن را برای نقد و تصحیح با شما در میان میگذارم: دوست عزیز گمان میکنم نوع نگاه شما به مردم با نگاه امام راحل، امام شهید و رهبری عظیم الشأن، تفاوت‌هایی دارد و مردم اثبات کرده‌اند که در درک درست مسائل و اقدام به موقع بسیار بهتر از مسئولین و کارشناسان و خواص عمل کرده‌اند. در همین خصوص نکاتی را عرض میکنم: امام شهید انقلاب در دیدار ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فرمودند: (این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.) این جملات آنطور که ما معتقدیم خداوند آنچه قرار است در تاریخ اتفاق بیافتد را بر قلب ولی زمان و عارف‌ترین عرفا نازل می‌کند خبر از یک تغییر جدی در آینده انقلاب اسلامی می‌دهد. و آن این است که از این پس جمهوری اسلامی قرار است هر چه بیشتر اسلامیت خود را در جمهوریت خودش نشان بدهد. قلب‌های مردم محل نزول اراده الهی و دست و دهان مردم اسباب تحقق اراده الهی خواهند بود و خداوند مردم را برای این کار مبعوث کرده و مردم کار را تمام خواهند کرد. اگر معتقد باشیم امام شهیدمان به عنوان یک حکیم دانشمند هر واژه را با دقت و براساس حس پاسخگو بودن در برابر خداوند متعال انتخاب می‌کنند، واژه بعثت برای مردم واژه‌ای است که حرف‌های عمیقی در آن نهفته است. آنچه تا این لحظه چه در جنگ ۱۲ روزه، چه در جمع کردن بساط کودتاچیان در دی ماه و چه پیش از آن در حوادثی مانند فتنه‌های ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ و ... رخ داده بود حکایت از نقش محوری مردم در بقای حکومت اسلامی داشت. نقشی پر رنگ توأم با بصیرت، بیداری، شجاعت و اقدام به موقع مردم؛ لکن امروز آنچه به دست نیروهای مسلح اتفاق می‌افتد، نه اراده مسئولین و جامعه نخبگانی و دانشگاهی که اراده مردم است. اراده‌ای که ظهور اراده حضرت حق برای سرکوب کفار شیطان زاده، شیطان صفت و شیطان پرست است. نابودی آنانی که برای خوشایند شیطان کودک آزاری می‌کردند و گوشت انسان می‌خوردند و شراب خون کودکان را می‌نوشیدند و نسل کشی به راه انداختند تا شیطان را خشنود کنند. حالا آنچه از زبان مسئولین و جامعه نخبگانی می‌شنویم چیزی جز تسلیم ایشان دربرابر این اراده پولادین مردم نیست که حیات و آزادگی و احساس قرب و بندگی خود را در ماندن در خیابان می‌دانند. اگر نبودند این مردم شاید همین مسئولین چیز پیگری می‌گفتند و راه دیگری می‌رفتند و شاید دست‌هایشان لرزان و اراده‌هایشان سست می‌گردید؛ ولی مردم معادلات را عوض کردند. و خداوند این مردم را اینگونه برای احیای امر خود مبعوث فرموده است.... آیا باز هم معتقدید که مردم نمی‌دانند و نمی‌فهمند و باید سکوت کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آیۀ 44 سورۀ نحل که خطاب به پیامبر می‌فرماید: «وَأَنزَلنَآ إِلَيكَ ٱلذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِم وَلَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُونَ»  در هر زمانی خداوند ارادۀ خود را در جان مردم نازل می کند و پیامبر خدا و یا رهبران قدسی عملاً متذکر همان حقیقتی می‌باشند که در جان مردم نازل شده. و در این مورد همچنان که رهبر عزیزمان در پیام نوروزی خود فرمودند بحمدالله بسیاری از مسئولین کشور نیز همراهی کرده‌اند.آقای وحید اشتری مصاحبه ای با آقای علیزاده در جدال کرده اند که خوب است به آن توجه شود  https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e872.mp3   موفق باشید

41346
متن پرسش

به‌ نام خدا سلام حقیقتا حضور مردم مهم ترین اتفاق بشریت است که آنقدر بزرگ هست که کسی تعریفی برایش نیابد و اتفاقا اینکه تعریفی برایش نیست نشان از فوق‌العاده‌ خاص بودن و ورای بشر دیروز و امروز و حتی یرای بشر فردایی اهمیت مرگ و زندگانی تلقی می‌شود. زیبایی شناسان مبهوت زیباییش و حضور اندیشان مست حس آخرالزمانی آن می‌باشند. اما این حضور روحانیت های بسیاری می‌آفریند که همان زندگی تمدنی را شکل می‌دهد! زیرا پس از این روزها وقتی پیروز شدیم به آنچه از روحیه ها داریم بازمیگردیم و ادامه و مسیر زندگی را زیستنی می‌کنیم. انسانها در روحیه ها زندگی می‌کنند اگر تا دیروز روحیه های مدرن کافر تنها امکان آینده آدمی بود حال با جایگزینی این مهم تمام معنای انسان تغییر می‌کند. راستی! آیا در آن بعد ابعاد مختلف از انسان نیاز نیست تا در کنار این دستاوردها ها در شرایط نبود اسرائیل و نبود امریکا به سوی ما رجعت خواهند کرد و چنین شرایط تاریخی تشنه نیاز خودرا از خداوند طلب میکند؟ براستی که صدای آن نیازها از اکنون بلند شده و یقین حضور معصوم با همه یاران و شخصیت کامل جای خودرا یافته‌است. زنده باشید. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی نور ظهور گستردۀ انسان کامل یعنی حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه». و این یعنی همان طور که فرمودید دارد معنای انسان برای انسان‌ها تغییر می‌کند تا جهانی دیگر که جهانِ خودبنیادیِ انسان‌ها نیست، به ظهور آید همان‌طور که در جواب پرسش شمارۀ 41345 عرض شد مهم، روحیۀ رازبینی می‌باشد تا متوجه شویم رخدادی در حال وقوع است ولی نه به صورت یک اتفاق، بلکه به صورت یک تاریخ و تدریجی که در حضور تاریخی پیش می‌آید. موفق باشید    

41330
متن پرسش

شهادت مظلومانه رهبر شهید (حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی حسینی خامنه‌ای) را می‌توان برای بعضی تنبه‌آور و آگاهی آور دانست؟ و این آگاهی بخشی و آگاهی رسانی اختصاص تنها به قشر غیرمذهبی و انقلابی (بی تفاوت‌ها) ندارد و حتی برای اهالی انقلاب که مدتی در غفلت بسر می بردند (آن کسانی که ندانند و ندانند که ندانند) اینگونه دانست؟ محمد باقر آقائی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مرد بسیار بزرگ‌تر از زمانۀ خود بود و باید از این جهت او را و شخصیت جهانی‌اش را با افراد در میان بگذاریم. در یکی از  بندهای یادداشت «ما و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» این‌طور عرض شد.
بنده این روزها با نظر به شخصیت رهبر شهیدمان، بیش از دیروز‌های خود که با امام حسین شهید «علیه‌السلام» اشک‌ها ریختم و به او فکر می‌کردم می اندیشم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزیدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان می‌کردم آن امام عزیز را فهمیده‌ام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرتی که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیه‌السلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابرِ امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه ‌کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگ‌تر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی در مقابل رسانه‌های دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودی‌گری، می‌تواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیه‌السلام» در قتلگاه و امام شهید این دوران به نمایش آوردند، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. موفق باشید 

 

41292
متن پرسش

سلام وقت بخیر: این که آقا فرمودند نزدیک قله ایم منظورشان چه بود؟ قله کجاست و کدام شواهد نزدیکی به آن را نشان می‌دهد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسیر انقلاب اسلامی به جایی رسیده که جبهۀ استکبار از طریق آمریکا و رژیم صهیونی مجبور شده ماورای مذاکرات با تمام وجود برای حفظ خود به جنگ مستقیم با ما وارد شود و این یعنی پایان حضور تاریخی جبهۀ استکبار. عظمت کار را در این بنگرید که چگونه ملت ما به جای آن‌که در این حملۀ سهمگین که با تمام توان به میدان آمده است، خود را ببازند، این‌چنین در صحنه حاضر شده‌اند و این است که در نگاه تاریخی، حقیقتاً متوجه می‌شویم تاریخی دیگر و وقت دیگری آغاز شده است که جبهۀ استکبار هیچ معنایی برای آیندۀ خود ندارد مگر قلدری. آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید          

41259
متن پرسش

سلام و احترام: ضمن عرض تبریک و تسلیت شهادت رهبر عزیزمان و آرزوی قبولی طاعات. بعضا شنیده می‌شود که نظام اسلامی نظام اشخاص نیست بلکه نظام ارزشهاست. عرض می‌کنم اصلا دوگانه بین اشخاص و ارزشها دوگانه باطلی در نظام اسلامی است. در نظام اسلام شخص رهبر عین حق و حق همان شخص رهبر است، نگاه ماهوی و متمایز دیدن این دو از هم منشأ این دیدگاه است. مقدمه اول: در نظام معرفتی اسلام بالاترین ارزش توحید است و ولایت روح توحید است و این دو عین هم اند و لاینفک اند علی (ع) عین اسلام و اسلام همان علیست. مقدمه دوم: نظام اسلامی همواره بر دو رکن اساسی مبتنی است ارزشها و اشخاص، نه ارزش به تنهایی منجر به نظام می‌شود و نه شخص بدون ارزش و این دوئیت تحلیلی است نه خارجی. این دو در خارج هر دو بیک وجود محقق اند علی (ع) تجلی همان اسلام است و اسلام همان حقیقت علیست. مقدمه سوم: سنت الهی غیبت امام زمانمان تایید می‌کند که نظام اسلامی به همان اندازه که مبتنی بر ارزشهاست مبتنی بر اشخاص است حتی در آنجا که شخص خود را فدا می‌کند تا ارزشها باقی بماند قطعا شخص دیگری تجلی مستمر او خواهد بود اما این استمرار تا کجاست؟ قطعا این استمرار تا جایی است که فرد دیگری که تجلی همان شخص قبل است در صحنه حاضر باشد چنانکه امام سجاد تجلی حاضر امام حسین بودند اما در آنجا که فرد لایقی که متجلی شخص قبلی باشد در کار نباشد سنت الهی بر حفظ شخص است حتی اگر خطر انحراف در ارزشها و وارونگی آنها در کار باشد. نظام اسلامی اگر نظام اشخاص نبود غیبت واقع نمی‌شد و شاید حضرت حجت عجل‌الله نیز شهید می‌شدند. مقدمه چهارم حدیث ثقلین تاکید دارد که این دو عین هم و لاینفک اند لن یفترقا صراحت در عدم انفکاک دارد. مقدمه پنجم: رابطه بین رهبر و مکتب رابطه طولی است رهبر تجلی عینی و خارجی مکتب و ارزشهاست و ارزش روح رهبری در نظام اسلامی است. استاد ارجمند در صورت امکان نظرتون درباره مطلب بالا بفرمائید نقدها و نکات تکمیلی با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما بشوم با این نگاه عمیق که حکایتی است از توجه به سنتی اصیل مبتنی بر حضور حق در جهان از طریقِ «ولیّ الهی»، به همان معنایی که حدیث ثقلین متذکر آن است و این یعنی محال است بشریت در میدان تاریخی که قرآن نزول کرده بدونِ «ولیّ الهی» به سر برد و محال است در غیبت «ولیّ الهی» بدون نایب او که نقش‌آفرین در زمان غیبت است؛ جهان ادامه یابد. نایبی که در هر زمان مطابق نیاز آن زمان نقش‌آفرینی می‌کند. یک روز آیت الله بروجردی و فردای آن حضرت روح الله، و یک روز امام خامنه‌ای. و ملاحظه کردید که چه نقش‌آفرین بود. و این یعنی این تاریخ، با حضور اسلام بدون «ولیّ الهی» ممکن نیست. حال یا با ظهور او و یا از طریق نایب او. و این است که سخت امیدوار هستیم و شکست تاریخیِ جبهۀ استکبار را هر روز بیش از پیش تجربه خواهیم کرد امیدوارانه و بدون هیچ تزلزل. موفق باشید        

42032
متن پرسش

‌ ‌ 🔸 قصه‌ی تشییع شهدا، به‌خصوص سیدالشهدای انقلاب اسلامی، حرکتی عظیم در سنت فرهنگی شیعه است که بابی از معرفت را به روی انسان می‌گشاید. 🔹 ما در «آینه‌ی تشییع» خود را بازمی‌یابیم؛ خودی که به وسعت یک تاریخ است. مواجهه‌ی ما با دیگران در تشییع، آن وسعت حضور و یگانگی ما را آشکار می‌کند. در آنجا خود را در عهد با انبیا و اولیا احساس می‌کنیم و در وسعت تاریخی خویش ادراک می‌شویم. 🔸 این صحنه، غایت حضور انسان بر روی زمین است؛ یعنی پیدا شدن «خود تاریخی» انسان و آن وسعت ازلی و ابدی او؛ وسعتی که در یگانگی با حقیقت توحیدی می‌تواند حاصل شود. 🔹 به تشییع حاج قاسم توجه کنید. آن تشییع چگونه به تعبیر حضرت آقا «باطن ملت را روشن کرد»؟ ما در صحنه‌ای قرار گرفتیم که از همه‌ی فاصله‌ها آزاد شدیم. هر کس را می‌دیدیم، گویا خود را می‌دیدیم. گویی فاصله‌ها برداشته شده بود و یگانگی را در نسبت با یکدیگر می‌چشیدیم. حضرت آقا فرمودند باطن ملت ایران آشکار شد. باطن، همان یگانگی میان مردم بود، هرچند در ظاهر تفاوت‌ها و فاصله‌ها وجود داشت. شهادت حاج قاسم و تشییع او، ظهور باطن ملت ایران بود. حال با این دید، آیا می‌توانیم به تشییع حضرت آقا بیندیشیم که چه وسعتی را باید انتظار کشید و تا کجا باید خود را مهیا کرد که خود را در آن وسعت احساس کنیم؟ آنچه در این تشییع آشکار می‌شود، پیدا شدن همین وسعت تاریخی است. راه کربلا و راهی که حضرت آقا با شهادتشان پیمودند، توحیدی را که در ذهن و باور ماست، در صحنه‌ای پیش روی ما می‌آورد که آن را «می‌یابیم». 🔸 آیا غایت حرکت جمهوری اسلامی، پیدا شدن همین صحنه‌ی تشییع نیست؟ آیا نباید بیندیشیم که راهی که حضرت آقا می‌پیمودند تا بابی از معرفت‌الله برای انسان‌ها بگشایند، در رخداد تشییع ایشان محقق می‌شود؟ باید خود را مهیا سازیم که این غایت را ادراک کنیم. در غیر این صورت، ممکن است مسئله‌ی تشییع را صرفاً پله‌ای برای رسیدن به چیزی دیگر بدانیم و نتوانیم حضور خود را در آن به درستی فهم کنیم و دچار غفلت شویم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ‌دقیقاً نکته همان است که فرمودید که چگونه وقتی انسان ذیل ارادۀ الهی در تاریخ خود وسعت خود را احساس کند، در آن تشییع تاریخی در مواجهه با دیگران، هرکس را، نفحه‌ای از نفحات الهی می‌یابد که گویا با او اُنسی دیرین دارد و به یگانگی که یاران مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» مفتخر هستند، نظر می‌کند. آیا این نحوه حضور، همان حضوری نیست که سخت بدان نیاز داریم، با سبکی که باید مخاطب ما با نظر به آن سبک متذکر تفکری باشد که گفتنی نیست؟ و باز باید به افقی که از طریق آن سبک می‌توان به آن اشاره کرد، بیندیشیم افقی که همچون جامِ جهان‌بین «حاضر» است ولی باید باز جلو رفت. «گفتم این جامِ جهان‌بین به تو کِی داد حکیم؟ گفت آن روز که این گنبدِ مینا می‌کرد». حال مائیم و جام جهان بین انقلاب. موفق باشید

41986

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: چرا برخی از ما با وجود اینکه دغدغه‌هایی نسبت به انقلاب اسلامی داریم و به دنبال جایگاه خود در نسبت با انقلاب اسلامی و تاریخمان هستیم و درد لحظه‌ای ما را رها نمی‌کند اما همچنان دست روی دست می‌گذاریم و کاری نمی‌کنیم؟ چرا اکنون که درد فراق و از دست دادن رهبر شهیدمان قلبمان را تکه‌تکه کرده و تمنا داریم همچون ایشان لحظه‌ای از پای ننشینیم و مدام برای اسلام و انقلاب در تلاش باشیم اما گویی کسی پاهایمان را محکم بر زمین فشار می‌دهد و مانع حرکتمان می‌شود؟ مشکل و مانع از کجاست؟ چه کنیم که از این رکود و حسرت خارج شویم و سرباز انقلاب باشیم و بتوانیم از میراثی که رهبر شهیدمان برجای گذاشت محافطت کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرراً عرض شده است مهم آن است که متوجه باشیم در تاریخی که قرار داریم تاریخ مقابله با فرهنگ استکباری می‌باشد و در این راه، ما هستیم و عبور از دوگانگی زندگی و مقاومت. حال به هر صورتی که این حضور در مقابل ما گشوده شود. مهم سبکی می‌باشد که باید پیشه کنیم. آری و صدآری مهم سبکی می‌باشد که باید پیشه کنیم، با نظر به افقی که تمدن نوین اسلامی در مقابل ما می‌گشاید و این همان راهی می‌باشد که باید در آن قدم بگذاریم : «تو پای به ره درنِه و از هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت» در این رابطه امید است عرایض ۸۸ گونه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» اشاره‌هایی باشند به آنچه باید مدنظر قرار گیرند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید

41769
متن پرسش

با سلام محضر استاد طاهرزاده: امروز سالگرد ارتحال امام خمینی رحمه الله علیه می‌باشد خواستم با توجه به شرایط تاریخی امروزین ما نقش تفکر امام خمینی در این بعثت تاریخی مردم (که با شهادت رهبری ایجاد شد) تبیین بفرمایبد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیارتر از بسیار است که چگونه آن مرد الهی متوجه شده بود تاریخی آغاز شده که اگر آن شروع گردد آینده‌ای بس حیرت‌انگیز در پیش دارد. نهضت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که می‌تواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به جریان فرسوده‌ای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردمی به صورتی شگفت‌انگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود  و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت، می‌تواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا می‌کند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایت‌ها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است. مهم آن است که در نسبت با آیندۀ این انقلاب، ایمانی را مدّ نظر قرار دهیم که آن ایمان آینده را بصورتی خاص در ما حاضر می‌کند که نمونۀ آن ایمان حضرت رهبر شهیدمان بود https://eitaa.com/matalebevijeh/22781. موفق باشید      

41763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام و عرض تبریک عید سعید غدیر: در جلد ۲ شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه فرمودید وقتی خداوند مقصد رو بهت نشون داد وقت عبادت کردنه و باید با عبادت انس بگیریم. سوالم اینه که من با عبادت انس ندارم. برای انس با عبادت، دعا رو باید به برنامه ی روزانه ام (قرآن و تدبر و معارف) اضافه کنم؟ و مثلا روزی یه صفحه از دعای صحیفه رو با خدا نجوا کنم؟ یا صبر کنم هر وقت حال دعا کردن اومد دعا کنم و با خدا حرف بزنم؟ ممنون. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برشما نیز این عید مبارک باد. آری! اگر در کنار قرآن و معارف الهی بتوانیم دعاهای شریف القدری مانند دعای صباح و مناجات‌های خمس عشر را دنبال کنیم، به لطف الهی به افق‌های معنوی اصیلی متذکر خواهیم شد. شرح دعای صباح https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C%20%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD&tab=sounds و شرح مناجات التائبین https://lobolmizan.ir/sound/824  را می‌‌توانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید

41760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد عزیز کمی برایمان از کشور چین بگویید. جایگاه چین در فردا ها چگونه است، چینی که قدرت اقتصادی دنیا را در تمامی ابعاد به خود جلب کرده و با عرفان های نو ظهور تفکراتی را بدنبال دارد و در آینده ای نزدیک نیز پول چینی دست گردان جهان خواهد شد. بنده گمان می‌کنم فردا های بعد از آمریکا و صهیونیزم، چینی را بدنبال خواهد داشت که تقابلش از جنس تقابل آمریکا نیست و دشمنی قلدر مابانه آمریکا به تقابل فکری چینی ها تبدیل خواهد شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به ریشه‌های تاریخی عجیبی که چین را شکل داده، از لائوتسه بگیر و اوج نگاه او به انسان تا کنفسیوس و حکمت خاصی که برای ادارۀ جامعه مدّ نظر دارند. و از این جهت می‌توان به آیندۀ چین امیدوار بود، تنها نوعی غرب‌زدگی است که ممکن است آن ریشه‌های تاریخی‌اش را به حاشیه ببرد که امید است همان ریشه‌ها، چین را از مدرنیه به سنت اصیلی که با اُنس با ایران و هند بازخوانی خواهد کرد در کنار ایران و هند به تاریخ عبور از نظم جهانی موجود رهنمون باشد، وگرنه چینِ امروز از همان جهت که آمریکا، آمریکا است مقابل آمریکا می‌باشد در حالی‌که مردم چین آمادگی حضور دیگری را دارند. موفق باشید

41615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در قران آمده که از بین پیامبران بر جسته. خداوند با حضرت موسی بی واسطه صحبت کرده، ولی با حضرت محمد جبرایل صحبت می کرد. این یعنی مقام حضرت موسی از حضرت محمد بالاتره، پس نباید دینی پس از حضرت موسی می اومد که کامل تر باشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چنین نیست. به همین جهت وقتی حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» از حضرت حق تقاضا کردند که او را ببینند، و حضرت حق فرمود چنین نیست بلکه از طریق تجلی انوار او بر کوه، خود را به آن حضرت با آن واسطه نمایاندند. «وَ لَمَّا جاءَ مُوسی لِمیقاتِنا وَ کلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنی أَنْظُرْ إِلَیک قالَ لَنْ تَرانی وَ لکنِ انْظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانی فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَک تُبْتُ إِلَیک وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنینَ »(اعراف، ۱۴۳) در حالی‌که از پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم: « لِی‌ مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی‌ فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیه‌السلام» به حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً»  (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن حضور پیش می‌آید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش می‌آید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» که مأمور رعایت احکام شریعت می‌باشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی می‌توان در آن حاضر شد. موفق باشید

41417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در بحث ظهور اسما الهی بنظر من در سفر دوم: اسم حق(مابقی از آن) در سالک تجلی و ظهور می کنه در سفر سوم: اسم بصیر ( مابقی از آن) در سفر چهارم: اسم خبیر که ظاهر و باطن همه ی اسم ها در وجود سالک ظهور جمالی و جلالی کرده. نکته :منظور من اسم غالب در این سفر هاست که راهی برای دیگر اسم ها می شود. بنظر شما این نظر خوبی هست؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این  موارد نباید معطل این سؤالات باشیم که نوعی نظر به کیفیت‌ها است. در حالی‌که از مولای‌مان حضرت علی«علیه‌السلام» در دعای صباح داریم که او : «وَ جَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَةِ كَيْفِيّاتِهِ» برتر است از چگونگی ها. و این یعنی: «گر نپرسی زودتر کشفت شود». توصیه‌ای که جناب خضر به حضرت موسی«علیه‌السلام» فرمودند. کتاب «مصباح الهدایة از امام خمینی (ره) در رابطه با عرفان حرف ها دارد و عرایضی در شرح آن کتاب شده است می توانید به آن شرح رجوع فرمایید https://lobolmizan.ir/sound/653?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD موفق باشید 

41398
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار. همیشه خوفِ رفتنِ این حسِ حضورِ تاریخی که به اراده الهی و با شهادت رهبر شهیدمان پیش آمده است را دارم 😢. کاش یادمان باشد در برخی از سال های گذشته و دهه‌های گذشته چه پوچی های دردناک و جانکاهی را تجربه کردیم و چشیدیم😭. کاش یادمان باشد درد اصلی ما صرفاً دردهای اقتصادی نبود. کاش یادمان باشد مشکل اصلی برخی از دولت ها، صرفاً ضعف های اقتصادی نبوده و نیست. بلکه پوشاندن ِ افق حماسه و وقتِ بقیة اللهی و حس حضور تاریخیِ یک ملت بزرگ و حماسی و حماسه ساز بود. کاش می‌دانستیم ابعاد پنهان این جنگ و این نبرد تاریخی و عظیم چیست و تا کجاهاست؟! کاش می‌دانستیم آن رهبر فرزانه و شهید چگونه و با چه حکمتی ملت ما را اینچنین تا مرز شهادت و سعادت جلو آوردند؟ در خطاب به آن شهید سرافراز و فاتح بزرگ تاریخ معاصر عرضه می‌داریم:( ما را سری است با سرو سرافراز روزگار/ قَدش درازتر از همه تاریخ و قرن ها/ در سایه سار سروْ سرود انس سر دهیم/ تا بَرکنیم زِبیخ و زِبُن درخت کینه ها) آری به قول مولانای بزرگ: (گندمی را زیر خاک انداختند/پس ز خاکش خوشه‌‌ها بر ساختند، بار دیگر کوفتندش ز آسیا /قیمتش افزود و نان شد جان فزا، باز نان را زیر دندان کوفتند/گشت عقل و جان و فهم سودمند) دشمن احمق و مستکبر فکر می‌کند با دفن کردن گندم وجود نازنین رهبر شهیدمان در زیر آوارها و با آسیاب کردن بدن مطهر او می‌تواند یاد او را هم محو کند! غافل از اینکه او را زنده تر کردند! او را تکثیر کردند! أَلسَّلامُ عَلَى الدِّمآءِ السّآئِلاتِ ، أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در دو کلمه خلاصه می‌شود. یک کلمه آن است که آری! دشمنان اسلام در بستر روحیۀ یهودی‌گری گمان می کنند می‌توانند در مقابل سنت های الهی بایستند. و قرآن نیز در همین رابطه می‌فرماید: «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ ..»(مائده/64). و ملاحظه می‌کنید که در طول تاریخ با این اندیشۀ ضد توحیدی چگونه هر روز با آنهمه تلاش، شکست و ناکامی را تجربه می‌کنند و یک کلمۀ دیگر، سخن اسلام است و تأکید بر قواعد و سنت‌های الهی، که قرآن در این رابطه می‌فرماید: «سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا»(فتح/23) سنت‌های الهی همواره در عالم جاری بوده و هرگز تغییرپذیر نیستند تا انسان‌ها گمان کنند می‌توانند با اراده‌های خود آن‌ها را تغییر دهند. این‌جا است که معنای « والعاقبه للمتقین» بدان معنا که اگر با نگاه توحیدی در بستر سنت‌های الهی کار را جلو بردیم، حتماً آینده از آن ما می‌باشد و ملت ما در این روزها با همۀ سختی‌هایی که بر آن‌ها تحمیل می‌شود، با همۀ گرمی و امید متوجۀ چنین حضوری هستند. و در این رابطه عرایضی طیّ 3 جلسه تحت عنوان « شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شده است که خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21986 .از این جهت باید به حکایت روحیه یهودی گری و روحیه اسلام بیندیشیم و به این فکر باشیم که حقیقتاً کدام اسلام، اسلامِ حقیقی است و کدام اسلام، اسلامِ یهودی‌گری. آیا وهّابیت و اسلام لیبرال ها و ملّی‌مذهبی‌های نهضت آزادی، اسلامِ محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌باشد یا اسلام یهودی‌گری؟ موفق باشید

نمایش چاپی