سلام خدمت شما: اگر ماجرای سقیفه بنی ساعده اتفاق نمی افتاد، تاریخ اسلام چگونه رقم میخورد؟ شما در کتاب بصیرت و انتظار فرج گفتید که اگر سقیفه اتفاق نمیافتاد باز هم یک انتظاری برای آمدن موعود رقم میخورد، لزوم این انتظار را نمیفهمم. اگر غدیر پذیرفته میشد و امام علی (ع) خلیفه اول مسلمین میشد، چه اتفاقی می افتاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در راستای نهایتی که باید پیش آید، نیاز به نوعی آمادگی میباشد که امّت باید در خود ایجاد کند و از این جهت شاید آن غیبت که همراه با وارستگی و انتظار است؛ زمینۀ حضور آن نهایتی باشد که با انسان کامل محقق میشود. موفق باشید
استاد جان سلام: در خصوص مذاکرات بنده با وجود اینکه دیدگاه آقای طائب و مهدی محمدی و دیگر اساتيد را پذیرفتم ولی سؤالاتی دارم و این سوالات بر می گردد به آنجایی که ما با قشر انقلابی گفت و گوهایی داریم و آنها در گفت و گوها مدام به سخنان رهبر شهید اشاره می کنند و طوری مسئله را می بینند که ما در نزد خود می گوئیم که راستی چرا این رهبر حکیم که رهبر جدید کلام آن را از ویژگی های بارز ایشان می دانست و یا گفت و گوهایی که خود شما با اساتیدی همچون آقای نجات بخش پیرامون دقیق بودن رهبری در کلام شان دارید حتی یکبار در سخنرانی هایشان در جایی نديديم که به این کیفیتی که آقای طائب و مهدی محمدی از مذاکرات صحبتی کنند و یا نظری نزدیک به نظرات این اساتید داشته باشند؟ چرا رهبر شهید حکیم ما که برای همه مسائل گفت دقیق را با ما به اشتراک می گذاشتند و با حوصله و صبر جایگاه آن را برای ما مشخص و تببین می نمودند برای بحث مذاکرات اینکار را انجام ندادند و موضعی همچون موضع کنونی برخی افراد را نگرفتند؟ و الان باعث شده که ما بيايم و وقت بزاریم که مسئله مذاکرات را برای مردم مان جا بیندازیم و این بدین جهت است که از بزرگانی همچون رهبری، هر موضعی در خصوص مذاکره بود ديديم موضع بد بودن مذاکرات بود مثل اون صحبت شون در اوج مذاکرات قبل از جنگ دوازده روزه که فرمودند مذاکره با آمریکا نه شرافتمندانه و نه آبرو مندانه هست ولی خب در ادامه مسئله را در هیچ جای دیگر تبیین نکردند که چه جور مذاکره ای مد نظرشون هست. یا در جای دیگر مثل کتاب انسان دويست و پنجاه ساله حلقه سوم صفحه ۲۸۴ که می فرمايند یکی از حيله های رایج دنیای امروز درخواست آتش بس وسط جنگ است و افراد خشک اندیش کوته بین و ظاهر بین فریب این حيله را می خورند را داریم و با این حال چگونه این صحبت را با صحبت های آقای طائب و موافقان مذاکرات می توان جمع کرد؟ و در این خصوص چگونه باید مسئله را فهم کرد استاد عزیز؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید همینکه رهبر عزیز انقلاب در این شرایط به نحوی با حضور در مذاکره موافقت کردهاند و بر آن ۱۰ شرط تأکید داشتند؛ و با تأکید مسئولان مربوطه اجازۀ مذاکره داده شد. ولی این بدان معنا نیست که ما همۀ تخممرغهای خود را در سبد مذاکره قرار دهیم، آنهم با کسی که هیچ اعتباری به او نیست. از این جهت میتوان گفت همینکه رهبر معظم انقلاب مانند رهبر شهید صراحتاً با مذاکره مخالفت نکردهاند، میدان مذاکره را باز گذاشتهاند . https://eitaa.com/sot_enghelabi/22232 موفق باشید
سلام علیکم عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده حفظهالله: در حدیثی حضرت امام محمدباقر علیه السلام فرمودند: «ما عرف الله من عصاه» پرسشم از استاد گرانقدر این است که: چه کنیم که خدا را بگونهای بشناسیم که مانع گناه و معصیت شود؟ یقینا ما خدا را قبول داریم؛ خود را بندهاش میدانیم، او خالق و رازق و رب و پروردگار ماست، او مالک ماست، میدانیم او مالک قیامت است و... ولی با همه آنچه را که میدانیم باز هم معصیت و گناه میکنیم. شناختی که از خدای متعال که حضرت باقر علیهالسلام آن را مانع انجام گناه میداند، چگونه شناختی است؟ از چه جنس شناخت است؟ راه و روش آن چیست؟ سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را صد مرتبه شکر که معنای عصیان را از طریق برگزیدهترین انسان هستی یعنی حضرت محمد مصطفی «صلواتاللهعلیهوآله» با ما در میان گذاشت و همۀ حرف را، آری! خدا میداند همۀ حرف را در یک کلمه قرار داد آنجا که فرمود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» خداوندا! چگونه این حقیقیترین حقیقت بر زبان آن مرد الهی جاری شد که راز رستگاری که همگان به دنبال آن هستند، یک حضور بیشتر نیست. آری! فقط یک حضور، و آن اینکه «اویی» را بیابند که قابل آن است که واله و شیدای او شد و این با کتاب و درس و مدرسه و حتی استدلال نیست، باید به خود آمد و در جان خود متوجۀ او شد و در هر گناهی مییابیم که آن حضور و آن افق، مکدّر گشت تا آنجایی که جناب مولوی آن مردی که همواره آن حضور را تجربه میکرده است با خوردن یک لقمه بیشتر، ندا برمیدارد: «از برای لقمهای این خار خار / از کف لقمان برون آرید خار». آری! حکایت معصیت، حکایت موانعی است که ما از محبوبمان که همواره در معیّت او هستیم و او در کنار ما است محروم میشویم. پس تقوا و باز تقوا به همان معنای «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا». موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: خدا قوت، اوقات به خیر و برکت ان شاءالله در خصوص پرسش شماره ۴۱۱۱۸ و پرسش بعدی به شماره شماره۴۱۱۸۴ مزاحم شما شدم. بخاطر ایام جنگ و احوالات آن و تعطیلی جلسات وقفه طولانی بوجود آمد و بنده پیگیریم به تعویق افتاد و عذرخواهم. در مورد مباحث برهان صدیقین بود و اینکه در این تاریخ چطور ارائه شود، فرموده بودید یکی از رفقا قرار است به نحوی ساده تر بیانات خود را بفرستند و قرار بود من پیگیر این مسئله باشم. ممنون از لطف و محبت شما، بزرگوارید. ببخشید که دیر پیگیر شدم. با تشکر
باسمه تعالی،سلام علیکم: به نظر میآید شرح مختصر برهان صدیقین بتواند برای شروع کار مفید باشد.https://lobolmizan.ir/sound/1764?mark=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86 موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین قدرت لایزال خداوند متعال با حضور انسانهای با بصیرت و مقاوم به ترسیم کشیده شده و می شود هرشب و هر لحظه در آن معجزه ای نهفته است که علاوه با دیده بصیرت گونه ........ با چشم سر هم می توان نور خدا را در تک تک انسانها دید که چگونه مهدی فاطمه سلام الله علیها در دل کودک ، نوجوان و جوان و ........ جلوه نمایی کرده و حماسه ای بر پا می کند و اثر می شود در این کره خاکی آیا این جز با عند ربهم شدنی است ؟!!!!! و سنت الهی را باور کنیم که ما در کجای تاریخ این سرزمین ایستادهایم امام شهید ما این سنتها را می شناخت عمل می کرد و پیش میرفت، که همراه علم ، عین و حق، به یقین می رسید که مردم را به مبعوث شدن وعده داد که توحید حرکت ایجاد می کند حرکتی که دائم در حال جوشش است آن هم از جنس آب و نور که با خود پاکی و روشنایی به همراه دارد ، نوری که همه تاریکی ها و ظلمت ها را از بین برده و روشنایش از دنیا شروع و انتهایش را نمی توان دید که آیا به پهنای آسمان ، دریا ، زمین ، و هزاران وسعتی که در افق دید شهادت گونه می گنجد، هست ؟ آیا حقیقت گونه وارد خویشتن خود، شده ایم تا حضور پیدا کنیم در حضور خودمان و نسبت خود را رقم بزنیم در جهان خود که با پرچم ، حنجره ، و گام هایمان ، سلاحی شویم در برابر آشفتگیهای درونی و دشمن بیرونی که بتوانیم در پی تفکر و ربط و نسبت خودمان را با این جریان ها که هزاران سال است در پی آنیم، آن را بیابیم که با آغاز انقلاب اسلامی جوشش گرفته و بعد از چهار دهه به اوج خود رسیده که با درک تفکر و عمق حضور ، با ارادهای مستحکم کام بر داشته بسوی نور الهی که انقلابی مهدوی در قلب های ما در حال ظهور درونی و جوشش بیرونی است . اللهم عجل لولیک الفرج
باسمه تعالی: سلام علیکم: راز اینگونه گشودهشدن قلبها را باید در قرارگرفتن در راهی دانست که مردم ما آن راه را درست تشخیص دادهاند آنگاه که حضرت روح الله«رضوان اللهتعالیعلیه» در شخصیت خود بیش از آنکه از آن راه بگوید، خودش راهی بود در مقابل انسانهای این تاریخ. انسانهایی که خودشان مسئلۀ خودشان شده بودند تا در این میدان، جهانی شوند به وسعت همۀ انسانها در بیکرانگی ذاتیشان. و این است که ملاحظه میکنید هر شب به سوی همدیگر میآیند تا به حکم «این رازترین سخن» که فرمود: «المؤمن مرآت المؤمن» هرکدام در جان همدیگر، خود را تجربه کنند و به شوری که ایمان را به معنی واقعی آن معنا میکند، ورودی داشته باشند و باز متوجه شوند «هنوز نه!» زیرا میدانند این راه بسی حکایتها در پیش دارد، حکایتی از جنس روبهروشدن با میدانی که دو کشور هستهای به جهت بحران موجودیتشان به ما تجاوز کردند. زیرا «از همه محرومتر، خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». چه کسی باور میکرد که ما با موجودیت خود اینچنین، آن دو کشور را که با هزار امید، خود را دنبال میکردند؛ با چنین بحران موجودیت روبرو کند و پنجه در چهرۀ خورشید بکشند. و این همان حضوری است که از «علم الیقین» شروع شد و تا«عین الیقین» جلو آمد و حال، مائیم و مردمی که در حضوری که آن را به«حقّ الیقین» وصف کردند؛ حاضر شدند و این یعنی «المؤمن مرآت المؤمن». موفق باشید
سلام و علیکم آقای طاهرزاده 1_ توحید از سه بخش ذات،صفات،افعال تشکیل شده؛ چگونه توحیدم رو قوی کنم؟ 2_ با توجه به حدیثی که امام صادق فرمودند اعرف امامک و... چرا باید امام زمان رو بشناسیم؟ 3_برای مطالعات در عرصه مهدویت ، چه موضوعاتی رو پیشنهاد می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- توحید حقیقی همان توحیدی میباشد که به حکم «من عرف نفسَهُ عرف ربّه» با معرفت نفس پیش میآید و این تقسیمات سه گانه مربوط به مباحث استدلالی در مقابل منکران توحید است 2- امام زمان«عجلاللهتعالیفرجهالشریف» نهایتِ انسانیت انسان میباشند و از این جهت باید آن جایگاه، شناخته شود. 3- در این مورد میتوانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج»https://lobolmizan.ir/book/244 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم متأسفانه مردم تربیت شده سخنوران هایی هستیم که افراد رسانه ای یا مغلوب حرفه سخنوری بوده، و یاد گرفتیم با چنین طور حرف ها مسائل را بفهمیم یا خود را تعریف کنیم! و حجابی بر «فهمیدن روح» را بر خود اعمال و از خود خارج باشیم، یا متأسفانه تحلیل های تخصصی بحساب دانشگاهی جزع به جزع متلاشی که اجماع ندارد و این نیز مثل اولی خطرناک است. اصلاً فهم صرفاً در این دو نیست بلکه قرار گرفتن روح در معرض سخنانی است که زنده بسوی ما آمده اند و این ورای رسانه یا حرفه سخنوری و عالم کیفیت و ادراک است. بنده معتقدم بی شک مهم نیست آدمها با گفتن چه بهانه ای خود را از جبهه حق خارج میکنند حتی اگر منطق منظمی داشته باشد، مهم این است که خودرا محروم میکنند، و مهم است آنهایی که در جبهههای حق هستند خود صرفاً را گرفتار شکل و محدودیت های حرف های خوب نکنند هرچند خوبند. نگاه اصلی ام که از عجایب حضرت امام شهید و همچنین سخنان پهلو به پلهوی رهبر حاضر حفظهالله به پدرشان هست این است که نه انسان زمین گیر نوع حرف های آنها میشود و نه دوگانگی بین اشارات و کلمات آنها میبینی و ادراک روحانی است که مهم تر از آن محیا شدن یکدفعه ای شگفت انگیز روح های خواب آلود است. ما با سرعت زیاد در حال یافتنیم؛ حجم پیش آمد های زیاد خود، انسان را سرپا نگه میدارد زیرا بنده خود را به هیچ نوع غیر از ازدحام تربیت انفسی «خود» نمییابم و اگر در شدت و حیرت نباشم اصلاً بی معنی ام و خودم نخواهم بود و اگر در شدت و حیرت باشم و روحم در زمینی آسمانی آنرا نفهمد چنان زجری میکشم که گویا نوزادی از شیر مادرش محروم شده. کرختی، کهولت و خرفتی دنیای مدرن از جایگذاری اطلاعات و رسانه ها به جای آن، مارا خاموش و کشته است این همان کثراتی است قرآن اشاره دارد که هلاکمان میکند. حقیقتا هرچه نگویم بهتر از آن است که بگویم زیرا همین لحظه این حرف هارا برای خود منقضی میدانم اما چه کنم گرفتارم. همواره این گونه حرف هایم مملو از حسرت، رنج، درد و شور و شوق و امید هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکات خوبی اشاره میفرمایید ولی چه خوب بود که این نوشتۀ خوب، ویرایش میشد تا خوانندگان آن،راحتتر متذکر نکات آن میشدند. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم نظرات چند تن از متخصصین که در مورد صهیونیسم و یهود بود را که مشاهده کردم میگفتند یهودیها همیشه میدانستند که قرار است تاریخ بشری تحولی را تجربه کند از این روی وارد میشدند و سعی میکردند خودرا در آن تاریخ با همان برتری جویی های یهودی جا کنند مثل رنسانس، تا ماندگار شوند حتی همین جنگ نیز میدانستند که نظم جهان تغییر کرده و این جنگ را همراه آمریکا به همین دلیل راه انداختند و دلیل پذیرش این همه عواقب برایشان همین است که باید عرض شود وقتی پای نهایت یعنی نهایت انسانیت باز شده هیچ حتی مومن یا خاصی نمیتواند انسانیت بشریت را به خود قائم کند مگر اهل بیت صلوات الله که آنها نیز عین و ذات انسانیتی هستند که خداوند آن را به آنها ظهور و مامور کرده چه رسد که دشمنان ما بخواهند یا توانند در این چنین تاریخی خودرا جای دهند؛ همین است که نمیفهمند و ترامپ احمق که زاده آمریکای جنگ جهانی است و با توهم همان جهان نیست جنگ جهانی، فکر میکند میتواند در این تاریخ هم حاضر شود. بچه های پرورش یافته جنگ جهانی مثل ترامپ که امروز پیر هستند در جاهای دیگر آمریکا مشابه او بودند و همین منوال را طی کردند و شکست خوردند. و این احمق هم همین بلا سرش آمده منتهی هیچ چیزی غیر از این خاطره نیست توهم انگیز ندارد و حال خودش نیز فهمیده. حال که متن جنابعالی با تیتر«ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است- ۵» را مشاهده کردم نکته اصلی این متن در فراز آن«و این یعنی به ظهورآمدنِ آیندهای که ظلمانیترین جبهه در نفیِ انسانیت انسانها یک طرف و نورانیترین جبهه در پاسداشت انسانیتِ انسانها در طرف دیگر قرار میگیرد» چیزی که در فهم این سخن فهمیدم یعنی با شهادت رهبر انقلاب خلق آخرالزمان با کمال معنای استقلال آزادی جمهوری اسلامی با همین بعثت، خلق الله خودرا به حق یافت و مرحله ای عظیم به استقلال توحید رسید. حال دشمنی آنها با خود حضرت صاحب تاریخ و تاریخ خود حضرت آغاز شده که این یعنی میدانی برای جنگ مستقیم با امام(عج الله) و این یعنی همان جنگجویی امام علی صلوات الله که هرگز دشمنی به سوی او می آمد عقب نمیکشید تا آن را دو نصفه و بنیادش را از بین ببرد. حال اگر موضوع برفرض زدن بمب اتم برای عقب راندن امام صلوات الله هم باشد هرچند دور از واقعیت باشد، اینجاست که با غیرت خود حضرت روبرویند نه فقط با مومنین. و باید گفت راز جنگ امروز که چشم در مقابل چشم است با آغاز این تاریخ تغییر میکند تا از بند این کشمکش ها عبور کنیم و به نهایت وارد شویم. ( ببخشید استاد برایم سخت است نوشتن در این سایت و وقتی که دیدم بزرگواران وارد میدان این سایت شدند خوشحال و خداراشاکرم از آمدن آن عزیزان شاید بنده حقیر کم کم با آمدن آنها معاف شوم از نوشتن و خود را طور دیگری جستجو کنم که سخت پی آنم از این رو اگر همین متن را هم منتشر نفرمایید و بنده را معاف فرمایید به آن نیازمندم و اگر بدردتان خورد خودتان از آن استفاده فرمایید. از طرفی سئوال خصوصی قبلی را که فرستادم به من کد پیگیری نداد و حتما شما جواب را ایمیل کردید که کل سیستم ایمیل فعلا در ایران با اینترنت ملی در دسترس کسی نیست و نتوانستم جواب شمارا بخوانم که ناراحت شدم که محروم ماندم از صحبت شما. من درگیر خودم شدم و نیاز دارم با خودم تنها باشم).
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که در این آخرین دوران این چنین جبهۀ حق در مقابل باطل قد برافراشته و همچنان که می فرمایید روز به روز زیبایی این صحنه بهتر و باز بهتر خود را به ظهور می آورد. مهم آن است که اولاً: نگاهمان تاریخی باشد و ثانیاً: به سنت های الهی نظر داشته باشیم به جای فضایی که رسانه ها ایجاد می کنند به گمان آن که میتوانند جهان را آن طور که می خواهند بسازند. آری! اینکه می فرمایید بعضی از جواب ها به ایمیل افراد ارسال می شود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_انسان باید برای این که خدا را بشناسد باید خودش را بشناسد. به فرموده ی حضرت علی علیه السلام :من عرف نفسه و فقد عرف ربّه و يا به فرموده ی دیگر آن حضرت علیه السلام : کسی که خودش رابشناسد به نهایت هر علم و شناختی می رسد ولی برای خودسازی، انسان نیاز به ارتباط با انسان های دیگر و ارتباط با اشیاء دارد ولی هایدگر می گوید وجود انسان با وجود گیاهان ربط ندارد ولی این حرف هایدگر کاملا غلطه. نظرتون در رابطه با این حرف هایدگر چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. جایگاه سخن هایدگر جایگاه خاصی می باشد که نمیتوان به این راحتی ها نظر داد. موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله استاد یک شبهه ای برای بنده ایجاد شده که در این شرایط آیا حضور جهادی-میدانی در کنار مردم به عنوان یک واجب حداقل کفایی (بنا بر امر ولی فقیه) اولویت داره یا حضور اعتکافی در مسجد به عنوان یک مستحب؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع آن دو چرا نباشد؟! همانطور که بعضی رفقا انجام دادند، مگر برای کسانی مانند بنده که همانطور که در جواب سؤال شمارۀ 41358 عرض شد؛ توان جسمی برای حضور در آن میدانها نباشد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی: میخواستم موضوعی را مطرح کنم که فکرم را مشغول کرده و نظرتان را بدانم. عادي شدن یاد امام زمان: انسان ها در سختی و مصیبت یاد خدا میکنند و ممکن است حتی ساعت ها با گریه و التماس و دعا از خداوند بخواهند امام زمان ظهور کنند، اما همین آدم به محض اینکه آسایشی بیاید یا اینکه به روال سختی اش عادت کند همه چیز را فراموش میکند و به زندگی خود در کمال آسایش ادامه میدهد. امروز که مدتی از بمباران ها میگذرد، حال خود را با حال روزهای ابتدایی مقایسه کردم که رهبر عزیزمان را شهید کردند، روز اول دستم به هیچ کاری نمیرفت و تمام فکرم مشغول این قضیه بود، غذا از گلویم پایین نمیرفت، اما حال میبینم دوباره این غذاها برایم رنگ و لعاب دارد، با خودم گفتم مسئله ظهور امام زمان همین است. بزرگان تذکر میدهند که باید منقطع شد، باید واقعا از ته قلب امام زمان را بخواهیم، نه اینکه احساساتی بورزیم و این احساسات با هر نسیمی به راحتی بیاید و برود، اما انقطاع به چند صباحی گریه و ناراحت بودن نیست، این آدم باید به جایی برسد که همچون یاران نزدیک ائمه (مانند سید عبد الکریم محمودی تهرانی) اصلا بدون امامش نتواند تصور کند چطور میخواهد زندگی کند و بدون امام دِق کند و بمیرد. وضعیت این آدم ها طوری است که اگر از همان ابتدا کشوری به نام اسرائیل یا آمریکا نبود، دور هم حتی تا ده ها هزار سال میتوانستند زندگی ای شان را با همین خوردن و خوابیدن و شغل و دانشگاه بگذرانند و هر دفعه ای یک دعای ندبه ای هم بخوانند، آنگاه امام زمان می آمدند و مردم میپرسیدند اصلا برای چه آمدید! احساس میکنم هنوز قلب ها به آن بلوغ نرسیده است که امام زمان را برای محبت به ایشان بخواهند، بلکه امام را جهت رفع حوائج و بلا ها میخواهند. مهم ترین مسئله اینکه این انسان ها اگر واقعا امام را میخواستند و از دنیا سیر بودند، ابتدا از گناهان خود توبه میکردن و نفوس خود را به رنج و سختی میانداختند، شهید شدن به این نیست که (بدون در نظر گرفتن تعریف فقهی شهادت) یک بمب بر سرمان بخورد و بمیریم، در حالی که کارنامه مان پر از سیاهی است، اعمال و افکار و نیاتمان پر از آلودگی و عدم طهارت است، شهید شدن یعنی عالم شدن و برای اسلام مفید بودن، برای خدا هیچ شدن، چه بسا علماء بدون اینکه دشمن آنان را بکشد، میمیرند اما شهیدند. شاید یکی از حکمت های اینکه این مسائل در هنگام رمضان پیش آمد و رهبر عزیزمان هم در این ماه شهید شدند و اینکه صیحه آسمانی قبل از ظهور در ماه رمضان و محرم است، این باشد که در این ماه ها به دلیل اینکه شیاطین اسیر هستند، انسان راحت تر میتواند به عالم معنا وصل شود. پس میفهمیم تمام ماجرا در این خلاصه میشود که انسان باید از هر چیزی دل بکند فقط خداوند را ببیند. البته با این همه زرق و برقی که در آخرت الزمان اطراف آدم ها را گرفته و این همه بستر عدم طهارت مانند بانک های ربوی، میتوان درک کرد که چرا پیامبر عزیز اسلام فرموده اند: زمانی بر مردم خواهد آمد که صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است. نتیجه اینکه باید انسان ها به درکی برسند که محبت گونه امام را بخواهند، به دور از احساسات زود گذر و نفسانی و با دل کندن از هر چیزی دنیایی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که صبر و پایداری تنها در بستر حضور در سنت معنا می دهد وگرنه انسان گرفتار شتابزدگی و تهاجمهای پیشدستانه میشود. در بستر صبر و با نظر به سنتهای لایتغیّر الهی، آینده بیش از حضوری که آغاز شده است ادامه مییابد و این است معنای «انتظار» در فرهنگ مهدیت که نه حضور در آن به صورت یک آرزو میباشد و نه در آن انتظار نوعی اُبژگی و باوری مفهومی در میان است و نه آنچنان است که آن حضور تماماً در نزد ما و در اختیار ما باشد، ولی با «صبر» و «پایداری» ما آن حضور به ظهور میآید، به همان معنایی که رهبر شهیدمان فرمودند: «اگر مقاومت کردید قلهای فتح میشود که از بعد از زمان رسول خدا تا الآن انجام نگرفته...». و اینجا است که باید در موضوع فرهنگ انتظار، بیش از پیش بیندیشیم و به آیندهای که در اکنونِ خود به آن فکر کردهایم، امیدوار باشیم. اخیراً عرایضی تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شده است. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار میگیرد. موفق باشید https://eitaa.com/soha_sima/5591
سلام استاد عزیز: شعری در فضای مجازی منتشر شده که گفته میشه آقای حسن زاده آملی، بیست سال پیش در دیدار با رهبر عزیزمان سروده اند، و در آن محل و زمان شهادت امام خامنه را به ترسیم کرده اند، خواستم از شما بپرسم به نظر شما این مطلب حقیقت دارد این شعر واقعا از آقای حسن زاده آملی بوده یا نکند کسی الان سروده به ایشون نسبت داده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای منصوری لاریجانی نکاتی در این مورد فرمودهاند که خوب است به آن نکات توجه شود. https://eitaa.com/iranseda/1987 موفق باشید
سلام علیکم: فکر آدم را مشغول میکنه که چه کردند اغتشاشگرها! آیا به خود میآیند که چه کردند و میکنند؟ بی تعارف بعنوان یه آدم دلم نمیخواد تو دنیایی باشم که اغتشاشگرهایی این چنین درونش هستند. مایهی ننگ است. حال انسان از این همه بدی بهم میخورد. شهدای امنیت اغتشاشهای اخیر پاک ترین والاترین انسانهای زمان بودند و امروز زنده تر از همیشه آمدند تا بگویند: دلی نزد این انقلاب و رهبری از همه طلب کاریم! که آن دل را جز به تسلیم حق شدن بدست نمیآورید و شمایی که همگام شدید با آمریکا و اسرائیل، شما فرصتی دارید کوتاه. شهدا هدیه های زندگی کردنی گرانبها و کم یابی را دارند که وای بحال آنها که لیاقتش را بدست نیاورند. و آن هدیه محبت است که انسان در خود به خود میابد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکتۀ مهم و تاریخی فکر بفرمایید که چگونه خداوند بنا دارد از طریق این انقلاب، با نظر به تواناییهای ظاهری جبهۀ استکبار، با این همه قدرت رسانهای و قدرت اسلحهها، حضور دیگری را در آیندۀ بشر نشان دهد، هر چند آنان تصور میکنند آینده از آنِ آنها است. در حالیکه شکست پروژۀ اغتشاش به همان معنای کودتا که رهبر معظم انقلاب فرمودند، شکست جدیدی برای جبهۀ استکبار و درخشش دیگری شد برای حضور هرچه بیشتر انقلاب اسلامی در آیندۀ تاریخی بشر آخرالزمان. از این جهت چه اندازه زمانۀ زیبایی است که راه ورود در حق و جدایی از باطل تا این اندازه روشن شده است. موفق باشید
سلام: محبت کنید بفرمایید علم حق به اعداد اصم چگونه است با توجه به اینکه عدد اعشارشان تا بی نهایت ادامه دارد و نیز گفته شده سبحان من لا یعلم جذر الأصم إلا هو مقصود از جذر اصم در اینجا آیا جذر عدد اصمی مثل رادیکال دو است یا مقصود از اصم اعدادی است مثل ده که جذرشان اعشار دارد یا اینکه مقصود جذر اصم منطقی است؟ متشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اعتباریات، ساختۀ بشر است و اساساً چیزی نیست که مورد علم خداوند قرار بگیرد. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه. حضرت آقا فرمودند بزودی ترامپ در اوج غرور و فرعونیت نابود خواهد شد، البته که نابودی باطل از سنتهای الهی است، اما با توجه به علائم و حوادث ظهور آیا این نابودی همان بلعیده شدن سفیانی و لشکرش در زمین نیست؟ من از حدود ۲۰ سال پیش کتاب شیخ علی کورانی را گرفته بودم و هر چند سال یکبار مرور میکردم اما هر بار اون چیزی که دلم میخواست رو از این کتاب بدستم نمیومد، ولی الان انگار خیلی برام ملموستر شده. استاد آیا هنوز هم نمیتوان راجع به اشخاص معرفی شده در روایات نظر قطعی داد؟ مثلا شعیب ابن صالح فردی که حضرت مهدی علیه السلام را همراهی میکند و از ری است، آیا این ری لزوما شهرری (شاه عبدالعظیم) هست یا نه تهرانه؟ مثلا سید خراسانی رو که میدونیم دیگه حضرت رهبری مدظله العالی هستند, اما آیا سفیانی همان ترامپ یا نتانیاهو ی ملعونند؟ یا جولانی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید ما در سنتهای الهی حاضر باشیم و نسبت خود را با هر آنچه در اطرافمان میگذرد، نسبت به سنتهای الهی ارزیابی کنیم بهتر است تا اینکه خود را مشغول مصداقهایی کنیم که شاید بیشتر حالت نمادین و تأویلی داشته باشد. نگاه مقام معظم رهبری به سنتهایی که قرآن متذکر آن است بسیار ارزشمند است. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21528
سلام: سوال از آقای استاد طاهرزاده عزیز، فردی هست که میگوید علم نجوم بلد هست و یک سری پیشگویی هایی میکند و البته در صحبتها مدافع انقلاب و رهبری هم هست دنبال کردن صحبتهای ایشان اشکالی ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: علمای ما علم نجومی که در میدان پیشگوییها ورود میکند، مردود میدانند زیرا عموماً با توهّمات و القائات شیطانی همراه است. و البته آن غیر از علوم نجومی است که ستارگان را برای تعیین اوقات شرعی رصد میکنند. موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیز: استاد در صبحگاه که مزاحم شما شدم و در مورد اینکه چرا با توجه به مطالعه ی راهکارهای رفع و دفع موانع بندگی و رذائل اخلاقی اما باز هم در عمل کماکان نقص ها بسیار زیاد هست خدمتتان صحبت شد که فرمودید پرسش را در سایت خدمتتان ارسال کنم تا از آقای نجات بخش مطلبی را بیان بفرمایید. پرسش را در سایت قرار دادم ولی در پاسخ به صحبت های آقای نجات بخش اشاره نفرمودید و به همین جهت عذرخواهی میکنم مجدد مزاحم شدم. استاد خیلی خیلی التماس دعا دارم از وجودتان. هر روز که زمین میخورم شوق و ذوقم از این مسیر کم تر و نا امیدی بیشتر می شود. استاد از دست خودم مستاصل شده ام.🥀
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر منظور مباحثی است که جناب استاد نجاتبخش در کانال «سها» دنبال میکنند و یا جلساتی که در خدمتشان به صورت مجالست و مذاکره انجام میشود مانند https://eitaa.com/soha_sima/5995 و https://eitaa.com/soha_sima/5979 مهم آن است که با دنبالکردن این نوع مباحث، نسبتی بین ما با نهاییترین حضور از طریق انسانهای نهایی برقرار میشود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23629 موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز. در پرسش و پاسخ شماره ۴۲۱۷۴، درباره جریانهای عریانی در خیابانها نکاتی را فرموده بودید: https://eitaa.com/matalebevijeh/23546 و
https://eitaa.com/matalebevijeh/23547https://eitaa.com/matalebevijeh/23547
از فرمایشات حضرتعالی اینگونه برداشت میشود که عبور از این جریانها، در نهایت نیازمند یک حرکت فرهنگی عمیق و عبور از فرهنگ غربی و آمریکایی است که به نظر بنده نیز سخن درستی میباشد.
اما در کنار این بحث فرهنگی، آیا دولت و دولتمردان نیز وظیفه ندارند بر اساس قوانین موجود، از رواج این نوع برهنگی در فضای عمومی جلوگیری کنند؟ در این رابطه، جناب آیتالله مهدوی، امام جمعه، نیز تذکراتی به دولتمردان داشتهاند: https://eitaa.com/janfada_hejab/109
خواهشمندم نظر خود را در این زمینه بفرمایید. آیا دولت موظف است برای جلوگیری از رواج این نوع برهنگی در فضای عمومی، در چارچوب قوانین موجود اقدام کند؟ و چگونه میتوان این وظیفه را بهگونهای انجام داد که موجب تقابل و ایجاد تنش و اغتشاش در جامعه نشود؟ با تشکر
باسمه تعالی. سلام علیکم. آری! حکایت عبور از آمریکا و فرهنگ برهنگی یک بحث است که ما باید در فعالیتهای فرهنگی مدّ نظر قرار دهیم و بحث دیگر وظیفه دولت و دولتمردان است که با تاکید بر قوانینی که شرط شهروندی میباشد مانع زیر پا گذاردن آن قوانین توسط عدهای بشود، قوانینی که مسلماً این نوع برهنگی ها را بر نمیتابد و تاکید آیت الله مهدوی از این جهت تاکیدی لازم و ضروری میباشد. حداقل همان اندازه که اگر شهروندی رعایت قوانین رانندگی را نکرد باید از بعضی از امکانات شهر محروم شود، چرا دولت در رابطه با این نوع عریانیها در این رابطه اقدام نمیکند، بدون آنکه نیاز باشد تقابلی صورت بگیرد و اغتشاشی را دامن بزند که بهانهای باشد برای دشمنان ما که گمان کنند ما گرفتار اختلافات داخلی هستیم. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: ببخشید سوالی داشتم. ما یک گروهی ایم که تو یک مسجد کار فرهنگی\تربیتی میکنیم، یک تشکیلاتیم هرچند با تشکیلات اسلامی خیلی فاصله داریم اما خب داریم به سمتش پیش میریم، چندتا کربلا رفتیم با دوستان سفرهای مختلف ایستگاه و موکب زدن و برنامه درسی، مطالعاتی اندیشکده داریم، جلسه هفتگی و هیئت داریم، آموزش قرآن و محفل قرآنی داریم و کلاس های اصول عقاید و حلقه های معرفتی و اردوهای مختلف و کوه و سالن و ... میدونیم که نباید بازی کردن بچه ها به عبادت بقیه آسیبی بزنه و میدونیم که پینگ پنگ و بازی تو مسجد وسیله جذب جوانان به مسجد نیست اما خب یک سوال، اگه در کنار تمام برنامه ها برنامه ای برای بازی بچها، زمان های مدیریت شده برای بازی با میز پینگ پنگ یا ... با حضور یک بزرگتر در زمان های خاص با هدف خاص تربیتی انجام بشه و بینش مسائل تربیتی هم آاموزش داده بشه مشکلی داره؟ نه به شکلی که در مساجد الان هست... با تشکر💚 خدا حفظتون کنه ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت و خدا را شکر از اینهمه همّت و بصیرت که در جوانان عزیز ما به میان آمده است. آری! شأن مسجد به عنوان عبادت گاه و فضایی که روحها معراجِ خود را احساس کنند؛ امر مهمی میباشد. ولی همانطور که بحمدالله شما متوجه هستید میتوانید طوری فضای تفریح جوانان را در مسجد برنامهریزی کنید که اولاً: جوانان ما به نحوی با مسجد مرتبط شوند و ثانیاً فضای معنوی مسجد محفوظ بماند همانطور که از صدر اسلام لشکر اسلام در مسجد تجهیز میشد و حرکت میکرد. موفق باشید
سلام و رحمت مجدد بر استاد عزیزتر از جان و عذرخواهی مجدد در خصوص پاسخهایی که مرقوم فرمودید دو نکته عارض میشوم. ۱. نگاه کردن به افق تمدنی انقلاب فراتر از اختلافات موجود به یک معنا درست است و به یک معنا غلط. دستیابی به افق تمدنی روشن ناگزیر از خلال اصلاح وضع موجود یا دست کم کسب شناخت و بصیرت نسبت به خطاها و انحرافات و نفوذهای حاد امروز محقق میشود. مادام که مقامات کشور فریفته و مجری سیاستهای استعماری تحت القائات شبکه نفوذ باشند و بین جامعه فکور انقلابی نیز نسبت به آنها آگاهی و تذکر اتفاق نیفتد پیشرفتی حاصل نمیشود و لذا این مباحثات و مناظرات خودش بخشی از این فرایند گذار تمدنی است. ۲. اما گشایشهای معنوی که با ایثارگری و بذل جان خواص اسلام مثل رهبر شهید و شهید سلیمانیها و حماسههای تشییع به قاعده رزق لایتحسب هر از چند گاه نصیب جبهه انقلاب میشود نهایتاً باید در قالب حکمرانی صحیح دینی نهادینه شود تا ممد و مثبِت آن حال و آن صفا در ساختار اجتماعی شود و غایت حکومت اسلامی که حیات طیبه است برای احاد مردم محقق شود. حتی اگر تحقق این مهم برای آینده بقیهاللهی تقدیر شده باشد اما در دوره غیبت باید صورتی از آن حکمرانی مطلوب در ذهنها ترسیم شود و حتی الامکان از استمرار خطاهای مفرط در حکمرانی که موجب مزید ابتلائات و خسارات در دوره غیبت است اجتناب شود البته به مقداری که سعه تنگ و بضاعت مزجات دوره غیبت اجازه میدهد. لذا وقتی افق تمدنی نورانی که حضرت استاد بدان التفات میدهند را با ملاحظات بالا تفصیل دادیم و صورت راهبردی و فرایندی بدان بخشیدیم، آنگاه تمام آنچه در نقد خطاهای مفرط دوستان خودی عرض شد محل اعراب خود را یافته و دیگر حمل به مقولات روانشناختی و اخلاقی مثل نابردباری یا عدم تحمل تفاوتها یا نفی دیگران نمیشود. به هر حال نسبت به تهدیدات حاد و خطاهای خسارتباری که در این مسیر طولانی رخ می دهد باید موضع و واکنش داشت و با احاله به لمعههای گذرا از وجود برترمان که در ایامالله ظاهر میشود، نمیتوان آن خطاها را که ناشی از صورت نهادینه و پایدار استعمار در نظام دانشگاهی و حکمرانی کشورمان و دستکاریهای شبکه نفوذ است نادیده گرفت. به هر حال غفلتها و خطاهای حکمرانی این دوستان موجب ریختن خون مردم و ضربات جدی به امنیت و کیان کشور و جبهه مقاومت شده است و نمیتوان به دلیل امید به حیات أنسی و رفقیِ آینده از تذکر خطاهای مهلک امروز خودداری کرد. استاد گرامی خود از دوپارگی تاریخی و وجودی ما در منزلگاه واقع در بین تجدد و ظهور سخن گفته اند و نگرانی ما نیز از شرور ناشی از آن پاره غربزده است که در کنار آن پاره نورانی ایمانی، به سان قرین شدن آب و آتش، در وجود برخی دوستان خودی قرین شده است و سر منشأ خطاها و خلطهای بزرگ. اما در خصوص نظری که از جناب دکتر زارعی در خصوص بحث کودتا از آقای نبویان ارجاع دادید. یکی از صغرویات و حقایق تاریخی مهم که شناخت آن بسیار ضروری و البته بسیار نادر است، آگاهی از وضعیتی است که شبکه نفوذ بر سر دستگاه اطلاعاتی کشور آورده است. مطالعات ما حاکی از تأثیرگذاری قابل توجه شبکه نفوذ حتی بر عملکرد دستگاه اطلاعاتی کشور است که شامل تأثیرگذاری فکری و شناختی و سازمانی تا حتی سلطه و انحراف میشود بدان سان که میتوان گفت دستگاه اطلاعاتی کشور اغلب خود یا مجری یا بازیچه طرحهای نفوذ است. فلذا اعتماد جناب دکتر زارعی به شهادت مقامات اطلاعاتی کشور در کمیسیون امنیت ملی، نوعی خوش خیالی است. استاد گرامی را به مصاحبه آیتالله سید محمد خامنهای درباره واقعه مک فارلین و همکاری راهبردی آقایان هاشمی و روحانی با آمریکا و انگلیس به واسطه شبکه مخفی اسرائیل، مقالات آقای عبدالله شهبازی با عنوان سرویسهای جاسوسی و انقلاب اسلامی در باره سیطره شبکه زیتون بر دستگاه اطلاعاتی و افشاگریهای آقای احمدینژاد از شبکه نفوذی در دستگاه اطلاعاتی کشور ارجاع میدهم. اجمالاً اینکه به دستگاه اطلاعاتی که جان و فرماندهان کشور را هم نمیتواند حفظ کند و مانند جریان سیاسی غربگرا فریفته شبیخون مذاکراتی دشمن میشود (که در آن تعمد هم قطعا دخیل است) نمیتوان اعتماد کرد. بگذریم که ما درگیری آقای زارعی با چهرههای فوقالعاده بصیر جبهه انقلاب را نمونهای از بازیخوردگی خود ایشان به دست شبکه نفوذ میدانیم و یک بار تلاشمان برای تنبه و التفات ایشان به این بحث مهم به دلیل خوشبینی ساده لوحانه ایشان به «ارگانهای قانونی نظام مقدس جمهوری اسلامی» بی نتیجه ماند. مطمئناً یکی از گامهای بزرگ ما به سوی آینده بقیهاللهی و تحقق وجود متعالی معنوی ترابطی و انسی، شناسایی و رسیدگی به شبکه نفوذی به غایت خبیث در دستگاه اطلاعاتی کشور است که مرتب مشغول ایجاد آشوب شناختی در کنار ترویج انحرافات سیاستی و ضربات امنیتی است؛ کاری که شاید در آینده از عهده احمدینژادها و بهتر از اوها بر بیاید. ان شاء الله عذرخواه از دوام تصدیع التماس دعا با خاکساری
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه این نوع مکالمه را به معنی واقعی نوعی گفتگو میدانم؛ موجب خرسندی بنده میباشد و منظور بنده از گفتگو همان واژۀ «دایلوگی» است که جناب هگل در تاریخ خود به میان آوردند تا نسبت انسانها در تفاوتهای نگاه به سوی تعالیِ برتر سوق پیدا کند. لذا «تز» در مواجهه با «آنتی تز» نتیجه نفیِ یکی و اثبات دیگری نمیشود، بلکه حاصلی پیش میآید تحت عنوان «سنتز». ما در حضورِ تمدنی خود در چنین جایگاهی قرار داریم و هگل متوجۀ این خطر بود که به جای مواجهۀ اندیشهها، تقابل اندیشهها پیش آمد و بسیار تلاش کرد که چنین نشود. ولی با تأسف تمام جنگ جهانی اول و دوم در دل همان اروپایی که اندیشهها به میان آمدند، ظهور کرد و حدود 80 میلیون از آن مردم، خودشان را به دلایلی که از نظر خودشان موجه بود، به قتل رساندند. حال، این مائیم و آینده ای دیگر که اگر بتوانیم ذیل اسلام و انقلاب اسلامی به وسعتی که آقای شهیدمان نسبت به انسانها داشتند؛ خود را ادامه دهیم تا آن حدّی که حتی توصیه میفرمایند تا فتوایشان در مورد «عدم توهین به بزرگان اهل سنت» را روی کفنشان بنویسند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 حال مائیم و آیندهای که یا میتوانیم از این خطر عبور کنیم و یا با هزار دلیل هر کدام به گمان خودمان، «دیگری» را نفی میکنیم. خطری که حضرت آیت حقّ، آیت الله سید مجتبی خامنهای با بصیرت خاص تاریخیشان متوجه شدهاند و اینچنین در پیام اخیر خود تحت عنوان «تبیین مسائل مهم کشور» در تاریخ ۲۶ / تیر / ۱۴۰۵ متذکر اصولیترین امور در این برهه که اصرار بر «وحدت کلمه» و «اتحاد مقدس» است؛ شدند. امری که انتظار میرود عزیزانِ دلسوزی مانند شما طلایهدار و پیشتاز چنین امری باشید. مسائلی که مطرح میکنید بسیار فرعیتر از آن است که مشغول آنان شویم همچنانکه آقای شهید ایران، خود را مشغول این امور نکردند و با سبکی خاص، آری! با سبکی خاص نشان دادند که کجاها را باید مدّ نظر قرار داد و تاریخ گواه است که مسلمانان آن اندازه که با خُلق حضرت محمد«صلواتاللهعلیهواله» به اسلام گرایش پیدا کردند، بر اساس وَحی الهی آن گرایش را نداشتند. که البته این اولِ بحث است. در این رابطه خوب است به مصاحبۀ آقای جواد موگویی و دکتر عباس عراقچی توجه فرمایید. https://eitaa.com/arshiv3133/330 آیا میتوان آقای عراقچی و امثال ایشان را در عین تفاوتهایی که با آنها داریم، آنان را از خود ندانیم؟ موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام الله علیکم استاد طاهرزاده عزیز، امیدوارم که در صحت و سلامت باشید. لطفاً راهنمایی بفرمایید که با توجه به نامه اخیر امام خامنهای و جدا نمودن مردم و خودشان از خواصی که مغایر با نظر ایشان امضای تفاهمنامه کردند. و نیز بیانیه ۱۰ مادهای اکثریت اعضای مجلس خبرگان، پیرو این پیام، موضع ما در قبال جریانی که در کشور به دنبال «عبور از ولیفقیه» و ایجاد تنش بین دولت و رهبری هستند. جریانی که سعی میکند خود را جناح غالب معرفی کرده و نظراتش را تحمیل کند. جریانی که در دولتهای گذشته نیز به دنبال تضعیف جایگاه ولایتفقیه بوده و اکنون تز «عبور از رهبری، با رهبری» را مطرح کرده است و متاسفانه مسئولینی که ناشی از دل سپردن به این طیف، در حال دور شدن از مردم و امام جامعه هستند، چه باید باشد؟ آیا اکنون نباید مردم از خواصِ سردرگم فاصله بگیرند، حول محور ولایت متمرکز شده و مطالبه شفافیت و حفظ ولایتفقیه را در خیابانها فریاد بزنند، تا دولت و مسئولان بدانند که مردم نظارهگر عملکرد آنها هستند تا به تعهد خودشان عمل کنند، و اگر از خطوط قرمز عبور کنند، هزینه سنگین آن را پرداخت خواهند کرد؟ آیا میشود گفت این مطالبه، که مطالبه رهبری هم هست، وحدت شکنی است یا اتفاقاً عین عقلانیت است؟ ارادتمند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته بیندیشید که چگونه آن رهبر شهید در مسیر ادامۀ انقلاب از این موانع، انقلاب را عبور دادند. حکایت، حکایت بسیار پیچیده و دقیقی میباشد و حقیقتاً اگر ما نتوانیم در دل همین فرهنگ حضور خیابانی خود تکلیف خود را با موضوع اقتصاد لیبرالی و سیاست وابسته به نظم غربی حل کنیم، همچنان غمی که جنابعالی دلسوزانه از آن یاد میکنید، ما را فرا میگیرد. همین اندازه میدانم که آن رهبر شهید با روشی خاص به جای درگیریِ مستقیم با این جریانها، روش عبور از آنها را پیشه کردند که نمونۀ آن را در نسبت آن رهبر شهید با آقای هاشمی ملاحظه فرمودید، و این به جهت آن است که آن مرد الهی با آگاهیهایی که نسبت به معنای تمدن در تاریخ جدید داشتند عمل میکردند و شخصیت «رُمان»خواندۀ ایشان را ساده نگیرید و از این جهت تصور بنده آن است که ما اگر با همان نگاه تمدنی که در پیش است، موضوعات را دنبال نکنیم، همان خطر جنگ جهانی اول و دوم که در دل تمدن نوخواستۀ غربی پیش آمد، ما را تهدید میکند و اتفاقاً متفکران جهان غرب پس از آن دو جنگ متوجه شدند از «دیگری» غفلت کردند که این در جای خود عرض عریضی دارد. که البته امثال جنابعالی در این مورد اهل فکر هستید. در اشاراتی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» شده است سعی بر آن است تا رفقا در این مورد نیز بیندیشند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: عذرخواهم. در حیرتم از عزیزانی که شما را متهم به دفاع از مذاکره و جریان وفاق میکنند! در حالیکه استاد طاهرزاده اساساً «در جای دیگری ایستاده» و تلاش میکنند کشور دچار دوقطبی نشود. چون دو قطبی شدن، کشور و انقلاب را از سیر تمدنی و جهانی شدنِ خودش عقب می اندازد. استاد طاهرزاده با شناختی که از تقدیر تاریخی و ارادهی الهی در تاریخ کنونی دارند، بدون هیچ نگرانی و با آرامش مخصوص به خودشان به راحتی می دانند که حوادث چگونه در حال پیشروی به سوی مقاصد خودش هست. باز هم از محضر استاد بزرگوار عذرخواهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفۀ اصلی ما این است که همواره «تفکر»، در میان باشد و به همین جهت در روایات داریم عبادات ما هم در حدّ تفکر ما قبول میشود و نه به جهت کثرت عبادات. و از این جهت باید متوجۀ جایگاه موضوعات شد و اینکه بحمدالله ما در شرایطی هستیم که با قدرت در میدان مقابله با استکبار در صحنه هستیم و از این جهت هر دو جریان که صادقانه موافق یا مخالف مذاکره با آمریکا هستند را، میفهمیم بدون آنکه یکی را حقّ و دیگری را باطل بدانیم. موفق باشید
سلام استاد: در صحبتهای شما دیدم که ایمان به ایمان رهبری یا تاریخی شروع شده با خدای خامنهای ووو من خیلی دلم میخواد به رهبر خیلی خیلی خیلی علاقه خاص داشته باشم و مطیع محض باشم اما هر کاری میکنم این اتفاق نمی افته گاهی در دلم به صحبتهای رهبر شهید خیلی نقد داشتم در رفتارهای متفاوتی که در دو دولت احمدی نژاد و روحانی ایجاد شد، و در دولت روحانی دیدم خدمات خیلی خوب دیده نشد و بیشتر ضعفها دیده شد و در دولت احمدی نژاد با وجودی که همه ما میدیدبم احمدی نژاد تغییر مسیر دادند اما ایشان نقاط قوت را بیشتر از ضعفها میدیدند، انکار احساسی در دلم ایجاد میشد خودشان بیشتر شخصیت اصول گرا هستند با مثلا نزدیک به پایداری ووو الان دوست دارم نسبت به آقا سید مجتبی اینطور نباشم و خیلی اطاعت محض داشته باشم اما با اولین پیام سیاسی ایشان و پس از آن ایجاد یک جو سمی در شهر قم باعث شد یه کم دلسرد بشم و نقدهایی داشته باشم که کاش مثلا یه کم توضیح بیشتری در مانسون میدادند که با اصل مذاکره مخالف نیستند ووو شما چه راه حلی به من پیشنهاد میدهید که من عاشق ولی فقیه امشوم و مطیع امر ایشان و حضوری بدون اراده و تصمیم و نظر کنار ایشان داشته باشم؟ سوال دوم اینکه چطور با خدای خامنه ای شهید پیش روم و چه مباحث و کتابی را پیشنهاد میکنید؟ سوم اینکه من احساس میکنم دیگه زندگی ما باید با این روحیه مقاومت شدید پیش بره و جو دوگانگی و دوقطبی هایی که پیش میاد واقعا انرژی از ما گرفته برای بالا بردن ظرفیتمان و برگشت به زندگی ای که از نظر آرامش در قبل داشتیم چه کنیم، خیلی در شرایط تجافی خاصی هستم روزها خسته و مطالعات و پیگیری ویسهای شما یه کم کمتر شده از بس شبها که میریم بیرون کف خیابان فشار دو قطبی و حاشیه ها اذیت کننده است روزها انرژی از ما گرفته میشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً باید پیامهای رهبر معظم انقلاب را با دقت مطالعه کرد. به عنوان نمونه میتوانید نگاه حاج آقا تویسرکانی را در رابطه با آخرین پیام رهبری مدّ نظر قرار دهیدhttps://eitaa.com/rahe_khamenei/51560 2 - کتاب «خون دلی که لعل شد» برای تدبّر نسبت به شخصیت رهبر شهید راهگشا میباشد. ۳. به جهت اجتماعات شبانه، جلسات رسمی هفتگیِ اینجانب فعلاً تعطیل شده است. عرایضی در روز تاسوعا شده است که میتوانید به آن رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/23022 . در رابطه با عبور از این نوع دوقطبیها تذکرات اخیر آقای مهدی محمدی میتواند مؤثر باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026 موفق باشید
سلام استاد بزرگوار وقت شما بخیر: متن سوال یکی از دوستانم رو خدمتتون ارسال میکنم، ممنون میشم در حد اقتضا پاسخی مبسوط ارائه بفرمایید: «از استادتون بپرس: من یه دوستی دارم جاهله چکار کنه مادر جاهلتری نباشه و بتونه از حجاب و ... برای بچه اش ضد خدا درست نکنه؟»
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ حساسی است. عرایضی تحت عنوان «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds شده است. امید است که این مادرِ دلسوز و فهمیده، بتواند در دلِ یک گفتگو فرزند خود را به انتخاب حجاب برساند. عرایضی تحت عنوان «چادر، یا حجاب کامل بدون چادر» در سؤال و جواب شمارۀ 41802 شده است، خوب است به آن رجوع شود. موفق باشید
سلام علیکم: اخیرا صوتی از آقای نبویان در رابطه با مواردی که باید با آمریکا در مذاکره پیش بیاید مطرح شده است https://eitaa.com/sabety_ir/6485 ظاهراً مفاد این متن به هیچ وجه با آرمانهای رهبر انقلاب و مردم خیابان و میادین نمیخواند. خواستم نظر جنابعالی را در این مورد بدانم.
باسمه تعالی. سلام علیکم: بنده آن صوت را شنیدم و در نقد سخنان و برداشت ایشان خوب است که سخنان آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی را هم بشنوید https://eitaa.com/barzegar1359/4012 اینجاست که باز باید تاکید شود که بیش از پیش باید ذیل حضور تاریخی خود که با این پیروزی بزرگ به دست آمده است فکر کنیم و همدیگر را بیشتر بفهمیم.
به خصوص که جناب استاد مهدی محمدی در فایل شماره ۴۵ خود در 17 خرداد 1405 https://eitaa.com/mohammadi61/969 از دقیقه هشتم آن فایل تذکر میدهند که در مذاکرات هیچ توافقی صورت نگرفته و به گفته ایشان با مواضعی که آمریکا گرفته اساساً معلوم نیست توافقی صورت بگیرد زیرا ما در موضع قدرت قرار داریم. میفرمایند این دوستانی که این حرفا را در مورد متن میزنند، نه متنی دیدهاند و نه از جریان مذاکرات باخبر هستند. آمریکا میدونه که باید به ما امتیاز بده و در این متن امتیازهای قابل توجه مطرح شده است هرچند هنوز توافقی وجود نداره. چطور آدما انقدر با قاطعیت ارزیابی میکنند و بارها گفتم چیزی نهایی نشده، یه جوری حرف میزنند که انگار کشور دچار تشدد و چند پارگی شده. روزهای آینده نشون خواهد داد که تا حالا اینجور نبوده و از این به بعدم اینجوری نیست و از این جهت ما باید از مشاجره داخلی خودداری بکنیم. بالاخره کار بزرگ هزینه داره دیگه همه ما باید آماده باشیم که بخشی از این هزینه باشیم و دلیلشم اینه که تو موضوعات کلیدی هنوز آمریکا اون امتیاز رضایت بخشی رو که باید بده نداده .
از جناب آقای ثابتی انتظار میرفت که اگر فایل سخن آقای نبویان را در کانال خود میگذارند، برای کمک به کاربرانشان نگاه و نظر افراد دیگر را که در این مورد نظر متفاوت دارند مطرح کنند در این حالت هست که میتوانیم همدیگر را بیشتر بفهمیم. امری که برای حضور در جهان آینده با شخصیت تمدنی باز میباشد. موفق باشید
