سلام علیکم: با توجه به اتفاقات موجود کشور و مسئله ی اقتصاد حقیقتا فضای دانشجویی کشور احساس مسئولیت و تکلیف کرده است لذا بیش از صد تشکل دانشجویی در کل کشور دور هم جمع شده اند و نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته اند در لبیک به حضور در میادین اقتصادی و توجه به آینده ی آن با توجه به اقتصاد دانش بنیان. همانطوری که جنابعالی لطف کردید و در خطاب به نشریه ی تمدن فرمودید: «امیدوار هستم تا آن عزیزان با همان همتی که گفتهاند و نوشتهاند همچنان برای آن آیندههای دور در میدان باشند که معنای فردای ما در فرهنگ دانش بنیان است، دانشی که نسبت انسان را در ارتباط با امکانات طبیعت همچنان قدسی نگه میدارد.» حال عاجزانه از جنابعالی خواستاریم که نسبت به نامه ی ۱۰۰ تشکل دانشجویی خطاب به رهبر انقلاب تقریری برای ما داشته باشید و ما را بهرهمند فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم: نامۀ ۱۰۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور در لبیک به رهبر انقلاب و اعلام آمادگی برای ساخت آینده کشور به آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی»:
جنگ و فرصتی دوباره برای اقتصاد مقاومتی محضر مبارک رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای «حفظهاللهتعالی» سلام علیکم: با شروع تجاوزات و جنایات دشمنان قدّاره کش در اسفند ماه و در پی آن شهادت رهبر عزیزمان، این ملت بعثت خود را با حضور مداوم در میادین و حفاظت از ارزشهای انقلاب اسلامی، نشان داده؛ و با امر شما که فرمودید حضور در صحنه جامعه باید استمرار یابد، بعد از گذشت دو ماه این ایستادگی پرشور ملت، جهان را به حیرت واداشته است؛ لکن میدانیم که حفظ صحنه جامعه، فقط محدود به تجمعات نیست؛ بلکه باید در هر زمان، نوع حضور خود در تاریخ را پیدا کرده و متناسب با نیاز زمانه و میهن، شیوه نقشآفرینی در پرتو وحدت ملی را، در این صراط مستقیم تاریخ پیدا کنیم. اکنون نیز با تخریب زیرساختها، دانشگاهها و مراکز تولیدی کشور، شاهد جنایت دیگری از وحوشان تاریخ در تجاوز به حریم علم، دانش و تولید ملی هستیم. ما دانشجویان ایران اسلامی این اتفاقات را محکوم میکنیم؛ اما نه مانند محکومیتهای مرسوم سازمانهای بینالمللی، بلکه از جنس محکومیتی که در پی آن، ارادهای حقیقی و برخاسته از متن دانشگاههای کشور ایجاد میشود برای مقاومت، برای ایستادن در نقطهی کارهای نشدنی و برای ساخت آینده ایران عزیز با شروع یک جهاد سازندگی دیگر. دشمنان ما با علمهای مرسوم و تقلیدی رایج در جهان کاری ندارند؛ مسئله آنها علمهای وابسته و مصرفکننده نیست، بلکه واهمهی آنها از حرکت علمی درونزایی است که به برکت انقلاب اسلامی جوانه زده و در حال رشد است؛ چرا که میدانند بالندگی این علم چه پیامدهایی در نظم نوین جهانی خواهد داشت. اینجا، پیشرفت بر پایه تولید علم، توأم با ایمانی است که از دل جوانان این سرزمین میجوشد و در میدان عمل، معادلات را به هم میریزد؛ همانطور که رهبر شهیدمان فرمودند: «ایران اسلامی، بر اساس دین و دانش بنا شده است»؛ آنان میخواهند با تخریب زیرساختهای مادی، نبض تولید و علمآموزی در ایران را متوقف کنند، اما غافل اند که نبض حقیقی این کشور نه در ساختمانها و ماشینآلات، که در قلب ها و ذهنهای جوانان مؤمن و دانشمند آن میتپد. نمیدانند که بمباران یک دانشگاه، تخریب یک مرکز تحقیقاتی یا یک خط تولید، نمیتواند ذهن خلاق و روحیه جهادی دانشجوی ایران را از کار بیندازد، و میکوشند، با این جنایات، ما را دچار تردید و توقف کنند؛ غافل از اینکه ما از دل همین آوارها انگیزهای مضاعف برای ساخت آینده کشور مییابیم. ما به شما عرض میکنیم که جنبش دانشجویی و گفتمان دانشجویی حال کشور، اکنون در نقطهای ایستاده است که به آینده جمهوری اسلامی ایران و ساخت آن میاندیشد که تحقق این امر در رفتن به سمت جهاد سازندگی نوین میباشد. امروز هنگامی که دشمنان ایران به بمباران و تخریب مراکز تولیدی و صنعتی همچون فولاد مبارکه اصفهان، خوزستان و یا پژوهشکدههای دانشگاههای مختلف روی میآورد، دانشجوی ما آماده است تا به میدان بیاید و در این صحنه با مناسبات دیگری حاضر شود. این منطق جدیدی است که تهدید را تبدیل به فرصتی از جنس دانش و فناوری میکند؛ دانشجویان این کشور برای ساخت دوباره و بهرهوری آنها، در صحنههای کشور حاضرند و هنگام آن است که مسئولین از این پشتوانه دانشجویی، جهت ساخت کشور استفاده کنند که این اتفاق، یکی از صحنههای تحقق اقتصاد مقاومتی است و میتواند ما را با شتاب مثبت، در حرکت درست انقلاب اسلامی هدایت کند. با امتداد این مسیر است که با شکر عملی این نعمتها ایران قوی را همچون گذشته میسازیم. حضرت آقا لبیک امروز ما یک شعار نیست؛ بلکه لبیک عزم گونه و اراده مندانۀ جوانانی است که با مقاومت و ایستادگی شبانه روزی خود در میدان های مختلف کشور در این جنگ تحمیلی سوم ایستادگی کردهاند. نسل جوان دانشگاهی سخت کوش و متعهد امروز، به خوبی دریافته است که تنها مسیر عزت و پیشرفت ایران اسلامی، عبور از لبه های فناوری راهبردی و دانش بنیان است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری بر این باوریم که دین و دانش جوانان ما، در بسیاری از میدانها توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی کند و پس از این هم به خواست خدا همینگونه خواهد بود. پس در پاسداری از سرمایههای ملی خود لبیک میگوییم همانطور که در دفاع از مرزهای آبی و خاکی خود گفتهایم. لبیک در جهت حفظ ظرفیت هویتی، معنوی، انسانی، علمی و صنعتی، و لبیک در حفظ و اعتلای فناوری های پایهای و نوین از نانو و بیو تا هستهای و موشکی. در پایان باید این را به دشمنان جمهوری اسلامی ایران یادآور شویم که تفکر دانشجویان امروز ایران، از جنس اراده های متزلزل و علم های دنیوی نیست؛ بلکه همان است که امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «اگر جهانخوران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد»، و امروز ما نیز با همین منطق در مقابل دنیای استکبار ایستادگی خواهیم کرد. ایستادن در نقطه کارهای نشدنی، همان ایستادگی است که رهبر شهیدمان (اعلی اللّه مقامه) الگوی آن بود و ما به تأسی از ایشان برای ساختن فردایی که قرنها از گزند حوادث مصون باشد، آمادهایم و این آمادگی، شروع گفتمان سازندگی و شعار سال (اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی) در فصل جدید انقلاب اسلامی است. امید است در این جنگ تحمیلی سوم که شکست هیمنهی دشمنان به وضوح قابل مشاهده است، و در این مقطع حساس تاریخی که دشمن همه توان خود را برای متوقف کردن ایران به کار بسته، بتوانیم با مقاومت علمی و ایستادگی فکری، ایران اسلامی را با پیروی از راه آقای شهیدمان و رهبری حکیمانهی شما، بیش از پیش بسازیم و به قلههای پیشرفت برسانیم. این عهد ما با شما و با ملت ایران، عهدی است برآمده از ایمان، دانش و اراده ی پولادین جوانان ایران اسلامی. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته جمعی از تشکلهای دانشجویی سراسر کشور
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه رهبر جوان ما به خوبی متوجۀ آرمانهای آن امام شهید هستند؛ این یعنی بازگشت به آرزویی که آن رهبر شهید به دنبال آن بودند که هرچه مردمیکردنِ نظام و بخصوص اقتصاد است. البته شما دانشجویان عزیز خوب است که به یاد آورید که شهید رئیسی عزیز در راستای مردمیکردنِ دولت، حتی جناب آقای سید احمد عبودتیان را در حکمی به عنوان «دستیار رئیس جمهور در امر مردمیسازی دولت» منصوب و همه مقامات و دستگاههای دولتی را در راستای تحقق انتظارات پیوست این حکم، مکلف به همکاری با وی کردند. https://rooziato.com/1401386808/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
همه میدانیم که دولتها در جهان امروز در حال تبدیل به دولت الکترونیک هستند و مردم نیز هرکدام به پوشهای از داده های مختلف از تحصیلات و خرید و مکان و... تقلیل یافته اند. کشورما نیز درحالیکه هنوز نتوانسته است از یک دولت کارآمد برخوردار شود ودرگیر بروکراسی نابسامان است شاید امروز درمان خودرا در رسیدن به دولت الکترونیک بداند و هوش مصنوعی را موهبتی برای برنامه ریزی قلمداد کند و مردم ما نیز فضای مجازی را فرصت آزادی خود تلقی کنند. در این جهان وهمی انسان را می گیرد که گویی بدون اندیشه و عمل می توان با تکیه بر فضای مجازی از بن بست های کنونی عبور کرد. غلبه بر این وهم بسیار دشوار است چرا که گویا آنکس که میخواهد انسان را از این وهم آزاد سازد همچون ملک الموت است که میخواهد او را از دنیای شیرین جدا کند. مردمی سازی دولت بیش از آنکه با بروکراسی از کارافتاده چالش داشته باشد با این توهم دست به گریبان است. تجربه سالیان گذشته در مورد تاکسیرانی و مسائل پیچیده قیمت تاکسی ها که به یک سازمان ناکارآمد تبدیل شده بود و به ناگاه با اسنپ و...همه این مشکلات حل شد و همه در این وهم هستند که مسأله حل شده است. نمونه خوبی است تا ما متوجه باشیم خطری که در پیش داریم بسیار عظیم تر از امری است که امروز خود را در مواجهه با آن می بینم.
مردمی سازی دولت. اولاً: نیاز به درک مسائل و مشکلات کشور و همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت کشور است. همانطور که می دانید در جهانی زندگی میکنیم که مردمیسازیِ دولت امری بسیار پیچیده است و رسالت نظام اسلامی را در امر حضور مردم در سرنوشتشان که مربوط به ذات انقلاب اسلامی است بسیار سهمگین کرده. باید جهت عبور از نئولیبرالیسم، پس از درک مسائل کشور از یک طرف، و فهم درست مردم از خرد سیاسیِ لازم و آزادی مربوط به آن از طرف دیگر، بسیار فکر کرد تا همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت شکل بگیرد و این امر نیازمند توجه به فهم درست جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی از یک طرف و ادامه آن در دل همان روحیه از طرف دیگر دارد به این معنا که برای مردم و مسئولان روشن شود باید با همان روحیهای که انقلاب اسلامی محقق شد، یعنی درکِ خرد سیاسی مناسب این زمانه، با همان خرد، خود را معنا کند و خود را ادامه دهند. از این جهت باید متذکر افق و چشماندازی شد که در راستای مردمی سازی دولت در پیش است و عقل را جهت نزدیکی و به فعلیتآوردن آن چشمانداز به کار گرفت و به آنچه انگیزه تحقق انقلاب در مردم شد، نظر کرد. زیرا وقتی بنا باشد اداره کارهای جامعه و کشور بر عهده مردم قرار گیرد و مردم حقّ دخالت در امور را داشته باشند و رفع مشکلاتشان نیز بر عهده خودشان باشد، حقیقتاً به آزادی نیز نیازمند میشویم، امری که حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» بر آن تأکید داشتهاند و در جلسه با اعضای مجلس خبرگان فرمودند:
« من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر ملت، من سفارش میکنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و یک حرفهایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد. همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست. شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد. ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد. ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع است».
به نظر میآید با این جملاتِ حضرت امام بنا بوده همهچیز از نو آغاز شود و فهم مردم وارد تاریخ گردد و «تکلیف» و «آزادی» کنار هم بیاید.
اگرچه قبل از انقلاب به عقل افراد و عقل جمعی در شکلدادن به جامعه اهمیت داده نمیشد، ولی با انقلاب اسلامی که نوعی حضور در عصر جدید و نظر به انسان مدرن است، بنا بر این بود و هست که آن عقل، مقام خاصی در زندگی افراد پیدا کند. ما چارهای نداریم اگر بخواهیم در این جهان زندگی کنیم باید به عقل افراد و عقل جمعی نظر نماییم و به بهانه وجود قوانین، نمیتوان این حق را از مردم گرفت بلکه قانون را نیز باید با نظر به پیوستگیِ اجتماعی و خردی که نظر به عبور از مشکلات اجتماعی دارد، مدّ نظر قرار داد. اینجا است که اگر میخواهیم فرهنگ «دانشبنیان» به صحنه آید و تکنیک نیز رونق خاص خود را پیدا کند باید به آن خرد و پیوستگی اجتماعی نظر کرد وگرنه روح مردمی فرهنگ «دانشبنیان» به حاشیه میرود.
و مسلّم رهبر عزیز جوانمان در راستای آمادگی که شما جوانان به میان آوردهاید، امیدوار خواهند بود تا در همین میدانی که مردم ما وارد شدهاند، ما را از اقتصادی که هنوز آمریکاییهای داخلی برای مردم تصمیم میگیرند، نجات دهند و این یعنی عبور از آمریکای درون در عین عبور از آمریکای بیرون. موفق باشید
باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ در پیام اولی که راجع به مذاکرات و مطالبات مردمی خدمتتان ارسال نمودم نکاتی فرمودید که بسی مایه امیدواری بود. این مطلب را در ادامه آن ارسال میکنم. جایی که افرادی در لباس ملی-مذهبی و بهظاهر دلسوزِ میهن و انقلاب، سعی در ساکت کردنِ مردمِ مجاهدِ حاضر در خیابان میکنند! ابتدا مطلبی از دکتر منان رئیسی را میگذارم تا باتوجه به آن، ادامه دهیم: [دکتر منان رئیسی، نماینده مردم شریف استان قم در مجلس شورای اسلامی در کانال بله خود فرمودند:« تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع (حکایت یک سانسور عجیب!) 🔹امروز ظهر مهمان شبکه خبر بودم؛ نزدیک به یک هفته پیگیری میکردند و تماس میگرفتند که بیا و نهایتا بعد از چند بار پیگیری آنها، عرض کردم که امروز ظهر میآیم. حدود ۲۰ دقیقه گفتگو با بنده را درباره اهمیت حضور مردم، اهمیت اقتصادی و امنیتی تنگه هرمز و ... ضبط کردند و البته ضمن نقدی ملایم و بسیار کوتاه به برجام، تذکراتی محترمانه هم به دولت در خصوص لزوم مدیریت بازار و قیمتها دادم. قرار بود برنامه را امروز عصر پخش کنند اما پس از برنامه، در کمال تعجب مطلع شدم که احتمالا به برنامه حقیر اجازه پخش نخواهند داد! پرسیدم چرا؟! گفتند چون از برجام انتقاد کردی! یاللعجب! کار به کجا رسیده که نقد ملایم و کوتاه به موضوعی که بارها توسط رهبر شهیدمان صراحتا نقد شده است اکنون به خط قرمز رسانه ملی تبدیل شده است؟! 🔹اما آنچه بنده گفتم و به مذاق آقایان خوش نیامده چه بود؟! گفتم که گرچه حضور مردم در صحنه بسیار ضروری و لازم است اما اولا از مردم درخواست دارم که اگر نقدی هم دارند در تجمّعات خود به مسئولان کشور اهانتی نکنند چون بارها رهبر شهیدمان در این خصوص تذکر دادند؛ ثانیا معنای تقاضای حقیر برای عدم اهانت این نیست که وظیفه مردم فقط تکبیر گفتن و تایید کردن تصمیمات مسئولان است زیرا لزوما همیشه همه تصمیمات مسئولان درست نیست؛ نمونهاش برجام است که گرچه تصمیم مسئولان بود اما به تصریح رهبر شهیدمان جزییات این تصمیم مورد رضایت ایشان نبود؛ و یا تصمیم تعلیق فعالیتهای هستهای که طبق خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی، مورد رضایت رهبر انقلاب نبود. 🔹حالا با خودم میاندیشم که اگر مدیران رسانه ملی، تحت فشار برخی مسئولان کشور، حتی این نوع نقدهای ملایم، محترمانه و روشنگرانه را هم نمیتوانند تحمل کنند پس کاش قبل از دعوت از هر مهمانی (به ویژه آن دسته از مهمانانی که حرّیت دارند و نیامدهاند تا همه تصمیمات قبلی و آتی را توجیه و ماستمالی کنند) به آنها اعلام کنند که تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع! تا به این ترتیب، مهمانانی که میآیند تا حرفها و مطالبات مردم کف خیابان را بزنند از قبل تکلیفشان را بدانند و وقتشان را برای آمدن به استودیوهای سیما تلف نکنند! 🔹گاهی فکر میکنم شاید امثال بنده که مطالبات مردم کف خیابان را پیگیری میکنیم و گروه خونیمان به مالهکشی و ماستمالی نمیخورد در نظام حکمرانی کشور زیادی هستیم و بهتر است به دانشگاه برگردیم و عطای سیاست را به لقایش ببخشیم تا نظام حکمرانی کشور یکدست بشود و هیچ صدای مطالبه و نقدی بلند نشود! اما هرچه هست دلم به حال این ملت مبعوث شده میسوزد که نزدیک به ۲ ماه است که برای محافظت از انقلابشان با زن و بچه کف خیابان هستند و حالا حتی انعکاس برخی از واضحترین و کمترین مطالباتشان هم در سیمای ملی تحمل نمیشود! اما بدانند که یکبار که هیچ، صد بار دیگر هم اگر امثال بنده را سانسور کنند انشاءالله دست از پیگیری مطالبات مردم برنخواهیم داشت. 🔹نمیدانم، شاید هم این چند سطر سبب شود که آقایان برای تبرئه خودشان هم که شده روزهای بعد این برنامه را پخش کنند! اما آنچه مهم است اصلاح روند فعلی حاکم بر سیما است که اگر میخواهد واقعا ملی باشد نباید در دام محافظهکاریهای کُشنده گرفتار شود و از مطالبات مردم کف خیابان فاصله بگیرد و بداند که اینمردم مبعوث شده، دیگر وظیفهشان را فقط تایید کردن و تکبیر گفتن نمیدانند!»] 1. پس از این مطلب براستی خواستم بدانم که علت این تنگنایی و عدم سعه برای چیست که حرفها شنیده نمیشود، مردم را عوام مینامند، صدای فریاد های این مردم را ساکت میکنند و گوشی برای شنیدن خواسته هایشان نیست؟ 2. مردم با اصل مذاکره مشکلی ندارد. چیزی که مشکل است مذاکره توأم با تهدید با آمریکاییست که جز به تسلیم ایران عزیز نمیاندیشد. هرگاه برخلافِ این گمان کردیم، رکبِ دشمنِ آمریکایی را خوردیم و کلاه گشادی به سرمان رفت! 4. آری! میدانیم که تاریخ جدیدی آغازیدن گرفته است که ما برای مذاکرات شرط تعیین میکنیم. ولی آیا بسنده کردن به همین مورد برای ما کافی است؟ مایی که بیش از این را هم به لطف خدا و اراده او میتوانیم بهدست آوریم؟ و این همان پیروزیِ کاملِ نهاییِ با اقتدار است. 5. ما تجربه تلخی از مذاکرات داریم. باید منصف بود و نگرانی مردم را در قبال مذاکرات محترم دانست که براستی نگرانی آور است. 6. امروز اتفاق عجیبی افتاد که خواهشمندم به آن توجه کنید؛ مشرق نیوز و تسنیم مطلبی را منتشر کردند که در آن مطلب، ده شرطِ رهبرِ انقلاب را به لوبیای سحرآمیز تعبیر کرده بودند و آنرا به تمسخر گرفته بودند. 7. وقتی جریاناتی اینچنین پلید در مطبوعات حضور دارند، به حق و انصاف است که مردم عزیز راجع به مذاکرات مطالبهای نکنند و ساکت و ساکن شوند؟ 8. خدمت شما بگویم؛ بنده در تجمعات شرکت میکنم و مردم عزیز و بزرگوار، دستنوشته هایی بسیار محترمانه و عزتمندانه و مطالبه گرانه در دست دارند و درحال مطالبه گری هستند. بعضی از بهظاهر دلسوزان، سعی در جمع آوری این دستنوشته ها کرده بودند. دستنوشته هایی که روی ده شرط مذاکرات پافشاری داشتند و دستنوشته هایی که موجب اقتدار مسئولان در مذاکرات میشد. این پلاکارد ها به جرم مطالبهگریِ معقولانه مردمِ عزیز جمعآوری می شدند. 9. نمیدانم این جمله رهبر عزیز را چگونه باید فهم کنیم که :«فریاد های شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است!». این بدان معنا نیست که اتفاقا مردم باید و باید و باید راجع به مذاکرات مطالبه نمایند، آنهم با فریاد کشیدن؟ فریاد را نمیتوان استعاره از این گرفت که صدایتان بایست به گوش مذاکره کنندگان-چه دوست و چه دشمنِ آمریکایی- برسد؟ باتشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بخواهیم و نخواهیم مردمی و مطالباتی به صحنه آمده که حکایت تاریخی است که تاریخ شکست آمریکا از طریق این ملت است و از این جهت به لطف الهی انقلاب اسلامی راه خود را بازیافته و با همان روح آرامش و پایداری از اهداف عالیهای که غربزدگان به حاشیه بردند، کوتاه نمیآیند. مسلّماً صدا و سیما در این میدان قدمهای خوبی برداشته، ولی با اینهمه باید متوجه بود که روحیۀ انقلابی مردم را نباید به جهت ترس بعضی از جریانهای محافظهکار به حاشیه برد از آن جهت که «من چه غم دارم که ویرانی بود / زیر ویران گنج سلطانی بود». باید دیوارهای ترس از آمریکا که در روح و روان بعضی رخنه کرده، با نظر به گنجهای شور ایمانی مردم فرو ریزد و از این جهت این، اول کار است بدون هرگونه افراط و مطالبات غیر واقعی از آن جهت که بدنۀ این مردمِ مبعوثشده حکیمتر از آن است که میدان را به عدهای بدهند که با شعارهای افراطی بخواهند خود را مطرح کنند. موفق باشید
سلام و عرض ادب. استاد عزیز در خصوص ازدواج، این مسئله برایم پیش آمده است که انسان آخرالزمانی که در این نهایی ترین حضور حق و باطل، به دنبال حضور اخرالزمانی و نهایی خویش میگردد، نسبت به جنسیت خودش چه الگو های حاضری میتواند داشته باشد؟ برای مثال، برادران عزیز میتوانند به عالم دانش بنیان نظر کنند و وارد این عرصه از جهاد بشوند و آن حضور نهایی خویش را بیابند. این امر برای آنها، ایجاب مینماید که بلاخره در لبهٔ کارآمدی و حضور در دنیای جدید قرار بگیرند. اما برای خواهران عزیز چه؟ آنچه مشاهده میشود این است که ما از آنها میخواهیم که به بهانه های مختلف، استعداد ها و ظرفیت وجودیشان را شکوفا نکنند و به کمترین ها بسنده کنند. حال، با توجه به معضلات عدیدهای که ما در بحث آموزش و بعد در بحث آینده تحصیلی داریم و با نظر به معضلات و جو بسیار بد دانشگاه ها، آنها باید چه افقی را مد نظر داشته باشند؟ برای ازدواج صحیح، باید به دنبال کمال خود و کمال همراه بود. کمال همراه را باید در چه دید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دو نکته را باید مدّ نظر داشت. یکی اخلاق خوب و احترام به افراد و دیگر، دنبالکردن معارف اسلامی و قرآنی بدون آنکه بخواهید در مورد مسائل سیاسی با افراد بحث و جدل داشته باشید. با چنین شخصیتی که پیشه نمودید، عملاً دلها به سوی شما جذب میشود و مطمئن باشید که مییابند ریشۀ آن شخصیت وارسته در اسلام و انقلاب اسلامی میباشد و ناخودآگاه به اسلام و انقلاب اسلامی گرایش پیدا میکنند. از طرفی بانوان نیز در شرایط اجتماعی امروزه، دوش به دوش مردان میتوانند در میدانهای سیاسی و اقتصادی حاضر شوند و در دل آن وارستگی که دارند، خود به خود شخص مناسب شخصیت آنها به آنها رجوع میکند. موفق باشید
سلام استاد عزیز ممنونم بابت پاسخ به سوال ۴۱۴۱۹ واقعا ادب اقتضا میکنه هر بار بعد از پاسخ به سوال ما از شما خیلی تشکر کنیم ولی فضای مجازی و دوری و ندیدن استادی که سالهاست از او مینوشی اما هیچ گاه حضوری او را درک نکردی خیلی سخته ،😭 استاد یه سوال داشتم در جایی فرمودید در پرسش ۴۱۳۹۹ فرمودید به حضوری ماورا زندگی و مردن بیندیشید. استاد من میخوام این رو برام خیلی باز کنید درکی از آن ندارم ،خیلی این روزها بهم سخت میگذره انگار چاره ای و راهی جز شهادت نیست ،از طرفی طلبی که منیت در آن نباشه و تماما رضا باشه و تسلیم ،خب واقعا سخته انگار نمیشه در این نا ارادگی خود را نگه داشت ،استاد من یه راه حل یه نکته خاص به راهی میخوام که در ذالقعده که داره میاد باهاش سلوک کنم ،استاد این روزها هیچی نمیفهمم هیچی چرا اینقدر عقب ماندم و چه کنم که آرام بشم و اصلا آرامش این روزها جنسش چیه ؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر بفرمایید که رسول خدا«صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم» بدین معنا که آن حضرت ماورای حضور در دنیا و یا حضور در آخرت، بدون حضور در دنیا، از حضوری خبر میدهند که در اکنونِ خود، در حضور بیکرانۀ خود حاضر شدهاند و این حکایت شریعت محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» میباشد. و هرکس حقیقتاً در این مسیر حاضر شود با چنین حضوری در خود روبهرو میگردد بدون آنکه زندگیِ دنیایی را ترک کند و دوری از دنیا را پیشه نماید. در این رابطه همۀ سخن در آن روایت مشهور نهفته است که میفرماید: «موتوا قبل ان تموتوا». موفق باشید
در ابتدای کار عرض کنم که این کلام در راستای سیاست «خودانتقادی» است و برای هرچه بهتر شدنِ سیستم ارتباطی بین حکومت و مردم است. | سرانِ حکومتی و نامحرمی با مردمِ مبعوث شده: در این نوشتار میخواهم به موضوعی اشاره کنم که در این یکهفته آتش بس به شخصه با آن درگیر بودهام و افراد زیادی را دیدم که همین دغدغه را داشتهاند. سؤال این است:« چرا سران حکومت، مردمِ مبعوثشده را نامحرم به خود میدانند؟» در راستای خبررسانی، مردم میبایست خبرهارا ابتدائا از رویترز و آکسیوس و... دریافت کنند و پس از چندین ساعت یا چند روز، مسئولان این کشور توییتی دربابِ تأیید آن خبر بزنند. در حوزه رسانه های خبری، آن رسانهای دست برتر را دارد که خبر صحیح را به سریعترین شکل ممکن به مخاطبش ارائه بدهد. در موضوعاتی همانند هواپیمای اوکراینی، گرانی بنزین و مرحومه مهسا امینی این قضیه روشن شد که عدم اطلاعرسانی صحیح و روشن و سریع باعث ایجاد تشویش در اذهان عمومی میشود. اگر مسئولان ما مردممان را نامحرم بدانند، رجوع به اینترنشنال و بی بی سی موردی عادی بهحساب میآید. حتی بعضا اخباری از سران مان پخش میشود که در عمل اجرایی نمیشود: بهعنوان مثال قبل از مذاکره، جناب دکتر قالیباف بیان فرمودند که اگر ۲ پیش شرط عملی نشود مذاکرهای نخواهیم کرد. ما عملی شدن آن دو پیش شرط را حتی در کلام دشمن مان ندیدیم و پای میز مذاکره رفتیم. یا بیان میکنند که دشمن آمریکایی-صهیونی در چند مورد ازجمله حریم هوایی و آتش بس لبنان، پیمان آتش بس را نقض کرده است. اگر براستی نقض کرده است پس وفاداری تان به این آتش بس برای چیست؟ یا مثلا در بیانیه شعام به وضوح از پذیرش ۱۰ شرط ایران توسط ترامپ سخن به میان آمده است، در صورتی که همه الان متوجه شدهایم که هیچ پذیرشی درکار نبوده و فقط قبول کرده اند که حول آن ۱۰ شرط مذاکره نمایند که اتفاقی هم نیفتاد و حتی از جملهی:« آن شروط به دردِ سطل زباله میخورد» هم استفاده کردند. این نامحرمی یعنی اینکه سؤالات و ابهامات زیادی در کلام و عمل ایشان پیدا شده و در مواجهه با اینها تصمیم به سکوت کردهاند. جای سکوت ایشان به وسیله رسانه های بیگانه پر خواهد شد و این امری نیست که بتوان جلوی آنرا گرفت. مردمی که در میادین حضور دارند، وعده ها را فراموش نمیکنند. حتما درجریان هستید که موشکهایی آماده شلیک برای انتقام نقض آتش بس لبنان بودند ولی به علل نامعلوم شلیکها صورت نگرفت. سردار سید مجید موسوی:« تعرض به حزبالله سرافراز تعرض به ایران است. میدان در تدارک پاسخ سنگین به جنایات وحشیانه رژیم است. مردم عزیزم، سوخت واقعی موشکها، حضور متحدانه شما در خیابان است. ۸ آپریل ۲۰۲۶» آیا خللی در کارِ میدان پیدا شده است؟ سرلشگر محسن رضایی:« این نظر شخصیمن است و من به هیچ وجه موافق ادامه آتشبس نیستم.همه ناوها را غـرق میکنیم و نمیگذاریم یکی از آنها فرار کند.» آیا نیرو یا افرادی در کار نظامی ایران درحال ممانعت هستند؟ با انصاف و بخواهیم یا نخواهیم، این سؤالات پیش میآیند و زمانی که پاسخی از نهاد های رسمی نداشته باشیم ابهام، تشویش، اختلاف، رجوع به رسانه های بیگانه و... امری توجیح پذیر است. با رو راست بودن با مردم تنها اتفاقی که میافتد کاهش شکاف و خلأ به وجود آمده میان مردم و مسئولان است و همین، موجب کوتاهی دست دشمن است به توفیق اللهی. باتشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: با اصل مسئله با جنابعالی موافق هستم که بالاخره این مردم عزیز با چنین شعوری که در جانشان طلوع کرده است، به هیچ وجه نامحرم نیستند و حقیقتاً باید بیش از پیش مسائل حساس کشور و بهخصوص در موضوع جنگ و جهاد را با آنان در میان گذارد. ولی همانطور که در جواب سؤال ارزشمند شمارۀ 41521 عرض شد جایگاه مذاکرات اخیر در نسبت با شرایط تاریخیِ بهوجودآمده، به هیچوجه شبیه مذاکرات قبلی که دوگانۀ مذاکره و جنگ و باز مذاکره و جنگ در میان بود؛ نیست. به همین جهت باید همانطور که آقای محسن رضایی در گفتگوی ویژۀ اخیر فرمودند بحمدالله با یگانگیِ بین دیپلماسی و مردم باید به مسئولان مربوطه اعتماد کرد و محذورات آنها را در نظر داشت و گمان نکنیم آنچه رسانههای دشمن میگویند بدون حساب و حسابگری بوده و هست. موفق باشید
سلام استاد عزیزم استاد شما فرمودید از سنت های الهی غافل نباشید ترامپ دنیا را مدیریت نمیکند خدا دنیا را مدیریت میکند استاد شما سنت الهی را درشرایط کشور ما چه میبینید ایا اگر ترامپ ایران را ویران کند سنت الهی چیست؟استاد از کجا بدانیم در چه حالی چه سنتی شامل حال ما میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایتِ خدایی است که انسانها را در هر جبهه ای که باشند امتحان و امتحان می کند تا ذات آنها چه در جبهۀ حق و چه در جبهۀ باطل روشن شود. و این مائیم و اطمینان عقلی و قلبی به آنکه خداوند دست فرعون را تا آنجا باز می کند که به گمان خود حضرت موسی و یارانش را در دریای نیل غرق کند و دیدی که چه شد! زنده باد ایمان به سنت های الهی که تاریخ، آینۀ نمایش آنان است و رهبر شهید انقلاب در دل ایمان به این سنت ها چه اندازه آرام و مطمئن زندگی کردند. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر ببخشید استاد من بعد از سالها و طی تمام راهها و درمانهای پزشکی که برای باردار شدن گذراندم و نتیجه نگرفتم، به گزینه فرزندخواندگی رسیدم اما نمیتونم تشخیص بدم که آیا این کار مورد رضای خدا هست یا نه! درواقع دوست ندارم صِرفاً بخاطر راضی کردن نفس خودم و مانند بقیه شدن، این کار را انجام دهم؛ نظر شما درمورد به سرپرستی گرفتن چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سرپرستی کودکی که بیسرپرست مانده، در ذات خود کار خوب و پسندیدهای است. موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد محترم در خصوص مطلبی که یکی از دوستان در جایی بیان فرموده بودند که مردم نباید اراده خودشان را به نظام تحمیل کنند؛ چراکه کارشناس برخی مسائل نیستند و از امور و مصالح و مفاسد مطلع نیستند یادداشتی نوشتهام که آن را برای نقد و تصحیح با شما در میان میگذارم: دوست عزیز گمان میکنم نوع نگاه شما به مردم با نگاه امام راحل، امام شهید و رهبری عظیم الشأن، تفاوتهایی دارد و مردم اثبات کردهاند که در درک درست مسائل و اقدام به موقع بسیار بهتر از مسئولین و کارشناسان و خواص عمل کردهاند. در همین خصوص نکاتی را عرض میکنم: امام شهید انقلاب در دیدار ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ فرمودند: (این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.) این جملات آنطور که ما معتقدیم خداوند آنچه قرار است در تاریخ اتفاق بیافتد را بر قلب ولی زمان و عارفترین عرفا نازل میکند خبر از یک تغییر جدی در آینده انقلاب اسلامی میدهد. و آن این است که از این پس جمهوری اسلامی قرار است هر چه بیشتر اسلامیت خود را در جمهوریت خودش نشان بدهد. قلبهای مردم محل نزول اراده الهی و دست و دهان مردم اسباب تحقق اراده الهی خواهند بود و خداوند مردم را برای این کار مبعوث کرده و مردم کار را تمام خواهند کرد. اگر معتقد باشیم امام شهیدمان به عنوان یک حکیم دانشمند هر واژه را با دقت و براساس حس پاسخگو بودن در برابر خداوند متعال انتخاب میکنند، واژه بعثت برای مردم واژهای است که حرفهای عمیقی در آن نهفته است. آنچه تا این لحظه چه در جنگ ۱۲ روزه، چه در جمع کردن بساط کودتاچیان در دی ماه و چه پیش از آن در حوادثی مانند فتنههای ۸۸ و ۹۸ و ۴۰۱ و ... رخ داده بود حکایت از نقش محوری مردم در بقای حکومت اسلامی داشت. نقشی پر رنگ توأم با بصیرت، بیداری، شجاعت و اقدام به موقع مردم؛ لکن امروز آنچه به دست نیروهای مسلح اتفاق میافتد، نه اراده مسئولین و جامعه نخبگانی و دانشگاهی که اراده مردم است. ارادهای که ظهور اراده حضرت حق برای سرکوب کفار شیطان زاده، شیطان صفت و شیطان پرست است. نابودی آنانی که برای خوشایند شیطان کودک آزاری میکردند و گوشت انسان میخوردند و شراب خون کودکان را مینوشیدند و نسل کشی به راه انداختند تا شیطان را خشنود کنند. حالا آنچه از زبان مسئولین و جامعه نخبگانی میشنویم چیزی جز تسلیم ایشان دربرابر این اراده پولادین مردم نیست که حیات و آزادگی و احساس قرب و بندگی خود را در ماندن در خیابان میدانند. اگر نبودند این مردم شاید همین مسئولین چیز پیگری میگفتند و راه دیگری میرفتند و شاید دستهایشان لرزان و ارادههایشان سست میگردید؛ ولی مردم معادلات را عوض کردند. و خداوند این مردم را اینگونه برای احیای امر خود مبعوث فرموده است.... آیا باز هم معتقدید که مردم نمیدانند و نمیفهمند و باید سکوت کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حکم آیۀ 44 سورۀ نحل که خطاب به پیامبر میفرماید: «وَأَنزَلنَآ إِلَيكَ ٱلذِّكرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِم وَلَعَلَّهُم يَتَفَكَّرُونَ» در هر زمانی خداوند ارادۀ خود را در جان مردم نازل می کند و پیامبر خدا و یا رهبران قدسی عملاً متذکر همان حقیقتی میباشند که در جان مردم نازل شده. و در این مورد همچنان که رهبر عزیزمان در پیام نوروزی خود فرمودند بحمدالله بسیاری از مسئولین کشور نیز همراهی کردهاند.آقای وحید اشتری مصاحبه ای با آقای علیزاده در جدال کرده اند که خوب است به آن توجه شود https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e872.mp3 موفق باشید
بسمه تعالی؛ سلام علیکم. ملت مسلمان ایران، در اوج ایمان!. آیا امروز اینچنین نیست که ملت مسلمان راه صد ساله را یک شبه طی میکنند؟ آیا اینچنین نیست که جنگ رمضان احاد ملت ایران را به اوج رسانده است؟ آیا چنین نیست که ایمان در اوج خود به ظهور رسیده و دیگر مسلمانی و "کجدار و میریزی" دیگر معنایی ندارد؟ آیا اینچنین نیست که دیگر انسان ها عادی نیستند و هر آن کس که خرامان خرامان ایمانِ شکسته بسته ای داشت، امروز در نهایت ایمان خود حاضر گشته؟ امروز دیگر مسلمانی به معنای یک چیز عادی در صحنه نیست. در روزی که شیطان و شیطانیان در نهایت خود به صحنه آمدند و در مقابل، عادی ترین انسان ها نیز احساس هویت میکنند و خود را در این صحنه در مقابل شیطان بزرگ مینهند، آیا این بدین معنی نیست که عادی ترین ها به بهترین نحو خود ظهور کرده و به صحنه آمده؟ اینچنین احاد مردم همچون شهدای دفاع مقدس، ره صد ساله را یک شبه طی کرده اند، و حتی جلو تر از شهدای دفاع مقدس حاضر میشوند؛ که در دفاع مقدس نهایت سلوکشان شهادت و مرگ تن بود، اما امروزه مرگ تن کمتر در این سلوک جریان دارد و این گویای راهی فراتر است... الله اکبر از این زمانه! الله اکبر از این مردم که دیگر هیچ انسان ضعیفی وجود ندارد و هرکس در نهایت خود استقرار یافته
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. حقیقتاً جهانی در مقابل ما با شهادت رهبر عزیزمان گشوده شده است که تصور آن را هم نمیکردیم. در این رابطه عرایضی در جلسات 5 و 6 «آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق و در طلب دیدار او»https://eitaa.com/matalebevijeh/22021 شده است. امید است تذکری باشد با توجه به تاریخی که آغاز شده است. موفق باشید
باسلام و احترام خدمت استاد گرامی و سپاس از لطف شما -باتوجه به اینکه نفس تدبیر بدن میکند و از این جهت که عالیست (به نسبت جسم) با استفاده از ابزار جسم افعال خود را در عالم ماده به ظهور میرساند؛ -باتوجه به اینکه اعمالی همانند نمازشب در کلام معصوم(علیهم السلام)، چهره انسانرا نیکو و زیبا میکند؛ چند مسیر برای تفکر باز میشود: ۱) آیا صرف داشتن چهره زیبا، دال بر شدیدتر بودن جایگاه نفس آن شخص نمیتواند باشد؟ برای مثال زیبایی چهره حضرت یوسف(علیهالسلام) را ناشی از نفس مدبره عالیتر ایشان نسبت به سایرین بدانیم؟ ۲) از آنجایی که جسم چیزی جز تجلی نفس در عالم ماده نیست، فلذا تجلی اسماء جمالی در دل یک انسان در نشئه جسمانیست که موجب زیبایی ظاهر میشود. ولی در تاریخ زیبارویانی وجود داشتند که افعال سوء از آنها سر میزده است. ۳) آیا میتوان از دیدِ مشارب به این قضیه نگریست؟ مثلا نفسی که مشربش موسوی باشد، جسمش قدرتمند است یا اویی که یوسفیست چهره زیبایی دارد و... که این امر، سلوک آن فرد را از عالم ماده-به تبع مشربش- ممکن میسازد؟ ۴) آیا اینطور نیست که تجلی نفس در عالم ماده -بهحسب تجلی خدا به اسمی در آن نفس- دارای ویژگی هاییست؟ مثلا قدِ بلند را -که در عرف نشانه سلطه و قدرت تلقی میشود- تجلی اسمی به همان معانی بدانیم؟ یا چهره زیبا را تجلی اسم جمال و...؟ ۵) موردی که پیش میآید اینست که مثلا فردی هیچ نشانهای در جسم خود مبنی بر قدرت، جمال و... نمیبیند و مثلا فقط تجلی اسم حیات را مینگرد. این فرد بهلحاظ شدت وجودی از آنهایی که قدرت و جمال ظاهر دارند، ضعیفتر است؟ ۶) البته به این توجه هست که بهرهمندی هرکس به میزان شدتیست که در سیر خود میگیرد. عمده بحث اینجا بود که صفات کمال ظاهری(رنگ، قد، تناسب و...) که در جسم افراد مشاهده میشود، به سبب فیض بیشترست نسبت به سایرین؟ ۷) اگر نشانه فیض شدیدتر است که این افراد ارجمندتر هستند نسبت به کسانی که درین ویژگیها ضعیفترند. افراد صاحب جمال و قدرت، بطور ذاتی دارای جذبه اند و میل انسانی به مسئله زیبایی و قدرت، موجب جذب بسوی ایشان میشود. حال موردی که پیش میآید اینست که گاها این افراد در جبهه مقابل حق قرار گرفتهاند و به سبب کشش جمالی و قدرت خویش، مردمان را اغوا میکنند. سالک باید از چه منظری روبهرو شود که هم جمال و قدرت ظاهری را تماما تجلی حق ببیند و هم مقهور و تحت تاثیر زیبایی و قدرت افرادی که مقابل جبهه حق اند قرار نگیرد؟ ۸) دلم رضا نمیدهد که بگویم زیبایی ظاهری بعضی از افراد از جانب شیطان است-البته متکی به احساس نیستم-. (این مورد مسئله خوبی در مواجهه با رسانه است، زیرا افرادی که در رسانه های معاند فعال اند غالبا زیبا، خوشصدا، بلندقد و... هستند و سالک هم میخواهد آنهارا هم تجلی حق ببیند و هم نمیخواهد مقهور سخنان ناروای اینان بشود). باتشکر فراوان
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 - نفس انسان به حکم: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» در ذات خود در تعادل کامل است که در شرح آیۀ مذکور در سورۀ «شمس» تا حدّی در مورد نکتۀ «سوّی بودن» نفس عرایضی شده است و همۀ حرف را باید بر این مبنا دنبال کرد 3- نمیدانم میتوانیم در این مورد به موضوع فکر کرد یا نه؟ 4- آری! ولی به زمینههای ظهور استعدادهای نفس در دوران جنینی و به استعدادهای طبیعتی که انسان در آن رشد میکند و حتی به تاریخی که در آن قرار دارد؛ میتوان فکر کرد 5- فکر نمیکنم. زیرا نشانۀ نگاه ما به آن جسم ضعیف اینچنین است ولی معلوم نیست که در جای خود چنین باشد 6- به طور کلی نمیتوان به این نتیجه رسید ولی قابل توجه است 7- مهم، اصالت شخصیت است و جسم به خودی خود هر اندازه هم که زیبا باشد، زمینه و مُعِدّات به حساب میآیند و نه علت و ملاک حقانیت در جانها 8- مهم، استفادۀ منفی این افراد است از استعداهایشان و اتفاقاً این افراد در خطر هلاکت بیشتری قرار دارند و قرآن مکرراً متذکر به این افراد است نسبت به استعدادهایی که برای امتحاندادن به آنها داده. در این مورد چه اندازه جناب حجتالاسلام استاد سید محمد باقر طباطبایینژاد، در برنامۀ محفل قرآن شبکۀ 3، این موضوع را خوب و خوبتر روشن نمودند و خدا را شکر که چنین افراد آگاه به قرآن در کنار دیگر داوران عزیز قرآنی در میدان هستند. موفق باشید
بسمه تعالی استاد گرامی، جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمةالله وقت حضرتعالی بخیر. به لطف الهی مدتی است در گروهی، مباحث مربوط به اسماء الهی را پیگیری میکنیم. کتاب «اسماء حسنی» حضرتعالی را مباحثه کردهایم و فایلهای صوتی مربوطه را نیز با دقت گوش داده و درباره آنها گفتگو داشتهایم. این مسیر برای ما بسیار راهگشا و الهامبخش بوده است. با این حال، احساس میکنیم برای انس عمیقتر با اسماء الهی و فهم حضوریتر آنها، نیازمند راهنمایی بیشتری هستیم. بهویژه مشتاقیم بدانیم چگونه میتوانیم در سلوک فردی و جمعی خود، تشخیص دهیم که در هر موقعیت، کدام اسم الهی در حال فعلیتیافتن است و چگونه آگاهانهتر با آن همراه شویم. اگر صلاح بدانید، خواهشمندیم ما را در این مسیر راهنمایی فرمایید؛ چه از جهت منابع تکمیلی، چه شیوهی مطالعه و مباحثه، و چه تمرینهای عملی برای توجه اسمایی در زندگی روزمره. از وقتی که برای مطالعه این پیام اختصاص میدهید صمیمانه سپاسگزاریم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در راهی است که حضرت محبوب را از طریق انوار اسمای حسنایش در مظاهر مختلف به تماشا بنشینیم و این با هرچه بیشتر تدبّر در قرآن پیش میآید. در این مورد خوب است سری به جزوۀ «تفکر قرآنی» بزنیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21839 موفق باشید
سلام: حقیر ۱۴ جلد از تفسیر تسنیم را گوش کرده و مطالعه کرده ام سوال حقیر اینست که چون دو سال دیگر قصد ادامه درس خارج اصول را دارم، میخواستم بپرسم کدام موضوع اصولی بیشتر به درد من میخورد مباحث اصول اولیه یا مطالب اول علم اصول؟ البته من ۴ سال است اصول شرکت کرده ام و مباحثی مثل اجتماع امر و نهی و عام و خاص و مباحث ظن را خوانده ام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده در این موارد تخصص لازم را ندارم. رفقای اهل نظر می فرمایند اگر مباحثی که به تفسیر هم مرتبط باشد مد نظر شماست، طبیعتا مباحث الفاظ بیشتر از مباحث قطع و ظن و اصول عملیه به تفسیر مرتبط است.
البته به صورت کلی توجه داشته باشید علم اصول، ناظر به استنباط حکم فقهی تدوین شدهاست و حتی بخش الفاظ هم هر چند به فهم مراد از متن کمک میکند ولی از آن جهت که به غرض استنباط حکم فقهی از متون دینی منجمله قرآن تدوین شدهاست، برای فهم معارف کفایت نمیکند. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: آیا تغییر شغل به معلمی رو با توجه به شرایط کنونی جامعه، پیشنهاد می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی بتواند معلّم شود و با روح جوانانمان گفتگو کند که اقیانوس انسانیت در دانه دانۀ آن عزیزان در تلاطم است؛ چرا به امر دیگری فکر کند؟ موفق باشید
سلام استاد: استاد به خدا دلم میسوزه برای جایگاه شما که داره به آقای مهدی محمدی گره میخوره استاد جان، تو را به خدا بفرمایید فایلهای ایشون را در کانالتون نگذارن. آخه کدوم یک از بزرگان فکری جبهه انقلاب اینگونه عمل میکنن؟ استاد، آقای محمدی در این مدت هم تحلیلهای اشتباه داشته (که البته از هر تحلیلگری تا حدی طبیعیه ولی نه در قضایای ساده اون هم از ایشون که بیش از بقیه به اخبار دسترسی داره) و بدتر از اون اخبار اشتباه به مردم گفته مثل قضیه لبنان، هماهنگی همه چیز با رهبری و.... و بدتر تر از اون اینکه گوشه کنایه به مخالفینش میزنه و بدتر تر تر اینکه حرفهای قبل خودش رو نقض میکنه https://eitaa.com/hamidkasiri_ir/13110 و بدتر تر تر تر اینکه برداشتهای اشتباه داره مثل اینکه به نامه رهبری تمسک میکنه و میگه رهبری صریحا! اجازه مذاکرات زوریخ را دادند. استاد الان یه فاصله ای بین ایشون و تحلیلگران انقلابی افتاده و با دفاع شما از ایشون، شما هم در فضای ایشون تعریف میشید نه اینکه ایشون از شما آبرو بیابد اصلا استاد، آقای محمدی خوب، عالی، هلو، ماه، گل، تحلیلگر، همه چی تمام ولی شان شما کجا و اینکه فقط و فقط از ایشون دفاع کنید و به مخالفین دلسوز اعتنا نکنید کجا. به بقیه بگید «دیگری» را نیز بشنوید و خودتون به هیچ «دیگری» ای اعتنا نکنید. استاد نمیگم حرفهاش رو قبول نکنید ها (اون رو هر کسی خودش جمع بندی میکنه) بلکه فقط میگم خواهشا بفرمایید توی کانال نگذارن و خودتون رو در سمت ایشون تعریف نکنید. استاد به خدا دلمون میسوزه هر چند دیر شده و نه شما این نصح مشفقانه را میپذیرید و نه اتفاق خاصی میفته بیشتر درد دل بود ببخشید وقتتون رو گرفتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر از این نوع دلسوزیها. همان طور که متوجه شدهاید ما بحمدالله به عنوان یک تمدن، در حال طلوع در این تاریخ هستیم و همچنانکه در مباحث https://eitaa.com/bartarin_hozoor عرض میشود شرط تحقق تمدن، فهمِ «دیگری» میباشد و اینجا است که به نظر بنده آقای مهدی محمدی به عنوان کسی که به جهت موقعیت و شخصیتش توان تذکر دارد، نکاتی را مطرح میکنند تا میدان تفکر باشد و این غیر از مرید و مرادبازی است. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیزم: در گفگویی با یکی از دوستان که با آثار شما هم آشنایی داره، ایشان مطرح کرد که بنظر میرسه استاد طاهرزاده دیگه حرف جدید و راهگشایی نداره و مثل قبل نمیتونه راهنمای بقیه باشه به خصوص در مسائل سیاسی اصلا بهروز نیست، حرفای دیگران رو با خوشبینی تکرار میکنه، تقریبا خشکسالی عجیبی در سطح فکری و معرفتیِ مسائل سیاسی با رفتن آقا ایجاد شده و گفت، قال رسول الله (ص): «اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء» وقتی عالمی فقیه، فوت کند در اسلام رخنه و حفرهای ایجاد میشود که هیچ چیزی نمیتواند جای آن را پر کند.» بنده که تحول فکریم رو از سال ۸۴ با حضور در جلسات شما مدیون هستم عرض کردم نحوه صحبت های استاد رو باید در فضای گفتمانی ایشان جستجو کنی، استاد میگن دیگه برای بشر جدید نمیشه معلم بود، بشر جدید از اومانیسم دچار نهیلیسم شده دیگه نمیشه براش استدلال آورد و مفاهیم انتزاعی به خوردش داد، مثلاً استاد میگن بگو برای چی میری تجمع؟ هر چی بگی اون علت واقعی و اصلی نیست، حتی ما مذهبی ها هم هاج و واجیم البته بنظر شخصی من این هم یه مرحله از تکامل بشره، بشر منتظر اون نجات بخشه که بیاد و از پوچی درش بیاره، استاد طاهرزاده میگن بقول مولوی: «گم شدن در گم شدن دین من است نیستی در هستی آیین من است»، میگن آدما میتونن خودشون در همدیگه پیدا کنن و هر کدوم جهانی باشن... با تشکر از استاد که سوال های مشابه این رو هم جواب دادین، میخواستم بدونم آیا پاسخ من درست بود یا خیر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کدام طاهرزاده؟ حداقل ۵ حضور از طاهرزاده باید مدّ نظر باشد که آخرین آنها طاهرزادۀ «انسان و باز انسان» است یعنی طاهرزادۀ «اشارات» و نه «عبارات». مسلّماً آن عزیزی که باید در میدان عبارات باشد که در جای خود لازم است؛ نباید خود را در میدان اشارات وارد کند که به زحمت میافتد. ملاحظه کردید که در رابطه با غدیر، صحبت از اشارات بود با عنوان «غدیر یعنی». و در رابطه با محرم امسال ان شاءالله بحث در «کربلا یعنی» به میان خواهد آمد آنهم با نظر به حضور تمدنیِ ما که به یک معنا سیاستِ فردایی ما مدّ نظر خواهد بود و نه آن نوع سیاستی که بیشتر رقابت احزاب در آن مطرح است. در حالیکه در نگاه تمدنی، نظر به انسانیت انسانها مدّ نظر خواهد بود. شبیه آنچه در سلسله اشارات « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح میشود. باید از خود پرسید که عزیزان در چه موقعیتی هستند. در موقعیت «عبارات یا اشارات»؟ موفق باشید
استاد عزیزم سلام علیکم و رحمت الله: کاش برای ما روشن میکردید که اگر تحلیل شما درست نبود و تیم مذاکرهکنندهی معلوم الحال که همگی سوابقی غیرقابلقبول دارند، شروط دهگانهی رهبر انقلاب را زیرپا گذاشتند و دستاوردهای مردم و نیروهای مسلح را به ثمن بخس برباد دادند (که اکنون کم کم بوی این اتفاق به مشام میرسد) آنگاه چگونه به مسیری که برای سلوک الیالله نشانمیدهید اعتماد کنیم؟ که تشخیص صواب و خطا در موضوعات سیاسی بسیار سادهتر است. اصلا از جواب این سوال هم که بگذریم، بفرمایید چطور ملت مبعوث از طرف خداوند، درست تشخیص دادند که باید در صحنه حضور داشته باشند اما وقتی اکثریت همین ملت مبعوث به حضرات مذاکرهکننده بدبین هستند و به شدت نگران نتیجهی کار آقایان هستند، در کمال ناباوری توسط برخی بزرگان تخطئه میشوند؟ حاشا و کلا که این ملت در تشخیص خطا کند. حیف خون مطهر امام شهید که اینگونه بازیچهی مطامع سیاسی شده و در حال معامله با ثمن بخس است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حیف عزیزانی همچون شما که به راحتی بازیِ رسانههایی را میخورید که بنا دارند در قالب دلسوزی، در بستر دشمنانِ ما حرکت کنند و اجازه بدهید که عرض کنم در کلام دلسوزانۀ جنابعالی این خطر که موجب امیدواریِ دشمنان و به تأخیرافتادنِ پیروزی ما میباشد، به خوبی احساس میشود. خواهش میکنم در این مورد فکر کنید تا دلسوزی شما منجر به ناامیدی شما نسبت به انقلاب و فرزندانِ صادق انقلاب نگردد. کافی است سری به آخرین سخنان استاد مهدی محمدی با نظر به إشرافی که نسبت به موضوعات دارند؛ بیندازید. به امید آنکه این دوگانگیها به «انسجام» و «اعتماد نسبت به همدیگر» منجر شود. حقیقتاً باید از خود پرسید این دوگانگیها و عدم اعتمادها، امری غیر عادی نمیباشد؟ https://eitaa.com/mohammadi61/945 و https://eitaa.com/mohammadi61/946 و https://eitaa.com/mohammadi61/947 . موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. استاد بزرگوار روز معلم را به شما و دیگر معلمان با تاخیر تبریک عرض می کنم و شهادت آیت الله مطهری رو به شما و بقیه تسلیت عرض می کنم. استاد بزرگوار خواستم سیر ایشون رو شروع کنم به نظرتون از کدوم کتابشون شروع کنم سیرشون رو؟ ۲. معلم در دین اسلام استاد بزرگوار چه جایگاهی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از لطفی که فرمودهاید. ۱. در مورد آثار گرانقدر مرحوم شهید مطهری عنایت داشته باشید که به جز کتابهایی که تخصصاً در مورد مباحث فلسفی سخن فرمودهاند؛ بقیۀ آثار ایشان از هر جایی که شروع بفرمایید، بسیار با برکت و ارزشمند است. ۲. در رابطه با معلّم و جایگاه معلّم سخن بسیار است. عرایضی در رابطه با پیشوایی معلّم و معنای شغل انبیاء بودنِ معلمی، شده است. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&tab=sounds و همچنان که آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر عزیز در پیام اخیرشان فرمودند: «دانشآموزان و دانشجویان و طلّابی که در کنار هر معلمی رشد میکنند، در آینده نهچندان دور، مهارتهای آموخته و دانشهای یادگرفته خود را بهکار بسته و اِی بسا در خُلقوخو و رفتار و گفتار خود در انواع عرصهها از محفل گرم خانواده تا محیط کار و کوچه و خیابان چون آینهای، نمایشدهندهی رفتارها و گفتارهای معلمین خود خواهند بود.» و به گفتۀ ایشان: «معلمان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛» موفق باشید
سلام: در قران آمده که از بین پیامبران بر جسته. خداوند با حضرت موسی بی واسطه صحبت کرده، ولی با حضرت محمد جبرایل صحبت می کرد. این یعنی مقام حضرت موسی از حضرت محمد بالاتره، پس نباید دینی پس از حضرت موسی می اومد که کامل تر باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چنین نیست. به همین جهت وقتی حضرت کلیم الله «علیهالسلام» از حضرت حق تقاضا کردند که او را ببینند، و حضرت حق فرمود چنین نیست بلکه از طریق تجلی انوار او بر کوه، خود را به آن حضرت با آن واسطه نمایاندند. «وَ لَمَّا جاءَ مُوسی لِمیقاتِنا وَ کلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنی أَنْظُرْ إِلَیک قالَ لَنْ تَرانی وَ لکنِ انْظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانی فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَک تُبْتُ إِلَیک وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنینَ »(اعراف، ۱۴۳) در حالیکه از پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» داریم: « لِی مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیهالسلام» به حضرت کلیم الله «علیهالسلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» آن حضور پیش میآید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش میآید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیهالسلام» که مأمور رعایت احکام شریعت میباشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی میتوان در آن حاضر شد. موفق باشید
سلام ارادت شبتون بخیر خداقوت از معرفت نفس میخوام برسم به جنگ به جنگ ناتمام حق و شجره طیبه با باطل و شجره خبیثه از اولش که جدال ابلیس و ملائکه بود تا الان یعنی انقلاب اسلامی و امریکا به جنگ ناتمام در روند احتناک ذریه حضرت آدم ع و اینکه جمهوری اسلامی بخاطر انسان ایستاده و مقاومت میکنه و چرا باید بجنگم چرا باید هزینه بدم و استرس بکشم چرا اونا به ما حمله کردن چجوری باید این استرس ها رو تحمل کنم به چه صورت داخل یک متن کوتاه مثلا تراکت تبیین میشه کرد این رو با معرفت نفس؟ انسان بدون هیچ برهان و استدلالی خودشو حس میکنه دیگه و حتی اگه بخواد به همه چی شک کنه، به اونی که داره شک میکنه که شک نداره بنظرم برای صحبت با کسایی که فکری باهامون همسو نیستن و اصطلاحا خاکسترین مناسب هست شاید در حد تشکیک در عقاید مخاطب و جرقه ای برای ورود به بحث و گفتگوی تفصیلی
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که به میان آوردهاید. زیرا به هر حال انسانها در تاریخ جدید، خودشان با خودشان مسئلهدار شدهاند و با طرح اشاراتی که متذکر کرامت انسانیشان باشد، میتوان با آنها گفتگو کرد. در این رابطه سلسله مباحث «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» میتواند کمککار باشد.https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار ان شاءالله سلامت باشید ببخشید مزاحم وقت شریف شدم یک سوالی از خدمتتون داشتم. ما قصد داشتیم یک کار تبیینی در قالب انتشار نوشته(تراکت) و گفتگوی چهرهبهچهره داشته باشیم و مخاطبمون هم تمام اقشار باشند یعنی چه افرادیکه نسبتی با اسلام و انقلاب دارند و آنهایی که تنها وجه مشترکشان با ما که باعث میشه پای گفتگو بنشینند، فقط مسئله ایران و دفاع از خاک هستش نه بیشتر. برای این مدل افراد، ما چطور میتونیم اون نگاههای بلند و آرمانهای اصیل رو مطرح کنیم؟ یعنی بطور مثال برای کسیکه ۱۸دی و بهمنماه۱۴۰۴ یا سال ۱۴۰۱ در دانشگاه و خیابان اعتراض کرده ولی الان بخاطر جنگ، یا سکوت کرده یا حتی درکنار حاکمیت ایستاده چطور میشه مسئله رو از بحث ایران فراتر برد؟ خیلی از این افراد صرفا بخاطر اینکه ترس از تجزیه ایران جدی شد و یا اینکه جایگزین قدرتمندی برای حاکمیت وجود نداره(عدم اعتماد به پهلوی)، در جنگ درکنار حاکمیت ایستادند وگرنه دلیلی برای همراهی با حاکمیت نداشتند. الغرض؛ چند سوال مشخص به ذهن حقیر رسید که شاید پاسخ به اونها بتونه کمک کنه تا بتونیم باب گفتگو رو با این افراد باز کنیم که جسارتا خدمتتون ارسال میکنم. ببخشید که وقت شما رو میگیریم🙏🏻 ۱_اصلیترین آرمانهای انقلاب ما چه بوده؟بالاخص برای این قشر که احتمالا مسئله ذهنیشان این موارد نیز هست: _مثل حجاب و نقش زن _چرایی وجود محدودیتهای اجتماعی امثال مباحث حجاب و موتورسواری بانوان و... _چرا برای مقاومت در منطقه هزینه میدهیم، چشمانداز ما چیست؟ ظهور یا رفاه اجتماعی؟ _چرا باوجود همهی نقایص و ظلمهای حکومت، همچنان باید در این جنگ درکنار پرچم ایران ایستاد؟ _چطور میشود مخالف حکومت بود اما در جنگ درکنار او ایستاد؟ ۲_اگر جایگزینی برای این نظام وجود داشت که اقتصاد بهتری را ایجاد میکرد کافی بود تا ما آن را بپذیریم؟ اگر یک جایگزین بهتر از پهلوی برای این حکومت بود، بهتر بود که مردم آنرا سر کار بیاورند؟ درواقع اینکه مردم درکنار حاکمیت میجنگند بخاطر قوّت و ایدئولوژی حاکمیت است یا بخاطر ضعف گزینههای جایگزین آن؟ ⬅️⬅️⬅️
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این موردها مفصل است 1- آری! انقلاب اسلامی با نظر به کرامت انسانی و مقابله با جبهۀ استکبار، تاریخی را در مقابل انسانها گشوده است و در این رابطه جمهوری اسلامی در راستای کرامت انسان، حکومتی تشکیل داده است و این مبنای اصلی نظام اسلامی میباشد و نباید ضعف بعضی از مسلمانان را به حساب اسلام و نظام اسلامی گذارد. معلوم است که رعایت دستورات اسلامی برای هرچه بیشتر به کمالرساندن انسانها میباشد. باید با چنین فضایی گفتگوها با مخاطب صورت گیرد و یا جملاتی اشارهگونه نوشته شود 2- حقیقت، امری نیست که جایگزین داشته باشد هرچند ممکن است ما در مسیر رسیدن به حقیقت در ابتدای آن باشیم و بدین لحاظ نظام اسلامی چیزی نیست که برایش جایگزین تصور شود مگر هرچه بیشتر آن نظام از نقصها به سوی کمالش سیر کند. شاید در سلسله مطالبی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» تهیه شده است و اشاراتی که در آن نوشتارها پیش میآید؛ بتواند وسیلۀ گفتگو و یا تهیۀ نوشتار بشود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار با توجه به این بیانات رهبر عزیز شهیدمان از محضر استاد سوالی داشتم. درباره نوع حیات شهدا توضیحاتی میفرمایید؟ آیا آن ها هم وارد عالم برزخ میشوند؟ اگر بله،نوع حیات برزخی آنها با سایرین به خصوص اولیاء و علماء و صالحين كه زندگی فعال دارند، چه تفاوتی دارد؟ بيانات رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران : دربارهی شهیدان، در دو جای قرآن تصریح شده که شهیدان مرده نیستند، زندهاند؛ این دیگر با صراحت است. یکی در سورهی بقره است: وَ لا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتٌ بَل اَحیاء(۱)؛ به اینهایی که در راه خدا کشته میشوند مرده نگویید، اینها زندهاند. دیگر از این واضحتر، روشنتر؟ یکی هم در سورهی آلعمران: وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتًا بَل اَحیاء(۲)؛ تصریح شده. حالا اینکه حیات شهدا چگونه حیاتی است، یک بحث دیگری است؛ یقیناً متفاوت است با حیات زندگی مادّی ما و متفاوت است با حیات برزخیای که خیلی از افراد دیگر هم در برزخ روحشان فعّال است و زنده است به یک معنا؛ این هم نیست؛ یک چیز سوّمی است و به هر حال یک حقیقت مهمّی است که قرآن به آن تصریح میکند. ۱۴۰۱/۰۶/۲۰
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این رابطه در مواجهه با شهادت سید حسن نصرالله از زوایای مختلف و با نظر به آیات قرآن، عرایضی شده که خوب است به آن عرایض رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&tab=sounds و https://lobolmizan.ir/sound/1770 و عرایضی که تحت عنوان « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در چهلم رهبر به میان آمد https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 موفق باشید
سلام علیکم! استاد کم آوردم. حیرانم.تحت فشارم.نمیدانم که جریان انقلاب حق است یا باطل.ایا این مبارزه با آمریکا درست است یا غلط.چون با این مبارزه تمام هستی ما ممکن است بر باد برود.الان نمیدانم که اگر به عنوان یک بسیجی در سطح شهر باشم و دوباره در سطح شهر مانند 18 دی شورش بشه آیا اگر به طرف مردمی که اعتراض دارند شلیک کنم ، آیا خون بیگناهان را ممکن است ریخته باشم یا نه. الان در شک هستم که آیا خامنه ای شهید واقعا بر حق بود یا نه ؟ و اینکه انتخاب رهبر که اینگونه انتخاب شد آیا همان نظام پادشاهی نیست.؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را و اینهمه لطف! و اینهمه خنثی کردن نقشه های پیچیدۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم! کافی است به نقشۀ بسیار پیچیدۀ جریان اخیر اصفهان فکر کنیم تا معلوم شود همچنان که آن قائد شهید با بصیرت تاریخی خود متوجه شدند، خداوند اراده فرموده است این ملت را عزیز دارد و دشمنان این ملت را خوار گرداند. آیا درک چنین نکته ای کافی نیست که امیدوارانه در صحنه باشیم و هر گوشه ای از این نظام الهی که نیاز دارد، ما در آنجا باشیم و با تمام وجود در آن قرار گیریم؟ اینجا است که جای هیچگونه نگرانی و ناامیدی نیست. موفق باشید
سلام استاد در بحث فص شیثی بنظر من می تونیم بگیم یکی از کار هایی که ما می تونیم به وقتش درست و در زمان مناسب انجام بدیم نماز هست مثلا پدری که بخاطر ترس از خدا نماز میخونه این موقعیت رو درست است که به موقع انجام میده ولی این عجول بودن رو نشون میده باید نماز رو از سر عشق به خدا بخونی و فرزندت هم که به تو نگاه می کنه این تصویر از تو در ذهنش باشه و باعث میشی که با این دیده و نگاه خودش هم نماز بخونه و در عین حال ممارست در این راه در کار و شغل و وظایف اجتماعی و در دوستی با دیگران نیز قدر دانستن ظهور و تجلی پیدا می کنه و همین ویژگی باعث میشه فرزندان فرزندت هم مانند یک زنجیره در پی حفظ و نگهداری این خصوصیت باشند و قدر دانستن حقیقی رو اینقدر تکرار و تکرار کنن تا حضور خداوند در همه حال و در همه جا حسش کنند و باعث بشه یکی از اون ها اینقدر از (قدر و مقدر) شناخت پیدا کنه که آمادگی سالک شدن رو از طرف خداوند با یک جرقه پیدا کنه و توی پدربزرگ میشی باعث و وارث ظهور اسما و صفات الهی در فرزندت فرزندان فرزندت و نوه ها و نتیجه هات و ...... در خانواده ات این عبارت که خدا همیشه با خانواده ما هست همیشه ظهور پيدا می کنه که باعث برکت روزافزون و یاد نیک از تو و خانواده بعد از مرگ باشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه بدهید در میدان سؤال و جواب وارد این امور نشویم. توصیه میشود مباحث را همچنان ادامه دهید «خود راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد عزیز و گرامی و بزرگوار: 1_نظرتان در مورد دعاهای مفاتیح الجنان علی الخصوص دعای عهد و توسل و زیارت عاشورا چیه؟ 2_فرهنگ انتظار چه فرهنگیست؟3_کسی که در فرهنگ غربه دنبال ویران کردن است و کسی تهران و اصفهان تخریب می کنه در اصل خودش رو تخریب می کنه و من دارم می بینم که اسرائیل مانند یخ دارد ذوب می شود. چون قرآن گفته فرهنگ ظلم ماندگار نیست این حرف رو زدم و باید مرگ بر اسرائیل جنایتکار، مرگ بر آمریکا و مرگ بر سگ هار آمریکا که صهیونیست است را بر زبان ها جاری نمود
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عموماً مرحوم شیخ عباس قمی سعی کردهاند ادعیهای که در کتاب شریف «مفاتیح الجنان» آوردهاند مستند باشد 2- در رابطه با فرهنگ انتظار عرایضی در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که روی سایت هست، شده 3- در این مورد کاربر محترم سؤال شمارۀ 41433 مطالب ظریفی به میان آوردهاند که خوب است به آن سؤال رجوع گردد. موفق باشید
سلام: داشتم کتاب ماجرای فکر آوینی رو دوباره می خوندم رسیدم به اون قصه کاشی کاری قمصر و نماز سه دقیقه ای چطور میشه زندگی رو عبادت کرد؟ فقط آرام بودن در کارها باعث دوری از عجله و تکاثر فرهنگ مدرنیته میشه؟ فکر نکنم. چطور میشه نگاهی غیر از این رو توی دنیایی مثل امروز پیاده کرد؟ ما هر روز از همه چیز عقبیم که من فکر میکنم واقعاً حق داریم. عمرمون سریع رد میشه و برای اینکه بهش برسیم باید بدوییم. من بیست سالمه فقط سه تا کتاب خوندم، این فاجعه است، با اینکه کل زندگیم در حال دویدن بودم، احساس میکنم هنوز هم عقبم هنوز به جایی نرسیدم که بگم دیگه من راضی ام. این حرف از بعد مادی نیست. من نمی گم ما باید همیشه در ابعاد مادی پیشرفت کنیم، از یه جایی به بعد دیگه باید متوقف بشیم و عمر رو با چیزهایی که به دست آوردیم ادامه بدیم. اما من هنوز به اون نرسیدم و نمیدونم میرسم یا نه. خیلی ها رو دیدم که کل عمرشون در حال دویدن بودن، خیلی ها هم دیدم که با چیزهایی که بدست آورده بودن زندگی رو ادامه میدادن و عطش پیشرفت رو نداشتن و قانع بودن اما فکر نکنم هیچکدوم از دو گروه اونجور که شهید آوینی می گفت زندگی رو عبادت کرده باشن چون هر دو درگیر جهانی هستن که از روح بریده. چطور میشه تو این دنیا روح آرامش داشته باشه وقتی اصلا به حساب نمیاد هرچقدر هم که بخوایم از مدرنیته و فرهنگش دوری کنیم نمیشه، نمیدونم نمی تونم درک کنم، با این قضیه که شرح دادم با تمام وجود درگیر بودم و هستم من یه زمانی به شدت کار کردم، با تمام وجود، بعدش دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم بریدم بدجوری هم بریدم و هنوز هم درگیرشم، برای آرامش هیچ راهی پیدا نکردم جز دوری از مسئولیت ها، وقتی یه مسئولیتی رو ترک کنی، یه کاری رو انجام ندادی و عذاب وجدان انجام ندادن اون کار گردنت رو میگیره و فشار میده حتی بدون اینکه کاری کنم تحت فشار بودم و در حقیقت اصلا به آرامش نرسیدم سعی کردم مسئولیت هام رو سبک و سبک تر کنم اما به هیچ وجه پاسخگو نبود، انگار دیگه نمی خواستم توی این دنیا باشم حقیقت این بود که من فقط از مسئولیت هام شونه خالی نکردم از دنیا بریدم. انگار دیگه جای زندگی من نبود بخاطر اینه که من الان اینجام و دارم با شما صحبت میکنم به قول استاد می خواستم در دنیای دیگه ای حاضر بشم و از حضوری که همه درگیرشن فاصله بگیرم اما نمی تونم، نمیدونم چطور باید در دنیای دیگه ای حاضر شد وقتی درگیر حضور توی این دنیا هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ملاحظه میکنید که نمیتوانید از جهانی که آوینیها در آن حاضر بودند، بیگانه باشید و اینجا است که باید با روحیۀ «متانت» و «صبر» و «دلسوزی»، خود را در جهانِ بین دو جهان حاضر کنید. امری که در کتاب « انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان، تفکر در مواجهه با متفکران و فهم ایران و انقلاب» https://lobolmizan.ir/sound/807?mark=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D8%AF%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 و صوتهای مربوطه از آن سخن گفته شد. در این حالت نه نسبت به مسئولیتهایی که احساس میکنید، بیتفاوت میشوید و نه گرفتار عملزدگی خواهید شد. و این یعنی شهید آوینیها و شهید حاج قاسم سلیمانیها. موفق باشید
