بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41419
متن پرسش

سلام استاد عزیز . مطالب شما را به دقت از مطالب ویژه پیگیری میکنم و استماع میکنم .هر شب هم حتما در تجمعات حضور دارم ،توصیه رهبر شهید به دعاها و قرآن وو اما مدتیست احساس دلتنگی شدید دارم احساس عقب ماندگی شدید ،میکنم شاید هم به نوعی پوچی نمیدانم .مدیتیشن خیلی دلم گرفته گاهی به این فکر میکنم چاره ای و راهی جز شهادت نیست و نگران مرگ عادی ،از طرفی وقتی میگویند برای حفاظت از خود فلان دعاها خوانده شود ووو اصلا نمیدانم طلبم این روزها چیست با وجود این همه زیبایی و اینکه انگار آسمان به زمین چسبیده اما من خودم را انگار گم کرده ام ،احساس میکنم اینقدر گیر ها دارم که هیچ وقت لایق شهادت در راه خدا نخواهم بود ،کلا احساس بدی نسبت به خودم پیدا کرده ام ،ممنون میشوم راهنمایی فرمایید 😔😔😔

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت در جای خود حکایتی است از آن جهت که: «دوست دارد یار این آشفتگی» . و این ماییم و همچنان حاضربودن در همین صحنه‌ها از آن جهت که حضور بیکرانۀ او بالاتر از آن نحوه توجه خاص او می‌باشد که در ابتدای سلوک سالک با آن نحوه خاص با او مأنوس است که این، غیر از آن حیرانی است که در انتها پیش می‌آید و مواجهۀ سالک است با بیکرانگیِ حضرت محبوب، و این‌که «ندانم چه ای، هرچه هستی تویی». و این همان تقاضای «ربّ زدنی تحیّرا» می‌باشد که نبیّ اکرم«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در طلب هرچه بیشتر آن بودند. و در این دوران و این شب ها در بستر حیرتی بیشتر، چه کسی این دل‌ها را ماورای رسانه‌های دشمن در این میدان‌های شهر هدایت می‌کند؟ مردمی که در جای خود نقش اسلحه‌ها را انجام می‌دهند و با این حضور می‌دانند که در حال تغییر نقشۀ منطقه هستند. حضور مردمی، چه معجزه‌هایی پیش آورده و در پیش دارد، امری که امامین انقلاب متوجه آن بودند.باز به پرسش شماره 41415 فکر کنیدوآن آیه که می‌فرماید: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً»  موفق باشید

41408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب ببخشید استاد در پاسخ سوالی فرموده بودید که در بحث باردارشدن، این روح است که رحم خود را انتخاب میکند؛ این انتخاب بر چه مبنایی‌ست؟ آیا کسی که هیچ وقت انتخاب نمیشود، ایراد از اوست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که انتخاب، ذاتیِ روح انسان است می‌توان گفت از همان ابتدا یعنی در عهد اَلَست، هر روحی می‌تواند رحمی که مناسب خودش است را انتخاب کند. می‌ماند که ممکن است رحمی زمینۀ پذیرش روحی که بتواند در آن میدان رشد کند، نداشته باشد و این‌جا است که آن خانم چنانچه فعالیت‌های لازم را جهت تشکیل جنین انجام داد ولی نتیجه‌ای حاصل نشد؛ باید راضی به قضای الهی باشد که در جای خود نوعی حضور در ایمان به حساب می‌آید. موفق باشید

41339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در نخستین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله امام سید مجتبی خامنه‌ای ایشان در وصف رهبر شهید مرحوم والدشان می‌نگارند: «مشت دست سالمش را گره کرده بود.» به نظر شما این حاکی از چیست؟ محمد باقر آقائی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید حکایت از روحیۀ مقاومت آن عزیز داشته باشد در مقابل جبهۀ استکبار به همان معنایی که قبلاً فرموده بودند: «کوتاه نمی‌آییم». موفق باشید

41292
متن پرسش

سلام وقت بخیر: این که آقا فرمودند نزدیک قله ایم منظورشان چه بود؟ قله کجاست و کدام شواهد نزدیکی به آن را نشان می‌دهد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسیر انقلاب اسلامی به جایی رسیده که جبهۀ استکبار از طریق آمریکا و رژیم صهیونی مجبور شده ماورای مذاکرات با تمام وجود برای حفظ خود به جنگ مستقیم با ما وارد شود و این یعنی پایان حضور تاریخی جبهۀ استکبار. عظمت کار را در این بنگرید که چگونه ملت ما به جای آن‌که در این حملۀ سهمگین که با تمام توان به میدان آمده است، خود را ببازند، این‌چنین در صحنه حاضر شده‌اند و این است که در نگاه تاریخی، حقیقتاً متوجه می‌شویم تاریخی دیگر و وقت دیگری آغاز شده است که جبهۀ استکبار هیچ معنایی برای آیندۀ خود ندارد مگر قلدری. آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید          

42116
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من قصدم دخالت نیست یه سوال دارم ازتون و اون این که اگه صلاح نمیدونین پاسخ ندین به سوالم و اگه صلاح میدونین پاسخ بدین. سوال اینه: این که شما آقای قالیباف رو فرد متعهد به این نظام میدونین علتش اینه که میخواین مردم جهت حب و بغضشون الهی بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به سخنان عظیم القدر و جایگاه عمیق تمدنیِ رهبر معظم انقلاب بیندیشید و تأکید ایشان در پیام های خود از جمله در پیام اخیر، بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بویژه دولت محترم تاکید داشته‌اند. مطالبی که برخلاف توصیه‌های موکد رهبری، موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینه ساز نسبت های نادرست به مسئولان محترم می شود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم خورده ملت ایران است. این‌جا است که به خوبی می‌توانیم راه خود را از دشمنان و دوستان نادان جدا کنیم. در این‌جا دیگر تفاوتی بین آقای پزشکیان و آقای قالیباف و دیگر مسئولینی که با تمام وجود در حدّ توان در خدمت ایران بزرگ و مقابله با جبهۀ استکبار در صحنه‌اند؛ نخواهیم گذاشت وگرنه حقیقتاً نسبت خود را با پیام‌های متعالی و آخرالزمانیِ نایب الامام‌مان آن‌طور که شایسته است برقرار نمی‌کنیم تا به نتایج فوق‌العاده‌ای که در این رابطه می‌توانیم برسیم، دست یابیم. موفق باشید  https://www.leader.ir/fa/content/28793/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1

42025
متن پرسش

سلام علیکم عرض ادب و احترام خدمت استادگرامی . به راستی به کدام افق نظر میکنید که در آن تمام کثرات عالم سیاست و افرادی که این مقدار حواشی دورشان هست به راحتی برایتان مسائلش حل میشود؟! خیلی ها دوست دارند بدانند استادطاهرزاده چگونه می اندیشد که چنین ارامشی دارد ‌. چگونه استاد طاهرزاده ای که قطعا نقدهایی دارد به اقای قالیباف عراقچی و و و‌... چه عینکی میزند که الان همه این عزیزان دل که بقول خود شما سرداران ما هستند را در پازل انقلاب تعریف میکند و دوگانگی یا چندگانگی نمیابد؟! بقول برادر عزیزمان اقای یامین پور:
 «اگر مدتی مطالب کانال استاد طاهرزاده را دنبال کنید احتمالاً از زاویه‌ی نگاه او به سیاست تعجب خواهید کرد‌. او به دنبال "درک" است؛ درک انسان و موقعیت و حضور او در تاریخ. از این زاویه انسان‌ها از آنچه در آینه‌‌ی رسانه‌ها دیده می‌شوند، به شما بسیار نزدیکترند. این زاویه، زاویه‌ی اُنس است نه غلبه، نه رقابت و نه قضاوت. در این موقف شما بیرون از هیجان سیاست قرار میگیرید. پس جریان‌شناسی و تعیین تکلیف و برچسب‌زنی بی‌رنگ شده و تعطیل می‌شود. از این زاویه، حکمت و عقل قدسی آشکار و کینه‌توزی ناپدید می‌شود.»
 دعای حضرتعالی را خواهشمندم.یاعلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ما هستیم و فهمِ آیندۀ تمدنی که پیش آمده. و در این راستا انسان‌ها می‌توانند به جای نظر به محدودیت‌های امور نزدیک به آن افق‌های دور نظر کنند و مردم عزیزی که هرکدام با نظر به آن افق‌های دور، دیگری را درک می‌کنند نکته‌ای که امروز صبح در جلسۀ « جایگاه تاریخی رخدادکربلا» با مخاطبان محترم در میان گذاشته شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23240 و همۀ تلاش بنده در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor   آن است که متوجۀ تاریخ بزرگی که برای ما پیش آمده، باشیم و در این صورت حکایتِ «المؤمنُ مرآت المؤمن» پیش می‌آید. موفق باشید

41860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

درود استاد طاهرزاده: برای ایام محرم و صفر، چه کتاب هایی رو برای مطالعه پیشنهاد میدن؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این مورد کتاب ‌ها و سخنرانی‌های زیادی هست و همه ارزش خود را دارد. ولی از کتاب «حماسۀ حسینی» شهید مطهری هرگز غفلت نکنید بخصوص اگر بتوانید صوت‌های آن کتاب را دنبال کنیدhttps://navideshahed.com/fa/news/464067/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-1  موفق باشید
 

41849

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله استاد بزرگوار: همانطور که آگاهید بحث و اختلاف زیادی بر سر توافق در جامعه شکل گرفته، از جمله آقای نبویان و تعدادی نماینده نامه ای را امضا نکرده اند، از جمله نمایندگان اصفهان که با انتشار متن زیر، نامه مزبور را امضا نکرده، دکتر مقتدایی است، می‌خواستم نظرتون رو در مورد این موضع گیری ها بدونم.  کدوم درست و کدوم نادرسته؟ ممنون. سلام. کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در ماه‌ها و هفته ها و روزهای گذشته با برگزاری دهها جلسه نظارتی در بالاترین تراز دریافت گزارش از مسئولان سیاسی، نظامی و امنیتی کشور پیرامون جنگ، مذاکره، دفاع ملی و مباحث مرتبط با آن بوده است. به عنوان عضو هیات رئیسه (نایب رئیس) تلاش برای مدیریت کمیسیون و برگزاری این جلسات و پر بار بودن آن را داشته ام . در این لحظه خاص القای دو صدایی و یا هر رده از آنچه می تواند تخاصم یا شبیه آن تلقی شود را در کشور نه تنها مصلحت و همراستای منافع ملی نمی دانم بلکه اصرار دارم که باید در برابر دشمن با تمام توان بر وحدت و همدلی و همراستایی برای تنبیه متجاوز و دستیابی به پیروزی همه جانبه اصرار و اقدام داشته باشیم و مثل ایران عزیز، دلمان بزرگ و پر اطمینان باشد و سربازان میدان جهاد، دفاع و دیپلماسی را به پشتیبانی ملت عظیم و حاضر در صحنه، دلگرم کنیم؛ مثل آحاد ملت، دشمن متجاوز را غیر قابل اعتماد و بلکه وحشی می دانم و به سربازان دلاور و جان فدای ملت در همه عرصه ها اعتماد دارم. علیرغم همه دغدغه ها که بدیهی است ذهن مسئولان را مشغول می کند اما همین دلمشغولی ها، تحرک بیشتر من برای کار و تلاش و کمک به سایر نهادها و مسئولان را هم به همراه آورده است، در این لحظات سرنوشت ساز کشور، چون شبهه ای در دلسوزی متولیان پیشرفت کشور و هوشیاری آنان نداشتم و دسترسی به جلسات محرمانه و غیر محرمانه کمیسیون امنیت داشته ام، با کمال احترام به امضا کنندگان عزیز آن نامه، لازم هم ندیدم چیزی را امضا کنم که مخصوصا زمان و نحوه انتشار عمومی آن لزوما به خیر و صلاح کشور نیست. مطمئن باشید ملت ایران پیروز میدان است و می بایست همه به این مهم کمک کنیم. ما بر همان عهد تحرک و حتی فدا شدن برای پیشبرد اهداف اسلام و نظام اسلامی و ایران عزیزمان با خدای خود و به تبع آن ملت قهرمان، هستیم. ان شاءالله.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت قضیه این است که بنده به تفاوت نگاهی که عزیزان نسبت به مذاکره و حتی به آنچه فعلاً به عنوان توافق مطرح است؛ احترام می‌گذارم و همۀ تأکید بنده آن است. در تاریخی که ما در حالِ تحقق تمدن نوین اسلامی هستیم باید با روحیۀ تمدنی نسبت به همدیگر مواجه شویم که آن «درک جهان و اندیشۀ» همدیگر است، امری که در روحیۀ قبیله‌ای که بیشتر روحیۀ ردّ و قبول است به جای «فهمِ همدیگر» وجود ندارد. بقیۀ امور را بنده به خود صاحبنظران واگذار می‌کنم و آنچه بعضاً بنده را تا حدّی نگران می‌کند آن است که هرکس بدون نظر به فهمِ دیگران، سخن خود را همچنان تکرار می‌کند. موفق باشید  

41736

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما استاد عزیز: سوالی داشتم: حقیقت چیست؟ آیا حقیقت در هر موضوع یکی است یا نه؟ تفاوت حقیقت و واقعیت چیست؟ باید دنبال کدام برویم؟ حقیقت یا واقعیت؟ کدام مسائل را باید با حقیقت و کدام مسائل را باید با واقعیت بررسي و قبول کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار حساس است. اخیراً در جلسۀ چهارم بحث «رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام» نکاتی در رابطه با حقیقت و جایگاه آن عرض شد. خوب است به آن بحث رجوع شود. https://eitaa.com/soha_sima/5821  موفق باشید

41733

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این علي عليه السلام کیست که خداوند او را پیشوای ما قرار داده و اطاعت از امرش را واجب نموده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بیش از حدّ است که در میدان سؤال و جواب بگنجد. اسلام را!  و عظمت اسلام را! که چنین انسانی را تربیت نمود که به تعبیر جناب مولوی: «ای علی که جمله عقل و دیده‌ای .... شمه ای بنما از آن‌چه دیده‌ای» می‌گوید ای علی تو تنها عاقل نیستی، خودِ عقلی و خودِ بصیرت هستی و از آن حضرت تقاضا می‌کند شمه‌ای از آن بصیرت را به ما بده. تا آن‌جایی که در وصف آن حضرت می‌گوید: «تو ترازوی احدخو بوده‌ای /  بل زبانۀ هر ترازو بوده‌ای» که هر اندازه در این بیت فکر کنیم، جا دارد. موفق باشید

41619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض خدا قوت: میگن که زمانی انسان دچار قبض می‌شود، اصلاً نه می‌تواند نمازی بخواند، نه می‌تواند عبادتی کند، نه می‌تواند جایی برود، نه می‌تواند بگوید، نه می‌تواند بخندد. این ها رشحاتی از حال قبض در وجود انسان است. در این مواقع باید متوجه باشیم وجود ما با وجود پیغمبر اکرم (صلی‌الله) و با وجود امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ‌خلق شده است. آن لحظه که بی‌دلیل دل‌مان می‌گیرد، مفتاح و کلید گشایش این حال و انقباض، فرو رفتن درون خود و جستجوی مقام ولایت است. اگر به آن نزدیک شدیم، این نور گسترش پیدا می‌کند و قلب را می‌گیرد و انفتاح پیدا می‌شود. چطور و چگونه از کلید قفل قبض ها استفاده کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در «بسط» و گشوده‌شدن قلب به سوی حضرت معبود، مائیم و شکر. و در «قبض» و تجلیِ جلال او، مائیم و صبر، به همان معنایی که فرمودند: «در بلا هم می‌چشم الطاف او / مات اویم مات اویم مات او» و این حالت، همان توجه وجودی به حضرت محبوب است بدون نظر به حتی اسمی خاص از اسمای الهی. موفق باشید

41548

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که آموزش و رشد فرهنگی‌اش، بیش از آن‌که مبتنی بر درک و تفکر تاریخی باشد، در گرو فنّ سخنوری و رسانه‌ای قرار گرفته است. این الگوی تربیتی باعث شده است فهمِ روحانی و درونی انسان زیر سایه‌ی نمایش‌های زبانی پنهان شود و جولان‌گاه شیطنت دشمن شود . از سوی دیگر، برداشت‌های تخصصی و دانشگاهی نیز اغلب پراکنده و فاقد اجماع‌اند و نمی‌توانند به ادراکِ یکپارچه‌ی حقیقت برسند. درک حقیقی، زمانی حاصل می‌شود که روح انسان در معرض سخنان صدق و معناهایی قرار گیرد که از حیاتِ درونی سرچشمه می‌گیرند و رمز هارا میفهمد، نه از رسانه یا قالب‌های فکریِ حرفه‌ای، ما راه را اشتباه می‌رویم. انسان نباید در ظاهرِ سخنان یا منطقِ منظم افرادی که خود را با بهانه های هرچند منطقی از جبهه‌های حق محروم میکنند گرفتار شود، حتی اگر آن سخنان درست بنظر آیند؛ بلکه باید جوهره‌ی حقیقتی را بشناسد که همواره منوط به شرایط نو است و از جبهه‌ی حق فاصله نگیرد. در نگاه امام شهید و رهبر حاضر، حقیقت در روح تاریخ است، نه در لفظ، و آن‌چه اهمیت دارد، بیداری روح‌های خفته است که البته با کلام های واقعی اندیشه شده منتقل می‌شوند نه آنها که از واقعیت واق رسانه هارا اصل قرار می‌دهند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت اندیشمندان بزرگ و اولیای الهی متذکر می‌گردند که باید با نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی، جایگاه هر سخنی را مشخص کرد مبنی بر آن‌که آیا آن سخنان به ظاهر زیبا، اشاره به حقایق عالَم دارند و یا توهّمات مخاطبان را از آن طریق برمی‌انگیزانند؟ موفق باشید 

41508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله ۱- استاد باطن این حضور روز افزون مردم در خیابان چیست؟خصوصا باطن این میدان داری بانوان؟ ۲-استاد عابدینی میفرمودن نفس این تجمعات خودش استغاثه هست،به باورتان بهترین نیتی که میشه برای حاضر بودن در این تجمعات داشته باشیم چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این مورد خوب است به بحث  «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 رجوع فرمایید 2- نکتۀ خوبی فرموده‌اند. بهترین نیّت، حضوری است برای عبور هرچه بیشتر از جهان استکباری ذیل ارادۀ الهی که در جواب سؤال شمارۀ   38507 عرایضی شده.https://lobolmizan.ir/quest/38507?mark=%D8%B0%DB%8C%D9%84%20%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87. موفق باشید

41496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد ارجمند بنظرم می تونیم بگیم روز ظاهر است و شب باطن است و وقتی شب را ببینیم روز را در جمال و جلال می بینیم روز چشم عینی است شب چشم غیبی است که اگر این دو با هم بینا شود شب و روز برای مان یکی ( نور) می شود وحدت را در کثرت و کثرت را در وحدت می بینیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ ارزشمندی است. در این مورد متنی تحت عنوان: «در طلب دیدار حق» تنظیم شده است که می‌توانید در بحث  https://eitaa.com/matalebevijeh/22021 آن متن را و شرحی که در آن جلسات در رابطه با آن متن شده، ملاحظه فرمایید. موفق باشید

41447

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز سوالی داشتم ما تو سن نوجوانی مطالعات کتاب داریم اما خب میگن این مطالعات باید با عمل همراه باشه خب بعضی کتاب ها که بحثشون فرق داره اما کتاب هایی که باید در زندگی نمود عملی پیدا کنن مثلا مثل کتاب مواعظ یا امثالهم یا غیره... ما در خواندن و مطالعه باید کمی بخوانیم و یه همان که خواندیم عمل کنیم و بعد سراغ بقیه برویم یا در واقع مطالعه رو کاهش دهیم که تمرکز به عمل کردن بیشتر شود یا اینه خیر مطالعه محور باش و عمل در مرحله دو چون اینکه اگر بخوای گفتش را کنار هم جلو ببری سخته مخصوصا در مرحله عمل امیدوارم که توانسته باشم سوال خودمو درست بپرسم با ارزوی سلامتی برا شما استاد عزیز

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال «اول قدم آن است که او را یابی/ دوم قدم آن است که با او باشی» و از این جهت سیر مطالعاتی سایت می‌تواند برای اول قدم، راهگشا باشد، بخصوص مباحث «معرفت نفس». موفق باشید

41441
متن پرسش

سلام استاد. نظرتان همواره برایم راهگشا بوده. نظرتان را درباره این متن می‌خواستم. 🔸لبخند تو را دیرزمانی است ندیدم ✍ علی جلالی شما را نمی‌دانم ولی آدم‌های شهر برای من همیشه غریبه بودند. آن هم نه غریبه‌ای که با سلام و علیکی تبدیل به آشنا شوند؛ بلکه از آن‌ها که بهشان می‌گویند: "هفت‌پُشت غریبه"! هیچ ارتباطی با هیچ‌کدامشان نمی‌گرفتم جز به حکم ضرورت یا برطرف شدن نیازی یا پرسیدن آدرسی یا ... . آدم‌های شهر برای من همه یک‌شکل بودند، اخم‌هایی درهم‌کشیده، چهره‌هایی عبوس، بی‌حوصله‌هایی که لب جز به شکوه و شکایت باز نمی‌کردند و برخی‌شان یک‌مشت منفعت‌طلب که منتظر فرصتی بودند که کلاه سرت بگذارند! نمی‌دانم بعد از حوادث این جنگ چه اتفاقی برای من و آدم‌های شهر افتاد که انگار همه‌شان را سالهاست می‌شناسم. چهره هیچ‌کس برایم تکراری نیست و شبها که در میدان‌ پرچم به دست می‌ایستم و بهشان نگاه می‌کنم جز شور و لبخند نمی‌بینم. زن و مرد هم ندارد. وقتی مشت‌های گره‌کرده و چهره‌های مصمم و خندان همدیگر را می‌بینیم انگار می‌شکفیم و قلبمان وسیع می‌شود و دلمان برای هم غنج می‌رود و همدیگر را به زبانی که نمی‌دانم چیست، صدا می‌زنیم و برایم جالب است که گوش‌هایمان در همهمه خیابان و بلندگو و شعار، صدایِ آشنای هم را به وضوح می‌شنود و چشم‌هایمان از فاصله دور و از میان این همه پرچم، برق چشم‌های آشنا را می‌شناسد و برق می‌زند. انگار زبان اشارت‌گونه‌ای میان همه جاری شده‌است و پیر و جوان و کودک و بزرگ هم ندارد، همه هم را می‌فهمیم و به هم قوت قلب می‌دهیم. دست‌های آدم‌ها وقتی پرچم تکان می‌دهند یا شکلاتی به بچه‌ای می‌دهند یا برای هم دست‌تکان می‌دهند، حرف می‌زند. پاهایشان وقتی با شوق به طرفت می‌آیند یا استوار در میدان با همه خستگی می‌ایستند با تو حرف می‌زند و چشم‌ها و ابروها شوق پیروزی را فریاد می‌زنند. شاید قیامت شده‌است که اجزای بدنمان لب به سخن باز کرده‌اند و بر عشقی پاک گواهی می‌دهند. گاهی چشمم به چشم بعضی ساکنان ماشین‌های عبوری که پرچمی ندارند و در این باغ‌ها نیستند، می‌افتد و برایم جالب است که آنها را هم انگار سالهاست می‌شناسم و در همان یک لحظه با هم یک دنیا سخن می‌گوییم که رفیق جانم جایت اینجا خالی است کنار همه عاشقان! تو که سراپا عشق به میهنی بیا و مهمان نَفَس‌های گرم ما شو تا با هم سرود دوستی سر دهیم و عشق کنیم. قربانت بروم دل یک شهر برایت می‌تپد چه با ما هم‌قدم شوی چه نشوی! وقتی به جوانان اخمو و متکبر دیروز و خندان و متواضع امروز نگاه می‌کنم که پرچم‌ها را در میدان با شوری حماسی به رقص می‌آورند یا از اعماق قلب‌های خدایی‌شان شعر و شعاری را فریاد می‌زنند و چهارشانه در خیابان استوار قدم می‌زنند تا دل ما را به وجودشان گرم کنند، دلم می‌خواهد همه این پهلوانان شهر را در آغوش بگیرم و غرق بوسه‌شان کنم. راستی در عرض چند ساعت چه بر ما گذشت که زبانی دیگر در میانمان متولد شد و همه هم‌زبان شدیم؟ قلب‌های ما چطور در میان انگشت‌های خدا زیر و رو شد که هم‌دل شدیم؟ و چگونه چشم و گوشی باز کردیم که نجوای عاشقانه قلب‌های خودمان و همدیگر را می‌شنویم؟ چه شد که ما هفت پشت غریبه‌ها همه برادران و خواهرانِ خونی هم شدیم طوری که می‌خواهیم جانمان را برای هم بدهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتنی‌ها را گفتید و از این جهت متوجه می‌باشید که بحمدالله نباید معنای حضور مردم را با سخنانی ساده و سطحی تقلیل دهیم تا آن حدّ که بخواهیم به جوانان‌مان بگوییم اگر شب‌ها در میادین حاضر نشوند، دشمن شاد می‌شود. نه! این جوانان به حضور دیگری می‌اندیشند که آن یگانگی با رهبری است که با شخصیت خود و با شهادت خود، افقی از انسانیت را مقابل ما گشودند و این‌جا است که با نظر به جایگاه شهادت رهبر معظم انقلاب، زبانی خلق می‌شود تا همگان در کنار هم قرار گیرند بدون آن‌که بحث از توبۀ افرادی را به میان آوریم که مانند ما نمی‌اندیشند زیرا بحث از حضور در وسعت دیگری هست که همه در آن حضور وسیع کنار همدیگر قرار می‌گیریم. به نور انسانیت کامل که معنای انسانیِ آن‌ها را در جان آن‌ها احیاء می‌کند و عجیب است که  با مردمانی روبه رو هستیم که ماورای ظاهری مقیّد به احکام شرعی در جستجوی انسانیت خود در این صحنه‌ها حاضر می‌شوند زیرا با سعۀ شخصیت خود ظاهرگراییِ مذهبی‌های متوقف در ظاهر را به چیزی نمی‌گیرند تا در آینۀ شخصیت رهبر شهید، انسانیتی را که احساس کردند با جان خود بچشند و معلوم است که در دل حقیقتی که در جانشان طلوع کرد، حال وقتی مقیّد به ظاهر شریعت می‌شوند این ظاهر ریشه در حقیقت دارد و نه در عادت‌هایی که بخواهیم هرکس در این نوع عادت‌های ما حاضر نیست را، کافر بدانیم. عرایضی تحت عنوان « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است- ۲»   https://eitaa.com/matalebevijeh/22170 در رابطه با انسانیتی که در پیش است، شد. خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید  

41417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در بحث ظهور اسما الهی بنظر من در سفر دوم: اسم حق(مابقی از آن) در سالک تجلی و ظهور می کنه در سفر سوم: اسم بصیر ( مابقی از آن) در سفر چهارم: اسم خبیر که ظاهر و باطن همه ی اسم ها در وجود سالک ظهور جمالی و جلالی کرده. نکته :منظور من اسم غالب در این سفر هاست که راهی برای دیگر اسم ها می شود. بنظر شما این نظر خوبی هست؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این  موارد نباید معطل این سؤالات باشیم که نوعی نظر به کیفیت‌ها است. در حالی‌که از مولای‌مان حضرت علی«علیه‌السلام» در دعای صباح داریم که او : «وَ جَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَةِ كَيْفِيّاتِهِ» برتر است از چگونگی ها. و این یعنی: «گر نپرسی زودتر کشفت شود». توصیه‌ای که جناب خضر به حضرت موسی«علیه‌السلام» فرمودند. کتاب «مصباح الهدایة از امام خمینی (ره) در رابطه با عرفان حرف ها دارد و عرایضی در شرح آن کتاب شده است می توانید به آن شرح رجوع فرمایید https://lobolmizan.ir/sound/653?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD موفق باشید 

41376
متن پرسش

با سلام رهبری معظم در مورد ظهور عام صحبت کردند لطفا بفرمایید ظهور عام یعنی چه؟ و در مقابل ظهور خاص چیست آیا به معنی فرج است با ظهور تدریجی یا ظهور صغری یا ..؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا آنچه مدّ نظر ایشان است به میان‌آمدن همین معنویتی است که بحمدالله جان مردم ما را و حتی مردم دیگر کشورها را فرا گرفته، تا آن‌جایی که نوعروسان کشمیری زیورآلات خود را به ایران هدیه می‌کنند ایرانی که به خوبی، آن‌ها می‌دانند سرنوشت آیندۀ جهان را تغییر خواهد داد. موفق باشید  

41317
متن پرسش

سلام استاد عزیز: از روزی که ولی امر جدیدمان معرفی شدند احساس عجیبی دارم، جوانی هستم که اولین بار است چنین امر عظیمی را تجربه می‌کنم و در واقع بی‌تجربه‌ام، استاد از همان مبارک سحری که خبر را شنیدم در دلم ولوله‌ای برپاست و در سرم رویاهایی که هرگز پیشتر نداشته‌ام در حال خروش؛ بعد از امام شهیدمان با تمام وجود از همان سحر در جانم طلبی دارم، فقط می‌خواهم و می‌گویم ای کاش بتوانم در هر آن و هر ثانیه از عمرم مانند حاج قاسم برای رهبر جدیدمان باشم. اکنون این تمام آرزوی قلب من است اما بی نهایت واهمه دارم که در گذر زمان گرد غفلت بر قلب نسیان‌گرم بنشیند، استاد من چه کنم که «سنقرئک فلاتنسا»ی سوره اعلی بر جانم مستقر شود و این طلب و خواهش در وجودم از بین نرود؟ چه دعایی چه توصیه‌ای می‌تواند در این راه نور پایدارم باشد؟ به خصوص که الان نمی‌دانم چطور باید و در عمل چه گامهایی باید بردارم تا حاج‌قاسم رهبر جدیدمان باشم، اما با همه وجود می‌خواهم تا آخرین نفسم در این حضور و در این صراط بمانم تا شاید روزی خداوند به فضل و کرم خودش بر من هم رخ نموده و توانستم چنان باشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که اولاً: متوجه باشیم انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای عادی نبود و گویا خداوند به طرز معجزه‌آسایی بر خلاف توطئه‌های از پیش تعیین‌شده، آن انتخاب را پیش آورد و این را نباید فراموش کنیم که ایشان به ارادۀ خاص الهی در جایگاه رهبریِ انقلاب قرار گرفتند. ثانیاً: به این نکته فکر کنید که در بستری از تاریخ قرارگرفته‌ایم که خداوند نهایی‌ترین حضور را که مقابله با ظالمانه‌ترین جبهۀ شیطان است برای‌مان پیش آورده. و با نظر به این موضوع در هرجا باشیم و هرچه برای‌مان پیش آید؛ مهم است، بقیه را خداوند رقم می‌زند. موفق باشید            

41286

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و عرض تسلیت خدمت استاد محترم و معزز جناب اصغر زاده: سوالی داشتم از خدمت شما، این کتب و سایت‌هایی که تعبیر خواب دارن مورد وثوق هستن یا خیر؟ البته بنده یک مورد از سایت‌های خبری مهم رو هم دیدم که تعبیر خواب میزاره مثل سایت دانشجوی جوان. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که خواب افراد حتی اگر یکسان باشد، نسبت به شخصیت افراد متفاوت است؛ نمی‌توان به این نوع نوشته‌ها و اظهار نظرها اعتماد کرد. موفق باشید

41155

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده وقت شما بخیر: امیدوارم حالتون خوب باشه. اعیاد شعبانیه رو تبریک میگم. ببخشید من هر وقت دچار یه حالت معنوی خوبی میشم یا یه کار خوبی انجام میدم بعدش یه خرابکاری بزرگ می‌کنم. دقت کردم همیشه این اتفاق می‌افته. مثلا چند شب پیش وقتی مناجات شعبانیه رو خوندم و خیلی به دلم نشست، کلی گریه کردم و توبه کردم. چند ساعت بعدش عین احمقا نشستم تا صبح جوک خوندم و ولگردی مجازی کردم. یا چند وقت پیش قرآن خیلی خوبی خوندم بعدش سر یه موضوع بیخودی با پدرم دعوام شد. یا یه عهدی با خدا بستم که یه کاری انجام بدم بعدش نشستم تا صبح سریال یانگوم رو دیدم! یعنی اگه یکی به من بگه یانگوم می‌بینم میگم چقدر تباهی بعد خودم در اوج کار و زندگی نشستم فیلم دیدم. نمی‌دونم این دام شیطانه یا خودم زیادی احمقم یا هردو. فقط می‌دونم خسته شدم از دست خودم. ۸ ساله که نیستم. ربع قرن زندگی کردم چشم رو هم بذارم وقت مرگم می‌رسه. لطفا یه راهکار واقعی بهم بدید. جملات انگیزشی و کلی به کارم نمیاد. من خیلی زود تحت تأثیر قرار می‌گیرم و حتی گاهی تا چند ماه خوب پیش میرم اما بعدش دوباره جا می‌زنم. چی کار کنم که شده به قدم برم جلو، اما واقعا برم جلو. نه اینکه توهم پیشرفت داشته باشم و دوباره ببینم دارم عمرم رو با چرت و پرت هدر میدم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید به خودمان برنامه بدهیم و در برنامه‌دادن، سخت‌گیری نکنیم. ولی در دلِ آن برنامه‌ها کارها را جلو ببریم تا روزمرّه‌گی‌ها ما را گرفتار خود نکند. به گفتۀ جناب مولوی: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زان‌که نَبوَدشان گرانی قوا». گرانی قوا همان برنامه‌ریزی‌ها است. موفق باشید

42153

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: آیت الله بهجت رحمه الله علیه: باید بدانیم که خودمان استاد خودمانیم. معلوماتمان را بیاییم، نگاه کنیم مبادا زیر پا مانده باشد.  محال است که عبودیت و ترک معصیت باشد و انسان بیچاره باشد و نداند چه بکند چه نکند، محال است. عبودیت ترک معصیت است در اعتقاد و در عمل ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون" این جمله يعني چی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ بسیار مهمی را مطرح فرموده اند تا بدانیم اگر در این زمانه مطابق معارف الهی و آگاهی های دینی خود عمل کنیم حتماً خداوند ما را به همان معنایی که در جواب سؤال شمارۀ 42152 عرض شد، هدایت می کند. در این رابطه عرایضی در جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت (رحمه الله )» https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA  شده است خوب است به آنجا رجوع شود. موفق باشید

42149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: تاریخ در حکمت اسلامی چه تعریفی دارد؟ منظور از تقدیر تاریخی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایض مفصلی در رابطه با آیۀ ۲۹ سورۀ «الرّحمن» شده است که می فرماید: «يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ». خوب است که در این مورد در سایت جستجو فرمایید. ان شاءالله به نکات خوبی می رسید. موفق باشید

41916
متن پرسش

سلام علیکم حضرت استاد: «آنِ» کربلایی؛ سیدالشهدای انقلاب و برپایی عالم اشک چگونه انقلاب اسلامی با پیش‌آوردن کربلا و شهادت سیدالشهدای انقلاب، بشریت را از پوچی جهان مدرن رها می‌کند و افق حیات حقیقی را می‌گشاید؟ اگر کربلا را به مثابه «سِرّ الهی» بشناسیم، باید خویشتن را آماده سازیم تا این نحو از حضور را که می‌تواند رازی را برای انسان مکشوف سازد، در نسبت با کربلا جستجو کنیم. کسی که بخواهد کربلا را در یک نظام مفهومی و دسته‌بندی‌های ذهنی صِرف درک کند، چه‌بسا توفیق راهیابی به حقیقت آن را نیابد. شاید بتوان گفت آن «سِرّ الهی» در عالم خلقت، کربلاست و برای آن‌که انسان‌ها بتوانند خود را در نسبت با این سرّ الهی قرار دهند، حضرت سیدالشهدا (ع) مسئولیتی بر عهده گرفتند تا «صحنه‌ای» پدید آورند که در آن صحنه، آن سِرّ الهی با بشر در میان نهاده شود. مسئله‌ی انقلاب اسلامی در دنیای جدید، به یک معنا گشودن راه کربلاست؛ برای انسانی که در جهان امروز در پوچی و نیهیلیسم گرفتار آمده است. بشری که شاید به همه‌ی توانایی‌ها دست یافته و تمام آنچه در طول حیات کره‌ی زمین بوده را تسخیر کرده است؛ به همه‌ی دانش‌ها و علومی که در طول تاریخ فراهم آمده، نائل گشته، اما در نهایت، از اولین راه‌های حیات نیز بی‌خبر مانده است. دنیای جدید دنیای عجیبی است؛ دنیایی که نوعی از علم و پژوهش را پیش برده که همه‌ی آنچه در تاریخ‌های گذشته برای بشر بوده است را بفهمد و درک کند. این از جهتی شاید امری بی‌سابقه است که دنیای جدید در سنت‌های مختلف کسب علم کرده و همه‌ی تاریخ‌ها را شناخته است. اما این همه دانایی و توانایی که در انسان امروز جمع شده، ذره‌ای از «حیات» را به او نچشانده است. انسان امروز علیرغم آن‌که به مثابه «دانای کل» نسبت به امور مختلف است و همه چیز را می‌تواند در فهم خود آورد و در تصرف خود درآورد، روزبه‌روز از حیات انسانی دورتر شده و نتوانسته طعم آن را بچشد. اینجاست که وقتی به مسئله‌ی انقلاب اسلامی و در میان نهادن آن «سِرّ الهی» که می‌تواند انسان را در یک حیات واقعی بر روی زمین حاضر کند، می‌نگریم، مسئله‌ی کربلا جایگاهی ویژه می‌یابد. انقلاب اسلامی در توجه به کربلا، نه به معنای قرار دادن آن به مثابه وسیله‌ای برای یک هدف، بلکه برای آن‌که بتواند «کربلایی» را دوباره در مقابل انسان‌ها قرار دهد؛ کربلایی که حامل سِرّ الهی است؛ کربلایی که پدیدار شدنش در مقابل انسان‌ها، حیات و راز حیات بشریت را می‌تواند به آنان بنمایاند. همه‌ی ما سال‌هاست که در مجالس روضه شرکت می‌کنیم و در اشک بر حضرت اباعبدالله (ع) زندگی می‌کنیم. همه‌ی ما «آنی» را در همین محافل داریم؛ لحظه‌ای که در آن اشک، چیزی را می‌چشیم که گویا برتر از تمام آن چیزی است که در زندگی تجربه کرده‌ایم. در آن «آن»، شاید دیگر هیچ خواسته‌ی دیگری نداشته باشیم؛ گویا احساس می‌کنیم تمام آنچه باید از این جهان می‌چشیدیم را چشیده‌ایم و چیز دیگری نمی‌خواهیم. آن «آن» که در آن حاضر می‌شویم، خودْ تمام حیات را لحظه‌ای به ما نشان می‌دهد و مسیر زندگی‌مان بر اساس همان «آن» و «وقتی» که در این روضه و اشک بر حضرت اباعبدالله برایمان پیش آمده، شکل می‌گیرد. این مسئله‌ای بسیار عجیب است. اگر کسی بیرون از این نسبت از ما بپرسد که در روضه‌ی امام حسین (ع) چه می‌یابی و چه اتفاقی می‌افتد، شاید قابل توضیح نباشد. این امری رازگونه و سرّگونه است؛ چیزی که به یک معنا قابل گفتن نیست، اما آنان که خود را در این نسبت حاضر می‌کنند، این راز را در وجود خویش می‌یابند. اینجاست که وقتی از کربلا و پیدا شدن این «وقت» سخن می‌گوییم، گویا یک نحو غایت را بر روی کره‌ی زمین برای خود احساس می‌کنیم. گویا لحظه‌ای را می‌یابیم که تمام حضور و بودن ما بر روی زمین می‌تواند در آن معنا شود. و این «آن» و این لحظه، «چیزی» نیست. اگر بپرسند در این لحظه به چه رسیدی که انگار تمام امور زندگی در آن خلاصه شده، نمی‌توانیم چیزی بگوییم؛ نمی‌توانیم آن را در گزاره‌هایی بیان کنیم. آیا می‌توانیم آن وقتی را که در آن حاضر شدیم، برای کسی تعریف کنیم که چیست؟ چنین اتفاقی نمی‌افتد و ما قادر به تعریف آن لحظه نیستیم. اما همین «آن» در زندگی ما وجود دارد و به نحوی خود را به ما نشان می‌دهد که گویا تمام قصه‌ی حیات ما را معنا می‌کند. انسانی که این «آن» و «وقت» را در خود دریافته، وقتی در امور دیگر زندگی قرار می‌گیرد، هرچقدر هم آن امور جذاب باشند و او را به سوی خود بکشانند، گویا چیزی در وجود خود احساس می‌کند که ماورای همه‌ی اینهاست و هیچ‌یک از آن جذابیت‌ها با آن «آن» که تجربه کرده، برابری نمی‌کند. اینجاست که یک نحو «حیات فعال» برای انسان پیش می‌آید. انسان به جای آن‌که اسیر خواسته‌ها و امیالش شود و خود را در جذابیت‌های زندگی متوقف کند، دائماً در میان این جهان، دوباره نسبتی با آن «آن» و «وقت» را برای خود می‌جوید. مسیر زندگی خود را در جستجوی آن وقت و آن «آن» قرار می‌دهد و کل حیات انسان با این غایت در وجودش شکل می‌گیرد. این غایت، دیگر غایتی نیست که به صورت ذهنی برای خود فرض کرده باشیم؛ امری است که احساسش کرده‌ایم و در میان ما پیدا شده است. انقلاب اسلامی بناست بشری را که به تمام این جهان مبتلا شده است، در یک «آن» دوباره حاضر کند؛ در «وقتی» که آزادی او از این جهان است؛ وقتی که انسان دیگر اسیر مناسبات و روزمرگی‌ها و اکنون‌زدگی‌های جهان امروز نمی‌شود و می‌تواند در دل این جهان، افق بلندتری را در وجود خود احساس کند و ماورای همه‌ی اینها، اما در نسبتی که با این جهان دارد، حرکت کند. مواجهه با دنیای جدید صورت‌های مختلفی به خود گرفته و جریان‌های مختلفی با نقد دنیای جدید تلاش کرده‌اند راهی برای خود بیابند، اما در نهایت، بسیاری از این جریان‌ها چون نمی‌توانستند افقی در برابر انسان بگشایند، خود نیز در فرهنگ غرب مستحیل شدند. فرهنگ غرب با نحوه‌ای که پیش می‌رود، فرهنگ‌های دیگر را در دل خود مصرف می‌کند و مجال نمی‌دهد کسی فرهنگ و مسیر خود را دنبال کند. اما باید به راهی که انقلاب اسلامی در مواجهه با دنیای جدید دارد، به‌ویژه مسئله‌ی شهادت و کربلا که بنیادی‌ترین امر در انقلاب اسلامی است، بیندیشیم. مسیری که با پیش‌آوردن شهادت، ذکری و حضوری از کربلاست تا انسان خود را در آن افق احساس کند و در دل روزمرگی‌ها قرار نگیرد. ما در انقلاب اسلامی علاوه بر تنفس در فرهنگ عاشورا و جریان ذکر سیدالشهدا، به دنبال «تحقق کربلا» هستیم؛ می‌خواهیم «عاشورایی» و «کربلایی» در این جهان باشیم. این غیر از پاسداشت مناسکی کربلاست. انقلاب اسلامی راهی را دنبال می‌کرد تا کربلایی در این جهان برپا کند. این همان روحی است که حضرت امام (ره) به ملت دمیدند و حضرت آقا تفصیلش دادند. آنان نسبت ما را با کربلا از اشکی بر یک گذشته، به اشکی تبدیل کردند که یک نحو طلب حضور است؛ اشکی که می‌خواهد کربلایی برپا کند و به سوی آن برود. با این درک از دنیای جدید که نمی‌تواند «سِرّ الهی» را با بشر در میان بگذارد و بشر دچار پوچی شده، ما در انقلاب اسلامی هدف و غایت نهایی خود را بر پایه‌ی کربلا نهادیم. وقتی به حضرت آقا و توجه و شوقشان به شهادت می‌نگریستیم، این مسئله آشکارتر می‌شد که ایشان مسیری را می‌پیمودند که به یک شهادت و یک کربلا می‌رسید. در دل این اتفاق، می‌توان با بشر امروز سخن گفت و او در نسبت با این کربلا می‌تواند خود را از جهان امروز و اکنون‌زدگی و فریب‌هایش آزاد کند. در شهادت سیدالشهدای انقلاب، یک امر حضوری پیش می‌آید که انسان را از جهان امروز آزاد می‌کند و اثر جریان‌های استکباری را بر انسان‌ها محو می‌سازد. نحوه‌ای از رهایی برای یک ملت پیش می‌آید که آن ملت دیگر دستاویزی برای تصرف استکبار در خود ندارد و آمریکا و جریان استکباری در نسبت با ما بی‌جایگاه می‌شوند. همان‌طور که در قصه‌ی نظام شاهنشاهی دیدیم، مسیر عاشورایی‌ای که حضرت امام از سال ۴۲ آغاز کردند و در طلب شهادت در مقابل نظام شاهنشاهی حاضر شدند، باعث شد مردم با پیدا شدن افق کربلایی، حیاتی را بچشند که دیگر آن نظام نمی‌توانست آنان را در قفس تنگ خود نگه دارد و لذا بی‌جایگاه شد و صحنه را ترک کرد. مسیری که امروز در امتداد آن در نسبت با آمریکا دنبال می‌کنیم و به‌ویژه این شهادت و کربلایی که حضرت آقا پیش آوردند، باید از این منظر دیده شود. اگر بر اساس یک وظیفه‌ی تاریخی حاضر شویم، در نسبتی که این اشک برای ملت ما پیش می‌آورد، یک نحوه آزادی نسبت به آمریکا رخ می‌دهد. حتی اگر آمریکا با تمام قدرت، فریبکاری و نفوذ خود بخواهد تأثیرگذار باشد، دیگر نمی‌تواند؛ زیرا ما «انسان دیگری» شده‌ایم. نه در ظاهر، بلکه افقی را در وجود خود حس می‌کنیم که هیچ چیز با آن برابری نمی‌کند و حیاتی را احساس می‌کنیم که هیچ چیز کنارش قرار نمی‌گیرد. مسئله‌ی ما در نسبت با شهادت حضرت آقا این است که ما نسبت به آن کربلایی که آقا پیش آوردند، چه می‌اندیشیم؟ آقا در این سال‌ها چه چیزی را درک می‌کردند که راهی به سوی کربلا گشودند و این شهادت را به این نحو دنبال کردند؟ نباید این را سطحی نگریست و در فهم‌های محدود از آن سخن گفت. باید نسبت این کربلا را با کربلای حضرت اباعبدالله (ع) مد نظر آورد و از سوی دیگر درکی از جهان امروز داشت و حضوری که اسلام می‌خواهد در جهان امروز پیدا کند؛ نه به عنوان یک گروه یا ایدئولوژی، بلکه به عنوان پیش‌آوردن یک «جهان دیگر». مسئله‌ای که ما در دنیای امروز با آن مواجهیم، انتظار عالمی دیگر است، نه این‌که این جهان اشکالاتی دارد که اسلام می‌خواهد آن‌ها را رفع کند. با این دید، باید مسئله‌ی شهادت حضرت آقا را با درکی عمیق‌تر دنبال کنیم و آن را به زبانی تذکر دهیم که آن اشک جاری شود؛ اشکی که یک نحو «به حضور» برای ما پیش آورد. همان‌طور که حاج قاسم سلیمانی در دیداری با فرماندهان سپاه پیش از شهادتشان فرمودند که سپاه «واجد عمل مقدس» است و این عمل مقدس، به جهت توجه به حضرت سیدالشهدا و شهادت است و در این افق، همه‌ی راه‌ها گشوده است و هیچ دری بسته نیست. ایشان با چنین درکی در این مسئله بودند. آیا ما با شهادت آقا می‌توانیم بفهمیم چه گشایشی در برابرمان پیش آمده است؟ توجه به حضرت سیدالشهدا و سیدالشهدای انقلاب اسلامی ما را می‌تواند در چنین راهی قرار دهد تا آزاد شویم از همه‌ی آن تعلقاتی که با ظرافت‌های بسیار زیاد به سراغمان می‌آید. بی‌مدد آن «سِرّ الهی» و توجه به آن، نمی‌توانیم این راه را پیش بریم. در روایت است که پیدا کردن شرک در وجود، مثل یافتن مورچه‌ی سیاه بر روی سنگ سیاه در شب تاریک و ظلمانی است؛ یعنی به یک معنا اصلاً نمی‌توانی آن را پیدا کنی. پس به چه نحوی می‌توان راه را پیمود؟ آیا همین نسبتی که ما با شهادت و با سیدالشهدای انقلاب اسلامی داریم، همان رازی نیست که ما را در حیات توحیدی‌مان حاضر می‌کند و از همه‌ی ترس‌ها و شهوات آزاد می‌سازد و در جهانی دیگر قرار می‌دهد؟ 🔰 متن کامل یادداشت در لینک زیر: http://varastegi.ir/4367 🔻 همچنین بخوانید: ▪️ اشک بر شهادت آیت‌الله خامنه‌ای؛ گشودن راه آیندهٔ حقیقی ملت ایران https://varastegi.ir/4356 ▪️ انقلاب اسلامی و احیای صحنه کربلا https://varastegi.ir/4358 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر «اشک» به عنوان «سِرّ الهی» در کربلا با بشر در میان گذارده شد، به من بگویید آن‌جایی که امام حسین «علیه‌السلام» با قامتی از جنس مردان جنگی با سپر و شمشیر و کلاهخود، دارد جناب قاسم را با چشم‌هایش در دل میدان بدرقه می‌کند و اشک می‌ریزد، آری! و اشک می‌ریزد، این «اشک» چه اشکی است؟ می‌دانم که از خدا تقاضا می‌کنیم معنای این عرشی‌ترین اشک را برای ما آشکار کند. چه چیزی قلب مبارک آن امام جنگاور را که هیچ چیزی در این عالم او را نمی‌ترساند، این‌چنین حاضر می‌کند تا با این اشک، آری! با این اشک به همۀ جهانی که تا قیام قیامت همۀ بشریت بدان نیاز دارند، یک‌جا حاضر شود؛ خواهی گفت: این همان اشکی است که ما نام آن را «سِرّ الهی» می‌گذاریم تا در جهانی حاضر شویم که هیچ نامی و هیچ وصفی برای آن نیست. خوب است و درست می‌گویید، ولی به من بگویید آیا این کلمات و این واژه‌ها که تنها واژه‌های توصیف آن صحنه است، می‌تواند چیزی بگوید؟! باز می‌پرسم: امام حسین «علیه‌السلام» را چه می‌شود آن‌گاه که در آن صحنه اشک می‌ریزد؟ از اشکی که با دیدن دست قطع‌شدۀ اباالفضل «علیه‌السلام» داشت و جهانی که برای او گشوده شد؛ می‌گذرم. و از اشکی که با میدان گشوده‌شدۀ شهادت علی اکبر «علیه‌السلام» برای آن حضرت پیش آمد، باز می‌گذرم و سؤال می‌کنم بر آن مرد جنگاور آن‌گاه که با چشمان خود حضرت قاسم را بدرقه می‌کرد، چه می‌گذشت؟ آیا اگر با کلمات، خود را فریب ندهیم راهی برای درک این نهایی‌ترین نهایت‌ها حتی در چنین صحنه‌ای برای‌مان گشوده می‌شود؟ می‌ترسم وقتی به یاد جملۀ حضرت امام حسن مجتبی «علیه‌السلام» می‌افتید که در شخصیت تاریخی حضرت امام حسین «علیه‌السلام» در خطاب به آن حضرت فرمودند: «لَا یَوْمَ‏ کَیَوْمِکَ یَا اَبا عَبْدِاللهِ» به چیزی کم‌تر از آن نهایتی که در منظر امام حسن «علیه‌السلام» مطرح بود، پیش آید و نفهمیم چرا حضرت رضا «علیه‌السلام» می‌فرمایند: «يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ...» اى پسر شبيب اگر براى چيزى گريه می‌کنی، براى حسين «عليه‌السّلام» گريه كن... حضرت رضا «علیه‌السلام» این نهایت اشک را که کربلا به ظهور آورد، چگونه با ما در میان گذاردند، اگر بنا داریم اشکی آخرالزمانی را در جان خود در میان آوریم. موفق باشید  

41869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا خود ارضائی از نظر اسلام حرام؟ آخه من تحقیق کردم و از نظر علم در حد تعادلش اشکال نداره و آسیب زننده نیست. میتونین بیشتر راجع بهش توضیح بدید. ممنونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این موارد که آثار منفی روحی دارد در محدودۀ نظر علم تجربی و پزشکان نیست. در این رابطه خوب است به سؤالات شمارۀ  ۳۱۱۴۴  - 715 و ۵۷۹۵  و ۷۸۱۶  و ۱۹۸۲۸  رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی